اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
ممنون ازاستاد بزرگوارم چقدر اطلاعات و قوانین کاینات داخل این فایل بود چقدر من شگفت زده شدم از این حد زاویه دید عمیق و درست به مسایل
بنظرم این فایل ها رو باید هزاران هزار بار گوش داد و سرلوحه قرار داد این فایل خیلی پربود ازسرمایه گذاری روی خود گرفته تا شکرگزاری و زندگی کردن درلحظه و کنترل ذهن .هر جمله خودش کتابی هست
کتابی نیل والش دونالد نوشته بنام گفتگو باخدا اونجا هم میگه خدا باهمه بنده هاش صحبت میکنه مهم اینه که کی گوش میده واتفاقا نویسنده خودش اذعان داره که زندگی پرچالشی داشته و اصلا معصوم نبوده و اصلا نویسنده نبوده فقط دست نوشته هاش که شب ها بصورت سوال وپاسخ مینوشته براش عجیب بوده از مطالبی که ناخوداگاه وارد ذهنش میشده که بعدا میبره به یک تالیف کننده نشون میده و کتاب میشه کتاب بارها ووبارها چاپ میشه به تمام زبان های زنده دنیا وزندگی خیلی از ادمها رو عوض کرده
توی اون کتاب اصلا به مردم عرب پرداخته نشده تمام مسایل حول مسیحیت و ادم هایی هست که اطراف نیل بودن و مسایل نویسنده که باهاش درگیر بوده و از شعور برتر سوال میپرسیده .کتاب های دینی هم دقیقا به همین منوال هست سوالات ومسایلی که اون شخص پیامبر میپرسیده جواب داده میشده وبهش پرداخته شده و اتفاقا اونجا هم گفته که تک تک شما فرستاده هستید همه شما یکی هستید همه ما یکی هستیم و من با همه شما صحبت میکنم و راه نشون میدم ولی اکثر شما منو میبینید روبرمیگردونید وقتی زیبایی میبینید و رو برمیگردنید ازمن رو برگردوندید
واین تلنگریه که همه ما مقدس هستیم و درارتباط مستقیم باخدا هستیم به شعور کیهانی وصلیم فقط باید راه ارتباط باز نگه داشت و دل و ذهن رو پاک نگه داشت
خداوند بزرگ را سپاسگزارم که مجدد فرصت نوشتن در این فضای ارزشمند سایت را برای من فراهم کرد.
ابتدا ایده ای به ذهنم رسید که صحبتهای استاد را بازنویسی کنم یعنی یه جورایی از روی صحبتهای این فایل رونویسی کنم٬ اما ایده تکامل یافت و قصد دارم مثل قبل دیدگاه و برداشت خودم را با تحلیل صحبتهای استاد بنویسم.
این کار باعث کنترل کانون توجه و راهکاری بسیار عالی برای کنترل ذهن محسوب میشه٬ مخصوصا در شرایطی که نجواهای ذهنی قدرت گرفتند (به قول استاد در دوره هم جهت با خداوند: مومنتوم گرفتند) و غلبه بر اونها تعهد و تمرکز زیادی میخواد.
هنگام تضادها کنترل ذهن کار راحتی نیست٬ اما اگر موفق به این کار شویم وارد مدارهای بالاتر شده و به موفقیتهای بزرگ دست پیدا میکنیم.
بدون اینکه ایده ای داشته باشم با توکل بر خدا شروع میکنم و از خودش میخوام که منو هدایت کنه تا بنویسم و ردپایی ارزشمندی از خودم بجا بذارم و نوشته ای پر محتوا تولید کنم٬
تمامی اعتبار اینها و هر آنچه که در زندگی دارم از آن خداست و او همیشه همراه و پشتیبان منه.
خدایا سپاسگزارم
سال 1404 که در ماههای ابتدایی آن هستیم شروعی دوباره برای برنامه ریزی مجدد زندگی و کار کردن روی خودمونه.
اگه تعهد داشته باشیم که امسال را متفاوت آغاز کنیم و با تمرکز بیشتری روی خودمون کار کنیم٬ به طوری که شخصیت جدیدی در ما شکل بگیره و باورهای جدیدی را در ذهن نهادینه کنیم٬ در نتیجه این کار فرکانس ما تغییر کرده و به مدارهای بالاتر صعود میکنیم٬
اونوقت خواهیم دید که زندگی روی خوش به ما نشون میده و در تمام ابعاد تغییر و پیشرفت را به وضوح میبینیم٬
اتفاقات بهتری برامون رخ میده٬ افراد با کیفیت تری وارد زندگی ما شده و به ما احترام میگذارند و دستی از دستان خداوند میشن تا ما به خواسته هامون برسیم٬ حالمون خوب میشه٬ زندگی از نظر ما بسیار زیبا میشه و هر آنچه که میبینیم زیبایی و عشق و ثروت هست و تمام این اتفاقات به صورت آرام آرام و طبیعی و به صورت تکاملی ( نسبت با رشد باورهای ما) رخ میده.
دلیل این همه تغییر فقط تعهدی هست که به خودمون دادیم تا با قدرت روی خودمون کار کنیم و مادامی که این روند را ادامه دهیم نتایج و صعود به مدارهای بالاتر هم ادامه خواهد داشت.
لذا باید همیشه و هر لحظه برای ما مثل سال جدید باشه (چون در شروع سال جدید افراد انگیزه بیشتری برای برنامه ریزی و تلاش دارند) و شور و اشتیاقی که در آغاز سال برای تغییر و ساختن ورژن بهتری از خودمون داریم رو حفظ کنیم و مسیر را با تعهد و قدرت ادامه بدیم.
در صورت به وجود آمدن تضادها دلسرد نشده و ادامه و ادامه و ادامه بدیم.
با رسیدن بهار هوا عالی میشه٬ درختان شکوفه میدن و کوه و جنگل و زمین٬ همه جا سبز میشه و طبیعت دوباره زنده میشه و رشد میکنه٬
این تغییر و زنده شدن دوباره طبیعت گویای این است که همیشه فرصت برای بهتر شدن و تبدیل شدن به ورژن بهتر شخصیتی و باوری وجود داره٬ فقط باید شروع و اقدام کنیم و مسیر را با تعهد ادامه بدیم٬
نقاط ضعف و قوت خود را شناسایی کنیم و
نقاط ضعف رو به نقطه قوت و نقاط قوت را قویتر کنیم٬
خواسته و اهداف جدید تعیین کرده و باورهای هماهنگ با آنها را ایجاد کنیم٬
در این شرایط فرکانس ما تغییر و به مدارهای بالاتر راه پیدا می یابیم و کیفیت بالاتری از زندگی را در تمام ابعاد تجربه میکنیم.
این قانون ثابت جهان هست که ما کنترل همیشگی و صد در صد روی زندگیمون داریم و میتونیم با تغییر فرکانس و باورها٬ زندگی دلخواه خود را بسازیم.
چون خداوند قوانینی را خلق کرده٬ که ما قادر هستیم به هر آنچه که میخواهیم برسیم و هر آنچه را که میخواهیم خلق کنیم٬ بشرطی که از قوانین درست استفاده کنیم و در مسیر آنها حرکت کنیم.
خدایا سپاسگزارم
بیس و پایه قوانین کانون توجه ماست.
با توجه کردن به چیزی و تکرار آن توجه ( مثبت یا منفی)٬ باعث شکل گیری باورهای متناسب با جنس اون توجه در ذهن شده و این باورها با ارسال فرکانس نتایج متناسب با خود را به وجود می آورد.
پس به هر چیزی که بیشتر توجه میکنیم از جنس همان توجهات بیشتر وارد زندگی ما میشود که بیانگر این است: کنترل زندگی ما در کنترل کانون توجه ماست.
ما با کنترل کانون توجه٬ ذهن خود را کنترل میکنیم و با کنترل ذهن٬ کنترل زندگی را در دست میگیریم و این جمله طلایی زندگیست:
کنترل ذهن = کنترل زندگی
کنترل ذهن اصلی ترین عامل موفقیت و خوشبختی ست.
خیلی مواقع ما قادر به کنترل ذهن نبوده و نجواها بسیار قوی هستند اما اگر اهمیت این موضوع ( کنترل ذهن) را در زندگی بدونیم کار راحت تر میشه.
برای کنترل ذهن نخست باید کانون توجه را کنترل کنیم٬ برای کنترل کانون توجه باید مراقب ورودیهای ذهنی ( شنیده ها و دیده ها) باشیم و ورودی قدرتمند کننده به ذهن بدیم.
راه دوم به خواسته ها توجه کنیم.
یعنی لیستی از اهداف و خواسته های واقعی تهیه کنیم٬ به اونها توجه و لحظه رسیدن به خواسته را مجسم کنیم.
در ادامه مسیر رسیدن به اهداف را کوچکتر کرده و آنها را به بخشهای کوچکتر و روزانه تقسیم کرده و اقدام کنیم.
برنامه روزانه رسیدن به اهداف را هر روز تکرار کنیم تا تبدیل به عادتهای ما شود.
در هر مرحله با توجه به باورهای ما٬
ایده هایی به ما الهام میشه٬ که باید به اونها عمل کنیم.
پس از آن٬ مهمترین موضوع تکرار این روند بصورت روزانه هست.
با تکرار این کار هر روز کانون توجه خود را کنترل کرده و بر روی خواسته ها تمرکز میشویم و کنترل ذهن را در دست میگیریم.
در ثانی با تکرار این روند عادتهای جدید و سازنده در خود ایجاد میکنیم٬
هر چقدر تکرار ما بیشتر باشه و با تمرکز و توجه بیشتری این تکرارها انجام بشه٬ احساس ما در حین این اقدامات درگیر شده و قدرتمندتر پیش میرویم٬
نتیجه این موضوع ساختن عادتهای قدرتمند کننده تر هست ( به زبان ساده عادتهای بسیار قویتری میسازیم)٬ چون قدرت عادتهای ما بستگی به میزان احساس ما حین اقدام و تکرار دارد.
در مورد عادتها میشود گفت؛
راز اصلی موفقیت های بزرگ ایجاد عادتهای قوی هست.
عادتهای ما ( درست یا اشتباه) در طول شبانه روز زندگی ما را تحت کنترل خود دارند٬ چرا که با باورهای قوی ادغام شده و در ضمیر ناخودآگاه ما ریشه کرده اند.
اگه بتوانیم از آنها در جهت رسیدن به خواسته ها استفاده کرده و باورهای جدید قدرتمند در مسیر رسیدن به اهداف ایجاد کنیم٬ اونوقت هیچی جلودار ما نبوده و با قدرت به سمت اهداف پیش رفته و به راحتی به خواستهها میرسیم٬ بشرط آنکه باورهای درست ایجاد کنیم.
خدایا سپاسگزارم
در نتیجه عامل مهم و ریشه ای در رسیدن به رویاها باورهای درست و قدرتمند هستند.
اگر با این باور اهداف خود را بنویسیم : که خداوند جهان را بر پایه قوانین ثابت خوشبختی خلق کرده و هرگز خارج از قوانین عمل نمیکند٬ این قوانین برای همیشه و برای همه کار میکنند٬ اگه در مسیر آنها حرکت کنیم و از اونها بدرستی استفاده کنیم٬ میتوانیم زندگی دلخواه خود را خلق کنیم.
ما قدرت خلق زندگی را داریم و وقتی خواسته ها را مینویسیم با این باور بنویسیم که خداوند وعده خلق آنها را داده و قطعا به اونها میرسیم٬ فقط باید در مسیر قوانین حرکت کنیم.
این باور به ما اشتیاق حرکت کردن میده و تحت این شرایط زندگی ما بهشت برین میشه.
در نتیجه عامل اصلی خلق زندگی دلخواه٬ ساختن باورهای قدرتمند است.
پس هنگامی که لیست اهداف را تهیه میکنیم بدانیم و باور کنیم که قراره خلق بشه و اتفاق بیافته و دقیقا خدا به ما میگه هر چی که میخوای رو بنویس تا بهت عطا کنم.
خدایا سپاسگزارم
نکته کلیدی و مهم موضوع اینه که :
هرچقدر بیشتر از خدا بخواهیم و هر چقدر با جزئیات بیشتری بخواهیم و زیاده خواه باشیم و همه چیز رو از خودش بخواهیم٬
نشون میده ما به قدرت خدا ایمان داریم٬ خداوند را تنها قدرت جهان میدونیم و فقط اون قادر هست که ما را به خواسته هامون برسونه٬ با این کار ایمان خود را نشون میدیم٬ فقط به خداوند توکل میکنیم و با داشتن حال خوب و احساس خوب مبنی بر اینکه بر تنها قدرت و صاحب اختیار جهان تکیه کردیم و از او طلب کردیم٬ از مسیر زندگی لذت میبریم٬ شاد هستیم و براحتی ( تاکید می کنم براحتی) به خواسته ها میرسیم.
این کار یعنی ما فقط بندگی خدا رو میکنیم٬ قدرت را به اون میدیم٬ چون وظیفه ما بندگی و وظیفه او خدایی کردن است.
لذا بر شانه های خداوند نشسته و خودش همه چیز را برای ما هموار و به ما عطا میکنه.
این موضوع با آیه های محکم و توحیدی قرآن منطبق بوده و از خداوند زیادی خواستن و با حال خوب خواستن٬ امیدوارانه طلب کردن٬ مصداق توحید هست.
خدایا سپاسگزارم
رسیدن به زندگی دلخواه و خوشبختی و موفقیت مستلزم تلاش و تعهد و ادامه روند میباشد.
اما منظور تلاش جسمی نیست٬ بلکه تلاش ذهنی و فعالیت ذهنی مثبت هست٬ تلاش ذهنی انرژی و تعهد بیشتری میطلبد اما نتیجه ای درخشان به بار داشته و خیلی زود به نتیجه میرسد.
چون قانون خداوند بر اساس فرکانس بنیان گذاری شده و فرکانس ما از ذهن و باورهای ذهنی ما و باورهای ما از کنترل ذهن و کنترل کانون توجه (که همان کنترل ورودیهاست) نشأت میگیرد.
پس کنترل کانون توجه و کنترل ذهن همان تلاش ذهنی برای رسیدن به خوشبختی است٬
در نتیجه خوشبختی درون ماست و علت زندگی اکنون ما ذهنیت ماست.
خوشبختی و موفق بودن موضوعی کاملا درونی بوده و ربطی به عوامل بیرونی ندارد. مصداق این موضوع افراد بسیار موفقی هستند که با دست خالی و از جایگاه پایین شروع کرده و به موفقیتهای بزرگ رسیده و ثروتمند واقعی هستند.
عادتهای سازنده و تاثیر گذار که در اثر تکرار و تداوم یک روند ساخته میشوند علت اصلی موفقیت آنها بوده و این عادتها از باورهای درست و غنی در مسیر موفقیت حاصل شده اند.
خدایا سپاسگزارم
متاسفانه اکثر افراد بعد از مدتی انگیزه خود را از دست داده و همه چیز را رها میکنند و به شیوه های قبلی برمیگردند.
برای جلوگیری از این اتفاق یکی از بهترین راهها نوشتن است.
نوشتن در مورد موفقیتهای روزانه از کوچک تا بزرگ.
ثبت دستاوردهای هر روز در دفتر مخصوص و سپاسگزاری بابت آنها بصورت شبانه.
همچنین ثبت نشانه هایی که روزانه در زندگی میبینیم٬ این نشانه ها را در دفتر مخصوص یادداشت کرده و با مرور آنها با خود بگوییم که از وقتی در مسیر قانون خداوند حرکت کردم خداوند خیلی سریع با این نشانه به من پاسخ داد که مسیرم درست بوده و باید با قدرت ادامه بدم.
این کارها (ثبت موفقیت ها و نشانه ها و مرور آنها)٬ باعث یادآوری شده و به ما خاطر نشان می کند که از کجا شروع کرده و به چه دستاوردی رسیده ایم و با این کار نجواهای ذهنی خلع سلاح شده و با ذهن آزاد مسیر را طی میکنیم.
ذهن نمیتواند بهانه ای برای آنها بیاورد٬ چون در زندگی اتفاق افتاده و کامل قابل باور بوده و آن را لمس کرده ایم.
در این مواقع بر نجواهای ذهنی فائق آمده و انگیزه لازم برای ادامه مسیر را کسب میکنیم.
همچنین تمرین معروف به سناریو نویسی روزانه در کنترل کانون توجه در ابتدای روز بسیار مفید بوده و نتایج عالی در پی دارد.
مطابق این تمرین هر روز صبح قبل از شروع فعالیت روزانه اتفاقات و خواسته هایی که دوست داریم در طول روز به آنها برسیم را یادداشت کرده و برای آنها سپاسگزاری میکنیم٬ سپس فعالیت روزانه را آغاز میکنیم.
با تکرار و تداوم تمرین اشاره شده (که فقط به یک قلم و کاغذ نیازمند است)٬ معجزه واقعی را در زندگی خود میبینیم.
این تمرینها کانون توجه ما را کنترل کرده٬ تمرکز و حواس ما را به سمت خواسته ها میبرد و همچنین سپاسگزاری بابت آنها ما را به مدارهای بالاتر سوق داده و هر چقدر در این مسیر احساس خوبی داشته باشیم سرعت رسیدن به خواسته ها و اتفاقات بیشتر میشود.
خدایا سپاسگزارم
استاد در مورد بدتر شدن شرایط باید بگم هنگامی که این لایو برگزار شد اوایل سال 1399 بود و الان سال 1404 که اگه بخواهیم شرایط اون موقع را با الان مقایسه کنیم٬ از لحاظ اقتصادی نسبت به الان بهشت برین بود.
طبق گفته استاد برای افرادی که ناسپاسی کرده و تمام تمرکز و توجه به اخبار و رسانه و حرفهای جامعه هست هر چی پیش میره شرایط بدتر میشه و این روند ادامه داره.
فرقی نمیکنه این افراد حتی اگر در آمریکا زندگی کنند که تورم تک رقمی داره٬ باز هم به طریق دیگه ای گرفتاری وارد زندگی اونها میشه.
توی همین اوضاع و شرایط الان هم که افراد زیادی ناله میکنند٬ کسانی هستند که بقول استاد در جاده جنگلی قدم زنان٬ سوت میزنند و پول درمیارن و خوشبختی را در همه ابعاد تجربه میکنند.
این دسته از افراد همیشه وجود دارند اما تعداد اونها نسبت به کسانی که ناسپاسی میکنند بسیار کم است.
اینها باور دارند که میتونن زندگیشون رو خلق کنند٬ منتظر دیگران نیستند٬ باور دارند که همیشه فرصت برای رشد و ثروتمند شدن وجود داره ( باور فراوانی).
بجای اینکه گله و شکایت کنند به دنبال شکار فرصت ها هستند و براش اقدام میکنند و به سرانجام میرسونند.
مهمترین خصیصه اینها عملگرا بودن و اقدام کردن است که ناشی از باورهای قدرتمندی هست که در ذهن خود ساختند.
این باورها در اثر تکرار و تمرین و از همه مهمتر عملگرا بودن ایجاد شده.
وقتی اقدام میکنیم و این کار را از ایده های کوچکتر شروع کرده و آرام آرام گسترش میدیم٬ ذهن منطقی رو به چالش میکشیم.
با این کار نتیجه ملموس ( اما در ابتدای کار کوچک) گرفته و نجواهای ذهنی ساکت شده و ذهن حرفی برای گفتن نداره٬ چون نتیجه رو دیده و باور کرده که میشه.
در نتیجه این کار باور به حرکت کردن و شدن کم کم قدرت گرفته و با تکرار این روند بصورت تکاملی (تکاملی فرکانسی)٬ این باور قویتر شده و اگر این روند ادامه پیدا کند٬ همین یک باور ما را به موفقیتهای بزرگ میرسونه.
پس عملگرایی در اجرای ایده ها٬ راهی مهم و بسیار قوی برای ایجاد باورهای قدرتمند هست.
باید شروع کنیم و نترسیم٬ از کوچک شروع کرده و آرام آرام گسترش دهیم.
این خصوصیت افراد موفق هست که شرایط براشون مهم نیست٬ چون باور دارند که همیشه فرصت هست٬ در نتیجه ایده هایی که به ذهنشون میرسه رو عملی میکنند٬ حتی اگه مکانی که در اون قرار دارن امکان اجرای اون ایده را نداشته باشه٬ به جایی هدایت میشن که پتانسیل رشد و اجرای اون را داشته باشه.
اینها ثابت میکنند همه چیز از درون افراد و ذهنیت و باورها نشأت میگیره.
این موضوع برای اکثر افراد بسیار چالش برانگیز بوده و مقاومت زیادی دارند.
البته من نمیخوام صفر و یک به این موضوع نگاه کنم٬ چون بالاخره همه ما انسان بوده و درگیر موفقیتهای بدست آمده شده و یا در اثر تضادها ناامید شده و از مسیر خارج میشویم٬
اما تعهد ما به موفق شدن و ساختن یک زندگی با کیفیت در همه ابعاد٬ در این مواقع به کمک ما میاد و باید خیلی سریع خود را جمع و جور کرده و به مسیر اصلی بازگردیم.
با طی تکامل تعهد خود را بیشتر کرده و با قویتر شدن باورهای سازنده و مثبت٬ دفعات کمتری از مسیر خارج شده و زمان کمتری در آن بمانیم.
این موضوع مانند سایر مسائل بصورت تکاملی بوده و اگر در ابتدای راه دچار خطا شدیم٬ نباید خود را سرزنش کنیم٬ فقط باید تحت هر شرایطی ادامه بدیم و به خودمون بگیم که این تنها راه برای رسیدن به موفقیت هست و من فقط این راه را دارم.
در این مواقع ذهن بهتر میتونه تمرکز کنه و به سمت خوشبختی و سعادت پیش برویم.
خدایا سپاسگزارم
استاد عزیز در مورد سپاسگزاری صحبت کردید.
نزدیکترین فرکانس به خداوند٬
وقتی برای داشته ها و نعمت های زندگی سپاسگزاری میکنیم و اون را هنگام سپاسگزاری حس میکنیم و به احساس خوب میرسیم٬ در چنین شرایطی باور میکنیم که چقدر به خداوند نزدیک هستیم و خداوند چقدر ما را دوست داره که این نعمت گرانبها را به ما داده٬ این احساس اوج احساس خوشبختیه و باعث میشه نعمت های بیکران وارد زندگی ما بشه.
با سپاسگزاری کردن مستقیماً کانون توجه به داشته ها متمرکز شده و باعث راحت تر شدن کنترل ذهن در مواقع تضادها میشه.
سپاسگزاری تنها فرکانسی است که ما باور میکنیم به معنای واقعی در لحظه خوشبخت هستیم چون نعمتهای زیادی داریم.
گاهی اوقات ما خواسته هایی را داریم٬ آنها را مینویسیم و به اون توجه میکنیم تا وارد زندگی ما بشه.
اما سپاسگزاری توجه ما را در همون لحظه به نعمتهایی جلب میکنه که الان داریم اما از اون غافل بودیم و با حس کردن اون نعمت در زندگی٬ در لحظه احساس خوشبختی داریم٬ چون نعمتها در زندگی اکنون وجود دارند و ما سپاسگزاری واقعی انجام دادیم.
برای ساختن ذهن سپاسگزار٬ راه اول تکرار و تکرار و تمرین است.
اما حین سپاسگزاری تعدد نعمات که میشماریم مهم نیست٬ بلکه مهم احساس ما در لحظه سپاسگزاری هست.
چون احساس ما دقیقا بیانگر فرکانس ماست و اگر موفق شویم حین سپاسگزاری از یک نعمت به احساس خوب برسیم٬ نشون میده مسیر را درست طی کردیم و اگر همین روند را ادامه بدیم٬ قویترین فرکانس جهان را ارسال میکنیم و بیشترین نتایج را در زندگی کسب میکنیم.
توی قرآن بارها به سپاسگزاری اشاره شده.
مخصوصا سوره ابراهیم آبه 7 :
و (نیز به یادآور) هنگامى که پروردگارتان اعلام فرمود: همانا اگر شکر کنید، قطعاً شما را مىافزایم، و اگر کفران کنید البتّه عذاب من سخت است.
این آیه و بسیاری آیه های دیگه در قرآن تفاوت افراد سپاسگزار با شخص ناسپاس را مشخص میکنه.
خداوند در این آیه از واژه « لَأَزِیدَنَّکُمْ » استفاده کرده.
اگر سپاسگزاری کنید شما را می افزایم و زیاد میکنم.
این یعنی سپاسگزاری فقط به معنی زیاد شدن نعمتها نیست٬ بلکه با سپاسگزاری درون ما بزرگ میشه و رشد میکنه.
در این حالت خدا را بیشتر در زندگی حس میکنیم٬ به الهامات و ایده های برتر دسترسی بیشتر و راحت تری داریم٬ به مدارهای بالاتر راه پیدا کرده و از همه مهمتر آرامش درون بیشتری بدست می آوریم.
لذا بجای اینکه روزانه بخواهیم موارد زیادی سپاسگزاری کرده و بنویسیم٬ دو سه مورد اصلی که در زندگی کنونی ما بسیار حیاتی هستند را یادداشت کرده و برای هر کدام وقت بگذاریم٬ روی اون موضوع تمرکز کرده و از خودمان سوال کنیم: که وجود این نعمت در زندگی چه برکاتی را به همراه داشته و بدون این نعمت زندگی من چه وضعیتی داشت؟
تمام مواردی که به ذهن میرسد را ثبت کنیم و اونهارو بخونیم و موقعیتهای متفاوت زندگی که وجود اون نعمت باعث برکات شده و یا از تضادی در زندگی جلوگیری کرده را به یاد بیاریم.
با این روش با تمرکز قوی روی نعمتهای مهم٬ به احساس خوب میرسیم و هنگامی که به احساس خوب برسیم یعنی نزدیکترین فرکانس به خداوند را ارسال کرده و به خدا نزدیک شده ایم.
در این مواقع انسان احساس خوشبختی محض را تجربه میکنه و احساس میکنه عزیز دل خداست که خداوند همچین نعمت گرانبهایی را در اختیار او قرار داده٬ باور میکنه خداوند او را اشرف مخلوقات و جانشین خودش روی زمین معرفی و تمام آسمانها و زمین را مسخر او کرده و از روح خودش در او دمیده.
این احساس باعث آرامش بسیار عمیقی شده و نعمات بیشماری را به زندگی وارد میکند.
حال هر چقدر این احساس سپاسگزاری را بهتر کرده و ماندگاری بیشتری در این احساس خوب داشته باشیم٬ با قدرت و سرعت در مسیر قوانین حرکت کرده و خوشبختی و نعمات واقعی در تمام ابعاد وارد زندگی ما میشود.
مواردی که اشاره شد گوشه ای از اهمیت سپاسگزار بودن در زندگیست و موارد بیشماری را هنگام سپاسگزاری کردن تجربه میکنیم که زیبایی آنها وصف نشدنیه.
ذهن سپاسگزار به داشته ها و نعمت ها توجه و به خاطر آنها سپاسگزاری میکنه.
به زیباییها توجه می کنه و به خاطر آنها سپاسگزاری میکنه.
در تضادهای زندگی به نیمه پر لیوان نگاه و به خاطر آنها سپاسگزاری می کنه.
لذا به سمت زیباییها و نعمتهای بیشتری هدایت شده و در زندگی خود تجربه میکنه.
هر چقدر این روند ادامه پیدا کنه رشد نعمت ها و زیباییهای زندگی بیشتر و بیشتر میشه و این روند تا بینهایت ادامه داره.
خدایا سپاسگزارم
اگه یاد بگیریم در زندگی دنبال علائق خود رفته و شغلی را انتخاب کنیم که به آن علاقمندیم٬ هم زندگی لذت بخش شده و هم سرعت رشد بسیار بیشتر میشود.
چون کاری که مورد علاقه ما باشد را با احساس خوب انجام داده و از انجام آن لذت میبریم.
در چنین شرایطی از کار خسته نشده و به آن به چشم تفریح نگاه می کنیم.
برای توسعه و گسترش آن با اشتیاق قدم برمی داریم و با حس لذت تمام به دنبال پیشرفتهای ایجاد شده و آموختن مهارتهای جدید در آن زمینه میرویم.
در واقع ما کار نمیکنیم بلکه زندگی می کنیم٬ چون از انجام آن لذت میبریم.
واضح است که اکثر تایم روزانه ما در شغلمان میگذرد پس اکثر روز را با لذت سپری کرده و حتی در شرایط به ظاهر بد هم رشد کرده و مشتری خود را داریم.
چون با عشق و علاقه کاری را انجام دادن و لذت بردن از آن فرکانس قوی را ارسال کرده و به مدارهای بالاتر مرتبط با آن زمینه راه پیدا میکنیم.
مصداق این موضوع زندگی نامه کارآفرینان بزرگ است که با تمام عشق و علاقه به شغل خود چسبیده و به موفقیتهایی در زمینه علایق خود رسیده اند که در تاریخ نظیر ندارد.
افراد ثروتمند خودساخته ( که بیش از 85 درصد از جمعیت ثروتمندان جهان را تشکیل داده و هر روز نیز به تعداد آنها افزوده میگردد) از این قبیل افراد هستند.
مثل زاکربرگ که با عشق و علاقه پروژه شبکه اجتماعی را دنبال کرد و به ثروت بالای 200 میلیارد دلار رسید و ثروتمندترین جوان جهان شد.
یا بیل گیتس که با عشق برنامه نویسی ویندوز را دنبال کرد و موفق شد با عرضه ویندوز زیر ساخت و دنیای نرم افزار را دگرگون کند به طوری که تمامی نرم افزارها بر روی ویندوز نصب شده و ثروتمندترین فرد جهان شد.
مانند وارن بافت که از کودکی با عشق و علاقه سرمایهگذاری را دنبال کرد و به ثروتمندترین سرمایه گذار جهان و تاریخ تبدیل شد و به جایی رسید که افرادی مثل بیل گیتس از او تبعیت کرده و توصیه های سرمایه گذاری او برای بسیاری در جهان الگو و سرمشق است.
و یا مثل ایلان ماسک که با اسپیس ایکس و تسلا جهان را متحول کرد و ثروتمند ترین فرد جهان شد.
و یا در داخل ایران عسگراولادی که تاجر بزرگ خشکبار در جهان بود و بسیار افراد دیگر که با علاقه راه خود را طی کرده و از تضادهای زندگی درس گرفته اند٬ خواسته های خود را مشخص نموده و با اشتیاق در مسیر علائق خود قدم برداشتند.
نکته قابل تامل در زندگی این افراد سوپر موفق این بوده که در یک زمینه فعالیت داشته و تمام تمرکز خود را بر روی همان علائق خود گذاشتند و به موفقیتهای بزرگ رسیدند ( البته استثنا هم وجود دارد) اما موفقیتهای عظیم آنها در همان زمینه ای بوده که با علاقه کار کرده و کمپانی خود را گسترش دادند.
این نشون میده قدرت اشتیاق سوزان (همان موردی که ناپلئون هیل در کتاب بیندیشید و ثروتمند شوید در ابتدای کتاب به اون اشاره داره) بر هر تضادی فائق میاد و افراد را به جایگاه عظیم میرساند.
اشتیاق سوزان نشان از احساس عالی برای انجام کار بوده٬ احساس ما نیز همان فرکانس ماست و جهان هم بر اساس فرکانس ما عمل میکنه و فرکانس عالی ما را در مدار عالی قرار داده و به نتایج عظیم میرساند.
اما سوال اینجاست که چطوری به علایق خود پی ببریم؟
اگه ما در زندگی دنبال این موضوع باشیم و به ایده ها عمل کنیم آرام آرام به مسیر درست هدایت شده و با رسیدن به هر خواسته و هدفی در زندگی اولا باور به شدن در وجود ما قویتر شده و ثانیا کم کم پی به علاقه خود میبریم.
با رسیدن به هر هدفی میفهمیم که به اون کار علاقه داشتیم و از مسیر اون لذت بردیم یا خیر.
نکته بعدی اینه که اگه کاری را براحتی و بدون صرف انرژی زیاد انجام میدیم میتونه یکی از نشانه های علاقه ما باشه و اگه از مسیر رسیدن به اون هدف و انجام کارها در مسیر لذت میبریم باز هم یکی از نشانه های علاقمندی در آن زمینه است.
اما همانطور که استاد توضیح دادند این موضوع با حرکت کردن و اقدام ما بصورت تکاملی رشد کرده و آرام آرام به مسیر عشق و علاقه خود هدایت میشویم.
فقط باید حرکت کنیم و اقدام کنیم بقول شرکت نایک : Just Do It
فقط انجامش بده.
این حرف را باید با طلا نوشت چون حاصل سالها تجربه صاحب کمپانی نایک یکی از بزرگترین کمپانی های جهان بوده که محصولاتش به تمام دنیا صادر شده و در تمام جهان شناخته شده است.
خدایا سپاسگزارم
و اما در مورد قرآن کتابی که بر اساس توحید و قوانین ثابت جهان نازل شده و راز خوشبخت زیستن را بیان میکند.
آیه هفتم سوره آل عمران به زیبایی هر چه تمام این کتاب را معرفی کرده و آیه ها را به دو دسته محکم و متشابه تقسیم میکند.
موضوع حجاب و بسیاری دیگه از موضوعاتی که برای جامعه حائز اهمیت شده ( مثل چشم ضخم و موارد بسیار) جزو موارد متشابه هستند که در برخورد سلیقه ای با قرآن و نگاهی منفعت طلبانه تفسیر شده و افراد زیادی آنها را باور کردند.
در صورتی که خداوند در پنج آیه اول سوره بقره به زیبایی بنیان و شالوده قرآن را توضیح داده که درس زندگیه.
استاد از شما سپاسگزارم که این دیدگاه را بمن دادید که به قرآن نزدیکتر بشم.
شما اولین کسی بودید که از آیه های قرآن تفسیری عالی را استخراج کرده و به ما ثابت شد که قرآن کتاب زندگی٬ شاد زیستن و یکتا پرستی هست.
قرآن کتابی فرکانسی و بر مبنای توحید بوده و آیه هایی که بر پیامبر نازل شده در دسته بندی محکم و متشابه بوده٬
آیه های محکم مبنای زندگی بوده و عمل به اونها سعادت و خوشبختی را به وجود میاره٬ بشرطی که به اصل توجه کنیم و روی اصل قرآن که توحید هست تمرکز کنیم.
توحید یعنی خداوند رب العالمین هست واژه ای که 980 بار در قرآن تکرار شده تا بیان کنه تنها قدرت و صاحب اختیار جهان رب هست.
و منطق قرآن این بوده که موضوعات با اهمیت را تکرار کرده تا اهمیت و جایگاه آن در زندگی اثبات بشه.
مثل واژه یشا که به معنای این است : اگر در قانونمندی خداوند باشد.
که بیان میکنه جهان بر مبنای قوانین ثابت خلق شده و هر کس از قوانین پیروی کنه سعادتمند و خوشبخت میشه.
یا مثل آیه های:
بما قدمت ایدیهم
بما کانوا یعملون
مثل واژه حزن که با لای نفی بارها تکرار شده و تاکید بر دوری جستن از احساس بد را داره.
مثل واژه شکرگراری به اشکال مختلف که تاکید بر سپاسگزاری کردن از خداوند هست.
مثل واژه اعراض که تاکید بر بی توجهی کردن به مسائل بی اهمیت و توجه کردن به مسائل مهم را داره.
و از همه مهمتر توحید که در تمام آیات قرآن بیان شده که قدرت از آن خداست٬ خدا را بپرستیم٬ قدرت را از آن او دانسته و فقط از او رزق و روزی و خواسته های خود را بخواهیم و با این کار بندگی خدا را کرده و در مسیر سعادت و سربلندی و خوشبختی قرار میگیریم.
استاد هر آنچه از این نوع تفسیر آموختم از شما آموختم٬ واقعا دست مریزاد من هیچکس را ندیدم که قبل از شما بتونه همچین تفسیری ارائه بده.
خدایا سپاسگزارم
همانطوری که استاد اشاره کردند بهترین سرمایه گذاری روی باورها و کانون توجه ماست.
وقتی این موضوع را در اولویت قرار داده و با جدیت روی ذهنیت و کنترل کانون توجه کار کنیم٬ به مسیری هدایت میشویم که افراد٬ ایده ها٬ شرایط و الهاماتی را دریافت می کنیم که براحتی پول ساخته و هر روز به ثروت ما اضافه میشود و این قانون ثابت جهان هست که هر چه باورهای قدرتمندی بسازیم در مدار ثروت بیشتری قرار گرفته و براحتی پول میسازیم.
ثروت تماما یک ذهنیت بوده و هر کسی که به ثروتهای زیاد و پایداری رسیده ذهنیت ثروتمندی داشته است.
اما کار کردن روی ذهن و باور ها راحت نیست بلکه نیازمند تلاش ذهنی زیادی بوده و تلاش ذهنی موضوعی هست که اکثر افراد از آن گریزان و دنبال پول در دنیای بیرون هستند.
چون مقاومت ذهنی بالایی داشته و حاضر نیستند مسیر فکری و باوری خود را تغییر دهند به همین دلیل دست به هر کاری و هر سختی میزنند تا پول بیشتری دربیارن اما ناکام میمانند چون اصل موضوع که همان تلاش ذهنی و اصلاح باورهاست را رها کردند.
هر کس روی باورهای خودش کار کنه و بتونه ذهنیت مولد و پولساز خلق کنه حتی اگه در بورس هم پول بذاره سود میکنه.
موضوع طرز تفکر ما و باورهای ماست.
چیزی که اساس و پایه جهان بوده و خداوند مبنای زندگی هر فرد را بر اساس فرکانسها و باورهای او قرار میدهد.
خدایا سپاسگزارم که باز هم موقعیت نوشتن را بمن دادی.
هر آنچه نوشتم تو گفتی و من نوشتم.
استاد عزیز از شما هم بابت این لایو پر محتوا و صحبتهای ارزشمندی که ارائه دادید ممنونم.
امیدوارم تونسته باشم ردپای خوبی بجا بذارم و ابتدا برای یادآوری به خودم نوشتم.
آنچه من از این گام میفهمم این است که وقتی هدفگذاری میکنم، نباید آن را فراموش کنم. رسیدن به هدف، باید فکر و ذکر من بشود. چسبندگی به هدف، همان کنترل ذهن است؛ یعنی باید از هر آنچه که من را از مسیرم دور میکند، اعرض کنم. هدف را باید آن قدر باور داشته باشم و واقعی ببینم و مطمئن باشم که محقق خواهد شد که تمام مراحل رسیدن به آن را برنامهریزی کنم و تمام عادتهای لازم برای تحقق آن را در خودم نهادینه کنم. فقط با یک باور قلبی بر این که هدف من محقق خواهد شد، میتوانم با شور و شوق و برنامهریزی به سمت آن حرکت کنم. مثل آن که بخواهم در یک رستوارن معین بروم و خوارک معینی را بخورم و شک ندارم که باید چگونه و با طی چه مراحی به رستوران برسم و از در وارد شوم و پشت میز بنشینم و خوراک دلخواهم را سفارش دهم و در این مسیر، نه شک دارم و نه احساس ناراحتی؛ بلکه با اطمینان به پیش میروم و با هر قدم به سمت رسیدن به هدف، احساس بهتری پیدا میکنم و به مسائل و حواشی و مواردی که در طول مسیر رسیدن به رستوران روی میدهد، هیچ توجهی نمیکنم، چون با هدف من مرتبط نیست و همخوانی ندارد.
حرکت به سمت هر هدفی، نیازمند طی پیشنیازها و برداشتن گامهای ضروری اولیه است. اول باید هدفهای کوچک را انتخاب کنم که فقط تا اندازهای از دایر امن من بیرون است و بعد به همین ترتیب به سمت هدفهای بزرگتر بعدی بروم. یعنی باید مدار به مدار به پیش بروم و در این کار، استمرار و تمرکز و شوق و پشتکار داشته باشم. هیچ راه میانبری وجود ندارد.در حقیقت، این من هستم که مدار به مدار به جلو حرکت میکنم و تواناییهای و مهارتهایم را در زمینه مورد علاقهام گسترش میدهم. در واقع، برای تولید ثروت مادی، این من هستم که مولد هستم و نه هیچ عامل دیگری. ثروت را من تولید میکنم و نه آن که کسی به من بدهد یا از جابجایی اموالم به دست بیاید. منبع تولید ثروت، خود من هستم در حوزه کاری خودم.
بزرگترین عامل از دست دادن نعمت و ثروت، ناسپاسی است؛ زیرا با سپاسگزاری، تمرکز من بر همه مواردی خوشایند و دلپذیر خواهد بود. در حقیقت، سپاسگزاری یک نوع کنترل ذهن است؛ یک الگوی ذهنی است. یعنی امری درونی است که نگاه من را به جهان تغییر میدهد و جهان من را به نحو دلپذیر من ایجاد میکند. سپاسگزاری یک قانون درونی است و نه تظاهر و توسل به رفتارها یا کلمات بیرونی خالی از محتوا. اثر شکرگزاری، احساس خوب و قرار گرفتن در مدار بالاتر برای برخورداری از نعمتهای بیشتر است.
سپاسگزاری بالاترین ارتعاش رو داره و برای داشتن احساس خوب باید هر لحظه سپاسگزار بود.
سپاسگزار تک تک نعمت هایی که خدا به ما بخشیده
ما برای تغییر بنیادین زندگی باید به طور بنیادین باور های خودمون رو تغییر بدیم
اگر می خواهی تغییر کنی پله پله قدم بردار نه اینکه به یک باره کلی هدف در یک سال برای خودت تعیین کنی که این کار مصداق ضرب المثل سنگ بزرگ نشانه نزدن است. آرام آرام و قانون تکامل رو باید اجرا کنی
علاقه ات را پیدا کن و در جهت آن حرکت کن و هر روز سعی کن یک درصد بهتر از دیروزت باشی
این فایل مربوط میشه به سال 1399 و هدف گذاری در سال جدید وقتی که سال نو آغاز میشه هممون یه هیجانی داریم که هرچی اتفاق افتاده رو بذاریم کنار و دوباره از نو شروع کنیم ولی باید بدونیم که هر لحظه سال جدیده و شور و شوق تغییر رو داشته باشیم نه فقط وقتی که بهاره باید همیشه تلاش کنیم نقاط قوتمون رو بیشتر قوی کنیم و همچنین نقاط ضعفمون را کمتر کنیم تو این دنیایی که خداوند قوانینی خلق کرده که به راحتی میتونیم به خواستههای خودمون برسیم باید از این شرایط استفاده کنیم
این قوانین خداوند هیچگاه تغییر نمیکنه و تنها چیزیه که هیچ وقت نمیشه تغییرش داد ولی بقیه چیزها قابل تغییره فقط کافیه که اولین و مهمترین اصل یعنی اینکه بپذیرم من تمام مسئولیت زندگیم با خودم است را قبول کنم و بدونم که این من هستم که دارم تمام اتفاقات رو رقم میزنم و اگر تا الان هر طوری رقم زدم ازش راضی نیستم میتونم از الان به بعد یه جور دیگهای شرایط رو برای خودم رقم بزنم و اصلاً نباید نگران چیزی باشم
قوانین میگه افکار و باورهای ما زندگی من رو خلق میکنه و به هر چیزی توجه کنم از همون جنس وارد زندگی من خواهد شد اگر کنترل ذهنمو در دست بگیرم یعنی کنترل زندگیم رو در دست گرفتم که گاهی کار راحتی هم نیست ولی اگر اهمیت و میزان مهم بودنش رو بدونم کارم راحت میشه.
باید لیستی از اهدافم تهیه کنم و اونها را تبدیل کنم به قدمهای کوچیک برای خودم مشخص کنم که توی یک روتین مشخص چه کارهایی رو میتونم انجام بدم دقیقاً این نقطهای بودش که من نیاز داشتم انجام بدم و خداوند من رو هدایت کرد نکتهای که از استاد توی فایلها شنیدم و خیلی برام بولد شد اینه که هر زمانی به هر آگاهی نیاز داشته باشی توی زمان مناسب به تو گفته میشه و تو هدایت میشی اصلاً لازم نیست که نگران سوالاتت باشی…
وقتی که اهدافمو همچنین کارهایی که روزانه باید برای رسیدن به اون هدفم انجام بدم توی دفتر بنویسم و هر روز بهش نگاه کنم و براش حرکت کنم کارهای روتین من من رو به اون هدف بزرگم میرسونه در واقع یک سلسله از کارهای مشخصی که من به هدفم میرسونه نه کارهایی که یه بار انجام میشه چه مثبته چه منفی در واقع یک دونه کار مثبت نمیتونه برای من نتیجه خیلی بزرگی رقم بزنه و همچنین یه کار منفی هم نمیتونه من رو به قعر ببره و همه چیزو نابود کنه….
وقتی که میخوام هدفهام رو مشخص کنم باید با شور و اشتیاق اونها رو بنویسم و بدونم که من میتونم به اونها برسم ایمان داشته باشم به خودم به خدای خودم که من میتونم اتفاقات زندگیمو خلق کنم که خداوند به من گفته بگو فقط تو چی میخوای تا خلق بشه :))))
بله، همچین خدایی داریم…
حاضریم برای یه لقمه نون ساعتها بدویم اما برای زندگی عالی چی چقدر تلاش میکنیم آیا دوست دارم پابرهنه در یک مسیر سنگلاخ یک گاری به خودم ببندم و یه مسیر سنگ بالایی رو طی کنم زندگی 80 درصد آدمها همینه و شرایطی که دارن تجربه میکنن همینجوریه ولی اگه باورهامو عوض کنم و روی خودم کار کنم شرایط زندگی من هم عوض میشه من میخوام زندگی رو در تمام ابعاد تجربه کنم پس باید به چیزهایی توجه کنم که من رو به هدفم نزدیکتر میکنم و کارهایی کنم که منو به هدفم نزدیکتر میکنه…
خیلی وقتا برام پیش اومده که میخوام برم سر کار ساعت 7 صبح از خواب بیدار میشم و میرم ولی خیلی وقتا برای خودم یه روتین میذارم که میخوام به اهدافم برسم صبح خیلی زود براش بیدار نمیشم و سوالم از خودم این بوده که چطور حاضری برای دیگران ساعت 7 بیدار شی ولی برای خودت بیدار نمیشی؟!
این سوال یه تلنگری به من وارد کرد ولی از استاد یاد گرفتم هیچ وقت خودمو سرزنش نکنم بگم اشکالی نداره سعی کن دیگه یه جور دیگه رفتار کنی و الان دارم برای اهداف خودم هم صبح زود بیدار میشم هم کارامو انجام میدم
اینم یه نکته خیلی مهمه که با سرزنش کردن خودت باعث میشی که اون اتفاق کمتر رخ بده بلکه فقط داری اتفاقات از اون جنسو و تکرار بیشترش رو به سمت خودت دعوت میکنی
در ابتدا بهتره که چند تا هدف مختصر انتخاب کنم و طبق قانون تکامل او مسیر را طی کنم و یادم باشه که هیچ یزی یهویی و یه دفعه اتفاق نمیافته و در راه رسیدن به هدف اصلاً لازم نیستش که کوه بکنی فقط باید ذهنتو کنترل کنی وقتایی که خسته میشی ذهنتو کنترل کنی وقتایی که برات سوال پیش میاد ذهنتو کنترل کنی وقتایی که نجواهای ذهنی بهت میگه دیگه نمیتونی ذهنتو کنترل کنی و فقط ادامه بدی با توکل با احساس خوب با کار کردن توی این مسیر الهی خیلیا هستند که همیشه میگن شرایط خوب نیست و میگن الان شرایط بدتر از همیشه است و از این بدتر نمیشه قبلنا خیلی از این آدما رو میدیدم البته الانم گاهی میبینم ولی خب به بیشتری قبلاً نیست این نشون میده خودمم یکم تو این باور بهتر شدم اگه بخوایم به زندگی همون آدما نگاه کنیم اگه چند ماه دیگه ازشون بپرسی که شرایط چه جوریه دوباره میگن همین الانی که به نظرشون خیلی بد بود اون موقع عالیه و حاضرند همه کار کنن که برگردن به شرایط الان این نشون میده که باید قدر هر لحظهتو بدونی و توی هر لحظه شکرگزار خدا باشیم همین امروز داشتم یه ویس در مورد سپاسگزاری آقای سنگرزاده میشنیدم که میگفت من هرچی که دارم و هرچی که به دست آوردم از شکرگزاریه بهش میگفتش که من از سال 2015 شکرگزاری میکردم تو زندگیم هیچ چیز جدیدی نیست ولی از وقتی که باورهامو عوض کردم اون وقته که نتایجم عوض شد این نشون میده که شکرگزاری الکی و همینجوری لفظی فایده نداره واقعاً باید حست خوب باشه واقعا باید از ته دلت باشه و واقعاً باید درونت احساس خوبی رو به وجود بیارم آدمهایی که ناسپاس و ناراضین غر میزنند همیشه شرایط داره برای اونها بدتر و بدتر میشه در واقع خودشون دارن با دست خودشون شرایطی رو مهیا میکنند که نعمتها از زندگیشون خارج بشن آیا منم میخوام جز این دسته باشم یا میخوام شرایطیو مهیا کنم که نعمتها وارد زندگی من بشه؟
برای رسیدن به خواستهها نیاز به تداوم داریم توی شکرگزاری در کنترل کانون توجه خودمون نیاز داریم که استمرار داشته باشیم رای بعضیا شرایط همون قدیمها هم خوب بوده همین الانم خوبه همیشه شرایطشون خوبه بعضیام هستند که همون قدیم شرایطشون بد بوده الان شرایطشون بده و همیشه شرایطشون بده این ما هستیم که تعیین میکنیم که چه شرایطی رو تجربه کنیم….
اصلاً قرآن گفته ویژگی انسان ناسپاسی و شیطان هم از همین طریق از همین نقطه ضعف ما میخواد استفاده کنه و ما رو گول بزنه و ما رو از خدای خودمون دور کنه میخواد ما رو ناسپاس کنه
اگر بتونم در هر لحظه برای هر نفس شکرگزار باشم زندگی من گلستان میشه این الگو از افراد مختلف باید به من درس بده که همیشه سپاسگزار باشم و تمرکزم روی نعمتهایی باشه که دارم اینجوری هدایت میشم به نعمتهای بیشتر اگر میخوام امروزم بهتر از روز قبلم باشه و امسالم بهتر از پارسالم باشه باید تمرکزم رو بذارم رو نعمتهامو داشتههام و سپاسگزاری کنم اینجوری احساس من بهتر میشه و در مداری قرار میگیرم که نعمتهای بیشتری هست.
پیدا کردن علایق
اینکه بتونم علاقه خودم رو پیدا کنم چیز عجیبی نیست باید چیزی که نسبت بهش کشش دارم رو پیدا کنم نجوری توی مسیر هدایت میشم وقتی که توی دل کار هستم توی تکامل علاقه شکل میگیرد لازم نیستش که در مورد آینده بدونم الان فقط لازمه که من قدم بعدی خودمو بدونم اینکه فکر کنم لازمه که یه سیستم دیگهای برای من پول بسازه و خودم مولد نباشم این تفکر فقر آلوده من باید خودم مولد باشم نه بانک نه کس دیگه نه ترید نه بورس بعد روی خودم حساب کنم چون خودم برای عوض کردن شرایط لازمه که خودم تغییر کنم و وقتی روی خودت سرمایه گذاری کنی هزار برابر بیشتر پول میسازی …..
من یادمه وقتی سال جدید میشه، یک دفتر تمیز برمیدارم و تمام اهداف و خواسته های خودم می نویسم ، و وقتی اردیبهشت ماه میشه ، اصلا فراموش کردم که ، خواسته ای نوشتم ، و اهدافی داشتم .
چرا این اتفاق می افتد، چون هنوز باورم نشده که من با افکارم خلق می کنم، به زبان می گم ، و گاهی می نویسم ، اما در عمل هنوز اطمینان قلبی ندارم که من خالق هستم و به موضوع احساسی و هیجانی نگاه می کنم و نه بعنوان یک قانون، که اگر رعایت کنم ، موفق میشم ،
پس خیلی هنوز باید روی ذهن خودم کار کنم و به ذهن خودم بقبولانم همه چیز افکار و باورهای خودم هست . و نباید از خداوند انتظار بی جا داشته باشم ، و فکر کنم خداوند سیستم هست و فقط به افکار من و احساس درونی من پاسخ میده و تغییر ی در زندگی من ایجاد نمی کنه ، مگر اینکه من اجازه بدم و شکل فکر کردن خودم را تغییر بدهم،
بنابراین با این شور واشتیاق خواسته های خودم را بنویسم که 100٪ بهش می رسم ، چطور میرسم .
خداوند منو هدایت می کنه ، من کافی است در احساس خوب بمونم و فعالیت هایی کوچک و مستمر در همان راستا انجام بدم ، حتی شده یک نوشته ای بخونم ، سرچ کنم ، الگوی خوب ببینم و آرام آرام وارد مدار آن می شوم و کارهای روتین زندگی خودم را به سمت خواسته خودم هدایت کنم. و البته که نامیدی هم می آد، بی انگیزه گی می اد ، نجوای شیطانی سراغ آدم می آد. ولی باز قانون را یاد آوری کنیم ، چون من در مسیر درست هستم، و رسیدن به خواسته ها باعث رشد و گسترش جهان میشه ، خداوند، کائنات، به من کمک خواهد کرد و این یک قانون هست که ثابت هست.
و در مورد نا امیدی و احساس بد ، که نتیجه افکار منفی هست ، باز قانون را یاد بیاریم که اینها از شیطان نشات میگیرد و شیطان وظیفه دارد انسانها را گمراه و غمگین سازد، ولی وقتی من به رب العالمین، که فرمانروای جهانیان هست توکل کنم پیروز خواهم شد .
اگه اهمیت کنترل ذهن رو درک کنیم کنترل ذهن کاری عملی تر میشود
احساس خوب = اتفاقات خوب
احساس بد = اتفاقات بد
کلا احساسات ما که فرکانس های قوی میفرستن بنظرم دو حالت منفی (بد) مثبت(خوب)
اگه زمان روبه رو شدن با اتفاقاتی که از نظر ذهن ما منفی هستن نتونیم افکارمون رو کنترل کنیم قطعا باید منتظر باشیم اتفاقات بد دیگه ای رو هم تجربه کنیم این موضوع برای حالت برعکسش هم صدق میکنه پس باید توی کنترل ذهن خیلی سخت گیر تر باشیم
ما غذاهای فاسد رو نمیخوریم چون به بدنمون آسیب میزنه اما همه نوع افکاری رو وارد ذهنمون میکنیم و نمیدونیم چه ضربه ای داریم به تمام زندگیمون میزنیم
برای رسیدن به اهداف همونطور که استاد توضیح دادن باید بنویسیم خواسته هامون رو بعد مهم ترینش رو انتخاب کنیم ببینیم اولویت چیه چون ما باید تمرکز کنیم بعد بیایم هدف بزرگمون رو به اهداف کوچیک که خیلی راحت تیک میخوره تقسیم کنیم وقتی این اهداف کوچیک تیک بخوره انگیزه ماهم برای رسیدن ادامه راه بیشتر خواهد شد
سلام و درود خدمت استاد بزگوار و خانم شایسته عزیز و همه دوستان و همراهان عزیز
گام چهارم: باور به امکان پذیری
خیلی خیلی ممنونم از استاد عزیزم که روش درست نوشتن اهداف را به این زیبایی در این فایل بیان کرده اند و در واقع هیچ چیزی را دریغ نکرده اند.
بنده هم بارها این را تجربه کرده ام که اهدافی را برای سالی که پیش رو داشتم نوشتم ولی برنامه خاصی برای شان نبوده و کارهای کوچک روزمره که باعث شوند گام به گام به اهدافم نزدیک و نزدیکتر شوم در کار نبوده و میشه گفت بیشتر جنبه توهمی داشت. ولی از این فایل عالی متوجه شدم که برای سال پیش رو چطوری باید هدف تعیین کنم و چه کارهایی باید انجام بدهم تا اهدافم محقق شوند
سپاسگزارم استاد عزیز
برای تان آرامش و سلامتی، ثروت و شادمانی و سعادت ابدی خواهانم
بنام خالق زیبایی ها وهدایت گر من به سمت زیبایی های بیشتر خداوندا سپاسگزارم که هر روز زیبایی وآرامش و آسایش بیشتری رو وارد زندگیم می کنی و مرا داری هدایت می کنی تا درک کنم قوانینت رو وبه قوانین کیهان بیشتر عمل کنم خدایا شکرت برای این مسیر زیبایی که منو هدایت کردی خدایا سپاسگزارم خدایا سپاسگزارم خدایا سپاسگزارم
خدایا من چقدر دارم آگاهی های نابی رو دریافت می کنم کافیه بصورت مستمر ومتوالی این مسیر رو ادامه بدم وقدم هام رو کافیه آرام وآهسته ولی پیوسته ومتوالی بردارم و رو به جلو حرکت کنم .
من برای ساختن یک ورژن جدید از خودم نیازه که نقاط قوت خودم رو شناسایی کنم وبهترشون کنم و نقاط ضعفم رو بشناسم و روی اونها کار کنم وکمترشون کنم تا بهتر بشن ، نیازه که اهدافم رو بنویسم وهر روز اونها رو بخونم و هر لحظه باید اون شور وشوق رو داشته باشم برای تغییر وتحول خودم .
در دنیایی که خداوند قوانین رو خلق کرده ما به راحتی می تونیم هرچیزی رو که بخواهیم خلق کنیم به شرط اینکه از قوانین تبعیت کنیم حالا قانون چی میگه؟ قانون میگه : افکار شما باورهای شما داره زندگی شما رو خلق میکنه و به هرآنچه توجه می کنی مثل همون بیشتر وبیشتر وارد زندگیتون میشه اگر ما بتونیم کنترل ذهنمون رو بدست بگیریم میتونیم کنترل زندگی مون رو هم بدست بگیریم ، کار راحتی هم نیست اما اگر اهمیت این کار رو درک کنیم کار ما راحت میشه .
خدای من چه قانونی گذاشتی قبلا به عدالت خدا شک داشتم که خداوند عادلانه رفتار نمی کنه یک جنگ در وجودم بود که خدایا چرا زندگی من اینقدر پر از درد ورنج هست چرا اینقدر سختی برای من ، تحمل ندارم ، بعد خودم به خودم دلداری میدادم که اشکال نداره اون دنیا هم هست ولی الان نگاهم داره عوض میشه تمام اتفاقات زندگی خودم رو تا الان خودم خلق کردم خودم مسئولش هستم چیزی بنام سرنوشت وجود نداره که قبلا نوشته شده باشه یادم میاد در دوران مدرسه درباره ی تصمیم وقدرت اختیار وتقدیر وسرنوشت از یکی معلمان دینی پرسیدم وجواب معلم این بود که ما در برابر سرنوشت خداوند قدرت تصمیم گیری نداریم هر چی سرنوشت هست در آخر همون اتفاق می افته یعنی تقدیری که جبر هست وباید بپذیری وتو قدرتی نداری اونو عوض کنی اما الان میگم من می تونیم یک قدرتی در درونم حس می کنم که من توانایی دارم و می تونم حرکت کنم وعوض کنم .
الان درک می کنم که چقدر مهم هست کنترل ذهن ، چقدر مهم هست که من در طول روز به چه چیزهایی توجه می کنم ، در مورد چه چیزهایی حرف میزنم . الان درک می کنم که نوشتن وداشتن هدف چقدر مهم هست وقتی اهداف بزرگ رو کوچک کنی وبه کارهای روتین و روز مره خودت تبدیل کنی چقدر می تونه نتایج بعد از مدتی بزرگ باشه جمله طلایی کارهای روتین ما نتایج رو برای ما بوجود میاره ورقم میزنه نه کارهایی که یکبار انجام می شود.
بوجود آوردن یک عادت توی زندگی ما باعث میشه نتایج ما هم تغییر کنه باید یادم باشد موقع نوشتن اهداف با این باور نوشته بشن که قراره خلق بشن یعنی این امکان رو به خواسته هامون بدیم که حتما برای ما خلق میشن وبهشون می رسیم به سادگی و راحتی وکاملا بدیهی. حواشی رو در موقع نوشتن هدف ها بزاریم کنار چگونگی نوشتن مهم نیست بلکه با چه باوری می نویسی مهمه بچسپم به اصل واز حاشیه دوری کنم .
چقدر قشنگ آدم ها رو در دو گروه قرار دادید گروهی که افرادی پابرهنه با یک گاری زهوار در رفته با کوله باری از مشکلات وگرفتاری از یک مسیر کوهستانی وسنگلاخی درحال حرکت هستند تا به مقصد برسند و اما یک گروه دیگری هست کاملا متفاوت سوت زنان در یک جاده ی جنگلی هموار با نهایت لذت در حال حرکت برای رسیدن به اون مقصد هستند اما این کجا وآن کجا . پس سعی کنیم جزو گروه دوم باشیم از زندگی مون لذت ببریم ومسیر زندگی رو طی کنیم تا به اصل خودمان که خداست برسیم.
برای خودم باید ارزش قائل باشم برای وقتم برای کارهام برای اهدافم ارزش قائل باشم واونها رو ارزشمند بدانم وباور خودم رو نسبت به خودم وکارهام وشغلم تغییر بدم تا نتایج ارزشمندی بگیرم .تداوم یک عملکرد ادامه دار و متوالی در مسیر درست باعث میشه نتایج بزرگ بوجود بیاد در این مسیر نیاز هست تکامل رو طی کنم .
تنها راه رسیدن به نتایج بزرگ تکرار وتمرین وتمرکز و باورسازی هست یک مسیری که شور و شوق میخواد بقیه اش نتیجه است ،یادم باشه که آدم های غرزن وناراضی آدم های ناسپاسی هستند و ناسپاسی بزرگترین ومهمترین عامل از دست دادن نعمت است پس تا می تونیم زیبایی ها رو ببینم وسپاسگزاری کنیم تا هدایت بشیم به سمت زیبایی ها ونعمت های بیشتر .الله اکبر از درک این آگاهی. ناسپاسی باعث میشه که انسان گمراه بشه ، اگر آدم سپاسگزاری باشی برای دریافت نعمت بیشتر هدایت میشی باید تمام تمرکزت رو بزاری روی زیبایی ها وبصورت مداوم سپاسگزار باشی از صمیم قلب نه ادای آدم های سپاسگزار رو دربیاری اگر می خوای هر روزت بهتر از روزهای دیگه ات باشه تمام تمرکزت رو بزار روی زیبایی وشکرگذار نعمت ها وزیبایی های خداوند باش وقتی تمرکز می کنی به چیزهای که به شما احساس بهتری میده یعنی در مداری قرار میگیری که نعمت های بهتر وبیشتری قرار داره .
علایق ما یعنی چیزی و شغلی که ما بهش کشش داریم و از انجام دادنش خسته نمیشیم و عاشق اون کار هستیم احساس خوب و شور وشوق ما رو هدایت می کنه به شغلی که دوستش داریم لازم نیست که بدونیم مسیر آینده ی ما کجاست ما هدایت میشیم. زندگی بواسطه ی حرکت کردن در جریانه فقط کافیه قدم ها رو برداریم و روی خودمون سرمایه گذاری کنیم تا مولد باشیم واز توانایی های خودمون ثروت بسازیم نه اینکه در انتظار این باشیم که عوامل بیرونی برای ما ثروت بسازن چون هرگز موفق نمیشیم پس مهمترین سرمایه گذاری روی خودمون هست .
سلام
ممنون ازاستاد بزرگوارم چقدر اطلاعات و قوانین کاینات داخل این فایل بود چقدر من شگفت زده شدم از این حد زاویه دید عمیق و درست به مسایل
بنظرم این فایل ها رو باید هزاران هزار بار گوش داد و سرلوحه قرار داد این فایل خیلی پربود ازسرمایه گذاری روی خود گرفته تا شکرگزاری و زندگی کردن درلحظه و کنترل ذهن .هر جمله خودش کتابی هست
کتابی نیل والش دونالد نوشته بنام گفتگو باخدا اونجا هم میگه خدا باهمه بنده هاش صحبت میکنه مهم اینه که کی گوش میده واتفاقا نویسنده خودش اذعان داره که زندگی پرچالشی داشته و اصلا معصوم نبوده و اصلا نویسنده نبوده فقط دست نوشته هاش که شب ها بصورت سوال وپاسخ مینوشته براش عجیب بوده از مطالبی که ناخوداگاه وارد ذهنش میشده که بعدا میبره به یک تالیف کننده نشون میده و کتاب میشه کتاب بارها ووبارها چاپ میشه به تمام زبان های زنده دنیا وزندگی خیلی از ادمها رو عوض کرده
توی اون کتاب اصلا به مردم عرب پرداخته نشده تمام مسایل حول مسیحیت و ادم هایی هست که اطراف نیل بودن و مسایل نویسنده که باهاش درگیر بوده و از شعور برتر سوال میپرسیده .کتاب های دینی هم دقیقا به همین منوال هست سوالات ومسایلی که اون شخص پیامبر میپرسیده جواب داده میشده وبهش پرداخته شده و اتفاقا اونجا هم گفته که تک تک شما فرستاده هستید همه شما یکی هستید همه ما یکی هستیم و من با همه شما صحبت میکنم و راه نشون میدم ولی اکثر شما منو میبینید روبرمیگردونید وقتی زیبایی میبینید و رو برمیگردنید ازمن رو برگردوندید
واین تلنگریه که همه ما مقدس هستیم و درارتباط مستقیم باخدا هستیم به شعور کیهانی وصلیم فقط باید راه ارتباط باز نگه داشت و دل و ذهن رو پاک نگه داشت
درپناه حق سالم و سعادتمند باشید
به نام خدای زیباییها
همان خدایی که زیباست و زیبایی را دوست دارد.
خداوند بزرگ را سپاسگزارم که مجدد فرصت نوشتن در این فضای ارزشمند سایت را برای من فراهم کرد.
ابتدا ایده ای به ذهنم رسید که صحبتهای استاد را بازنویسی کنم یعنی یه جورایی از روی صحبتهای این فایل رونویسی کنم٬ اما ایده تکامل یافت و قصد دارم مثل قبل دیدگاه و برداشت خودم را با تحلیل صحبتهای استاد بنویسم.
این کار باعث کنترل کانون توجه و راهکاری بسیار عالی برای کنترل ذهن محسوب میشه٬ مخصوصا در شرایطی که نجواهای ذهنی قدرت گرفتند (به قول استاد در دوره هم جهت با خداوند: مومنتوم گرفتند) و غلبه بر اونها تعهد و تمرکز زیادی میخواد.
هنگام تضادها کنترل ذهن کار راحتی نیست٬ اما اگر موفق به این کار شویم وارد مدارهای بالاتر شده و به موفقیتهای بزرگ دست پیدا میکنیم.
بدون اینکه ایده ای داشته باشم با توکل بر خدا شروع میکنم و از خودش میخوام که منو هدایت کنه تا بنویسم و ردپایی ارزشمندی از خودم بجا بذارم و نوشته ای پر محتوا تولید کنم٬
تمامی اعتبار اینها و هر آنچه که در زندگی دارم از آن خداست و او همیشه همراه و پشتیبان منه.
خدایا سپاسگزارم
سال 1404 که در ماههای ابتدایی آن هستیم شروعی دوباره برای برنامه ریزی مجدد زندگی و کار کردن روی خودمونه.
اگه تعهد داشته باشیم که امسال را متفاوت آغاز کنیم و با تمرکز بیشتری روی خودمون کار کنیم٬ به طوری که شخصیت جدیدی در ما شکل بگیره و باورهای جدیدی را در ذهن نهادینه کنیم٬ در نتیجه این کار فرکانس ما تغییر کرده و به مدارهای بالاتر صعود میکنیم٬
اونوقت خواهیم دید که زندگی روی خوش به ما نشون میده و در تمام ابعاد تغییر و پیشرفت را به وضوح میبینیم٬
اتفاقات بهتری برامون رخ میده٬ افراد با کیفیت تری وارد زندگی ما شده و به ما احترام میگذارند و دستی از دستان خداوند میشن تا ما به خواسته هامون برسیم٬ حالمون خوب میشه٬ زندگی از نظر ما بسیار زیبا میشه و هر آنچه که میبینیم زیبایی و عشق و ثروت هست و تمام این اتفاقات به صورت آرام آرام و طبیعی و به صورت تکاملی ( نسبت با رشد باورهای ما) رخ میده.
دلیل این همه تغییر فقط تعهدی هست که به خودمون دادیم تا با قدرت روی خودمون کار کنیم و مادامی که این روند را ادامه دهیم نتایج و صعود به مدارهای بالاتر هم ادامه خواهد داشت.
لذا باید همیشه و هر لحظه برای ما مثل سال جدید باشه (چون در شروع سال جدید افراد انگیزه بیشتری برای برنامه ریزی و تلاش دارند) و شور و اشتیاقی که در آغاز سال برای تغییر و ساختن ورژن بهتری از خودمون داریم رو حفظ کنیم و مسیر را با تعهد و قدرت ادامه بدیم.
در صورت به وجود آمدن تضادها دلسرد نشده و ادامه و ادامه و ادامه بدیم.
با رسیدن بهار هوا عالی میشه٬ درختان شکوفه میدن و کوه و جنگل و زمین٬ همه جا سبز میشه و طبیعت دوباره زنده میشه و رشد میکنه٬
این تغییر و زنده شدن دوباره طبیعت گویای این است که همیشه فرصت برای بهتر شدن و تبدیل شدن به ورژن بهتر شخصیتی و باوری وجود داره٬ فقط باید شروع و اقدام کنیم و مسیر را با تعهد ادامه بدیم٬
نقاط ضعف و قوت خود را شناسایی کنیم و
نقاط ضعف رو به نقطه قوت و نقاط قوت را قویتر کنیم٬
خواسته و اهداف جدید تعیین کرده و باورهای هماهنگ با آنها را ایجاد کنیم٬
در این شرایط فرکانس ما تغییر و به مدارهای بالاتر راه پیدا می یابیم و کیفیت بالاتری از زندگی را در تمام ابعاد تجربه میکنیم.
این قانون ثابت جهان هست که ما کنترل همیشگی و صد در صد روی زندگیمون داریم و میتونیم با تغییر فرکانس و باورها٬ زندگی دلخواه خود را بسازیم.
چون خداوند قوانینی را خلق کرده٬ که ما قادر هستیم به هر آنچه که میخواهیم برسیم و هر آنچه را که میخواهیم خلق کنیم٬ بشرطی که از قوانین درست استفاده کنیم و در مسیر آنها حرکت کنیم.
خدایا سپاسگزارم
بیس و پایه قوانین کانون توجه ماست.
با توجه کردن به چیزی و تکرار آن توجه ( مثبت یا منفی)٬ باعث شکل گیری باورهای متناسب با جنس اون توجه در ذهن شده و این باورها با ارسال فرکانس نتایج متناسب با خود را به وجود می آورد.
پس به هر چیزی که بیشتر توجه میکنیم از جنس همان توجهات بیشتر وارد زندگی ما میشود که بیانگر این است: کنترل زندگی ما در کنترل کانون توجه ماست.
ما با کنترل کانون توجه٬ ذهن خود را کنترل میکنیم و با کنترل ذهن٬ کنترل زندگی را در دست میگیریم و این جمله طلایی زندگیست:
کنترل ذهن = کنترل زندگی
کنترل ذهن اصلی ترین عامل موفقیت و خوشبختی ست.
خیلی مواقع ما قادر به کنترل ذهن نبوده و نجواها بسیار قوی هستند اما اگر اهمیت این موضوع ( کنترل ذهن) را در زندگی بدونیم کار راحت تر میشه.
برای کنترل ذهن نخست باید کانون توجه را کنترل کنیم٬ برای کنترل کانون توجه باید مراقب ورودیهای ذهنی ( شنیده ها و دیده ها) باشیم و ورودی قدرتمند کننده به ذهن بدیم.
راه دوم به خواسته ها توجه کنیم.
یعنی لیستی از اهداف و خواسته های واقعی تهیه کنیم٬ به اونها توجه و لحظه رسیدن به خواسته را مجسم کنیم.
در ادامه مسیر رسیدن به اهداف را کوچکتر کرده و آنها را به بخشهای کوچکتر و روزانه تقسیم کرده و اقدام کنیم.
برنامه روزانه رسیدن به اهداف را هر روز تکرار کنیم تا تبدیل به عادتهای ما شود.
در هر مرحله با توجه به باورهای ما٬
ایده هایی به ما الهام میشه٬ که باید به اونها عمل کنیم.
پس از آن٬ مهمترین موضوع تکرار این روند بصورت روزانه هست.
با تکرار این کار هر روز کانون توجه خود را کنترل کرده و بر روی خواسته ها تمرکز میشویم و کنترل ذهن را در دست میگیریم.
در ثانی با تکرار این روند عادتهای جدید و سازنده در خود ایجاد میکنیم٬
هر چقدر تکرار ما بیشتر باشه و با تمرکز و توجه بیشتری این تکرارها انجام بشه٬ احساس ما در حین این اقدامات درگیر شده و قدرتمندتر پیش میرویم٬
نتیجه این موضوع ساختن عادتهای قدرتمند کننده تر هست ( به زبان ساده عادتهای بسیار قویتری میسازیم)٬ چون قدرت عادتهای ما بستگی به میزان احساس ما حین اقدام و تکرار دارد.
در مورد عادتها میشود گفت؛
راز اصلی موفقیت های بزرگ ایجاد عادتهای قوی هست.
عادتهای ما ( درست یا اشتباه) در طول شبانه روز زندگی ما را تحت کنترل خود دارند٬ چرا که با باورهای قوی ادغام شده و در ضمیر ناخودآگاه ما ریشه کرده اند.
اگه بتوانیم از آنها در جهت رسیدن به خواسته ها استفاده کرده و باورهای جدید قدرتمند در مسیر رسیدن به اهداف ایجاد کنیم٬ اونوقت هیچی جلودار ما نبوده و با قدرت به سمت اهداف پیش رفته و به راحتی به خواستهها میرسیم٬ بشرط آنکه باورهای درست ایجاد کنیم.
خدایا سپاسگزارم
در نتیجه عامل مهم و ریشه ای در رسیدن به رویاها باورهای درست و قدرتمند هستند.
اگر با این باور اهداف خود را بنویسیم : که خداوند جهان را بر پایه قوانین ثابت خوشبختی خلق کرده و هرگز خارج از قوانین عمل نمیکند٬ این قوانین برای همیشه و برای همه کار میکنند٬ اگه در مسیر آنها حرکت کنیم و از اونها بدرستی استفاده کنیم٬ میتوانیم زندگی دلخواه خود را خلق کنیم.
ما قدرت خلق زندگی را داریم و وقتی خواسته ها را مینویسیم با این باور بنویسیم که خداوند وعده خلق آنها را داده و قطعا به اونها میرسیم٬ فقط باید در مسیر قوانین حرکت کنیم.
این باور به ما اشتیاق حرکت کردن میده و تحت این شرایط زندگی ما بهشت برین میشه.
در نتیجه عامل اصلی خلق زندگی دلخواه٬ ساختن باورهای قدرتمند است.
پس هنگامی که لیست اهداف را تهیه میکنیم بدانیم و باور کنیم که قراره خلق بشه و اتفاق بیافته و دقیقا خدا به ما میگه هر چی که میخوای رو بنویس تا بهت عطا کنم.
خدایا سپاسگزارم
نکته کلیدی و مهم موضوع اینه که :
هرچقدر بیشتر از خدا بخواهیم و هر چقدر با جزئیات بیشتری بخواهیم و زیاده خواه باشیم و همه چیز رو از خودش بخواهیم٬
نشون میده ما به قدرت خدا ایمان داریم٬ خداوند را تنها قدرت جهان میدونیم و فقط اون قادر هست که ما را به خواسته هامون برسونه٬ با این کار ایمان خود را نشون میدیم٬ فقط به خداوند توکل میکنیم و با داشتن حال خوب و احساس خوب مبنی بر اینکه بر تنها قدرت و صاحب اختیار جهان تکیه کردیم و از او طلب کردیم٬ از مسیر زندگی لذت میبریم٬ شاد هستیم و براحتی ( تاکید می کنم براحتی) به خواسته ها میرسیم.
این کار یعنی ما فقط بندگی خدا رو میکنیم٬ قدرت را به اون میدیم٬ چون وظیفه ما بندگی و وظیفه او خدایی کردن است.
لذا بر شانه های خداوند نشسته و خودش همه چیز را برای ما هموار و به ما عطا میکنه.
این موضوع با آیه های محکم و توحیدی قرآن منطبق بوده و از خداوند زیادی خواستن و با حال خوب خواستن٬ امیدوارانه طلب کردن٬ مصداق توحید هست.
خدایا سپاسگزارم
رسیدن به زندگی دلخواه و خوشبختی و موفقیت مستلزم تلاش و تعهد و ادامه روند میباشد.
اما منظور تلاش جسمی نیست٬ بلکه تلاش ذهنی و فعالیت ذهنی مثبت هست٬ تلاش ذهنی انرژی و تعهد بیشتری میطلبد اما نتیجه ای درخشان به بار داشته و خیلی زود به نتیجه میرسد.
چون قانون خداوند بر اساس فرکانس بنیان گذاری شده و فرکانس ما از ذهن و باورهای ذهنی ما و باورهای ما از کنترل ذهن و کنترل کانون توجه (که همان کنترل ورودیهاست) نشأت میگیرد.
پس کنترل کانون توجه و کنترل ذهن همان تلاش ذهنی برای رسیدن به خوشبختی است٬
در نتیجه خوشبختی درون ماست و علت زندگی اکنون ما ذهنیت ماست.
خوشبختی و موفق بودن موضوعی کاملا درونی بوده و ربطی به عوامل بیرونی ندارد. مصداق این موضوع افراد بسیار موفقی هستند که با دست خالی و از جایگاه پایین شروع کرده و به موفقیتهای بزرگ رسیده و ثروتمند واقعی هستند.
عادتهای سازنده و تاثیر گذار که در اثر تکرار و تداوم یک روند ساخته میشوند علت اصلی موفقیت آنها بوده و این عادتها از باورهای درست و غنی در مسیر موفقیت حاصل شده اند.
خدایا سپاسگزارم
متاسفانه اکثر افراد بعد از مدتی انگیزه خود را از دست داده و همه چیز را رها میکنند و به شیوه های قبلی برمیگردند.
برای جلوگیری از این اتفاق یکی از بهترین راهها نوشتن است.
نوشتن در مورد موفقیتهای روزانه از کوچک تا بزرگ.
ثبت دستاوردهای هر روز در دفتر مخصوص و سپاسگزاری بابت آنها بصورت شبانه.
همچنین ثبت نشانه هایی که روزانه در زندگی میبینیم٬ این نشانه ها را در دفتر مخصوص یادداشت کرده و با مرور آنها با خود بگوییم که از وقتی در مسیر قانون خداوند حرکت کردم خداوند خیلی سریع با این نشانه به من پاسخ داد که مسیرم درست بوده و باید با قدرت ادامه بدم.
این کارها (ثبت موفقیت ها و نشانه ها و مرور آنها)٬ باعث یادآوری شده و به ما خاطر نشان می کند که از کجا شروع کرده و به چه دستاوردی رسیده ایم و با این کار نجواهای ذهنی خلع سلاح شده و با ذهن آزاد مسیر را طی میکنیم.
ذهن نمیتواند بهانه ای برای آنها بیاورد٬ چون در زندگی اتفاق افتاده و کامل قابل باور بوده و آن را لمس کرده ایم.
در این مواقع بر نجواهای ذهنی فائق آمده و انگیزه لازم برای ادامه مسیر را کسب میکنیم.
همچنین تمرین معروف به سناریو نویسی روزانه در کنترل کانون توجه در ابتدای روز بسیار مفید بوده و نتایج عالی در پی دارد.
مطابق این تمرین هر روز صبح قبل از شروع فعالیت روزانه اتفاقات و خواسته هایی که دوست داریم در طول روز به آنها برسیم را یادداشت کرده و برای آنها سپاسگزاری میکنیم٬ سپس فعالیت روزانه را آغاز میکنیم.
با تکرار و تداوم تمرین اشاره شده (که فقط به یک قلم و کاغذ نیازمند است)٬ معجزه واقعی را در زندگی خود میبینیم.
این تمرینها کانون توجه ما را کنترل کرده٬ تمرکز و حواس ما را به سمت خواسته ها میبرد و همچنین سپاسگزاری بابت آنها ما را به مدارهای بالاتر سوق داده و هر چقدر در این مسیر احساس خوبی داشته باشیم سرعت رسیدن به خواسته ها و اتفاقات بیشتر میشود.
خدایا سپاسگزارم
استاد در مورد بدتر شدن شرایط باید بگم هنگامی که این لایو برگزار شد اوایل سال 1399 بود و الان سال 1404 که اگه بخواهیم شرایط اون موقع را با الان مقایسه کنیم٬ از لحاظ اقتصادی نسبت به الان بهشت برین بود.
طبق گفته استاد برای افرادی که ناسپاسی کرده و تمام تمرکز و توجه به اخبار و رسانه و حرفهای جامعه هست هر چی پیش میره شرایط بدتر میشه و این روند ادامه داره.
فرقی نمیکنه این افراد حتی اگر در آمریکا زندگی کنند که تورم تک رقمی داره٬ باز هم به طریق دیگه ای گرفتاری وارد زندگی اونها میشه.
توی همین اوضاع و شرایط الان هم که افراد زیادی ناله میکنند٬ کسانی هستند که بقول استاد در جاده جنگلی قدم زنان٬ سوت میزنند و پول درمیارن و خوشبختی را در همه ابعاد تجربه میکنند.
این دسته از افراد همیشه وجود دارند اما تعداد اونها نسبت به کسانی که ناسپاسی میکنند بسیار کم است.
اینها باور دارند که میتونن زندگیشون رو خلق کنند٬ منتظر دیگران نیستند٬ باور دارند که همیشه فرصت برای رشد و ثروتمند شدن وجود داره ( باور فراوانی).
بجای اینکه گله و شکایت کنند به دنبال شکار فرصت ها هستند و براش اقدام میکنند و به سرانجام میرسونند.
مهمترین خصیصه اینها عملگرا بودن و اقدام کردن است که ناشی از باورهای قدرتمندی هست که در ذهن خود ساختند.
این باورها در اثر تکرار و تمرین و از همه مهمتر عملگرا بودن ایجاد شده.
وقتی اقدام میکنیم و این کار را از ایده های کوچکتر شروع کرده و آرام آرام گسترش میدیم٬ ذهن منطقی رو به چالش میکشیم.
با این کار نتیجه ملموس ( اما در ابتدای کار کوچک) گرفته و نجواهای ذهنی ساکت شده و ذهن حرفی برای گفتن نداره٬ چون نتیجه رو دیده و باور کرده که میشه.
در نتیجه این کار باور به حرکت کردن و شدن کم کم قدرت گرفته و با تکرار این روند بصورت تکاملی (تکاملی فرکانسی)٬ این باور قویتر شده و اگر این روند ادامه پیدا کند٬ همین یک باور ما را به موفقیتهای بزرگ میرسونه.
پس عملگرایی در اجرای ایده ها٬ راهی مهم و بسیار قوی برای ایجاد باورهای قدرتمند هست.
باید شروع کنیم و نترسیم٬ از کوچک شروع کرده و آرام آرام گسترش دهیم.
این خصوصیت افراد موفق هست که شرایط براشون مهم نیست٬ چون باور دارند که همیشه فرصت هست٬ در نتیجه ایده هایی که به ذهنشون میرسه رو عملی میکنند٬ حتی اگه مکانی که در اون قرار دارن امکان اجرای اون ایده را نداشته باشه٬ به جایی هدایت میشن که پتانسیل رشد و اجرای اون را داشته باشه.
اینها ثابت میکنند همه چیز از درون افراد و ذهنیت و باورها نشأت میگیره.
این موضوع برای اکثر افراد بسیار چالش برانگیز بوده و مقاومت زیادی دارند.
البته من نمیخوام صفر و یک به این موضوع نگاه کنم٬ چون بالاخره همه ما انسان بوده و درگیر موفقیتهای بدست آمده شده و یا در اثر تضادها ناامید شده و از مسیر خارج میشویم٬
اما تعهد ما به موفق شدن و ساختن یک زندگی با کیفیت در همه ابعاد٬ در این مواقع به کمک ما میاد و باید خیلی سریع خود را جمع و جور کرده و به مسیر اصلی بازگردیم.
با طی تکامل تعهد خود را بیشتر کرده و با قویتر شدن باورهای سازنده و مثبت٬ دفعات کمتری از مسیر خارج شده و زمان کمتری در آن بمانیم.
این موضوع مانند سایر مسائل بصورت تکاملی بوده و اگر در ابتدای راه دچار خطا شدیم٬ نباید خود را سرزنش کنیم٬ فقط باید تحت هر شرایطی ادامه بدیم و به خودمون بگیم که این تنها راه برای رسیدن به موفقیت هست و من فقط این راه را دارم.
در این مواقع ذهن بهتر میتونه تمرکز کنه و به سمت خوشبختی و سعادت پیش برویم.
خدایا سپاسگزارم
استاد عزیز در مورد سپاسگزاری صحبت کردید.
نزدیکترین فرکانس به خداوند٬
وقتی برای داشته ها و نعمت های زندگی سپاسگزاری میکنیم و اون را هنگام سپاسگزاری حس میکنیم و به احساس خوب میرسیم٬ در چنین شرایطی باور میکنیم که چقدر به خداوند نزدیک هستیم و خداوند چقدر ما را دوست داره که این نعمت گرانبها را به ما داده٬ این احساس اوج احساس خوشبختیه و باعث میشه نعمت های بیکران وارد زندگی ما بشه.
با سپاسگزاری کردن مستقیماً کانون توجه به داشته ها متمرکز شده و باعث راحت تر شدن کنترل ذهن در مواقع تضادها میشه.
سپاسگزاری تنها فرکانسی است که ما باور میکنیم به معنای واقعی در لحظه خوشبخت هستیم چون نعمتهای زیادی داریم.
گاهی اوقات ما خواسته هایی را داریم٬ آنها را مینویسیم و به اون توجه میکنیم تا وارد زندگی ما بشه.
اما سپاسگزاری توجه ما را در همون لحظه به نعمتهایی جلب میکنه که الان داریم اما از اون غافل بودیم و با حس کردن اون نعمت در زندگی٬ در لحظه احساس خوشبختی داریم٬ چون نعمتها در زندگی اکنون وجود دارند و ما سپاسگزاری واقعی انجام دادیم.
برای ساختن ذهن سپاسگزار٬ راه اول تکرار و تکرار و تمرین است.
اما حین سپاسگزاری تعدد نعمات که میشماریم مهم نیست٬ بلکه مهم احساس ما در لحظه سپاسگزاری هست.
چون احساس ما دقیقا بیانگر فرکانس ماست و اگر موفق شویم حین سپاسگزاری از یک نعمت به احساس خوب برسیم٬ نشون میده مسیر را درست طی کردیم و اگر همین روند را ادامه بدیم٬ قویترین فرکانس جهان را ارسال میکنیم و بیشترین نتایج را در زندگی کسب میکنیم.
توی قرآن بارها به سپاسگزاری اشاره شده.
مخصوصا سوره ابراهیم آبه 7 :
و (نیز به یادآور) هنگامى که پروردگارتان اعلام فرمود: همانا اگر شکر کنید، قطعاً شما را مىافزایم، و اگر کفران کنید البتّه عذاب من سخت است.
این آیه و بسیاری آیه های دیگه در قرآن تفاوت افراد سپاسگزار با شخص ناسپاس را مشخص میکنه.
خداوند در این آیه از واژه « لَأَزِیدَنَّکُمْ » استفاده کرده.
اگر سپاسگزاری کنید شما را می افزایم و زیاد میکنم.
این یعنی سپاسگزاری فقط به معنی زیاد شدن نعمتها نیست٬ بلکه با سپاسگزاری درون ما بزرگ میشه و رشد میکنه.
در این حالت خدا را بیشتر در زندگی حس میکنیم٬ به الهامات و ایده های برتر دسترسی بیشتر و راحت تری داریم٬ به مدارهای بالاتر راه پیدا کرده و از همه مهمتر آرامش درون بیشتری بدست می آوریم.
لذا بجای اینکه روزانه بخواهیم موارد زیادی سپاسگزاری کرده و بنویسیم٬ دو سه مورد اصلی که در زندگی کنونی ما بسیار حیاتی هستند را یادداشت کرده و برای هر کدام وقت بگذاریم٬ روی اون موضوع تمرکز کرده و از خودمان سوال کنیم: که وجود این نعمت در زندگی چه برکاتی را به همراه داشته و بدون این نعمت زندگی من چه وضعیتی داشت؟
تمام مواردی که به ذهن میرسد را ثبت کنیم و اونهارو بخونیم و موقعیتهای متفاوت زندگی که وجود اون نعمت باعث برکات شده و یا از تضادی در زندگی جلوگیری کرده را به یاد بیاریم.
با این روش با تمرکز قوی روی نعمتهای مهم٬ به احساس خوب میرسیم و هنگامی که به احساس خوب برسیم یعنی نزدیکترین فرکانس به خداوند را ارسال کرده و به خدا نزدیک شده ایم.
در این مواقع انسان احساس خوشبختی محض را تجربه میکنه و احساس میکنه عزیز دل خداست که خداوند همچین نعمت گرانبهایی را در اختیار او قرار داده٬ باور میکنه خداوند او را اشرف مخلوقات و جانشین خودش روی زمین معرفی و تمام آسمانها و زمین را مسخر او کرده و از روح خودش در او دمیده.
این احساس باعث آرامش بسیار عمیقی شده و نعمات بیشماری را به زندگی وارد میکند.
حال هر چقدر این احساس سپاسگزاری را بهتر کرده و ماندگاری بیشتری در این احساس خوب داشته باشیم٬ با قدرت و سرعت در مسیر قوانین حرکت کرده و خوشبختی و نعمات واقعی در تمام ابعاد وارد زندگی ما میشود.
مواردی که اشاره شد گوشه ای از اهمیت سپاسگزار بودن در زندگیست و موارد بیشماری را هنگام سپاسگزاری کردن تجربه میکنیم که زیبایی آنها وصف نشدنیه.
ذهن سپاسگزار به داشته ها و نعمت ها توجه و به خاطر آنها سپاسگزاری میکنه.
به زیباییها توجه می کنه و به خاطر آنها سپاسگزاری میکنه.
در تضادهای زندگی به نیمه پر لیوان نگاه و به خاطر آنها سپاسگزاری می کنه.
لذا به سمت زیباییها و نعمتهای بیشتری هدایت شده و در زندگی خود تجربه میکنه.
هر چقدر این روند ادامه پیدا کنه رشد نعمت ها و زیباییهای زندگی بیشتر و بیشتر میشه و این روند تا بینهایت ادامه داره.
خدایا سپاسگزارم
اگه یاد بگیریم در زندگی دنبال علائق خود رفته و شغلی را انتخاب کنیم که به آن علاقمندیم٬ هم زندگی لذت بخش شده و هم سرعت رشد بسیار بیشتر میشود.
چون کاری که مورد علاقه ما باشد را با احساس خوب انجام داده و از انجام آن لذت میبریم.
در چنین شرایطی از کار خسته نشده و به آن به چشم تفریح نگاه می کنیم.
برای توسعه و گسترش آن با اشتیاق قدم برمی داریم و با حس لذت تمام به دنبال پیشرفتهای ایجاد شده و آموختن مهارتهای جدید در آن زمینه میرویم.
در واقع ما کار نمیکنیم بلکه زندگی می کنیم٬ چون از انجام آن لذت میبریم.
واضح است که اکثر تایم روزانه ما در شغلمان میگذرد پس اکثر روز را با لذت سپری کرده و حتی در شرایط به ظاهر بد هم رشد کرده و مشتری خود را داریم.
چون با عشق و علاقه کاری را انجام دادن و لذت بردن از آن فرکانس قوی را ارسال کرده و به مدارهای بالاتر مرتبط با آن زمینه راه پیدا میکنیم.
مصداق این موضوع زندگی نامه کارآفرینان بزرگ است که با تمام عشق و علاقه به شغل خود چسبیده و به موفقیتهایی در زمینه علایق خود رسیده اند که در تاریخ نظیر ندارد.
افراد ثروتمند خودساخته ( که بیش از 85 درصد از جمعیت ثروتمندان جهان را تشکیل داده و هر روز نیز به تعداد آنها افزوده میگردد) از این قبیل افراد هستند.
مثل زاکربرگ که با عشق و علاقه پروژه شبکه اجتماعی را دنبال کرد و به ثروت بالای 200 میلیارد دلار رسید و ثروتمندترین جوان جهان شد.
یا بیل گیتس که با عشق برنامه نویسی ویندوز را دنبال کرد و موفق شد با عرضه ویندوز زیر ساخت و دنیای نرم افزار را دگرگون کند به طوری که تمامی نرم افزارها بر روی ویندوز نصب شده و ثروتمندترین فرد جهان شد.
مانند وارن بافت که از کودکی با عشق و علاقه سرمایهگذاری را دنبال کرد و به ثروتمندترین سرمایه گذار جهان و تاریخ تبدیل شد و به جایی رسید که افرادی مثل بیل گیتس از او تبعیت کرده و توصیه های سرمایه گذاری او برای بسیاری در جهان الگو و سرمشق است.
و یا مثل ایلان ماسک که با اسپیس ایکس و تسلا جهان را متحول کرد و ثروتمند ترین فرد جهان شد.
و یا در داخل ایران عسگراولادی که تاجر بزرگ خشکبار در جهان بود و بسیار افراد دیگر که با علاقه راه خود را طی کرده و از تضادهای زندگی درس گرفته اند٬ خواسته های خود را مشخص نموده و با اشتیاق در مسیر علائق خود قدم برداشتند.
نکته قابل تامل در زندگی این افراد سوپر موفق این بوده که در یک زمینه فعالیت داشته و تمام تمرکز خود را بر روی همان علائق خود گذاشتند و به موفقیتهای بزرگ رسیدند ( البته استثنا هم وجود دارد) اما موفقیتهای عظیم آنها در همان زمینه ای بوده که با علاقه کار کرده و کمپانی خود را گسترش دادند.
این نشون میده قدرت اشتیاق سوزان (همان موردی که ناپلئون هیل در کتاب بیندیشید و ثروتمند شوید در ابتدای کتاب به اون اشاره داره) بر هر تضادی فائق میاد و افراد را به جایگاه عظیم میرساند.
اشتیاق سوزان نشان از احساس عالی برای انجام کار بوده٬ احساس ما نیز همان فرکانس ماست و جهان هم بر اساس فرکانس ما عمل میکنه و فرکانس عالی ما را در مدار عالی قرار داده و به نتایج عظیم میرساند.
اما سوال اینجاست که چطوری به علایق خود پی ببریم؟
اگه ما در زندگی دنبال این موضوع باشیم و به ایده ها عمل کنیم آرام آرام به مسیر درست هدایت شده و با رسیدن به هر خواسته و هدفی در زندگی اولا باور به شدن در وجود ما قویتر شده و ثانیا کم کم پی به علاقه خود میبریم.
با رسیدن به هر هدفی میفهمیم که به اون کار علاقه داشتیم و از مسیر اون لذت بردیم یا خیر.
نکته بعدی اینه که اگه کاری را براحتی و بدون صرف انرژی زیاد انجام میدیم میتونه یکی از نشانه های علاقه ما باشه و اگه از مسیر رسیدن به اون هدف و انجام کارها در مسیر لذت میبریم باز هم یکی از نشانه های علاقمندی در آن زمینه است.
اما همانطور که استاد توضیح دادند این موضوع با حرکت کردن و اقدام ما بصورت تکاملی رشد کرده و آرام آرام به مسیر عشق و علاقه خود هدایت میشویم.
فقط باید حرکت کنیم و اقدام کنیم بقول شرکت نایک : Just Do It
فقط انجامش بده.
این حرف را باید با طلا نوشت چون حاصل سالها تجربه صاحب کمپانی نایک یکی از بزرگترین کمپانی های جهان بوده که محصولاتش به تمام دنیا صادر شده و در تمام جهان شناخته شده است.
خدایا سپاسگزارم
و اما در مورد قرآن کتابی که بر اساس توحید و قوانین ثابت جهان نازل شده و راز خوشبخت زیستن را بیان میکند.
آیه هفتم سوره آل عمران به زیبایی هر چه تمام این کتاب را معرفی کرده و آیه ها را به دو دسته محکم و متشابه تقسیم میکند.
موضوع حجاب و بسیاری دیگه از موضوعاتی که برای جامعه حائز اهمیت شده ( مثل چشم ضخم و موارد بسیار) جزو موارد متشابه هستند که در برخورد سلیقه ای با قرآن و نگاهی منفعت طلبانه تفسیر شده و افراد زیادی آنها را باور کردند.
در صورتی که خداوند در پنج آیه اول سوره بقره به زیبایی بنیان و شالوده قرآن را توضیح داده که درس زندگیه.
استاد از شما سپاسگزارم که این دیدگاه را بمن دادید که به قرآن نزدیکتر بشم.
شما اولین کسی بودید که از آیه های قرآن تفسیری عالی را استخراج کرده و به ما ثابت شد که قرآن کتاب زندگی٬ شاد زیستن و یکتا پرستی هست.
قرآن کتابی فرکانسی و بر مبنای توحید بوده و آیه هایی که بر پیامبر نازل شده در دسته بندی محکم و متشابه بوده٬
آیه های محکم مبنای زندگی بوده و عمل به اونها سعادت و خوشبختی را به وجود میاره٬ بشرطی که به اصل توجه کنیم و روی اصل قرآن که توحید هست تمرکز کنیم.
توحید یعنی خداوند رب العالمین هست واژه ای که 980 بار در قرآن تکرار شده تا بیان کنه تنها قدرت و صاحب اختیار جهان رب هست.
و منطق قرآن این بوده که موضوعات با اهمیت را تکرار کرده تا اهمیت و جایگاه آن در زندگی اثبات بشه.
مثل واژه یشا که به معنای این است : اگر در قانونمندی خداوند باشد.
که بیان میکنه جهان بر مبنای قوانین ثابت خلق شده و هر کس از قوانین پیروی کنه سعادتمند و خوشبخت میشه.
یا مثل آیه های:
بما قدمت ایدیهم
بما کانوا یعملون
مثل واژه حزن که با لای نفی بارها تکرار شده و تاکید بر دوری جستن از احساس بد را داره.
مثل واژه شکرگراری به اشکال مختلف که تاکید بر سپاسگزاری کردن از خداوند هست.
مثل واژه اعراض که تاکید بر بی توجهی کردن به مسائل بی اهمیت و توجه کردن به مسائل مهم را داره.
و از همه مهمتر توحید که در تمام آیات قرآن بیان شده که قدرت از آن خداست٬ خدا را بپرستیم٬ قدرت را از آن او دانسته و فقط از او رزق و روزی و خواسته های خود را بخواهیم و با این کار بندگی خدا را کرده و در مسیر سعادت و سربلندی و خوشبختی قرار میگیریم.
استاد هر آنچه از این نوع تفسیر آموختم از شما آموختم٬ واقعا دست مریزاد من هیچکس را ندیدم که قبل از شما بتونه همچین تفسیری ارائه بده.
خدایا سپاسگزارم
همانطوری که استاد اشاره کردند بهترین سرمایه گذاری روی باورها و کانون توجه ماست.
وقتی این موضوع را در اولویت قرار داده و با جدیت روی ذهنیت و کنترل کانون توجه کار کنیم٬ به مسیری هدایت میشویم که افراد٬ ایده ها٬ شرایط و الهاماتی را دریافت می کنیم که براحتی پول ساخته و هر روز به ثروت ما اضافه میشود و این قانون ثابت جهان هست که هر چه باورهای قدرتمندی بسازیم در مدار ثروت بیشتری قرار گرفته و براحتی پول میسازیم.
ثروت تماما یک ذهنیت بوده و هر کسی که به ثروتهای زیاد و پایداری رسیده ذهنیت ثروتمندی داشته است.
اما کار کردن روی ذهن و باور ها راحت نیست بلکه نیازمند تلاش ذهنی زیادی بوده و تلاش ذهنی موضوعی هست که اکثر افراد از آن گریزان و دنبال پول در دنیای بیرون هستند.
چون مقاومت ذهنی بالایی داشته و حاضر نیستند مسیر فکری و باوری خود را تغییر دهند به همین دلیل دست به هر کاری و هر سختی میزنند تا پول بیشتری دربیارن اما ناکام میمانند چون اصل موضوع که همان تلاش ذهنی و اصلاح باورهاست را رها کردند.
هر کس روی باورهای خودش کار کنه و بتونه ذهنیت مولد و پولساز خلق کنه حتی اگه در بورس هم پول بذاره سود میکنه.
موضوع طرز تفکر ما و باورهای ماست.
چیزی که اساس و پایه جهان بوده و خداوند مبنای زندگی هر فرد را بر اساس فرکانسها و باورهای او قرار میدهد.
خدایا سپاسگزارم که باز هم موقعیت نوشتن را بمن دادی.
هر آنچه نوشتم تو گفتی و من نوشتم.
استاد عزیز از شما هم بابت این لایو پر محتوا و صحبتهای ارزشمندی که ارائه دادید ممنونم.
امیدوارم تونسته باشم ردپای خوبی بجا بذارم و ابتدا برای یادآوری به خودم نوشتم.
خدایا سپاسگزارم
با سلام
آنچه من از این گام میفهمم این است که وقتی هدفگذاری میکنم، نباید آن را فراموش کنم. رسیدن به هدف، باید فکر و ذکر من بشود. چسبندگی به هدف، همان کنترل ذهن است؛ یعنی باید از هر آنچه که من را از مسیرم دور میکند، اعرض کنم. هدف را باید آن قدر باور داشته باشم و واقعی ببینم و مطمئن باشم که محقق خواهد شد که تمام مراحل رسیدن به آن را برنامهریزی کنم و تمام عادتهای لازم برای تحقق آن را در خودم نهادینه کنم. فقط با یک باور قلبی بر این که هدف من محقق خواهد شد، میتوانم با شور و شوق و برنامهریزی به سمت آن حرکت کنم. مثل آن که بخواهم در یک رستوارن معین بروم و خوارک معینی را بخورم و شک ندارم که باید چگونه و با طی چه مراحی به رستوران برسم و از در وارد شوم و پشت میز بنشینم و خوراک دلخواهم را سفارش دهم و در این مسیر، نه شک دارم و نه احساس ناراحتی؛ بلکه با اطمینان به پیش میروم و با هر قدم به سمت رسیدن به هدف، احساس بهتری پیدا میکنم و به مسائل و حواشی و مواردی که در طول مسیر رسیدن به رستوران روی میدهد، هیچ توجهی نمیکنم، چون با هدف من مرتبط نیست و همخوانی ندارد.
حرکت به سمت هر هدفی، نیازمند طی پیشنیازها و برداشتن گامهای ضروری اولیه است. اول باید هدفهای کوچک را انتخاب کنم که فقط تا اندازهای از دایر امن من بیرون است و بعد به همین ترتیب به سمت هدفهای بزرگتر بعدی بروم. یعنی باید مدار به مدار به پیش بروم و در این کار، استمرار و تمرکز و شوق و پشتکار داشته باشم. هیچ راه میانبری وجود ندارد.در حقیقت، این من هستم که مدار به مدار به جلو حرکت میکنم و تواناییهای و مهارتهایم را در زمینه مورد علاقهام گسترش میدهم. در واقع، برای تولید ثروت مادی، این من هستم که مولد هستم و نه هیچ عامل دیگری. ثروت را من تولید میکنم و نه آن که کسی به من بدهد یا از جابجایی اموالم به دست بیاید. منبع تولید ثروت، خود من هستم در حوزه کاری خودم.
بزرگترین عامل از دست دادن نعمت و ثروت، ناسپاسی است؛ زیرا با سپاسگزاری، تمرکز من بر همه مواردی خوشایند و دلپذیر خواهد بود. در حقیقت، سپاسگزاری یک نوع کنترل ذهن است؛ یک الگوی ذهنی است. یعنی امری درونی است که نگاه من را به جهان تغییر میدهد و جهان من را به نحو دلپذیر من ایجاد میکند. سپاسگزاری یک قانون درونی است و نه تظاهر و توسل به رفتارها یا کلمات بیرونی خالی از محتوا. اثر شکرگزاری، احساس خوب و قرار گرفتن در مدار بالاتر برای برخورداری از نعمتهای بیشتر است.
با سپاس
سلام به همه ی عزیزان
روز چهارم از پروژه خانه تکانی ذهن
نکات فوق العاده ای در این فایل بود
سپاسگزاری بالاترین ارتعاش رو داره و برای داشتن احساس خوب باید هر لحظه سپاسگزار بود.
سپاسگزار تک تک نعمت هایی که خدا به ما بخشیده
ما برای تغییر بنیادین زندگی باید به طور بنیادین باور های خودمون رو تغییر بدیم
اگر می خواهی تغییر کنی پله پله قدم بردار نه اینکه به یک باره کلی هدف در یک سال برای خودت تعیین کنی که این کار مصداق ضرب المثل سنگ بزرگ نشانه نزدن است. آرام آرام و قانون تکامل رو باید اجرا کنی
علاقه ات را پیدا کن و در جهت آن حرکت کن و هر روز سعی کن یک درصد بهتر از دیروزت باشی
در پناه الله یکتا باشید
به نام خداوند بخشندهی مهربان
گام چهارم: باور به «امکان پذیری»
سلام به استاد قشنگم و دوستان متعهد من
این فایل مربوط میشه به سال 1399 و هدف گذاری در سال جدید وقتی که سال نو آغاز میشه هممون یه هیجانی داریم که هرچی اتفاق افتاده رو بذاریم کنار و دوباره از نو شروع کنیم ولی باید بدونیم که هر لحظه سال جدیده و شور و شوق تغییر رو داشته باشیم نه فقط وقتی که بهاره باید همیشه تلاش کنیم نقاط قوتمون رو بیشتر قوی کنیم و همچنین نقاط ضعفمون را کمتر کنیم تو این دنیایی که خداوند قوانینی خلق کرده که به راحتی میتونیم به خواستههای خودمون برسیم باید از این شرایط استفاده کنیم
این قوانین خداوند هیچگاه تغییر نمیکنه و تنها چیزیه که هیچ وقت نمیشه تغییرش داد ولی بقیه چیزها قابل تغییره فقط کافیه که اولین و مهمترین اصل یعنی اینکه بپذیرم من تمام مسئولیت زندگیم با خودم است را قبول کنم و بدونم که این من هستم که دارم تمام اتفاقات رو رقم میزنم و اگر تا الان هر طوری رقم زدم ازش راضی نیستم میتونم از الان به بعد یه جور دیگهای شرایط رو برای خودم رقم بزنم و اصلاً نباید نگران چیزی باشم
قوانین میگه افکار و باورهای ما زندگی من رو خلق میکنه و به هر چیزی توجه کنم از همون جنس وارد زندگی من خواهد شد اگر کنترل ذهنمو در دست بگیرم یعنی کنترل زندگیم رو در دست گرفتم که گاهی کار راحتی هم نیست ولی اگر اهمیت و میزان مهم بودنش رو بدونم کارم راحت میشه.
باید لیستی از اهدافم تهیه کنم و اونها را تبدیل کنم به قدمهای کوچیک برای خودم مشخص کنم که توی یک روتین مشخص چه کارهایی رو میتونم انجام بدم دقیقاً این نقطهای بودش که من نیاز داشتم انجام بدم و خداوند من رو هدایت کرد نکتهای که از استاد توی فایلها شنیدم و خیلی برام بولد شد اینه که هر زمانی به هر آگاهی نیاز داشته باشی توی زمان مناسب به تو گفته میشه و تو هدایت میشی اصلاً لازم نیست که نگران سوالاتت باشی…
وقتی که اهدافمو همچنین کارهایی که روزانه باید برای رسیدن به اون هدفم انجام بدم توی دفتر بنویسم و هر روز بهش نگاه کنم و براش حرکت کنم کارهای روتین من من رو به اون هدف بزرگم میرسونه در واقع یک سلسله از کارهای مشخصی که من به هدفم میرسونه نه کارهایی که یه بار انجام میشه چه مثبته چه منفی در واقع یک دونه کار مثبت نمیتونه برای من نتیجه خیلی بزرگی رقم بزنه و همچنین یه کار منفی هم نمیتونه من رو به قعر ببره و همه چیزو نابود کنه….
وقتی که میخوام هدفهام رو مشخص کنم باید با شور و اشتیاق اونها رو بنویسم و بدونم که من میتونم به اونها برسم ایمان داشته باشم به خودم به خدای خودم که من میتونم اتفاقات زندگیمو خلق کنم که خداوند به من گفته بگو فقط تو چی میخوای تا خلق بشه :))))
بله، همچین خدایی داریم…
حاضریم برای یه لقمه نون ساعتها بدویم اما برای زندگی عالی چی چقدر تلاش میکنیم آیا دوست دارم پابرهنه در یک مسیر سنگلاخ یک گاری به خودم ببندم و یه مسیر سنگ بالایی رو طی کنم زندگی 80 درصد آدمها همینه و شرایطی که دارن تجربه میکنن همینجوریه ولی اگه باورهامو عوض کنم و روی خودم کار کنم شرایط زندگی من هم عوض میشه من میخوام زندگی رو در تمام ابعاد تجربه کنم پس باید به چیزهایی توجه کنم که من رو به هدفم نزدیکتر میکنم و کارهایی کنم که منو به هدفم نزدیکتر میکنه…
خیلی وقتا برام پیش اومده که میخوام برم سر کار ساعت 7 صبح از خواب بیدار میشم و میرم ولی خیلی وقتا برای خودم یه روتین میذارم که میخوام به اهدافم برسم صبح خیلی زود براش بیدار نمیشم و سوالم از خودم این بوده که چطور حاضری برای دیگران ساعت 7 بیدار شی ولی برای خودت بیدار نمیشی؟!
این سوال یه تلنگری به من وارد کرد ولی از استاد یاد گرفتم هیچ وقت خودمو سرزنش نکنم بگم اشکالی نداره سعی کن دیگه یه جور دیگه رفتار کنی و الان دارم برای اهداف خودم هم صبح زود بیدار میشم هم کارامو انجام میدم
اینم یه نکته خیلی مهمه که با سرزنش کردن خودت باعث میشی که اون اتفاق کمتر رخ بده بلکه فقط داری اتفاقات از اون جنسو و تکرار بیشترش رو به سمت خودت دعوت میکنی
در ابتدا بهتره که چند تا هدف مختصر انتخاب کنم و طبق قانون تکامل او مسیر را طی کنم و یادم باشه که هیچ یزی یهویی و یه دفعه اتفاق نمیافته و در راه رسیدن به هدف اصلاً لازم نیستش که کوه بکنی فقط باید ذهنتو کنترل کنی وقتایی که خسته میشی ذهنتو کنترل کنی وقتایی که برات سوال پیش میاد ذهنتو کنترل کنی وقتایی که نجواهای ذهنی بهت میگه دیگه نمیتونی ذهنتو کنترل کنی و فقط ادامه بدی با توکل با احساس خوب با کار کردن توی این مسیر الهی خیلیا هستند که همیشه میگن شرایط خوب نیست و میگن الان شرایط بدتر از همیشه است و از این بدتر نمیشه قبلنا خیلی از این آدما رو میدیدم البته الانم گاهی میبینم ولی خب به بیشتری قبلاً نیست این نشون میده خودمم یکم تو این باور بهتر شدم اگه بخوایم به زندگی همون آدما نگاه کنیم اگه چند ماه دیگه ازشون بپرسی که شرایط چه جوریه دوباره میگن همین الانی که به نظرشون خیلی بد بود اون موقع عالیه و حاضرند همه کار کنن که برگردن به شرایط الان این نشون میده که باید قدر هر لحظهتو بدونی و توی هر لحظه شکرگزار خدا باشیم همین امروز داشتم یه ویس در مورد سپاسگزاری آقای سنگرزاده میشنیدم که میگفت من هرچی که دارم و هرچی که به دست آوردم از شکرگزاریه بهش میگفتش که من از سال 2015 شکرگزاری میکردم تو زندگیم هیچ چیز جدیدی نیست ولی از وقتی که باورهامو عوض کردم اون وقته که نتایجم عوض شد این نشون میده که شکرگزاری الکی و همینجوری لفظی فایده نداره واقعاً باید حست خوب باشه واقعا باید از ته دلت باشه و واقعاً باید درونت احساس خوبی رو به وجود بیارم آدمهایی که ناسپاس و ناراضین غر میزنند همیشه شرایط داره برای اونها بدتر و بدتر میشه در واقع خودشون دارن با دست خودشون شرایطی رو مهیا میکنند که نعمتها از زندگیشون خارج بشن آیا منم میخوام جز این دسته باشم یا میخوام شرایطیو مهیا کنم که نعمتها وارد زندگی من بشه؟
برای رسیدن به خواستهها نیاز به تداوم داریم توی شکرگزاری در کنترل کانون توجه خودمون نیاز داریم که استمرار داشته باشیم رای بعضیا شرایط همون قدیمها هم خوب بوده همین الانم خوبه همیشه شرایطشون خوبه بعضیام هستند که همون قدیم شرایطشون بد بوده الان شرایطشون بده و همیشه شرایطشون بده این ما هستیم که تعیین میکنیم که چه شرایطی رو تجربه کنیم….
اصلاً قرآن گفته ویژگی انسان ناسپاسی و شیطان هم از همین طریق از همین نقطه ضعف ما میخواد استفاده کنه و ما رو گول بزنه و ما رو از خدای خودمون دور کنه میخواد ما رو ناسپاس کنه
اگر بتونم در هر لحظه برای هر نفس شکرگزار باشم زندگی من گلستان میشه این الگو از افراد مختلف باید به من درس بده که همیشه سپاسگزار باشم و تمرکزم روی نعمتهایی باشه که دارم اینجوری هدایت میشم به نعمتهای بیشتر اگر میخوام امروزم بهتر از روز قبلم باشه و امسالم بهتر از پارسالم باشه باید تمرکزم رو بذارم رو نعمتهامو داشتههام و سپاسگزاری کنم اینجوری احساس من بهتر میشه و در مداری قرار میگیرم که نعمتهای بیشتری هست.
پیدا کردن علایق
اینکه بتونم علاقه خودم رو پیدا کنم چیز عجیبی نیست باید چیزی که نسبت بهش کشش دارم رو پیدا کنم نجوری توی مسیر هدایت میشم وقتی که توی دل کار هستم توی تکامل علاقه شکل میگیرد لازم نیستش که در مورد آینده بدونم الان فقط لازمه که من قدم بعدی خودمو بدونم اینکه فکر کنم لازمه که یه سیستم دیگهای برای من پول بسازه و خودم مولد نباشم این تفکر فقر آلوده من باید خودم مولد باشم نه بانک نه کس دیگه نه ترید نه بورس بعد روی خودم حساب کنم چون خودم برای عوض کردن شرایط لازمه که خودم تغییر کنم و وقتی روی خودت سرمایه گذاری کنی هزار برابر بیشتر پول میسازی …..
الهی شکر
به نام خداوند مهربان وهدایتگر
سلام به استاد عباسمنش و خانم شایسته مهربان
سلام به همه دوستان ثروتمندم
هدف گذاری
من یادمه وقتی سال جدید میشه، یک دفتر تمیز برمیدارم و تمام اهداف و خواسته های خودم می نویسم ، و وقتی اردیبهشت ماه میشه ، اصلا فراموش کردم که ، خواسته ای نوشتم ، و اهدافی داشتم .
چرا این اتفاق می افتد، چون هنوز باورم نشده که من با افکارم خلق می کنم، به زبان می گم ، و گاهی می نویسم ، اما در عمل هنوز اطمینان قلبی ندارم که من خالق هستم و به موضوع احساسی و هیجانی نگاه می کنم و نه بعنوان یک قانون، که اگر رعایت کنم ، موفق میشم ،
پس خیلی هنوز باید روی ذهن خودم کار کنم و به ذهن خودم بقبولانم همه چیز افکار و باورهای خودم هست . و نباید از خداوند انتظار بی جا داشته باشم ، و فکر کنم خداوند سیستم هست و فقط به افکار من و احساس درونی من پاسخ میده و تغییر ی در زندگی من ایجاد نمی کنه ، مگر اینکه من اجازه بدم و شکل فکر کردن خودم را تغییر بدهم،
بنابراین با این شور واشتیاق خواسته های خودم را بنویسم که 100٪ بهش می رسم ، چطور میرسم .
خداوند منو هدایت می کنه ، من کافی است در احساس خوب بمونم و فعالیت هایی کوچک و مستمر در همان راستا انجام بدم ، حتی شده یک نوشته ای بخونم ، سرچ کنم ، الگوی خوب ببینم و آرام آرام وارد مدار آن می شوم و کارهای روتین زندگی خودم را به سمت خواسته خودم هدایت کنم. و البته که نامیدی هم می آد، بی انگیزه گی می اد ، نجوای شیطانی سراغ آدم می آد. ولی باز قانون را یاد آوری کنیم ، چون من در مسیر درست هستم، و رسیدن به خواسته ها باعث رشد و گسترش جهان میشه ، خداوند، کائنات، به من کمک خواهد کرد و این یک قانون هست که ثابت هست.
و در مورد نا امیدی و احساس بد ، که نتیجه افکار منفی هست ، باز قانون را یاد بیاریم که اینها از شیطان نشات میگیرد و شیطان وظیفه دارد انسانها را گمراه و غمگین سازد، ولی وقتی من به رب العالمین، که فرمانروای جهانیان هست توکل کنم پیروز خواهم شد .
پس با اشتیاق و علاقه این مسیر را ادامه دهیم .
خدایا شکرت.
به نام خدایی که همه چیز از اوست
با سلام به استاد عزیزم و خانم شایسته عزیزم
درس های این فایل :
_ توی این جهانی ک خداوند قوانین رو خلق کرده ما به راحتی هرچیزی که بخوایم رومیتونیم خلق کنیم به شرطی ک از این قوانین استفاده کنیم
به هرچی توجه کنیم از جنس همون وارد زندگیمون میشه
_ اگر بتونیم ذهنمون رو کنترل کنیم میتونیم زندگیمون رو کنترل کنیم
کنترل ذهن = کنترل زندگی
کار ساده ای نیست اما وقتی که به اهمیت این کار توجه کنیم راحتر میشه واسمون
ی لیست از اهدافمون رو مشخص کنیم
بیاین فکر کنیم ک چه کارایی انجام میتونیم بدیم واسه اهدافمون بد هرروز به اون کار ها و روش ها نگاه کنیم و همیشه این کار رو انجام بدیم
_ با اشتیاق هدف هامون رو بنویسیم با این باور بنویسیم ک میخاد خلق بشه با جزعیات و باید همیشه بنویسیم و تکرار باشه
_ اگر باور کنیم ک وقتی بنویسیم انجام میشه میایم تمرین میکنیم و اهدافمون رو مینویسیم
_ به چیز هایی توجه کنیم و کار هایی انجام بدیم ک مارو به هدفمون نزدیک تر میکنه و حاشیه هارو رها کنیم
_ از هدف های کوچک تر شروع کنیم و تکامل رو طی کنیم و عجله نکنیم و آروم آروم مسیر رو طی کنیم و مسیر درست مهمه ن سرعت حرکت در مسیر
_ وقتی زندگی ما تغییر میکنه که ما تغییر کنیم و افکار ما تغییر کنه و باید یک تداوم و تکراری و ممارست و تلاش همیشگی باشه ک ما واقعا تغییر کنیم
_ مهم نیس خواسته هامون رو با چه فرمتی بنویسیم بیشتر باور اینه من مینویسم و اتفاق میوفته و انگیزه دایمی برای رسیدن به هدف مهمه
_ نگاه هرکس و برداشت هرکس از شرایط جامعه فرق داره و هستن آدم هایی که ناسپاس هستن و همیشه ایراد میگیرن
ما باید توجه کنیم ک نگامون سپاسگذارانه باشه و هرچی بیشتر سپاسگذاری کنیم نعمت هامون هم بیشتر میشه ط
باید همیشه حسمون رو خوب نگه داریم و ذوق داشته باشیم برای همه چیز
_خدایا بابت زیبایی های اطرافم سپاسگذارم
_یا رب بابت نعمت های بزرگ و کوچک زندگی ام سپاسگذارم
_ قدر نعمت هامون رو بدونیم و سپاسگذار باشیم
_ وقتی که سپاسگذار باشیم هدایت میشیم و بیشتر بیشتر به زیبایی های بیشتر هدایت میشیم و مدارمون تغییر میکنه
_ برای بهتر شدن روز دیگرمون نسبت به دیروزمون باید به چیز های خوب توجه کنیم و سپاسگذار باشیم و به نعمت ها توجه کنیم
خدایا سپاسگذارم ازت ک من رو به این فایل هدایت کردی 🩷🩷
به نام خداوند هدایتگر
سلام به استاد عزیزم و همراهان سایت
اگه اهمیت کنترل ذهن رو درک کنیم کنترل ذهن کاری عملی تر میشود
احساس خوب = اتفاقات خوب
احساس بد = اتفاقات بد
کلا احساسات ما که فرکانس های قوی میفرستن بنظرم دو حالت منفی (بد) مثبت(خوب)
اگه زمان روبه رو شدن با اتفاقاتی که از نظر ذهن ما منفی هستن نتونیم افکارمون رو کنترل کنیم قطعا باید منتظر باشیم اتفاقات بد دیگه ای رو هم تجربه کنیم این موضوع برای حالت برعکسش هم صدق میکنه پس باید توی کنترل ذهن خیلی سخت گیر تر باشیم
ما غذاهای فاسد رو نمیخوریم چون به بدنمون آسیب میزنه اما همه نوع افکاری رو وارد ذهنمون میکنیم و نمیدونیم چه ضربه ای داریم به تمام زندگیمون میزنیم
برای رسیدن به اهداف همونطور که استاد توضیح دادن باید بنویسیم خواسته هامون رو بعد مهم ترینش رو انتخاب کنیم ببینیم اولویت چیه چون ما باید تمرکز کنیم بعد بیایم هدف بزرگمون رو به اهداف کوچیک که خیلی راحت تیک میخوره تقسیم کنیم وقتی این اهداف کوچیک تیک بخوره انگیزه ماهم برای رسیدن ادامه راه بیشتر خواهد شد
به نام خدای مهربان
سلام و درود خدمت استاد بزگوار و خانم شایسته عزیز و همه دوستان و همراهان عزیز
گام چهارم: باور به امکان پذیری
خیلی خیلی ممنونم از استاد عزیزم که روش درست نوشتن اهداف را به این زیبایی در این فایل بیان کرده اند و در واقع هیچ چیزی را دریغ نکرده اند.
بنده هم بارها این را تجربه کرده ام که اهدافی را برای سالی که پیش رو داشتم نوشتم ولی برنامه خاصی برای شان نبوده و کارهای کوچک روزمره که باعث شوند گام به گام به اهدافم نزدیک و نزدیکتر شوم در کار نبوده و میشه گفت بیشتر جنبه توهمی داشت. ولی از این فایل عالی متوجه شدم که برای سال پیش رو چطوری باید هدف تعیین کنم و چه کارهایی باید انجام بدهم تا اهدافم محقق شوند
سپاسگزارم استاد عزیز
برای تان آرامش و سلامتی، ثروت و شادمانی و سعادت ابدی خواهانم
بنام خالق زیبایی ها وهدایت گر من به سمت زیبایی های بیشتر خداوندا سپاسگزارم که هر روز زیبایی وآرامش و آسایش بیشتری رو وارد زندگیم می کنی و مرا داری هدایت می کنی تا درک کنم قوانینت رو وبه قوانین کیهان بیشتر عمل کنم خدایا شکرت برای این مسیر زیبایی که منو هدایت کردی خدایا سپاسگزارم خدایا سپاسگزارم خدایا سپاسگزارم
خدایا من چقدر دارم آگاهی های نابی رو دریافت می کنم کافیه بصورت مستمر ومتوالی این مسیر رو ادامه بدم وقدم هام رو کافیه آرام وآهسته ولی پیوسته ومتوالی بردارم و رو به جلو حرکت کنم .
من برای ساختن یک ورژن جدید از خودم نیازه که نقاط قوت خودم رو شناسایی کنم وبهترشون کنم و نقاط ضعفم رو بشناسم و روی اونها کار کنم وکمترشون کنم تا بهتر بشن ، نیازه که اهدافم رو بنویسم وهر روز اونها رو بخونم و هر لحظه باید اون شور وشوق رو داشته باشم برای تغییر وتحول خودم .
در دنیایی که خداوند قوانین رو خلق کرده ما به راحتی می تونیم هرچیزی رو که بخواهیم خلق کنیم به شرط اینکه از قوانین تبعیت کنیم حالا قانون چی میگه؟ قانون میگه : افکار شما باورهای شما داره زندگی شما رو خلق میکنه و به هرآنچه توجه می کنی مثل همون بیشتر وبیشتر وارد زندگیتون میشه اگر ما بتونیم کنترل ذهنمون رو بدست بگیریم میتونیم کنترل زندگی مون رو هم بدست بگیریم ، کار راحتی هم نیست اما اگر اهمیت این کار رو درک کنیم کار ما راحت میشه .
خدای من چه قانونی گذاشتی قبلا به عدالت خدا شک داشتم که خداوند عادلانه رفتار نمی کنه یک جنگ در وجودم بود که خدایا چرا زندگی من اینقدر پر از درد ورنج هست چرا اینقدر سختی برای من ، تحمل ندارم ، بعد خودم به خودم دلداری میدادم که اشکال نداره اون دنیا هم هست ولی الان نگاهم داره عوض میشه تمام اتفاقات زندگی خودم رو تا الان خودم خلق کردم خودم مسئولش هستم چیزی بنام سرنوشت وجود نداره که قبلا نوشته شده باشه یادم میاد در دوران مدرسه درباره ی تصمیم وقدرت اختیار وتقدیر وسرنوشت از یکی معلمان دینی پرسیدم وجواب معلم این بود که ما در برابر سرنوشت خداوند قدرت تصمیم گیری نداریم هر چی سرنوشت هست در آخر همون اتفاق می افته یعنی تقدیری که جبر هست وباید بپذیری وتو قدرتی نداری اونو عوض کنی اما الان میگم من می تونیم یک قدرتی در درونم حس می کنم که من توانایی دارم و می تونم حرکت کنم وعوض کنم .
الان درک می کنم که چقدر مهم هست کنترل ذهن ، چقدر مهم هست که من در طول روز به چه چیزهایی توجه می کنم ، در مورد چه چیزهایی حرف میزنم . الان درک می کنم که نوشتن وداشتن هدف چقدر مهم هست وقتی اهداف بزرگ رو کوچک کنی وبه کارهای روتین و روز مره خودت تبدیل کنی چقدر می تونه نتایج بعد از مدتی بزرگ باشه جمله طلایی کارهای روتین ما نتایج رو برای ما بوجود میاره ورقم میزنه نه کارهایی که یکبار انجام می شود.
بوجود آوردن یک عادت توی زندگی ما باعث میشه نتایج ما هم تغییر کنه باید یادم باشد موقع نوشتن اهداف با این باور نوشته بشن که قراره خلق بشن یعنی این امکان رو به خواسته هامون بدیم که حتما برای ما خلق میشن وبهشون می رسیم به سادگی و راحتی وکاملا بدیهی. حواشی رو در موقع نوشتن هدف ها بزاریم کنار چگونگی نوشتن مهم نیست بلکه با چه باوری می نویسی مهمه بچسپم به اصل واز حاشیه دوری کنم .
چقدر قشنگ آدم ها رو در دو گروه قرار دادید گروهی که افرادی پابرهنه با یک گاری زهوار در رفته با کوله باری از مشکلات وگرفتاری از یک مسیر کوهستانی وسنگلاخی درحال حرکت هستند تا به مقصد برسند و اما یک گروه دیگری هست کاملا متفاوت سوت زنان در یک جاده ی جنگلی هموار با نهایت لذت در حال حرکت برای رسیدن به اون مقصد هستند اما این کجا وآن کجا . پس سعی کنیم جزو گروه دوم باشیم از زندگی مون لذت ببریم ومسیر زندگی رو طی کنیم تا به اصل خودمان که خداست برسیم.
برای خودم باید ارزش قائل باشم برای وقتم برای کارهام برای اهدافم ارزش قائل باشم واونها رو ارزشمند بدانم وباور خودم رو نسبت به خودم وکارهام وشغلم تغییر بدم تا نتایج ارزشمندی بگیرم .تداوم یک عملکرد ادامه دار و متوالی در مسیر درست باعث میشه نتایج بزرگ بوجود بیاد در این مسیر نیاز هست تکامل رو طی کنم .
تنها راه رسیدن به نتایج بزرگ تکرار وتمرین وتمرکز و باورسازی هست یک مسیری که شور و شوق میخواد بقیه اش نتیجه است ،یادم باشه که آدم های غرزن وناراضی آدم های ناسپاسی هستند و ناسپاسی بزرگترین ومهمترین عامل از دست دادن نعمت است پس تا می تونیم زیبایی ها رو ببینم وسپاسگزاری کنیم تا هدایت بشیم به سمت زیبایی ها ونعمت های بیشتر .الله اکبر از درک این آگاهی. ناسپاسی باعث میشه که انسان گمراه بشه ، اگر آدم سپاسگزاری باشی برای دریافت نعمت بیشتر هدایت میشی باید تمام تمرکزت رو بزاری روی زیبایی ها وبصورت مداوم سپاسگزار باشی از صمیم قلب نه ادای آدم های سپاسگزار رو دربیاری اگر می خوای هر روزت بهتر از روزهای دیگه ات باشه تمام تمرکزت رو بزار روی زیبایی وشکرگذار نعمت ها وزیبایی های خداوند باش وقتی تمرکز می کنی به چیزهای که به شما احساس بهتری میده یعنی در مداری قرار میگیری که نعمت های بهتر وبیشتری قرار داره .
علایق ما یعنی چیزی و شغلی که ما بهش کشش داریم و از انجام دادنش خسته نمیشیم و عاشق اون کار هستیم احساس خوب و شور وشوق ما رو هدایت می کنه به شغلی که دوستش داریم لازم نیست که بدونیم مسیر آینده ی ما کجاست ما هدایت میشیم. زندگی بواسطه ی حرکت کردن در جریانه فقط کافیه قدم ها رو برداریم و روی خودمون سرمایه گذاری کنیم تا مولد باشیم واز توانایی های خودمون ثروت بسازیم نه اینکه در انتظار این باشیم که عوامل بیرونی برای ما ثروت بسازن چون هرگز موفق نمیشیم پس مهمترین سرمایه گذاری روی خودمون هست .