live | سودمندترین سرمایه گذاری


سرفصل آگاهی هایی که در این فایل توضیح داده شده است:

  • چطور بدون سرمایه، کار را شروع کنم؛
  • اصول رونق کسب و کار؛
  • سرمایه های درونی که لازمه شروع کسب و کار شخصی است؛
  • اتفاقات به خودی خود هیچ معنایی ندارند، نگاه ما به آن اتفاقات است که به آنها معنا می بخشد؛
  • اصول بهبود کسب و کار؛
  • مهمترین باور برای اتصال به خداوند؛
  • روی توانایی ها و علائقت سرمایه گذاری کن؛

 

از میان نظراتی که شما دوستان عزیز در بخش نظرات این قسمت می نویسید، نوشته ای که بیشترین ارتباط با محتوای این فایل را داشته باشد، به عنوان متن انتخابی این قسمت انتخاب می شود.

منتظر رد پای شما در گام دوم هستیم


برای دیدن سایر فایلهای این مجموعه کلیک کنید

توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

926 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
    تعداد کل دیدگاه‌های «نجمه امانی» در این صفحه: 1
  1. -
    نجمه امانی گفته:
    مدت عضویت: 1093 روز

    سلاام خدااا جونم ‍

    خدایا امشب دلم سرشار از حس تسلیم شدنه…

    دیگه نمی‌خوام زور بیخود بزنم، نمی‌خوام همه بارهای سنگین رو خودم به دوش بکشم. من بنده‌ی توام، همون بنده‌ای که هی اشتباه می‌کنه، هی جا می‌زنه، ولی بازم برمی‌گرده سمت تو چون می‌دونه تو خدای مهربونی.

    امشب همه کارهام، همه غصه‌ها، همه نگرانی‌ها رو می‌ذارم کف دستای تو. مثل بچه‌ای که سرشو می‌ذاره رو شونه‌ی پدرش و می‌گه: خودت درستش کن.خدایا منم همون بچه‌ام. دیگه چیزی جز آغوش تو نمی‌خوام.

    خدایا شکرررت که هرچی رو رها کنم، توووو رو هیچ‌وقت رها نمی کنم. شکرت که منو یاد دادی عاشقی با تو یعنی سبک شدن، یعنی رها شدن، یعنی مطمئن بودن که پشت من خالی نیست.

    این دنیا با همه سختیاش مثل موج دریاست، منم قایق کوچیک. اگه تو نباشی غرق می‌شم… ولی وقتی تو ناخدای قایقم باشی، حتی طوفان هم نمی‌تونه منو بترسونه.

    أَفَمَنْ یَمْشِی مُکِبًّا عَلَىٰ وَجْهِهِ أَهْدىٰ أَمَّنْ یَمْشِی سَوِیًّا عَلَىٰ صِرَاطٍ مُسْتَقِیمٍ (ملک22)

    آیا کسی که بر صورتش افتان و خیزان راه می‌رود هدایت‌یافته‌تر است یا آنکه راست و استوار بر صراط مستقیم گام برمی‌دارد؟

    خدا اینجا بهم میگی ببین اگه بخوای تنها راه بری، پر از ترس و اشتباه و زمین خوردنی… مثل کسی می‌شی که صورتش می‌خوره زمین. ولی وقتی دستتو بدی به من، همون‌وقت صاف و استوار در راه درست راه می‌ری. یعنی همه چی بستگی به این داره که به کی تکیه می‌کنی؛ به خودت یا به خدایی که همه‌چی دستشه.

    خب خدایااا…

    من اونی‌ام که می‌خواد صاف و استوار راه بره. من نمی‌خوام مثل آدمی باشم که هی می‌خوره زمین و پر از خاک و زخم می‌شه. من می‌خوام بنده‌ای باشم که دستش تو دست توئه، محکم، سبک، با قلبی آروم.

    خدایاااا من انتخابم تویی.

    انتخابم اینه که به جای دل‌واپسی، به جای دویدن بی‌هدف، بیام زیر سایه‌ی امن تو. من می‌خوام توی تاریکی‌های این دنیا فانوس دستم باشی، می‌خوام وقتی همه درها بسته‌ست، تو درِ رحمتت رو روم باز بذاری.

    خدایااا من دیگه شکایت نمی‌کنم

    دیگه نمی‌ترسم، دیگه نمی‌جنگم با چیزی که دست توئه. فقط تسلیم می‌شم…

    می‌ذارم تو جلو بری منم پشت سرت با اطمینان قدم برمی‌دارم.

    من می‌خوام از اونایی باشم که صاف و استوار رو صراط مستقیم راه می‌رن چون می‌دونم با توووو بودن یعنی هیچ‌وقت تنها نموندن، یعنی آرامش، یعنی رسیدن.

    شبت بخیر سبیل قشنگ من

    .

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای: