live | سودمندترین سرمایه گذاری - صفحه 51 (به ترتیب امتیاز)


  • نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
  • فایل تصویری live | سودمندترین سرمایه گذاری
    207MB
    18 دقیقه
  • فایل صوتی live | سودمندترین سرمایه گذاری
    17MB
    18 دقیقه
توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

926 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    سعيده گفته:
    مدت عضویت: 1708 روز

    گام دوم پوژه خانه تکانی ذهن: سودمندترین سرمایه گذاری

    درسته گاهی فراموش میکنم و یادم میره که بدون سرمایه اولیه چه کار بزرگی انجام دادم و خدا چه درهایی به روم باز کرد و چه انسان های شریفی سر راهم قرار داد که به رشد و پیشرفتم کمک کردند. ولی همین که این فایل و نوشتن نکات منو به اون روزهایی میبره که از تو خونه مون و با یه گوشی موبایل که هر روز ازش استفاده میکردم استارت کار رو زدم و جلو رفتم… سرمایه اصلی اون روز من توکل به خدا و اعتماد به ایده ای بود که بر قلبم جاری شد… من بودم و یه مهارت عملی که یاد گرفته بودم و یه دنیای ناشناخته رو به روم…

    اگه اون روز به یه اتاق کار مجهز، دوربین های حرفه ای، کارمند گرفتن، فلان قدر سرمایه مالی، وام و… فکر کرده بودم بدون شک اون ایده خاک میخورد و الان کسب و کار و همه زندگی من نشده بود. اون روزی که من شروع کردم پولی تو حسابم و جیبم نداشتم ولی الان انسان های زیادی از گوشه گوشه کشورم منو میشناسند و مشتری ام شدند. (الهی شکر)

    چقدر گوش دادن به فایل ها و آگاهی ها، فکر کردن بهشون و… جلوی عجله کردن هام رو میگیره. الهی شکر که امروز با گام دوم پروژه اون روزها برام مرور شد…

    تبلیغات

    استاد چقدر حرفتون درست و به جاست که تو کارت رو با کیفیت انجام بده خدا آدمهای مناسب به سمت تو میفرسته، نیازی نیست دنبال آدمها بری که تو رو خدا بیایید، هنر و محصول منو بخرید

    یه خانمی هست که تو یه کوچه پس کوچه، پارکینگ خونه اش رو تبدیل به یه لباس فروشی کوچولو کرده و فقط شیفت عصر کار میکنه. مشتری ها پشت و رو صف میکشن و برای اینکه برسه جواب همه رو بده شاگرد گرفته. این خانم نه تابلو داره، نه تبلیغات میکنه. من از زبان بچه های باشگاه مون شنیدم که فلان جا لباس های زیبا و قشنگی برای فروش میارن… کوچه پس کوچه و توی پارکینگ…

    یه قصابی تو شهرمون هست که گوشت های عالی و خوشمزه محلی گوسفندایی که تو طبیعت چرا کردن و علف بیابون خوردن برای فروش میاره و ملت صف میکشن که ساعت 7 صبح بیاد قصابی باز کنه… قبل ظهر بری گوشت ها تموم شده… ساعت کاری اش 7 تا 11 صبح هست.

    خدا بلده چه جوری کارها رو پیش ببره

    من کدوم یک از مشتری هام تا حالا چهره به چهره دیدم؟ هیچکدوم رو نمیشناسم، خدا برام فرستاده و راحت اینترنتی ازم خرید کردند… الهی شکر

    اگه سال ها قبل که هدایت خدا اومد که فلان کلاس هنری برو، الان اینو یاد بگیر، بعد برو سراغ فلان… من پشت گوش انداخته بودم که سرمایه اولیه از کجا بیارم؟ گیرم کلاس هم رفتم، بعدش چی؟ میشد همون ایمانی که عمل نیاورد حرف مفته

    خیلی دوست دارم رها بودن و نچسبیدن به خواسته رو بهتر درک کنم… خیلی دوست دارم از لحظه لحظه زندگی ام لذت ببرم …. همین الان که دارم مینویسم و روزهای قبل رو به خودم یادآوری میکنم، اشک شوق تو چشمام جمع شده و لبخند روی لبم هست، احساس میکنم قلبم بازتر شده و انگیزه ام برای ادامه مسیر بیشتر شده

    خدا رو شکر به خاطر این گام، خدا رو شکر برای صحبت های استاد و خدا رو شکر برای احساس عمیق سپاسگزاری که با نوشتن این کامنت و یادآوری مسیر حس کردم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  2. -
    زهرا محمد خانی گفته:
    مدت عضویت: 1272 روز

    به نام خدای بخشنده مهربان

    شکرت برای این ارامش ورهایی

    دوتا درسی که گرفتم بحث لیاقت

    بحث رهایی هست

    راستش بحث رهایی مکانی داریم

    مثلا من عاشق طبیعت بودم ویه جوری زهنم یه اشوبی درس میکرد میخام برم بیرون ونمیرفت غرر غرر میکرد اقا ما رامش کردیم چجوری با لدت لحظه ای با مثلا تو خونه دهاتم از هوای خوب از حیاط از اطرافیانم لدت ببرم از ورزش کردنم لدت ببرم از سایت از سفرنامه لدت ببرم

    اخه جایزشم گرفتم

    جایزش سفر جادویی مشت به همدان بود

    اقا سعی میکنم روی ادما اعمالش کنم ینی چی ینی با تنهایی با عزیز دلم با خانوادم با دوستان باهمه سعی کنم نکات مثبتشونو توی قلبم یاد اوری کنم

    اقا رها باشیم یه حرف نیس یه عمله

    تمرین لدت بردن

    تمرین شکارچی نکات مثبت بودن

    تمرین زندگی توی لحظه هس

    تمرینی برای پیدا کردن وماندن توی راه زیبایی زندگی راستش

    میدونم رهایی فصل های مختلفی داره با تمرین میتونم کلی ارامش خوشی برای خودم بسازم

    الان رهایی مکانیو ساختم

    دیگه جاهای زیبا سفر قشنگ هم تو دل طبیعت در زمان مناسب در مکان مناسبم

    راستش فک میکنم راحت میشه رهایی مکانی افراد باهم اعمال کنیم

    ینی الان تو خونم بگم کاش تو باغ بودم خونم شد جا نه میگم خداجونی برای این قصرم شکر چقد تمیزه برای این تخت نرم شکر این هوای خوب شکرت این سکوت تنهایی که باعث تمرکز روی درسهای طلاییم میشه شکر

    یا مثلا نگم کاش فلانی فلانی بودن بگم به به چه تنهاییه جون میده برای کار تمرکزی

    میگی جون چه سکوتیه

    اگه تلوزیون یا چیزی بود برای یه تیکه صد بار باید تکرار میکردم تا بفهمم

    یا حالا رها باشم همجوره لدت ببرم به این میگن رهایی

    رهایی شاخه مختلفی داری

    رهایی از افراد

    رهایی مکانی

    رهایی زمانی

    رهایی کاری

    رهایی پول

    رهایی خواسته

    رهایی اتفاق

    خلاصه هر کدوم رشته خاصی از خوشبختیو جاری میکنه

    مثلا من جمعه ها استرس داشتم چون میگفتم یه روز تعطیل دارم کجا برم با کی باشم

    ولی با این تمرین با تکامل استرسم پاک شد وجاشو ارامش گرفت وجایزه خفنم بعد رهایی سفر ناب شده وحالام یه مهمونیه زیبا

    اقا اصلا تمرین رهایی یه تمرینای واجبه برای این جهان گزراس

    اصلا کلی برکتو نعمت برات میسازه

    اقا اصلا برای هدایت ورفاقت با رب باید افسار زندگیتو بدی دستش راستش باید رها باشی ینی بهش اطمینان داری

    در حالی که ما نمیتونیم خودمون به بچمون همسرمون خانوادمون بچسبونیم

    وباید ازش هدایت بخاهیم وقتی رهایی برات برنامه رو جوری میچینه لدت ببری

    نه اینکه زور بزنی تا لدت ببری

    راستش هر کدوم از ما اخلاق متفاوت داریم وباورهای متفاوت زندگی متفاوت

    وتو باید رها باشی جهان برات میچینه افراد مناسبو برات

    یا مثلا وابسته عزیز دلت بچت خانوادت میشی اونا هدفو علاقه دارن میرن دنباله اونا ویاد میگیری توهم باید هدف داشته باشی برای زندگیت وکنارش از خانوادتم لدت ببری

    نه بدون هدف فقط بچسبی به خانواده کار خانواده زندگی همش کناره هم مثل استاد

    گاهی بچش خانوادش پیشش نیستن دلش نمیشکنه ولی میدونم چنان ایمانی به هدایت داره که انقد رهاس که حتی خودش بچه شو میفرسته ایران تا قدر دان تر بشه

    یا گاهی برای کار سفری تنهایی میره من میگفتم دلش میاد ولی به این میگن رابطه ای الهی ورها با خانواده تنها حالش خوبه واتصالش قطع نمیشه

    گاهی خانواده کمی دور میشن یا عزیز دلم یکم دیر میکنه یه دلشوره میاد سراغم وایی تو تنهایی فلان ولی خدا یادم میده تو همیشه میتونی چه تنها چه با کسی لذت ببری حالت خوب باشه اصلا تو که هدف کار داری گاهی هدایت میشی به تنهایی وتمرکز روی کارت واین طبیعیه

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  3. -
    داور میرزایی گفته:
    مدت عضویت: 2389 روز

    باسلام و عرض ادب خدمت استاد عزیزم

    امروز من تصمیم گرفتم که به مدت ٣ ماه فرمایشات شما رو اجرا کنم با این وجود مثل کف دستم میدونم که جهان هستی قوانینی دارد و شما رو هم صددرصد قبول دارم

    از خدای منان میخواهم که در این راه کمکم کند

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  4. -
    شیدا گفته:
    مدت عضویت: 2752 روز

    سلام به استاد عزیزم و مریم بانوی عزیزم

    وقتی فایل رو گوش دادم یاد دوره ای از زندگیم افتادم که با یک دوست عزیزی شراکتی کاری رو با هم شروع کردیم. من بخاطر اینکه فک میکردم در قسمتی از کارم توانایی ندارم و دوستم هم اتفاقا در اون مورد واقعا استاد بود .چند سال این شراکت و کار رو هم ادامه دادیم ولی دریغ از پیشرفت و درآمد . ب زور ماهی نفری 500 هزار برامون درآمد داشت. الان که فکر میکنم هیچ کدوم از ما خودمون رو مسئول صد در صد کار نمیدونسستیم و یه جورایی مخصوصا من که به کارم علاقه ای نداشتم از زیر کار و مسئولیت هاش در می رفتم. تا اینکه قسمت شد و به کاری که بهش علاقه داشتم هدایت شدم و از دوست عزیزم جدا شدم. جالب اینه که هر دوتامون الان خیلی موفق تر هستیم و درآمد هر دو نفرمون خیلی خیلی بهتر شده در حد 20 برابر هم درآمد داشتم. و این اتفاق زمانی افتاد که تصمیم گرفتم اون شغل رو که بهش علاقه ندارم ادامه ندم و شراکت رو تموم کنم که شکر خدا در بهترین حالت ممکن تموم شد و با کلی خاطره خوب و حس خوب از هم جدا شدیم.

