live | تشخیص اصل از فرع درباره نتایج - صفحه 263 (به ترتیب امتیاز)

  • نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
  • فایل تصویری live | تشخیص اصل از فرع درباره نتایج
    79MB
    17 دقیقه
  • فایل صوتی live | تشخیص اصل از فرع درباره نتایج
    16MB
    17 دقیقه
توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

4924 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    پویا عبدالهی گفته:
    مدت عضویت: 466 روز

    بوم مدل کسب و کار تعیین کننده 9 مورد مهم و مربوط به کسب و کاره و در کل تفاوت بیزینس ها باهم در آن 9 مورد ایجاد میشه

    9 مورد رو لیست میکنم

    1. مشتری

    2. ارتباط با مشتری

    3. کانال‌های ارتباطی

    4. ارزش پیشنهادی

    5. فعالیت های کلیدی

    6. منابع کلیدی

    7. شرکای کلیدی

    8. هزینه ها

    9. جریان درآمدی

    استاد عباس منش عزیز، محترم و دوست داشتنی از این 9 مورد بر روی ارزش پیشنهادی تمرکز کردند و مثل ایده کتاب گاو بنفش که عقیده داره تبلیغات بی اثر شده دلیل موفقیت کسب و کار رو ارزش پیشنهادی منحصر به فرد می دونه

    نتیجه اینکه استاد ما هم از مارکتینگ دارن استفاده می کنند ولی به شکل موثرتر و نوین‌تر

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  2. -
    علیرضا خشاب نیا گفته:
    مدت عضویت: 2133 روز

    سلام به استاد عزیزم و سرکار خانم شایسته عزیز

    قدم سیزدهم

    این مدتی که شرایط کشور بهم ریخته چیزی که بیشتر از همه نتیجه رو عوض میکنه توانایی کنترل ذهن هست ، به قول استاد کنترل ذهن تو شرایط حساس هنره وگرنه تو شرایط گل و بلبل که همه میتونن… داریم روزایی رو سپری میکنیم که تمام رسانه ها ،کانال ها و پیج ها دارن از جنگ میگن و خودمم چند روزی عنان کار از دستم رفت و درگیر شدم و امروز اومدم تعهد دادم که دیگه تحت هر شرایطی ذهنم رو کنترل کنم و وسوسه نشم برای رفتن به سمتش.

    اما در بحث کسب و کار به نظرم وقتی رو باورهای درست و توحیدی کار میکنی اونوقت ما به سمت ایده های مناسب، آدما و شرایط مناسب، و مشتری ها و حتی شکل تبلیغ کردن هم هدایت میشیم. که نشونه درست بودنشم آسون بودنش برای ماست و فقط به قول استاد باید بند کفش ها رو برای انجامش باید محکم کنیم.

    خدایا شکرت که امروز هم اومدم تو مسیر و نوشتم و فکر کردم و کامنت گذاشتم ،

    خدایا شکرت بابت استاد عزیزم

    خدایا شکرت بابت سایت بینظیرشون

    خدایا شکرت بابت نعمت آگاهی

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  3. -
    فاطمه هلالی گفته:
    مدت عضویت: 990 روز

    بسم الله الرحمن الرحیم

    روز دهم از تعهد 40 روزه ام

    اتفاقات عالی داره میفته برام

    با کار کردن روی روانشناسی ثروت یک هدایت شدم ب قانون افرینش بخش اول ک نکات مثبت کسب وکارم رو ببینم چون انگار من در خواب غفلت ب سر می‌بردم و توی،این داستان اصلا از قانون توجه ب زیبایی ها استفاده نمیکردم و توجهم فقط،ب منفی،ها بود بعد تعجب میکردم چرا رشد نمیکنم

    الان چندروزه شروع کردم نکات مثبت کسب وکارم رو یادداشت میکنم

    امروز هدایت شدم ب فایلهای آگاهی درمورد روانشناسی ثروت 3

    ک 6 تا فایل عالی پشت سرهم هستن ک اصلا اینقد باورهای عالی گفتن استاد ک نشستم همش یادداشت کنم واسه خودم باید ب اینا عمل کنم ک اگه عمل کنم هرگز متضرر نمیشم و مسیرم فقط،رشد خواهد بود

