live | "توحید" و فعال کردن قدرت خلق درونی - صفحه 135 (به ترتیب امتیاز)

  • نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
  • فایل تصویری live | "توحید" و فعال کردن قدرت خلق درونی
    195MB
    42 دقیقه
  • فایل صوتی live | "توحید" و فعال کردن قدرت خلق درونی
    39MB
    42 دقیقه
توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

1956 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    زهرا خوشبخت گفته:
    مدت عضویت: 2261 روز

    درضمن، من عاشق اینجور خونه ها، ومحله هاهستم، این سبک معماری وشهرسازیو خیلی دوست دارم وهمچنین همسایه هایی که فوق العاده باشن😍😍😍😍خداروشکر که این تصاویرقشنگو به اشتراک میذارین😘😘😘😘

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  2. -
    آزاده زمانی جوهرستانی گفته:
    مدت عضویت: 2200 روز

    به نام خدای زیبا مهربون ودوست داشتنی.سلام به نابترین استاد دنیا ،مریم عزیزم ودوستان هم فرکانسی ام. ایمان دارم این بخش پاسخ خداوند به درخواست های ماست برای بهبود بهتر باورهای ذهنمون،خدا رو هزاران مرتبه شکر که تو مدار دریافت این آگاهی ها هستم .از وقتی روی تقویت باورهای توحیدی ام کار کردم وفقط روی خدا حساب کردم خداوند همه ی وکارهامو یه راحتی وتو مسیر هموار برام انجام داده دستان نابی رو تو هر مرحله ی زندگیم به کمکم آورده ،مسائلی که داشتم رو برام حل کرده ،هر جایی که دکمه ی عقلم رو خاموش کردم ودکمه ی هدایتم رو روشن مسیر برام هموار ولذت بخش شد وهر بار روی عوامل بیرونی حساب کردم سختی کشیدم .جهان با دقت ریاضی وار باورها وفرکانس های ما رو وارد زندگی مون می کنه پس ما باید فقط روی بهبود همیشگی باورهامون کار کنیم . استاد عزیز ومریم دوست داشتنی ام عاشقانه دوستتون دارم.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  3. -
    سمیرا خالقیان گفته:
    مدت عضویت: 1835 روز

    از خداوند سپاسگزارم برای درک و گرفتن این اگاهی های ارزشمند

    سپاسگزارم برای وجود شما – خدا رو شکر شما رو داریم و دست خدا شدین و این اگاهی های ارزشمند رو به ما میدین

    من هم مانند خیلی از دوستان طعم واقعی ایمان و توکل رو چشیدم و بسیار شیرینه و نتیجه اش بسیار حیرت انگیز بوده

    چیزی که متوجه شدم در این مسیر اینکه خیلی باید مراقب ورودی هامون باشیم و هر لحظه به خودمون برگردیم – باید از جان مان مراقبت کنیم تا بتونیم بندگی واقعی خداوند رو بدست بیاریم…

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  4. -
    گزینگ عزیزی گفته:
    مدت عضویت: 931 روز

    به نام خدا

    به نام خداوندی که هر چه دارم از اوست

    ایاک نعبدو ایاک نستعین

    تنها تورا می پرستیم وتنها از تو یاری می جوییم

    این جمله ای است که هر روز من در دفتر ستاره ی قطبیم مینویسم دوست داشتم این جا هم بنویسم

    سلام ودرود فراوان به استاد عزیززززم و خانم شایسته ی بزرگوار

    من تشکر میکنم از شما خانم شایسته به خاطر این سلسله فایل های خانه تکانی ذهن که دارید برایمان به مدت 30 روز آماده میکنید

    من خیلییی به این فایلهای این چنینی احتیاج داشتم باز هم تشکر میکنم از شما

    استاد عزیزم فایل های شما انقدر آگاهی بخشند که فقط با گوش نمیشود شنید باید هم شنید وهم نوشت ان وقت است که میشنویم

    من درکی که از فایل اول خانه تکانی ذهن دارم این است که من مسئول صددرصد زندگی خودم هستم

