live | تشخیص اصل از فرع درباره نتایج - صفحه 232 (به ترتیب امتیاز)

4232 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    فرهاد رضایی گفته:
    مدت عضویت: 1946 روز

    #بنام خدای مهربان

    پروژه خانه تکانی ذهن | تشخیص اصل از فرع درباره نتایج

    کلید های مسیر توحید در عمل:

    ایمانی که استمرار در عمل می آورد.

    ایمانی که عمل نیاورد حرف مفت است.

    توانایی تشخیص اصل از فرع و سرمایه گزاری روی خودت

    چه آگاهی های ناب و گهرباری…

    باید این آگاهی را بر سرلوحه زندگی مان با خط زرین نوشت…

    اما…

    فقط این کافی نیست…

    باید عمل کنیم به این آگاهی های ناب (عمل کنیم)

    و زنبور بی عسل نباشیم…

    و زنبور بی عسل نباشیم…

    آقا جان مخاطب اصلی این جملات خودم هستم خودم…

    درینجا نوشتم تا به خودم یادآوری کنم که

    با دانستن به این حرف ها شاید یک احساس خوب موقتی داشته باشی

    اما مطمین باش تا وقتی که این آگاهی ها وارد عمل نشود در زندگی ات،

    نتیجه ای هم رخ نخواهد داد

    نقطه سر خط…

    خداوند بار ها درین باره در قرآن سخن گفته:

    آیه پنجم سوره مبارکه جمعه: مثال کسانی که به آگاهی های که به ایشان دادیم عمل نمی کنند و حق آن را ادا نمی کنند

    (واقعا تنها راه که می توانیم حق این آگاهی های ارزشمند این سایت الهی را اد کنیم عمل کردن به این آگاهی هاست) مانند درازگوشی هستند که کتابهایی حمل می‌کند.

    (مَثَلُ الَّذِینَ حُمِّلُوا التَّوْرَاهَ ثُمَّ لَمْ یَحْمِلُوهَا کَمَثَلِ الْحِمَارِ یَحْمِلُ اَسْفَارًا) (سوره مبارکه جمعه آیه پنجم)

    وقتی این آگاهی در زندگی مان تاثیر نکند و به آنها عمل نشود

    چه در سینه ها باشد و یا چه در پشت، فرقی ندارد…

    یا در جایی دیگر

    وَ مَنْ أَحْسَنُ قَوْلاً مِمَّنْ دَعا إِلَی اللَّهِ وَ عَمِلَ صالِحاً

    چه کسی خوش گفتار تر از آن است که به سوی خداوند دعوت میکند وعمل صالح انجام می دهد.

    «أَ تَأْمُرُونَ النَّاسَ بِالْبِرِّ وَ تَنْسَوْنَ أَنْفُسَکمْ – آیا مردم را به خیر و نیکی فرمان می دهید و خود را فراموش می کنید؟» (بقره/44)

    «لِمَ تَقُولُونَ ما لا تَفْعَلُونَ – چرا سخنی می گویید که عمل نمی کنید؟!» (صف/2)

    آقا جان به قول استاد مسیر خیلی ساده است، قانون خیلی ساده است:

    علاقه و عشق خودت را پیدا کن،

    باور های مناسب درباره اش بساز،

    این باور ها را تکرار و تکرار کن تا به ثبات فرکانسی برسی،

    اصول و فروع زندگی ات را مشخص کن،

    تمام تمرکزت را بصورت لیزری روی اصول زندگی ات بگذار…

    به ایده ها و الهاماتی که در مسیر به تو الهام میشود عمل کن،

    عمل کن

    و بعد….

    بووووووووووووم!

    نتایج مثبت مثل باران رحمت الهی هر لحظه بر تو می بارد… و می شوی سوار بر شانه های خدا…

    و چه چیزی بهتر از این که انسان سوار شانه های خدا بشود…

    چه چیزی بهتر از این که انسان فقط به خداوند توکل کند…

    چقدر خوبه که انسان توحید را سرلوحه زندگی اش قرار بدهد…

    چقدر خوبه که آدمی خودش را تسلیم پروردگار نماید…

    زندگی به تمام معنا یک بهشت واقعی می شود.

    تمام این ها به شرطی اتفاق می افتد که ما عمل کنیم به قوانین…

    عمل کنیم به این آگاهی ها و فقط به عنوان مسکن نگاه نکنیم…

    به عمل کار بر آید بر سخندانی نیست

    دو صد گفته چون نیم کردار نیست

    در زیر چند حدیثی از امامان عزیزمان درباره عمل گرایی میگزارم امیدوارم عمل کنیم به آگاهی ها:

    امیر مومنان علی علیه السلام می فرماید: «ای مردم به خدا سوگند شما را به هیچ طاعتی تشویق نمی کنم مگر قبلاً خودم آن را انجام می دهم و از هیچ کار خلافی باز نمی دارم مگر این که پیش از شما از آن دوری جسته ام.» نهج البلاغه – خطبه 175

    امام صادق: کونُوا دُعَاهً لِلنَّاسِ بِغَیرِ أَلْسِنَتِکمْ

    با غیر زبان خویش مردم را دعوت کنید،

    امام صادق:کونُوا دُعَاهَ النَّاسِ بِأَعْمَالِکمْ وَ لَا تَکونُوا دُعَاهً بِأَلْسِنَتِکمْ

    مردمان را با اعمال خود (به خوبی ها) دعوت کنید نه با زبان های خود.

    خدایا! فقط با کمک و لطف تو می توانیم درین مسیر به شادکامی و عاقبت به خیری برسیم…

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  2. -
    بهاره گفته:
    مدت عضویت: 142 روز

    به نام یکتا پروردگار همیشه راه نما

    قدم سیزدهم از پروژه خانه تکانی ذهن

    خداراشکر اینم لایو سوم بالاخره پیداش کردم

    و تا حدودی کامنت هاش را خواندم

    باید خیلی روی باورهام کار کنم

    باور بسازم و تجسم کنم

    باید تلاشم را بکنم

    هنوزی تعهدی در خودم نمی‌بینم

    ولی دارم کشیده میشم به این مسیر

    تمام سر گرمیم شده این سایت

    خدایا شکرت

    نشانه روز باعث شد بگردم و این لایو را پیدا کنم

    تا طبق راهنمایی استاد کامنت های این لایو را بخونم

    لایو را دیدم

    و تعدادی از کامنت ها را خواندم

    الان نزدیک پونزده روزه که وارد سایت شدم

    به عنوان رد پا بماند به بادگار

    خدایا تو کمکم کن

    تو همر اهم باش

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  3. -
    مینا کفایی گفته:
    مدت عضویت: 2370 روز

    من میخوام در جواب این دوستمون که سوال پرسیدن نظرمو بگم حالا نمیدونم اینجا میتونم کامنت بزارم یا اینجا مختص مسابقه س؟!

    به نظر من ما اینجا یه اصل کلی داریم که در عین حال خیلی هم سادس:

    “خوبی، خوبی رو جذب میکنه… احساس خوب نتیجه ی خوبی داره”

    همه یه جورایی دنبال این خوب بودنه هستند.

    این افراد فعال تو حوزه ی مارکتینگ یا اساتید الگوریتم شناس اینستاگرامی میان به شما یاد میدن که چه جوری این خوب بودن رو به صورت مصنوعی به وجود بیاریش!

    مثلا میان آموزش میدن چه عکس تبلیغاتی با چه نور پردازی و چه افکت و چیدمانی بندازی که محصول شما رو خوب نشون بده.

    یا مثلا میان توضیح میدن شما توی کپشن پستات از چه مو ضوعاتی حرف بزنی که جذب مخاطب بیشتری داشته باشی… که پست های خوبی تولید کنی که فالوورهای خوبی داشته باشی

    یا از چه ترفندایی استفاده کنی که رنک نمایشت بره بالا که پیج خوبی داشته باشی یا هر چیزه دیگه ای…

    در واقع همه ی اینا سعی دارن یاد بدن چجوری (به صورت مصنوعی) خوب باشی که در نهایت این خوبی خوبی بیشتری جذب کنه و شما توحوزه ی کاری خودت موفق بشی….

    حالا این بنده ی خدا هم میخواد خوب بودن رو یاد بده ولی به صورت طبیعی!

    میگه : شما برو کاری رو انجام بده که اینقد دوسش داشته باشی که توش گذر زمان رو حس نکنی، اینقد حالت باهاش خوب باشه که تفریح وکارت یکی شه..

    خب آدم اگه یه همچین کاری رو به عنوان شغل انجام بده ، اصلا امکان داره محصول خروجی چیزه خوبی نباشه؟!

    الان خوبی به طور طبیعی به وجود اومد.

    یا مثلا میگه یه جوری به خدا ایمان داشته باش که هیچ محدودیت و کمبودی رو نپذیری، یه جوری خدا رو قدرت مطلق بدون که تردید و ترس و نگرانی توی وجود تو نباشه..

    خب یه همچین آدمی با این باورها، کلامش زمین و زمان رو مسخ میکنه، بدون اینکه آموزش کپشن نویسی دیده باشه!

    اساتید اینستاگرامی میگن : هشتگ_فلان موضوع آدمایی که به فلان موضوع علاقه دارن رو به پیج شما هدایت میکنه! (که درست میگن اشتباه نمی کنن)

    ولی تو حالت طبیعی احساس خوب شما در هر لحظه باعت میشه ارتعاشی از شما ساطع بشه که آدم های هم فرکانس شما که به فلان موضوع مورد نظر شما علاقه دارن جذب شما بشن!

    خلاصه تو حالت اول چون اکثر افراد عشق و علاقه وافر به کارشون ندارن یا علاقه دارن ولی درکنارش هزارتا باور محدود کننده وغلط هم دارن باید کلی تلاش فیزیکی انجام بدن و کلی هزینه کنن تا به روش های مصنوعی بتونن یه عکس خوب یه سایت خوب یا یه محصول خوب تولید کنن که در نهایت موفق بشن (حالا بماند که به چه میزان از این موفقیت میرسن)

    ولی تو حالت دوم با باورهای درست و داشتن حال خوب و لذت بردن از لحظه اون عکس خوب و سایت خوب و محصول خوب به طور کاملا طبیعی تولید میشه و در نهایت افراد موفق میشن

    حالا دیگه انتخاب با شماست که کدوم راه رو انتخاب کنی…

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  4. -
    داود کمالی گفته:
    مدت عضویت: 2495 روز

    بنام خداوند بخشنده و مهربان

    با سلام به دوست عزیز

    کامنت شما عالی بود

    تمام جهان سرشار از فراوانی هست

    آنجایی که گفتین ،ما کمبودی را می بینیم ،برای این که ما خدارو درست باور نکردیم.

    خیلی عالی بود ،ایجاد ابن باور کلی در انسان احساس وجد،به وجود میاره،احساسم دگرگون شد.

    در پناه خدا شاد ،سلامت ،سعادتمند ،ثروتمند باشید.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  5. -
    سیب سبز گفته:
    مدت عضویت: 1973 روز

    سلام به دوستان همفرکانسی ام

    یکی از دلایق اصلی تفاوت استاد با دیگران اینه که تمام تمرکزشونو روی خودشون و درست زندگی کردن خودشون و باورهاشون گذاشتن و اینکه عملگرایی بالایی برای اگاهی هاشون دارن .به شخصه قانون رو عالی درک کردم و فهمیدم و خدا روشکر کلی اگاهی توسط استاد از خدا و شیوه قانون جهان دارم ولی عملگرا بودن و استفاده کردن و ایمان قطعی داشتن کار اصلی رو برای نمایان شدن نتایج دلخواهم میده که باید بیشتر بهشون عمل کنم بیشتر اجرا کنم تا نتایج رو بهتر و بیشتر ببینم.و این کاریه که باید هر روزه و هر ثانیه یادمون بمونه که به قوانین عمل کنیم.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  6. -
    مجتبی کاظمی گفته:
    مدت عضویت: 3399 روز

    به نام خداوند هدایتگر مهربان

    خدایا من هرآنچه که دارم از آن توست و از تو به من رسیده است

    باور قدرتمند کننده اینکه: بیش از نیاز انسان‌ها ثروت، نعمت و فراوانی هست، در شغل و کسب‌وکار خود سعی کنم که کاری به بقیه که الان چه‌کاری انجام می‌دهند و یا علم بازاریابی چه‌چیزی می‌گوید نداشته‌باشم.

    همیشه بدنبال تشخیص اصل و فرع باشم، بدانم چه‌چیزی اصل است و تمرکز کنم برروی آن و چه‌چیزی فرع است و از آن دوری کنم.

    من باید خودم عمل کننده به قوانین باشم نه کسی که فقط حرف می‌زند، رفتار من تاثیرگذار است نه حرف‌های من

    برای پاسخ دادن به سوال این فایل باید مروری کنم به تمام فایل‌ها و دوره‌ها و آنچه را که من آموخته‌‌ام را بررسی کنم

    چندین اصل اساسی در تمام صحبت‌های استاد مطرح می‌شود و خود استاد هم اولین کسی هست که به آنها عمل کرده و نتایج ایشان مؤید و ثابت کننده این گفتار می‌باشد

    اولین و مهمترین اصل این است که من باور کنم که خودم هستم که با افکار و باورها و کانون توجهم زندگی خودم را، کسب‌و کار خودم را، شرایط و اوضاع و اتفاقات خودم را رقم می‌زنم؛

    با پذیرش و باور کردن این اصل و پذیرفتن مسئولیت صددرصد زندگی‌ام، تاثیر عوامل بیرونی که استاد از آنها بعنوان شرک یاد می‌کنند عملاً از بین رفته و یا حداقل کم‌رنگ می‌شود عواملی چون تبلیغات، محل جغرافیایی کسب‌وکار من، قوانین مملکتی و هر عاملی بجز خود من

    این مهمترین و پایه‌ای ترین اصل و اساسی است که من نه‌تنها برای شروع یک کسب‌وکار بلکه در تمام زندگی‌ام باید باور داشته باشم و به ‌ان عمل کنم؛

    این اصل یعنی توحید یعنی قدرت دادن فقط به خداوند و اینکه خداوند قدرت خلق شرایط زندگی‌ام را به من سپرده‌است.

    اصل و اساس مهم بعدی دیگر برای تمرکز داشتن برروی آن و دوری کردن از فرعیات و حواشی، اصل حساب کردن روی هدایت خداوند و حساب نکردن روی عقل خودم می‌باشد؛

    باور به اینکه خداوند محیط و مسلط بر کل جهان هستی می‌باشد و تنها اوست که از همه‌چیز آگاه است و من اگر برروی او حساب کنم و با او شراکت داشته‌باشم و از او یاری و هدایت بخواهم، او بهترین یارو یاور و شریک برای من خواهد بود و با شراکت و تقسیم کار با او، من از هرچیز وهرکس دیگری بی‌نیاز خواهم شد.

    یک اصل مهم و تاثیرگذار دیگر برای تمام جنبه‌های زندگی، این است که من باید از همان جایی که هستم شروع کنم، با همان امکانات و شرایطی که دارم قدم بردارم و آرام آرام توانایی‌ها، مهارت‌ها و تخصص خودم را بیشتر کنم که این اصل همان اصل بهبودگرایی و برداشتن قدم‌ها کوچک و پرهیز از کمالگرایی و پرفکت بودن برای شروع کار می باشد

    من هرروز باید یک ورژن بهتری از خودم ساخته و ارائه بدهم

    اصول و اساس دیگری هم وجود دارند که استاد صحبت کردند که می‌توان به داشتن احساس خوب، کنترل ورودی‌ها و مراقبت از کانون توجه، تداوم و استمرار برای رسیدن به هدف، متعهد بودن به انجام کارهای مربوطه و به عبارتی انجام درست و صحیح سهم خودم و … اشاره داشت

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  7. -
    سمن ناز عیوضی گفته:
    مدت عضویت: 653 روز

    سلام و خدا قوت به شما استاد عزیزم و مریم جان و تمامی هم سفران در این دوره

    روز سیزدهم از خانه تکانی ذهن 1403/07/18

    خدایا کمکم کن تا تمام سعی خودم رابگذارم تا کمال‌گرا نباشم

    CO بودن سایت استاد عباس منش در گوگل فقط و فقط واقعی بودن و به دل نشستن صحبت ها و عملکرد شما و کلام شماست که چیزی جز واقعیت نیست وقتی وارد سایت و فایل ها میشیم همه چیز واقعیت و درستی امر است و جای هیچ شک و شبهه ای برای آدم نمیزاره

    شما همیشه میگین اگه خدا بخواد همه چیز ممکنه خیییلی راحت انجام میشه و این تماما برای سایت شما بوده و خداوند برای شما همه چیز را به وقتش انجام داده چون شما در کارهایتان تداوم و درست کارید و ُمبلغ و تبلیغ کننده کار شما خداست وقتی خدا بخواد همه چیز به بهترین شکل ممکن و بدون نگرانی درست میشه وقتی کار آدم درست و انسانی باشه حتما خدا هواشو داره و کمک میکنه به پیشرفت و سربلندی آدم وقتی به قانون عمل کنیم همه چیز درست پیش میره شما همیشه میگین قانون کار خودشو بلده

    شما سعی و تلاش خودتون رو دارید و الهامات خودتون رو وحی مُنزل میدونید شما درست بودن اصل رو از فرع تشخیص دادید و تمرکز روی ان اصل داشتید پس موفقیت حق شماست

    استاد شما هیچ وقت کمال‌گرا نبودید و فقط آموزش ندادید و صحبت نکردید و نصیحت گونه صحبت نمی کنید و حرفهایتان با عملتان یکی بوده وقتی درستی کار شما و عمل شما رو می‌بینیم اگه در مدار درست باشیم حتما هدایت میشیم استاد کارهای شما و فایل های شما برای من مثل معجزه های پیامبران است با خودم میگم اگه به درست مطلب رو درک کنم از فایل ها حتما اصل رو میفهمم به خودم میگم سمن ناز اگه در مسیر درست باشی هدایت میشی و به ندای قلبیت گوش و عمل کن تا بهترین ها برات اتفاق بیفته

    خدایا بهم کمک کن اگه به کسی حرفی میزنم اول خودم انجام داده باشم و از رفتارم افراد تاثیر بگیرند تا کارهایم

    خدایا کمکم کن به حرف هایی که میزنم با تمام وجودم عمل کنم و در جدال ذهن و قلبم ، قلبم پیروز باشه چون آنجا جایگاه توست

    اصل : عمل کردن درست است باید سعی کنیم خود واقعیمان باشیم چون سر کائنات را نمی شود شیره مالید

    الان یهو این متن یه فکرم آمد صورت زیبای ظاهر هیچ نیست / ای برادر سیرت زیبا بیار

    ظاهر و صورت زیبا به درد نمی خورد، باطن زیبا و اخلاق و روحیات نیکو داشتن ارزشمند و موجب موفقیت و عزّت انسان در برابر خدا و دیگران و دیگران است.

    عمل درست مهم تر است تا زیبایی و بهتر بودن چه بسا وقتی میشه با یه وسیله قدیمی و معمولی هم کاری زیبا و درست انجام داد مثلا خود من بهترین و بیشترین وسایل خیاطی رو دارم در منزل و یه زمان هایی وقتی میرم خونه پدر و کسی ازم میخواد چیزی بدوزم با همون چرخ خیاطی قدیمی مادرم هم میتونم همون کار رو انجام بدم به بهترین شکل ، واسه اون فرد فرقی نمیکنه من با چه چرخ خیاطی ای براش لباس دوختم مهم درست انجام دادن کار من است

    استاد شما هم فایل هاتون رو در بهترین زمان ها با گوشی برای ما میگیرین اگه برین دنبال دوربین حرفه ای و وسایل فیلم برداری شاید اون لحظه ی زیبارو نتونید باما به اشتراک بزارید خیلی از موقع ها شده دیدم که شما وسط فایل یهو یه منظره ی زیبا یا رنگین کمان یا یه حرکت مرغ و پرنده رو به ما نشون دادید این درستی و سادگی بهترین هارو رقم میزنه برای ما هیچ فرقی نمیکنه شما با چه چیزی فایل رو ضبط میکنید مهم صحبت های شماست

    سپاسگزارم از شما

    در پناه الله یکتا باشید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  8. -
    زهرا آبلو گفته:
    مدت عضویت: 1969 روز

    بسم الله النور

    سلام استاد جانم 🫂سلام مریم جانم🫂

    گام سیزده تشخثیص اصل از فرع

    و این تمرکز زیادی میخواد که اصل رو تشخصی بده

    این ایمان میخواد که به غیب و هدایت داشته باشه

    ایمانی از جنس ابراهیم که چاقو رو گذاشت زیر گلوی بچه اش

    ایمانی که منو تو مسیر مثل برگی تو باد نرقصونه

    چون من دقیقا یه مدت این مدلی بودم و انقدر زندگیم داغون بود که هر کس هر ایده میداد سریع میدویدم اون سمت این دعا و اون کلاس و این فرمول و اون آدم خلاصه فکر میکردم با عملل بیرونی حال من خوب میشه و زندگیم درست میشه و من پولدار میشم و روابطم درست میشه

    دنبال هزار راهکار بودم که تو کارم فروش داشته باشم حتی اون سالهای اول آشنایی باشما شاید بگم دوسه سالی هست این پوضوع رو داره سعی میکنم بهتر درک کنم که اصل توحیده اصل این که من حالق شرایطم هستم به واسطه فرکانس هام

    خلاصه دست از پا درازتر از هر عامل بیرونی اومدم تمرکز گذاشتم روی تغییر خودم روی تشخیص اصل از فرع روی بهبود شخصیت خودم روی بالا بردن کیفیت کارم د رفتارم تمرکز گذاشتم که بتونم زیبایی ها رو بهتر ببینم و تحسین کنم و به لطف خدا نتایح آروم آروم شروع شد و هرروز ادامه داره و من خدا رو شکر میکنم که تو این مسیر زیبا شما راهنمای من هستید

    عاشقتونم 🫂و به زودی آمریکای زیبا میبینمتون

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  9. -
    لیلا توسلی گفته:
    مدت عضویت: 832 روز

    به نام عشقم باباخدا.

    گام13سلام به خدا،خدایادرردپاگذاشتن یاریم ده .

    سلام به استادتشخیص اصل ازفرع سلام به مریم جون وهمکلاسیهای خون گرم خودم که اینقدربی ریابه یکدیگراطلاع رسانی میکنیدوهرکس هرچی ازاستادهمه چی دان دریافت میکنه سریع ازدانسته هاشون توی اقیانوس بی انتهای سایت پشت ویترین زیباوشفاف سایت به نمایش میگذارن هرانسان مرده ای به امیدخدازنده میشه!استادروز16مهرماه خانم برادرم کارت دعوتی برای زندگی دربهشت ابدی ازخداد ریافت کرد ورفت درآغوش خدا آرام قرارگرفته؛خدارحمتش کنه من چندسالی بودکه نوه های داداشم روازدواج کرده بودن ندیده بودم حالاهم که ننتیجه دارشدن اصلانتیجه هاشونو زیادندیده بودم وروزتشیع توی روستابودیم شام هم مارونگه داشتن بعدازشام باعزیزدلم وخواهرم وشوهرش راه افتادیم بیایم شهرخونه خودمون عروس داداشم گفت؛ مگه اجازه میدم بری! بایدشب پیش مابمونی یکی یکی عروسای دیگه ودختراونوه هاگفتن بایدبمونی،منم عزیزدلموراهی کردم شب موندم. برای پذیرایی فرداتزئین خرماوحلوداشتن من توی تزئین خرما کمکشون میکردم چندتادختربچه بودن که همون نتیجه های حاج داداشم بودن گریه میکردن بذارین ماهم یک کاری بکنیم ولی اجازه نمیدادن من گفتم:بیایین کنارمن ولی نوبتی هرکسی یک کاری انجام بده!توی انجام کارهای هرچندکوچک مثلاچیدن خرماتوی سینی مرحله اولش ویاترافل پاشیدن روی خرماها که لابه لای این ماموریتشون این دختربچه هانگشتانشون روهمچین بامزه به دهانشون میکردن که تمیزکنندمنم میخندیدم ولذت میبردم هیچکس هم توی نخ بچه هانبودکه خودم به بزرگترهااشاره کردم گفتم:ببینین چقدربالذت امابامزه کارمیکنن همگی زدن زیرخنده شب بیادماندی شدهم برای بچه هاهم برای بزرگترهاومنم جوومیدادم وتشویقشون میکردم!گفتم اگه میهمانهابفهمن فردا توی مجلس خرماهارو نمیخورن! خندیدن گفتن :اولین نفرخودت نمیخوری گفتم: اینقدرخوشمزه به نوبه ی خودشون هم کارمیکنن هم انگشتاشونو توی دهنشونه میبرن تمیزکنن منم لذت میبرم وبابه به میخورم!ازاین عزیزان دل این نتیجه های حاج داداشم پرسیدم بچه هامنومیشناسین ؟گفتند:نه!تعجب هم نداشت چون هم به خاطررفت وآمدکم ،کم ،کم ،شده وهم به خاطراین که حاج داداشم ازطرف پدرم خواهربرادریم کلاالان رفت وآمدهاخیلی کم شده ولی مااگه رفت وآمدنداریم قلباعاشق هم هستیم وخیلی به هم عزت میزاریم.ومن انقدراین بچه هاروتشویق میکردم که به عمرشون چنان تشویق نشده بودن خیلی احساس بزرگی میکردن پرسیدن شماروچی صدابزنیم گفتم:منوصدابزنین عمه قشنگه اینقدراین بچهاازگفتارورفتارمن ،اصلاازوجودوحضورمن لذت میبردن که خدامیدونه. امشب برای خداحافظی دورفاطمیه دورزدم خداحافظی میکردم همه ی همشهریهام میخندیدن می گفتن اگه همین زبونونداشتی هیچ کس دوستت نداشت !این حرفهاروازکجامیاری ؟میگفتم :عنایت خداست بازاون یکی میگفت :این ازبچگه همینجورزبون چاخان داشت. ولی من واقعاخیلی به همه عزت میزارم دوست داشتنم راحتی با یک لیوان آب یاچای ابرازمیکم وکل فامیل یاهرکس برای اولین بارازبچگی منومیدیدعاشقم میشد.میگن چه قدراین دهانت گرمه قدردوست داشتی هستی جدی بودن یاشوخی کردنم راکسی نفهمیدوامشب هم ازحسادت شیطان براشون چندکلمه گفتم میخندیدن چون ازحرفهای شیخهانبودترس ونگرانی داشته باشه! میپرسیدن ایناروازکجات درآوردی توشیخی؟ گفتم :شیخ نیستم اونی

    روکه شنیدم وعمل میکنموبه شماگفتم: چون اون خانم مداح چندکلمه به اندازه شنیدنهای خودش ازشیطان گفت :ازکجانمیدانم ازحرفهای استادکه نبود. استادامروز،مراسم سوم تموم شدوشبها رسم داریم قرآن میخونیم به روش روستای خودمون ختم میگیریم وخودم استاد این ختم گرفتن هستم .ازنوجوانی موردتشویق پیشکسوتهای مسن وقرآن خون بودم وانجام این مراسم رویادگرفتم وبه خوبی این کارروبلدم انقدربه قول قدیمیهادل وجرات یاجبروت داشتم که بین اونهمه خانم پیریاجوان ازخودم بزرگتریاکوچکتراین مراسم رواجراکنم.که حالامیگن طرف عزت نفس داره طرف اعتمادبه نفس داره. که ازهمون قدیم پیره زنهااین مراسم رواجرامیکردن وجمعیت همکاری میکردن والان عصرسیستم واکوشده دیگه خودتون میدونین جوانهامیکرفن به دست شدن وبعصی ازخانمهای قدیمی روستاکه این کاره بودن بهشتی شدن روحشون شادوبعضیهاشون دیگه صداهاشون جوون پسندنیست !ولی من ازهمون بچه گی صدام رساودلنشین بودوهمچنان بدون میکرفن کاروانجام میدهم وبا میکرفن هم میخونم فقط به خواندن قرآن علاقه دارم!وازمداحی اصلاازاول اعراض داشتم. ولی من خیلی این خانمهاروبرای هنرشون که همان مراسم ختم است.ولابلای تلاوت قرآن مداحی میکنن خیلی تشویقشون میکنم.که پیشرفت بهتری داشته باشن ،وازیچگی همیشه همه تشویقم میکردن که این قرآن خواندن روتومراسمهابامداحی ادامه بده و برای راه اندازی یک کسب وکارپول خوبی درمیاری!ولی اصلاهیچوقت حاضرنشدم این مسئولیت روبه عهده بگیرم وماتوی شهرزندگی میکنیم رفت وآمدبه روستابرام مقدورنیست اینهاهمه بهانه هم هست چون من هیچ وقت به خودم همچین اجازه ندادم برای پول درآوردن کارکنم اونم آگاهی که ندارم4تاراست یادروغ شنیدم برم امامهاکه معلم من شدن روبرای کسب وکارودرآمدخودم خواروخفیف کنم واصلااون زمانهاقانوجذب وتغیرکجابود!اون زمانی که 3تابچه کوچک داشتم به عزیزدلم گفتم: من برم گلسازی ؟گفت:نه خانم شماهمین بچه ها روجمع کن انگارسرکاررفتی خودم کار میکنم. سال1369بودنمیدانم30هزارتومان هزینه گلسازی بودیا3هزارتومان فکرکنم بالوازمهاش بودعزیزدلم گفت:بیااین پولشوبگیرطلابخرمنم یک النگوگرفتم تاچندوقت دستم بوددیگه برای چی فروختم یادم نیست!هنوزم که هنوزه اصلاغیرازشغل خانه داری که خیلیهایامیگن سخته یامیگن نفرت دارن حتی توبانک ازمن کارمندآقاپرسیدشغلتون چیه گفتم:شغل مقدس خانه داری !خندیدگفت:اوه ک چه کارسختی واونم به جدی میگی مقدس؟ گفتم :آره خیلی دوست دارم. حالابرگردیم توی همون فاطمیه که مراسم ختم داشتیم بافامیلاروبوسی وخداحافظی کردم .حالارسیدم به بچهاکه خداحاقظی کنم که هیچ یک ازاین میهمانان مطمئنم چنین کاری نکردن که مخصوص این فرشته هادورهم پشت دیوارحلقه زدن برای خداحافطی رفته باشن.

    مخصوص بچه جلورفتم گفتم:بچه هاخداحافظ دیدم ازاون فرشته ی 4ساله تا12ساله بلندشدن همگی روبوسی میکنن ویکیشون خندیدگفت:شماروچی صدابزنم ؟گفتم عمه قشنگه!وقتی هم سرشب هم واردفاطمیه شدم همه ی این فرشته های معصوم به احترام من ازجاشون برخواستن باوجودی که سرشون گرم بازی بودکه حتی برای دوتاخواهربزرگترمن که نه به خاله ی خودشونم سلام نکردن. اول میخواستم کامنت بذارم ذهنم گفت :ازکدوم کسب وکارت میخوای تعریف کنی؟من همینوازعملکردم بلدبودم ازخداکمک خواستم نوشتم. وتوی هرکامنت یافایلی که استادتعریف میکنندبرای کسب وکارقبل ازخانه تکانی ذهن خیلی ناامیدبودم وگریه میکردم که من کسب وکارندارم من فقط یک مصرف کننده هستم والی………آخرولی ازوقت خانه تکانی ذهن تقریباحودم رودلداری میدم که تونماینده خدایی شغل مقدس تو خانه داریه اگه هیچ مزدی ندارد! هیچ تعطیلی هم به این مدیریت موافقت نشده خدایاازصبح که بیدارمیشوم میپرسم من هیچکاربلدنستم وتوانایی انجام هیچ کاری روندارم کمکم کن والان هم میپرسم خدایاچه قدمی برای ساختن زندگی سالم وثروت سازمادی ومعنوی بایدبردارم چون پولداری بی نیازی نیست پولدا ربودن دوست نزدیک خدامیشی خداباآدهای گداگدول ازاینجاتاپشت درانباری هم نمیادبعدمن ازخداتوقع دوستی توی زندگی فیزیکی ومتافیزیکم دارم مگه خداآدم ولگردوندانم کاره نه لیلا جون به زندگی عشق بورزخدابلده کارشوانجام بده دوستان ازساعت8شبت االان1/30هست مینویسم امیدوارم تونسته باشم مطلبموبرسونم جون من شاگردمهدکودکم که روی پای مربی میشینه وادعادارم واقعاازکاردنیابدون رهبری خداهیچی بلدنیستم براتون آرزوی سعادت مندی دارم صبح بخیر

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  10. -
    سعیده شمسی گفته:
    مدت عضویت: 930 روز

    بنام خدای زیبایی ها

    سلام خدمت استاد عزیز

    هرچه بیشتر روی خودم کار میکنم نتایجم بهترو با کیفیت تر میشه و نشونه ها بیشتر میشه

    هر وقت وقت گیر میارم فایل گوش میکنم و با خودم راجب به قوانین حرف میزنم با خودم

    زندگیم با کیفیت تر شده و رابطم رشد داشته و آرامش و آسایش و رفاه بیشتر و به جاهای زیبا هدایت میشیم و دیروز ساعت دو بعداز ظهر تصمیم گرفتیم بریم گردش اول مقصد خنداب بود بعد شد ملایر و بعد از همدان سر درآوردیم

    جاده خلوت و نم بارون زیبا و بعد آبشار گنجنامه و حال و خواب عالی و کلی انرژی مثبت و فراوانی آب

    پروردگارا مارا به راه راست هدایت کن راه کسانی که به آنها نعمت دادی و نه گمراهان

    In God we trust

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای: