این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.
https://tasvirkhani.com/fa/wp-content/uploads/2021/01/abasmanesh-2.jpg8001020گروه تحقیقاتی عباسمنش/fa/wp-content/uploads/2015/12/logo-with-title-340x85.pngگروه تحقیقاتی عباسمنش2021-01-05 07:28:222021-01-09 22:54:09سریال زندگی در بهشت | قسمت 124
174نظر
توجه
اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
سلام به استاد جانم ،مریم بانوی بی نظیر و همه دوستان قشنگم در این سایت الهی .
امروز عصر بعد از یه عالمه کار مفید که خستگی خودش رو داشت ولی نتیجه کار واقعا لذت بخش بودش اومدم سراغ نشانه ام که دیدم به به چه فایل عالی هست ، شما دوتا عزیز چقدر ماه هستید هر روز یه کار مفید جدید هر روز هدایت الله و قدم برداشتن . سریال زندگی در بهشت خودش به تنهایی میتونه یه آدم بی انگیزه و،تنبل،و بی رویا رو از این رو به این رو کنه و زندگیش رو تغییر بده( البته اگه خودش بخواد.)
امروز وقتی تصمیم گرفتم خودم تخت خواب دونفرمون رو باز کنم و کارهای اتاق خواب رو تنهایی انجام بدم.
دقیقا همون لحظه که آچار به دست بودم و داشتم تلاش میکردم بخودم گفتم عاطفه تو کجا این کارها کجا ، تو در قوطی رب هم تنهایی باز نمیکردی می گفتی دستم خسته یا اذیت میشه حالا داری تخت رو باز میکنی !!
من با زندگی در بهشت بزرگ شدم و رشد کردم و این رشد و بهبود ادامه داره ، مریم به من یاد داد که انجام کاری یا حل کردن مسئله ها مرد و زن نداره آخه زشته آخه بد آخه ..نداره.
وقتی خواستم کمد لباس رو یه کوچولو جابجا کنم متوجه شدم یه کم از چوب کمد از پشتش جدا شده ، اگه قبلا بود حتما زنگ میزدم یکی بیاد درستش کنه و هر چقدرم دستمزد میگرفت مهم نبود ، ولی الان خدا هدایتم کرد بهم گفت خودت با یه کم چسب چوب درستش کن و لذتش رو ببر .
دیدن زیبایی ها و تحسین کردن
از دید مثبت به همه چیز نگاه کردن
قضاوت نکردن دیگران
دیدن نکات مثبت
ارزش قایل بودن برای خودم در حین ارزشمند شمردن دیگران ،
و خیلی چیزای دیگه رو از شما یاد گرفتم .
ازتون ممنونم و دوستتون دارم
استاد وقتی رفتید به مرغ و خروس ها غذا بدید و همه دنبال شما راه افتادند و یه سری ها پرواز کردند نگاه من این بود که اونا می دوننپ که تو دست شما نعمت و فراوانیه و میخوان هر چه زودتر بهش برسند ، و در ادامه یه خروس زیبا، خیلی آروم و ریلکس رو دیدم که قدم زنان داشت می اومد سمت غذا و نگاه من این بود که اون ایمان داشت برای اونم غذا هست(نعمت زیاده) و کسی نمیتونه سهمش رو بخوره ،قدم زنان از مسیر لذت میبرد و پیش میرفت و به خدا ایمان داشت که آغا مال منم اونجاست بدون عجله میرم سروقتش.
مثل شما که با ایمان و توکل رفتید برای خرید ابزار مخصوص و لری شد دستی از خداوند برای شما و راهنمایی تون کرد .
شما اول از لانه مرغ های کوچک شروع کردید و هر چقدر پیش رفتید و تکامل طی کردید با هدایت های خداوند تونستید چیزهای بهتری بسازید دمتون گرم تحسینتون میکنم .
اونجا که تصمیم گرفتید دوتا چرخ در دو طرف کار بذارید ایده خیلی عالی بود چون اینجوری خیلی راحت تر میتونید حرکتش بدید ،مثل مثالی که برای چرخ زندگی میزنید که وقتی روی خودمون کار میکنیم زندگی از همه جهت هی روان تر و لذت بخش تر میشه .
چقدر تصاویر پشت سرتون زیبا بودش چه غروب زیبایی چه آسمان آبی و ابرهای زیبایی خدایا شکرت
درخت های سر سبز و دریاچه ی بی نهایت زیبا منو فقط به سپاسگزاری وا میداره و زبان قاصر از دیدن این همه نعمت و برکت و فراوانی خدارو صد هزار مرتبه شکر .
مریم جان خیلی حرفه ای برامون فیلم میگیری ،جوری با دوربین موبایل زیر پیچ و میخ ها رو نشون میدی که آدم فکر میکنه خودش اونجا حضور داره ، این فیلم گرفتن ها و ثبت زیبایی، نعمت ها ،و اشتراکشون با ما تحسین کنندست بی نظیری عزیزم .
چقدر کامنت تاثیر گذار دوست عزیزمون عالی بودش ،، دقیقا این کامنت مختص من نوشته شده بود ،من امروز از خدا یه چیزی خواستم و بهش گفتم واضح باهام حرف بزن و دقیقا این کامنت کلام خدا برای من بود ، ازشون سپاسگزارم که دستی از خداوند بودند در مسیر من .
ازتون ممنونم برای هر آگاهی ،شهامتی ،توکلی ،و هر رفتار درستی که با حرف هاتون یا فایل هاتون رویمن تاثیر مثبت گذاشته و زندگیم رو زیباتر کرده
این دو سال و اندی که در سایت هستم بارها و بارها این عبارت خانواده صمیمی عباسمنش رو شنیده و خونده بودم و وای به من که تازه درک کردم چه معنی و مفهومی داشته و منی که در مدار پایین تری بودم غافل از این هدیه الهی ،که من در اون غوطه ور بودم و ناسپاس از اینکه…
من مدتهاست که کمبود یک دوست بهتر و باتجربه تر از خودم رو به شدت احساس می کردم(منظورم اینه که در فرکانسی بالاتراز خودم باشند وگرنه خیلی افراد در اطراف من بودند که کم کم از هم دور شدیم چون واقعا در دنیایی سیر میکردند که ۹۹ % مردم دنیا سیر میکنند) و همیشه از این تضاد سر خورده و منفعل شده بودم( البته کامنت های سایت رو می خوندم، مطالعه داشتم و سعی میکردم زمان رو هدر ندم) تا اینکه امشب کامنت امیر حسین رو خوندم و یهویی پرده ای تاریک از جلوی چشمانم کنار رفت و فهمیدم بااااااااااااا بااااااااااااا چه دوستی بهتر از امیر حسین، چه دوستان و خانواده ای بهتر از این خانواده صمیمی ، چه دوست و همراه و همسفر و مرید و مراد و استادی بهتر از استاد عباسمنش و بانو شایسته عزیز، چه منبع و مرجعی بهتر از این سایت، چه کتاب هایی بهتر از کامنت های بچه ها، چه ایده ها والهامات عمیق تری از دلنوشته های این خانواده بزرگ، چه برنامه های تلویزیونی جذاب تر و دیدنی تر از تصورات و نگاه بچه ها در مواجه با فایل های زندگی در بهشت و سفری به دور آمریکا و تمام فایل های استاد،و… اگر بخوام ادامه بدم تا صبح میتونم از نعمت هایی الهی که در این سایت و این خانواده بزرگ و صمیمی موج میزنه بنویسم و کیف کنم.
خدایا شکرت
خدایا شکرت
خدایا به اندازه عظمتت شکر
خدایا به اندازه مهربانیت شکر
خدایا به اندازه وهابیتت شکر، شکر، شکر
و
این نکته بسیار مهم که خود استاد عباسمنش هزاران بار گفتن که صبح ها به عشق خوندن کامنت های بچه های سایت از خواب بیدار میشن، استادی که نتایجش تایید می کنه یکی از موفق ترین افراد جهان در تمام ابعاده ولی باز هم قدر نعمت این خانواده صمیمی رو میدونه و هر لحظه سپاس گزار هست.
و نکته آخر آخر اینکه همیشه به خودم می گفتم که حتما یک جای کارم می لنگه و ایراد داره و من رو بدجوری دچار تردید می کرد که نکنه دارم مسیر رو اشتباه میرم،نکنه دوستانم در مدار و فرکانس بالاتری بودند و ایراد از من بوده که دیدم استاد عباسمنش هم تنها با عشقش در دنیای خودشون زندگی میکنند و زمانی که قدم به مسیری نو میذارند خدواند افراد فوق العاده رو در مسیرشون قرار میده (البته من کجا و استاد کجا)
و به جون خودم این دیگه نکته آخر:
چقدر با خودم کلنجار رفتم که این کامنت رو بنویسم و کمی که از تایپ کردن گذشت دیگه افتادم توی سرازیری. این رو برای چی گفتم دوستان، اینکه با کامنت نوشتن در سایت، حرف زدن با خود در مورد قوانین …. برون ریزی ذهنی اتفاق میافته که این امر ذهن ما رو برای ورود الهامات جدید و سطح بالاتر باز میکنه و همچنین روند و فرآیند تکرار و یادگیری رو سرعت می بخشه که در نهایت منجر خواهدشد به طی تکامل.
امروز که بیدار شدم احساس کردم دیگه شکل تمرینام برام جذاب نیست و باید برم مرحله بعد و خلاقانه تر برا خودم تمرین طراحی کنم که در توضیحات این فایل هم دیدم به همین اشاره شده ، از خدا میخوام که ایده های جذابی بهم بده تا تمرینای عالی تری بسازم و یه جورایی ذهنمو بیشتر به چالش بکشم در عین لذت بردن .
من به شخصه وقتی با قانون آشنا شدم تحت تاثیر فیلم راز فکر میکردم یه چیز مخفی و پنهانی که کسی نمیدونه و … ولی هرچی پیش رفت کم کم بعد مدتها تونستم مصداق هاش رو توی رفتار آدما ببینم و مطابقت بدم آخه درسته که الگوها تاثیر دارن ولی یه جاهایی ذهنم جوری رفتار میکرد که انگار برا بقیه آره میشه ولی تو نه فرق داری و تا زمانی که نتونستم در نزدیکان خودم الگوهاش رو پیدا کنم نتونسته بودم کمی ذهنمو قانع کنم ، دیشب که با همسرم درباره کارش حرف میزدیم خیلی اتفاقات واضحی رو میگفت که من در ذهنم با قانون میسنجیدم و میدیدم دقیقا مطابقه هرچند همسرم اصلا اهل این مباحث نیست ولی ناخوداگاه و طبیعی انجام میده یه سری کارا رو و به نظرش هم کاملا طبیعیه ، مثال میارم که پایدارترش کنم در ذهنم ، همسرم رستوران داشت و بنا به دلایلی از مجبور شد بفروشه و به نقطه صفر برسه ، خب حالا از دید سوم شخص این داستان رو ببینم ، یه مدیر رستوران به جایی رسیده که طلبکارا رو رد کرده ولی کلی قسط داره و البته یه زندگی که یکماهه شروع شده و مخارج خودشو داره و به ظاهر هنرش رمزهای خوش طعم شدن کباب و انواع مرینت کردن و مدیریت کردن افراد و … ، بقیه بهش پیشنهاد میدن بره سرآشپز شه ولی یه گاردی داره که نمیزاره مدیر رستوران بره آشپز بشه ، میره هرچی ته حساباش مونده درمیاره تا بره تو یه شغل کااااااملا غیر مرتبط ، کاری که هیچی ازش بلد نیست حتی ب بسم الله رو ولی میگه یاد میگیرم ، دوماه اول لنگ میزنه همه ملامتش میکنن که اخه چرا نمیری یه جا دو ریال بهت بدن خیالت تخت باشه تو ازدواج کردی تو مسئولی تو اجاره خونه داری قسط داری و… ولی ادامه میده بعد سه ماه یکم مهارت پیدا میکنه و به همون میزان درآمد ، یه شب میره خونه و صورتش عین گچ از ترس سفیده به خانومش میگه امشب اولین پروژه ی درست درمون رو باید انجام بدم ، ترسیده ولی میخواد انجامش بده ، شغلش طوریه که پروژه ای که میخوان اگه رأس تایم انجام نشه دیگه پولی پرداخت نمیکنن و تازه بخاطر انجام نشدن باید ضرر و زیان مشتری هم پرداخت بشه ، اولین بار که انجامش داد و دومین و سومین ، هربار اعتماد به نفسش بالاتر رفت هربار قسطای بیشتری پرداخت کرد و بار ذهنیش کمتر شد بعد به جایی هدایت شد که بجای منتظر مشتری بودن با کسی قرارداد بست که دائم باهاش کار کنه ، اینا در عرض 2سال اتفاق افتاد و الان کسایی که 15_16ساله تو اون شغلن به همسرم میگن تو چطوری اینو پیدا کردی که دائم کار کنی؟ یا تو از کی خرید میکنی که دستش برات خوب بوده ؟ الان همسرم انقد بهتر شده که تایم هایی که نمیتونه کار تحویل بده اضافه هاشو میسپاره به کسایی که سابقه دارهای این کارن ، و جسارت و ایمانش برام خیلی قابل تحسینه که خدا اینجوری به ایمان جواب میده (هرچند خودش اینو یه ارزش نمیدونه و فکر میکنه خب همه مردا جسورن دیگه مگه میشه مرد بشینه کاری نکنه! و اینو همه دارن !)
و یه چیز جالب تر که دربارش حرف میزدیم اینکه میگفت روز اول که میخواستم پروژه استارت بزنم گفتم خدایا من اصلا نمیدونم این چجور کار میکنه خودت یه کاری کن لاقل تا یکی دوسال چیزیش نشه که من گیر کنم چون دست تنهام نه پولی مونده و هم بلد نیستم چیکارش کنم لاقل این مدت کار کنه و جالب اینجاست میگفت عجب قراردادی با خدا بستم دقیقا بعد حدود دوسال تازه یه سری مشکلا توش ایجاد میشه ولی الان هم بلدترم هم لاقل میتونم یه حرکتایی بزنم یا بسپارم به کسی و…
به قول استاد توی دوره عزت نفس : نگران نباش که کاری رو بلد نیستی این ایمانو داشته باش که یاد میگیری
تفکر مثبت ، سپاسگزاری ، تجسم و… اینا قسمتی از ماجراست ، جسارت و عمل کردن بخش بزرگتریه ، در این قسمت استاد اقدام کرد به ساخت چیکن تراکتور و هربار با یه ایده بهترش کرد اگه مدتها مینشست تا با یه ایده ی کامل شروع کنه هنوزم نشسته بود …
+ در این قسمت چیکن تراکتور رو تا جایی پیش بردیم دیگه آخراشه.
+ اتحاد بین تون رو در کار و رابطه تون تحسین می کنم.
+ هنوز یه سری چالشها مونده که برطرفش کنیم ولی چیزی که خواستن استاد به ما نشون بدن گفتن که یه سری اتفاق خوب داره میافته و یک سازه ساختمان اومدن براشون درست کنن و خیلی براش ذوق دارن.
+ بعد از اینکه این سازه ساخته بشه کلی امکانات جدید به پارادایس اضافه میشه و این دوستان عزیز اومدن کلی خاک بریزن برای اینکه اون سازه آماده بشه، سازه ی خیلی بزرگیه و خدا میدونه که چه کارهایی میشه توش انجام داد و خیلی براش اشتیاق دارن برای اینکه این سازه آماده بشه و اون ایدههایی که دارن رو اجرا کنن.
+ برای ایجاد این تغییر بزرگ تحسین تون میکنم استاد.
+ چقدر زیبا توی این مسیر بهشتی میشه رد پای وقتی که حرکت میکنی در راستای کاری که میخوای انجام بدی و با این حرکته س که راه ها نمایان میشوند و ایده ها و هدایت ها بهمون گفته میشه. خدایا شکرت به دلیل این همه آگاهی های الهیت
سلام به استاد عزیز و مریم خانوم گل و دوستای هم فرکانسیم
من واقعا از این فایل لذت بردم و خواستم برای خودم نکات تاکیدی و یک سری تمرین بنویسم تا قانون رو بیشتر درک کنم و خواستم که اونو با شما هم به اشتراک بذارم :
تقویت باور : این که کسی نمی تواند در زندگی من تاثیر منفی بگذارد ، مثلا با با دعا ، جادو جنبل ، چشم زخم و… و اینکه این من هستم که شرایط را چه خوب و چه بد برای خودم بوجود می آورم م این من هستم که مسئول تمام اتفاقات زندگیم هستم.
مثلا دعای پدر و مادر ، اینکه مادر یک فرد معتاد برای او دعا می کند که نجات پیدا کند ولی تا خود فرد نخواهد این اتفاق برایش نمی افتد. پس دعای شر ، یا نفرین پدر و مادر هم برای فرزندانشان اجابت نمی شود مگر اینکه آن فرد باور داشته باشد که اجابت می شود.
حواسمان به ورودی هایی که به ذهنمان میدهیم باشد .
این ما هستیم که زندگی خود را خلق میکنیم.
هیچ چیز و هیچ کس از بیرون از ما نمی تواند هیچ تاثیری در زندگی ما بگذارد.
این باور های ما هستند که آینده ما را رقم می زنند.
قانون :
احساس خوب = اتفاقات خوب
احساس بد = اتفاقات بد
تمرین :
1. سعی کنم احساسم را خوب نگه دارم ، از لحظه ای که بیدار میشوم تا لحظه ای که می خوابم . به اتفاقات زندگی از زاویه ای نگاه کنم که احساس خوبی به من دهد یا حداقل احساس بدی هم ندهد .
2. هر روز این سوال را از خودم بپرسم که به خاطر چه کسی و چه چیزی سپاس گذارم ؟
3. در لحظه زندگی کنم و از زندگیم لذت ببرم.
عزت نفس
نکته : خودم را دوست داشته باشم ، فارق از اینکه بقیه منو دوس دارن یا نه
توانایی های خودم را باور کنم ، فارق از اینکه بقیه هم منو باور دارن یا نه
اگر انسان تغییر کند ، شرایط هم تغییر می کند.
اگر ما از انسان ها رها شویم ، و اگر خدا را باور کنیم و باهاش عشق کنیم ، اگر ایمانمان را تقویت کنیم و محتاج توجه دیگران نباشیم ، خود به خود به ماتوجه میشه و ما رو دوست می دارن .
همه کار ها رو خداوند برای ما نجام میدهد.
رابطه خودم و خدا را باید اصل بدونم و رابطه ام با بقیه ، نتیجه رابطم با خدا باشه .
نباید هیچ چیز برام به اندازه ای مهم باشه که وابسته بشم بهش و بهش بچسبم .
با خودت و خدای خودت و درون خودت رفیق باش و خودتو دوست داشته باش ، به خودت احترام بذار ، همیشه خودتو تو اولویت ببین تا بقیه هم بهت احترام بذارن .
نظر بقیه برات مهم نباشه.
با خودت و خدای خودت در صلح باش .
از زندگیت لذت ببر و شاد باش .
عاشقانه با خدای خودت زندگی کن .
نتیجش اینه که : خواسته هات براورده میشه.
نباید محتاج هیچ چیز و هیچ کس باشیم .
با قلبمان دوست باشیم.
از اینکه هستیم لذت ببریم ، از تک تک لحظه ها مون لذت ببریم .
نخوا چیزیو به زور بدس بیاری چون هیچ وقت به دستش نمیاری . نگران نباش . خودش رخ میدهد.
در هر فضایی که هستی همه چیو زیبا ببین .
از این که هستی ، از روز های تلخ زندگیت تا روز های زیبای زندگیت ، خودتو دوست داشته باش.
همه ما پاره ای از خداوند هستیم.
از موفقیت دیگران خوش حال باشیم.
باید خودت با خودت در صلح باشی .
تنها قدرت جهان خداونده.
اگر دیدگاهت رو نسبت به جهان زندگی عوض کنی ، حتی روز های به ظاهر سخت و تلخ ، برات لذت بخشه و تبدیل به خاطره ای میشه که وقتی به موفقیت رسیدی اونو برای دیگران تعریف میکنی.
میشه همه چیزو خیلی راحت بدست آورد.
منظور از کار کردن روی باور ها اینه که نگاهمون به اتفاقات زندگی طوری باشه که احساس خوبی به ما بده یا حد اقل احساس بدی نده .
راحت تر بگیر زندگیو .
خونسرد باش .
دوش با من گفت پنهان کار دانی تیز هوش
کز شما پنهان نشاید کرد سر می فروش
گفت آسان گیر بر خود کار ها کز روی طبع
سخت میگیرد جهان بر مردمان سخت کوش
حافظ
تمرین :
1. خودت را دوست بدار و با خدای خودت حال کن . آنطور که دوست داری زندگی کن و نظر بقیه برات مهم نباشه.
2. همه چیو راحت بگیر و سعی کن از زندگیت لذت ببری.
3. به سختی ها و مشکلات زندگیت به چشم تضاد هایی نگاه کن که خواسته هایی برات بوجود میارن و باعث رشد تو میشن.
4. به هیچ خواسته ای که داری نچسب و نگران نرسیدن بهش نباش.
سلام به استاد عزیزم، مریم جان دوست داشتنی ام ودوستان هم فرکانسی ام. خدا رو هزاران مرتبه با تک تک سلولهام شکر میکنم که من را هدایت کرد وتو این مسیر بهشتی قرار داد. استاد عزیزم حدود یکساله متعهدانه روزی حدودا 8ساعت با صدا وتصویر شما ومریم جون روی باورهام کار می کنم. خدا رو شاکرم به محض ورودم به سایت سریال زیبای زندگی در بهشت آغاز شد. واخیرا گفتگوی ناب شما با دوستان چقدر پربار بوده برام. استاد عزیزم من از روز اولی که اولین صحبت های شما رو شنیدم طبق گفته ی خودتون اونها رو وحی منزل دونستم وخدا رو شکر هیچ گونه مقاومتی در مورد اونها نداشتم. با اینکه به شدت مذهبی بودم ویه سحر ونماز شب رو از دست نمی دادم ولی حتی وقتی می دیدم بعض از بچه ها در رابطه با شنای شما با مهموناتون تو دریاچه مقاومت داشتند تعجب می کردم وخدا رو شکر می کردم که من اینقدر شما وشخصیت شما رو از روز اول با تک تک سلولهام باور کردم. استاد عزیزم من طبق گفته ی شما آموزش هامو با دوره ی ارزشمند عزت نفس شروع کردم. تو این یکساله با اینکه کارمندم ، تمام حقوقم رو برای خرید بسته های شما هزینه کردم وبا عشق این کارو کردم. البته من وخواهرم هم زمان وارد این سایت شدیم واین همه موهبتی از جانب الله یکتا بود. من دوره ی ثروت3، دستیابی به رویاها، عشق ومودت، دوازده قدم واخیرا کشف قوانین زندگی رو به همراه خواهرم خریدیم. استاد وقتی بچه ها تو گفتگو با شما از نتایجش ن می گفتند من همش به خودم می گفتم آزاده یکساله فقط داری فایل گوش می کنی وباور می سازی. ببین بچه ها چه نتایجی گرفتند وتوکه این همه متعهدانه روی خودت کار کردی حتما خیلی ترمز داری که حرکتی نکردی. استاد وقتی شما تو یه قسمت صحبتهاتون با بچه ها اهرم رنج ولذت رو توضیح دادید من نوشتم وجلسه 2 و3 و4 و5 کشف قوانین چنان انقلابی تو وجودم یه پا کرد. ویاد این حرف شما افتادم که گفتید چقدر انرژی صرف نگه داشتن نقاب خوشبختی تو زندگی مشترکتون می کنید . یعنی این جمله وجمله ای که تو قدم 5 گفتید که وقتی شما تو این مسیر ید وروی خودتون کار می کنید هر اتفاقی یه نشونه برای رسیدن به مسیر خوشبختی شماست واون رو جدی بگیرید. استاد خداوند از سه ماهه پیش وقتی دوره ی عشق ومودت رو خریدم وروی خودم کار کردم چنان نشونه هایی به من نشون داد که رابطه م رو با همسرم تموم کنم ولی من همش می گفتم من باید تکاملم رو طی کنم تا اینکه امشب نشونه ی قطعی که از خدا خواستم بهم نشون داده شد. استاد به خداوندی خدا اگه با قلب پاک از خدا بخوایم وسوال درست کنیم دقیقا بهمون جواب می ده متل صحبت خودتون که در جواب به شکیلا گفتید جهان سریع جواب فرکانس ها رو همون لحظه میده. مثل وقتی جلوی آینه هستیم دوستمون رد می بریم بالا وهمون موقع تصویر هم همین رو نشون میده چند ساعت پیش یه کم ناامیدی اومد سراغم یعنی به لحظه گفتم خدایا جوابمو بده آخه من این همه متعهدانه باور می نویسم و روی خودم کار می کنم پس چرا در تصمیمم هنوز تردید دارم وخداوند سریع جوابمو داد. فقط اشک ریختم واشک ریختم. استاد من تو سن 17سالگی با دنیایی از باورهای محدودکننده ی مذهبی ازدواج کردم و الان بعد از گذشت 23 سال زندگی مشترک می خوام به یه زندگی ای که به من خواسته هامو نشون داد ومن رو رشد داد خاتمه بدم. استاد عزیزم تو خدای واقعی رو به من شناسو ندی. تو مریم جون به من باور فراوانی وعشق در روابط رو یاد دادید. عاشقانه دوستتون دارم ودستان پرمهرت ن رو عرق در بوسه می کنم. 😘😘😘😍😍😍😍
سلام خدمت این سریال بهشتی که مریم جان با عشق فیلمبرداری میکند..
استاد عزیزم هر بار کار کردن روی سریال زندگی در بهشت.شخص من روندم در کارم بهتر میشه! یجوری تسلیم میشم که فقط عمل کنم.
من از تمام وجودم سپاسگزار ثانیه ها و لحظه های ناب این سریال هستم.خیلی دوستتون دارم.بی نهایت.
از نکات خوبی که یاد گرفتم از این سریال.
عملگرایی..
دقیقا همینه.وقتی که توکل به الله شروع میکنیم به حل اون مسائل دقیقا اون جاهایی که سردرگم هستیم.اون نقطعه عطف خودشو پیدا میکنه! و همین باعث میشه ظرف وجودیمون بزرگتر بشه.
من دقیقا این مورد تو بیشتر کارام بهش بر میخورم.
حتی براونی.یه حیوان هست.قبلی که شروع به خوردن کنه.همه جوانب یافتن غذا رو سنجید و قدم برداشت..چون زمستان هست علفهایی که الان به مزاجش بیاد شاد مثل فصل بهار یکم کمتر پیدا بشه..ولی این حیوان خودش قبل از اقدام تمام فکراشو میکنه اینم از قوه درونیش..بعد قدم بر میداره.و خداوند بکمکش میاد.
همین گنی ها و خروسا..که پرواز کنان بسمت غذاشون هستن..
امروز اتفاقا برای من روز رحمتی بود.از کتاب رویایی که رویا نیستن فصل سوم.خیلی مناسبتش به این سریال و دیگر قسمتها پیوند داشت.برام!….
میدونی چرا همون تسلیم شدنمون.همین آمیختن ذهن و روحمون..باورهای قدرتمند کننده..چقدر خوبه ما با کمک این سریال زندگی در بهشتمون بیشتر متوجه این آگاهیها میشیم..
هر چی جلوتر میرم.بسته به مدارم بیشتر متوجه درونی این اموزه ها میشم.
چقدر استاد دقیقا عملکرد شما دقیق و طبق برنامه ریزیه. هر روز یه برنامه جدید واسه بهبود زندگیتون قدم بر میداریم.
دقیقا منم دارم طی همین برنامه پیش میرم.اینم طبق الهاماتی که میشه.
استاد امروز یه پروژه کاری به تورم خورد.یکی از دوستانم بهم پیشنهاد داد.طبق آموزه های شما.و درک کردن وجود خدادند در هر لحظه از زندگیم.دقیقا مثل این لاستیکی که شما میخاستین بزارین اقدام کردیم بعد الهامات خداوند رسید.
منم یه نشانه گذاشتم گفتم خدایا من اینکار رو انجام بدم.و دلیلشم میخام.
من اولش بهش گفتم فکرمو میکنم بهت خبر میدم.چون دقیقا تو همین پروسه یسری تجربه قبل داشتم.و چک و لگدشو خورده بودم!
و نشانه بهم گفت انجام ندم!…
و یسری توجیهاتی به ذهنم اومد.
من کار دوخت دوز سرویس خواب (بصورت سنتی و مدرن)و الان کارای جدید انجام میدم.و این خط ادامه داره..
متوجه شدم.اصول کار تو این خط وجود نداره!
چون طبق توضیحات شما.و کارایی که قبلا شراکتی انجام داده بودم.اصلا دیگه برام خوشایند نیست.
همین فهمیدن قانون و عمل کردن به اون باعث شد من کنترل ذهن کنم.با کمال ارامش بتونم براحتی (نه)بهش بگم.
بقول شما این آنوزشا شاید روز اول شروع قانون به پول بزرگی نرسید..ولی از خیلی از خطرات و یا خیلی چیزای دیگه محفوظ میمونید..
استاد عزیزم من بخاطر همین پاشنه.ی آشیل به مدت چند سال چک و لگداشو خوردم.
و فهمیدم اینکار اصول و قواعد درستی نداره! طبق استانداردهای من.و ایشون!
و از خداوند خواستم بهم گفت انجامش نده.و بازم هدایتم کرد که از تمامی جنبه ها بشینم بررسی کنم…..و جوابشو گرفتم.ممنونم از خداوندگارم.که هر لحظه باهامه
و دقیقا الهامات با قدم برداشتن بصورت تکاملی پیش میاد.مثل شما قدم به قدم این سازه هدایت شدین به سازه بزرگتر
بسیار بهتون تبریک میگم تحسینتون میکنم که این فضای بهشتی که ما رو بیشتر به درنمون روشنتر میکنه.تا با عمق بیشتری افکارمونو بزرگتر کنیم..
خوشبختی یه انسان همینه.که ذهن و رحمون با هم هماهنگ بشه..
این جمله زیبای دوست عزیزم که کامنت منتخبی این سریال بود واقعا زیبا بود.
خدا برای تو شود همانی
که همان را خداوند میدانی
بسیار سپاسگزارشما استاد عزیزم هستم.
یچیزیم بگم کنترل ذهن بسیار کار دشواریه(بخاطر پاشنه های اشیلمون.و ترمزامون)
همینکه باهاش مقابله مکنیم لذتشم بی نهایته
این موضوع اشرف مخلوقات بودن خداوند هر روز داره برام بولد میشه.که چقدر ماها هر روز میتونم پیشرفتای جدیدی کنیم..فقط با همین تکنیک قوانین الهی.
بازم سپاسگزارتونم.به امید یه شب رحمت الهی که به امید خودش ادامه داره .و وارد یه روز رحمت دیگه الله بشیم!
این روزها و شبها برام شده یه پازل..که هر چی پیش میرم نقش و نگارش زیباتر میشه.مثل یه دار قالی برام میمونه که هر چی بافته میشه.اون نقشه ها زیباتر میشن!
سلاااام پر انرژی و پر از عشق به خانواده خوبم من ،خداروشکر برای کانون گرم این خانواده ،سلام به استادِجان و مریم جانم ،،،،مریم جون امروز توی خونه ما ذکر و خیر شما بود،مامان میگه مهساااا چقدر منظم شدی این ارگنایز ارگنایزو از کی یادگرفتی ،منم گفتم مامان یه فرشته ماه هست ،یه کدبانوی گل هست ،یه زن قوی هست که اسمش مریم ،گفتم مامان نمیدوووونی از همه نظر گله گللللل ،همه خونش تمیزه ،منظمه ، موفقهههه ،منم این نظم و تربیت الانمو از اون دارم یادمیگیرم ،مریم جان شما الگو یک زن به تمام عیاری برای من ،،،، همچنین تحسینت میکنم عزیزم برای این رابطه عاشقانه ای که با استاد داری ،چقدر خوبهههه این همراهی توو کنار استاد و باهم بودنتون این پرودایسو زیبا و زیبا تر کرده ،خدایاشکرت برای مریم نازمون،،،،
و امااا برسم به فایل ،خدای مننننننن استاد انقدر با این فایل خندیدم ،انقدر با حرفای شیرینتون و خنده های ناز مریم جان خندیدم که نگووووو ،اصلا منم اونجاام انگار کنارتونم و همش گفتم عزیززرزززم استادو ببین چقدر ماه و قشنگ و بامزه صحبت میکنه ،استاد عزیزمون توووو همه چیییی فوق العادس ،استاد از بس انرژیت عالی عزیزم که اون پرنده ها و مرغا نمیتونن سمت شما نیان ،اونجاااا پر از انرژی و حال خوبه ،بهشون حق بدین با اون مغز مرغیشون بخوان کنارتون باشن ،،،:)
استاد عزیزم بهت افتخار میکنم ،تو کاری اگرم سررشته نداری ،ولی میری تو دلش ،میگید من بلد نیستم اماااا اولین قدمو برمیدارم خداست که هدایتم میکنه ،و همیشه ام موفق ترین بودین .
خدایاشکرت برای این ابزار هاااا و اینجاست که به ارزش ابزار پی میبریم ،بخصوص اون گیره هااا بخدا که کار پنج تا کارگر رو انجام میدن ،شاید کوچیک باشن و نگاهشون کن چقدررررر کارایی دارند ،خدایاشکرت روز به روز کارهااا آسان تر انجام میشه و همیشه استادمون چقدر خوبه که در مدار آسانی هاست .
خدایاشکرت میخوام صمیمانه سپاسگزاری کنم از اینکه مثل بقیه مردم زندگی نمیکنم در این لحظه خیلی از مردم دارن به ناخواسته ها و نازیبایی ها توجه میکنن در حالی که من در این سایت و در این خانواده حضور دارم و دارم زیبایی هارو تحسین میکنم و مننننننننن خوشبخت ترینم چون در مسیر دریااا حرکت نمیکنم مثل بقیه و من دارم مخالف جریان دریا میرم ،شاید اولش سخت باشههه امااا وقتی رو روال میوفتم…
خدایاشکرتتتتت برای شرایطی که فراهم شده تا این ودیو قشنگو و پر از آگاهی رو ببینم .
سلام به پرودایس زیبامون ،
خدایاشکرت برای این هوای تازه و این دریاچه همیشه قشنگ.
خدای من گنی هارو چقدرربزرگ شدن ،یا روزایی افتادم که تازه سر از تخم درآورده بودن ،جوجه هایی بودن و الان برا خودشون خانم و آقاهایی شدن.
یاد اون فایلی افتادم که صدای جیک جیکشون از دستگاه جوجه کشی میومد و مریم جون با هزارتاااا ذوق اونارو تو دستاش میگرفتو ،بهشون آب و دونه داد ،براشون مادری کردو الان چقدر بزرگ شدن،خدایاشکرتتتت ،این روند یه شبه نبوده بزرگ شدن ایناام کلی با تکامل بوده.
تحسینت میکنم استاد عزیزم که برای کوچیک ترین چیزا شکر گزاری میکنی،شکر میکنی که بزرگ شدن مرغو و خروسارو مببینی ،خدای من خروس هامون چقدر قشنگ میخونن و چه فضای عاااالی پرودایس با صدای این پرنده هااااا:)
استاد تحسینتون میکنم که همیشه در حال انجام یه کار جدید هستین،و اینااا همش درسهههه،درس،اینکه عمل کنیم قدم اولی رو برداریم نگران قدم های بعدی نباشیم،باقیشو خدا الهام میکنه:)
روند بهبودم تکاملی هست،اینکه ایده هارو تست کنیم و پیش بریم ،
و بالاخره بین اون ایده هااا،یه درست و از سمت پروردگار میاد .
خدایاشکرت.
عاشقتمممم استاد که همیشه از مریم جون تعریف میکنی و تحسین میکنی،چقدر عاااالی که همیشه همراه همین،عاشق همین،و دقیقا یه رابطه سراسر عشق بدون وابستگی دارین.
چقدر قشنگه خنده هاتون ،تو دل این بهشتتتتت زیبااااا ،اتقدر فرکانستون عالی که همه مرغو جوجه هاااا و گنی هاا دوست دارن کنار شماااا باشن :)
به نام خدای مهربان سلام به استاد عزیز و خانم شایسته نازنین و دوستان گرامی خداروشکر بابت دیدن این قسمت زیبا تحسین میکنم این همه تلاش و لذت بردن از کاراتون رو واقعا بی نظیره خدایاشکرت تحسین میکنم ثروت استاد رو که خیلی راحت ایده هاشون رو اجرایی میکنه خدایاشکرت تحسین میکنم رابطه عالیتون و این همکاری کردنتون و این ذوق و شوق تون رد واقعا تحسین برانگیزه چقد عالی شد واقعا وای خدا چقد این مرغ وجوجه ها باحالن همش پیش استاد میان و عصبانی شدن استاد هم باحاله وای چقد خندیدم خدایاشکرت تحسین میکنم این آزادی مالی و زمانی و مکانی استاد رو واقعا که لذت میبرم از این همه حس و حال خوب واین همه نعمت وثروت وفراوانی چقد این پردایس زیبا بود زیبا تر شد واقعا خدا یا شکرت عالی بود سپاسگزارم از شما دو عزیز در پناه الله یکتا شاد ثروتمند وسعادتمند در دنیا وآخرت باشید دوستتون دارم
بنام خداوند بخشنده مهربان
سلام به استاد جانم ،مریم بانوی بی نظیر و همه دوستان قشنگم در این سایت الهی .
امروز عصر بعد از یه عالمه کار مفید که خستگی خودش رو داشت ولی نتیجه کار واقعا لذت بخش بودش اومدم سراغ نشانه ام که دیدم به به چه فایل عالی هست ، شما دوتا عزیز چقدر ماه هستید هر روز یه کار مفید جدید هر روز هدایت الله و قدم برداشتن . سریال زندگی در بهشت خودش به تنهایی میتونه یه آدم بی انگیزه و،تنبل،و بی رویا رو از این رو به این رو کنه و زندگیش رو تغییر بده( البته اگه خودش بخواد.)
امروز وقتی تصمیم گرفتم خودم تخت خواب دونفرمون رو باز کنم و کارهای اتاق خواب رو تنهایی انجام بدم.
دقیقا همون لحظه که آچار به دست بودم و داشتم تلاش میکردم بخودم گفتم عاطفه تو کجا این کارها کجا ، تو در قوطی رب هم تنهایی باز نمیکردی می گفتی دستم خسته یا اذیت میشه حالا داری تخت رو باز میکنی !!
من با زندگی در بهشت بزرگ شدم و رشد کردم و این رشد و بهبود ادامه داره ، مریم به من یاد داد که انجام کاری یا حل کردن مسئله ها مرد و زن نداره آخه زشته آخه بد آخه ..نداره.
وقتی خواستم کمد لباس رو یه کوچولو جابجا کنم متوجه شدم یه کم از چوب کمد از پشتش جدا شده ، اگه قبلا بود حتما زنگ میزدم یکی بیاد درستش کنه و هر چقدرم دستمزد میگرفت مهم نبود ، ولی الان خدا هدایتم کرد بهم گفت خودت با یه کم چسب چوب درستش کن و لذتش رو ببر .
دیدن زیبایی ها و تحسین کردن
از دید مثبت به همه چیز نگاه کردن
قضاوت نکردن دیگران
دیدن نکات مثبت
ارزش قایل بودن برای خودم در حین ارزشمند شمردن دیگران ،
و خیلی چیزای دیگه رو از شما یاد گرفتم .
ازتون ممنونم و دوستتون دارم
استاد وقتی رفتید به مرغ و خروس ها غذا بدید و همه دنبال شما راه افتادند و یه سری ها پرواز کردند نگاه من این بود که اونا می دوننپ که تو دست شما نعمت و فراوانیه و میخوان هر چه زودتر بهش برسند ، و در ادامه یه خروس زیبا، خیلی آروم و ریلکس رو دیدم که قدم زنان داشت می اومد سمت غذا و نگاه من این بود که اون ایمان داشت برای اونم غذا هست(نعمت زیاده) و کسی نمیتونه سهمش رو بخوره ،قدم زنان از مسیر لذت میبرد و پیش میرفت و به خدا ایمان داشت که آغا مال منم اونجاست بدون عجله میرم سروقتش.
مثل شما که با ایمان و توکل رفتید برای خرید ابزار مخصوص و لری شد دستی از خداوند برای شما و راهنمایی تون کرد .
شما اول از لانه مرغ های کوچک شروع کردید و هر چقدر پیش رفتید و تکامل طی کردید با هدایت های خداوند تونستید چیزهای بهتری بسازید دمتون گرم تحسینتون میکنم .
اونجا که تصمیم گرفتید دوتا چرخ در دو طرف کار بذارید ایده خیلی عالی بود چون اینجوری خیلی راحت تر میتونید حرکتش بدید ،مثل مثالی که برای چرخ زندگی میزنید که وقتی روی خودمون کار میکنیم زندگی از همه جهت هی روان تر و لذت بخش تر میشه .
چقدر تصاویر پشت سرتون زیبا بودش چه غروب زیبایی چه آسمان آبی و ابرهای زیبایی خدایا شکرت
درخت های سر سبز و دریاچه ی بی نهایت زیبا منو فقط به سپاسگزاری وا میداره و زبان قاصر از دیدن این همه نعمت و برکت و فراوانی خدارو صد هزار مرتبه شکر .
مریم جان خیلی حرفه ای برامون فیلم میگیری ،جوری با دوربین موبایل زیر پیچ و میخ ها رو نشون میدی که آدم فکر میکنه خودش اونجا حضور داره ، این فیلم گرفتن ها و ثبت زیبایی، نعمت ها ،و اشتراکشون با ما تحسین کنندست بی نظیری عزیزم .
چقدر کامنت تاثیر گذار دوست عزیزمون عالی بودش ،، دقیقا این کامنت مختص من نوشته شده بود ،من امروز از خدا یه چیزی خواستم و بهش گفتم واضح باهام حرف بزن و دقیقا این کامنت کلام خدا برای من بود ، ازشون سپاسگزارم که دستی از خداوند بودند در مسیر من .
ازتون ممنونم برای هر آگاهی ،شهامتی ،توکلی ،و هر رفتار درستی که با حرف هاتون یا فایل هاتون رویمن تاثیر مثبت گذاشته و زندگیم رو زیباتر کرده
خدارو صد هزار مرتبه شکر .
سلام به خانواده صمیمی عباسمنش
این دو سال و اندی که در سایت هستم بارها و بارها این عبارت خانواده صمیمی عباسمنش رو شنیده و خونده بودم و وای به من که تازه درک کردم چه معنی و مفهومی داشته و منی که در مدار پایین تری بودم غافل از این هدیه الهی ،که من در اون غوطه ور بودم و ناسپاس از اینکه…
من مدتهاست که کمبود یک دوست بهتر و باتجربه تر از خودم رو به شدت احساس می کردم(منظورم اینه که در فرکانسی بالاتراز خودم باشند وگرنه خیلی افراد در اطراف من بودند که کم کم از هم دور شدیم چون واقعا در دنیایی سیر میکردند که ۹۹ % مردم دنیا سیر میکنند) و همیشه از این تضاد سر خورده و منفعل شده بودم( البته کامنت های سایت رو می خوندم، مطالعه داشتم و سعی میکردم زمان رو هدر ندم) تا اینکه امشب کامنت امیر حسین رو خوندم و یهویی پرده ای تاریک از جلوی چشمانم کنار رفت و فهمیدم بااااااااااااا بااااااااااااا چه دوستی بهتر از امیر حسین، چه دوستان و خانواده ای بهتر از این خانواده صمیمی ، چه دوست و همراه و همسفر و مرید و مراد و استادی بهتر از استاد عباسمنش و بانو شایسته عزیز، چه منبع و مرجعی بهتر از این سایت، چه کتاب هایی بهتر از کامنت های بچه ها، چه ایده ها والهامات عمیق تری از دلنوشته های این خانواده بزرگ، چه برنامه های تلویزیونی جذاب تر و دیدنی تر از تصورات و نگاه بچه ها در مواجه با فایل های زندگی در بهشت و سفری به دور آمریکا و تمام فایل های استاد،و… اگر بخوام ادامه بدم تا صبح میتونم از نعمت هایی الهی که در این سایت و این خانواده بزرگ و صمیمی موج میزنه بنویسم و کیف کنم.
خدایا شکرت
خدایا شکرت
خدایا به اندازه عظمتت شکر
خدایا به اندازه مهربانیت شکر
خدایا به اندازه وهابیتت شکر، شکر، شکر
و
این نکته بسیار مهم که خود استاد عباسمنش هزاران بار گفتن که صبح ها به عشق خوندن کامنت های بچه های سایت از خواب بیدار میشن، استادی که نتایجش تایید می کنه یکی از موفق ترین افراد جهان در تمام ابعاده ولی باز هم قدر نعمت این خانواده صمیمی رو میدونه و هر لحظه سپاس گزار هست.
و نکته آخر آخر اینکه همیشه به خودم می گفتم که حتما یک جای کارم می لنگه و ایراد داره و من رو بدجوری دچار تردید می کرد که نکنه دارم مسیر رو اشتباه میرم،نکنه دوستانم در مدار و فرکانس بالاتری بودند و ایراد از من بوده که دیدم استاد عباسمنش هم تنها با عشقش در دنیای خودشون زندگی میکنند و زمانی که قدم به مسیری نو میذارند خدواند افراد فوق العاده رو در مسیرشون قرار میده (البته من کجا و استاد کجا)
و به جون خودم این دیگه نکته آخر:
چقدر با خودم کلنجار رفتم که این کامنت رو بنویسم و کمی که از تایپ کردن گذشت دیگه افتادم توی سرازیری. این رو برای چی گفتم دوستان، اینکه با کامنت نوشتن در سایت، حرف زدن با خود در مورد قوانین …. برون ریزی ذهنی اتفاق میافته که این امر ذهن ما رو برای ورود الهامات جدید و سطح بالاتر باز میکنه و همچنین روند و فرآیند تکرار و یادگیری رو سرعت می بخشه که در نهایت منجر خواهدشد به طی تکامل.
ممنونم از 👯♀️💑👨👩👧👨👩👦👦👩👧👦👩🏻🤝👩🏻😁😊😉
به نام خداوند هدایتگر
امروز که بیدار شدم احساس کردم دیگه شکل تمرینام برام جذاب نیست و باید برم مرحله بعد و خلاقانه تر برا خودم تمرین طراحی کنم که در توضیحات این فایل هم دیدم به همین اشاره شده ، از خدا میخوام که ایده های جذابی بهم بده تا تمرینای عالی تری بسازم و یه جورایی ذهنمو بیشتر به چالش بکشم در عین لذت بردن .
من به شخصه وقتی با قانون آشنا شدم تحت تاثیر فیلم راز فکر میکردم یه چیز مخفی و پنهانی که کسی نمیدونه و … ولی هرچی پیش رفت کم کم بعد مدتها تونستم مصداق هاش رو توی رفتار آدما ببینم و مطابقت بدم آخه درسته که الگوها تاثیر دارن ولی یه جاهایی ذهنم جوری رفتار میکرد که انگار برا بقیه آره میشه ولی تو نه فرق داری و تا زمانی که نتونستم در نزدیکان خودم الگوهاش رو پیدا کنم نتونسته بودم کمی ذهنمو قانع کنم ، دیشب که با همسرم درباره کارش حرف میزدیم خیلی اتفاقات واضحی رو میگفت که من در ذهنم با قانون میسنجیدم و میدیدم دقیقا مطابقه هرچند همسرم اصلا اهل این مباحث نیست ولی ناخوداگاه و طبیعی انجام میده یه سری کارا رو و به نظرش هم کاملا طبیعیه ، مثال میارم که پایدارترش کنم در ذهنم ، همسرم رستوران داشت و بنا به دلایلی از مجبور شد بفروشه و به نقطه صفر برسه ، خب حالا از دید سوم شخص این داستان رو ببینم ، یه مدیر رستوران به جایی رسیده که طلبکارا رو رد کرده ولی کلی قسط داره و البته یه زندگی که یکماهه شروع شده و مخارج خودشو داره و به ظاهر هنرش رمزهای خوش طعم شدن کباب و انواع مرینت کردن و مدیریت کردن افراد و … ، بقیه بهش پیشنهاد میدن بره سرآشپز شه ولی یه گاردی داره که نمیزاره مدیر رستوران بره آشپز بشه ، میره هرچی ته حساباش مونده درمیاره تا بره تو یه شغل کااااااملا غیر مرتبط ، کاری که هیچی ازش بلد نیست حتی ب بسم الله رو ولی میگه یاد میگیرم ، دوماه اول لنگ میزنه همه ملامتش میکنن که اخه چرا نمیری یه جا دو ریال بهت بدن خیالت تخت باشه تو ازدواج کردی تو مسئولی تو اجاره خونه داری قسط داری و… ولی ادامه میده بعد سه ماه یکم مهارت پیدا میکنه و به همون میزان درآمد ، یه شب میره خونه و صورتش عین گچ از ترس سفیده به خانومش میگه امشب اولین پروژه ی درست درمون رو باید انجام بدم ، ترسیده ولی میخواد انجامش بده ، شغلش طوریه که پروژه ای که میخوان اگه رأس تایم انجام نشه دیگه پولی پرداخت نمیکنن و تازه بخاطر انجام نشدن باید ضرر و زیان مشتری هم پرداخت بشه ، اولین بار که انجامش داد و دومین و سومین ، هربار اعتماد به نفسش بالاتر رفت هربار قسطای بیشتری پرداخت کرد و بار ذهنیش کمتر شد بعد به جایی هدایت شد که بجای منتظر مشتری بودن با کسی قرارداد بست که دائم باهاش کار کنه ، اینا در عرض 2سال اتفاق افتاد و الان کسایی که 15_16ساله تو اون شغلن به همسرم میگن تو چطوری اینو پیدا کردی که دائم کار کنی؟ یا تو از کی خرید میکنی که دستش برات خوب بوده ؟ الان همسرم انقد بهتر شده که تایم هایی که نمیتونه کار تحویل بده اضافه هاشو میسپاره به کسایی که سابقه دارهای این کارن ، و جسارت و ایمانش برام خیلی قابل تحسینه که خدا اینجوری به ایمان جواب میده (هرچند خودش اینو یه ارزش نمیدونه و فکر میکنه خب همه مردا جسورن دیگه مگه میشه مرد بشینه کاری نکنه! و اینو همه دارن !)
و یه چیز جالب تر که دربارش حرف میزدیم اینکه میگفت روز اول که میخواستم پروژه استارت بزنم گفتم خدایا من اصلا نمیدونم این چجور کار میکنه خودت یه کاری کن لاقل تا یکی دوسال چیزیش نشه که من گیر کنم چون دست تنهام نه پولی مونده و هم بلد نیستم چیکارش کنم لاقل این مدت کار کنه و جالب اینجاست میگفت عجب قراردادی با خدا بستم دقیقا بعد حدود دوسال تازه یه سری مشکلا توش ایجاد میشه ولی الان هم بلدترم هم لاقل میتونم یه حرکتایی بزنم یا بسپارم به کسی و…
به قول استاد توی دوره عزت نفس : نگران نباش که کاری رو بلد نیستی این ایمانو داشته باش که یاد میگیری
تفکر مثبت ، سپاسگزاری ، تجسم و… اینا قسمتی از ماجراست ، جسارت و عمل کردن بخش بزرگتریه ، در این قسمت استاد اقدام کرد به ساخت چیکن تراکتور و هربار با یه ایده بهترش کرد اگه مدتها مینشست تا با یه ایده ی کامل شروع کنه هنوزم نشسته بود …
حرکت کنم و قدم اولمو با قدم صدم کسی مقایسه نکنم
بنام خداوند بخشنده مهربان
درود به عزیزای دلم در سریال زندگی در بهشت
و دوستان عزیزم در سایت
+ در این قسمت چیکن تراکتور رو تا جایی پیش بردیم دیگه آخراشه.
+ اتحاد بین تون رو در کار و رابطه تون تحسین می کنم.
+ هنوز یه سری چالشها مونده که برطرفش کنیم ولی چیزی که خواستن استاد به ما نشون بدن گفتن که یه سری اتفاق خوب داره میافته و یک سازه ساختمان اومدن براشون درست کنن و خیلی براش ذوق دارن.
+ بعد از اینکه این سازه ساخته بشه کلی امکانات جدید به پارادایس اضافه میشه و این دوستان عزیز اومدن کلی خاک بریزن برای اینکه اون سازه آماده بشه، سازه ی خیلی بزرگیه و خدا میدونه که چه کارهایی میشه توش انجام داد و خیلی براش اشتیاق دارن برای اینکه این سازه آماده بشه و اون ایدههایی که دارن رو اجرا کنن.
+ برای ایجاد این تغییر بزرگ تحسین تون میکنم استاد.
+ چقدر زیبا توی این مسیر بهشتی میشه رد پای وقتی که حرکت میکنی در راستای کاری که میخوای انجام بدی و با این حرکته س که راه ها نمایان میشوند و ایده ها و هدایت ها بهمون گفته میشه. خدایا شکرت به دلیل این همه آگاهی های الهیت
دوستتون دارم توحیدی وار
به نام خدای بخشنده و مهربان
سلام به استاد عزیز و مریم خانوم گل و دوستای هم فرکانسیم
من واقعا از این فایل لذت بردم و خواستم برای خودم نکات تاکیدی و یک سری تمرین بنویسم تا قانون رو بیشتر درک کنم و خواستم که اونو با شما هم به اشتراک بذارم :
تقویت باور : این که کسی نمی تواند در زندگی من تاثیر منفی بگذارد ، مثلا با با دعا ، جادو جنبل ، چشم زخم و… و اینکه این من هستم که شرایط را چه خوب و چه بد برای خودم بوجود می آورم م این من هستم که مسئول تمام اتفاقات زندگیم هستم.
مثلا دعای پدر و مادر ، اینکه مادر یک فرد معتاد برای او دعا می کند که نجات پیدا کند ولی تا خود فرد نخواهد این اتفاق برایش نمی افتد. پس دعای شر ، یا نفرین پدر و مادر هم برای فرزندانشان اجابت نمی شود مگر اینکه آن فرد باور داشته باشد که اجابت می شود.
حواسمان به ورودی هایی که به ذهنمان میدهیم باشد .
این ما هستیم که زندگی خود را خلق میکنیم.
هیچ چیز و هیچ کس از بیرون از ما نمی تواند هیچ تاثیری در زندگی ما بگذارد.
این باور های ما هستند که آینده ما را رقم می زنند.
قانون :
احساس خوب = اتفاقات خوب
احساس بد = اتفاقات بد
تمرین :
1. سعی کنم احساسم را خوب نگه دارم ، از لحظه ای که بیدار میشوم تا لحظه ای که می خوابم . به اتفاقات زندگی از زاویه ای نگاه کنم که احساس خوبی به من دهد یا حداقل احساس بدی هم ندهد .
2. هر روز این سوال را از خودم بپرسم که به خاطر چه کسی و چه چیزی سپاس گذارم ؟
3. در لحظه زندگی کنم و از زندگیم لذت ببرم.
عزت نفس
نکته : خودم را دوست داشته باشم ، فارق از اینکه بقیه منو دوس دارن یا نه
توانایی های خودم را باور کنم ، فارق از اینکه بقیه هم منو باور دارن یا نه
اگر انسان تغییر کند ، شرایط هم تغییر می کند.
اگر ما از انسان ها رها شویم ، و اگر خدا را باور کنیم و باهاش عشق کنیم ، اگر ایمانمان را تقویت کنیم و محتاج توجه دیگران نباشیم ، خود به خود به ماتوجه میشه و ما رو دوست می دارن .
همه کار ها رو خداوند برای ما نجام میدهد.
رابطه خودم و خدا را باید اصل بدونم و رابطه ام با بقیه ، نتیجه رابطم با خدا باشه .
نباید هیچ چیز برام به اندازه ای مهم باشه که وابسته بشم بهش و بهش بچسبم .
با خودت و خدای خودت و درون خودت رفیق باش و خودتو دوست داشته باش ، به خودت احترام بذار ، همیشه خودتو تو اولویت ببین تا بقیه هم بهت احترام بذارن .
نظر بقیه برات مهم نباشه.
با خودت و خدای خودت در صلح باش .
از زندگیت لذت ببر و شاد باش .
عاشقانه با خدای خودت زندگی کن .
نتیجش اینه که : خواسته هات براورده میشه.
نباید محتاج هیچ چیز و هیچ کس باشیم .
با قلبمان دوست باشیم.
از اینکه هستیم لذت ببریم ، از تک تک لحظه ها مون لذت ببریم .
نخوا چیزیو به زور بدس بیاری چون هیچ وقت به دستش نمیاری . نگران نباش . خودش رخ میدهد.
در هر فضایی که هستی همه چیو زیبا ببین .
از این که هستی ، از روز های تلخ زندگیت تا روز های زیبای زندگیت ، خودتو دوست داشته باش.
همه ما پاره ای از خداوند هستیم.
از موفقیت دیگران خوش حال باشیم.
باید خودت با خودت در صلح باشی .
تنها قدرت جهان خداونده.
اگر دیدگاهت رو نسبت به جهان زندگی عوض کنی ، حتی روز های به ظاهر سخت و تلخ ، برات لذت بخشه و تبدیل به خاطره ای میشه که وقتی به موفقیت رسیدی اونو برای دیگران تعریف میکنی.
میشه همه چیزو خیلی راحت بدست آورد.
منظور از کار کردن روی باور ها اینه که نگاهمون به اتفاقات زندگی طوری باشه که احساس خوبی به ما بده یا حد اقل احساس بدی نده .
راحت تر بگیر زندگیو .
خونسرد باش .
دوش با من گفت پنهان کار دانی تیز هوش
کز شما پنهان نشاید کرد سر می فروش
گفت آسان گیر بر خود کار ها کز روی طبع
سخت میگیرد جهان بر مردمان سخت کوش
حافظ
تمرین :
1. خودت را دوست بدار و با خدای خودت حال کن . آنطور که دوست داری زندگی کن و نظر بقیه برات مهم نباشه.
2. همه چیو راحت بگیر و سعی کن از زندگیت لذت ببری.
3. به سختی ها و مشکلات زندگیت به چشم تضاد هایی نگاه کن که خواسته هایی برات بوجود میارن و باعث رشد تو میشن.
4. به هیچ خواسته ای که داری نچسب و نگران نرسیدن بهش نباش.
سلام به استاد عزیزم، مریم جان دوست داشتنی ام ودوستان هم فرکانسی ام. خدا رو هزاران مرتبه با تک تک سلولهام شکر میکنم که من را هدایت کرد وتو این مسیر بهشتی قرار داد. استاد عزیزم حدود یکساله متعهدانه روزی حدودا 8ساعت با صدا وتصویر شما ومریم جون روی باورهام کار می کنم. خدا رو شاکرم به محض ورودم به سایت سریال زیبای زندگی در بهشت آغاز شد. واخیرا گفتگوی ناب شما با دوستان چقدر پربار بوده برام. استاد عزیزم من از روز اولی که اولین صحبت های شما رو شنیدم طبق گفته ی خودتون اونها رو وحی منزل دونستم وخدا رو شکر هیچ گونه مقاومتی در مورد اونها نداشتم. با اینکه به شدت مذهبی بودم ویه سحر ونماز شب رو از دست نمی دادم ولی حتی وقتی می دیدم بعض از بچه ها در رابطه با شنای شما با مهموناتون تو دریاچه مقاومت داشتند تعجب می کردم وخدا رو شکر می کردم که من اینقدر شما وشخصیت شما رو از روز اول با تک تک سلولهام باور کردم. استاد عزیزم من طبق گفته ی شما آموزش هامو با دوره ی ارزشمند عزت نفس شروع کردم. تو این یکساله با اینکه کارمندم ، تمام حقوقم رو برای خرید بسته های شما هزینه کردم وبا عشق این کارو کردم. البته من وخواهرم هم زمان وارد این سایت شدیم واین همه موهبتی از جانب الله یکتا بود. من دوره ی ثروت3، دستیابی به رویاها، عشق ومودت، دوازده قدم واخیرا کشف قوانین زندگی رو به همراه خواهرم خریدیم. استاد وقتی بچه ها تو گفتگو با شما از نتایجش ن می گفتند من همش به خودم می گفتم آزاده یکساله فقط داری فایل گوش می کنی وباور می سازی. ببین بچه ها چه نتایجی گرفتند وتوکه این همه متعهدانه روی خودت کار کردی حتما خیلی ترمز داری که حرکتی نکردی. استاد وقتی شما تو یه قسمت صحبتهاتون با بچه ها اهرم رنج ولذت رو توضیح دادید من نوشتم وجلسه 2 و3 و4 و5 کشف قوانین چنان انقلابی تو وجودم یه پا کرد. ویاد این حرف شما افتادم که گفتید چقدر انرژی صرف نگه داشتن نقاب خوشبختی تو زندگی مشترکتون می کنید . یعنی این جمله وجمله ای که تو قدم 5 گفتید که وقتی شما تو این مسیر ید وروی خودتون کار می کنید هر اتفاقی یه نشونه برای رسیدن به مسیر خوشبختی شماست واون رو جدی بگیرید. استاد خداوند از سه ماهه پیش وقتی دوره ی عشق ومودت رو خریدم وروی خودم کار کردم چنان نشونه هایی به من نشون داد که رابطه م رو با همسرم تموم کنم ولی من همش می گفتم من باید تکاملم رو طی کنم تا اینکه امشب نشونه ی قطعی که از خدا خواستم بهم نشون داده شد. استاد به خداوندی خدا اگه با قلب پاک از خدا بخوایم وسوال درست کنیم دقیقا بهمون جواب می ده متل صحبت خودتون که در جواب به شکیلا گفتید جهان سریع جواب فرکانس ها رو همون لحظه میده. مثل وقتی جلوی آینه هستیم دوستمون رد می بریم بالا وهمون موقع تصویر هم همین رو نشون میده چند ساعت پیش یه کم ناامیدی اومد سراغم یعنی به لحظه گفتم خدایا جوابمو بده آخه من این همه متعهدانه باور می نویسم و روی خودم کار می کنم پس چرا در تصمیمم هنوز تردید دارم وخداوند سریع جوابمو داد. فقط اشک ریختم واشک ریختم. استاد من تو سن 17سالگی با دنیایی از باورهای محدودکننده ی مذهبی ازدواج کردم و الان بعد از گذشت 23 سال زندگی مشترک می خوام به یه زندگی ای که به من خواسته هامو نشون داد ومن رو رشد داد خاتمه بدم. استاد عزیزم تو خدای واقعی رو به من شناسو ندی. تو مریم جون به من باور فراوانی وعشق در روابط رو یاد دادید. عاشقانه دوستتون دارم ودستان پرمهرت ن رو عرق در بوسه می کنم. 😘😘😘😍😍😍😍
بنام تنها خالق هستی
سلام خدمت این سریال بهشتی که مریم جان با عشق فیلمبرداری میکند..
استاد عزیزم هر بار کار کردن روی سریال زندگی در بهشت.شخص من روندم در کارم بهتر میشه! یجوری تسلیم میشم که فقط عمل کنم.
من از تمام وجودم سپاسگزار ثانیه ها و لحظه های ناب این سریال هستم.خیلی دوستتون دارم.بی نهایت.
از نکات خوبی که یاد گرفتم از این سریال.
عملگرایی..
دقیقا همینه.وقتی که توکل به الله شروع میکنیم به حل اون مسائل دقیقا اون جاهایی که سردرگم هستیم.اون نقطعه عطف خودشو پیدا میکنه! و همین باعث میشه ظرف وجودیمون بزرگتر بشه.
من دقیقا این مورد تو بیشتر کارام بهش بر میخورم.
حتی براونی.یه حیوان هست.قبلی که شروع به خوردن کنه.همه جوانب یافتن غذا رو سنجید و قدم برداشت..چون زمستان هست علفهایی که الان به مزاجش بیاد شاد مثل فصل بهار یکم کمتر پیدا بشه..ولی این حیوان خودش قبل از اقدام تمام فکراشو میکنه اینم از قوه درونیش..بعد قدم بر میداره.و خداوند بکمکش میاد.
همین گنی ها و خروسا..که پرواز کنان بسمت غذاشون هستن..
امروز اتفاقا برای من روز رحمتی بود.از کتاب رویایی که رویا نیستن فصل سوم.خیلی مناسبتش به این سریال و دیگر قسمتها پیوند داشت.برام!….
میدونی چرا همون تسلیم شدنمون.همین آمیختن ذهن و روحمون..باورهای قدرتمند کننده..چقدر خوبه ما با کمک این سریال زندگی در بهشتمون بیشتر متوجه این آگاهیها میشیم..
هر چی جلوتر میرم.بسته به مدارم بیشتر متوجه درونی این اموزه ها میشم.
چقدر استاد دقیقا عملکرد شما دقیق و طبق برنامه ریزیه. هر روز یه برنامه جدید واسه بهبود زندگیتون قدم بر میداریم.
دقیقا منم دارم طی همین برنامه پیش میرم.اینم طبق الهاماتی که میشه.
استاد امروز یه پروژه کاری به تورم خورد.یکی از دوستانم بهم پیشنهاد داد.طبق آموزه های شما.و درک کردن وجود خدادند در هر لحظه از زندگیم.دقیقا مثل این لاستیکی که شما میخاستین بزارین اقدام کردیم بعد الهامات خداوند رسید.
منم یه نشانه گذاشتم گفتم خدایا من اینکار رو انجام بدم.و دلیلشم میخام.
من اولش بهش گفتم فکرمو میکنم بهت خبر میدم.چون دقیقا تو همین پروسه یسری تجربه قبل داشتم.و چک و لگدشو خورده بودم!
و نشانه بهم گفت انجام ندم!…
و یسری توجیهاتی به ذهنم اومد.
من کار دوخت دوز سرویس خواب (بصورت سنتی و مدرن)و الان کارای جدید انجام میدم.و این خط ادامه داره..
متوجه شدم.اصول کار تو این خط وجود نداره!
چون طبق توضیحات شما.و کارایی که قبلا شراکتی انجام داده بودم.اصلا دیگه برام خوشایند نیست.
همین فهمیدن قانون و عمل کردن به اون باعث شد من کنترل ذهن کنم.با کمال ارامش بتونم براحتی (نه)بهش بگم.
بقول شما این آنوزشا شاید روز اول شروع قانون به پول بزرگی نرسید..ولی از خیلی از خطرات و یا خیلی چیزای دیگه محفوظ میمونید..
استاد عزیزم من بخاطر همین پاشنه.ی آشیل به مدت چند سال چک و لگداشو خوردم.
و فهمیدم اینکار اصول و قواعد درستی نداره! طبق استانداردهای من.و ایشون!
و از خداوند خواستم بهم گفت انجامش نده.و بازم هدایتم کرد که از تمامی جنبه ها بشینم بررسی کنم…..و جوابشو گرفتم.ممنونم از خداوندگارم.که هر لحظه باهامه
و دقیقا الهامات با قدم برداشتن بصورت تکاملی پیش میاد.مثل شما قدم به قدم این سازه هدایت شدین به سازه بزرگتر
بسیار بهتون تبریک میگم تحسینتون میکنم که این فضای بهشتی که ما رو بیشتر به درنمون روشنتر میکنه.تا با عمق بیشتری افکارمونو بزرگتر کنیم..
خوشبختی یه انسان همینه.که ذهن و رحمون با هم هماهنگ بشه..
این جمله زیبای دوست عزیزم که کامنت منتخبی این سریال بود واقعا زیبا بود.
خدا برای تو شود همانی
که همان را خداوند میدانی
بسیار سپاسگزارشما استاد عزیزم هستم.
یچیزیم بگم کنترل ذهن بسیار کار دشواریه(بخاطر پاشنه های اشیلمون.و ترمزامون)
همینکه باهاش مقابله مکنیم لذتشم بی نهایته
این موضوع اشرف مخلوقات بودن خداوند هر روز داره برام بولد میشه.که چقدر ماها هر روز میتونم پیشرفتای جدیدی کنیم..فقط با همین تکنیک قوانین الهی.
بازم سپاسگزارتونم.به امید یه شب رحمت الهی که به امید خودش ادامه داره .و وارد یه روز رحمت دیگه الله بشیم!
این روزها و شبها برام شده یه پازل..که هر چی پیش میرم نقش و نگارش زیباتر میشه.مثل یه دار قالی برام میمونه که هر چی بافته میشه.اون نقشه ها زیباتر میشن!
به نام خدای مهربانم …
سلااااااام
سلاااام پر انرژی و پر از عشق به خانواده خوبم من ،خداروشکر برای کانون گرم این خانواده ،سلام به استادِجان و مریم جانم ،،،،مریم جون امروز توی خونه ما ذکر و خیر شما بود،مامان میگه مهساااا چقدر منظم شدی این ارگنایز ارگنایزو از کی یادگرفتی ،منم گفتم مامان یه فرشته ماه هست ،یه کدبانوی گل هست ،یه زن قوی هست که اسمش مریم ،گفتم مامان نمیدوووونی از همه نظر گله گللللل ،همه خونش تمیزه ،منظمه ، موفقهههه ،منم این نظم و تربیت الانمو از اون دارم یادمیگیرم ،مریم جان شما الگو یک زن به تمام عیاری برای من ،،،، همچنین تحسینت میکنم عزیزم برای این رابطه عاشقانه ای که با استاد داری ،چقدر خوبهههه این همراهی توو کنار استاد و باهم بودنتون این پرودایسو زیبا و زیبا تر کرده ،خدایاشکرت برای مریم نازمون،،،،
و امااا برسم به فایل ،خدای مننننننن استاد انقدر با این فایل خندیدم ،انقدر با حرفای شیرینتون و خنده های ناز مریم جان خندیدم که نگووووو ،اصلا منم اونجاام انگار کنارتونم و همش گفتم عزیززرزززم استادو ببین چقدر ماه و قشنگ و بامزه صحبت میکنه ،استاد عزیزمون توووو همه چیییی فوق العادس ،استاد از بس انرژیت عالی عزیزم که اون پرنده ها و مرغا نمیتونن سمت شما نیان ،اونجاااا پر از انرژی و حال خوبه ،بهشون حق بدین با اون مغز مرغیشون بخوان کنارتون باشن ،،،:)
استاد عزیزم بهت افتخار میکنم ،تو کاری اگرم سررشته نداری ،ولی میری تو دلش ،میگید من بلد نیستم اماااا اولین قدمو برمیدارم خداست که هدایتم میکنه ،و همیشه ام موفق ترین بودین .
خدایاشکرت برای این ابزار هاااا و اینجاست که به ارزش ابزار پی میبریم ،بخصوص اون گیره هااا بخدا که کار پنج تا کارگر رو انجام میدن ،شاید کوچیک باشن و نگاهشون کن چقدررررر کارایی دارند ،خدایاشکرت روز به روز کارهااا آسان تر انجام میشه و همیشه استادمون چقدر خوبه که در مدار آسانی هاست .
خدایاشکرت میخوام صمیمانه سپاسگزاری کنم از اینکه مثل بقیه مردم زندگی نمیکنم در این لحظه خیلی از مردم دارن به ناخواسته ها و نازیبایی ها توجه میکنن در حالی که من در این سایت و در این خانواده حضور دارم و دارم زیبایی هارو تحسین میکنم و مننننننننن خوشبخت ترینم چون در مسیر دریااا حرکت نمیکنم مثل بقیه و من دارم مخالف جریان دریا میرم ،شاید اولش سخت باشههه امااا وقتی رو روال میوفتم…
میرسم به ساحل امن ،حال خوب ….
میرسم به عشق ….
میرسم به هماهنگ کردن روح و ذهنم ….
خدایاشکرت خدایاشکرت خدایاشکرت
بنام نامی الله.
خدایاشکرتتتتت برای آگاهی
خدایاشکرتتتتت برای شرایطی که فراهم شده تا این ودیو قشنگو و پر از آگاهی رو ببینم .
سلام به پرودایس زیبامون ،
خدایاشکرت برای این هوای تازه و این دریاچه همیشه قشنگ.
خدای من گنی هارو چقدرربزرگ شدن ،یا روزایی افتادم که تازه سر از تخم درآورده بودن ،جوجه هایی بودن و الان برا خودشون خانم و آقاهایی شدن.
یاد اون فایلی افتادم که صدای جیک جیکشون از دستگاه جوجه کشی میومد و مریم جون با هزارتاااا ذوق اونارو تو دستاش میگرفتو ،بهشون آب و دونه داد ،براشون مادری کردو الان چقدر بزرگ شدن،خدایاشکرتتتت ،این روند یه شبه نبوده بزرگ شدن ایناام کلی با تکامل بوده.
تحسینت میکنم استاد عزیزم که برای کوچیک ترین چیزا شکر گزاری میکنی،شکر میکنی که بزرگ شدن مرغو و خروسارو مببینی ،خدای من خروس هامون چقدر قشنگ میخونن و چه فضای عاااالی پرودایس با صدای این پرنده هااااا:)
استاد تحسینتون میکنم که همیشه در حال انجام یه کار جدید هستین،و اینااا همش درسهههه،درس،اینکه عمل کنیم قدم اولی رو برداریم نگران قدم های بعدی نباشیم،باقیشو خدا الهام میکنه:)
روند بهبودم تکاملی هست،اینکه ایده هارو تست کنیم و پیش بریم ،
و بالاخره بین اون ایده هااا،یه درست و از سمت پروردگار میاد .
خدایاشکرت.
عاشقتمممم استاد که همیشه از مریم جون تعریف میکنی و تحسین میکنی،چقدر عاااالی که همیشه همراه همین،عاشق همین،و دقیقا یه رابطه سراسر عشق بدون وابستگی دارین.
چقدر قشنگه خنده هاتون ،تو دل این بهشتتتتت زیبااااا ،اتقدر فرکانستون عالی که همه مرغو جوجه هاااا و گنی هاا دوست دارن کنار شماااا باشن :)
خدای مهربونم هر لحظه مارو هدایت کن.
خدایاشکرتتتتتتتتت.
در پناه خدا باشید.
به نام خدای مهربان سلام به استاد عزیز و خانم شایسته نازنین و دوستان گرامی خداروشکر بابت دیدن این قسمت زیبا تحسین میکنم این همه تلاش و لذت بردن از کاراتون رو واقعا بی نظیره خدایاشکرت تحسین میکنم ثروت استاد رو که خیلی راحت ایده هاشون رو اجرایی میکنه خدایاشکرت تحسین میکنم رابطه عالیتون و این همکاری کردنتون و این ذوق و شوق تون رد واقعا تحسین برانگیزه چقد عالی شد واقعا وای خدا چقد این مرغ وجوجه ها باحالن همش پیش استاد میان و عصبانی شدن استاد هم باحاله وای چقد خندیدم خدایاشکرت تحسین میکنم این آزادی مالی و زمانی و مکانی استاد رو واقعا که لذت میبرم از این همه حس و حال خوب واین همه نعمت وثروت وفراوانی چقد این پردایس زیبا بود زیبا تر شد واقعا خدا یا شکرت عالی بود سپاسگزارم از شما دو عزیز در پناه الله یکتا شاد ثروتمند وسعادتمند در دنیا وآخرت باشید دوستتون دارم