این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.
https://tasvirkhani.com/fa/wp-content/uploads/2019/04/abasmanesh1.jpg8001020گروه تحقیقاتی عباس منش/fa/wp-content/uploads/2015/12/logo-with-title-340x85.pngگروه تحقیقاتی عباس منش2019-04-06 14:20:232024-09-24 19:24:19live | “توحید” و فعال کردن قدرت خلق درونی
1956نظر
توجه
اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
سلام و وقت به خیر استاد ارجمند و خانم شایسته ی عزیز و تمام خانواده هم فرکانسیم
این توحید چقدر پرمعناست برای همه انسان ها تجربه توحید را از خداوند خواستارم
توحید یعنی آرامش
توحید یعنی بی نیازی از خلق
توحید یعنی لبخند پرمعنا
توحید یعنی قدرت
توحید یعنی حس پاکی درونی
توحید یعنی رهای رها
توحید یعنی خداحافظی با هر نگرانی، ترس ویأس
توحید یعنی انتخاب ما و اعتماد به خدا
توحید یعنی زندگی
همه چیز توحیده، همه چیزتوحیده، همه چیز توحید
همه چیز خداست، همه چیز توکله
جدی میگم توحید باعث شد همه ی تجربه های بالا را حس کنم و زندگی کنم توحید کل زندگی منو عوض کرد از وقتی به خدا نگاه کردم و از غیر او هیچ نخواستم زندگی من عوض شد همه چیز به سمت خیر، فراوانی، ثروت در حال حرکته.
اتفاقات معجزه واری تو زندگیم داره میفته همسرم دیشب بدون اینکه انتظار داشته باشم گفت میخام برات طلا بخرم بدون هیج دلیلی و هیچ انتظاری خودش خواست این کار رو بکنه یه مقدار پولی رو جمع کرده توی این مدت وقصد خرید طلا رو برا من داره.
اسم من هم دیشب تو قرعه که قبل از شروع این پروژه ثبت نام کرده بودم در اومد و باز هم خیلی خوشحال شدم.
دیگه وجود بچه هام منو ادیت نمیکنه همیشه در حال بازی و سرگرمی هستند و کمتر سراغ منو میگیرن.
زندگی خودم را می توانم به دوبخش قبل از توحید و بعد توحید بدانم.
توحید برای من تولدی دوباره است بسیار بسیار سپاس گزار خدا هستم و او را عاشقانه می پرستم که راه را به من نشان داده دوست دارم درسایت همیشه بنویسم تا ردپایی از خودم برای خودم بزارم تا روزی یادم نرود توحید در زندگی من.،زندگی را خلق کرد.
سپاس فراوان از خداوند که استاد را سر راه من قرار داد و به ذات این فایل بسیار ارزشمند ایشان را به من هدیه داد تا این همه زیبایی را در زندگیم حس کنم.
به امید توحیدی بودن تمام دوستانم و خلق معجزات بینظیر و هر لحظه همبازی شدن با خدا
من هنوز تو گام اول هستم یه حسی بهم میگه همین جا بمون احساس ارامش عجیبی می کنم از روزی که شنیدم توقع از دیگران شرک هست سعی کردم از کسی حتی همسرم توقع نداشته باشم و احساس سبکی می کنم انگار شرک از قلبم پاک و پاک تر میشد و نجواهای کمتری رو حس می کنم که زود هم متوجه ان می شوم در این چند روز من فقط این فایل رو گوش می دهم و الان صفحه 95 کامنت ها رو دارم می خونم تک به تک کامنت ها را می خونم هر جا لازم باشه متوقف میشم و یه موضوع که به نظرم جالب بود رو برای خودم بیشتر توضیح می دهم هیچ عجله ای ندارم در این مسیر دارم لذت می برم از خداوند میخام که منو در این راه توحیدی قوی تر کنه و تا ابد جز شخصیت طبیعی من بشه نمیندونید چه اتفاقات قشنگی در زندگیم داره میفته اتفاقاتی که طبق خواسته ی من پیش میرن مثال دوست نداشتم امروز با خواهرم صحبت کنم چون ساعت ها طول میکشه و من کار داشتم در کمال ناباوری خودش قطع کرد و پیام نوشت بعدا بات صحبت می کنم. قرار بود برم خونه خواهرم ولی از ته دل نخاستم برم زنگ زد گفت من بیرونم و…. دوست ندارم این روزا برم بیرون فقط کارم شده گوش دادن به این فایل و خوندن کامنت ها و برا خودم توضیح دادن تازه هر ان در عمل می بینم که خدا هر ان هوامو داره و از او میخام که کارها رو ردیف کنه و من فقط به عنوان ناظر به اتفاقات در حال جریان نظارت می کنم خدایا بگذار توکلم و توجهم فقط و فقط به تو باشه نه به کس دیگر.
خدایا پشت و پناه تمام دوستان باش و راه راست را به همه ما نشان بده
می خواهم در مورد تجربه ی خودم از توقع به دیگران را بگم من این چند روز که عضو سایت هستم هنوز در گام اول هستم و دوست دارم همه دیدگاه ها رو بخونم بعد برم سراغ گام بعدی. حسم بهم میگه همین جا بیشتر تلاش کن چون من پر از شرک هستم، شرک هایی که حتی خودم هم نمی دونستم شرک هستن. خدایا ممنونم بابت وجود استاد و فایل گرانبهای ایشان که سر راه من قرار دادین.
بریم سر اصل مطلب. از وقتی این فایل رو دیدم همزمان داستان حضرت ابراهیم را هر شب می دیدم و برام خیلی عجیب بود که این ابراهیم نمونه کامل یک انسان موحد بود و از خدا خواستم که توحید ابراهیمی به من عطا کند. داشتن توحید ابراهیم در عمل سخت تر از اون چیزی است که کسی به ذهنش خطور کند برای من که اینطوره.
دیروز من با خواهرم رفته بود دکتر و همسرم سر کار بود و خانواده شوهرم خونه نبودن. مجبور شدم بچم رو با خودم ببرم بچم بسیار پرتحرک و بسیار بازیگوش هستن نمی تواند در جایی که خانه نیست، آرام و قرار داشته باشه. خلاصه یه ساعت به زور گذشت و حوصلش سر رفته بود. پدرش این موقع از سر کار برگشته بود و خانواده شوهرم باز خونه برگشتن. به همسرم زنگ زدم و از ایشان خواستم که بچه رو فقط ببره خونه پدرش. گفت که من کار دارم، عجله دارم و نمی تونم اونو ببرم. گفتم که داره اذیت میکنه و خیلی رو مخه. ایشون گفتن باشه. من نمیتونم برات کاری کنم. در ان لحظه چنان ناراحت شدم که دیگه حال و هوای من عوض شد، دیگه یه آدم دیگه شدم نجواهای شیطانی شروع به غر زدن کرد نتونستم اونو کنترل کنم. بعد خواهرم گفت که الان به همسرم زنگ میزنم و بچه رو برسون خلاصه ایشون زنگ زد و همسرش بچم رو با خودش برد. ولی من تا نیمه های شب همچنان این نجواها در سرم بود که چرا این انسان مسئولیت پذیر نیست؟مگه این بچش نیست؟ چرا هیچ احساسی نسبت به بچه هاش نداره ؟ساعت 3 شب از بیرون با دوستاش برگشته بود. در رو واسش باز کردم. ولی هرچه او را می دیدم بیشتر ناراحت می شدم. چیزی بهش نگفتم .صبح بیدار شدم و گفتم این مساله را باید با خودم حل کنم. این ناراحتی علکی داره منو زجر میده بزار واسه خودم حل وفصلش کنم. داشتم مینوشتم ویاد داستان حضرت ابراهیم افتادم که چقد در زندگیش تنها بود .تنهای تنها!!! و چقد توقعش زیر صفر بود او تنها فقط خدا را داشت و نه هیچ کس دیگه. همون پدری که دستور به آتش انداختن بچش(حضرت ابراهیم )را داده بود و با دستای خودش اون جهنم را حفر میکرد همون ابراهیم وقتی پدرش پیر شد را با خودش به فلسطین برد و تا زمان مرگش از او مراقبت کرد و تا اخرین نفس از او خواست که مسلمان شود ولی او مرد و حاضر نبود مسلمان شود.او هم می توانست از پدرش توقع داشته باشد که در رسالتش کمکش کند واگه کمکش نکند حداقل بر ضد او عمل نکند او هم می توانست بگوید پدرم هست. وظیفشه که از من حمایت کنه. چرا مسولیت خودش رو انجام نمیده؟و…. ولی ابراهیم ….. از خودم پرسیدم این چه موحدی است که فردی را که قاتل او بود رو اینگونه امان داد و با احترام با او رفتار کرد؟؟ من که همسرم فقط یه جواب رد داد چرا باید اینقد از دستش ناراحت باشم؟؟همسرم اومده که این درس رو به من بده که موحد بودن تلاش میخاد.، تکامل میخاد، صبر میخادباید علت این مسائل پیش آمده را نه در جهان بلکه در وجود خود در خواسته های خود دنبال کرد .به خودم گفتم خودت خواستی ابراهیم موحد را تجربه کنی. پس باید تاوانش را پس بدی .الان با نوشتن این کلمات بسیار آرام شدم .ناراحتی ام از همسرم خیلی کم شده. همسرم معلم من است او آمده با نه گفتنش عمل به توحید را در من تقویت کنه. از این معلم مهربان بسیار بسیار ممنونم. خدایا چنان توقعم را از بقیه به صفر برسان که فقط و فقط تو راببینم و از خودت یاری جویم خدایا این توقعات را از دل من بکن بگذار در آرامش و صلح با بقیه زندگی کنم. انتظار و توقع داشتن ریشه شیطانی دارد باعث می شود که نجواهای شیطان تمام وجود ما را بگیرد. ناراحت باشیم، نتوانیم کاری جز ناراحتی از طرف مقابل داشته باشیم و جز کینه و خشم و غر زدن و قطع روابط نصیب ما نشود. خدایا من به تو پناه می برم. چنان دلم را صاف صاف کن که بتوانم فقط چهره ات را در آن ببینم و اثری از ریشه توقع از دیگران در آن وجود نداشته باشد. متن طولانی شد ولی حسم بهم گفت بنویسم تا ردپایی برای خودم بعد از اتمام دوره باشدو بتوانم تلنگری را در ذهن خانواده عباس منشی عزیزم ایجاد کرده باشد.
سلام و درود به خدای قدرتمندم و تمام خانواده عباس منشی
میخام از تجربیات خودم از دادن قدرت به خدا و از غیر خدا این قدرت را گرفتن چقدر می تواند در زندگی انسان تاثیر گذار باشد من قبلا فکر می کردم خیلی انسان باهوشی هستم که قبل از تشدید بیماری به محض دیدن علایم ان شروع به مصرف قرص می کردم که از شر ان خلاص شوم این بار دو روز پیش سرما خوردم و حس کردم که الان هست که قویتر میشه اما در ان لحظه گفتم این بار نمی خواهم قرص بخورم باید چیزی که یاد گرفتم را عملی کنم این قدرت را می خواهم به خدای خودم بدم مگر او نیست که شفا دهنده ی بندگانش هست پس از او طلب شفا می خواهم و واقعا وقتی که گفتم خدایا خودت حالم را خوب کن این اولین باریست که سرما می خورم ولی حس و حالم خوبه اولین بار که شکایت نکردم نق نزدم ادای بیماران را به خودم نگرفتم و کارهای روزمره ام را انجام می دادم بدون هیچ چشم داشتی از کسی که کمک کند فقط آب گرم با عسل و لیمو استفاده کردم و شب ها در جای گرم بدون کولر خوابیدم و امروز حالم خیلی خیلی بهتر از خدای شفا دهنده هزار بار ممنونم که در تک تک این لحظات همراهم بود و مرا رها نکرد چقدر توکل به خدا لذت بخش هست چقد میتونه چالش های جالب را انسان در زندگیش تجربه کنه برای من واقعا خیلی جالب بود خدایا تو راسپاس این را نوشتم که هم ردپایی از توحید عملی من برای خودم باشد و هم شاید بتواند تلنگری در ذهن دوستان ایجاد کند و به ان ها در نقطه ای از چالش های زندگیشان به آن کمک کند.
سلام به استاد و خانم شایسته ی عزیز و دوستان پرقدرت
از خداوند بابت این سایت عالی و باورهای توحیدی این فایل نهایت سپاس را دارم.
من همیشه عادت دارم کارهایم را نصف نیمه ول کنم و این باعث شده اعتماد به نفسم کم بشه از طرفی توقع از همسرم که او باید مرا در بهشت دنیا قرار دهد و تمام مسائلم را حل کند اعتماد به نفسم را به پاینترصفر رسونده از طرف دیگر من چون دولتی خوندم و در نظر خودم خیلی مستحقم که دولت برایم امکانات لازم را فراهم کند تا بتوانم رشد کنم باعث شده دیگه خبری از اعتماد به خدا و انتخاب خودم نباشه. خسته و کوفته از بی هدف بودن و رغبت نداشتن به ادامه زندگی. در واقع هیچ اتفاقی نمی تونست مرا نه خوشحال و نه ناراحت کند همه چیز عادی پیش میره تا اینکه با خانه تکانی ذهن شروع کردم و این اولین فایل پاشنه آشیل من بود واقعا تمام باورهایی که استاد فرمودن در من هست از توقعات از دولت. همسر. خانواده گرفته تا بهانه های مختلف برای رشد نکردن و منتظر منجی بودن و اینکه آخرین نفری که مسئول شرایط خودم باشه را خودم تلقی کنم و هرچند در ظاهر مومن بودم ولی هیچ وقت این گونه خدا را نمی شناختم تا این که این فایل رو چندین بار گوش کردم دارم تک تک کامنت های بچه ها را می خونم با اینکه تو این مدت کم تونستم دوره ی عزت نفس رو بگیرم ولی باز اصرار دارم که اول باید روی این پروژه تمرکز کنم تا بتونم بعد از یادگیری ان و عمل کردن به آن به دنبال شروع عزت نفس کنم به امید خدای مهربان خیلی اتفاقات خوب برام افتاده ان شالله سرموقع آن هارا هم می نویسم.
سلام و عرض ادب خدمت استاد عباس منش. خانم شایسته و تمام دانشجویان توحیدی
یه سوال برام پیش اومده و هر چه فکر کنم جوابی به نظرم نرسید لطفا راهنماییم کنید
اگه بلاهای طبیعی چیزی جز یک بلای طبیعی نیست و ربطی به رفتار انسان ها ندارد چجوری می شود داستان های عذاب اللهی رو که به آدم های زمان پیامبران مثل نوح، موسی، ایوب و….. نازل می شد را توجیه کرد؟
سلام به استاد عزیز و خانم شایسته و تمام خانواده استاد عباس منش
من 7 سال پیش با استاد عباس منش آشنا شدم برادرم که از من کوچکتر بود هدایتم کرد به شنیدن فایل های استاد و اون موقع خیلی از فایل های رایگان رو گوش دادم و نتایج فوق العاده ی در مسائل مالی، روابط،رشد فردی نسبت به قبل خودم تجربه کردم و هر چند وقت یکبار به سایت سر می زدم و به فایل های رایگان گوش می دادم اما هر چند گاهی به بقیه اساتید در این حوزه هم گوش می دادم و از یه شاخه به شاخه دیگه و از یک کتاب دیگه سردرگم بودم و اصلا نمی دونستم چی می خوام بعد از این همه زمان چند روز پیش که دنبال راه حلی برای رفع چاقی، خستگی و پرخوری بودم هدایت شدم به سایت. دوره ی قانون سلامتی رو دیدم که تمام این مشکلات رو حل خواهد کرد اما من پول دوره رو ندارم شروع کردم به خواندن نظرات دوستان راجب این دوره و تلاش کردم که قرض بگیرم و دوره رو بخرم ولی نشد. بعد که نظرات رو خوندم گفتم نظرات بقیه دوره ها رو ببینم و نظر رضا از دزفول که فک کنم در نتایج دوستان از اموزه های استاد بود گوش دادم خیلی به دلم نشست و انگار دوباره به این فکر کردم که اگر اقا رضا توانستن با این همه مشکلات پیشرفت کنن و جلو برن چرا من نتونم تصمیم گرفتم که از اول شروع کنم و نگاهم به گام به گام افتاد و خانه تکانی ذهن را دیدم و این فایل استاد را شنیدم که مربوط به توحید و فعال کردن قدرت درونی هست از ایشون الهام گرفتم که این فایل را زیاد گوش بدم نظرات دوستان را بخوانم تا ملکه ذهنم بشه. خیلی دوست داشتم نظر خودم رو بنویسم ولی نمیشد چون من همیشه عادت داشتم ایمیلم را همسرم یا برادرم برام درست کنن ولی از وقتی استاد گفتن که مسولیت کارهای خودتون رو برعهده بگیرین شروع به یادگیری روش ساخت ایمیل کردم هر چه ایمیل رو در سایت وارد می کردم می گفت معتبر نیست تا این که از قسمت سوال دارم دنبال راه حل بودم بلاخره توانستم ثبت نام کنم و تنها فقط با اراده خودم و هدایت خداوند تونستم نظر بنویسم خدا را هزاران مرتبه شکر.
حالا اینجا برای اولین بار می خواهم از خودم اثری داشته باشم تا بعدا ببینم چقدر نسبت به الانم تونستم رشد کنم. از خدا می خواهم که در این راه یاریم کند.
نکات مهم این فایل زیبای استاد
اینکه هر اتفاقی بیفتد به نفع ماست چه آن اتفاق از نظر ما خوب یا بد باشد حتما به نفع ماست فقط کافیست دید مانسبت به آن عوض شود.
صد در صد مسئولیت زندگیمان را بپذیریم. چقدر من در این مساله کم گذاشتم همیشه از دیگران توقع دارم بهانه های ریز و درشت برای رشد نکردن و به قول استاد در شرک به سر می برم ولی به لطف خدا تصمیم دارم این مساله را به حد صفر برسانم و فقط بر خدا توکل کنم.
خداوند اجازه انتخاب را به ما داده وفقط به او باید توکل کنیم و از او یاری بجوییم. در تمام کارها فقط خدا را ببینم.
انسان موجودی قدرتمند هست و تنها کافیست که مسولیت خود را قبول کند تا بتواند رشد کند و توانایی حل مسایل زندگیش را پیدا کند
.
هیچ کس و هیچ چیز نمی تواند مانع رشد ما باشد تنها و تنها با تغییر باور و افکارمون و عمل به باور های جدید و توکل به خداست که می شود رشد کرد.
هیچ کس را مقصر اوضاع کنونی خود ندانیم و تنها خود را مسئول تغییر شرایط خود بدانیم.
سپاس فراوان از خداوند،استاد و خانم شایسته و تمام دوستان خودم در این سایت
سلام و وقت به خیر دوست بسیار قدرتمند خانم ویسی عزیز
امروز من در ایمان به خدا با یه تضاد مواجه بودم و در همین لحظه خداوند مرا به سمت این کامنت شما هدایت کرد خیلی خیلی پرمعنا بود و احساس ایمان و توکل از دل این صحبت ها را حس می کردم باعث شد که در این تضاد ایمانم رو به خدا با توجه به کنترل فکر و احساساتم بیشتر احساس کنم و از شما یاد گرفتم که انسان تنها و تنها باید خدا را بپذیرد و نه فقط سر زبون این حرف را گفت و در دل به فلانی و فلانی ایمان دارم که کارم را انجام دهند این فقط شرک نیست بله بدتر از ان این منافق بودن را نشون می دهد.
به شما افتخار می کنم که اینگونه مسلط به قوانین هستین و ان شالله در اجرای ان ها موفق و موفتر باشید. سپاس از توضیحات شما و از خداوند که مرا به این کامنت هدایت کرد و از استاد و خانم شایسته که این سایت رو ایجاد کردند تا ما بتوانیم در این دانشگاه توحید دانشجو باشیم و در عمل نشان دهیم.
سلام و وقت به خیر استاد گرامی و زینب جان وقتی کامنت شمارو خوندم فقط اشک می ریختم. در تک تک کلماتت حس خدا بود خیلی به دلم نشست من ازدواج کردم ولی رابطه ی بدی را با همسرم تجربه می کنم همین دیشب با خودم داشتم در موردش فکر می کردم که چکار کنم تا رابطه بهتر بشه و امروز صبح به کامنت شما رسیدم خداوند منو به این کامنت شما هدایت کرد و شما دستی از دستان خدا بودین تا به من کمک کنید ترمزها رو بشناسم. توجه به نکات مثبت را بیشتر در خودم تقویت کنم و ازهمه مهمتر خداوند هیچ وقت دیر نمی کند هر چیزی رو در زمان مناسب به ما می دهد.
سلام و وقت به خیر استاد ارجمند و خانم شایسته ی عزیز و تمام خانواده هم فرکانسیم
این توحید چقدر پرمعناست برای همه انسان ها تجربه توحید را از خداوند خواستارم
توحید یعنی آرامش
توحید یعنی بی نیازی از خلق
توحید یعنی لبخند پرمعنا
توحید یعنی قدرت
توحید یعنی حس پاکی درونی
توحید یعنی رهای رها
توحید یعنی خداحافظی با هر نگرانی، ترس ویأس
توحید یعنی انتخاب ما و اعتماد به خدا
توحید یعنی زندگی
همه چیز توحیده، همه چیزتوحیده، همه چیز توحید
همه چیز خداست، همه چیز توکله
جدی میگم توحید باعث شد همه ی تجربه های بالا را حس کنم و زندگی کنم توحید کل زندگی منو عوض کرد از وقتی به خدا نگاه کردم و از غیر او هیچ نخواستم زندگی من عوض شد همه چیز به سمت خیر، فراوانی، ثروت در حال حرکته.
اتفاقات معجزه واری تو زندگیم داره میفته همسرم دیشب بدون اینکه انتظار داشته باشم گفت میخام برات طلا بخرم بدون هیج دلیلی و هیچ انتظاری خودش خواست این کار رو بکنه یه مقدار پولی رو جمع کرده توی این مدت وقصد خرید طلا رو برا من داره.
اسم من هم دیشب تو قرعه که قبل از شروع این پروژه ثبت نام کرده بودم در اومد و باز هم خیلی خوشحال شدم.
دیگه وجود بچه هام منو ادیت نمیکنه همیشه در حال بازی و سرگرمی هستند و کمتر سراغ منو میگیرن.
زندگی خودم را می توانم به دوبخش قبل از توحید و بعد توحید بدانم.
توحید برای من تولدی دوباره است بسیار بسیار سپاس گزار خدا هستم و او را عاشقانه می پرستم که راه را به من نشان داده دوست دارم درسایت همیشه بنویسم تا ردپایی از خودم برای خودم بزارم تا روزی یادم نرود توحید در زندگی من.،زندگی را خلق کرد.
سپاس فراوان از خداوند که استاد را سر راه من قرار داد و به ذات این فایل بسیار ارزشمند ایشان را به من هدیه داد تا این همه زیبایی را در زندگیم حس کنم.
به امید توحیدی بودن تمام دوستانم و خلق معجزات بینظیر و هر لحظه همبازی شدن با خدا
سلام و عرض ادب خدمت همه دوستان
من هنوز تو گام اول هستم یه حسی بهم میگه همین جا بمون احساس ارامش عجیبی می کنم از روزی که شنیدم توقع از دیگران شرک هست سعی کردم از کسی حتی همسرم توقع نداشته باشم و احساس سبکی می کنم انگار شرک از قلبم پاک و پاک تر میشد و نجواهای کمتری رو حس می کنم که زود هم متوجه ان می شوم در این چند روز من فقط این فایل رو گوش می دهم و الان صفحه 95 کامنت ها رو دارم می خونم تک به تک کامنت ها را می خونم هر جا لازم باشه متوقف میشم و یه موضوع که به نظرم جالب بود رو برای خودم بیشتر توضیح می دهم هیچ عجله ای ندارم در این مسیر دارم لذت می برم از خداوند میخام که منو در این راه توحیدی قوی تر کنه و تا ابد جز شخصیت طبیعی من بشه نمیندونید چه اتفاقات قشنگی در زندگیم داره میفته اتفاقاتی که طبق خواسته ی من پیش میرن مثال دوست نداشتم امروز با خواهرم صحبت کنم چون ساعت ها طول میکشه و من کار داشتم در کمال ناباوری خودش قطع کرد و پیام نوشت بعدا بات صحبت می کنم. قرار بود برم خونه خواهرم ولی از ته دل نخاستم برم زنگ زد گفت من بیرونم و…. دوست ندارم این روزا برم بیرون فقط کارم شده گوش دادن به این فایل و خوندن کامنت ها و برا خودم توضیح دادن تازه هر ان در عمل می بینم که خدا هر ان هوامو داره و از او میخام که کارها رو ردیف کنه و من فقط به عنوان ناظر به اتفاقات در حال جریان نظارت می کنم خدایا بگذار توکلم و توجهم فقط و فقط به تو باشه نه به کس دیگر.
خدایا پشت و پناه تمام دوستان باش و راه راست را به همه ما نشان بده
به نام خدای عطا دهنده
می خواهم در مورد تجربه ی خودم از توقع به دیگران را بگم من این چند روز که عضو سایت هستم هنوز در گام اول هستم و دوست دارم همه دیدگاه ها رو بخونم بعد برم سراغ گام بعدی. حسم بهم میگه همین جا بیشتر تلاش کن چون من پر از شرک هستم، شرک هایی که حتی خودم هم نمی دونستم شرک هستن. خدایا ممنونم بابت وجود استاد و فایل گرانبهای ایشان که سر راه من قرار دادین.
بریم سر اصل مطلب. از وقتی این فایل رو دیدم همزمان داستان حضرت ابراهیم را هر شب می دیدم و برام خیلی عجیب بود که این ابراهیم نمونه کامل یک انسان موحد بود و از خدا خواستم که توحید ابراهیمی به من عطا کند. داشتن توحید ابراهیم در عمل سخت تر از اون چیزی است که کسی به ذهنش خطور کند برای من که اینطوره.
دیروز من با خواهرم رفته بود دکتر و همسرم سر کار بود و خانواده شوهرم خونه نبودن. مجبور شدم بچم رو با خودم ببرم بچم بسیار پرتحرک و بسیار بازیگوش هستن نمی تواند در جایی که خانه نیست، آرام و قرار داشته باشه. خلاصه یه ساعت به زور گذشت و حوصلش سر رفته بود. پدرش این موقع از سر کار برگشته بود و خانواده شوهرم باز خونه برگشتن. به همسرم زنگ زدم و از ایشان خواستم که بچه رو فقط ببره خونه پدرش. گفت که من کار دارم، عجله دارم و نمی تونم اونو ببرم. گفتم که داره اذیت میکنه و خیلی رو مخه. ایشون گفتن باشه. من نمیتونم برات کاری کنم. در ان لحظه چنان ناراحت شدم که دیگه حال و هوای من عوض شد، دیگه یه آدم دیگه شدم نجواهای شیطانی شروع به غر زدن کرد نتونستم اونو کنترل کنم. بعد خواهرم گفت که الان به همسرم زنگ میزنم و بچه رو برسون خلاصه ایشون زنگ زد و همسرش بچم رو با خودش برد. ولی من تا نیمه های شب همچنان این نجواها در سرم بود که چرا این انسان مسئولیت پذیر نیست؟مگه این بچش نیست؟ چرا هیچ احساسی نسبت به بچه هاش نداره ؟ساعت 3 شب از بیرون با دوستاش برگشته بود. در رو واسش باز کردم. ولی هرچه او را می دیدم بیشتر ناراحت می شدم. چیزی بهش نگفتم .صبح بیدار شدم و گفتم این مساله را باید با خودم حل کنم. این ناراحتی علکی داره منو زجر میده بزار واسه خودم حل وفصلش کنم. داشتم مینوشتم ویاد داستان حضرت ابراهیم افتادم که چقد در زندگیش تنها بود .تنهای تنها!!! و چقد توقعش زیر صفر بود او تنها فقط خدا را داشت و نه هیچ کس دیگه. همون پدری که دستور به آتش انداختن بچش(حضرت ابراهیم )را داده بود و با دستای خودش اون جهنم را حفر میکرد همون ابراهیم وقتی پدرش پیر شد را با خودش به فلسطین برد و تا زمان مرگش از او مراقبت کرد و تا اخرین نفس از او خواست که مسلمان شود ولی او مرد و حاضر نبود مسلمان شود.او هم می توانست از پدرش توقع داشته باشد که در رسالتش کمکش کند واگه کمکش نکند حداقل بر ضد او عمل نکند او هم می توانست بگوید پدرم هست. وظیفشه که از من حمایت کنه. چرا مسولیت خودش رو انجام نمیده؟و…. ولی ابراهیم ….. از خودم پرسیدم این چه موحدی است که فردی را که قاتل او بود رو اینگونه امان داد و با احترام با او رفتار کرد؟؟ من که همسرم فقط یه جواب رد داد چرا باید اینقد از دستش ناراحت باشم؟؟همسرم اومده که این درس رو به من بده که موحد بودن تلاش میخاد.، تکامل میخاد، صبر میخادباید علت این مسائل پیش آمده را نه در جهان بلکه در وجود خود در خواسته های خود دنبال کرد .به خودم گفتم خودت خواستی ابراهیم موحد را تجربه کنی. پس باید تاوانش را پس بدی .الان با نوشتن این کلمات بسیار آرام شدم .ناراحتی ام از همسرم خیلی کم شده. همسرم معلم من است او آمده با نه گفتنش عمل به توحید را در من تقویت کنه. از این معلم مهربان بسیار بسیار ممنونم. خدایا چنان توقعم را از بقیه به صفر برسان که فقط و فقط تو راببینم و از خودت یاری جویم خدایا این توقعات را از دل من بکن بگذار در آرامش و صلح با بقیه زندگی کنم. انتظار و توقع داشتن ریشه شیطانی دارد باعث می شود که نجواهای شیطان تمام وجود ما را بگیرد. ناراحت باشیم، نتوانیم کاری جز ناراحتی از طرف مقابل داشته باشیم و جز کینه و خشم و غر زدن و قطع روابط نصیب ما نشود. خدایا من به تو پناه می برم. چنان دلم را صاف صاف کن که بتوانم فقط چهره ات را در آن ببینم و اثری از ریشه توقع از دیگران در آن وجود نداشته باشد. متن طولانی شد ولی حسم بهم گفت بنویسم تا ردپایی برای خودم بعد از اتمام دوره باشدو بتوانم تلنگری را در ذهن خانواده عباس منشی عزیزم ایجاد کرده باشد.
خدا یار ویاور تمام دوستان
سلام و درود به خدای قدرتمندم و تمام خانواده عباس منشی
میخام از تجربیات خودم از دادن قدرت به خدا و از غیر خدا این قدرت را گرفتن چقدر می تواند در زندگی انسان تاثیر گذار باشد من قبلا فکر می کردم خیلی انسان باهوشی هستم که قبل از تشدید بیماری به محض دیدن علایم ان شروع به مصرف قرص می کردم که از شر ان خلاص شوم این بار دو روز پیش سرما خوردم و حس کردم که الان هست که قویتر میشه اما در ان لحظه گفتم این بار نمی خواهم قرص بخورم باید چیزی که یاد گرفتم را عملی کنم این قدرت را می خواهم به خدای خودم بدم مگر او نیست که شفا دهنده ی بندگانش هست پس از او طلب شفا می خواهم و واقعا وقتی که گفتم خدایا خودت حالم را خوب کن این اولین باریست که سرما می خورم ولی حس و حالم خوبه اولین بار که شکایت نکردم نق نزدم ادای بیماران را به خودم نگرفتم و کارهای روزمره ام را انجام می دادم بدون هیچ چشم داشتی از کسی که کمک کند فقط آب گرم با عسل و لیمو استفاده کردم و شب ها در جای گرم بدون کولر خوابیدم و امروز حالم خیلی خیلی بهتر از خدای شفا دهنده هزار بار ممنونم که در تک تک این لحظات همراهم بود و مرا رها نکرد چقدر توکل به خدا لذت بخش هست چقد میتونه چالش های جالب را انسان در زندگیش تجربه کنه برای من واقعا خیلی جالب بود خدایا تو راسپاس این را نوشتم که هم ردپایی از توحید عملی من برای خودم باشد و هم شاید بتواند تلنگری در ذهن دوستان ایجاد کند و به ان ها در نقطه ای از چالش های زندگیشان به آن کمک کند.
خدا یار و یاور تمام هم فرکانسیهام
سلام به استاد و خانم شایسته ی عزیز و دوستان پرقدرت
از خداوند بابت این سایت عالی و باورهای توحیدی این فایل نهایت سپاس را دارم.
من همیشه عادت دارم کارهایم را نصف نیمه ول کنم و این باعث شده اعتماد به نفسم کم بشه از طرفی توقع از همسرم که او باید مرا در بهشت دنیا قرار دهد و تمام مسائلم را حل کند اعتماد به نفسم را به پاینترصفر رسونده از طرف دیگر من چون دولتی خوندم و در نظر خودم خیلی مستحقم که دولت برایم امکانات لازم را فراهم کند تا بتوانم رشد کنم باعث شده دیگه خبری از اعتماد به خدا و انتخاب خودم نباشه. خسته و کوفته از بی هدف بودن و رغبت نداشتن به ادامه زندگی. در واقع هیچ اتفاقی نمی تونست مرا نه خوشحال و نه ناراحت کند همه چیز عادی پیش میره تا اینکه با خانه تکانی ذهن شروع کردم و این اولین فایل پاشنه آشیل من بود واقعا تمام باورهایی که استاد فرمودن در من هست از توقعات از دولت. همسر. خانواده گرفته تا بهانه های مختلف برای رشد نکردن و منتظر منجی بودن و اینکه آخرین نفری که مسئول شرایط خودم باشه را خودم تلقی کنم و هرچند در ظاهر مومن بودم ولی هیچ وقت این گونه خدا را نمی شناختم تا این که این فایل رو چندین بار گوش کردم دارم تک تک کامنت های بچه ها را می خونم با اینکه تو این مدت کم تونستم دوره ی عزت نفس رو بگیرم ولی باز اصرار دارم که اول باید روی این پروژه تمرکز کنم تا بتونم بعد از یادگیری ان و عمل کردن به آن به دنبال شروع عزت نفس کنم به امید خدای مهربان خیلی اتفاقات خوب برام افتاده ان شالله سرموقع آن هارا هم می نویسم.
با تشکر فراوان…
سلام و عرض ادب خدمت استاد عباس منش. خانم شایسته و تمام دانشجویان توحیدی
یه سوال برام پیش اومده و هر چه فکر کنم جوابی به نظرم نرسید لطفا راهنماییم کنید
اگه بلاهای طبیعی چیزی جز یک بلای طبیعی نیست و ربطی به رفتار انسان ها ندارد چجوری می شود داستان های عذاب اللهی رو که به آدم های زمان پیامبران مثل نوح، موسی، ایوب و….. نازل می شد را توجیه کرد؟
سلام به استاد عزیز و خانم شایسته و تمام خانواده استاد عباس منش
من 7 سال پیش با استاد عباس منش آشنا شدم برادرم که از من کوچکتر بود هدایتم کرد به شنیدن فایل های استاد و اون موقع خیلی از فایل های رایگان رو گوش دادم و نتایج فوق العاده ی در مسائل مالی، روابط،رشد فردی نسبت به قبل خودم تجربه کردم و هر چند وقت یکبار به سایت سر می زدم و به فایل های رایگان گوش می دادم اما هر چند گاهی به بقیه اساتید در این حوزه هم گوش می دادم و از یه شاخه به شاخه دیگه و از یک کتاب دیگه سردرگم بودم و اصلا نمی دونستم چی می خوام بعد از این همه زمان چند روز پیش که دنبال راه حلی برای رفع چاقی، خستگی و پرخوری بودم هدایت شدم به سایت. دوره ی قانون سلامتی رو دیدم که تمام این مشکلات رو حل خواهد کرد اما من پول دوره رو ندارم شروع کردم به خواندن نظرات دوستان راجب این دوره و تلاش کردم که قرض بگیرم و دوره رو بخرم ولی نشد. بعد که نظرات رو خوندم گفتم نظرات بقیه دوره ها رو ببینم و نظر رضا از دزفول که فک کنم در نتایج دوستان از اموزه های استاد بود گوش دادم خیلی به دلم نشست و انگار دوباره به این فکر کردم که اگر اقا رضا توانستن با این همه مشکلات پیشرفت کنن و جلو برن چرا من نتونم تصمیم گرفتم که از اول شروع کنم و نگاهم به گام به گام افتاد و خانه تکانی ذهن را دیدم و این فایل استاد را شنیدم که مربوط به توحید و فعال کردن قدرت درونی هست از ایشون الهام گرفتم که این فایل را زیاد گوش بدم نظرات دوستان را بخوانم تا ملکه ذهنم بشه. خیلی دوست داشتم نظر خودم رو بنویسم ولی نمیشد چون من همیشه عادت داشتم ایمیلم را همسرم یا برادرم برام درست کنن ولی از وقتی استاد گفتن که مسولیت کارهای خودتون رو برعهده بگیرین شروع به یادگیری روش ساخت ایمیل کردم هر چه ایمیل رو در سایت وارد می کردم می گفت معتبر نیست تا این که از قسمت سوال دارم دنبال راه حل بودم بلاخره توانستم ثبت نام کنم و تنها فقط با اراده خودم و هدایت خداوند تونستم نظر بنویسم خدا را هزاران مرتبه شکر.
حالا اینجا برای اولین بار می خواهم از خودم اثری داشته باشم تا بعدا ببینم چقدر نسبت به الانم تونستم رشد کنم. از خدا می خواهم که در این راه یاریم کند.
نکات مهم این فایل زیبای استاد
اینکه هر اتفاقی بیفتد به نفع ماست چه آن اتفاق از نظر ما خوب یا بد باشد حتما به نفع ماست فقط کافیست دید مانسبت به آن عوض شود.
صد در صد مسئولیت زندگیمان را بپذیریم. چقدر من در این مساله کم گذاشتم همیشه از دیگران توقع دارم بهانه های ریز و درشت برای رشد نکردن و به قول استاد در شرک به سر می برم ولی به لطف خدا تصمیم دارم این مساله را به حد صفر برسانم و فقط بر خدا توکل کنم.
خداوند اجازه انتخاب را به ما داده وفقط به او باید توکل کنیم و از او یاری بجوییم. در تمام کارها فقط خدا را ببینم.
انسان موجودی قدرتمند هست و تنها کافیست که مسولیت خود را قبول کند تا بتواند رشد کند و توانایی حل مسایل زندگیش را پیدا کند
.
هیچ کس و هیچ چیز نمی تواند مانع رشد ما باشد تنها و تنها با تغییر باور و افکارمون و عمل به باور های جدید و توکل به خداست که می شود رشد کرد.
هیچ کس را مقصر اوضاع کنونی خود ندانیم و تنها خود را مسئول تغییر شرایط خود بدانیم.
سپاس فراوان از خداوند،استاد و خانم شایسته و تمام دوستان خودم در این سایت
سلام و وقت به خیر دوست بسیار قدرتمند خانم ویسی عزیز
امروز من در ایمان به خدا با یه تضاد مواجه بودم و در همین لحظه خداوند مرا به سمت این کامنت شما هدایت کرد خیلی خیلی پرمعنا بود و احساس ایمان و توکل از دل این صحبت ها را حس می کردم باعث شد که در این تضاد ایمانم رو به خدا با توجه به کنترل فکر و احساساتم بیشتر احساس کنم و از شما یاد گرفتم که انسان تنها و تنها باید خدا را بپذیرد و نه فقط سر زبون این حرف را گفت و در دل به فلانی و فلانی ایمان دارم که کارم را انجام دهند این فقط شرک نیست بله بدتر از ان این منافق بودن را نشون می دهد.
به شما افتخار می کنم که اینگونه مسلط به قوانین هستین و ان شالله در اجرای ان ها موفق و موفتر باشید. سپاس از توضیحات شما و از خداوند که مرا به این کامنت هدایت کرد و از استاد و خانم شایسته که این سایت رو ایجاد کردند تا ما بتوانیم در این دانشگاه توحید دانشجو باشیم و در عمل نشان دهیم.
سپاس سپاس سپاس
سلام و وقت به خیر استاد گرامی و زینب جان وقتی کامنت شمارو خوندم فقط اشک می ریختم. در تک تک کلماتت حس خدا بود خیلی به دلم نشست من ازدواج کردم ولی رابطه ی بدی را با همسرم تجربه می کنم همین دیشب با خودم داشتم در موردش فکر می کردم که چکار کنم تا رابطه بهتر بشه و امروز صبح به کامنت شما رسیدم خداوند منو به این کامنت شما هدایت کرد و شما دستی از دستان خدا بودین تا به من کمک کنید ترمزها رو بشناسم. توجه به نکات مثبت را بیشتر در خودم تقویت کنم و ازهمه مهمتر خداوند هیچ وقت دیر نمی کند هر چیزی رو در زمان مناسب به ما می دهد.
سلام دوست مهربانم
فقط یه نقطه قابل تامل! لطفا جواب منو بدین
میشود در یه جایی دو شخص خلیفه باشن؟!
اگر در آیات قران خوب کنکاش کنیم متوجه میشیم که خدا فقط به حضرت ادم و قبل از خلق حوا از آدم به او فرمودند که شما حضرت ادم خلیفه زمین هستین.