این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.
https://tasvirkhani.com/fa/wp-content/uploads/2021/06/abasmanesh-2.jpg8001020گروه تحقیقاتی عباسمنش/fa/wp-content/uploads/2015/12/logo-with-title-340x85.pngگروه تحقیقاتی عباسمنش2021-06-05 07:42:142025-04-14 21:21:27سریال زندگی در بهشت | قسمت 174
911نظر
توجه
اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
اینجانب چند روزی که دارم فایل جلسه 3 روابط رو گوش می کنم و کامنت هاش رو می خونم… بار اول که این جلسه رو گوش کردم سر از پا نمیشناختم و کلی ذوق داشتم … اما به مرور ذهنم می گفت وااااای چقدر اوضاع تو داغونه… چطور می خوای این پیش فرض ها رو تغییر بدی… این اصلا شدنی نیست… یا اگر هم بشه خیلی طول میکشه… خلاصه ایم ذهن چموش حال منو گرفت و از فرکانس شکرگذاری دریافت آگاهی های ناب، جدام کرد… از خدا هدایت خواستم… رسیدم به این فایل
فایلی که خدا بهم میگه نگران چی عزیزم… همانطور که اون پیش فرض های داغونت در مورد آمریکا و مردم آمریکا و ترامپ عوض شد… همانطور که پیش فرض های داغونت در مورد حجاب عوض شد… اینم عوض میشه... حتماً عوض میشه… نا امید نباش… نگران نباش… فقط ادامه بده…
خدایا شکرت… مرور همین تغییرات نوری در قلبم روشن کرد که می شود…
به امید الله یکتا در مسیر نور پیش میرم و یکی از بزرگترین پاشنه آشیل هام رو درمان می کنم
الهی من محتاج کمک هات هستم… محتاج هدایت هات هستم… سرراست ترین مسیر تغییر این پیش فرض هام رو بهم بگو و منو در مسیرش قرار بده…
خیلی جالب هست برام امیدوارم احساسمون با هم هماهنگ باشه
حالا که دارم این ها رو مینویسم
داره مناظره پخش میشه
و من خوشبختانه به این درک رسیدم که واقعا همه چیز به من بستگی داره که به چه شخصی قدرت بدم یا نه
و
بیشتر الان دیگه قدرت رو از همه دارم در ذهنم میگیرم و به خودم به کمک خدای مهربان میدم که خداوند هم بهم اختیار داده و بقیه تاثیری در زندگیم ندارند و این واقعیت زندگیم داره میشه البته که تو روند تکاملم
سریال زندگی در بهش و سفر به دور امریکا
کمک شایانی به من کرد و این
کار شما به من
خط داد
که
سرم توی زندگیه خودم باشه رو یاد داد
قطعا بنده مثل تمام اطرافیانم
خیلی زندگی مردم
واسم مهم بود که چه کسی چه گفته کی چی کار کرده
یا این فیلم چیه میشه
چه بلایی میخواد سرش بیاد فلان و این حرفا
خوب این عالی بود که
این سریال که زحمتش رو کشیدید
بهم فهموند که
توی یک زندانیم که
اصلا حق ندارم ذهنم رو
در أختیار خودم و نکات مثبت زندگی
خودم قرار بدم
که اصلا ازش با خبر نبودم
که توی زندانم
این که همش مغز مشغول دیگران باشه معلومه که
رشد متوقف میشه
البته که الان شدید در جریان هستم
حداقل نسبت به قبلم
بهترم
خوب روند تکامل هم هست
که داره طی میشه روی این موضوع
شما
با این برنامه
باعث شدید که خیلی صحبت هاتون رو بیشتر باور کنم
وقتی به چشمم میبینم شما عزیز دل خدا و ما همه گفته هاتون رو عمل میکنید
من این سریال رو پیگیری میکنم
چون روحم ارامش میگیره
چون فکر میکردم این ثروت ها ازم دوره خیلی دور اما
الان انگار خودم دارم تو امریکا زندگی میکنم
چون الان میبینم که چقدر بینهایت زیبایی بوده که من اصلا نمیدیدمشون
چون همیشه وقتی از یک
پیر مرد یا پیر زن یا افراد بزرگ تَر از خودم صحبتی درباره دنیا میشد
چیزی به غیر از بدی نمیگفتن
چیزی از معرفت و مهربانی احترام و عشق و لذت نمیگفتن
فقط سختی فقط زحمت و نامردی
و الان
الان
دارم میبینم با چشمام
که تمامشون دروغ هست
دروغ بزرگ
الان
با این سریال دارم
هدایت هایی رو میبینم
که کاملا مثل
صدایی که حسش میکنم ولی نمیبینمش
مثل هوای
که استفاده میکنم و نمیبینمش
مثل همین اینترنتی که استفاده میکنم و أمواجش رو نمیبینم
حس میکنم که
هدایت ها چطور قدرت گرفتن و دارن
عجیب از طرف خدای رحمان تند تند بهم میرسن
شکر خدا
شکر خدا بابت این هدایت های قشنگ
شکر خدا بابت این
مستند راست و شفاف که سریالش کردین
شکر خدا بابت شما آقای حسین عباسمنش و خانم شایسته
ایشالا نسل شما زیاد بشه که با امثال شما
کهکشان رو با وجود شما
کشف میکنیم و همه چیز رو به نفع خودمون تغییر میدیم
خدایا شکرت مهربانم
یا الرحمن الراحمین
شکرت
فهمیدم همه جا مثل
ایرانه
کالیفورنیا
هم مثل استانهای ایران
همه انسانن
همه فرکانس میفرستیم
هیچی از قانون
تفاوت نداره
هر جا بری
انسان ها مکان زمان همه چیز و همه جا
نسبت
به
فرکانست واکنش نشون میدن
شکرت خدایا
بابت این دیدگاه
شکرت یا رب العامین
من
فهمیدم
امریکا هیچ فرقی با
ایران نداره
از لحاظ
انسان هاش
یعنی کره زمین همش هر چیزی که درش هست و خدا بخشیده از دنیا دارن همه یک مدل استفاده میکنن
استاد من این ویدیو رو که دیدم خیلییییییی خیلییی بهم کمک کرد ینی دقیقا اون چیزی که بود که باید میشنیدم …
وقتی سوال رو پرسیدین و گفتین از پیش فرض های ذهنی اشتباه قبلی و چگونگی تغییرش و اثر فایل هاتون بگم
کلیییی خاطره تغییر سراغم اومد😅
استاد من قبلا
کلا به کشور های غیر اسلامی
مخصوصا به کشور های به اصطلاح در ایران غربی ( امریکا و کانادا و انگلستان و … )
دید منفی داشتم
و فکر میکردم مردم این کشور ها غیر اسلامی ان و خب چیزی بنام انسانیت ندارن
و سراسر خشونت ان این کشور ها
علتش خب
خبر ها و پیروی کور کورانه من از این اخبار بود!!!!
استاد من خیلی اهل اخبار بودم و میدیدم که مثلا فلان گروهک در فلان کشور خاور میانه امروز بمب گذاری کردن!!! و ریشه این کار ها به امریکا و کشور های اروپایی نسبت داده میشد!!!!
تحریم های امریکا و مشابه اینها
بر منفی دیدن امریکا از دید من اضافه تر میکرد
مردم امریکا یک مردم افسرده و بیحال و بی حس تصور میکردم که تنها چیزی که میخوان
کشتار و ارتباطات جنسی بی بندباری و … ایناس
و این دیدگاه من شدید تر میشد
هر از چند گاهی هم اسنادی پخش میکردن تو ایران که اره
انقد از مردم امریکا خودکشی کردن
افسرده شدن انقد مردم امریکا حاصل رابطه نامشروع ان و فلان داستانا!!!
تا جایی این دیدگاه من پیش میرفت که فکر میکردم از حدود ۸ . ۷ میلیارد انسان فعلی در جهان فقط ۹۹ درصد جهنمی ان به اصطلاح و همه بد ان!!!همه شرورن و …
و ادم خوبه داستان و این جهان ماییم !ادم خوبه منم !!! بقیه بدن و …
اما استاد این جرقه در ذهن من زده شد که
اقا مگه میشه خدا انقد بی رحم باشه!!!
مگه میشه چنین خدایی چنین جهانی خلق کنه؟!؟!؟!؟!؟!؟
مگر میشه این میل فطری درونی انسان ها به زیبایی هارو انکار کرد و
بگیم که همه بد ان!!!
این فکر بیشتر و بیشتز شد و من
ششروع به تحقیق کردم
یا اینکه از نزدیک برم بپرسم یا از طریق نت
با مردم کشور های مختلف صحبت کنم
با مردم امریکا ،کانادا ، سوئیس ، جنوب افریقا ، کره ای ها و روس ها ( حتی اسراییلی ها )
بدون استثنا همه کسایی که باهاشون صحبت کردم همگی
خواهان آرامش ، دوستی و صلح و زیبایی و کمک به دیگران و … بودند
همگی خواهان رشد هم دیگه بودن!!!
این میل به زیبایی ها در درونشون بود
البته تو این مسیر چیزاییم میدیدم که
تایید میکرد اره همه کشور ها امریکایی ها شرورن ( به خاطر همون پیش فرض های ذهنی )
تا اینکه استاد من با شما اشنا شدم
ویدیو هاتونو دنبال کردم و دیدم که
مردم امریکا
چقدر زندگی های ارام و زیبایی دارن! جقد امیدوارن !!!خوشحالن !!!
چقد مسلمان ان 😅 ( استاد چیز دیگه ای که یاد گرفتم و خوشحالم اینه که از قید و بند فرقه و دین خارج شدم ،
قران رو میخونم و تحقیق میکنم اما دیگ قضاوت نمیکنم!!! صرفا یک ابزار هدایتی میبینم قران رو
و کساییم که نخوندن تا خالا میگم که لابد خداوند به شیوه دیگ ای اونارو هدایت میکنه و …
توانستم اتحادی بین انسان ها و باور های مختلف برقرار کنم ،،، )
ولی استاد موضوعی که خیلی برام اینجا مهم بود
اثر این پیش فرض ها در مسیر رشد هست!!!!!!!!!!!
کسی که میخواد بهتر بشه
نمیدونه که این پیش فرض های ذهنیش در زمینه های مختلف اونو به مسیر های نادرست میکشن!!!
سلام و درود ، امیدوارم حال دلتون خوب خوب باشه ، من دقیقا باورام از وقتی خراب شد که تو مدرسه همیشه سر صف میگفتن مرگ بر آمریکا و تا تکرار نمیکردیم با صدای بلند اجازه ی رفتن به کلاس و نمیدادن تازه ۱۳ ابان که میشد به زور ما رو میبردن تظاهرات و ماهم باید شعار مرگ بر آمریکا رو میدادیم این از یک طرف ، از طرف دیگه تو خونه پدرم کل شب و مشغول دیدن اخبار از تلویزیون میشد و کلا هم تو تلویزیون از جنایات جنگی آمریکا و اسرائیل صحبت میکردن ، گرونی ها ،تحریم ، بالا رفتن لوازم برقی ، خراب شدن بازار بورس ، خصوصی سازی شدن ادارات دولتی ، لغو سفرهای خارجی همه و همه مشکلاتی بودن که مسبب اصلیشون آمریکا بود ، بخدا طوری شده بود که اونقد ما تو تلویزیون کاخ سفید می دیدیم و اتفاقات داخل کاخ حتی نمیدونستم تو ایران رییس جمهور برای سخنرانی هاش کجا میره و جلساتشو کجا برگزار میکنه ، از طرفی خواهرم بابت کارش من و هر جمعه میفرستاد نماز جمعه تا خطبه های امام جمعه رو بنویسم جالب اینجاست که شروعش با شعار مرگ بر آمریکا بود و پایان نماز هم کلا شعارهای پی در پی مرگ بر آمریکا ، فیلم های اکشن و وسترن که بماند ، من ته قلبم امریکا رو دوست داشتم اما راستش از کشورش و مردمش میترسیدم ، میگفتم اگه برم اونجا یه روزی و بخوام جایره اسکار بگیرم بهم اجازه ندن شال یا روسریم و سر کنم چی میشه ، اصلا اگه بگن لباس لختی بپوش من باید چیکار کنم ، اون موقع نمیدونستم اسم اینا چیه اما از وقتی با شما استاد عزیز از طریق خواهرم آشنا شدم تازه فهمیدم اینا موانع ذهنی من بودن ، من واقعیتش سفر به دور آمریکا رو مرتب ندیدم اما سریال زندگی در بهشت و قسمت به قسمت دنبال کردم و با هر قسمتش خندیدم و لذت بردم ، بزارین بگم نگاهم به آمریکا چجوری عوض شد ، اول اولش وقتی دوستتون با خانواده ش اومدن خونه ی شما و اون رفاقت و صمیمیتی که بینتون بود و دیدم تعجب کردم ، خیلی ریلکس ، خیلی راحت بعدش وقتی اون دوستاتون که با چندین ماشین اومدن و همه شون انگار خونه خودشون بودن برام جالبتر بود ، جالبتر زمانی شد که گفتین ازشون میخوام کفش و دربیارن و خونه رو مرتب کنن ، تعجب کردم چقد ارامن ، چقدر همه چیز رو راحت می پذیرن و قبول میکنن
جالبتر برام زمانی بود که رفتین خونه ی اون دوستتون که یک کشاورز نمونه بود و مرده شور بود و کنارش چقدر احساس خوبی داشتین و چقدر راحت بودین ، من اینا رو که می دیدم میگفتم واقعا اینا واقعیه ؟
جلوتر که رفتم باز برام جالب تر شد اونجا که شما راحت میرفتین پیاده روی تو تمپا اونم ساعت ۲، ۳ شب و جالب اینجا بود که خانم شایسته تو پرادایس میموندن ، استاد اینجا و در شهری که من ساکنم اگه از ساعت ۹ شب بگذره و بخوام برم پیاده روی هم خودم استرس میگیرم و میترسم و هم خانواده ناراحت میشن ، اینجا وقتی خونواده ای میره مهمونی نه تنها هزار تا قفل میزنه به در و پیکر خونه بلکه دزدگیر رو هم فعال میکنه ، اما خانم شایسته وسط جنگل تک و تنها بدون هیچ حصار و دیواری خیلی راحت روزاشو طی میکرد و در امنیت کامل به سر میبرد ، زیباتر اونجایی بود که شما رفتین مسافرت و تعمیرکار اومد تراکتور و با خودش برد و تازه به مرغ و خروساتون غذا داد ، این نهایت امنیتی که دیدم ، یا وقتی از ساحل دریا فیلم میگرفتین و زنایی رو می دیدم که پوشش دارند ، خداییش اونقد که امنیت آمریکا برام جا افتاد راجع به ایران جا نیفتاده برام ، الان طوری شدم که تا حرف از دزدی میشه میگم آمریکا دزد نداره ، حرف از تجاوز و خشونت میشه من از ایران بیشتر مثال دارم تا آمریکا
شاید این درست نباشه اما من حالا احساس امنیتی بیشتری دارم از فضای آمریکا تا فصای ایران ، خداروشکر تا حالا همیشه در جاهای خوب و مسیرهای ارام و امن خدا بودم و این باورایی که از اینجا دارم از خونواده و اطرافمه و البته کمی هم من چون هنوز اونقد باور منفی دارم نسبت به تنها بودن که فکر میکنم دزدا و متجاوزین حمله میکنن ولی اتفاق خوبی که برام بعد آشنایی با شما و مسیرتون و این سریال افتاد این بود که هیچ وقت اخبار ندیدم ، هیچ وقت نه شعاری دادم و نه به شعاری گوش کردم ، با فالو کردن پیج های مسکن و توریستی و کاری تو آمریکا و دنبال کردنشون سعی کردم هر روز توجهمو بزارم رو زیبایی های این کشور و ازتون یاد گرفتم که تا ندیدم و تجربه نکردم و زندگی قضاوت نکنم ، الانم دارم تلاش میکنم باورامو سمت اینجا درست کنم تا ترسام از اینور کمتر بشه ، مرسی که فرصت دادین حرفامو بزنم
.من دیدگاهی که درموردمردم آمریکاداشتم این بودکه مردمی هستن که اصلااصالت خانوادگی ندارن وبنیادخانواده برفحشاوفسادبناشده ومردم همدیگه رو چه درمدارس وچه دربازاروبیابان میکشن وبهمدیگه تیراندازی میکنن مثل فیلمهای وسترن که ازتلویزیون ایران پخش میشدچهره مردم آمریکادرذهن من کاملا خشن وخیلی باقیافه وتیپ جنگندگی نمایش داده میشد ودیگه اینکه کشورآمریکایک کشورخشک وکویری وبدون ذره ای سرسبزی وآب ودریاچه درذهن من شکل گرفته بود..تصویردیگری که درذهن من بوداینکه کشورآمریکاسرسخت ترین دشمن ماایرانی هاست ومن ازشعاردادن درموردمرگ آمریکا واقعا لذت میبردم ویادمه شب 22بهمن هرسال ساعت21 که شعارالله اکبرازتلویزیون پخش میشدمن میرفتم پشت بام خونه وخیلی خیلی باصدای بلندورسا شعارمیدادم ….برآمریکا وصدای من اینقدربلندبودکه بعدازشعاردادن من همه همسایه هابعدازمن این شعاررو تکرارمیکردن وچقدرحس میکردم کارخداپسندانه ای دارم انجام میدم وفکرمیکردم که خداوندازاین کارمن رضایت داره ومنوبه خاطراین عمل به بهشت رهنمون میکنه…بعدازعضوشدن دراین سایت توحیدی وتماشای قسمتهایی ازسریال زندگی دربهشت وسفربه دورآمریکا کاملا دیدگاهم ونگرشم نسبت به کشورعزیزودوست داشتنی آمریکاتغییرکرد وچقدرازخداوندطلب مغفرت وآمرزش کردم بابت اون دیدگاهم که کورکورانه داشتم فقط تقلیدمیکردم بدون اینکه دراین موردتحقیقی انجام داده باشم…بعدازاون فهمیدم ودرک کردم که چقدرمردمان نازنین وخداپرست وتوحیدی ای داره این کشورعزیز..چقدربه خداونددرعمل توکل میکنن وبه خداوندایمان دارن که شعاری که برروی دلارهای این کشورچاپ شده نمایانگر این ادعاست که این کشورچقدرمتوکل وتوحیدی است..والبته که به نظرمن همین دیدگاه توحیدی ومتوکل بودن این مردمان عزیزودوست داشتنی است که خداوندرحمان این همه نعمت وفراوانی وثروت روبه این کشورهدیه کرده وجواب ایمان وتوکل ایشان رابادادن این همه سرسبزی وهوای عالی وباران رحمت الهی وفراوانی وثروت وجاهای دیدنی وتماشایی بهشون برگردونده ونتیجه اعمال خودشون رابه خودشون تحویل داده..من امیدوارم که کشورایران هم باتغییرزاویه دیدونگرش مردمان این دیارواین سرزمین قدیمی وکهن نسبت به کشورهای دنیا به کشوری توحیدی وپرازنعمت وبرکت وفراوانی وباران رحمت الهی وسرسبزی وعشق ودوستی تبدیل گردد..
شادوپیروزوسربلندوثروتمندباشیدوسعادتمنددردنیاوآخرت
به امیددیداراستادعزیزم درپرادایس زیبا درکشورتوحیدی آمریکا
سلام و درود استاد دوست داشتنی و راهنمای خوب زندگیم وخانم شایسته باحال با معرفت
در خصوص طرح سوال این برنامه بگم براتون که چه دنیایی از ما رو متفاوت وچه قشنگ تعبیر دادین من که از بچگی با چه باورهایی و افکار نامناسب روزمون وشب شبمون رو روز میکردیم
از برنامه های تلویزیونی که دوتا کانال بود همش تخریب افکار بر علیه کشور آمریکا ومردم آمریکا
بعد نقش مدرسه رو تربیت کلی روح و جسم و ذهن ما در مورد آمریکا اخبار آمریکا
جوری شده بود که هنوز باید توحیاط مدرسه اگه از رو پرچم آمریکا که رو پله های ورود به سالن رد نمی شدیم عذاب وجدان داشتیم.
چه ادبیات کلامی پیدا کرده بودیم که هر مشکلی داریم در طول روز باعث بانیش آمریکاست
خلاصه بگم که اسم اون کشور ورنگ پرچمش یه همراه ذهنی بد وذهنیت بد در ما شکل گرفته بود
الان با توجه به اگا هیهایی که از سریال سفر به دور آمریکا و زندگی در بهشت در من انتقال پیدا کرده و دارم متوجه به مقدس بودن این سرزمین بهشتی میشم چه طبیعت بکر و زیبا چه آرامشی که تو این کشور هست به من بیننده ارسال میشه چه امکاناتی چه باورهایی رو در من تقویت میکنه وهمش به خودم میگم بی دلیل نیست که هرچی آدم بزرگ ومشهور هست یا از اون سرزمین بوده یا به اون کشور مهاجرت کرده دمشون گرم
و در پایان حرفهام دوست دارم منم هدایت بشم به اون سرزمینی که حظور خداوند اونجا بیشتره
متشکر هستم از شما دوتا عزیز دل که با کلامتون با نگاهتون با به تصویر کشیدن وکلای روشهای دیگه ما رو نسبت به آمریکا روشن کردین .
سلام استاد عزیزم، وقتی تصویر فایل رو دیدم اولش خیلی خوشحال شدم گفتم آخ جون استاد دوباره گفتگو با دوستان داره که بعد دیدم نوشته سریال زندگی در بهشت قسمت 174،وقتی دیدم تو مکانی که همیشه گفتگو با دوستان رو دارین نشسته اید،حدس زدم موضوع جالب و مهمی باشه،وقتی جایزه رو گذاشتین خیلی ذوق کردم گفتم کاش من برنده بشم چون خیلی وقته میخوام یکی از محصولاتتون رو بگیرم و دارم براش تلاش میکنم،ولی بعدش نشستم فکر کردم گفتم استاد همیشه همه ایده هاش هدایتی ازجانب خداست و قطعا با این ایده داره به گسترش جهان کمک میکنه و وقتی دقیقتر فکر کردم به خودم به تصوری که از آمریکا قبل از فایل های شما داشتم دیدم آره من ناخودآگاه الان خیلی نسبت به قبل در مورد آمریکا بهتر فکر میکنم،خیلی جاها تو سفر به آمریکا آرزو داشتم در کنار شما بودم مخصوصا تو آبشار نیاگار که مثل خانم شایسته یکی از حیرت انگیزترین صحنه هایی بود که دیدم و آنچنان با ذوق و شعف نگاه لپ تاپم میکردم و بلند بلند مثل خودتون میگفتم واااای خدای من!!!!خدای من !!!! چه شکوه عظمتی داری تو!!! چقدر زیباییی!!! که خواهرم در اتاقم رو باز کرده و با ترس گفت چته؟؟ و من بی توجه به خواهرم با ذوق خیره به لپ تاپم بودم…😂
استاد من با خودم میگفتم مطمنم این فایلتون خیلی کامنت بخوره چون شما همیشه هدات میشین که در درست ترین زمان درست ترین کار رو انجام بدین،چون این دو روز تو ایران تعطیلات بود و چون سرکار نمیرفتم خیلی خوب تونستم به این موضوع فکر کنم و حتی چند تا از فایلهای سفر به آمریکا رو دوباره دیدم و باورهامو قبل و بعد از این سریال ها بررسی کردم،وچیزی که منو به تعجب وا داشت این بود که من اون روند تکاملی که همیشه میگفتین برا ساخت باورها باید طی بشه و اینکه ورودیهای ذهن چطور برامون باور سازی میکنه جوری که خودمون متوجه نمیشیم رو الان با تمام وجود میفههم،اگه این سوال رو نمیپرسیدین شاید من اصلا متوجه تغییر نگرشم نسبت به آمریکا نمیشدم چون من فقط برای تمرکز بر نکات مثبت و زیباییها این سریالها رو میدیدم نه تغییر نگرشم در مورد آمریکا!! ولی الان که به خودم اومدم دیدم که چقدر باورهام نسبت به آمریکا عوض شده و الان زندگی درآمریکا یکی از خواسته هام شده…
و اما باورهای قبل و بعد از این سریال ها
بنیان خانواده و روابط خانوادگی :
احسان علیخانی مجری برنامه ماه عسل یه جمله معروف داره که (( میگه مادر ایرانی تنها چیزیه که چین نتونسته بسازه!!!!)) و تو برنامه های مختلف تلویزیونی همیشه میگفتن مردم ایران مردم احساسی،خونگرم و مهمان نوازی هستن و قدر این مردم رو بدونید که واقعا تک هستن و هیچ جا مردم ایران رو نداره…
همیشه تو سریالهای خارجی نشون میدادن که زن و مرد با هم کار میکنن و بچه ها اغلب تو خونه تنها هستن….روابط عاطفی بینشون سرده…..بچه ها از سنین خیلی کم جدا از مادرشون میخوابن تو مدرسه زیاد دوستی ندارن….مادرها اینقد که به فکر آرایش و لباس خودشون هستن به فکر خانواده نیستن و از همه مهمتر مهر مادر ایرانی رو ندارن👌…تمایلی به داشتن بچه ندارن و دولتشون التماسشون میکنه بچه دار بشن و کلی تسهیلات براشون در نظر میگیره ولی تعداد کمی حاضرن بچه دار بشن….بچه ها رو از 18 سالگی میندازن بیرون بچه ها هم تو سنین بالا پدر و مادر رو میفرستن خانه سالمندان….آمار طلاق به خاطر روابط آزاد بینشون زیاده…..آمار تجاوز جنسی بالاست….. پرورشگاه هاشون پر از بچه هایی هست که حاصل روابط نا مشروع هستن….به خاطر فیلم الیور تویست فکر میکردم بچه های کار اونجا زیاد باشه چون اونجا اصن به خانواده اهمیتی نمیدن (الیور تویست مال آمریکا نبود ولی من در مورد خارج از کشور اینجوری فک میکردم😂)…..مرداشون روابط جنسی آزاد دارن و…
ولی با فیلم سفر به دور آمریکا،من همش میگفتم واای خدا اینا چقد بچه دارن؟؟ تو استیت پارک ها ،ایونت ها تو ایالت یوتا میون اون همه صخره و راه صعب العبور هم بچه ها بودن،و چقدر رها ! چقدر آزاد بازی میکردن و هیچ کس هم نگران نبود👌 نه مثل پدر و مادرهای ایرانی که دایم نگرانن و به بچه ها میگن نکن بکن اونجا نرو و…. تو استیت پارک ها پدرها با بچه هاشون گلف و بدمینتون بازی میکردن،چقد بچه با کالسکه بود،کنار هر زن و مردی چند تا بچه بود نه فقط یکی…چقدر زن و مرد مسن شاد و خندان با هم بودن که نشون دهنده روابط عالی بینشون بود…یا اون خانمی که باش آشنا شدین با مادر95 ساله اش در صلح و صفا زندگی میکردن و چقد انرژیشون مثبت بود…
و من باور کردم :
1)علاوه بر اینکه بنیان خانواده اونجا درسته بلکه تربیت بچه ها هم درست تر هست….
2)مادرها عزت نفس بیشتری دارن و با فداکاریهای نادرست نقش قربانی رو بازی نمیکنن بلکه در کنا رشد بچها اونها هم شادن و از زندگی لذت میبرن……
3) زوج های مسن و شاد نشاندهنده زندگی مشترک طولانی و وفاداری بین اوناست….
روابط اجتماعی مردم:
فکر میکردم عین ربات فقط کار میکنن ….. هر کس سرش تو زندگی خودشه کاری به دیگری نداره…..تو روابطشون تعارف نمیکنن خیلی رک هستن….. با غریبه ها صمصمی نمیشن…… مهمان نواز نیستن…اعتماد عمومی پایین هست…..
واقعیت سریال زندگی در بهشت و سفر به آمریکا :
چقدر استیت پارک ها رستورانها آبشار نیاگارا ورزشگاهها و…. شلوغ بود،چقد آر وی داشتن !!! چقد اهل تفریح و شادی و رقص بودن!!!چقدر با خودشون در صلح بودن….احساس خوب رو دقیقا زمانی که خانم شایسته یا استاد دوربین رو سمتشون میبرد قشنگ میشد حس کرد…چقدر راحت بدون ترس از قضاوت دیگران با همه ارتباط برقرار میکردن …وقتی استاد میخواست درب آروی رو درست کنه یه پیرمرد سن بالا خیلی راحت و با عشق و صمیمیت به استاد کمک کرد…یا اونجا که تو پرادایس جت اسکی خراب شد و چند نفر به شما تا جایی که تونستن کمک کردن و بیتفاوت نبودن…یا اون خانم و مادرش که خیلی اتفاقی برای پرسیدن یه آدرس با استاد آشنا شدن و بعدش استاد رو با اصرار دعوت کردن خونشون و پول شیرینی استاد رو هم خودش حساب کرد… و چقدر پذیرای آدم های جدید بودن چقدر صلح دوست و شرافتمند بودند… اینجا به خودم گفتم اگه این اعتماد عمومی نیست پس چیه؟؟؟ اگه این عشق و صمیمیت به همنوع فارغ از هرگونه قید و بندی نیست پس چیه؟؟؟
میزان امنیت اجتماعی :
یادمه با خوندن مطلبی در مورد آل کاپون در مجله دانستنی ها فکر میکردم خلافکار تو آمریکا خیلی زیاده و اینقدر که پلیس حریفشون نمیشه….بعد از رابطه ریس جمهور بیل کلینتون با منشی اش و مانوری که مطبوعات و تلویزیون ایران به این موضوع دادن تا امنیت اجتماعی برا زنان رو در آمریکا زیر سوال ببرن …. و این موارد باعث شده بود فک کنم آمریکا جای امنی علی الخصوص برای زنان نیست… و اینکه دولت آمریکا نژادپرسته وسیاه پوست ها تو این کشور امنیت ندارن…
واقعیت سریال زندگی در بهشت و سفر به آمریکا :
تو یکی از فایل ها استاد گفتن اینجا تو آمریکا دور خونه ها دیوارکشی نیست و اونجا من واقعا از این همه حس آزادی و امنیت شگفت زده بودم….همه جا مردم شاد و آزاد بودن چه سفید پوست چه رنگین پوست ….زن و مرد فارغ از هر نژادی تو استخر مختلط با هم شنا میکردن کنار ساحل نیمه برهنه با صلح و صفا کنار هم بودن ….اون ساختمانهای بلند اون همه ثروت ، نعمت ، زیبایی،شادی،روابط عالی و رفاه اجتماعی که دیدم با خودم گفتم طبق قانون غیرممکنه که این همه ثروت و نعمت و حال خوب از طریق خلاف به دست اومده باشه،طبق قانون این نشون دهنده فرکاس عالیی و بالای مردم این کشوره که بالا ترین رفاه و امنیت اجتماعی رو دارن.
طبیعت آمریکا :
همیشه در وصف کشور خودمون تلویزیون و.. میگفتن ایران کشور چهار فصلی هس که هر توریستی که میاد ایران شگفت زده میشه و…،همیشه به اروپا میگفتن قاره سبز ولی هرگز در مورد زیبایی های طبیعت آمریکا هیچ چیزی نشنیدم و تصویر ذهنی خاصی نداشتم.
واقعیت سریال زندگی در بهشت و سفر به آمریکا :
تو سفر به آمریکا من اولش فک کردم خب چون میخواید سفر برید و تفریح کنید، و استاد هم از طبیعت خوشش میاد شروع سفر رو از جای زیبا مثل شمال خودمون شروع کرده و واقعا انتظار نداشتم در طول این سفر با گذشتن از ایالت های مختلف اینقدر سرسبزی،درختان بلند و زیبا،چچچقققددررر دریاچه !!!! وسط شهر هم دریاچه وجود داره!!! کنار اتوبانها و خیابانها پر درخت پر زیبایی و نعمت!!!!آسمان!!آسمان چقدر شفاف،پر ابر،چقد آبی!!غروبهای پرادایس که نگوووو!!! یه صحنه هایی خانم شایسته از پرادایس فیلم میگرفت که میگفتم این انگار عکسه،فتوشاپه،نقاشیه!!! ولی بعدش به خودم میگفتم عزیزم این گوشه ای خیلی کوچک از شکوه و عظمت و جمیل بودن ربت هس …. جلال و بزرگی و قدرت خدا رو تو آبشار نیاگارااا کوههای یوتا میشد دید و…..چقد حیوونای مختلف زرافه،سنجاب،طاووس خشگل،شتر،جاناتان مرغ مهاجر😂 و… تو این کشور وجود داره و واقعا آمریکا برای من شد دنیایی کوچک از تنوع ،شگفتی،زیبایی،ثروت و نعمت خدای بزرگم💖
کیفیت کسب و کارها :
همیشه از بچگی یادمه هر وسیله ای ابزاری لباسی که جنسش خوب بود و سالها کار کرده بود بزرگترها با اطمینان میگفتن این آمریکاییه یا ژاپنیه 😎 و اینجوری باور کرده بودم که هرجا کیفیت و نوآوری است نام آمریکا میدرخشد….😂
و اول سریال سفر به آمریکا وقتی چشمم به جمال آر وی دوست داشتنی باز شد گفتم خدایا این آمریکایی ها چه مخی دارن و چقد خلاقن!! …..حتی اونجا که تو سریال زندگی دربهشت به هر تضادی که میخوردین با یه سرچ تو آمازون ابزار مورد نیاز رو پیدا میکردین من واقعا خلاقیت و نوآوری تو کسب و کار اونا رو تحسین میکردم.
شیوه فروش و بازاریابی سایت آمازون که فوق العاده بود…شرکت کوکاکولا…لیوانهای ابشار نیاگارا….فروشگاههای بزرگ و متنوع با خوراکیهای جورواجور و فروشگاههای لباس مخوص باشگاه ورزشی و…… همه باور من رو نسبت به کیفیت کسب و کار آمریکایی ها تقویت کرد…
و در آخر از استاد عزیزم و خانم شایسته مهربان تشکر میکنم و امیدوارم که سایتون مستدام باشه که اینقد انژی مثبت و خال خوب با خودتون دارین…..دوستتون دارم..😘😘💖💖
سلام عزیز استادم عباس زمانه ام مرد توحیدی من عشق من 💞 سلام مریم بانو جان دلم سلاااام 💞سلام ای هم ارتعاشی که در حال خواندن این متن هستی عزیزانم سلام
میبوسم روی ماهتون رو با عمق جان آرزوهایم رو هم راستا و در امتداد خواسته های جمعی میکنم و هر لحظه به عمق زیباتری از هماهنگی و همزمانی که روحم طالبش هست میرسم
امروز یکی از زیباترین و دلچسب ترین همزمانی هارو تجربه کردم که مربوط به سایت میشد و شوق لذتی در من پخش کرد و قدر این همزمانی در قلبم اینقدر عمیق و بزرگ بود و حس خوشی به روحم داد که دوست دارم شریک این تجربه نابت کنم عزیزم خوب تا آخر متن بخون … باشه ☺️
یه نکته جالب بگم امروز شانزدهم برج هست و ساعت سیزده و شانزده ثانیه دخترم آسانا متنی رو برای اولین بار در روز هفتصد و نود و هفتمین روزی که من وارد سایت شدم رو ارسال میکنه در سایت … متن ارسالی دخترم رو پایین این کامنت کپی میکنم 😍 تو مسابقه شرکت کرده مثلا عشق مامان میگه من حتما برنده ام منم که عقیده دارم بازنده ای وجود نداره گفتم برنده ای همین الان با این ارتعاشت بیشتر از یکبار فایل رو دیده و چند ساعت زمان گذاشته تا چند خط تایپ کرده واقعا تلاشش ستودنیه افتخار منه با اینکه ازم دوره و مجازی ارتباط دارم بیشتر باهاش با اشتیاق کارهایی که میکنم رو دنبال میکنه سپاس گذاری هاشو ویس میکنه و …
جالبتر از این ، سطح ارتعاش بالای آسانا و کلا بچه ها به دلیل (پیشفرض های ذهنی )
هماهنگ تر ،پاک تر ،خالص تر و نزدیک تر به روحشون هست که باعث همزمانی های خارق العاده میشه و خلق خواسته هاشون 👏🏻
و این تلاش مستمر من طی هفتصد نود و هفت روز برای ساخت باور های قدرتمند و کنترل ذهن و ورودی های کاملا فیلتر شده و استریل بصورت خیلی جدی و مداوم به قول استاد عشق جهاد اکبر 💪🏼 اره من همون فاطیمام که در سن سه سالگی پدرشو شلمچه کربلای پنج به خدا سپرد و جهاد اکبر رو با روحش جسمش لمس کرد شاید درد داره شنیدن این حرف های استادم برام از جنگ و دیدگاههایی که به ذهن کودکی ام پیش فرض هایی رو میداد و منو پر از نفرت میکرد به اسم صدام حسین وااای اسمشو عکسشو حس و حال اون روزا بازوهام سست کرد همین الان اما بیاد آوردن این خاطره ها فکت محکمی شده برای ذهن نجوا گرم و میگه آفرین استادم راست میگی منم تجربه کردم با گوشت و پوست و استخوانم نفرت و درد از دست دادن رو ، عشقم پدرم رو با تلخترین حس که تمام بدنمو الان درگیر کرده 😔 یادمه تو کوچه مون عکسی از صدام بود که روش نوشته بود مرگ بر صدام حسین و چقدر ما بچه های هم محلی سنگ پرتاب میکردین به اون تصویر بعد از مدتی چیزی جز اسم حسین زیر اون عکس نمونده بود بله تلخه درد داره وقتی استادم میگه عزیزانم پیشفرض ها رو مرور کنید مراقب باشید ذهنتون رو با چه چیزهایی پر کردند برای چه نوع اهدافی …
یه لحظه به خودم اومدم گفتم الان این حس نفرت به اعراب تو ایران به چه هدفی پایه ریزی شده ؟؟؟جنگ های داخلی و برون مرزی و کشته شدن سردار های سپاه و ارتش و جوونای مملکتم مثل پدرم که تو سن بیستو چهار سالگی با سه تا فرزند و یه زن هجده ساله … نگم دیگه …
و حالا چه نگاهی به ما کمک میکنه که جلوی این پیشفرض های غلط رو بگیریم و بتونیم احساس بهتری نسبت به این دسته اتفاقات داشته باشیم چون سیستم خلق جواب نوع احساس ما در هر لحظه به اتفاقات و شرایط موجود برای خلق لحظه های بعدی
یادم اومد یکی از اساتید گفت صدام تو هفت سالگی از سمت عموی خودش مورد آزار جنسی و کتک و رفتار های ناشایست بوده و اگر ما بخواییم قضاوتش کنیم هوشمندی جهان ما رو در اون شرایط قرار میده و میگه حالا شما جای اون شخص چه رفتاری میکردی وقتی به قدرت میرسیدی الله اکبر … یه پله از اون حس نفرت میام بالا و ذهنم آرومتر میشه و میگه خدایا تو آگاهی به همه چیز و از دست دادن پدرم خیر بوده و هست راضی ام ازت منو در مسیر لذت بخش و آرام بدون جنگ و شتاب هدایت کن
خداوند هم که کنار من با صدای ارامبخش و زیباش میگه به همزمانی ها توجه کن و حس عمیقت که حس عشق هست بببین کجا قلبت تند تند میزنه اون فانوس راهت 🥰 بگم از مسیر هدایتم برات اره ؟ گفتنش خیلی بهمون کمک میکنه برای اعجاز و رسیدن به خلق آنی
این تارگت منه با استفاده از سیستم احساسات تو هر لحظه به عمق بیشتری در لحظه ی بعدی برسم تا خلق آنی و میرسم یقین دارم هیچ آرزویی در دل کسی کاشته نمیشه مگر اینکه توان رسیدن به اون رو داره و فقط حرکت با ایمان لازمه 😎
قبل از اینکه با قوانین بصورت فیزیکی آشنا بشم و بدونم تجسم چیه ؟ مثبت نگری چه نتیجه ای داره !? قانون جذب و کلا انرژی و سیستم تعبیر شده توسط خالقم چطور عمل میکنه ؟! حتما قبل از خوابیدن تجسم میکردم و بدون این کار خوابم نمیبرد البته که تجسم های اون روزا همه در مورد خواسته هام نبود و مثبت و منفی ترکیب بود 🥴😂 یادمه تجسم میکردم از کف دستم تراول میزنه بیرون بعد کلی کیف و کشو هامو، ساک مسافرتی رو پر میکنم از پول و بعد میرفتم تو خیالم خرید و بعد یه قرص بود معجزه میکرد میخوردم و تجسم میکردم میتوانم صورتمو تغییر بدم و رنگ مو رنگ چشمام و عوض میکردم و اینقدر غرق میشدم تو تجسمم تا خوابم میبرد دیگه عادت شده بود برام بعد از آشنایی با سایت هدایت شدم سمت استادی که اینقدر بی ذهن و قدرتمند هست که با روحش بسیااار هماهنگی داره و میتونه قدرت های روحی شو به تماشا بزاره و با ذهن متمرکز انتقال انرژی که استاد عباس منش ازش صحبت میکنن و میگن این سیستم این انرژی قابلیت تغییر و تبدیل داره از حالتی به حالتی … و باید باور ذهنی درست و اقدام روزانه داد تا همزمانی پیش بیاد یعنی همون خلق خواسته رو بصورت خیلی حرفه ای تو زمان کم انجام میدن 🤩 من که همیشه عاشقش بودم و تجسم میکردم بدون علم ،الان آگاهانه انجامش میدم و بزرگترین خواسته ام خداست و ذهنی کاملا هماهنگ با روحم برای بیاد آوردن رسالتم از کدها کمک گرفتم و مسیری که قلبم گواهی میداد این همون راهه. ذهنمو در مدت های طولانی خاموش کردم و بی ذهن شدم اسمش همون مراقبه س که استادمون میگه 😘حالا با تمرینات قدم به قدم بعد از سه سال تونستم از یه دقیقه بی ذهنی برسونمش به تایم بالا 😌 بی نهایت لذت بخشه این کار برام از هر نوع مستی بالاتره لذتشو خدا میدونه و کسایی که این تمرین رو مدام انجام دادن متوجه میشن چی میگم
ببین استادم دقیقا یه حالتی از ارگاسم مغز تو اوج جنسی که مغز در حال تجربه س داره رو با زمان بیشتر تجربه کردنه ، میشه با توجه به حس زمانی که اوج لذت جنسی تو همون زمانی رخ میده بیشترش کرد و بی ذهن شد و کاملا با روح یکی شد بعد اعجاز پشته هم ، همزمانی پشت هم و سطح میدان انرژی بدنت تاثیر گزار تر از همیشه و کلا تجربه های متفاوت و جنس مرغوب 😂 خوده خدا میشی
در رأس کارهای روزانه ام بی فکری رو قرار دادم و به نظرم زمان برای باور های غلط رو پیدا کردن خودش یه عمره بعد تازه بخوام جایگزینشونم بکنم خودش یه راه طولانیه 😥 این راه جدید رو خواستم از خداوند و هدایتم کرد سریعتر راحت تر لذت بخش تر باشه عشق جان اونم در جواب فرمودند این راه 💪🏼 به هر حال از مسیر باور سازی شما شروع کردم و بعد این مرحله بی ذهنی و بعد از اون فکر های انتخابی همون باور های توحیدی و کاملتر از قبل پله به پله تا خدا 😉که باور سازی عمقی با حالت آلفا ی ذهنم که بازم استاد عباس منش جان میگن قبل از خواب تمرکز رو ببرید روی سپاس گزاری و اتفاقات خوب روزانه که بیست دقیقه قبل از خوابه و بازم میفرمایید که بعد از بیدار شدن تجسم کنید اتفاقاتی که میخوایین تو روز تجربه کنید با حس خوب همون حالت الفای مغذ میشه رو وارد ناخودآگاهم کردم تا حدی پیش رفتم که جسم رو حرکت دادم بدون واسطه و مستقیم با ذهنم از طریق ناخودآگاه پروگرام شده توسط روحم و جسمم و کانون توجه ام و این همون راه حسین جان برای خلق خواسته ست که بعد از قدم ششم از دوازده قدم سمتش هدایت شدم و زندگیم کلا خلق شده با کلامم تو لحظه معجزه میشه با متن نوشتن با دیدن یه فیلم به حدی اون اتفاقات برام منعکس میشه تو زندگی که ارتباطاتم محدود به سایت استاد عباس منش شده و تمریناتش و عشقی که هر روز تو دلم بیشتر میشه برای دیدنشون از نزدیک آخه عجیب زندگی ام شبیهشونه و تجربه های خیلی نزدیکی داریم از زندگی طولانی در شهر قم گرفته تا جدا شدنم از همسر سابقم و خیلی اتفاقات شبیهه به هم …
خدا رو شکر میکنم و قدردان این استاد بزرگوار و خانم با حال جنوبی شون هستم و بازم از ته دل آرزوهامون رو هماهنگ میکنم تا نتیجه بهتری بده و فرکانس جمعی مشترکی رو ارسال کنیم با تمرکز روی جهانی زیباتر شادتر ثروتمند تر و آرامتر با تغییر زاویه دیدمون و ذهن که موهبت خداونده رو به خدمت بگیریم چون تفاوت انسانهای موفق با دیگران میزان کسب مهارت در تمرکز ذهن بوده از انیشتین تا عباس منش جان و من که در رأس روح تکامل یافته ها میبینم خودمو بعد از دیدن فیلم لوسی کلا انتخابم این نوع نگاه و تفکر بوده بازم خدا رو سپاسگزارم و ممنونم که محیطی رو برام فراهم کرده برای کار کردن روی ذهن متمرکز برای اهداف عالیه خلقت و رسالت زیبام 🌹🌹🌹
فاطیما 🧚♀️
۱۶ خرداد ۱۴۰۰ در ۱۳:۱۶
مدت عضویت: ۷۹۷ روز
به نام خداوند تمام زیبایی ها ♥️💗🌸
🌸سلام استاد عزیز 🌸 من آسانا مالکی دختر خانم فاطیما هستم من تازه وارد این سایت شدم من ۱۱ سالم است نیمه دوم سال ۸۸ به دنیا آمده ام و کلاس پنجم هستم من با فیلم پسرتون به این سایت ملحق شدم وقتی پسرتون کلاس چهارم بود یک فیلم از تبلت و کامپیوتر گرفته بود من آن فیلم را دیدم وقتی گفت در مورد کامپیوتر تحقیق میکردم و میخواستم و آن را به دست آوردم و تبلت هم مادرش به او اجازه می داد که روز تولدش تبلت را بر دارد ولی پسر تجسم می کرد که تبلت اش پیش خودش است و مادرش دو ماه قبل از این که تولدش برسد به او تبلت را داد و من به خاطر پسر شما به این سایت بسیار بسیار زیبا و دلنشین ملحق شدم و از نکاتی که به ما گفتید بسیار بسیار خوشم آمد و خیلی خوشحال شدم که شما اینقدر زیبا و دلنشین به ما نکات مثبت را یاد می دهید و من سعی می کنم زندگی ام را بهتر از الان کنم یکی از افکاری که من قبل از آشنایی با شما داشتم این بود که آمریکایی ها بد هستند و با مردمی که تازه وارد می شوند خوش آمد گویی کاملی ندارند و وقتی که شما برای ما کلیپ زیبایی گرفتین و توضیح دادید که مردم امریکا چگونه هستند من هم آرزویم این است که به آمریکا بروم و با تمام وجودم با این مردم خوش رفتار و یک تکه مهم از کشور خودم را که خیلی شیرین و دلپذیر است با خودم ببرم به نام آن ها مهر و محبت، گفت و گوی خوشایند ،دوستی بی پایان، زندگی شاد و سلامت و…….
آمریکای خونخوار و قاتل سرخپوست های مهربون و بی آزار و معصوم که کشور اونها رو غصب کردند!!
چقدر فیلم ها و سریال های تاریخی توی تلویزیون و سینما دیدیم از قتل و عام سرخ پوستها توسط آمریکائی ها (( کلبهء عمو تام)) + (( با گرگ ها میرقصد)) + ((بردهء رقصان)) + (( تام سایر)) + ((هاکلبری فین)) و یا برده داری های وحشتناک سیاه پوستان توسط سفید پوستهای نامرد و عوضیِ آمریکایی که به ما دائماً القاء میکرد که این جماعت گاوچرون خیلی وحشی و خونریز و عوضی هستند و به غیر از نژاد خودشون به هیچ احدالناس دیگه ای رحم نمیکنند و همه رو از دم تیغ میگذرونن!!
چقدر توی صف مدرسه هامون شعار دادیم: آمریکا، آمریکا، مرگ به نیرنگ تو، خونِ جوانانِ ما میچِکَد از چنگِ تو . . .
و با اینهمه تصاویر غلط و اشتباه ذهنیت های پاک و معصوم ما را نسبت به نه فقط به کشور ایالات متحدهء آمریکا و آمریکائیان، بلکه نسبت به خیلی دیگر از کشورهای دنیا، سیاه و تاریک و چرک و کثیف کردند و ما رو نسبت به اونها دل چرکین و بد بین و آزرده خاطر نمودند و باعث شدند که کینه ای دیرینه و قدیمی در دلهای ما نسبت به اونها ایجاد بشه و روزبروز هم ریشه دار تر و قویتر هم بشه!!
همیشه توی فیلمهایی که از تلویزیون پخش میشد، آمریکائیها رو آدمهای خوش گذرون و عیاش و تن پرور و خوک صفتی نشون میدادند که از راه های حروم و از طریق دزدی و خوردن مال و اموال آدمهای بدبخت و بیچارهء جهان سومی، به ثروتهای بی پایان و از پارو بالا رفته رسیدند و خیلی قصی القلب و خونخوار و بدجنس هستند و این ذهنیت مسموم را برای ما ایجاد کرده بودند که همهء آمریکائیها تابع امپرسیونیسم جهانی هستند و ضد مسیح و ضد اسلام و ضد هر نوع دین و مذهب و آئینی می باشند و خیلی بی بند و بار و کثیف هستند.
و تقریباً اکثر دههء 50 یا دههء 60 ها با شعار مرگ بر آمریکا آشنا هستیم و همهء ما آمریکا را به عنوان کشوری که مهد جرم و جنایت و فساد و آدمکشی و میخوارگی و زنا و بی بند و باری و عیش و نوش است، می شناسیم و باور داریم که آمریکا چنین کشورِ مضخرفی است و دشمنِ قسم خوردهء ایران و تمامیِ کشورهای مسلمان بوده و هست و خواهد بود!! و ما باید تا آخره عمرمان با آنها دشمن باشیم و هیچوقت دست دوستی به سمت آنها دراز نکنیم و اصلاً قید رفتن به آمریکا و یا آمدن آمریکائی ها به ایران را بزنیم!!
و به قول استاد، زمانیکه که ما این حرفها و گفته ها و دیده ها و شنیده ها را باور کنیم و بپذیریم که درست هستند و قبولشان کنیم، جهان کاری میکند و شرایط و موقعیتهایی را برایمان ایجاد میکند تا این باورها برایمان اثبات شوند و به عینه آنها را ببینیم و مشاهده کنیم و با خودمان بگوئیم: دیدی اونها درست میگفتند؟؟!! دیدی چه آدمهای عوضی هستند این آمریکائی های یانکیِ نابکار؟؟!! دیدی چه درست میگفتند راجع به این قوم الظالمین؟؟!! دیدی چه آشغالهایی هستند این آمریکائی های مفسد فی الارض؟؟!!
و الان که استاد عباس منش عزیز اینهمه زیبائی و هماهنگی در آمریکا میبینند و همواره با آدمهای درست و الهی و مهربان و محترم و ارزشمند مواجه میشوند که خیلی خوب و محترمانه با ایشان و خانم شایسته برخورد میکنند و نگاه نژادپرستانه ای نسبت به آنها ندارند و تازه خیلی هم به آنها کمک میکنند و در خیلی از مواقع به صورت دوستانه و رایگان، کارهای ایشان را برایشان انجام میدهند و کمکشان میکنند، دوستان به خدا باور کنید که اینها جمبل و جادو نیست، اینها اتفاقی رخ نداده و همینطوری شانسی و الله بختکی برای استاد و عزیز دل ایشان پیش نمی آد!! بلکه فقط و فقط به خاطر این هست که استاد و همسر محترمشان، برای خودشان باورهای قدرتمند و ادامه دار و مداومی را در مورد نه فقط مردم آمریکا، بلکه در مورد کل مردم دنیا ساخته اند که همهء انسانها خوب و مهربانند ، همهء انسانها دستانی قدرتمند و با محبت از دستان خداوند متعال هستند و به همین خاطر ایشان به هر نقطه ای از این کرهء خاکی پا بگذارند ((حتی صحراهای آفریقا ؛ حتی قطب های شمال و جنوب ، حتی جنگلهای آمازون و . . . )) فقط مهر و محبت میبینند و فقط عشق از انسانهای مقابلشان دریافت میکنند و فقط با شرایط و موقعیتهای خوب و عالی و درست مواجه میشوند. ما هم اگر دوست داریم با چنین انسانهای خوب و الهی و مهربانی برخورد کنیم و هر جای دنیا که میرویم با آدمهای خوب، با شرایط خوب و با اوضاع و احوال مساعد و خوب مواجه شویم، باید باورها و ذهنیات بنیادی و افکار غالبمان را آرام آرام و با طی کردن تکاملمان، عوض کرده و تغییر دهیم و با اینکار هم خودمان خوب و عالی زندگی کنیم و هم جهان را به مکان خوبتر و عالیتر و مناسبتری برای زندگی و لذت بردنِ هم نوعانمان، تبدیل نمائیم. انشاءالله . . .
((ممنون که کامنت من را تا انتهاء خواندید و امیدوارم برایتان مفید و اثرگذار بوده باشد…))
««به امید دیدار استاد،خانم شایسته عزیز و همهءدوستان هم فرکانسی در ایالات متحدهء آمریکا ، فلوریدا»»
استاد عزیز با دیدن این فایل خاطرات ریز و درشتی برای من زنده شد،ساعت ها لا بلای درخت ها توی پارک قدم زدم و فکر کردم و فکر کردم…
کودک ابتدایی که برای حفظ ارزش های تایید شده باید همکلاه و هم مقنعه رو طوری می بست که از هجوم مارهای افعی و زهر الود جهنم محفوظ باشه…پوشیدن جوراب سفید که نماد آغاز مسیر چشم چرانی نامحرم از مسیر پا تا ارتفاع قامت یک زن بود…
دوگانگی خانواده ها که یکباره از جهنمی که ناخواسته و ندانسته قرار بود در اون سوزانده بشن پرتاب شدن بر دل بهشتی که الزاما باید یک مقصد و یک راه و یک باور رو داشت.
خاطرات تقریبا مشترک هست با دیدگاه هایی از جنس زنانه و مردانه…
در این چنین جوی ،جهان به دوقست تقسیم میشد،ایران که قرار است منجی در اون ظهور کنه و زن با حجاب و مرد با نگاهش قرار بوده حافظ مقدسات باشه ووو…
و دوم کشوری ابرقدرت به نام امریکا که مخالف با باورهای سرزمین ماست که هر لحظه در کمین بهم ریختن ستون های اصلی ارزش های ماست و ما تنها نماینده خداوند برای حفظ قدرت اش و بزرگی اش که قرارمان با خداوند این بوده که اگر سهل انگاری داشته باشیم،تمام قدرت خداوند گرفته می شود.
قدرت در دست عده ای بود که وظیفه ارشاد گروهی گمراه که در اول مسیر شناخت دین بودند قرار داشت که با مهربانی بیگانه بودند و با غضب و تنبیه و تاختن و ویران کردن شخصیت طرف مقابل جلوی وسوسه هایی که از طرف لانه جاسوسی امریکا در کمین اشخاص بود رو خنثی می کردند.
در شروع برنامه مدارس ،فضایی مثل پادگان رو داشت که باید با مشت های گره کرده و پاکوبان با صدایی که بر عرش خدا می رسید،فریاد مرگ بر امریکا رو سر می دادیم تا دور باشیم از کشوری که در آن تولد کودک از پدر و مادری بدون ازدواج بوده و تمام نوزادان غسل تعمید میشدند تا حامی داشته باشن…اما اغلب این کودکان که بزرگ می شوند تبدیل به یاغی و ویرانگر می شدند که با سلاح گرم هم نوعانشان را می کشند و هیچ قانونی هم وجود ندارد که جلوی این رفتارها رو بگیرد،چون زور قانون به این افراد نمی رسد چون اکثریت جامعه به این سیاق زندگی می کنند…
وزندان ها پر از تبهکار های حرفه ایست که در آنجا هم تنها سرگرمی اشان کشتار وکشتار هست.
باورها تا حدی تکرار می شد از طرف تلویزیون،مدارس،خانواده و روزنامه و…که باعث می شد که ذهن فرصت اندیشیدن به درست یا نادرست بودن اون ها رو نداشت…و ناخودآگاه ذهن می پذیرفت که تنها راه نجات چنگزدن به ارزش های ایست که فقط تعداد معدودی از اون ها خبر دارند و راز هایی ایست که خداوند بر قلب پاکشان نازل کرده و بی چون وچرا باید پذیرفته و عمل بشه تا حریم خانواده حفظ بشه.
دایره ارتباطات که بزرگ تر شد کم کم دیدم که چه اشخاصی که مذهبی بودن و چه اشخاصی که آزاد اندیش بودن به نوعی،هر دودسته نقاط ضعف و قوت دارن،آرزو دارن،ترس هایی دارن ،امید و نا امیدی و….بعد شک کردم به تمام باورهایی که نباید جرات شک بهشون رو داشته باشی…
در گیر و دار وجزر و مد زندگی ،کتاب ها،انسان های اندیشمند و قرار گرفتن در موقعیت های مختلف باعث فرو ریختن باور های گذشته شد.
در گیر شدن با خود،مبارزه تن به تن با خود و ذهنیات گذشته و جایگزینی باورهای جدید باعث شناخت خود و شناخت قوانین حاکم بر جهان می شود و از انسان انسانی دیگر می سازد :انسانی آرام تر،قوی تر و مثبت گراتر و…
استاد عزیز من بعد از نگاه کردن به سریال سفر به دور امریکا متوجه شدم که به اندازه کافی نتونسته بودم دیدمثبت رو نسبت به مردمان این کشور داشته باشم یعنی من تمام سعی ام رو کرده بودم تا دید انسانی روپیدا کنم نسبت به این کشور اما واقعا فکر نمیکردم با این چنین سبک زندگی روبرو بشم که به معنای واقعی کلمه مردمانش آزاد باشن و نوع زندگی ایشون آرزوی همگان باشه….
نشانه امروز من ،من رو به صفحه ارسال دیدگاه کشوند و من قبل از نوشتن کامنت تقریبا بیست و چند قسمت از این سریال رو مجددا نگاه کردم.
شروع اولین فایل این سفرنامه با گفته های خانوم شایسته عزیز برام بی نهایت دلنشین و آگاهی بخش بود:
سلام به همه دوستای عزیزم.
من مریم شایسته هستم و جایی که الان هستم اینجاست(Tampa)…این هم کره زمینه،می بینید چقدر نقطه ای که من الان توش هستم کوچیکه…بریم رو نقشه امریکا که بزرگ تره…این نقشه امریکاست و قراره ما یه سفری به دور امریکا بکنیم ،حالا تا هر جایی که بشه.
من یه ایده ای داشتم،گفتم در راستای فایل های سفرنامه این سفرنامه رو میخوایم به شکل جدیدی ادامه بدیم و من سعی می کنم هر چند روز یکبار یا هر زمانی که مناسب باشه براتون فایل هایی رو از این سفر بزارم…عکس هایی رو از نقاط زیبا یا هر زیبایی که خودم رو تحت تاثیر قرار میده و نکته ای رو به یادم میاره و به من کمک می کنه که باور بهتری رو بسازم رو با شما شریک بشم.
ما قرار بود فردا بریم سفر اما ماجرا به شکلی پیش رفت و خداوند ما رو به شکلی هدایت کرد که الان قراره راهی سفر بشیم…جایی که ما هستیم =>ما الان تمپای فلوریدا هستیم و قدم بعدی که ما می خوایم بریم ،در واقع قراره بریم جوریا،یعنی بریم اینجا…GRORGIA
این قدم بعدی ماست و بعد دیگه قراره خدا ما رو هدایت کنه ،ما قراره بریم روزن استیت پارک….
…چمدون هاتون رو ببندید و با ما راهی این سفر شگفت انگیز بشید.
مطمئنم خیلی چیزای خوبی رو یاد می گیریم،خیلی پخته تر می شیم،خیلی رهاتر می شیم ،خیلی شناخت جامع تری نسبت به جهان به دست می یاریم.
سفر واقعا آدم رو می سازه یعنی مهم ترین چیزی که به آسان رهایی ونچسبیدن به یک چیز رو یاد میده سفره،چون سفر هر چیز اضافه ای که با خودت حمل می کنی رو جدا می کنه و سبکت می کنه،آزادت می کنه بهت می گه که این جهان چقدر زیبایی داره وچقدر فضا داره و اصلا نیاز نیست که به هیچ لحظه ای حتی خیلی زیبا برچسبی چون لحظات خیلی زیبای بیشتری توی آینده ،روز بعد و توی قدم بعد منتظرته…پس نگران هیچ چیز نباشید و فقط از اون لحظه لذت ببر و رها باش و گذر بکن…🌺🌺🌺
و این چنین بود که سفری با لبخند استاد عزیز و با برزبان راندم جمله توکل بر خدا آغاز گشت که تک تک جملات مریم شایسته عزیز در اون محقق شد🙂
به جرات میتونم بگم فایلی رومن ندیدم که از کلمه هدایت توش استفاده نشده باشه و این چقدر درس هست که به هدایت ها حساس باشیم و دنبال کنیم بی چون چرا…
توی قسمتی از فایل اول پارکی رو می بینیم به نام franklin D Roossevelt که هم نام یکی از رئیس جمهور های امریکاست و این پارک تفریح گاهش بوده…تحسین کردم این کشوری رو که نیازی به پنهان کاری نداره و تفریح و شادی اصل و اساس زندگی ایشون هست با هر منصب ومقامی…
خیلی برام تحسین برانگیز بود فضای پارک های بزرگی که به اندازه ای تمیز بودن که آدم احساس میکرد همین امروز اولین روزی بوده که انسان قدم به این فضا گذاشته و هنوز فرصت به هم ریختن نظم و تمیزی پارک میسر نشده….
وجود فراوانی وثروت در زندگی مردمان این کشور نشان از باور های درست و دوست بودن با پول و ثروت رو داشت…تو فایل سوم اکثر خونواده ها آر وی شخصی داشتن و چقدر زیبا و متنوع با سلیقه شخصی اون ها رو تزئین کرده بودن …دیدن افراد میانسال و سالمند که از عمق وجودشون میخندیدن و کنار هم از زندگی لذت می بردن برام بسیار هیجان داشت…تو کشور ما اشخاصی که سنگین هستن بهترین به شمار میومدن تو زمان های نه چندان دور و جدی بودن ارزش بود و نشان بلوغ فکری فرد…
اشخاصی که در حال نواختن آهنگ دلخواه با ساز شخصی ایشون بودن توی جنگل پر درخت و سبز چقدر منظره رویایی رو نشون میداد…
زمانی داشتن ساز یک گناه کبیره ای بود تو کشورمون که اون شخص رو ملحد می دونستن…یادم مییاد در زمان کودکی من ،همسایه ای داشتیم که اهل موسیقی بودن و به ما طوری القا کرده بودن که اصلا نباید از دم در این خونواده حتی گذر کنی چون روحت الوده میشه…
چقدر با این دست باورها ،ذهن ها رو شخم میزدن و دانه ترس و و دشمنی وکینه رو تو سرزمین وجودمون می کاشتن…نکته این بود که نشه باورهای جدید رو وارد ذهن کرد و زندگی متفاوت با بافت یکدست جامعه رو رقم زد …متفاوت بودن جرم بود ،جرم غیر قابل بخشش…راحتی پوشش و ارتباطات سالم همه برای ما درس داره و چقدر ذهن ما رو از ابتدا پایه ریزی می کنه و چقدر کمک کننده است تا زیر باران باورهای جدید،روح وجانمان رو شستشو بدیم و سبکبال شیم و لبخند بزنیم به زندگی با وسعت قلب هامان و چقدر کمک کننده است که قلب امون به یافته هامون مطمئن تر شه…
من به هیچ وجه فکر نمی کردم که برای بار دوم که این سریال رو نگاه میکنم،درست مثل دیدن بار اول اشک هام جاری شه برای این حجم آزادی،فراوانی ،تنوع و زیبایی های بی شمار…
در سفر به اتلانتا باز هم متوجه شدم که اگر ثروتمند باشی می تونی بیشتر و بیشتر از زندگی و داشته هات و ارتباطاتت لذت ببری …چون دغدغه هایی که مانع دیدن اصل و اساس زندگی میشه رو نداری و به راحتی می تونی پا به درون ناشناخته ها بزاری و لذت های زندگیت رو چندین برابر کنی.
استاد عزیز من قبل از دیدن این سریال اشخاص ثروتمند رو در روند زندگی ایشون ندیده بودم تا بدونم تو مسیر زندگی و سفرها و اقدامات روزانه از این ثروت چه استفاده هایی می کنن و چقدر می تونه ثروت در خدمت انسان باشه تا بشه زندگی رو تو تمام ابعادش تجربه کرد با لذت…
دیدن این سریال دید من رو به داشتن ثروت عوض کرد و دارم سعی میکنم اون بی تفاوتی رو نسبت به داشتن ثروت از بافت ذهنیم حذف کنم…
در سفر فرصت بزرگ شدن رو به خودت میدهی و تعصباتی که باعث مرگ لحظه ها ی زندگی میشن رو کم کم از وجودت حذف می کنی…
گره های به ظاهر کور کم کم باز میشن از روحت و زمان بیشتری پیدا می کنی برای لذت بردن ها همراه با راحتی و ارامش….و این همه اتفاقات زیبا با وجود ثروت در زندگی میسر میشه….
_خدای من چقدر آزادی ستایش انگیزه ،زن ومرد و کودک تو استخر بسیار بزرگ شنا می کنن …جدایی جنسیت وجود نداره و نگاه ها انسانی هست….
با دیدن این صحنه ها متوجه این موضوع میشم که چقدر درگیر حواشی و فرعیات بودیم ما…
چقدر زن بودن و زنانگی داشتن تو این کشور پذیرفته شده است و طبیعی…ارزشگذاری بر اساس نوع پوشش نیست تا اجبار بر داشتنش باشه…این ها فرعند ،این ها خود درگیری ایجاد می کنند و دیگر درگیری…. و میشود سم برای ذهن…میشود فرقه فرقه کردن و دامن زدن به اختلافات بین نوع انسان…
من هر چقدر بیشتر این سریال رو میبینم احساس می کنم دارم یک زندگی فرا واقعی رو نگاه میکنم،حس میکنم دارم سریالی رو می بینم که شخصی داره از آرزوهاش حرف می زنه و داره میگه که نگاه کنید اون دنیایی که من دوس دارم تجربه کنم این خصوصیات رو علاقه دارم داشته باشه…و یا انگار به مردمان یک کشور گفتن که اگر از هر روزتون لذت نبرید،زندگی رو ازتون پس می گیریم و نتیجه اش شده لذت لذت لذت و لذت بردن از تک تک روزهای زندگی ….
سپاسگزارم از شما استاد عزیز و خانوم شایسته دوس داشتنی که این ایده بی مانند رو دنبال کردید تا ما بتونیم چشم هامون رو شستشو بدیم و جرات دیدن زیبایی های زندگی رو پیدا کنیم.❤️❤️❤️❤️❤️❤️
بسم الله الرحمن الرحیم
به نام خدایی که همواره هدایت می کنه
سلام بر استادان عزیزم
و سلام بر دوستان مدار بهشت
اینجانب چند روزی که دارم فایل جلسه 3 روابط رو گوش می کنم و کامنت هاش رو می خونم… بار اول که این جلسه رو گوش کردم سر از پا نمیشناختم و کلی ذوق داشتم … اما به مرور ذهنم می گفت وااااای چقدر اوضاع تو داغونه… چطور می خوای این پیش فرض ها رو تغییر بدی… این اصلا شدنی نیست… یا اگر هم بشه خیلی طول میکشه… خلاصه ایم ذهن چموش حال منو گرفت و از فرکانس شکرگذاری دریافت آگاهی های ناب، جدام کرد… از خدا هدایت خواستم… رسیدم به این فایل
فایلی که خدا بهم میگه نگران چی عزیزم… همانطور که اون پیش فرض های داغونت در مورد آمریکا و مردم آمریکا و ترامپ عوض شد… همانطور که پیش فرض های داغونت در مورد حجاب عوض شد… اینم عوض میشه... حتماً عوض میشه… نا امید نباش… نگران نباش… فقط ادامه بده…
خدایا شکرت… مرور همین تغییرات نوری در قلبم روشن کرد که می شود…
به امید الله یکتا در مسیر نور پیش میرم و یکی از بزرگترین پاشنه آشیل هام رو درمان می کنم
الهی من محتاج کمک هات هستم… محتاج هدایت هات هستم… سرراست ترین مسیر تغییر این پیش فرض هام رو بهم بگو و منو در مسیرش قرار بده…
بماند به یادگار و ردپایی از این روزهای من
03/8/21
ساعت 20:30
عرض سلام ادب و احترام دارم خدمت شما
عزیز و
خانم شایسته و عزیزانی که این
کامنت رو میخونن
این که حس ها با هم هماهنگ بشه
خیلی جالب هست برام امیدوارم احساسمون با هم هماهنگ باشه
حالا که دارم این ها رو مینویسم
داره مناظره پخش میشه
و من خوشبختانه به این درک رسیدم که واقعا همه چیز به من بستگی داره که به چه شخصی قدرت بدم یا نه
و
بیشتر الان دیگه قدرت رو از همه دارم در ذهنم میگیرم و به خودم به کمک خدای مهربان میدم که خداوند هم بهم اختیار داده و بقیه تاثیری در زندگیم ندارند و این واقعیت زندگیم داره میشه البته که تو روند تکاملم
سریال زندگی در بهش و سفر به دور امریکا
کمک شایانی به من کرد و این
کار شما به من
خط داد
که
سرم توی زندگیه خودم باشه رو یاد داد
قطعا بنده مثل تمام اطرافیانم
خیلی زندگی مردم
واسم مهم بود که چه کسی چه گفته کی چی کار کرده
یا این فیلم چیه میشه
چه بلایی میخواد سرش بیاد فلان و این حرفا
خوب این عالی بود که
این سریال که زحمتش رو کشیدید
بهم فهموند که
توی یک زندانیم که
اصلا حق ندارم ذهنم رو
در أختیار خودم و نکات مثبت زندگی
خودم قرار بدم
که اصلا ازش با خبر نبودم
که توی زندانم
این که همش مغز مشغول دیگران باشه معلومه که
رشد متوقف میشه
البته که الان شدید در جریان هستم
حداقل نسبت به قبلم
بهترم
خوب روند تکامل هم هست
که داره طی میشه روی این موضوع
شما
با این برنامه
باعث شدید که خیلی صحبت هاتون رو بیشتر باور کنم
وقتی به چشمم میبینم شما عزیز دل خدا و ما همه گفته هاتون رو عمل میکنید
من این سریال رو پیگیری میکنم
چون روحم ارامش میگیره
چون فکر میکردم این ثروت ها ازم دوره خیلی دور اما
الان انگار خودم دارم تو امریکا زندگی میکنم
چون الان میبینم که چقدر بینهایت زیبایی بوده که من اصلا نمیدیدمشون
چون همیشه وقتی از یک
پیر مرد یا پیر زن یا افراد بزرگ تَر از خودم صحبتی درباره دنیا میشد
چیزی به غیر از بدی نمیگفتن
چیزی از معرفت و مهربانی احترام و عشق و لذت نمیگفتن
فقط سختی فقط زحمت و نامردی
و الان
الان
دارم میبینم با چشمام
که تمامشون دروغ هست
دروغ بزرگ
الان
با این سریال دارم
هدایت هایی رو میبینم
که کاملا مثل
صدایی که حسش میکنم ولی نمیبینمش
مثل هوای
که استفاده میکنم و نمیبینمش
مثل همین اینترنتی که استفاده میکنم و أمواجش رو نمیبینم
حس میکنم که
هدایت ها چطور قدرت گرفتن و دارن
عجیب از طرف خدای رحمان تند تند بهم میرسن
شکر خدا
شکر خدا بابت این هدایت های قشنگ
شکر خدا بابت این
مستند راست و شفاف که سریالش کردین
شکر خدا بابت شما آقای حسین عباسمنش و خانم شایسته
ایشالا نسل شما زیاد بشه که با امثال شما
کهکشان رو با وجود شما
کشف میکنیم و همه چیز رو به نفع خودمون تغییر میدیم
خدایا شکرت مهربانم
یا الرحمن الراحمین
شکرت
فهمیدم همه جا مثل
ایرانه
کالیفورنیا
هم مثل استانهای ایران
همه انسانن
همه فرکانس میفرستیم
هیچی از قانون
تفاوت نداره
هر جا بری
انسان ها مکان زمان همه چیز و همه جا
نسبت
به
فرکانست واکنش نشون میدن
شکرت خدایا
بابت این دیدگاه
شکرت یا رب العامین
من
فهمیدم
امریکا هیچ فرقی با
ایران نداره
از لحاظ
انسان هاش
یعنی کره زمین همش هر چیزی که درش هست و خدا بخشیده از دنیا دارن همه یک مدل استفاده میکنن
در ذات تفاوتی نیست
همون وقت و شکل و مدل رو ما هم تجربه میکنیم
خداوند عادل عادل عادل
خداروشکر
روزهای اون جا با اینجا فرقی نداره
فکر کار و زندگیمون
باشیم
فکر بهتر شدن کیفیت زندگی خودمون باشیم
خودمون رو بچسبیم
سرک کشیدن
ما رو عقب میزنه
بهمون پشت
پا میزنه
چوب لا چرخمون میکنه
شکر
خدا
دعای مدام من
این روزها اینه
خدایا شکرت
بابت انسانهای با محبتت
خدایا شکرت بابت
انسانهای
گل روزگارت
مثل شما آقای عباسمنش و خانوم شایسته
شکرت
بابت تمام اون مهمونیهای مجلل
که عزتم کردن
احترامم
کردن
شکر بابت
این همه خوبی ها که
مطلق فقط توجهم روی نکات مثبت هست با قدرت و این
رو شما واسطه شدی
و قطعا
قویا از تمام وجودم
از شما
احساس خوبی دارم و این
این حس خوب
دائمی هست
دائمی هست
دائمی هست
با تشکر از شما
و تمام افرادی که کامنتم رو خوندن
لطف کنید یک نمره از یک تا ده به این کامنتم بدین
که بفهمم نظرتون در مورد باورهام چیه
به نام خدای مهربان
سلام استاد
استاد من این ویدیو رو که دیدم خیلییییییی خیلییی بهم کمک کرد ینی دقیقا اون چیزی که بود که باید میشنیدم …
وقتی سوال رو پرسیدین و گفتین از پیش فرض های ذهنی اشتباه قبلی و چگونگی تغییرش و اثر فایل هاتون بگم
کلیییی خاطره تغییر سراغم اومد😅
استاد من قبلا
کلا به کشور های غیر اسلامی
مخصوصا به کشور های به اصطلاح در ایران غربی ( امریکا و کانادا و انگلستان و … )
دید منفی داشتم
و فکر میکردم مردم این کشور ها غیر اسلامی ان و خب چیزی بنام انسانیت ندارن
و سراسر خشونت ان این کشور ها
علتش خب
خبر ها و پیروی کور کورانه من از این اخبار بود!!!!
استاد من خیلی اهل اخبار بودم و میدیدم که مثلا فلان گروهک در فلان کشور خاور میانه امروز بمب گذاری کردن!!! و ریشه این کار ها به امریکا و کشور های اروپایی نسبت داده میشد!!!!
تحریم های امریکا و مشابه اینها
بر منفی دیدن امریکا از دید من اضافه تر میکرد
مردم امریکا یک مردم افسرده و بیحال و بی حس تصور میکردم که تنها چیزی که میخوان
کشتار و ارتباطات جنسی بی بندباری و … ایناس
و این دیدگاه من شدید تر میشد
هر از چند گاهی هم اسنادی پخش میکردن تو ایران که اره
انقد از مردم امریکا خودکشی کردن
افسرده شدن انقد مردم امریکا حاصل رابطه نامشروع ان و فلان داستانا!!!
تا جایی این دیدگاه من پیش میرفت که فکر میکردم از حدود ۸ . ۷ میلیارد انسان فعلی در جهان فقط ۹۹ درصد جهنمی ان به اصطلاح و همه بد ان!!!همه شرورن و …
و ادم خوبه داستان و این جهان ماییم !ادم خوبه منم !!! بقیه بدن و …
اما استاد این جرقه در ذهن من زده شد که
اقا مگه میشه خدا انقد بی رحم باشه!!!
مگه میشه چنین خدایی چنین جهانی خلق کنه؟!؟!؟!؟!؟!؟
مگر میشه این میل فطری درونی انسان ها به زیبایی هارو انکار کرد و
بگیم که همه بد ان!!!
این فکر بیشتر و بیشتز شد و من
ششروع به تحقیق کردم
یا اینکه از نزدیک برم بپرسم یا از طریق نت
با مردم کشور های مختلف صحبت کنم
با مردم امریکا ،کانادا ، سوئیس ، جنوب افریقا ، کره ای ها و روس ها ( حتی اسراییلی ها )
بدون استثنا همه کسایی که باهاشون صحبت کردم همگی
خواهان آرامش ، دوستی و صلح و زیبایی و کمک به دیگران و … بودند
همگی خواهان رشد هم دیگه بودن!!!
این میل به زیبایی ها در درونشون بود
البته تو این مسیر چیزاییم میدیدم که
تایید میکرد اره همه کشور ها امریکایی ها شرورن ( به خاطر همون پیش فرض های ذهنی )
تا اینکه استاد من با شما اشنا شدم
ویدیو هاتونو دنبال کردم و دیدم که
مردم امریکا
چقدر زندگی های ارام و زیبایی دارن! جقد امیدوارن !!!خوشحالن !!!
چقد مسلمان ان 😅 ( استاد چیز دیگه ای که یاد گرفتم و خوشحالم اینه که از قید و بند فرقه و دین خارج شدم ،
قران رو میخونم و تحقیق میکنم اما دیگ قضاوت نمیکنم!!! صرفا یک ابزار هدایتی میبینم قران رو
و کساییم که نخوندن تا خالا میگم که لابد خداوند به شیوه دیگ ای اونارو هدایت میکنه و …
توانستم اتحادی بین انسان ها و باور های مختلف برقرار کنم ،،، )
ولی استاد موضوعی که خیلی برام اینجا مهم بود
اثر این پیش فرض ها در مسیر رشد هست!!!!!!!!!!!
کسی که میخواد بهتر بشه
نمیدونه که این پیش فرض های ذهنیش در زمینه های مختلف اونو به مسیر های نادرست میکشن!!!
خیلی نیازه با دقت عمل کنیم با دقت فکر کنیم
لحظه لحظه افکارمون رو
ریز بررسی کنیم
و اینناخالصی ها و ناخواسته هارو دور بریزیم ….
برا مثال
اگر پیش فرض ما این باشه که خیلیا کلاه بردارن و …
و بخوایم تجارت کنیم
خب با مشکلات متعددی رو ب رو خواهیم بود !!!
شخصا خیلی نیازمند میبینیم خودمو تا بیشتر از قبل
پیش فرض های ذهنیم رو تحلیل کنم !!!
سلام و درود ، امیدوارم حال دلتون خوب خوب باشه ، من دقیقا باورام از وقتی خراب شد که تو مدرسه همیشه سر صف میگفتن مرگ بر آمریکا و تا تکرار نمیکردیم با صدای بلند اجازه ی رفتن به کلاس و نمیدادن تازه ۱۳ ابان که میشد به زور ما رو میبردن تظاهرات و ماهم باید شعار مرگ بر آمریکا رو میدادیم این از یک طرف ، از طرف دیگه تو خونه پدرم کل شب و مشغول دیدن اخبار از تلویزیون میشد و کلا هم تو تلویزیون از جنایات جنگی آمریکا و اسرائیل صحبت میکردن ، گرونی ها ،تحریم ، بالا رفتن لوازم برقی ، خراب شدن بازار بورس ، خصوصی سازی شدن ادارات دولتی ، لغو سفرهای خارجی همه و همه مشکلاتی بودن که مسبب اصلیشون آمریکا بود ، بخدا طوری شده بود که اونقد ما تو تلویزیون کاخ سفید می دیدیم و اتفاقات داخل کاخ حتی نمیدونستم تو ایران رییس جمهور برای سخنرانی هاش کجا میره و جلساتشو کجا برگزار میکنه ، از طرفی خواهرم بابت کارش من و هر جمعه میفرستاد نماز جمعه تا خطبه های امام جمعه رو بنویسم جالب اینجاست که شروعش با شعار مرگ بر آمریکا بود و پایان نماز هم کلا شعارهای پی در پی مرگ بر آمریکا ، فیلم های اکشن و وسترن که بماند ، من ته قلبم امریکا رو دوست داشتم اما راستش از کشورش و مردمش میترسیدم ، میگفتم اگه برم اونجا یه روزی و بخوام جایره اسکار بگیرم بهم اجازه ندن شال یا روسریم و سر کنم چی میشه ، اصلا اگه بگن لباس لختی بپوش من باید چیکار کنم ، اون موقع نمیدونستم اسم اینا چیه اما از وقتی با شما استاد عزیز از طریق خواهرم آشنا شدم تازه فهمیدم اینا موانع ذهنی من بودن ، من واقعیتش سفر به دور آمریکا رو مرتب ندیدم اما سریال زندگی در بهشت و قسمت به قسمت دنبال کردم و با هر قسمتش خندیدم و لذت بردم ، بزارین بگم نگاهم به آمریکا چجوری عوض شد ، اول اولش وقتی دوستتون با خانواده ش اومدن خونه ی شما و اون رفاقت و صمیمیتی که بینتون بود و دیدم تعجب کردم ، خیلی ریلکس ، خیلی راحت بعدش وقتی اون دوستاتون که با چندین ماشین اومدن و همه شون انگار خونه خودشون بودن برام جالبتر بود ، جالبتر زمانی شد که گفتین ازشون میخوام کفش و دربیارن و خونه رو مرتب کنن ، تعجب کردم چقد ارامن ، چقدر همه چیز رو راحت می پذیرن و قبول میکنن
جالبتر برام زمانی بود که رفتین خونه ی اون دوستتون که یک کشاورز نمونه بود و مرده شور بود و کنارش چقدر احساس خوبی داشتین و چقدر راحت بودین ، من اینا رو که می دیدم میگفتم واقعا اینا واقعیه ؟
جلوتر که رفتم باز برام جالب تر شد اونجا که شما راحت میرفتین پیاده روی تو تمپا اونم ساعت ۲، ۳ شب و جالب اینجا بود که خانم شایسته تو پرادایس میموندن ، استاد اینجا و در شهری که من ساکنم اگه از ساعت ۹ شب بگذره و بخوام برم پیاده روی هم خودم استرس میگیرم و میترسم و هم خانواده ناراحت میشن ، اینجا وقتی خونواده ای میره مهمونی نه تنها هزار تا قفل میزنه به در و پیکر خونه بلکه دزدگیر رو هم فعال میکنه ، اما خانم شایسته وسط جنگل تک و تنها بدون هیچ حصار و دیواری خیلی راحت روزاشو طی میکرد و در امنیت کامل به سر میبرد ، زیباتر اونجایی بود که شما رفتین مسافرت و تعمیرکار اومد تراکتور و با خودش برد و تازه به مرغ و خروساتون غذا داد ، این نهایت امنیتی که دیدم ، یا وقتی از ساحل دریا فیلم میگرفتین و زنایی رو می دیدم که پوشش دارند ، خداییش اونقد که امنیت آمریکا برام جا افتاد راجع به ایران جا نیفتاده برام ، الان طوری شدم که تا حرف از دزدی میشه میگم آمریکا دزد نداره ، حرف از تجاوز و خشونت میشه من از ایران بیشتر مثال دارم تا آمریکا
شاید این درست نباشه اما من حالا احساس امنیتی بیشتری دارم از فضای آمریکا تا فصای ایران ، خداروشکر تا حالا همیشه در جاهای خوب و مسیرهای ارام و امن خدا بودم و این باورایی که از اینجا دارم از خونواده و اطرافمه و البته کمی هم من چون هنوز اونقد باور منفی دارم نسبت به تنها بودن که فکر میکنم دزدا و متجاوزین حمله میکنن ولی اتفاق خوبی که برام بعد آشنایی با شما و مسیرتون و این سریال افتاد این بود که هیچ وقت اخبار ندیدم ، هیچ وقت نه شعاری دادم و نه به شعاری گوش کردم ، با فالو کردن پیج های مسکن و توریستی و کاری تو آمریکا و دنبال کردنشون سعی کردم هر روز توجهمو بزارم رو زیبایی های این کشور و ازتون یاد گرفتم که تا ندیدم و تجربه نکردم و زندگی قضاوت نکنم ، الانم دارم تلاش میکنم باورامو سمت اینجا درست کنم تا ترسام از اینور کمتر بشه ، مرسی که فرصت دادین حرفامو بزنم
سپاسگزارم از هر دوی شما 😘😘😘😘❤❤❤🙏🙏🙏🙏🌷🌹
سلام وخداقوت خدمت استادنازنینم ومریم خانم شایسته واقعاتوحیدی وپرازآرامش درونی
وتمام اعضای محترم سایت توحیدی عباسمنش دات کام.
.من دیدگاهی که درموردمردم آمریکاداشتم این بودکه مردمی هستن که اصلااصالت خانوادگی ندارن وبنیادخانواده برفحشاوفسادبناشده ومردم همدیگه رو چه درمدارس وچه دربازاروبیابان میکشن وبهمدیگه تیراندازی میکنن مثل فیلمهای وسترن که ازتلویزیون ایران پخش میشدچهره مردم آمریکادرذهن من کاملا خشن وخیلی باقیافه وتیپ جنگندگی نمایش داده میشد ودیگه اینکه کشورآمریکایک کشورخشک وکویری وبدون ذره ای سرسبزی وآب ودریاچه درذهن من شکل گرفته بود..تصویردیگری که درذهن من بوداینکه کشورآمریکاسرسخت ترین دشمن ماایرانی هاست ومن ازشعاردادن درموردمرگ آمریکا واقعا لذت میبردم ویادمه شب 22بهمن هرسال ساعت21 که شعارالله اکبرازتلویزیون پخش میشدمن میرفتم پشت بام خونه وخیلی خیلی باصدای بلندورسا شعارمیدادم ….برآمریکا وصدای من اینقدربلندبودکه بعدازشعاردادن من همه همسایه هابعدازمن این شعاررو تکرارمیکردن وچقدرحس میکردم کارخداپسندانه ای دارم انجام میدم وفکرمیکردم که خداوندازاین کارمن رضایت داره ومنوبه خاطراین عمل به بهشت رهنمون میکنه…بعدازعضوشدن دراین سایت توحیدی وتماشای قسمتهایی ازسریال زندگی دربهشت وسفربه دورآمریکا کاملا دیدگاهم ونگرشم نسبت به کشورعزیزودوست داشتنی آمریکاتغییرکرد وچقدرازخداوندطلب مغفرت وآمرزش کردم بابت اون دیدگاهم که کورکورانه داشتم فقط تقلیدمیکردم بدون اینکه دراین موردتحقیقی انجام داده باشم…بعدازاون فهمیدم ودرک کردم که چقدرمردمان نازنین وخداپرست وتوحیدی ای داره این کشورعزیز..چقدربه خداونددرعمل توکل میکنن وبه خداوندایمان دارن که شعاری که برروی دلارهای این کشورچاپ شده نمایانگر این ادعاست که این کشورچقدرمتوکل وتوحیدی است..والبته که به نظرمن همین دیدگاه توحیدی ومتوکل بودن این مردمان عزیزودوست داشتنی است که خداوندرحمان این همه نعمت وفراوانی وثروت روبه این کشورهدیه کرده وجواب ایمان وتوکل ایشان رابادادن این همه سرسبزی وهوای عالی وباران رحمت الهی وفراوانی وثروت وجاهای دیدنی وتماشایی بهشون برگردونده ونتیجه اعمال خودشون رابه خودشون تحویل داده..من امیدوارم که کشورایران هم باتغییرزاویه دیدونگرش مردمان این دیارواین سرزمین قدیمی وکهن نسبت به کشورهای دنیا به کشوری توحیدی وپرازنعمت وبرکت وفراوانی وباران رحمت الهی وسرسبزی وعشق ودوستی تبدیل گردد..
شادوپیروزوسربلندوثروتمندباشیدوسعادتمنددردنیاوآخرت
به امیددیداراستادعزیزم درپرادایس زیبا درکشورتوحیدی آمریکا
سلام و درود استاد دوست داشتنی و راهنمای خوب زندگیم وخانم شایسته باحال با معرفت
در خصوص طرح سوال این برنامه بگم براتون که چه دنیایی از ما رو متفاوت وچه قشنگ تعبیر دادین من که از بچگی با چه باورهایی و افکار نامناسب روزمون وشب شبمون رو روز میکردیم
از برنامه های تلویزیونی که دوتا کانال بود همش تخریب افکار بر علیه کشور آمریکا ومردم آمریکا
بعد نقش مدرسه رو تربیت کلی روح و جسم و ذهن ما در مورد آمریکا اخبار آمریکا
جوری شده بود که هنوز باید توحیاط مدرسه اگه از رو پرچم آمریکا که رو پله های ورود به سالن رد نمی شدیم عذاب وجدان داشتیم.
چه ادبیات کلامی پیدا کرده بودیم که هر مشکلی داریم در طول روز باعث بانیش آمریکاست
خلاصه بگم که اسم اون کشور ورنگ پرچمش یه همراه ذهنی بد وذهنیت بد در ما شکل گرفته بود
الان با توجه به اگا هیهایی که از سریال سفر به دور آمریکا و زندگی در بهشت در من انتقال پیدا کرده و دارم متوجه به مقدس بودن این سرزمین بهشتی میشم چه طبیعت بکر و زیبا چه آرامشی که تو این کشور هست به من بیننده ارسال میشه چه امکاناتی چه باورهایی رو در من تقویت میکنه وهمش به خودم میگم بی دلیل نیست که هرچی آدم بزرگ ومشهور هست یا از اون سرزمین بوده یا به اون کشور مهاجرت کرده دمشون گرم
و در پایان حرفهام دوست دارم منم هدایت بشم به اون سرزمینی که حظور خداوند اونجا بیشتره
متشکر هستم از شما دوتا عزیز دل که با کلامتون با نگاهتون با به تصویر کشیدن وکلای روشهای دیگه ما رو نسبت به آمریکا روشن کردین .
سلام استاد عزیزم، وقتی تصویر فایل رو دیدم اولش خیلی خوشحال شدم گفتم آخ جون استاد دوباره گفتگو با دوستان داره که بعد دیدم نوشته سریال زندگی در بهشت قسمت 174،وقتی دیدم تو مکانی که همیشه گفتگو با دوستان رو دارین نشسته اید،حدس زدم موضوع جالب و مهمی باشه،وقتی جایزه رو گذاشتین خیلی ذوق کردم گفتم کاش من برنده بشم چون خیلی وقته میخوام یکی از محصولاتتون رو بگیرم و دارم براش تلاش میکنم،ولی بعدش نشستم فکر کردم گفتم استاد همیشه همه ایده هاش هدایتی ازجانب خداست و قطعا با این ایده داره به گسترش جهان کمک میکنه و وقتی دقیقتر فکر کردم به خودم به تصوری که از آمریکا قبل از فایل های شما داشتم دیدم آره من ناخودآگاه الان خیلی نسبت به قبل در مورد آمریکا بهتر فکر میکنم،خیلی جاها تو سفر به آمریکا آرزو داشتم در کنار شما بودم مخصوصا تو آبشار نیاگار که مثل خانم شایسته یکی از حیرت انگیزترین صحنه هایی بود که دیدم و آنچنان با ذوق و شعف نگاه لپ تاپم میکردم و بلند بلند مثل خودتون میگفتم واااای خدای من!!!!خدای من !!!! چه شکوه عظمتی داری تو!!! چقدر زیباییی!!! که خواهرم در اتاقم رو باز کرده و با ترس گفت چته؟؟ و من بی توجه به خواهرم با ذوق خیره به لپ تاپم بودم…😂
استاد من با خودم میگفتم مطمنم این فایلتون خیلی کامنت بخوره چون شما همیشه هدات میشین که در درست ترین زمان درست ترین کار رو انجام بدین،چون این دو روز تو ایران تعطیلات بود و چون سرکار نمیرفتم خیلی خوب تونستم به این موضوع فکر کنم و حتی چند تا از فایلهای سفر به آمریکا رو دوباره دیدم و باورهامو قبل و بعد از این سریال ها بررسی کردم،وچیزی که منو به تعجب وا داشت این بود که من اون روند تکاملی که همیشه میگفتین برا ساخت باورها باید طی بشه و اینکه ورودیهای ذهن چطور برامون باور سازی میکنه جوری که خودمون متوجه نمیشیم رو الان با تمام وجود میفههم،اگه این سوال رو نمیپرسیدین شاید من اصلا متوجه تغییر نگرشم نسبت به آمریکا نمیشدم چون من فقط برای تمرکز بر نکات مثبت و زیباییها این سریالها رو میدیدم نه تغییر نگرشم در مورد آمریکا!! ولی الان که به خودم اومدم دیدم که چقدر باورهام نسبت به آمریکا عوض شده و الان زندگی درآمریکا یکی از خواسته هام شده…
و اما باورهای قبل و بعد از این سریال ها
بنیان خانواده و روابط خانوادگی :
احسان علیخانی مجری برنامه ماه عسل یه جمله معروف داره که (( میگه مادر ایرانی تنها چیزیه که چین نتونسته بسازه!!!!)) و تو برنامه های مختلف تلویزیونی همیشه میگفتن مردم ایران مردم احساسی،خونگرم و مهمان نوازی هستن و قدر این مردم رو بدونید که واقعا تک هستن و هیچ جا مردم ایران رو نداره…
همیشه تو سریالهای خارجی نشون میدادن که زن و مرد با هم کار میکنن و بچه ها اغلب تو خونه تنها هستن….روابط عاطفی بینشون سرده…..بچه ها از سنین خیلی کم جدا از مادرشون میخوابن تو مدرسه زیاد دوستی ندارن….مادرها اینقد که به فکر آرایش و لباس خودشون هستن به فکر خانواده نیستن و از همه مهمتر مهر مادر ایرانی رو ندارن👌…تمایلی به داشتن بچه ندارن و دولتشون التماسشون میکنه بچه دار بشن و کلی تسهیلات براشون در نظر میگیره ولی تعداد کمی حاضرن بچه دار بشن….بچه ها رو از 18 سالگی میندازن بیرون بچه ها هم تو سنین بالا پدر و مادر رو میفرستن خانه سالمندان….آمار طلاق به خاطر روابط آزاد بینشون زیاده…..آمار تجاوز جنسی بالاست….. پرورشگاه هاشون پر از بچه هایی هست که حاصل روابط نا مشروع هستن….به خاطر فیلم الیور تویست فکر میکردم بچه های کار اونجا زیاد باشه چون اونجا اصن به خانواده اهمیتی نمیدن (الیور تویست مال آمریکا نبود ولی من در مورد خارج از کشور اینجوری فک میکردم😂)…..مرداشون روابط جنسی آزاد دارن و…
ولی با فیلم سفر به دور آمریکا،من همش میگفتم واای خدا اینا چقد بچه دارن؟؟ تو استیت پارک ها ،ایونت ها تو ایالت یوتا میون اون همه صخره و راه صعب العبور هم بچه ها بودن،و چقدر رها ! چقدر آزاد بازی میکردن و هیچ کس هم نگران نبود👌 نه مثل پدر و مادرهای ایرانی که دایم نگرانن و به بچه ها میگن نکن بکن اونجا نرو و…. تو استیت پارک ها پدرها با بچه هاشون گلف و بدمینتون بازی میکردن،چقد بچه با کالسکه بود،کنار هر زن و مردی چند تا بچه بود نه فقط یکی…چقدر زن و مرد مسن شاد و خندان با هم بودن که نشون دهنده روابط عالی بینشون بود…یا اون خانمی که باش آشنا شدین با مادر95 ساله اش در صلح و صفا زندگی میکردن و چقد انرژیشون مثبت بود…
و من باور کردم :
1)علاوه بر اینکه بنیان خانواده اونجا درسته بلکه تربیت بچه ها هم درست تر هست….
2)مادرها عزت نفس بیشتری دارن و با فداکاریهای نادرست نقش قربانی رو بازی نمیکنن بلکه در کنا رشد بچها اونها هم شادن و از زندگی لذت میبرن……
3) زوج های مسن و شاد نشاندهنده زندگی مشترک طولانی و وفاداری بین اوناست….
روابط اجتماعی مردم:
فکر میکردم عین ربات فقط کار میکنن ….. هر کس سرش تو زندگی خودشه کاری به دیگری نداره…..تو روابطشون تعارف نمیکنن خیلی رک هستن….. با غریبه ها صمصمی نمیشن…… مهمان نواز نیستن…اعتماد عمومی پایین هست…..
واقعیت سریال زندگی در بهشت و سفر به آمریکا :
چقدر استیت پارک ها رستورانها آبشار نیاگارا ورزشگاهها و…. شلوغ بود،چقد آر وی داشتن !!! چقد اهل تفریح و شادی و رقص بودن!!!چقدر با خودشون در صلح بودن….احساس خوب رو دقیقا زمانی که خانم شایسته یا استاد دوربین رو سمتشون میبرد قشنگ میشد حس کرد…چقدر راحت بدون ترس از قضاوت دیگران با همه ارتباط برقرار میکردن …وقتی استاد میخواست درب آروی رو درست کنه یه پیرمرد سن بالا خیلی راحت و با عشق و صمیمیت به استاد کمک کرد…یا اونجا که تو پرادایس جت اسکی خراب شد و چند نفر به شما تا جایی که تونستن کمک کردن و بیتفاوت نبودن…یا اون خانم و مادرش که خیلی اتفاقی برای پرسیدن یه آدرس با استاد آشنا شدن و بعدش استاد رو با اصرار دعوت کردن خونشون و پول شیرینی استاد رو هم خودش حساب کرد… و چقدر پذیرای آدم های جدید بودن چقدر صلح دوست و شرافتمند بودند… اینجا به خودم گفتم اگه این اعتماد عمومی نیست پس چیه؟؟؟ اگه این عشق و صمیمیت به همنوع فارغ از هرگونه قید و بندی نیست پس چیه؟؟؟
میزان امنیت اجتماعی :
یادمه با خوندن مطلبی در مورد آل کاپون در مجله دانستنی ها فکر میکردم خلافکار تو آمریکا خیلی زیاده و اینقدر که پلیس حریفشون نمیشه….بعد از رابطه ریس جمهور بیل کلینتون با منشی اش و مانوری که مطبوعات و تلویزیون ایران به این موضوع دادن تا امنیت اجتماعی برا زنان رو در آمریکا زیر سوال ببرن …. و این موارد باعث شده بود فک کنم آمریکا جای امنی علی الخصوص برای زنان نیست… و اینکه دولت آمریکا نژادپرسته وسیاه پوست ها تو این کشور امنیت ندارن…
واقعیت سریال زندگی در بهشت و سفر به آمریکا :
تو یکی از فایل ها استاد گفتن اینجا تو آمریکا دور خونه ها دیوارکشی نیست و اونجا من واقعا از این همه حس آزادی و امنیت شگفت زده بودم….همه جا مردم شاد و آزاد بودن چه سفید پوست چه رنگین پوست ….زن و مرد فارغ از هر نژادی تو استخر مختلط با هم شنا میکردن کنار ساحل نیمه برهنه با صلح و صفا کنار هم بودن ….اون ساختمانهای بلند اون همه ثروت ، نعمت ، زیبایی،شادی،روابط عالی و رفاه اجتماعی که دیدم با خودم گفتم طبق قانون غیرممکنه که این همه ثروت و نعمت و حال خوب از طریق خلاف به دست اومده باشه،طبق قانون این نشون دهنده فرکاس عالیی و بالای مردم این کشوره که بالا ترین رفاه و امنیت اجتماعی رو دارن.
طبیعت آمریکا :
همیشه در وصف کشور خودمون تلویزیون و.. میگفتن ایران کشور چهار فصلی هس که هر توریستی که میاد ایران شگفت زده میشه و…،همیشه به اروپا میگفتن قاره سبز ولی هرگز در مورد زیبایی های طبیعت آمریکا هیچ چیزی نشنیدم و تصویر ذهنی خاصی نداشتم.
واقعیت سریال زندگی در بهشت و سفر به آمریکا :
تو سفر به آمریکا من اولش فک کردم خب چون میخواید سفر برید و تفریح کنید، و استاد هم از طبیعت خوشش میاد شروع سفر رو از جای زیبا مثل شمال خودمون شروع کرده و واقعا انتظار نداشتم در طول این سفر با گذشتن از ایالت های مختلف اینقدر سرسبزی،درختان بلند و زیبا،چچچقققددررر دریاچه !!!! وسط شهر هم دریاچه وجود داره!!! کنار اتوبانها و خیابانها پر درخت پر زیبایی و نعمت!!!!آسمان!!آسمان چقدر شفاف،پر ابر،چقد آبی!!غروبهای پرادایس که نگوووو!!! یه صحنه هایی خانم شایسته از پرادایس فیلم میگرفت که میگفتم این انگار عکسه،فتوشاپه،نقاشیه!!! ولی بعدش به خودم میگفتم عزیزم این گوشه ای خیلی کوچک از شکوه و عظمت و جمیل بودن ربت هس …. جلال و بزرگی و قدرت خدا رو تو آبشار نیاگارااا کوههای یوتا میشد دید و…..چقد حیوونای مختلف زرافه،سنجاب،طاووس خشگل،شتر،جاناتان مرغ مهاجر😂 و… تو این کشور وجود داره و واقعا آمریکا برای من شد دنیایی کوچک از تنوع ،شگفتی،زیبایی،ثروت و نعمت خدای بزرگم💖
کیفیت کسب و کارها :
همیشه از بچگی یادمه هر وسیله ای ابزاری لباسی که جنسش خوب بود و سالها کار کرده بود بزرگترها با اطمینان میگفتن این آمریکاییه یا ژاپنیه 😎 و اینجوری باور کرده بودم که هرجا کیفیت و نوآوری است نام آمریکا میدرخشد….😂
و اول سریال سفر به آمریکا وقتی چشمم به جمال آر وی دوست داشتنی باز شد گفتم خدایا این آمریکایی ها چه مخی دارن و چقد خلاقن!! …..حتی اونجا که تو سریال زندگی دربهشت به هر تضادی که میخوردین با یه سرچ تو آمازون ابزار مورد نیاز رو پیدا میکردین من واقعا خلاقیت و نوآوری تو کسب و کار اونا رو تحسین میکردم.
شیوه فروش و بازاریابی سایت آمازون که فوق العاده بود…شرکت کوکاکولا…لیوانهای ابشار نیاگارا….فروشگاههای بزرگ و متنوع با خوراکیهای جورواجور و فروشگاههای لباس مخوص باشگاه ورزشی و…… همه باور من رو نسبت به کیفیت کسب و کار آمریکایی ها تقویت کرد…
و در آخر از استاد عزیزم و خانم شایسته مهربان تشکر میکنم و امیدوارم که سایتون مستدام باشه که اینقد انژی مثبت و خال خوب با خودتون دارین…..دوستتون دارم..😘😘💖💖
سلام عزیز استادم عباس زمانه ام مرد توحیدی من عشق من 💞 سلام مریم بانو جان دلم سلاااام 💞سلام ای هم ارتعاشی که در حال خواندن این متن هستی عزیزانم سلام
میبوسم روی ماهتون رو با عمق جان آرزوهایم رو هم راستا و در امتداد خواسته های جمعی میکنم و هر لحظه به عمق زیباتری از هماهنگی و همزمانی که روحم طالبش هست میرسم
امروز یکی از زیباترین و دلچسب ترین همزمانی هارو تجربه کردم که مربوط به سایت میشد و شوق لذتی در من پخش کرد و قدر این همزمانی در قلبم اینقدر عمیق و بزرگ بود و حس خوشی به روحم داد که دوست دارم شریک این تجربه نابت کنم عزیزم خوب تا آخر متن بخون … باشه ☺️
یه نکته جالب بگم امروز شانزدهم برج هست و ساعت سیزده و شانزده ثانیه دخترم آسانا متنی رو برای اولین بار در روز هفتصد و نود و هفتمین روزی که من وارد سایت شدم رو ارسال میکنه در سایت … متن ارسالی دخترم رو پایین این کامنت کپی میکنم 😍 تو مسابقه شرکت کرده مثلا عشق مامان میگه من حتما برنده ام منم که عقیده دارم بازنده ای وجود نداره گفتم برنده ای همین الان با این ارتعاشت بیشتر از یکبار فایل رو دیده و چند ساعت زمان گذاشته تا چند خط تایپ کرده واقعا تلاشش ستودنیه افتخار منه با اینکه ازم دوره و مجازی ارتباط دارم بیشتر باهاش با اشتیاق کارهایی که میکنم رو دنبال میکنه سپاس گذاری هاشو ویس میکنه و …
جالبتر از این ، سطح ارتعاش بالای آسانا و کلا بچه ها به دلیل (پیشفرض های ذهنی )
هماهنگ تر ،پاک تر ،خالص تر و نزدیک تر به روحشون هست که باعث همزمانی های خارق العاده میشه و خلق خواسته هاشون 👏🏻
و این تلاش مستمر من طی هفتصد نود و هفت روز برای ساخت باور های قدرتمند و کنترل ذهن و ورودی های کاملا فیلتر شده و استریل بصورت خیلی جدی و مداوم به قول استاد عشق جهاد اکبر 💪🏼 اره من همون فاطیمام که در سن سه سالگی پدرشو شلمچه کربلای پنج به خدا سپرد و جهاد اکبر رو با روحش جسمش لمس کرد شاید درد داره شنیدن این حرف های استادم برام از جنگ و دیدگاههایی که به ذهن کودکی ام پیش فرض هایی رو میداد و منو پر از نفرت میکرد به اسم صدام حسین وااای اسمشو عکسشو حس و حال اون روزا بازوهام سست کرد همین الان اما بیاد آوردن این خاطره ها فکت محکمی شده برای ذهن نجوا گرم و میگه آفرین استادم راست میگی منم تجربه کردم با گوشت و پوست و استخوانم نفرت و درد از دست دادن رو ، عشقم پدرم رو با تلخترین حس که تمام بدنمو الان درگیر کرده 😔 یادمه تو کوچه مون عکسی از صدام بود که روش نوشته بود مرگ بر صدام حسین و چقدر ما بچه های هم محلی سنگ پرتاب میکردین به اون تصویر بعد از مدتی چیزی جز اسم حسین زیر اون عکس نمونده بود بله تلخه درد داره وقتی استادم میگه عزیزانم پیشفرض ها رو مرور کنید مراقب باشید ذهنتون رو با چه چیزهایی پر کردند برای چه نوع اهدافی …
یه لحظه به خودم اومدم گفتم الان این حس نفرت به اعراب تو ایران به چه هدفی پایه ریزی شده ؟؟؟جنگ های داخلی و برون مرزی و کشته شدن سردار های سپاه و ارتش و جوونای مملکتم مثل پدرم که تو سن بیستو چهار سالگی با سه تا فرزند و یه زن هجده ساله … نگم دیگه …
و حالا چه نگاهی به ما کمک میکنه که جلوی این پیشفرض های غلط رو بگیریم و بتونیم احساس بهتری نسبت به این دسته اتفاقات داشته باشیم چون سیستم خلق جواب نوع احساس ما در هر لحظه به اتفاقات و شرایط موجود برای خلق لحظه های بعدی
یادم اومد یکی از اساتید گفت صدام تو هفت سالگی از سمت عموی خودش مورد آزار جنسی و کتک و رفتار های ناشایست بوده و اگر ما بخواییم قضاوتش کنیم هوشمندی جهان ما رو در اون شرایط قرار میده و میگه حالا شما جای اون شخص چه رفتاری میکردی وقتی به قدرت میرسیدی الله اکبر … یه پله از اون حس نفرت میام بالا و ذهنم آرومتر میشه و میگه خدایا تو آگاهی به همه چیز و از دست دادن پدرم خیر بوده و هست راضی ام ازت منو در مسیر لذت بخش و آرام بدون جنگ و شتاب هدایت کن
خداوند هم که کنار من با صدای ارامبخش و زیباش میگه به همزمانی ها توجه کن و حس عمیقت که حس عشق هست بببین کجا قلبت تند تند میزنه اون فانوس راهت 🥰 بگم از مسیر هدایتم برات اره ؟ گفتنش خیلی بهمون کمک میکنه برای اعجاز و رسیدن به خلق آنی
این تارگت منه با استفاده از سیستم احساسات تو هر لحظه به عمق بیشتری در لحظه ی بعدی برسم تا خلق آنی و میرسم یقین دارم هیچ آرزویی در دل کسی کاشته نمیشه مگر اینکه توان رسیدن به اون رو داره و فقط حرکت با ایمان لازمه 😎
قبل از اینکه با قوانین بصورت فیزیکی آشنا بشم و بدونم تجسم چیه ؟ مثبت نگری چه نتیجه ای داره !? قانون جذب و کلا انرژی و سیستم تعبیر شده توسط خالقم چطور عمل میکنه ؟! حتما قبل از خوابیدن تجسم میکردم و بدون این کار خوابم نمیبرد البته که تجسم های اون روزا همه در مورد خواسته هام نبود و مثبت و منفی ترکیب بود 🥴😂 یادمه تجسم میکردم از کف دستم تراول میزنه بیرون بعد کلی کیف و کشو هامو، ساک مسافرتی رو پر میکنم از پول و بعد میرفتم تو خیالم خرید و بعد یه قرص بود معجزه میکرد میخوردم و تجسم میکردم میتوانم صورتمو تغییر بدم و رنگ مو رنگ چشمام و عوض میکردم و اینقدر غرق میشدم تو تجسمم تا خوابم میبرد دیگه عادت شده بود برام بعد از آشنایی با سایت هدایت شدم سمت استادی که اینقدر بی ذهن و قدرتمند هست که با روحش بسیااار هماهنگی داره و میتونه قدرت های روحی شو به تماشا بزاره و با ذهن متمرکز انتقال انرژی که استاد عباس منش ازش صحبت میکنن و میگن این سیستم این انرژی قابلیت تغییر و تبدیل داره از حالتی به حالتی … و باید باور ذهنی درست و اقدام روزانه داد تا همزمانی پیش بیاد یعنی همون خلق خواسته رو بصورت خیلی حرفه ای تو زمان کم انجام میدن 🤩 من که همیشه عاشقش بودم و تجسم میکردم بدون علم ،الان آگاهانه انجامش میدم و بزرگترین خواسته ام خداست و ذهنی کاملا هماهنگ با روحم برای بیاد آوردن رسالتم از کدها کمک گرفتم و مسیری که قلبم گواهی میداد این همون راهه. ذهنمو در مدت های طولانی خاموش کردم و بی ذهن شدم اسمش همون مراقبه س که استادمون میگه 😘حالا با تمرینات قدم به قدم بعد از سه سال تونستم از یه دقیقه بی ذهنی برسونمش به تایم بالا 😌 بی نهایت لذت بخشه این کار برام از هر نوع مستی بالاتره لذتشو خدا میدونه و کسایی که این تمرین رو مدام انجام دادن متوجه میشن چی میگم
ببین استادم دقیقا یه حالتی از ارگاسم مغز تو اوج جنسی که مغز در حال تجربه س داره رو با زمان بیشتر تجربه کردنه ، میشه با توجه به حس زمانی که اوج لذت جنسی تو همون زمانی رخ میده بیشترش کرد و بی ذهن شد و کاملا با روح یکی شد بعد اعجاز پشته هم ، همزمانی پشت هم و سطح میدان انرژی بدنت تاثیر گزار تر از همیشه و کلا تجربه های متفاوت و جنس مرغوب 😂 خوده خدا میشی
در رأس کارهای روزانه ام بی فکری رو قرار دادم و به نظرم زمان برای باور های غلط رو پیدا کردن خودش یه عمره بعد تازه بخوام جایگزینشونم بکنم خودش یه راه طولانیه 😥 این راه جدید رو خواستم از خداوند و هدایتم کرد سریعتر راحت تر لذت بخش تر باشه عشق جان اونم در جواب فرمودند این راه 💪🏼 به هر حال از مسیر باور سازی شما شروع کردم و بعد این مرحله بی ذهنی و بعد از اون فکر های انتخابی همون باور های توحیدی و کاملتر از قبل پله به پله تا خدا 😉که باور سازی عمقی با حالت آلفا ی ذهنم که بازم استاد عباس منش جان میگن قبل از خواب تمرکز رو ببرید روی سپاس گزاری و اتفاقات خوب روزانه که بیست دقیقه قبل از خوابه و بازم میفرمایید که بعد از بیدار شدن تجسم کنید اتفاقاتی که میخوایین تو روز تجربه کنید با حس خوب همون حالت الفای مغذ میشه رو وارد ناخودآگاهم کردم تا حدی پیش رفتم که جسم رو حرکت دادم بدون واسطه و مستقیم با ذهنم از طریق ناخودآگاه پروگرام شده توسط روحم و جسمم و کانون توجه ام و این همون راه حسین جان برای خلق خواسته ست که بعد از قدم ششم از دوازده قدم سمتش هدایت شدم و زندگیم کلا خلق شده با کلامم تو لحظه معجزه میشه با متن نوشتن با دیدن یه فیلم به حدی اون اتفاقات برام منعکس میشه تو زندگی که ارتباطاتم محدود به سایت استاد عباس منش شده و تمریناتش و عشقی که هر روز تو دلم بیشتر میشه برای دیدنشون از نزدیک آخه عجیب زندگی ام شبیهشونه و تجربه های خیلی نزدیکی داریم از زندگی طولانی در شهر قم گرفته تا جدا شدنم از همسر سابقم و خیلی اتفاقات شبیهه به هم …
خدا رو شکر میکنم و قدردان این استاد بزرگوار و خانم با حال جنوبی شون هستم و بازم از ته دل آرزوهامون رو هماهنگ میکنم تا نتیجه بهتری بده و فرکانس جمعی مشترکی رو ارسال کنیم با تمرکز روی جهانی زیباتر شادتر ثروتمند تر و آرامتر با تغییر زاویه دیدمون و ذهن که موهبت خداونده رو به خدمت بگیریم چون تفاوت انسانهای موفق با دیگران میزان کسب مهارت در تمرکز ذهن بوده از انیشتین تا عباس منش جان و من که در رأس روح تکامل یافته ها میبینم خودمو بعد از دیدن فیلم لوسی کلا انتخابم این نوع نگاه و تفکر بوده بازم خدا رو سپاسگزارم و ممنونم که محیطی رو برام فراهم کرده برای کار کردن روی ذهن متمرکز برای اهداف عالیه خلقت و رسالت زیبام 🌹🌹🌹
فاطیما 🧚♀️
۱۶ خرداد ۱۴۰۰ در ۱۳:۱۶
مدت عضویت: ۷۹۷ روز
به نام خداوند تمام زیبایی ها ♥️💗🌸
🌸سلام استاد عزیز 🌸 من آسانا مالکی دختر خانم فاطیما هستم من تازه وارد این سایت شدم من ۱۱ سالم است نیمه دوم سال ۸۸ به دنیا آمده ام و کلاس پنجم هستم من با فیلم پسرتون به این سایت ملحق شدم وقتی پسرتون کلاس چهارم بود یک فیلم از تبلت و کامپیوتر گرفته بود من آن فیلم را دیدم وقتی گفت در مورد کامپیوتر تحقیق میکردم و میخواستم و آن را به دست آوردم و تبلت هم مادرش به او اجازه می داد که روز تولدش تبلت را بر دارد ولی پسر تجسم می کرد که تبلت اش پیش خودش است و مادرش دو ماه قبل از این که تولدش برسد به او تبلت را داد و من به خاطر پسر شما به این سایت بسیار بسیار زیبا و دلنشین ملحق شدم و از نکاتی که به ما گفتید بسیار بسیار خوشم آمد و خیلی خوشحال شدم که شما اینقدر زیبا و دلنشین به ما نکات مثبت را یاد می دهید و من سعی می کنم زندگی ام را بهتر از الان کنم یکی از افکاری که من قبل از آشنایی با شما داشتم این بود که آمریکایی ها بد هستند و با مردمی که تازه وارد می شوند خوش آمد گویی کاملی ندارند و وقتی که شما برای ما کلیپ زیبایی گرفتین و توضیح دادید که مردم امریکا چگونه هستند من هم آرزویم این است که به آمریکا بروم و با تمام وجودم با این مردم خوش رفتار و یک تکه مهم از کشور خودم را که خیلی شیرین و دلپذیر است با خودم ببرم به نام آن ها مهر و محبت، گفت و گوی خوشایند ،دوستی بی پایان، زندگی شاد و سلامت و…….
چقدر از بچگی هی توی مغز ما فرو کردند:
مرگ بر آمریکا!!
آمریکا، امپریالیسم جهانی!!
ابر قدرت بدجنس و خونخوار و سفاک جهانی!!
لعنت بر تو ، ای آمریکایِ جهان خوار!!
مرگ بر تو ای عمو سام ، قاتل و نژاد پرستِ جانی!!
آمریکائی های نژاد پرست و ناقض آپارتاید!!
آمریکای خونخوار و قاتل سرخپوست های مهربون و بی آزار و معصوم که کشور اونها رو غصب کردند!!
چقدر فیلم ها و سریال های تاریخی توی تلویزیون و سینما دیدیم از قتل و عام سرخ پوستها توسط آمریکائی ها (( کلبهء عمو تام)) + (( با گرگ ها میرقصد)) + ((بردهء رقصان)) + (( تام سایر)) + ((هاکلبری فین)) و یا برده داری های وحشتناک سیاه پوستان توسط سفید پوستهای نامرد و عوضیِ آمریکایی که به ما دائماً القاء میکرد که این جماعت گاوچرون خیلی وحشی و خونریز و عوضی هستند و به غیر از نژاد خودشون به هیچ احدالناس دیگه ای رحم نمیکنند و همه رو از دم تیغ میگذرونن!!
چقدر توی صف مدرسه هامون شعار دادیم: آمریکا، آمریکا، مرگ به نیرنگ تو، خونِ جوانانِ ما میچِکَد از چنگِ تو . . .
و با اینهمه تصاویر غلط و اشتباه ذهنیت های پاک و معصوم ما را نسبت به نه فقط به کشور ایالات متحدهء آمریکا و آمریکائیان، بلکه نسبت به خیلی دیگر از کشورهای دنیا، سیاه و تاریک و چرک و کثیف کردند و ما رو نسبت به اونها دل چرکین و بد بین و آزرده خاطر نمودند و باعث شدند که کینه ای دیرینه و قدیمی در دلهای ما نسبت به اونها ایجاد بشه و روزبروز هم ریشه دار تر و قویتر هم بشه!!
همیشه توی فیلمهایی که از تلویزیون پخش میشد، آمریکائیها رو آدمهای خوش گذرون و عیاش و تن پرور و خوک صفتی نشون میدادند که از راه های حروم و از طریق دزدی و خوردن مال و اموال آدمهای بدبخت و بیچارهء جهان سومی، به ثروتهای بی پایان و از پارو بالا رفته رسیدند و خیلی قصی القلب و خونخوار و بدجنس هستند و این ذهنیت مسموم را برای ما ایجاد کرده بودند که همهء آمریکائیها تابع امپرسیونیسم جهانی هستند و ضد مسیح و ضد اسلام و ضد هر نوع دین و مذهب و آئینی می باشند و خیلی بی بند و بار و کثیف هستند.
و تقریباً اکثر دههء 50 یا دههء 60 ها با شعار مرگ بر آمریکا آشنا هستیم و همهء ما آمریکا را به عنوان کشوری که مهد جرم و جنایت و فساد و آدمکشی و میخوارگی و زنا و بی بند و باری و عیش و نوش است، می شناسیم و باور داریم که آمریکا چنین کشورِ مضخرفی است و دشمنِ قسم خوردهء ایران و تمامیِ کشورهای مسلمان بوده و هست و خواهد بود!! و ما باید تا آخره عمرمان با آنها دشمن باشیم و هیچوقت دست دوستی به سمت آنها دراز نکنیم و اصلاً قید رفتن به آمریکا و یا آمدن آمریکائی ها به ایران را بزنیم!!
و به قول استاد، زمانیکه که ما این حرفها و گفته ها و دیده ها و شنیده ها را باور کنیم و بپذیریم که درست هستند و قبولشان کنیم، جهان کاری میکند و شرایط و موقعیتهایی را برایمان ایجاد میکند تا این باورها برایمان اثبات شوند و به عینه آنها را ببینیم و مشاهده کنیم و با خودمان بگوئیم: دیدی اونها درست میگفتند؟؟!! دیدی چه آدمهای عوضی هستند این آمریکائی های یانکیِ نابکار؟؟!! دیدی چه درست میگفتند راجع به این قوم الظالمین؟؟!! دیدی چه آشغالهایی هستند این آمریکائی های مفسد فی الارض؟؟!!
و الان که استاد عباس منش عزیز اینهمه زیبائی و هماهنگی در آمریکا میبینند و همواره با آدمهای درست و الهی و مهربان و محترم و ارزشمند مواجه میشوند که خیلی خوب و محترمانه با ایشان و خانم شایسته برخورد میکنند و نگاه نژادپرستانه ای نسبت به آنها ندارند و تازه خیلی هم به آنها کمک میکنند و در خیلی از مواقع به صورت دوستانه و رایگان، کارهای ایشان را برایشان انجام میدهند و کمکشان میکنند، دوستان به خدا باور کنید که اینها جمبل و جادو نیست، اینها اتفاقی رخ نداده و همینطوری شانسی و الله بختکی برای استاد و عزیز دل ایشان پیش نمی آد!! بلکه فقط و فقط به خاطر این هست که استاد و همسر محترمشان، برای خودشان باورهای قدرتمند و ادامه دار و مداومی را در مورد نه فقط مردم آمریکا، بلکه در مورد کل مردم دنیا ساخته اند که همهء انسانها خوب و مهربانند ، همهء انسانها دستانی قدرتمند و با محبت از دستان خداوند متعال هستند و به همین خاطر ایشان به هر نقطه ای از این کرهء خاکی پا بگذارند ((حتی صحراهای آفریقا ؛ حتی قطب های شمال و جنوب ، حتی جنگلهای آمازون و . . . )) فقط مهر و محبت میبینند و فقط عشق از انسانهای مقابلشان دریافت میکنند و فقط با شرایط و موقعیتهای خوب و عالی و درست مواجه میشوند. ما هم اگر دوست داریم با چنین انسانهای خوب و الهی و مهربانی برخورد کنیم و هر جای دنیا که میرویم با آدمهای خوب، با شرایط خوب و با اوضاع و احوال مساعد و خوب مواجه شویم، باید باورها و ذهنیات بنیادی و افکار غالبمان را آرام آرام و با طی کردن تکاملمان، عوض کرده و تغییر دهیم و با اینکار هم خودمان خوب و عالی زندگی کنیم و هم جهان را به مکان خوبتر و عالیتر و مناسبتری برای زندگی و لذت بردنِ هم نوعانمان، تبدیل نمائیم. انشاءالله . . .
((ممنون که کامنت من را تا انتهاء خواندید و امیدوارم برایتان مفید و اثرگذار بوده باشد…))
««به امید دیدار استاد،خانم شایسته عزیز و همهءدوستان هم فرکانسی در ایالات متحدهء آمریکا ، فلوریدا»»
به نام الله بخشنده مهربان🌼🌼🌼
استاد عزیز با دیدن این فایل خاطرات ریز و درشتی برای من زنده شد،ساعت ها لا بلای درخت ها توی پارک قدم زدم و فکر کردم و فکر کردم…
کودک ابتدایی که برای حفظ ارزش های تایید شده باید همکلاه و هم مقنعه رو طوری می بست که از هجوم مارهای افعی و زهر الود جهنم محفوظ باشه…پوشیدن جوراب سفید که نماد آغاز مسیر چشم چرانی نامحرم از مسیر پا تا ارتفاع قامت یک زن بود…
دوگانگی خانواده ها که یکباره از جهنمی که ناخواسته و ندانسته قرار بود در اون سوزانده بشن پرتاب شدن بر دل بهشتی که الزاما باید یک مقصد و یک راه و یک باور رو داشت.
خاطرات تقریبا مشترک هست با دیدگاه هایی از جنس زنانه و مردانه…
در این چنین جوی ،جهان به دوقست تقسیم میشد،ایران که قرار است منجی در اون ظهور کنه و زن با حجاب و مرد با نگاهش قرار بوده حافظ مقدسات باشه ووو…
و دوم کشوری ابرقدرت به نام امریکا که مخالف با باورهای سرزمین ماست که هر لحظه در کمین بهم ریختن ستون های اصلی ارزش های ماست و ما تنها نماینده خداوند برای حفظ قدرت اش و بزرگی اش که قرارمان با خداوند این بوده که اگر سهل انگاری داشته باشیم،تمام قدرت خداوند گرفته می شود.
قدرت در دست عده ای بود که وظیفه ارشاد گروهی گمراه که در اول مسیر شناخت دین بودند قرار داشت که با مهربانی بیگانه بودند و با غضب و تنبیه و تاختن و ویران کردن شخصیت طرف مقابل جلوی وسوسه هایی که از طرف لانه جاسوسی امریکا در کمین اشخاص بود رو خنثی می کردند.
در شروع برنامه مدارس ،فضایی مثل پادگان رو داشت که باید با مشت های گره کرده و پاکوبان با صدایی که بر عرش خدا می رسید،فریاد مرگ بر امریکا رو سر می دادیم تا دور باشیم از کشوری که در آن تولد کودک از پدر و مادری بدون ازدواج بوده و تمام نوزادان غسل تعمید میشدند تا حامی داشته باشن…اما اغلب این کودکان که بزرگ می شوند تبدیل به یاغی و ویرانگر می شدند که با سلاح گرم هم نوعانشان را می کشند و هیچ قانونی هم وجود ندارد که جلوی این رفتارها رو بگیرد،چون زور قانون به این افراد نمی رسد چون اکثریت جامعه به این سیاق زندگی می کنند…
وزندان ها پر از تبهکار های حرفه ایست که در آنجا هم تنها سرگرمی اشان کشتار وکشتار هست.
باورها تا حدی تکرار می شد از طرف تلویزیون،مدارس،خانواده و روزنامه و…که باعث می شد که ذهن فرصت اندیشیدن به درست یا نادرست بودن اون ها رو نداشت…و ناخودآگاه ذهن می پذیرفت که تنها راه نجات چنگزدن به ارزش های ایست که فقط تعداد معدودی از اون ها خبر دارند و راز هایی ایست که خداوند بر قلب پاکشان نازل کرده و بی چون وچرا باید پذیرفته و عمل بشه تا حریم خانواده حفظ بشه.
دایره ارتباطات که بزرگ تر شد کم کم دیدم که چه اشخاصی که مذهبی بودن و چه اشخاصی که آزاد اندیش بودن به نوعی،هر دودسته نقاط ضعف و قوت دارن،آرزو دارن،ترس هایی دارن ،امید و نا امیدی و….بعد شک کردم به تمام باورهایی که نباید جرات شک بهشون رو داشته باشی…
در گیر و دار وجزر و مد زندگی ،کتاب ها،انسان های اندیشمند و قرار گرفتن در موقعیت های مختلف باعث فرو ریختن باور های گذشته شد.
در گیر شدن با خود،مبارزه تن به تن با خود و ذهنیات گذشته و جایگزینی باورهای جدید باعث شناخت خود و شناخت قوانین حاکم بر جهان می شود و از انسان انسانی دیگر می سازد :انسانی آرام تر،قوی تر و مثبت گراتر و…
استاد عزیز من بعد از نگاه کردن به سریال سفر به دور امریکا متوجه شدم که به اندازه کافی نتونسته بودم دیدمثبت رو نسبت به مردمان این کشور داشته باشم یعنی من تمام سعی ام رو کرده بودم تا دید انسانی روپیدا کنم نسبت به این کشور اما واقعا فکر نمیکردم با این چنین سبک زندگی روبرو بشم که به معنای واقعی کلمه مردمانش آزاد باشن و نوع زندگی ایشون آرزوی همگان باشه….
نشانه امروز من ،من رو به صفحه ارسال دیدگاه کشوند و من قبل از نوشتن کامنت تقریبا بیست و چند قسمت از این سریال رو مجددا نگاه کردم.
شروع اولین فایل این سفرنامه با گفته های خانوم شایسته عزیز برام بی نهایت دلنشین و آگاهی بخش بود:
سلام به همه دوستای عزیزم.
من مریم شایسته هستم و جایی که الان هستم اینجاست(Tampa)…این هم کره زمینه،می بینید چقدر نقطه ای که من الان توش هستم کوچیکه…بریم رو نقشه امریکا که بزرگ تره…این نقشه امریکاست و قراره ما یه سفری به دور امریکا بکنیم ،حالا تا هر جایی که بشه.
من یه ایده ای داشتم،گفتم در راستای فایل های سفرنامه این سفرنامه رو میخوایم به شکل جدیدی ادامه بدیم و من سعی می کنم هر چند روز یکبار یا هر زمانی که مناسب باشه براتون فایل هایی رو از این سفر بزارم…عکس هایی رو از نقاط زیبا یا هر زیبایی که خودم رو تحت تاثیر قرار میده و نکته ای رو به یادم میاره و به من کمک می کنه که باور بهتری رو بسازم رو با شما شریک بشم.
ما قرار بود فردا بریم سفر اما ماجرا به شکلی پیش رفت و خداوند ما رو به شکلی هدایت کرد که الان قراره راهی سفر بشیم…جایی که ما هستیم =>ما الان تمپای فلوریدا هستیم و قدم بعدی که ما می خوایم بریم ،در واقع قراره بریم جوریا،یعنی بریم اینجا…GRORGIA
این قدم بعدی ماست و بعد دیگه قراره خدا ما رو هدایت کنه ،ما قراره بریم روزن استیت پارک….
…چمدون هاتون رو ببندید و با ما راهی این سفر شگفت انگیز بشید.
مطمئنم خیلی چیزای خوبی رو یاد می گیریم،خیلی پخته تر می شیم،خیلی رهاتر می شیم ،خیلی شناخت جامع تری نسبت به جهان به دست می یاریم.
سفر واقعا آدم رو می سازه یعنی مهم ترین چیزی که به آسان رهایی ونچسبیدن به یک چیز رو یاد میده سفره،چون سفر هر چیز اضافه ای که با خودت حمل می کنی رو جدا می کنه و سبکت می کنه،آزادت می کنه بهت می گه که این جهان چقدر زیبایی داره وچقدر فضا داره و اصلا نیاز نیست که به هیچ لحظه ای حتی خیلی زیبا برچسبی چون لحظات خیلی زیبای بیشتری توی آینده ،روز بعد و توی قدم بعد منتظرته…پس نگران هیچ چیز نباشید و فقط از اون لحظه لذت ببر و رها باش و گذر بکن…🌺🌺🌺
و این چنین بود که سفری با لبخند استاد عزیز و با برزبان راندم جمله توکل بر خدا آغاز گشت که تک تک جملات مریم شایسته عزیز در اون محقق شد🙂
به جرات میتونم بگم فایلی رومن ندیدم که از کلمه هدایت توش استفاده نشده باشه و این چقدر درس هست که به هدایت ها حساس باشیم و دنبال کنیم بی چون چرا…
توی قسمتی از فایل اول پارکی رو می بینیم به نام franklin D Roossevelt که هم نام یکی از رئیس جمهور های امریکاست و این پارک تفریح گاهش بوده…تحسین کردم این کشوری رو که نیازی به پنهان کاری نداره و تفریح و شادی اصل و اساس زندگی ایشون هست با هر منصب ومقامی…
خیلی برام تحسین برانگیز بود فضای پارک های بزرگی که به اندازه ای تمیز بودن که آدم احساس میکرد همین امروز اولین روزی بوده که انسان قدم به این فضا گذاشته و هنوز فرصت به هم ریختن نظم و تمیزی پارک میسر نشده….
وجود فراوانی وثروت در زندگی مردمان این کشور نشان از باور های درست و دوست بودن با پول و ثروت رو داشت…تو فایل سوم اکثر خونواده ها آر وی شخصی داشتن و چقدر زیبا و متنوع با سلیقه شخصی اون ها رو تزئین کرده بودن …دیدن افراد میانسال و سالمند که از عمق وجودشون میخندیدن و کنار هم از زندگی لذت می بردن برام بسیار هیجان داشت…تو کشور ما اشخاصی که سنگین هستن بهترین به شمار میومدن تو زمان های نه چندان دور و جدی بودن ارزش بود و نشان بلوغ فکری فرد…
اشخاصی که در حال نواختن آهنگ دلخواه با ساز شخصی ایشون بودن توی جنگل پر درخت و سبز چقدر منظره رویایی رو نشون میداد…
زمانی داشتن ساز یک گناه کبیره ای بود تو کشورمون که اون شخص رو ملحد می دونستن…یادم مییاد در زمان کودکی من ،همسایه ای داشتیم که اهل موسیقی بودن و به ما طوری القا کرده بودن که اصلا نباید از دم در این خونواده حتی گذر کنی چون روحت الوده میشه…
چقدر با این دست باورها ،ذهن ها رو شخم میزدن و دانه ترس و و دشمنی وکینه رو تو سرزمین وجودمون می کاشتن…نکته این بود که نشه باورهای جدید رو وارد ذهن کرد و زندگی متفاوت با بافت یکدست جامعه رو رقم زد …متفاوت بودن جرم بود ،جرم غیر قابل بخشش…راحتی پوشش و ارتباطات سالم همه برای ما درس داره و چقدر ذهن ما رو از ابتدا پایه ریزی می کنه و چقدر کمک کننده است تا زیر باران باورهای جدید،روح وجانمان رو شستشو بدیم و سبکبال شیم و لبخند بزنیم به زندگی با وسعت قلب هامان و چقدر کمک کننده است که قلب امون به یافته هامون مطمئن تر شه…
من به هیچ وجه فکر نمی کردم که برای بار دوم که این سریال رو نگاه میکنم،درست مثل دیدن بار اول اشک هام جاری شه برای این حجم آزادی،فراوانی ،تنوع و زیبایی های بی شمار…
در سفر به اتلانتا باز هم متوجه شدم که اگر ثروتمند باشی می تونی بیشتر و بیشتر از زندگی و داشته هات و ارتباطاتت لذت ببری …چون دغدغه هایی که مانع دیدن اصل و اساس زندگی میشه رو نداری و به راحتی می تونی پا به درون ناشناخته ها بزاری و لذت های زندگیت رو چندین برابر کنی.
استاد عزیز من قبل از دیدن این سریال اشخاص ثروتمند رو در روند زندگی ایشون ندیده بودم تا بدونم تو مسیر زندگی و سفرها و اقدامات روزانه از این ثروت چه استفاده هایی می کنن و چقدر می تونه ثروت در خدمت انسان باشه تا بشه زندگی رو تو تمام ابعادش تجربه کرد با لذت…
دیدن این سریال دید من رو به داشتن ثروت عوض کرد و دارم سعی میکنم اون بی تفاوتی رو نسبت به داشتن ثروت از بافت ذهنیم حذف کنم…
در سفر فرصت بزرگ شدن رو به خودت میدهی و تعصباتی که باعث مرگ لحظه ها ی زندگی میشن رو کم کم از وجودت حذف می کنی…
گره های به ظاهر کور کم کم باز میشن از روحت و زمان بیشتری پیدا می کنی برای لذت بردن ها همراه با راحتی و ارامش….و این همه اتفاقات زیبا با وجود ثروت در زندگی میسر میشه….
_خدای من چقدر آزادی ستایش انگیزه ،زن ومرد و کودک تو استخر بسیار بزرگ شنا می کنن …جدایی جنسیت وجود نداره و نگاه ها انسانی هست….
با دیدن این صحنه ها متوجه این موضوع میشم که چقدر درگیر حواشی و فرعیات بودیم ما…
چقدر زن بودن و زنانگی داشتن تو این کشور پذیرفته شده است و طبیعی…ارزشگذاری بر اساس نوع پوشش نیست تا اجبار بر داشتنش باشه…این ها فرعند ،این ها خود درگیری ایجاد می کنند و دیگر درگیری…. و میشود سم برای ذهن…میشود فرقه فرقه کردن و دامن زدن به اختلافات بین نوع انسان…
من هر چقدر بیشتر این سریال رو میبینم احساس می کنم دارم یک زندگی فرا واقعی رو نگاه میکنم،حس میکنم دارم سریالی رو می بینم که شخصی داره از آرزوهاش حرف می زنه و داره میگه که نگاه کنید اون دنیایی که من دوس دارم تجربه کنم این خصوصیات رو علاقه دارم داشته باشه…و یا انگار به مردمان یک کشور گفتن که اگر از هر روزتون لذت نبرید،زندگی رو ازتون پس می گیریم و نتیجه اش شده لذت لذت لذت و لذت بردن از تک تک روزهای زندگی ….
سپاسگزارم از شما استاد عزیز و خانوم شایسته دوس داشتنی که این ایده بی مانند رو دنبال کردید تا ما بتونیم چشم هامون رو شستشو بدیم و جرات دیدن زیبایی های زندگی رو پیدا کنیم.❤️❤️❤️❤️❤️❤️