    واقعا احساس عدم لیاقت و عدم عزت نفس باعث شد بجای کار کردن روی خودم و توانایی های خودم رو به شراکت بیارم. اگه تکاملم رو طی میکردم و هر روز کمی تمرین و تکرار داشتم الان مهارتم کامل شده بود و استاد کارم بودم.

    خدایا شکرت که کمکم کردی و منو هدایت کردی به شغلی که در اون خیلی خیلی بهترم و واقعا هم علاقه دارم بهش. خدایا شکرت که به من این جرئت رو دادی که کار جدیدی رو شروع کنم و هر روز در کارم مهارتم بیشتر شده و تکاملم رو یادگیریم رو بهتر و بهتر کردی

    خدایا شکرت که تونستم دومین روز از بن پروژه رو هم انجام بدم

    در پناه الله یکتا شاد و پیروز باشید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  5. -
    معصومه یادگاری گفته:
    مدت عضویت: 2299 روز

    با سپاس فراوان از استاد عباسمنش

    تمام مطالب انگار فقط برای من گفته شده بود که پرسیدم راجع به موقعیت کار و ثروت باید چکار کنم

    با مدیرم حرف بزنم یا نه

    عالللللللللللللی بود

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  6. -
    نسیم گفته:
    مدت عضویت: 1634 روز

    سلام به استادعزیزم همچنین استاد شایسته عزیز

    حدود 20 سال پیش رفتم دنبال آموزش کاری که از بچگی بهش علاقه داشتم اما پدرم اجازه نداد زودتر شروع کنم بعد ازدواجم با کلی بحث و قول و التماس از همسرم اجازه گرفتم و کار آرایشگری که خیلی بهش علاقه داشتم رو استارت زدم .اینقدر دوست داشتم توی این کار حرفه ای بشم که هر کلاس و آموزش و سمیناری بود شرکت میکردم و کلی مدرک روی هم جمع کردم .اما متاسفانه عزت نفس و اعتماد به نفس بسیار داغونی داشتم و باورهای مخرب که همیشه با خودم تکرار میکردم چون مدرک تحصیلی بالایی ندارم هیچی رو متوجه نمیشم و من هیچوقت موفق نمیشم با اینکه همه اطرافیان یا اساتید تشویقم میکردن و کلی مشتری راضی داشتم که مشتری دائم میشدن و هر کجا میرفتم سالها فقط پیش من میومدن اما من خیلی کمالگرا بودم و هستم هیچوقت خودم رو کامل نمیدیدم و از خودم راضی نبودم مدت 8 سال فقط سالنهای مختلف مجانی کار کردم که تجربه به دست بیارم و همه چی تموم باشم توی حرفه م به هر حال بعد 17 سال تجربه کارم رو به خواسته همسرم (که البته از همسر اولم جدا شده بودم و به خواست همسر دومم که تازه ازدواج کرده بودیم ) کنار گذاشتم و خونه نشین شدم چون همسرم اعتقاد داشت زن مال کار توی خونه ست ،بعد 5 سال جدایی از کارم و خونه نشین شدن دیدم واقعا از نظر روحی داغون شدم و تازه ارج و قربم رو پیش همسرم از دست دادم و همسرم زن دیگه ای گرفت و من موندم و یه آدم افسرده و ضربه خورده که دیگه هیچ امیدی واسه ادامه زندگی نداره .دوره 12 قدم رو از قدم اول تهیه کردم و شروع به تمرین کردم در کنارش یه دوره جدید آرایشگری که طرفدار زیادی داره رو مجازی خریداری کردم بعداز چند ماه هم دوره فوق العاده عزت نفس . شب و روزم رو گره زدم به دوره هام . کم کم عزت نفسم بالارفت و قدر و قیمت خودم رو فهمیدم ، احساس لیاقت کردم ، با اینکه میدونستم همسرم اجازه نمیده من بیرون از خونه کار کنم ،تنها قطعه طلایی که داشتم رو فروختم و وسایل خیلی کمی خریدم برای تمرین کار جدیدم و خودم رو به خدا سپردم گفتم خدا دلشو نرم میکنه و وقتی ببینه کارم درآمد خوبی داره خودش کم کم راضی میشه .اما خدای من واسم برنامه زیباتری چیده بود .سر یک مساله خیلی کوچیک بینمون شکرآب شد و خیلی راحت از زندگیم بیرون رفت اصلا انگار نه انگار که وجود داشته .بعد رفتنش درهای رحمت پروردگارم به روی من باز شد و از درو دیوار واسم امداد غیبی رسید انگار تمام افراد خانواده بسیج شده بودن دستی باشن از سمت خدا که دوباره زندگی منو سرپا کنن. چندین هفته ست که تصمیم گرفتم کارم رو از یک اطاق گوشه خونه شروع کنم به لطف الله کار دخترم جور شد و ما توانایی پرداخت اجاره و هزینه های زندگی پیدا کردیم . چندین بار میخواستم وام بگیرم یا قرض کنم اما همیشه صدای استاد توی گوشم هست که نه وام بگیرید نه قرض کنید . با اینکه من بسیار کمال گرا هستم و انتظارم اینه که همه چی کامل باشه تا شروع کنم اما حرف استاد رو به جون و دل خریدم .خداوند هدایتم کرد که از کارایی که توش حرفه ای هستم کمک بگیرم از اونایی که وسایلش رو دارم شروع کنم و کم کم مشتری بگیرم و از درامد اون وسایل کار جدیدم رو بخرم . منم سریع گفتم خدایا من تسلیم تو هستم قطعا بهترین هدایت رو به من رسوندی و همین امشب اولین مشتری غریبه رو راه انداختم .با اینکه کارش خیلی کوچیک بود و اجرت بسیار کمی داشت ولی چنان لذتی بردم و چنان شکر گذار خداوندم شدم که با خودم گفتم نسیم شاید لذتی که امروز بردی و شاید بعدها با کلی درآمد و مشتری دیگه نچشی قدر این لحظه های ناب رو بدون .

    دوباره دارم احساس قدرت میکنم به لطف الله مهربان اما امروز با 20 سال پیشم خیلی فرق میکنم .اینبار آگاهم .اینبار به لطف الله مهربانم و آموزشهای استاد عزیزم پراز شهامت و عزت نفسم .امروز خدا با من دوسته و من در آغوششم ،رابطه من و خدای من عاشقانه ست نه از روی ترس و اجبار .الان صبح تا شبم مالامال از عشق و یاد خدا با دلی پر از آرامش و ایمان و امیده.امروز ایمان پیدا کردم و به چشمم معجزه هاشو دیدم .امروز خدا رو از رگ گردن نزدیکتر دارم و هر لحظه صداش میزنم حضور داره ،انگار هر لحظه با منه و مدام توی گوشم میگه نترس ،برو جلو من هستم واست راه رو هموار میکنم.امروز میدونم قطعا هر مساله ای که پیش میاددر مسیر رشدمه و قطعا به نفعمه . امروز میدونم زندگیمو خودم دارم رقم میزنم با باورهام و توجهاتم . امروز من خوشبخت ترین روزگارم و در تنهایی خودم بین دفترهام آموزشهام تمرینهام عشق میکنم و روز به روز ظرف وجودم رو بزرگتر میکنم و خداوند رو بیشتر شاکرم .

    استاد این همه موفقیت و حال خوش رو بعد خدای مهربونم فقط از شما دارم .

    خدای من پاداش اینهمه خوبی ولطف شما رو بده عمر با عزت داشته باشید عزیزترین اساتیدم .

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  7. -
    الهام 🌳 گفته:
    مدت عضویت: 2632 روز

    سلام به روی ماه استاد عزیزم خانم شایسته جان و دوستان گلم،

    استاد جان منم همیشه فکر میکردم که فقط باید بنویسم

    سپاسگزاری رو تا حق مطلب رو ادا کنه… تا مثلا واقعی تر باشه و خدارو خوش بیاد…

    هروقت هم که فرصت نمی شد بنویسم میگفتم بیا حالا معجزات امروزم چی میشه!!! چون ننوشتم خدا هم کار خاصی امروز برام نمی کنه… انگار که خدا گِرو کشی بلده!!!

    ولی امروز وقتی یک گرامر سخت رو تو زبان انگلیسی یاد گرفتم و بارها استفاده کردم، اون حس خوب اون حال خوب که ذوق داشتم و هی میگفتم واای خدایا شکرت بالاخره اینو یاد گرفتم.. فهمیدم اون لحظه داره فرکانس خوب ارسال میشه… اونجایی که به خاطر خلوت بودن خونمون و تنها بودن تو خونه میتونم با صدای بلند فایل گوش کنم و ذوق کنم ، اون خودش سپاسگزاریِ…. فهمیدم حال و احساسِ من مهمِ نه نوشتن رو کاغذ که بعضی وقتا شبیهه رفع تکلیف بود…امروز یه درس دیگه ام باز برام تکرار شد که رو پولی که وجود نداره، رو هیچ چیز و هیچ کی و هیچ قولی به غیر خدا حساب نکن الهااااام!!! و همیشه وقتی از وابستگی حرف می زدید من میگفتم من که وابسته نیستم به هیچ کی !!نه ، خانوادم نه، رابطه ی عاشقانم … اما الان فهمیدم منم وابسته ام . شاید به آدم نباشه، ولی حالِ خوبم وابستس به اینکه فلان قدر درآمد داشته باشم، مشتری که قول داده بیاد، اون پول اگه جور شه، اگه فلان کلاس بتونم برم….. منم وابسته ام فقط نوعش فرق داره…

    استاد عزیزم باز هم ازتون سپاسگزارم برای آگاهی هایی که بهمون میدید.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  8. -
    راضیه خدامی گفته:
    مدت عضویت: 847 روز

    سلام استاد عزیز امروز که این فایل رو گوش کردم یاد گذشته خودم افتادم که با کسی شریک شدم توکار و الان میفهمم که چرا ضرر کردم و باعث شد من کارگاهم رو جمع کنم چون قانون رو نمیدونستم وهمین باعث شد اون کارگاهی که از صفر شروع کرده بودم با ضرر جمعش کردم اما خداروشکر میکنم با آگاهی هایی که از شما میگیرم وبا هدایت های خداوند دوباره شروع کردم و کسب وکار خودم رو آغاز کردم وباتوکل به خداوند بزرگ به اون اهدافم میرسم ایمان دارم . میرسه روزی که بیام از معجزات خداوند تو زندگیم حرف بزنم البته الان هم معجزه تو زندگیم دارم میبینم وشکر گذار خدای وهابم هستم .خداروشکر که گام به گام داره منو به جلو هدایت میکنه واز مسیر لذت میبرم . به امید روزهای عالی برای همه دوستان سایت . دوستتون دارم ️️️️

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  9. -
    مهدی گفته:
    مدت عضویت: 1813 روز

    سلام و روز خوش خدمت همه دوستان عزیز و استاد عباس منش و خانم شایسته امیدوارم که حال دلتون خوب باشه

    خدا را شکرت بابت گاهی‌ها و نکات گام دوم

    و همچنین از خداوند بسیار سپاسگزارم بابت مطالب و نکات کلیدی که در کامنت‌ها نوشته می‌شه.

    جالبه مطالب و نکاتی که گفته می‌شه مربوط به یک حوزه نیست و با هر گام جلو رفتن و با عمل کردن بهشون و خوندن بیشتر کامنت‌ها، حس می‌کنم که ترازم داره بالا میره و این تراز شامل تمام جنبه‌های وجودیم میشه و واقعاً حس خوب و عالی به ادم میده.

    از جمله نکاتی که من در این گام یاد گرفتم اینکه برای شروع کسب و کار نیاز به سرمایه نیست و با گام‌های کوچک می‌شه شروع کرد و تکامل رو طی کرد و در حین تکامل خودش سرمایه ایجاد می‌شه و خداوند ما رو هدایت می‌کنه .

    نیازی به شراکت نیست و شراکت ریشه در بی‌ایمانی ما داره و همچنین نیازی به تبلیغات نیست همه این کارا رو خدا برای ما انجام میده فقط کافیه با عشق و علاقه کارت رو ادامه بدی و تکاملتو که طی بکنی و اون وقته که می‌ترکونی .

    و اینکه به جای تبلیغات تمرکزت رو بذار روی کیفیت.

    همچنین نکاتی که در مورد عدم وابسته بودن استاد اشاره کردن و اینکه باید از توانمندی‌ها و نتایج خودمون بگیم .

    باور عدم احساس لیاقت مهمترین مانع رسیدن ما به الهامات و ایده‌های خداونده .

    هر قانون مدارهای خاص خودشو داره هر چقدر ما توی مدارها بالاتر می‌ریم جزئیات بیشتری رو ما یاد می‌گیریم ولی از طرفی درک قوانین خداوند بسیار آسونه و به قول استاد قوانین از بس که ساده هستند توسط ما نادیده گرفته میشن .

    و اینکه کار کردن روی خودمون یه کار همیشگیه چون علف‌های هرز ذهن هر لحظه که ما دست از کار برداریم شروع به رشد کردن می‌کنند.

    و اینکه فرکانس‌های ما که کار می‌کنه نه فیزیک ما .

    و اینکه وابسته به هیچ چیزی نباشیم و برای لذت بردن از زندگی و شاد بودن و احساس خوشبختی و سلامتی و درآمد عالی و… ما نیاز به هیچ کسی دیگری جز خودمون نداریم و باید به این نکته برسیم که خودمون برای خودمون کافی هستیم و خدایی که درون ماست که همواره ما را راهنمایی می‌کنه.

    و این نکته که باید قدر تضادها رو بدونیم باید اینقدر آگاهی‌هایمان رو رشد بدیم که تا قبل از اینکه به تضاد بربخوریم خواسته‌های جدید خودمون رو بدونیم ولی از طرفی خود تضاده ها هم اومدن برای رشد ما و کمک به ما و شبیه تابلوهای کنار جاده هستند که به ما نشون میدن که باید به کدوم سمت بریم و باعث رشد ما میشن و به ما درس میدن و باعث می‌شن که از زندگی لذت ببریم .

    و اینکه این دیدگاه رو باید داشته باشیم که هر اتفاقی که برای من رخ می‌دهه به نفع منه و خیری درش هست و داره به من کمک می‌کنه.

    و اینکه نگاهمون به افراد و موقعیت‌ها و اتفاقات باید شبیه زنبورهای عسل باشه و فقد باید به نکات مثبت توجه بکنیم (گل ها) و نه شبیه مگس‌ها که فقد توجهشون به نکات منفیه(آشغال ها).

    کار کردن بر روی ذهن یک فرایند مادام العمره ولی به خداوند سوگند که ارزشش رو داره که بشینی روی خودت کار بکنی و با هر کسی همصحبت نشی و هر آهنگ و هر فیلم و هر کتابی رو نخونی و نبینی و فقد سرگرم انجام تمرینات باش، به خدا ارزششو داره.

    و بی‌نهایت آگاهی و مطالب دیگری که امروز دریافت کردم.

    از خداوند میخوام که کمک و هدایتم کنه تا به این آگاهی ها عمل کنم.

    از خداوند سپاسگزارم بابت این حس و حال خوب و این آگاهی‌ها و همچنین از استاد عباس منش و خانم شایسته

    امیدوارم که هرجا هستید خوش و خرم باشید

    شب و روز خوش

    خدانگهدار

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای: