اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
اقا این فایل نشانه ی روزانه ی من بود که با از ته دلم از خدا خواستم که توروخدا منو به چیزی هدایت کن که الان ترمزمه و من نمیدونم
و این فایل برای من اومد
من هنوز فایلو گوش نکردم ولی نوشته ی فایل که کامنت اندیشه گل هست رو خوندم کلی ترمز ها و ایرادات منم بهم گفته شد … توی این چند روز خدا بهم این جمله رو خیلی تکرار کرد
نگار از امروزت لذت ببر از برنامه و کارایی که هر روز در راستای اهدافت انجام میدی لذت ببر فکر نکن که روزی به اهدافت رسیدی و ماشین مدل بالا داری خونه داری ثروت زیاد داری شهرت داری اون روز اون چیزا باعث خوشحالیه تو میشن … اونها هیچ کدوم برای تو خوشحالی و خوشبختی به ارمغان نمیارن و اگر الان حالت خوب نیست و از برنامه ی روزانه ات لذت بی نهایت رو نمیبری اونروزی که اونها هم بهت داده بشه هیچ لذتی نمیبری … این یک توهمه که شما انسانها دارید و فکر میکنید نعمتی مادی و دنیویه فانی میتونه بهتون حس خوب ابدی بده … چطور چیزی که خودش از بین میره میتونه به تو چیزی ابدی بده ؟؟؟
پس جوری الان رفتار کن که فکر میکنی اگه همه ی نعمت هارو داشته باشی رفتار میکنی …
من چشمامو بستم و تجسم کردم که همه نعمت هایی که میخواستم رو دارم …
امریکا هستم در لس انجلس توی یه خونه ویلایی شیک و بزرگ و حسابی پر پول و ماشین مدل بالا …
به دور ورم نگاه کردم و داشتم لذت میبرم از دیدنه لس انجلس از بام این شهر و یدفه گفتم خب الان چیکار کنم ؟
الان برنامه روزانه ام چیه ؟؟ باید برم انعطاف کار کنم باید برم باشگاه بدنسازی کار کنم باید کلاس برم باید مهارت هامو بهتر کنم باید رو باورام کار کنم تا شرایطم ازینم بهتر بشه و …
همه اون خوشی و لذت از اون همه نعمت برای یک لحظه بود و بعد باید میرفتم دنبال برنامه ی روزانه ام و اون بود که به من لذت میداد نه ایستادن و دیدنه خونه و ماشینو لس انجلس … همه ی اونها برای من یک لحظه لذت داشت … و فهمیدم خیلی بیشتر درک کردم که خدا بهم چی گفت …
واقعا فهمیدم که بزرگترین لذت من برنامه و در کل مسیری هست که برای رسیدن به هدفم دارم نه اون هدف … مسیره رسیدن به پول خیلی بیشتر لذت بخش تره تا خوده پول …
مسیره رسیدن به درجه حرفه ای در مهارت مورد علاقه ات خیلی لذت بخش تر از خوده اون مهارت حرفه ای هست …
چون بعد که بهش رسیدی میگی خب الان دارمش دیگه … چیو ندارم باید اونو به دست بیارم …
من همه ی اینها رو میگم ولی درکم ازش میدونم کمه و هر روز و هر ماه و هر سال بهتر و بهتر میشه …
این درک و اگاهی باعث شده من از هر لحظه ی روزم بیشتر لذت ببرم بیشتر دقت کنم بیشتر از وقتم استفاده کنم در طی روز خیلی بهتر طبق برنامه ام پیش میرم خیلی بهتر حواسم به ورودی هام هست خیلی بهتر وقتی موقع تمرین میشه با عشق میرم انجامش میدم ( قبلا یه حسی میومد که وای حالا تا یه سال باید هر روز انجامش بدم تا به اون درجه برسم چه خبره زیاده که اما الان نه ، عشق میکنم ) در کل خیلی روزه بهتری رو برای خودم میسازم که شب میشه میگم ایول امروز خیلی از زمانم استفاده کردم و لذت بردم و پیشرفت کردم
این کاملا مربوط میشه به نوشته ی خواهر ( هم خانواده ) عزیزم اندیشه جان که گفت محدودیت زمانی وجود نداره و فراوانی در زمان هست
ربطش اینه که من لذت نمیبردم از برنامه ی روزانه ام قبلا چون این باور رو داشتم که زمان کمه ، و خیلی طول میکشه تا من به اون درجه برسم ، من نمیخوام اینقدر طول بکشه ، میخوام زود برسم و….
این ترمز رو هم دارم که ایشون گفتن که من میخوام زود به مهارت برسم تا ازش پول دربیارم منم همینطورم … یعنی میخوام زمان و تکامل زود فشرده بشه تا من به پول دراوردن برسم … و این میدونی از چه باوری میاد ؟
این باور که خدا نمیتونه از راهی به من پول برسونه یا هیچ راهه دیگه ای نیست فقط همین هست و تکیه به مغز کوچک خودت میکنی و این رو تنها راه ورود پول در زندگیت میدونی و به غیر از این هیچ راهه دیگه ای نیست من هم پول نیاز دارم پس بدو بدو بدو تا زود تر مسیر رو بدویی و به نتیجه برسی … ای وایه من
ای وای بر من
چقدر این باورها مثل موریانه در ذهنمون ریشه داره و نمیذاره هیچ ورودی خوبی در زندگیمون باشه
راه و مسیره درست چیه ؟ اینه که
ما باید رها باشیم بگیم خدا جونم
تو به من این ماموریت رو در این دنیا دادی
من در حین این مسیر میخوام فقط لذت ببرم ، به نکات مثبت توجه کنم ، خوش بگذرونم شاد و خرم باشم و تکاملم رو طی کنم و روی خودم و مهارت هام با لذت کار کنم ، در این حین من نیاز به پول هم دارم که اون رو تو خودت اوکیش میکنی تو از هزاران راه میتونی به من نعمت و ثروت برسونی ، به من بگو اگر کاری نیاز باشه انجام بدم برای در مدار قرار گرفتنه اون ثروت … چون ذهنه من معیوبه این ذهن میگه تو باید بری کار کنی و اگر بری سرکار دیگه وقت نداری روی مهارتات کار کنی اما این جواب ذهنه معیوبه منه …
من مطمعنم از هزاران راه ثروت و نعمت میتونه به راحتی وارد زندگیه من بشه و من در کنارش به راحتی روی مهارتم تمرکز کنم و رشدش بدم و تکاملم رو خوب طی کنم خدایا تو به من بگو چیکار کنم …
و جواب میتونه خیلی چیزها باشه … خدا میتونه یه شغلی رو بیاره برات که زمان کم و درامد بالا باشه ، میتونه بهت بگه تو فلان مهارتو داری اما عزت نفست کمه اگه رو عزت نفست و باورای ثروتت کار کنی از اون مهارتت میتونی پول خوبی دربیاری ، میتونه یه ادم یا شرایطی عالی رو برات بیاره اصلا به خدا من ذهنم نمیکشه بیشتر از این ولی میدونم از میلیون ها طریق خدا به تو روزی و رزق مورد نیازتو میرسونه وقتی واقعا باورش داشته باشی …
میدونید ثروت و نعمت در این دنیا فراوانه فراوان و هر فرد هر فردی در این دنیا میلیارد ها دلار از این ثروت رو میتونه داشته باشه … یعنی تیپیکالی و منطقا و علمی به اندازه ای که تک تک هشت میلیارد نفر روی زمین میلیارد ها دلار ثروت داشته باشن ثروت در این دنیا هست اما اگه ندارن به خاطره مدارشونه نه اینکه نیست …
یک مثالی که برای خودم میزنم این هست که اکسیژن در دنیا فراوانه … دیگه هیچ وقت کسی نگفته که اگر جمعیت زمین ده برابر بشه اکسیژن کم میاد … کسی نمیگه مردمان افریقا دسترسی کمتری به اکسیژن دارن نسبت به مردم امریکا … کسی نمیگه تو افغانستان اکسیژن کیفیتش پایینه اما تو اروپا بالاست …
میخوام بگم در همه موضوعات در همه مکان ها و زمانها این فراوانی وجود داره …
و به همون اندازه غیر واقعیه که بگیم پول کمتره تو افریقا تا امریکا … به همون اندازه مسخرست که بگیم زمان من کم دارم باید بدوعم … اصلا شاید مسخره نباشه ها و برای مردم منطقی باشه اماااا غیر واقعیه ….
ما میبینیم که در دنیا در همه چیز فراوانیه و هشت میلیارد جمعیت روی زمین دارن اصلا دو درصد از نعمت هارو استفاده میکنن … دو درصد زمین منطقه مسکونیه یا شایدم کمتر نمیدونم دقیق …
به خدا خیلی نعمت هست خیلی ثروت هست … این یه رودی هست که در جریانه … یکی تشنشه و یک قدم برنمیداره به سمت رود و میگه نگاه رود نمیاد به سمت من اونا رو ببین تو رود اصلا دارن شنا میکنن اما من اب ندارم بخورم … دقیقا مثله همینه
اصلا این باورا یه جوریه که یکیشو پیدا میکنی زنجیره وار میبینی عه اونم هست اونم بهش چسبیده به اونم مربوط میشه و ….
الان این همه نوشتم هنوز فایلو گوش نکردم … خخخخخخ
میرم الان فایل هم گوش میدم دیگه خدا میدونه قراره چی بشه که از متنش اینقدر اگاهی بهم اومد …
در مورده مذهب چه قدر به ما جوری گفتن که توش اصلا قانون رعایت نشده مثله ادم و حوا و اینکه پیامبران از قبل انتخاب شدن و خدا یه ادمی بوده که برنامه ریخته که خب اول ابراهیمو میارم بعد فلان اخریش هم محمد باشه دیگه بسشونه این انسانا … خخخخخخ . جدی همینجور به ما گفتن … اما استاد با صراحت همیشه میگن نه پیامبران خدا رو انتخاب کردن و تکاملشون رو طی کردن اگه اونها این انتخاب رو نداشتن هیچ وقت به پیامبری نمیرسیدن..
این به بحثه تقدیر و سرنوشت هم برمیگرده که چه قدر ادمای مذهبی به خاطره همون به تقدیر اعتقاد دارن و انتخاب نمیکنن یا تغییر نمیدن …
کیف کردم از نشانه و هدایتی که از خدا خواستی و این فایل سر راهت قرار گرفت.
کامنتت سرشار از نکته های خوب بود، باور فراوانی، کار کردن روی مهارت و طی کردن روند تکاملی بسیار مهم و ارزشمندن.
برات در مسیرت بهترینها رو آرزو میکنم.
امیدوارم هم خودت هم همه مون از مسیر رسیدن به خواسته هامون غرقِ لذت بشیم و وقتی هم به خواسته هامون رسیدیم همچنان غرقِ لذت باشیم و ادامه بدیم مسیرِ درست زندگی کردن رو.
تاکید صحبت های استاد در این فایل روی عجله نکردن، صبر کردن، دچار حرص نشدن برام خیلی شنیدنی بود و تو گوشم زنگ زد که چقدر این نکته به جا و درسته، انگار که مچ ذهن و عملکردمو گرفته باشم یهویی…
فک کنم دفعه سوم یا چهارم بود این فایل رو دیدم، وهربار فایلهاتون رو می بینم فک می کنم اولین باره یعنی همون حس کنجکاوی وشگفتی رو دارم، کنجکاو برای اینکه ببینم دیگه چی می تونم ازتون یادبگیرم و شگفت زده برای دیدن ودرک کردن قوانین در رفتار وعملکردتون در شرایط مختلف…
وجالب اینجاست که توی تمام سالهایی که شما آموزش میدید و تمام فایلهایی که تواین چندین سال توی سایتتون بادیگران به اشتراک گذاشتید اصل یکی بوده ودراصل هیچ تغییری ایجاد نشده…
شما با هرکلمه باهر رفتار وعملکرد دارید ثابت میکنید که جهان براساس یه چیز میگرده ومیچرخه واداره میشه اونم تصدیق زیبایی ها( دیدن نعمت ها) مثبت نگری هست( شکرگزاری)…
به قول خود کلام خداوند در قرآن در عملکرد جهان هیچوقت تبدیلی نمی بینی!!!
یعنی جهان براساس قوانینی ثابت پایه گذاری شده وطبق همون قوانین داره اداره میشه…
وشما اینو سالها قبل درک کردید بهش عمل کردید و همین اصل رو گرفتید وتا امروز باهاش پیش رفتید…
برای همینه شالوده ی تمام حرفهای شما توی تمام فایلهاتون همینه، که افکار مثبت= اتفاقات مثبت
خب حالا ببینیم چطور یه نفر می تونه افکار مثبت داشته باشه، اونم توی جهانی پراز تضاد وپراز منفی ها…
واقعا کار آسونی نیست برای کسیکه از بچگی همش گله وشکایت شنیده!
برای کسیکه پدرانش حتی پدران پدرانش نمی دونستندهدف خلقتشون چی بوده، چرا اومدن به این زندگی وبعدش کجا میرن، کی اونهارو آفریده و اصلا اینکه میگن خداست وخالقشون کجاست چه شکلیه؟ چه جوریه؟
فقط به شنیده هایی که نسل به نسل دهن به دهن شده بسنده کرده و هیچ تفکر واندیشه ای در موردش نکرده، تازه هرچی شنیده بیشترش دروغ بوده و ساخته وپرداخته افکار مریض و قلبهای مریض..
اینکه خدا یه پادشاه تکیه زده برتخت پادشاهیشه، که نشسته ببینه این بنده هایی که آفریده برخلاف میلش عمل کنن بعد بگه حالا بذار دهن اینارو من سرویس کنم، بذار یه بلایی سرشون بیارم بعد بشینم کیف کنم وبخندم ، چون من قدرتمندهستم…
98 درصد ادمها که یکیش خود من بودم،بدون درک وباور درستی از خداوند فقط داشتیم روزمون روشب میکردیم وشبمون رو روز، واگه اون 2 درصد آگاه ودانا و خداشناس میومدن میگفتن ما همچین خدایی رو درک کردیم اون 98 درصد مسخرشون میکردن ….
خب سالهای سال گذشت، حداقل تو کشور ما که الان یه چیزی حدود 20 ساله صحبت از قوانین جذب وموفقییت وشکرگزاری و….این چیزا شده…
وافراد زیادی سعی کردن بیان بگن آره آقا جان بیا مثبت فکر کن بیا سپاسگزاری کن تا بتونی موفق بشی ثروتمند بشی سلامت بشی، ولی هیچکس، وقتی میگم هیچکس یعنی هیچکس جز شما نیومده اینجوری قانون رو درک کنه اجرا کنه نتیجه های مستمر وپشت سرهم وپی در پی بگیره اونم توی همه ی جنبه های زندگیش تازه بیاد این نوع تفکر، این نوع عملکرد توی زندگیشو بیاره جلو دوربین ، تا دیگران خیلی شفاف وساده اگاه بشن از چگونگی استفاده از قوانین، هیچکس به خودش زحمت نداد بره این کتاب قرآن با عظمت رو بدون تعصب بخونه، واینطوری قوانین رو توی کلام خدا پیدا کنه وبعد بیاد این قوانین مثبت اندیشی رو تطبیق بده با قوانین جهان هستی…
اینهارو نوشتم حسمو بگم در مورد کامنت اون بنده خدایی که توی لایو گفتن همه ی این لایوهاتون برای تبلیغ کارتون هست…
واقعا چه کسی پیش خدا عزیزتر وگرامی تر از کسی هست که در راه شناختش تبلیغ کنه براش؟ چه کسی دوست تر ورفیق تر ونزدیکتر در درگاه خداوند از کسی هست که بیاد قوانین خداوند رو، خواسته ی خداوند رو در جهان گسترش بده تا انسانهای بیشتری راه سعادت وخوشبختی رو پیدا کنند وخیر دنیا وآخرت رو یکجا نسیب خودشون کنند؟!
والله ما تا یادمون میاد،توی ادیان مختلف و حتی دین اسلام خودمون هرکی اومد تفسیرکرد کلام خدارو کلی اما واگر پشتش گذاشت، طوریکه انگار هرچی باب میلش بود رو اونطور که میخواست عنوان کرد، ویا انقدر درک ناچیز توام با نا اگاهی داشت که نه تنها نتونست خدای بخشنده ومهربان رو بشناسونه به انسانها بلکه تو هر دین ومذهبی یه عده اومدن انقدر باتضادها خدارو معرفی کردن که یه خدای انتقام گیر و سنگدل وبی رحم رو توی وجود تک تک ماها شکل گرفته بوده..
اما شما به لطف الله با روشن بینی وعلم ودرکی که خداوند به قلبتون الهام کرد، خدایی رو به ماهاشناسوندین که اگه قرار باشه لطف خدا شامل هرکدوم از ماها بشه که به این درک از شناخت خداوند وقوانینش برسیم واین شناخت ودرک وایمان ویکتاپرستی رو توجهان گسترش بدیم حداقل نسلهای به جا مونده از ما جزء همون 2 درصد مردم خوشبخت دنیا میشن واین نسلهای اگاه ادامه دار میشه…
یه وقتایی آدم دلش میخواد روزها وشبها اشک بریزه به خاطر اینکه چقدر خداوند خواسته در تمام طول زندگش خودش رو به ماها نزدیک کنه از طریق لطف ورحمتهای بی نهایتش ولی ما با نادانی اون رحمت ومهربانی ولطف ها رو ندیدیم و چقدر راحت خودمون رو از خوشبختی محروم کردیم…
تک تک آیه هایی که در کل زندگیم از کلام خدا یاد گرفتم بودم وطوطی وار فقط به عنوان ذکر اونهارو میگفتم ومعنیش رو نه می فهمیدم نه درک میکردم رو، حالا به لطف شما با تک تک سلولهام درک میکنم …
وقتی معنی فارسی این اذکار رو زمزمه میکنم اشک از چشمهام سرازیر میشه…
(مثل ذکر یونسیه)..
لا إِلهَ إِلَّا أَنْتَ سُبْحانَک إِنِّی کنْتُ مِنَ الظَّالِمِینَ
معبودی جزتو نیست، پاک ومنزهی تو، من از ستمکاران بودم
مگه داریم دعا از این قشنگتر، که قانون جهان آفرینش رو توضیح بده؟!
بعد آگاهی هایی که از شما یادگرفتم و خداوند رو شناختم به همون اندازه درک وشناختم از خداوند وجهان، نتیجه توی زندگیم اومده…
نتیجه چی می تونه باشه؟ سلامتی، آرامش، امنیت، عشق ومهربانی، یکتاپرستی، پول وروزی های حلال وپاک واماده…
اینها نعمتهایی بودن که تمام عمرم در دسترسم بودن، ولی نشناختن خداوند، و نااگاهی در مورد خواست واراده اش وقوانینش باعث شده بود برخودم ستم کنم ظلم روا بدارم برخودم، وتمام این نعمت ها رو از خودم دور کنم، وبعد برای داشتن نعمتهایی که به طور بدیهی توی زندگیم بود ومن با ناسپاسی ناشکری شرک( افکار منفی ،باورهای منفی وپوچ واشتباه) ازشون محروم شده بودم، دست وپا بزنم…
چقدر زیباست این ذکر، وحالا مدتهاست باور قلبی من شده، همونطور که شما بهمون یا دادید شرکهای مخفی وجودمون رو بشناسیم، و بفهمیم کجاها به خودمون خیانت کردیم با ترسها باتردیدها، با نادانی ها، با دوری از اصل خودمون، شریک کردن ادمها توی برآورده کردن نیازهامون، ونادیده گرفتن قدرت ورحمت خداوند!!
من یقین دارم که معبودی جز خداوند ندارم، همون خداوندی که انقدر پاک ومنزه هست که فقط برام خیر وخوشی میخواد، و هرجا توی زندگیم به تضادی به مشکلی برخوردم اون در درون خود من بوده که در بیرون نمایان شده، اگر هر بدی بوده از سمت خودم بوده…
چرا حالا که باخداوند زندگیمو شریک شدم، حالا که هر لحظه دعوتش میکنم کنارم باشه وهدایتم کنه من جز خیرو خوشی وارامش وامنیت وسلامتی و ثروت چیزی نمی بینم توی زندگیم؟!
استاد جانم بی نهایت ازتون سپاسگزارم بابت اینکه همچین معبودی رو بهمون معرفی کردید وهربار اونچه که خداوند از روی رحمت ومهربانش، واز روی سپاسگزاری وقدر دانی شما از نعمت هاش( توجه به نکات مثبتی که در جهانتون هست) به شما عطاء کرده ، با ما به اشتراک میذارید، مهر تاییدی میزنید به اینکه خداوند همونی هست که خودش رو اونطور توی کتابش معرفی کرده…
خداوند بخشنده ی مهربان، تنها رب جهانیان، ونزدیک به بندگانش، وبسیار پاداش دهنده،به شرط یکتا پرستی، به شرط پاکی دل، به شرط ایمان..جاری وساری میشه توی جهان بنده ی یکتاپرست وخودمراقب و سپاس گزارش،به شکل سلامتی، به شکل آرامش، به شکل شادی و نشاط، به شکل ثروت، به شکل عشق ومهربانی…
ممنون از استاد عزیز بخاطر تهیه این فایل عالی و زیبا
یک نکته عالی اینکه استاد واقعا عالی و زیبا در مورد فایل ها توضیح می دهند و شرح می دهند و این بسیار جذاب کننده می شود دیدن این فایل ها
در قدم بعدی آن چیزی که واقعا عالی و قابل مشاهده است این است که استاد کلا به نکات مثبت توجه می کنند و از دریچه دید استاد وقتی به تصاویر نگاه می کنی هیچ چیز جز زیبایی وجود ندارد
به وجود آمدن این همه تکنولوژِی در این جهان نشان از قانون فراوانی است
نشان از پیشرفت این جهان رو به بهبودی و فراوانی است
نکته زیبایی دیگر برای من این بود که هر چه بخواهم و هر آرزوی که داشته باشم می شود و می توانم که برایم محقق بشود و داشته باشم و به آن دست پیدا کنم
یکی از زیبایی های ثروت که در این فایل یادگرفتم این بود که
هر کاری که بخواهم می توانم براحتی انجام بدهم
هر چیزی را که بخواهم می توانم براحتی بخرم
براحتی از همه امکانات استفاده کنم
و خودم در رفاه و حال خوبی و بهترین نعمت ها باشم
نکته
نباید اجازه بدهم که ترس ها من را محدود بکند
دل به ترس ها بزنم و شروع به حرکت کنم
با تمام تمرکز خودم روی هدف خودم بصورت ذره بینی کار کنم
تمام تلاش خودم را بکار بگیرم تا هدف و خواسته و کارم را به بهترین شکل ممکن به اتمام برسانم
نکته زیبایی دیگری که در این فایل بود این بود که استاد بسیار در روابط خودش با پسر عزیزش نکاتی را رعایت می کردند که واقعا عالی بود
مدام او را با عشقم صدا زدن
تعریف کردن از او
او را مورد ستایش قرار دادن و از نکات مثبت و خوب او تعریف کردن
همه اینها برای من قابل تفکر و قابل تعمل است
یک نکته عالی دیگر
هرگز تفریح و لذت بردن از زندگی خودم را به تعویق نیندازم
از زندگی خودم و از لحظه حال خودم نهایت لذت را ببرم
از همه مهمتر اینکه با هر چیزی که در اختیار دارم شاد باشم و بتوانم از همه موقعیت های خودم برای شاد بودن خودم به بهترین شیوه ممکن استفاده کنم
نباید شادی و لذت را موکول به زمانی کنم که مثلا به فلان خواسته برسم
قانون
وقتی من از داشته های خودم لذت ببرم جهان هستی هم لذت های بیشتری را سر راهم قرار می دهد
نیازی نیست که صبر کنم تا همه شرایط عالیی بشود و بعد لذت ببرم بلکه هنر من این است که از همین حالا و با هرچیزی که در اختیار خودم دارم لذت ببرم و شاد باشم و حال کنم
دوست داشتن خود
با خود در صلح بودن
از خودم و از آن چیزی که هستم راضی و خوشحال باشم
این یعنی اعتماد و عزت نفس داشتن عالی نسبت به خود
نکته زیبایی دیگر
وقتی من از تبلیغ دیگری خوشحال نمی شوم این بدان معنی است که من ثروتمند نمی شوم
مهمترین نکته این است که من از شادی و پیشرفت و موفقیت دیگران خوشحال بشوم و کیف کنم
وقتی من از موفقیت دیگری خوشحال باشم به جهان هستی این پیغام را می دهم که من هم از این موفقیت می خواهم و به من بیشتر از آن داده می شود
صحبت کردن در مورد توانایی های خودم این یعنی داشتن عزت نفس بالا
خودم توانایی های خودم را باور داشته باشم
خودم بتوانم از خودم تعریف کنم و برای خودم تبلیغ کنم در مورد توانایی ها و استعداد های خوب خودم
همه اینها نشان از باور لیاقت و داشتن حس و احساس خوب از شناخت توانایی ها و توانمندی خوب خودم است
وقتی که در مدار درست باشم و بدانم که خدای مهربان کارهای من را به جلو می برد دیگر هرگز نیازی به نگران بودن و ترس داشتن نیست
و در کل از مسیر خودم لذت خواهم برد و این لذت بردن برای من رمز موفقیت و پیروزی است
سال 1968 مسابقات المپیک در شهر مکزیکوسیتی برگزار شد. در آن سال مسابقه دوی ماراتن یکی از شگفت انگیز ترین مسابقات دو در جهان بود
کیلومتر آخر مسابقه بود دوندگان رقابت حساس و نزدیکی با هم داشتند، نفس های آنها به شماره افتاده بود، زیرا آنها 42 کیلومتر و 195 متر مسافت را دویده بودند. دوندگان همچنان با گامهای بلند و منظم پیش میرفتند. چقدر این استقامت زیبا بود. هر بیننده ای دلش میخواست که این اندازه استقامت وتوان داشته باشد. دوندگان، قسمت آخر جاده را طی کردند و یکی پس از دیگری وارد استادیوم شدند.
استادیوم مملو از تماشاچی بود و جمعیت با وارد شدن دوندگان، شروع به تشویق کردند.
رقابت نفس گیر شده بود و دونده شماره … چند قدمی جلوتر از بقیه بود. دونده ها تلاش میکردند تا زودتر به خط پایان برسند و بالاخره دونده شماره … نوار خط پایان را پاره کرد. استادیوم سراپا تشویق شد.
فلاش دوربین های خبرنگاران لحظه ای امان نمی داد و دونده های بعدی یکی یکی از خط پایان گذشتند و بعضی هاشان بلافاصله بعد از عبور از خط پایان چند قدم جلوتر از شدت خستگی روی زمین ولو شدند.
اسامی و زمان های به دست آمده نفرات برتر از بلندگوها اعلام شد. نفر اول با زمان دو ساعت و …
در همین حال دوندگان دیگر از راه رسیدند و از خط پایان گذشتند.
در طول مسابقه دوربین ها بارها نفراتی را نشان داد که دویدند، از ادامه مسابقه منصرف شدند و از مسیر مسابقه بیرون آمدند.
به نظر میرسید که آخرین نفر هم از خط پایان رد شده است.
داوران و مسوولین برگزاری میروند تا علائم مربوط به مسابقه ماراتن و خط پایان را جمع آوری کنند
جمعیت هم آرام آرام استادیوم را ترک میکنند.
اما…
بلند گوی استادیوم به داوران اعلام میکند که خط پایان را ترک نکنند گزارش رسیده که هنوز یک دونده دیگر باقی مانده.
همه سر جای خود برمیگردند و انتظار رسیدن نفر آخر را میکشند.
دوربین های مستقر در طول جاده تصویر او را به استادیوم مخابره میکنند.
از روی شماره پیراهن او اسم او را می یابند “جان استفن آکواری” است دونده سیاه پوست اهل تانزانیا، که ظاهرا برایش مشکلی پیش آمده، لنگ میزد و پایش بانداژ شده بود
20 کیلومتر تا خط پایان فاصله داشت و احتمال این که از ادامه مسیر منصرف شود زیاد بود.
نفس نفس میزد احساس درد در چهره اش نمایان بود لنگ لنگان و آرام می آمد ولی دست بردار نبود.
چند لحظه مکث کرد و دوباره راه افتاد. چند نفر دور او را می گیرند تا از ادامه مسابقه منصرفش کنند ولی او با دست آنها را کنار می زند و به راه خود ادامه میدهد.
داوران طبق مقررات حق ندارند قبل از عبور نفر آخر از خط پایان محل مسابقه را ترک کنند.
جمعیت هم همان طور منتظر است و محل مسابقه را با وجود اعلام نتایج ترک نمی کند.
جان هنوز مسیر مسابقه را ترک نکرده و با جدیت مسیر را ادامه میدهد.
خبرنگاران بخش های مختلف وارد استادیوم شده اند و جمعیت هم به جای اینکه کم شود زیادتر میشود!!!!
جان استفن با دست های گره کرده و دندان های به هم فشرده و لنگ لنگان، اما استوار، همچنان به حرکت خود به سوی خط پایان ادامه میدهد او هنوز چند کیلومتری با خط پایان فاصله دارد آیا او میتواند مسیر را به پایان برساند؟؟؟؟
خورشید در مکزیکوسیتی غروب میکند و هوا رو به تاریکی میرود.
بعد از گذشت مدتی طولانی، حوالی سپیده دم آخرین شرکت کننده دوی ماراتن به استادیوم نزدیک میشود،
با ورود او به استادیوم جمعیت از جا برمیخیزد چند نفر در گوشه ای از استادیوم شروع به تشویق میکنند
و بعد انگار از آن نقطه موجی از کف زدن حرکت میکند و تمام استادیوم را فرا میگیرد نمیدانید چه غوغایی برپا میشود.
40 یا 50 متر بیشتر تا خط پایان نمانده او نفس زنان می ایستد و خم میشود و دستش را روی ساق پاهایش میگذارد، پلک هایش را فشار می دهد نفس میگیرد و دوباره با سرعت بیشتری شروع به حرکت میکند.
شدت کف زدن جمعیت لحظه به لحظه بیشتر میشود خبرنگاران در خط پایان تجمع کرده اند
وقتی نفرات اول از خط پایان گذشتند استادیوم اینقدر شور و هیجان نداشت.
” جان” نزدیک و نزدیکتر میشود و از خط پایان میگذرد.
خبرنگاران، به سوی او هجوم میبرند
نور پی در پی فلاش ها استادیوم را روشن کرده است
انگار نه انگار که دیگر شب شده بود.
مربیان حوله ای بر دوشش می اندازند
او که دیگر توان ایستادن ندارد، می افتد.
آن شب مکزیکوسیتی و شاید تمام جهان از شوق حماسه جان، تا صبح نخوابید.
جهانیان از او درس بزرگی آموختند و آن اصالت حرکت، مستقل از نتیجه بود.
او یک لحظه به این فکر نکرد که نفر آخر است.
به این فکر نکرد که برای پیشگیری از تحمل نگاه تحقیرآمیز دیگران به خاطر آخر بودن میدان را خالی کند.
او تصمیم گرفته بود که این مسیر را طی کند،
اصالت تصمیم او و استقامتش در اجرای تصمیمش باعث شد تا جهانیان به ارزش جدیدی توجه کنند ارزشی که احترامی تحسین برانگیز به دنبال داشت.
فردای مسابقه مشخص شد که جان ازهمان شروع مسابقه به زمین خورده و به شدت آسیب دیده است.
او در پاسخگویی به سوال خبرنگاری که پرسیده بود، چرا با آن وضع و در حالی که نفر آخر بودید از ادامه مسابقه منصرف نشدید؟ ابتدا فقط گفت:
برای شما قابل درک نیست!
و بعد در برابر اصرار خبرنگار ادامه داد:
مردم کشورم مرا 5000 مایل تا مکزیکوسیتی نفرستاده اند که فقط مسابقه را شروع کنم، مرا فرستاده اند که آن را به پایان برسانم.
استاد جان شما که زندگی منو عوض کردید و میدونم که این تمدید و تمجید ها را زیاد شنیدید اما من هم باید به نوبه وخدم بگم که بعد از حدود یک سال آشنایی با شما و کار کردن روی خودم الان باید بگم تونستم تازه باور فراوانی رو تا حدودی درک کنم در حالی که فایل 13 روانشناسی ثروت را چندین و چند بار گوش کرده بودم و دیده بودم بعد از یک سال تازه الان فهمیدم که شما داشتید اونجا چی میگفتید و زندگی رو شروع کردم از این دیدگاه ببینم و روی توحید کار کنم و اولین نتیجه ای که گرفتم آرامش ام شده که فقط همین احساس شادی و خوشحالی رو که دارم مدیون شما هستم.
استاد هر که به من چیزی آموخت من را منده خود کرد، اگرچه نمیخوام که مشرک باشم و من بنده خداوندم و خداجونم شما رو آورد توی زندگیم ولی میخوام بگم که شما بهترین معلم زندگی من بودید و هستید
امیدوارم آنچه که تا کنون در زندگیتون دارید چندین و چند برابر بشه و از تک تک لحظاتتون لذت ببرید که شما لایق تمام نعمت ها هستید
حس و حال خوبی است که در این سایت چرخیدن و وقت گذراندن چرا که نه تنها بی فایده نیست بلکه بسیار عالی است و هر دفعه که وارد این سایت می شوم نکته و چیز جدیدی یاد می گیرم
روزشمار تحول زندگی من واقعا عالی است من خودم یکبار آن را مرور کردم و اکنون قصد دارم که برای بار دوم این فایل ها را گوش کنم و به تمرین های آن گوش بدهم
تکامل و طی کردن تکامل واقعا بخش مهمی از زندگی هر کدام از ما می تواند باشد
خدا رو شکر که من با درک این نکات به زندگی خودم رنگ و بویی تازه می بخشم
طمع و حرص اسلحه شیطان است و این نکته واقعا مهم است و نباید از آن بی تفاوت رد شد
بحث تکامل که استاد در این فایل توضیح دادند واقعا به جان و دلم نشست
تکامل و طی کردن آن واقعا بخشی از روند این جهان هستی است
این که خیلی از مواقع من فکر می کنم که یک شبه به نقطه اوج و هدف خودم برسم این عجول بودن خصلت آدم است که باید آرام آرام مراحل تکامل خودم را طی کنم در کسب و کار خودم،در روابط خودم،در همه امور زندگی خودم را باید رعایت کنم
نکته ای که در روند تکامل وجود دارد این است که در ابتدا این روند کند و آهسته است اما کم کم و به مرور این روند سریع و تند می شود
نکته زیبایی دیگری که یاد گرفتم این بود که
وقتی در مسیر رسیدن به هدف و خواسته ام مسیر تکامل خودم را طی کنم و آرام باشم و حالم خوب باشد زمانیکه به هدف و خواسته خودم هم برسم باز حالم خوب است و بهترین لذت را خواهم برد
نکته دیگری این بود که در این مسیر و هدف خودم باید نسبت به آن شغل و کار خودم هم انگیزه و علاقه داشته باشم
این انگیزه و علاقه یک سوخت بسیار برای حرکت کردن به سمت جلو و پیشبرد اهداف و خواسته های خود انسان است
درک قوانین این جهان هستی و عمل کردن به آن بسیار مهم است رکن اصلی این جهان و پیروزی در مسیر رسیدن به خواسته ها و اهداف است
نکته فوق العاده ای دیگر این بود که در این فایل من شنیدم که در زندگی خودم و برای رسیدن به آرزوهایم هرگز نیازی نیست که زجر بکشم واگر در حال زجر کشیدن هستم این نشان از این است که راه و مسیرم اشتباه است
همه چیز باید در طی تکامل و روند پیشرفت من باشد تا من به راحتی و آسودگی و به راحتی بتوانم به خواسته ها و آرزوهای خودم برسم
واقعا فایل عالی بود
یک فایل پر از نکته و پر از قوانین زندگی ساز
واقعا خوشحالم که امروز این فایل محشر را گوش دادم
چقدر زیبا که حتی استاد از فضای اینستگرام هم تشکر می کند و این برای من بدین معنی است که باید در همه حال به زیبایی ها و نکات مثبت زندگی خود توجه کنم
خدای من ممنون از تو بخاطر این فایل عالی و زیبا و وفوق العاده و محشر
افکار
باورها
ذهنیت
همان چیزهایی است که زندگی من را رقم می زند
آنچه که من در ذهن خودم رقم می زنم همان در دنیای بیرون من رقم خواهد خورد
عمل کردن به این نکته و این قانون یعنی پیروزی صد درصد در زندگی خودم
این فایل ارزش صد ها بار گوش دادن را دارد
من با توجه کردن به ناخواسته های زندگی خودم این ناخواسته بیشتر و بیشتر در زندگی من رخ خواهد داد
بنابریان دوری از ناخواسته ها و توجه کردن به خواسته ها این خود سبب می شود که زیبایی ها در زندگی من بیشتر و بیشتر رخ بدهد
سلام به شما استاد عباسمنش عزیز و مریم جان دوستداشتنی و مایک خوشقلب
چقدر این فایل برایم حس عجیب و خوبی داشت.
چقدر خوشحالم که انسانهای ثروتمندی مثل شما اینقدر صمیمی و خالص هستند.
چقدر از دیدن آر وی شما لذت میبرم. همیشه دوست داشتم ماشینی با تمام امکانات سفر داشته باشم، اما باور نداشتم که بتوانم.
اما الان میبینم همان زمانی که من به این رؤیا فکر میکردم، افراد دیگری در صدد براورده شدن آن آرزویشان بودند و به آن رسیدند و من باور نداشتم.
اما از وقتی که روی باور ثروت خودم کار کردم، تحقق این رؤیا برام نزدیکتر میشود. از وقتی که روی خودم کار میکنم چقدر همهچیز برایم عوض شده. چقدر زندگیم زیباتر شده. اطرافیانی که در مدارم نبودند چقدر راحت از من فاصلهدار شدند. بدون اینکه بخواهم حرفی بزنم و آنها را از خود برانم. خدایا شکرت
چند روز پیش پس از مدتها در جمعی از آشنایان قرار گرفتم و چقدر واضح حس کردم که تغییر کردم. من آن آدم قبلی نبودم یا آنها عوض شده بودند؟!
خدایا مگر میشود؟
بحث بر سر مسافرت و این حرفها شد. من با شور و اشتیاق گفتم خیلی دوست دارم چند سال دیگه که بچهها به دانشگاه میروند من و همسرم یک اتوبوس مسافرتی با تمام امکانات بخریم و به همهجا سفر کنیم.
که ناگهان فردی از آنها گفت: ببخشید شما عمه دارید؟!
من جا خوردم و اصلاً متوجه منظورش نشدم.
بغل دستیام گفت منظورش اینه که شما فرد ثروتمندی تو اقوامت داری که بهت ارث برسه و همچین اتوبوسی بخری؟
خدایا قلبم فشرده شد. شاید خودم هم قبلاً اینطور فکر میکردم، اما من آن آدم قبلی نبودم. گفتم من عمه ندارم، خدا رو دارم. چند سال دیگه اتوبوسم رو میبینید.
و با نشانهایی که میبینم و آنها خبر ندارند به لطف خدا به ثروت نیز خواهم رسید. مثل تمام نعمتهای دیگری که دارم.
از وقتی خدای واقعی را شناختم دنیایم عوض شد. خدای مهربانم چقدر دیر تو را شناختم.
وقتی زندگی استاد عباسمنش را میبینم خیلی لذت میبرم. خدایا تو اگر بخواهی کسی را بزرگ کنی و بالا ببری هیچکس نمیتواند او را پایین بکشد و اکر کسی را خوار کنی کسی نمیتواند او را بالا بکشد.
تو را نزدیک خودم احساس میکنم
نزدیکتر از رگ گردن
و چه زیبا صدایم را میشنوی
و من چه شگفتانه مویم بر تن سیخ میشود که چطور اینقدر زود و نزدیک میشنوی و خودت را به من مینمایانی.
خدایا شکرت
زندگی زیباست
مثل همیشه
و دارد زیباتر میشود
با ورود ثروت و دستیابی به آرزوها
چقدر زیبا و دوستداشتنیست این خانواده بزرگ عباسمنش
خدایا همانطور که استاد عزیزم و فرزندش و مریم جان را به این همه زیبایی هدایت کردی، من و خانوادهام را نیز هدایت کن.
سلام به استاد عباسمنش عزیز و مریم جان دوست داشتنی
وقتی رد پای خدا رو تو زندگیم میبینم، دیوانه میشم. از سالها پیش خیلی ناخودآگاه و ناآگاهانه دیدن اخبار رو دوست نداشتم، نه داخلی نه خارجی. اما همیشه احساس گناه داشتم که من چقدر بیتفاوتم، حتی تو جمعهایی که بحث میشد چون هیچ شناختی از سیاست نداشتم، حرفی هم نداشتم و فکر میکردم چه آدم به درد نخوری هستم. نه تنها در این مورد بلکه در مورد دین و مذهب و …(چون به ظاهر آدم مذهبی بودم)
از ته وجودم خدا رو صدا زدم و ازش خواستم توان تشخیص حق از باطل رو به من بده. وقتی فکر میکنم همه تغییرات از همین نقطه شروع شد. کمکم همه چی عوض شد. پلهپله
تا اینکه از چند ماه پیش به سایت شما هدایت شدم. چقدر آروم گرفتم. چقدر سرعت تغییراتم و حتی تغییرات اطرافیانم زیاد شد. خدا رو شکر میکنم که همه چیزو مثل یه پازل برام چید و از شما استاد عزیز که منو با خدای واقعی آشنا کرد.
دوست دارم نشانههایی که از وقتی وارد سایت شما شدم و عملگرا شدم و پشت هم برام اومد رو براتون بنویسم.
دوست دارم اونو زیر یکی از فایلهای توحید عملی یا فایلی که میگید سرمایه اصلی خودت هستی بنویسم.
در بهترین زمان
خدابا شکرت
زندگی زیباست
با تو ای خدای من زندگی زیباست
با آدمایی که منو به تو وصل میکنن زندگی زیباست
زندگیم زیبا بود، اما نمیدانستم که میشود در عرض چند ماه آن را زیباتر کرد، زیباترین
من برای تکه آخر پازل زندگی خوبم که همان ثروت بود وارد این سایت شدم، اما خدا را یافتم
( اگ از چیزی یا کسی خوشتون نمیاد بهش توجه نکنید ن اینکه بیاد در مرودش غر بزنید)
شنیدم متوجه شدم ک چ جالب منم از چند نفر خوشم نمیاد ک اتفاقا از لحاظ فامیل بودن خیلی نسبت نزدیکی بهشون دارم و خواه یا ناخواه همیشه در ارتباط بودم باهاشون…
الان ک دقت میکنم میبینم ک من اصلا وقتی اونا هستند حتی سعی میکردم تا حد امکان نگاهشونم نکنم چ برسه ک بخوام باهاشون هم کلام بشم و یا درموردشون حرف بزنم…
خیلی سعی میکردم ک ازشون فاصله بگیرم و زمانی ک اونا بودن من خودم رو مشغول کاری میکردم ک باهاشون برخورد کمترب دشاته باشم …
و الان متوجه شدم و خیییلی وقته ک واقعا کمتر میبینمشون و شرایط طوری رقم میخوره ک توی جمع اگ من هستم اونا نیستند یا اگ اونا هستند من نیستم اصلا بدون اینک من بخوام کار خاصی بکنم..
اصلا نبودشون رو متوجه نشده بودم تا اینکه الان این حرفتون من رو یاد این ماجرا انداخت…
چقدر قانون جوابه واقعااااا
الان خیلی خیلی خیلی کمتر میبینمشون و باهاشون حرف میزنم و اینک دیگ اصلا حضورشون توی اون مواقع اندکی ک میبینمشون اذیتم نمیکنه
چقدر جالبه این قانون ک ب هر چی توجه کنی از جنس همونو بیشتر و بیشتر وارد زندگیت میشه و هر چی رو ک دوس نداری تجربه اش کنی بهش توجه نکن ب همین سادگی…
این رو الگویی قرار میدم برای خودم برای نتایجی ک میخوام بدست میارم…
ممنونم استاد عزیزم ک با این فایلتون ب من یاد اور قوانین ثابتی شد ک خودتون بهم یاد دادین…
سپاس بیکرااان از شما استاد عزیزم و خدای مهربونم ک هادی و هدایتگر من هست در هر لحظه و در هر مکان…..
اقا این فایل نشانه ی روزانه ی من بود که با از ته دلم از خدا خواستم که توروخدا منو به چیزی هدایت کن که الان ترمزمه و من نمیدونم
و این فایل برای من اومد
من هنوز فایلو گوش نکردم ولی نوشته ی فایل که کامنت اندیشه گل هست رو خوندم کلی ترمز ها و ایرادات منم بهم گفته شد … توی این چند روز خدا بهم این جمله رو خیلی تکرار کرد
نگار از امروزت لذت ببر از برنامه و کارایی که هر روز در راستای اهدافت انجام میدی لذت ببر فکر نکن که روزی به اهدافت رسیدی و ماشین مدل بالا داری خونه داری ثروت زیاد داری شهرت داری اون روز اون چیزا باعث خوشحالیه تو میشن … اونها هیچ کدوم برای تو خوشحالی و خوشبختی به ارمغان نمیارن و اگر الان حالت خوب نیست و از برنامه ی روزانه ات لذت بی نهایت رو نمیبری اونروزی که اونها هم بهت داده بشه هیچ لذتی نمیبری … این یک توهمه که شما انسانها دارید و فکر میکنید نعمتی مادی و دنیویه فانی میتونه بهتون حس خوب ابدی بده … چطور چیزی که خودش از بین میره میتونه به تو چیزی ابدی بده ؟؟؟
پس جوری الان رفتار کن که فکر میکنی اگه همه ی نعمت هارو داشته باشی رفتار میکنی …
من چشمامو بستم و تجسم کردم که همه نعمت هایی که میخواستم رو دارم …
امریکا هستم در لس انجلس توی یه خونه ویلایی شیک و بزرگ و حسابی پر پول و ماشین مدل بالا …
به دور ورم نگاه کردم و داشتم لذت میبرم از دیدنه لس انجلس از بام این شهر و یدفه گفتم خب الان چیکار کنم ؟
الان برنامه روزانه ام چیه ؟؟ باید برم انعطاف کار کنم باید برم باشگاه بدنسازی کار کنم باید کلاس برم باید مهارت هامو بهتر کنم باید رو باورام کار کنم تا شرایطم ازینم بهتر بشه و …
همه اون خوشی و لذت از اون همه نعمت برای یک لحظه بود و بعد باید میرفتم دنبال برنامه ی روزانه ام و اون بود که به من لذت میداد نه ایستادن و دیدنه خونه و ماشینو لس انجلس … همه ی اونها برای من یک لحظه لذت داشت … و فهمیدم خیلی بیشتر درک کردم که خدا بهم چی گفت …
واقعا فهمیدم که بزرگترین لذت من برنامه و در کل مسیری هست که برای رسیدن به هدفم دارم نه اون هدف … مسیره رسیدن به پول خیلی بیشتر لذت بخش تره تا خوده پول …
مسیره رسیدن به درجه حرفه ای در مهارت مورد علاقه ات خیلی لذت بخش تر از خوده اون مهارت حرفه ای هست …
چون بعد که بهش رسیدی میگی خب الان دارمش دیگه … چیو ندارم باید اونو به دست بیارم …
من همه ی اینها رو میگم ولی درکم ازش میدونم کمه و هر روز و هر ماه و هر سال بهتر و بهتر میشه …
این درک و اگاهی باعث شده من از هر لحظه ی روزم بیشتر لذت ببرم بیشتر دقت کنم بیشتر از وقتم استفاده کنم در طی روز خیلی بهتر طبق برنامه ام پیش میرم خیلی بهتر حواسم به ورودی هام هست خیلی بهتر وقتی موقع تمرین میشه با عشق میرم انجامش میدم ( قبلا یه حسی میومد که وای حالا تا یه سال باید هر روز انجامش بدم تا به اون درجه برسم چه خبره زیاده که اما الان نه ، عشق میکنم ) در کل خیلی روزه بهتری رو برای خودم میسازم که شب میشه میگم ایول امروز خیلی از زمانم استفاده کردم و لذت بردم و پیشرفت کردم
این کاملا مربوط میشه به نوشته ی خواهر ( هم خانواده ) عزیزم اندیشه جان که گفت محدودیت زمانی وجود نداره و فراوانی در زمان هست
ربطش اینه که من لذت نمیبردم از برنامه ی روزانه ام قبلا چون این باور رو داشتم که زمان کمه ، و خیلی طول میکشه تا من به اون درجه برسم ، من نمیخوام اینقدر طول بکشه ، میخوام زود برسم و….
این ترمز رو هم دارم که ایشون گفتن که من میخوام زود به مهارت برسم تا ازش پول دربیارم منم همینطورم … یعنی میخوام زمان و تکامل زود فشرده بشه تا من به پول دراوردن برسم … و این میدونی از چه باوری میاد ؟
این باور که خدا نمیتونه از راهی به من پول برسونه یا هیچ راهه دیگه ای نیست فقط همین هست و تکیه به مغز کوچک خودت میکنی و این رو تنها راه ورود پول در زندگیت میدونی و به غیر از این هیچ راهه دیگه ای نیست من هم پول نیاز دارم پس بدو بدو بدو تا زود تر مسیر رو بدویی و به نتیجه برسی … ای وایه من
ای وای بر من
چقدر این باورها مثل موریانه در ذهنمون ریشه داره و نمیذاره هیچ ورودی خوبی در زندگیمون باشه
راه و مسیره درست چیه ؟ اینه که
ما باید رها باشیم بگیم خدا جونم
تو به من این ماموریت رو در این دنیا دادی
من در حین این مسیر میخوام فقط لذت ببرم ، به نکات مثبت توجه کنم ، خوش بگذرونم شاد و خرم باشم و تکاملم رو طی کنم و روی خودم و مهارت هام با لذت کار کنم ، در این حین من نیاز به پول هم دارم که اون رو تو خودت اوکیش میکنی تو از هزاران راه میتونی به من نعمت و ثروت برسونی ، به من بگو اگر کاری نیاز باشه انجام بدم برای در مدار قرار گرفتنه اون ثروت … چون ذهنه من معیوبه این ذهن میگه تو باید بری کار کنی و اگر بری سرکار دیگه وقت نداری روی مهارتات کار کنی اما این جواب ذهنه معیوبه منه …
من مطمعنم از هزاران راه ثروت و نعمت میتونه به راحتی وارد زندگیه من بشه و من در کنارش به راحتی روی مهارتم تمرکز کنم و رشدش بدم و تکاملم رو خوب طی کنم خدایا تو به من بگو چیکار کنم …
و جواب میتونه خیلی چیزها باشه … خدا میتونه یه شغلی رو بیاره برات که زمان کم و درامد بالا باشه ، میتونه بهت بگه تو فلان مهارتو داری اما عزت نفست کمه اگه رو عزت نفست و باورای ثروتت کار کنی از اون مهارتت میتونی پول خوبی دربیاری ، میتونه یه ادم یا شرایطی عالی رو برات بیاره اصلا به خدا من ذهنم نمیکشه بیشتر از این ولی میدونم از میلیون ها طریق خدا به تو روزی و رزق مورد نیازتو میرسونه وقتی واقعا باورش داشته باشی …
میدونید ثروت و نعمت در این دنیا فراوانه فراوان و هر فرد هر فردی در این دنیا میلیارد ها دلار از این ثروت رو میتونه داشته باشه … یعنی تیپیکالی و منطقا و علمی به اندازه ای که تک تک هشت میلیارد نفر روی زمین میلیارد ها دلار ثروت داشته باشن ثروت در این دنیا هست اما اگه ندارن به خاطره مدارشونه نه اینکه نیست …
یک مثالی که برای خودم میزنم این هست که اکسیژن در دنیا فراوانه … دیگه هیچ وقت کسی نگفته که اگر جمعیت زمین ده برابر بشه اکسیژن کم میاد … کسی نمیگه مردمان افریقا دسترسی کمتری به اکسیژن دارن نسبت به مردم امریکا … کسی نمیگه تو افغانستان اکسیژن کیفیتش پایینه اما تو اروپا بالاست …
میخوام بگم در همه موضوعات در همه مکان ها و زمانها این فراوانی وجود داره …
و به همون اندازه غیر واقعیه که بگیم پول کمتره تو افریقا تا امریکا … به همون اندازه مسخرست که بگیم زمان من کم دارم باید بدوعم … اصلا شاید مسخره نباشه ها و برای مردم منطقی باشه اماااا غیر واقعیه ….
ما میبینیم که در دنیا در همه چیز فراوانیه و هشت میلیارد جمعیت روی زمین دارن اصلا دو درصد از نعمت هارو استفاده میکنن … دو درصد زمین منطقه مسکونیه یا شایدم کمتر نمیدونم دقیق …
به خدا خیلی نعمت هست خیلی ثروت هست … این یه رودی هست که در جریانه … یکی تشنشه و یک قدم برنمیداره به سمت رود و میگه نگاه رود نمیاد به سمت من اونا رو ببین تو رود اصلا دارن شنا میکنن اما من اب ندارم بخورم … دقیقا مثله همینه
اصلا این باورا یه جوریه که یکیشو پیدا میکنی زنجیره وار میبینی عه اونم هست اونم بهش چسبیده به اونم مربوط میشه و ….
الان این همه نوشتم هنوز فایلو گوش نکردم … خخخخخخ
میرم الان فایل هم گوش میدم دیگه خدا میدونه قراره چی بشه که از متنش اینقدر اگاهی بهم اومد …
در مورده مذهب چه قدر به ما جوری گفتن که توش اصلا قانون رعایت نشده مثله ادم و حوا و اینکه پیامبران از قبل انتخاب شدن و خدا یه ادمی بوده که برنامه ریخته که خب اول ابراهیمو میارم بعد فلان اخریش هم محمد باشه دیگه بسشونه این انسانا … خخخخخخ . جدی همینجور به ما گفتن … اما استاد با صراحت همیشه میگن نه پیامبران خدا رو انتخاب کردن و تکاملشون رو طی کردن اگه اونها این انتخاب رو نداشتن هیچ وقت به پیامبری نمیرسیدن..
این به بحثه تقدیر و سرنوشت هم برمیگرده که چه قدر ادمای مذهبی به خاطره همون به تقدیر اعتقاد دارن و انتخاب نمیکنن یا تغییر نمیدن …
در پناه الله یکتا (◍•ᴗ•◍)
به نام خداوند هدایتگرم.
سلام به همه ی عزیزان سایت
نگار جان خیلی از خوندن کامنتت لذت بردم.
کیف کردم از نشانه و هدایتی که از خدا خواستی و این فایل سر راهت قرار گرفت.
کامنتت سرشار از نکته های خوب بود، باور فراوانی، کار کردن روی مهارت و طی کردن روند تکاملی بسیار مهم و ارزشمندن.
برات در مسیرت بهترینها رو آرزو میکنم.
امیدوارم هم خودت هم همه مون از مسیر رسیدن به خواسته هامون غرقِ لذت بشیم و وقتی هم به خواسته هامون رسیدیم همچنان غرقِ لذت باشیم و ادامه بدیم مسیرِ درست زندگی کردن رو.
تاکید صحبت های استاد در این فایل روی عجله نکردن، صبر کردن، دچار حرص نشدن برام خیلی شنیدنی بود و تو گوشم زنگ زد که چقدر این نکته به جا و درسته، انگار که مچ ذهن و عملکردمو گرفته باشم یهویی…
خدا رو شکر برای همه چیز
خدا رو شکر برای همیشه
به نام خداوند بخشنده ی مهربان
سلام به استادعزیزم ومریم بانوی عزیزم
وسلام به همه ی دوستانم در این سایت
فک کنم دفعه سوم یا چهارم بود این فایل رو دیدم، وهربار فایلهاتون رو می بینم فک می کنم اولین باره یعنی همون حس کنجکاوی وشگفتی رو دارم، کنجکاو برای اینکه ببینم دیگه چی می تونم ازتون یادبگیرم و شگفت زده برای دیدن ودرک کردن قوانین در رفتار وعملکردتون در شرایط مختلف…
وجالب اینجاست که توی تمام سالهایی که شما آموزش میدید و تمام فایلهایی که تواین چندین سال توی سایتتون بادیگران به اشتراک گذاشتید اصل یکی بوده ودراصل هیچ تغییری ایجاد نشده…
شما با هرکلمه باهر رفتار وعملکرد دارید ثابت میکنید که جهان براساس یه چیز میگرده ومیچرخه واداره میشه اونم تصدیق زیبایی ها( دیدن نعمت ها) مثبت نگری هست( شکرگزاری)…
به قول خود کلام خداوند در قرآن در عملکرد جهان هیچوقت تبدیلی نمی بینی!!!
یعنی جهان براساس قوانینی ثابت پایه گذاری شده وطبق همون قوانین داره اداره میشه…
وشما اینو سالها قبل درک کردید بهش عمل کردید و همین اصل رو گرفتید وتا امروز باهاش پیش رفتید…
برای همینه شالوده ی تمام حرفهای شما توی تمام فایلهاتون همینه، که افکار مثبت= اتفاقات مثبت
خب حالا ببینیم چطور یه نفر می تونه افکار مثبت داشته باشه، اونم توی جهانی پراز تضاد وپراز منفی ها…
واقعا کار آسونی نیست برای کسیکه از بچگی همش گله وشکایت شنیده!
برای کسیکه پدرانش حتی پدران پدرانش نمی دونستندهدف خلقتشون چی بوده، چرا اومدن به این زندگی وبعدش کجا میرن، کی اونهارو آفریده و اصلا اینکه میگن خداست وخالقشون کجاست چه شکلیه؟ چه جوریه؟
فقط به شنیده هایی که نسل به نسل دهن به دهن شده بسنده کرده و هیچ تفکر واندیشه ای در موردش نکرده، تازه هرچی شنیده بیشترش دروغ بوده و ساخته وپرداخته افکار مریض و قلبهای مریض..
اینکه خدا یه پادشاه تکیه زده برتخت پادشاهیشه، که نشسته ببینه این بنده هایی که آفریده برخلاف میلش عمل کنن بعد بگه حالا بذار دهن اینارو من سرویس کنم، بذار یه بلایی سرشون بیارم بعد بشینم کیف کنم وبخندم ، چون من قدرتمندهستم…
98 درصد ادمها که یکیش خود من بودم،بدون درک وباور درستی از خداوند فقط داشتیم روزمون روشب میکردیم وشبمون رو روز، واگه اون 2 درصد آگاه ودانا و خداشناس میومدن میگفتن ما همچین خدایی رو درک کردیم اون 98 درصد مسخرشون میکردن ….
خب سالهای سال گذشت، حداقل تو کشور ما که الان یه چیزی حدود 20 ساله صحبت از قوانین جذب وموفقییت وشکرگزاری و….این چیزا شده…
وافراد زیادی سعی کردن بیان بگن آره آقا جان بیا مثبت فکر کن بیا سپاسگزاری کن تا بتونی موفق بشی ثروتمند بشی سلامت بشی، ولی هیچکس، وقتی میگم هیچکس یعنی هیچکس جز شما نیومده اینجوری قانون رو درک کنه اجرا کنه نتیجه های مستمر وپشت سرهم وپی در پی بگیره اونم توی همه ی جنبه های زندگیش تازه بیاد این نوع تفکر، این نوع عملکرد توی زندگیشو بیاره جلو دوربین ، تا دیگران خیلی شفاف وساده اگاه بشن از چگونگی استفاده از قوانین، هیچکس به خودش زحمت نداد بره این کتاب قرآن با عظمت رو بدون تعصب بخونه، واینطوری قوانین رو توی کلام خدا پیدا کنه وبعد بیاد این قوانین مثبت اندیشی رو تطبیق بده با قوانین جهان هستی…
اینهارو نوشتم حسمو بگم در مورد کامنت اون بنده خدایی که توی لایو گفتن همه ی این لایوهاتون برای تبلیغ کارتون هست…
واقعا چه کسی پیش خدا عزیزتر وگرامی تر از کسی هست که در راه شناختش تبلیغ کنه براش؟ چه کسی دوست تر ورفیق تر ونزدیکتر در درگاه خداوند از کسی هست که بیاد قوانین خداوند رو، خواسته ی خداوند رو در جهان گسترش بده تا انسانهای بیشتری راه سعادت وخوشبختی رو پیدا کنند وخیر دنیا وآخرت رو یکجا نسیب خودشون کنند؟!
والله ما تا یادمون میاد،توی ادیان مختلف و حتی دین اسلام خودمون هرکی اومد تفسیرکرد کلام خدارو کلی اما واگر پشتش گذاشت، طوریکه انگار هرچی باب میلش بود رو اونطور که میخواست عنوان کرد، ویا انقدر درک ناچیز توام با نا اگاهی داشت که نه تنها نتونست خدای بخشنده ومهربان رو بشناسونه به انسانها بلکه تو هر دین ومذهبی یه عده اومدن انقدر باتضادها خدارو معرفی کردن که یه خدای انتقام گیر و سنگدل وبی رحم رو توی وجود تک تک ماها شکل گرفته بوده..
اما شما به لطف الله با روشن بینی وعلم ودرکی که خداوند به قلبتون الهام کرد، خدایی رو به ماهاشناسوندین که اگه قرار باشه لطف خدا شامل هرکدوم از ماها بشه که به این درک از شناخت خداوند وقوانینش برسیم واین شناخت ودرک وایمان ویکتاپرستی رو توجهان گسترش بدیم حداقل نسلهای به جا مونده از ما جزء همون 2 درصد مردم خوشبخت دنیا میشن واین نسلهای اگاه ادامه دار میشه…
یه وقتایی آدم دلش میخواد روزها وشبها اشک بریزه به خاطر اینکه چقدر خداوند خواسته در تمام طول زندگش خودش رو به ماها نزدیک کنه از طریق لطف ورحمتهای بی نهایتش ولی ما با نادانی اون رحمت ومهربانی ولطف ها رو ندیدیم و چقدر راحت خودمون رو از خوشبختی محروم کردیم…
تک تک آیه هایی که در کل زندگیم از کلام خدا یاد گرفتم بودم وطوطی وار فقط به عنوان ذکر اونهارو میگفتم ومعنیش رو نه می فهمیدم نه درک میکردم رو، حالا به لطف شما با تک تک سلولهام درک میکنم …
وقتی معنی فارسی این اذکار رو زمزمه میکنم اشک از چشمهام سرازیر میشه…
(مثل ذکر یونسیه)..
لا إِلهَ إِلَّا أَنْتَ سُبْحانَک إِنِّی کنْتُ مِنَ الظَّالِمِینَ
معبودی جزتو نیست، پاک ومنزهی تو، من از ستمکاران بودم
مگه داریم دعا از این قشنگتر، که قانون جهان آفرینش رو توضیح بده؟!
بعد آگاهی هایی که از شما یادگرفتم و خداوند رو شناختم به همون اندازه درک وشناختم از خداوند وجهان، نتیجه توی زندگیم اومده…
نتیجه چی می تونه باشه؟ سلامتی، آرامش، امنیت، عشق ومهربانی، یکتاپرستی، پول وروزی های حلال وپاک واماده…
اینها نعمتهایی بودن که تمام عمرم در دسترسم بودن، ولی نشناختن خداوند، و نااگاهی در مورد خواست واراده اش وقوانینش باعث شده بود برخودم ستم کنم ظلم روا بدارم برخودم، وتمام این نعمت ها رو از خودم دور کنم، وبعد برای داشتن نعمتهایی که به طور بدیهی توی زندگیم بود ومن با ناسپاسی ناشکری شرک( افکار منفی ،باورهای منفی وپوچ واشتباه) ازشون محروم شده بودم، دست وپا بزنم…
چقدر زیباست این ذکر، وحالا مدتهاست باور قلبی من شده، همونطور که شما بهمون یا دادید شرکهای مخفی وجودمون رو بشناسیم، و بفهمیم کجاها به خودمون خیانت کردیم با ترسها باتردیدها، با نادانی ها، با دوری از اصل خودمون، شریک کردن ادمها توی برآورده کردن نیازهامون، ونادیده گرفتن قدرت ورحمت خداوند!!
من یقین دارم که معبودی جز خداوند ندارم، همون خداوندی که انقدر پاک ومنزه هست که فقط برام خیر وخوشی میخواد، و هرجا توی زندگیم به تضادی به مشکلی برخوردم اون در درون خود من بوده که در بیرون نمایان شده، اگر هر بدی بوده از سمت خودم بوده…
چرا حالا که باخداوند زندگیمو شریک شدم، حالا که هر لحظه دعوتش میکنم کنارم باشه وهدایتم کنه من جز خیرو خوشی وارامش وامنیت وسلامتی و ثروت چیزی نمی بینم توی زندگیم؟!
استاد جانم بی نهایت ازتون سپاسگزارم بابت اینکه همچین معبودی رو بهمون معرفی کردید وهربار اونچه که خداوند از روی رحمت ومهربانش، واز روی سپاسگزاری وقدر دانی شما از نعمت هاش( توجه به نکات مثبتی که در جهانتون هست) به شما عطاء کرده ، با ما به اشتراک میذارید، مهر تاییدی میزنید به اینکه خداوند همونی هست که خودش رو اونطور توی کتابش معرفی کرده…
خداوند بخشنده ی مهربان، تنها رب جهانیان، ونزدیک به بندگانش، وبسیار پاداش دهنده،به شرط یکتا پرستی، به شرط پاکی دل، به شرط ایمان..جاری وساری میشه توی جهان بنده ی یکتاپرست وخودمراقب و سپاس گزارش،به شکل سلامتی، به شکل آرامش، به شکل شادی و نشاط، به شکل ثروت، به شکل عشق ومهربانی…
الهی هزاران بار شکر چنین الله مهربانی رو
در پناه الله مهربان باشید هرلحظه وهمیشه انشالله
سلام بر استاد مهربان
سلام بر دوستان نازنینم
ممنون از استاد عزیز بخاطر تهیه این فایل عالی و زیبا
یک نکته عالی اینکه استاد واقعا عالی و زیبا در مورد فایل ها توضیح می دهند و شرح می دهند و این بسیار جذاب کننده می شود دیدن این فایل ها
در قدم بعدی آن چیزی که واقعا عالی و قابل مشاهده است این است که استاد کلا به نکات مثبت توجه می کنند و از دریچه دید استاد وقتی به تصاویر نگاه می کنی هیچ چیز جز زیبایی وجود ندارد
به وجود آمدن این همه تکنولوژِی در این جهان نشان از قانون فراوانی است
نشان از پیشرفت این جهان رو به بهبودی و فراوانی است
نکته زیبایی دیگر برای من این بود که هر چه بخواهم و هر آرزوی که داشته باشم می شود و می توانم که برایم محقق بشود و داشته باشم و به آن دست پیدا کنم
یکی از زیبایی های ثروت که در این فایل یادگرفتم این بود که
هر کاری که بخواهم می توانم براحتی انجام بدهم
هر چیزی را که بخواهم می توانم براحتی بخرم
براحتی از همه امکانات استفاده کنم
و خودم در رفاه و حال خوبی و بهترین نعمت ها باشم
نکته
نباید اجازه بدهم که ترس ها من را محدود بکند
دل به ترس ها بزنم و شروع به حرکت کنم
با تمام تمرکز خودم روی هدف خودم بصورت ذره بینی کار کنم
تمام تلاش خودم را بکار بگیرم تا هدف و خواسته و کارم را به بهترین شکل ممکن به اتمام برسانم
نکته زیبایی دیگری که در این فایل بود این بود که استاد بسیار در روابط خودش با پسر عزیزش نکاتی را رعایت می کردند که واقعا عالی بود
مدام او را با عشقم صدا زدن
تعریف کردن از او
او را مورد ستایش قرار دادن و از نکات مثبت و خوب او تعریف کردن
همه اینها برای من قابل تفکر و قابل تعمل است
یک نکته عالی دیگر
هرگز تفریح و لذت بردن از زندگی خودم را به تعویق نیندازم
از زندگی خودم و از لحظه حال خودم نهایت لذت را ببرم
از همه مهمتر اینکه با هر چیزی که در اختیار دارم شاد باشم و بتوانم از همه موقعیت های خودم برای شاد بودن خودم به بهترین شیوه ممکن استفاده کنم
نباید شادی و لذت را موکول به زمانی کنم که مثلا به فلان خواسته برسم
قانون
وقتی من از داشته های خودم لذت ببرم جهان هستی هم لذت های بیشتری را سر راهم قرار می دهد
نیازی نیست که صبر کنم تا همه شرایط عالیی بشود و بعد لذت ببرم بلکه هنر من این است که از همین حالا و با هرچیزی که در اختیار خودم دارم لذت ببرم و شاد باشم و حال کنم
دوست داشتن خود
با خود در صلح بودن
از خودم و از آن چیزی که هستم راضی و خوشحال باشم
این یعنی اعتماد و عزت نفس داشتن عالی نسبت به خود
نکته زیبایی دیگر
وقتی من از تبلیغ دیگری خوشحال نمی شوم این بدان معنی است که من ثروتمند نمی شوم
مهمترین نکته این است که من از شادی و پیشرفت و موفقیت دیگران خوشحال بشوم و کیف کنم
وقتی من از موفقیت دیگری خوشحال باشم به جهان هستی این پیغام را می دهم که من هم از این موفقیت می خواهم و به من بیشتر از آن داده می شود
صحبت کردن در مورد توانایی های خودم این یعنی داشتن عزت نفس بالا
خودم توانایی های خودم را باور داشته باشم
خودم بتوانم از خودم تعریف کنم و برای خودم تبلیغ کنم در مورد توانایی ها و استعداد های خوب خودم
همه اینها نشان از باور لیاقت و داشتن حس و احساس خوب از شناخت توانایی ها و توانمندی خوب خودم است
وقتی که در مدار درست باشم و بدانم که خدای مهربان کارهای من را به جلو می برد دیگر هرگز نیازی به نگران بودن و ترس داشتن نیست
و در کل از مسیر خودم لذت خواهم برد و این لذت بردن برای من رمز موفقیت و پیروزی است
ممنون از استاد عزیز بخاطر این همه آگاهی های ناب
سپاس از خدای خوب خودم
ممنونم از خدای مهربان خودم
سپاس از خدای فراوانی ها
سلام
داستان جان استفن آکواری :
سال 1968 مسابقات المپیک در شهر مکزیکوسیتی برگزار شد. در آن سال مسابقه دوی ماراتن یکی از شگفت انگیز ترین مسابقات دو در جهان بود
کیلومتر آخر مسابقه بود دوندگان رقابت حساس و نزدیکی با هم داشتند، نفس های آنها به شماره افتاده بود، زیرا آنها 42 کیلومتر و 195 متر مسافت را دویده بودند. دوندگان همچنان با گامهای بلند و منظم پیش میرفتند. چقدر این استقامت زیبا بود. هر بیننده ای دلش میخواست که این اندازه استقامت وتوان داشته باشد. دوندگان، قسمت آخر جاده را طی کردند و یکی پس از دیگری وارد استادیوم شدند.
استادیوم مملو از تماشاچی بود و جمعیت با وارد شدن دوندگان، شروع به تشویق کردند.
رقابت نفس گیر شده بود و دونده شماره … چند قدمی جلوتر از بقیه بود. دونده ها تلاش میکردند تا زودتر به خط پایان برسند و بالاخره دونده شماره … نوار خط پایان را پاره کرد. استادیوم سراپا تشویق شد.
فلاش دوربین های خبرنگاران لحظه ای امان نمی داد و دونده های بعدی یکی یکی از خط پایان گذشتند و بعضی هاشان بلافاصله بعد از عبور از خط پایان چند قدم جلوتر از شدت خستگی روی زمین ولو شدند.
اسامی و زمان های به دست آمده نفرات برتر از بلندگوها اعلام شد. نفر اول با زمان دو ساعت و …
در همین حال دوندگان دیگر از راه رسیدند و از خط پایان گذشتند.
در طول مسابقه دوربین ها بارها نفراتی را نشان داد که دویدند، از ادامه مسابقه منصرف شدند و از مسیر مسابقه بیرون آمدند.
به نظر میرسید که آخرین نفر هم از خط پایان رد شده است.
داوران و مسوولین برگزاری میروند تا علائم مربوط به مسابقه ماراتن و خط پایان را جمع آوری کنند
جمعیت هم آرام آرام استادیوم را ترک میکنند.
اما…
بلند گوی استادیوم به داوران اعلام میکند که خط پایان را ترک نکنند گزارش رسیده که هنوز یک دونده دیگر باقی مانده.
همه سر جای خود برمیگردند و انتظار رسیدن نفر آخر را میکشند.
دوربین های مستقر در طول جاده تصویر او را به استادیوم مخابره میکنند.
از روی شماره پیراهن او اسم او را می یابند “جان استفن آکواری” است دونده سیاه پوست اهل تانزانیا، که ظاهرا برایش مشکلی پیش آمده، لنگ میزد و پایش بانداژ شده بود
20 کیلومتر تا خط پایان فاصله داشت و احتمال این که از ادامه مسیر منصرف شود زیاد بود.
نفس نفس میزد احساس درد در چهره اش نمایان بود لنگ لنگان و آرام می آمد ولی دست بردار نبود.
چند لحظه مکث کرد و دوباره راه افتاد. چند نفر دور او را می گیرند تا از ادامه مسابقه منصرفش کنند ولی او با دست آنها را کنار می زند و به راه خود ادامه میدهد.
داوران طبق مقررات حق ندارند قبل از عبور نفر آخر از خط پایان محل مسابقه را ترک کنند.
جمعیت هم همان طور منتظر است و محل مسابقه را با وجود اعلام نتایج ترک نمی کند.
جان هنوز مسیر مسابقه را ترک نکرده و با جدیت مسیر را ادامه میدهد.
خبرنگاران بخش های مختلف وارد استادیوم شده اند و جمعیت هم به جای اینکه کم شود زیادتر میشود!!!!
جان استفن با دست های گره کرده و دندان های به هم فشرده و لنگ لنگان، اما استوار، همچنان به حرکت خود به سوی خط پایان ادامه میدهد او هنوز چند کیلومتری با خط پایان فاصله دارد آیا او میتواند مسیر را به پایان برساند؟؟؟؟
خورشید در مکزیکوسیتی غروب میکند و هوا رو به تاریکی میرود.
بعد از گذشت مدتی طولانی، حوالی سپیده دم آخرین شرکت کننده دوی ماراتن به استادیوم نزدیک میشود،
با ورود او به استادیوم جمعیت از جا برمیخیزد چند نفر در گوشه ای از استادیوم شروع به تشویق میکنند
و بعد انگار از آن نقطه موجی از کف زدن حرکت میکند و تمام استادیوم را فرا میگیرد نمیدانید چه غوغایی برپا میشود.
40 یا 50 متر بیشتر تا خط پایان نمانده او نفس زنان می ایستد و خم میشود و دستش را روی ساق پاهایش میگذارد، پلک هایش را فشار می دهد نفس میگیرد و دوباره با سرعت بیشتری شروع به حرکت میکند.
شدت کف زدن جمعیت لحظه به لحظه بیشتر میشود خبرنگاران در خط پایان تجمع کرده اند
وقتی نفرات اول از خط پایان گذشتند استادیوم اینقدر شور و هیجان نداشت.
” جان” نزدیک و نزدیکتر میشود و از خط پایان میگذرد.
خبرنگاران، به سوی او هجوم میبرند
نور پی در پی فلاش ها استادیوم را روشن کرده است
انگار نه انگار که دیگر شب شده بود.
مربیان حوله ای بر دوشش می اندازند
او که دیگر توان ایستادن ندارد، می افتد.
آن شب مکزیکوسیتی و شاید تمام جهان از شوق حماسه جان، تا صبح نخوابید.
جهانیان از او درس بزرگی آموختند و آن اصالت حرکت، مستقل از نتیجه بود.
او یک لحظه به این فکر نکرد که نفر آخر است.
به این فکر نکرد که برای پیشگیری از تحمل نگاه تحقیرآمیز دیگران به خاطر آخر بودن میدان را خالی کند.
او تصمیم گرفته بود که این مسیر را طی کند،
اصالت تصمیم او و استقامتش در اجرای تصمیمش باعث شد تا جهانیان به ارزش جدیدی توجه کنند ارزشی که احترامی تحسین برانگیز به دنبال داشت.
فردای مسابقه مشخص شد که جان ازهمان شروع مسابقه به زمین خورده و به شدت آسیب دیده است.
او در پاسخگویی به سوال خبرنگاری که پرسیده بود، چرا با آن وضع و در حالی که نفر آخر بودید از ادامه مسابقه منصرف نشدید؟ ابتدا فقط گفت:
برای شما قابل درک نیست!
و بعد در برابر اصرار خبرنگار ادامه داد:
مردم کشورم مرا 5000 مایل تا مکزیکوسیتی نفرستاده اند که فقط مسابقه را شروع کنم، مرا فرستاده اند که آن را به پایان برسانم.
الله اکبر،
استاد جان شما که زندگی منو عوض کردید و میدونم که این تمدید و تمجید ها را زیاد شنیدید اما من هم باید به نوبه وخدم بگم که بعد از حدود یک سال آشنایی با شما و کار کردن روی خودم الان باید بگم تونستم تازه باور فراوانی رو تا حدودی درک کنم در حالی که فایل 13 روانشناسی ثروت را چندین و چند بار گوش کرده بودم و دیده بودم بعد از یک سال تازه الان فهمیدم که شما داشتید اونجا چی میگفتید و زندگی رو شروع کردم از این دیدگاه ببینم و روی توحید کار کنم و اولین نتیجه ای که گرفتم آرامش ام شده که فقط همین احساس شادی و خوشحالی رو که دارم مدیون شما هستم.
استاد هر که به من چیزی آموخت من را منده خود کرد، اگرچه نمیخوام که مشرک باشم و من بنده خداوندم و خداجونم شما رو آورد توی زندگیم ولی میخوام بگم که شما بهترین معلم زندگی من بودید و هستید
امیدوارم آنچه که تا کنون در زندگیتون دارید چندین و چند برابر بشه و از تک تک لحظاتتون لذت ببرید که شما لایق تمام نعمت ها هستید
عاشقتونم استاد جان
ارادتمند شما
امیر ارسلان شیری
سلام بر استاد مهربان
درود بر دوستان خوبم
خدا رو شکر که با این فایل مصاحبه آشنا شدم
حس و حال خوبی است که در این سایت چرخیدن و وقت گذراندن چرا که نه تنها بی فایده نیست بلکه بسیار عالی است و هر دفعه که وارد این سایت می شوم نکته و چیز جدیدی یاد می گیرم
روزشمار تحول زندگی من واقعا عالی است من خودم یکبار آن را مرور کردم و اکنون قصد دارم که برای بار دوم این فایل ها را گوش کنم و به تمرین های آن گوش بدهم
تکامل و طی کردن تکامل واقعا بخش مهمی از زندگی هر کدام از ما می تواند باشد
خدا رو شکر که من با درک این نکات به زندگی خودم رنگ و بویی تازه می بخشم
طمع و حرص اسلحه شیطان است و این نکته واقعا مهم است و نباید از آن بی تفاوت رد شد
بحث تکامل که استاد در این فایل توضیح دادند واقعا به جان و دلم نشست
تکامل و طی کردن آن واقعا بخشی از روند این جهان هستی است
این که خیلی از مواقع من فکر می کنم که یک شبه به نقطه اوج و هدف خودم برسم این عجول بودن خصلت آدم است که باید آرام آرام مراحل تکامل خودم را طی کنم در کسب و کار خودم،در روابط خودم،در همه امور زندگی خودم را باید رعایت کنم
نکته ای که در روند تکامل وجود دارد این است که در ابتدا این روند کند و آهسته است اما کم کم و به مرور این روند سریع و تند می شود
نکته زیبایی دیگری که یاد گرفتم این بود که
وقتی در مسیر رسیدن به هدف و خواسته ام مسیر تکامل خودم را طی کنم و آرام باشم و حالم خوب باشد زمانیکه به هدف و خواسته خودم هم برسم باز حالم خوب است و بهترین لذت را خواهم برد
نکته دیگری این بود که در این مسیر و هدف خودم باید نسبت به آن شغل و کار خودم هم انگیزه و علاقه داشته باشم
این انگیزه و علاقه یک سوخت بسیار برای حرکت کردن به سمت جلو و پیشبرد اهداف و خواسته های خود انسان است
درک قوانین این جهان هستی و عمل کردن به آن بسیار مهم است رکن اصلی این جهان و پیروزی در مسیر رسیدن به خواسته ها و اهداف است
نکته فوق العاده ای دیگر این بود که در این فایل من شنیدم که در زندگی خودم و برای رسیدن به آرزوهایم هرگز نیازی نیست که زجر بکشم واگر در حال زجر کشیدن هستم این نشان از این است که راه و مسیرم اشتباه است
همه چیز باید در طی تکامل و روند پیشرفت من باشد تا من به راحتی و آسودگی و به راحتی بتوانم به خواسته ها و آرزوهای خودم برسم
واقعا فایل عالی بود
یک فایل پر از نکته و پر از قوانین زندگی ساز
واقعا خوشحالم که امروز این فایل محشر را گوش دادم
چقدر زیبا که حتی استاد از فضای اینستگرام هم تشکر می کند و این برای من بدین معنی است که باید در همه حال به زیبایی ها و نکات مثبت زندگی خود توجه کنم
خدای من ممنون از تو بخاطر این فایل عالی و زیبا و وفوق العاده و محشر
افکار
باورها
ذهنیت
همان چیزهایی است که زندگی من را رقم می زند
آنچه که من در ذهن خودم رقم می زنم همان در دنیای بیرون من رقم خواهد خورد
عمل کردن به این نکته و این قانون یعنی پیروزی صد درصد در زندگی خودم
این فایل ارزش صد ها بار گوش دادن را دارد
من با توجه کردن به ناخواسته های زندگی خودم این ناخواسته بیشتر و بیشتر در زندگی من رخ خواهد داد
بنابریان دوری از ناخواسته ها و توجه کردن به خواسته ها این خود سبب می شود که زیبایی ها در زندگی من بیشتر و بیشتر رخ بدهد
ممنون استاد مهربان از تهیه این فایل زیبا
سپاس از خدای قانونمند
سپاس از خدای زیبایی ها
سپاس از خدای فراوانی ها
به نام خدای زیباییها
سلام به شما استاد عباسمنش عزیز و مریم جان دوستداشتنی و مایک خوشقلب
چقدر این فایل برایم حس عجیب و خوبی داشت.
چقدر خوشحالم که انسانهای ثروتمندی مثل شما اینقدر صمیمی و خالص هستند.
چقدر از دیدن آر وی شما لذت میبرم. همیشه دوست داشتم ماشینی با تمام امکانات سفر داشته باشم، اما باور نداشتم که بتوانم.
اما الان میبینم همان زمانی که من به این رؤیا فکر میکردم، افراد دیگری در صدد براورده شدن آن آرزویشان بودند و به آن رسیدند و من باور نداشتم.
اما از وقتی که روی باور ثروت خودم کار کردم، تحقق این رؤیا برام نزدیکتر میشود. از وقتی که روی خودم کار میکنم چقدر همهچیز برایم عوض شده. چقدر زندگیم زیباتر شده. اطرافیانی که در مدارم نبودند چقدر راحت از من فاصلهدار شدند. بدون اینکه بخواهم حرفی بزنم و آنها را از خود برانم. خدایا شکرت
چند روز پیش پس از مدتها در جمعی از آشنایان قرار گرفتم و چقدر واضح حس کردم که تغییر کردم. من آن آدم قبلی نبودم یا آنها عوض شده بودند؟!
خدایا مگر میشود؟
بحث بر سر مسافرت و این حرفها شد. من با شور و اشتیاق گفتم خیلی دوست دارم چند سال دیگه که بچهها به دانشگاه میروند من و همسرم یک اتوبوس مسافرتی با تمام امکانات بخریم و به همهجا سفر کنیم.
که ناگهان فردی از آنها گفت: ببخشید شما عمه دارید؟!
من جا خوردم و اصلاً متوجه منظورش نشدم.
بغل دستیام گفت منظورش اینه که شما فرد ثروتمندی تو اقوامت داری که بهت ارث برسه و همچین اتوبوسی بخری؟
خدایا قلبم فشرده شد. شاید خودم هم قبلاً اینطور فکر میکردم، اما من آن آدم قبلی نبودم. گفتم من عمه ندارم، خدا رو دارم. چند سال دیگه اتوبوسم رو میبینید.
و با نشانهایی که میبینم و آنها خبر ندارند به لطف خدا به ثروت نیز خواهم رسید. مثل تمام نعمتهای دیگری که دارم.
از وقتی خدای واقعی را شناختم دنیایم عوض شد. خدای مهربانم چقدر دیر تو را شناختم.
وقتی زندگی استاد عباسمنش را میبینم خیلی لذت میبرم. خدایا تو اگر بخواهی کسی را بزرگ کنی و بالا ببری هیچکس نمیتواند او را پایین بکشد و اکر کسی را خوار کنی کسی نمیتواند او را بالا بکشد.
تو را نزدیک خودم احساس میکنم
نزدیکتر از رگ گردن
و چه زیبا صدایم را میشنوی
و من چه شگفتانه مویم بر تن سیخ میشود که چطور اینقدر زود و نزدیک میشنوی و خودت را به من مینمایانی.
خدایا شکرت
زندگی زیباست
مثل همیشه
و دارد زیباتر میشود
با ورود ثروت و دستیابی به آرزوها
چقدر زیبا و دوستداشتنیست این خانواده بزرگ عباسمنش
خدایا همانطور که استاد عزیزم و فرزندش و مریم جان را به این همه زیبایی هدایت کردی، من و خانوادهام را نیز هدایت کن.
به سمت زیباییها، به سمت ثروت، به سمت آرامش محض
به جایی که فقط ما باشیم و تو
به نام خدای مهربان
سلام به استاد عباسمنش عزیز و مریم جان دوست داشتنی
وقتی رد پای خدا رو تو زندگیم میبینم، دیوانه میشم. از سالها پیش خیلی ناخودآگاه و ناآگاهانه دیدن اخبار رو دوست نداشتم، نه داخلی نه خارجی. اما همیشه احساس گناه داشتم که من چقدر بیتفاوتم، حتی تو جمعهایی که بحث میشد چون هیچ شناختی از سیاست نداشتم، حرفی هم نداشتم و فکر میکردم چه آدم به درد نخوری هستم. نه تنها در این مورد بلکه در مورد دین و مذهب و …(چون به ظاهر آدم مذهبی بودم)
از ته وجودم خدا رو صدا زدم و ازش خواستم توان تشخیص حق از باطل رو به من بده. وقتی فکر میکنم همه تغییرات از همین نقطه شروع شد. کمکم همه چی عوض شد. پلهپله
تا اینکه از چند ماه پیش به سایت شما هدایت شدم. چقدر آروم گرفتم. چقدر سرعت تغییراتم و حتی تغییرات اطرافیانم زیاد شد. خدا رو شکر میکنم که همه چیزو مثل یه پازل برام چید و از شما استاد عزیز که منو با خدای واقعی آشنا کرد.
دوست دارم نشانههایی که از وقتی وارد سایت شما شدم و عملگرا شدم و پشت هم برام اومد رو براتون بنویسم.
دوست دارم اونو زیر یکی از فایلهای توحید عملی یا فایلی که میگید سرمایه اصلی خودت هستی بنویسم.
در بهترین زمان
خدابا شکرت
زندگی زیباست
با تو ای خدای من زندگی زیباست
با آدمایی که منو به تو وصل میکنن زندگی زیباست
زندگیم زیبا بود، اما نمیدانستم که میشود در عرض چند ماه آن را زیباتر کرد، زیباترین
من برای تکه آخر پازل زندگی خوبم که همان ثروت بود وارد این سایت شدم، اما خدا را یافتم
تکه اصلی پازلم را اشتباه قرار داده بودم
وای خدای من، چطور متوجه نشده بودم
چقدر دلنشین است با تو بودن
اعتماد کردن
تسلیم بودن
رها بودن
استاد عزیزم سلام
الان ک حرف های شما رو در مورد اینکه
( اگ از چیزی یا کسی خوشتون نمیاد بهش توجه نکنید ن اینکه بیاد در مرودش غر بزنید)
شنیدم متوجه شدم ک چ جالب منم از چند نفر خوشم نمیاد ک اتفاقا از لحاظ فامیل بودن خیلی نسبت نزدیکی بهشون دارم و خواه یا ناخواه همیشه در ارتباط بودم باهاشون…
الان ک دقت میکنم میبینم ک من اصلا وقتی اونا هستند حتی سعی میکردم تا حد امکان نگاهشونم نکنم چ برسه ک بخوام باهاشون هم کلام بشم و یا درموردشون حرف بزنم…
خیلی سعی میکردم ک ازشون فاصله بگیرم و زمانی ک اونا بودن من خودم رو مشغول کاری میکردم ک باهاشون برخورد کمترب دشاته باشم …
و الان متوجه شدم و خیییلی وقته ک واقعا کمتر میبینمشون و شرایط طوری رقم میخوره ک توی جمع اگ من هستم اونا نیستند یا اگ اونا هستند من نیستم اصلا بدون اینک من بخوام کار خاصی بکنم..
اصلا نبودشون رو متوجه نشده بودم تا اینکه الان این حرفتون من رو یاد این ماجرا انداخت…
چقدر قانون جوابه واقعااااا
الان خیلی خیلی خیلی کمتر میبینمشون و باهاشون حرف میزنم و اینک دیگ اصلا حضورشون توی اون مواقع اندکی ک میبینمشون اذیتم نمیکنه
چقدر جالبه این قانون ک ب هر چی توجه کنی از جنس همونو بیشتر و بیشتر وارد زندگیت میشه و هر چی رو ک دوس نداری تجربه اش کنی بهش توجه نکن ب همین سادگی…
این رو الگویی قرار میدم برای خودم برای نتایجی ک میخوام بدست میارم…
ممنونم استاد عزیزم ک با این فایلتون ب من یاد اور قوانین ثابتی شد ک خودتون بهم یاد دادین…
سپاس بیکرااان از شما استاد عزیزم و خدای مهربونم ک هادی و هدایتگر من هست در هر لحظه و در هر مکان…..
به نام خدای بزرگ
سلام خدمت دوستان و استاد عزیز دلم و خانوم شایسته و رفیق عزیزم اقا مایکل گل
دیروز داشتم تو سایت پیغام دوستان رو میخوندم
خانومی نوشته بود
به نام خدایی که به خدایی کوچکه کمک میکند
خیای به دلم نشست این حرف واقعا کلمه زیبیای بود
من امروز به صورت هدایتی به این ودیو امدم
اولش بعدظهر دیدم
و نتونستم کامل نگاه کنم
رفتم بعد شب اومدم کامل نگاه کردم
اتفاقاتی که افتاد برام تمام جواب هاشون توی این ویدو بود
من قدم اول شروع کردم
امروز باید از خودم تبلیغ میکردم
توی امتیاز گفتم به خودم من عالییی هستم
رفتم وایی خیلی سخت بود
جرات پیدا کردم رفتم خیلی خوب بود
یکی از دوستام گفت این چیه این چکاری
مردم مسخرت میکنن
اومدم راه شمار معرفی کنم
یه حسی بهم گفت نه هیچی نگو خودش تو راه باشه درک میکنه
هیچی نگفتم با خودم فکر میکردم کار بدی کردم
ولی با این صبحت های شما اصلا هنگ کردم
واقعا سپاس گذار خدا هستم که امروز انقدر برام زیبا گذشت خدایی شکرت
هر سوالی بود توی ذهنم در به جاا توی حرفاتون در امد
خدایاا سپاس بابت جهان قانون مندت
خدایااا شکرت