این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.
https://tasvirkhani.com/fa/wp-content/uploads/2021/10/abasmanesh-3.jpg8001020گروه تحقیقاتی عباسمنش/fa/wp-content/uploads/2015/12/logo-with-title-340x85.pngگروه تحقیقاتی عباسمنش2024-10-13 02:22:152024-10-13 09:48:46live | قانون کبوتر با کبوتر، باز با باز
488نظر
توجه
اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
این فایل یکی از اون دسته فایل هایی هست که نیازه من چندین وجند بار گوشش بدم
منم توفکرماینبودکه مثلا کاش یکی بود ومیومدیم باهمحرف میزدیم ولی شما ذهنمروباز کردید که اقا اگه من تو مسیر درست باشم نیازی نیست که دنبال کسی برم ، نیازی نیست که دنبال پول برم و ….
همه ی اینها خودشون میان به سمت من
وای خدایا شکرت خیلی موضوع کاربردی رویاد چرفتم امروز
و اتفاقیکه صحبت شمارو برام تایید کرد ویادش افتادم این بود که چند روز پیش بدون اینکه واقعا کار خاصی کنم وارد یه مجموعه ای شدم که یه پکیجکامل از موضوعاتیکه باید تو رشتم بدونم وحتما بلد باشم تهیه کردم و بااین مجموعه اشنا شدم
درصورتی که هر کدومازینموضوعات خودش کارگاه جداگونه داره و قطعا هزینش چندین برابر برام میشد
ولی اینفرد خودش وارد زندگیم شد و با بهترین قیمت و بهترین شرایط تهیه کردم
درصورتی که من اصلا دنبالش نبودم فقط از خدا خواسته بودم راهو نشونمبده
و سریع با یاپگرفتن صحبت های شما این اتفاق اومد تو ذهنم
خدااایا شکرت که میتونم بیام اینجا و کلی اطلاعات ناب هر روز کسب کنم
استاد عزیزم من خیلی خوش حالم که دارم تواین سایت وقت می گذرونم درواقع خودم روباهاش می سازم چرا که اینجا یه دانشگاه مجازی هستش که ورودیش رایگان هست واگر شاگرد خوبی باشیم حتما خداوند کمکمون میکنه تا بتونیم به همه قسمت های سایت دسترسی داشته باشیم تا به رشد وتکاملمون ادامه بدیم
من که درحال آموزش توی این دانشگاه هستم وکم کم ازاین روش برای ترقی درزندگی شخصی وشغلی ام استفاده میکنم وهم اکنون دارم برروی ارتقاع خودم واپدیت شدنم درمسیر شغلم دارم یه دوره آموزش تخصصی درزمینه کارم میگذرونم تا ازتمام پتانسیل هایی که درکارم هست استفاده کنم که هم بهتر وبیشتر به مردمی که نیاز به این تخصص دارند کمک کنم وهم احساس درونی خودم ارضا بشه وهم اینکه این شغل فعلی من زمینه یه هدف بزرگتره درمسیر برنامه چند ساله منه بعنی یه شرکت بین المللی هست که درزمینه اسلام زندگی وتکنولوژی کارمیکنه و من یه طرح چند ساله ریختم و براساس اینکه بالذت بردن ازمسیر هدفم کارمیکنم منتظر نیستم هدفم کامل بشه وبه نقطه اوج کارم وهدفم برسم بعد خوشحال بشم نه چرا که وقتی بهش رسیدم دیگه اونو دارم وبرام چندان جذابیتی نخواهد داشت وحالا باید یه هدف دیگه ای که درش احساس کمبود وناکافی بودن دارم رو یا تضاد دارم رو هدف گذاری کنم واونو برم تا کاملش کنم این روشی که شما میگین واقعا انسان روباخودش آشتی میده وقدر خودش رومی دونه که
چقدر ما ارزشمند هستیم که باید روی شخصیت فردی خودمون کارکنیم تکاملش بدیم اونو بسازیم تا درمسیر واقعی هویتی که براش ساخته شده قرار بگیره وشرطش هم اینه متمرکز باشیم برروی خودمون واز حواشی وفرعیات دوری کنیم .
وقتی آدم به درون خودش رجوع میکنه دیگه اشکالات دیگران آز ذهنش پاک میشه وشروع میکنه به ورود به دنیای بی انتهای درون خودش جهان بزرگ خودش وبه سیر وسفر می پردازه وشروع به کشف خودش میکنه نکات قوتش رومی دونه روی اون تمرکز میکنه اونو پرورش میده تا بهتر وبیشتر رشد کنه وازکدام ظرفیتهای درونش درجهت خواسته هاش استفاده میکنه واین میشه که ثروت سلامتی محبت عشق ودوستی وافراد لایق وهم فرکانس شروع به ورود به دنیای آدم میکنند و میشه کبوتر باکبوتر باز با باز وضعف ها آشکار میشن وما وقتی اونها رودیدیم وشناختم شروع میکنم به اصلاحشون ونتیجه اش میشه ارتقاع وآرامش وتکامل وثروت نعمت وهرآنچه که فکرش رانمی کردیم و وارد زندگیمان می شود به ساده ترین شیوه ممکن وبه راحتی وبا کمترین مقاومت وسختی ممکن، این نتیجه ورود به این دانشگاه مجازی است وهمچنان دانشجو ماندن برای همیشه دراین دانشگاه زیرا این دانشگاه فارغ التحصیلی ویاگرفتن مدرک ندارد زیرا مثل این است که برای زندگی کردن دریک کره ای درفضای خارج اززمین زندگی میکنیم و برای ادامه زندگی وحیات وسلامتی ولذت بردن اززندگی مان وابسته به لباس خاصی هستیم تا ما رادربرابر خطرات موجود دراون محیط که باعث مرگ ونابود ی میشود حفاظت می کند وباید حتما لباس مخصوص روبپوشیم وهی این لباس کامل وکاملتر داره ساخته میشه که شیوه زندگی کردن ما رو هی بهتر وبهتر میکنه ولازم اش درس خوندن درباره طرز درست استفاده ازاین لباس واستفاده آز آپشنهای موجود دراین لباس هست که تا اونها روندونیم وازطرز استفاده کردنشون چیزی نفهمیم عملا هیچ استفاد ه ای برامون ندارن پس باید بانحوه درست استفاده ازاین لباس و آپدیتها ی اون آشنایی پیدا کنیم وحتی شاید تکنولوژی که دفترچه راهنمای اون نوشته شده هنوز برای همه مشخص نشده. زیرا که درترجمه اون کاتالوگ ویا دستور استفاده شاید درهنگام ترجمه درست ترجمه نشده باشه واین نیاز هستش که ما دراین دانشگاه با قوانین درست ترجمه این موارد آشنا بشیم
من شاید زیاد پیچیده اش کردم ولی مدل ذهنی من اینجوری هست واینجوری میفهممش
الله متعال حافظ همه نسل بشر باشه تا به سعادت وخوشبختی واقعی وآزادی وتوحید کامل برسه وازشرک وبد بختی نجات پیدا کنه آمین یا رب العالمین
کسی که باور داشته باشد، به سمت هدف خود حرکت می کند و کسی که به سمت هدف خود حرکت می کند و آنرا به دست میارد یعنی باور داشته است.
وقتی در مسیر درست باشم، به کارهای درست، به کارهایی که به نفع من باشد هدایت می شوم چه در امور کوچک چه بزرگ، چه در زمینه مالی، چه در زمینه کاری و چه در زمینه ارتباطی و در هر زمینه ای رویدادهای مفید و مناسب اتفاق می افتد لازم نیست من دنبال کسی یا چیزی بگردم همه چیز در درون من است.
با جستجوی فیزیکی مطلب حاصل نمی شود ولی وقتی در فرکانسش قرار بگیرم، مطلب خودش سر راهم قرار می گیرد.
خدایا کمک کن به آنچه می آموزم عمل کنم. خدایا شکرت
تشکر فراوان از استاد عباس منش عزیزم
برای تان آرامش و سلامتی، ثروت و شادمانی، طول عمر با عزت و سعادت ابدی خواهانم
من با گوش دادن این فایل خیلی نظرم به خیلی چیزا عوض شد وهرقدر این فایل گوش بدم کمه چیزی که ازش یاد گرفتم اینه که به دنبال فرعیات نباشیم دنبال اصل باشیم و قرار نیست دنبال چیزی بدویم اون خودش دنبال مون میاد فرق ندارد پول باشه آدم مناسب باشه هرچی میخواد باشه من همیشه به فکر این بودم که یک آدم مناسب پیدا کنم که ویژه گی های خوب داشته که باهاش ازدواج کنم الان فهمیدم من باید اون ویژه گی های خوب رو درخودم ایجاد کنم تا اون فرد مناسب خودش به سمتم بیاد باور هامون درست کنم و به قوانین جهان هستی باور داشته باشم حسی خیلی خوب داشته باشم همه چیز حله خدایا سپاس گذارم که هدایتم میکنی سپاس از استاد عزیزم
خداوند رزاق و روزی بخش، خداوندی که تمامی ثروت ها و نعمات جهان در دستان اوست و هر روز بواسطه رحمت و لطف بیکرانش، این ثروت ها و نعمات رو از دریچه های بیشماری وارد زندگی ما میکنه و اونا رو جاری میسازه. خدای تواب و توبه پذیر. خدایی که برخلاف اونچه اکثریت باور دارن، خشمگین و شدیدالعقاب نیست و بر بنده ای که ایمان داشته باشه و در مسیر درست قدم برداره و باورهای درستی در مورد او داشته باشه، جز نعمت و مهربانی چیزی به او نمی ده. سپاسگزار همچین خدایی هستم که وقتی ازش خواستم من رو هدایت کنه و راه درست زندگی کردن رو نشونم بده، من رو به یکی از بنده های خوبش هدایت کرد. کسی که جهان هستی و قوانین اون رو به درستی درک کرده و تلاش داره تا با باورهای توحیدیش اونها رو در زندگی روزمرهش عملی کنه. سپاسگزار این بنده خوب خدا هستم، سپاسگزار استاد عزیزم که به من یاد داد که چجوری میتونم زندگی خودم رو خلق کنم و به من آموخت که خدای واقعی در قلب من و همیشه در کنار منه و اون رو از خودم دور ندونم. ازتون ممنونم استاد عزیزم.
توی این کامنت میخوام در مورد چندین مورد از همزمانی هایی صحبت کنم که در طی پروژه خانه تکانی ذهن و تغییرات درونی من اتفاق افتادن و من این نشانه ها رو دیدم و بلافاصله بعد از درکشون اونها رو یادداشت کردم تا در اولین فرصتی که تونستم به سایت مراجعه کنم و دیدگاهم رو ثبت کنم تا این باور رو در ذهنم تقویت کنم که نشانه های خداوند هر روز و هر روز با ما هستن و هرچقدر که ما خالص تر بشیم اونها رو بیشتر بیشتر به طرق مختلف دریافت میکنیم و با قدرت نوشتن به جهان هستی فرکانس بیشتری در راستای دریافت الهامت بفرستم.
1. من کلا از بچگی توی سناریو ساختن و تجسم سازی خیلی خوب بودم مخصوصا چون تک فرزند بودم و کلا تنهایی بازی میکردم، کلی با اسباب بازیام سناریوهای مختلف میساختم و ساعت ها میتونستم سرگرم بشم. یکی دو هفته پیش یه ایده ای اومد به سرم در رابطه با اینکه شروع کنم مثل تمرین جلسه اول قانون آفرینش سناریو بنویسم. یه سناریو نوشتم که توش به این نکته اشاره کردم که از یه خوابی بلند شدم که توش داشتم الهامات رو دریافت میکردم.
دو روز بعدش وقتی صبح از خواب بیدار شدم، دیدم که چقدر زود این سناریو نویسی و این تجسم تاثیر گذاشت و بعد از دو روز خوابی رو دیدم که توش در مورد یه چیزی بهم الهام شد. (اون اولین خواب الهامیای بود که به این مستقیمی میدیدم و دقیق نمیتونستم بفهممش اما هرچی جلوتر اومدم – که پایین تر بهش اشاره میکنم- میبینم که هر روز دارم توی خواب یه سری الهامات واضح دریافت میکنم که کامل میفهممشون و البته یه سری الهامات هم هستن که توی خواب خیلی واضحن ولی وقتی بیدار میشم و تلاش میکنم اونها رو به یاد بیارم تیره و تارن – مثلا توی بحث ثروت دائما انگار توی خواب یه حسی بهم میگه که تو قراره به شدت ثروتمند شی- ولی نمیتونم دقیق بگم که چی میگه ولی میدونم به مرور زمان، با طی کردن تکاملم و بالاتر رفتن مدار و فرکانسم قطعا اون پیام ها هم واضح میشن و من اماده دریافت اونها میشم.
در ادامه این خواب های الهامی، میتونم به خواب چند روز پیشم اشاره کنم؛ توی این خواب به وضوح به یاد دارم که من و استاد عباس منش عزیزم داشتیم توی محلهمون راه میرفتیم و من داشتم در مورد تک تک برنامه هایی که فردا میخوام انجام بدم صحبت میکردم (انگار میدونستم که خوابم و آگاه بودم) و از استاد داشتم راهنمایی میگرفتم. وقتی بلند شدم کلی هیجان داشتم و البته یاد جلسه سوم قانون آفرینش افتادم که استاد گفته بودن میتونید اگر نیاز به کمک دارید، با تجسم کردن فردی که خیلی فکر میکنید توی اون حوزه ماهره، از اون مشاوره و راهنمایی بگیرید و شباهت این تجربه با اون حرف رو درک کردم.
2. اتفاق دیگه ای که در این چند هفته اخیر رخ داد، این بود که بعد از یه مدت وقفه طولانی (بواسطه قطعی اینترنت)، از دوستام خبری نداشتم ولی از طرفی اونقدرا هم مایل نبودم که زنگ بزنم و انگار یه حسی بهم میگفت صبر کن. توی این مدت داشتم روی اعتماد به نفس در روابط تغییر باور میدادم که دقیقا موقعی که فکرش رو میکردم دوستم بهم پیام داد و حال احوال کرد و البته فرداش اگه اشتباه نکنم زنگ زد و 3 نفری رفتیم بیرون و کلی اتفاق قشنگی که در ادامه رقم خورد رو تجربه کردم.
* نکته ای که وجود داره، اینه که مادر من به شدت بر روی من حساسه و در تلاشه تا تک تک حرکات من رو پایش و نظارت کنه تا یه وقت پا در مسیر اشتباه نذارم یا کاری نکنم که به خودم آسیب بزنم. (نوع دیدگاهیه که ایشون داره و بهش احترام میزارم) و این نوع نگاه اونقدرا برای فرزندان خانواده ایرانی نگاه غیرقابل تصوری نیست. ولی از 5 سال پیش که تصمیم گرفتم آروم آروم تکاملم رو برای استقلال پیدا کردن طی کنم، تونستم الان به جایی برسم که میتونم هر زمان و هرجایی که می خوام برم و صرفا به مادرم اطلاع بدم که میرم. (البته هر موقع که اوضاع در کشور کمی تنش زا میشه -مثل برهه جنگ یا همین اعتراضات اخیر) ایشون به شدت تلاش میکنن تا من رو محدود کنن و بیرون رفتن رو (به ظاهر) منع میکنن. قبلا خب من خیلی میجنگیدم برای بیرون رفتن و به شدت اعصاب خوردی داشت. اما از وقتی حنگ رو گذاشتم کنار و شروع کردم به کار کردن بر روی خودم، حتی در شرایطی به حساسی جنگ، من میتونم با بیشترین اعتماد به نفس و ایمان ممکن و بدون هیچ جنگ و دعوایی برم بیرون و در صحت و سلامت کامل بر خلاف باورهای ایشون برگردم خونه و این اتفاق برای بیرون رفتن من با دوستانم هم افتاد.
* وقتی با دوستام وارد مترو شدیم، اولین نکته ای که باعث تعجب و خوشحالی همزمان من شد، رایگان شدن مترو بناا به دلایلی بود و من از این موضوع شگفت زده شدم.
* وقتی داشتیم توی مترو به سمت پایین و به سمت محل توقف قطار حرکت میکردیم، توی راهرو در دوطرف دیوار عکس هایی طبق معمول زده بودن و من به دلیل کمی نزدیک شدن از لحاظ فرکانسی با خواسته هام، توجهم به این عکس ها جلب شد و چشمم به عکس ماشین های بنز و بی ام وه و … کلاسیک افتاد که از موزه ماشین ایران روی دیوار گذاشته بودن.
* بعد از دو ساعت پیاده روی و خوش گذروندن و گپ و گفت باحال وقتی تصمیم گرفتیم برگردیم تا سوار مترو بشیم، داشتیم از خیابون پاکستان میاومدیم بیرون که چشمم افتاد به آسمون. من کلا آسمون رو به شدت دوست دارم و عاشقشم. از هوای آبی و پاکیزه بهار گرفته، تا آسمون ابری، تا آسمون بارونی و برفی و حتی آسمون پرستاره شب. اما دوتا منظره هستن که من خیلی کم دیدمشون و دوست دارم بتونم اونا رو از نزدیک ببینم. یکی دم طلوع آفتاب و دیگری دم غروب. از همین رو، وقتی که تونستم اون قرمزی و بنفشی و نارنجی بودن هوا و اون ترکیب رنگ بینظیری که خدا رقم زده بود رو ببینم واقعا شگفت زده شدم و چشمام داشتن از زیبایی پرستش میکردن اون صحنه و خالق اون صحنه رو. و این بعد از این بود که چند روز قبلش در مورد دیدن طلوع و غروب خورشید نوشته بودم که می خوام اونا رو ببینم.
کلی حرف ضد و نقیض راجب موضوع این فایل تو سرم میچرخه، یه سمت مغزم موافقه و میگه لازم نیست بری سمت چیزی، خودبه خود واست جور میشه یه سمت مخالفه و میگه به این مفتیا که استاد عباسمنش میگه نیست.
تجربه زندگیمم ترکیبی ازین دو عبارته، ینی واسه بعضی چیزا کلی تلاش کردم اما نشده، اما بعضی موارد به راحتی اتفاق افتاده.
در کل قبول دارم کبوتر با کبوتر،، باز با باز را، اما اینکه تو اسمون زندگیم گاهاً بازی تو دسته کبوترا قرار میگیره که از شوق پرواز و هم پر داشتن ،، اتفاقاتی رو رقم زده که…
خلاصه به کررات ضرب المثل فیل و فنجان، را تجربه کردم.
از خدا تقاضای راهنمایی دارم و تو این کامنت میخام مغزم بریزم تو کاسه و عواملی که موجب این ناهماهنگیا شده رو پیدا و بهبود بدم.
ابتدا عبارتی که واسم بولد شد قرار میدم :
وقتی در مسیر درست قرار بگیرید، هدایت میشید به ایده های درست ، ادمای درست ، انجام کار های درست.
نیاز نیست دنبال چیزی باشی .
تو مسیر درست ،همه چیز دنبالمون میاد.
حتی نیاز نیست دنبال پول باشیم اون میاد سراغمون.
———
خب
به نظر کلید/در ورود به شهری که نعتا بیاد سراغم نه اینکه من برم دمبالش در عبارت » مسیر درست قرار گرفتن، هست که چن بار استاد تکرارش کرد.
حالا سوال اینجاست؛ چطور در مسیر درست قرار بگیرم؟
+ جواب : فک نکنی یه هویی اتفاق میوفته. تکامل تو هر چیزی لحاظ شده.
این حالتی که استاد عباسمنش از خودش تعریف میکنه »اون چیزی که من میخوام میاد تو زندگیم.اصلاً من دنبال چیزی نمیرم/نیستم.
ماحصل چندین سال تکرار و تقویت این نوع نگاه هست و همه ما میدونم که ابتدای مسیر اون میرفته دنبال خواسته هاش، مثلا اون میرفته پوستراشو تو خیابون ولیعصر میچسبونده، اون میرفته هماهنگی های سالن انجام میداده و…
یا بارها گفته »به هر خواسته ای که رسیده، قبلش باورشو ساخته،واسش حرکت کرده و بعد نتیجه گرفته.
خلاصه اینجوری که تو فک میکنی نیست.
——
یه لحظه به خودم گفتم امثال عناوین این فایل و صحبتایی که داخلش میشه یه توهم کاذب به افرادی مثه من میده که : انتظار بیش از حد از قانون پیدا کنم.
انتظار دارم اون ادم مناسب/اون شرایط ایده ال و… بهم پیشنهاد بشه اما این اتفاق تکاملی میوفته و متاسفانه من تا امروز تحت عنوان اجرای قانون، به این تفکر غلطی ادامه دادم که مثلا در اینده فرکانسام قویتر میشه و بلاخره اتفاق بیوفته…
واضح تر بخام بگم، انصافا به این مفتیا پول دمبالم نیومده ، ادم مناسب به راحتی پیدا نشده و بالاجبار دمبال بعضی خواسته هام دارم میدووووم.
———-
خب
چن وقتیه مثه همون اوایل مسیر که استاد خواب دید تو مسابقه دو میدانی با افراد معمول قرار گرفته ، دنبال راه حل و خروج ازین دنبال کردنا هستم…
پریروز یه فایل صوتی با عنوان: فرکانس پیدا کردن بازی،مسیر پول ساختن – با صدای خودم ضبط کردم که داخلش عبارت هایی میگفتم که احتمال میدم منو »در مسیر درست« همون حالتی که استاد میگه قرار میده، ینی نعمتا میاد دنبالم نه اینکه من برم دمبالش.
