این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.
https://tasvirkhani.com/fa/wp-content/uploads/2021/10/abasmanesh-3.jpg8001020گروه تحقیقاتی عباسمنش/fa/wp-content/uploads/2015/12/logo-with-title-340x85.pngگروه تحقیقاتی عباسمنش2024-10-13 02:22:152024-10-13 09:48:46live | قانون کبوتر با کبوتر، باز با باز
488نظر
توجه
اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
نکات این فایل این بود که روی هدایت های خداوند حساب باز کنیم و اجازه بدیم که خدا ما رو هدایت کنه و تسلیم باشیم. هرچقدر که ظرف درونی ما بزرگ تر باشه هدایت های بیشتری هم دریافت میکنیم.
فرعیات رو رها کنیم و به اصل بچسبیم. اینکه دیگران چی میگن و به خاطر دیگران زندگی کردن رو رها کنیم و فقط به اصل که خداست بچسبیم و اجازه بدیم خدا خودش ما رو هدایت میکنه و ما به عملکرد هایی هدایت خواهیم شد که لازمه موفقیت ماست و ما رو به سمت جلو حرکت میده
وقتی در مسیر درست باشیم به سمت ایده مناسب و فکر مناسب و انجام کار مناسب هدایت خواهیم شد
ما باید روی خودمون کار کنیم وقتی روی خودمون کار میکنیم پول خودش وارد زندگی ما میشه. ثروت خودش وارد زندگی ما میشه و ما نمی خواهیم که به دنبال پول باشیم. پول خودش میاد. وقتی روی خودمون کار میکنیم حتی نیازی نیست ما به دنبال فرد خاصی بریم. افرادی که هم فرکانس ما باشن وارد زندگی ما میشن و افرادی که هم فرکانس ما نباشن از زندگی ما خارج میشن.
یک تجربه ای خودم در زندگی داشتم که اخیرا هم برام اتفاق افتاد. من و یکی از دوستانم که سال ها با هم دوست بودیم و به معنای واقعی یک جان از همدیگر جدا داشتیم. به طوری که باید لحظه به لحظه با هم صحبت می کردیم و هر اتفاقی که رخ میداد بهم خبر میدادیم. بعد از گذشت مدتی که عقاید من تغییر کرد و مسیر من عوض شد دیدم که خود به خود بین من و ایشون فاصله افتاد. حتی تصورش رو نمیکردم یک روزی برسه که من و ایشون از هم جدا بشیم اما جهان ما رو از هم جدا کرد چون دیگه هم فرکانس نبودیم و الان هم هر کاری میکنم دیگه نمیتونم باهاش ارتباط برقرار کنم
قشنگ احساس میکنم که انرژی و فرکانس ما دیگه یکی نیست و از هم جدا شده
جالب هست که افرادی سر راهم قرار گرفتن که کاملا هم فرکانس من هستن
قانون کبوتر با کبوتر رو کامل دارم تجربه میکنم و در زندگیم دارم میبینم
سلام به استاد عزیزم و همفرکانسهای دوست داشتنی خسته نباشید خدمت گروه تحقیقاتی عباس منش و استاد عزیزم بابت این آگاهیهای فوق العاده از شما ممنونم که این آگاهیها رو به ما میدید و باعث میشه که ما ایمانمون تقویت بشه و و راهمون رو محکمتر ادامه بدیم
کوچکترین فایلی از شما میتونه تحول بزرگی در ما ایجاد بکنه
اما اگه به خودمون و راهمون و شما متعهدانه ادامه بدیم قطعاً نتایج فوق العادهای وارد زندگیمون میشه
و هیچ شکی هم در این نیستش که قانون همیشه کار میکنه برای همه.
خدایا شکرت بابت این آگاهیهای فوق العاده
خدایا شکرت بابت وجود پر مهرت توی زندگیم
خدایا شکرت بابت سلامتی خودم خانوادم و پدرم و مادرم و برادران عزیزم
صراط الذین انعمت علیهم غیر المغضوب علیهم ولا الضالین
سلام به استاد عزیزم ومریم جان ودوستان گرامی
گام 18
وقتی من در مسیر درست حرکت کنم هدایت میشوم به انجام کارهای درست انسانهای درست وغیره
پس بقیه کارها فرعیات هست من باید روی اصل کار کنم
اصل چیه کنترل ذهن واحساس خوب وسپاسگزاری
اگر همین هارا کار کنم بقیه چیزها خودش درست میشه
همینطور که این چند روز با اندکی عمل به اصل چرخ زندگیم رونتر شد
پس آزاده هر روز باید اینا را تکرار کنی چون اگر تکرار نکنی فراموش میشه
استاد عزیز ممنون که من را با این قانون آشنا کردین وباعث شدید که خودم را بهتر بشناسم و بتونم رابطم را با خدا بهتر کنم که همیشه ودر همه حال با خداوند صحبت کنم وازش درخواست کنم اینکه کم نخوام چون همه چیز فراوان هست وهر کسی هر چقدر بخواهد وباور کند خداوند پاسخ میدهد
من این موضوع که فقط باید از خدا بخوام را قبول داشتم وهیچ موقع کسی را برای درخواستهام انتخاب نمیکردم حتی موقعی هم که سنم کم بود وقتی میرفتیم زیارت امام یا امزاده ها بهم میگفتن باید از اونا بخوایم من می گفتم فقط به خدا میگم
ولی وقتی بزرگتر شدم چون خودم را گناه کار میدونستم فکر میکردم باید یه سری کارها را انجام بدم تا خدا پاسخ بده وهمین من را نا امید می کرد ولی الان دیگه سعی میکنم خودم را ببخشم چون خداوند بخشنده ومهربان هست وهیچ انسانی کامل نیست که خطایی نکنه وباید تکاملم را طی کنم وازخطاهام درس بگیرم وخودم را بهبود بدم
خدای بخشنده ومهربانم هزاران بار از توبه خاطر خطا پوشیت سپاسگزارم
سپاسگزار خداوند هستم که بی نهایت بخشنده، توّاب، هدایت گر، غفور و رزاق هست.
با درود به استاد عباس منش و دیگر عزیزان،
هر بار گوش دادن این فایل، انگار دری تازه در فهم من می گشاید. هر بار، جمله ای، عمق قلب و فهم را نوازش می کند.
و اما مفهومی که عمیقاً مرا تحت تاثیر قرار داد و به تعمق وا داشت، از این قرار بود:
سپاسگزار نعمت ها باش، بر نکات مثبت تمرکز کن، کنترل ذهن داشته باش، و بعد، به آن چیزی که برای تو خوب است، هدایت می شوی و الهام دریافت می کنی.
آن چیزی که صرفاً، برای تو، خوب است.
چه مفهوم نابی.
رب العالمین، در هدایت ها و الهامات خود هم، نهایت مهربانی و خیر را لحاظ می کند، و من را، و ما را، بر اساس شرایط، درک و احساسات مان، به صورت شخصی و سفارشی، برای همان موقعیت، هدایت می کند.
این مفهوم هدایت شخصی سازی شده و سفارشی بر اساس شرایط، زمانی که بر خودم کار می کنم، زمانی که اصل را رعایت می کنم، هم نشان گر فضل بی نهایت رب العالمین است و و هم نشان گر بخشندگی و مهربانی بی حدش.
می نویسم تا به خود یادآوری کنم: باشد که با عمل، ایمان قلبی ام را از این درک نشان دهم. باشد تا بدانم، خودم را تنها با خودم مقایسه کنم و به خود یادآور باشم، خوان نعمت باری تعالی، گسترده است و نعمت فراوان، و برای هر کس به اندازه خودش، به اندازه ظرفش، مهیاست. بر نعمت های زندگی ام متمرکز باشم و سپاسگزار، نعمت های بیشتر و هدایت هایی که برای من مناسب است، به سوی من روان است.
اوست رب العالمین، یاری دهنده مطلق، روزی دهنده بی منت، هدایت گر رئوف و بخشنده عیب پوش.
سپاسگزار خداوند توانا و بخشاینده خود هستم که قدرت دریافت و درک الهامات و هدایت هایش را به ما داده است و نیز قدردان زحمات شما در انتشار آگاهی ها و الهامات الهی.
هجدهمین جلسه از پروژه خانه تکانی ذهن رو با عشق، شادی و امید آغاز کردم.مطالب این جلسه برای من کاملا ملموس بود و انگار از همون کودکی من با همین ذهنیت بزرگ شدم و هیچوقت تلاش نمی کردم که به زور خودمو به یه گروه یا یه آدم خاصی بچسبونم بلکه معتقد بودم افراد مناسب یا کتابهای مناسب خودشون سر راه من قرار می گیرند و حتی اگر کسی از من فاصله می گرفت خیلی راحت می پذیرفتم و با خودم می گفتم که صلاح من در این بوده که از اون شخص دور باشم. برای نگه داشتن افراد در زندگیم اصلا تلاش نمی کنم و حتی وقتی سر دوراهی برای تصمیم گیری هم قرار می گیرم سعی میکنم بیطرف باشم و منتظر نشونه ها بمونم.البته بعد از آشنایی با استاد عباسمنش بیشتر درک می کنم چرا یه عده مسیرشون از ما جدا میشه و یا اگه یه کتاب، فیلم و یا فرد خاصی وارد زندگیم بشه متوجه میشم که چه خواسته ایی داشتم و خداوند در پاسخ به اون خواسته منو هدایت کرده.
استاد شما بی نظیرین در تموم جوانب ب خصوص توانایی تشخیص اصل از فرع
چیزی ک واقعا خیلی مهمه و منم دارم رو این موضوع کار میکنم اینه ک تو مسیر درست بمونم و موضوعی ک عالی بود و بهش اشاره کردین خیلی بهم چسبید اینه ک بابا سوال خوب از خودتون بپرسین استاد ب این نتیجه رسیدم ک وقتی سوال خوب میپرسیم جواب خوبو کاربردیم میگیریم با این باور ک اونم از آموزهای بینظرتون یاد گرفتم ک تو یه فایل گفتین (آی ایها الناس خدا باور کنین ب عنوان ی خداوند هادی و هدایت کننده)و من باور کردم این موضوع رو و خیلی راحت سوال میپرسم سوال خوب و خداوند جواب میده ب هزاران طریق و ی جنسی داره ک کاملا آدم متوجه میشه جواب سوالش اینه دیگه ما بقی فرعیاته با چشم دیدم ک وقتی دارم رو خودم کار میکنم خیلی چیزای جزعی خودش درست شده بدون اینکه من بخوام تلاشی براش بکنم
ی مثالش این بود ک ی شخصی بهم زنگ میزد و من دوست نداشتم ک زنگ بزنه بخاطر مدل دیدگاهش و… اصلا من کاری نکردم و اون فرد الان چند ماهه دیگه زنگ نزده این ی مثال بود
استادم سپاس گزارم از آموزشهاتون بی نظیرن این آگاهیها
خدای رزاق. خدای روزی دهنده به تک تک موجودات این جهان. خدایی که حتی اگر بنده او رو فراموش کنه او بنده رو فراموش نمیکنه. خدایی که دستان محبتش رو بر سر تک تک ما کشیده و رحمت و نعمتش رو به حدی گسترانده که حتی اگر همه ما صبح و شب ذکر حمد او رو بگیم و نعماتش رو بشماریم باز هم نمیتونیم نعماتش رو شکر بگیم. خدایی که همواره و در هر لحظه در کنار ماست، از مادر بر ما مهربان تر و از رگ گردن به ما نزدیک تره. در درون ماست و قدرت خلق کنندگیش رو به ما داده. خدایی که قدرت تمام جهان در دستان اوست. خدایی که مالکیت تمامی آنچه در زمین و آسمان و کهکشان ها و آنچه ماورای اونهاست برای اوست. خدایی که به انسان قدرت توبه رو داده تا از خطاهاش توبه کنه، و خدایی که توبه پذیر و بخشنده و مهربانه. خدایی که نعماتش از لحظه اول تولد تا آخرین لحظه زندگی شامل حال همه مومنان قلبی به اوست. خدایی که بر بندهش سخت نمیگیره. خدایی که عاشق بندشه. خدایی که دوست و رفیق من در تمامی لحظات زندگیمه و خدایی که رفیق تنهاییام و همدم درون جمع منه.خدایی که شنوای داناست و بر همه چیز و همه کس آگاهی داره. پروردگار جهان هستی. رب و پرورش دهنده تمامی اتم ها و مولکول های موجود در این جهان. خدایی که همه چیز از او و از وجود اوست. خدایی که ما از جنس اوییم و برای او هستیم و به سوی او برمیگردیم. خدایی که اگه باورش کنیم ترس ها تبدیل به پله های موفقیت و ترقی ما میشن همونجوری که مارهای جادوگران جلوی موسی تبدیل به طناب شدن. همونجوری که آتش بر ابراهسم گلستان شد، همونجوری که محمد خاتم انبیا شد.
خدا رو شاکرم که امروز هم این توفیق رو داشتم که بتونم در پناه الله یکتا به آموزه های توحیدی استاد گوش بدم، نکته برداری کنم، به دانش خودم اضافه کنم و تلاش کنم تا از این دانش به صورت عملی در زندگیم استفاده کنم.
از وقتی که شروع کردم با پروژه خانه تکانی ذهن پیش اومدن و حرکت کردن، میتونم به وضوح بگم که چقدر تغییر و تحول در زندگی من اتفاق افتاده. از تصمیاتی که به درستی و با گوش دادن به صدای قلبم گرفتم، از اینکه چطور تونستم بارها ذهنم رو کنترل کنم و تقوا داشته باشم، از اینکه چقدر موقعی که در مورد خدای خودم حرف میزنم یا کلماتش رو در قرآن میخونم، اشک شوق از چشمانم جاری میشه و من نمیتونم جلوی خودم رو بگیرم انقدر که این خدایی که استاد ازش حرف میزنه و باورش داره و داره به ما معرفی میکنه رزاقه، توابه، مهربانه، قدرتمنده، همه کارست و به قول معروف اوستاست!
خدا رو شکر به لطف هدایت خدا که من رو به آموزه های استاد هدایت کرد تا من بتونم قوانین جهانی که توش زندگی میکنم رو یاد بگیرم و شاگرد این استاد بشم، دارم کم کم با کار کردن بر روی باورهام، با به صورت عملی تغییر ایجاد کردن توی زندگیم و به کارگیری دانسته هام در زندگی واقعیم تلاشم رو برای تغییر فکانس های ذهنیم، برای کنترل ذهنم و برای تغییر مدار و فرکانسم نشون میدم در عین اینکه حواسم هست که عجله نکنم و قانون تکامل رو فراموش نکنم تا مبادا دچار حرص و طمع بشم.
ماجرایی که امروز برای من اتفاق افتاد، و الهامی که به من شد ترکیبی از فایلی هست که فردا باید گوش بدم و چندین فایل که امروز گوش کردم. دو فایل مربوط به اعتماد به نفس و تغییر باور و فایل گام هجدهم پروژه خانه تکانی ذهن که همین فایل باشه و طبق تعهد روزانهم هر روز زیر فایل روز کامنت میذارم تا نتایجم رو برای خودم ثبت کنم و به تثبیت فرکانس هام کمک کنم و البته شاید خداوند از طریق کامنت من کسی رو هدایت کنه.
امروز همهش در محیطی قرار داشتم که فضای اصلی و جو کلی حول و حوش موضوع کار میچرخید. اینکه افرادی که امروز باهاشون سروکار داشتم که اتفاقا از دوستای چندین و چند ساله و بسیار عزیز من هستن، باورهای محدودی در مورد ثروت و حوزه کسب و کار دارن. امروز من خونه این دوستم بودم و سر ناهار با ایشون و پدر ایشون که مرد بسیار شریف و محترمیه بحث پول و کار کردن بود که اغلب طبق باور معمول جامعه و اکثر پدر و مادرای ایرانی، اصلی ترین منبع درآمد، کسب درآمد از رشته تحصیلی تلقی میشه و راه های دیگه (به ظاهر) منتهی به بن بسته و مال از ما بهترونه و … . و خب من دقیقا برای اثبات این حرف به خودم از دانشگاه اومدم بیرون و تصمیم گرفتم تا مسیری که عاشقانه دوستش دارم رو در پیش بگیرم و موفق بشم تا برای خودم این باور قوی رو بسازم که میشه آدم بره دنبال عشقش و اون عشق براش همه چیز بیاره، ثروت، سلامتی، معنویت، احساس خوب، آرامش و من وقتی که روی چیزی کار میکنم که دوستش دارم بیشتر با خودم در صلحم، در آرامشم و بیشتر در اون چیز میتونم خدا رو ببینم. اصلا انگار وقتی که کاری که دوست دارم رو انجام میدم انگار که اون کار برای من ساخته شده و من میخوام که تا ابد اون کار رو انجام بدم.
خلاصه که من به کسی جز به خدا نگفتم که از دانشگاه اومدم بیرون. یعنی نه اعضای خانواده و نه هیچکدوم از دوستانم بجز اونهایی که توی دانشگاه باهاشون دوست شدم، کسی خبر نداره که من از دانشگاه اومدم بیرون و تصمیم قاطع گفتم که نرم و فقط بر روی ذهنم و علایقم کار کنم.
از طرفی امروز وقتی که داشتم از خونه این دوستم برمیگشتم که کلا دو سه تا کوچه با خونه ما فاصلشه، توی حد فاصل این مسیر همونطور که داشتم به فایل های رایگان گوش میکردم و آگاهی ها رو با خودم مرور میکردم، چشمم خورد به آگهی برای استخدام حسابدار یه رستورانی که توی این مسیر بود که اتفاقا قبلا هم این آگهی رو دیده بودم ولی امشب انگار یه جور دیگه ای داشت به من چشمک میزد. انگار که میگفت بیا سمت من. این قضیه ذهنم رو درگیر کرد که آیا فردا برم سر این کار و خودم رو مشغول کار کنم؟ آیا از کارهام عقب نمیافتم؟ کلی یاد فایل رزای عزیز (تغییر را در آغوش بگیر | قسمت 2) و حرفای استاد که از کار کردن روی باورهاشون و همزمان مسافرکشی کردن افتادم و این فکر توی سرم اومد که نکنه که من میترسم و یا اعتماد به نفس کار کردن در اونجا رو ندارم و کلی ذهن مرو داشت درگیر میکرد.
وقتی رسیدم خونه، با خودم گفتم: ببین، خدای من همیشه بهترین جواب رو به من داده، این دفعه هم میده؛ خدایا خودت بهترین راه حل و جواب رو مثل همیشه خیلی سرراست بهم بگو. بعد که گذاشتم ذهنم این تلاطم بخوابه و ذهنم آروم شه ورزشم رو کردم، دوش گرفتم، گام هجدهم و پروژه درک عمیق تر قوانین خداوند و نشانه امروزم رو گوش کردم و یادداشت برداری کردم و تلاش کردم این آگاهی ها رو علاوه بر دفتر و از همه مهمتر توی ذهنم ثبت کنم تا بتونم در عمل ازشون استفاده کنم. خلاصه گذشت و بعد از همه این کارها، یه پازلی توی سرم چیده شد و حل شد.
1. اینکه دیشب تصمیم گرفتم روی اعتماد به نفسم کار کنم چون استاد گفتن که مهمترین و اولین اصل در موفقیت، عزت نفسه.
2. امروز اولین فایل هایی که گوش کردم در مورد عزت نفس بود.
3. بحث کار کردن و ثروت در محیطی که باورهای چندان درستی در مورد پول نداشتن پیش اومد.
4. بدلیل تمرکز و وردی ذهن من زا مورد 3، مورد 4 در واقعیت من ظاهر شد و خودش رو نشون داد.
5. ذهنم متشنج شد و حس کردم (از لحاظ درونی)یک چیزی درست نیست.
6. ذهنم رو کنترل کردم و آروم کردم با این باور که خداوند همه چیز رو به من میگه.
7. اسم گام نوزدهم رو که دیدم همه چیز توی ذهنم به درستی شکل گرفت و منظم شد.
8. این موضوع یادم اومد که اصلا چرا از دانشگاه اومدم بیرون. چون می خواستم توی زندگیم مولد باشم و هرگز کاری رو انجام ندم که به من حس بدی میداد یا صرفا کاری رو انجام بدم که ناشی از ترس منه. و شباهت این موضوع رو حس کردم که به خاطر ترس منه که نمیخوام بی پول یا بدبخت بمونم برای همین باید برم کار پیدا کنم در حالی که بهش علاقه ندارم.
9. یادآور شدم به خودم که هر کسی مسیر متفاوتی از اون یکی داره و درسته که مسیری که من انتخاب کردم، کمی خاک خوری داره و زمان میبره و باید تکاملم رو طی کنم، اما اگه به خودم و خدای خودم ایمان داشته باشم و به آگاهی هایی که یاد میگیرم عمل کنم، حتما نتایج رو خیلی زود در زندگیم خواهم دید.
خدایا واقعا واقعا واقعا ازت ممنونم که حتی با اسم یک فایل میتونی بندت رو هدایت کنی و عاشقتم که قلبم رو به گونه ای در مسیری قرار دادی که با کار کردن روی خودم، همچین اشاراتی از تو رو به این راحتی بفهمم و درکش کنم. واقعا همونطور که دیروز هم گفتم، احساس میکنم توی بغل توئم خدا جونم. و وقتی توی بغل تو هستم، هر چیزی امکان پذیر و شدنیه، هرچیزی.
به خاطرحرف مردم خونه رو پر از آت آشغال نکن.استاد انصافا من تو این زمینه خیلی عالیم و وسیله اضافه تو خونه ندارم وخدای شکر خونه ام خلوت وتمیزه.
وقتی درمسیر درست قراربگیرد خودبه خود کارهای درست انجام میدهی وخداخودش تو رو هدایت میکند به آدمهای درست شرایط درست.
دنبال پول هم نمیخواد بری وقتی در مسیر درست باشی پول دنبال تو میاد
اون چیزی که میخوای میاد تو زندگیت آدمهای مناسب میاد نیاز نیست دنبال آدم بگردی خودش میاد وقتی که رو خودت کارمیکنی
زندگی استاد شیب رو به بالا دارد بالاپایین نمیشه چون اصل را درک کردن سراغ حاشیه نرفته وهمون اصل را ادامه داده.استاد به قلبش اعتمادمیکنه تا وقتی که روخودم کارمیکنم خداوند هر چی رو برای من خوبه میاره تا وقتی که سعی میکنم تمرکز کنم به نتایج مثبت واز زاویه ای مسائل رو ببینم که به احساس خوب برسم خداوندچیزی رو که برای خوش بختی من لازم هست وارد زندگیم میکنه
مثل وقتی که درفرکانس خوب بودی از دوستات دعوت کردی بیان خونتون اونام گفتن باشه اومدن در بهترین حال بودن کلی باهم خوش گذشت کلی هم فرکانس بودین
بهترین غذارو خوردین
توی بهترین هوا
کلی حرفای قشنگ زدین
و کلی با دوست همسرت خوش بودی گفتی خندیدی کاملا دوستانه با اینکه پسر بود و لی توباهاش خیلی راحت بودی اونم با تو خیلی راحت بود از خدا همچین دوستی رو خواسته بودی و خداوند یه زنوشوهر در صلح رو هدایت کرد به خونه شما ثروتمند شاد
مثل وقتی که صبح تو ستاره قطبی نوشتی فلان قدر پول میخوام تجسم کردی پولی که در مدارش بودی نه خیلییی زیاد تجسم کردی و نوشتی شب وقتی میخواستی بخوابی تازه یادت افتاد که تو همچین خواسته ای رو داشتی و واریزی اتفاق افتاد
بعد هزار بار خداروشکر کردی گفتی دید قانون جواب میده
بعد گوش دادن به جلسات برای بار هزارم خودتو کنترل میکنی اینبار میزان کنترل کردنت بیشتره چون توی مسیر قرار داری کنترل میکنی که تکامل رو رعایت کنی قانون برای تکامل جواب میده نه اینکه تجسم کنی ماشین بخری وقتی دوچرته نداری اونم همین امروز بخری
سعی میکنی حرصتو کنترل ونی که اینم از تفکر کمبوده وگرنه کسی که میدونه کلی غذا هست آروم آروم غذاشو میخوره
خدمت استاد عزیز و خانم شایسته مهربان بابت این دوره ارزشمند
من وحید هستم
من زیاد به همه چی فکر میکنم البته زیاد برام خروجی نداشته ؛؛ تا این که دوره خانه تکانی ذهن بارگذاری شد
تازه متوجه شدم فکر کردن در مورد هر موضوعی همیشه باید یه خروجی داشته باشه
(یه راه حل)
خلاصه داستان را بخوام بگم خیلی اتفاقها را توی دوره تجربه کردم
از سوال درست پرسیدن
از جواب درست شنیدن
از رهایی
از تمرکز بر نکات مثبت
از اینکه همه ی هواسم به خودم باشه
از اینکه چقدر من ارزشمندم
از اینکه من چقدر لایقم
ازاینکه چقدر میتونم با کنترل ذهن اروم باشم
ازاینکه چقدر جهان روی عدل و عدالته
از اینکه چقدر با سپاسگذاری میشه شاد بود
از اینکه چقدر با بخشیدن میشه رها بود
از اینکه خدا به تنهایی مرا کفایت میکند
از این استاد چقدر به اصل توجه داشته و به قول خودشون طبق اصل خار پشتی جلو رفته
واقعا که چقدر زیبا گفتید که وقتی توی مسیر و مدار درست باشیم همزمانی اتفاق میوفته از هر جهت
همین امروز بابت یه کار بانکی رفتم بانک
و میدنستم طبق قوانین بانکی نباید کار من انجام بشه یعنی 100درصد با علم میدونستم
(این کار هم یه جورهایی حیاتی وحیسیتی بود چون باید حتما صاحب حساب اصلی حضور داشته باشه)
نکته؛ یاداوری حرفهای استاد در همین 17 گام قبل؛
توکل
قدم برداشتن
رفتن تو دل ترسها
توجه نکردن به قوانین اداری
توجه به نکات مثبت
سپاسگزاری از خدامت بانک
کنترل ذهن
تجسم درونی
خلاصه وارد بانک شدم
به کارمند بانک کارم را گفتم ؛
جواب ؛ با قاطعیت نه بود
بعد یه دفعه به خدا گفتم بو تو توکل میکنم چون تنها تو مرا کفایت میکنی
دوباره به کارمند بانک کارم را گفتم
بازم جواب ؛ نه بود
بهش گفتم ریس میتونه گفت نه باز سوال کن
رفتم به ریس موضوع راگفتم ؛
گفت اگر یکی از کارمند ها این طرف رابشناسه شاید بشه
نتیجه هیچ کس این طرف را نمشناخت
اینجا هدایت اومد گفت به طرف زنگ بزن و گوشی را بده به کارمند بانک خلاصه کنم مطلب را این کار تو حالت عادی برای همه ی دیگه شاید 20 دقیقه طول بکشه اما با همهی این اتفاقها و لطف اموزهای استد و لطف خدا کمتر تر از 10 دقیقا طول کشید
دوستان عزیز این تجربه برای من خیلی ارزشمند بود وانگار داشتم اموزهای استاد را زندگی میکردم
البته این به این معنا نیست که من توی همه چی خوبم ولی توی این چند روز تا دلتون بخواد از این اتفاقها برام افتاده ولی سعی کردم نگرشم را نسبت به زندگی تغییر بدم
و تونستم به استاد ارامش را برای خودم خلق کنم
استاد یه دنیا ممنون
خانم شایسته سپاسگزارم بابت این یاداوری
وخدایا بابت این هدایت و فهم درست از هدایت سپاسگزارم
سلام استاد
نکات این فایل این بود که روی هدایت های خداوند حساب باز کنیم و اجازه بدیم که خدا ما رو هدایت کنه و تسلیم باشیم. هرچقدر که ظرف درونی ما بزرگ تر باشه هدایت های بیشتری هم دریافت میکنیم.
فرعیات رو رها کنیم و به اصل بچسبیم. اینکه دیگران چی میگن و به خاطر دیگران زندگی کردن رو رها کنیم و فقط به اصل که خداست بچسبیم و اجازه بدیم خدا خودش ما رو هدایت میکنه و ما به عملکرد هایی هدایت خواهیم شد که لازمه موفقیت ماست و ما رو به سمت جلو حرکت میده
وقتی در مسیر درست باشیم به سمت ایده مناسب و فکر مناسب و انجام کار مناسب هدایت خواهیم شد
ما باید روی خودمون کار کنیم وقتی روی خودمون کار میکنیم پول خودش وارد زندگی ما میشه. ثروت خودش وارد زندگی ما میشه و ما نمی خواهیم که به دنبال پول باشیم. پول خودش میاد. وقتی روی خودمون کار میکنیم حتی نیازی نیست ما به دنبال فرد خاصی بریم. افرادی که هم فرکانس ما باشن وارد زندگی ما میشن و افرادی که هم فرکانس ما نباشن از زندگی ما خارج میشن.
یک تجربه ای خودم در زندگی داشتم که اخیرا هم برام اتفاق افتاد. من و یکی از دوستانم که سال ها با هم دوست بودیم و به معنای واقعی یک جان از همدیگر جدا داشتیم. به طوری که باید لحظه به لحظه با هم صحبت می کردیم و هر اتفاقی که رخ میداد بهم خبر میدادیم. بعد از گذشت مدتی که عقاید من تغییر کرد و مسیر من عوض شد دیدم که خود به خود بین من و ایشون فاصله افتاد. حتی تصورش رو نمیکردم یک روزی برسه که من و ایشون از هم جدا بشیم اما جهان ما رو از هم جدا کرد چون دیگه هم فرکانس نبودیم و الان هم هر کاری میکنم دیگه نمیتونم باهاش ارتباط برقرار کنم
قشنگ احساس میکنم که انرژی و فرکانس ما دیگه یکی نیست و از هم جدا شده
جالب هست که افرادی سر راهم قرار گرفتن که کاملا هم فرکانس من هستن
قانون کبوتر با کبوتر رو کامل دارم تجربه میکنم و در زندگیم دارم میبینم
فایل ارزشمندی بود و نکات خیلی خوبی ازش یاد گرفتم
سلام به استاد عزیزم و همفرکانسهای دوست داشتنی خسته نباشید خدمت گروه تحقیقاتی عباس منش و استاد عزیزم بابت این آگاهیهای فوق العاده از شما ممنونم که این آگاهیها رو به ما میدید و باعث میشه که ما ایمانمون تقویت بشه و و راهمون رو محکمتر ادامه بدیم
کوچکترین فایلی از شما میتونه تحول بزرگی در ما ایجاد بکنه
اما اگه به خودمون و راهمون و شما متعهدانه ادامه بدیم قطعاً نتایج فوق العادهای وارد زندگیمون میشه
و هیچ شکی هم در این نیستش که قانون همیشه کار میکنه برای همه.
خدایا شکرت بابت این آگاهیهای فوق العاده
خدایا شکرت بابت وجود پر مهرت توی زندگیم
خدایا شکرت بابت سلامتی خودم خانوادم و پدرم و مادرم و برادران عزیزم
با آرزوی موفقیت و پایداری️️️️🫀🫀
بسم الله الرحمن الرحیم
الحمدلله رب العالمین
الرحمن الرحیم
مالک یوم الدین
ایاک نعبد وایاک نستعین
اهدنا صراط المستقیم
صراط الذین انعمت علیهم غیر المغضوب علیهم ولا الضالین
سلام به استاد عزیزم ومریم جان ودوستان گرامی
گام 18
وقتی من در مسیر درست حرکت کنم هدایت میشوم به انجام کارهای درست انسانهای درست وغیره
پس بقیه کارها فرعیات هست من باید روی اصل کار کنم
اصل چیه کنترل ذهن واحساس خوب وسپاسگزاری
اگر همین هارا کار کنم بقیه چیزها خودش درست میشه
همینطور که این چند روز با اندکی عمل به اصل چرخ زندگیم رونتر شد
پس آزاده هر روز باید اینا را تکرار کنی چون اگر تکرار نکنی فراموش میشه
استاد عزیز ممنون که من را با این قانون آشنا کردین وباعث شدید که خودم را بهتر بشناسم و بتونم رابطم را با خدا بهتر کنم که همیشه ودر همه حال با خداوند صحبت کنم وازش درخواست کنم اینکه کم نخوام چون همه چیز فراوان هست وهر کسی هر چقدر بخواهد وباور کند خداوند پاسخ میدهد
من این موضوع که فقط باید از خدا بخوام را قبول داشتم وهیچ موقع کسی را برای درخواستهام انتخاب نمیکردم حتی موقعی هم که سنم کم بود وقتی میرفتیم زیارت امام یا امزاده ها بهم میگفتن باید از اونا بخوایم من می گفتم فقط به خدا میگم
ولی وقتی بزرگتر شدم چون خودم را گناه کار میدونستم فکر میکردم باید یه سری کارها را انجام بدم تا خدا پاسخ بده وهمین من را نا امید می کرد ولی الان دیگه سعی میکنم خودم را ببخشم چون خداوند بخشنده ومهربان هست وهیچ انسانی کامل نیست که خطایی نکنه وباید تکاملم را طی کنم وازخطاهام درس بگیرم وخودم را بهبود بدم
خدای بخشنده ومهربانم هزاران بار از توبه خاطر خطا پوشیت سپاسگزارم
َدرپناه خداوند شاد وسلامت وثروتمند باشید
به نام خداوند بخشنده و مهربان،
سپاسگزار خداوند هستم که بی نهایت بخشنده، توّاب، هدایت گر، غفور و رزاق هست.
با درود به استاد عباس منش و دیگر عزیزان،
هر بار گوش دادن این فایل، انگار دری تازه در فهم من می گشاید. هر بار، جمله ای، عمق قلب و فهم را نوازش می کند.
و اما مفهومی که عمیقاً مرا تحت تاثیر قرار داد و به تعمق وا داشت، از این قرار بود:
سپاسگزار نعمت ها باش، بر نکات مثبت تمرکز کن، کنترل ذهن داشته باش، و بعد، به آن چیزی که برای تو خوب است، هدایت می شوی و الهام دریافت می کنی.
آن چیزی که صرفاً، برای تو، خوب است.
چه مفهوم نابی.
رب العالمین، در هدایت ها و الهامات خود هم، نهایت مهربانی و خیر را لحاظ می کند، و من را، و ما را، بر اساس شرایط، درک و احساسات مان، به صورت شخصی و سفارشی، برای همان موقعیت، هدایت می کند.
این مفهوم هدایت شخصی سازی شده و سفارشی بر اساس شرایط، زمانی که بر خودم کار می کنم، زمانی که اصل را رعایت می کنم، هم نشان گر فضل بی نهایت رب العالمین است و و هم نشان گر بخشندگی و مهربانی بی حدش.
می نویسم تا به خود یادآوری کنم: باشد که با عمل، ایمان قلبی ام را از این درک نشان دهم. باشد تا بدانم، خودم را تنها با خودم مقایسه کنم و به خود یادآور باشم، خوان نعمت باری تعالی، گسترده است و نعمت فراوان، و برای هر کس به اندازه خودش، به اندازه ظرفش، مهیاست. بر نعمت های زندگی ام متمرکز باشم و سپاسگزار، نعمت های بیشتر و هدایت هایی که برای من مناسب است، به سوی من روان است.
اوست رب العالمین، یاری دهنده مطلق، روزی دهنده بی منت، هدایت گر رئوف و بخشنده عیب پوش.
سپاسگزار خداوند توانا و بخشاینده خود هستم که قدرت دریافت و درک الهامات و هدایت هایش را به ما داده است و نیز قدردان زحمات شما در انتشار آگاهی ها و الهامات الهی.
در پناه پروردگار یکتا باشید.
الهی به امید تو که مهربان ترین و تواناترینی
خدا جونم سپاس بابت همه ی خوبیات
استادعزیز جناب عباسمنش دوست داشتنی سپاس
خانم شایسته نازنین سپاس
هجدهمین جلسه از پروژه خانه تکانی ذهن رو با عشق، شادی و امید آغاز کردم.مطالب این جلسه برای من کاملا ملموس بود و انگار از همون کودکی من با همین ذهنیت بزرگ شدم و هیچوقت تلاش نمی کردم که به زور خودمو به یه گروه یا یه آدم خاصی بچسبونم بلکه معتقد بودم افراد مناسب یا کتابهای مناسب خودشون سر راه من قرار می گیرند و حتی اگر کسی از من فاصله می گرفت خیلی راحت می پذیرفتم و با خودم می گفتم که صلاح من در این بوده که از اون شخص دور باشم. برای نگه داشتن افراد در زندگیم اصلا تلاش نمی کنم و حتی وقتی سر دوراهی برای تصمیم گیری هم قرار می گیرم سعی میکنم بیطرف باشم و منتظر نشونه ها بمونم.البته بعد از آشنایی با استاد عباسمنش بیشتر درک می کنم چرا یه عده مسیرشون از ما جدا میشه و یا اگه یه کتاب، فیلم و یا فرد خاصی وارد زندگیم بشه متوجه میشم که چه خواسته ایی داشتم و خداوند در پاسخ به اون خواسته منو هدایت کرده.
سلام ب استاد عزیزم و تمام دوستان خوبم
استاد شما بی نظیرین در تموم جوانب ب خصوص توانایی تشخیص اصل از فرع
چیزی ک واقعا خیلی مهمه و منم دارم رو این موضوع کار میکنم اینه ک تو مسیر درست بمونم و موضوعی ک عالی بود و بهش اشاره کردین خیلی بهم چسبید اینه ک بابا سوال خوب از خودتون بپرسین استاد ب این نتیجه رسیدم ک وقتی سوال خوب میپرسیم جواب خوبو کاربردیم میگیریم با این باور ک اونم از آموزهای بینظرتون یاد گرفتم ک تو یه فایل گفتین (آی ایها الناس خدا باور کنین ب عنوان ی خداوند هادی و هدایت کننده)و من باور کردم این موضوع رو و خیلی راحت سوال میپرسم سوال خوب و خداوند جواب میده ب هزاران طریق و ی جنسی داره ک کاملا آدم متوجه میشه جواب سوالش اینه دیگه ما بقی فرعیاته با چشم دیدم ک وقتی دارم رو خودم کار میکنم خیلی چیزای جزعی خودش درست شده بدون اینکه من بخوام تلاشی براش بکنم
ی مثالش این بود ک ی شخصی بهم زنگ میزد و من دوست نداشتم ک زنگ بزنه بخاطر مدل دیدگاهش و… اصلا من کاری نکردم و اون فرد الان چند ماهه دیگه زنگ نزده این ی مثال بود
استادم سپاس گزارم از آموزشهاتون بی نظیرن این آگاهیها
در پناه امن رب العالمین باشین انشاالله
به نام خدای مهربان
خدای رزاق. خدای روزی دهنده به تک تک موجودات این جهان. خدایی که حتی اگر بنده او رو فراموش کنه او بنده رو فراموش نمیکنه. خدایی که دستان محبتش رو بر سر تک تک ما کشیده و رحمت و نعمتش رو به حدی گسترانده که حتی اگر همه ما صبح و شب ذکر حمد او رو بگیم و نعماتش رو بشماریم باز هم نمیتونیم نعماتش رو شکر بگیم. خدایی که همواره و در هر لحظه در کنار ماست، از مادر بر ما مهربان تر و از رگ گردن به ما نزدیک تره. در درون ماست و قدرت خلق کنندگیش رو به ما داده. خدایی که قدرت تمام جهان در دستان اوست. خدایی که مالکیت تمامی آنچه در زمین و آسمان و کهکشان ها و آنچه ماورای اونهاست برای اوست. خدایی که به انسان قدرت توبه رو داده تا از خطاهاش توبه کنه، و خدایی که توبه پذیر و بخشنده و مهربانه. خدایی که نعماتش از لحظه اول تولد تا آخرین لحظه زندگی شامل حال همه مومنان قلبی به اوست. خدایی که بر بندهش سخت نمیگیره. خدایی که عاشق بندشه. خدایی که دوست و رفیق من در تمامی لحظات زندگیمه و خدایی که رفیق تنهاییام و همدم درون جمع منه.خدایی که شنوای داناست و بر همه چیز و همه کس آگاهی داره. پروردگار جهان هستی. رب و پرورش دهنده تمامی اتم ها و مولکول های موجود در این جهان. خدایی که همه چیز از او و از وجود اوست. خدایی که ما از جنس اوییم و برای او هستیم و به سوی او برمیگردیم. خدایی که اگه باورش کنیم ترس ها تبدیل به پله های موفقیت و ترقی ما میشن همونجوری که مارهای جادوگران جلوی موسی تبدیل به طناب شدن. همونجوری که آتش بر ابراهسم گلستان شد، همونجوری که محمد خاتم انبیا شد.
خدا رو شاکرم که امروز هم این توفیق رو داشتم که بتونم در پناه الله یکتا به آموزه های توحیدی استاد گوش بدم، نکته برداری کنم، به دانش خودم اضافه کنم و تلاش کنم تا از این دانش به صورت عملی در زندگیم استفاده کنم.
از وقتی که شروع کردم با پروژه خانه تکانی ذهن پیش اومدن و حرکت کردن، میتونم به وضوح بگم که چقدر تغییر و تحول در زندگی من اتفاق افتاده. از تصمیاتی که به درستی و با گوش دادن به صدای قلبم گرفتم، از اینکه چطور تونستم بارها ذهنم رو کنترل کنم و تقوا داشته باشم، از اینکه چقدر موقعی که در مورد خدای خودم حرف میزنم یا کلماتش رو در قرآن میخونم، اشک شوق از چشمانم جاری میشه و من نمیتونم جلوی خودم رو بگیرم انقدر که این خدایی که استاد ازش حرف میزنه و باورش داره و داره به ما معرفی میکنه رزاقه، توابه، مهربانه، قدرتمنده، همه کارست و به قول معروف اوستاست!
خدا رو شکر به لطف هدایت خدا که من رو به آموزه های استاد هدایت کرد تا من بتونم قوانین جهانی که توش زندگی میکنم رو یاد بگیرم و شاگرد این استاد بشم، دارم کم کم با کار کردن بر روی باورهام، با به صورت عملی تغییر ایجاد کردن توی زندگیم و به کارگیری دانسته هام در زندگی واقعیم تلاشم رو برای تغییر فکانس های ذهنیم، برای کنترل ذهنم و برای تغییر مدار و فرکانسم نشون میدم در عین اینکه حواسم هست که عجله نکنم و قانون تکامل رو فراموش نکنم تا مبادا دچار حرص و طمع بشم.
ماجرایی که امروز برای من اتفاق افتاد، و الهامی که به من شد ترکیبی از فایلی هست که فردا باید گوش بدم و چندین فایل که امروز گوش کردم. دو فایل مربوط به اعتماد به نفس و تغییر باور و فایل گام هجدهم پروژه خانه تکانی ذهن که همین فایل باشه و طبق تعهد روزانهم هر روز زیر فایل روز کامنت میذارم تا نتایجم رو برای خودم ثبت کنم و به تثبیت فرکانس هام کمک کنم و البته شاید خداوند از طریق کامنت من کسی رو هدایت کنه.
امروز همهش در محیطی قرار داشتم که فضای اصلی و جو کلی حول و حوش موضوع کار میچرخید. اینکه افرادی که امروز باهاشون سروکار داشتم که اتفاقا از دوستای چندین و چند ساله و بسیار عزیز من هستن، باورهای محدودی در مورد ثروت و حوزه کسب و کار دارن. امروز من خونه این دوستم بودم و سر ناهار با ایشون و پدر ایشون که مرد بسیار شریف و محترمیه بحث پول و کار کردن بود که اغلب طبق باور معمول جامعه و اکثر پدر و مادرای ایرانی، اصلی ترین منبع درآمد، کسب درآمد از رشته تحصیلی تلقی میشه و راه های دیگه (به ظاهر) منتهی به بن بسته و مال از ما بهترونه و … . و خب من دقیقا برای اثبات این حرف به خودم از دانشگاه اومدم بیرون و تصمیم گرفتم تا مسیری که عاشقانه دوستش دارم رو در پیش بگیرم و موفق بشم تا برای خودم این باور قوی رو بسازم که میشه آدم بره دنبال عشقش و اون عشق براش همه چیز بیاره، ثروت، سلامتی، معنویت، احساس خوب، آرامش و من وقتی که روی چیزی کار میکنم که دوستش دارم بیشتر با خودم در صلحم، در آرامشم و بیشتر در اون چیز میتونم خدا رو ببینم. اصلا انگار وقتی که کاری که دوست دارم رو انجام میدم انگار که اون کار برای من ساخته شده و من میخوام که تا ابد اون کار رو انجام بدم.
خلاصه که من به کسی جز به خدا نگفتم که از دانشگاه اومدم بیرون. یعنی نه اعضای خانواده و نه هیچکدوم از دوستانم بجز اونهایی که توی دانشگاه باهاشون دوست شدم، کسی خبر نداره که من از دانشگاه اومدم بیرون و تصمیم قاطع گفتم که نرم و فقط بر روی ذهنم و علایقم کار کنم.
از طرفی امروز وقتی که داشتم از خونه این دوستم برمیگشتم که کلا دو سه تا کوچه با خونه ما فاصلشه، توی حد فاصل این مسیر همونطور که داشتم به فایل های رایگان گوش میکردم و آگاهی ها رو با خودم مرور میکردم، چشمم خورد به آگهی برای استخدام حسابدار یه رستورانی که توی این مسیر بود که اتفاقا قبلا هم این آگهی رو دیده بودم ولی امشب انگار یه جور دیگه ای داشت به من چشمک میزد. انگار که میگفت بیا سمت من. این قضیه ذهنم رو درگیر کرد که آیا فردا برم سر این کار و خودم رو مشغول کار کنم؟ آیا از کارهام عقب نمیافتم؟ کلی یاد فایل رزای عزیز (تغییر را در آغوش بگیر | قسمت 2) و حرفای استاد که از کار کردن روی باورهاشون و همزمان مسافرکشی کردن افتادم و این فکر توی سرم اومد که نکنه که من میترسم و یا اعتماد به نفس کار کردن در اونجا رو ندارم و کلی ذهن مرو داشت درگیر میکرد.
وقتی رسیدم خونه، با خودم گفتم: ببین، خدای من همیشه بهترین جواب رو به من داده، این دفعه هم میده؛ خدایا خودت بهترین راه حل و جواب رو مثل همیشه خیلی سرراست بهم بگو. بعد که گذاشتم ذهنم این تلاطم بخوابه و ذهنم آروم شه ورزشم رو کردم، دوش گرفتم، گام هجدهم و پروژه درک عمیق تر قوانین خداوند و نشانه امروزم رو گوش کردم و یادداشت برداری کردم و تلاش کردم این آگاهی ها رو علاوه بر دفتر و از همه مهمتر توی ذهنم ثبت کنم تا بتونم در عمل ازشون استفاده کنم. خلاصه گذشت و بعد از همه این کارها، یه پازلی توی سرم چیده شد و حل شد.
1. اینکه دیشب تصمیم گرفتم روی اعتماد به نفسم کار کنم چون استاد گفتن که مهمترین و اولین اصل در موفقیت، عزت نفسه.
2. امروز اولین فایل هایی که گوش کردم در مورد عزت نفس بود.
3. بحث کار کردن و ثروت در محیطی که باورهای چندان درستی در مورد پول نداشتن پیش اومد.
4. بدلیل تمرکز و وردی ذهن من زا مورد 3، مورد 4 در واقعیت من ظاهر شد و خودش رو نشون داد.
5. ذهنم متشنج شد و حس کردم (از لحاظ درونی)یک چیزی درست نیست.
6. ذهنم رو کنترل کردم و آروم کردم با این باور که خداوند همه چیز رو به من میگه.
7. اسم گام نوزدهم رو که دیدم همه چیز توی ذهنم به درستی شکل گرفت و منظم شد.
8. این موضوع یادم اومد که اصلا چرا از دانشگاه اومدم بیرون. چون می خواستم توی زندگیم مولد باشم و هرگز کاری رو انجام ندم که به من حس بدی میداد یا صرفا کاری رو انجام بدم که ناشی از ترس منه. و شباهت این موضوع رو حس کردم که به خاطر ترس منه که نمیخوام بی پول یا بدبخت بمونم برای همین باید برم کار پیدا کنم در حالی که بهش علاقه ندارم.
9. یادآور شدم به خودم که هر کسی مسیر متفاوتی از اون یکی داره و درسته که مسیری که من انتخاب کردم، کمی خاک خوری داره و زمان میبره و باید تکاملم رو طی کنم، اما اگه به خودم و خدای خودم ایمان داشته باشم و به آگاهی هایی که یاد میگیرم عمل کنم، حتما نتایج رو خیلی زود در زندگیم خواهم دید.
خدایا واقعا واقعا واقعا ازت ممنونم که حتی با اسم یک فایل میتونی بندت رو هدایت کنی و عاشقتم که قلبم رو به گونه ای در مسیری قرار دادی که با کار کردن روی خودم، همچین اشاراتی از تو رو به این راحتی بفهمم و درکش کنم. واقعا همونطور که دیروز هم گفتم، احساس میکنم توی بغل توئم خدا جونم. و وقتی توی بغل تو هستم، هر چیزی امکان پذیر و شدنیه، هرچیزی.
به نام خداوند بخشنده مهربونم
سلام برهمه عزیزان
بازهم تشخیص اصل از فرع
همیشه دنبال موضوعاتی باش که بهت کمک کنه.
به خاطرحرف مردم خونه رو پر از آت آشغال نکن.استاد انصافا من تو این زمینه خیلی عالیم و وسیله اضافه تو خونه ندارم وخدای شکر خونه ام خلوت وتمیزه.
وقتی درمسیر درست قراربگیرد خودبه خود کارهای درست انجام میدهی وخداخودش تو رو هدایت میکند به آدمهای درست شرایط درست.
دنبال پول هم نمیخواد بری وقتی در مسیر درست باشی پول دنبال تو میاد
اون چیزی که میخوای میاد تو زندگیت آدمهای مناسب میاد نیاز نیست دنبال آدم بگردی خودش میاد وقتی که رو خودت کارمیکنی
زندگی استاد شیب رو به بالا دارد بالاپایین نمیشه چون اصل را درک کردن سراغ حاشیه نرفته وهمون اصل را ادامه داده.استاد به قلبش اعتمادمیکنه تا وقتی که روخودم کارمیکنم خداوند هر چی رو برای من خوبه میاره تا وقتی که سعی میکنم تمرکز کنم به نتایج مثبت واز زاویه ای مسائل رو ببینم که به احساس خوب برسم خداوندچیزی رو که برای خوش بختی من لازم هست وارد زندگیم میکنه
سلام
استاد گلم
خانم شایسته عزیزم
دوستای هم فرکانسم
همکلاسی ها گلم
به دنبال اصل باش توی صحبت های افراد
ینی به دنبال چیزی باش که باهاش باورهاتو تغییر بدی
نه اینکه سعی کنی قضیه رو برای خودت پیچیده کنی
مثلا ایلان ماسک باور داشت به موفقیت که اینهمه تلاش کرده
بعد یه جمله میگه من باور ندارم که موفق میشم
بعد شما باید بیای بگی نه آغا این اگه باور نداشت اینهمه تلاش نمیکرد حالا یچیزی گفته
مثلا امروز برام یه چیزی پیش اومد
همسمر گفت من باور ندارم که موفق میشم
در حالی من هزاران بار از ایشون دیدم که چقدرررر کنترل ذهن بیشتری داره نسبت به نا امیدی
چقدر شادی بیشتری داره نسبت به نا امیدی
بنابرین فهمیدم که باور ایشون موفقیت هست
فقط الان داره اینحرفو به من میزنه
منم گفتم کسی که باور نداره به موفقیت منم نمیتونم باورش کنم
و اینطوری سعی کردم بهش بفهمونم با اینکارا نمیتونه از من توجهی جلب کنه
من همیشه با همه تفراد اینکارو میکنم وقتی ناله میکنن نا امید میشن اصلا توجه نمیکنم
و این رفتارم باعث شده کسی ازین اداها برام درنیاره من واقعا از وقتی قانون رو فهمیدم گیر آدمای ناله کن نیوفتادم
چون به شدت برای خودم ارزش قائلم و به قانون احترام میزارم
آدم اگه زندگی رو درک کنه دنیارو درک کنه میفهمه که سوالات خوب بپرسه
سوال خوب پرسیدن خیلی راحته
خداروشکر که این توانایی به ما داده شده
دنبال موضوعات اساسی باشیم
دنبال چیزایی باشیم که به ما کمک میکنه
استاد منم تجربه کردم که آدم وقتی توی مسیر درست هست هدایت میشه به کارهای درست
مثل دنبال کردن خوشی هایی که به آدم آسیب نمیزنن
نا خودآگاه پیدا میکنه که این تفریح رو من دوس دارم
مثل مثلا پیاده روی
قهوه خوردن
خوابیدن
ورزش
غذاهای سالم و خوشمزه خوردن
تحرک زیاد
مرتب کردن خونه
مطالعه کردن
مثل تولید محتوایی که راحت باشی باهاش
اینا همش چیزایی هست که آدم وقتی هدفش اینه که همیشه توی مسیر درست باشه بهش هدایت میشه
وقتی که توی مسیر درست باشیم
به آدم مناسب
ایده مناسب
فکر مناسب هدایت میشیم
باور کن درسته
هانیه باور کن اینحرفی که استاد میزنه درسته
مثل زمانی که تو فرکانس هات تنظیم بود
به همسرت گفتی بریم بیرون
نمیدونستی کجا ولی هدفت این بود که خوش باشین
رفتین بیرون یه جای طبیعی زیبا
گلدن تایم بود هوا عالی بود خیلی بهتون خوش گذشت کلی باهم صحبت کردین رفتین کافه قهوه خوردین
بعدش اومدین خونه باهم انیمیشن خوب نگاه کردین غذای خوشمزه ساده خوردین کلی حالتون خوب شد باهم
مثل وقتی که درفرکانس خوب بودی از دوستات دعوت کردی بیان خونتون اونام گفتن باشه اومدن در بهترین حال بودن کلی باهم خوش گذشت کلی هم فرکانس بودین
بهترین غذارو خوردین
توی بهترین هوا
کلی حرفای قشنگ زدین
و کلی با دوست همسرت خوش بودی گفتی خندیدی کاملا دوستانه با اینکه پسر بود و لی توباهاش خیلی راحت بودی اونم با تو خیلی راحت بود از خدا همچین دوستی رو خواسته بودی و خداوند یه زنوشوهر در صلح رو هدایت کرد به خونه شما ثروتمند شاد
مثل وقتی که صبح تو ستاره قطبی نوشتی فلان قدر پول میخوام تجسم کردی پولی که در مدارش بودی نه خیلییی زیاد تجسم کردی و نوشتی شب وقتی میخواستی بخوابی تازه یادت افتاد که تو همچین خواسته ای رو داشتی و واریزی اتفاق افتاد
بعد هزار بار خداروشکر کردی گفتی دید قانون جواب میده
بعد گوش دادن به جلسات برای بار هزارم خودتو کنترل میکنی اینبار میزان کنترل کردنت بیشتره چون توی مسیر قرار داری کنترل میکنی که تکامل رو رعایت کنی قانون برای تکامل جواب میده نه اینکه تجسم کنی ماشین بخری وقتی دوچرته نداری اونم همین امروز بخری
سعی میکنی حرصتو کنترل ونی که اینم از تفکر کمبوده وگرنه کسی که میدونه کلی غذا هست آروم آروم غذاشو میخوره
پس نیاز نیست نگران باشی
سراغ حاشیه نرو
فقط روی مثبت کردن فرکانس هات کار کن
هدایت میشی به غذای مناسب
جاهای مناسب
سلامتی
پول
ایده مناسب
اینا همش جور میشه
سلام و ارادت
خدمت استاد عزیز و خانم شایسته مهربان بابت این دوره ارزشمند
من وحید هستم
من زیاد به همه چی فکر میکنم البته زیاد برام خروجی نداشته ؛؛ تا این که دوره خانه تکانی ذهن بارگذاری شد
تازه متوجه شدم فکر کردن در مورد هر موضوعی همیشه باید یه خروجی داشته باشه
(یه راه حل)
خلاصه داستان را بخوام بگم خیلی اتفاقها را توی دوره تجربه کردم
از سوال درست پرسیدن
از جواب درست شنیدن
از رهایی
از تمرکز بر نکات مثبت
از اینکه همه ی هواسم به خودم باشه
از اینکه چقدر من ارزشمندم
از اینکه من چقدر لایقم
ازاینکه چقدر میتونم با کنترل ذهن اروم باشم
ازاینکه چقدر جهان روی عدل و عدالته
از اینکه چقدر با سپاسگذاری میشه شاد بود
از اینکه چقدر با بخشیدن میشه رها بود
از اینکه خدا به تنهایی مرا کفایت میکند
از این استاد چقدر به اصل توجه داشته و به قول خودشون طبق اصل خار پشتی جلو رفته
واقعا که چقدر زیبا گفتید که وقتی توی مسیر و مدار درست باشیم همزمانی اتفاق میوفته از هر جهت
همین امروز بابت یه کار بانکی رفتم بانک
و میدنستم طبق قوانین بانکی نباید کار من انجام بشه یعنی 100درصد با علم میدونستم
(این کار هم یه جورهایی حیاتی وحیسیتی بود چون باید حتما صاحب حساب اصلی حضور داشته باشه)
نکته؛ یاداوری حرفهای استاد در همین 17 گام قبل؛
توکل
قدم برداشتن
رفتن تو دل ترسها
توجه نکردن به قوانین اداری
توجه به نکات مثبت
سپاسگزاری از خدامت بانک
کنترل ذهن
تجسم درونی
خلاصه وارد بانک شدم
به کارمند بانک کارم را گفتم ؛
جواب ؛ با قاطعیت نه بود
بعد یه دفعه به خدا گفتم بو تو توکل میکنم چون تنها تو مرا کفایت میکنی
دوباره به کارمند بانک کارم را گفتم
بازم جواب ؛ نه بود
بهش گفتم ریس میتونه گفت نه باز سوال کن
رفتم به ریس موضوع راگفتم ؛
گفت اگر یکی از کارمند ها این طرف رابشناسه شاید بشه
نتیجه هیچ کس این طرف را نمشناخت
اینجا هدایت اومد گفت به طرف زنگ بزن و گوشی را بده به کارمند بانک خلاصه کنم مطلب را این کار تو حالت عادی برای همه ی دیگه شاید 20 دقیقه طول بکشه اما با همهی این اتفاقها و لطف اموزهای استد و لطف خدا کمتر تر از 10 دقیقا طول کشید
دوستان عزیز این تجربه برای من خیلی ارزشمند بود وانگار داشتم اموزهای استاد را زندگی میکردم
البته این به این معنا نیست که من توی همه چی خوبم ولی توی این چند روز تا دلتون بخواد از این اتفاقها برام افتاده ولی سعی کردم نگرشم را نسبت به زندگی تغییر بدم
و تونستم به استاد ارامش را برای خودم خلق کنم
استاد یه دنیا ممنون
خانم شایسته سپاسگزارم بابت این یاداوری
وخدایا بابت این هدایت و فهم درست از هدایت سپاسگزارم