این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.
https://tasvirkhani.com/fa/wp-content/uploads/2021/08/abasmanesh-13.jpg8001020گروه تحقیقاتی عباسمنش/fa/wp-content/uploads/2015/12/logo-with-title-340x85.pngگروه تحقیقاتی عباسمنش2021-08-31 07:05:482021-10-22 09:19:18سریال زندگی در بهشت | قسمت 200
121نظر
توجه
اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
اون روزا، روزخاصی نبود. نه اتفاق بزرگی افتاده بود، نه معجزه ای.
فقط نشسته بودم و داشتم غر میزدم. از کار، از پول، از آدمها، از خودم.
اما لحظه ای مکث کردم و ازخودم پرسیدم:
الان دقیقا دارم به چی توجه میکنم؟
جوابش ساده ولی تکان دهنده بود:
○ به کمبود…. … به نداشتن.
○ به اینکه چرا فلان چیز هنوز نیومده.
همونجا برای اولین بار فهمیدم چرا بااینکه خیلی چیزها رو «درست فکر میکردم»، زندگیم همونجا گیــــــــــر کـــــرده بود.
چون زندگی به فکر واکنش نشون نمیده؛
زندگی به توجه واکنش نشون میده.
از همونجاها بود که کم کم ، تحسین وارد زندگیم شد.
به عنوان یه مفهوم قشنگ که نه ==>> بعنوان یه ابزار واقعی، زمینی، کاربردی.
یعنی “”آگاهـــــانه”” ببینی چی داره درست کار میکنه. یعنی نگاهت رو از چیزی که نیس، برداری و بذاری روی چیزی که هست… چیزی که خواسته ت هست .
○ حتـــــی اگه کوچیکه ○ حتـــــی اگه ناقصه.
والا اولش مسخره بنظر میاد.
خودم یادمه با خودم میگفتم: الان چی روتحسین کنم؟!!!
وقتی حساب بانکی اینه، وقتی شرایط اینه؟‼️
امـــــا همونجا یه چیز عجیب و جااالب اتفاق افتاد.
وقتی شروع کردم به تحسین کردن چیزهای خیلی ساده،
حالم عوض میشد. امتحان کردین تا حالا؟؟؟
نه شرایط ااا . حالـــــم.
صبحی که بیدار شدم وگفتم:
خدایا ممنون که امروز نفس میکشم. خب این از سر عادت، از سر توجه اینو گفتم .
یا وقتی گفتم => خوب شد امروز عجله ندارم| خوب شد امروز بدنم سالمه | خوب شد یکی/چیزی /جایی هست که حواسم بهش جمع و گرمه.
قشنگ میفهمیدم => تحسین، فرکانس رو تنظیم میکنه.
نه با زور، نه با تلقین ==>>> با همجهتــــــــــ ی با منبع .
کم کم فهمیدم تحسین ساده ترین راه هماهنگ شدن با خداونده… [🟡🟠وسپاسگزاری یکی از های لِول ترین مراتب تحسین هست =>> الحمد لله ربّ العالمین]
چون خدا در «هست»هاست، نه در «نیست»ها =>> ما وقتی مدام از نیستها حرف میزنیم، عملا نگاهمون رو ازخـــــدا برمیداریم.
همون ایام بودکه این آیات، برای من زنده شد؛ توی زندگیم هم زنده شد نه روی کاغذ:
إِنَّ وَلِـِّۧیَ ٱللَّهُ ٱلَّذِی نَزَّلَ ٱلْکِتَٰبَۖ وَهُوَ یَتَوَلَّى ٱلصَّـٰلِحِینَ /(اعراف، 196)/ یقینا سرپرست و یار من خدایی است که قرآن را نازل کرده و او همواره شایستگان را سرپرستی و یاری میکند.
من اینو اینجـــــوری فهمیدم:
وقتی توجهت روی خداست = خـــــدا عملا سرپرست زندگیت میشه. امــــــــــا وقتی توجهت رو میبری سمت ترس، آدمها، شرایط، تحلیلهای بی پایان == داری سرپرستی رو میدی دست چیزهایی که اصلا توان یاری ندارن. [ استاد عباسمنش اینو یه جور شرک نامگذاری میکنن]
آیه بعدی دقیقا همینو میگه:
وَٱلَّذِینَ تَدْعُونَ مِن دُونِهِۦ لَا یَسْتَطِیعُونَ نَصْرَکُمْ وَلَآ أَنفُسَهُمْ یَنصُرُونَ / و کسانی را که بجای خدا میخوانید، نه میتوانند شما را یاری دهند و نه خودشان را.
□ واااااااااای بر تو محسن !!
من سالها داشتم از «شرایط» کمک میخواستم.
از «آدمها». از «پیش بینی ها».
بعدتعجب میکردم چرا حالم بهتر نمیشه!!!
تحسین، کمک خواستن از خداست، بدون گفتن یک کلمه.
چون تحسین یعنی:
● میبینمت.
● میبینم متد ت داره کار میکنه.
● میبینم هستـــــی.
و یه چیز خیلی مهم:
تحسین یعنی قطع توجه از چیزهایی که فقط نگاه میکنن ولی نمیبینن.
سلام سمیه جان .چقدرعمیق و درست نوشتی… . خوندم ؛ هرآدم منصفی میفهمه این آگاهیها از سطوح پایین فهم ذهنت رد شده و نشسته اون بالاها، توی جانت. و هسته اصلی مسیره ==>> ما خالق زندگی خودمونیم، البته نه جدااز خـــــدا؛ با خـــــدا. روی شونه ش.
رفیق خوبم ، برای خودم اینجا مینویسم :
قرآن خیلی شفاف اینو تایید میکنه.
□ إِنَّ اللَّهَ لَا یُغَیِّرُ مَا بِقَوْمٍ حَتَّىٰ یُغَیِّرُوا مَا بِأَنفُسِهِمْ =>=> اینجا مسئولیت خلق کاملاروشنه. تغییر از درون ما شروع میشه =>>> توجه، احساس، انتخاب، فرکانس… همون چیزهایی که تو دقیق لمسشون کردی.
□ لَهَا مَا کَسَبَتْ وَعَلَیْهَا مَا اکْتَسَبَتْ /هر کسی نتیجه آن چیزی رو می گیره که خودش کسب کرده.
کسب فقط عمل بیرونی نیس؛ نیت، توجه، ارتعاش وحال دل هم جزوشه ==> همون قسنتی که گفتی: جهان به “تلاش کور” نگاه نمیکنه، به فرکانس نگاه میکنه.
و این یکی شاه کلیده برای بحث خلقکنندگی: وَأَن لَّیْسَ لِلْإِنسَانِ إِلَّا مَا سَعَىٰ /برای انسان چیزی نیست جز حاصل سعی خودش.
سعی فقط دویدن و فشار نیست؛ سعی یعنی ” انتخاب آگاهانه حال” ، توجه ،، جهت. همون کاریکه تو با سپاسگزاری، با دیدن داشته ها، باتنظیم روی موج خـــــداانجام دادی.
چه قشنگ نوشتی : وقتی تنظیم میشی روی موج خدا، پاسخ اول میاد تو قلب؛ (آرامش) … بعدش نعمتها میان. =>> دقیق همون ترتیبه: اول درون ⇐بعد بیرون.
“من خالق زندگیمم، وقتی با هدایت خداوند خلق میکنم.” ===>>> یعنی بلوغ توحیدی. نه انکار خود، نه خودمحوری. اتـــــفاقا خلافـــــت انسان ؛ همون که قرآن میگه انسان جانشین خـــــدا روی زمینه.
سمیه بانو یادم آوردی، این مسیری که میریم، مسیر کسیه ک ِ داره آگاهانه خلق میکنه، واکنشی زندگی نمیکنه. سپاسگزاری ما فقط “شکر” گفتن نیس؛ یه حالت وجودیه که درش داریم انتخاب میکنیم… باخـــــدا همجهت میشیم.
و وقتی این انتخاب تثبیت میشه، خـــــداهم ـ بقول خودت ـ سریع الجواب میشه، چون مانعی بین فرستنده وگیرنده نمی مونه.
🟪 خوشحالم ازخوندن این کامنت. چون این نوشته، برام شد یک گواهی زنده از آیه ی وَالَّذِینَ جَاهَدُوا فِینَا لَنَهْدِیَنَّهُمْ سُبُلَنَا /آنها که در راه ما قدم بردارن، حتما راه’هامون رو بهشون نشون میدیم.
همفرکانس خوبم ادامه بده… باهمون آرامش، اشتیاق و سپاسی ک ِ خودت قشنگ توصیفش کردی
سمت خودمو درست انجام میدم ، نتیجه روبه خدایی می سپارم که آگاه به تمام جزئیاته وقادرمطلقه
واقعیتش اینه که توزندگی منم تضادی هست که به خاطر فرکانس های قبل خودم بوده که اگه تمرکز روش بذارم کلا از مسیر درست دورمیشم امااین جمله استاد توگوشمه که میگه مهم نیست چقدردلیل ومنطق داری برای اینکه حالت بد باشه وچقدرحق با توعه موندن تواحساس بد یعنی اینکه دستت روتوآتیش کنی ومی سوزی حالا هرکی میخوای باش
پس آگاهانه اعراض می کنم
آگاهانه بامنطق دادن به ذهنم
ومرور قانون مسیرم روادامه میدم.
دیروزکه برای انجام یه کاربانکی بیرون رفتم تومسیر یه رهگذر رودیدم که با محبت باهام احوالپرسی کرد.تولحظه بودم ، یه حسی از دلم رد شد که این یه پیغام بود برام وخوشحال بودم.
تو طول روز تو خلوت خودم یادم رفت به دوسال پیش که ازخداخواستم منو هدایت کنه به کار دلخواهم ، همه ویژگی هاش روباجزئیات نوشته بودم ورها بودم چون اون روزا همش سپاس گزاری می کردم ومیشه گفت حالم خوب بود، بعد چند روز به الهام قلبیم گوش کردم وبرای مصاحبه حضوری به کاری رفتم که انگار همه اون خواسته های منو داشت
قبل ورود ازخدا کمک خواستم که قلبم رو
آروم کنه وهدایتم کنه ، باتمام صداقت از شرایطم گفتم و همکارم گفتن که ماشخصی رومیخوایم که طولانی مدت باهامون همکاری کنه وخب این خواسته من نبود چون میخواستم جدا ازاینکه مستقل باشم خودمو بشناسم،شمارم روگرفتن که اگه خواستن اطلاع میدن ، همون لحظه نفربعدی برای مصاحبه اومد، بیرون که اومدم نجواهابیشتر شداماخدا گواهه ته دلم خوشحال بودم که شجاعت نشون دادم وبه هدایتم عمل کردم وبه خودم گفتم مهم اینه که ایمانم رونشون دادم ، به محض اینکه خونه اومدم تودفترشکرگزاریم ازرفتار بسیار محترمانه همکارم برای تمام اون ویژگی ها سپاس گزاری کردم وبه خدا گفتم که اگه قرار اینجا باشم تاقبل ساعت 12 ظهر بامن تماس می گیرن واگرنه، مطمئنم قراراتفاق بهتری پیش بیاد.
اون شخص بادقت تمام ویژگی های شخصیتی خوبی که داشتم روگفتن وتحسینم کردن وگفتن که ما شخص مناسب روانتخاب کردیم واونم شما هستین ازبین 12 نفر ، من پشت گوشی هاج و واج موندم که این ازکجا میدونه اینا رو؟!
خدامیدونه اون روز فقط اشک می ریختم وسپاس گزاری می کردم
آره خدای من بودکه پشت گوشی داشت باهام حرف میزد واون حرف ها رومیزد
ودیروز اینویادآوری کرد بهم
دیروز 12 بهمن هدایت اومد که وعده تحقق خواسته ها داده شده و یادآوری شدم که مراقب باش یادخدا روازدلت دورنکنی
همون آگاهی که توپاسخ به کامنتت نوشتم اشکم دراومد دیروز از خوشحالی
قبل خواب که اتفاقات خوب روزم روداشتم مرورمیکردم باخودم باحس خوب ،وقتی
اون رهگذر به یادم اومدزدم زیر گریه
خدابود که باعشق این پیغام روداد که
وقتی از درون باخودت هماهنگی جهانم
باتوهماهنگ میشه.
محسن جان وقتی آیه 115 سوره بقره رومیخونم وبهش فکر می کنم بادل، چشمام فقط میباره ازخوشحالی عظمت وقدرت خدا
دیگه کجا دنبال چی وکی بگردم؟؟؟!
که یکی هست ودگر هیچ نیست
ازخدامیخوام بهم توفیق بده
که تومسیر درست ثابت قدم باشم وخاشع بمونم دربرابر قدرت خداوند واشتیاق بیشتری به دلم بذاره که شکرگزارتر باشم برای اینکه فقط سپاسگزار باشم.
با دلی که تواین لحظه به لطف خدا آرومه برات دعا می کنم باتمام وجودم که قلبت
محکم وپرازآرامش بشه همیشه وزندگیت پربشه از برکت وشادی وآرامش ماندگار به لطف وعنایت همون خدایی که برای یک موجود کوچیک ته اقیانوس تا یه عقاب برفراز کوه های بلند روزی دهنده ورزاق حمایتگر وهدایتگره
زندگی خودش میاد جلو و میگه: “من هماهنگ شدم.” | راستی کنجکاو شدم بدونم شغلت چیه . تخصصت چیه.
و اون اشکها؟ اون اشک ضعف نیس، من اسمشو گذاشتم اشک تشخیص
اشکِ زیبای ِ لحظه ای که آدم میفهمه تنها نیس، رها نشده، و یه عقل بزرگتر داره مسیر رومیبره.
آگاهانه اعراض میکنی ازحال بد ==>> یعنی داری بالغ رفتار میکنی. یعنی فهمیدی حق داشتن برای ناراحتی، دلیل خوبی برای موندن تو آتیش نیس. این عین عقلانیت ایمانیه [ اسمشو گذاشتم : وقتی عقل عاشق میشود 🟪 ]
رفیق درجه یکم ، دعایی که برام کردی رو با دل گرفتم .
الحمدلله که همون خدایی که دل تورو آروم کرده، مراقب دل همه مون هست.
خوشحالم که تو میدونی فقط بایدهمین مسیر رو ادامه بدی:
○ یاد خداجون| سپاسگزاری| رهایی از چسبیدن بِ خواسته| و عمل به الهام.
همین کافیه.
بیشتر از این وبقیه ش ، کار خداست . [داره صدای رعد وبرق میاد]
~~~~□~~
و مرد آنگه آگاه شود که نبشتن گیرد و بداند که پهنای کارچیست | تاریخ بیهقی
از اول متن که خوندم خدائیش لبخند از رولبام نرفت هم آگاهی ، هم هدایت هم حضور ،چی ازاین بهترآخه؟
چه اسم های قشنگی گذاشتی
اشک تشخیص ، عقل عاشق (:
دیروز دعوت شدم ب حضور زیر بارون ولذت بردن وشادی باجانان
نوشتی صدای رعدوبرق میاد یادم رفت به پاسخ یکی ازکامنتات ؛
آرامش قبل معجزه، سکوت قبل بارش
محسن جان توآیه 3 بقره ایمان به غیب قبل صلاه اومده ، پس نشون میده خیلی مهمه که وقتی چیزی درحال حاضر نمی بینی، ایمان داشته باشی یعنی همون آرامش قبل معجزه
خب درسته که تضادبرای رشد و وضوح من ازخواسته هامه ویه جور هدیه س از طرف خدا،اگر روی خودش تمرکزنکنی ولی انصافا جدای ازکنترل ذهن،روم نمیشه اعتراض کنم ، آخه وقتی فکر
می کنم حجم داشته ها خییلی بیشتره ویه جورایی کم لطفی وناسپاسیه.
حالاچرا میگم تمرکز نذارم ؟
چون کارذهن همینه، بزرگنمایی می کنه وقتی تمرکز بره روناخواسته، که هُلت بده تومومنتوم منفی ولی من اینو نمی پذیرم، حال خوب این روزام روباهیچی عوض نمی کنم==> آگاهانه اعراض
به قول چارلی چاپلین که میگه ؛ دیگر نیازی نیست که از رویارویی بامشکلات چه باخود، چه بادیگران بترسیم، حتی ستاره ها هم باهم برخورد می کنن واز برخورد اونا جهان های نومتولد میشن واین یعنی زندگی
ازکنجکاویت گفتی؛ درحال حاضرتوحوزه هنرفعالیت دارم
ساخت محصولات چرم طبیعی دستدوز چون هنر رودوس دارم ،هر چند سالها دانشگاه درس خوندم وجزء
سمیه جان سلام … چه حس خوبی دادی با این متن پر از نور و حضور! چه خوب که “”آرامش قبل معجزه”” رو درک کردی و ایمان به غیب داری؛
آیه 3 بقره ⇐وقتی چیزی رو نمی بینی، با ایمان وآرامش باید باورش داشته باشی.
تضادها همون هدیه های خدا هستن برا وضوح خواسته ها و رشد، و تو درست گفتی که اعراض آگاهانه یعنی “”تمرکز نذاشتن روی منفی ها و حفظ حال خوب”” . [ دیشب توی جاده اعراض ازناخواسته رو فراموش کردم و یه سوتی دادم]
واقعا هنر اینه که حتی وقتی ذهن بزرگنمایی میکنه، با آرامش وشادی بمونی، مثل همون حکمت چارلی چاپلین که گفت حتی ستاره ها با هم برخورد میکنن وجهان های نو متولد میشن .
بسی خوشحالم که مسیرت به هنر و محصولات غنی ِ دستدوز رسیده و با عشـــــق داری ادامه میدی. وقتی قلبت همجهتی با چیزی داره، مسیر خودش رو نشون میده و تو هم پذیرفتی، فوق العـــــاده است . خودمم یه جورایی مثل توام و میوه ش شد نویسندگی و نوشتن… .
رفیق نازنین ادامه بده ، حال خوبت وایمان وخلاقیتت همه با هم یه جریان مثبت ساخته و داره بیشتر هم میسازه .
محبت و انرژی برای تو .
□ حافظ شیرازی هم داره میگه 》همه اینا “”آرامش قبل معجزه”” ست، جاییکه هنوزچیزی دیده نمیشه ولی بار امانت افتاده روی دل انسان، همون انتخاب آگاهانه برای اعتماد، همون صلح درونی باخـــــدا 🫂 🩵
○ دوش دیدم که ملائک درِ میخانه زدند /گِلِ آدم بسرشتَند و به پیمانه زدند
خدایا شکرت برای دیدن این قسمت از سریال زندگی در بهشت.
خدایا شکرت برای رسیدن به قسمت 200 از سریال زندگی در بهشت.
وای چه منظره ایی بود ترکیب یک کلبه چوبی و آسمان آبی و جنگلی که با رنگ سبز خوش رنگش پشت این کلبه حس خوبش رو میشد احساس کرد.
به به شنیدن یک گزارش از زبان مریم عزیزم شنیدن یک سری اتفاقاتی که نقش اول قضیه اش مامان طلاست و بچه هاش…
خدایا این مرغ رو ببین که چطور وا داده،چطور بالهاشو رها کرده چه جوجه های گوگولی و نازی کنارش پرسه میزنن و معلومه که تازه به این دنیای رنگارنگ اومدن.
عجب ایده ایی به ذهن استاد زده و بقول خودشون هک کردن مامان طلا و گذاشتن تخم مرغ های آماده باز شدن.
حال بد مامان طلا و خراب شدن مرغ هاش و گذاشتن تخم مرغ های فیک چقدر جالب بود که ناامید نشدین و از این فرصت کرچ شدن مامان طلا استفاده کردین تا بهش انگیزه ادامه کار رو بدین و خودتون م به خواسته ی داشتن نسل جدید جوجه ها برسین…
خدایا چقدر جالبه که برای آشغال چوبایی که ما فکر میکنیم به دردنخور هستن یک مکان به این بزرگی با تجهیزاتی هست و کسب و کاری ایجاد شده و آدم ها دارند ازش پول میسازند. واقعا چقدر دیدن و باور کردن اینکه کار کردن و پول درآوردن در هر حوزه ایی میشه باشه فقط باید یکم خلاقیت در نگاه ونوع نگرش مون باشه.چقدر جالب بود واقعا کارشون برش دادن خلاقانه تنه های درخت و درآوردن قطعه هایی که ارزش هنری دارند و هیچ نمونه ایی مشابه نمونه دیگه نیست و اون محصول تولیدی شون رو خاص و منحصر به فرد میکنه و همش در حال شکوفا کردن یک قطعه در دل یک تنه ی درختی که شاید کارایی دیگه ایی نداره جز اینکه به اون نقش هنری داده بشه و بهش به عنوان یک اثر هنری نگاه بشه و باز این نگاه و برش ها به دست آدم های خلاق دیگه ایی برسه که ارزش این شکل ها و حفره هایی که خدا میدانه چه موجوداتی دست به دست هم دادن و انرژی به خرج دادن تا یک همچین حفره ها و شکل و شمایلی رو در دل چوب ایجاد کنن و بشن یک اثر هنری،بشن یک نقش و کنده کاری ارزشمند با کمک تمام عواملی طبیعی طبیعت…واقعا چقدر طبیعت همه چیزش زیباست…همه با هم هماهنگ هستن و هر موجودی در مسیر تکامل خودش اثرهایی در جهان میگذاره که باعث گسترش جهان میشه…
واقعا چوب حس خوبی داره و من کارها و وسایل چوبی رو هر مدله و همه جوره دوست دارم. چون برای رشد و تولید شدن اون چوب میدونم که چقدر انرژی خورشید مصرف شده چقدر طبیعت دست به کار شده و چقدر نشان از پوپایی و تبدیل انرژی ها به شکل دیگه ایی هست…که کسی که اون نگاه رو داشته باشه هدایت میشه برای درآوردن پول از اون، تبدیل کردن این انرژی ها به شکل دیگه ایی از انرژی و پول…واقعا چقدر ذهن باز،خلاق و توانمندی دارند و نگاه زیبا بین …واقعا تحسین شون میکنم که در دل چوب های به ظاهر ناکارآمد چیزهایی رو میبینن که هرکسی شاید به ذهنش نرسه و درک نکنه…
چقدر خوب خدا هدایت میکنه تا جهان در تمام ابعادش گسترش پیدا کنه و من اینو متوجه میشم هیچ چیز آشغالی وجود نداره شاید ما ازش استفاده نکنیم یا بلد نباشیم تبدیل کردنش رو، اما معنی اش این است که برای همیشه به درد نخور باقی میمونه…داستان بازیافت آشغال ها هم همینه، زباله ها یی که با تغییراتی دوباره به چرخه مصرف در میان و هربار شاید به شکلی جدید…چون هیچ چیز در جهان ازبین نمیره فقط از شکلی به شکل دیگری تغییر پیدا میکنه…خدایا شکرت برای این همه نظم و دقتی که در قوانین ثابتت وجود داره.
چقدر جالبه که حیوانهای اهلی شما هم مثل شما عاشق کشف کردن و تجربه کردن چیزهای جدید هستند. یعنی جوری دارند بزرگ میشن و رشد میکنن که فقط آزاد باشن و لذت ببرن و همیشه در تکاپو و تلاش باشن.
بنظرم از اون موقع که عادت غذای آماده خوردن رو ازشون گرفتین و تغییر کردن رفتارهاشون هم تغییر کرد و یواش یواش در مسیر تکامل خودشون و لذت بردن و استفاد کردن از امکانات و توانایی هاشون بیشتر شکوفا شده…
خدایا شکرت که در همه چیز نکته هایی هست برای مرور قوانین ات، برای یاد گرفتن و رشد کردن…
خدایا شکرت که دارم هربار با برخورد به تضادها و ورودی های نامناسب مهارت بیشتر پیدا میکنم برای کنترل ذهنم، اینکه مهارت ها و یادگرفته هامو به چالش بکشم و عادت هامو به سمت بهتر شدن پیش ببرم.
خدایا شکرت برای اینجا که برام بهترین جای دنیای منه، جایی که فقط برام سوده و سوده و سود، جایی که خوندن،دیدن و حرف زدن و شنیدن به رشد من کمک میکنه و به من انرژی میده نه اینکه باعث نشتی کردن انرژی من بشه چون ایجا منو تبدیل به چیز بهتری میکنه نه اینکه منو تبدیل به چیز بدتری کنه، چون اینجا یا منو در احساس خوب نگه میداره یا احساس خوبم رو بیشتر میکنه نه برعکسش…اینجا برای من که اینقدر حرف زدن و ادبیات و نوع نگاهم از بقیه آدما جدا میشه و بیشتر باهاشون غریبه میشم بهترین جای دنیاست. جایی که کسی به کسی چیزی رو قرار نیست ثابت کنه یا توضیح اضافه بده تا حرفش رو تایید کنی اینجا جایی است برای فارغ شدن از همه قیل و قال های روزگار… من خودمو جای اون جوجه ها در کنار مرغی میدونم که فارغ از طوفانی که چند کیلومتری من همه چی رو داره تازیانه میزنه من زیر بال نرم و گرم مامان طلا در آرامشم و فارغ از قیل و قال ها در آرامش و سکوت خودم غرق میشم…واقعا بهتر از این نمیشد بوک مارک کنم بهترین جای دنیا
خدایا شکرت که در محل با امکانات و بزرگ پیشنهاد کاری دارم که مهارت های جدید قراره خودم به خودم یاد بدم در مسیر رشد و تکاملم. خدایا شکرت که بدون محدودیت آزاد و رها با خودم لپ تاپ آوردم و اینجا حس خوب دارم خدایا شکرت
اینکه هر چیزی حتی چیزی که در ظاهر زائد هست و به کار نمیاد هم مشتری داره
مگهمیشه خدا چیزی رو بدون مصرف آفریده باشه
همه چیز مشتری خودشو داره
جنس های سطح پایین
جنس های سطح بالا اصلا قانون دنیاست هر چیزی که تولید میشه یعنی از قبل تقاضاش بوده
این تقاضا هست که باعث خلق و بوجود اومدن میشه
اگه تو کسب و کار این باورقوی رو داشته باشیم از فروش نرفتن چیزی ناراحت نمیشیم
باور ملت برای همه جیز پول میدن رو به طور عملی دیدین و تایید کردین
اینه راهه باور سازی
بعد اینکه این باورها رو گوش دادم ناخواداگاه نوشتم من هرچیزی رو میتونم به هر کسی بفروشم
مم بهترین نهایی کننده معاملات هستم
از هر چی میشه پول ساخت
ونکته دیگه تمرکز لیزری روی هدف باید مداوم باشه اگه یک روز حالمون بد شه و کنترل ذهن نکنیم ممکنه تخم ها خراب شه
ولی دیدیم که خدا واسه هرچیزی راه حلی داره و استاد واسه این مشکل راه حل رو پیدا کرد و من تحسین میکنم ذهن استاد رو که انقد تو حل مسائل قوی هست و این راه حل رو پیدا کرد
همین ذهن استاد تو زمینه حل مسائل انقد قوی شده با همین تمرین های روزمره که تونست دوره قانونسلامتی رو خلق کنن
استاد جان من امروز ساعت ۸ از شهر خودمون راه افتادیم به سمت تهران ۸ شب رسیدیم بعد شام نشستم پای این قسمت از سریال و کلی با لذت به جوجه نوزادا نگاه میکردم شوهرم گفت از مرغ و جوجه های خودمون عاجزی ولی ببین چه ذوقی برا این جوجه های عباسمنش می کنی خندیدم و گفتم تو جا و مکان اینا رو با حیاط کوچولوی خونه ما یکی میدونی
آخه استاد ، شوهرم خیلی به پرورش مرغ و جوجه علاقه داره و چندین باره تابستونها جوجه می خره و تو اون ذره حیاطمون پرورش میده من هم به خاطر کثیفی حیاط مرتب غر می زنم دیروز که می خواستیم بیایم تهران غرزدنای من بیشتر شد که الان این زبون بسته ها رو چکار کنیم یه بار می گفتیم بزاریم خونه همسایه یه بار می گفتیم بزاریم خونه خواهرم و من گفتم اصلا برو بفروششون آخر سر شوهرم برد گذاشت پیش یه مرغ فروش ( مرغ زنده ,می فروشه )
من هم وقتی داشتم این فایل رو نگاه می کردم اصلا حواسم به داستان روز قبل جوجه های خودمون نبود وگرنه سوتی نمی دادم😂😂😂😂
استاد جان دستمریزاد به شما و خانم شایسته عزیز برای ۲۰۰ قسمته شدن این سریال چند شب پیش چند قسمتش رو با هم نگاه کردم از فایلهای سفر به دور أمریکا هم نگاه کردم شوهرم گفت واقعا خسته نمیشی گفت نه آخه متن سریال بر اساس واقعیته و دروغ پردازی نیست برا همین تونسته تا ۲۰۰ قسمت پیش بره و تا ابد هم میتونه پیش بره چون راستی و درستی نامتناهیه🌺🌺🌺🌺🌺
کدوم کارگردان موفق تونسته این تعداد قسمت, سریال درست کنه💝💝💝💝💝
یه دفعه دیدم شوهرم هم اومد کنارم نشست و نگاه کرد یه قسمت از سفر به دور آمریکا و خانم شایسته قورمه سبزی درست کرد تو آر وی
و یه قسمت از سریال زندگی در بهشت که شما و خانم شایسته تو محوطه پارادایس تو تنور برا صبحانه املت درست کردین
اونجایی که گفتین من به روش لری املت درست کردم شوهرم گفت روش لری چه روشیه مگه اونا چجوری درست می کنن و شما بلافاصله گفتین روش لری و شیرازی together اینجوریه که ظرف املت رو میذاری و فقط نگاش میکنی خودش درست میشه 🤣🤣🤣🤣🤣
کلی خندیدیم و شب عالی برامون رقم زدبن 🤩🤩🤩🤩
استاد جان از خداوند مهربان می خوام به خودت و همه عزیزانت دل شاد و زندگی سراسر شادمانه ای عطا کنه و عمر طولانی و عزتمندانه بهتون مرحمت کنه❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️
سلام خدمت استاد عزیز ودوست داشتنی ومریم شایسته عزیز که انقدر برای سریال زندکی در بهشت تلاش میکنند این فایل یک فایل بی نظیر بود انسان وقتی دنبال چیزی برود همان چیز را دریافت میکند بقولا جوینده یابنده هست در اطراف ما بی نهایت خوبی ها ولذت ها وتجربه های جدید هست مهم نیست در آمریکا یا آفریقا یا ایران یا هر کجا مهم این است که تو بخواهی حرکت کنی وتمرکز کنی استاد این چوب بری و اینهمه تحربه ها چندین سال بود در نزدیکی پرادایس بود واصلا آنها را ندید چرا نه برای اینکه استاد شانس نداست یا استاد بلد کارش نبود نه استاد وقتی این فضای پراز تجربه وجدید را دید که خودش خواست رفت جست وجو کرد و در شاید کمتراز یک روز این محیط زیبا را پیدا کرد شاید این چوب بری زیبایی هایش وتجربه هایش چندین سال هست که در این مکان بودند ولی همه مردم که نمی آیند این مکان وتجربه واینکه چگونه چوب تبدیل به تخته ویا هر چیز دیگری با خلاقیت به وجود می آید را ببینند وچیز جدید یا بگیرند ولذت ببرند ..در اطراف ما بسیار وبی نهایت تجربه وثروت هست وهمچنین برعکس این موضوع هم خوب قطعا هست مهم این است که ما بخواهیم دنبال چه چیزهایی برویم برویم دنبال بدی ها نازیبایی ها ویا دنبال ثروتها ومکان های جدید و عالی..همان گونه که دید از چوبی که سالهاست در آب بود وبه ظاهر هیچ زیبایی ویا استقامت ندارد هزاران دلار سرمایه کسب میکنند.متاسفانه اکثرا فکر میکنند پول وثروت درجایه خاصی پنهان شده ودست انسان هایه خاصی هستند نه بخدا نه دوستان ثروت وزیبایی از رگ گردن هم به ما نزدیک هست ولی حیف که ما فکر میکنیم ثروت در سود بانکی ووو اینهاست.من امروز فهمدیم اگر به دنبال چیز خاصی تمرکز کنم وجست وجو کنم آن را در نزدیک ترین وراحت ترین جای ممکن پیدا میکنم. دوستتون دارم ارادت من شما ابوالفضل صالحی ❤❤
چه رنگ زیبایی داره اب وقتی که انعکاس درختا میفته توی آب که رسماً آدم دیوانه میشه
خدایا شکرت برای اینهمه زیبایی .
خانم شایسته دارن توضیح میدن که قراره چه فیلمی سر مامان مرغی در بیارن که کلی تخم مرغ رو تبدیل کنن به جوجه،😁
در همین حین برای اینکه ما بچه های سایت رو دیوانه تر کنن از جنگل و دریاچه هم فیلم میگیرن.وای که چقدر زیباست و من چقدر عاشق جنگل و دریا هستم.😍😍
شمال که میری اگر اشتباه نکنم بعد از جنگل نور به طرف رامسر که میری یه جاده هست یه طرفش جنگله یه طرفش دریا
یعنی اینقدر این جاده قشنگه که هرچی بگم کمه .
حالا شما خونه تون روی اب، جنگل هم چسبیده به دریاچه .🥰🥰چقدر آخه قشنگه
چه دستگاه جالبی چقدر صاف و یکدست همه چوبها رو برش میزد .
و چقدر عالی که از چوبهای خراب هم میشه پول ساخت .
استاد این همون حرف شماست که از هر راهی میشه پول درآورد از هر راهی میشه ثروت ساخت .
و ما الان خیلی راحت میتونیم اینو برای خودمون منطقیش کنیم .
استاد چقدر این ویژگی شما عالیه .
روحیه کنجکاوی ،که دوست دارین از چیزهایی که میبینید حتما یه سری اطلاعات کلی بدست بیارین .و اینجوری همیشه ذهن شما در حال حرکته و پویایه و همیشه دنبال بهترین راه حل ها میگرده و همیشه دنبال منطقی کردن مسائله.👏👏👏👍
خیلی خوبه که شما همیشه وسط کار به خودتون جایزه میدین، یه انتراکت کوچولو .میخواین برین موتورسواری ،هم خستگی در کنین هم خودتونو به یک موتورسواری باحال دعوت کنین هم عزت نفستونو بسازین.
راستش استاد من یه اخلاقی دارم وقتی یه کاری دارم تا تمومش نکنم که دست بردار نیستم .
اینقدر گندشو در میارم که هم خودمو از خستگی هلاک میکنم هم اطرافیانم رو .
ولی این انتراکت شما چقدر خوبه یه استراحت کوچیک و تجدید انرژی، اینجوری کار با کیفیت بیشتری هم انجام میشه👏👏👏
انشاالله از این به بعد وسط کار یادم باشه حتما به خودم جایزه بدم .🍰🌷
به به چقدر اینجا تمیز شده ،چقدر باز شده فضا .و بچه ها رو میبینیم که سایه به سایه دنبال شما هستن .بله اونا اصلا کم نمیارن حتی اگه شما با موتور برین اونا جلوتر از شما میرسن😂😂
هنوز شما نرسیدین صدای اونا میاد .
و اومدن که از آب گوارای رودخونه نوش جان کنن.
بااین کارگاه بزرگ خداروشکر دیگه هیچی بیرون نمیمونه و از خارو خاشاک و باد و موش و براونی و همه عوامل طبیعی دیگه در امان هستن به امید خدا
استاد آخه این چه کاریه با یه مرغ زبون بسته میکنین
طفلی اومده هفت هشت تا تخم گذاشته تا یه سرو سامانی به تنهایی هاش بده .
حالا شما اومدین بیست و یکی تخم گذاشتین زیرش که جوجه بشه .🙄🙄🙄
باز جوجه ها رو هم شبانه میاین زیرش میزارین که به فرزندی قبول شون کنه 😂😂😂
یعنی تو چشمای مامان طلا یه عجب غلطی کردمی بود وقتی به جوجه ها نگاه میکرد 😂😂😂که دلت براش کباب میشد😁😁
آخه تو این اوضاع یه زن تنها چکار کنه با بیست و یکی جوجه😁😁
ولی مامان طلا قبول کرده دیگه ،
واقعا آفرین داره این مرغ غیور .
ابرا هم تیره شدن و خبر از طوفان آیدا میدن .
چه اسم قشنگی هم داره این طوفانه.
خداروشکر برای زیباییهایی که تو این قسمت دیدم .
مریم جان بی نهایت ازت ممنونم که باز هم چشمای ما رو مهمون کلی زیبایی دیگه کردی.
بنام خدایی که حامی من در مسیر تغییر باورها و افکارمه
200 قسمت از این سریال گذشت و این یعنی اینکه من دویست بار دیدم و 200 بار شنیدم فقط و فقط زیبایی ها رو
اگر به طور میانگین هر فایلی 20 دقیقه طول کشیده باشه یعنی 4000 دقیقه دیدن و شنیدن
و اگر توی هر دقیقه کم کم 5 تا زیبایی رو دیده باشم و شنیده باشم یعنی 20 هزار زیبایی رو تا حالا به عنوان ورودی به ذهنم دادم
من خیلی اهل تلویزیون و سریال و اینا نبودم و بعد از آشنایی با استاد که کلا حذف شد تلویزیون از زندگیم .وقتی ی لحظه فکر کردم به قسمت 200 بهشت و ی کم حساب و کتاب سرانگشتی کردم تازه فهمیدم که چه نعمتی توی زندگیم اومده
کدوم سریال توی دنیا تونسته این قدر طول بکشه و اینقدر تمرکزش فقط و فقط روی زیبایی ها باشه ؟!!!!
بقول خود استاد حتی اون فیلم هایی که در مورد آدم های موفق هم نوشته شده کلش نمایش بدبختی ها و زجرهای اون آدم هاست و کل نکته ی مثبتش شاید چند ثانیه هم نشون داده نشده .
اما این جا حتی چند ثانیه هم چیزی به اسم زجر و بد بختی دیده نمیشه
تا حالا این قدر عمیق به این قضیه نگاه نکرده بودم
کم نیست 200 بار :
200 بار دیدن یک آسمان زیبا چه صاف و چه بارانی
200 بار دیدن ابرهای جورواجور
2200 بار دیدن ی دریاجه ی شخصی
200 بار دیدن ی بهشت شخصی
200 بار دیدن یک کلبه چوبی روی آب
200 بار دیدن دو انسان مومن و موحد
200 بار دیدن ی عشق الهی دو طرفه ی رها
200 بار دیدن ی جنگل پر از درخت
200 بار دیدن چمن ها
و ……………………..تازه بدون میانگین گرفتن و حساب و کتاب های پیچیده
چقدر راحت و ساده این فرکانس رخ داده اونقدر نرم و آرام که من نوعی متوجهش نشدم که داره چه اتفاقی توی ناخودآگاه من می افته بدون اینکه خودم متوجه باشم نه اینکه متوجه نباشم اما عمقش رو درک نکرده بودم
اون مفهوم فرکانس که یکی دو سال طول کشید تا درکش کنم چقدر داشته در لایه های زیرین ذهنم من خود بخود اتفاق می افتاده
تازه این فقط دیدن و شنیدن بوده .اون وقت هایی که صرف کامنت نوشتن و خوندن کامنت های دیگران هم میشده رو اگر اضافه کنیم به این تایم ها خدای من حالا دارم میفهمم که استاد چرا اینقدر تاکید میکردن روی کامنت خوندن و کامنت نوشتن
هر کدوم از ما که هر بار ی کامنتی مینویسم حداقل حداقل یکی دو ساعت تمرکز میکنیم و وقت میذاریم برای بیرون کشیدن قوانین برای ربط دادن وقایع به قوانین برای از ذره بین قوانین به وقایع نگاه کردن
خدای من حالا اگر ی نفر برای هر 200 قسمت کامنت نوشته باشه چه زمانی رو صرف تمرکز بر زیباییها کرده الله اکبر !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
اینه اون منطقی که پشت حرفهای استاده در مورد دیدن این فایل ها و کامنت گداشتن براشون
خدیا شکرت امشب احساس میکنم ی درک جدیدی برام حاصل شده ی درک ساده اما عمیق و حالا بازم میخوام به این درکه عمق ببخشم با تمرکز کردن بر ثانیه ثانیه ی این فایل تا اضافه بشه به اون فرکانس غالبی که داره اتفاقات رو رقم میزنه :
ی عکس با دو تا موتور ی موتور آبی رنگ آفرود و ی اسکوتر بقول آمریکایی ها
و دیدن این موتورها یادآور فردیه به اسم سید حسین عباس منش کسی که در حال حاضر مالک این موتورهاست. دو تا موتوری که بقول باز هم آمریکایی ها فقط دو تا از اون تویزهای کوچکیه که توی زندگی این فرده
و ی فلش بک به عباس منش سالها پیش که توی خیابونهای تهران پشت ویترین مغازه ها رویای داشتن ی موتور رو در سر داشت و صاحب موتور شد اما موتوری که در حد باورهاش بود ی موتور جوشی درب و داغون .موتوره خوب نبود اما حالا عباس منش خوب بود و تا می تونست از همون موتوره لذت برد و سفر کرد و خوش گذروند
بعدش اون موتوره تبدیل شد به ی ماشین اما اون هم درب و داغون بود اما باز هم عباس منش باهاش لذت میبرد و سفر میکرد وقتی میگم لذت یعنی بیشتر مواقع چون اون هم ی انسان بود مثل همه ی انسان ها و کامل نبود
تا اینکه کم کم این فرد به راز خوشبختی آدم های خوشبخت پی برد و جنس باورهاش رو عوض کرد و ماشین های بهتری وارد زندگیش شد و این روند تغییر باورها هی ادامه پیدا کرد تا رسید به جایی که برای داشتن موتور و ماشین دیگه نه تنها دغدغه ای نداره بلکه کوچکترین موتورش به اندازه ی ماشین خوب توی ایران قیمتشه
و الان توی این عکس دو تا از موتورهایی که جز آرزوهاش بودن ی روزی دارن خودنمایی میکن و اون سوار بر یکی از آرزوهاش داره توی ملک شخصی خودش و کنار عزیز دلش لذت میبره از جنس همون لذتی که سالها پیش پشت ویترین میبرد .اون داره لذت خودش رو به نمایش میزاره نه برای شوآف کردن و پز دادن و چشم بقیه رو کور کردن بلکه برای نشون دادن اینکه اگر خودت و خدات رو باور کنی همه چیز امکان پذیره حتی بودن در بهشت شخصی که به ما گفته بودن قراره توی جهان دیگه ای تجربه بشه اونم نه شخصی بطور جمعی
و باز هم تکرار زیبای زیبایی ها :
رنگ آبی آسمون و ترکیب اون با رنگ سفید ابرها
صدای دلنشین ی خروس
دریاچه ی همیشه روان
کلبه ی چوبی روی آب
و انسان مومنی که از کلامش شور و شوق زندگی هدفمند میباره
انسانی که چه به سمت کلبه رفتنش و چه بیرون اومدنش از کلبه و دور شدنش از اون همراهه با گزارش اتفاقات خوب
خبر تولد که ناخودآگاه انرژی رو در وجود آدم به جریان میندازه و دیدن ی جوجه ی تازه متولد شده اونم به رنگ سفید در کنار رنگ حنایی مامان طلا که ترکیب رنگ زیبایی رو خلق کرده
و داستان درس گرفتن از تجربه های قبلی برای رشد و پیشرفت های بعدی
چقدر با شنیدن داستان ناخوشی چند روزه مامان طلا یاد لحظاتی می افتم که ذهن نجوا گر میخواد من رو از مسیر دور کنه اما مرور کردن حرفهای استاد و گوش دادن به فایل ها دوباره من رو بر میگردونه به مسیر درست البته آگاهانه
دوست داشتم ی کم اطلاعات راجع به مرغ های کرچ و شناسایی تخم هاشون کسب کنم برخورد کردم به ی سری نکات در مورد مرغ و خروس ها که برای خودم جالب بودن .شاید برای بچه های سایت هم جالب باشه :
١- آن ها حافظه بسیار خوبی دارند و می توانند ١٠٠ چهره متفاوت در انسان ها و سایر حیوانات را تشخیص دهند.
٢- آن ها دارای دید رنگی کامل هستند.
٣- در خواب رویا می بینند.
۴- آن ها درد و پریشانی را احساس می کنند.
۵- عاشق بازی کردن هستند.
۶- مرغ های مادر با جوجه های خود وقتی هنوز در تخم هستند صحبت می کنند.
٧- آن ها بیش از ٣٠ صدای مختلف دارند. هر صدای معنی ویژه ای و زبان مخصوص خود را دارند.
٨- اضافاتی که توسط یک مرغ در طول زندگی اش تولید می شود می تواند برق یک لامپ ١٠٠ وات را به مدت ۵ ساعت را تأمین کند.
٩- آن ها طعم شوری را حس می کنند ولی شیرینی را نه.
١٠- آن ها می توانند برای یکدیگر سوگواری کنند.
١١- وقتی مضطرب می شوند پَر هایشان می ریزد.
١٢- نوک آن ها در صورت جراحت خونریزی می کند.
١٣- خروس برای جلب توجه مرغ میرقصد.
١۴- مرغ های مادر معلمان خوبی هستند. آن ها می توانند به جوجه های خود بیاموزند چه چیزهایی برای خوردن خوب و یا بد است و از بعضی دانه هایی که رنگ هایشان را می شناسند و برای آن ها بد است دوری کنند.
١۵- بهترین دوست آن ها حمام خاک است. آن ها دوست دارند زمین را بکنند و حمام خاکی به اندازه ی خود حفر کنند. این کار را برای تمیز نگه داشتن خود و خنک ماندن در طول تابستان انجام می دهند.
منبع: animalkeep.ir
فعلا که چیزی در مورد اینکه آیا مرغ های کرچ تخم های خودشون رو میشناسن پیدا نکردم اما از این آزمایش استاد معلومه که حساسیتی روی این موضوع ندارن.تازه ی جایی نوشته بود که مرغ های کرچ دوس دارن روی تخم های مرغ های دیگه بخواین .و این یعنی اینکه براشون مهم نیست .مهم اینه که اون آرامشه رو بدست بیارن
توی این داستان هک کردن مامان مرغی چقدر باز علاقه ی استاد برای تجربه کردن ناشناخته ها دیده میشه
چقدر رنگ سبز فسفری شیلنگتون مریم جان قشنگ بود
چه اره خفنی چقدر جالب آب هم قطره ای میرخت همزمان با اره کردن که نمیونم حالا برا کم کردن اصطکاک بود تا پحش نشدن خاک اره هر چی بود جالب بود
من قبلا توی ی فیلم مستند دیده بودم توی ایران اونم توی ی روستای موچیکی دقیقا از چوب های اینجوری استفاده میکردن کار هنری درست میکردن اتفاقا ی جوون هم بود اما با این وسعت و حجم ندیده بودم اونم با ی همچین اره ای
چه پیشرفته خودش تنه رو میچرخوند نیاز به جابجایی با دست رو نداشت
چه ایده ی جالبی برای خلق ثروت همینه که استاد میگین توی هر چیزی که بهش علاقه داشته باشی میشه ثروت تولید کرد حتی از آشغال .حساب کن از ی تنه درخت فقط چقدر درآمد بدست میاد
چقدر فراوانی چوب توی آمریکا هست
چه محل کار بزرگ و بدون محدودیتی .اینجا همه چیز فراوانه حتی محل کار
استاد چه جالب اون جایی که گفتین سامیل چون فکر می کردین بچه های بهشت دیگه میدونن بدیهی شده بود براتون اما مریم جان خیلی هوشمندانه یادآوری کرد که چیه
چه ویژگی مثبتی از استاد رو اشاره کردین مریم جان و چقدر برا من جالب بود چون چند روزی بود که میخواستم برای ی کاری ی ویدیو ببینم اما هی دس دس میکردم الان که شما اشاره کردین بمن یادآوری شد که اون کار رو انجام بدم
و اینکه با تحقیق و کسب اطلاعات درست میشه جلوی خیلی از اشتباهات رو گرفت
و یادآوری لیست درست کردن از کارها که باعث میشه کارها راحت تر و سریعتر انجام بشن و در زمان هم صرفه جویی بشه
چه حالی میده کنار آب بشینی و خلوت کنی با عزیز دلت و ی چایی آتیشی درست کنی و پاهات رو بزاری توی اون آب سرد و ساعت ها راجع به چیزهای خوب حرف بزنی اونم با این پاکسازی که استاد انجام دادن اون اطراف که کاملا باز و تمیز شده
چه دانشینه صدای آب
باور میکنید همین که دوربین اینجا زوم کرد ی بوی جمنی اینجا پخش شده نمیدونم از کچاست اما به محض اینکه شما اومدین کنار آب این بو پیچید توی اتاقم چون پنجره بازه .ی بوی علف تازه انگار و چند ثانیه بیشتر هم نبود
خدای من چه عنکبوت خوشگلی چقدر خوشرنگه چقدر متفاوته از هنکبوت هایی که تا حالا دیدم بهشتیه دیگه
چقدر با شنیدن اسم این طوفانه یاد حرفهای استاد افتادم در مورود بلایای طبیعی که ناشی از سیستمی بودن جهانه نه خشم و غضب خداوند و کلی هم باعث پیشرفت جهان میشنچقدر مریم جان با این حرفهاتون در مورد طوفان و آرامش باز هم یاد حرفهای استاد افتادم که وقتی روی خودمون کار میکنیم فارغ از اینکه توی دنیای دیگران چه اتفاقی داره می افته ما توی دنیای آرام خودمون هستیم و داریم لذت میبریم
خدای من چقدر این جوجه ها زیبا هستن خیلی دوست دارم تجربه کنم داشتننشون رو
سپاسگزارم استاد عزیز و مریم جان
الان دقیقا دو ساعت و نیم طول کشید تا من این کامنت رو نوشتم.40 دقیقه هم طول کشید که دوبار دیدمش .یعنی جمعا سه ساعت.
خدیا شکرت که امروز فقط سه ساعت تمرکزم روی زیبایی های این فایل بود .اگر این تمرکز ها مداومت داشته باشه توی ی هفته و ی ماه و ی فصل و ی سال چه اتفاقات خوبی رو میتونه رقم بزنه
سلام، نسرین زیبا. دوست عزیز هم فرکانسی ام. تحسینت می کنم چه کامنت زیبا وآگاهی بخشی نوشتی. اشک شوق ریختم وقلبم باز شد. چقدر ایمانم به این مسیر بهشتی، قانون مدارها وفرکانس هر روز بیشتر وبیشتر میشه. این روزها جنس کلام زیبای استاد رو بیشتر درک می کنم. خدای من، چقدر این مسیر زیباست، چقدر دوستام نابند، چقدر زندگیم بهشتی شده، از خداوند مهربون می خوام تا آخرین لحظات عمرمون تو این مسیر بهشتی بمونیم. بهترینها رو براتون آرزو دارم. 😘😘😘😍😍😍
سلام آزاده جان عزیز .سپاسگزارم عزیزم .با این پاسخ شما حال من هم خوب شد پون رفتم و کامنت خودم رو خوندم چیزی که امروز خیلی بهش نیاز داشتم و اون استمرار در دیدن زیبایی ها و توجه کردن به اونها برای تجربه های زیبا داشتن. بازم سپاسگزارم
به نام خدای هدایتگرم به سمت خواسته هایم به سادگی و زیبایی و عزتمندانه و به صورت کاملا طبیعی و بدیهی
سلام به استاد و مریم عزیزم
امروز قسمت ۲۰۰ مستند زندگی در بهشت رو خدارو شکر در مدار دیدنش بودم و در مدار دیدن مستند سفر به دور امریکا هم از روز اول شروع اون سفر هم بودم و فقط خدا میدونه چقدر لذت بردم قانون رو در عمل دیدم چقدر در ذهن ناخوداگاه من تاثیر گذاشته این ورودیهای عالی باورهای قدرتمند کننده که ناخوداگاه دارم تو زندگی روزمره خودم انجامش میدم چقدر باور فراوونی رو در من ساخت و معنوی بودن ثروت که چقدر به گسترش این جهان کمک میکنه قانون تکامل رفتن به دل ترسها توکل کردن به خدا و هدایت خواستن وهزاران چیز دیگه ای که اموختم که زندگی من رو بهتر و بهتر کرد
مریم جانم چقدر این تصویری که از رو پل چوبی جلوی خونه شروع میشه و تصویر خونه زیبا روی اب رو با درختهای پشتش میگیرید زیبا و رویایی و بی نظیر هست و خبر از اتفاقات خوبی که دادید بچه های مامان طلا به دنیا اومدند خیلی زیبا و ناز نازی بودند مامان طلا چه باهوشه تخم های تو دستگاه رو قبول نکرده ولی شما با یه ایده الهامی ترفندی رو پیاده کردید که الان مامان ۱۹ تا جوجه شده یعنی به موقعه تخم هایی که تو دستگاه نوک زدند و داشتند به دنیا میومدند رو گذاشتید کنارش و اون هم به ادامه این روند کمک کرده و جوجه ها به دنیا اومدند و بچه مامان طلا شدند
البته تو این مدت چند تا از تخم مرغهای خانم طلا هم به خاطر کسالتی که موقتی براش به وجود اومد و فقط یه روز رو تخم مرغهاش نبود خراب شدند که البته اول با تخم مرغهای فیک که جایگزین شد گول خورد بعد صبر کردید و اون تخم هایی که نزدیک به دنیا اومدنشون بود با اون تخم های فیک جابجا کردید حتی کار خانم طلا هم باید تمرکزی پیش بره تا نتیجه بده حتی یه روز هم از کارش غافل میشه تخم مرغهاش خراب میشه البته که خداروشکر اینجا فراوونی هست و تخم مرغ برای این کار تا دلت بخواد هست خداروشکر برای این همه فراوونی که بی نهایته
مریم جانم و استاد که خیلی به این روند به دنیا اومدن جوجه ها با تجربیاتی که تو این مدت به دست اوردند کمک کردند شماره گذاری تخم مرغها چقدر ایده خوبی بود و کار رو راحت کرد
خدای من ماهی ها با صدای باز شدن در فکر کردن شما براشون غذا اوردید و جمع شدند رو اب این همه ماهی بازم نماد فراوونیه و این که خدای من ماهی ها هم به گرفتن غذا از دست شما عادت کردند و چقدر هوشمندانه با صدای باز شدن در یه جا جمع شدند خیلی شگفت انگیزند
خدای من یکی از جوجه ها تازه به دنیا اومده بود تا شما پر مامان مرغی رو بلند کردی پرید بیرون خیلی خندیدم گفتی برو زیر پر مامانت بیرون نیا حولش میدادید زیر پر مامانش خدایا چه صحنه های زیبایی از تولد جوجه ها من تو این مستند دیدم شکرت که لایق دیدن این مستند تا به امروز بودم
دیدن اون کارگاه چوب با اون دستگاه برش هیولا و با قدرت و با ایمنی عالی با کلی چوب هم باز نماد فراوونی ثروت بود و اینکه حتی با تنه های موریانه زده و خراب که داخلش پوک شده ثروت میساختند نشون از فراوونی ثروت هست خلق ثروت از جایی که فکرش رو نمیکردند و قبلا این چوبها رو دور میریختند فرصت خلق ثروت بیشتر تو دل فرصت نشون از ساخت ثروت با ساده ترین ایده رو میده عملی کردن این ایده ساده به من میگه که ثروت ساختن چقدر راحته فقط اگر موقعیتها و فرصتها رو ببینیم تیکه های چوبی که برش میخورد به عنوان یه اثر هنری ۳۰ تا ۴۰ دلار فروخته میشه از زباله ثروت خلق میکنند خدایا چقدر موقعیتهای ثروت ساز هر روز بیشتر و ساده تر و سریع تر و راحتر میشه خدایا هدایتم کن که در مدار ثروت باشم اونوقت هدایت میشم به این موقعیتهای ثروت سازی که دیگرانی که در مدار ثروت نیستند یه همچین موقعیتی رو اصلا نمیبینند
تحسین میکنم این فراوونی چوب و این فراوونی ایده های ثروت ساز رو و این دستگاه بزرگ و قدرتمند برش تنه درختها رو و این وسعت بزرگ کارگاهشون با ویوی عالی رو به این همه درخت سرسبز و زیبا رو و تحسین میکنم این لباسهای خوشرنگی که تن این کارگرها بود سبزو صورتی چقدر این مردم عاشق رنگ های روشن و زیبا هستند و هر رنگی رو که دوست دارند میپوشند
تحسین برانگیزی استاد جان که هر چه رو اموزش میدید خودتون در عمل اجراش کردید و نتیجه گرفتید بعد به ماهم میگید شخصیت سوال بپرسی داشته باشیم هر کاری رو که میخوایم انجامش بدیدم قبلش تحقیق کنیم از افراد حرفه ای اون کار سوال کنیم شما استاد اول راجعبه اون دستگاهی که درختهای بزرگ رو تبدیل به تیکه های کوچیک میکنه در ابتدا کلی سرچ کردید تحقیق کردید بعد ادرس این کارگاه رو به دست اوردید و رفتید از ادمهایی که سالها تو این کار بودند تجربه عالی دارند سوالات جزیی پرسیدید و کلی اطلاعات به دست اوردید که به شما کمک میکنه که یک کار رو با ازمون و خطای خیلی خیلی کمتری انجام بدید و در عین حال کمال گرا هم نیستید که بگید یه کاری رو تو همون شروع بدون اشتباه انجام بدید بلکه با اشتباه کمتری انجام میدید و هر بار با تجربه ای که به دست میارید کار بهتری رو ارائه میدید
تو هوای ابری و نیمه ابری پارادایس کارهایی که باید انجام بدید طبق عادت رفتاری عالیتون لیست کردید و بعد از انجام هر کدوم تیک اون رو میزنید و میرید سراغ کار بعدی اون یدک کش پشت سانتافه رو شستید و میتونید خیلی راحت تو این کارگاه بزرگمون بزارید تا از دست برانی در امان بمونه و تمیز باشه و تصمیم گرفتید با موتورهاتون تو این بهشت زیبا یه دوری بزنید و لذت ببرید تصویری از زمین پارادیس که چه وسعت بزرگی از زمین رو استاد با تراکتور بوشهاک کردند و چقدر تمیز و یکدست شده زمین و نمای عالی از ابرهای اسمون که چقدر زیبا بود و رودخونه که الان با این بهبودهایی که دادید دورش باز شده و بچه ها جو وجیل جمع شدند تو رودخونه و حسابی اب میخورند و لذت میبرند جیل رو صدا کردید کاملا فهمید و ریکشن نشون داد خدایا شکرت چه صحنه ای بود از کنار رود خونه اون شیب رو به بالا نشون دادید فوق العاده رویای و زیبا بود با ابرهای سفید و زیبایی که حسابی تو اسمون کنارهم جمع شده بودند خیلی رویایی بود چقدر این بهشت بزرگه هر جاش یه زیبایی داره که بی نظیره خدایا شکرت شکرت شکرت
و تصویر عنکبوت زرد رنگ با خالهای سفیدش که رو تار تنیده شده خودش ایستاده بود چقدر خوشرنگ و زیبا بود
پارادایس میره تا یه طوفان دیگه ای رو تجربه کنه طوفان آیدا که داره میاد سمت پارادایس اما این بهشت تو دل طوفان همیشه به لطف الله مقاومت میکنه و بعد از طوفان ارامش عجیبی رو با فضایی رویایی که از دل طوفان در اومده نشونمون میده و بچه های مامان طلا هم تو این طوفان اروم و زیبا کنار مادرشون تو این پناهگاه زیباشون میمونند
تو این طوفان استاد و مریم عزیزم همیشه رها و ازاد با توکل به خدا به ایده ها و الهاماتی که بهشون میشه عمل میکنند و سرسپرده و ارام خودشون و این بهشت رو به خداوند قدرتمند و وهاب میسپارند
باید پارو نزد وا داد باید دل رو به دریا داد خودش میبردت هرجا دلش خواست به هرجا برد بدون ساحل همونجاست
با این دوربین یا دریچه انگار همه ما دراین بهشت زیبا زندگی میکنیم
مریم جان چقدر زیبایها را زیبا به دوربین میکشی نه دوربین گوشی بلکه دوربین زیبا بین ذهنت
واقعا تربیت ذهن چقدر مهم است که البته در آموزشهای استاد یک اصل است چرا که قانون توجه یکی از قویترین قانونهای زندگیست
با داستان جوجه دار شدن مامان طلا چقدر زیبا بیان میکنید که راههای رسیدن بخواسته یا هدف را باید تغییر داد تا رسیدن به هدف و نا امید نشد
مامان طلا و جوجه ها هم خیلی زیبا بودن هر وقت که شما به ماپان طلا نزدیک میشد من تو دلم میگم الانکه نوک بزنه چون تو بچگی بما میگفتن اگه نزدیک مرغ کرک بری یا دست بجوجهاش بزنی با نوک چشتو در میاره
اینم یه باور نادرست دیگه کم کم این باورم هم داره درستر میشه خدایا شکرت
استاد کنجکاوی و یادگیری شما هم کلی درس داشت و کلی باور فراوانی
همیشه د فایلها میگید ادم نباید از اول چرخ اختراع کنه اما وقتی دقیق به زندگی نگاه میکنیم میبینیم ما مرتب د حال آزمون و خطا هستیم جالبه که د بیشتر مواقع از این آزمون و خطاها درس هم نمیگیریم
میدونید هر چقدر با شما بیشتر وقت میگزرونم بیشت متوجه میشم که جنستون فرق داره و یجورایی دارم مطمن میشم که نتیجه باور عزت نفس و بیشتر میتوم قسمت 19 و 20 دوره روانشناسی ثروت ویرایش جدید و درک کنم
مرد مردستان طاها
مرد کهن
همه اینها انگار اشاره به باور عزت نفس و روح ما داره
البته این درس از شما گرفتیم که چرخ از اول اختراع نکنیم اما این یادگیری هم نیاز به تکامل داره و با زندگی در بهشت این تکامل داره بشکل نا محسوسی تکاملش طی میکنه
یادمه در دوره روانشناسی ثروت 1 ویرایش قبلی میگفتید اینقدر فرصت دریافت پول زیاده که برید ببینید از زبالهای شما دارن چه ثروتی میسازند
بله واقعا فرصت خیلی زیاده و روز به روز بیشتر هم مبشه
اتفاقا چند وقت پیش خونه یکی از دوستان نجارمون بودیم که از همین چوبها کارای بسیار زیبا و هنری از میز و تابلو و سینی خلق کرده بود و میگفت خیلی هم مشتری داره
استاد با دیدن سریال زندگی در بهشت باورهای قوی درستر با خودم تکرار میکنم
از آزادی زمانی مکانی و مالی و باور فراوانی و عزت نفس و اینکه ما خالق زندگی خودمون هستیم
از اینکه زندگی سراسر میتونه عشق و زیبایی و حال خوب باشه در عین سادگی و وابسته نبودن
زندگی کردن به معنی واقعیی
میدونید شما در حقیقت زنده هستید و هر انسانیکه دانسته در حال خلق زندگی خودش با قوانین کیهانی هست
دوستون دارم و سپاسگزارم برای اینهمه عشقیکه نسبت به ما دارید
بنام خداوند هدایتگر وهاب که عاشقانه مرا به سمت خواسته هایم هدایت و حمایت می کند. سلام و صد سلام به استاد عزیزم و مریم جان نازنینم و سلام به همکلاسیهای مکتب عشق
مریم جان دست مریزاد به این فیلمبرداری ماهرانه. اصلا شدی خوره به تصویر کشیدن زیباییها و قشنگیای پرادایس که هر چی میبینمشون برام تکراری نمیشه و هر روز جذابتر میشه.
واقعا چرا اینا برام تکراری نمیشه؟ منی که قبلا هر بار که میخواستیم بریم گردش و تفریح میگفتم فلان جا رو که یه بار رفتیم ایندفعه بریم یه جای دیگه. حالا اصلا از دیدن زیباییهای پرادایس و زیباییهای پارک نزدیک خونمون که هر روز صبح میرم ورزش سیر نمیشم. هر روز انگار یه جور دیگه خدا داره قشنگیای دنیاشو به رخم میکشه و انگار من دفعه اولم که دارم اونا رو میبینم، لذت میبرم و سیرم نمیشم. خدایا شکرت برای اینهمه زیبایی
اول فایل وقتی داشتین به سمت خونه میرفتین صحنه ش دیوانه کننده بود. وقتی هم داشتین در مورد مامان طلا توضیح میدادین و زیباییهای اطراف درباچه و اون انعکاس زیبا و خیره کننده ش توی آب رو چاشنی صحبتهاتون کرده بودین که رسما آدم دیوانه میشد😍😍
خدای من چقدر مامان طلا نازه. طفلی چی کلاه گشادی سرش رفت😅 فکر کنم بیست و دو سه تایی بچه به نافش بسته بودین😅 و چقدر جالب که قبولشون کرده بود. فکر کن شب بخوابی صبح بلند شی ببینی سه چهارتا بچه دیگه دارن تو خونت وول وول می کنن😇😅😅😁😁 خدایی چه حالی میشی. طفلی از بس خانمه به روتون نیاورده، شایدم از گیجیشه، بهر حال هر جور فکر میکردم به این موضوع خنده م میگرفت😅
ولی واقعا آفرین به این ایده استاد جان. خدایی خیلی تکاملتونو تو جوجه داری طی کردین. تا جایی که مرغارو هم حک کنین و بجای هفت هشت تا تخم که فکر نکنم بیشترم زیر خانم مرغی جا بشه بیست سی تا جوجه تولید کنین. به این میگن قانون تصاعد👌👌
استاد چقدر اون اره هه خفن بود. واقعا لذت بردم از این پیشرفت که به راحتی تنه های بزرگ درخت رو برش میزد. خدایا شکرت که جهانت همواره در حال پیشرفته و منم دارم میبینم این پیشرفت و این تکنولوژی رو.
استاد جان وقتی گفتین ملت میان برای همین چوبهای درب و داغون و موریانه خورده پول میدن جمله شما تو ذهنم تکرار شد که از هر چیزی میشه پول ساخت. استاد من چند تا کلیپ دیدم که همین چوبهای درب و داغون رو میبرن با رزین پوشش میدن و سوراخهاشو پر میکنن. و ازش درهای چوبی بی نظیر و یه سری هم ظرف و ظروف بی نهابت زیبا و گرون قیمتی درست میکردن که هر چی از خوشگلیش بگم کم گفتم. یعنی آدم باورش نمیشه از همچین چوبهای خراب یه همچین چیزایی در بیاد.خدایا شکرت که همه جوره میشه ثروت خلق کرد. و چقدر آدم میتونه با رفتن دنبال آرزوهاش و عشقش به کاری که دوستش داره ثروت خلق کنه و از اون مهمتر به گسترش جهان خداوند کمک کنه.
استاد اتفاقا امروز من هدایت شدم به فایل «ده درس ارزشمند که از انیشتین آموختم» و اولین درسش این بود که اون کنجکاوی مقدستون رو همیشه زنده نگه دارین و من به عینه تو تک تک فایلهای زندگی در بهشت میبینم که شما این نکته رو به زیبایی تو تمام قسمتهای زندگیتون اجرا کردین. همینکه رفتین و از اون آقا در مورد اره پرسیدین و میگین آدم در کنار کلیپ دیدن باید از تجربه دیگران هم استفاده کنه و نگه آره دیگه خودم بلدم، حالا یک کاریش می کنم واقعا اینا برام درسهای ارزشمندیه.
یکی دیگه از درسهای اینشتین این بود که آدمهایی که اشتباه نمی کنن هیچ موفقیتی کسب نمی کنن و من اینم تو جملات امروزتون دیدم که گفتین حالا آدم اشتباه می کنه ولی اگه ده تا ویدئو دیده باشه و از ده تا آدم با تجربه سوال کرده باشه به مراتب اشتباهات کمتری داره.
یه تیکه دیگه هم که خیلی برام لذت بخش بود تیکه آخر فیلم بود که مریم جان در دل طوفان آرامش مامان مرغی و جوجه هاش رو نشونمون داد. واقعا طبیعت چه درسهای بی نظیری داره برامون. به قول شاعر که میگه
برگ درختان سبز در نظر هوشیار
هر ورقش دفتریست معرفت کردگار
انشاالله منم برسم به جایی که بتونم وقتی به مشکلی میخورم اون آرامش و اطمینانی که از ایمان به خداوند میاد رو داشته باشم و این وقتی میسر میشه که هر روز و هر روز روی خودم کار کنم.
و در آخر هم به خودم و هم به استاد و مریم جان و هم همه بچه های سایت تبریک میگم قسمت ۲۰۰ این سریال بهشتی و ورود به صده سوم سریال رو😍😍😍
از خدا برای هممون توفیق و مداومت آرزو می کنم و دستهای استاد نازنین و مریم جانم رو میبوسم که هر روزمون رو بهتر از دیروز می کنن♥️😘
خداوندا من به هر خیری که از تو برسد محتاجم. هدایتم کن الله مهربانم♥️🙏🙏
🟣 تحسین؛ آن لحظه ساده ای که زندگی جهتش عوض شد
به نام خدایی که وقتی نگاهش میکنی، خودش نگاهت میکند.
مدت زیادی فکر میکردم زندگی با «فکر کردن» عوض میشه. فکر مثبت، فکر درست، فکر قوی. همه جا هم همینو میگفتن.
اما یه جایی از زندگی، درست وسط شلوغی ها، وسط فشارها، وسط خواستنهایی که برآورده نمیشد، فهمیدم مسئله اصلا فکر نیست.
مسئله توجهه. شاید بشه بهش گفت “صلاه” کردن⇐توجه کردن.
اون روزا، روزخاصی نبود. نه اتفاق بزرگی افتاده بود، نه معجزه ای.
فقط نشسته بودم و داشتم غر میزدم. از کار، از پول، از آدمها، از خودم.
اما لحظه ای مکث کردم و ازخودم پرسیدم:
الان دقیقا دارم به چی توجه میکنم؟
جوابش ساده ولی تکان دهنده بود:
○ به کمبود…. … به نداشتن.
○ به اینکه چرا فلان چیز هنوز نیومده.
همونجا برای اولین بار فهمیدم چرا بااینکه خیلی چیزها رو «درست فکر میکردم»، زندگیم همونجا گیــــــــــر کـــــرده بود.
چون زندگی به فکر واکنش نشون نمیده؛
زندگی به توجه واکنش نشون میده.
از همونجاها بود که کم کم ، تحسین وارد زندگیم شد.
به عنوان یه مفهوم قشنگ که نه ==>> بعنوان یه ابزار واقعی، زمینی، کاربردی.
یعنی “”آگاهـــــانه”” ببینی چی داره درست کار میکنه. یعنی نگاهت رو از چیزی که نیس، برداری و بذاری روی چیزی که هست… چیزی که خواسته ت هست .
○ حتـــــی اگه کوچیکه ○ حتـــــی اگه ناقصه.
والا اولش مسخره بنظر میاد.
خودم یادمه با خودم میگفتم: الان چی روتحسین کنم؟!!!
وقتی حساب بانکی اینه، وقتی شرایط اینه؟‼️
امـــــا همونجا یه چیز عجیب و جااالب اتفاق افتاد.
وقتی شروع کردم به تحسین کردن چیزهای خیلی ساده،
حالم عوض میشد. امتحان کردین تا حالا؟؟؟
نه شرایط ااا . حالـــــم.
صبحی که بیدار شدم وگفتم:
خدایا ممنون که امروز نفس میکشم. خب این از سر عادت، از سر توجه اینو گفتم .
یا وقتی گفتم => خوب شد امروز عجله ندارم| خوب شد امروز بدنم سالمه | خوب شد یکی/چیزی /جایی هست که حواسم بهش جمع و گرمه.
قشنگ میفهمیدم => تحسین، فرکانس رو تنظیم میکنه.
نه با زور، نه با تلقین ==>>> با همجهتــــــــــ ی با منبع .
کم کم فهمیدم تحسین ساده ترین راه هماهنگ شدن با خداونده… [🟡🟠وسپاسگزاری یکی از های لِول ترین مراتب تحسین هست =>> الحمد لله ربّ العالمین]
چون خدا در «هست»هاست، نه در «نیست»ها =>> ما وقتی مدام از نیستها حرف میزنیم، عملا نگاهمون رو ازخـــــدا برمیداریم.
همون ایام بودکه این آیات، برای من زنده شد؛ توی زندگیم هم زنده شد نه روی کاغذ:
إِنَّ وَلِـِّۧیَ ٱللَّهُ ٱلَّذِی نَزَّلَ ٱلْکِتَٰبَۖ وَهُوَ یَتَوَلَّى ٱلصَّـٰلِحِینَ /(اعراف، 196)/ یقینا سرپرست و یار من خدایی است که قرآن را نازل کرده و او همواره شایستگان را سرپرستی و یاری میکند.
من اینو اینجـــــوری فهمیدم:
وقتی توجهت روی خداست = خـــــدا عملا سرپرست زندگیت میشه. امــــــــــا وقتی توجهت رو میبری سمت ترس، آدمها، شرایط، تحلیلهای بی پایان == داری سرپرستی رو میدی دست چیزهایی که اصلا توان یاری ندارن. [ استاد عباسمنش اینو یه جور شرک نامگذاری میکنن]
آیه بعدی دقیقا همینو میگه:
وَٱلَّذِینَ تَدْعُونَ مِن دُونِهِۦ لَا یَسْتَطِیعُونَ نَصْرَکُمْ وَلَآ أَنفُسَهُمْ یَنصُرُونَ / و کسانی را که بجای خدا میخوانید، نه میتوانند شما را یاری دهند و نه خودشان را.
□ واااااااااای بر تو محسن !!
من سالها داشتم از «شرایط» کمک میخواستم.
از «آدمها». از «پیش بینی ها».
بعدتعجب میکردم چرا حالم بهتر نمیشه!!!
تحسین، کمک خواستن از خداست، بدون گفتن یک کلمه.
چون تحسین یعنی:
● میبینمت.
● میبینم متد ت داره کار میکنه.
● میبینم هستـــــی.
و یه چیز خیلی مهم:
تحسین یعنی قطع توجه از چیزهایی که فقط نگاه میکنن ولی نمیبینن.
وَإِن تَدْعُوهُمْ إِلَى ٱلْهُدَىٰ لَا یَسْمَعُواْۖ وَتَرَىٰهُمْ یَنظُرُونَ إِلَیْکَ وَهُمْ لَا یُبْصِرُونَ / من اینو اینجوری تجربه کردم:
بعضی چیزها فقط حواست رو میگیرن،،، ولی کمکت نمیکنن. فقط نگاه میکنن،،، ولی راه نشون نمیدن.
● تحسین، توجه رو برمیگردونه به جایی که جواب میده.
کم کم دیدم هر چی بیشتر تحسین میکنم، نعمتهای بیشتری خودشون رو نشون میدن.
نه اینکه از آسمون بیفتن؛ 》 من قبلا نمیدیدمشون.
چون واقعیت اینه:ما چیزی رو به زندگی دعوت میکنیم که بهش توجه داریم.
نه چیزی که فقط بهش فکر میکنیم.
○ فکر میتونه دروغ بگه.
○ توجه نمیتونه.
▪ ︎وقتی به کمبود توجه میکنی، کمبود تکثیر میشه.
▪︎ وقتی به نعمت توجه میکنی، نعمت رشد میکنه.
تحسین، ساده ترین تمرین توجهه.
نه زمان میخواد | نه ابزار | نه شرایط خاص.
فقط یه تصمیم کوچیک میخواد:
امروز به چی نگاه کنم؟ توی چی تعمّق کنم؟
من امروز انتخاب میکنم بِ چیزهایی نگاه کنم که => زنده هستن | که کار میکنن | که هستن.
این انتخاب، زندگی رو :
آروم آروم،،، بی سر و صدا،،، از درون تغییر میده.
○نه با جنگ و اعتراض
○ نه با زور و هوچی گری
● فقط و فقط با هماهنگی .
~~~□~~~~
این چند خط رو نوشتم نه برای آموزش دادن، چون اول برای یادآوری خودم نوشتم.
نوشتم برای شهـــــادت دادن…
به چیزی که لمســـــش کردم.
زنـــــدگی کـــــردم.
و دیـــــدم جـــــواب داد.
~~~~~□ ~~~~
🟢 تحسین،
ساده ترین راه برگشت به خـــــدا و همجهت شدن با نعمتهاست.
و خــــــــــدای عاشق،
همیشـــــه جواب کسی رو میده
که حواسش به اوست.
– – – -—
🪶 ■ محسن
اوست اول وآخر وظاهروباطن
و اوست دانای برهمه چیز
سلام محسن عزیز
سپاس گزارخداوندم که درمداردریافت این
آگاهی ها قرارگرفتم چراکه باعث مرورتجربیاتی
شد که این مدت برام رخ دادن.
نوشتی ساده ترین راه برگشت به خداوهم جهت شدن بانعمت ها تحسین وبالاترین حالتش یعنی
سپاس گزاری که شاه کلید روان شدن مسیره
خودِ حقیقته
به قول استادمرزبین خداوندوشیطان، سپاسگزاریه
سپاسگزاری که بااشتیاق داشتن نعمت هاوحس خوبه یعنی فرمانبرداری ازخداوندبرای اینکه هدایتدکنه.
شکرگزاری یعنی روئیت هدایای خداوندتوزندگیت
اینودیگه خوب متوجه شدم که جهان به کارهای من، به اینکه چقدرتلاش می کنم یاچقدر تمرین
انجام میدم کاری نداره، به فرکانس همراه اونا
نگاه می کنه.
فرکانس هایی که به واسطه توجه کردن وجنس احساسی که دارم ارسال می کنم، به حضورداشتن
وقتی تمرین انجام میدم نه گم گشتگی توافکاروذهن، به حفظ مومنتوم مثبتم.
وقتی مسیرقبلی که برام نتیجه داد رواین مدت ادامه دادم وآگاهانه توجهم روروی داشته ها
وسپاس گزاری گذاشتم باحالی که واقعا به من اون لحظه ها حس فراوانی میداد ، قلبم شکفته میشد
درحقیقت من تنظیم بودم روی موج خدا
وخدایی که سریع الجوابه، پاسخ روسریع میده اول باقلبی که آروم میشه تو اون لحظه ، آرامشی که
به ذهن میاد وبعدش ورودنعمت های بیشتری که بازم شادی بیشتری روبه دلت میاره
شادی باخدایی که منبع تمام خیر وخوبی هاس
هدایت شدن درمسیر درست
خب خداوندتوقرآن به قشنگی وسادگی به ماگفته توآیه 153 سوره بقره
ای کسانی که ایمان آورده اید
ازصبر وصلاه یاری جوئیدکه
بی گمان خداباصابران است
توجه به نکات مثبت هرلحظه وتحسین اونا
رهایی ونچسبیدن وسرسپردگی به ربّ
وقتی خوندم که نوشتی زمانی که توجهت
روی خداست خودش سرپرست زندگیت میشه
اشک شوق توچشمام جمع شد
چه آگاهی لطیفی برام بود
یعنی همون هدایت شدن توسط خداوند
یعنی وصل شدن به نیرویی که وقتی باورش وانتخابش می کنی ، اونم توروانتخاب می کنه وسرپرست زندگیت میشه
چقدرزیبا بودآخه…
چیزی که اشتیاق ادامه دادن تومسیر روتوقلبم
زنده نگه داشته ،اینه که من خالق زندگیمم
وقتی باهدایت خداوند به تمرین انتظارات مثبت شروع کردم به خلق اتفاقات هر روزم ایمانم بیشترمیشد
وقتی از دل می نویسم بااعتماد
به اینکه خداکارهاروپیش می بره
چقدرمسیر نرم تر وروان تر میشه
روزای اول حیرت زده بودم، از اینکه به طرزجادویی اتفاقات ، شرایط ، برخورد آدمابامن هماهنگ می شدواشتیاق من بیشتر برای ادامه دادن این مسیر
آگاهانه باذوق روی هزاردیگه :)
به قول استاد اونقدرتکرار می کنم همین روند روکه بشه عادت فکریم وجزئی ازشخصیتم
استمرارتومسیر درست بارعایت تکاملم ، باقدردانی ازخداوند،تشویق ودلگرمی به خودم برای هربهبود ورهایی ازنتیجه
شاد می مونم باخدایی که برهمه چیز محیطه وهدایت کنندس
بایادخداازمسیرم لذت می برم ،همون تعریف قشنگی که یه روزی توپاسخ به یکی ازکامنتا نوشتی
یادخدا؛خودکنترلی، حفظ شادی،سرسپردگی به ربّ
ووقتی ارتعاشت آرامش ، عشق واعتمادباشه همه چیز به طور طبیعی باتوهماهنگ میشه
اینم تائیدیه ایی ازقسمتی ازآگاهی های نوشته های قبلت
سلام سمیه جان .چقدرعمیق و درست نوشتی… . خوندم ؛ هرآدم منصفی میفهمه این آگاهیها از سطوح پایین فهم ذهنت رد شده و نشسته اون بالاها، توی جانت. و هسته اصلی مسیره ==>> ما خالق زندگی خودمونیم، البته نه جدااز خـــــدا؛ با خـــــدا. روی شونه ش.
رفیق خوبم ، برای خودم اینجا مینویسم :
قرآن خیلی شفاف اینو تایید میکنه.
□ إِنَّ اللَّهَ لَا یُغَیِّرُ مَا بِقَوْمٍ حَتَّىٰ یُغَیِّرُوا مَا بِأَنفُسِهِمْ =>=> اینجا مسئولیت خلق کاملاروشنه. تغییر از درون ما شروع میشه =>>> توجه، احساس، انتخاب، فرکانس… همون چیزهایی که تو دقیق لمسشون کردی.
□ لَهَا مَا کَسَبَتْ وَعَلَیْهَا مَا اکْتَسَبَتْ /هر کسی نتیجه آن چیزی رو می گیره که خودش کسب کرده.
کسب فقط عمل بیرونی نیس؛ نیت، توجه، ارتعاش وحال دل هم جزوشه ==> همون قسنتی که گفتی: جهان به “تلاش کور” نگاه نمیکنه، به فرکانس نگاه میکنه.
و این یکی شاه کلیده برای بحث خلقکنندگی: وَأَن لَّیْسَ لِلْإِنسَانِ إِلَّا مَا سَعَىٰ /برای انسان چیزی نیست جز حاصل سعی خودش.
سعی فقط دویدن و فشار نیست؛ سعی یعنی ” انتخاب آگاهانه حال” ، توجه ،، جهت. همون کاریکه تو با سپاسگزاری، با دیدن داشته ها، باتنظیم روی موج خـــــداانجام دادی.
چه قشنگ نوشتی : وقتی تنظیم میشی روی موج خدا، پاسخ اول میاد تو قلب؛ (آرامش) … بعدش نعمتها میان. =>> دقیق همون ترتیبه: اول درون ⇐بعد بیرون.
“من خالق زندگیمم، وقتی با هدایت خداوند خلق میکنم.” ===>>> یعنی بلوغ توحیدی. نه انکار خود، نه خودمحوری. اتـــــفاقا خلافـــــت انسان ؛ همون که قرآن میگه انسان جانشین خـــــدا روی زمینه.
سمیه بانو یادم آوردی، این مسیری که میریم، مسیر کسیه ک ِ داره آگاهانه خلق میکنه، واکنشی زندگی نمیکنه. سپاسگزاری ما فقط “شکر” گفتن نیس؛ یه حالت وجودیه که درش داریم انتخاب میکنیم… باخـــــدا همجهت میشیم.
و وقتی این انتخاب تثبیت میشه، خـــــداهم ـ بقول خودت ـ سریع الجواب میشه، چون مانعی بین فرستنده وگیرنده نمی مونه.
🟪 خوشحالم ازخوندن این کامنت. چون این نوشته، برام شد یک گواهی زنده از آیه ی وَالَّذِینَ جَاهَدُوا فِینَا لَنَهْدِیَنَّهُمْ سُبُلَنَا /آنها که در راه ما قدم بردارن، حتما راه’هامون رو بهشون نشون میدیم.
همفرکانس خوبم ادامه بده… باهمون آرامش، اشتیاق و سپاسی ک ِ خودت قشنگ توصیفش کردی
خدای یکتاست که معبودی جزء اونیست
پس مومنان فقط به اوتوکل کنند
سلام محسن جان ، رفیق عزیزِ هم مسیر نور
سپاسگزارم ازت که این آگاهی ها رواینجا
نوشتی که درک منم بالا بره،باعشق خوندم
استاد میگه آدم باهوش شخصیه که اجازه
بده خداکارهاش روپیش ببره،منم میخوام
همون بنده باهوش خداباشم چون قبلا
مسیر مخالفش رورفتم ، هیچ خبری نبود
جزء تقلا ونگرانی وعذاب
سمت خودمو درست انجام میدم ، نتیجه روبه خدایی می سپارم که آگاه به تمام جزئیاته وقادرمطلقه
واقعیتش اینه که توزندگی منم تضادی هست که به خاطر فرکانس های قبل خودم بوده که اگه تمرکز روش بذارم کلا از مسیر درست دورمیشم امااین جمله استاد توگوشمه که میگه مهم نیست چقدردلیل ومنطق داری برای اینکه حالت بد باشه وچقدرحق با توعه موندن تواحساس بد یعنی اینکه دستت روتوآتیش کنی ومی سوزی حالا هرکی میخوای باش
پس آگاهانه اعراض می کنم
آگاهانه بامنطق دادن به ذهنم
ومرور قانون مسیرم روادامه میدم.
دیروزکه برای انجام یه کاربانکی بیرون رفتم تومسیر یه رهگذر رودیدم که با محبت باهام احوالپرسی کرد.تولحظه بودم ، یه حسی از دلم رد شد که این یه پیغام بود برام وخوشحال بودم.
تو طول روز تو خلوت خودم یادم رفت به دوسال پیش که ازخداخواستم منو هدایت کنه به کار دلخواهم ، همه ویژگی هاش روباجزئیات نوشته بودم ورها بودم چون اون روزا همش سپاس گزاری می کردم ومیشه گفت حالم خوب بود، بعد چند روز به الهام قلبیم گوش کردم وبرای مصاحبه حضوری به کاری رفتم که انگار همه اون خواسته های منو داشت
قبل ورود ازخدا کمک خواستم که قلبم رو
آروم کنه وهدایتم کنه ، باتمام صداقت از شرایطم گفتم و همکارم گفتن که ماشخصی رومیخوایم که طولانی مدت باهامون همکاری کنه وخب این خواسته من نبود چون میخواستم جدا ازاینکه مستقل باشم خودمو بشناسم،شمارم روگرفتن که اگه خواستن اطلاع میدن ، همون لحظه نفربعدی برای مصاحبه اومد، بیرون که اومدم نجواهابیشتر شداماخدا گواهه ته دلم خوشحال بودم که شجاعت نشون دادم وبه هدایتم عمل کردم وبه خودم گفتم مهم اینه که ایمانم رونشون دادم ، به محض اینکه خونه اومدم تودفترشکرگزاریم ازرفتار بسیار محترمانه همکارم برای تمام اون ویژگی ها سپاس گزاری کردم وبه خدا گفتم که اگه قرار اینجا باشم تاقبل ساعت 12 ظهر بامن تماس می گیرن واگرنه، مطمئنم قراراتفاق بهتری پیش بیاد.
دقیقا سرساعت یازده ونیم ظهرهمکارم تماس گرفتن اماچه اتفاقی افتاد؟!
اون شخص بادقت تمام ویژگی های شخصیتی خوبی که داشتم روگفتن وتحسینم کردن وگفتن که ما شخص مناسب روانتخاب کردیم واونم شما هستین ازبین 12 نفر ، من پشت گوشی هاج و واج موندم که این ازکجا میدونه اینا رو؟!
خدامیدونه اون روز فقط اشک می ریختم وسپاس گزاری می کردم
آره خدای من بودکه پشت گوشی داشت باهام حرف میزد واون حرف ها رومیزد
ودیروز اینویادآوری کرد بهم
دیروز 12 بهمن هدایت اومد که وعده تحقق خواسته ها داده شده و یادآوری شدم که مراقب باش یادخدا روازدلت دورنکنی
همون آگاهی که توپاسخ به کامنتت نوشتم اشکم دراومد دیروز از خوشحالی
قبل خواب که اتفاقات خوب روزم روداشتم مرورمیکردم باخودم باحس خوب ،وقتی
اون رهگذر به یادم اومدزدم زیر گریه
خدابود که باعشق این پیغام روداد که
وقتی از درون باخودت هماهنگی جهانم
باتوهماهنگ میشه.
محسن جان وقتی آیه 115 سوره بقره رومیخونم وبهش فکر می کنم بادل، چشمام فقط میباره ازخوشحالی عظمت وقدرت خدا
دیگه کجا دنبال چی وکی بگردم؟؟؟!
که یکی هست ودگر هیچ نیست
ازخدامیخوام بهم توفیق بده
که تومسیر درست ثابت قدم باشم وخاشع بمونم دربرابر قدرت خداوند واشتیاق بیشتری به دلم بذاره که شکرگزارتر باشم برای اینکه فقط سپاسگزار باشم.
محسن عزیز ، نمیدونم چرا ولی حس قلبم گفت برات دعا کنم
با دلی که تواین لحظه به لطف خدا آرومه برات دعا می کنم باتمام وجودم که قلبت
محکم وپرازآرامش بشه همیشه وزندگیت پربشه از برکت وشادی وآرامش ماندگار به لطف وعنایت همون خدایی که برای یک موجود کوچیک ته اقیانوس تا یه عقاب برفراز کوه های بلند روزی دهنده ورزاق حمایتگر وهدایتگره
سمیه جان سلام . دلت روشن، قلمت صادق، وحال نوشته ت قشنگ معلومه که از جای درست میاد. الحمدلله ربّ السماوات .
حرفی که زدی نقطه ای هست که قرآن روش دست میذاره:
اینکه ما وظیفه مون انتخاب و همجهتیه، نه تقلا و جنگ بازندگی.
مسیرت رو درست انجام دادی و واردش شدی، نیت رو صاف کردی، دلت رو سپردی، و نتیجه رو دادی دست خدایی که خودش بهتر از هرکسی بلده چطور جمع بندی کنه.
اون تجربه زیبای کاری که گفتی، مثال زنده همین قانونه:
وقتی دل آرومه، وقتی سپاسگزاری فعاله، وقتی رهاهستی…
زندگی خودش میاد جلو و میگه: “من هماهنگ شدم.” | راستی کنجکاو شدم بدونم شغلت چیه . تخصصت چیه.
و اون اشکها؟ اون اشک ضعف نیس، من اسمشو گذاشتم اشک تشخیص
اشکِ زیبای ِ لحظه ای که آدم میفهمه تنها نیس، رها نشده، و یه عقل بزرگتر داره مسیر رومیبره.
آگاهانه اعراض میکنی ازحال بد ==>> یعنی داری بالغ رفتار میکنی. یعنی فهمیدی حق داشتن برای ناراحتی، دلیل خوبی برای موندن تو آتیش نیس. این عین عقلانیت ایمانیه [ اسمشو گذاشتم : وقتی عقل عاشق میشود 🟪 ]
رفیق درجه یکم ، دعایی که برام کردی رو با دل گرفتم .
الحمدلله که همون خدایی که دل تورو آروم کرده، مراقب دل همه مون هست.
خوشحالم که تو میدونی فقط بایدهمین مسیر رو ادامه بدی:
○ یاد خداجون| سپاسگزاری| رهایی از چسبیدن بِ خواسته| و عمل به الهام.
همین کافیه.
بیشتر از این وبقیه ش ، کار خداست . [داره صدای رعد وبرق میاد]
~~~~□~~
و مرد آنگه آگاه شود که نبشتن گیرد و بداند که پهنای کارچیست | تاریخ بیهقی
به نام خداوند بخشنده ومهربان
سلام داداش محسن عزیزم
که رفیق هم هستی
از اول متن که خوندم خدائیش لبخند از رولبام نرفت هم آگاهی ، هم هدایت هم حضور ،چی ازاین بهترآخه؟
چه اسم های قشنگی گذاشتی
اشک تشخیص ، عقل عاشق (:
دیروز دعوت شدم ب حضور زیر بارون ولذت بردن وشادی باجانان
نوشتی صدای رعدوبرق میاد یادم رفت به پاسخ یکی ازکامنتات ؛
آرامش قبل معجزه، سکوت قبل بارش
محسن جان توآیه 3 بقره ایمان به غیب قبل صلاه اومده ، پس نشون میده خیلی مهمه که وقتی چیزی درحال حاضر نمی بینی، ایمان داشته باشی یعنی همون آرامش قبل معجزه
خب درسته که تضادبرای رشد و وضوح من ازخواسته هامه ویه جور هدیه س از طرف خدا،اگر روی خودش تمرکزنکنی ولی انصافا جدای ازکنترل ذهن،روم نمیشه اعتراض کنم ، آخه وقتی فکر
می کنم حجم داشته ها خییلی بیشتره ویه جورایی کم لطفی وناسپاسیه.
حالاچرا میگم تمرکز نذارم ؟
چون کارذهن همینه، بزرگنمایی می کنه وقتی تمرکز بره روناخواسته، که هُلت بده تومومنتوم منفی ولی من اینو نمی پذیرم، حال خوب این روزام روباهیچی عوض نمی کنم==> آگاهانه اعراض
به قول چارلی چاپلین که میگه ؛ دیگر نیازی نیست که از رویارویی بامشکلات چه باخود، چه بادیگران بترسیم، حتی ستاره ها هم باهم برخورد می کنن واز برخورد اونا جهان های نومتولد میشن واین یعنی زندگی
ازکنجکاویت گفتی؛ درحال حاضرتوحوزه هنرفعالیت دارم
ساخت محصولات چرم طبیعی دستدوز چون هنر رودوس دارم ،هر چند سالها دانشگاه درس خوندم وجزء
دانشجوهای برگزیده انتخاب شدم
ولی اون چیزی که روحم میخواست هنربود،منم پذیرفتم.
سمیه جان سلام … چه حس خوبی دادی با این متن پر از نور و حضور! چه خوب که “”آرامش قبل معجزه”” رو درک کردی و ایمان به غیب داری؛
آیه 3 بقره ⇐وقتی چیزی رو نمی بینی، با ایمان وآرامش باید باورش داشته باشی.
تضادها همون هدیه های خدا هستن برا وضوح خواسته ها و رشد، و تو درست گفتی که اعراض آگاهانه یعنی “”تمرکز نذاشتن روی منفی ها و حفظ حال خوب”” . [ دیشب توی جاده اعراض ازناخواسته رو فراموش کردم و یه سوتی دادم]
واقعا هنر اینه که حتی وقتی ذهن بزرگنمایی میکنه، با آرامش وشادی بمونی، مثل همون حکمت چارلی چاپلین که گفت حتی ستاره ها با هم برخورد میکنن وجهان های نو متولد میشن .
بسی خوشحالم که مسیرت به هنر و محصولات غنی ِ دستدوز رسیده و با عشـــــق داری ادامه میدی. وقتی قلبت همجهتی با چیزی داره، مسیر خودش رو نشون میده و تو هم پذیرفتی، فوق العـــــاده است . خودمم یه جورایی مثل توام و میوه ش شد نویسندگی و نوشتن… .
رفیق نازنین ادامه بده ، حال خوبت وایمان وخلاقیتت همه با هم یه جریان مثبت ساخته و داره بیشتر هم میسازه .
محبت و انرژی برای تو .
□ حافظ شیرازی هم داره میگه 》همه اینا “”آرامش قبل معجزه”” ست، جاییکه هنوزچیزی دیده نمیشه ولی بار امانت افتاده روی دل انسان، همون انتخاب آگاهانه برای اعتماد، همون صلح درونی باخـــــدا 🫂 🩵
○ دوش دیدم که ملائک درِ میخانه زدند /گِلِ آدم بسرشتَند و به پیمانه زدند
○ ساکنانِ حرمِ سِتر و عفافِ ملکوت/با منِ راهنشین، بادهٔ مستانه زدند
○ آسمان بارِ امانت نتوانست کشید/قرعهٔ کار به نامِ منِ دیوانه زدند
○ جنگِ هفتاد و دو ملت همه را عذر بِنه/چون ندیدند حقیقت، رهِ افسانه زدند
○ شُکرِ ایزد که میانِ من و او صلح افتاد/صوفیان، رقصکنان، ساغرِ شکرانه زدند
به نام پروردگار آسمان ها و زمین
سلام به استاد عزیز و مریم شایسته مهربان
سلام به دوستان زندگی در بهشتی
خدایا شکرت برای دیدن این قسمت از سریال زندگی در بهشت.
خدایا شکرت برای رسیدن به قسمت 200 از سریال زندگی در بهشت.
وای چه منظره ایی بود ترکیب یک کلبه چوبی و آسمان آبی و جنگلی که با رنگ سبز خوش رنگش پشت این کلبه حس خوبش رو میشد احساس کرد.
به به شنیدن یک گزارش از زبان مریم عزیزم شنیدن یک سری اتفاقاتی که نقش اول قضیه اش مامان طلاست و بچه هاش…
خدایا این مرغ رو ببین که چطور وا داده،چطور بالهاشو رها کرده چه جوجه های گوگولی و نازی کنارش پرسه میزنن و معلومه که تازه به این دنیای رنگارنگ اومدن.
عجب ایده ایی به ذهن استاد زده و بقول خودشون هک کردن مامان طلا و گذاشتن تخم مرغ های آماده باز شدن.
حال بد مامان طلا و خراب شدن مرغ هاش و گذاشتن تخم مرغ های فیک چقدر جالب بود که ناامید نشدین و از این فرصت کرچ شدن مامان طلا استفاده کردین تا بهش انگیزه ادامه کار رو بدین و خودتون م به خواسته ی داشتن نسل جدید جوجه ها برسین…
خدایا چقدر جالبه که برای آشغال چوبایی که ما فکر میکنیم به دردنخور هستن یک مکان به این بزرگی با تجهیزاتی هست و کسب و کاری ایجاد شده و آدم ها دارند ازش پول میسازند. واقعا چقدر دیدن و باور کردن اینکه کار کردن و پول درآوردن در هر حوزه ایی میشه باشه فقط باید یکم خلاقیت در نگاه ونوع نگرش مون باشه.چقدر جالب بود واقعا کارشون برش دادن خلاقانه تنه های درخت و درآوردن قطعه هایی که ارزش هنری دارند و هیچ نمونه ایی مشابه نمونه دیگه نیست و اون محصول تولیدی شون رو خاص و منحصر به فرد میکنه و همش در حال شکوفا کردن یک قطعه در دل یک تنه ی درختی که شاید کارایی دیگه ایی نداره جز اینکه به اون نقش هنری داده بشه و بهش به عنوان یک اثر هنری نگاه بشه و باز این نگاه و برش ها به دست آدم های خلاق دیگه ایی برسه که ارزش این شکل ها و حفره هایی که خدا میدانه چه موجوداتی دست به دست هم دادن و انرژی به خرج دادن تا یک همچین حفره ها و شکل و شمایلی رو در دل چوب ایجاد کنن و بشن یک اثر هنری،بشن یک نقش و کنده کاری ارزشمند با کمک تمام عواملی طبیعی طبیعت…واقعا چقدر طبیعت همه چیزش زیباست…همه با هم هماهنگ هستن و هر موجودی در مسیر تکامل خودش اثرهایی در جهان میگذاره که باعث گسترش جهان میشه…
واقعا چوب حس خوبی داره و من کارها و وسایل چوبی رو هر مدله و همه جوره دوست دارم. چون برای رشد و تولید شدن اون چوب میدونم که چقدر انرژی خورشید مصرف شده چقدر طبیعت دست به کار شده و چقدر نشان از پوپایی و تبدیل انرژی ها به شکل دیگه ایی هست…که کسی که اون نگاه رو داشته باشه هدایت میشه برای درآوردن پول از اون، تبدیل کردن این انرژی ها به شکل دیگه ایی از انرژی و پول…واقعا چقدر ذهن باز،خلاق و توانمندی دارند و نگاه زیبا بین …واقعا تحسین شون میکنم که در دل چوب های به ظاهر ناکارآمد چیزهایی رو میبینن که هرکسی شاید به ذهنش نرسه و درک نکنه…
چقدر خوب خدا هدایت میکنه تا جهان در تمام ابعادش گسترش پیدا کنه و من اینو متوجه میشم هیچ چیز آشغالی وجود نداره شاید ما ازش استفاده نکنیم یا بلد نباشیم تبدیل کردنش رو، اما معنی اش این است که برای همیشه به درد نخور باقی میمونه…داستان بازیافت آشغال ها هم همینه، زباله ها یی که با تغییراتی دوباره به چرخه مصرف در میان و هربار شاید به شکلی جدید…چون هیچ چیز در جهان ازبین نمیره فقط از شکلی به شکل دیگری تغییر پیدا میکنه…خدایا شکرت برای این همه نظم و دقتی که در قوانین ثابتت وجود داره.
چقدر جالبه که حیوانهای اهلی شما هم مثل شما عاشق کشف کردن و تجربه کردن چیزهای جدید هستند. یعنی جوری دارند بزرگ میشن و رشد میکنن که فقط آزاد باشن و لذت ببرن و همیشه در تکاپو و تلاش باشن.
بنظرم از اون موقع که عادت غذای آماده خوردن رو ازشون گرفتین و تغییر کردن رفتارهاشون هم تغییر کرد و یواش یواش در مسیر تکامل خودشون و لذت بردن و استفاد کردن از امکانات و توانایی هاشون بیشتر شکوفا شده…
خدایا شکرت که در همه چیز نکته هایی هست برای مرور قوانین ات، برای یاد گرفتن و رشد کردن…
خدایا شکرت که دارم هربار با برخورد به تضادها و ورودی های نامناسب مهارت بیشتر پیدا میکنم برای کنترل ذهنم، اینکه مهارت ها و یادگرفته هامو به چالش بکشم و عادت هامو به سمت بهتر شدن پیش ببرم.
خدایا شکرت برای اینجا که برام بهترین جای دنیای منه، جایی که فقط برام سوده و سوده و سود، جایی که خوندن،دیدن و حرف زدن و شنیدن به رشد من کمک میکنه و به من انرژی میده نه اینکه باعث نشتی کردن انرژی من بشه چون ایجا منو تبدیل به چیز بهتری میکنه نه اینکه منو تبدیل به چیز بدتری کنه، چون اینجا یا منو در احساس خوب نگه میداره یا احساس خوبم رو بیشتر میکنه نه برعکسش…اینجا برای من که اینقدر حرف زدن و ادبیات و نوع نگاهم از بقیه آدما جدا میشه و بیشتر باهاشون غریبه میشم بهترین جای دنیاست. جایی که کسی به کسی چیزی رو قرار نیست ثابت کنه یا توضیح اضافه بده تا حرفش رو تایید کنی اینجا جایی است برای فارغ شدن از همه قیل و قال های روزگار… من خودمو جای اون جوجه ها در کنار مرغی میدونم که فارغ از طوفانی که چند کیلومتری من همه چی رو داره تازیانه میزنه من زیر بال نرم و گرم مامان طلا در آرامشم و فارغ از قیل و قال ها در آرامش و سکوت خودم غرق میشم…واقعا بهتر از این نمیشد بوک مارک کنم بهترین جای دنیا
خدایا شکرت که در محل با امکانات و بزرگ پیشنهاد کاری دارم که مهارت های جدید قراره خودم به خودم یاد بدم در مسیر رشد و تکاملم. خدایا شکرت که بدون محدودیت آزاد و رها با خودم لپ تاپ آوردم و اینجا حس خوب دارم خدایا شکرت
بنام خدای فراوانی ها
سلام به همگی
چه باورهای خوبی رو اینجا به طور عملی دیدم
اینکه هر چیزی حتی چیزی که در ظاهر زائد هست و به کار نمیاد هم مشتری داره
مگهمیشه خدا چیزی رو بدون مصرف آفریده باشه
همه چیز مشتری خودشو داره
جنس های سطح پایین
جنس های سطح بالا اصلا قانون دنیاست هر چیزی که تولید میشه یعنی از قبل تقاضاش بوده
این تقاضا هست که باعث خلق و بوجود اومدن میشه
اگه تو کسب و کار این باورقوی رو داشته باشیم از فروش نرفتن چیزی ناراحت نمیشیم
باور ملت برای همه جیز پول میدن رو به طور عملی دیدین و تایید کردین
اینه راهه باور سازی
بعد اینکه این باورها رو گوش دادم ناخواداگاه نوشتم من هرچیزی رو میتونم به هر کسی بفروشم
مم بهترین نهایی کننده معاملات هستم
از هر چی میشه پول ساخت
ونکته دیگه تمرکز لیزری روی هدف باید مداوم باشه اگه یک روز حالمون بد شه و کنترل ذهن نکنیم ممکنه تخم ها خراب شه
ولی دیدیم که خدا واسه هرچیزی راه حلی داره و استاد واسه این مشکل راه حل رو پیدا کرد و من تحسین میکنم ذهن استاد رو که انقد تو حل مسائل قوی هست و این راه حل رو پیدا کرد
همین ذهن استاد تو زمینه حل مسائل انقد قوی شده با همین تمرین های روزمره که تونست دوره قانونسلامتی رو خلق کنن
با سلام خدمت استاد عزیزم و خانم شایسته عزیز
استاد جان من امروز ساعت ۸ از شهر خودمون راه افتادیم به سمت تهران ۸ شب رسیدیم بعد شام نشستم پای این قسمت از سریال و کلی با لذت به جوجه نوزادا نگاه میکردم شوهرم گفت از مرغ و جوجه های خودمون عاجزی ولی ببین چه ذوقی برا این جوجه های عباسمنش می کنی خندیدم و گفتم تو جا و مکان اینا رو با حیاط کوچولوی خونه ما یکی میدونی
آخه استاد ، شوهرم خیلی به پرورش مرغ و جوجه علاقه داره و چندین باره تابستونها جوجه می خره و تو اون ذره حیاطمون پرورش میده من هم به خاطر کثیفی حیاط مرتب غر می زنم دیروز که می خواستیم بیایم تهران غرزدنای من بیشتر شد که الان این زبون بسته ها رو چکار کنیم یه بار می گفتیم بزاریم خونه همسایه یه بار می گفتیم بزاریم خونه خواهرم و من گفتم اصلا برو بفروششون آخر سر شوهرم برد گذاشت پیش یه مرغ فروش ( مرغ زنده ,می فروشه )
من هم وقتی داشتم این فایل رو نگاه می کردم اصلا حواسم به داستان روز قبل جوجه های خودمون نبود وگرنه سوتی نمی دادم😂😂😂😂
استاد جان دستمریزاد به شما و خانم شایسته عزیز برای ۲۰۰ قسمته شدن این سریال چند شب پیش چند قسمتش رو با هم نگاه کردم از فایلهای سفر به دور أمریکا هم نگاه کردم شوهرم گفت واقعا خسته نمیشی گفت نه آخه متن سریال بر اساس واقعیته و دروغ پردازی نیست برا همین تونسته تا ۲۰۰ قسمت پیش بره و تا ابد هم میتونه پیش بره چون راستی و درستی نامتناهیه🌺🌺🌺🌺🌺
کدوم کارگردان موفق تونسته این تعداد قسمت, سریال درست کنه💝💝💝💝💝
یه دفعه دیدم شوهرم هم اومد کنارم نشست و نگاه کرد یه قسمت از سفر به دور آمریکا و خانم شایسته قورمه سبزی درست کرد تو آر وی
و یه قسمت از سریال زندگی در بهشت که شما و خانم شایسته تو محوطه پارادایس تو تنور برا صبحانه املت درست کردین
اونجایی که گفتین من به روش لری املت درست کردم شوهرم گفت روش لری چه روشیه مگه اونا چجوری درست می کنن و شما بلافاصله گفتین روش لری و شیرازی together اینجوریه که ظرف املت رو میذاری و فقط نگاش میکنی خودش درست میشه 🤣🤣🤣🤣🤣
کلی خندیدیم و شب عالی برامون رقم زدبن 🤩🤩🤩🤩
استاد جان از خداوند مهربان می خوام به خودت و همه عزیزانت دل شاد و زندگی سراسر شادمانه ای عطا کنه و عمر طولانی و عزتمندانه بهتون مرحمت کنه❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️
سلام خدمت استاد عزیز ودوست داشتنی ومریم شایسته عزیز که انقدر برای سریال زندکی در بهشت تلاش میکنند این فایل یک فایل بی نظیر بود انسان وقتی دنبال چیزی برود همان چیز را دریافت میکند بقولا جوینده یابنده هست در اطراف ما بی نهایت خوبی ها ولذت ها وتجربه های جدید هست مهم نیست در آمریکا یا آفریقا یا ایران یا هر کجا مهم این است که تو بخواهی حرکت کنی وتمرکز کنی استاد این چوب بری و اینهمه تحربه ها چندین سال بود در نزدیکی پرادایس بود واصلا آنها را ندید چرا نه برای اینکه استاد شانس نداست یا استاد بلد کارش نبود نه استاد وقتی این فضای پراز تجربه وجدید را دید که خودش خواست رفت جست وجو کرد و در شاید کمتراز یک روز این محیط زیبا را پیدا کرد شاید این چوب بری زیبایی هایش وتجربه هایش چندین سال هست که در این مکان بودند ولی همه مردم که نمی آیند این مکان وتجربه واینکه چگونه چوب تبدیل به تخته ویا هر چیز دیگری با خلاقیت به وجود می آید را ببینند وچیز جدید یا بگیرند ولذت ببرند ..در اطراف ما بسیار وبی نهایت تجربه وثروت هست وهمچنین برعکس این موضوع هم خوب قطعا هست مهم این است که ما بخواهیم دنبال چه چیزهایی برویم برویم دنبال بدی ها نازیبایی ها ویا دنبال ثروتها ومکان های جدید و عالی..همان گونه که دید از چوبی که سالهاست در آب بود وبه ظاهر هیچ زیبایی ویا استقامت ندارد هزاران دلار سرمایه کسب میکنند.متاسفانه اکثرا فکر میکنند پول وثروت درجایه خاصی پنهان شده ودست انسان هایه خاصی هستند نه بخدا نه دوستان ثروت وزیبایی از رگ گردن هم به ما نزدیک هست ولی حیف که ما فکر میکنیم ثروت در سود بانکی ووو اینهاست.من امروز فهمدیم اگر به دنبال چیز خاصی تمرکز کنم وجست وجو کنم آن را در نزدیک ترین وراحت ترین جای ممکن پیدا میکنم. دوستتون دارم ارادت من شما ابوالفضل صالحی ❤❤
بنام خدایی که عاشقانه مرا دوست دارد
سلام به استاد عزیزم و خانم شایسته
سلام به بچه های نازنین سایت
خدایا این خونه روی دریاچه چقدر قشنگه.
چه رنگ زیبایی داره اب وقتی که انعکاس درختا میفته توی آب که رسماً آدم دیوانه میشه
خدایا شکرت برای اینهمه زیبایی .
خانم شایسته دارن توضیح میدن که قراره چه فیلمی سر مامان مرغی در بیارن که کلی تخم مرغ رو تبدیل کنن به جوجه،😁
در همین حین برای اینکه ما بچه های سایت رو دیوانه تر کنن از جنگل و دریاچه هم فیلم میگیرن.وای که چقدر زیباست و من چقدر عاشق جنگل و دریا هستم.😍😍
شمال که میری اگر اشتباه نکنم بعد از جنگل نور به طرف رامسر که میری یه جاده هست یه طرفش جنگله یه طرفش دریا
یعنی اینقدر این جاده قشنگه که هرچی بگم کمه .
حالا شما خونه تون روی اب، جنگل هم چسبیده به دریاچه .🥰🥰چقدر آخه قشنگه
چه دستگاه جالبی چقدر صاف و یکدست همه چوبها رو برش میزد .
و چقدر عالی که از چوبهای خراب هم میشه پول ساخت .
استاد این همون حرف شماست که از هر راهی میشه پول درآورد از هر راهی میشه ثروت ساخت .
و ما الان خیلی راحت میتونیم اینو برای خودمون منطقیش کنیم .
استاد چقدر این ویژگی شما عالیه .
روحیه کنجکاوی ،که دوست دارین از چیزهایی که میبینید حتما یه سری اطلاعات کلی بدست بیارین .و اینجوری همیشه ذهن شما در حال حرکته و پویایه و همیشه دنبال بهترین راه حل ها میگرده و همیشه دنبال منطقی کردن مسائله.👏👏👏👍
خیلی خوبه که شما همیشه وسط کار به خودتون جایزه میدین، یه انتراکت کوچولو .میخواین برین موتورسواری ،هم خستگی در کنین هم خودتونو به یک موتورسواری باحال دعوت کنین هم عزت نفستونو بسازین.
راستش استاد من یه اخلاقی دارم وقتی یه کاری دارم تا تمومش نکنم که دست بردار نیستم .
اینقدر گندشو در میارم که هم خودمو از خستگی هلاک میکنم هم اطرافیانم رو .
ولی این انتراکت شما چقدر خوبه یه استراحت کوچیک و تجدید انرژی، اینجوری کار با کیفیت بیشتری هم انجام میشه👏👏👏
انشاالله از این به بعد وسط کار یادم باشه حتما به خودم جایزه بدم .🍰🌷
به به چقدر اینجا تمیز شده ،چقدر باز شده فضا .و بچه ها رو میبینیم که سایه به سایه دنبال شما هستن .بله اونا اصلا کم نمیارن حتی اگه شما با موتور برین اونا جلوتر از شما میرسن😂😂
هنوز شما نرسیدین صدای اونا میاد .
و اومدن که از آب گوارای رودخونه نوش جان کنن.
بااین کارگاه بزرگ خداروشکر دیگه هیچی بیرون نمیمونه و از خارو خاشاک و باد و موش و براونی و همه عوامل طبیعی دیگه در امان هستن به امید خدا
استاد آخه این چه کاریه با یه مرغ زبون بسته میکنین
طفلی اومده هفت هشت تا تخم گذاشته تا یه سرو سامانی به تنهایی هاش بده .
حالا شما اومدین بیست و یکی تخم گذاشتین زیرش که جوجه بشه .🙄🙄🙄
باز جوجه ها رو هم شبانه میاین زیرش میزارین که به فرزندی قبول شون کنه 😂😂😂
یعنی تو چشمای مامان طلا یه عجب غلطی کردمی بود وقتی به جوجه ها نگاه میکرد 😂😂😂که دلت براش کباب میشد😁😁
آخه تو این اوضاع یه زن تنها چکار کنه با بیست و یکی جوجه😁😁
ولی مامان طلا قبول کرده دیگه ،
واقعا آفرین داره این مرغ غیور .
ابرا هم تیره شدن و خبر از طوفان آیدا میدن .
چه اسم قشنگی هم داره این طوفانه.
خداروشکر برای زیباییهایی که تو این قسمت دیدم .
مریم جان بی نهایت ازت ممنونم که باز هم چشمای ما رو مهمون کلی زیبایی دیگه کردی.
سربال بهشت قسمت 200
با سلام خدمت استاد عزیزم و مریم جان
بنام خدایی که حامی من در مسیر تغییر باورها و افکارمه
200 قسمت از این سریال گذشت و این یعنی اینکه من دویست بار دیدم و 200 بار شنیدم فقط و فقط زیبایی ها رو
اگر به طور میانگین هر فایلی 20 دقیقه طول کشیده باشه یعنی 4000 دقیقه دیدن و شنیدن
و اگر توی هر دقیقه کم کم 5 تا زیبایی رو دیده باشم و شنیده باشم یعنی 20 هزار زیبایی رو تا حالا به عنوان ورودی به ذهنم دادم
من خیلی اهل تلویزیون و سریال و اینا نبودم و بعد از آشنایی با استاد که کلا حذف شد تلویزیون از زندگیم .وقتی ی لحظه فکر کردم به قسمت 200 بهشت و ی کم حساب و کتاب سرانگشتی کردم تازه فهمیدم که چه نعمتی توی زندگیم اومده
کدوم سریال توی دنیا تونسته این قدر طول بکشه و اینقدر تمرکزش فقط و فقط روی زیبایی ها باشه ؟!!!!
بقول خود استاد حتی اون فیلم هایی که در مورد آدم های موفق هم نوشته شده کلش نمایش بدبختی ها و زجرهای اون آدم هاست و کل نکته ی مثبتش شاید چند ثانیه هم نشون داده نشده .
اما این جا حتی چند ثانیه هم چیزی به اسم زجر و بد بختی دیده نمیشه
تا حالا این قدر عمیق به این قضیه نگاه نکرده بودم
کم نیست 200 بار :
200 بار دیدن یک آسمان زیبا چه صاف و چه بارانی
200 بار دیدن ابرهای جورواجور
2200 بار دیدن ی دریاجه ی شخصی
200 بار دیدن ی بهشت شخصی
200 بار دیدن یک کلبه چوبی روی آب
200 بار دیدن دو انسان مومن و موحد
200 بار دیدن ی عشق الهی دو طرفه ی رها
200 بار دیدن ی جنگل پر از درخت
200 بار دیدن چمن ها
و ……………………..تازه بدون میانگین گرفتن و حساب و کتاب های پیچیده
چقدر راحت و ساده این فرکانس رخ داده اونقدر نرم و آرام که من نوعی متوجهش نشدم که داره چه اتفاقی توی ناخودآگاه من می افته بدون اینکه خودم متوجه باشم نه اینکه متوجه نباشم اما عمقش رو درک نکرده بودم
اون مفهوم فرکانس که یکی دو سال طول کشید تا درکش کنم چقدر داشته در لایه های زیرین ذهنم من خود بخود اتفاق می افتاده
تازه این فقط دیدن و شنیدن بوده .اون وقت هایی که صرف کامنت نوشتن و خوندن کامنت های دیگران هم میشده رو اگر اضافه کنیم به این تایم ها خدای من حالا دارم میفهمم که استاد چرا اینقدر تاکید میکردن روی کامنت خوندن و کامنت نوشتن
هر کدوم از ما که هر بار ی کامنتی مینویسم حداقل حداقل یکی دو ساعت تمرکز میکنیم و وقت میذاریم برای بیرون کشیدن قوانین برای ربط دادن وقایع به قوانین برای از ذره بین قوانین به وقایع نگاه کردن
خدای من حالا اگر ی نفر برای هر 200 قسمت کامنت نوشته باشه چه زمانی رو صرف تمرکز بر زیباییها کرده الله اکبر !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
اینه اون منطقی که پشت حرفهای استاده در مورد دیدن این فایل ها و کامنت گداشتن براشون
خدیا شکرت امشب احساس میکنم ی درک جدیدی برام حاصل شده ی درک ساده اما عمیق و حالا بازم میخوام به این درکه عمق ببخشم با تمرکز کردن بر ثانیه ثانیه ی این فایل تا اضافه بشه به اون فرکانس غالبی که داره اتفاقات رو رقم میزنه :
ی عکس با دو تا موتور ی موتور آبی رنگ آفرود و ی اسکوتر بقول آمریکایی ها
و دیدن این موتورها یادآور فردیه به اسم سید حسین عباس منش کسی که در حال حاضر مالک این موتورهاست. دو تا موتوری که بقول باز هم آمریکایی ها فقط دو تا از اون تویزهای کوچکیه که توی زندگی این فرده
و ی فلش بک به عباس منش سالها پیش که توی خیابونهای تهران پشت ویترین مغازه ها رویای داشتن ی موتور رو در سر داشت و صاحب موتور شد اما موتوری که در حد باورهاش بود ی موتور جوشی درب و داغون .موتوره خوب نبود اما حالا عباس منش خوب بود و تا می تونست از همون موتوره لذت برد و سفر کرد و خوش گذروند
بعدش اون موتوره تبدیل شد به ی ماشین اما اون هم درب و داغون بود اما باز هم عباس منش باهاش لذت میبرد و سفر میکرد وقتی میگم لذت یعنی بیشتر مواقع چون اون هم ی انسان بود مثل همه ی انسان ها و کامل نبود
تا اینکه کم کم این فرد به راز خوشبختی آدم های خوشبخت پی برد و جنس باورهاش رو عوض کرد و ماشین های بهتری وارد زندگیش شد و این روند تغییر باورها هی ادامه پیدا کرد تا رسید به جایی که برای داشتن موتور و ماشین دیگه نه تنها دغدغه ای نداره بلکه کوچکترین موتورش به اندازه ی ماشین خوب توی ایران قیمتشه
و الان توی این عکس دو تا از موتورهایی که جز آرزوهاش بودن ی روزی دارن خودنمایی میکن و اون سوار بر یکی از آرزوهاش داره توی ملک شخصی خودش و کنار عزیز دلش لذت میبره از جنس همون لذتی که سالها پیش پشت ویترین میبرد .اون داره لذت خودش رو به نمایش میزاره نه برای شوآف کردن و پز دادن و چشم بقیه رو کور کردن بلکه برای نشون دادن اینکه اگر خودت و خدات رو باور کنی همه چیز امکان پذیره حتی بودن در بهشت شخصی که به ما گفته بودن قراره توی جهان دیگه ای تجربه بشه اونم نه شخصی بطور جمعی
و باز هم تکرار زیبای زیبایی ها :
رنگ آبی آسمون و ترکیب اون با رنگ سفید ابرها
صدای دلنشین ی خروس
دریاچه ی همیشه روان
کلبه ی چوبی روی آب
و انسان مومنی که از کلامش شور و شوق زندگی هدفمند میباره
انسانی که چه به سمت کلبه رفتنش و چه بیرون اومدنش از کلبه و دور شدنش از اون همراهه با گزارش اتفاقات خوب
خبر تولد که ناخودآگاه انرژی رو در وجود آدم به جریان میندازه و دیدن ی جوجه ی تازه متولد شده اونم به رنگ سفید در کنار رنگ حنایی مامان طلا که ترکیب رنگ زیبایی رو خلق کرده
و داستان درس گرفتن از تجربه های قبلی برای رشد و پیشرفت های بعدی
چقدر با شنیدن داستان ناخوشی چند روزه مامان طلا یاد لحظاتی می افتم که ذهن نجوا گر میخواد من رو از مسیر دور کنه اما مرور کردن حرفهای استاد و گوش دادن به فایل ها دوباره من رو بر میگردونه به مسیر درست البته آگاهانه
دوست داشتم ی کم اطلاعات راجع به مرغ های کرچ و شناسایی تخم هاشون کسب کنم برخورد کردم به ی سری نکات در مورد مرغ و خروس ها که برای خودم جالب بودن .شاید برای بچه های سایت هم جالب باشه :
١- آن ها حافظه بسیار خوبی دارند و می توانند ١٠٠ چهره متفاوت در انسان ها و سایر حیوانات را تشخیص دهند.
٢- آن ها دارای دید رنگی کامل هستند.
٣- در خواب رویا می بینند.
۴- آن ها درد و پریشانی را احساس می کنند.
۵- عاشق بازی کردن هستند.
۶- مرغ های مادر با جوجه های خود وقتی هنوز در تخم هستند صحبت می کنند.
٧- آن ها بیش از ٣٠ صدای مختلف دارند. هر صدای معنی ویژه ای و زبان مخصوص خود را دارند.
٨- اضافاتی که توسط یک مرغ در طول زندگی اش تولید می شود می تواند برق یک لامپ ١٠٠ وات را به مدت ۵ ساعت را تأمین کند.
٩- آن ها طعم شوری را حس می کنند ولی شیرینی را نه.
١٠- آن ها می توانند برای یکدیگر سوگواری کنند.
١١- وقتی مضطرب می شوند پَر هایشان می ریزد.
١٢- نوک آن ها در صورت جراحت خونریزی می کند.
١٣- خروس برای جلب توجه مرغ میرقصد.
١۴- مرغ های مادر معلمان خوبی هستند. آن ها می توانند به جوجه های خود بیاموزند چه چیزهایی برای خوردن خوب و یا بد است و از بعضی دانه هایی که رنگ هایشان را می شناسند و برای آن ها بد است دوری کنند.
١۵- بهترین دوست آن ها حمام خاک است. آن ها دوست دارند زمین را بکنند و حمام خاکی به اندازه ی خود حفر کنند. این کار را برای تمیز نگه داشتن خود و خنک ماندن در طول تابستان انجام می دهند.
منبع: animalkeep.ir
فعلا که چیزی در مورد اینکه آیا مرغ های کرچ تخم های خودشون رو میشناسن پیدا نکردم اما از این آزمایش استاد معلومه که حساسیتی روی این موضوع ندارن.تازه ی جایی نوشته بود که مرغ های کرچ دوس دارن روی تخم های مرغ های دیگه بخواین .و این یعنی اینکه براشون مهم نیست .مهم اینه که اون آرامشه رو بدست بیارن
توی این داستان هک کردن مامان مرغی چقدر باز علاقه ی استاد برای تجربه کردن ناشناخته ها دیده میشه
چقدر رنگ سبز فسفری شیلنگتون مریم جان قشنگ بود
چه اره خفنی چقدر جالب آب هم قطره ای میرخت همزمان با اره کردن که نمیونم حالا برا کم کردن اصطکاک بود تا پحش نشدن خاک اره هر چی بود جالب بود
من قبلا توی ی فیلم مستند دیده بودم توی ایران اونم توی ی روستای موچیکی دقیقا از چوب های اینجوری استفاده میکردن کار هنری درست میکردن اتفاقا ی جوون هم بود اما با این وسعت و حجم ندیده بودم اونم با ی همچین اره ای
چه پیشرفته خودش تنه رو میچرخوند نیاز به جابجایی با دست رو نداشت
چه ایده ی جالبی برای خلق ثروت همینه که استاد میگین توی هر چیزی که بهش علاقه داشته باشی میشه ثروت تولید کرد حتی از آشغال .حساب کن از ی تنه درخت فقط چقدر درآمد بدست میاد
چقدر فراوانی چوب توی آمریکا هست
چه محل کار بزرگ و بدون محدودیتی .اینجا همه چیز فراوانه حتی محل کار
استاد چه جالب اون جایی که گفتین سامیل چون فکر می کردین بچه های بهشت دیگه میدونن بدیهی شده بود براتون اما مریم جان خیلی هوشمندانه یادآوری کرد که چیه
چه ویژگی مثبتی از استاد رو اشاره کردین مریم جان و چقدر برا من جالب بود چون چند روزی بود که میخواستم برای ی کاری ی ویدیو ببینم اما هی دس دس میکردم الان که شما اشاره کردین بمن یادآوری شد که اون کار رو انجام بدم
و اینکه با تحقیق و کسب اطلاعات درست میشه جلوی خیلی از اشتباهات رو گرفت
و یادآوری لیست درست کردن از کارها که باعث میشه کارها راحت تر و سریعتر انجام بشن و در زمان هم صرفه جویی بشه
چه حالی میده کنار آب بشینی و خلوت کنی با عزیز دلت و ی چایی آتیشی درست کنی و پاهات رو بزاری توی اون آب سرد و ساعت ها راجع به چیزهای خوب حرف بزنی اونم با این پاکسازی که استاد انجام دادن اون اطراف که کاملا باز و تمیز شده
چه دانشینه صدای آب
باور میکنید همین که دوربین اینجا زوم کرد ی بوی جمنی اینجا پخش شده نمیدونم از کچاست اما به محض اینکه شما اومدین کنار آب این بو پیچید توی اتاقم چون پنجره بازه .ی بوی علف تازه انگار و چند ثانیه بیشتر هم نبود
خدای من چه عنکبوت خوشگلی چقدر خوشرنگه چقدر متفاوته از هنکبوت هایی که تا حالا دیدم بهشتیه دیگه
چقدر با شنیدن اسم این طوفانه یاد حرفهای استاد افتادم در مورود بلایای طبیعی که ناشی از سیستمی بودن جهانه نه خشم و غضب خداوند و کلی هم باعث پیشرفت جهان میشنچقدر مریم جان با این حرفهاتون در مورد طوفان و آرامش باز هم یاد حرفهای استاد افتادم که وقتی روی خودمون کار میکنیم فارغ از اینکه توی دنیای دیگران چه اتفاقی داره می افته ما توی دنیای آرام خودمون هستیم و داریم لذت میبریم
خدای من چقدر این جوجه ها زیبا هستن خیلی دوست دارم تجربه کنم داشتننشون رو
سپاسگزارم استاد عزیز و مریم جان
الان دقیقا دو ساعت و نیم طول کشید تا من این کامنت رو نوشتم.40 دقیقه هم طول کشید که دوبار دیدمش .یعنی جمعا سه ساعت.
خدیا شکرت که امروز فقط سه ساعت تمرکزم روی زیبایی های این فایل بود .اگر این تمرکز ها مداومت داشته باشه توی ی هفته و ی ماه و ی فصل و ی سال چه اتفاقات خوبی رو میتونه رقم بزنه
خدایاا شکرت
سلام، نسرین زیبا. دوست عزیز هم فرکانسی ام. تحسینت می کنم چه کامنت زیبا وآگاهی بخشی نوشتی. اشک شوق ریختم وقلبم باز شد. چقدر ایمانم به این مسیر بهشتی، قانون مدارها وفرکانس هر روز بیشتر وبیشتر میشه. این روزها جنس کلام زیبای استاد رو بیشتر درک می کنم. خدای من، چقدر این مسیر زیباست، چقدر دوستام نابند، چقدر زندگیم بهشتی شده، از خداوند مهربون می خوام تا آخرین لحظات عمرمون تو این مسیر بهشتی بمونیم. بهترینها رو براتون آرزو دارم. 😘😘😘😍😍😍
سلام آزاده جان عزیز .سپاسگزارم عزیزم .با این پاسخ شما حال من هم خوب شد پون رفتم و کامنت خودم رو خوندم چیزی که امروز خیلی بهش نیاز داشتم و اون استمرار در دیدن زیبایی ها و توجه کردن به اونها برای تجربه های زیبا داشتن. بازم سپاسگزارم
به نام خدای هدایتگرم به سمت خواسته هایم به سادگی و زیبایی و عزتمندانه و به صورت کاملا طبیعی و بدیهی
سلام به استاد و مریم عزیزم
امروز قسمت ۲۰۰ مستند زندگی در بهشت رو خدارو شکر در مدار دیدنش بودم و در مدار دیدن مستند سفر به دور امریکا هم از روز اول شروع اون سفر هم بودم و فقط خدا میدونه چقدر لذت بردم قانون رو در عمل دیدم چقدر در ذهن ناخوداگاه من تاثیر گذاشته این ورودیهای عالی باورهای قدرتمند کننده که ناخوداگاه دارم تو زندگی روزمره خودم انجامش میدم چقدر باور فراوونی رو در من ساخت و معنوی بودن ثروت که چقدر به گسترش این جهان کمک میکنه قانون تکامل رفتن به دل ترسها توکل کردن به خدا و هدایت خواستن وهزاران چیز دیگه ای که اموختم که زندگی من رو بهتر و بهتر کرد
مریم جانم چقدر این تصویری که از رو پل چوبی جلوی خونه شروع میشه و تصویر خونه زیبا روی اب رو با درختهای پشتش میگیرید زیبا و رویایی و بی نظیر هست و خبر از اتفاقات خوبی که دادید بچه های مامان طلا به دنیا اومدند خیلی زیبا و ناز نازی بودند مامان طلا چه باهوشه تخم های تو دستگاه رو قبول نکرده ولی شما با یه ایده الهامی ترفندی رو پیاده کردید که الان مامان ۱۹ تا جوجه شده یعنی به موقعه تخم هایی که تو دستگاه نوک زدند و داشتند به دنیا میومدند رو گذاشتید کنارش و اون هم به ادامه این روند کمک کرده و جوجه ها به دنیا اومدند و بچه مامان طلا شدند
البته تو این مدت چند تا از تخم مرغهای خانم طلا هم به خاطر کسالتی که موقتی براش به وجود اومد و فقط یه روز رو تخم مرغهاش نبود خراب شدند که البته اول با تخم مرغهای فیک که جایگزین شد گول خورد بعد صبر کردید و اون تخم هایی که نزدیک به دنیا اومدنشون بود با اون تخم های فیک جابجا کردید حتی کار خانم طلا هم باید تمرکزی پیش بره تا نتیجه بده حتی یه روز هم از کارش غافل میشه تخم مرغهاش خراب میشه البته که خداروشکر اینجا فراوونی هست و تخم مرغ برای این کار تا دلت بخواد هست خداروشکر برای این همه فراوونی که بی نهایته
مریم جانم و استاد که خیلی به این روند به دنیا اومدن جوجه ها با تجربیاتی که تو این مدت به دست اوردند کمک کردند شماره گذاری تخم مرغها چقدر ایده خوبی بود و کار رو راحت کرد
خدای من ماهی ها با صدای باز شدن در فکر کردن شما براشون غذا اوردید و جمع شدند رو اب این همه ماهی بازم نماد فراوونیه و این که خدای من ماهی ها هم به گرفتن غذا از دست شما عادت کردند و چقدر هوشمندانه با صدای باز شدن در یه جا جمع شدند خیلی شگفت انگیزند
خدای من یکی از جوجه ها تازه به دنیا اومده بود تا شما پر مامان مرغی رو بلند کردی پرید بیرون خیلی خندیدم گفتی برو زیر پر مامانت بیرون نیا حولش میدادید زیر پر مامانش خدایا چه صحنه های زیبایی از تولد جوجه ها من تو این مستند دیدم شکرت که لایق دیدن این مستند تا به امروز بودم
دیدن اون کارگاه چوب با اون دستگاه برش هیولا و با قدرت و با ایمنی عالی با کلی چوب هم باز نماد فراوونی ثروت بود و اینکه حتی با تنه های موریانه زده و خراب که داخلش پوک شده ثروت میساختند نشون از فراوونی ثروت هست خلق ثروت از جایی که فکرش رو نمیکردند و قبلا این چوبها رو دور میریختند فرصت خلق ثروت بیشتر تو دل فرصت نشون از ساخت ثروت با ساده ترین ایده رو میده عملی کردن این ایده ساده به من میگه که ثروت ساختن چقدر راحته فقط اگر موقعیتها و فرصتها رو ببینیم تیکه های چوبی که برش میخورد به عنوان یه اثر هنری ۳۰ تا ۴۰ دلار فروخته میشه از زباله ثروت خلق میکنند خدایا چقدر موقعیتهای ثروت ساز هر روز بیشتر و ساده تر و سریع تر و راحتر میشه خدایا هدایتم کن که در مدار ثروت باشم اونوقت هدایت میشم به این موقعیتهای ثروت سازی که دیگرانی که در مدار ثروت نیستند یه همچین موقعیتی رو اصلا نمیبینند
تحسین میکنم این فراوونی چوب و این فراوونی ایده های ثروت ساز رو و این دستگاه بزرگ و قدرتمند برش تنه درختها رو و این وسعت بزرگ کارگاهشون با ویوی عالی رو به این همه درخت سرسبز و زیبا رو و تحسین میکنم این لباسهای خوشرنگی که تن این کارگرها بود سبزو صورتی چقدر این مردم عاشق رنگ های روشن و زیبا هستند و هر رنگی رو که دوست دارند میپوشند
تحسین برانگیزی استاد جان که هر چه رو اموزش میدید خودتون در عمل اجراش کردید و نتیجه گرفتید بعد به ماهم میگید شخصیت سوال بپرسی داشته باشیم هر کاری رو که میخوایم انجامش بدیدم قبلش تحقیق کنیم از افراد حرفه ای اون کار سوال کنیم شما استاد اول راجعبه اون دستگاهی که درختهای بزرگ رو تبدیل به تیکه های کوچیک میکنه در ابتدا کلی سرچ کردید تحقیق کردید بعد ادرس این کارگاه رو به دست اوردید و رفتید از ادمهایی که سالها تو این کار بودند تجربه عالی دارند سوالات جزیی پرسیدید و کلی اطلاعات به دست اوردید که به شما کمک میکنه که یک کار رو با ازمون و خطای خیلی خیلی کمتری انجام بدید و در عین حال کمال گرا هم نیستید که بگید یه کاری رو تو همون شروع بدون اشتباه انجام بدید بلکه با اشتباه کمتری انجام میدید و هر بار با تجربه ای که به دست میارید کار بهتری رو ارائه میدید
تو هوای ابری و نیمه ابری پارادایس کارهایی که باید انجام بدید طبق عادت رفتاری عالیتون لیست کردید و بعد از انجام هر کدوم تیک اون رو میزنید و میرید سراغ کار بعدی اون یدک کش پشت سانتافه رو شستید و میتونید خیلی راحت تو این کارگاه بزرگمون بزارید تا از دست برانی در امان بمونه و تمیز باشه و تصمیم گرفتید با موتورهاتون تو این بهشت زیبا یه دوری بزنید و لذت ببرید تصویری از زمین پارادیس که چه وسعت بزرگی از زمین رو استاد با تراکتور بوشهاک کردند و چقدر تمیز و یکدست شده زمین و نمای عالی از ابرهای اسمون که چقدر زیبا بود و رودخونه که الان با این بهبودهایی که دادید دورش باز شده و بچه ها جو وجیل جمع شدند تو رودخونه و حسابی اب میخورند و لذت میبرند جیل رو صدا کردید کاملا فهمید و ریکشن نشون داد خدایا شکرت چه صحنه ای بود از کنار رود خونه اون شیب رو به بالا نشون دادید فوق العاده رویای و زیبا بود با ابرهای سفید و زیبایی که حسابی تو اسمون کنارهم جمع شده بودند خیلی رویایی بود چقدر این بهشت بزرگه هر جاش یه زیبایی داره که بی نظیره خدایا شکرت شکرت شکرت
و تصویر عنکبوت زرد رنگ با خالهای سفیدش که رو تار تنیده شده خودش ایستاده بود چقدر خوشرنگ و زیبا بود
پارادایس میره تا یه طوفان دیگه ای رو تجربه کنه طوفان آیدا که داره میاد سمت پارادایس اما این بهشت تو دل طوفان همیشه به لطف الله مقاومت میکنه و بعد از طوفان ارامش عجیبی رو با فضایی رویایی که از دل طوفان در اومده نشونمون میده و بچه های مامان طلا هم تو این طوفان اروم و زیبا کنار مادرشون تو این پناهگاه زیباشون میمونند
تو این طوفان استاد و مریم عزیزم همیشه رها و ازاد با توکل به خدا به ایده ها و الهاماتی که بهشون میشه عمل میکنند و سرسپرده و ارام خودشون و این بهشت رو به خداوند قدرتمند و وهاب میسپارند
باید پارو نزد وا داد باید دل رو به دریا داد خودش میبردت هرجا دلش خواست به هرجا برد بدون ساحل همونجاست
استاد و مریم عزیزم عاشقتونممممم ❤ ❤ ❤ ❤
خدایا عاشقتم که عاشقمی ❤ ❤ ❤ ❤ سِودا ❤ ❤
بنام خدای مهربان
دوستان سلام
یه روز زیبای دیگه از زندگی ما عباسمنشیا در بهشت
با این دوربین یا دریچه انگار همه ما دراین بهشت زیبا زندگی میکنیم
مریم جان چقدر زیبایها را زیبا به دوربین میکشی نه دوربین گوشی بلکه دوربین زیبا بین ذهنت
واقعا تربیت ذهن چقدر مهم است که البته در آموزشهای استاد یک اصل است چرا که قانون توجه یکی از قویترین قانونهای زندگیست
با داستان جوجه دار شدن مامان طلا چقدر زیبا بیان میکنید که راههای رسیدن بخواسته یا هدف را باید تغییر داد تا رسیدن به هدف و نا امید نشد
مامان طلا و جوجه ها هم خیلی زیبا بودن هر وقت که شما به ماپان طلا نزدیک میشد من تو دلم میگم الانکه نوک بزنه چون تو بچگی بما میگفتن اگه نزدیک مرغ کرک بری یا دست بجوجهاش بزنی با نوک چشتو در میاره
اینم یه باور نادرست دیگه کم کم این باورم هم داره درستر میشه خدایا شکرت
استاد کنجکاوی و یادگیری شما هم کلی درس داشت و کلی باور فراوانی
همیشه د فایلها میگید ادم نباید از اول چرخ اختراع کنه اما وقتی دقیق به زندگی نگاه میکنیم میبینیم ما مرتب د حال آزمون و خطا هستیم جالبه که د بیشتر مواقع از این آزمون و خطاها درس هم نمیگیریم
میدونید هر چقدر با شما بیشتر وقت میگزرونم بیشت متوجه میشم که جنستون فرق داره و یجورایی دارم مطمن میشم که نتیجه باور عزت نفس و بیشتر میتوم قسمت 19 و 20 دوره روانشناسی ثروت ویرایش جدید و درک کنم
مرد مردستان طاها
مرد کهن
همه اینها انگار اشاره به باور عزت نفس و روح ما داره
البته این درس از شما گرفتیم که چرخ از اول اختراع نکنیم اما این یادگیری هم نیاز به تکامل داره و با زندگی در بهشت این تکامل داره بشکل نا محسوسی تکاملش طی میکنه
یادمه در دوره روانشناسی ثروت 1 ویرایش قبلی میگفتید اینقدر فرصت دریافت پول زیاده که برید ببینید از زبالهای شما دارن چه ثروتی میسازند
بله واقعا فرصت خیلی زیاده و روز به روز بیشتر هم مبشه
اتفاقا چند وقت پیش خونه یکی از دوستان نجارمون بودیم که از همین چوبها کارای بسیار زیبا و هنری از میز و تابلو و سینی خلق کرده بود و میگفت خیلی هم مشتری داره
استاد با دیدن سریال زندگی در بهشت باورهای قوی درستر با خودم تکرار میکنم
از آزادی زمانی مکانی و مالی و باور فراوانی و عزت نفس و اینکه ما خالق زندگی خودمون هستیم
از اینکه زندگی سراسر میتونه عشق و زیبایی و حال خوب باشه در عین سادگی و وابسته نبودن
زندگی کردن به معنی واقعیی
میدونید شما در حقیقت زنده هستید و هر انسانیکه دانسته در حال خلق زندگی خودش با قوانین کیهانی هست
دوستون دارم و سپاسگزارم برای اینهمه عشقیکه نسبت به ما دارید
بنام خداوند هدایتگر وهاب که عاشقانه مرا به سمت خواسته هایم هدایت و حمایت می کند. سلام و صد سلام به استاد عزیزم و مریم جان نازنینم و سلام به همکلاسیهای مکتب عشق
مریم جان دست مریزاد به این فیلمبرداری ماهرانه. اصلا شدی خوره به تصویر کشیدن زیباییها و قشنگیای پرادایس که هر چی میبینمشون برام تکراری نمیشه و هر روز جذابتر میشه.
واقعا چرا اینا برام تکراری نمیشه؟ منی که قبلا هر بار که میخواستیم بریم گردش و تفریح میگفتم فلان جا رو که یه بار رفتیم ایندفعه بریم یه جای دیگه. حالا اصلا از دیدن زیباییهای پرادایس و زیباییهای پارک نزدیک خونمون که هر روز صبح میرم ورزش سیر نمیشم. هر روز انگار یه جور دیگه خدا داره قشنگیای دنیاشو به رخم میکشه و انگار من دفعه اولم که دارم اونا رو میبینم، لذت میبرم و سیرم نمیشم. خدایا شکرت برای اینهمه زیبایی
اول فایل وقتی داشتین به سمت خونه میرفتین صحنه ش دیوانه کننده بود. وقتی هم داشتین در مورد مامان طلا توضیح میدادین و زیباییهای اطراف درباچه و اون انعکاس زیبا و خیره کننده ش توی آب رو چاشنی صحبتهاتون کرده بودین که رسما آدم دیوانه میشد😍😍
خدای من چقدر مامان طلا نازه. طفلی چی کلاه گشادی سرش رفت😅 فکر کنم بیست و دو سه تایی بچه به نافش بسته بودین😅 و چقدر جالب که قبولشون کرده بود. فکر کن شب بخوابی صبح بلند شی ببینی سه چهارتا بچه دیگه دارن تو خونت وول وول می کنن😇😅😅😁😁 خدایی چه حالی میشی. طفلی از بس خانمه به روتون نیاورده، شایدم از گیجیشه، بهر حال هر جور فکر میکردم به این موضوع خنده م میگرفت😅
ولی واقعا آفرین به این ایده استاد جان. خدایی خیلی تکاملتونو تو جوجه داری طی کردین. تا جایی که مرغارو هم حک کنین و بجای هفت هشت تا تخم که فکر نکنم بیشترم زیر خانم مرغی جا بشه بیست سی تا جوجه تولید کنین. به این میگن قانون تصاعد👌👌
استاد چقدر اون اره هه خفن بود. واقعا لذت بردم از این پیشرفت که به راحتی تنه های بزرگ درخت رو برش میزد. خدایا شکرت که جهانت همواره در حال پیشرفته و منم دارم میبینم این پیشرفت و این تکنولوژی رو.
استاد جان وقتی گفتین ملت میان برای همین چوبهای درب و داغون و موریانه خورده پول میدن جمله شما تو ذهنم تکرار شد که از هر چیزی میشه پول ساخت. استاد من چند تا کلیپ دیدم که همین چوبهای درب و داغون رو میبرن با رزین پوشش میدن و سوراخهاشو پر میکنن. و ازش درهای چوبی بی نظیر و یه سری هم ظرف و ظروف بی نهابت زیبا و گرون قیمتی درست میکردن که هر چی از خوشگلیش بگم کم گفتم. یعنی آدم باورش نمیشه از همچین چوبهای خراب یه همچین چیزایی در بیاد.خدایا شکرت که همه جوره میشه ثروت خلق کرد. و چقدر آدم میتونه با رفتن دنبال آرزوهاش و عشقش به کاری که دوستش داره ثروت خلق کنه و از اون مهمتر به گسترش جهان خداوند کمک کنه.
استاد اتفاقا امروز من هدایت شدم به فایل «ده درس ارزشمند که از انیشتین آموختم» و اولین درسش این بود که اون کنجکاوی مقدستون رو همیشه زنده نگه دارین و من به عینه تو تک تک فایلهای زندگی در بهشت میبینم که شما این نکته رو به زیبایی تو تمام قسمتهای زندگیتون اجرا کردین. همینکه رفتین و از اون آقا در مورد اره پرسیدین و میگین آدم در کنار کلیپ دیدن باید از تجربه دیگران هم استفاده کنه و نگه آره دیگه خودم بلدم، حالا یک کاریش می کنم واقعا اینا برام درسهای ارزشمندیه.
یکی دیگه از درسهای اینشتین این بود که آدمهایی که اشتباه نمی کنن هیچ موفقیتی کسب نمی کنن و من اینم تو جملات امروزتون دیدم که گفتین حالا آدم اشتباه می کنه ولی اگه ده تا ویدئو دیده باشه و از ده تا آدم با تجربه سوال کرده باشه به مراتب اشتباهات کمتری داره.
یه تیکه دیگه هم که خیلی برام لذت بخش بود تیکه آخر فیلم بود که مریم جان در دل طوفان آرامش مامان مرغی و جوجه هاش رو نشونمون داد. واقعا طبیعت چه درسهای بی نظیری داره برامون. به قول شاعر که میگه
برگ درختان سبز در نظر هوشیار
هر ورقش دفتریست معرفت کردگار
انشاالله منم برسم به جایی که بتونم وقتی به مشکلی میخورم اون آرامش و اطمینانی که از ایمان به خداوند میاد رو داشته باشم و این وقتی میسر میشه که هر روز و هر روز روی خودم کار کنم.
و در آخر هم به خودم و هم به استاد و مریم جان و هم همه بچه های سایت تبریک میگم قسمت ۲۰۰ این سریال بهشتی و ورود به صده سوم سریال رو😍😍😍
از خدا برای هممون توفیق و مداومت آرزو می کنم و دستهای استاد نازنین و مریم جانم رو میبوسم که هر روزمون رو بهتر از دیروز می کنن♥️😘
خداوندا من به هر خیری که از تو برسد محتاجم. هدایتم کن الله مهربانم♥️🙏🙏