همزمان به خودم این یاداوری دارم که تحقق این خواسته به صورت تکاملی رخ میده.
(اینا چنتا ازون کلماتی هست که با صدای خودم ضبط کردم و در طول روز دارم گوشش میدم :
– خدایا ممنونم که بهم میگی چه فکری در خودم ایجاد کنم که بلحاظ مالی رشد کنم.
– خدایا ممنونم راهنماییم میکنی تا فرکانسی ارسال کنم ، که پول بیشتری بدست بیارم.
– خدایا ممنونم که بهم الهام میکنی که چجوری زندگیمو بلحاظ مالی ارتقا بدم .
– خدایا بهم بگو که چطور باورام برای بدست اوردن بیشتر پول و نعمتا درست کنم.
– خدایا مرسی که بهم میگی چطور باورام بلحاظ مالی و پول ساختن درست کنم.
————
خلاصه عامو با اینکه الان خبری نیس امید دارم روزی بیاد این کامنت بخونم در حالی که به توانایی تشخیص اصل از فرع رسیده باشم و بدونم چجوری راجب هر خواستم در مسیر درست قرار بگیرم و حالتی که خواسته هام بیوفته دمبالم،درحال تجربه کردن باشم.
سلام بر استاد عزیزم، مریم بانوی نازنین و دوستان عزیزم
خیلی وقتا ما دنبال فرعیات میریم بخاطر اینکه اصلو درست درک نکردیم و درست عمل نکردیم ولی توهم می زنیم که من قانونو درک کردم دارم عمل می کنم پس اگه نتیجه ای که می خوامو نمی گیرم برم دنبال یه چیز دیگه، شاید یه چیز دیگه هم لازمه بدونم.
برای خود من هروقت رفتم سراغ یه سری مطالب دیگه به همین علت بوده، نفهمیدم که من اصلو نفهمیدم و عمل نمی کنم. اگه اصلو درک کنم نیازی به چیز دیگه ای نیس.
ذهن این وقتا میگه حالا فلان چیزم یاد بگیری که ضرری نداره ولی بزرگترین ضررو داره و اون دور شدن از اصله.
اصل کنترل ذهنه، اصل ایمان و اعتماد به خداست، اصل تسلیم بودنه و اصل هدایته.
اینکه درک کنیم که قانون همیشه جواب میده و اگه در موردی من نتیجه نمی گیرم اشکال از منه نه قانون خیلی مهمه. اگه آرامش ندارم اشکال از باورهامه باید اونا رو درست کنم وگرنه انواع و اقسام روشهای مراقبه و غیره اگه به من آرامشی هم بدن موقتیه. اینو خودم تجربه کردم. در مورد مسائل مالی و چیزهای دیگه هم همینه.
ممنونم استاد از این آگاهیهای ناب.
در چسبیدن به اصل شما بهترین الگویید. هنوزم گاهی اینو فراموش می کنم و فکر می کنم بد نیس برم فلان چیزو یاد بگیرم. خدا رو شکر که این فایل، تلنگری بود تا توی دام نیفتم.
استاد دلم برات تنگ شده خداوکیلی بیا جلو دوربین زندگی در بهشتو بزار . اصن تو خوده هدایتی کجای بابا نیسی وژدانن دلم برات تنگه . خواهش میکنم بیا فایل از خودت بزار فقط ببینمت حض کنم بخدا خیلی تو زندگیمون راهنما کم داشتیم تو برا من هم یه پدر باتجربه بودی هم یه مادر باتجربه . انقدر بهم نشون دادی که اگه با تو اشنا نمیشدم انقد صبر و تکامل حالیم نبود خواهش میکنم فقط فایل بزار من شمارو ببینم کیف کنم وقتی میبینمت دوپامینم میچسبه به سقف مغزم .. خیلی دویست دترم و دلم برات تنگ شده تند تند از خودتون فایل بزارید . اصن همینجوری بزارید بخداا خیلی خیلی دوست دارم تو الگوی پیشرفت و جسارت منی بمن فهموندی سن دری وریه فقط برو جلو و شاگرد خوبی باش برا دنیا فقط یاد بگیرو انجام بده الان بعد از زمانی که با شما اشنا شدم 4یا5سال میگذره و به ترس خودم غلبه کردم و تو شغلم ک خدمات رایانه داشتم بدون هیچ زمینه ای از برنامه نویسی شروع کردم به یادگیری اگه اموزه هاتو نمیدیدم اصصصلااا سمتشم نمیرفتم تو به من اموزش دادی زندگی کنمممم. از خودت فایل بزار دلم خییییلی برات تنگ شده آرزو میکنم همیشه خدا نگهدارت باشه . عشق مننییی چشامیییی. خیلی این شجاعتی که کردم رفتم سمت برنامه نویسی بهم اعتماد بنفس داده.. عشق منی عشوگریی تمااام️️️️️
حساب کردن روی هدایت خدا: وقتی در مسیر درست باشیم، به انجام کارهای درست هدایت میشویم. ایده، افکار، شرایط و موقعیت مناسب به سمت ما هدایت میشود.
دلیل نتایج پایدار: فقط و فقط به اصل توجه کنیم و از حاشیه ها دوری کنیم. در این صورت نتایج ما موقت و نوسانی نخواهد بود.
اگه از نظر مالی در فرکانس ثروت نباشیم، و توجهمون بیشتر به فقر باشه، هر ایدهای اجرا کنیم هر کاری که انجام بدیم فقیر تر میشیم.
وقتی که اصل رو درک کنیم و سعی میکنیم که بهش عمل کنیم. ورودی هایی به ذهنمون بدیم که در مورد ثروت احساس خوبی در ما ایجاد با کنه، به اندازه تغییر فرکانسمون هدایت میشیم به ایدهها، اعمال، شرایط، اتفاقات و آدم هایی که از لحاظ مالی ما رو به ثروت بیشتر هدایت میکنند.
خدا رو سپاسگزارم که هر روز به آگاهی هام اضافه میشه
خدا قوت خانم شایسته عزیز، خیلی خیلی خیلی ممنون بابت این پروژه خانه تکانی ذهن
ان شاالله همیشه ایام به کامتون باشه
در پناه الله شاد، سالم، ثروتمند و سعادت مند در دنیا و آخرت باشید .
سلام و عرض ادب خدمت استادجان و همه دوستان
این فایل یکی از اون دسته فایل هایی هست که نیازه من چندین وجند بار گوشش بدم
منم توفکرماینبودکه مثلا کاش یکی بود ومیومدیم باهمحرف میزدیم ولی شما ذهنمروباز کردید که اقا اگه من تو مسیر درست باشم نیازی نیست که دنبال کسی برم ، نیازی نیست که دنبال پول برم و ….
همه ی اینها خودشون میان به سمت من
وای خدایا شکرت خیلی موضوع کاربردی رویاد چرفتم امروز
و اتفاقیکه صحبت شمارو برام تایید کرد ویادش افتادم این بود که چند روز پیش بدون اینکه واقعا کار خاصی کنم وارد یه مجموعه ای شدم که یه پکیجکامل از موضوعاتیکه باید تو رشتم بدونم وحتما بلد باشم تهیه کردم و بااین مجموعه اشنا شدم
درصورتی که هر کدومازینموضوعات خودش کارگاه جداگونه داره و قطعا هزینش چندین برابر برام میشد
ولی اینفرد خودش وارد زندگیم شد و با بهترین قیمت و بهترین شرایط تهیه کردم
درصورتی که من اصلا دنبالش نبودم فقط از خدا خواسته بودم راهو نشونمبده
و سریع با یاپگرفتن صحبت های شما این اتفاق اومد تو ذهنم
خدااایا شکرت که میتونم بیام اینجا و کلی اطلاعات ناب هر روز کسب کنم
استاد عزیرم سپاس
سلام ودرود وشادباش برای همه عزیزان جان ودل
استاد عزیزم من خیلی خوش حالم که دارم تواین سایت وقت می گذرونم درواقع خودم روباهاش می سازم چرا که اینجا یه دانشگاه مجازی هستش که ورودیش رایگان هست واگر شاگرد خوبی باشیم حتما خداوند کمکمون میکنه تا بتونیم به همه قسمت های سایت دسترسی داشته باشیم تا به رشد وتکاملمون ادامه بدیم
من که درحال آموزش توی این دانشگاه هستم وکم کم ازاین روش برای ترقی درزندگی شخصی وشغلی ام استفاده میکنم وهم اکنون دارم برروی ارتقاع خودم واپدیت شدنم درمسیر شغلم دارم یه دوره آموزش تخصصی درزمینه کارم میگذرونم تا ازتمام پتانسیل هایی که درکارم هست استفاده کنم که هم بهتر وبیشتر به مردمی که نیاز به این تخصص دارند کمک کنم وهم احساس درونی خودم ارضا بشه وهم اینکه این شغل فعلی من زمینه یه هدف بزرگتره درمسیر برنامه چند ساله منه بعنی یه شرکت بین المللی هست که درزمینه اسلام زندگی وتکنولوژی کارمیکنه و من یه طرح چند ساله ریختم و براساس اینکه بالذت بردن ازمسیر هدفم کارمیکنم منتظر نیستم هدفم کامل بشه وبه نقطه اوج کارم وهدفم برسم بعد خوشحال بشم نه چرا که وقتی بهش رسیدم دیگه اونو دارم وبرام چندان جذابیتی نخواهد داشت وحالا باید یه هدف دیگه ای که درش احساس کمبود وناکافی بودن دارم رو یا تضاد دارم رو هدف گذاری کنم واونو برم تا کاملش کنم این روشی که شما میگین واقعا انسان روباخودش آشتی میده وقدر خودش رومی دونه که
چقدر ما ارزشمند هستیم که باید روی شخصیت فردی خودمون کارکنیم تکاملش بدیم اونو بسازیم تا درمسیر واقعی هویتی که براش ساخته شده قرار بگیره وشرطش هم اینه متمرکز باشیم برروی خودمون واز حواشی وفرعیات دوری کنیم .
وقتی آدم به درون خودش رجوع میکنه دیگه اشکالات دیگران آز ذهنش پاک میشه وشروع میکنه به ورود به دنیای بی انتهای درون خودش جهان بزرگ خودش وبه سیر وسفر می پردازه وشروع به کشف خودش میکنه نکات قوتش رومی دونه روی اون تمرکز میکنه اونو پرورش میده تا بهتر وبیشتر رشد کنه وازکدام ظرفیتهای درونش درجهت خواسته هاش استفاده میکنه واین میشه که ثروت سلامتی محبت عشق ودوستی وافراد لایق وهم فرکانس شروع به ورود به دنیای آدم میکنند و میشه کبوتر باکبوتر باز با باز وضعف ها آشکار میشن وما وقتی اونها رودیدیم وشناختم شروع میکنم به اصلاحشون ونتیجه اش میشه ارتقاع وآرامش وتکامل وثروت نعمت وهرآنچه که فکرش رانمی کردیم و وارد زندگیمان می شود به ساده ترین شیوه ممکن وبه راحتی وبا کمترین مقاومت وسختی ممکن، این نتیجه ورود به این دانشگاه مجازی است وهمچنان دانشجو ماندن برای همیشه دراین دانشگاه زیرا این دانشگاه فارغ التحصیلی ویاگرفتن مدرک ندارد زیرا مثل این است که برای زندگی کردن دریک کره ای درفضای خارج اززمین زندگی میکنیم و برای ادامه زندگی وحیات وسلامتی ولذت بردن اززندگی مان وابسته به لباس خاصی هستیم تا ما رادربرابر خطرات موجود دراون محیط که باعث مرگ ونابود ی میشود حفاظت می کند وباید حتما لباس مخصوص روبپوشیم وهی این لباس کامل وکاملتر داره ساخته میشه که شیوه زندگی کردن ما رو هی بهتر وبهتر میکنه ولازم اش درس خوندن درباره طرز درست استفاده ازاین لباس واستفاده آز آپشنهای موجود دراین لباس هست که تا اونها روندونیم وازطرز استفاده کردنشون چیزی نفهمیم عملا هیچ استفاد ه ای برامون ندارن پس باید بانحوه درست استفاده ازاین لباس و آپدیتها ی اون آشنایی پیدا کنیم وحتی شاید تکنولوژی که دفترچه راهنمای اون نوشته شده هنوز برای همه مشخص نشده. زیرا که درترجمه اون کاتالوگ ویا دستور استفاده شاید درهنگام ترجمه درست ترجمه نشده باشه واین نیاز هستش که ما دراین دانشگاه با قوانین درست ترجمه این موارد آشنا بشیم
من شاید زیاد پیچیده اش کردم ولی مدل ذهنی من اینجوری هست واینجوری میفهممش
الله متعال حافظ همه نسل بشر باشه تا به سعادت وخوشبختی واقعی وآزادی وتوحید کامل برسه وازشرک وبد بختی نجات پیدا کنه آمین یا رب العالمین
به نام خدای مهربان
سلام به استاد عزیزم و بانو شایسته عزیز
گام 18 قانون کبوتر با کبوتر باز با باز
کسی که باور داشته باشد، به سمت هدف خود حرکت می کند و کسی که به سمت هدف خود حرکت می کند و آنرا به دست میارد یعنی باور داشته است.
وقتی در مسیر درست باشم، به کارهای درست، به کارهایی که به نفع من باشد هدایت می شوم چه در امور کوچک چه بزرگ، چه در زمینه مالی، چه در زمینه کاری و چه در زمینه ارتباطی و در هر زمینه ای رویدادهای مفید و مناسب اتفاق می افتد لازم نیست من دنبال کسی یا چیزی بگردم همه چیز در درون من است.
با جستجوی فیزیکی مطلب حاصل نمی شود ولی وقتی در فرکانسش قرار بگیرم، مطلب خودش سر راهم قرار می گیرد.
خدایا کمک کن به آنچه می آموزم عمل کنم. خدایا شکرت
تشکر فراوان از استاد عباس منش عزیزم
برای تان آرامش و سلامتی، ثروت و شادمانی، طول عمر با عزت و سعادت ابدی خواهانم
بنام خدایی بخشنده و مهربان
سلام به استاد عزیزم
ودوستان عزیز
گام 18
من با گوش دادن این فایل خیلی نظرم به خیلی چیزا عوض شد وهرقدر این فایل گوش بدم کمه چیزی که ازش یاد گرفتم اینه که به دنبال فرعیات نباشیم دنبال اصل باشیم و قرار نیست دنبال چیزی بدویم اون خودش دنبال مون میاد فرق ندارد پول باشه آدم مناسب باشه هرچی میخواد باشه من همیشه به فکر این بودم که یک آدم مناسب پیدا کنم که ویژه گی های خوب داشته که باهاش ازدواج کنم الان فهمیدم من باید اون ویژه گی های خوب رو درخودم ایجاد کنم تا اون فرد مناسب خودش به سمتم بیاد باور هامون درست کنم و به قوانین جهان هستی باور داشته باشم حسی خیلی خوب داشته باشم همه چیز حله خدایا سپاس گذارم که هدایتم میکنی سپاس از استاد عزیزم
خدایا شکرت که تورادارم
به نام خدای مهربان
خداوند رزاق و روزی بخش، خداوندی که تمامی ثروت ها و نعمات جهان در دستان اوست و هر روز بواسطه رحمت و لطف بیکرانش، این ثروت ها و نعمات رو از دریچه های بیشماری وارد زندگی ما میکنه و اونا رو جاری میسازه. خدای تواب و توبه پذیر. خدایی که برخلاف اونچه اکثریت باور دارن، خشمگین و شدیدالعقاب نیست و بر بنده ای که ایمان داشته باشه و در مسیر درست قدم برداره و باورهای درستی در مورد او داشته باشه، جز نعمت و مهربانی چیزی به او نمی ده. سپاسگزار همچین خدایی هستم که وقتی ازش خواستم من رو هدایت کنه و راه درست زندگی کردن رو نشونم بده، من رو به یکی از بنده های خوبش هدایت کرد. کسی که جهان هستی و قوانین اون رو به درستی درک کرده و تلاش داره تا با باورهای توحیدیش اونها رو در زندگی روزمرهش عملی کنه. سپاسگزار این بنده خوب خدا هستم، سپاسگزار استاد عزیزم که به من یاد داد که چجوری میتونم زندگی خودم رو خلق کنم و به من آموخت که خدای واقعی در قلب من و همیشه در کنار منه و اون رو از خودم دور ندونم. ازتون ممنونم استاد عزیزم.
توی این کامنت میخوام در مورد چندین مورد از همزمانی هایی صحبت کنم که در طی پروژه خانه تکانی ذهن و تغییرات درونی من اتفاق افتادن و من این نشانه ها رو دیدم و بلافاصله بعد از درکشون اونها رو یادداشت کردم تا در اولین فرصتی که تونستم به سایت مراجعه کنم و دیدگاهم رو ثبت کنم تا این باور رو در ذهنم تقویت کنم که نشانه های خداوند هر روز و هر روز با ما هستن و هرچقدر که ما خالص تر بشیم اونها رو بیشتر بیشتر به طرق مختلف دریافت میکنیم و با قدرت نوشتن به جهان هستی فرکانس بیشتری در راستای دریافت الهامت بفرستم.
1. من کلا از بچگی توی سناریو ساختن و تجسم سازی خیلی خوب بودم مخصوصا چون تک فرزند بودم و کلا تنهایی بازی میکردم، کلی با اسباب بازیام سناریوهای مختلف میساختم و ساعت ها میتونستم سرگرم بشم. یکی دو هفته پیش یه ایده ای اومد به سرم در رابطه با اینکه شروع کنم مثل تمرین جلسه اول قانون آفرینش سناریو بنویسم. یه سناریو نوشتم که توش به این نکته اشاره کردم که از یه خوابی بلند شدم که توش داشتم الهامات رو دریافت میکردم.
دو روز بعدش وقتی صبح از خواب بیدار شدم، دیدم که چقدر زود این سناریو نویسی و این تجسم تاثیر گذاشت و بعد از دو روز خوابی رو دیدم که توش در مورد یه چیزی بهم الهام شد. (اون اولین خواب الهامیای بود که به این مستقیمی میدیدم و دقیق نمیتونستم بفهممش اما هرچی جلوتر اومدم – که پایین تر بهش اشاره میکنم- میبینم که هر روز دارم توی خواب یه سری الهامات واضح دریافت میکنم که کامل میفهممشون و البته یه سری الهامات هم هستن که توی خواب خیلی واضحن ولی وقتی بیدار میشم و تلاش میکنم اونها رو به یاد بیارم تیره و تارن – مثلا توی بحث ثروت دائما انگار توی خواب یه حسی بهم میگه که تو قراره به شدت ثروتمند شی- ولی نمیتونم دقیق بگم که چی میگه ولی میدونم به مرور زمان، با طی کردن تکاملم و بالاتر رفتن مدار و فرکانسم قطعا اون پیام ها هم واضح میشن و من اماده دریافت اونها میشم.
در ادامه این خواب های الهامی، میتونم به خواب چند روز پیشم اشاره کنم؛ توی این خواب به وضوح به یاد دارم که من و استاد عباس منش عزیزم داشتیم توی محلهمون راه میرفتیم و من داشتم در مورد تک تک برنامه هایی که فردا میخوام انجام بدم صحبت میکردم (انگار میدونستم که خوابم و آگاه بودم) و از استاد داشتم راهنمایی میگرفتم. وقتی بلند شدم کلی هیجان داشتم و البته یاد جلسه سوم قانون آفرینش افتادم که استاد گفته بودن میتونید اگر نیاز به کمک دارید، با تجسم کردن فردی که خیلی فکر میکنید توی اون حوزه ماهره، از اون مشاوره و راهنمایی بگیرید و شباهت این تجربه با اون حرف رو درک کردم.
2. اتفاق دیگه ای که در این چند هفته اخیر رخ داد، این بود که بعد از یه مدت وقفه طولانی (بواسطه قطعی اینترنت)، از دوستام خبری نداشتم ولی از طرفی اونقدرا هم مایل نبودم که زنگ بزنم و انگار یه حسی بهم میگفت صبر کن. توی این مدت داشتم روی اعتماد به نفس در روابط تغییر باور میدادم که دقیقا موقعی که فکرش رو میکردم دوستم بهم پیام داد و حال احوال کرد و البته فرداش اگه اشتباه نکنم زنگ زد و 3 نفری رفتیم بیرون و کلی اتفاق قشنگی که در ادامه رقم خورد رو تجربه کردم.
* نکته ای که وجود داره، اینه که مادر من به شدت بر روی من حساسه و در تلاشه تا تک تک حرکات من رو پایش و نظارت کنه تا یه وقت پا در مسیر اشتباه نذارم یا کاری نکنم که به خودم آسیب بزنم. (نوع دیدگاهیه که ایشون داره و بهش احترام میزارم) و این نوع نگاه اونقدرا برای فرزندان خانواده ایرانی نگاه غیرقابل تصوری نیست. ولی از 5 سال پیش که تصمیم گرفتم آروم آروم تکاملم رو برای استقلال پیدا کردن طی کنم، تونستم الان به جایی برسم که میتونم هر زمان و هرجایی که می خوام برم و صرفا به مادرم اطلاع بدم که میرم. (البته هر موقع که اوضاع در کشور کمی تنش زا میشه -مثل برهه جنگ یا همین اعتراضات اخیر) ایشون به شدت تلاش میکنن تا من رو محدود کنن و بیرون رفتن رو (به ظاهر) منع میکنن. قبلا خب من خیلی میجنگیدم برای بیرون رفتن و به شدت اعصاب خوردی داشت. اما از وقتی حنگ رو گذاشتم کنار و شروع کردم به کار کردن بر روی خودم، حتی در شرایطی به حساسی جنگ، من میتونم با بیشترین اعتماد به نفس و ایمان ممکن و بدون هیچ جنگ و دعوایی برم بیرون و در صحت و سلامت کامل بر خلاف باورهای ایشون برگردم خونه و این اتفاق برای بیرون رفتن من با دوستانم هم افتاد.
* وقتی با دوستام وارد مترو شدیم، اولین نکته ای که باعث تعجب و خوشحالی همزمان من شد، رایگان شدن مترو بناا به دلایلی بود و من از این موضوع شگفت زده شدم.
* وقتی داشتیم توی مترو به سمت پایین و به سمت محل توقف قطار حرکت میکردیم، توی راهرو در دوطرف دیوار عکس هایی طبق معمول زده بودن و من به دلیل کمی نزدیک شدن از لحاظ فرکانسی با خواسته هام، توجهم به این عکس ها جلب شد و چشمم به عکس ماشین های بنز و بی ام وه و … کلاسیک افتاد که از موزه ماشین ایران روی دیوار گذاشته بودن.
* بعد از دو ساعت پیاده روی و خوش گذروندن و گپ و گفت باحال وقتی تصمیم گرفتیم برگردیم تا سوار مترو بشیم، داشتیم از خیابون پاکستان میاومدیم بیرون که چشمم افتاد به آسمون. من کلا آسمون رو به شدت دوست دارم و عاشقشم. از هوای آبی و پاکیزه بهار گرفته، تا آسمون ابری، تا آسمون بارونی و برفی و حتی آسمون پرستاره شب. اما دوتا منظره هستن که من خیلی کم دیدمشون و دوست دارم بتونم اونا رو از نزدیک ببینم. یکی دم طلوع آفتاب و دیگری دم غروب. از همین رو، وقتی که تونستم اون قرمزی و بنفشی و نارنجی بودن هوا و اون ترکیب رنگ بینظیری که خدا رقم زده بود رو ببینم واقعا شگفت زده شدم و چشمام داشتن از زیبایی پرستش میکردن اون صحنه و خالق اون صحنه رو. و این بعد از این بود که چند روز قبلش در مورد دیدن طلوع و غروب خورشید نوشته بودم که می خوام اونا رو ببینم.
گام هجدهم – پروژه خانه تکانی ذهن
سلام و درود.
کلی حرف ضد و نقیض راجب موضوع این فایل تو سرم میچرخه، یه سمت مغزم موافقه و میگه لازم نیست بری سمت چیزی، خودبه خود واست جور میشه یه سمت مخالفه و میگه به این مفتیا که استاد عباسمنش میگه نیست.
تجربه زندگیمم ترکیبی ازین دو عبارته، ینی واسه بعضی چیزا کلی تلاش کردم اما نشده، اما بعضی موارد به راحتی اتفاق افتاده.
در کل قبول دارم کبوتر با کبوتر،، باز با باز را، اما اینکه تو اسمون زندگیم گاهاً بازی تو دسته کبوترا قرار میگیره که از شوق پرواز و هم پر داشتن ،، اتفاقاتی رو رقم زده که…
خلاصه به کررات ضرب المثل فیل و فنجان، را تجربه کردم.
از خدا تقاضای راهنمایی دارم و تو این کامنت میخام مغزم بریزم تو کاسه و عواملی که موجب این ناهماهنگیا شده رو پیدا و بهبود بدم.
ابتدا عبارتی که واسم بولد شد قرار میدم :
وقتی در مسیر درست قرار بگیرید، هدایت میشید به ایده های درست ، ادمای درست ، انجام کار های درست.
نیاز نیست دنبال چیزی باشی .
تو مسیر درست ،همه چیز دنبالمون میاد.
حتی نیاز نیست دنبال پول باشیم اون میاد سراغمون.
———
خب
به نظر کلید/در ورود به شهری که نعتا بیاد سراغم نه اینکه من برم دمبالش در عبارت » مسیر درست قرار گرفتن، هست که چن بار استاد تکرارش کرد.
حالا سوال اینجاست؛ چطور در مسیر درست قرار بگیرم؟
+ جواب : فک نکنی یه هویی اتفاق میوفته. تکامل تو هر چیزی لحاظ شده.
این حالتی که استاد عباسمنش از خودش تعریف میکنه »اون چیزی که من میخوام میاد تو زندگیم.اصلاً من دنبال چیزی نمیرم/نیستم.
ماحصل چندین سال تکرار و تقویت این نوع نگاه هست و همه ما میدونم که ابتدای مسیر اون میرفته دنبال خواسته هاش، مثلا اون میرفته پوستراشو تو خیابون ولیعصر میچسبونده، اون میرفته هماهنگی های سالن انجام میداده و…
یا بارها گفته »به هر خواسته ای که رسیده، قبلش باورشو ساخته،واسش حرکت کرده و بعد نتیجه گرفته.
خلاصه اینجوری که تو فک میکنی نیست.
——
یه لحظه به خودم گفتم امثال عناوین این فایل و صحبتایی که داخلش میشه یه توهم کاذب به افرادی مثه من میده که : انتظار بیش از حد از قانون پیدا کنم.
انتظار دارم اون ادم مناسب/اون شرایط ایده ال و… بهم پیشنهاد بشه اما این اتفاق تکاملی میوفته و متاسفانه من تا امروز تحت عنوان اجرای قانون، به این تفکر غلطی ادامه دادم که مثلا در اینده فرکانسام قویتر میشه و بلاخره اتفاق بیوفته…
واضح تر بخام بگم، انصافا به این مفتیا پول دمبالم نیومده ، ادم مناسب به راحتی پیدا نشده و بالاجبار دمبال بعضی خواسته هام دارم میدووووم.
———-
خب
چن وقتیه مثه همون اوایل مسیر که استاد خواب دید تو مسابقه دو میدانی با افراد معمول قرار گرفته ، دنبال راه حل و خروج ازین دنبال کردنا هستم…
پریروز یه فایل صوتی با عنوان: فرکانس پیدا کردن بازی،مسیر پول ساختن – با صدای خودم ضبط کردم که داخلش عبارت هایی میگفتم که احتمال میدم منو »در مسیر درست« همون حالتی که استاد میگه قرار میده، ینی نعمتا میاد دنبالم نه اینکه من برم دمبالش.
همزمان به خودم این یاداوری دارم که تحقق این خواسته به صورت تکاملی رخ میده.
(اینا چنتا ازون کلماتی هست که با صدای خودم ضبط کردم و در طول روز دارم گوشش میدم :
– خدایا ممنونم که بهم میگی چه فکری در خودم ایجاد کنم که بلحاظ مالی رشد کنم.
– خدایا ممنونم راهنماییم میکنی تا فرکانسی ارسال کنم ، که پول بیشتری بدست بیارم.
– خدایا ممنونم که بهم الهام میکنی که چجوری زندگیمو بلحاظ مالی ارتقا بدم .
– خدایا بهم بگو که چطور باورام برای بدست اوردن بیشتر پول و نعمتا درست کنم.
– خدایا مرسی که بهم میگی چطور باورام بلحاظ مالی و پول ساختن درست کنم.
————
خلاصه عامو با اینکه الان خبری نیس امید دارم روزی بیاد این کامنت بخونم در حالی که به توانایی تشخیص اصل از فرع رسیده باشم و بدونم چجوری راجب هر خواستم در مسیر درست قرار بگیرم و حالتی که خواسته هام بیوفته دمبالم،درحال تجربه کردن باشم.
مرسی، سپاسگزارم
تمام
2124
به نام خدای هدایتگر
سلام بر استاد عزیزم، مریم بانوی نازنین و دوستان عزیزم
خیلی وقتا ما دنبال فرعیات میریم بخاطر اینکه اصلو درست درک نکردیم و درست عمل نکردیم ولی توهم می زنیم که من قانونو درک کردم دارم عمل می کنم پس اگه نتیجه ای که می خوامو نمی گیرم برم دنبال یه چیز دیگه، شاید یه چیز دیگه هم لازمه بدونم.
برای خود من هروقت رفتم سراغ یه سری مطالب دیگه به همین علت بوده، نفهمیدم که من اصلو نفهمیدم و عمل نمی کنم. اگه اصلو درک کنم نیازی به چیز دیگه ای نیس.
ذهن این وقتا میگه حالا فلان چیزم یاد بگیری که ضرری نداره ولی بزرگترین ضررو داره و اون دور شدن از اصله.
اصل کنترل ذهنه، اصل ایمان و اعتماد به خداست، اصل تسلیم بودنه و اصل هدایته.
اینکه درک کنیم که قانون همیشه جواب میده و اگه در موردی من نتیجه نمی گیرم اشکال از منه نه قانون خیلی مهمه. اگه آرامش ندارم اشکال از باورهامه باید اونا رو درست کنم وگرنه انواع و اقسام روشهای مراقبه و غیره اگه به من آرامشی هم بدن موقتیه. اینو خودم تجربه کردم. در مورد مسائل مالی و چیزهای دیگه هم همینه.
ممنونم استاد از این آگاهیهای ناب.
در چسبیدن به اصل شما بهترین الگویید. هنوزم گاهی اینو فراموش می کنم و فکر می کنم بد نیس برم فلان چیزو یاد بگیرم. خدا رو شکر که این فایل، تلنگری بود تا توی دام نیفتم.
استاد دلم برات تنگ شده خداوکیلی بیا جلو دوربین زندگی در بهشتو بزار . اصن تو خوده هدایتی کجای بابا نیسی وژدانن دلم برات تنگه . خواهش میکنم بیا فایل از خودت بزار فقط ببینمت حض کنم بخدا خیلی تو زندگیمون راهنما کم داشتیم تو برا من هم یه پدر باتجربه بودی هم یه مادر باتجربه . انقدر بهم نشون دادی که اگه با تو اشنا نمیشدم انقد صبر و تکامل حالیم نبود خواهش میکنم فقط فایل بزار من شمارو ببینم کیف کنم وقتی میبینمت دوپامینم میچسبه به سقف مغزم .. خیلی دویست دترم و دلم برات تنگ شده تند تند از خودتون فایل بزارید . اصن همینجوری بزارید بخداا خیلی خیلی دوست دارم تو الگوی پیشرفت و جسارت منی بمن فهموندی سن دری وریه فقط برو جلو و شاگرد خوبی باش برا دنیا فقط یاد بگیرو انجام بده الان بعد از زمانی که با شما اشنا شدم 4یا5سال میگذره و به ترس خودم غلبه کردم و تو شغلم ک خدمات رایانه داشتم بدون هیچ زمینه ای از برنامه نویسی شروع کردم به یادگیری اگه اموزه هاتو نمیدیدم اصصصلااا سمتشم نمیرفتم تو به من اموزش دادی زندگی کنمممم. از خودت فایل بزار دلم خییییلی برات تنگ شده آرزو میکنم همیشه خدا نگهدارت باشه . عشق مننییی چشامیییی. خیلی این شجاعتی که کردم رفتم سمت برنامه نویسی بهم اعتماد بنفس داده.. عشق منی عشوگریی تمااام️️️️️
به نام خداوند رزاق
سلام و عرض ادب خدمت استاد گرامی و بانوی عزیز
گام هجدهم: قانون کبوتر با کبوتر باز با باز
حساب کردن روی هدایت خدا: وقتی در مسیر درست باشیم، به انجام کارهای درست هدایت میشویم. ایده، افکار، شرایط و موقعیت مناسب به سمت ما هدایت میشود.
دلیل نتایج پایدار: فقط و فقط به اصل توجه کنیم و از حاشیه ها دوری کنیم. در این صورت نتایج ما موقت و نوسانی نخواهد بود.
اگه از نظر مالی در فرکانس ثروت نباشیم، و توجهمون بیشتر به فقر باشه، هر ایدهای اجرا کنیم هر کاری که انجام بدیم فقیر تر میشیم.
وقتی که اصل رو درک کنیم و سعی میکنیم که بهش عمل کنیم. ورودی هایی به ذهنمون بدیم که در مورد ثروت احساس خوبی در ما ایجاد با کنه، به اندازه تغییر فرکانسمون هدایت میشیم به ایدهها، اعمال، شرایط، اتفاقات و آدم هایی که از لحاظ مالی ما رو به ثروت بیشتر هدایت میکنند.
خدا رو سپاسگزارم که هر روز به آگاهی هام اضافه میشه
خدا قوت خانم شایسته عزیز، خیلی خیلی خیلی ممنون بابت این پروژه خانه تکانی ذهن
ان شاالله همیشه ایام به کامتون باشه
در پناه الله شاد، سالم، ثروتمند و سعادت مند در دنیا و آخرت باشید .
به نام خدا
سلام استاد جان.
ماتا وقتی که باور نداشته باشیم یکاری جواب نمیده اصلا انجامش نمیدیم. نمیتونیم انجامش بدیم.
اگه باور داشته باشم که جواب میده تمام توان و انرژی و عشقمو براش میذارم.
این جمله بمن یه نوید بزرگ داد.
اینکه اگ الان دارم با شور و اشتیاق و عشق مضاعف برای اهدافم تلاش میکنم. کار میکنم.
یعنی من باور دارم که موفق میشوم.
و طبق قانون بدون تغییر خداوند هرچیزی که باور کنی تجربش میکنی.
چقدررر عالی پس من مصمم تر اینکارو انجام میدم
مصمم تر کار میکنم
چون قراره نتیجش رو ببینم.
و موفقیت از ان منه.
ازین به بعد برای هر دقیقه ی که از زندگیم میگذره بیشتر سپاسگزارم و بیشتر برای هدفم کار میکنم.
بااااعششششق
این یعنی من باورش دارم.
پس نرسیدنی درکار نیست
من به عشقم خواهم رسید.
موضوع بعد هدایته.
این روزا بیشتر سعی میکنم ازش هدایت بخوام
این روزا اون منو در بهترین مکان و بهترین زمان قرار میده.
نیازی نیست دنبال اخبار باشم اون بهم الهام میکنه
درزمان مناسب.
من نباید نگران چیزی باشم.
همونی که بهم الهام کرده
راه رسیدن بهشم قدم به قدم میگه
کافیه من احساسم خوب باشه
کافیه به اون بسپارم.
اون خدای سلیمانه.
خدای موسی.
خدای ابراهیم.
خدای وهاب سلیمانه.
پس میذارم اون هدایت کنه
اون من رو درمدار عشقم قرار بده
سپاسگزارتونم استاد جانم