live | در هر شرایطی، خالق زندگی خود باشیم


در این فایل، استاد عباس‌منش با یادآوری قوانین بدون تغییر خداوند، توضیح می‌دهد که:

  • چه جنسی از توجه، رفتار و واکنش، توانایی خلق شرایط دلخواه را در درون ما غیرفعال می‌کند و ما را تبدیل به برگی در باد می‌کند؛
    و چه جنسی از توجه، رفتار و باور، سبب می‌شود از دل هر اتفاق یا شرایطی با ظاهر دلخواه یا نادلخواه، فقط برکت و نعمت بیشتر برداشت کنیم و در یک کلام، هر شرایطی با هر ظاهری برای ما مصداق “الخیر فی ما وقع” بشود.

آگاهی‌هایی این فایل، یادآور و راهنمایی است که می‌گوید:
هر کدام از ما چه قدرتی برای خلق زندگی‌ دلخواه خود داریم و چطور باید این قدرت خداگونه درونی را فعال نگه داریم.
آگاهی‌های این فایل را بشنوید، از کلیدهای آن نکته‌برداری کنید و تجربه‌ی خود از درس‌هایی که گرفتید و تصمیماتی که برای اجرایشان دارید را با ما در بخش نظرات این قسمت به اشتراک بگذارید.

منتظر خواندن نوشته‌های تأثیرگذارتان هستیم.


سرفصل‌های آگاهی های این فایل شامل:

  • چه چیزهایی را باید کنترل کنم و دست از تقلای بیهوده برای کنترل چه چیزهایی باید بردارم؟
  • توانایی نگاه کردن از زاویه‌ای که ما را در هماهنگی با خداوند قرار بدهد؛
  • قانون: اگر بتوانم در هر شرایطی ذهنم را آرام‌تر نگه دارم، به همان اندازه به موقعیت‌ها و تجربیاتی هدایت می‌شوم که باعث آرامش بیشتر من می‌شود؛
  • چطور می‌توانم از دل هر اتفاقی، برکت و رحمت برداشت کنم؛
  • قدم اول برای کنترل شرایط زندگی؛
  • اگر به آنچه ناجالب است توجه کنی، اساس آن تجربه‌ی نادلخواه را در زندگی‌ات گسترش می‌دهی؛
  • ذهنیت قربانی یا ذهنیت مسئولیت‌پذیر؛
  • اگر فردی به هر شکل یا با هر دلیل، با بیان بدبختی‌هایش توجه دیگران را جلب می‌کند، طبق قانون از در و دیوار بلا سرش می‌آید؛
  • چگونگی تبدیل اصل “اعراض از ناخواسته‌ها” و اصل “توجه به خواسته‌ها”، به ویژگی شخصیتی؛
  • به‌جای دنباله‌روی از دیدگاه غالب جامعه، دنباله‌رو قانون بدون تغییر خداوند باش؛
  • توجه به ویژگی‌های مثبت هر چیزی، سازنده‌ترین عامل برای گسترش اساس آن موضوع در زندگی‌ات است؛
  • توجه به ویژگی‌های منفی هر چیزی، سریع‌ترین عامل برای بیرون بردن نعمت‌ها از زندگی است؛
  • چگونه خود را با جریان خداوند هم‌جهت کنیم تا به همان نعمت‌ها و امکاناتی دسترسی داشته باشیم که در دسترس خداوند است؛
  • مفهوم مومنتوم منفی در توجه به ناخواسته‌ها؛
  • مفهوم مومنتوم مثبت در توجه به خواسته‌ها و اعراض از ناخواسته‌ها؛
  • چطور می‌توانم شرایط دلخواه را برای خودم ایجاد کنم، فارغ از اینکه چه اتفاقاتی در جامعه‌ی پیرامون من در حال وقوع است؛
  • طبق قانون خداوند، ما با جهانی هوشمند طرف هستیم که خشک و تر را با هم نمی‌سوزاند؛
  • آگاهی از سیگنال‌های خداوند که به ما می‌گوید: “در حال خارج شدن از مسیر هم‌جهت با خداوند هستی”؛
  • نشانه‌ی توکل و ایمان؛
  • درک ارتباط معنادار بین کانون توجه‌ات و جنس اتفاقاتی که تجربه می‌کنی.

منابع بیشتر درباره محتوای این فایل:

دوره هم جهت با جریان خداوند


سایر قسمت های live با استاد عباس منش

  • نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
  • فایل تصویری live | در هر شرایطی، خالق زندگی خود باشیم
    353MB
    58 دقیقه
  • فایل صوتی live | در هر شرایطی، خالق زندگی خود باشیم
    57MB
    58 دقیقه
توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

569 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    کبری مشتاقی گفته:
    مدت عضویت: 1133 روز

    به نام خداوند مهربانم خدایی که هر لحظه هدایتم می‌کند به مسیر درست و زیبایی و فراوانی و سلامتی

    الهی تو را شکر میگویم سپاسگزارتم

    سلام بر استاد عزیزم و مریم جانم

    من چند روزه دوباره هدایت شدم به راه‌های کنترل کردن ورودیهای ذهنم

    که از جمله هدف گذاری کوچیک هست برای هر روزم و امروز خدا رو شکر سربلند بودم تا الان پیش خودم و خودمو تحسین میکنم خیلی سخته اما موفق شدم آفرین کبری تو میتونی

    وقتی ورودی ذهنتو کنترل کنی احساست هم خوبه فرکانس خوب هم میفرستی حالت هم خوبه

    واقعا امروز خیلی عالی بود برام

    از حاشیه ها دور بودم و فقط هواسم روی خودم بود که قدمهای درست بردارم

    هواسم به فکرم ؛ توجه ام؛ فرکانسم بود

    ممنونم از شما که این ها رو از شما یاد گرفتم

    و خدا رو بابته وجود نازنین و ارزشمندتان شکر بجا میارم

    الهی تو را شکر میگویم سپاسگزارتم

    خدایا کمک و هدایت از تو میخواهم که در مسیر هموار و درست قدم بردارم تا به خواسته هایم برسم تو دستمو بگیر در پناه خداوند مهربان باشین سالم و ثروتمند باشین

    هدفه روزه اولم اینکه اعتراض از هیچ چیزی نکنم

    گله و شکایت نکنم به چیزهایی فکر کنم و توجه کنم که دوستشون دارم و احساسمو خوب می‌کند

    و خیلی عالی بود تونستم بر ذهنم پیروز بشم

    و از خدا میخوام کمکم کنه در راستای این اهدافم

    و تا چند روز تکرار کنم ادامه بدم تا آرام آرام عادته ذهنم بشه و بعد هدفهای دیگه رو انجام میدم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
  2. -
    داود زارعی گفته:
    مدت عضویت: 4226 روز

    به نام خدای مهربان

    خدای زیباییها و آگاهی های ناب

    سلام بر استاد عزیز، خانم شایسته گرامی و دوستان عزیز

    در این روزهای پر تلاطم وقتی دل به خدا بسپاریم قطعا ما را به مسیر و فرکانس بهتر هدایت می کند و با هدایت به این فایل زیبا، حقیقت هدایت را درک کردم اون هم در شرایطی که اینترنت کشور قطع بود و دسترسی به سایت ممکن نبود.

    درک کردم که وقتی خداوند جدیت مرا در داشتن حال خوب و توجه به زیباییها دید، من را با این آگاهیهای ناب و تاثیرگذار هم فرکانس کرد و بعد به من الهام کرد که کل صحبتهای این فایل را به نوشته و متن تبدیل کنم و من هم با تمام وجودم تسلیم این هدایت گشتم و به آن عمل کردم.

    لذا در ابتدای برای ورودی مناسب و کنترل ذهن به خودم و سپس برای تمام کسانی که تشنه این آگاهی های ناب هستند.

    استاد عزیز مدتی هست که فایل جدید نگذاشتید و از شما بی خبرم اما دلم‌ همیشه با شما و صحبتهای زیبای شماست و این سایت آرامگاه مطمئنی برای پناه گرفتن و بهترین مکان برای نزدیکی با خداست.

    خداوند بزرگ را برای این نعمات و هدایت بزرگ سپاسگزارم.

    از شما به خاطر این آگاهی های ناب سپاسگزارم.

    تقدیم با تمام وجودم به همه دوستان عزیز و بماند به یادگار.

    مواردی در زندگی هستند که تحت کنترل ما بوده و مواردی از کنترل ما خارج هستند.

    به عنوان مثال : ما کنترلی بر وقوع جنگ نداریم،

    ‌کنترلی بر انتخاب رییس جمهور نداریم،

    همچنین کنترلی بر تعیین آب و هوا نداشته و در کل بر روی عوامل بیرونی کنترلی نداریم.

    اما ما بر واکنشهای خود نسبت به این اتفاقات کنترل داریم و می توانیم با تغییر دیدگاه و نگرش خود نسبت به آنها رفتار و واکنش خود را کنترل کنیم.

    لذا باید مواردی که از حیطه اختیارات ما خارج بوده را رها کرده و به آنها توجه نکنیم و به مواردی توجه کنیم که بر روی آنها کنترل داریم مانند احساسات درونی و دیدگاه مان نسبت به موضوعات و اتفاقات زندگی.

    ما می توانیم با خود در صلح باشیم،

    ما می توانیم با مردم در صلح باشیم.

    ما می توانیم با جهان در صلح باشیم.

    طبق قانون ثابت و همیشگی خداوند، اگر من بتوانم در هر شرایطی ذهنم را آرام نگه دارم ( که این موضوع بستگی به زاویه نگاه ما به موضوعات دارد ) و ذهن من کمتر درگیر شود، اتفاقات بهتری برای من رخ می دهد و حتی در دل جنگها به مسیرهای پر برکت بیشتری در زندگی هدایت میشوم.

    افراد زیادی همچون سوئیچی رو هوندا و بسیاری دیگر در جنگ جهانی دوم رشد کردند و به موفقیتهای بزرگ رسیدند.

    همیشه اوضاع به ظاهر نامناسب برای اکثریت افراد بلای آسمانی بوده و برای عده محدودی برکت بزرگ و فرصت محسوب می گردد.

    اگر هوشمندانه نگاه کنیم خواهیم دید که این اقلیت در زمان جنگ یا صلح و در هر شرایط اقتصادی و با هر نظام سیاسی رشد داشته، نتایج عالی کسب کرده و موفقیت های بزرگی را در زندگی تجربه می کنند.

    اما اکثریت افراد بر این باورند که با تغییر نظام سیاسی و اقتصادی زندگی آنها مطلوب گشته و در کل شرایط زندگی خود را تابعی از عوامل بیرونی می دانند.

    اما اگر کمی عمیق بنگریم خواهیم دید زندگی آنها قبل و بعد از تغییر شرایط بیرونی (همچون تغییر نظام سیاسی و اقتصادی و غیره)، تغییری نکرده و اوضاع مثل قبل است.

    لذا هنگامی که کنترلی بر روی عوامل بیرونی نداریم بهترین کار این است که دیدگاه و نگرش خود را به گونه ای تغییر دهیم تا به احساس بهتری برسیم. مثلا فرصتهای نهفته در آن را ببینیم و نیمه پر لیوان را بنگریم.

    یکی از موارد مهم این است که نتایج و سرنوشت خود را به خروجی مسائل و عوامل بیرونی گره نزنیم.

    به عنوان مثال : اگر شاخص بورس کل بالا یا پایین رود،

    فلان طرح اقتصادی در دولت یا مجلس مصوب گردد،

    اگر شخص X و یا Y رییس جمهور شود،

    اگه دلار گران و یا ارزان شود و … فلان نتیجه برای ما رخ داده و یا مثلا درآمد و ثروت من چندین برابر میشود.

    وقتی این قبیل باورها را داریم و نتایج را به دست عوامل بیرونی می دهیم که کنترلی بر روی آنها نداریم، همچون برگی در باد ما را به هر سویی خواهد برد.

    اما اگر تحت هر شرایطی بتوانم در مسیر درست باشم، آرامش خود را حفظ کنم و ذهن خود را کنترل کنم،

    طبق قانون ثابت خداوند به مسیر درست هدایت شده و نتایج عالی کسب میکنم و کاری با دیگران نخواهم داشت که به چه مسیری میروند و راه خود را خواهم پیمود.

    ما نمی توانیم بر ‌دوران کودکی کنترل داشته باشیم، اما می توانیم واکنش خود به آن اتفاقات را تحت کنترل داشته و از زاویه ای به آن نگاه کنیم که به احساس خوبی دست یابیم.

    غالب افراد خود را قربانی شرایط گذشته دانسته ( از شرایط خانوادگی و‌ مالی گرفته تا شرایط ارتباطی و … ) و همواره می گویند که شرایط بر آنها تحمیل گشته و بر سرشان بلا آمده است.

    اما آنچه که از خداوند و جهان میدانیم این است که ما با کانون توجه اتفاقات زندگی را رقم زده و آنها را خلق می کنیم.

    به قول آمریکاییها: هر جایی که توجه برود، انرژی جریان پیدا می کند.

    خداوند همواره با الهامات و نشانه ها من را هدایت میکند که به مشکلات توجه نکنم، درگیر آنها نشوم و به حال خود غصه نخورم.

    برای تحقق این فرآیند، باید توجه خود را به موارد مورد علاقه مانند: بازیهای کامپیوتری و یا هر نوع فعالیتی که به من احساس خوبی می دهد معطوف کنم و روی آنها تمرکز کنم تا به احساس خوب برسم و از این طریق ذهن خود را کنترل کنم.

    چون به هر موضوعی توجه کنیم، آن را در زندگی خود گسترش داده و این یک قانون ثابت و همیشگی است.

    پس در وهله اول باید به مسائل زندگی توجه نکنیم و راهکاری بیابیم که بتوجه و تمرکز ما بر روی مسائل مثبت بوده تا احساس بهتری دست یابیم.

    قدم دوم اینکه در مورد مسائل و تضادها با کسی صحبت نکنیم، چون با این کار به آنها انرژی می دهیم.

    به عنوان مثال اگر در مورد طعم یک لیموی تازه صحبت کنیم ناخودآگاه تازه بودن و طعم آن را در ذهن تجسم کرده و بزاق دهانمان جاری می شود، یا اگر به طعم غذای مورد علاقه و یا خوراکی خوشمزه توجه کنیم، ناخودآگاه آن را احساس کرده و ذهن ما طعم آن را تداعی و بدن ما نسبت به آن با لذت واکنش نشان می دهد.

    تاکید می گردد در مورد مسائل و چالشها صحبت نکنیم و به آنها توجه نکنیم، چون کنترلی بر روی آنها نداریم.

    قدم سوم این است که ذهنیت قربانی نداشته و نخواهیم دیگران برای ما دلسوزی کنند.

    یعنی با بیان مسائل توجه دیگران را به خود جلب کنیم که برای ما دلسوزی کنند.

    با انجام این کار به مسائل توجه کرده و اتفافات مشابه را به صورت گسترده به زندگی جذب می کنیم.

    اگر ما به این موضوع آگاه باشیم که جهان چگونه کار می‌کند٬ اتفاقات چگونه رقم می خورد و چه قدرتی برای خلق زندگی دلخواه خود داریم٬ آنگاه برای تغییر و خلق زندگی دلخواه عوامل بیرونی و گذشته خود را بهانه نمی کنیم و آگاهانه کنترل زندگی خود را بدست می گیریم و باور می کنیم که توان خلق زندگی دلخواه خود را داشته و می توانیم اتفاقات زندگی را بیافرینیم.

    همه چیز به باور ما بستگی داشته که اتفاقات را ما خلق می کنیم، شرایط را ما رقم‌ می زنیم، ما تعیین می کنیم که دیگران چه برخوردی با ما داشته باشند، مبلغ درآمد را ما انتخاب می کنیم، میزان سلامتی را ما انتخاب می کنیم،

    نکته مهم اینجاست که اغلب افراد ناآگاهانه این موارد را انتخاب کرده و خودشان بروز آنها را رقم‌ میزنند.

    لذا بهتر است برای داشتن نتیجه مطلوب آگاهانه انتخاب کنیم که چه چیزی را خلق کنیم.

    برای تحقق این خواسته باید بدانیم که قانون جهان چیست و سیستم جهان چگونه کار می کند، فرکانس چگونه عمل می کند.

    تئوری مدارها بیان می کند که اگر بتوانم ذهن را کنترل کنم و‌ به مسائلی توجه کنم که احساس بهتری به من می دهد،

    با تکرار، آن توجهات در ذهن ما قدرت گرفته و گسترش می یابد.

    لذا قدم اول این است که سعی کنیم به مسائل ناجالب، علی الخصوص اتفاقات گذشته که کنترلی بر روی آنها نداریم، توجه نکنیم.

    برای انجام این مهم، باید به آنها فکر نکنیم و در مورد آنها صحبت نکنیم و خداوند در قرآن به پیامبر می فرماید:

    « در مورد مشکلات من را خطاب قرار نده.»

    چون با صحبت کردن در مورد موضوعی، آن را در ذهن پررنگ کرده و با توجه کردن به آن انرژی می دهیم و باعث گسترش آن در زندگی می شویم.

    سیستم کارکرد جهان به گونه ای است که در هر لحظه احساس ما را دریافت کرده ( چون ما در هر لحظه با احساس و توجه مان، به جهان فرکانس ارسال می کنیم ) و آنها را به اتفاقات، شرایط، موقعیت ها، ایده ها و افرادی در زندگی ما تبدیل می کند که با فرکانس ارسالی ما هم وزن و هم جهت باشد. مانند دستگاه آبمیوه گیری که اگر به آن پرتغال دهیم به ما آب پرتغال می دهد، اگر به آن هویج بدیم به ما آب هویج می دهد.

    لذا آنچه که به آن توجه و احساس می کنیم را به جهان ارسال کرده و جهان هستی آنها را به شرایط، موقعیتها و افرادی تبدیل میکند که هم فرکانس با کانون توجه و احساس ما هستند و اتفاقاتی رخ می دهد که احساس درونی ما را پایدار کند.

    در نتیجه اگر من احساس خوبی دارم مطابق قانون اتفاقات، ایده ها، شرایط و افرادی در زندگی من قرار می گیرند که این احساس خوب را پایدار و ادامه دار می کند.

    به عنوان مثال همان طور که آگاه هستیم اگر دست خود را در آتش قرار دهیم دست ما را می سوزاند و از این کار اجتناب می کنیم، به همان طریق داشتن افکار و احساسات منفی ( با هر دلیل و منطقی و هر چقدر که حق با ما باشد) دقیقا مانند قرار دادن دست خود در آتش، باعث گسترش اتفاقات و شرایط منفی در زندگی می گردد.

    لذا بسیار حائز اهمیت است که ذهن خود را کنترل کنیم، به نعمت های توجه کرده و برای آنها سپاسگزاری باشیم.

    به اتفاقات خوب‌ و مثبت، لحظات و خاطرات خوب توجه کنیم، به زیباییها توجه کنیم و سپاسگزار خداوند باشیم و

    در هر موقعیتی به مواردی توجه کنیم به احساس بهتری برسیم و امیدوارتر شویم. چون با تکرار این کار باعث گسترش و پایدار شدن آنها در زندگی می شویم.

    اگر ما آگاه باشیم که اتفاقات را خودمان با کانون توجه به وجود می آوریم، بیشتر مراقب هستیم که به چه موضوعی توجه میکنیم و در مورد چه موضوعی صحبت می کنیم.

    اگه به زیباییها و نکات مثبت اتفاقات توجه کنیم و در مورد قشنگیهای زندگی و نعمتهایی که داریم صحبت کنیم و به خاطر آنها سپاسگزاری کنیم، آگاهانه به آنها توجه می کنیم و باعث گسترش نعمتها، لذتها و خوشیهای بیشتر در زندگی می شویم.

    به عنوان مثال در شرایط جنگی که به ظاهر نامناسب است به این موضوع توجه کنیم که مردم خوبی داریم که دیگران را به خانه هایشان دعوت کرده و سفره هایشان را با بقیه افراد شریک می شوند و این همدلی و مهربانی بسیار زیبا و خدا پسندانه است که باعث گسترش شادی گشته و هم از خوشحالی دیگران به احساس خوب و شادی می رسیم.

    پس انتخاب با ماست که به مسائل منفی توجه کنیم یا به مسائل مثبتی توجه کنیم که انسانیت، همدلی و زیبایی را به ما نشان می دهد و فرق انتخاب این دو دیدگاه ( مثبت و منفی ) در احساسی هست که تجربه می کنیم.

    اگه احساس مثبت باشد من را به سمت انسانهای بهتر، موقعیتهای بهتر و به ایده های بهتر هدایت می کند و اگه احساس منفی باشد من را به سمت مشکلات و ناخواسته های بیشتر هدایت می کند.

    در نتیجه این من انتخاب می کنم به چه موضوعی توجه کنم و توجهات ما و تکرار آنها ما را در مداری از جنس آنها قرار داده و شرایطی متناسب با آنها ( علی الخصوص توجهات غالب ) را تجربه می کنیم.

    اگر در مدار درست قرار بگیریم جهان کمک می کند اخبار نامناسب را نشنویم و از مدار آنها فاصله بگیریم.

    هنگامی که آکاهانه تلاش می کنیم ذهن خود را کنترل کنیم، جهان ما را حمایت کرده و با نشانه ها و الهامات ما را به مدارهای بهتر هدایت میکند.

    در نتیجه عوامل بیرونی مانند : جنگ، رییس جمهور و … شرایط ما را رقم نمی زنند، بلکه توجهات و احساسات ما در زندگی‌ تعیین می کننددر چه مداری قرار بگیریم و چه شرایطی را تجربه کنیم.

    اگر آگاهانه ذهن خود را کنترل کنیم، اگر در مدار درست قرار بگیریم، اگر به اتفاقات خوبی که در اطراف ما رخ

    می دهد توجه کنیم، به زیباییهای جهان و قشنگی های زندگی توجه کنیم، اگر به نعمتهای زندگی توجه کنیم و هر روز با خود بگوییم :

    « خدایا امروز به خاطر چه نعمات و اتفاقات خوبی سپاسگزارم؟ کدام نعمت است که در زندگی دارم و در صورت نداشتن آن اوضاع بد بود و سپاسگزار تو خدای خوب و مهربانم هستم به خاطر لطفی که به من کردی و این نعمت بزرگ را به من عطا کردی.»

    در این لحظات احساس ما عالی می شود و اگر بتوانیم این روند را ادامه دهیم و با تکرار و تکرار و تکرار به شخصیت و شیوه تفکری ما تبدیل شود، به خداوندی خدا قسم، معجزاتی در زندگی ما رخ می دهد که برای بقیه و برای خود ما هم قابل باور نیست.

    چون سیستم جهان با فرکانس کار میکند و هنگامی که روی افکار و توجهات کار می کنیم و احساس مان را خوب کنیم، اگر شرایط متناسب با مدار‌ بالای ما نباشد، به شهر یا کشور و یا در کل به مداری هدایت می شویم که با فرکانس ما همخوانی داشته و مسیر صعودی در زندگی را ادامه می دهیم.

    اینها ثابت می کند خداوند چیزی را برای ما نمی خواهد، خداوند برای ما تصمیم نمی گیرد، بلکه خداوند به ما اجازه داده که ما بخواهیم و انتخاب کنیم و خداوند :

    «اجیب دعوه دعا اذا دعان.»

    «اذا سألک عبادی انی فانی قریب.»

    « اگر بندگان من، درباره من از تو پرسیدند، بگو که من نزدیکم، من همواره در حال اجابت کردن، درخواست کسانی هستم که در خواست می کنند»

    در این آیه « اجیب » فعل مضارع است.

    لذا ما با سیستمی در جهان طرف هستیم که مثل یک آینه عمل می کند و آنچه را که به صورت فرکانسی به طرف آن میفرستیم به ما تحویل می دهد،

    این سیستم کلام ما را نمی فهمد، بلکه احساس و فرکانس ما را دریافت میکند و همان را به ما تحویل می دهد.

    اگر من با توجه کردن به زیباییها و نعمتها و سپاسگزاری کردن به احساس خوبی برسم، من این جنس از سیگنال و فرکانس را به جهان هستی ارسال میکنم و جهان هم اتفاقات مشابه سیگنال ارسالی را به من تحویل میدهد.

    در نتیجه خداوند چیزی را برای من نمیخواهد بلکه خواسته من را ( چه مثبت یا چه منفی ) اجابت می کند.

    « کُلًّا نُمِدُّ هَٰؤُلَاءِ وَ هَٰؤُلَاءِ مِنْ عَطَاءِ رَبِّکَ ۚ وَ مَا کَانَ عَطَاءُ رَبِّکَ مَحْظُورًا »

    «ما به همه کمک می کنیم اگر میخواهی به جهنم بروی کمک میکنیم به جهنم بروی، و اگر میخواهی به بهشت بروی تو را یاری میکنیم که به بهشت بروی.»

    این آیه دلیل محکمی بر این قانون است که خداوند چیزی را برای ما نمی خواهد بلکه سیستمی را در جهان خلق کرده که به خواسته های ما پاسخ می دهد و. آنها را اجابت میکند و راه درخواست کردن از این سیستم با فرکانس و احساس ماست که خداوند جهان را به گونه ای آفریده که فرکانس ما را دریافت کرده و به ما پاسخ می دهد.

    همچنین خداوند در جای دیگری در قرآن می فرماید:

    « ما برخی را آسان می کنیم برای آسانی ها و برخی را آسان می کنیم برای سختی ها »

    لذا اگر باور کنیم که خداوند چیزی را برای ما نمی خواهد بلکه به ما قدرت انتخاب داده و او اجابت می کند و ما با توجهات خود شرایط و اتفاقات را رقم می زنیم آنگاه زندگی ما بسیار متفاوت از دیگران می شود.

    به عنوان مثال اگر خواهان رشد در بیزینس بوده که به درآمدهای عالی برسد، باید بر رشد بیزینس، ایده ها و الگوهای بهتر تمرکز کنیم، آنگاه در بدترین شرایط اتفاقات بهتری برای ما رخ داده و به درآمدهای عالی می رسیم.

    و یا اگر خواهان تجربه روایط عاطفی خوبی هستیم، باید آگاهانه به ویژگیهای مثبت و زیباییهای خود و پارتنر توجه کنیم و در مورد آن با بقیه صحبت کنیم، آنگاه به طرز عجیبی رابطه ما بهتر گشته و اگر طرف مقابل رابطه خواهان تغییر نباشد، رابطه به سادگی پایان یافته و وارد رابطه جدید با فردی بسیار عالی و با کیفیت تر می شویم.

    این کل ماجراست و نتایج ما بستگی به عملکرد و تعهد ما در اجرای این قانون دارد.

    وقتی شرایط دوران بحران مانند جنگ و … در جهان را بررسی می کنیم متوجه می شویم که افراد و شرکتهای زیادی در این دوران رشدهای فزاینده ای داشته و به موفقیت های بزرگ دست یافتند.

    ما شرایط زندگی را و اتفاقات را خودمان رقم‌ میزنیم،

    اگر روی کنترل ذهن کار کنیم و بر توانایی، احساس و کانون توجهمان تمرکز کرده و این روند را ادامه دهیم در هر کشور و نظام سیاسی که قرار بگیریم و هر کسی که رهبر آن کشور باشد، در نهایت به نفع ما عمل خواهد شد و اگر هم در آن مکان، شرایطی برای پیشرفت میسر نباشد، به راحتی به فضاها و شرایط جدید بهتر هدایت می شویم.

    ما چیزی را دنبال نمی کنیم بلکه جذب می کنیم. فقط باید روی خودمون کار کنیم تا با انرژی منبع یا خداوند هماهنگ شویم و وارد مدار دریافت برکتها و نعمتها شویم.

    برای ورود به این مدار نیازی به سختی کشیدن نیست بلکه فقط باید با خداوند هماهنگ شویم.

    برای این کار باید ببینیم چه افکاری در ذهن می پرورانیم و این افکار چه احساسی به ما می دهد و روی آن حساس باشیم.

    اگه احساس ناراحتی داریم باید ببینیم به چه مواردی توجه‌ می کنیم که باعث ایجاد این احساس گشته و به خاطر بیاوریم که ماندن در احساس بد مانند این است که دست خود را توی آتش بکنیم و دست ما می سوزد لذا باید راهکاری برای تغییر این احساس بیابیم.

    افکار با تکرار قدرت می گیرند (مومنتوم)، و مانند یک گلوله برفی شده که از بالای کوه به پایین سرازیر و تبدیل به یک بهمن عظیم می شوند،

    اگر افکار منفی باشند قدرت تخریب داشته و‌ اگر مثبت باشند، تبدیل به اتفاقات و شرایط واقعی گشته که برکت، ثروت، نعمت و خوشبختی را به همراه دارد.

    دلیل عدم نتایج غالب افراد این است که افکار و توجهات مثبت را ادامه نداده و اجازه گرفتن مومنتوم مثبت را نمی دهند.

    آنها مدت کوتاهی در احساس خوب مانده اما مجدد به روال قبل بر می گردند.

    برای‌ اینکه فرکانس بتواند اتفاقات را خلق کند باید به یک آستانه ارتعاشی برسد و به حدی نیرومند گردد تا شرایط را رقم بزند مانند شدت صدای انسان که شخصص را در کوه صدا می زنیم، برای اینکه صدا‌ی ما به گوش او برسد باید به اندازه کافی بلند باشد.

    حال برای اینکه فرکانس بتواند اتفاقات را رقم بزند باید به حد ارتعاشی مناسب با اتفاقات برسد تا خلق کند.

    اگر روی خودمان کار می کنیم اما نتایج مثبت مانند: سلامتی، موفقیت مالی، خواب آرام، آرامش ، ایده های پولساز، روابط بهتر و … پدید نیامده است، به این معنی است که ارتعاش فرکانس من به آن حد نرسیده و باید قویتر گردد.

    اگر خوب روی ذهن و‌ باورهایمان کار کرده و باور کنیم که شرایط کشور اتفاقات زندگی ما را رقم نمی زند بلکه دلیل اتفاقات زندگی و خوشبختی من افکار و باورهای من است،

    فرکانس را به آستانه ارتعاشی رسانده و نتایج پدیدار میشود. به عنوان مثال در کشوری مثل آمریکا، که ثروتمندترین کشور در جهان بوده و به سرزمین فرصتها معروف است، افراد بی خانمان زیادی وجود دارند که ثابت می کند کشور و نظام سیاسی و در کل عوامل بیرونی تاثیری در زندگی ما نداشته و تنها عامل تاثیرگذار در نتایج زندگی باورها و فرکانس ماست و کسی که در مدار خوشبختی قرار بگیرد، خوشبخت گشته و با خود بگوییم که خداوند اختیار زندگی را دست خودمان داده و من اتفاقات زندگی‌ را رقم‌ می زنم و این با عدل خداوند سازگار است.

    اگر به داستان پیامبران در قرآن نگاهی کنیم ردپای قانون خداوند را میبینیم.

    با تمام اتفاقات و چالشها که برای پیامبران رخ داد، و با وجود سخت ترین دشمنان، به مرگ‌ طبیعی از دنیا رفته و کسی توان‌ ضربه زدن به آنها را نداشت. به عنوان مثال : ابراهیم را در آتش انداختند اما برایش گلستان شد.

    یوسف را در چاه انداختند، عزیز مصر شد.

    عیسی را به صلیب کشیدند اما عیسی مصون ماند و کس دیگری به اشتباه بالای صلیب رفت.

    موسی دریا برایش شکافته شد و از آن عبور کرد اما فرعون در آن غرق شد.

    به نوح که الهام گردید که کشتی بسازد و از طوفان رهایی یافت.

    در هیچ داستان قرآنی تر و خشک با هم نسوخته و در هیچ عذاب الهی افراد پاک و با ایمان گرفتار نگشتند.

    اگر بلایی نازل شده همیشه افراد مومن و کسانی که در مسیر درست قرار داشتند هدایت شده و به آنها الهام گشته که محل را ترک‌ کنند.

    وقتی در مدار درست باشیم، مهم نیست چه اتفاقی در بیرون رخ دهد ما به‌ مسیر درست هدایت میشویم.

    این شواهد اثبات می کند ما با جهانی هوشمند روبرو هستیم که به افکار، باور و ایمان ما واکنش نشان می دهد.

    اگر باور داشته باشیم که یک عامل بیرونی می تواند من را کنترل کرده و زندگی من را سر و‌ سامان دهد به خدا شرک‌ ورزیدیم.

    شرک یعنی قدرت دادن به عوامل بیرونی که زندگی ما را کنترل و تحت تاثیر قرار میدهد و از دیدگاه خداوند در قرآن گناهی نابخشودنی است.

    اما هنگامی که به خداوند اعتماد و توکل می کنیم و توحیدی عمل می کنیم، مانند آیه معروف قرآن هنگامی که کافران پیامبر را تهدید کردند به آنها گفت :

    «هر کاری که از دستتان بر می آید انجام دهید و هر ضربه ای که میتوانید به من بزنید، شما منتظر باشید و من هم منتظرم.»

    وقتی به این موضوع واقف باشیم که هیچ عامل بیرونی در کار نیست و کسی قدرت خراب کردن زندگی من را ندارد، در نتیجه این باور همچون عیسی، موسی، نوح، یوسف، محمد و … به مسیر درست هدایت و درها باز می شود.

    خداوند در قرآن بارها به داستان هدایت پیامبر اسلام اشاره نموده که درهای زندگی را به رویش گشوده است.

    پیامبر در کل شرایط خوبی داشت. در جوانی به دلیل صداقت و نگاه پاک به محمد امین معروف شد و بعد از بعثت بجز برهه ای کوتاه که در نتیجه آن به مدینه مهاجرت کرد، شرایط زندگی اش تقریبا بسیار خوب سپری گشت.

    بنابراین با آگاه بودن از سیستم کار جهان که اتفاقات را خودمان‌ رقم می زنیم و اطمینان بیشتر به این موضوع، متعهدتر روی افکار و کانون توجه خود تمرکز کرده و به احساس درونی توجه می کنیم. به عنوان مثال : اگر سپاسگزاری به خاطر نعمتها، توجه به زیباییها، پیاده روی یا ورزش احساس خوب بیشتری به من میدهد، بیشتر بر روی آنها متمرکز شوم.

    احساس ترس و ناامنی که نتیجه توجه و صحبت کردن در مورد مسائل است یک سیگنال از سمت خداست که به من آلارم می دهد که در حال خروج از مسیر درست هستی و سریعا باید کانون توجه خود را به خواسته ها و مسائل درست معطوف کنم اما بیشتر افراد به این امر واقف نبوده و ناآگاهانه اتفاقات زندگی خود را رقم میزنند.

    لذا آیه « الا بذکر الله تطمئن القلوب »

    (فقط با یاد خداوند دلها آرام می گیرد)،

    موید این قانون است که اگر موضوعی باعث آرام شدن دل ما می گردد در مسیر خداوند قرار داریم و اگر آرامش را از ما سلب می کند در مسیر اشتباه هستیم و این خواست خداوند نیست بلکه قانونمندی و مشیعت خداوند این گونه عمل می کند.

    اگر این آگاهی ها را درک کرده و به کار بگیریم نتایج بسیار سریع آشکار می گردد.

    اگر فقط یک هفته روزانه به خاطر نعمتها سپاسگزار بوده و با خود بیندیشیم سه تا نعمتی که برای داشتن آنها سپاسگزارم کدامند و اولین مواردی که به ذهنمان می رسد را یادداشت کرده و برایش سپاسگزاری کنیم، با خودمان حرف بزنیم، با انجام این کار آگاهانه کانون توجهمان را کنترل و قدم به قدم در شرایط به ظاهر بد بسیار پیشرفت می کنیم و بهترین اتفاقات برایمان رقم میخورد.

    به عنوان مثال: شیر آب را باز کنیم و به خاطر جاری شدن آب سپاسگزاری کنیم.

    با خود بگوییم که نعمت آب در زندگی بسیار مهم است و چقدر خوبه که من این نعمت را دارم یا پریز برق را روشن کنیم و بگوییم خدایا صد هزار مرتبه تو را سپاس که لامپ روشن شد و برق زندگی را بسیار زیبا و راحت تر کرده است.

    وقتی هدفمند روی ذهن کار میکنیم، کسانی که با ما هم فرکانس ما نیستند از زندگی ما بیرون رفته می روند چون جهان همواره طبق قانون : « کبوتر با کبوتر، باز با باز » عمل می کند و این زیبایی جهان است که تمام اتفاقات زندگی را خودمان رقم میزنیم.

    هر گاه به زندگی خود می نگرم میبینم روزهایی که به قانون عمل کرده و با جدیت ادامه دادم و مداومت داشتم نشانه هایی مانند : پیشنهاد کاری خوب، ایده های خوب، روابط عاشقانه بر پایه احترام و … در زندگی نمایان گشته و نتایجی را کسب نمودم که از منظر دیگران غیر ممکن بود و در تمام ابعاد زندگی هر روز بهتر و بهتر شدم و شادی، آزادی و آرامشی را در زندگی تجربه کردم که پیش از آن هرگز وجود نداشت و به حدی سریع این اتفاقات رخ داد که به حقانیت این قانون پی بردم و خواهیم دید به محض کار کردن روی ذهن و تغییر فرکانس شرایط نیز به همان نسبت بهبود خواهد یافت.

    به محض اینکه به سمت خداوند حرکت کرده و قلبمان را به سمت او‌ ببریم، توکل و ایمان ما قویتر شده و نشانه ایمان و توکل، در آرامش درونی است.

    لذا به اندازه ای که آرام هستیم، به خدا توکل و اعتماد داریم.

    اگر این آرامش، توکل و ایمان را حفظ و ذهن خود را کنترل کنیم خواهیم‌ دید جهان اتفاقاتی را که آرامش بیشتری دارد برای ما پدید می آورد به عنوان مثال :

    رفتار پارتنر بهتر می شود، شرایط مالی بهتر می گردد، شرایط جسمانی مطلوبتر گشته، سلامتی بیشتری را تجربه می کنیم، خواب آرامتری داریم و … که این اتفاقات بسیار سریع رخ می دهد.

    لذا اگر پایداری داشته باشیم، مداومت به خرج دهیم و ادامه، ادامه و ادامه دهیم و آگاه باشیم که فرکانس باید به یک آستانه ارتعاشی برسد تا مومنتوم بگیرد تا اتفاقات خوب را رقم بزند، آنگاه میوه های نتایج را دریافت می کنیم.

    در قانون جهان هیچگاه تر و خشک با هم نمیسوزد. چون با خداوندی همراه هستیم که بی نهایت عادل و هوشمند است و درخواستهای ما را طبق فرکانس ما اجابت می کند.

    لذا باید مراقب ورودیهای ذهنمان ( شنیده ها و دیده ها ) باشیم، چون جهان همانند آینه منعکس کننده ورودیهای ماست و اتفاقاتی از همان جنس را به ما تحویل می دهد.

    پس مراقب ورودیهای ذهن خود ( شنیده ها و دیده ها ) باشیم، مراقب گفتگوهای ذهنی و علی الخصوص اخبار باشیم و به مواردی توجه کنیم و کارهایی را انجام دهیم که احساس بهتری به ما می دهد. مانند: بازیهای کامپیوتری، رفتن در دل طبیعت، شاد بودن، ورزش کردن و …

    در نتیجه آگاه باشیم که تغییر شرایط بیرونی مانند نظام سیاسی و غیره تأثیری در زندگی ما نداشته و دلیل خوشبختی و بدبختی زندگی خودمان هستیم و ربطی به عوامل بیرونی ندارد و خودمان شرایط زندگی را رقم میزنیم.

    اگر متفاوت از دیگران بنیدیشیم و روی ذهن خود تمرکز کنیم و عامل موثر در شرایط و اتفاقات زندگی را باورها و توجهمان بدانیم، آنگاه حتی شرایط نامناسب برای ما خوب می شود و به سمت موقعیتهای بهتر هدایت شده و به دستاوردهای بزرگ دست می یابیم چون افرادی هستند که در همین شرایط نظام سیاسی و کسری بودجه دولت و تحریم، بسیار درخشان تر از قبل عمل کرده و به نتایج بزرگی رسیده اند.

    لذا دعا کنیم و از خدا بخواهیم که در کنترل ذهن ما را یاری دهد تا بتوانیم روی خودمان ( افکار، باورها و کانون توجه ) تمرکز کنیم و توحیدی تر عمل کنیم.

    فقط به خداوند توکل و اعتماد کنیم و باور کنیم که عامل خوشبختی ما در گرو دیگران و عوامل بیرونی نیست، بلکه در کنترل افکار و احساسات ماست، آنگاه خواهیم دید که خداوند چگونه جهان و شرایط اطراف را برای ما تغییر داده و همه چیز را با فرکانس ما هماهنگ می کند.

    اگر گذشته ما شبیه به حال ماست به این دلیل است که تغییر نکردیم چون اگر تغییر کنیم جهان اطراف ما تغییر می کند، شرایط ما تغییر می کند، آدمهای اطرافمان تغییر کرده و افراد نامناسب از زندگی ما بیرون می روند و بارها این را در زندگی تجربه کرده ایم.

    رکن اصلی تعیین کننده نتایج، احساس ماست و اگر احساس بدی داشته باشیم بدن ما زودتر از همه واکنش می دهد و سلامتی ما به چالش می افتد.

    خواب و احساس ما ارتباط مستقیم با افکار و‌ توجهات روز قبل ما دارند.

    جسم ما، خواب ما، ارتباطات ما، میزان درآمد، سلامتی و حال ما ارتباط مستقیم با توجهات و افکار گذشته ما دارند. اگر اینها را درک کنیم و به نفع خود بهره ببریم، رهبر زندگی خودمان گشته و نتایج خوبی را رقم میزنیم فارغ از اینکه چه اتفاقی رخ می دهد و یا اینکه دیگران چه شرایطی دارند.

    در کل با بقیه کاری نداریم و فقط روی خودمان تمرکز می کنیم و زندگی خودمان را داریم و اگر شرایط در آن مکان میسر نباشد به راحتی توسط الهامات و نشانه ها به مکان و مسیر درست هدایت می شویم.

    بیاییم روی این موضوع کار کنیم، به بقیه کاری نداشته باشیم و نتایج را بیینیم و بدانیم این مسیری است که اگر ادامه دهیم خوشبختی را در هر شرایطی تجربه میکنیم و هر چقدر بیشتر این موضوع را جدی بگیریم و‌ روی آن کار کنیم به همان نسبت نتایج بزرگتری را دریافت خواهیم کرد.

    پس ما خالق زندگی خودمان هستیم و اتفاقات را خودمان به وجود می آوریم و با تمرکز روی خودمان نتیجه اش را خواهیم‌ دید.

    خدایا شکرت

    خدایا ممنونم

    خدایا سپاسگزارم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  3. -
    ارش اریا گفته:
    مدت عضویت: 2115 روز

    به نام خالق هستی

    دیروز فرزند دومم به دنیا اومد

    فرزندی که تا چند ساعت پیش از به دنیا اومدنش خود و همسرم رو سرزنش میکردم که چرا فرزند دوم میخواییم

    چه فکرهای منفی و ترسهایی به من هجوم میاره که در این حد میتونم همسرم رو با این حرفا آزار بدم

    دوسال اصرار کرد تا راضی شدم و حالا تنها چند ساعت پیش از به دنیا اومدنش پشیمونم

    واسه ازدواج مقاومت کردم

    واسه داشتن فرزند مقاومت کردم

    واسه فرزند دوم مقاومت کردم

    هنوز هنگم و انگار در خوابم

    ولی از لحظه به دنیا اومدنش بی اراده عاشقشم

    چه فرشته نازی

    نمیدونم چقدر حق با منه

    هر چند سالهاست خارج از کشور هستم و در کشوری با امنیت و رفاه خیلی بالا زندگی میکنم ولی در هر حال اوضاع کشور رو نمیشه نادیده گرفت و تاثیری نداشته باشه

    مخارج زندگی در اینجا هم با معیارهایی که من تو زندگی دارم به شدت بالاست

    خب این یه بعد از افکارمه

    و بعد دیگه اینه که قوی باش

    تلاش کن تا درآمدت بیشتر بشه

    به جای اینهمه سرزنش و ترس به خدا توکل کن

    این ترس و منفی بافی سالهاست با منه

    مگه چقد از ترسها و منفی بافیهای کل عمرم اتفاق افتاده

    چرا بنا به فرموده های استاد نمیخوام یه بار ترمزهای ذهنیم رو بشناسم و حذفش کنم

    چرا همیشه بدیها و منفی ها رو میبینم

    چرا پیشرفتا و خوبیها و زیباییها رو نمیبینم

    چرا خدا رو فراموش میکنم

    چرا فراموش میکنم هرگاه صداش کردم دستم رو جوری گرفت که نفهمیدم چجوری مشکلات و سختیا حل شد

    همین دیروز همین دیروز که همسرم واسه زایمان اینهمه درد کشید و زایمان ساعتها طول کشید و من چاره های جز صدا زدن خدا نداشتم یهو همه چی بدون هیچ مشکلی حل شد و صدای اولی گریه دخترم رو که شنیدم نتونستم جلو اشکامو بگیرم

    دل آرام گیرد به یاد خدا

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
    • -
      راضیه گفته:
      مدت عضویت: 883 روز

      سلام آرش عزیز

      بهت تبریک میگم

      تولد فرشته زندگیتونو

      ب همسر فداکارت ک 9 ماه سختی حمل رو به جان خریده تا عشق رو بهت هدیه کنه هم با تمام وجودم تبریک میگم…

      من خودمم متولد بهمن ماه هستم و با اینکه ب لطف خدا الان دارم دهه چهل زندگیمو سپری میکنم ولی بابام همیشه میگه هیچ وقت به دنیا اومدنت رو یادم نمیره که چقدر عشق و نور و شادی با خودت اوردی ب زندگیمون…

      از خدا میخام چشممون به روی بینهایت نعمت ها و رحمت های زندگیمون باز بشه و به جای نگرانی بتونیم از داشته های هر لحظه مون لذت ببریم و مست فضل پروردگار بشیم…

      سایه هردوتون روی سر میوه های دلتون سلامت و شاد مستدام باشه…

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای: