سریال زندگی در بهشت | قسمت 232
دیدگاه زیبا و تأثیرگزار حمیده عزیز به عنوان متن انتخابی این قسمت:
همین جا یه اعتراف کنم وقتی دیدم مریم جان میگن این آهن جلوی در چیکن تراکتور رو میخواییم برداریم..استاد رفته که وسایل مورد نیاز رو بیاره به خودم گفتم خب اینکه چند دقیقه دیگه نهایت چند ساعت دیگه کار ریختن چیپس ها به خونه مرغها تموم میشه ..بابا بیخیال…فک کنم نیازی به برداشتن آهن پادری نباشه….بعد دیدم اون چوب بالای خونه مرغها رو هم میخوان بردارن بخاطر اینکه سر استاد در حین رفت وآمد به اون برخورد کرده بود…بعد دوباره گفتن مگه میشه ادم اینقدر عاشق تغییر کردن باشه…عاشق بهتر کردن و راحتتر کردن کارها….بعد از چند دقیقه که گذشت دیدم اره میشه…..بعد یاد آموزشهای قدم ۶ جلسه پنجم افتادم که استاد میگه ما یه کارهایی رو انجام میدیم فقط به این خاطر که در موردشون شنیدیم….بدون هیچ عقل و منطقی یه سری افکار رو شنیدم..پذیرفتیم و داریم بر همون اساس عمل میکنیم در صورتی که هیچ عقل و منطقی پشت این پذیرفتن ها نیست…و اینها تبدیل شدن به باوررر….باورهای محدود کننده ایی که نتایج محدود کننده ایی هم به همراه دارن و توی زندگیمون رقم خوردن…..راستش اگر من بودم میدونم که این کار رو انجام نمیدادم….نه آهن رو از جلوی راهم بر می داشتم و نه چوب رو از بالای سرم….و این حرف من نشان دهنده باور اشتباه منه…..
یعنی من برای خودم ارزش قائل نیستم….برای زمانم ارزش قائل نیستم…..حاضر نیستم چیزهایی که نشتی انرژی در زندگیم ایجاد میکنن رو از بین ببرم و یا تعییرشون بدم به روشی که دیگه نشتی انرژی نداشته باشم.…
یه ایراد دیگه هم در خودم پیدا کردم….من انسان هستم که به استقبال تغییر نمیرم..یه وفتایی این تغییر کردن رو به تعویق هم میندازم….البته که اکثر اوقات اینطوریم…..من قبل از اینکه بیام اینجا کامنتت بنویسم رفتم کامنتهای دوستان رو خوووندم دیدم اکثر بچه ها از تغییر کردن استقبال میکنن توی زندگیشون….دیدم خودشون دست به کار میشن برای هماهنگ شدن با جهانی که در حال رشد و پیشرفته….به خودم گفتم پس من چرا اینطوریم….؟ چرا من عملگرا نیستم؟ بعد دیدم نسبت به قبلم منم تغییر کردم….شاید کم باشه اما هست….میدونی استاد عزیزم واقعا تغییر ایمان میخواد….همین الان من توی زندگیم قدم هایی هست که باید بردارمشون….اما هی امروز فردا میکنم….و بارها و بارها ندای درونم بهم گفته که نا وقتی این کارها رو انجام ندی هیچ چیز هیچ تکونی نمیخوووره…..من این فایل رو یه نشونه میبینم….نشونه ایی واضح برای خودم و برای انجام دادن کارهای معوقه ام...
و استقبال کردن از تغییر توی زندگیم…..
من با انجام دادن این برنامه هایی که دارم واقعا کلی وقتم و انرژیم آزاد میشه که کلی تمرکزم رو میبره بالاتر….واقعا شما دو عزیز دل و همینطور بچه های سایت رو تحسین میکنم که اینقدر خوب قدم برمیدارین در جهت تغییر…..
تغییر روزانه…و لحظه ایی …تحسینتون میکنم که همیشه رو به بهبود قدم برمیدارین…در واقع دارین با این کارهاتون به ما هم یاد میدین که همیشه رو به بهبود قدم برداریم…هرروز بهتر….هرروز کاراتر….هرروز ثروتمندتر….☺
منم تمام تلاشمو میکنم که ترمزهای ذهنیمو بردارم …مقاومت هایی رو که جلوی تغییر و اقدام کردنمو میگیرن بردارم….
وقتی توی زندگیم نگاه میکنم میبینم در زمینه روابط تغییر رو به بهبود داشتم….قبلا یه آدمهایی باهاشون در ارتباط بودم که الان نیستن….و از زندگیم رفتن بیرون چون من تغییر کردم….خداروشکرررر
در زمینه مالی و کسب و کار…معنویت…عزت نفس…سلامتی…از وقتی که با سایت شما آشنا شدم مسیر همیشه رو به بهبود بوده…و پاشنه آشیل من همین حرکت نکردن همیشگیمه….من باید عمل کنم به ایده ها و الهاماتی که بهم گفته میشه…وقتی استاد و مریم جان برای چیزهای کوچک حرکت میکنن…برای برداشتن تضادهای کوچیک از سر راهشون حرکت میکنن پس منم باید یاد بگیرم…منم باید تصادهایی رو که بهشون برخورد میکنم هر چند کوچیک و غیر ضروری از سر راهم بردارمشون و حلشون کنم….و الان دارم میبینم که وقتی مسائل رو حل کنیم چقدر عزت نفسمون بیشتر میشه…چقدر خوشحالتر میشیم از حل کردن مسئله….چقدر توانمندیمون بیشتر میشه…..چقدر احساسمون بهتر و بهتر میشه…..وقتی من برای حل کردن مسائل کوچک قدم بر میدارم راهکارهای بیشتری به ذهنم خواهد رسید….هدایت میشیم….وقتی مسائل بیشتری رو حل کنیم ثروتمندتر میشویم.
منتظر نظرات زیبا و تأثیرگزارتان هستیم.
برای دیدن سایر قسمتهای «سریال زندگی در بهشت»، کلیک کنید
- نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
- دانلود با کیفیت HD373MB24 دقیقه














سلام استاد عزیزم و خانم شایسته گرامی . جهان در حال تغییر است در هر لحظه. و این نگاه شما واقعا درسته. الان که داشتم فایل گوش میدادم فکر کردم من چه تصمیم های بخاطر شرایط قبل گرفتم که هنوز داره تکرار میشه. مثلا : در رفتارهام کلی باگ پیدا کردم که باید درست میشد. در وسیله ای که دارم باید تغییراتی میدادم. در نوع تغذیه باید ساعت و شرایط غذا تغییر میدادم چون الان شرایطم فرق کرده و اکتیو تر شدم و انرژی بالا تری لازم دارم . حتی به این فکر افتادم بند کفش تغییر بدم چرا باید همش مشکی باشه بند سفید گرفتم. دیدم خیلی تغییر کرد . حالت موهام باید تغییر میکرد و کلی چیز دیگه. به نظر من نکته کلیدی این فایل این بود : جهان در هر لحظه در حال تغییر و رشد است. این یک قانون است . سپاسگزار رب مهربانم هستم
سلام سلام سلام استاد جونم وخانم شایسته عزیییزم
بهترین الگوهای زندگی من
من همین نیم ساعت پیش این فایل نگاه کردم
الان خواستم سشوار بزنم به پریز بلندش کردم ببرم یک طرف دیگه اتاق که پریز هست ازش استفاده کنم
این موقعی هست که یک پریز دقیقا کنارش هست.(من توی این خونه مستاجرم واز وقتی اومدم این پریز کامل با یه فوم چسب پوشونده شده بود)
طبق چیزی که از این فایل یاد گرفتم به خودم گفتم
نکنه این پریزه سالمه وکسی که قبلا بوده به خاطر بچه یا دلایل دیگه این رو پوشونده
بزار بازش کنم ببینم بازش کردم دیدم ظاهرش سالمه .رفتم پریزای دیگه رو نگاه کردم دیدم مثل همند وهیچ مشکلی در ظاهرشون نیست(در حالیکه می ترسیدم که نکنه برق بگیرم)ولی توکل کردم به خدا وگفتم بسم الله الرحمن الرحیم وزدمش به برق
وسشوار روشن شد .به همین اسونی وکلی ذوق کردم وهیجان زده شدم
چقدر در قلبم از استاد متشکر شدم والبته خانم شایسته که به استاد گفته بودند راجب به این موضوع صحبت کنند.
ویه سیوال که فوری به ذهنم رسید از خودم پرسیم اینکه چرا من اینقدر عطر می خرم وبعد یکبار استفاده بوشون حالم بد می کنه ومی بخشمش
فهمیدم من اصلا نمی دونم چه بویی رو دوست دارم
پس رفتم سرچ کردم ببینم عطری که الان دارم وازش راضیم چه نتی داره که برام خوشاینده
وتازه فهمیدم من چی رو دوست دارم
بعد از این سیوال وجوابش متوجه شدم من توی خیلی از مسایل خواستم برام واضح نیست برای همین همش درگیر ازمون وخطا هستم
ومثالی که زدید که امکان داره ما در رابطه ای بوده باشیم ویک عکس العملهای خاصی داشتیم نسبت به یکسری چیزها والان همه چیز تغییر کرده باید از خودمون بپرسیم چرا من دارم هنوز این رفتار ادامه میدم
می دونم این سیوال از خودم بپرسم خیلی واکنشهای من در روابطم تغییر می کنه
باسلام خدمت استادعزیز و مریم خانم یه مدتی بود که مرتب هرچند روزیه بارباهمسرم سر اختلاف عقیده ورفتاریکدیگروطرزرفتاربادختر6ساله باهم بحثهای بدمیکردیم وباعث دلخوری میشدحتی برای آخرین بار یادم که گریه افتادوتاریخ24 آذرتودفتریادداشت کردم وبه خودم تعهددادم تحت هیچ شرایطی باهیچ کس بحث نکنم حتی همسرم وخداروشکرتاامروزباوجوداینکه خیلی مشکلاتمون منتشرشده باهم بحثمون نشده ازخداوندمیخواهم کمکم کن که هرروز بتونم روخودم کارکنم وتمرکزم روبهبودی خودم وزندگیم باشه
سلام استاد عزیز ومریم عزیزم
وقتی به این موضوع فکر میکردم هیچ چیزی یادم نیومد بیشتر فکر کردم دیدم اولیش اینه که بعد به دنیا اومدن فرزندم من وزنم از 64 به 78 رسیده بود که خسته شده بودم از خدا خواستم که بهم حال خوب و سبک بودن رو بده
بعدش ناخودآگاه وارد سایت شما شدم دوره ی سلامتی رو دیدم گفتم همینه اون چیزی که میخوام
بعد گوش دادن به فایل هاتون من گفتم
حتما باید بخرم این دوره رو که فهمیدم نمیتونم ولی با همین گوش دادن الان بعد چهار روز من یه وعده غذایی میخورم و سیر سیر میشم و خیلی سبک هستم بدونه دلواپسی فرزندم رو هم میتونم شیر بدم
ومیبینم که چقدر از خوردن غذاهای سه وعده بعد میان وعده هایش راحت شدم و سبک هستم
دومین هم گیر دادن من به بچه ها بود که دیگه بهشون اصلا گیر نمیدم و دارم از داشتنشون بیشتر لذت میبرم
سومی اینکه دوست داشتم کنار دوستان باشم که الن با گوش کردن مداوم فقط دوستت دارم وقتم خالی باشه برا اینکه با شما باشم یا این آخریش مهمانی که همیشه دوست داشتم بیشتر باشم اولین نفر خداحافظی کردم اومدم خونه
چهارمین اینه که وقت اصلیم تو شبانه روز صرف رسیدن به کارهای خونه از قبیل غذا پختن تمیز کردن خونه و دیگه ام بود که وقت بیشتری از من میگرفت که حتی نمیتونستم به فرزند کوچیکم برسم که عاشقش هستم
ولی الان نمیدونم اونقدر راحت به کارم میرسم که میگم چرا من قبلاً نمیتونستم والان میتونم چون عمیق تر خونه رو تمیز دارم میکنم..مثلاً کلا کابینت هارو کلا ریختم بیرون از وسایل اضافه و الان تمیز تر و زیبا تر شده
خیلی اتلاف انرژی داشتم الان که متمرکز شدم وقت هم اضافه میارم وبا لذت در کنار شما هستم در سایت هم ثبت نام کردم و میتونم من هم نظر خودم رو باشما در اشتراک بزارم
از بودن باشما حالم خیلی خوبه خدارو شکر
ممنونم استاد عزیز مریم عزیز و همه ی دوستان که با خواندن تجربه هاتون ذهنم باز تر شده برا جواب دادن ولیان کردن افکار های ذهنی
بنام خدای رزاق و وهاب و بخشنده
سلام به همه ی خانپاده صمیمی خودم
دوستان اپل از این که برم سر صحبت اصلیم چند نکته عالی از استاد و مربم خانم بگم که خداروشکر واقعا بابت این رابطه عاطفی فوقالعاده استادو مریم خانم که واقعا توی بکی از فایل ها استاد میگفت که من وعزیز دلم . داشت از مریم خانم میگفت که اون ویژگی هایی که من دوس داشتک طرف مقابلم داشته باشه و داره نیاز نیستی من کسی وتغیر بدم واقعا افرین مثلا مستقل بودنش وابسته نبودنش . ادم قویی و شجاع بودنش این از این
خدایاشکرت واقعا بابت ازادی زمانی استاد که لذت میبره ازش و زمانش در اختیار خودشع
خدایاشکرت بابت ازادی مالی استاد که هر چیزومه دوس داره میخره
خدایاشکرت بابت ازادی مکانی استاد که هر جا دوس داشته باشه زندکی میکنه
واقعا خدایاشمرت بابت این درختا که اکسیژن هالص میدن
خدایاشکرت بابت این اب وهوای سرد و لذت بخش
خدایاشکرت بابت این پرادایس بینظیر
واقعا حرف های استادو باید با طلا نوشت چون همه الهامبن وبهشون الهام میشه
واقعا من خودم دارم فکر میکنم نشتی امرژی داشتم ی موردشوبگم که بر طرف کردم این بود که من به سبک قانون سلامت رندکب مبکنم و اونم یک وعده در روز غذا میخورم و اونم کلی تایم منو بهم برگردوند و لذت میبرم ولی بازم موقع کباب کردن وهیزم شکستم براب کباب معتل میشدم و خداوند با سیر تکاملی هدایتم کرد به یک کباب پز برقی الان کلا توی کمتر از بیست دقیقه کبابا حاظر میشن واستفاده میکنم
ومن باید بیشتر فکر کنم که بیشتر نشتی های انرژی وبگیرم وتمروز مثلا بجای توی جمع نشستن و گوش دادن ب افکار های بیهپده بقیه من سریع رفتک یک تمرین بدنسازی عالی انجام دادم خداروشکر خدایاشکرت که بازم هدایتم کردی کامنت بزارمتوی سایت عاشقتم
به نام خداوند بخشنده ی مهربان
تصمیم گرفتم با دیدین هر قسمت از فایل های استاد مخصوصا فایل های فان مثل زندگی در بهشت کامنت بزارم پس لازمه که بنویسم از این همه زیبایی و اتفاقات خارق العاده ای که توی زندگی استاد رخ میده و واقعا با نوشتن میتونم به خودم کمک کنم که قوی تر از همیشه توجه و تمرکزمو به سمت ویژگی های مثبت این فایل ها ببرم الهی به امید خودت.
خب داستان این قسمت با دیدن فراوانی های زندگی استاد شروع میشه. این همه بز و گوسفند این همه مرغ و خروس این سازه بزرگ و این همه مواد اولیه ی درجه یک و زیادی که توش به کار رفته این تریلر این همه درختی که تازه درخت های هرز یکی از زمین ها استاد هستند و اون دستگاهی که خدا میدونه استاد چقدر راحت نقد تهیش کردن اینها چیزایی هست که توی زندگی استاد خیلی بدیهی و ساده وجود داره هروقت هرچی لازمه تهیه میکنن و ازش استفاده میکنن اما من دلم میخواد خودم یکم عمیق تر نگاه کنم به اون صحبت استاد درمورد ثروت که دقیقا توی زندگیشون در حال اجراست.
استاد میگن به اندازه ی هزینه هاتون ثروت درخواست نکنید بلکه ثروت رو مازاد بر نیازتون و به اندازه ای بخواید که با اون بتونید ارزش ایجاد کنید وقتی همین کوچولو وسایل یا حیوانات استاد رو میبینم که اصلا بدونی این که فکر کنن به هزینه ی خریدش فقط تهیه میشه به خودم میگم مصطفی استاد به حرف خودش عمل کرده و زندگیش غنی از تجربیاتی هست که برای اونا بینهایت ذوق و لذت داره و هرچقدر پول لازم باشه براش تهیه میکنه چون برای گسترش جهان ثروتمند شده نه برای هزینه هاش بله میشود به سادگی یک زمین 20 هکتاری با دریاچه داشت و هرچی دلت میخواد رو برای رونق اونجا بخری بدون این که فکر کنی چند میشه یا چقدر پول لازمه براش خرج کنم در کناز همه این زیبایی هایی که همراه با ثروت غیرالحساب، زندگی بهشتی استاد رو رو به جلو میبره و یک شریک عاطفی هماهنگ باعث شده تا من با خودم بگم آیا استاد توی دنیای مادی دارن زندگی میکنن یا این اتفاقاتی که ما داریم میبینیم مال بهشت اون دنیاست؟
آخه مگه چقدر یک خانم ناز زیبا و در عین حال اینقدر راحت و پایه باشه فکر کن بدون هیچ ادایی دارن با عشق به استاد کمک میکنن هم فیلم میگیرن هم خرده چوب ها رو میریزن توی سطل هم با اون صدانی نازک زنونه درمورد زیبایی های اون لحظات حرف میزنن باور کنید داشتن همچین شریک عاطفی شاید باعث بشه من از شدت حال خوب و شکر خدا بزنم زیر گریه آخه مگه آدم دیگه از زندگی چی میخواد سلامت جسم شریک عاطفی اینقدر پایه اینقدر هماهنگ و اینقدر زیبا و ناز و این همه ثروت که لحظه به لحظه توی زندگی استاد جاریه و منو واقعا دیوانه کرده خدایا شکرت مرسی که اینا رو بهم نشون میدی.
و اما توضیحات طلایی استاد درمورد الگو هایی که توی زندگیمون به شکل قبل انجام میشه در حالی که توی اون مقطع اصلا نیاز نیست.
مهم ترین درسی که من از این صحبتا گرفتم اونجا بود که استاد فرموندن.
ما هممون دوست داریم یه چیزی رو ستاپ کنیم و دیگه همونجوری باشه در حالی که زندگی پویاست و این صحبت باعث شد من بیشتر و بیشتر از قبل درمورد این روند جدید و فوکسی که میخوام باهاش روی خودم کار کنم درک متعهد بشم که این برای یه مدت نباید باشه بلکه همیشه و همیشه باید انجام بشه و با قدرت توی بهترین و بدترین شرایط ادامش بدم و روی خودم کار کنم.
خدایا شکرت
درود
روز صد و هشتاد و چهارم از تحول روز شمار زندگی من
سپاسگزارم از استاد و خانم شایسته عزیز
درس امروز این بود که ما باید به گوش گوشه ی زندگیمون نگاه کنیم و ببینیم که الان باید چه چیزی رو تغییر بدیم که قبلاً بنا به دلایلی اون کار انجام میدادیم و الان اون دلایل تغییر کرده ولی ما همون روند قلبی رو داریم پیش میریم ،
چرا باید این کار بکنیم؟
چون جلوی نشتی های انرژی رو بگیریم ، و با این تغییرات انرژی اضافه بدست بیاریم برای مسیر پیشرفت مون ، برای اینکه زندگی برامون راحت تر بشه . ساده تر بشه
یک مثال میزنم که شاید مربوط باشه به این بحث: از دوسال پیش که شرایط جسمی من طوری شد که که خیلی کارهای شخصیمو نمیتونستم انجام بدم و یکی از این کارها حمام رفتن بود ، همسرم شرایط رو جوری مهیا کرد که خودش هفته ای دوبار من رو حمام میبرد و خب اوایل خیلی واسم بهتر بود چون تو حمام حواسش بود که مثلا لیز نخورم و کمک میکرد بخاطر اینکه طولانی نشه حمامم و دردهام بیشتر نشه به شستشوم کمک میکرد و زودتر حمام میکردم . اما چند ماهی بود که متوجه شدم دیگه هم برای اون سخت شده هم برای من
چون بنده خدا وقتی از سرکار میومد هم باید شام رو با من آماده میکرد هم من رو حمام میبرد ، خب خسته تر میشد از طرفی منم باید منتظر میموندم که حتما خودش بیاد تا برم حمام . گاهی تزریق آمپولم بخاطر اینکه دیرتر میرفتم حمام عقب میافتاد و هزار تا مشکل دیگه
چندین بار بهش گفته بودم بزارم خودم تنهایی برم و بهم اجازه نمیداد میگفت یک موقع سر میخوری و…
هفته ی پیش که کمی ازش دلخور بودم و نمیخواستم منتظرش باشم به دخترم گفتم من تنهایی میرم حمام فقط تو حواست باشه که اگر کمکی خواستم سریع بیای ، اونم قبول کرد و من رفتم و خلاصه درسته که کمی دوش گرفتن واسم سخت شد کمی هم دخترم اومد کمکم کرد ، اما تونستم انجامش بدم و یک حس سبکی گرفتم یه حس آرامش
که مجبور نبودم چند ساعت رو منتظر باشم تا خودش بیاد خسته و با هزار تا کار مجبور باشه منم ببره حمام .
این تغییر حالت در این کار کلی بهم انرژی و حال خوب داد . و فهمیدم که بابا بعضی موقع ها باید ترس رو گذاشت کنار ، از روال قبلی اومد بیرون ، همین اومدن بیرون از اون عادت قبلی کلی بهم انرژی مثبت داد . اینکه هر ساعتی اراده کنم میتونم برم دوش بگیرم ،سعی کنم نیازهامو کمتر کنم تا کارم راحت تر پیش بره.
232
چه عالی این خورده چوبها انقدر کاربردی شدن و روندی مفید طی میکنن همزمان شما ورزش هم میکنید و چقدر خوب هم روند تکاملی پیش میرید هم سلامت میشید
ضبحتهاتون چقدر عالی و بی نظیر هست تکرار کارهایی بر اساس عادت و عادتهایی که خیلی مواقع علت دیگه ندارن
بواسطه شرایط قبلی عادتی ساخته شده اما الان شرایط عوض شده اما ما همچنان داریم انجامش میدیم
وقتی رفتید میله را جدا کردین من همون موقع داشتم فکر میکردم چه حوصله لی دارین من بودم سالها اون میله بود و بهش توجه نمیکردم و در واقع سختی دو دقیقع حل مسله را نمیکشم یک عمر اذیت میشم و این موضوع توی ذهنم جرقه ای زد چرا من حوصلم نمیشه کار درست که میدونم درسته انجام بدم و امروز و فردا میکنم
و شما بحث جالبتری باز کردین عادت به همون کارها و تغییر ندادن
انقدر روتین پیش میریم که یادمون میره راه حل بهترب هم هست متوجه هم بشیم میگیم ولش کن حالا یک قدم بلند برمیدارم میله باشه سخت نیست
الان چیزیکه از استاد دیدم خیلی متفاوته اینکه نه باید بهتر بشه چرا بیخیالش بشم بیایم بهترش کنیم راحتترش کنیم
دقیقا همیشه همه راه حل هاتون برای راحتی هست
حالا ذهنیت من تهش اینه خب یکمم سخت باشه چه اشکال داره
و در واقع اینها همه باید اصلاح بشه تا منم رفتار درست تکرار کنم
ممنون استاد
بنام خداوند بخشنده مهربان…
خداوندیکه هر لحظه در حال هدایت و حمایت من است…
خداوند سریال زندگی در بهشت و بهبود دائمی در هر لحظه از شرایط زندگیمون..
سلام و درودی دوباره.به بهشت همیشه جاویدانم..که هر روز وعده پیروزی و خوش آمدگویی بهم میده…
یادنه اون اواخر سال 1400 که الهامات خداوند پشت سر هم میومد که سریال زندگی در بهشت رو شروع کنم…
دقیقا پردایس هنوز خبری از بهبود خیلی بزرگ مثل الان نبود…
دقیقا مثل زندگی خودم بود…
از روزیکه شروع کردم به دیدن سریال زندگی در بهشت..
چیزی بنام ساخت دستکش زنانه کاربردی نرگس نبود…
اصلا نمیدونستم که میخاد چی بشه..
فقط بهم میگفت برو فلان کتاب رو بخر ..فلان قسمت از دوره اموزشتو نگاه کن شروع کن به الگوسازی…
اصلا من هیچی نمیدونستم میخاد چی بشه..
فقط؟میدونستم که توسط خداوند هدایت میشم به اونچیزی که میخام…
و تا الان که قسمت 232 این سریال هست..هیچ وقت فکرشو نمیکردم از اونجای” قسمت زندگی نرگس…به این موقعیتی که الان هستم میرسم…
.خداوند را شاکرم که امروز نتایجم دقیق مثل ساخت بهبود سریال زندگی در بهشت شده.
سریال زندگی در بهشتی که جز سرزمین همیشه سبز نبود…
ولی الان این بهشتمون همجوره رو به بهبود هست.و هنوزم ادامه داره…
این نشان دهنده اینه که ما انسانها اومدیم تو این دنیا “که زندگی خوبی رو در تمامی جنبه های زندگی تجربه کنیم…
بجز تجربه زندگیمون..تجربه خودمون که ما خالق تمام شرایطمون هستیم…هر چقدر این خالق بودن رو درک کنم..
که عامل اصلی تمام اتفاقات زندگیم فقط خودم میباشم…کمه…..
عمال اصلی تمام تجربیات زندگیم خودم هستم کمه..
واقعا معنای زندگی رو میشه ،”همجوره درک کرد…
یادمه اون اوایل چقدر استاد حالش خوب بود میخاست درختهای اطراف دریاچه رو پاکسازی کنه…
و اون حال خوب در اون لحظه باعث شد امروز پردایس به بهترین ورژن از خودش؟برسه…
خداوند را سپاسگزارم..که هدایتم نمود که خالق زندگی خودم باشم و باج بهیچکسی جز خدا ندم..و هیچ وقت از انجام کاری جدید نترسم…
من همیشه بدنبال یه زندگی پر هدف بودم..و هر کسی چیزی بهم میگفت…
که باید فلان کار رو انجام بدی هیچ وقت فکر نمیکردم زندگی اینه…همیشه میگفتم یچیزی وجود داره…
من باید به درکش برسم..
همیشه وعده بهشت بهم فهمونده میشد…
همیشه یه زندگی عالی در تمامی جنبه ها بهم الهام میشد..
بعد از چند ددقیقه احساس خوب و درک کردن اون موضوع…
شیطان میومد منطقهای بی اساسشو میورد و منو از اون جایگاه بهشتی میروند…
و اون حسها و لطف خداوند باعث شد..که امروز در این جایگاه بهشتی باشم…
خیلی خوشحالم که خالق تمام اتفاقات زندگیم هستم…
خیلی خیلی…دیگه هیچ وقت نمیتونم حتی یه ثانیه هم برگردم به اون نرگس قدیمی..
که پذیرفته بود باید توی خاک ضعیف زندگی کنی چون تو توی یه شرایط خشک و بی علفی…
و شبی که الهام اومد که نرگس فانوس روشنایی در دل تاریکی رو بگیر بیا بیرون…
از اونشب لطف خدا شامل حالم شد..
که امروز در این نقطعه باشم…
……………..
من همین امروز صبح از طرف مادرم که زبان خداوند بود بهم گفت این بهشت شامل تو میشه
و این وعده خداوند مدام از همه طریق به من داده میشه.
………..
و استادم شما این بهشت رو با افکارت با درونت برای خودت ساختی..
همونه که نیگن بهشت را به بها میدهند نه بهانه..
اصلا مهم نیست کجای این نقطعه از دنیای مادی هستی….
مهم اینه….چقدر بها به اطرافت میدی…چقدر ازش استفاده میکنی…
مثل همین پردایس برای یه شخصی بود که هیچ استفاده ایی نمیشد و همونجا جای موش و جای زنبود کثیفکاری جاندران شده بود…
ولی با وجود الهی گونه شما با استفاده از قوانین دنیا تونستین..
از همون سوراخ موش و حیوانات..بهشت زیبایی رو بسازیین..
منم هر صبح باید محل زندگیمونو تمییز کنم..اگه یه نصف روزی تمییز نکنم فورا سر کله کثیفیها پیدا میشه…
حالا حساب کنید وقتی توی یه محیطی بزرگ زندگی میکنی..تمییز کاریش نیاز به بهبود دائمیه..
دقیقا مثل خوراک ذهنه…
یعنی هر چقدر بیشتر این موضوع رو درک میکنی..میبینی زندگی باید هر لحظه در حال بهبود باشه…
بهبود در همه جنبه های زندگی…
واقعا هر چقدر از این موضوع بهبود دائمی بگم کمه..
بهبودی که شرایط زندگیتو در اینده میتونه زیباتر و پردوامتر کنه.
خوشحالم که همرنگ جامعه نیستم..همرنگ جانعه ایی که فقط خودشونو برگی در باد میدوننن.
برکی در بادی که شرایطشونو طبق باورهای گذشتگانشون میبینن..
چیزیکه قرآن مدام.داره راجع به همین باور یاداوری میکنه..
خداوند در قرآن .سوره قمر”برای ماها یاداوری میکنه..و میگه!!!
وَلَقَدْ یَسَّرْنَا الْقُرْآنَ لِلذِّکْرِ فَهَلْ مِنْ مُدَّکِرٍ
و یقیناً ما قرآن را برای پند گرفتن آسان کردیم، پس آیا پند گیرنده ای هست؟
و اینو چه کسانی درک میکنن.کسانیکه در مسیر درستن…
خداوند را شاکرم که هر لحظه به من یاداوری میکند…و میگه نرگس ما قرآن را برات اسان نمودیم..و این آسان بودن…همون کلمه توحیده که ندام میگه…
تو مسیر اهدنالصرات المستقیم باش..
یه مسیر تو رو به خوشبختی میرسونه اونم مسیر خدا پرستیه مسیر راه راست هست…
.
واقعا مسیر شریال زندگی در بهشت در این سه سال خورده ایی همین معنا رو بصورت عملی به من اموخت….
خداوند را شاکرم….
که در مسیر سریال زندگی در بهشتم…
استاد من با انوختن و درک صحبتتون و یاداوریتون …در این مبحث از کار کردن از؟بهبود دائمی..
همین چند روز بازم چه اقداماتی در راستای خاستهام انجام داده ام…
و ناگفته نمونه عمل به الهاماتم…
بیزنسم که بصورت متنی داشتم شرح نویسی میکردم.بصورت کلیپ خیلی ساده اینم توی چند دقیقه برای استاد کارم فرستاده شد…
و بازم چیدمان اتاق کارم !!..که یسری حرکتهای قبلم که حدودا سه؟سلب پیش چیدمان شده بود ..اقدامات زیباتری رو براش بوجود اوردم..و چقدر ساده تر و کاربردی تر شد..
و اقدامات برای محل زندگیمون و جیدمانمون..و هر سری داره ساده تر میشه…
.واقعا…
میتونم اینو توی درک آموختم قوانین الهی “هم ببینم..
انشالله این بهبود همیشگی باشه..واقعا این بهبودها چقدر میتونه توی گسترش زندگیمون تاثیر گذار باشه….
و این تاثیر گذاری باید باید همیشه در حال رفرش باشه..
چیزیکه که بهت احساس خوب و سرزندگی بده..و تو رو یه طبقه بالا بببره…
و این دقیقا برای من توی این چند روز…و بجز نگاه کردن به این فایل توی این سه سال خورده ایی برام اتفاق افتاده…
استاد عزیزم.بایت تک به تک این فایلهای دانلودی…که واقعا برای نگاه کردنشم” من میگم هدایت خدا نیاز هست …و بهایی که خودش رزق من میکنه تا من این زیباییها رو ببینم..
همه و همه لطف خدا هست…
…
و خداوند را شاکرم.برای همیشه …..که من خالق زندگی خودم در تمامی جنبه های زندگیم هستم…
و میتونم زندگیمو هر جور که دوستدارم بسازم..
و من دوستدارم نقاشی زندگیمو رنگارنگی کنم…رنگایی مثل پردایسمون….که همیشه زیباست و همیشه رو به بهبود هست.و من تو این مسیر انشالله همیشه پابرجا خواهم ماند…
خدایا چنانکن سرانجام کار تو خوشنود باشی و ما رستگار….