اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
استاد راجب بیماری بگم ک من از ابتدای کرونا تا الان حتی یک بار هم درگیر نشدم البته معنیش این نیست که در تمام این مدت روی خودم خیلی مسلط بودم اتفاقا با ذهنم درگیری های زیادی داشتم. خیلی سعی میکردم به خودم انرژی مثبت بدم راجب کرونا اصلا اطلاعاتی کسب نمیکردم اخبار گوش نمیدادم حتی نمیدونستم علائمش چیه در این حد خودمو دور کردم ولی اینجوری نبوده که ماسک نزنم یا الکل استفاده نکنم اتفاقا هروقت بابام از سرکار میومد پر الکلش میکردم😂😂😂 ولی بیرون رفتنمون سرجاش بود اینجوری نبود ک خودمونو کامل قرنطینه کنیم ولی خب من یه ترسی ته دلم بود ک باعث شد دوبار شدید سرمابخورم ک تستم منفی شد و یه سرماخوردگی عادی بود که اونم قبل اینک برم تست بدم همش شکرگزاری میکردم هی فرکانس میفرستادم😂 یه بارم خونه ی عموم مبتلا بودن اومدن خونمون و انقدر سعی کردم شکرگزاری کنم تمرکزمو بزارم روی مسائل مثبت ک خداروشکر موردی پیش نیومد من با ماسک مشکلی ندارم حتی ماسکای طرحدار ست لباسام میخرم ولی معنیش این نیست که دارم فکر میکنم این ماسکه داره ازم محافظت میکنه فقط چون قانونه و یه جور وارد فرهنگ شده نمیشه نزد بلکه سعی کردم سخت نگیرم فکر کنم جز استایلمه و برای هر تیپم میرفتم ست میکردم خلاصه که دیوونه بازی سرجاشه😂😂😂😂😂
سوالی ک خیلی ذهن منو درگیر کرده و الانم راجبش صحبت کردین این بود ک من به یه تضادی برخوردم و بارها دارم بهش برمیخورم اگر خاطرتون باشه توی فایلای گفت و گو با دوستان اونجایی ک علی و عادله با شما صحبت میکنن و دوتا خواهر میگن ما روی سفره ای بودیم ک همه چی بود ولی نمیتونستیم استفاده کنیم منم همینجوریم روی سفره ایم که همه چی هست ولی اجازش گاهی هست گاهی نیست ایده های استارت کسب و کار بدون سرمایه با شروع از سرمایه ی وجودیم زیاد دارم ولی مسئله درسمه البته مسئله شاید اینه ک باور کمبود دارم نسبت به زمان،
البته تا اینو یکم درست کردم به فایلی رسیدم ک گفتین که تلاش ادم پراکندس و برای هر چیزی تمرکز صدرصدی میزارید و من الان موندم که باید تمرکز صددرصدی بزارم روی درسم یا اینکه از دل تضادی ک بهش برخوردم قبل از اینکه بخواد حادتر بشه شروع به کار کنم؟ و واقعا سردرگمم ممنون میشم بهم پاسخ بدین
امروز در روز ۷۲ سفر هستم و خداروشکر که این مسیر برای من قرارگرفته تا خودم رو بشناسم تا بدونم هر لحظه اتفاق های زندگیم رو دارم رقم میزنم
الان از هرفردی که برام پیش میاد استفاده میکنم برای کار روی خودم با استفاده از دوره ها ،وقتی شما تعریف میکنین که کارتون رو داشتین و از تایم آزادتون استفاده میکردین برای کار روی خودتون همش از خدا میخوام که به سمتی هدایت بشم تا با توجه به داشتن شغلم بتونم از زمانم بهره ببرم چون بیشترین زمانم رو سرکار هستم و میخوام که ذهنم باز باشه بدور از خستگی که بتونم تغییر رو پیش بیارم
الان دارم تصمیم هایی میگیرم که مطمئنا خیلی روند زندگیم رو تغییر میده و همش بخاطر حضور در سایت که تونستم اقدام کنم و آگاهانه انتخاب کنم وتصمیم بگیرم
من با گوش دادن این فایل به این نتیجه رسیدم که تضادها آمده اند تا ما بفهمیم چه میخواهیم و هر کسی با توجه به قرار گرفتن در مدار مناسب با تضادی روبرو میشود که اون میتونه خواسته اش باشه .
و یا یادآوری کنه که اصلا چه چیزی را میخواسته و اما مهم در این قسمت “پذیرش تضاد و حرکت از ناخواسته به خواسته” است.
اگر درس مان را از تضادها بگیریم و ترس را کنار بگذاریم و از حاشیه امن بیرون بیاییم و حرکت کنیم خوب نتیجه حتما نشون داده میشه و به قول استاد زمانش معلوم نیست . یعنی ممکنه حتی ما نفهمیم برای چه اون کار را انجام دادیم . ولی وقتی توکل به خدا داریم وقتی احساسمون خوبه در برابر اون کاری که انجام میدیم دیگه مهم نیست نتبجه چی باشه. نتیجه شاید زود و شاید دیر به ما نشون داده شود .
جهان در حال گسترش است و کاری به ما نداره که با این گسترش حرکت میکنیم یا نه . چون کار جهان اینه. این دیگه ما هستیم که با گسترش جهان حرکت کنیم یا خیر.
مهم اینه که من بفهمم در دل هر مساله ای راه حل وجود دارد وبا اون راه حل پیشرفت خودم را پیدا کنم.
من الان که اینجا هستم بخاطر تضادهایی بوده که در سال ها قبل بهش برخوردم . اولش در خودم شکسته بودم اما از خدا هدایت خواستم. بطور معجزه آسایی کتاب هایی برای من میرسید و من میخوندم. یه چیزهایی به ذهنم میرسید که میگفتم دیوونه شدی اما با خواندن اون کتاب ها میدیدم نه اونها هم همین را گفته اند. پس من در مسیر هستم و اون تضادهای اون روزها من را تا به اینجا و این سایت هدایت کرده. و چقدر اطمینان دارم به این هدایت. که هر روز دارم نکته جدید یاد میگیرم .
و من آرامش را در این مسیر کسب کرده ام . توحید را یاد گرفتم. توکل کردن را تمرین میکنم. رب العالمین را شناخته ام . روز به روز شرک هایم را شناسایی میکنم و همه و همه را مدیون تضادهای زندگیم هستم.
استاد من چند وقته عباس منشی شدم و دوره عزت نفس خریدم و خوشحالم هر روزم بهتر از دیروزم میشود.
چون دارم از قوانین آگاه میشوم و عمل میکنم
استاد من این تضاد برام اتفاق افتاد تا وارد این دوره ها شوم
چندین بار به صورت های کوچک اتفاقات بد می افتاد ولی من مقاومت میکردم و ناگهان بزرگترین تضاد که مرگ ناگوار پدرم بود اتفاق افتاد و میگفتم چرا من ؟ چرا خواهر برادرام نشده ؟و اینبار هدایت شدم به دوست ناجی ام مرجان و بعد شما
استاد روزای سختی گذروندم و دوستم میگفت همه چیز به نفع تو خواهد بود ومن همیشه سوال د داشتم چه فرکانسی داشتم که اینهمه اتفاق بد برام جور شده حالا فهمیدم تضاد بوده تا حالا خوشبختی و ثروتمند شوم
عاشقتم خدااااااااا که منو مورد توجه قرار دادی و الان از خواهرام و برادرام خوشبخت ترینم
سلام و درود خدمت استادِ عزیزم و خانوم شایسته دوست داشتنی و همه دوستان
خدا رو هزاران بار شکر برای این دوره حدودا دو سالِ بیماری و قرنطینه و ….
امروز که این فایل رو نگاه کردم دلم خواست راجع به شروع اون دو سال بنویسم که با تمام اتفاقات به ظاهر بد چقدر واسه من یکی موهبت شد(الله اکبر)
با شروع قرنطینه و اعلام این بیماری همسرم بیکار شده بود و یه پسر کوچولوی ده ماهه داشتم که دلپیچه های شبانه اذیتم میکرد بعد از حدود دو هفته متوجه شدم که باردارم همه حتی همسرم بچه رو نمیخواستن و میگفتن که نگهش ندار خونه خالم زندگی میکردیم تمام اسباب اثاثیه زندگیم توی مغازه پدرم بود و خونه نیمه کاره ای که در حال ساخت بود همه این اوضاع نابسامان پول لازم داشت و تنها چیزی که نبود پول بود … من که قبلا قرآن رو خونده بودم نمیدونم چرا این آیه مدام برام تکرار میشد که از ترس روزی فرزندان خود را نکشید که ما روزی آنها و شما را میرسانیم و بدون توجه به حرفاشون خواستم برای تشکیل پرونده برم دکتر که متوجه شدم همه جا قرنطینه شده و خودِ خانواده دکتر بستری شدن و اصلا شهر انگار تعطیل بود همونجا جلوی ساختمون پزشکان دنبال ماسک بودیم که یه تعدادی واسه خودمون بخریم که متوجه شدیم قحطی اومده و آدرس یه جایی دادن که برید اونجا تولید میشه یهو به همسرم گفتم الان توی این وضعیت مردم ماسک میخوان بیا ببینیم چطوری تولید میشه ماسک تولید کنیم و خلاصه شروع کردم چرخ خیاطیم رو از وسایلام آوردم یه مقدار پارچه خریدم و تولید کردم همش فروش رفت بیشتر پارچه خریدم دیگه متری نخریدم یه توپ پارچه خریدم و تولید و تولید به چند تا از خانومهای آشنا پیشنهاد تولید دادم اونها هم قبول کردن ولی برای فروش به مشکل برخوردیم چون قرار بود من تولید کنم و همسرم بفروشه که متاسفانه نمیتونست و اعتماد به نفس فروش رو نداشت و من متوجه شدم که روی همسرم برای فروش نباید حساب کنم خلاصه منم با شرایط بارداری و بچه کوچیک و این بیماری شایع شده ترجیح میدادم که بیشتر در منزل باشم و بیرون نرم و کلا پروژه ماسک کنسل شد اما خب قشنگ پول دکتر و آزمایش و همه چی با همون مقدار ماسک به فروش رفته در اومده بود بعد از چند ماه پسر دوم به دنیا اومد و همچنان همسر بیکار و فشار خیلی زیادی رو حس میکردم که به خدا گفتم مگه خودت نگفتی از ترس روزی بچمو نکشم منم نکشتم پس جواب تو کووووو….
بعدش کم کم خدا واسم معجزها کرد که من الان تازه متوجه میشم من اون موقع داشتم واسه این آگاهی ها آماده میشدم من داشتم به الهاماتم عمل میکردم ولی نمیفهمیدم داستان از چه قرارِ چون خدا نقشه گنج رو داره اون از تمام مسیر آگاهه
اینبار که با هدایت خدا به کار جدیدی اقدام کردم با تجربه ای که از تولید ماسک داشتم دیگه فروش رو کاملا خودم به دست گرفتم با تمام مشتریها خودم صحبت میکنم خودم راجع به خدماتی که ارائه میدم عاشقانه توضیح میدم و خدا از اینجای مسیر قلبم رو به روی حقیقت باز کرد و منو با استاد عباسمنش آشنا کرد و بینهایت سپاسگزارِ معبودم هستم واقعا این دوره بیماری من رو در شرایطی قرار داد که مجبور به انجام یه سری اقدامات شدم که به ظاهر برای نجات از مسائل مالی بود ولی در اصل خدا رو یافتم و هر بار تا زمانی که در این کالبد جسمانی هستم از این بیماری جز خیر و برکت یاد نخواهم کرد که همین شرایط من رو به خودم نشون داد که من فقط با تکیه بر الله با دنبال کردن ندای قلبم هر درسی لازم باشه میگیرم تا برای زمانی که لازمِ مهیا باشم گاهی فکر میکنم که خدا استادِ من شاگرد بهم میگه چیکار کن منم انجام میدم اون میدونه من هر زمانی باید چه درسی رو پاس کنم
همیشه وقتی بر میگردم به قبل نگاه میکنم میبینم چقدر درستِ که وقتی حرکت میکنی راه باز میشه(الله اکبر)
تو خود پای به راه در نه و هیچ مپرس، که خود راه بگویدت که چون باید کرد
سلام به استاد عزیزم مریم جان شایسته و تمام دوستان عزیزم
نکات که من از این فایل گرفتم این بود که تضاد ها دوست های ما هستن تضاد ها آمدن تا ما پیشرفت کنیم و ما با دیدن تضادها باید خییلی خوشحال شویم چون آمدن ما را بزرگ کند و چقدر کمک کرد این ویروس که آمد برای پیشرفت جهان چقدر آب و هوا عالی شد چقدر کسب های جدید ایجاد شد و افراد چقدر خلاقیت کردن چیز های جدید ساختن چقدر استعداد ها کشف شد و چقدر افراد خلاق از این به عنوان فرصت استفاده کردن خدایا شکرت خدایا شکرت
و من هم در آن زمان بود که با مباحث استاد آشنا شدم و تمام دوران قرنطینه را من لذت بردم و با مباحث استاد آشنا شدم که همیشه سپاسگزار خداوند مهربانم هستم بابت این قوانین الهی خدایا شکرت خدای مهربانم سپاسگزارم بابت این همه لطف که برای من داشتی خدایا شکرت
و چقدر جالبه که هم نشانه امروزم و هم فایل سفر نامه من همین فایل بوده خدایا شکرت
خداوند رو هزاران بار سپاسگذارم برای این فرصتی که بهم داده تا به اندازه ظرف وجودی العانم بتونم درک بکنم این آگاهی هارو
چقدر این فایل بی نظیر بود وآگاهی بخش
یعنی قشنگ دارم درک میکنم که میلیون ها بار هم اگر فایلهای استاد رو گوش بکنم وتوجه بکنم باز هم دفعه یک ملیونو یکم آگاهی جدیدی دریافت می کنم از اون فایل
آگاهیی که با گفتنش از استاد وشنیدنش از من یجوری توی ذهنم صدا داد امروز توی این فایل این بود که (درخواست های ما با اعمالمون به جهان نشان داده می شود)
واای نمی دونم چی بگم یا چجوری توصیفش بکنم.این عمل گرا بودنو چون العان احساس میکنم در شرایطی قرار گرفتم که می تونم به خودم بگم عمل گرا تر شدم نسبت به قبلم ومی تونم تغیر خودمو ببینم توی رفتارم واعمالم
یعنی این جمله رو شاید هزاران بار شنیدم از استاد توی اکثر فایلهاشون ولی العان انگار دارم درکش میکنم که بابا عمل می خواد این آگاهی ها بااید اعمالی ازت سر بزنه اگر واقعا باورهات تغیر کردن
خدایا شکرت شکرت که این مسیر رشد بی انتهاست وهر بار تو منو هدایت میکنی به سمت آگاهی بیشتر رشد بیشتر خدایا سپاسگذارم ازت
واقعا چیزی که این روزا برام نمایان تر شده عمل گرا تر شدنمه واین برام یه موفقیت نابه
ومی دونم که هنوز اول راهم وباید همینجوری پر قدرت فقط ادامه بدم وبه الهاماتی که بهم میشه نگم چجور یا چطور فقط انجام بدم اگر خدای خودمو باور دارم
چون برای منم می توته مثل نوح پاسخ گو باشه این خداوند وهاب وبزرگ
ومنو آماده بکنه برای موفقیت های بزرگ که شاید العان در جایگاهی که هستم درکشم نکنم ولی باید عمل بکنم وبگم چشم وتمام
خدایا شکرت برای این روز بی نظیر از روز شمار تحول زندگیم که امروز روز 72 از روز شمار تحول زندگیم بود
تو عوض شو،تو تغییر کن جهان روی متفاوتی به تو نشان میده واکنش متفاوتی به تو نشون میده
وقتی خداوند تعهد شما را می بیند،جهان پاسخ میده ،جهان درها را باز میکنه
جهان و شرایط همیشه در حال تغییر هست اون کسی موفق هست که دائما در حال تغییر باشه
برای خود من که اون شرایط عالی بود و تونستم از اون شرایط که نمی شد بیرون رفت تو خونه نشستم و روی دورهها کار کردم شاید واقعا عامل تغییر نگرش من از اون شرایط فوق العاده بد روحی به شرایط فوق العاده الان اون شرایط بود
این فایل نشانه امروز من بود. وچقدر هم عالیه این لایو
چند وقت بود سوالی ذهنم را درگیرمی کرد توی این فایل جواب سوالم را دقیق گرفتم همون اول فایل که این یه فرصت هست وقتی سرکار نمیری استفاده کنید روی خودتون کارکنید.
اون موقع درزمان اون بیماری من خوشبختانه درمدار خوبی بودم اصلا توجه به هیچ چیزی دیگه نمی کردم در موردش صحبت نمی کردم فقط روی فایلهای استاد کار می کردم و خواسته ای داشتم که بعد چند وقت خیلی راحت به خواستم رسیدم خدا رو صد هزار مرتبه شکر
درسته استاد دقیقا همینه اگرمی خوای متفاوت باشی باید تمرکز کامل بزاری تا واقعا نتایجت با دیگران متفاوت باشه
ووقتی که این نشانه اومد برام فکر کردم تسلیم خداوند شدم دیدم باید مثل همون موقع حتی بهتر روی خودم تمرکز کنم و متعهدتر شوم خداوند کارخودش رو بلده از سر راهش برم کنار آرام باشم خودش درزمان مناسب هدایتم می کنه
سلام استاد بی نظیرم
استاد راجب بیماری بگم ک من از ابتدای کرونا تا الان حتی یک بار هم درگیر نشدم البته معنیش این نیست که در تمام این مدت روی خودم خیلی مسلط بودم اتفاقا با ذهنم درگیری های زیادی داشتم. خیلی سعی میکردم به خودم انرژی مثبت بدم راجب کرونا اصلا اطلاعاتی کسب نمیکردم اخبار گوش نمیدادم حتی نمیدونستم علائمش چیه در این حد خودمو دور کردم ولی اینجوری نبوده که ماسک نزنم یا الکل استفاده نکنم اتفاقا هروقت بابام از سرکار میومد پر الکلش میکردم😂😂😂 ولی بیرون رفتنمون سرجاش بود اینجوری نبود ک خودمونو کامل قرنطینه کنیم ولی خب من یه ترسی ته دلم بود ک باعث شد دوبار شدید سرمابخورم ک تستم منفی شد و یه سرماخوردگی عادی بود که اونم قبل اینک برم تست بدم همش شکرگزاری میکردم هی فرکانس میفرستادم😂 یه بارم خونه ی عموم مبتلا بودن اومدن خونمون و انقدر سعی کردم شکرگزاری کنم تمرکزمو بزارم روی مسائل مثبت ک خداروشکر موردی پیش نیومد من با ماسک مشکلی ندارم حتی ماسکای طرحدار ست لباسام میخرم ولی معنیش این نیست که دارم فکر میکنم این ماسکه داره ازم محافظت میکنه فقط چون قانونه و یه جور وارد فرهنگ شده نمیشه نزد بلکه سعی کردم سخت نگیرم فکر کنم جز استایلمه و برای هر تیپم میرفتم ست میکردم خلاصه که دیوونه بازی سرجاشه😂😂😂😂😂
سوالی ک خیلی ذهن منو درگیر کرده و الانم راجبش صحبت کردین این بود ک من به یه تضادی برخوردم و بارها دارم بهش برمیخورم اگر خاطرتون باشه توی فایلای گفت و گو با دوستان اونجایی ک علی و عادله با شما صحبت میکنن و دوتا خواهر میگن ما روی سفره ای بودیم ک همه چی بود ولی نمیتونستیم استفاده کنیم منم همینجوریم روی سفره ایم که همه چی هست ولی اجازش گاهی هست گاهی نیست ایده های استارت کسب و کار بدون سرمایه با شروع از سرمایه ی وجودیم زیاد دارم ولی مسئله درسمه البته مسئله شاید اینه ک باور کمبود دارم نسبت به زمان،
البته تا اینو یکم درست کردم به فایلی رسیدم ک گفتین که تلاش ادم پراکندس و برای هر چیزی تمرکز صدرصدی میزارید و من الان موندم که باید تمرکز صددرصدی بزارم روی درسم یا اینکه از دل تضادی ک بهش برخوردم قبل از اینکه بخواد حادتر بشه شروع به کار کنم؟ و واقعا سردرگمم ممنون میشم بهم پاسخ بدین
سلام و دورد به دوستان خوبم
امروز در روز ۷۲ سفر هستم و خداروشکر که این مسیر برای من قرارگرفته تا خودم رو بشناسم تا بدونم هر لحظه اتفاق های زندگیم رو دارم رقم میزنم
الان از هرفردی که برام پیش میاد استفاده میکنم برای کار روی خودم با استفاده از دوره ها ،وقتی شما تعریف میکنین که کارتون رو داشتین و از تایم آزادتون استفاده میکردین برای کار روی خودتون همش از خدا میخوام که به سمتی هدایت بشم تا با توجه به داشتن شغلم بتونم از زمانم بهره ببرم چون بیشترین زمانم رو سرکار هستم و میخوام که ذهنم باز باشه بدور از خستگی که بتونم تغییر رو پیش بیارم
الان دارم تصمیم هایی میگیرم که مطمئنا خیلی روند زندگیم رو تغییر میده و همش بخاطر حضور در سایت که تونستم اقدام کنم و آگاهانه انتخاب کنم وتصمیم بگیرم
به نام الله
روز ۷۲ام روز شمار من
سلام بر استاد عزیز و مریم جان.
من با گوش دادن این فایل به این نتیجه رسیدم که تضادها آمده اند تا ما بفهمیم چه میخواهیم و هر کسی با توجه به قرار گرفتن در مدار مناسب با تضادی روبرو میشود که اون میتونه خواسته اش باشه .
و یا یادآوری کنه که اصلا چه چیزی را میخواسته و اما مهم در این قسمت “پذیرش تضاد و حرکت از ناخواسته به خواسته” است.
اگر درس مان را از تضادها بگیریم و ترس را کنار بگذاریم و از حاشیه امن بیرون بیاییم و حرکت کنیم خوب نتیجه حتما نشون داده میشه و به قول استاد زمانش معلوم نیست . یعنی ممکنه حتی ما نفهمیم برای چه اون کار را انجام دادیم . ولی وقتی توکل به خدا داریم وقتی احساسمون خوبه در برابر اون کاری که انجام میدیم دیگه مهم نیست نتبجه چی باشه. نتیجه شاید زود و شاید دیر به ما نشون داده شود .
جهان در حال گسترش است و کاری به ما نداره که با این گسترش حرکت میکنیم یا نه . چون کار جهان اینه. این دیگه ما هستیم که با گسترش جهان حرکت کنیم یا خیر.
مهم اینه که من بفهمم در دل هر مساله ای راه حل وجود دارد وبا اون راه حل پیشرفت خودم را پیدا کنم.
من الان که اینجا هستم بخاطر تضادهایی بوده که در سال ها قبل بهش برخوردم . اولش در خودم شکسته بودم اما از خدا هدایت خواستم. بطور معجزه آسایی کتاب هایی برای من میرسید و من میخوندم. یه چیزهایی به ذهنم میرسید که میگفتم دیوونه شدی اما با خواندن اون کتاب ها میدیدم نه اونها هم همین را گفته اند. پس من در مسیر هستم و اون تضادهای اون روزها من را تا به اینجا و این سایت هدایت کرده. و چقدر اطمینان دارم به این هدایت. که هر روز دارم نکته جدید یاد میگیرم .
و من آرامش را در این مسیر کسب کرده ام . توحید را یاد گرفتم. توکل کردن را تمرین میکنم. رب العالمین را شناخته ام . روز به روز شرک هایم را شناسایی میکنم و همه و همه را مدیون تضادهای زندگیم هستم.
و ممنونم از خدا بخاطر هدایت من در این مسبر سبز.
و از شما عزیزانم ممنونم 🙏
خیلی خیلی دوستتون دارم ❤
و سپاسگزارم 🙏
ای جانم خدا عشق الهی من
استاد من چند وقته عباس منشی شدم و دوره عزت نفس خریدم و خوشحالم هر روزم بهتر از دیروزم میشود.
چون دارم از قوانین آگاه میشوم و عمل میکنم
استاد من این تضاد برام اتفاق افتاد تا وارد این دوره ها شوم
چندین بار به صورت های کوچک اتفاقات بد می افتاد ولی من مقاومت میکردم و ناگهان بزرگترین تضاد که مرگ ناگوار پدرم بود اتفاق افتاد و میگفتم چرا من ؟ چرا خواهر برادرام نشده ؟و اینبار هدایت شدم به دوست ناجی ام مرجان و بعد شما
استاد روزای سختی گذروندم و دوستم میگفت همه چیز به نفع تو خواهد بود ومن همیشه سوال د داشتم چه فرکانسی داشتم که اینهمه اتفاق بد برام جور شده حالا فهمیدم تضاد بوده تا حالا خوشبختی و ثروتمند شوم
عاشقتم خدااااااااا که منو مورد توجه قرار دادی و الان از خواهرام و برادرام خوشبخت ترینم
خدایا صدهزار بار شکر
سلام و درود خدمت استادِ عزیزم و خانوم شایسته دوست داشتنی و همه دوستان
خدا رو هزاران بار شکر برای این دوره حدودا دو سالِ بیماری و قرنطینه و ….
امروز که این فایل رو نگاه کردم دلم خواست راجع به شروع اون دو سال بنویسم که با تمام اتفاقات به ظاهر بد چقدر واسه من یکی موهبت شد(الله اکبر)
با شروع قرنطینه و اعلام این بیماری همسرم بیکار شده بود و یه پسر کوچولوی ده ماهه داشتم که دلپیچه های شبانه اذیتم میکرد بعد از حدود دو هفته متوجه شدم که باردارم همه حتی همسرم بچه رو نمیخواستن و میگفتن که نگهش ندار خونه خالم زندگی میکردیم تمام اسباب اثاثیه زندگیم توی مغازه پدرم بود و خونه نیمه کاره ای که در حال ساخت بود همه این اوضاع نابسامان پول لازم داشت و تنها چیزی که نبود پول بود … من که قبلا قرآن رو خونده بودم نمیدونم چرا این آیه مدام برام تکرار میشد که از ترس روزی فرزندان خود را نکشید که ما روزی آنها و شما را میرسانیم و بدون توجه به حرفاشون خواستم برای تشکیل پرونده برم دکتر که متوجه شدم همه جا قرنطینه شده و خودِ خانواده دکتر بستری شدن و اصلا شهر انگار تعطیل بود همونجا جلوی ساختمون پزشکان دنبال ماسک بودیم که یه تعدادی واسه خودمون بخریم که متوجه شدیم قحطی اومده و آدرس یه جایی دادن که برید اونجا تولید میشه یهو به همسرم گفتم الان توی این وضعیت مردم ماسک میخوان بیا ببینیم چطوری تولید میشه ماسک تولید کنیم و خلاصه شروع کردم چرخ خیاطیم رو از وسایلام آوردم یه مقدار پارچه خریدم و تولید کردم همش فروش رفت بیشتر پارچه خریدم دیگه متری نخریدم یه توپ پارچه خریدم و تولید و تولید به چند تا از خانومهای آشنا پیشنهاد تولید دادم اونها هم قبول کردن ولی برای فروش به مشکل برخوردیم چون قرار بود من تولید کنم و همسرم بفروشه که متاسفانه نمیتونست و اعتماد به نفس فروش رو نداشت و من متوجه شدم که روی همسرم برای فروش نباید حساب کنم خلاصه منم با شرایط بارداری و بچه کوچیک و این بیماری شایع شده ترجیح میدادم که بیشتر در منزل باشم و بیرون نرم و کلا پروژه ماسک کنسل شد اما خب قشنگ پول دکتر و آزمایش و همه چی با همون مقدار ماسک به فروش رفته در اومده بود بعد از چند ماه پسر دوم به دنیا اومد و همچنان همسر بیکار و فشار خیلی زیادی رو حس میکردم که به خدا گفتم مگه خودت نگفتی از ترس روزی بچمو نکشم منم نکشتم پس جواب تو کووووو….
بعدش کم کم خدا واسم معجزها کرد که من الان تازه متوجه میشم من اون موقع داشتم واسه این آگاهی ها آماده میشدم من داشتم به الهاماتم عمل میکردم ولی نمیفهمیدم داستان از چه قرارِ چون خدا نقشه گنج رو داره اون از تمام مسیر آگاهه
اینبار که با هدایت خدا به کار جدیدی اقدام کردم با تجربه ای که از تولید ماسک داشتم دیگه فروش رو کاملا خودم به دست گرفتم با تمام مشتریها خودم صحبت میکنم خودم راجع به خدماتی که ارائه میدم عاشقانه توضیح میدم و خدا از اینجای مسیر قلبم رو به روی حقیقت باز کرد و منو با استاد عباسمنش آشنا کرد و بینهایت سپاسگزارِ معبودم هستم واقعا این دوره بیماری من رو در شرایطی قرار داد که مجبور به انجام یه سری اقدامات شدم که به ظاهر برای نجات از مسائل مالی بود ولی در اصل خدا رو یافتم و هر بار تا زمانی که در این کالبد جسمانی هستم از این بیماری جز خیر و برکت یاد نخواهم کرد که همین شرایط من رو به خودم نشون داد که من فقط با تکیه بر الله با دنبال کردن ندای قلبم هر درسی لازم باشه میگیرم تا برای زمانی که لازمِ مهیا باشم گاهی فکر میکنم که خدا استادِ من شاگرد بهم میگه چیکار کن منم انجام میدم اون میدونه من هر زمانی باید چه درسی رو پاس کنم
همیشه وقتی بر میگردم به قبل نگاه میکنم میبینم چقدر درستِ که وقتی حرکت میکنی راه باز میشه(الله اکبر)
تو خود پای به راه در نه و هیچ مپرس، که خود راه بگویدت که چون باید کرد
سلام خواهر مهربانم
الهه ی قوی و قهرمان
بسیار مو بر تنم سیخ شد از خواندن تجربه رفتن به دل ترس و اقدام عملی کردن شما
بسیار تحسینتون میکنم شما رو که آنقدر با توکل به خداوند با شجاعت و جسارت عمل کردین و نتیجه گرفتین
منم مادر دو تا دخترم.خوندن کامنتتون باعث شد خیلی واقعی شما رو درک کنم و شرایطتتون رو
امیدوارم الان کلی پیشرفت کرده باشین و زندگی سراسر آرامش و شادی و سلامتی و ثروت رو در کنار خانوادتون تجربه میکنیم به لطف الله
یادم باشه فقط روی خداوند حساب باز کنم که او قدرتمندترینه در کل کیهان
به راستی که یاد خدا آرامش بخشه
و خداوند برای بنده اش کافیست
به نام خداوند یکتا
72مین روز سفر نامه من
سلام به استاد عزیزم مریم جان شایسته و تمام دوستان عزیزم
نکات که من از این فایل گرفتم این بود که تضاد ها دوست های ما هستن تضاد ها آمدن تا ما پیشرفت کنیم و ما با دیدن تضادها باید خییلی خوشحال شویم چون آمدن ما را بزرگ کند و چقدر کمک کرد این ویروس که آمد برای پیشرفت جهان چقدر آب و هوا عالی شد چقدر کسب های جدید ایجاد شد و افراد چقدر خلاقیت کردن چیز های جدید ساختن چقدر استعداد ها کشف شد و چقدر افراد خلاق از این به عنوان فرصت استفاده کردن خدایا شکرت خدایا شکرت
و من هم در آن زمان بود که با مباحث استاد آشنا شدم و تمام دوران قرنطینه را من لذت بردم و با مباحث استاد آشنا شدم که همیشه سپاسگزار خداوند مهربانم هستم بابت این قوانین الهی خدایا شکرت خدای مهربانم سپاسگزارم بابت این همه لطف که برای من داشتی خدایا شکرت
و چقدر جالبه که هم نشانه امروزم و هم فایل سفر نامه من همین فایل بوده خدایا شکرت
رد پای من
به نام خداوند وهاب وعظیم
خداوند رو هزاران بار سپاسگذارم برای این فرصتی که بهم داده تا به اندازه ظرف وجودی العانم بتونم درک بکنم این آگاهی هارو
چقدر این فایل بی نظیر بود وآگاهی بخش
یعنی قشنگ دارم درک میکنم که میلیون ها بار هم اگر فایلهای استاد رو گوش بکنم وتوجه بکنم باز هم دفعه یک ملیونو یکم آگاهی جدیدی دریافت می کنم از اون فایل
آگاهیی که با گفتنش از استاد وشنیدنش از من یجوری توی ذهنم صدا داد امروز توی این فایل این بود که (درخواست های ما با اعمالمون به جهان نشان داده می شود)
واای نمی دونم چی بگم یا چجوری توصیفش بکنم.این عمل گرا بودنو چون العان احساس میکنم در شرایطی قرار گرفتم که می تونم به خودم بگم عمل گرا تر شدم نسبت به قبلم ومی تونم تغیر خودمو ببینم توی رفتارم واعمالم
یعنی این جمله رو شاید هزاران بار شنیدم از استاد توی اکثر فایلهاشون ولی العان انگار دارم درکش میکنم که بابا عمل می خواد این آگاهی ها بااید اعمالی ازت سر بزنه اگر واقعا باورهات تغیر کردن
خدایا شکرت شکرت که این مسیر رشد بی انتهاست وهر بار تو منو هدایت میکنی به سمت آگاهی بیشتر رشد بیشتر خدایا سپاسگذارم ازت
واقعا چیزی که این روزا برام نمایان تر شده عمل گرا تر شدنمه واین برام یه موفقیت نابه
ومی دونم که هنوز اول راهم وباید همینجوری پر قدرت فقط ادامه بدم وبه الهاماتی که بهم میشه نگم چجور یا چطور فقط انجام بدم اگر خدای خودمو باور دارم
چون برای منم می توته مثل نوح پاسخ گو باشه این خداوند وهاب وبزرگ
ومنو آماده بکنه برای موفقیت های بزرگ که شاید العان در جایگاهی که هستم درکشم نکنم ولی باید عمل بکنم وبگم چشم وتمام
خدایا شکرت برای این روز بی نظیر از روز شمار تحول زندگیم که امروز روز 72 از روز شمار تحول زندگیم بود
واقعا 72 روز تغیر 72 روز رشد
حدایا شکرت شکرت
به نام خداوند بخشنده و مهربان
سلام
ترس دلیل تمام بدبختی های بشر است
ترس هست که ایمان را از حرکت باز می داره
تو عوض شو،تو تغییر کن جهان روی متفاوتی به تو نشان میده واکنش متفاوتی به تو نشون میده
وقتی خداوند تعهد شما را می بیند،جهان پاسخ میده ،جهان درها را باز میکنه
جهان و شرایط همیشه در حال تغییر هست اون کسی موفق هست که دائما در حال تغییر باشه
برای خود من که اون شرایط عالی بود و تونستم از اون شرایط که نمی شد بیرون رفت تو خونه نشستم و روی دورهها کار کردم شاید واقعا عامل تغییر نگرش من از اون شرایط فوق العاده بد روحی به شرایط فوق العاده الان اون شرایط بود
به نام خداوند هدایتگرم ، خدای وهابم ، رزاقم
مهم ترین نکات
اگاهانه تصمیم بگیرم از کوچکترین زمانی که دارم برای پیش رفت استفاده کنم ، و اگر متعهد باشم اتفاقات غیر منتظره ای برای من میفتد.
اونقدر باید روی خودم کار کنم تا به اندازه ی کافی قوی بشم .
وقتی من تغییر میکنم جهان روی متفاوتی از خودش را به من نشان میدهد.
نباید اجازه بدهم روزمرگی مرا درگیر خودش کند .
باید ایده های الهامی را انجام بدهم .
یکی از مهم ترین نکته ها کاری که خیلی ها انجامش نمیدهند:
اوردن الگوهای منطقی برای ذهن است.
برای ساخت باورهای خوب باید الگوهای منطقی به ذهن داد.
ترس دلیل تمامبدبختی های انسان است باید وارد ترس شوم تا بفهمم که همه ی آن واهی بوده است.
خداوند در تمام قسمتهای زندگی ما را هدایت میکند اما منطق ما اجازه ی درک کردن نمیدهد.
الهی شکرت خدایا برای تمامی این اگاهی های ناب.
بنام خداوند بخشنده و مهربان.
سلام به بهترین وزیباترین استاد
سلام به خانم شایسته عزیز وهمه دوستان فوق العاده.
این فایل نشانه امروز من بود. وچقدر هم عالیه این لایو
چند وقت بود سوالی ذهنم را درگیرمی کرد توی این فایل جواب سوالم را دقیق گرفتم همون اول فایل که این یه فرصت هست وقتی سرکار نمیری استفاده کنید روی خودتون کارکنید.
اون موقع درزمان اون بیماری من خوشبختانه درمدار خوبی بودم اصلا توجه به هیچ چیزی دیگه نمی کردم در موردش صحبت نمی کردم فقط روی فایلهای استاد کار می کردم و خواسته ای داشتم که بعد چند وقت خیلی راحت به خواستم رسیدم خدا رو صد هزار مرتبه شکر
درسته استاد دقیقا همینه اگرمی خوای متفاوت باشی باید تمرکز کامل بزاری تا واقعا نتایجت با دیگران متفاوت باشه
ووقتی که این نشانه اومد برام فکر کردم تسلیم خداوند شدم دیدم باید مثل همون موقع حتی بهتر روی خودم تمرکز کنم و متعهدتر شوم خداوند کارخودش رو بلده از سر راهش برم کنار آرام باشم خودش درزمان مناسب هدایتم می کنه
سپاگزارم استاد واقعا شما فو العاده هستی