سریال زندگی در بهشت | قسمت 232 - صفحه 16


توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

250 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    عاطفه معین گفته:
    مدت عضویت: 1050 روز

    به نام خداوند بخشنده مهربان

    خدای قشنگ و نازنینم شکرت که بهم فرصت دوباره زندگی دادی و سالم سلامت از خواب بیدار شدم شکرت که دوباره خورشید سخاوتمندانه به زمین تابوندی و نور گرماش به لطفت به زمین انرژی و گرما بخشیده .

    خدایا شکرت بابت تک تک نعمت های بی شماری که دارم شکرت برای تن سلامتی که بهم دادی و نمیشه روش قیمت گذاشت .

    رب عزیز و مهربونم بابت داشتنت شناختنت بابت همه خوبی هات سپاسگزارم و به امید خودت به لطفِ هدایت ها و حمایت های خودت یک روز عالیه دیگه رو آغاز میکنم و با آغوش باز پذیرایی خیر برکت فضل رحمت و نورت هستم :)

    خدایا من به هر خیری که از سمتت بهم برسه فقیرم و همیشه و در همه حال مثل نفس کشیدن بهت نیاز دارم منو به راه راست به راه کسانی که بهشون نعمت دادی هدایت کن که من وصل توام زیر سایه توام و مهرت عشقت فضلت منو بهشتی میکنه ، شکرت شکرت شکرت.

    سلام به پاییز دلبر سلام به نم بارون و خش خش برگ ها سلام به بوی نارنگی و خرمالو های گَس سلام به زندگی که در همه حال و همه فصل زیباست.

    استاد عباس منش عزیزم و استاد شایسته نازنینم دومین روزِ پاییز 1404 بهتون تبریک میگم امروز دومین روز پاییز زیباست و قطعا کلی اتفاقات عالی کلی بهبود رشد پیشرفت کلی نعمت ثروت و دل خوشی در انتظار ماست و در انتظار هر کسی که به دنبال حال خوب باشه در انتظار خوشی خوبی مهربونی رشد باشه و من باز هم به خودم یادآوری میکنم این منم که با کانون توجهم با رفتار و اخلاقم با افکار و باورهام فرکانس خوب یا بد به جهان ارسال میکنم و هر لحظه زندگیم و خلق میکنم.

    الهی شکر برای آگاهانه زندگی کردن هامون الهی شکر .

    نور آفتاب از طریق پنجره مهمون اتاق خوابم شده و من به محض بیدار شدن اومدم سراغ نشانه روز و یک قسمت عالیه دیگه از زندگی در بهشت که پر از درس زندگیه برام .

    چه صبح سرد و البته زیبائی در پرادایس شروع شده بزهای خوش رنگ مخملی و کلی مرغ خروس که داره از طریق دستان شما دو عزیز براشون با خرده چوب و خرده برگ ها رختخواب خوش بو عالی درست میشه .

    چقدر فعالیت های شما رو دوست دارم و بیشتر متوجه میشم که زندگی باید همیشه مثل آب جاری باشه وگرنه پوچ بی معنی میشه و می گنده!

    هر حرکت هر قدم برداشتن در زندگی حتی برای کارهای ساده کلی ما رو رشد میده و کلی حس سرزندگی و مفید بودن رو تجربه میکنیم.

    من از برداشتن همین آهن و چوب بالای در که مانع راحتیِ استاد بود درس میگیرم که هر مانعی رو باید از سر راه برداشت و مسیر آسون کرد حالا هر چی میخواد باشه مانع ذهنی یا غیر ذهنی..

    ، مثل وقت هایی که ذهن مون درگیر یک فکری میشه که حالمون میزون نیست و ما اون مانع رو پیدا می کنیم تو ذهن مون حلش میکنیم و از روزمون لذت می‌بریم و این باعث میشه مسیر برامون بازتر بشه و قوی تر عمل کنیم باعث میشه نخوایم فکرهای منفی رو یدک بکشیم .

    مثل وقتی بسته لوبیا سبزها رو میچینم آخر فریزر و هر بار میخوام استفاده کنم می بینم باید دستم ببرم اون آخر یا چند تا چیز و بذارم کنار تا بهش برسم پس یکبار زمان میذارم بسته ها رو جا بجا میکنم و چیزایی که نیاز دارم می چینم جلوتر و کار ساده میشه و همین موضوع به ظاهر ساده باعث میشه من برای هر موضوعی چه ذهنی و چه غیر ذهنی دنبال راه حل و آسانی بگردم و اینجوری برای خودم ارزش قائل میشم و مانع ها از سر راه برداشته میشن .

    چقدر قطع کردن همین درخت های پوسیده همه جوره مفیده هم باعث میشه جا برای درخت های سالم باز بشه ، کرم موریانه ها از بین برن و به درخت های دیگه آسیب نرسه هم بزهای مخملی زیبامون از برگ ها نوش جان می‌کنند و هم کلی چوب خرد میشه برای مرغ ها که کیف کنند و جاشون هر بار خشک تمیز خوش بو بشه یعنی از یک قطع کردن چقدر استفاده های مفید میشه و بقول استاد شایسته جابجا کردن شون هم مثل یک ورزش می مونه + حس خوبش.

    من قربون شکل ماهتون بشم استاد شایسته عزیزم چقدر با عشق همه خرده چوب ها در سطل ها پر کردید و کار به اتمام رسید بخدا که همین یه تیکه خودش کللللی درس داره برام من از شما یاد گرفتم که هر کاری با عشق انجام بدم و باز هم به خودم یادآوری میکنم که وقتی حال دلم خوب باشه وقتی با خودم در صلح باشم هر کاری که میخوام انجام بدم با عشق انجام میشه بدون خستگی بدون زجر .

    چه ایده خوبی اجرا کردید برای جای دستشویی کردن مرغ ها اینجوری همیشه جاشون تمیزِ ، باز اینجا هم من بخودم میگم وقتی ادم در مسیر درست باشه قدم به قدم خدا برای همه چیز هدایتش میکنه و آسان میشه برای آسانی ها ، و استادی که انقدر به مرغ خروس علاقه داره جوری هدایت میشه که برای همه چیز ایده های عالی اجرا کنه و این برای من خیلی درس داره منم یاد گرفتم برای هر چیزی از خدا هدایت بخوام و یک وقت هایی به خودم میگم بابا تو چقدر این همه سال خودت زجر دادی در صورتی که اگه توحید رو فقط یه کوچولو هم درک میکردی و ایمانت قوی تر میکردی نیاز به این همه ننه من غریبم بازیا نبود ! تو میگفتی و هدایت ها رو دریافت میکردی .

    استاد چقدر خوبه که خدا رو پیدا کردم چقدر خوبه که همه دل نگرانی هام از بین رفتند و زندگیم روان شده الهی شکر الهی شکر الهی شکر.

    صحبت های مفیدتون منو یاد دو هفته پیش خودم انداخت من بخاطر کمبود جا برای خرید های بهداشتی که ماهانه انجام میدیم همیشه دستمال حوله ای های کاغذی و دستمال توالت ها رو می ذاشتم داخل کابینت بالای سینک ظرفشویی و هر بار جا دستمالی ها خالی میشد باید چهارپایه میذاشتم میرفتم بالا تا از دستمال ها بردارم و ببرم .

    دو هفته پیش متوجه شدم که ماه هاست چند قفسه تهیه کردم و خیلی شیک عالی کلی از وسایل بهداشتی میذارم داخلش اونم در جای مناسبی که به سرویس بهداشتی ربط داره اما بازم ماه هاست دستمال ها رو میذارم داخل کابینت !! به خودم گفتم ببین این کار از روی عادت داره انجام میشه در صورتی که من دیگه جا وفضا براشون دارم اونم جایی که خیلی دسترسی بهشون برای تعویض دستمال ها راحته .

    یا دیدم من بخاطر کمبود جا مبلمان رو کامل چیدم تو هال در صورتی که از مبل دو نفره اصلا استفاده نمیشد و با اینکه چند وقته به دلیل جابجایی یکسری وسایل که نیازشون نداشتم اتاق خوابم کلی جا

    باز شده ولی بازم مبل ها جفت هم تو هال هستند اومدم مبل دو نفره گذاشتم داخل اتاق خواب و چقدر هم فضای داخل هال دلباز شد هم اون مبل داخل اتاق من مورد استفاده قرار گرفته و خودم ازش استفاده میکنم و نکته مهم اینکه دیگه موقع جا برقی کشیدن مبل اضافه ای تو هال نیست که من کلی انرژی بزارم جا به جاش کنم تا گرد خاکای زیرش جارو بشه .

    دیدم چقدرررر این جا بجایی مفید کاری کرده هر بار منو همسرم بگیم آخیش خدایا شکرت .

    استاد همین الان که صحبت های شما رو گوش دادم و این موضوعات گفتم دیدم چقدر مسئله این چنینی دارم که به راحتی می تونم حل شون کنم واقعا ازتون ممنونم خدایا شکرت :)

    جهان در حال تغییرِ و ما همیشه باید درحال تغییر باشیم

    خیلی از هر دو شما سپاسگزارم بابت این صحبت های ناب و مفید و این قسمت زیبا و پر از درس .

    من هر روز نشانه روزم + یک قسمت از زندگی در بهشت در کنار دوره های نابتون دنبال میکنم و به خودم قول دادم به یاری الله برای نشانه روزم و برای هر قسمت از زندگی در بهشت که بارها دیدم کامنت بذارم و با عشق این کار انجام میدم .

    دوستون دارم و به امید دیدن روی ماهتون در بهترین زمان و مکان.

    خدایا شکرت.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  2. -
    فاطمه گندمکار گفته:
    مدت عضویت: 2115 روز

    خدای من چقدر قشنگه که کامنت 99 درصد بچه ها با شکرگزاری شروع میشه.

    توی روزی که من انرژیم پایین بود و به اصطلاح دلم گرفته بود (که اونم بخاطر اینه که تمرکزم روی مسائلی بود که حس بد میده) بچه ها چقدر زیبا دارن به نکات مثبت توجه میکنن.بچه ها چقدر خوشبختن و حالشون خوبه

    البته فکر نکنید اتفاق بزرگی افتاده براشون

    بچه ها شکرگزارن برای داشتن خونه که سرپناهه،برای کولر و بخاری،بابت اینکه دوستشون براشون دوغ و آلوچه خریده،برای ابر ،برای درخت

    خدایا من و ببخش من چقدر ناشکرم!

    میدونی همین امروز چقدر نعمت داشتم ولی من تمرکزم رو یه چیز کاملا بیخود بوده و برا همون ناراحتم؟

    حالا که اینطوری شد منم میخوام بنویسم

    خدایا شکرت بابت جسم دزیبا و سلامتی ای که بهم دادی. اندام زیبایی بهم دادی که لباس ها به زیبایی به تنم میشینند.

    خدایا شکرت که اینقدری بهم نعمت دادی که تونستم لباسای زیبا و البته با کیفیت بخرم و احساس خوشتیپی کنم.

    خدایا شکرت برا ماشینم اسپیریت :)

    خدایا شکرت که دل نگهبان دانشگاه رو نرم کردی و گذاشت من با ماشین برم دانشگاه

    خدایا شکرت که تو دانشگاه همه من و میشناسن و روابط اجتماعی خوبی دارم.

    خدایا شکرت که دانشگاهی میرم که استادا و دانشجو های بینظیری داره.عاشق استادامونم وااقعا ادمای بزرگی اند و کلی از همصحبتی باهاشون لذت میبرم.

    الهی شکرت که این ترم همه ی استادا عالی درس میدن

    الهی شکرت که سر کلاسا بهم تمرکز دادی و این ترم دارم درسا رو میفهمم اصلا از یه دریچه دیگه دارم نگاه میکنم به درسا و این خیلی برام لذت بخشه

    الهی شکر برا دوستا و همکلاسی های خوبم که واقعا انسان های خوبی هستند.

    خدایا شکرت که اینقدری بهم پول دادی که امروز بدون دغدغه رفتم همه ی جزوه هام و پرینت کردم

    الهی شکرت بابت غذای خوشمزه مامانم. مامانم واقعا زحمت کشه و دست پختش عالیه

    الهی شکرت برا خواب عمیقی که خستگیام و در کرد :) اینکه بتونی با ارامش و به راحتی بخوابی واقعا نعمت بزرگی هست.

    الهی شکرت برا این فایل برا این لحظه که به وضوح دارم میبینم حالم بهتر شد.

    حقیقتش تو دانشگاه احساس غریبی میکردم انگار این سایت الان بهترین دوست و هم مدار منه :)الهی شکر

    خداجونم هدایتم کن توی دانشگاه که تو جمع هایی قرار بگیرم که راجع به بقیه حرف نزنن.که حرف از رشد و پیشرفت بزنن.از تصمیمات سرنوشت ساز.از احساس خوب

    خدایا من چی بگم از این بزرگیت!

    بچه ها یکساعت پیش که نشستم پای لپتاپ وااقعا حالم خوب نبود واقعا بی حوصله بودم اما الان حس میکنم انرژی برگشت به جونم ،لبخند برگشت به لبم،

    الان با حال خوب میتونم کارام و انجام بدم اما 1 ساعت پیش بدون انگیزه

    خدایا شکرت

    خدایا شکرت

    خدایا شکرت

    ——————————————————————————————————-

    امروز سر کلاس استاد یه سوال داد که حل کنیم اما من با اینکه دانش کافی برا حل سوال داشتم قفل کردم.

    فهمبدم که بخاطر کمالگرایی بوده.من میخواستم برتر بشم میخواستم اولین نفر جواب و بدست بیار و برا همین هیچ کاری نکردم.

    این اتفاق خیلی برام میفته اما تا حالا نشکافته بودمش

    الان اوضاع فرق کرده الان من دارم به سمت معمول گرایی قدم برمیدارم و در موقعیت بعدی باید بدون توجه به کنار دستیم که تند تند داره مینویسه ،هر آنچه که بلدم و رو کاغذ بیارم.من دنبال برتری نیستم من دنبال بهبود خودمم. من دنبال تایدد ادما نیستم من دنبال رشد خودمم.

    —————————————————————————————————————

    استاد عزیزم لذت بردم از وجود شما دو تا و این انرژی پاکتون

    حالم خوب میشه میبینمتون

    شما دو هدیه بزرگ از طرف خداوند براای منید

    الهی شکرت

    دوستون دارم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  3. -
    ندابشارتی گفته:
    مدت عضویت: 1633 روز

    با سلام خدمت استاد و خانم شایسته

    روز 184

    منعطف بودن برای تغییر

    ذوق داشتن برای حرکت

    باور داشتن به راحتیه کارها

    امروز ک وارد سایت شدم تا بیام روزشمارمو کامنت بنویسم،به خودم گفتم چقد راحت شده ها،قبلا باید میومدی سایت میرفتی دانلود،بین اون همه دنبال روز شمار میگشتی،حالا دستتم میخورد اشتباهی…

    الان راحت اون بالا،با ی حرکت دست، میای سر اصل مطلب

    واقعا اگه هدف،تغییر در جهت بهتر شدن نبود،همچنان همون مسیر باید طی میشد و منه ندا ممکن بود حین طی این مسیر قبلی،بیخیاله کامنت یا هرچی میشدم

    پس چقد تغییرات ریزو درشت ما،میتونه اثرشو توی جهان بزاره

    چقد زندگی قشنگه واقعا

    چقد بهم متصلیم

    یروزی میرفتم باشگاه یکساعت تمرین میکردمو میومدم خونه،همون بهبودهای ریز ولی ممتد،همون تغییراته ریز توی تمرینا،توی هدفای کوچکو دست یافتنیه اون موقع،امروز تبدیل شده به یه مرکزی ک انسانهای دیگه ام‌میان و تمرین میکننوحال خوب بهم هدیه میدیم

    ده سال پیش فکر میکردم که اون کارها اون تمرینا،قراره منو به همچین روزی برسونه؟؟

    خدایا چقد این جهانت قشنگه

    هرجا هرچیزیو‌رها کردمو گیر نکردم،بیشتر ارامشو پیشرفتو برام فرستادی

    تغییر از رهایی میاد

    تغییر از شجاعت میاد

    تغییر از توکل و ایمان به منبع میاد

    تغییر از باوره عشق و‌پناه و حامی داشتن میاد

    هروقت دلگیر و غمگینو گوشه نشین بودیم

    هر وقت توی نقطه امن قایم‌شدیم

    هر وقت بهتر نشده هیچی

    و درگیر روزمرگیو لذتهای زود گذر شدیم،

    چون پناهمونو گم کردیم

    و خواستیم درده این‌دوریو با مسکنا،کمتر کنیم

    اما امروز میفهمم ک این دردا،این ترس ها،این اضطرابا،نشونه از گم شدن توی دنیای ذهنم و جدا شدن از پناهو حامیه

    مثل اینک توی پارک ،بابامو گم کنم

    ی گوشه کز کنم

    بترسم

    غمگین بشم

    حرکت نکنم

    ولی وقتی بابام هست،بپر بپر و دستشو قدرتشو حس کنمو اواز بخونمو بخندمو شادی کنم

    دیشب غم داشتم

    دیشب احساس تنهایی داشتم

    با اشکو گریه خوابم برد

    اما صبح،یکی دستمو گرفتو برد داراباد

    به نقطه اتصالم ک همیشه خالصه برام

    گفتم خدایا ازت ممنونم ک نمیزاری توی این زمین بزرگ،پارکه بزرگه زندگی،گم بشم

    سریع اومدی پیشم و دوباره احساس قدرت میکنم

    بهش اعتراف کردم ک سربه هوا بودم

    اعتراف کردم عظمتشو،عشقه بی قیدو شرطو نامحدودشو فراموش کردمو درگیر نونه خشکه روی زمین شدمو به گدا چه چیزه با ارزشی میدن

    بهش گفتم مگه میشه تو باشیو من تنها باشم

    مگه میشه توعه بینهایت،توعه نا محدود،حواست به من نباشه

    اروم گرفتم

    هدایت شدم

    شکر

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
  4. -
    متین سلیمانی گفته:
    مدت عضویت: 2322 روز

    سلام میکنم خدمت همه اعضای خانواده‌ی فوق‌العاده مون و مریم خانم شایسته و صد البته سلام میکنم به سلطان روبه جلو بودن ، استاد عباسمنش عزیزم ️

    در بابت این فایل بایستی بگم که چقدر این فایل آموزنده و زیبا بود.

    از همون اول ویدئو معلوم بود که آقا و خانم جفتشون با تعهد روزشون رو شروع کرده بودند که برند سراغ روتین روزانه‌شون.

    وقتی خانم شایسته گفتن که صبح که بیدار میشیم میریم روی سایت و واسه اون روز خودمونو تیون میکنیم چقدر نکته ساده ولی در عین حال مهم و کاربردی بود!

    من هم بایستی سعی کنم که این موضوع رو به روتین صبحگاهی‌م اضافه کنم چون بنظرم از هرچی روتین که دارم مهمتره!

    بعد رفتین که به حیوونا غذا بدین و ما اشک شوق براونی رو دیدیم

    بسیار لذت بردم که اینقدر ساده و صمیمی و بدون خجالت قفسی که برای جوجه اردک ها درست کرده بودید رو نشون دادین و براتون مهم نبود که بگید زشته اگر بقیه اون کثیف کاری اردک هارو ببیند یا اینکه زشته ببیند ما جاشون رو تمیز میکنیم و … سپاسگزارم استاد

    آقا این فایل تا اینجا واقعا ارزشمند بود تا اینکه استاد با شازده نشست و خانم شایسته گفتن بیا درمورد “چطور از این بهتر و چطور از این کاراتر” صحبت کنیم! موقع توضیحات استاد درباره این موضوع مهم ، هر چند لحظه یکبار یاد کارهایی می‌افتادم که تغییرشون دادم و چقدر نتیجه خوبی داشته و همینطور کارهایی که تغییری براشون نکردم و مجبورم که “تحمل” کنم و من چقدر بدم میاد از تحمل کردن! ولی عجیبه که با چندتا کار ساده میتونم خودم رو راحت کنم و راندمان کار و زندگی‌ام را بسیار بالا ببرم ؛ و من از این به بعد بایستی هر روز این سوال رو در هر کاری که میکنم از خودم بپرسم و سعی کنم که یک قدم رو به جلو داشته باشم تا این کار جزوی از شخصیتم شود!

    در نهایت من و همه خانواده عباسمنش از شما استاد عزیز بابت به اشتراک گذاری رایگان این آگاهی ها سپاسگزاریم مخصوصا از مریم خانم شایسته و گرامی که باعث میشه ما هم هر روز تو پارادایس قدم بزنیم و احساس کنیم که با شما همنشین و هم صحبت شدیم بی نهایت سپاسگزاریم.

    اجرکم عندالله🫀️

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  5. -
    ساناز نوری زاده گفته:
    مدت عضویت: 1444 روز

    به نام خدای وهاب و رزاق و هدایت کننده و اجابت کننده ام

    روز شمار تحول زندگی من روز صد و هشتاد و چهارم از فصل هفتم

    سلام خدمت استاد عباسمنش جان و استاد شایسته ی عزیزم و دوستان همیشه همراه و هم فرکانسم

    بریم سراغ نشانه های الهی امروزم

    خدایا شکرت بابت اینکه امروز یه فرصت و عمر دوباره بهم دادی

    خدایا شکرت بابت حال خوب امروزم

    خدایا شکرت بابت سلامتیم

    خدایا شکرت بابت حضورم در این لحظه

    خدایا شکرت بابت حضورم در این سایت پر از آگاهی

    خدایا شکرت بابت سقف بالای سرم

    خدایا شکرت بابت هوای فوق العاده امروز

    خدایا شکرت بابت ماشین و گوشی قشنگم

    خدایا شکرت بابت آرامش و آسایش و راحتی و امنیتم

    خدایا شکرت بابت هر قدمی که بر روی زمین می‌گذارم

    خدایا شکرت بابت تک تک ضربان قلبم

    خدایا شکرت بابت هر نفسی که میکشم

    خدایا شکرت که طبق درخواست ستاره قطبیم نعمت غیر منتظره دوغ خوشمزه ای که مادرم خریده بود 30 تومن پرداخت کردم و آش دوغ خوشمزه درست کرد مادرم خوردم و لذت بردم

    خدایا شکرت که طبق درخواست ستاره قطبیم منو به زیباترین طبیعت هدایتم کردی

    خدایا شکرت بابت اینکه مادرم برای دوستم کباب کوبیده درست کرد

    خدایا شکرت بابت مادر قشنگم

    خدایا شکرت که یه مشتری برای پودر زعفران تماس گرفته بود

    خدایا شکرت که حال این روزای من خیلییییی خوبه

    خدایا شکرت که با دوستم هدایت شدیم به حیران زیبا

    خدایا شکرت بابت اینکه تو راه به مغازه ها و فرصت ها نگاه میکردم دقت کردم تمام حیاط های بلا استفاده و خونه های کلنگی تبدیل به کسب و کار کارواش شدند این فراوانی نیست پس چیه

    خدایا شکرت که یه مغازه هست سمت دانش آباد یعنی همه چی میفروشه از شیر مرغ تا جون آدمیزاد تمام میوه ها و خوراکی ها و وسایل سوپر مارکتی رو داره که این فراوانیه

    خدایا شکرت که طبق درخواست ستاره قطبیم که میخواستم نعمت غیرمنتظره دریافت کنم دوستم برام آب و دو نوع لواشک و پفک و گلابی و آلو خرید و خوردیم و لذت بردیم

    خدایا شکرت بابت اینکه هنرجوم نیلا جان خیلی جدی تمرین میکنه و خیلی خوشحال شدم که فیلم رقصشو فرستاده بود برام

    خدایا شکرت بابت اینکه رفتیم اولش به سمت مشگین شهر و تو جاده دیدم زمین های سیب زمینی رو میسوزوندن و من که به سریال زندگی در بهشت توجه کرده بودم دیدم زمین زراعی رو میسوزونند و واقعا متوجه شدم که چقدر خوبه سوزوندن زمین و مفیده و بخاطر همینه که استاد اینکارو میکنن

    خدایا شکرت که یه ذره که رفته بودیم به دوستم گفتم بریم حیران و رفتیم حیران زیبااااا

    خدایا شکرت بابت یه گله گاوهای خوشگلی که دیدم اتفاقا دیشب گاوهای زیبا رو تو سریال سفر به دور آمریکا دیدم و توجه کردم و عین همونا رو واقعی دیدم امروز

    خدایا شکرت بابت بی نهایت سرسبزی و تپه های سرسبز و بی نهایت درختان زیبا و صخره های قشنگی که دیدم

    خدایا شکرت بابت ابرهای قشنگی که دیدم

    خدایا شکرت بابت تونل زیبای حیران

    خدایا شکرت بابت اینکه یه تونل دیگه هم تازه تاسیس کردند و این نمود فراوانیه

    خدایا شکرت بابت خانمای راننده ای که دیدم اومده بودن حیران

    خدایا شکرت بابت اینکه ماشین آفرودی رو دیدم یه دختر خانوم میروند

    خدایا شکرت بابت مغازه های کنار جاده ها که خیلی قشنگن

    خدایا شکرت بابت بلال فروشی ها و کافه ها و آلاچیق ها و میوه فروشی های کنار جاده که نمود فراوانیه

    خدایا شکرت بابت منظره زیبا و سرسبزی که دیدم نمیتونم توصیف کنم زیباییشو هیچوقت این زیبایی ها برام تکراری نمیشه همیشه برام تازگی دارند

    خدایا شکرت بابت اینکه هدایت شدیم به یه روستای قشنگی که پر از ویلا و باغ و ویلاباغ بودند و خانواده ها اومده بودند و این خواسته در وجودم شکل گرفت که منم میخوام و میتونم یه ویلا تو اون جای بسیار قشنگ داشته باشم

    اونجا ماشین رو نگه داشت دوستم و من همون لحظه سپاسگزاری هامو نوشتم که اینجا میذارم براتون

    خدایا شکرت بابت هوای فوق العاده این روستای زیبا در حیران قشنگ

    خدایا شکرت بابت هر نفسی که میکشم و تنفس میکنم این هوای عالی رو این اکسیژن خالص و بی نهایت رو

    خدایا شکرت بابت سگی که داره پارس میکنه

    خدایا شکرت بابت بوی خاک و طبیعت و درخت و سرسبزی

    خدایا شکرت بابت بوی خاص رطوبت این طبیعت زیبا

    خدایا شکرت بابت بی نهایت درختان متنوع و درختان میوه

    خدایا شکرت بابت صدای روح نواز پرنده ها

    خدایا شکرت بابت پرنده ای که روی درخت دیدم و یه صدای خیلی خاص و خوشگلی داره

    خدایا شکرت بابت سگ های خوشگل

    خدایا شکرت بابت ابرها و آسمان قشنگ

    خدایا شکرت بابت سکوت و آرامشی که در اینجا حاکمه

    خدایا شکرت که داره غروب میشه وزیبایی آسمان رو چندین برابر میکنه

    خدایا شکرت بابت ویلاها و باغ های بی نهایت در اینجا

    خدایا شکرت بابت ویوی بی نظیر این طبیعت قشنگ

    خدایا شکرت بابت ویلایی که تو ساختش اصلا دخالتی تو طبیعت نداشتند و دست نخورده مونده و درخت مونده و ویلا رو ساختند ومابین ویلا درخت رد شده مثل خانه آبشار رایت که تو سریال سفر به دور آمریکا دیدم و توجه کردم و حالا تو واقعیت دارم میبینم

    خدایا شکرت بابت کوه ها و تپه ها و صخره های با ارتفاع بلند و سرسبز

    خدایا شکرت بابت خزه های روی درختان که خیلی خوشگله

    _خدایا شکرت بابت اینکه صحیح و سالم رفتیم و برگشتیم

    خدایا شکرت بابت دوچرخه سواران و موتورسوارانی که دیدم

    خدایا شکرت بابت ماه زیبا و بزرگ و گرد در آسمان

    _ترمز بزرگی که در خودم پیدا کردم اونم تمرکز بر دیگرانه

    اینکه من ذهنم درگیر این بود که چرا فلانی فلان ماشین رو خریده چرا فلان رنگشو خریده

    چرا فلانی ماشینشو عوض کرد ماشینش خوب بود که رفته فلان ماشین چینی رو خریده

    چرا فلانی اون همه پول داره پراید میرونه

    چرا فلانی با اون ازدواج کرد حیف از پسره یا حیف از دختره که میتونست با یه فرد لایقی مثل خودش ازدواج کنه(هر کسی هر جایی هست جای درست خودشه)

    چرا فلانی ماشینشو خونشو فروخت حیف از اون خونه و ماشین

    چرا فلانی از اون محله که بهتر بود در اومد رفت جای دورتر ولی براش رفت و آمد سخت میشه (در مورد دختر خالم اینو میگم)

    چرا فلانی شغلش اونه حیف اون نیست

    چرا فلانی کار نمیکنه بیچاره زن و بچش

    چرا فلانی معتاد شده حیف جوانیش

    چرا پسر خالم چند ساله کار میکنه هیچی نداره بی عرضه هست

    چرا فلانی تو مسیر درست نیست حیف ازش

    چرا فلانی که ثروتمنده یه مغازه یا نمایشگاه نمیخره چرا خونه های زیاد نمیخره چرا ویلا نمیخره من اگه جاش بودم میخریدم

    چرا فلانی فلان لباس رو خریده پولشو حیف کرده اصلا بهش نمیومد میتونست با اون پول یه چیز بهتری بخره اصلا انتخابش خوب نیست

    چرا فلانی پولشو صرف چرت و پرت میکنه

    چرا فلانی سیگار میکشه حیف نیست

    خب انتخاب اونه ممکنه انتخاب اون انتخاب تو نباشه انتخاب ها و سلیقه ها متفاوته تو فقط میتونی به سلیقه و انتخابش احترام بذاری شاید چیزی که انتخاب توئه انتخاب اون نیست و چیزی که انتخاب اونه انتخاب تو نیست

    و این ها رو از گفت و گو های ذهنیم کشیدم بیرون خیلی خوشحالم که کشیدمشون بیرون چون دارم خیلی خوب خودم رو میشناسم

    من باید یاد بگیرم به انتخاب ها احترام بذارم هر کسی انتخاب خودشو داره حالا تو انتخاب لباس و رنگ و ماشین و خونه و همسر و خرج کردن و…

    من باید یاد بگیرم که هیچ حس دلسوزی به کسی نداشته باشم و هر کس نتیجه باوراشو میگیره و هر کسی هرجایی هست جای درست خودشه

    من باید یاد بگیرم تمرکزم رو بذارم رو خودم نه دیگران

    و اما بریم سراغ آگاهی های این فایل قشنگ

    سریال زندگی در بهشت | قسمت 232

    استاد عزیزم میگه

    الگوهایی که نیازی نیست انجام بشه ولی بخاطر عادت بخاطر اینکه دقت نمیکنیم داریم انجام میدیم

    مثلا اونموقع که چیکن تراکتور رو درست کردیم نگاهمون این بود که این چیکن تراکتوری که وصلش میکنیم به تراکتور و حرکت میکنه بخاطر همین اومدیم خیلی محکم کاری و سفتش کردیم

    بعد یه مدت به این نتیجه رسیدیم که سازه خیلی سنگینه و 20 الی 30 بار حرکتش دادیم احساس کردیم بازم بخواییم حرکتش بدیم سازه از هم میپاشه

    تصمیم گرفتیم بذاریمش یه جا و توش چیپس و چوب ریختیم توش

    بعدش گفتیم چرا ما چوبه رو اونجا بالا وصل کردیم یا چرا پایینش رو بستیم؟الان نیازش نداریم میتونیم درش بیاریم

    شما فکر کنید توی زندگی خودتون چندین مثال میتونید پیدا کنید

    مثلا تو زندگیمون چیدمان خونه رو یه جوری چیدیم تابستون بوده کولر بوده بخاطر همون اونطوری چیدیم

    یا اونموقع مهمون زیاد داشتیم اونطوری چیدیم

    و الان همه چی تغییر کرده ولی ما هنوز اون شرایط رو داریم حفظ میکنیم

    الان که همه چی تغییر کرده چرا طبق الگوی قبلی که توی اون شرایط باید میرفتی رو میری؟

    یا توی مسیر رفتن که قبلا از اون مسیر میرفتی بخاطر اینکه اون مسیر دیگه راهش رو بسته بودند ولی حالا اون مسئله حل شده ولی تو بازم داری از همون مسیر میری

    یا توی بیزنست ببین چی تغییر کرده ولی بازم الگوی قبلی رو میری

    یا تو روابط همه چی تغییر کرده ولی تو داری الگوی قبلی و رفتار قبلی رو انجام میدی

    فکر کنید به الگوها  و دلایل رفتاراتون

    (لباسای زمستونم که تو زمستون میپوشیدم الان که تابستون شده جاش تغییر نکرده و جای لباسای تابستونم رو اشغال کرده

    قبلا که آدرس رو نمیدونستم با لوکیشن میرفتم ولی الانم بعضی موقع ها که میدونم کجاست اون آدرس ولی بازم با لوکیشن میرم 

    چند ساله من قیمت عمده پودر زعفران رو 15 تومن میدم ولی با اینکه گرونتر از قبل میخرم وای بازم همون قیمت میفروشم چرا واقعا؟

    بخاطر اینکه میترسم مشتری فرار کنه از من نخره از یکی دیگه بخره که از باور کمبود میاد

    یه سری از لوازم آرایشی و لباسام که قبلا استفاده می‌کردم الانم همونا مونده و ننداختمشون دور و هیچ استفاده ای ازشون نمیکنم )

    الگوهای اشتباهتون رو حذف کنید و الگوهای درست رو جایگزینش کنید

    زندگی پویاست جهان در حال رشد و تغییره و تو هم باید تغییر کنی و همیشه باید رفتارهاتو بهبود بدی

    خدایا تنها تو را میپرستم و تنها از تو یاری میجویم

    در پناه الله یکتا شاد وسالم وثروتمند و سعادتمند در دنیا و آخرت باشید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 8 رای:
  6. -
    محدثه جعفری گفته:
    مدت عضویت: 313 روز

    به نام خداوند مهربان هدایت گر

    سلام خدمت استاد عزیز و مریم بانو عزیز

    وای استاد نمیدونید من چقد تغییر دوست دارم راستش من در سال دوبار خانه تکانی میکنم یکبار نزدیک عید نوروز یکبارهم نزدیک مهر و خیلی دوست دارم که هروقت خانه تکانی میکنم یه تغییری در چیدمان وسایل انجام میدم و این تغییر خیلی دوست دارم جای یخچال عوض میکنم جای کابینت هارو باهم عوض میکنم جای تلویزیون با ویترین عوض میکنم تاالان فکر میکردم شاید من این همه تغییر دوست دارم خوب نباشه ولی الان بادیدن این فیلم دیدم خیلی هم خوبه مثلا بهار وتابستان اتاق خواب یه جور میچینم پاییز زمستان یه جور .

    وقتی میرم توی حیاط یا انباری همیشه نگاه میکنم ببینم چیو باید جابه جا کنم تا حالم خوب شه باجابه جایی وسایل حالم خیلی خوبه میشه و اطرافیان میان خونه ام میگن چه خوب شده که جای این وسایل عوض کردی .

    وقتی این فیلم دیدم با خودم فکر کردم شاید من اینقدر تغییر دوست دارم خدا من به اینجا واین سایت بهشت هدایت کرده .از خداوند مهربان بی نهایت تشکر میکنم هرروز داره من هدایت میکنه.

    استاد از شما ومریم بانو نهایت تشکر دارم که مارو این همه خوب با خودمان آشنا میکند دست بوس شما دوتا عزیز هستم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  7. -
    ماریا اکبری گفته:
    مدت عضویت: 2093 روز

    به نام مهربان پروردگارِ سخاوتمندم که هدایتم کرد به سمت این آگاهی ها

    خدایا چطور ازت سپاسگزاری کنم تا حق مطلب رو بجا آورده باشم ، زندگی من بدون این آگاهی ها هیییییچ معنا و مفهومی نداشت خدایا سپاسگزارم بابت این هدایت که باعث شد چرخ زندگیم روان بچرخه

    سپاسگزارم از شما استاد عباس منش عزیزم که این آگاهی هارو در اختیارمون قرارمیدین تا خوب زندگی کنیم و کمک کنیم جهان جای بهتری برای زیستن باشه

    ««نگاه متغیر بودن جهان رو در نظر داشته باشم »» من هرگز به ابرآگاهی که یک شیوه همیشه جواب بده ،نمیرسم

    چون جهان درحال تغییرِ و شیوه ها باید تغییر کنن

    خیلی از الگوها تو چیدمان خونم داشتم که دیگه نیاز به انجامش نبود اما من طبق عادت داشتم انجامش میدادم مثلا یادمه قبلا یه گوشه ای از خونه که نورگیر بود گل طبیعی چیده بودم به همین خاطر نمیتونستم اونجا میز نهارخوری بزارم ، بعدها گل ها خراب شدن اما من طبق عادت هنوز میزنهار خوری رو اونجا نمیذاشتم ، ویا میز عسلی رو بخاطر وجود یه پادری نتونسته بودم جای بازی بزارم ، جایی گذاشته بودم که رفتو آمدو برام سخت کرده بود بعدها اون پادری رو عوض کردم وپادری با عرض کمتری گذاشتم اما هنوز میز عسلی رو تغییر ندادم بعد از بارها آسیب زدن به انگشت کوچیکه ی پام چون جای کافی برای رد شدن نداشتم ، جاشو عوض کردم

    یادمه یه پرده ای رو چون با کوسن های رو تخت ست بود به پنجره نصب کرده بودم اما تا مدتها که اون کوسن ها نبودن هم به پنجره آویزون بود و چون چشام بهش عادت کرده بود عوضش نمی‌کردم ، درحالی که چندین پرده برای اون داشتم

    میتونم مثالهای زیادی برای جای قابلمه و غیره بزنم یا مثلا تو لباس پوشیدن چون اون مانتوی خاص رو برای اون شلوار خاص خریده بودم دیگه طبق عادت فقط همون دوتا رو باهم میپوشیدم ، بعد که آبجیم اومد خونمون اون مانتو رو با شلوار متفاوتی پوشید و من بعدِ اون خیلی از مانتو شلوار هامو به صورت متفاوتی پوشیدم و به تیپم تنوع دادم ، تو لباس خونه هم همینطور …

    اما خوشبختانه چون شاگرد عباس منش هستم و همیشه تو فایل ها این آگاهی هارو می‌شنوم برا همون اکثرا با اولین نشانه ها شروع میکنم به تغییر دادنشون و از شیوه های جدیدی برای ادامه ی کار استفاده میکنم

    که آخرین باز بینی توی رابطه ی عاطفیم بود

    مدتها بود که نشانه های تغییر و نچسبیدن به گذشته رو در ارتباطم می‌دیدم ، اما جسارت تغییر دادن وضعیت موجودو نداشتم ، بعداز یک باز بینی و بقول استاد قلم به دست شدن متوجه شدم که من به 12دلیلی که الان دیگه اون دلایل وجود نداشت ، داشتم به رابطه ی عاطفی که مدتهاست به مو رسیده ادامه میدادم در حالی که دو طرف یقین داریم که باید تموم شه اما هیچ کدوم جسارت خاتمه دادنو نداریم

    این موضوع باز بینی الگوهای قدیمی باعث شد تا بشینم و با خودم به صلح برسم و شروع کنم به لیست کردن موارد و آنالیز شرایطی که قبلاً بوده و به اون دلایل در اون زمان ما انتخاب کرده بودیم که کنار هم باشیم ، دیدم واقعا هیچ کدوم ، هیییییچ کدوم از اون شرایط دیگه مثل قبل نیست و همه چیز طی این مدت تغییر کرده اما من هنوز تو این رابطه ی ناجالب موندم ، ما بارها تصمیم به پایان گرفتیم اما چون من ورودی مالی مناسبی نداشتم ، استاندارد پایین این رابطه رو قبول کرده بودم ، میگم استاندارد پایین منظورم اینکه برای الان من دیگه پایینه ، شاید خیلی ها آرزوشونه که تو شرایط الان من باشن ولی ما هر دومون رشد کردیم و تو اکثر موارد با خود قبلمون متفاوت شدیم و جفتمون راضی به این تغییر هستیم ،

    بخوام لیست کنم واقعا موارد زیر و درشت بسیار دارم اما هنوز نمیتونم دراون مورد ها خودافشایی کنم

    می‌خوام بگم این آگاهی که شما بهم دادید کمکم می‌کنه تا همیشه از خودم بپرسم چه کاری دیگه لازم نیست اما من طبق عادت گذشته دارم انجامش میدم و خیلی وقتا به نتیجه مطلوب میرسم و زندگیمو الک میکنم ، دوستامو الک میکنم ، روابطمو الک میکنم ، مسیر رفتو آمدمو باز بینی میکنم و باز بهترین اون لحظه رو انتخاب میکنم من می‌دونم که بهترین نمیتونه ثابت باشه و همیشه ،باید بازبینی بشه و این کار کمکم می‌کنه تا نشتی های انرژیمو بگیرم و انرژیمو در مسیر رشد و بهبود خرج کنم و نتیجه ی اینکار بشه رضایت از زندگی ….

    خدایا شکرت بابت حضور استاد عباس منش عزیزم و آگاهی هاتون تو زندگیم

    دوستتون دارم و عشق برای خانواده بزرگم در سرزمین توحیدی عباس منش…

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 9 رای:
  8. -
    سلما مصدق گفته:
    مدت عضویت: 3019 روز

    سلام و سپاس به استادای عزیزم و اعضای خانواده صمیمی عباسمنش

    من حس میکنم که نوشتن در این سایت میتونه کمکم کنه مدارمو ببرم بالاتر و خودمو بهبود بدم. و ننوشتن کامنت و فعال نبودن تو سایت داره مدارمو میاره پایین.

    بخاطر همین یک بار این تمرین تو دفترم نوشتم ولی حسم گفت اینجا هم بنویسم.

    فایل نشانه امروزم در مورد تغییر: سوال: چه کارهایی رو دارم تو زندگیم انجام میدم که قبلا به یه دلیلی بوده اما الان دلیله تغییر کرده ولی من همچنان دارم به اون کار ادامه میدم.

    من به خاطر فوت پدر عزیزم و تنها شدن مادر عزیزم احساس کردم که نیاز داره به وجود من و برگشتم به شهرستان و مسئولیت تمام کارها و زندگی و ملکمون رو به عهده گرفتم. با خودم قرار گذاشتم که تا وقتی مادرم هست پیشش بمونم و اگر مادرم به رحمت خدا رفت من از این شهر برم.

    بخاطر نداشتن فضای ایزوله و ارتباطات نامفید و ورودی های نامناسب.

    مادر عزیزمم چند ماه پیش به رحمت خدا رفت ولی من همچنان به موندن در این شهر ادامه دادم. برای چی؟ برای اینکه فکر کردم که من مسئول فروختن ملک پدری و تقسیم اون بین وراث هستم و این کار فقط از عهده من میاد. با این کار هم برادرام سروسامانی شاید بگیرن و هم خودم شاید یه پولی دستم بیاد و دست خالی مهاجرت نکنم.

    ولی همیشه یه نفر تو وجودم میگه اولا نه برای خودت چشم به اون ملک و ارث و میراث داشته باش. دوما نه برای برادرات تو هیچ مسئولیتی نداری. اونا خودشون مسئول زندگی خودشون هستن. تو همه چیزو رها کن بسپر به خودشون. هر کاری که خودشون میخوان و میتونن انجام بدن. تو فقط رها کن.

    خب حالا با یکسری تضادهایی که پیش اومده بیشتر مصمم شدم که رها کنم و برم.

    حالا دارم آماده تغییر میشم دارم سعی میکنم خودم رو از وابستگی ها رها کنم و از رفتن و مهاجرت کردن و تغییر کردن نترسم.

    چون قبلا یکبار مهاجرت با دست خالی رو تجربه کردم و نتیجه خوبی گرفتم حس میکنم که اینار هم میشه و میتونم هر چند که همه کسانی که باهاشون مشورت میکنم میگن نه نمیشه حداقل دست خالی نمیشه.

    ولی خودم میدونم که بالاخره باید از یک جایی شروع کنم از صفر شروع کنم تا کم کم پیشرفت کنم و موندن تو این فضا بهم کمکی نمیکنه.

    از خداوند میخوام منو هدایت کنه به مسیر درست راه راست و مستقیم راه آسون. راهی که از لحظه ای که واردش میشم ذره ذره همه چیز براحتی بهبود پیدا کنه راهی که تمام وابستگیم و چشمم به خدا باشه و توانایی هایی که خدا بهم داده.

    خدایا شکرت که هدایت من رو به عهده گرفتی و قسم خوردی که هدایتم میکنی و منو رها نکردی.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
  9. -
    سلما مصدق گفته:
    مدت عضویت: 3019 روز

    سلام و درود به استادای عزیزم و خونواده صمیمی عباسمنش

    من خودم خونواده صمیمی ندارم ولی این جمع واقعا احساس میکنم بهتر از هر خونواده ای هست تو دنیا که میتونم داشته باشم.

    قانون میگه احساس خوب اتفاقات خوب. قانون میگه به چیزهایی که دوست داری فکر کن در موردشون صحبت کن و بهشون تمرکز کن نه در مورد ناخواسته ها.

    یکی از چیزایی که به تجربه درک کردم اینه که وقتی در جمع های آدمای قبلی قرار میگیرم که البته اون آدما عزیزانم و فامیلم و دوستانم هستن انگار بصورت کاملا ناخودآگاه دوباره شروع میکنیم با همدیگه به صحبت کردن در مورد ناخواسته ها.

    انگار واقعا ناخودآگاه نمیتونیم در مورد چیزای خوب و زیبا صحبت کنیم.

    یعنی من اینهمه فایلای استاد رو گوش میدم ولی به محض اینکه با ادمای قبلی صحبت میکنم انگار تمام صحبت های استاد که میگه در مورد ناخواسته ها صحبت نکنین انگار از یادم میره یا اینکه اگر سادم بیاد توجیه میکنم که حالا این چند دقیقه و چند ساعت تو این فضا میمونم و این حرفا رو میزنم چون این حرفا باید گقته بشه. لازمه که گفته بشه.

    من چند سال قبل که شروع کردم به کار کردن روی خودم، بصورت تکاملی با تمام دوستای قبلیم قطع رابطه کردم و چون به یک شهر دیگه مهاجرت کردم عملا از خیلی از دوستان و فامیل و خونواده ام دور شدم و ارتباطم تقریبا قطع شد.

    ولی بعد به دلایلی دوباره برگشتم شهر قبلی و دوباره تو همون محیط قبلی و ارتباطات قبلی قرار گرفتم و الان مطمئن شدم که وقتی تو فضای ایزوله خودم بودم چقدر حال و روزم بهتر بود.

    بخاطر همین تغییر محیط و مهاجرت کردن تو ذهنم خیلی ایده درستیه.

    چون مطمئن شدم که اگر تو اون محیط قبلی با همون آدمای قبلی باشم ناخودآگاه شبیه اونا میشم. نمیتونم در مورد موضوعات مثبت و خوب با اونا صحبت کنم. انگار آدما علاقه دارن در مورد ناخواسته ها صحبت کنن و منم دقیقا همینطوری میشم.

    ولی خب این جمله استاد رو یادمه که اگر دور و برت آدمای نامناسب هست بدون که خودتم نامناسبی.

    پس اگر من میخوام که محیط و آدمای اطرافم عوض بشه راهی ندارم جز اینکه از همین جایی که هستم شروع کنم به کار کردن روی خودم و بهبود احساس و فرکانس خودم. تا خداوند کم کم منو هدایت کنه به مهاجرت پ شرایط مهاجرت رو برای خودم فراهم کنم.

    چون مهاجرت کردن یه تغییر بزرگه و ایمان و شجاعت میخواد من وقتی از مهاجرت با آدمای قبلی صحبت میکنم مخالفت میکنن مخصوصا باور نمیکنن که یه آدم بتونه خودش با دست خالی مهاجرت کنه و موفق بشه. بخاطر همین اصلا بهتره در موردش با اونا صحبت نکنم.

    من فقط اینو میدونم که باید رو خودم کار کنم و خودم تا حدی که میتونم با آدمای قبلی هم صحبت نشم و آگاهانه تا حدی کنترل کنم بعد اگر به این کار ادامه بدم کم کم شرایطم عوض میشه و ندارم تغییر میکنه و خودبخود جام عوض میشه.

    یعنی من واقعا با تمام وجودم میدونم به جز کار کردن روی خودم هیچ راهی برای تجربه خوشبختی در زندگیم ندارم.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 9 رای:
  10. -
    مریم غدیری گفته:
    مدت عضویت: 4007 روز

    به نام خداوند جان و خرد

    کزین برتر اندیشه برنگذرد

    چقدر عالی، چهارشنبه که تعطیل بود کمد لباسهامو مرتب کردم و یک سری لباس‌های زمستانی را جدا کرده و به فضای دیگری انتقال دادم و کمدم خلوت شد. خیلی حس خوبی گرفتم.الان این فایل را دیدم و دوباره حسم بهتر شد و هی میگم خدایا شکرت.چه نکته های ارزشمندی فرمودید استاد. بازنگری به دلیل رفتارهایمان چقدر میتونه موجب رشد و پیشرفتمون بشه. این 3 روز تعطیلی خیمه زدم روی فایلها و خیلی لذت بردم. حجابی برداشته شد که ترمز مهمیه. و دست به اقدام زدم. یه آرزویی که سالهاست شکل گرفته و من جرات انجامش را نداشتم داره محقق میشه. فایل صوتی جلسه 14 دوره هم جهت با جریان خداوند بهم کمک کرد.استاد فقط میدونم تا لحظه ای که نفس میکشم باید فایل بشنوم همین. این مهمترین کارم باید باشه.هرچی غیر آن مهم نیست.هرچه بیشتر به دل ترسهام برم احساس بهتری میگیرم. خدا رو صدهزار مرتبه شکر.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای: