سریال زندگی در بهشت | قسمت 252
دیدگاه زیبا و تأثیرگزار عبدالله عزیز به عنوان متن انتخابی این قسمت:
بنام الله یزدان پاک، خداوند مهربان و زیبا
سلام گرم خدمت همه عزیزان زندگی در بهشت
سلام گرم تر خدمت استاد عزیز سید حسین عباس منش و بانو شایسته و میهمانان رامتین و سمی
اولش که فایل رو باز کردم ببینم ، یه مقدار هنگ کردم ، ادیت فیلم اینقدر عالی شده بود که فکر کردم سریال Lost رو دارم میبینم ، بسیار زیبا کار شده بود. تفاوت را از همون اول میشد فهمید ، خلاقیت مشهود بود ، بدون هیچ صحنه اضافی ، خلاصه و مفید ، خدایی تحسین میکنم این همه عشق به کار ، فکر میکنم تکامل طی شده ، و به پله های آخر می رسیم.
۱- صحنه اول از بیرون در ورودی خانه : تصویر ماشین ، براونی در حال آفتاب گرفتن ، مرغ و خروس ها در حال دویدن ، آفتاب زیبا ، پرنده ای پرواز کنان در پرادایس ،هوای خوب و آسمان صاف (یک زندگی رویایی ، بدون دغدغه ، بهشت واقعی )
۲- صحنه دوم مرغ و خروس و گنی هایی که منتظر غذا هستند (برای بدست آوردن هر چیزی باید بهای آن را پرداخت، باید هزینه کرد ، وقت گذاشت ، تمرین کرد ، ادامه و ادامه تا به نتیجه دلخواهمان برسیم )جوجه هایی که تا همین دیروز تازه از تخم بیرون آمدند ، محصول میدن ، غذا میخوان
۳- صحنه سوم : بره ها و بزهایی که مشغول غذا خوردن هستن ، از درختان زائد تغذیه میکنند(از هر چیزی میشه سود گرفت ، مهم اینه که فکرمون رو به کار ببریم ، هدف داشته باشیم )
۴- صحنه چهارم : صحبت میهمان سریال زندگی در بهشت ، چقدر با احساس صحبت میکنن ، چقدر سبک و چقدر روح لطیفی دارن ، قطعا ایشون و همسرشون تاثیر گرفتن از دوره های استاد و تفکرشون اونها رو به اینجا کشونده ، ما با افکارمون آیندمون رو می سازیم ، ایران ، فنلاند ، امریکا ، مسیر خوشبختی ، با پرورش ذهن و افکار ، خیلی ها چنین حسی را ندارن ، حتی کسانی که به زحمت به امریکا یا اروپا رسیده اند ، باید این ذهن رو ساخت ، درستش کرد ، منفی گرایی دشمن احساسات است . فرقی نمیکنه زن باشی یا مرد ، هر کس به هر چیزی که میخواد با عشق میرسد ، یک زن میتواند از یک مرد بهتر کارهای سخت رو انجام دهد ، عشق میخواد
۵-صحنه پنجم : خانم شایسته و آقا رامتین و همسرشون در حال حذف درختانی که به نظر می آمد فضای زیادی را اشغال کرده بودند (من فکر میکنم اینکه انتظار یک هوای آفتابی در فنلاند داشتن و رسیدن به آن در پرادایس و انتظار من به یک هوای ابری و رسیدن آن همین الان، چه چیزی را به من آموزش میده ؟ انسان ها همیشه خواسته های خاص آن محیط دارند ، اگر من مهاجرت کنم ، قطعا خواسته های دیگری خواهم داشت ، خواسته های جدیدی که هیچ وقت حتی خوابش رو هم نمیدیدم ، یک انسان میتونه یک جا انتظار هوای ابری داشته باشه در یک سرزمین خشک ، یا در یک منطقه اروپایی منتظر یک آفتاب گرم باشه، ما همیشه دنبال نداشته هایمان هستیم ،این درختان زائد آرزوی خیلی از ماست که اطرافمون باشه ، از نظر من هر چیزی زیبایی خودش رو داره ، این ما هستیم که باید زیبایی رو ببینیم ، یاد بگیریم شکر گذار باشیم ، از هر محیطی که هستیم لذت ببریم ، و خدا رو به خاطر داشته هایمان سپاسگزاری کنیم)
۶- صحنه ششم ، تخم مرغهایی که بعد از دو روز مرغ ها گذاشتن ، و چقدر لذت بخشه این صحنه ها ، با دست خودتون اون ها رو تجربه کردید و به خونه میربید.
۷- صحنه هفتم : تعریف وقایعی که گذشت ، خرابی ماشین ، یا بهتره بگیم هدایت پروردگار به سمت بهترین ها
منتظر نظرات زیبا و تأثیرگزارتان هستیم.
برای دیدن سایر قسمتهای «سریال زندگی در بهشت»، کلیک کنید
- نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
- دانلود با کیفیت HD229MB15 دقیقه






سلام به بهشت و بهشتیان
امیدوارم روزی برسه که منم مثل این دوست عزیزم هدایت شم به این بهشت و بگم خدای من جیزی که از تو دوربینم میدیدم خیلی خیلی فراتر و رویایی تر از چیزیه که دارم از نزدیک میبنم منم مثل ایشون از استادان عزیزم سپاسگزارم اگه بدونید همین سریال تو دوروز فقططططط دو روز چه کاری با زندگیم کرده که همش از اون روز دارم ب خودم میگم نرگس ببین استادت که دیگه توحید کلا سرمشق زندگیشه داره چیکار میکنه اصلا زندگی با توحید واقعا یه چیز دیگست برا منی که خیلی سال از زندگیم مشرک بودم و دارم روتوحید کار میکنم فقط با دیدن این سریال تو دوروز برام اتفاقاتی افتاده که انگار یکی از قبل نشسته ورق ب ورق برنامه ریزی کرده از مکانهایی که هدایت شدم و انقد بهم خوش گذشته از خوراکی های خوشمزه ای که خوردم از رفتار دوستام همون دوستایی که همیشه خدا باهک اینور اونور میرفتیم و همش تو سر هم بودیم الان رفتارشون با من اصن یه جور دیگه شده ومن اینو از قصد دیدم مثال بزنم تا بعدا یادم یمونه با خوندن کامنتم یه نجوای بدی داشتم دوباره کمالگراییم فشار اورده بود بهم و حالمو خراب کرده بود من گفتم میرم احساسمو خوب میکنم با این سریال بعد درخواستمو یه خدا میگم میخواستیم با دوستم بریم بیرون ومن دوس داشتم ایشونم بیاد که گف نه ینی مطلقا گفت نه نمیام و حال منو یکم خراب کرد وقتی سریالو دیدم و حالمو اروم کردم درخواستمو به خدا گفتم که ایشون بیادو و بریم وکلی هم خوش بگذرع گفتم مگه میشه بنده خداشو اجابت کنه وخداش اجابتش نکنه و خودم پاشدم حاضر شدم و رها کردمو با دوستای دیگم رفتیم منم حسم کاملا اروم بود و خدای من منو اجابت کرد که همور که هنوزه تو شوکم دوستی که گفته بود نمیام و از کلمه نه استفاده کرده یود نه تنها اومد بلکه رفتاری با من داشت که من فقط داشتم خدامو سپاس گزاری میکردم شبش که اومدم خونه فقط تو کاغذ سپاسگزاریم نوشتمو نوشتم این اتفاق دقیقا دوبار افتاد و من گفتم راهشو یاد گرفتم :) اصلا ادما رفتارایی باهام داشتن که من تا حالا تو این مدتی که سالها میشناسمشون باهام نداشتن همون ادما خدای من چقدرررر من بابت همه چیز علی الخصوص این سریال از شما ممنونم مریم عزیزم واقعا یه وقتایی به خودم میام میبینم ناخوداگاه دارم مثل شما کار خونمو انجام میدم بدون این که غر بزنم و باعشق تمیز میکنم ممنونم ازتون عاشقتونم
252
خدایا شکر بابت روز زیبای دیگه و دیدن این سریال زیبا
صبح ها موقع صبحانه خوذدن یک قسمت میبینم بعد میرم سراغ کارهام و حسابی روزمو زیبا میکنه با انرژی و حس مثبت
چقدر لذت بردم از دیدن دوستتون که مهاجرت کردن اومدن پرادایس و کنار شما در این بهشت زیبا لذت میبرن همینکه میبینم چقدر عالی اونها هدایت شدن به خودم میگم منم هدایت میشم
یک نفر قبلا مثل من داشته سریال میدیده و لذت میبرده و شکر میکرده الان اونجا وسط پرادایس داره همه اون اتفاقات را تجربه میکنه و این زیبا ترین بخش این قسمت بود که ادمها میتونن به تموم خواسته هاشون برسن
دیدن پرادایس و حیواناتش و محیطتش از نزدیک صددرصد با فیلمش متفاوته وقتی حضوری حسش کنی و خودت تجربش کنی
به نام خداوندی که رحمتش بی اندازه و مهربانی اش همیشگیست
لا حول و لا قوه الا بالله العلی العظیم
خدای مهربونم شکرت بابت سلامتیمون
خدای مهربونم شکرت که من رو به این فایل زندگی در بهشت هدایت کردی….
با سلام خدمت استاد عزیزم و مریم جان عزیزم و دوستان هم فرکانسی ام
مریم جان خیلی عالی و فوقالعاده است این فایل و پر از درس و آموزه .به خصوص برای ما خانم ها
بی نهایت سپاسگزارم
واقعا تحسین برانگیز هستید شما مریم جان
که اینقدر مستقل و بدون اینکه نیازی به کسی داشته باشید خودتون تمام کارهاتون رو در پارادایس به این بزرگی با ایمان و هدایت گرفتن از خدای مهربان انجام میدید….واقعا تحسینتون میکنم و درس میگیرم
و در یکی از کامنتهای همین فایل، دوست عزیزمون گفتن ما خانمها؛
کارهای سنگین رو و بعضی از کارها که به حساب خودمون میگیم کار آقایون هست انجام نمیدیم و میگیم عادت میشه براشون و دفعه بعد باید خودمون این کارها رو انجام بدیم. منم واقعا همین طور فکر میکردم..ولی دیدم شما غیر از افکار من عمل میکنید و با عشق همه ی کارها رو به تنهایی انجام میدید..خدا قوت مریم جان
خیلی ممنون و سپاسگزارم که این تصاویر زیبا و آموزنده و پارادایس زیبا را با ما به اشتراک می زارید و در کنار کارهاتون این برنامه را هم دارید که تصاویر زیبا رو فیلم بگیرید و در سایت قرار دهید
و چقدر حرفهای خانم سمی عزیز عالی بود و چقدر خوشحال و بدون حاشیه و ساده حرف زدن و حرفهاشون واقعا دلنشین بود….من که واقعا لذت بردم
و امیدوارم که همه ی بچه های داخل سایت و خودم ی روزی شما و استاد عزیز رو از نزدیک ببینیم
دوستون دارم با عشق
در پناه الله یکتا شاد و پیروز و سلامت باشید
به نام خداوند بخشنده ی مهربان
سلام به استادعزیزم وسلام به مریم بانوی مهربانم
وسلام به تک تک دوستانم.
یادمه چندسال پیش که برای اولین بار، این دوقسمت فایل رو دیدم که سمی عزیز ورامتین عزیز، مهمان پرادایس شده بودند جوری قلبم باز شد ولبم خندون و شاد شدم و لحظه به لحظه ی این فایلها رو با ذوق ودقت دیدم که هنوزم هنوزه بعد گذشت چندسال این حس وحال خوش رو دارم.
یعنی اینجوریه که 250 قسمت از سریال زندگی در بهشت رو نگاه میکنی وهربار با دیدن هر قسمت آرزو میکنی که کاش توهم اونجا بودی، کاش توهم می تونستی استاد ومریم جان رو از نزدیک ببینی ، پرادایس رو تجربه کنی و از شادی غرق حس خوشبختی بشی، انوقت یه دفعه میای قسمت 251 رو تماشا کنی، که می بینی بعلهههه، یه خانم وآقای دوست داشتنی ومهربون و خوش رو وخوش خنده، رفتند پرادایس که آرزوی تو رو یه جورایی برآورده کنند…
خیلی حسش قشنگ بود، انگار خداوند سمی عزیز ورامتین عزیز رو از طرف من وشاید هزاران نفر از شاگردهای استاد عزیز، نماینده قرار داده بود، که برند پرادایس واز طرف من واز طرف همه ی بچه های سایت، کنار مریم وتوی قسمت های بعد که استاد هم هست، کنار هم تجربه کنند وانقدر این ذوق وحسشون دلی و دوست داشتنی و واقعی باشه، که آدم حس کنه خودش اونجاست وکلی خدارو شکر کنه و دل آدم شاد بشه…
الخیر فی ماوقع، چقدر قشنگ خودش رو تواین دو فایل نشون داد، الحق که خداوند بهترین برنامه ریز جهان هستیه…
یه جوری برنامه ریزی کرد که ماشین بچه ها نزدیک پرادایس خراب بشه، اونم توی اون پمپ بنزین وجای امن نه وسط بیابون، بعد از اونجا که خداوند عالم مطلقه، خواست که آقا رامتین دقیقا به موقعه برسند و شوفاژ رو برای مریم جان، اونم توی اون هوای بسیار سرد، تعمیر کنند..
خداوند همیشه با یه تیر چندتا نشون میزنه، یعنی همه چیز رو جوری برنامه ریزی میکنه، که از هر سمت وسو به بنده هاش خیر برسونه….
البته این دیدگاه الخیر فی ماوقع رو از استاد قشنگم آموختم و درکش وبه کارگیریش توی زندگیم،خیلی جاها باعث شد من آرامش وامنیت وآسوده خاطری بیشتری رو تجربه کنم..
در گذشته ی نه چندان دور، منم مثل خیلی از دوستانی که تجربه کردند با کوچیکترین تضاد بهم میریختم، کلا اعصاب و هوش وحواسم می ریخت بهم، جوریکه بیشتر وقتها مدیرییت مسئله پیش اومده برام اونقدر سخت وطاقت فرسا میشد که دلم میخواست از اون مسئله وتضاد یه جورایی فرار کنم …
ولی خیلی وقته که به این درک رسیدم،
((همه چیز خداست وخداست همه چیز))
یعنی هر اتفاقی به هر شکلی که در زندگیم رخ میده، هر چقدر تلخ و با ظاهری نادلخواه، در هر صورت خیری درش هست.
دوره ی بی نظیر 12 قدم، این دوره مقدس، که مثل معجزه ای بزرگ وارد زندگیم شد از طرف الله مهربانم، منو جوری از ناآگاهی ونادانی( کوری وکری و بستگی وسیاهی قلب) نجات داد که حالا مدتهاس می تونم ادعا کنم، که دارم به لطف الله با چشمهایی باز و گوشهایی شنوا و قلبی باز، به روی دیدن وشنیدن وحس کردن پیامهایی که الله مهربانم برام میفرسته، هوشیار ودقیق باشم.
استادقشنگم شما بهم آموختید که وقتی همواره وهر روز سعی می کنم در مسیر صراط مستقیم باشم وسهم ونقشم رو به لطف الله در زندگی واموراتم تاحد زیادی به درستی انجام بدم، اگه در این بین با تضادی روبرو شدم، نترسم، پا پس نکشم، فرار نکنم، نخوام که صورت مسئله رو پاک کنم، آشغالها رو نریزم زیر فرش ومبل….
بلکه به خدای خودم به رب خودم بگم، خدایا مهربونم پروردگارم، من که دارم سعی می کنم جوری زندگی وبندگی کنم که هم دلخواه توباشه هم دلخواه خودم، اما حالا که مسئله ی ناجالب ونادلخواهی رخ داده، بدون شک جایی از کار مشکل داره، ومن ازش آگاه نیستم، وتو با این تضاد میخوای که من وتو باهم اون مشکل و حل کنیم.
اوکی من آماده ام، بهم بگو چیکار کنم، برام نشونه بفرست، با من صحبت کن، من سراپاگوشم…
توی 90 درصد مواقع من مدتهاست به لطف الله مهربان می تونم دلیل تضادها رو وحکمتش رو متوجه بشم، توی اون 10 درصدی که نتونم دلیل،به وجود اومدن تضاد تشخیص بدم سعی می کنم، الخیر فی ماوقع رو مدام با خودم تکرار کنم.
به این شکل که مدام به خودم وخدا میگم،
(( همه چیز تویی، وتویی همه چیز..
ای بهترین برنامه ریز جهان هستی، کمکم کن تا بتونم فکری بکنم که تو می پسندی، حرفی بزنم که تو می پسندی، رفتاری انجام بدم که تو می پسندی، تا این مسئله به شکل آسان وخوبی حل وفصل بشه، ایکه برگ هم به اذن تو بر زمین می افته، بدون شک با این تضاد اومدی که من به تو نزدیکتر بشم تورو بیشتر بشناسم ودرک کنم، ورشد کنم وایمانم به تو قویتر بشه، تا بعد این آسانتر زندگی کنم، تا بعد این زندگی رو، خودم رو، قوانینت رو بیشتر بشناسم، تا بتونم آسانتر و با خیال راحتری زندگیم رو پیش ببرم، چون با حل وبرطرف شدن هر تضادی اعتماد واعتقاد واطمینانم به خودم وبه تو، به قدرتت، به مهربانی وبزرگی ات، وبه نزدیک بودنت بیشتر وبیشتر میشه)))
در صورتیکه همین من در گذشته در مواقعی که به تضادی بر میخوردم، خیلی بهم میریختم وشروع میکردم به آه وناله وگله وشکایت….استرس وترس میومد سراغم وبیقرار میشدم، جوریکه دیگه نمی تونستم درست فکر کنم ودرست تصمیم بگیرم، برای همین مدام خرابکاری میکردم.در خونه همرو میزدم دم هرکسی رو می دیدم برای حل کردن مشکلم جز خدا…
چون با ترس و نگرانی پیش میرفتم، با عجله ی شدید که حتما خودم یه جوری خیلی زود مسئله رو حل کنم، هی اشتباه پشت اشتباه، حرفها ورفتاری ازم سر میزد که همه اش شر وبدی وتضاد بیشتری رو به سمت من هدایت می کرد ودر نهایت که همه چیز بدتر میشد.
الحمدالله رب العالمین، به اندازه ایمانم و توکلم واعتمادم به خداوند وبه مسیری که درش هستم، تضادهای زندگیم خیلی کمتر شدند، شاید در سال با یکی دوتا تضاد روبرو بشم، برعکس گذشته که هر روز وهر هفته وهرماه من درگیر تضادهای بی شماری بودم، چه در مورد خودم وزندگی خصوصیم، چه در مورد روابط اجتماعیم وچه در مورد سلامتی وکسب وکار و مسائل دیگه زندگی….
چقدر تسلیم بودن قشنگه، چقدر تواضع وفروتنی وخاشع بودن در برابر خداوند زیباست، چقدر صبور وشکور بودن با ارزشه….
اصلا آدم با ایمان و متوکل چهره اش زیباست، افکارش زیباست، گفتارش زیباست، رفتارش زیباست….
برعکس آدمیکه جاهل ونادانه، خودش رو عقل کل میدونه، میدونم ومی تونمش گوش فلک رو کر کرده در صورتیکه مدام در ترس ودلواپسی سر میکنه و اتفاقا جز خرابکاری هیچ کاری هم ازش برنمیاد….
آدم وقتی به خودشناسی میرسه، هر چقدر هم کم، دیگه علت اتفافات رو می تونه به خوبی تشخیص بده، حتی اگر علتی هم برای پیشامد بدی پیدا نکنه، می تونه با ایمان بگه حتما خیر بزرگی برام در راهه…
البته که خودشناسی وخدا شناسی در کنار هم باعث میشه که آدم بتونه با ایمانتر، متوکلتر وصبورتر، وحتی در دل تضادها شکورتر باشه….
یکی از مهترین کارهایی که من از شما استاد عزیزم یاد گرفتم وخیلی بهم کمک میکنه، اینه که وقتی سهم خودم رو انجام دادم حالا در حد توانم ودیگه کاری ازم برنمیاد، اون موضوع رو رها کنم بسپارمش به دستان قدرتمند ومبارک خداوند، وبرم دنبال کارهایی که بهم احساس خوبی میده.
یعنی خودم رو صد درصد درگیر کاری کنم که حال دلم رو خوب میکنه وحواسم رو از اون مشکل پرت میکنه…
اینجوری اجازه میدم خداوند انور شرایط رو اماده ومهیا وهمه چیز رو سروسامان بده ،واز اینور منم حداقل حالم رو خوب نگهداشتم و به بقیه اموراتم رسیدگی کردم..
اینها همه از لطف ورحمت خداست، بعد اونهمه سال ظلم به خود کردن، یاد گرفتم سعی کنم خودم رو دوست داشته باشم، وانقدر خودم رو توی دردسر وزحمت ورنج نندازم، قوانین حاکم بر جهان هستی رو درک کنم ودر زندگیم ازش استفاده کنم تا راحتر وآسانتر زندگی کنم.
همین سریال زندگی در بهشت، انقدر در کنار کارکرد 12 قدم از شروعش تا به الان ومی تونم بگم تا به ابد، بهم کمک کرده وکمک میکنه که زندگی وبندگی درست واصولی رو بیاموزم.
اگرچه در روبرویی با هر تضادی نمی تونم صد درصد کنترل ذهن داشته باشم، ولی مدتهاست تغییر شخصیت وتغییر نگرش مثبت خودم رو در روبرویی با تضادها به شدت می بینم، یه مقایسه کوچیک از گذشته خودم وامروز خودم به خوبی بهم نشون میده که چقدر از خودخواهی، از تکبر، از من میدونم ومن می تونم، از ناجی بودن، از احساس قربانی بودن، از تایید طلبی، از ترس، از اضطراب های دائم، از عجله کردنها، از بدو بدوها…..از بی خدا بودن ها فاصله گرفتم شکرخدا….
الهی هزاران بار شکر الله مهربان رو که نه تنها قوانین حاکم بر جهان هستی اش رو تئوری توسط سیدحسین عباسمنش بهم آموخت بلکه طی یک برنامه ریزی دقیق وهماهنگ شده جوری من آورد توی این سایت، که سریال سفر به دور امریکا متولد شده بود وبعدش سریال زندگی در بهشت، تا به صورت عملی وکاربردی هم زندگی وبندگی کردن درست رو بهم توسط استادقشنگم ومریم قشنگم بهم بیاموزه…
الهی شکرت…
ان شالله در زمان ومکانی مناسب وطبق برنامه ریزی بی نقص خداوند من وهمه ی دوستانم در این سایت مریم عزیز واستادعزیزمون رو از نزدیک ملاقات کنیم ودر آغوش بگیریم وازشون سپاسگزاری وقدردانی کنیم، آمین
به نام خداوند مهربان وهدایتگر
سلام به استاد عباسمنش و خانم شایسته مهربان
سلام به همه دوستان ثروتمندم
نشانه امروزم
وقتی آقا رامتین و خانمش را پارادایس دیدم خیلی خوشحال شدم و به خودم گفتم خدایا شکرت که از بچه های سایت هدایت شدن به خانه استاد عباسمنش و این بزرگترین سعادت و خوشبختی هست و البته خراب شدن ماشین آقا رامتین عزیز ، الخیر فی ما وقع بود که 2 روز مهمان خانم شایسته باشن و از فضای شاد و الهی و توحیدی پارادایس استفاده کنن .
فکر کنم تا الان سه نفر مهمان خانه استاد عباسمنش شدن اولی علی آقا، راننده تریلر که مربی بدنسازی هم هست و بعد آقا رامتین عزیز و همسر مهربانش .
من واقعا خوشحالم و این امید را به خودم میدم حتما روزی برم منزل استاد عباسمنش و از نزدیک ایشان را ببینم .
خدایا شکرت
علیرضا یکتای مقدم مشهد مقدس
سلام خدمت استاد عزیزم
سلام بر مریم جان شایسته
و سلام بر دوستانم
من خیلی لذت بردم از این دو قسمتی که مهمونای عزیزتون رامتین و سمی جان اومدن پرادایس. آخه این دو عزیز جزء اولین نفراتی بودن که به محض ورودم به سایت نحوه آشناییشون با استاد رو از پروفایلشون خوندم و همون موقع یه حس خوبی به این دوستان داشتم. من اون حس ساده و صمیمی و گرمشون رو درک کردم از رو حرفها و عکسهای زیباشون.
و الان خیلی خوشحالم که تو پرادایس دیدم و رفتارهاشون رو از توی قاب دوربین مریم جان دیدم و صحبتهای گرم سمی جون رو شنیدم و چقد تحسین کردم اون سادگی و در صلح بودن با خودشون رو و اون خوشرو بودن این دو عزیز رو
سمی جان خیلی دوستت دارم عزیزم. اونجایی که گفتی مه روی دریاچه رو دیدی و اون قطرات مه رو توی صورتت حس کردی مرغ و خروسها و گوسفندارو، اونجایی که تخم مرغهارو برمیداشتی و لمسش میکردی مخصوصا که اون تخم آبی رنگ و برداشتی یاد اون قسمتی افتادم که استاد در مورد رنگ این تخم مرغ توضیح میداد و تو سمی جان همه اینهارو از نزدیک دیدی و تجربه کردی حتی بریدن درختها و انتقال چوبهارو هم به همراه مریم جان و آقا رامتین عزیز انجام دادی.
سمی جان من اون حس ناب و اون ذوقی که تو حرفات بود رو دریافت کردم و با اینکه شاگرد خوب استاد عباسمنش بودین که هدایت شدین به پرادایس زیبا و در کنار مریم جان بودین ولی با دیدن رفتار و حرکات مریم جان از نزدیک من مطمئنم که ایمانتون قویتر شده و مدارتون بالاتر رفته و این آموزههای عملی که تو این دو روز دیدین رو تو زندگیتون با رامتین عزیز پیاده میکنید.
ممنونم از شما دوستای عزیزم که نشون دادین خواستهها از اون چیزی که ما فکر میکنیم به ما نزدیکترند.
مریم جان از شما هم ممنونم که این تصاویر زیبا رو برای ما گرفتین و عاشقتم که الگوی بینظیری شدی برا ما خانمهای سایت که مستقل و تک و تنها در این پرادایس زیبا همه کارها رو به نحو احسنت انجام میدی
دوستتون دارم
سلام سلام سلام به همه دوستان و استادان عزیزم
دیشب یک کامنت برای سریال زندگی در بهشت نوشتم و دیدم چقدر احساسم خوب شد
و گفتم خب راضیه جون بیا و هر شب قبل خواب همین کارو انجام بده یک قسمت سریال زندگی در بهشت رو ببین و درموردش هر احساسی داری بنویس
و وقتی این سریال رو دیدم چقدر از مهمان عزیزمون که اینقدر دوستانه و صمیمانه (در لفظ گفتاری خودم -خیلی خاکی- ) رفتار کردن و چقدر صداقت از گفتارشون و احساس شعف از صورتشون مشخص بود.و حال خوبشون رو خریدار بودم وقتی با این جزئیات داشتن از احساسشون در همکاری با خانم شایسته صحبت میکردن منم احساس خوشایندی بهم دست داد و با لبخند تمام داشتم خودمو رو در چنین موقعیت های تصور میکردم
همیشه سعی میکنم خودم کارهای خودم رو انجام بدم ولی با صحبت های که تا الان به خورد ما دادن (بزار کارهای سنگین رو اقایون انجام بدن این یعنی احساس لیاقت- در کار های که اقایون سر رشته دارن تو دخالت نکن و بزار خودشون کارو پیش ببرن وگرنه دفعه ای بعد خودت باید همون کارو تنهایی انجام بدی و….)ذهن منو به کل خراب کرده بود چون با اصل من که همیشه دوست داشتم از هر کاری سر رسته داشته باشم و حتی خیلی کارهای فنی رو خودم انجام بدم دور کرده بود
ولی الااااااان با دیدن خانم شایسته عزیز این الگو در من هر روز و هر شب زنده میشه که راضیه جون توهم میتونی، ببین خانم شایسته در این مدت با این همه کار چقدر عالی کارهارو پیش بردن. چقدر حالشون خوبه و چقدر هر روز دارن زیبایی ها و تجربه های جدید رو لمس میکنن و بازهم لذت های بیشتری سراغشون میاد.
خداروشکر خداروهزار مرتبه شکر که با دیدن این تصاویر داره یک انقلاب بزرگی در وجود من شکل میگیره برای اینکه به خود واقعیم برگردم و لذت ببرم از اون چیزی که هستم.
ممنونم از خداوند که منو در مدار این قسمت از سریال قرار داد و ممنونم از خانم شایسته و مهمون های عزیزمون که اینقدر خوب مارو با خودشون همراه کردن و لذت دیدن این تصاویر رو با صحبت های دلنشینشون چند برابر کردن.
و یک درس هیلی خوب و به جامه امشب این هم برای من بود با عشق هر کاری رو باید انجام بدم حتی درست کردن یک چایی من این موضوع رو فقط در آشپزی و تمیز کردن خانه انجام میدم ولی از الان به بعد میخوام هر کاری رو خودم انتخاب میکنم که با عشق و لذت فراوان انجام بدم.
در پناه الله یکتا همگیمون شاد و سلامت و ثروتمند باشیم ️