این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.
https://tasvirkhani.com/fa/wp-content/uploads/2020/05/abasmanesh-10.jpg8001020گروه تحقیقاتی عباسمنش/fa/wp-content/uploads/2015/12/logo-with-title-340x85.pngگروه تحقیقاتی عباسمنش2020-05-08 08:21:142024-12-28 08:43:24سریال زندگی در بهشت | قسمت 16
322نظر
توجه
اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
بعد گفتم خب؛چیکار کنم که توجه ام رو از روی این فکر بردارم؟
گفتم یکی از راه هاش برای من دیدن زندگیدر بهشته.
اومدم و فایل شماره 16 رو پلی کردم.
اولا که حساااابی عشق میکردم با اون صدای راه رفتن؛دیدین یه صدا خاصی میده؛بم تر ازخش خش برگ خالیه.
اصن یه صدای خوبی؛انگار تو عمق طبیعتی.
بعد هی نکاه میکردم به برگا
به سبزی
به شاخه ها
به اون برگ های شاخه های ظریف رو زمین که شاید یه چهارتا برگ داشتن و تضاد زیبای سبزی این برگ ها روی زمین قهوه ای…
و اون جایی که استاد ایستاده بودن و مریم بانو گفتن اینجا همون جایی هست که استاد تو فایل قبل ایستاده بودن و دور تا دورشون درخت بود،ببینید الان چقدر خوب شده…و استاد تو اون فضا ایستاده بودن و داشتن به درختا ی وسط نگاه میکردن.و من یه حس خاصی بهم دست داد…یه تصویر فراتر دیدم…تو ذهنم این بود که وقتی کارکنی رو خودت؛کار کنی و عقب نکشی،با تمرکز 99/99 درصدی غرق کار بشی،بری وسط اون جنگل و با اره ات شروع کنی به کار،شاید وقتی وسط اون بَلبَشویی نبینی چقدر تمیز شده دورت،نبینی چقدر کارات تاثیر داشته؛ولی یه روزی،یه جایی،مطمئن باش،مططططمئن باش که میرسی به جایی که یه لحظه بایستی،مثل خانم شایسته،از کادرت بزنی بیرون و نگاه کنی چچچچه کردی…یه روزی،یه جایی،انگار جهان بهت میگه یه لحظه صبر کن بزار ببینی تا الان چه شاهگاری ساختی…و یه نوشته ای از نوشته های قبلنت،یه عکس،یه مکان یا هرچی،برت گردونه به گذشته و تو یه نگاهی به قبلنای خودت بندازی و بفهمی که واااااو!قبلا من اونجوری فکر میکردم!قبلا زندگیم اونحوری بود!ببین الان کجام!الان کجاااااام!و اون لحظه میفهمی چقققدر تغییر کردی…یه نظر فلش بک فقط برای اینکه بدونی از کجا به کجا رسیدی…
از ضعف به قدرت
از غم به شادی
از بی پولی و خریدهای عادی تا ثروت و خریدهای راحت و بدون نگاه به قیمت،بدون چونه زدن
از یه آدم ضعیف و بی عزت نفس به یه آدم قوی و قدرتمند
از یه آدم با روابط بد وشکننده به یه آدم با روابط رویایی
از یه آدمی که بلد نبود با خدا حرف بزنه تا یه ادم که رفیق فابش خداست
سلام سلام، من بعد از مدت ها میخوام اینجا واسه ی خودم کامنت بذارم..چون احساس میکنم یکی از ترمز هام همینه..که فکر میکنم قراره یه مقاله اینجا اماده کنم که کلی ادم قراره بخونن..پس باید عالی نوشته بشه و چون یا وقت اینکار یا حوصلش رو ندارم..اغلب از زیر نوشتنش در میرم…اما امروز با خودم گفتم اوکی..بیا واسه خودمون بنویسیم..و فقط زیبایی هارو تحسین کنیم و درسهایی که گرفتیم رو مرور کنیم
چرا که خداوند به نوشتن..سوگند خورده است.
و یکی دیگ از علت هایی ک خواستم بنویسم هم اینه که احساس میکنم با اینکار..بیشتر با خودم درصلح میرم..و اعتماد به نفس بیشتری هم میگیرم..
بریم شروع کنیم:
من عاشق اون صدای راه رفتن روی اون برگ ها و اون چوبای نازکی هستم که سرتاسر پرادایس رو دربر گرفته..اصن صدای زندگی میده
اونجایی که خانم شایسته گفتن این عصای موسی خیلی مستحکمه…بعدش اضافه کردن که..منعطفه
و داشتم به این فکر میکردم که…شخصیت ماها..هرچقدر منعطف تر باشه…یا ما هرچقدر منعطف تر باشیم..قوی تریم..
قوی بودن ب این معنا نیست ک سرسخت و خشک باشیم نسبت به همه چیز..چرا که جهان منتظره ما خشک و ثابت یجایی( مثل اون درختای هرز) بیوفتیم..تا اماده امون کنن برای سوختن..و زجر کشیدن…یا حتی شکستن…چرا که شکستن چوب های خشک و بظاهر قوی..راحت تر از چوب های نرم و منعطف هستش..
و این منعطف بودنه به چه معناست؟ ب معنای این که پذیرای هر مسئله ای باشیم.که در زندگیمون پیش میاد
استاد توی یکی از فایل هاشون گفتن…وقتی شما قادر باشین هرمسئله ای رو که تو زندگیتون بهش برخوردید رو حل کنین..ینی شما بسیار قدرتمند شدید..و هرجایی از دنیا..میتونید مسئله حل کنید و ارزش بسازید..و وقتی یاد میگیرین و تجربه کسب میکنین…دیگه هیچ چیزی نمیتونه شمارو زمین بزنه و یا برگردونه به جای اول
استاد چقدر شگفت زده میشم وقتی میبینم شما حین کار..وقتی که خسته شدین یا نفس نفس میزنین و عرق کردین…اعصابتون خورد نمیشه..اخلاقتون بدنمیشه و تندخو نمیشین…
بازم مهربونین و حتی لحنتون هم..تغییری نمیکنه…و هردو در کنار هم..با ارامش..و انرژی مثبت..کارهاتون رو انجام میدید..
من واقعا درس گرفتم از این ک گفتین بعدا ثمره ی این پاک کردن جنگل رو خواهید دید…این ایمان حین کار…که بدونیم بجز باز کردن راه( که در حین کار هم معلوم میشه) بازم نتایج دیگه ای ..از این کار..پیدا میشود.
با اینکه من خیلی وقته عضو سایت هستم، اما هیچ وقت به کیفیت یکی دو ماه اخیر و با جدیت الان تو سایت فعالیت نداشتم، و احساس میکنم تازه به اون درجه و سطحی رسیدم که بتونم استفاده و درک کامل و درستی از مطالب بینظیر سایت داشته باشم.
برای خودمم خیلی جالب شده که یکی از بهترین تفریحاتم گشت و گذار تو سایت و هدایت شدن به فایلهای عالی شماست، فایلهایی که انگار دقیقاً داره با من حرف میزنه و جواب سوالی که تو ذهنم هست رو میده. من تا قبل از این مدت اعتیاد زیادی به اینستاگردی داشتم و خیلی وقتم رو هدر میدادم اما الان تو این 2ماه من خوشحالترینم…
من هر روز به قسمت ((مرا به سوی نشانهام هدایت کن)) میرم و از خدا با تمام وجودم میخوام که با من حرف بزنه و هر روز یک نکتهای رو بهم گوش زد کنه، و جالب اینجاست که واقعا از طریق شما حرفهایی رو بهم میگه که خیلی برای من جذاب و دوست داشتنیه.
اما به تازگی جز این مورد گاهی اوقات انگار بهم الهام میشه که حالا برو فلان صفحه و فایل شماره فلان اون صفحه رو ببین و جالبه که بدونید این مسیر هم دست کمی از اون بخش هدایت روزانه برای من نداره.
امروز هم به صورت کاملا هدایتی من به قسمت 16 زندگی در بهشت رسیدم و نگم براتون از دریچهای که این فایل برای من باز کرد…
این فایل در مورد پاکسازی بخشی از مسیر جنگلی و خلق فلکه مریم :) بود.
و اما آگاهی که من از این فایل دریافت کردم این بود که:
دقیقاً باورهای منفی که تو ذهن ما شکل میگیره مثل پیچکها و علفهای هرزی هست که شما هرس کردید، اگر قبل از قوی شدن ریشهها شروع به از بین بردنشون کنیم، کار خیلی راحت و با تلاش کمتری هست، اما وقتی ریشهها گسترده بشه و شاخ و برگها بیشتر بشه به همون اندازه نیاز به انرژی زیادی برای از بین بردنش داریم.
و وقتی که به خودم و باورهام نگاه کردم دیدم که در وجودم از این علفهای هرزی که تا مغز استخوانم پیش رفته کم ندارم، و چقدر درک این موضوع برای من زیبا و دوست داشتنی بود.
این فایل به من یادآوری کرد که هیچ وقت نباید دست از پاکسازی افکارم بردارم، به قول شما همون طور که بدنم نیاز به آب، غذا و اکسیژن همیشگی داره، ذهنم و باورهای درونی من هم نیاز همیشگی به رسیدگی و پاکسازی داره.
و زمانی که ذهن رو از تمام اون پیچکهای منفی و هرز و انرژیخوار پاک کنیم ، اون وقته که به قول خانم شایسته عزیز زیبایی درختان سرسبز و آبی آسمان وجودمون رو خواهیم دید…
از خداوند و شما برای دریافت این آگاهی بینهایت سپاسگزارم.
خدایاشکرت به این پرادایس زیباوباشکوه وروزیه من هدایتت به سمت این مکان بهشتی وبادیدنش چقدرذوق می کنم وشاکروسپاسگزارم .
باشروع پاکسازی این مکان بهشتی من هم سعی کردم پاکسازی عمیقی درذهن ،افکاروباورهایم شروع کنم وچقدرتلاش لازم بود واین تلاش کنارشماارزشش راداشت ومن هرروزباراهکارهای شمایک قدم ،یک قدم به جلوآمدم وخداوندهم به زیبایی هدایتم می کردودلگرم به تغییرورشدوپیشرفت درتمام زمینه ها.
امروزخداروشکرمی کنم درذهنم فلکه ای زیباساخته ام مثل فلکه مریم دراین پرادایس باعظمت ولبریزازباورهای مثبت وتمرکزبرتمام زیبایی هاوداشته هایم که نتیجه اش جاری شدن آرامش بود ،خدایاشکرت.
استادومریم عزیزم خیلی عزیزهستید،ازنگاه کردن به شمااشک درچشمانم جاری می شودوشوق وصف ناپذیری تمام وجودم رامی گیرد، نمی دانیدبامن وزندگیم چه کرده ایدشماازمن مریمی ساختیدکه وقتی روبروی قبله می ایستم ونام خدابرزبانم جاری می شودصورتم غرق دراشک می شودوفقط خداروشکرمی کنم واین شکرگزاری وردهرلحظه زبانم شده است،خدایاشکرت.
این روزهابه سمت هدف هایمان باعزیزدلم درحرکت وبرای خودمان حسابی مشغول وباعشق به سمت رشدوپیشرفت های عالی ومثمرثمر درحرکت هستیم وخداوندهم مثل همیشه کنارمان .
خدارو شکر بخاطر این همه زیبایی که پشت این پیچکهای هرز قایم شده بودن….خداروشکر بخاطر اون ابزار…و اینکه کمک کرد تا این پیچکها رو ازبین ببریم و ویو فوق العاده پرودایس زیبا و زیباتر بشه…توی این تمیز کردنا و ازبین بردن این پیچکها و بوته های هرز خیلی درس میتونیم پیدا کنیم…این داستان مصداق تمام آموزشهای شما میتونه باشه…میتونیم باورهایی که حاصل شنیده ها،دیده ها،و تجربیات گذشتگانمون هست و یه عمر بصورت ناخودآگاه به دنبال خودمون یدک میکشیدم و اگر این آموزشها نبود هیچوقت کوچکترین شکی به نادرست بودن اونا نمی کردیم رو تشبیه کنیم به این پیچکهای هرز…باید از بین برن تا زیبایی هایی که پشت اینهاست دیده بشه….زیبایی که با تلاش بدست میاد باید کار کنیم تلاش کنیم که باورهای درست رو جایگزین کنیم…باور هایی که بطور آگاهانه خودمون میسازیم …فقط خودمون مسولیت کارهامونو به عهده میگیریم خودمون خالق شرایط و اتفاقات اطرافمون هستیم…مثل اینکه استاد و مریم جووون خودشونو مسئول رسیدگی به پرودایس و زیباتر کردن مناظر این مزرعه بکر کردن…میتونستن چند تا نیرو استخدام کنن که این کارا رو واسشون انجام بدن اما اونا خودشونو متعهد کردن به انجام این کار…و داریم میبینیم روز به روز به زیبایی این منطقه زیبا افزوده تر میشه اینا همه درس هستن واسه ما….درس اهرم رنج و لذت…درس اینهمه فراوانی و آرامش…ویو هایی رو که مریم جووون توی فیلم نشون میده همه مثل تابلوهای زیبای نقاشیه که من از بچگی خیلی زیاد نگاه میکردم…مناظر طبیعت…خداروشکر…خداروشکر….وقتی کارا تموم میشه به دنبالش یه آرامش و اعتماد بنفسی میاد که خدایا شکرت که این قدم هم برداشتیم..و یه احساس قدرت برای برداشتن قدم های بعدی…ایشالا همیشه قدرتمند،ثروتمند وسعادتمند باشین در دنیا و آخرت…..عاشقتووووونم
دیدن این سریال لذت دارد و از آنجا که ما هر لحظه در حال ارسال فرکانس های به جهان هستی هستیم و جهان هستی اتفاقات شرایط را هم سنگ هم هماهنگ با آن فرکانس ها را برای ما به وجود میاورد پس به به چی فرکانس های میفرستیم با دیدن این سریال
من یکی از دیدن این سریال خیلی لذت میبرم حال میکنم خدایا شکرت
خدایا شکرت
هر وقت سریال میبینم میگم کاش خلاص نشود ولی هر قسمت زیاد کوتاه هست
سلام خدای بزرگم سلام همدم روزوشبم،سپاسگزارم که به من یه روز دیگه هدیه دادی و بهم فرصت صلات دادی تا دراین وقت از عمرم به زیباییهای این قسمت ازسریال باعشق توجه کنم و از نکات مثبتش و درسهاش تو زندگیم استفاده ی مفید رو ببرم
سلام بر دویاره عزیز و همیشه پایه توبهبود وپاکسازی این فضای بهشتیِ روحانی
مریم جان چه کسی ازشمابهتر میتونست ایمان استادعزیز رو که در عمل هروز داره اجرامیکنه به میلیونها میلیون نفر به نمایش بگذاره،و بازبان تصاویر به همه بگید آقاجان اگه استادعباسمنش الان داره تو بهترین جای دنیا لذتشو میبره،بخاطر ایمان در عملش هست،نه اینکه یه گوشه کناربشینه و منتظر معجزه ی خدا باشه
اون داره درهرلحظه به صدای درونش گوش میده و طبق ایمانش چشم میگوید و حرکت میکند
این اهرم رنج و لذتی که درکارهاتون برای خودتون درست میکنید و نتیجه ی نهایی رو هربار تو ذهنتون تجسم میکنید،باعث شده سختیِ کار مثل قند،شیرین و لذتبخش بشه،،اما انرژیِ شیرینیِ قند به بدن کجا و انرژی رنجی که شما تبدیل به لذت میکنید کجا…
اونقدر باانرژی الهی پیش میرید که اگه باعقل و منطقِ ذهن بخواییم پیچکها و درختچه های هرز این جنگل رو قضاوت کنیم عمرا کسی پا پیش بذاره و شاید کسی که نخواد حرکت کنه فقط هکتار زمین رو تو ذهنش تجسم میکنه و ترس اون رو احاطه میکنه و نمیذاره حرکت کنه
اما شما خیلی عالی میتونید منطق های بیجای ذهن رو مهار کنید و میدونید اگر پای در راه بذارید بقیه ی راه رو خدا بهتون میگه به چه شکل پیش ببرید و با چه اهرمی رنج سختیِ کار رو تبدیل به لذت و انرژی کنید
چقدرباید هرلحظه شماروتحسین کنم که نه تنها اینجا رو پاکسازی میکنید بلکه درهرلحظه قانون رو بخودتون یاداوری میکنید،و اونقدر ایمان درعملتون رو بااین کارهای پاکسازی رشد میدید، که دیگه هرررکاری براتون شدنی و ممکن میشه
واقعاشگفت انگیزه که تااین حد تونستید خودتون رو به چالش بکشید و اینهمه درختچه قطع کنید،چه زیبایی ازاین درختان کاج بلندقامت هویداشد خداروصدهزارمرتبه شکر
اون پیچکی که دور تا دور تنه ی درخت ضخیم شده بود،چقدر میشه به باورهای خودمون ربطش بدیم،که وقتی جلوی یک باور یا یک خرافاتی رو از گذشتگان نگیریم مثل همین پیچک جای پاش قرصومحکم میشه و به نسلهای دیگمون هم این خرافات منتقل میشه
مثلا همین باور چشم زخم بدجوری توی ایران،داره هرباربیشتر جای پاشو قرص میکنه بین جامعه،مردم همیشه درحال نالیدن هستند،ولی وقتی ازش میپرسی زندگیت به اون بدی هم نیست،برای چی جلوی کسی اینقدر شکوه وشکایت میکنی،درجواب میگن هرچی تو چشم نیایم بهتره،اگه کسی بفهمه ما چقدر پولومال داریم توچشم میایم،اون وقت تا بچشون میخوره زمین به چشم زخم ربطش میدن و هرباربیشتر باورمیکنن که چشم زخم تأثیرداره،ومثل این پیچک به نسلهای بعدیشون هم این باوررو منتقل میکنن
اون چاله ای که نشون دادید چقدرجالب بود،حتما یک حیوون عجیب غریبی هم توش داره برای خودش فرمانروایی میکنه و تواین جنگل به این بزرگی وبدون دشمنِ خاصی داره عشقوحال میکنه
چقدر این تریل حال میده برای پیاده روی وموتورسواری،باتمام وجودم این فضای به این بزرگی رو تحسین میکنم و قراره چه لذتی باهمدیگه ببریم وموتورسواری کنیم
باهمین شانزده قسمتی که به صورت جدی دارم دنبال میکنم،انگار دیگه این جنگل واین زندگی مال منم هست،و دقیقا هرکاری میکنید من کیف میکنم انگار خودم دارم اونجا کارمیکنم،قشنگ اون خستگیی که تودستام ایجادمیشه ولی بااهرم لذت خستگیش رفع میشه رو احساس میکنم
اون نوشیدنیِ کوکاکولایی که بعدازهرس کردن استادمیخوره،منم میخورم و خستگی ازتنم درمیره،وقتی یه چنددقیقه ای روی چمنها میشینید واستراحت میکنید منم خودمو تجسم میکنم و بووی نم چمنها به مشامم میرسه
اون عصای موسایی که باهاش راه میرید رو همتودستام میگیرم و از پاکسازی و تریلی که اینجاایجادکردید لذت میبرم و توخیالاتم باشما راه میرم،اصلا حسش فوق العاده و بی نطیره که یک فضای آزادِ جنگلی داشته باشی ودرآزادی مالی وزمانی هم باشی و تو این تریلِ همیشه سرسبز پیاده روی کنی و سپاسگزارهرلحظت باشی
استادجان مطمئنم میرسه اون روزی که حتما زیباییهای این پرادایس رو ازنزدیک میبینم،چون یه مدتیه انگار خدا به دل دخترم هم انداخته و صبح ها که ازخواب پامیشه میگه مامان کی میریم امریکا استادت رو ازنزدیک میبینیم،ومیگه خونه هامون رو که نزدیکِ استاد خریدیم بهش بگو مواظبشون باش تا ما به زودیه زود بیایم
هروزاین حرف رو تکرارمیکنه و تازه حروف الفبارو یادگرفته و یک دفترشکرگزاری گذاشته و بابت اینکه قراره بیایم امریکا هروز خدارو شکرمیکنه،اصلاانگار خداداره کم کم هممون رو تواین مسیر هماهنگ میکنه که زودتر اتفاقات رخ بده خداروصدهزاران مرتبه شکر
مریم جان تحسینتون میکنم که توجهتون اونقدر به زیباییهاست،که به صدفهای روی زمین هم توجه میکنید و کنجکاوانه درمورد اون صحبت میکنید که چه فسیلی روی اون ایجادشده
استادجان شمابسیارتحسین برانگیزید که تااین حداطلاعات راجب فلوریدا و امریکاکسب کردید اون هم اطلاعات مفید،نه اطلاعی که رنگ خدارو کمرنگ کنه
خیلی جالب بود برام که گفتید بلندترین تپه ی اینجا پونزده متره!واقعا چقدر اینجا هموار و مسطحه خداروصدهزارمرتبه شکر
یاد فایل جاده ی هموار یاسنگلاخی افتادم،که بعضی ها فکرمیکنن هرچی جاده ی زندگی سنگلاخی باشه درنهایت زیباتر توچشم میاد
اماهرچی هموارتر باشه زندگی معنایی نداره،ولی میبینیم که اتفاقا اگه همواری و مسطح بودن امریکا رو به قانون زندگی ربط بدیم و مدنظربگیریم،تازه مسطح بودن این قسمت از کره ی زمین چقدر زیبایی و سرسبزی رو به چشم جهانیان اورده،وچقدر همه آرزوشونه همچین جای همواروسرسبزی زندگی کنن
پس بنابراین جاده ی زندگی هم هرچی مسطح تر و هموارترباشه،سوت میزنیم ولیزمیخوریم ومیرسیم به نعمتهاوثروتهای خداوند
واقعاهر قشر وگروهی چه سلایق و علایقهایی دارند که دندون کوسه جمع آوری میکنن!مثل ایرانیا که علاقه دارن دم گرگ و روباه جمع کنن و این رو نماد شجاعت و برکت توی خونه میدونن!
اون تپه های فایر اَنتی که نشوم دادید واقعا شگفت آوربود که تواین تپه ی به این کوچیکی میلیونها مورچه ی آتشین جمع شده،بی صبرانه منتظریم اطلاعات بیشتریو راجبش برامون بگید
چه فلکه ی نابی شد،مخصوصا که اسمشو گذاشتید فلکه ی مریم دیگه واقعا حرف نداره
اون بهبود دوباره ای که بعداز اینکه استادقبلا اینجارو پاکسازی کرده بود،واقعا دیگه نور علی نورش کرد خداروهزارمرتبه شکر
الله اکبر وقتی ازتوجنگل بیرون اومدید و اون رنگ آبی دریاچه و کلبه ی چوبیِ روی آب هویداشد چقدر چشم نواز و زیباهست،خدااای من انگار چشمام یلحظه به روی بهشت بازشد
چقدراینجازیباست،چقدر شگفت انگیزه،چقدر قدم به قدم این مزرعه ی بهشتی جای شکرگزاری داره،اصلا فقط سرسبزیو آرامش اینجا حکم فرما شده،حسش یه حس فوق العاده بی نظیر وروحانیه،خدایاشکرت که حسوحالم عالی شد
خدایاشکرت که بعداز پاکسازی یه قسمت دیگه ازین بهشت،چشمام مهمانِ یک کلبه وودریاچه ی زلال وپاک شد الله اکبر خداروصدهزارمرتبه شکر بخاطراین حسوحال خوبم
خدایاشکرت که امروز هم یک بهبوددوباره به این جنگل داده شد و یک نفسِ چاقی به درختان کاجِ بلندقامت داده شد
داستان بهبودشخصیتم درراستای توجه به نکات مثبت و الگوگرفتن از دویاره عزیزوتوحیدی ادامه دارد…
خدایا شکرت که من رو به این مسیر هدایت کردی و چشمانم اییینهمه زیبایی و فراوانی رو داره میبینه
استاد یه تصویر جالب اومد به ذهنم
من دیروز به خودم تعهد دادم که 40روز تمرکزی فقط به چیزهای مثبت توجه کنم و روزی حداقل 5 ساعت رو باورهام کار کنم و حالا یکسری تمرینات دیگه که همش مربوط به باورسازیه و از دوره های مختلفه، و ایده ی 40 روزم از ایه ی قران که موسی وعده 30 روزه با خدا میزاره و بعد 10 روزم بهش اضافه میشه.
صبح که از خواب بیدار شدم سریع رفتم دوش گرفتم که سرحال بشم
همش این نجوا میومد که خب که چی مثلا؟ 40 روز اینکارو کردی بعدش چی میشه؟ این شد اب و نون؟ پاشو برو فلان کارو بکن ، فلان کارو بکن
ولی چون از 12 قدم یاد گرفتم عملی که بعد از باورسازی انجام بشه درسته سعی کردم نجوارو کنترل کنم و اینم تو پرانتز بگم که کار میکنم، تولید محتوا هم میکنم برای صفحم، اموزش در حیطه ی تخصصی هم میبینم، اما اولویتم باورسازی و تمرکز بر نکات مثبت و رسیدن به احساس خوبه.
بقول استاد وقتی کاری رو با فرکانس و احساس خوب انجام میدی (احساس خوب درونی و واقعی) خداوند قدم هارو برات اسون میکنه، دل ادم هارو برای تو نرم میکنه، مشتری های خوب رو به سمت تو هدایت میکنه
و من اینو به وضوح دارم میبینم
خلاصه که این نجواهه گوشه ذهنم بود ، که ازین 40 روز چه فایده
اومدم روزمو با دیدن این سریال بهشتی شروع کنم و صحنه ی جالبی تو ذهنم شکل گرفت
اینکه دیدم شما با اره دارین درختارو قط میکنین میکشین میبرین
با خودم گفتم مریم دقیقا همینه تو ، تو این 40 روز باورارو با اره میزنی قط میکنی و مثل شما که بقول مریم جان راه باز شد زندگی منم حسابی میفته رو غلتک
و بعدشم یه مسیر همیشگیه که باید همیشه ذهنمو تمیز کنم
مثل همین درختچه های هرز که هنوز ریششون تو زمینه و ممکنه که باز رشد کنن و باید حواست باشه ولی انرزی خیلی کمتری میخواد
مثل اول کار نیست که اره برداری و … با یه قیچی ساده اون یکمی که رشد کرده رو میکنی و اجازه نمیدی که رشد کنه
و بعد انگار یه راهی تو ذهنم باز شد
که اره مریم تو این 40 روز قراره اره رو برداری بزنی باورای محدود کننده رو قطع کنی و بعدشم باید کار کنی روی خودت ، هر روز هر روز ولی چون هم ذهنت پاکسازی شده ، هم نتایج اومده وایمانت قوی تر شده به تبع کارها راحت تر میشه.
و استاد نمیدونین از ای درک و تصویری که در ذهنم شکل گرفت چقدر خوشحالم.
عاشقتونم استاد عزیزم
ممنون از شما و مریم جان بابت تهیه کردن این مستند زیبا از زندگیتون که من هر روز دارم لذت میبرم.
استاد عاشقتونم که قیچیتون که شکست خم به ابرو نیوردین و گفتین با یه قیچی جدید میایم ادامه میدیم ، این بخاطر فراوونی تو زندگی شماست ، فراوونی ثروت که هرچقدر نیاز باشه خرج میکنید اصصلا مهم نیست که قیمتش چقدره ، واقعا ایوول استاد، مرسی که به اینجا رسیدین و به ما ثابت کردین که تو کشوری که کشور اعتبارهاست شما بدون هیچ اعتبار و وامی به این حد از استقلال رسیدی.
مریم جان عاشق اون لحظه شدم که دوربینو اوردی پایین و گفتی اینم ویو مورچش :))) البته من قسمت مورچه هارو رد کردم ، چون دوست نداشتم ببینم ، البته که اونا هم جزوی از زیبایی های طبیعت هستن، و وجود اونهمه تپه مورچه برای من نشون از فراوونی بود.
و استاد صحبتتون اخر فایل حجت رو بر من تموم کرد
و نجوارو کلا خاموش کرد ، از شدت هیجانش چندتا نفس عمیق کشیدم که بتونم به خودم مسلط باشم
وقتی اولین روز از 40 روز من انننقدر خوب اغاز شده چرا ادامه ندم؟
ادامه میدم،حتی بعد 40 روز ، چون این مسیریه که من حالم خوبه ، من انرژی و انگیزه دارم.
راستی یه چیز دیگه هم یادم اومد
پنجره اتاقموکه باز میکنم یه درخت کاج میبینم ولی تو شهر ما درخت های کاج درختای خوبی نیستن، چرا؟ چون چندییین سال پیش، حداقل 100 سال پیش چند نفرو دور میدون اصلی شهر به درخت کاج اعدام کردن و کلا انقد ما این داستانو شنیدیم که تو ذهنمون درخت کاج واقعا خوب نیست
و شاید باورتون نشه من فکر میکردم طرز فکر همممه ی ادما نسبت به درخت کاج همینه :/ و همیشه که درخت جلو پنجره رو میدیدم یه غری ام تو دلم میزدم که حالا یه درخت دیگه میکاشتن نمیشد؟
ولی تو این چند قسمت میبینم استاد و مریم جان چققدر برای دیدن همین درختان کاج سپاسگزاری میکنن، حتی استاد گفت بهترین درختی که همیشه سبزه پاییز زمستون بهار تابستون همممیشه سبزه
و مریم جان با دوربینش از ویو مورچه از درختان کاج میگیره
و اصلا تمام این مسیر برای دیده شدن همین درختان کاج داره پاکسازی میشه
و برای من درس بزرگی داشت
و این روزا وقتی پنجره اتاقمو باز میکنم از درخت کاج تو دلم عذرخواهی میکنم ( ایموجی خنده) و بعدشم بابت این درخت همیشه سبز جلو پنجره اتاقم از خدا سپاسگزاری میکنم
بچه ها فقط ببینید که یکسری باورها و افکار چجوری جا خوش کردن و باعث شدن ما زیبایی ها رو نبینیم ، افکار و باورهایی که هیچ پایه و اساس منطقی ای ندارن.
خدایا شکرت بابت درک این روزهام از جهانت
مراقب خودتون باشید من فردا تو قسمت 17 ام باز برمیگردم
حتی اگه عملکردمون استمرار نداشته باشه بازم حرف مفت زدیم. بازهم نتیجه ی قابل ملاحظه ای دریافت نمیکنیم. پس عمل و استمرار دو موضوع مهمیه که وقتی روی باورهامون کار میکنیم باید اتفاق بیفته باید رخ بده همون مثال قدیمی که میگه با حلوا حلوا گفتن دهن کسی شیرین نمیشه. این تلاش و مداومت هرروزه ی شما در این بهشت زیبا نشون از ایمان راسخیه که منجر به عمل میشه یادمه پارسال استاد با موتور اومدین توی همین جنگل و لابه لای این درختها اما اصلا نمیشد حتی یک متر هم به جلو رفت و ز بودن در این جنگل و قدم زدن و موتور سواری از بین درختا لذت برد اما حالا چی با تلاش با عمل کردن این امکان فوق العاده داره هربار میسر تر میشه. دقیقا همین نعمت و پارادایس در اختیارتون بود ولی به این دلیل که هیچ اقدامی درش انجام نداده بودید نمیتونستین از این نعمت بهره کافی رو ببرید و اگه بخوام با زندگی خودمون مقایسه کنم باید بگم که تک تک ما آدمها در همین شرایط کنونی که درش قرار داریم خدا میدونه که چقدر نعمت وجود داره که ما با عمل نکردن و استمرار نداشتن در عملکردمون اون پتانسیل نهفته در زندگیمون رو بیرون نکشیدیم و نمایانش نکردیم و این مثال ها من رو یاد این حرف استادمیندازه که از همون جایی که هستی با همون امکاناتی که در اختیار داری شروع کن و ادامه بده تا هدتیت بشی به مسیرهای بهتر آسانتر و پر نعمت تر. خیلی وقتا پیش اومده که همه ی ما منتظر موندیم و عمل نکردیم تا یه شرایط و موقعیت بهتر پیش بیاد و بعد اقدام کنیم و میبینیم که سالهاست به همین انتظار و امید نشستیم و هیچ اتفاقی رو هم خلق نکردیم پس پتانسیلی که در زندگیمون وجود داره و فقط به دلیل عمل نکردن ما اون پتانسیل به جریان نیفتاده رو هم آزاد نکردیم و همچنان داریم غر میزنیم که چرا شرایط تغییر نمیکنه. فرض کنید استاد امسال هم هیچ اقدامی توی جنگل انجام نداده بود و با مریم جون میومدن با موتور توی این جنگل و در همون قدم اول غر میزدن و میگفتن اه چرا نمیشه رفت وسط این جنگل چرا نمیشه لذت این جنگل برد اه چقدر تارعنکبوت اینجا هست و منصرف میشدن و کلا تین جنگل همونقدر در هم و برهم میموند و این پتانسیلی که داره برای لذت بردن بیشتر آزاد نمیشد یا فرض کنید اون چراغای بیرون دور تا دور کلبه نصب نشده بود و همچنان شبها اونجا تاریک بود یا فرض کنید اون پشه کش ها رو استاد سفارش نداده بود و شبا اونجا پر از پشه بود به حدی که نمیشد یک لحظه هم از بودن در بیرون لذت برد و اینا تماما نعمتهاییه که در این بهشت وجود داره اما تا عمل نکنی و اقدام نکنی نمیتونی از همین نعمت ها اونطور که باید و اونطور که دلت میخواد بهره مند بشی و مصداق این اتفاقات در زندگی خود ما هست بارهاست دلمون مبخواد صبح زود حتی بیدار بشیم بریم کوه و لذت ببریم از جهانی که خدا در اختیارمون قرار داده اما عمل نکردیم و هرگز هم اون لذت ها رو تجربه نکردیم و این نشون میده که هیچ چیز به اندازه عمل کردن مهم نیست به اندازه ای که ایمان و باور داریم و اقدام میکنیم و عمل میکنیم به ما نعمت داده میشه. در همین لحظه ای که زندگی میکنیم خدا میدونه که چه ثروتی میتونه وارد زندگی ما بشه و ما با عمل نکردنمون به دلیل ترسهامون به دلیل عدم عزت نفسمون و هزارو یک دلیل دیگه خودمون رو از این نعمت ها و ثروت ها محروم میکنیم و بعد غر میزنیم که خدایا پس چرا تغییری رخ نمیده من که دارم شبانه روز فایل گوش میکنم و یادداشت برداری میکنم و روی خودم کار میکنم پس کو نتیجه. و اینه ایراد کارمون اینه دلیل رخ ندادن نتایج. خدایا کمک کن و هدایتمون کن تا بهتر عمل کننده باشیم خدایا شکررت به خاطر این آگاهی ها خدایا شکرت به خاطر زندگی در بهشت خدایا شکرت به خاطر خلق جهان قانونمندت.
به نام ربّ هدایتگرم
سلام به همگی
دیروز یه فکر منفی شروع شد!
شروع کردم فایل کنترل ذهن رو گوش کردن…
بعد گفتم خب؛چیکار کنم که توجه ام رو از روی این فکر بردارم؟
گفتم یکی از راه هاش برای من دیدن زندگیدر بهشته.
اومدم و فایل شماره 16 رو پلی کردم.
اولا که حساااابی عشق میکردم با اون صدای راه رفتن؛دیدین یه صدا خاصی میده؛بم تر ازخش خش برگ خالیه.
اصن یه صدای خوبی؛انگار تو عمق طبیعتی.
بعد هی نکاه میکردم به برگا
به سبزی
به شاخه ها
به اون برگ های شاخه های ظریف رو زمین که شاید یه چهارتا برگ داشتن و تضاد زیبای سبزی این برگ ها روی زمین قهوه ای…
و اون جایی که استاد ایستاده بودن و مریم بانو گفتن اینجا همون جایی هست که استاد تو فایل قبل ایستاده بودن و دور تا دورشون درخت بود،ببینید الان چقدر خوب شده…و استاد تو اون فضا ایستاده بودن و داشتن به درختا ی وسط نگاه میکردن.و من یه حس خاصی بهم دست داد…یه تصویر فراتر دیدم…تو ذهنم این بود که وقتی کارکنی رو خودت؛کار کنی و عقب نکشی،با تمرکز 99/99 درصدی غرق کار بشی،بری وسط اون جنگل و با اره ات شروع کنی به کار،شاید وقتی وسط اون بَلبَشویی نبینی چقدر تمیز شده دورت،نبینی چقدر کارات تاثیر داشته؛ولی یه روزی،یه جایی،مطمئن باش،مططططمئن باش که میرسی به جایی که یه لحظه بایستی،مثل خانم شایسته،از کادرت بزنی بیرون و نگاه کنی چچچچه کردی…یه روزی،یه جایی،انگار جهان بهت میگه یه لحظه صبر کن بزار ببینی تا الان چه شاهگاری ساختی…و یه نوشته ای از نوشته های قبلنت،یه عکس،یه مکان یا هرچی،برت گردونه به گذشته و تو یه نگاهی به قبلنای خودت بندازی و بفهمی که واااااو!قبلا من اونجوری فکر میکردم!قبلا زندگیم اونحوری بود!ببین الان کجام!الان کجاااااام!و اون لحظه میفهمی چقققدر تغییر کردی…یه نظر فلش بک فقط برای اینکه بدونی از کجا به کجا رسیدی…
از ضعف به قدرت
از غم به شادی
از بی پولی و خریدهای عادی تا ثروت و خریدهای راحت و بدون نگاه به قیمت،بدون چونه زدن
از یه آدم ضعیف و بی عزت نفس به یه آدم قوی و قدرتمند
از یه آدم با روابط بد وشکننده به یه آدم با روابط رویایی
از یه آدمی که بلد نبود با خدا حرف بزنه تا یه ادم که رفیق فابش خداست
شگفت انگیزه،نه؟!
و خبر خوب اینه که تا هرجا بخوای میتونی پیش بری…
و از قابت بکشی عقب؛شاهکارتو نگاه کنی و بهترش کنی…
من تو اون تیکه ی فیلم اینو دیدم.
سپاسگزارم
سپاسکزارم
سپاسگزارم
سلام سلام، من بعد از مدت ها میخوام اینجا واسه ی خودم کامنت بذارم..چون احساس میکنم یکی از ترمز هام همینه..که فکر میکنم قراره یه مقاله اینجا اماده کنم که کلی ادم قراره بخونن..پس باید عالی نوشته بشه و چون یا وقت اینکار یا حوصلش رو ندارم..اغلب از زیر نوشتنش در میرم…اما امروز با خودم گفتم اوکی..بیا واسه خودمون بنویسیم..و فقط زیبایی هارو تحسین کنیم و درسهایی که گرفتیم رو مرور کنیم
چرا که خداوند به نوشتن..سوگند خورده است.
و یکی دیگ از علت هایی ک خواستم بنویسم هم اینه که احساس میکنم با اینکار..بیشتر با خودم درصلح میرم..و اعتماد به نفس بیشتری هم میگیرم..
بریم شروع کنیم:
من عاشق اون صدای راه رفتن روی اون برگ ها و اون چوبای نازکی هستم که سرتاسر پرادایس رو دربر گرفته..اصن صدای زندگی میده
اونجایی که خانم شایسته گفتن این عصای موسی خیلی مستحکمه…بعدش اضافه کردن که..منعطفه
و داشتم به این فکر میکردم که…شخصیت ماها..هرچقدر منعطف تر باشه…یا ما هرچقدر منعطف تر باشیم..قوی تریم..
قوی بودن ب این معنا نیست ک سرسخت و خشک باشیم نسبت به همه چیز..چرا که جهان منتظره ما خشک و ثابت یجایی( مثل اون درختای هرز) بیوفتیم..تا اماده امون کنن برای سوختن..و زجر کشیدن…یا حتی شکستن…چرا که شکستن چوب های خشک و بظاهر قوی..راحت تر از چوب های نرم و منعطف هستش..
و این منعطف بودنه به چه معناست؟ ب معنای این که پذیرای هر مسئله ای باشیم.که در زندگیمون پیش میاد
استاد توی یکی از فایل هاشون گفتن…وقتی شما قادر باشین هرمسئله ای رو که تو زندگیتون بهش برخوردید رو حل کنین..ینی شما بسیار قدرتمند شدید..و هرجایی از دنیا..میتونید مسئله حل کنید و ارزش بسازید..و وقتی یاد میگیرین و تجربه کسب میکنین…دیگه هیچ چیزی نمیتونه شمارو زمین بزنه و یا برگردونه به جای اول
استاد چقدر شگفت زده میشم وقتی میبینم شما حین کار..وقتی که خسته شدین یا نفس نفس میزنین و عرق کردین…اعصابتون خورد نمیشه..اخلاقتون بدنمیشه و تندخو نمیشین…
بازم مهربونین و حتی لحنتون هم..تغییری نمیکنه…و هردو در کنار هم..با ارامش..و انرژی مثبت..کارهاتون رو انجام میدید..
من واقعا درس گرفتم از این ک گفتین بعدا ثمره ی این پاک کردن جنگل رو خواهید دید…این ایمان حین کار…که بدونیم بجز باز کردن راه( که در حین کار هم معلوم میشه) بازم نتایج دیگه ای ..از این کار..پیدا میشود.
خدایا شکرت
با سلام خدمت استاد عزیزم و خانم شایسته نازنین
امیدوارم حالتون مثل همیشه خوب و عالی باشه
با اینکه من خیلی وقته عضو سایت هستم، اما هیچ وقت به کیفیت یکی دو ماه اخیر و با جدیت الان تو سایت فعالیت نداشتم، و احساس میکنم تازه به اون درجه و سطحی رسیدم که بتونم استفاده و درک کامل و درستی از مطالب بینظیر سایت داشته باشم.
برای خودمم خیلی جالب شده که یکی از بهترین تفریحاتم گشت و گذار تو سایت و هدایت شدن به فایلهای عالی شماست، فایلهایی که انگار دقیقاً داره با من حرف میزنه و جواب سوالی که تو ذهنم هست رو میده. من تا قبل از این مدت اعتیاد زیادی به اینستاگردی داشتم و خیلی وقتم رو هدر میدادم اما الان تو این 2ماه من خوشحالترینم…
من هر روز به قسمت ((مرا به سوی نشانهام هدایت کن)) میرم و از خدا با تمام وجودم میخوام که با من حرف بزنه و هر روز یک نکتهای رو بهم گوش زد کنه، و جالب اینجاست که واقعا از طریق شما حرفهایی رو بهم میگه که خیلی برای من جذاب و دوست داشتنیه.
اما به تازگی جز این مورد گاهی اوقات انگار بهم الهام میشه که حالا برو فلان صفحه و فایل شماره فلان اون صفحه رو ببین و جالبه که بدونید این مسیر هم دست کمی از اون بخش هدایت روزانه برای من نداره.
امروز هم به صورت کاملا هدایتی من به قسمت 16 زندگی در بهشت رسیدم و نگم براتون از دریچهای که این فایل برای من باز کرد…
این فایل در مورد پاکسازی بخشی از مسیر جنگلی و خلق فلکه مریم :) بود.
و اما آگاهی که من از این فایل دریافت کردم این بود که:
دقیقاً باورهای منفی که تو ذهن ما شکل میگیره مثل پیچکها و علفهای هرزی هست که شما هرس کردید، اگر قبل از قوی شدن ریشهها شروع به از بین بردنشون کنیم، کار خیلی راحت و با تلاش کمتری هست، اما وقتی ریشهها گسترده بشه و شاخ و برگها بیشتر بشه به همون اندازه نیاز به انرژی زیادی برای از بین بردنش داریم.
و وقتی که به خودم و باورهام نگاه کردم دیدم که در وجودم از این علفهای هرزی که تا مغز استخوانم پیش رفته کم ندارم، و چقدر درک این موضوع برای من زیبا و دوست داشتنی بود.
این فایل به من یادآوری کرد که هیچ وقت نباید دست از پاکسازی افکارم بردارم، به قول شما همون طور که بدنم نیاز به آب، غذا و اکسیژن همیشگی داره، ذهنم و باورهای درونی من هم نیاز همیشگی به رسیدگی و پاکسازی داره.
و زمانی که ذهن رو از تمام اون پیچکهای منفی و هرز و انرژیخوار پاک کنیم ، اون وقته که به قول خانم شایسته عزیز زیبایی درختان سرسبز و آبی آسمان وجودمون رو خواهیم دید…
از خداوند و شما برای دریافت این آگاهی بینهایت سپاسگزارم.
عاشقانه دوستتون دارم
در پناه خدا…
درودبیکران به استادعزیزم و مریم مهربان
وهمه دوستان عالیم
خدایاشکرت به این پرادایس زیباوباشکوه وروزیه من هدایتت به سمت این مکان بهشتی وبادیدنش چقدرذوق می کنم وشاکروسپاسگزارم .
باشروع پاکسازی این مکان بهشتی من هم سعی کردم پاکسازی عمیقی درذهن ،افکاروباورهایم شروع کنم وچقدرتلاش لازم بود واین تلاش کنارشماارزشش راداشت ومن هرروزباراهکارهای شمایک قدم ،یک قدم به جلوآمدم وخداوندهم به زیبایی هدایتم می کردودلگرم به تغییرورشدوپیشرفت درتمام زمینه ها.
امروزخداروشکرمی کنم درذهنم فلکه ای زیباساخته ام مثل فلکه مریم دراین پرادایس باعظمت ولبریزازباورهای مثبت وتمرکزبرتمام زیبایی هاوداشته هایم که نتیجه اش جاری شدن آرامش بود ،خدایاشکرت.
استادومریم عزیزم خیلی عزیزهستید،ازنگاه کردن به شمااشک درچشمانم جاری می شودوشوق وصف ناپذیری تمام وجودم رامی گیرد، نمی دانیدبامن وزندگیم چه کرده ایدشماازمن مریمی ساختیدکه وقتی روبروی قبله می ایستم ونام خدابرزبانم جاری می شودصورتم غرق دراشک می شودوفقط خداروشکرمی کنم واین شکرگزاری وردهرلحظه زبانم شده است،خدایاشکرت.
این روزهابه سمت هدف هایمان باعزیزدلم درحرکت وبرای خودمان حسابی مشغول وباعشق به سمت رشدوپیشرفت های عالی ومثمرثمر درحرکت هستیم وخداوندهم مثل همیشه کنارمان .
درپناه خداوندمهربانم هرنفس شاد، سلامت وعالی بدرخشید، دوستتون دارم عزیزان من.
خدایاشکرت خدایاشکرت خدایاشکرت
متشکرم متشکرم متشکرم
سلامی دوباره به همه ی عباسمنشی های عزیز❤
سلام استاد جان🙋♀️
سلام مریم خانم🙋♀️
چه همزمانی جالبی
این روزا هرطرف که میرم ازپاکسازی صحبت میشه
یعنی چقدر میتونه مهم باشه؟؟؟!
بللللللللللله…اینو بارها ازاستادعزیزم شنیدیم،اگر فضا باز نکنی،چیز جدیدی وارد زندگیت نمیشن
این یعنی پاکسازی🙂
اگر بهترینا رو میخوام چه در زندگیم ،چه از لحاظ رشد بُعد شخصیت و معنویت باید بهاشو پرداخت کنم...
گاهی با ازدست دادن و رها کردن
همه ی ناخالصی ها رو بشناسم و اصلاح کنم..
یه جایی هست که باید توجه کنیم به اون مورد که مثل اون در زمین حاصلخیز ذهنمون کاشته شه
یه جایی هم هست که باتوجه نکردن تغذیه نمیشه و روز به روز اون باور محدودکننده ضعیف و ضعیف تر میشه و به جایی میرسه که اهمیتشو از دست میده
حالا بایدجاشو پرکنیم…
پس بهترِ با باورهای عالی و ارزشمند جاشو پرکنیم…چون هیچ فضایی خالی نمیمونه
والانه که یه ساختار نظامند داریم…الانه که از پایه درست عمل کردیم…پس نتایج شکوه مندی هم به بار میاره🙏❤⚘
بنام خدایی که در این نزدیکی ست….
سلام استاد
خدارو شکر بخاطر این همه زیبایی که پشت این پیچکهای هرز قایم شده بودن….خداروشکر بخاطر اون ابزار…و اینکه کمک کرد تا این پیچکها رو ازبین ببریم و ویو فوق العاده پرودایس زیبا و زیباتر بشه…توی این تمیز کردنا و ازبین بردن این پیچکها و بوته های هرز خیلی درس میتونیم پیدا کنیم…این داستان مصداق تمام آموزشهای شما میتونه باشه…میتونیم باورهایی که حاصل شنیده ها،دیده ها،و تجربیات گذشتگانمون هست و یه عمر بصورت ناخودآگاه به دنبال خودمون یدک میکشیدم و اگر این آموزشها نبود هیچوقت کوچکترین شکی به نادرست بودن اونا نمی کردیم رو تشبیه کنیم به این پیچکهای هرز…باید از بین برن تا زیبایی هایی که پشت اینهاست دیده بشه….زیبایی که با تلاش بدست میاد باید کار کنیم تلاش کنیم که باورهای درست رو جایگزین کنیم…باور هایی که بطور آگاهانه خودمون میسازیم …فقط خودمون مسولیت کارهامونو به عهده میگیریم خودمون خالق شرایط و اتفاقات اطرافمون هستیم…مثل اینکه استاد و مریم جووون خودشونو مسئول رسیدگی به پرودایس و زیباتر کردن مناظر این مزرعه بکر کردن…میتونستن چند تا نیرو استخدام کنن که این کارا رو واسشون انجام بدن اما اونا خودشونو متعهد کردن به انجام این کار…و داریم میبینیم روز به روز به زیبایی این منطقه زیبا افزوده تر میشه اینا همه درس هستن واسه ما….درس اهرم رنج و لذت…درس اینهمه فراوانی و آرامش…ویو هایی رو که مریم جووون توی فیلم نشون میده همه مثل تابلوهای زیبای نقاشیه که من از بچگی خیلی زیاد نگاه میکردم…مناظر طبیعت…خداروشکر…خداروشکر….وقتی کارا تموم میشه به دنبالش یه آرامش و اعتماد بنفسی میاد که خدایا شکرت که این قدم هم برداشتیم..و یه احساس قدرت برای برداشتن قدم های بعدی…ایشالا همیشه قدرتمند،ثروتمند وسعادتمند باشین در دنیا و آخرت…..عاشقتووووونم
به نام خداوندی که اذن او مرا کافی هست
سلام به استاد عشق
سلام به مریم عزیز
فقط میخایم بگویم که این سریال عالی هست
واقعا بی نظیر هست
دیدن این سریال لذت دارد و از آنجا که ما هر لحظه در حال ارسال فرکانس های به جهان هستی هستیم و جهان هستی اتفاقات شرایط را هم سنگ هم هماهنگ با آن فرکانس ها را برای ما به وجود میاورد پس به به چی فرکانس های میفرستیم با دیدن این سریال
من یکی از دیدن این سریال خیلی لذت میبرم حال میکنم خدایا شکرت
خدایا شکرت
هر وقت سریال میبینم میگم کاش خلاص نشود ولی هر قسمت زیاد کوتاه هست
خدایا شکرتتتت
خدایا دلبرم رفیقم دوستتت داریم
به نام خداوند بزرگ و بلندمرتبه
سلام خدای بزرگم سلام همدم روزوشبم،سپاسگزارم که به من یه روز دیگه هدیه دادی و بهم فرصت صلات دادی تا دراین وقت از عمرم به زیباییهای این قسمت ازسریال باعشق توجه کنم و از نکات مثبتش و درسهاش تو زندگیم استفاده ی مفید رو ببرم
سلام بر دویاره عزیز و همیشه پایه توبهبود وپاکسازی این فضای بهشتیِ روحانی
مریم جان چه کسی ازشمابهتر میتونست ایمان استادعزیز رو که در عمل هروز داره اجرامیکنه به میلیونها میلیون نفر به نمایش بگذاره،و بازبان تصاویر به همه بگید آقاجان اگه استادعباسمنش الان داره تو بهترین جای دنیا لذتشو میبره،بخاطر ایمان در عملش هست،نه اینکه یه گوشه کناربشینه و منتظر معجزه ی خدا باشه
اون داره درهرلحظه به صدای درونش گوش میده و طبق ایمانش چشم میگوید و حرکت میکند
این اهرم رنج و لذتی که درکارهاتون برای خودتون درست میکنید و نتیجه ی نهایی رو هربار تو ذهنتون تجسم میکنید،باعث شده سختیِ کار مثل قند،شیرین و لذتبخش بشه،،اما انرژیِ شیرینیِ قند به بدن کجا و انرژی رنجی که شما تبدیل به لذت میکنید کجا…
اونقدر باانرژی الهی پیش میرید که اگه باعقل و منطقِ ذهن بخواییم پیچکها و درختچه های هرز این جنگل رو قضاوت کنیم عمرا کسی پا پیش بذاره و شاید کسی که نخواد حرکت کنه فقط هکتار زمین رو تو ذهنش تجسم میکنه و ترس اون رو احاطه میکنه و نمیذاره حرکت کنه
اما شما خیلی عالی میتونید منطق های بیجای ذهن رو مهار کنید و میدونید اگر پای در راه بذارید بقیه ی راه رو خدا بهتون میگه به چه شکل پیش ببرید و با چه اهرمی رنج سختیِ کار رو تبدیل به لذت و انرژی کنید
چقدرباید هرلحظه شماروتحسین کنم که نه تنها اینجا رو پاکسازی میکنید بلکه درهرلحظه قانون رو بخودتون یاداوری میکنید،و اونقدر ایمان درعملتون رو بااین کارهای پاکسازی رشد میدید، که دیگه هرررکاری براتون شدنی و ممکن میشه
واقعاشگفت انگیزه که تااین حد تونستید خودتون رو به چالش بکشید و اینهمه درختچه قطع کنید،چه زیبایی ازاین درختان کاج بلندقامت هویداشد خداروصدهزارمرتبه شکر
اون پیچکی که دور تا دور تنه ی درخت ضخیم شده بود،چقدر میشه به باورهای خودمون ربطش بدیم،که وقتی جلوی یک باور یا یک خرافاتی رو از گذشتگان نگیریم مثل همین پیچک جای پاش قرصومحکم میشه و به نسلهای دیگمون هم این خرافات منتقل میشه
مثلا همین باور چشم زخم بدجوری توی ایران،داره هرباربیشتر جای پاشو قرص میکنه بین جامعه،مردم همیشه درحال نالیدن هستند،ولی وقتی ازش میپرسی زندگیت به اون بدی هم نیست،برای چی جلوی کسی اینقدر شکوه وشکایت میکنی،درجواب میگن هرچی تو چشم نیایم بهتره،اگه کسی بفهمه ما چقدر پولومال داریم توچشم میایم،اون وقت تا بچشون میخوره زمین به چشم زخم ربطش میدن و هرباربیشتر باورمیکنن که چشم زخم تأثیرداره،ومثل این پیچک به نسلهای بعدیشون هم این باوررو منتقل میکنن
اون چاله ای که نشون دادید چقدرجالب بود،حتما یک حیوون عجیب غریبی هم توش داره برای خودش فرمانروایی میکنه و تواین جنگل به این بزرگی وبدون دشمنِ خاصی داره عشقوحال میکنه
چقدر این تریل حال میده برای پیاده روی وموتورسواری،باتمام وجودم این فضای به این بزرگی رو تحسین میکنم و قراره چه لذتی باهمدیگه ببریم وموتورسواری کنیم
باهمین شانزده قسمتی که به صورت جدی دارم دنبال میکنم،انگار دیگه این جنگل واین زندگی مال منم هست،و دقیقا هرکاری میکنید من کیف میکنم انگار خودم دارم اونجا کارمیکنم،قشنگ اون خستگیی که تودستام ایجادمیشه ولی بااهرم لذت خستگیش رفع میشه رو احساس میکنم
اون نوشیدنیِ کوکاکولایی که بعدازهرس کردن استادمیخوره،منم میخورم و خستگی ازتنم درمیره،وقتی یه چنددقیقه ای روی چمنها میشینید واستراحت میکنید منم خودمو تجسم میکنم و بووی نم چمنها به مشامم میرسه
اون عصای موسایی که باهاش راه میرید رو همتودستام میگیرم و از پاکسازی و تریلی که اینجاایجادکردید لذت میبرم و توخیالاتم باشما راه میرم،اصلا حسش فوق العاده و بی نطیره که یک فضای آزادِ جنگلی داشته باشی ودرآزادی مالی وزمانی هم باشی و تو این تریلِ همیشه سرسبز پیاده روی کنی و سپاسگزارهرلحظت باشی
استادجان مطمئنم میرسه اون روزی که حتما زیباییهای این پرادایس رو ازنزدیک میبینم،چون یه مدتیه انگار خدا به دل دخترم هم انداخته و صبح ها که ازخواب پامیشه میگه مامان کی میریم امریکا استادت رو ازنزدیک میبینیم،ومیگه خونه هامون رو که نزدیکِ استاد خریدیم بهش بگو مواظبشون باش تا ما به زودیه زود بیایم
هروزاین حرف رو تکرارمیکنه و تازه حروف الفبارو یادگرفته و یک دفترشکرگزاری گذاشته و بابت اینکه قراره بیایم امریکا هروز خدارو شکرمیکنه،اصلاانگار خداداره کم کم هممون رو تواین مسیر هماهنگ میکنه که زودتر اتفاقات رخ بده خداروصدهزاران مرتبه شکر
مریم جان تحسینتون میکنم که توجهتون اونقدر به زیباییهاست،که به صدفهای روی زمین هم توجه میکنید و کنجکاوانه درمورد اون صحبت میکنید که چه فسیلی روی اون ایجادشده
استادجان شمابسیارتحسین برانگیزید که تااین حداطلاعات راجب فلوریدا و امریکاکسب کردید اون هم اطلاعات مفید،نه اطلاعی که رنگ خدارو کمرنگ کنه
خیلی جالب بود برام که گفتید بلندترین تپه ی اینجا پونزده متره!واقعا چقدر اینجا هموار و مسطحه خداروصدهزارمرتبه شکر
یاد فایل جاده ی هموار یاسنگلاخی افتادم،که بعضی ها فکرمیکنن هرچی جاده ی زندگی سنگلاخی باشه درنهایت زیباتر توچشم میاد
اماهرچی هموارتر باشه زندگی معنایی نداره،ولی میبینیم که اتفاقا اگه همواری و مسطح بودن امریکا رو به قانون زندگی ربط بدیم و مدنظربگیریم،تازه مسطح بودن این قسمت از کره ی زمین چقدر زیبایی و سرسبزی رو به چشم جهانیان اورده،وچقدر همه آرزوشونه همچین جای همواروسرسبزی زندگی کنن
پس بنابراین جاده ی زندگی هم هرچی مسطح تر و هموارترباشه،سوت میزنیم ولیزمیخوریم ومیرسیم به نعمتهاوثروتهای خداوند
واقعاهر قشر وگروهی چه سلایق و علایقهایی دارند که دندون کوسه جمع آوری میکنن!مثل ایرانیا که علاقه دارن دم گرگ و روباه جمع کنن و این رو نماد شجاعت و برکت توی خونه میدونن!
اون تپه های فایر اَنتی که نشوم دادید واقعا شگفت آوربود که تواین تپه ی به این کوچیکی میلیونها مورچه ی آتشین جمع شده،بی صبرانه منتظریم اطلاعات بیشتریو راجبش برامون بگید
چه فلکه ی نابی شد،مخصوصا که اسمشو گذاشتید فلکه ی مریم دیگه واقعا حرف نداره
اون بهبود دوباره ای که بعداز اینکه استادقبلا اینجارو پاکسازی کرده بود،واقعا دیگه نور علی نورش کرد خداروهزارمرتبه شکر
الله اکبر وقتی ازتوجنگل بیرون اومدید و اون رنگ آبی دریاچه و کلبه ی چوبیِ روی آب هویداشد چقدر چشم نواز و زیباهست،خدااای من انگار چشمام یلحظه به روی بهشت بازشد
چقدراینجازیباست،چقدر شگفت انگیزه،چقدر قدم به قدم این مزرعه ی بهشتی جای شکرگزاری داره،اصلا فقط سرسبزیو آرامش اینجا حکم فرما شده،حسش یه حس فوق العاده بی نظیر وروحانیه،خدایاشکرت که حسوحالم عالی شد
خدایاشکرت که بعداز پاکسازی یه قسمت دیگه ازین بهشت،چشمام مهمانِ یک کلبه وودریاچه ی زلال وپاک شد الله اکبر خداروصدهزارمرتبه شکر بخاطراین حسوحال خوبم
خدایاشکرت که امروز هم یک بهبوددوباره به این جنگل داده شد و یک نفسِ چاقی به درختان کاجِ بلندقامت داده شد
داستان بهبودشخصیتم درراستای توجه به نکات مثبت و الگوگرفتن از دویاره عزیزوتوحیدی ادامه دارد…
نم
سلام بر استاد عزیزم و مریم جان از روز 16ام
خدایا شکرت که من رو به این مسیر هدایت کردی و چشمانم اییینهمه زیبایی و فراوانی رو داره میبینه
استاد یه تصویر جالب اومد به ذهنم
من دیروز به خودم تعهد دادم که 40روز تمرکزی فقط به چیزهای مثبت توجه کنم و روزی حداقل 5 ساعت رو باورهام کار کنم و حالا یکسری تمرینات دیگه که همش مربوط به باورسازیه و از دوره های مختلفه، و ایده ی 40 روزم از ایه ی قران که موسی وعده 30 روزه با خدا میزاره و بعد 10 روزم بهش اضافه میشه.
صبح که از خواب بیدار شدم سریع رفتم دوش گرفتم که سرحال بشم
همش این نجوا میومد که خب که چی مثلا؟ 40 روز اینکارو کردی بعدش چی میشه؟ این شد اب و نون؟ پاشو برو فلان کارو بکن ، فلان کارو بکن
ولی چون از 12 قدم یاد گرفتم عملی که بعد از باورسازی انجام بشه درسته سعی کردم نجوارو کنترل کنم و اینم تو پرانتز بگم که کار میکنم، تولید محتوا هم میکنم برای صفحم، اموزش در حیطه ی تخصصی هم میبینم، اما اولویتم باورسازی و تمرکز بر نکات مثبت و رسیدن به احساس خوبه.
بقول استاد وقتی کاری رو با فرکانس و احساس خوب انجام میدی (احساس خوب درونی و واقعی) خداوند قدم هارو برات اسون میکنه، دل ادم هارو برای تو نرم میکنه، مشتری های خوب رو به سمت تو هدایت میکنه
و من اینو به وضوح دارم میبینم
خلاصه که این نجواهه گوشه ذهنم بود ، که ازین 40 روز چه فایده
اومدم روزمو با دیدن این سریال بهشتی شروع کنم و صحنه ی جالبی تو ذهنم شکل گرفت
اینکه دیدم شما با اره دارین درختارو قط میکنین میکشین میبرین
با خودم گفتم مریم دقیقا همینه تو ، تو این 40 روز باورارو با اره میزنی قط میکنی و مثل شما که بقول مریم جان راه باز شد زندگی منم حسابی میفته رو غلتک
و بعدشم یه مسیر همیشگیه که باید همیشه ذهنمو تمیز کنم
مثل همین درختچه های هرز که هنوز ریششون تو زمینه و ممکنه که باز رشد کنن و باید حواست باشه ولی انرزی خیلی کمتری میخواد
مثل اول کار نیست که اره برداری و … با یه قیچی ساده اون یکمی که رشد کرده رو میکنی و اجازه نمیدی که رشد کنه
و بعد انگار یه راهی تو ذهنم باز شد
که اره مریم تو این 40 روز قراره اره رو برداری بزنی باورای محدود کننده رو قطع کنی و بعدشم باید کار کنی روی خودت ، هر روز هر روز ولی چون هم ذهنت پاکسازی شده ، هم نتایج اومده وایمانت قوی تر شده به تبع کارها راحت تر میشه.
و استاد نمیدونین از ای درک و تصویری که در ذهنم شکل گرفت چقدر خوشحالم.
عاشقتونم استاد عزیزم
ممنون از شما و مریم جان بابت تهیه کردن این مستند زیبا از زندگیتون که من هر روز دارم لذت میبرم.
استاد عاشقتونم که قیچیتون که شکست خم به ابرو نیوردین و گفتین با یه قیچی جدید میایم ادامه میدیم ، این بخاطر فراوونی تو زندگی شماست ، فراوونی ثروت که هرچقدر نیاز باشه خرج میکنید اصصلا مهم نیست که قیمتش چقدره ، واقعا ایوول استاد، مرسی که به اینجا رسیدین و به ما ثابت کردین که تو کشوری که کشور اعتبارهاست شما بدون هیچ اعتبار و وامی به این حد از استقلال رسیدی.
مریم جان عاشق اون لحظه شدم که دوربینو اوردی پایین و گفتی اینم ویو مورچش :))) البته من قسمت مورچه هارو رد کردم ، چون دوست نداشتم ببینم ، البته که اونا هم جزوی از زیبایی های طبیعت هستن، و وجود اونهمه تپه مورچه برای من نشون از فراوونی بود.
و استاد صحبتتون اخر فایل حجت رو بر من تموم کرد
و نجوارو کلا خاموش کرد ، از شدت هیجانش چندتا نفس عمیق کشیدم که بتونم به خودم مسلط باشم
وقتی اولین روز از 40 روز من انننقدر خوب اغاز شده چرا ادامه ندم؟
ادامه میدم،حتی بعد 40 روز ، چون این مسیریه که من حالم خوبه ، من انرژی و انگیزه دارم.
راستی یه چیز دیگه هم یادم اومد
پنجره اتاقموکه باز میکنم یه درخت کاج میبینم ولی تو شهر ما درخت های کاج درختای خوبی نیستن، چرا؟ چون چندییین سال پیش، حداقل 100 سال پیش چند نفرو دور میدون اصلی شهر به درخت کاج اعدام کردن و کلا انقد ما این داستانو شنیدیم که تو ذهنمون درخت کاج واقعا خوب نیست
و شاید باورتون نشه من فکر میکردم طرز فکر همممه ی ادما نسبت به درخت کاج همینه :/ و همیشه که درخت جلو پنجره رو میدیدم یه غری ام تو دلم میزدم که حالا یه درخت دیگه میکاشتن نمیشد؟
ولی تو این چند قسمت میبینم استاد و مریم جان چققدر برای دیدن همین درختان کاج سپاسگزاری میکنن، حتی استاد گفت بهترین درختی که همیشه سبزه پاییز زمستون بهار تابستون همممیشه سبزه
و مریم جان با دوربینش از ویو مورچه از درختان کاج میگیره
و اصلا تمام این مسیر برای دیده شدن همین درختان کاج داره پاکسازی میشه
و برای من درس بزرگی داشت
و این روزا وقتی پنجره اتاقمو باز میکنم از درخت کاج تو دلم عذرخواهی میکنم ( ایموجی خنده) و بعدشم بابت این درخت همیشه سبز جلو پنجره اتاقم از خدا سپاسگزاری میکنم
بچه ها فقط ببینید که یکسری باورها و افکار چجوری جا خوش کردن و باعث شدن ما زیبایی ها رو نبینیم ، افکار و باورهایی که هیچ پایه و اساس منطقی ای ندارن.
خدایا شکرت بابت درک این روزهام از جهانت
مراقب خودتون باشید من فردا تو قسمت 17 ام باز برمیگردم
دوستون دارم
عاشقتونم
دیوونتونم
من خیییلی حالم خوبه
فعلا استاد قشنگم و مریم عزیزم
ایمانی که عمل نیاورد حرف مفت است.
حتی اگه عملکردمون استمرار نداشته باشه بازم حرف مفت زدیم. بازهم نتیجه ی قابل ملاحظه ای دریافت نمیکنیم. پس عمل و استمرار دو موضوع مهمیه که وقتی روی باورهامون کار میکنیم باید اتفاق بیفته باید رخ بده همون مثال قدیمی که میگه با حلوا حلوا گفتن دهن کسی شیرین نمیشه. این تلاش و مداومت هرروزه ی شما در این بهشت زیبا نشون از ایمان راسخیه که منجر به عمل میشه یادمه پارسال استاد با موتور اومدین توی همین جنگل و لابه لای این درختها اما اصلا نمیشد حتی یک متر هم به جلو رفت و ز بودن در این جنگل و قدم زدن و موتور سواری از بین درختا لذت برد اما حالا چی با تلاش با عمل کردن این امکان فوق العاده داره هربار میسر تر میشه. دقیقا همین نعمت و پارادایس در اختیارتون بود ولی به این دلیل که هیچ اقدامی درش انجام نداده بودید نمیتونستین از این نعمت بهره کافی رو ببرید و اگه بخوام با زندگی خودمون مقایسه کنم باید بگم که تک تک ما آدمها در همین شرایط کنونی که درش قرار داریم خدا میدونه که چقدر نعمت وجود داره که ما با عمل نکردن و استمرار نداشتن در عملکردمون اون پتانسیل نهفته در زندگیمون رو بیرون نکشیدیم و نمایانش نکردیم و این مثال ها من رو یاد این حرف استادمیندازه که از همون جایی که هستی با همون امکاناتی که در اختیار داری شروع کن و ادامه بده تا هدتیت بشی به مسیرهای بهتر آسانتر و پر نعمت تر. خیلی وقتا پیش اومده که همه ی ما منتظر موندیم و عمل نکردیم تا یه شرایط و موقعیت بهتر پیش بیاد و بعد اقدام کنیم و میبینیم که سالهاست به همین انتظار و امید نشستیم و هیچ اتفاقی رو هم خلق نکردیم پس پتانسیلی که در زندگیمون وجود داره و فقط به دلیل عمل نکردن ما اون پتانسیل به جریان نیفتاده رو هم آزاد نکردیم و همچنان داریم غر میزنیم که چرا شرایط تغییر نمیکنه. فرض کنید استاد امسال هم هیچ اقدامی توی جنگل انجام نداده بود و با مریم جون میومدن با موتور توی این جنگل و در همون قدم اول غر میزدن و میگفتن اه چرا نمیشه رفت وسط این جنگل چرا نمیشه لذت این جنگل برد اه چقدر تارعنکبوت اینجا هست و منصرف میشدن و کلا تین جنگل همونقدر در هم و برهم میموند و این پتانسیلی که داره برای لذت بردن بیشتر آزاد نمیشد یا فرض کنید اون چراغای بیرون دور تا دور کلبه نصب نشده بود و همچنان شبها اونجا تاریک بود یا فرض کنید اون پشه کش ها رو استاد سفارش نداده بود و شبا اونجا پر از پشه بود به حدی که نمیشد یک لحظه هم از بودن در بیرون لذت برد و اینا تماما نعمتهاییه که در این بهشت وجود داره اما تا عمل نکنی و اقدام نکنی نمیتونی از همین نعمت ها اونطور که باید و اونطور که دلت میخواد بهره مند بشی و مصداق این اتفاقات در زندگی خود ما هست بارهاست دلمون مبخواد صبح زود حتی بیدار بشیم بریم کوه و لذت ببریم از جهانی که خدا در اختیارمون قرار داده اما عمل نکردیم و هرگز هم اون لذت ها رو تجربه نکردیم و این نشون میده که هیچ چیز به اندازه عمل کردن مهم نیست به اندازه ای که ایمان و باور داریم و اقدام میکنیم و عمل میکنیم به ما نعمت داده میشه. در همین لحظه ای که زندگی میکنیم خدا میدونه که چه ثروتی میتونه وارد زندگی ما بشه و ما با عمل نکردنمون به دلیل ترسهامون به دلیل عدم عزت نفسمون و هزارو یک دلیل دیگه خودمون رو از این نعمت ها و ثروت ها محروم میکنیم و بعد غر میزنیم که خدایا پس چرا تغییری رخ نمیده من که دارم شبانه روز فایل گوش میکنم و یادداشت برداری میکنم و روی خودم کار میکنم پس کو نتیجه. و اینه ایراد کارمون اینه دلیل رخ ندادن نتایج. خدایا کمک کن و هدایتمون کن تا بهتر عمل کننده باشیم خدایا شکررت به خاطر این آگاهی ها خدایا شکرت به خاطر زندگی در بهشت خدایا شکرت به خاطر خلق جهان قانونمندت.