    بعد توی همون فایلها استاد گفتن کامنتهای لایو شماره 3 رو حتما بخونید

    ومن گفتم ایول برم سراغ اون صفحه الان اومدم

    خدای من چقد کامنت

    چهار هزار و دویست وشصت وپنج کامنت الله اکبر

    میخام بشینم بیشترش رو بخونم و باورای عالی ازش دربیارم

    خدایا همینکه نوشتم کمکم کن من وارد مدار درست بشم

    کمکم کن باورامو درست کنم همین امشب یک ساعت بعدش هدایت شدم ب این موارد و الان اینجا هستم

    سپاسگذارم

    خدایا کمکم کن باور کنم ک تو همواره دوست داری کمکم کنی ک ثروتمند و موفق شوم

    چون اگه باور کنم اتفاق میفته و من وارد مدار موفقیت میشوم

    خدایا من به هر خیری ازسمتت بهم برسه فقیرم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  4. -
    پریا رضوی گفته:
    مدت عضویت: 2297 روز

    با سلام و احترام

    با اینکه خیلی خیلی خیلی کم میتونم توجهم رو بزارم رو زیباییها اما خدا رو شکر من کم کم دارم نتیجه های کوچیکی میبنم که برام نشونس که بهم پیام بده که پریا اگه حواستو جمع کنی صد درصد خواسته هات معجزه وار برات جور میشن پس فقط تمرکزتو بزار روی زیباییا و قشنگیا و خواسته هات.

    اما راجع به موضوع تبلیغات و اینکه استاد میگن بدون تبلیغم خیلی مغازه ها فروش بالایی دارن. دقیقا توی شهرمون یه بستنی فروشی هس با اینکه اصلا جای شیک و باکلاسی نیس و حتی بزرگ و جادارم نیس اما همیشه مغازش پره حتی جلوی مغازه هم پر مشتری هس

    و مورد بعدی اینکه تاثیر رفتار خیلی بیشتر از گفتار هس چون فرکانس ادماس که کارا رو انجام میده و حرفی که عملی پشتش نباشه نه روی کسی تاثیر میزاره و نه باعث پیشرفت میشه بلکه باید خود ادم اولین نفر باشه که به گفته های خودش تا جای ممکن عمل میکنه و راز اصلی موفقیت توی هر کسب و کاری ایجاد باورهای درست و توحیدی هس و اگه ما تو مدار درست باشیم نه نیاز به تبلیغ هس نه نیاز به بررسی و انالیز رقیب و غیره

    در پناه الله یکتا سالم و سعادتمند و ثروتمند باشید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  5. -
    زهرا یکتاپرست گفته:
    مدت عضویت: 283 روز

    بنام الله یکتا

    سلام به همهی عزیزان

    الان که میخوام بنویسم هم ذهنم مقاومت داره هم اینکه اصلأ نمیدونم چی میخوام بنویسم

    خدایا اعتبار نوشتهاو رو از تو میگیرم

    اصل از فرع باید تشخیص داده بسه آره در هر زمینه ای حتی تو عبادت هدا چقدر دوار فرعیات شدم چقدر خودم رو مقید به فرعیات کردم در حالی هیچ وقت قلبم آرامش نداشت

    اکنون تنها مینویسم عر آنچه بر قلبم جاریست این یعنی اصل این یعنی اینکه ایمانم و توکلم تنها برخداست

    هدایا شکرت که کم کم دارم قانون باور و توحید و شرک رو کم کم ذره ذره میفهمم

    قبلأ از هر رفتار اطرافیانم برداشتی داشتم و زندگیم رو با شرایط بیرونی پیش میبردم ولی الان انگار دارم مزه مزه میکنم زندگی به طعم باورهای خودم رو انگار دارم باور میکنم قوانین رو

    منظورم اینه که تا الان داشتم وانمود میکردم تنها درظاهر میگفتم که باوردارم قانون رو که میدونیم حرف بی عمل باد هواست یهنی قلبأ باید ایمانم رو به خودم ثابت میکردم

    اکنون میدونم من باید بدونم باورهام میسازه تک تک ثانیه هام رو و اینکه تنها تکیه گاهم بابد هدا باشه انگاری دارم مزه خوب زندگی رو میچشم انگار بوی یک زندگی خوب خدایی و با توخید وتوکل به مشامم میرسه

    خدایا شکرت که در اول شروع کارم با این فایل مرا روبرو ساختی

    اینکه باید بدانم اصل تنها تویی تنها دلبستن به توست

    تو همانی که من باید دنبالش بودم ولی هیچ وقت نبودم

    الان در این حال با تمام وجودم لمست میکنم و حس بودنت رو کامل میفهمم

    استاد عزیزم از خداوند برای وجودتان سپاسگزارم از خداوند برایتان عمر با عزت میطلبم

    خدایا شکرت برای بودنم دراین زمان و در این مکان در کنار خانواده ام و برای سلامتی خانواده و خودم سپاسگزارم

    آنچه از دل برآید لاجرم بر دل نشیند

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  6. -
    Baharak گفته:
    مدت عضویت: 468 روز

    گام 13 ( تشخیص اصل از فرع )

    فایل رو‌گوش کردم خوب من خیلی آگاهی نداشتم که بتونم سوال استاد رو جواب بدم ، پس کامنت ها رو خوندم

    و قسمتی از کامنت های زیبای دوستان رو برای خودم نوشتم که برام بمونه .

    1 – اما موضوع اصلی اینه که اگر شخص خاصی رو دیدی ، اگر پیشنهاد کاری خوبی بهت شد ، اگر یه اتفاقی افتاد بخاطر این بوده که در مدار اون خواسته بودی و باورهاشو داشتی .

    الان سایت استاد خیلی خوب و جمع و جور و عالیه، چرا ؟ چون باور داشته .

    هدایت شده

    هدایت شده

    یعنی هدف خودشو دنبال میکرده که گسترش آگاهی هایی از توحید بوده ، به الهاماتش عمل کرده ، به هدفش رسیده ، کار ملتو راه انداخته ، ولی از اون طرف جهان کل این اهداف رو جوری براش برنامه ریزی کرده که باعث بالا اومدن سایتش شده .

    شما اگر باورت درست باشه و به خدا توکل کنی هداااایت میشی .

    کار عجیب غریبی نمیکنی ، « هدایت میشی »

    استاد تمرکزشو گذاشت رو دوره ها ،

    رو آگاهی های خالصی که به کاربراش میده.

    نتیجه چی شد؟ این شگفتی

    وقتی این قسمت کامنت رو خوندم برام فایل « اصل خارپشتی » یاداور شد که استاد گفتن تمرکزت رو بزار روی یک کار و تو این خوب شو .

    حالا من میخوام بگم اگر بتونی خدا رو باور کنی خب فراوانی رو هم باور کردی ، چون هرچی مربوط به فراوانیه در اراده خداست چون اون مالک همه چیزه ، دیگه باور کمبودی میمونه !!!! واقعا؟

    2 – وقتی ایمان داشته باشی و باورت به خداوند بی انتها باشه مسیر بهت نشون داده میشه.

    مرحله به مرحله ، گام به گام

    در کسب و کار خودم خداوند در طول مسیر همراهم بود و همیشه بهم میگفت چیکار کنم. هر روزم از دید دیگران پر از معجزه هست اما من میدونم که ایمان و باورم به خداوند هست که این اتفاقات رو رقم میزنه.

    در طی دو سال تمام مشتری‌های من بدون تبلیغات بوده و تنها دستان خداوند اونها رو به سمت من هدایت میکرد.

    برای همین هیچ وقت ازشون نمیپرسم چطور با ما آشنا شدید ، چون می‌دونم خداوند آشناشون کرده اونم به شیوه خودش.

    من چرا باید بدونم ، چون دونستنش راه رو برای شیطان باز میکنه تا بیاد دوباره سراغت و نجوا کنه و گولت بزنه و ایمانت رو از بین ببره .

    وقتی بدونی چطور؟

    شیطان میاد سراغت میگه این مشتری به خاطر فلان کارت بود اون مشتری برای فلان چیز بود خدا کجا بود و هزارتا اما و اگر دیگه برات میاره تا ایمانت رو سُست کنه و باورت رو خراب کنه.

    تنها ایمان، ایمان و ایمان به خداوند راه حل موجود هست. دنبال حاشیه‌ها نباشید.

    به جز خداوند همه چیز حاشیه هستش. استاد دستی از دستان خداوند هستش تا ما رو هدایت کنه. همانطور که من هدایت شدم شما هم هدایت میشی .

    3- استاد در دوره راهنمای عملی خیلی کامل این موضوع رو توضیح دادن که خداوند تبدیل میشه به هر آنچه که ما بخوایم و باور کنیم.

    اون چیزی رو که باور کردیم میشه ، نه اون چیزی که درکلام میاریم .

    استاد این باور رو ساخته که من میخوام سایتم به این سمت بره و با استفاده از قوانین خداوند اون رو ساخته در ذهنش و بعد اطمینان قلبی که ناشی از ایمان است به او نوید این را میدهد .

    پس :

    اگه باور کنی فراوانی رو ، ثروت به دنبالت میاد.

    اگه باور کنی دیگه خواستگاری برات نمیاد ، دیگه نمیاد.

    اگه باور کنی که یه بیماری ارثی در وجودت هست و مال گذشته گان تو هست ، این بیماری به وجود میاد و باهات میمونه.

    اگه باور کنی دست به هر کاری بزنی طلا میشه ، طلا میشه واقعا.

    اگه باور کنی روابط خوب همیشه هست همیشه رابطه های عاشقانه رو میبینی و برات به صورت فیزیکی اتفاق میفته.

    اگه باور کنی عطسه یک نفر سرما خوردگی برات میاره مطمعنا زیر سرم میری.

    اگه باور کنی بدنت در برابر هر ویروسی قویه وکارشو خوب انجام میده و خودش بهتری دارو خانه جهان رو داره میشی مثل استاد میگی دفترچه بیمه کیلویی چند.

    اگه باور کنی واقعا ، نه اینکه حرف بزنی .

    واقعا گفتن یک باور خوب خیلی راحته ، اما باور کردنش به آسانی گفتنش نیست ، کلی کار داره که استاد واقعا همشو گفته و حتی از زندگی خودشم کلی توضیح میده که باور کنیم قضیه باور رو .

    4- من همیشه دنبال یه موفقیتی بودم که تا ابد به همراه داشته باشم . اما استاد بدون گیر افتادن در تله موفقیتها، هر موفقیتی رو فقط یک پله برای رفتن به پله بعدی میدونن، نه جمع کردن کلکسیونی از موفقیت ها .

    چقدر خوندن کامنت ها برای درک بهتر کمک میکه .

    ممنونم از دوستان و ممنونم از استاد عزیز

    سپاسگزارم ، سپاسگزارم ، سپاسگزارم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  7. -
    Baharak گفته:
    مدت عضویت: 468 روز

    سلام

    متن زیبای خانم شایسته عزیز

    چقدر زیبا توضیح دادید و چقد این صحبت ها نشون دهنده شناخت کامل شما از استاده و چقد خوب بلدید ایشون رو .

    قشنگی رابطه اینجاست که دو نفر همدیگرو بلد باشن .

    کامنت زیبا و پر از نکات عالی .

    استاد عباس منش‌، هیچوقت حتی آن زمان که این دستاوردها را نداشت‌، هرگز فکر نمی‌کرد که‌، شاید نتواند موفق شود.

    شاید نمی‌دانست چگونه‌ ، اما اینکه این موفقیت‌ها رخ خواهد داد‌، برایش امری حتمی بود و این نوع نگاه و فرکانس‌ نیز‌، موجب هدایت او به درک بهتر قوانین شد.

    البته بعدها که بیشتر او را شناختم و درباره‌ی درباره کودکی و نوجوانی‌اش از او بیشتر شنیدم‌، فهمیدم‌، این جنس از اعتماد به توانایی‌های خود‌، ویژ‌‌گی ی تازه‌ای نیست و به خوبی می‌توان آن را از خلال ماجراهای کودکی‌‌شان نیز بیرون کشید.

    قصدم از نقل این جملات‌، اشاره به جنسی از ایمان و یقینِ مطلق به توانایی خود برای ساختن شرایط دلخواه در زندگی است که‌، آبشخور چنین رفتارها و واکنش‌هایی در برابر مسائل مختلف است.

    به دلیل این نوع نگاه است که استاد عباس‌منش وقتی برای تحقق امری مصمم و متمرکز می‌شود‌، تحققش نه تنها حتمی است‌، بلکه با اختلاف‌، همه رکوردهای ممکن را جابه‌جا می‌کند و من سعی دارم با نگاه و برداشت‌های خودم‌، ریشه‌ و منشأ این نوع نگاه را توضیح دهم.

    چراکه فقط این نوع نگاه به خود‌ که‌، «من توانایی تحقق هرآنچه بخواهم را دارم»، می‌تواند چنین رفتاری را توجیه کند.

    به عنوان مثال وقتی که هنوز نوجوانی بیش نیست‌، در جواب مادرش بگوید: من هرگز نیازی به ارثیه شما ندارم. چون خودم بسیار بیش از اینها بدست می‌آورم.

    استاد عباس‌منش خیلی خوب خودش و خواسته‌هایش را از میان تضادهای زندگی‌اش شناخته است. همان تضادهایی که معمولاً همه ما در زندگی‌ با آنها مواجه‌ بوده‌ایم. اما اینکه چرا همه ی آدمها نتوانسته‌اند از دل آن تضادها‌، دستاورد بسازند یا دستاوردهایی مشابه با استاد عباس منش داشته باشند را در هیچ عاملی به جز این اصل نجویید:

    «تمام اتفاقات زندگی‌ما‌، بدون استثناء‌، بازتابی دقیق و بدون تغییر از باورهای خودمان درباره‌ی آن نوع اتفاقات است.»

    یقین مطلق به این امر که هیچکس جز من نمی‌تواند زندگی‌ام را تغییر دهد. این موضوع‌ در حکم نقطه‌ی کور (Blind spot) ای است که به اندازه‌ی کافی درک و دیده نشده است.

    افراد زیادی هنوز هم منتظرند تا دولت‌، والدین‌، همسر و… زندگی‌شان را تغییر دهد و غافلند از اینکه‌، بدون این یقین مطلق‌ که تغییر شرایط‌شان فقط در دست خودشان است، قطعاً برگی در باد هستند- بدون احساس هیچ کنترلی بر وقایع زندگی‌شان.

    مسئله بسیار اساسی بعدی‌ ، تطبیق شخصیت و ویژ‌‌گی‌های ذاتی‌مان با این اصل و «بیشتر همراه بودن با این اصل» است.

    موضوع‌‌ ، پیدا کردن سبک شخصی خودمان از درون این اصل و هماهنگ کردن خواسته‌ها و حتی ویژ‌‌گی‌های شخصیتی‌مان با این اصل است تا بتوانیم شرایط دلخواه‌‌مان را، در زندگی تجربه کنیم.

    منظورم از «تطابق»‌، نجنگیدن با خودت است. برعلیه خودت نبودن است. نجنگیدن با ویژ‌‌گی‌های شخصیتی ‌ای است که‌، از تغییرش مستأصل شده‌ای. در عوض در صلح قرار گرفتن با خودت و یافتن راهی برای استفاده از آن ویژ‌‌گی‌ها در راستای این اصل و راستای خواسته‌هایت است.

    اگر شخصیتی داری که به نظر غرور خاصی دارد و به اندازه کافی برای کارکردن برای دیگران صبور نیست،

    از تلاش بیهوده برای تغییر این شخصیت دست بردار و ببین چگونه می‌توانی از دل این شخصیت و اولویت‌هایش‌، خلاقیت بسازی برای داشتن کسب و کار خودت.

    ببین چگونه می‌توانی با هماهنگ کردن این شخصیت با قوانین کیهانی‌، آن را در خدمت خلق خواسته‌هایت قرار دهی.

    زیرا ویژ‌‌‌گی‌های شخصیتی‌، به خودی خود نقشی در تجارب زندگی‌مان ندارند.

    باور و نگاه هر فرد به ویژ‌‌گی‌هایش است‌ که‌، خروجی آن ویژ‌‌گی‌ها را به عنوان نتایج زندگی آن فرد‌، تعیین می‌کند.

    بنابراین‌، مسئله «یک ویژ‌‌‌گی» نیست‌، بلکه توانایی هدایت یک ویژ‌‌گی‌، در مسیر صحیح است.

    به نظر من‌، حتی ویژ‌‌گیِ شخصیتی‌ای مثل «احساس نیاز به مورد توجه واقع شدن»‌، که از کمبود عزت نفس نشأت گرفته است‌، نیز وقتی هدایت می‌شود، موجب ساخته شدن عزت نفس واقعی در فرد می‌گردد.

    ایشان همواره سعی دارد خودش را خیلی خوب بشناسد:

    نقاط قوت و نقاط ضعفش را‌،

    خواسته‌هایش را‌،

    باورهایش را‌،

    قوانین را ‌ و رابطه میان تمام اینها با هم‌،

    میزان هماهنگی‌ یا ناهماهنگی‌ای که بین خواسته‌هایشان و باورهایشان وجود دارد را خیلی خوب بررسی می‌کند.

    میزان هماهنگی میان باورهایشان و قوانینی که همواره سعی در درک بهترشان دارد را خیلی خوب بررسی می‌کند.

    اولویت آزادی باعث شده که‌، نتواند در ترس بماند و به آنها حمله کند‌. چون نمی‌تواند چیزی را تحمل کند که در دلش ترس انداخته است.

    زیرا ترس برای او به معنای صدمه دیدن بخشی از آزادی‌اش است و او آزادی‌اش را تمام و کمال می‌خواهد.

    بنابراین‌، سریعاً به دل آن ترس می‌رود تا به قول معروف‌، مرگ یک بار شیون یک بار بشود.

    در یک کلام‌، باج دادن به موضوعی که آزادی ایشان را تحت الشعاع قرار می‌دهد‌، بزرگترین خط قرمز ایشان است.

    آزادی برای ایشان یعنی :

    آزادی از‌، محتاج نبودن به عوامل بیرونی‌، یعنی عواملی که نمی‌توانی کنترلی بر آن داشته باشی. خواه یک دوست باشد‌، یک کارمند عالی‌، یک شرایط خاص‌‌ و…

    حتی آزادی از وقایعی که در گذشته رخ داده است: استاد عباس‌منش به ندرت اتفاقات و خاطرات گذشته را در ذهنش نگه می‌دارد.

    به محض اینکه ایشان احساس کند موضوعی در حال پایمال کردن آزادی ایشان است‌، خیلی سریع راه حلها را پیدا می‌کند.

    حتی مهم‌ترین دلیل ایشان برای تجربه ثروت نیز‌، اولویت داشتن آزادی بوده است.

    آزادی برای تجربه‌ی هر خواسته‌ای.

    آزادی برای زندگی در هر مکانی و آزادی برای سفر به هر جایی و…

    حتی آزادی از‌ آرزو کردن و آرزو داشتن.

    چون ایشان احساس می‌کند این احساس او را در آن لحظه متوقف و ساکن نگه می‌دارد.

    (این همان موضوع سرمایه‌گذاری روی خودت و پر کردن I WHISH هاست).

    به همین دلیل وقتی خواسته‌ای در وجود ایشان محقق می‌شود‌، در حداقل زمان ممکن آن را محقق می‌کند تا‌، فضای فکری‌اش بیش از حد درگیر آن موضوع نشود و آزاد بماند.

    درباره موضوع الرزق رزقان نیز، دلیل تعهد ایشان برای انتخاب آن نوع از ثروت که:

    « ثروت به دنبال تو باشد‌، نه تو به دنبال ثروت»‌،

    می‌توانم دلیل این حد از تعهد را‌، «اولویت بالای آزادی» بنامم.

    ما با فرکانس‌ها و باورهای‌مان زندگی‌مان را خلق می‌کنیم و نه هیچ عاملی بیرون از ما.

    در واقع اگر در زندگی‌ات خواسته‌ای داری که هنوز محقق نشده است‌، به این دلیل است که آن خواسته هنوز اولویت بالایی برایت ندارد.

    قانون این هست که‌، همه چیز درون خودت هست.

    همه‌ی آنچه می‌خواهی را خودت بدون نیاز به هیچ عامل بیرونی‌، فقط با درون خودت و فقط با باورهای خودت می‌توانی خلق کنی و خیالت را راحت کند که همه چیز درون خودت هست و بیرون از تو هیچ خبری نیست!

    در مورد توحید :

    _ توحید به این معنا که تمام اتفاقات توسط باورهای من رقم می‌خورد و من بخشی جدانشدنی از نیرویی هستم که همواره در حال هدایت من است و خیر و شرم را به من الهام می‌کند.

    _ توحید به این معنا که: رسالت تو فقط اجرای توحید است. تو در مسیر اجرای این امر قدم بردار و من هرچقدر ثروت و نعمت بخواهی به تو می‌دهم.

    _توحید به معنای اعتماد به ندای نیرویی از درون خودت که به تو الهام می‌کند‌، تو در این مسیر حرکت کن و من همه چیز به تو می‌دهم.

    چه چیزی گرانبهاتر و ارزنده‌تر از این می‌تواند باشد که‌، به ما برای انجام کاری پاداش بدهند که بزرگترین پاداش در نظر ما‌، فقط انجام همان کار است .

    یعنی ایشان عاشق انجام همان کاری هستند که‌، جهان و قوانین‌، حامی هر فردی می‌شود که خودش را متعهد به انجام آن نماید. حالا چه برسد به اینکه آن فرد‌، اصولاً عاشق انجام این کار باشد و حتی حاضر باشد به خاطر انجام این کار‌، هزینه و زمان صرف کند.

    برای او توحید یعنی توجه‌ات را از روی دیگران برداشتن و گذاشتن روی چیزی که تجربه‌اش را دوست داری.

    این همان نگاه متفاوت ایشان و تعریف متفاوت ایشان از موفقیت است.

    « یعنی بی نیاز بودن از نتیجه‌ی پایانی »

    یعنی لذت بردن از مسیر ، به جای به تعویق انداختن لذت‌ها و موکول کردن آنها به زمانی که به نتیجه برسی.

    یعنی همان چیزی که آن را سپاسگزاری‌ی قبل از وقوع نتیجه می‌نامیم.

    راحت نیست تماشای بچه بزهایی که در حال تقلا برای ایستادن روی پای خودشان‌، یافتن شیر مادرشان و مکیدن شیر هستند را‌، مؤثرتر و مهم‌تر از هر عامل دیگری برای رشد و پیشرفت کسب و کارت بدانی و این شیوه را بهترین شیوه برای «درک موضوع هدایت» و «نهادینکه کردن این موضوع در وجودت» بدانی.

    ( اما این شیوه‌ی استاد عباس منش است )

    وقتی تمرکزم را از روی عوامل بیرونی بر می‌دارم و به جای آن فرصت تجربه‌ی سبک شخصی‌ام را به خودم می‌دهم فارغ از اینکه نگاه دیگران درباره‌ی این نحوه از زندگی چیست‌،

    آنوقت به نیروی هدایتی ای وصل می‌شوم که مشتری‌ها را به سمت کسب و کار من هدایت می‌کند و این کسب و کار را رشد و گسترش دهد بدون اینکه بخواهد هزینه‌هایش را افزایش دهد.

    و مهمتر از همه‌، اولویت بالای آزادی موجب شده که «سادگی» اولویت بسیار بالایی برای ایشان داشته باشد:

    سبک راهکارها و راه حل‌های ایشان‌، سادگی است.

    سبک زندگی ایشان سادگی است‌.

    سبک لباس پوشیدن‌شان سادگی است.

    سبک فکر کردنش‌شان سادگی است.

    سبک آموزش‌های‌شان سادگی است.

    سبک‌شان برای مدیریت یک کسب و کار‌، تولید‌‌، فروش و پشتیبانی کسب و کار‌، سادگی است.

    و این سبک حاصل این نگاه است که:

    راه حل‌های خوب‌، زودتر پیدا می‌شوند

    راه حل‌های کارا‌تر، همیشه ساده‌تر هستند.

    راه‌حلهای کاراتر‌، همیشه در دسترس‌تر و قابل اجراترند.

    و تمام آنچه ایشان از سادگی‌، کارایی‌، در دسترس بودن‌، سریع‌بودن و قابل اجرا بودن با امکانات همان لحظه‌، به دنبالش بوده‌، با این قانون که اصل و اساس جهان است‌، همخوانی دارد:

    «تمام اتفاقات زندگی ما‌، بدون استثنا‌ء‌، بازتاب باورها و فرکانس‌های خودمان است»

    اجرای ایده‌هایی که به تو الهام شده است و تجربه ی خودت در حین اجرای آن ایده‌ها و بعد پیدا کردن قدم صحیح بعدی از آنجا.

    اولویت داشتن بالای آزادی‌، موجب شده که ایشان هرگز نخواهد از فردی تقلید یا کپی برداری کند.

    در عوض‌، تا این حد خلاقانه عمل کند.

    چون اولویت بالای آزادی‌، به او اجازه نمی‌دهد که خودش نباشد.

    برای او‌، اولویت‌، همیشه با ایده‌های الهام شده‌اش است

    چه چیزی می‌تواند از این اصل‌تر باشد که:

    ما به این جهان جسمانی آمده‌ایم تا توانایی‌هایی را تجربه کنیم که در وجودمان نهفته است .

    این یک اصل مسلم است که‌، همه ما توانایی انجام هر کاری را داریم.

    به همین دلیل به این جهان مادی آمده‌ایم تا به واسطه ارتباط با محیط اطراف‌مان‌ و آدمهای دور و برمان‌، خواسته‌های مان را بشناسیم و با تجربه‌ی خلق آنها و لذت بردن از مسیر این خلق‌، ظرف وجودمان را رشد دهیم و به این شکل نسخه‌ی پیشرفته‌تری از خودمان بسازیم.

    زیرا تنها چیزی که ظرف وجود ما را افزایش می‌دهد و ما را وارد مرحله‌ی بعدی و مدار بعدی می‌کند‌، تجربه‌ی مرحله‌ی قبلی و تجربه‌ی نعمت‌های مدار قبلی است .

    علاقه‌ات را پیدا کن‌ و درباره‌اش باورهای قدرتمندکننده و ثروت آفرینی

    مثل : باور فراوانی و باور احساس خودارزشی را بساز تا بتوانی همچنان که از انجام علاقه‌ات لذت می‌بری‌، ثروت هم بسازی.

    زیرا هدف زندگی‌، تجربه لذت است و تنها راه لذت بردن‌، انجام کار مورد علاقه‌مان است.

    ممنون از این همه توضیحات زیبا و پر محتوا .

    سپاسگزارم ، سپاسگزارم ، سپاسگزارم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  8. -
    سمیه گفته:
    مدت عضویت: 230 روز

    به نام خدای ک فرمانروای کل کیهان هست هرچ داریم ازاوست

    سلام درودب استادعزیزم وهمه دوستان گل سایت بهشتی

    گام 13تشخیص اصل ازفرع

    ادم ن مقایسه کردن مهمه

    نه تبلیغ کردن

    ن خودت بکشی ب جایی برسی

    والا من این نتیجه رسیدم همون اصل هست همون توحید یکتاپرستی

    ادم وقتی قلبش روحش خداوندمیشه همه چی واگذارمیکنه ک خداوندهدایت میکنه خداروباورداشتن،

    ب خداایمان راسخ داشتن ن شرک ورزیدن

    منم دارم این کاررومیکنم

    ن حرص میخورم

    ن طمع میکنم

    ن زندگی مسابقه نیست بدوجا موندم چون کارشیطان هست ب سمت فرع میبره ازاصل همون خداست دورت میکنه،

    خداروزی میده درصورتی ادم هم حرکت کنه خودشون برکتش میده من ب توحیدویکتاپرستی ایمان دارم خداروباوردارم بانورباعشق باحقیقت خداوندروصدابزن

    بوسیله قلبت هدایتت میکنه خداروشکرمیکنم توسایت هستم زندگیم تغییرکرده ازنظررفتاری همش حرص میخورم الان خیلی حالم خوبه

    سپاسگزارم

    استادعزیزم وهمه دوستان گل سایت

    درپناه حق

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  9. -
    زینب احمدی گفته:
    مدت عضویت: 170 روز

    ردپای گام 13

    به نظرم این فایل میخواد ما باید تمرکزمون روی اصل باشه نه فرع. فرع حواشی، تبلیغات و غیره است ولی اصل تمرکز روی فرکانس، باورها، اتصال به خداوند است و افزایش دادن کیفیت کار است که اینها تعیین کننده است.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  10. -
    امین شیرپور گفته:
    مدت عضویت: 2599 روز

    سپاسگذار خداوندم که من رو با شما اشنا کرد و شمارو به عنوان دست خودش در زندگی من قرار داد که با وجود شما با قوانین کیهان هستی اشنا شدم و امیدوارم بتونم با کمک خدای بزرگ و همت خودم بتونم من هم همانند شما به تمام خواسته هام دست پیدا کنم چون که فهمیدم این قانون برای همه یکسان و اگه برای شما جواب داده برای منم جواب میده و از حالا که شروع کردم نشانه هر چندان کوچک ولی داره روز به روز بیشتر پدیدار میشه هرچند تا الان هم بوده این قانون ولی من اشنا نبودم باهاش

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای: