اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
به این فکر کن که اوضاعه سخت گذراست و وقتی که من بگذرم ازش و برم تو مرحله ی بعدیه زندگیم باتغییر باورهام این اوضاع سخت تبدیل میشه به خاطرات خوب تبدیل میشه به سپاس گزاری بیشتر ذوق و شوق بیشتر احساس خوب بیشتر
طبق قانون جهان از جنس اینا بیشتر و بیشتر وارد زندگیم میشه چون به هر چیزی توجه کنی از جنس همون بیشتر و بیشتر وارد زندگیت میشه
خدایا ایمانمو قوی کن به خودت و منو به مسیر درست هدایت کن امین
امان از این توجه که به عینه اکثر اوقات ،کامم رو زهرمار میکنه اما خدارو شکر شاید حداقل روزانه یه بار آگاهانه با خودم حرف میزنم برای رهایی از توجه به نکات منفی و ایمان دارم که این نقطه ضعفمم در صورت مداومت در این مسیر الهی بهبود پیدا خواهد کرد به لطف خداوند…
امروز ظهر یه اتفاقی افتاد ناجالب و یه کم در کسری از ثانیه حال خوبم گرفته شد ،ساکت شدم و با حرص داشتم کارامو انجام میدادم و همش ذهنم میگفت دیدی ،دیدی فلانی با دو کلمه حرف زدن چیکار کرد و همش غر به جون اون طرف میزدم یه کم گذشت استاد جان باورتون نمیشه برای اولین بار انگار صدایی از درون گفت چی شد پس ؟!یادت رفت تو مسول صد در صد زندگیت هستی واییییییییییی خدای من انگار تکون خوردم انگار یه سیلی محکم خوردم و از خواب بیدار شدم
و فهمیدم که عه انگار داره آروم آروم باوره شکل میگیره وحتما روندش اینه و خدا شاهده این باور در اون لحظه انگار آب روی آتیش بود و من زودی از اون احساس بد دراومدم و خودم حال خودم رو خوب کردم و به خالق بودن خودم پی بردم .
و حتی بعدش فکر کردم گفتم ببین آرزو تو الان 6.5 روزه که سر یه موضوعی که اصلا ربطی به تو نداره احساست رو بد میکنی درسته ظاهرا حرفی نمیزنی اما تو ذهنت دادگاه تشکیل دادی و داری محاکمه میکنی و حست رو هم بد میکنی و بعدش ناخودآگاه فکر میکنی فلانی باعث حال بدته در حالیکه که جانا تو خودت مسول صد درصد اتفاقات زندگیت هستی و اصلا باهمین منطق و تفکر من خیلی آروم میشم .
استاد جان منطق شما بی نقصه به قول خانم شایسته انگار با گوش دادن به این فایلها چشم و دل آدم باز میشه و میفهمه چی به چیه
آرومتر میشه،برا هر اتفاقی بالاخره برمیگرده به درونش و به خودش رجوع میکنه
شما خیلی عالی هستین
خدایت شکرت که امروز هم کمال گرایی رو گذاشتم کنار و دست به قلم شدم
سلام به استاد عزیزم و خانم شایسته عزیز و خانواده ی دوست داشتنی ام
الان که دارم این کامنت رو مینویسم ساعت دو و نیم بامداده و نمیدونید الان چه احساس فوق العاده ای در وجودم حس میکنم
علت این احساس دقیقا اتفاقی که یک ساعت پیش رخ داد که من تو مغازه نشسته بودم و یه مردی وارد مغازه شد و داشت با تلفن حرف میزد که یه لحظه من حواسم رفت سمت حرفاش و دیدم که داره راجب شغلی که من فوق العاده عاشقم حرف میزنه
و بعد که حرفاش تموم شد حسم بهم گفت که ازش سوال کن که راجب که این شغل اطلاعاتی داره یا نه و من به حسم گوش کردم و ازش پرسیدم و دیدم که واقعا در این حوزه اطلاعات خوبی داره و ما باهم یه نیم ساعتی راجب این موضوع حرف زدیم و اینو بگم که وقتی داشتیم حرف میزدیم دیدم حتی استاد عباسمنش عزیز رو میشناسه و این خیلی خوشحالم کرد که جهام هستی با فردی که بیصبرانه منتظرش بودم هماهنگ کرد و ما الان قرار گزاشتیم که باهم کار کنیم و به امید الله پیشرفت کنیم و انشاالله از نتایجی که میگیریم میام براتون تعریف میکنم
این کامنت رو حسم بهم گفت که بیام بنویسم واقعا اولین باره که این حس اینجوری بهم میگه بیا این اتفاقی که برات رخ داد به دوستانت بگو
خدایا هزاران بار شکرت بابت قانونت و بخاطر این احساس فوق العاده ای که دارم عاشقتم خداااااا
این دوره خانه تکانی ذهن برای من یک خودشناسی عالیه وقتی که خوب فکر میکنم میبینم من واقعا به اندازه کافی قدردان نیستم به اندازه کافی سپاسگذار نیستم مخصوصا از آدمهایی که کاری برام انجام میدن این جمله خیلی بهم آرامش میده
اوضاع سخت گذراست اما وقتی کنترل ذهن میکنی نه تناا شرابط سخت تبدیل به نعمت میشود بلکه نعمتهای پایدار را وارد زندگی ات میکنی
استاد جان و خانم شایسته جان خیلی ازتون سپاسگذارم این فایل فوقالعاده بود
سلام به استاد عزیزم و همه دوستان صمیمی و هم فرکانس
استاد با من چکار کردی هر کجا ولم کنن سر از سایت شما در میارم مکان پر از ارامش و اگاهی های الهی.خدایا شکرت
استاد ممنونم بابت اینکه وقت میزاری و لایو میزاری تا اگاهی های نابت رو به ما انتقال بدی.چقدر استفاده کردم از حرفای قشنگت و البته که از همین امروز دارم سعی میکنم تا انجامشون بدم
استاد وقتی خیلی راحت بدون ترس از قضاوت مردم درباره اون چیزایی که در زندگی شخصیتون اتفاق افتاده حرف میزنید تازه فهمیدم که چقدر من ترس از حرف مردم دارم و ازون بدتر دارم این ترس رو به بچه هام هم انتقال میدم وقتی می خوایم مهمونی بریم از یک ساعت قبل مراسم تربیت چگونه رفتار کردن و نکردن برای بچه ها میزارم تا مبادا اونجا کسی بگه چه بچه های بدی یا چه مادر بیخیالی.خدایا چقدر از فرصت های قشنگم رو بخاطر حرف مردم از دست دادم ولیییییییییییییی به لطف شما از حالا به بعد به سبک خودم زندگی میکنم .استاد من در مقابل صحبت های شما و قوانین خداوند تسلیم تسلیمم و یاد گرفتم جای مقاومت کردن قدم به قدم قوانین رو اجرا کنم و خدا می دونه زندگیم از زمین تا اسمون عوض شده البته تازه به اندازه ای زندگیم تغییر کرده که توانستم روی باورهام کار کنم.
استاد دوست دارم همین جا ازتون بابت محصول 12 قدم تشکر کنم من تازه قدم دوم رو تمام کردم و امروز قراره قدم سوم رو خریداری کنم ولی خدا میدونه که چه نتایج عالی نصیبم شده.از نتایج مالی بگیر تا سلامتی و بهبود روابط.خدایا شکرت از این همه نعمت و احساس خوب و لذت از زندگی و تشکر ویژه از خدای مهربون بابت وجود استاد عباس منش .
با عرض سلام و احترام خدمت استاد عزیز من چند وقتی است با سایت شما آشنا شدم و تا روز 125 گوش کردم خیلی عالی و جذاب بوده و با اساتید دیگر متفاوت است و بسیار استفاده کردم چند وقتی است سوالی ذهن منو درگیر کرده و آن سوال اینکه فرق بین صبر و استقامت در مورد کاری با اینکه اون کار را بیهوده و بدون نتیجه و به زور انجام دادن چیست ؟ امیدوارم تونسته باشم سوالم را درست مطرح کرده باشم واقعا ذهنم درگیر شده چون من آدم بسیار سخت گوش و پیگیری هستم ولی الان در مورد کارم دچار تردید شده ام که نکنه این کار باعث پیشرفت من نمیشه و بایستی موقعیت خودمو عوض کنم یا که نه بایستی بازم صبر و تحمل کنم تا به نتیجه برسم لطفا من راهنمایی کنید سپاسگزارم
استاد یک فایل دارن توی لیست فایلهای دانلودی ک سال قبل روی سایت قرار گرفت درمورد صبروتحمل هس امیدوارم بتونید جواب سوالتون رو از اون فایل بگیرید
چون من هرموقه درهر زمینه ای که دودل شدم ودیدم دارم تحمل میکنم یک موضوعی رو وخاستم خودمو قانع کنم چیکار کنم راهی جز تحمل ندارم
بهم گفته میشه اون فایلو دوباره نگاه کنم و وقتی گوش میکنم کامنتهارو میخونم ذهن وقلب من باز میشه ویک سری راه حل ها بهم گفته میشه انجام میدم وراحت حل میشه ب لطف خدای مهربان
سلام استاد عزیزم و مریم جان امروز 14 مهرماه هست و روز یازدهم پروژه خانه تکانی .
از دیشب و بعد از دیدن فایل جدید از استاد در مورد کامنت لیلا جان شروع کردم به شکرگزاری و نوشتنشون و صبح نوشتن ستاره قطبی و تمرکز روی زیباییها .
صبح بعد از بردن پسرم به مدرسه و خوردن قهوه همزمان نشستم پای این فایل جدی و این پروژه و به قول مریم جان متعهد هستم به روزانه دو ساعت کار کردن روی خودم و بودن در سایت استاد.
و چه جالب که این لایو کاملا مطابق با همون آگاهیهای فایل جدید استاد در رابطه با کامنت لیلا جانه. الهیییییی شکرت برای بودن در مسیر و درک این آگاهیها .
بعد از گوش کردن و نت برداری از فایل{من تمام نکات مهم و پوز میکنم فایل و و مینویسم خییییلی برام تاثیر گزارتر میشه} نشستم از صبح ساعت شش که بیدار شدم تا ساعت نه و نیم که فایل گوش کردنم تمام شد به نوشتن شکرگزاری با اینکه صبح ساعت شش نوشتع بودم !
دیدم خدای من چقققدر باز نکته هست برای سپاسگزاری الهییییی صد هزار مرتبه شکرت …..
1. هر چه بیشتر سپاس گزارتر باشی نعمتهای بیشتری وارد زندگیت می شود.
من باید شرایط سخت را با تغییر باورهام و سپاسگزاری از داشته هام ازش بگذرم آن وقت شرایط سخت فعلی در آینده ی نزدیک جز خاطرات خوب من می شود.
من اگر بتوانم ذهنم را روی آنچه می خواهم معطوف کنم اصلا مهم نیست که بقیه چه کار می کنند من صد در صد در مسیر خواسته هایم قرار می گیرم.
2. قاعده ی دنیای مادی این است که در برخورد با تضاد ها پیشرفت و رشد ایجاد می شود.
تمام تغییرات از ازل تا الان آیا در ازای اعتراض یا تظاهرات انسانها به وجود آمده ؟ اگر از دید کلان و از نگاه خداوندی ببینیم تمام نگرانی ها در جهت اینکه باید برای فلان موضوع اعتراض کنیم و … بی معنی می شود .
در قرآن برای بهشت و جهنم یک اصطلاح استفاده شده و آن فیها خالدون است یعنی یک عده ای برای همیشه حالشان خوبه و یک عده ای همیشه حالشان بده. اما این دنیای مادی گلستان هست و همواره رو به بهبوده اما نه برای همه و این من هستم که باید تصمیم بگیرم در این دنیای پر از تضاد چه چیز می خواهم و با تغییر زاویه ی دیدم من هم همواره رو به پیشرفت باشم .
از صحبت استاد درباره ی پلیس ها یاد خاطره ای افتادم یه بار تصمیم گرفتیم با ماشین برویم قم در راه ماشین پنچر شد و ما کنار اتوبان پیاده شدیم تا بابام پنچری را بگیرد همان موقع ماشین پلیس اومد ماشینش را طوری گذاشت تا محافظ ماشین ما باشه و به بابام کمک کردند تا پنچری را بگیرد .
تجربه شرایط سخت باعث میشه شخصیتت سپاسگزار تر بشه پس تضادها موهبت هستن چون باعث رشدت میشن.
وقتی وارد این مسیر زیبا شدم و کم کم تغییر کردم و بقول استاد چرخ زندگیم روانتر شد دیگه به گذشته با حالت غم واندوه فکر نمیکنم چون الان میدونم همون تضادها منو بزرگتر کرده و منو سپاسگزارتر کرده و قدردان چیزایی که دارم
قبلا چی نداشتم که الان دارم؟ یا قبلا چه مشکلاتی داشتم که الان رفع شدن؟
قبلا توی خونه هایی با صاحبخونه های… بودم اما الان توی خونه بزرگتر که صاحبخونه ندارم هستم و خیلی سپاسگزار خداوندم
قبلا افراد پرحاشیه اطرافم فراوان بود ولی الان حتی یه نفر هم نیست و زندگی آرومه آروم.
قبلا توی شهر به شدت گرم و خشک زندگی میکردم و بزرگ شدم الان پشت پنجره خونه م باغ با انواع میوه و صدای پرنده ها توی خونه میپیچه و هوا عالی.. خدایاشکرت
قبلا سلامتیم کامل از دست دادم و یکسال طول کشید که تنهایی بتونم پیاده روی کنم و الان عالی ام خدایاشکرت بخاطر این نعمت بزرگ
قبلا درگیر قسط و قرض بودم الان نه.
اینا همه شکرگزاری داره.
.
.
.
درمورد رسانه واقعا که همینه. قبلا همش پای سریال ماهواره و فیلم سینمایی اکشن و جنگی خلاصه عشق فیلم. پایه ثابت تحلیل های سیاسی و برنامه هاشون. کلا خانوادگی درگیر این مسائل هستیم که من خداروشکر ازون مرحله گذر کردم و دیگه هیچی دنبال نمیکنم درحدی که تا یه ماه پیش نمیدونستم ترامپ برگشته خخخخ.
الان فقط فیلمایی که شما معرفی میکنید یا توی سایتای انگیزشی هستن رو گاهی اوقات میبینم مثل فیلم ابراهیم. راز و…
و واقعا هم کنترل ورودی از همه چیز مهمتره چون ضمیر ناخودآگاه رو برنامه ریزی میکنه
من دقیقا این رو تجربه کردم در مورد سپاسگزار بودن و پیشرفت کردن،، یه چند سالی توی یه خونه ی خیلی قدیمی زندگی میکردم که شرایطش پیش نمیومد جابجا شم، برای رسیدن به آرامش شروع کردم به شکرگزاری کردن، یادمه یه روزایی با اینکه زندگی کردن تو اون خونه برام خیلی سخت بود اما توی سپاسگزاریم از بابت داشتن اون خونه ریز به ریز مینوشتم، مثلا میگفتم خدایا سپاسگزارم که سقف بالای سر دارم، سپاسگزارم که حمومی هست برای پاکیزگی، سپاسگزارم که آشپزخونه دارم برای پختن غذا و خیلی چیزای دیگه،، شاید رضایت نداشتم ولی مینوشتم چون میدونستم شکرگزاری منو از این شرایط نجات میده،، به لطف خداوند این شکرگزاری ها جواب داد و تو شرایط خیلی عالی، اون خونه ای که تو خوابم نمیدیم رو اجاره کردم توی چند محله بالاتر،، نمیتونم براتون بگم از خوشحالی شبا خوابم نمیبرد،، الان که یکساله تو این خونه قشنگ هستم،، روزی نیست که به خاطرش شکرگزار نباشم و به قول استاد چون اون گذشته رو دیدم الان برام خیلی لذت بخشه.
با این که این خونه اجاره ای هست اما، لذتی که من میبرم ازش کم از خرید خونه نیست، عشق میکنم وقتی راه میرم تو خونم، وقتی حمام میکنم یاد اون خونه میفتم که آب فشار کم و باریک از دوشش میومد ولی اینجا فشار قوی با دوش بسیار بزرگ …. و همهی قسمت های خونه…
تو اون خونه تمام وسایلم قدیمی بود و دلم میخواست همرو همونجا بزارم و کل زندگیم رو نو کنم، نمیدونستم چجوری و با کدوم پول ولی میخواستمش و بابتش شکرگزاری میکردم، جوریکه انگار خریدم،، وقتی مینوشتم گریه میکردم از خوشحالی،، شاید باورتون نشه یه شرایطی پیش اومد وقتی این خونه اوکی شد که دقیقا همونی که میخواستم شد، تمام وسایل رو تو همون خونه بخشیدم به در و همسایه و یه سریش هم گذاشتم بمونه اونجا،، ما تقریبا با ظرف و ظروف آشپزخونه و لباس هامون اومدیم تو این خونه و بقیه رو خریدیم، البته قسطی خریدیم و چک دادیم چون به قانون آشنایی نداشتیم اما همرو عوض کردیم و به لطف خدا تو یکسال همه ی اقساط پرداخت شدن و تمام….
اینایی که براتون نوشتم برا من از قشنگ ترین لحظات زندگیم بود که بارها بابتش شکرگزاری کردم و چون اون روزا رو دیدم امروز قدردانم و هر روز از شرایطم بیشتر لذت میبرم.
به نام خدای هدایتگر
شصتمین تعهد
به این فکر کن که اوضاعه سخت گذراست و وقتی که من بگذرم ازش و برم تو مرحله ی بعدیه زندگیم باتغییر باورهام این اوضاع سخت تبدیل میشه به خاطرات خوب تبدیل میشه به سپاس گزاری بیشتر ذوق و شوق بیشتر احساس خوب بیشتر
طبق قانون جهان از جنس اینا بیشتر و بیشتر وارد زندگیم میشه چون به هر چیزی توجه کنی از جنس همون بیشتر و بیشتر وارد زندگیت میشه
خدایا ایمانمو قوی کن به خودت و منو به مسیر درست هدایت کن امین
به نام خداوندی که نامش و یادش مایه آرامش قلبمه
استادان بزرگوارم سلام به روی ماهتون
سلام به قلب پاک و سلیمتون
امان از این توجه که به عینه اکثر اوقات ،کامم رو زهرمار میکنه اما خدارو شکر شاید حداقل روزانه یه بار آگاهانه با خودم حرف میزنم برای رهایی از توجه به نکات منفی و ایمان دارم که این نقطه ضعفمم در صورت مداومت در این مسیر الهی بهبود پیدا خواهد کرد به لطف خداوند…
امروز ظهر یه اتفاقی افتاد ناجالب و یه کم در کسری از ثانیه حال خوبم گرفته شد ،ساکت شدم و با حرص داشتم کارامو انجام میدادم و همش ذهنم میگفت دیدی ،دیدی فلانی با دو کلمه حرف زدن چیکار کرد و همش غر به جون اون طرف میزدم یه کم گذشت استاد جان باورتون نمیشه برای اولین بار انگار صدایی از درون گفت چی شد پس ؟!یادت رفت تو مسول صد در صد زندگیت هستی واییییییییییی خدای من انگار تکون خوردم انگار یه سیلی محکم خوردم و از خواب بیدار شدم
و فهمیدم که عه انگار داره آروم آروم باوره شکل میگیره وحتما روندش اینه و خدا شاهده این باور در اون لحظه انگار آب روی آتیش بود و من زودی از اون احساس بد دراومدم و خودم حال خودم رو خوب کردم و به خالق بودن خودم پی بردم .
و حتی بعدش فکر کردم گفتم ببین آرزو تو الان 6.5 روزه که سر یه موضوعی که اصلا ربطی به تو نداره احساست رو بد میکنی درسته ظاهرا حرفی نمیزنی اما تو ذهنت دادگاه تشکیل دادی و داری محاکمه میکنی و حست رو هم بد میکنی و بعدش ناخودآگاه فکر میکنی فلانی باعث حال بدته در حالیکه که جانا تو خودت مسول صد درصد اتفاقات زندگیت هستی و اصلا باهمین منطق و تفکر من خیلی آروم میشم .
استاد جان منطق شما بی نقصه به قول خانم شایسته انگار با گوش دادن به این فایلها چشم و دل آدم باز میشه و میفهمه چی به چیه
آرومتر میشه،برا هر اتفاقی بالاخره برمیگرده به درونش و به خودش رجوع میکنه
شما خیلی عالی هستین
خدایت شکرت که امروز هم کمال گرایی رو گذاشتم کنار و دست به قلم شدم
الحمدلله رب العالمین
بسم الله الرحمن الرحیم
سلام به استاد عزیزم و خانم شایسته عزیز و خانواده ی دوست داشتنی ام
الان که دارم این کامنت رو مینویسم ساعت دو و نیم بامداده و نمیدونید الان چه احساس فوق العاده ای در وجودم حس میکنم
علت این احساس دقیقا اتفاقی که یک ساعت پیش رخ داد که من تو مغازه نشسته بودم و یه مردی وارد مغازه شد و داشت با تلفن حرف میزد که یه لحظه من حواسم رفت سمت حرفاش و دیدم که داره راجب شغلی که من فوق العاده عاشقم حرف میزنه
و بعد که حرفاش تموم شد حسم بهم گفت که ازش سوال کن که راجب که این شغل اطلاعاتی داره یا نه و من به حسم گوش کردم و ازش پرسیدم و دیدم که واقعا در این حوزه اطلاعات خوبی داره و ما باهم یه نیم ساعتی راجب این موضوع حرف زدیم و اینو بگم که وقتی داشتیم حرف میزدیم دیدم حتی استاد عباسمنش عزیز رو میشناسه و این خیلی خوشحالم کرد که جهام هستی با فردی که بیصبرانه منتظرش بودم هماهنگ کرد و ما الان قرار گزاشتیم که باهم کار کنیم و به امید الله پیشرفت کنیم و انشاالله از نتایجی که میگیریم میام براتون تعریف میکنم
این کامنت رو حسم بهم گفت که بیام بنویسم واقعا اولین باره که این حس اینجوری بهم میگه بیا این اتفاقی که برات رخ داد به دوستانت بگو
خدایا هزاران بار شکرت بابت قانونت و بخاطر این احساس فوق العاده ای که دارم عاشقتم خداااااا
خیلی دوستون دارم
در پناه الله شاد و ثروتمند باشید
سلام بر عزیزانم
گام یازدهم
این دوره خانه تکانی ذهن برای من یک خودشناسی عالیه وقتی که خوب فکر میکنم میبینم من واقعا به اندازه کافی قدردان نیستم به اندازه کافی سپاسگذار نیستم مخصوصا از آدمهایی که کاری برام انجام میدن این جمله خیلی بهم آرامش میده
اوضاع سخت گذراست اما وقتی کنترل ذهن میکنی نه تناا شرابط سخت تبدیل به نعمت میشود بلکه نعمتهای پایدار را وارد زندگی ات میکنی
استاد جان و خانم شایسته جان خیلی ازتون سپاسگذارم این فایل فوقالعاده بود
سلام به استاد عزیزم و همه دوستان صمیمی و هم فرکانس
استاد با من چکار کردی هر کجا ولم کنن سر از سایت شما در میارم مکان پر از ارامش و اگاهی های الهی.خدایا شکرت
استاد ممنونم بابت اینکه وقت میزاری و لایو میزاری تا اگاهی های نابت رو به ما انتقال بدی.چقدر استفاده کردم از حرفای قشنگت و البته که از همین امروز دارم سعی میکنم تا انجامشون بدم
استاد وقتی خیلی راحت بدون ترس از قضاوت مردم درباره اون چیزایی که در زندگی شخصیتون اتفاق افتاده حرف میزنید تازه فهمیدم که چقدر من ترس از حرف مردم دارم و ازون بدتر دارم این ترس رو به بچه هام هم انتقال میدم وقتی می خوایم مهمونی بریم از یک ساعت قبل مراسم تربیت چگونه رفتار کردن و نکردن برای بچه ها میزارم تا مبادا اونجا کسی بگه چه بچه های بدی یا چه مادر بیخیالی.خدایا چقدر از فرصت های قشنگم رو بخاطر حرف مردم از دست دادم ولیییییییییییییی به لطف شما از حالا به بعد به سبک خودم زندگی میکنم .استاد من در مقابل صحبت های شما و قوانین خداوند تسلیم تسلیمم و یاد گرفتم جای مقاومت کردن قدم به قدم قوانین رو اجرا کنم و خدا می دونه زندگیم از زمین تا اسمون عوض شده البته تازه به اندازه ای زندگیم تغییر کرده که توانستم روی باورهام کار کنم.
استاد دوست دارم همین جا ازتون بابت محصول 12 قدم تشکر کنم من تازه قدم دوم رو تمام کردم و امروز قراره قدم سوم رو خریداری کنم ولی خدا میدونه که چه نتایج عالی نصیبم شده.از نتایج مالی بگیر تا سلامتی و بهبود روابط.خدایا شکرت از این همه نعمت و احساس خوب و لذت از زندگی و تشکر ویژه از خدای مهربون بابت وجود استاد عباس منش .
خیلی خیلی دوستون دارم استاد توحیدی من
با عرض سلام و احترام خدمت استاد عزیز من چند وقتی است با سایت شما آشنا شدم و تا روز 125 گوش کردم خیلی عالی و جذاب بوده و با اساتید دیگر متفاوت است و بسیار استفاده کردم چند وقتی است سوالی ذهن منو درگیر کرده و آن سوال اینکه فرق بین صبر و استقامت در مورد کاری با اینکه اون کار را بیهوده و بدون نتیجه و به زور انجام دادن چیست ؟ امیدوارم تونسته باشم سوالم را درست مطرح کرده باشم واقعا ذهنم درگیر شده چون من آدم بسیار سخت گوش و پیگیری هستم ولی الان در مورد کارم دچار تردید شده ام که نکنه این کار باعث پیشرفت من نمیشه و بایستی موقعیت خودمو عوض کنم یا که نه بایستی بازم صبر و تحمل کنم تا به نتیجه برسم لطفا من راهنمایی کنید سپاسگزارم
باسلام دوست عزیز
هرجا هستید امیدوارم موفق باشید
درمورد سوال صبر وتحمل ک نوشتید
استاد یک فایل دارن توی لیست فایلهای دانلودی ک سال قبل روی سایت قرار گرفت درمورد صبروتحمل هس امیدوارم بتونید جواب سوالتون رو از اون فایل بگیرید
چون من هرموقه درهر زمینه ای که دودل شدم ودیدم دارم تحمل میکنم یک موضوعی رو وخاستم خودمو قانع کنم چیکار کنم راهی جز تحمل ندارم
بهم گفته میشه اون فایلو دوباره نگاه کنم و وقتی گوش میکنم کامنتهارو میخونم ذهن وقلب من باز میشه ویک سری راه حل ها بهم گفته میشه انجام میدم وراحت حل میشه ب لطف خدای مهربان
درپناه الله یکتا باشید
سلام محمد علی عزیز
اگر در این سایت هستید و استفاده کردید حتما جوابتون رو گرفتید
.در کنار کوشش ،باورهای درست ایجاد کنید .
معنی صبر یعنی قانون رو بلد باشی و اجرا کنی و منتظر نتیجه بمونی و وابسته به نتیجه هم نباشی.
امیدوارم در سایت بمونید و بخونید و بنویسید و لذت ببرید و پیشرفت کنید
سلام استاد عزیزم و مریم جان امروز 14 مهرماه هست و روز یازدهم پروژه خانه تکانی .
از دیشب و بعد از دیدن فایل جدید از استاد در مورد کامنت لیلا جان شروع کردم به شکرگزاری و نوشتنشون و صبح نوشتن ستاره قطبی و تمرکز روی زیباییها .
صبح بعد از بردن پسرم به مدرسه و خوردن قهوه همزمان نشستم پای این فایل جدی و این پروژه و به قول مریم جان متعهد هستم به روزانه دو ساعت کار کردن روی خودم و بودن در سایت استاد.
و چه جالب که این لایو کاملا مطابق با همون آگاهیهای فایل جدید استاد در رابطه با کامنت لیلا جانه. الهیییییی شکرت برای بودن در مسیر و درک این آگاهیها .
بعد از گوش کردن و نت برداری از فایل{من تمام نکات مهم و پوز میکنم فایل و و مینویسم خییییلی برام تاثیر گزارتر میشه} نشستم از صبح ساعت شش که بیدار شدم تا ساعت نه و نیم که فایل گوش کردنم تمام شد به نوشتن شکرگزاری با اینکه صبح ساعت شش نوشتع بودم !
دیدم خدای من چقققدر باز نکته هست برای سپاسگزاری الهییییی صد هزار مرتبه شکرت …..
مرسی استاد و مریم جان از اینهمه آگاهی
به نام خدا و با درود و سلام
رد پای گام یازدهم :
چند قانون از جهان هستی :
1. هر چه بیشتر سپاس گزارتر باشی نعمتهای بیشتری وارد زندگیت می شود.
من باید شرایط سخت را با تغییر باورهام و سپاسگزاری از داشته هام ازش بگذرم آن وقت شرایط سخت فعلی در آینده ی نزدیک جز خاطرات خوب من می شود.
من اگر بتوانم ذهنم را روی آنچه می خواهم معطوف کنم اصلا مهم نیست که بقیه چه کار می کنند من صد در صد در مسیر خواسته هایم قرار می گیرم.
2. قاعده ی دنیای مادی این است که در برخورد با تضاد ها پیشرفت و رشد ایجاد می شود.
تمام تغییرات از ازل تا الان آیا در ازای اعتراض یا تظاهرات انسانها به وجود آمده ؟ اگر از دید کلان و از نگاه خداوندی ببینیم تمام نگرانی ها در جهت اینکه باید برای فلان موضوع اعتراض کنیم و … بی معنی می شود .
در قرآن برای بهشت و جهنم یک اصطلاح استفاده شده و آن فیها خالدون است یعنی یک عده ای برای همیشه حالشان خوبه و یک عده ای همیشه حالشان بده. اما این دنیای مادی گلستان هست و همواره رو به بهبوده اما نه برای همه و این من هستم که باید تصمیم بگیرم در این دنیای پر از تضاد چه چیز می خواهم و با تغییر زاویه ی دیدم من هم همواره رو به پیشرفت باشم .
از صحبت استاد درباره ی پلیس ها یاد خاطره ای افتادم یه بار تصمیم گرفتیم با ماشین برویم قم در راه ماشین پنچر شد و ما کنار اتوبان پیاده شدیم تا بابام پنچری را بگیرد همان موقع ماشین پلیس اومد ماشینش را طوری گذاشت تا محافظ ماشین ما باشه و به بابام کمک کردند تا پنچری را بگیرد .
خدایا سپاس گزارم .
به نام خدای مهربان
سلام
گام 11
تجربه شرایط سخت باعث میشه شخصیتت سپاسگزار تر بشه پس تضادها موهبت هستن چون باعث رشدت میشن.
وقتی وارد این مسیر زیبا شدم و کم کم تغییر کردم و بقول استاد چرخ زندگیم روانتر شد دیگه به گذشته با حالت غم واندوه فکر نمیکنم چون الان میدونم همون تضادها منو بزرگتر کرده و منو سپاسگزارتر کرده و قدردان چیزایی که دارم
قبلا چی نداشتم که الان دارم؟ یا قبلا چه مشکلاتی داشتم که الان رفع شدن؟
قبلا توی خونه هایی با صاحبخونه های… بودم اما الان توی خونه بزرگتر که صاحبخونه ندارم هستم و خیلی سپاسگزار خداوندم
قبلا افراد پرحاشیه اطرافم فراوان بود ولی الان حتی یه نفر هم نیست و زندگی آرومه آروم.
قبلا توی شهر به شدت گرم و خشک زندگی میکردم و بزرگ شدم الان پشت پنجره خونه م باغ با انواع میوه و صدای پرنده ها توی خونه میپیچه و هوا عالی.. خدایاشکرت
قبلا سلامتیم کامل از دست دادم و یکسال طول کشید که تنهایی بتونم پیاده روی کنم و الان عالی ام خدایاشکرت بخاطر این نعمت بزرگ
قبلا درگیر قسط و قرض بودم الان نه.
اینا همه شکرگزاری داره.
.
.
.
درمورد رسانه واقعا که همینه. قبلا همش پای سریال ماهواره و فیلم سینمایی اکشن و جنگی خلاصه عشق فیلم. پایه ثابت تحلیل های سیاسی و برنامه هاشون. کلا خانوادگی درگیر این مسائل هستیم که من خداروشکر ازون مرحله گذر کردم و دیگه هیچی دنبال نمیکنم درحدی که تا یه ماه پیش نمیدونستم ترامپ برگشته خخخخ.
الان فقط فیلمایی که شما معرفی میکنید یا توی سایتای انگیزشی هستن رو گاهی اوقات میبینم مثل فیلم ابراهیم. راز و…
و واقعا هم کنترل ورودی از همه چیز مهمتره چون ضمیر ناخودآگاه رو برنامه ریزی میکنه
به نام خدا
سلام و درود از این صبح زیبا به استاد جان
من دقیقا این رو تجربه کردم در مورد سپاسگزار بودن و پیشرفت کردن،، یه چند سالی توی یه خونه ی خیلی قدیمی زندگی میکردم که شرایطش پیش نمیومد جابجا شم، برای رسیدن به آرامش شروع کردم به شکرگزاری کردن، یادمه یه روزایی با اینکه زندگی کردن تو اون خونه برام خیلی سخت بود اما توی سپاسگزاریم از بابت داشتن اون خونه ریز به ریز مینوشتم، مثلا میگفتم خدایا سپاسگزارم که سقف بالای سر دارم، سپاسگزارم که حمومی هست برای پاکیزگی، سپاسگزارم که آشپزخونه دارم برای پختن غذا و خیلی چیزای دیگه،، شاید رضایت نداشتم ولی مینوشتم چون میدونستم شکرگزاری منو از این شرایط نجات میده،، به لطف خداوند این شکرگزاری ها جواب داد و تو شرایط خیلی عالی، اون خونه ای که تو خوابم نمیدیم رو اجاره کردم توی چند محله بالاتر،، نمیتونم براتون بگم از خوشحالی شبا خوابم نمیبرد،، الان که یکساله تو این خونه قشنگ هستم،، روزی نیست که به خاطرش شکرگزار نباشم و به قول استاد چون اون گذشته رو دیدم الان برام خیلی لذت بخشه.
با این که این خونه اجاره ای هست اما، لذتی که من میبرم ازش کم از خرید خونه نیست، عشق میکنم وقتی راه میرم تو خونم، وقتی حمام میکنم یاد اون خونه میفتم که آب فشار کم و باریک از دوشش میومد ولی اینجا فشار قوی با دوش بسیار بزرگ …. و همهی قسمت های خونه…
تو اون خونه تمام وسایلم قدیمی بود و دلم میخواست همرو همونجا بزارم و کل زندگیم رو نو کنم، نمیدونستم چجوری و با کدوم پول ولی میخواستمش و بابتش شکرگزاری میکردم، جوریکه انگار خریدم،، وقتی مینوشتم گریه میکردم از خوشحالی،، شاید باورتون نشه یه شرایطی پیش اومد وقتی این خونه اوکی شد که دقیقا همونی که میخواستم شد، تمام وسایل رو تو همون خونه بخشیدم به در و همسایه و یه سریش هم گذاشتم بمونه اونجا،، ما تقریبا با ظرف و ظروف آشپزخونه و لباس هامون اومدیم تو این خونه و بقیه رو خریدیم، البته قسطی خریدیم و چک دادیم چون به قانون آشنایی نداشتیم اما همرو عوض کردیم و به لطف خدا تو یکسال همه ی اقساط پرداخت شدن و تمام….
اینایی که براتون نوشتم برا من از قشنگ ترین لحظات زندگیم بود که بارها بابتش شکرگزاری کردم و چون اون روزا رو دیدم امروز قدردانم و هر روز از شرایطم بیشتر لذت میبرم.
خدایا صدهزار بار شکرت
سپاسگزارم سپاسگزارم سپاسگزارم