    هرگاه به کسی توکل کنیم این شرک است هرگاه خودم را مسئول زندگی و خوشبختی خودم بدانم یعنی در مسیر توحید قراردارم توحیو تنها مسیر برای تجربه ی خوشبختی است وظیفه ی ما بندگی کردنه اگر ما وظیفه ی خود را درست انجام دهیم خداوند همه کار برایمان میکند

    وقتی اتفاقی میافتد مثل سیل ،زلزله ،طوفان

    مانباید تقصیررا به گردن دیگران یا خدا بندازیم این شرک است بلکه این بلاهای طبیعی هم نعمت خداوند هستند وبه نفع ما تمام میشود واز همین بلاهای طبیعی پول و ثروت وایده میتوان ساخت

    این درک من بو د از این لایو

    در پناه ایزد منان شاد و پیروز و سر بلند باشید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  5. -
    ستایش سالاروند گفته:
    مدت عضویت: 269 روز

    بسم الله الرحمن الرحیم

    خوشحالم ک در این مسیر هستم و با هر گام اگاهی بیشتری به من تلقین می شود و خوشحالم ک در این مسیر هستم با این آگاهی ها

    خدایا شکرت بابت همه چیز هایی ک به من داده ای

    من مسئول تمام زندگی خودم هستم و زندگیم را خلق می کنم نه شرایط بیرونی یا مسئولان .🫀آرزوی خوشبختی و سلامتی و ثروت برای تمامی هم فرکانس های عزیزم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  6. -
    مرضیه حسن ابادی گفته:
    مدت عضویت: 757 روز

    به نام خداوند بخشنده و مهربان

    سلام به استادعزیزم و خانم شایسته عزیزم وهمه دوستان عزیزم

    روزشمار تحول زندگی من روز هفتاد و چهارم

    توحید و فعال کردن خلق درونی

    خداوند یه انرژیه که به افکار ما پاسخ میدهد به هرچی فکر کنیم و باور کنیم از جنس همون وارد زندگی ما میشود وخداوند نیست که باعث بدبختی ما میشود و اتفاقات و شرایط زندگی ما با افکار وباورهای ما وارد زندگی ما میشود

    ما مسئول زندگی خودمون هستیم هیچ کسی مسئول زندگی ما نیست نه شوهر نه پدر نه مادر نه فرزند نه دولت نه هیچ کس دیگه ای مسئول زندگی ما نیست مسئول صددرصد زندگی ما خود ما هستیم

    نباید بشینیم وبگیم کسی ازبیرون باید بیاد زندگی مارو درست کنه بیاد مشکل مارو حل کنه اگر میخواهیم زندگی ما عوض بشه باید این نگاه که مسئولین باید رسیدگی کنند مسئولین باید کاری بکنند رو تغییر بدیم و منتظر کسی دیگه که بیاد مسائل مارو حل کنه نباشیم

    این تفکر ما هست که زندگی مارو خلق میکنه و باید نگاهمون به درون خودمون باشه که چه چیزی در درون من باید تغییر کنه تا زندگی من تغییر کنه هیچ عامل بیرونی نمی تونه زندگی منو تغییر بده تا وقتی که خودم تغییر نکنم

    تا وقتی از افکار محدود کننده دست برندارم زندگی من بهتر نمیشود باید بزرگ فکر کنم تا بزرگ نتیجه بگیرم تا زمانی که مثل بقیه فکر کنم مثل اکثریت جامعه فکر کنم و همیشه در هر موردی دیگران رو مسئول بدونم زندگی من هیچ تغییری نخواهد کرد

    مسئول صددرصد زندگی من خودم هستم با افکارم با باورهای جدیدی که میسازم پیش به سوی بهتر زندگی کردن پیش به سوی عشق و روابط بهتر پیش به سوی پول و ثروت و شادی

    خدایا درهرلخظه هدایتم کن بهم بگو که چه جوری میتونم بنده ی خوبی باشم و بندگیتو کنم خدایا تنها تو را میپرستم و از تو یاری میجویم خودت بهم بگو که چه جوری بپرستم تورا که تو خشنود باشی و من رستگار

    استاد عزیزم استاد بزرگوار و آگاه بی نهایت بی نهایت سپاسگزارم سپاسگزارم

    خدایاشکرت برای یه روز دیگه

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  7. -
    تمنا رومی گفته:
    مدت عضویت: 166 روز

    سلام خدمت استاد بزرگوار و همه دوستان و هم مداران عزیزم .

    اولتر از همه سپاس گذار خداوند مهربانم هستم و بی حد خوش هستم که با استاد گرانقدر روبرو شدم و به این جا رسیدم یعنی با هم فرکانس هایم یکجا شدم که مهم ترین چیز زندگیست.

    بعد نمیدانم از کجا شروع کنم تاثیر و معجزه های که در زندگیم رخ داد و دیدم، پیش از پیوستنم به این خانواده.

    من مثل همه همیشه در جستجوی پیدا کردن راه بودم که هم آرامش درونی برایم بدهد و هم همه مریضی و مشکلات که دارم حل کند به همین دلیل فایل های یک استاد دیگر را تعقیب میگردم و در یوتوب مصروف شنیدن ویدیو هامختلف بودم و زندگی ما مثل بقیه گاهی به میل دل ما گاهی خلاف میل ما مثل همه میگذشت.

    بالاخره روزی رسید که نامه ای از صاحب خانه ما دریافت کردیم که نظر به مشکل که برایش پیش شده ما باید هر چه زودتر خانه را بیکار کنیم و بر خود خانه پیدا کنیم.

    نمی خاستم در نخستین پیامم طولانی باشم اما دلم آرام نمیگیره تا این معجزه را بیان نکنم.

    بلی روزی سخت بود حالم خوب نبود شوهرم همه روزه دنبال خانه می گشت به همه دوست هایش اطلاع داد خودش هم بدون وقفه بعد از کار سوراخ خانه میگذشت.

    خانه زیاد پیدا می‌شد خانه زیاد بود اما به شرایط ما سازگار نبود چیزی که ما میخاستیم پیدا نمی شد و وقت ما هم بسیار کم بود بلاخره یک دوست شوهرم یک خانه را که از برادرش بود و نو خیریده بود برای ما پیشنهاد کرد، ویلای بزرگ بود و در پایینش یک فلت one bedroom house آماده کرده بود و در باقی قسمت های ویلا و سمت پیش روی خانه کار ساختمانی جریان داشت،

    در آن فلت یک طاقه که برای ما پیشنهاد کرد یک زوج دیگر با طفلک شان زندگی می‌کردند و آنها وقتشان تمام شده بود نزدیک کار شان به خود خانه پیدا کرده بودن.

    شام روز بود که شوهرم از کار خلاص شد و به بسیار خوشحالی طرف خانه آمدن و در مسیر راه برایم مسیج کردن که خوده آمده کو که دوستم یک خانه برایما پیدا کرده برویم خانه را بیبینیم، از صدا و گپ زدنش معلوم می‌شد که چقدر خوشحال است.

    خانه آمد مرا با خود برد د راه همه ش از خانه و تمام خوبی هایش به من میگفت، امکانات خوبی داره کرایه آش مناسب است جایش بسیار با امن و آرام است تمام لوازم که ضرورت داریم خود خانه دارد خانه نو و مدرن است خلاصه هر دوی ما با بی حوصله گی منتظر دقه رسیدن به خانه بودیم و زیاد هیجان داشتیم بلاخره رسیدیم، دروازه زنگ زدیم و خانم در را باز کرد، به مجرد که من داخل خانه شدم دیدم خانه از خانه ی قبلی ما کوچکتر و تاریک است خوب به نظرم نامد حس عجیبی به من رخ داد بدون اینکه اطاق خواب و باقی خانه را ببینم در دلم گفتم من خو این خانه را قبول نمیکنم اصلا هیچ خوشم نیامد و به بسیار بی علاقه گی از خانه دیدن کردم و عجله داشتم چی وقت از این جا بیرون می‌رویم شوهرم زیاد خوش بود و به من هر چیز و هر جای خانه را نشان میداد، اما نگاهش عجیب بود چون فهمیده بود که من خوش نکردم با خانم گپ زد در باره بیکار کردن خانه و از ین طور چیزا من اصلا هیچ گپ نزدم و عجله به بیرون شدن از خانه داشتم.

    به مجرد که از خانه بیرون شدیم بی اختیار شروع به گریه کردن کردم و جنگ و دعوا را با همسرم شروع کردم که این چی خانه ای بود تو خو میفامی که من تکلیف عصاب و دیپریشن دارم از این قسم جاهای دل تنگ و تاریک هیچ خوشم نمی آید استرس و اضطراب و ناراحتی مه ره زیاد میکنه خلاصه از این چیزا شوهرم بیچاره کوشش می‌کرد مرا آرام کند امی میگفت که بیبین مه هم بار اولم بود که آمدم مه چی میفهمیدم منظورم ناراحت کردن تو نیست مه هم مثل تو دنبال خانه ای خوب، ارام، مناسب به حال ما هستم از این چیزا، خلاصه به حد جنگ و گریه و سر و صدای من بلند شد که مجبور شد موتر را استاد کند و با من حرف بزند آن شب هیچ از یادم نمیرود به گریه و فغان برش گفتم که من در یک استودیو کوچک بدون اطاق خواب به بسیار امکانات کم قبول دارم اما این خانه را باوجود همه خوبی هایش که تو میگی من قبول ندارم شوهرم هم قبول کرد گفت اوکی آرام باش هر چی تو بگویی و به آرامی هردوی ما باشد من همان را میکنم دو باره راه افتادیم طرف خانه در مسیر راه به هر دوست و آشنای که داشت زنگ میزد و از خاطر خانه بر شان میگفت که ما ضرورت داریم وقت ما کم است به این شرایط اگر کدام خانه معلومات دارین لطفا به ما بگوین، چندین دوستا و فامیل های که قبلا گفته بودیم گفتن متاسفانه ما هیچ چیز نداریم وقت کم است امکان نداره به این وقت کم خانه پیدا کنین.

    خانه رسیدیم هر دو ما زیاد خسته و جگر خون بودیم زیاد سر خود فشار میاوردم خوده زیاد بازی میدادم که قبول کنم چون میدیدم حالت شوهرم را که چقدر در استرس بود و نارام بود اما هر قدر کوشش کردم نمی شد به جز گریه دگه راه نداشتم یک هفته مکمل مریض بودم وقت با مادر جانم و خواهر صحبت میکردم خوده خوش نشان میدادم میگفتم نی هیچ مشکل نداریم همه چیز خوب است خانه هم پیدا میشه از این قسم حرف ها اما صبح همان روز اصلا نتانستم حوصله کنم به خواهرم زنگ زدم بی اختیار به گریه کردن شروع کردم خواهرم نارام شد گفت چی شده چرا گریه میکونی بگو، من هم همه چیزا گفتم در باره ای خانه که شب دیده بودیم وقتی خواهرم صدایم را شنید بسیار نارام شد و به آرام کردنم شروع کرد مادر جانم هم هردویشان زیاد نصیحت کردن و گپ های خوب گفتن که آدم شرایط زندگیشه دیده تصمیم میگیره و در هر سختی کنار شوهرش می‌باشد مسئول زندگی تنها شوهرت نیست شما هر دو با هم در هر سختی پست هم باشید و هم دیگرا تنها نگذارید از این چیزا من گفتم من هم بی حد نگران شوهرم هستم او را درک می‌کنم من هم چیز بالاتر از توانش نخواستم دیشب ما یک خانه دیدیم اما من هیچ خوشم نیامده چون وقت کم است همان خانه را مجبور بگیریم اما لطفا اجازه دهید پیش شما بیایم او (شوهرم) همان خانه را بگیره بعد که وقت کافی پیدا کردیم عجله نداشتیم دیگه خانه پیدا کند بعد من می‌روم، اما مادرجانم و خواهرم قبول نکردن گفتن این اصلا کار خوب نیست تو باید در هر حال در هر جا کنار شوهرت باشی تنها نگذاریش از این چیز ها، و من هیچ قبول نمیکردم نام آن خانه که گرفته می‌شد من حالم بد می‌شد اصلا تحملش را نداشتم، مادر جانم گفتن از خداوند کمک بخواه توکل کن و صبر داشته باش به خوشی بپذیر بعد خداوند در را به رویت باز میکنه و دلت را آرام میسازه، بالاخره خواهرم یک ویدیو را از یوتوب فرستاد که آن زمان خودش هم نمیدانست که همه ویدیو های یوتوب استاد محترم غیر قانونی است یعنی کانال یوتوب از خود استاد نیست و اشخاص دیگری بدون اجازه استاد پوست می‌کنند.

    آن زمان نمی فهمیدیم خداره شکر که بعدا متوجه شدیم و در سایت استاد گرانقدر راجستر کردیم و فعلا هر دوی ما عضو سایت استاد محترم شدیم.

    برایم آن ویدیو را فرستاد و گفت این را بشنو من تازه با این استاد محترم اشنا شدم بسیار خوشم آمده بخاطر که همه حرف هایش از روی قرآن است و با دلیل و منطق است و معجزه های که برشان اتفاق افتاده همش برعلاوه اینکه خودش به مسیر درست رفته بعد شام خداوند کمکش کرده و خداوند را در هر قدمش همراه و گشایش گر هر کارش میداند.

    گفتم اوکی درست است بمجرد قطع نمودن تلفون به گوش کردن آن ویدیو شروع کردم بعد از چند ثانیه آهسته آهسته آرام شدم، ویدیو به آخر نرسیده بود که یک حس خوب آرامش درونی به من دست داد و آن ویدیو باعث شد تصمیم مرا تغییر دهد، در جریان شنیدن ویدیو اشک میریختم و به خداوند دعا میکردم خدایا کمکم کن، بعد از اینکه ویدیو و سخنان نرم و آرامش دهنده استاد محترم تمام شد فکر کردم یک آدم دیگری هستم و آن اتفاق ناخوشایند آن شب هیچ به من اتفاق نه افتاده همه چیز تغییر کرد از امان لحظه،

    من تصمیمم را گرفتم که آن خانه را قبول می‌کنم، شام همان روز بود که باز شوهر زنگ زد که آماده شو که بعد از کار میایم برویم به دیدن خانه دیگر من گفتم نی او گفت نی نمیشه خانه را خوش نکردی امکان نداره چیزی را قبول کنم که تو خوش نباشی مه هم قبول کردم رفتیم خانه را دیدیم در اثنای دیدن خانه دیگر نفر برش زنگ زد برای دیدن خانه ی دیگر خلاصه چندین خانه دیگر را دیدیم اما هر کدامش یک مشکل داشت بالاخره روز ها خلاص شده میرفت و شوهرم در جستجوی خانه بود یک روز شام آمد و من آن روز صد در صد راضی شده بودم و قشنگی این معجزه این بود که من بر علاوه راضی شدن عاااشق آن خانه شده بودم وقتی به شوهرم گفتم که دیگر پشت خانه نگرد و آماده گی گوچ کشی را بگیر، شوهرم حیران مانده بود تعجب کرد به چشم‌هایم نگاه می‌کرد و میگفت که تو بخاطر من این کار را میکنی خانه را قبول میکنی، برایش گفتم قسم خوردم که نی تو نمیفامی که چی اتفاق عجیبی برایم رخ داده و خداوند چی معجزه ی را در زندگیم آورده، با شنیدن یک ویدیو که سراسر خودش خیر ، برکت ، رحمت و معجزه است من را آمده به قبول کردن این خانه ساخته برای شوهرم همه چیز هایکه برایم اتفاق افتاد بود تعریف کردم تعجب کرد و میگفت باورم نمیشه چطور امکان داره، من مطمعنش ساختم و زود زود هر دوی ما به جمع کاری شروع کردیم.

    برای من نه تنها این بلکه دو اتفاق فوقالعاده خوب عالی و معجزه ی زیبای دیگر هم رخ داده که انشاالله بعدا برای شما می نویسم و شریک میسازم .

    بالاخره خانه را گرفتیم و فعلا این مسیج را از خانه با امن، مقبول، پر از آرامش ،مجهز، و دوستداشتنی ام می نویسم که هزار بار شکر خداوند بزرگ را می‌کنم .

    این بود معجزه ها و اتفاقات عالی و زیبا که قبل از راجستر کردم در سایت استاد بزرگوار برم رخ داد.

    من از همان روز به خداوندم پیشتر نزدیک شدم و از خواهر عزیزم سپاسگزاری کردم که اگر اون نبود و ویدیو استاد محترم و عالی قدر را برایم نمی فرستاد امروز من اینقدر آرامش نمیداشتم، از ته دل به خواهر عزیزم دعا می‌کنم بعد به استاد عزیزم که واقعا زندگی مرا تغییر داد و حالا که در جریان شنیدن فایل های رایگان استاد عزیزم هستم حس می‌کنم و روز به روز مطمعن تر میشوم و منتظر اتفاقات خوب و معجزه های خداوند در زندگیم هستم.

    از اینکه اینقدر مسیج طولانی نوشتم معذرت میخواهم، این را به خاطر نوشتم که دوستان و عزیزان که تازه وارد این گروه یا خانواده پر برکت و عالی می‌شوند بدانند که اگر با تمام وجود خداوند را شریک هر قدم و نزدیکترین کس به خود بدانند و با گوش شنوا به حرف های معجزه آسا و پر فیض استاد گرانقدر گوش بتن مطمعن هستم که از همان لحظه که تصمیم به تغییر زندگی و شنیدن فایل های استاد عزیز کنند از همان لحظه متوجه معجزه ها و اتفاقات خوب در زندگیتان می‌شوند.

    خلاصه از خوبی ها و خیر برکت و اتفاقات خوبی که در این مدت کم و کوتاه در زندگی من بوجود آمده هر چی بگویم کم است .

    امروز گام یک / توحید و فعال کردن قدرت درونی را شنیدم، واقعا که سخنان خیلی قدرت مند و بیدار کننده ی بود همه سخنان استاد بزرگوار عالی و حقیقت بود نکته بر داری قشنگ کردم و لذت بردم بخصوص این دو جمله

    1، توحید عملی یعنی مسئولیت زندگی تانه خودتان بگیرین.

    2، خودما قدرت خلق زندگی ماره داریم.

    بی حد به دلم نشت و بار ها با خود تکرارش کردم

    شکر به بودن تان استاد گرانقدر !

    برای تان خوشبختی، آرامش ، سلامتی، ثروت، خوشحالی از ته دل و عمر با عزت میخواهم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  8. -
    علی صادقی گفته:
    مدت عضویت: 253 روز

    درود به خدای وفور و فراوانی با یاد و نام الله آرامش میگیرم عرض سلام و درود به استاد عباسمنش عزیز بابت توضیحات خوب و کاملی که دادید و من بعد از گوش دادن به این فایل مسئولیت زندگیمو 100 درصد به عهده میگیرم و یقین دارم با اتکا به قدرت خداوند و توانایی و هوش و استعدادی که رب العالمین به من داده میتونم زندگی خودم به بهترین شکل ممکن رقم بزنم آرزوی سلامتی و شادی برای شما دارم در پناه الله باشید الله جان شکرت که من ربالعالمینی همچون تو دارم و رابطه ی بی‌نظیری با تو دارم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  9. -
    کورش Kourosh گفته:
    مدت عضویت: 2904 روز

    استاد عباس منش عزیز و خانم شایسته مهربان، ممنون بابت این ویدئو ی باارزش٫ لطفاً اگر براتون مقدور است این فایل را به صورت صوتی هم، تبدیل کنید و در تلگرام اطلاع رسانی کنید تا بار ها و بارها بتوانیم موقع انجام کارهای روزانه به این فایل صوتی در گوشی مان، گوش دهیم٫ کلا فایل جالب و آموزنده ای بود٫ روزگار تان خوش و سرشار از شادی و سلامتی ???

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  10. -
    علی کامکار گفته:
    مدت عضویت: 3628 روز

    به نام یکتای یکتا پرستان

    استاد عزیز همیشه همه چیز از سمت شما عالی بود و همیشه تغییر داشتید و این عالیه زندگی یعنی تغییر می خواستم بگم حالا ما با اینستا خداحافظی کردیم فقط لایو و یا پستی که اینستا میزارید حتما برای ما توی تلگرام یا وب سایت بزارید سپاس از همه شما عباس منشیها

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای: