این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.
https://tasvirkhani.com/fa/wp-content/uploads/2020/07/abasmanesh.jpg8001020گروه تحقیقاتی عباسمنش/fa/wp-content/uploads/2015/12/logo-with-title-340x85.pngگروه تحقیقاتی عباسمنش2020-07-01 08:48:482025-02-25 09:23:13سریال زندگی در بهشت | قسمت 39
348نظر
توجه
اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
سلام و درود خدا به سایت بهشتیم.سایتی که هر روز هر ساعت و و دقیقه ها و ثانبها..مرا به تامل کردن به خودشناسی و خداشناسی،”عمیقتر میکند…
یحرف زیبایی استاد در سفرنامه مهاجرت زدن…گفتند اینقدر ما سالها تحت تاثیر باورهای گذشتگانمون قرار گرفتیم هر چقدر روز خودمون کار میکنیم.بازم وجود دارن.ولی هر بار که میشناسمیشون.و روشون کار میکنیم بهتر و بهتر میتونیم روند خاستهامونو پیدا کنیم..
من همیشه که بچه بودم..یادمه یه تصویری از دریاچه ابی توی یه فضای باز..همه افراد زن و مرد داشتن لذت میبردن.من همیشه میرفتم نگاه به این تصویر میکردمو تجسم میکردم..
و خداوند خاستمو به استجابت رسوند…دقیقا همون صحنه یه ایتیت پارکی در امریکا بود.دقیقا صحنه ایی که استاد رفته بودن شهر اوریه در کلرادو…
خیلی دوستدارم به صورت واقعیت اون صحنه رو برای بار سوم بصورت فیزیکی ببینمش…
تا مرحله دوم به اجابت رسید..و خیلی از خاستهای دیگم.همین چند ماه لیزر فوکوس روی بیزنسم.طبق تضادی که داشتم هدایت شدم به یه مسیر صحیح آسان و راحت ..
و هنوز برای قدمهاش دارم گام برمیدارم.ولی اجازه دادم خداوند بقیه مراحل رو انجام بده…
میخام بگم…..خاسته های ما تو زمان و مکان مناسبش با ما هم مدار میشن..ولی باید کم نیارییم ادامه بدییم..
این فایل از نشانه روزم.چند نکته رو برام بصورت اساسی باز نمود…
1…جمع دوستداشتنی این خانواده زیبا و با معرفت توحیدمون..چقدر همین افکار این خانواده چقدر اون بتهای درونیمونو که مدام توی رسانه ها میگن..و بهمون قبولوندن..شکسته میشه..
من همیشه بچه که بودم عاشق این فیلمهای خارجی بودم.چون خیلی صمیمیت داشتن .خیلی افراد با شخصیتی بودن..
امان از دل قافل..مخصوصا ما دهه شصتیها همه کارامون طبق زور چپوندن. و همهمه هایی که هر کدوممون دچارش بودیم..بهمون قبولونده بودن ووووو خیلی چیزای دیگه..
ولی میبینم همین افراد چقدر هویت خانوادگی دارن .چقدر پر از ارامشن..
دقیقا همون صحنه ایی که اقای راین رفته بودن والمارت.و بعد از اون بازی..یه اهنگ گذاشتن با همدیگه میخوندن..چقدر حس لذت داشت..همین الان که میگم بدنم خوشحالیشو نشون میده..
اتفاقا اینروزا من دختر بچه برادرمو تا یه ساعت خاصی کنارمه..چقدر اینروزا حالم کنارش خوبه.چقدر کنارش لذت میبرم باهاش صحبت میکنم با هم میخندیدم چقدر حس خوبی داره..
این داره به من نشون میده.اینده من تشکیل خانواده بدم.بتونم مادر خوبی برای عرزندم باشم و بتونم نسبت به علایقش و اونچیزی که دویتداره احترام بزارم..خیلی اینروزا همین چند ساعتی که پیشمه.چقدر احساس بزرگی میکنم..
واقعا احساس خوب داشتن خیلی میتونه روی شخصیت افراد نزدیکت تاثیر گزار باشه..
که واقعا منم گذشته هام.مثل گذشته های خانواده ام زندگی میکردم.یفرد غُرغُرووو و توهینات و و غیره. که بنظرم اینم یه تکامل بوده تا قدر این لحظات ارامشبخشمو بدونم…
نکته 2…..ارامش داشتن برای یه مهمانیهای عالی و لذت بردن از لحظاتمون…که واقعا اینم خودش به یه کار کردن عمیقی داره…مخصوصا برای ماها خودش زمین تا اسمون متفاوته…
من تحسین میکنم همچنین نگاه توحیدی..که هیچ وقت برده مهمونامون نشیم…
چقدر همین بردگی کردن برای مهمونیات میتونه چه اسیب هایی رو بهت بزنه..
مخصوصا پاشنه اشیل خیلی از ماها هیت که خودش قصه سر دراز دارد…
ولی استادم یه زندگی ازاد و رها و سادگی میخاستن.و خداوند هدایتشون کرد بهمچنین افراد و اشخاصی..چقدر اینجور مهمونیا رو دوستدارم.که افراد راحتن !حالشون خوبه..تو مسیر درست هستند…
نکته بعد…رفتار این پسر جاه طلب یوسف امریکایی خودمون…
اتفاقا استاد عزیز توی دوره عزت نفس.راجع بهمجچنین شخصیتی تاکید میکنه…کسی که عزت نفس داره ادامه میده.کم نمیاره.
ادامه میده..ادامه میده…
خداوند داره مدام بهم میگه…همین فایل اول عزت نفس بهم کمک کرد که توی روند بیزنسم رشد کنم.واقعا بهش فکر میکنم برمیگردم بهمین چند ماه..تمام درسهایی که یاد گرفتم.چه از نظر مهارتی چه شخصیتی میبینم بخازر همین دوره عزت نفس بوده.که من هر بار خودمو تو مسیر قرار دادم و ادامه دادم..
الان بیزنس من ..دلیل متفاوت بودنش.این بوده که ادامه داشته هر بار یجایی یچیزی پیش اومده.و من از خداوند هدایت خاستم و بهترین خودمو ارایه دادم..
و همین باعث شده تا یکار فوق العاده تمییز:و عالی بشه..
و صحبت زیبایی خانم شایسته عزیز کردن.انگیزه در جهت خاستمون..
دقیقا این روحیه در درون استاد بود که الان در کشوری باشه که هر چیزی رو که بخاد ازادی عمل داشته باشه..وقتی تعقییر میکنی.نمیدونم افکار استاد کجا سیر میکنه.!؟.ولی خودم میدونم..
چقدر به خودش و کارکردش و عزت نفسش .افتخار میکنه که تونست ادامه بده و کم نیاره …
یه انسان جاه طلب در مسیر درست بهمچنین پکیچیم میتونه برسه…که ادامه میده و روی خودش:و خدای خودش حساب میکنه …و بخدای خودش اجازه میده که کارها رو براش چیدمان کنه.و روی افکار کار میکنه..
کل برنامه زندگی..ربنا اتنا فی الدنیا حسنه و فی الاخرت حسنه همینه…
که هم در این دنیا با عزت زندگی کنی و هم در اخرت..
و نکته بعد….صحب مادر زیبای مهمانهای پردایس زیبا!…خانم هوپ…یعنی کسی که ارامشداره
عزیزم واقعا افتخار میکنم بهمچنین مادری که اینقدر بچه هاشو خوب میشناسه..و خوب تربیتشون میکنه و نمیخاد به زور به یه سمتی بکشونشون..
دقیقا اینروزا منم با این دختر بچه نزدیکمم.بهم میگه اینکارو انجام بدم.بهش میگم هر چی دوستداری بخور هر چی دوستداری انجام بده.اینقدر خوشحال میشه..
یدفعه آروغ میزنه.بچه هست دیگه.اینقدر با هم میخندیم..
یه پلاستیک میاره براش باد میکنم باهاش:بازی میکنه
و دقت کردم خیلی گوش بفرمام هست چون اجازه میدم اونچیزی که دوستداره انجام بده..
و چیزی که درک کردم.خیلی بدش:میاد زور بهش:بگی.بهمین خاطر با من خیلی راحته..
میزارم خودش کارهاشو انجام بده..میگه خودم حورابمو بپوشم میگم اره..بهش نشون میدم و میزارم خودش تصمبم بگیره …
و چقدر این راه اومدن و صمیمیت میتونه توی خانواده نقش داشته باشه..
و بقول استاد نخاییم مسئولیت زندگی دیگران رو به گردن بگیریم..
حتی بچه هامون…و بهش بها بدییم..
جمله لذت بخشی خانم هوپ گفتن.در نهایت ..راجع به شادی…
چی بگم…ما یه عمر احساس مسلمان بودم کردیم.ولی دریغ از یه زره ارامش..که واقعا بزرگترین پاشنه خودم بود…
همیشه بیزنسو به سخت کار کردن و اذیت کردن خودم میدونستم..ولی میبینم..
چقدر زندگی و خانواده اش براش مهمه..که بعد از پیدا نکردن لیوانش بجای غُر زدن..رفت براحتی خرید و ازش لذت برد…
بقول استاد عزت نفس توی همین موارد کارهایی که خودمون پیش افتاده میدونیمش.خودشو نشون میده…
منم خیلی دارم سعی میکنم یوقتایی اونچیزی که دوستدارم پیش نمیاد بتونم این کنترل ذهن رو داشته باشم..
واقعا ذهن کنترل شده…اینجا مشخص میکنه مقدار تحمل یه انسان رو…یجاهایی آزمایش میشم.وقتی که حرف میزنم..و اونجا درک میکنم شخصیتم تعقییر کرده یا نه!..
ولی این مادر .خانم هوپ…خیلی خوب برای گم شدن اون لیوان و خاطرات خوبی که ازش داشتن یاد کنند.و خیلی جالب ازش بگذرن…خیلی حرفه…
و ایشون شادی خانواده.ش و حرمت شما دو استاد عزیز براش خیلی مهم بود..با لباس شیک و تمییز رفتن یه نو تازشو خریدن..
و چقدر داشت راجع به پیدا کردن اون لیوان..با روی باز و حال خوب صحبت کند..
افرین هوپ زیبا!بهت تبریک میگم….به شجاعتت به مادر بودنت به ارامش داشتنت..
واقعا تحسین میکنم تحسین میکنم..که همجوره احترامت راجع بخودت و خانواده ات اینقدر قوی و توحیدی هست..
الحق که اسمت مثل وجودت پر از ارامشه…
وای چقدر پردایسمون زیباست و اون برکه پر ابش..چقدر باحاله بیفتی داخلش و لذت ببری…
من عاشق تابستون و توی اب افتادنم..راسی امسال کل تابستون توی برکه های اب شیرین حمام کردیم..یه لحظاتی بود…چقدر اونجا شکرگزاری کردم..
در نهایت سپاسگزار خداوندم که هر لحظه کلام شیرین و ارامشبخشو بر قلبم میدرخشونه..
که منم در اینده بهترین خلق ثروت رو داشته باشم…وبتونم ازش لذت ببرم و سپاسگزارش باشم..
بهمین دلیل استاد میگه باوراتونو قوی کنید..
باور و ایمان خداوندی که میگه…
بگو…محبوب ترین کار نزد خداوند ثروتمند شدنه..
معنوی ترین و خداپسندانه ترین کار نزد خداوند ثروتمند شدنه…
کسیکه ثروتمنده حالش خوبه.احساسش خوبه..و از تمام لحظاتش لذت میبره و پول میسازه برای ارامشش.افرین به شعار این مردمان امریکایی..
که میگن ما به خداوند اعتماد دارییم..
همین اعتماد باعث شده که زندگیشون پر از خیرو برکت و ثروت و نعمت و ارامش باشه…
به امید بهترینها برای یه زندگی عالی و احساس عالی…و ارامش وصف ناپذیر..
همین الان هدایت شدم به استوری دوستم..که میگفت..اگه ویلا داسته باشی.کفش فلان داشته باشی .فلان ماشین رو داشته باش…چقدر خوبه که ارامش ذهنی داشته باشی..
من اینو تو ذهنم تحلیل کردم..گفتم ثروته که ارامش:میاره.احساس خوب میاره.حال خوب میاره .دستتو باز میزاره تا جهان بینیت قوی باشه…همجوره بهت عزت نفس میده..و همه اینها ارامش ذهنی بوجود میاره…
و ما رو بحال خوب و احساس خوب هم قدم میکنه.
چقدر اینروزا حرفهای عباسمنشی شده استوری امان از ان..فقط گمراه کننده شده که فقط ذهنمو قانع کنیم و الکی خوش باشیم..
باید ذهنمون با درک کردن به این نقطعه برسه..
مثل خانم هوپ….
بدون اینکه حالشو بد کنه…اونا بر این باور هستند که خوب پول بسازن و ثروتمتد باشن.و لذت ببرنند…
و همین احساس خوب عزت نفس بالا و احساس سپاسگزاری بهشون میده…
تحسین به تمام لحظات ناب بهشتیم که روی مرا بسوی خداوند باز نمود..
خدایا سپاسگزارم که تمام نعمتها رو برای بندگانت قرار دادی تا حسنه رو در دنیای مادی و اخروی شامل حالشون بشه و لذت ببرند..
خدایا هزاران بار شکرت…
خدایا شکرت بابت اینهمه استقلال مالی استاد و زمانبندی و مکان بندی زندگیش….تحسین.انشالله منم از خداوند همین درخاست رو دارم که از تمام لحظات ناب زندگیم لذت بررم.
خدایا سپاسگزارم که امروزمم بازم با صلاتت شروع کردم. انشالله به امید استقلال ارامش در تمامی جنبه های زندگیم..
.ارامش ذهنی با باورهای قوی برای رسیدن به تمام خاسته هامون..
دوباره سلام میکنم . چون این دومین کامنت از کامنت قبلیم هست ..
چون نکات اول فیلم رو نوشته بودم که پرید .. اشکالی ندارد دوباره در یک کامنت دیگه مینویسم .. بخصوص اول فیلم رو خیلی دوست داشتم
خانم شایسته ی عزیز از RV پیاده شدن و اومدن از اون پرادایس زیبا برامون فیلم گرفتند.
وووااای چقدر لذت بخشع اون هوای فوق العاده لذت بخش صبحگاهی پرادایس .. آن ماشین های زیبا و گرانقیمت در آن فضای بهشتی سرسبز .. آن کلبه ی چوبی قشنگی که میهمانان آنجا هستند!¡
اون آسمان آبی رنگ شفاف و صاف .
آن دریاچه ی آب شیرین آیینه ای زلال
آن درختان سرسبز فسفری درخشان
وووااای من عاشق اون دارکوب کله قرمزی هستم که داشت روی چوب میکوبید . خانم شایسته جان چه موقع ازش فیلم گرفتید .. چقدر هم لانه ای زیبا برای خودش روی آن چوب تیر چراغ درست کرده بود چقدر از این توجه ی خانم شایسته لذت بردم مرسی.
خدایاااااا شکرت چقدر صبح دل انگیزی در پرادایس شروع شده خدایااا شکرت
چقدر خوبه آنقدر ثروتمند باشی که بهترین امکانات و تجهیزات و آرامش و آسایش و آزادی را برای میهمانان عزیزت فراهم کنی و تازه خودت هم بهترین امکانات رو توی RV داشته باشی.. خدایااا شکرت
خب میهمانان سبک غذایی و نوشیدنی های خودشون رو دارند و چقدر خوبه این آزادی عمل را در کنار شما عزیزانی که دل بزرگی هم دارید تجربه میکنند
و چقدر خوبع که شما هم مکانی رو برای آرامش خودتون و کار کردن توی سایت و سبک غذایی خودتون دارید
مثلا همین املت سبزیجات شما چقدر دلربا بود . خیلی دلم میخواد درستش کنم و یا سبک غذایی استاد که سالاد بعنوان صبحانه انتخاب کردند..
خانم شایسته به یک نکته ی خوبی اشاره کردند اینکه .. وقتی خودشون با استاد تنها هستند هم هر یک سبک غذایی خودشو استفاده میکنه و هیچ اجباری نیست که حتما هر چی خودت میخوری حتما بقیه هم باید همون غذا را بخورند .. یعنی هر چی که دوست داری رو میتونی درست کنی و این نکته ی جالبی است که توی فرهنگ ما هم باید جا بیفته!!!
چقدر خوبه میهمانان غذای خودشون را به سبک مورد علاقه ی خودشون درست کردند و خوردن و شستن و آشپزخانه رو هم آقای رایان تر و تمیز کرده و حالا داره با بچه ها روی مسیر پینگ پنگ ورق بازی میکنند.. بخدا این آقای رایان مرد فوق العاده و پُر انرژی هست واقعا تحسینش میکنم که با این بچه ها چقدر خوش میگذرونه !!!!
بچه ها هم تا خانم شایسته رو دیدن فارسی صحبت کردن .. منم داشتم از این قسمت صحنه ی فیلم میخندیدم .!!! چقدر بامزه گفتند ..سلام من یعقوبم!!!!
سلام من یوسفم!!!!
من خوشبختم!!!!!
داشتم به بچه ها نگاه میکردم که اصلا روی صندلی هم شیطونی میکردند . لوک که همش وول میخورد .. ژزف یوسف هم است صندلی رو بالا پایین میکرد!!!! لیوای هم روی صندلی چرخ دار خانم شایسته نشسته بود و هی میچرخید!!!
وای چقدر این بچه ها شیرین و شاد و خوشحال هستند!!
پسر بزرگه لوک هم که عاشق مادرشع .. رفته مادرشو بغل میکنه و میخواد مادرشو با بغل کردن بلند میکنه !!¡! آوای بخدا این بچه ها یکی از یکی دیگه شیرین ترن!!!
نکته ی بعدی اینکه ژزف یوسف چقدر برنده شدن رو خیلی جدی میگیره و براش خیلی مهمه که همیشه برنده بشه !!!!
خوب ژزف یوسف خوشکل مون با اون روحیه ی رقابت طلبانه و تلاشکر ش میخواد توی همه چی برنده باشه .. از اینکه توی مسابقه ی ماهیگیری از مادرش عقب افتاده کلافه است ….
hope ازده .. و یوسف 9…سریال زندگی در بهشت |قسمت39
دوباره سلام میکنم . چون این دومین کامنت از کامنت قبلیم هست ..
چون نکات اول فیلم رو نوشته بودم که پرید .. اشکالی ندارد دوباره در یک کامنت دیگه مینویسم .. بخصوص اول فیلم رو خیلی دوست داشتم
خانم شایسته ی عزیز از RV پیاده شدن و اومدن از اون پرادایس زیبا برامون فیلم گرفتند.
وووااای چقدر لذت بخشع اون هوای فوق العاده لذت بخش صبحگاهی پرادایس
اون آسمان آبی رنگ شفاف و صاف .
آن دریاچه ی آب شیرین آیینه ای زلال
آن درختان سرسبز فسفری درخشان
وووااای من عاشق اون دارکوب کله قرمزی هستم که داشت روی چوب میکوبید . خانم شایسته جان چه موقع ازش فیلم گرفتید .. چقدر هم زیا لانه ای برای خودش روی آن چوب تیر چراغ درست کرده بود
خدایاااااا شکرت چقدر صبح دل انگیزی در پرادایس شروع شده خدایااا شکرت
چقدر خوبه آنقدر ثروتمند باشی که بهترین امکانات و تجهیزات و آرامش و آسایش و آزادی را برای میهمانان عزیزت فراهم کنی و تازه خودت هم بهترین امکانات رو توی RV داشته باشی.. خدایااا شکرت
خب میهمانان سبک غذایی و نوشیدنی های خودشون رو دارند و چقدر خوبه این آزادی عمل را در کنار شما عزیزانی که دل بزرگی هم دارید تجربه میکنند
و چقدر خوبع که شما هم مکانی رو برای آرامش خودتون و کار کردن توی سایت و سبک غذایی خودتون دارید
مثلا همین املت سبزیجات شما چقدر دلربا بود . خیلی دلم میخواد درستش کنم و یا سبک غذایی استاد که سالاد بعنوان صبحانه انتخاب کردند..
خانم شایسته به یک نکته ی خوبی اشاره کردند اینکه .. وقتی خودشون با استاد تنها هستند هم هر یک سبک غذایی خودشو استفاده میکنه و هیچ اجباری نیست که حتما هر چی خودت میخوری حتما بقیه هم باید همون غذا را بخورند .. یعنی هر چی که دوست داری رو میتونی درست کنی و این نکته ی جالبی است که توی فرهنگ ما هم باید جا بیفته!!!
چقدر خوبه میهمانان غذای خودشون را به سبک مورد علاقه ی خودشون درست کردند و خوردن و شستن و آشپزخانه رو هم آقای رایان تر و تمیز کرده و حالا داره با بچه ها روی مسیر پینگ پنگ ورق بازی میکنند.. بخدا این آقای رایان مرد فوق العاده و پُر انرژی هست واقعا تحسینش میکنم که با این بچه ها چقدر خوش میگذرونه !!!!
بچه ها هم تا خانم شایسته رو دیدن فارسی صحبت کردن .. منم داشتم از این قسمت صحنه ی فیلم میخندیدم .!!! چقدر بامزه گفتند ..سلام من یعقوبم!!!!
سلام من یوسفم!!!!
من خوشبختم!!!!!
وای چقدر این بچه ها شیرین و شاد و خوشحال هستند!!
پسر بزرگه لوک هم که عاشق مادرشع .. رفته مادرشو بغل میکنه و میخواد مادرشو با بغل کردن بلند میکنه !!¡! آوای بخدا این بچه ها یکی از یکی دیگه شیرین ترن!!!
نکته ی بعدی اینکه ژزف یوسف چقدر برنده شدن رو جدی میگیره و برام خیلی مهمه که همیشه برنده بشه !!!!
خوب ژزف یوسف خوشکل مون با اون روحیه ی تلاشکر ش میخواد توی همه چی برنده باشه .. از اینکه توی مسابقه ی ماهیگیری از مادرش عقب افتاده کلافه است
خانم. Hope یازده .. و یوسف 9…
وووای چقدر ژزف یوسف پَکر شده ..
بعد توی بازی پینگ پنگ هم بازم میخواد آنقدر بازی کنه که همه رو ببره !!! یک روحیه ی شکست ناپذیر و پیگیر !!! تازه بازم دنبال حریف میگرده که رقابت کنه و برنده بشه . نه از باخت خسته میشه و نه از برنده شدن!!!! انگار توی ژن و خون این پسر یک روحیه ی قدرت طلبی وجود داره و میخواد رشد کنه . واقعا این بچه ها ی شیرین رو تحسین میکنم . آفرین آفرین یوسف جان که همه رو به مسابقه فراخوان میدی و یک روحیه ی خستگی ناپذیری داری آفرین !!!!
نکته ی بعدی که برام خیلی جالب بود ..
گم شدن لیوان سرد کن خانم hope بود
بچه ها رو صدا زد که برن دور دریاچه رو بگردم و اون لیوان رو براش پیدا کنند!!!
باز احساس مشارکت و همکاری و کمک به همدیگر برای یک کار و یا خواسته ی خانواده بصورت عملی فعال شده !!!
چقدر خوبه که خواسته های همدیگر احترام میزارند و بهم توجه میکنند و سریع شروع میکنند که کمک کنند.. آفرین بچه ها واقعا جای تحسین داره .. مرسی مرسی پسرای عزیز
ولی خب آن لیوان پیدا نشد ..
و خانم هوپ به اتفاق همسر جان رفتند یک لیوان یتینگ خوشکل فیروزه ای رنگ زیبا خریدند ..
بقول خانم شایسته جان افراد ثروتمند هم خوب پول در میآورند و هم پول را برای لذت بردن خوب خرج میکنند !!!
بقول استاد عزیز
بجای کوچک کردن خواسته هات باورهاتو قدرتمندتر کن
بجای اینکه از خواسته هامون بگذریم و فکر کنیم که ای بابا . این خواسته ی من نمیشه. باید فکر کنیم که تلاش بیشتری کنیم تا خواسته هامون رو تجربه کنیم
وووای چقدر ژزف پَکر شده ..
بعد توی بازی پینگ پنگ هم بازم میخواد آنقدر بازی کنه که همه رو ببره !!! یک روحیه ی شکست ناپذیر و پیگیر !!! تازه بازم دنبال حریف میگرده که برنده بشه . نه از باخت خسته میشه و نه از برنده شدن!!!! انگار توی ژن و خون این پسر یک روحیه ی قدرت طلبی وجود داره و میخواد رشد کنه . واقعا این بچه ها ی شیرین رو تحسین میکنم . آفرین آفرین یوسف جان که همه رو به مسابقه فراخوان میدی !!!!
نکته ی بعدی که برام خیلی جالب بود ..
گم شدن لیوان یتی سرد کن خانم hope بود
بچه ها رو صدا زد که برن دور دریاچه رو بگردن و اون لیوان رو براش پیدا کنند!!!
باز احساس مشارکت و همکاری و کمک به همدیگر برای یک کار و یا خواسته ی خانواده بصورت عملی فعال شده !!!
چقدر خوبه که به خواسته های همدیگر احترام میزارند و بهم توجه میکنند و سریع شروع میکنند که کمک کنند.. آفرین بچه ها واقعا جای تحسین داره .. مرسی مرسی پسرای عزیز
ولی خب آن لیوان پیدا نشد ..
و خانم هوپ به اتفاق همسر جان رفتند یک لیوان یتیی خوشکل فیروزه ای رنگ زیبا خریدند ..
بقول خانم شایسته جان افراد ثروتمند هم خوب پول در میآورند و هم پول بیشتری خلق میکنند و خوب خرج میکنند تا خواسته هامون رو تجربه کنند
البته نکات مثبت این قسمت واقعا فوق العاده زیاد بود و من مجبور شدم در دو قسمت کامنت بنویسم . هر چند بیشتر مواقع محو زیبایی ها میشدم و فقط با خودم صحبت میکردم و سر تایید تکان میدادم و تحسین میکردم خدایااا شکرت که امروز هم بلطف خداوند تونستم روی تعهدم کار کنم خدایا شکرت
خدایاااا شکرت که روی طول موج دریافت نشانه ها و هدایت های الهی هستم و هم اکنون در حال دریافت سیگنال های هدایتی و نشانه های بیشتری از دیدن این سریال های بینظیر هستم تا باورهای قدرتمند جدیدی را جایگزین باورها و شیوه ها و مسیرهای محدود کننده قبلی گذشته ام کنم و تجربه ی زندگیم بشود و ممنون که بهترین الگوهای من هستید خدایااا شکرت
خدایاااا شکرت تنها فقط و فقط ترا می پرستم
و تنها فقط و فقط از تو یاری و هدایت و آگاهی و انرژی و سلامتی و شادی و نشاط خوشحالی و پول و ثروت و نعمت و خیر برکت میطلبم
سلاااام عرض می کنم خدمت استاد عزیز و خانم شایسته بزرگوار و همه دوستانِ عباسمنشی.
باور کلیدیِ:
“به جای کوچک تر کردن خواسته ها، باورهامونو قدرتمندتر کنیم”
کامنت روشنای عزیز ، به نقل از خانم شایسته عزیز در این فایل توجهم رو جلب کرد و انگیزه ای شد تا این فایل رو ببینم.
وااااای دارکوبه خیلی خشکل و مینیاتوری بود، مثل نقاشی بود و جالبه ،اینقدر می آن و به آدما نزدیک می شن.
” راحت ترین کار اینکه خودت باشی”
واقعا این باور چقدر می تونه آدم رو از تجمل و ادا در آوردن و دنبال ادوات جنگولک بازی رفتن ،رها کنه و وقت و ذهن آدم رو آزاد میکنه تا به چیزهای مهمتری فک کنه و براشون وقت بذاره.
وای ماهییییه رو ، که خانمِ هپ صیدش کرد.
ماهیِ آمریکای هم دیدیم، چه سیبیلی هم داره قلچماق؟!
اسم این ماهی گردن کلفت چیه؟
– جالبه، همه ی بچه ها ، بازی و تفریح و مشغولیتشون رو تعطیل کردن، که مشکل مامانشون رو حل کنن و لیوان مامانشونو پیدا کنن.
سیستم و مدار عصبیِ ، همکاری و حل مساله در این بچه ها کاملا شکل گرفته و جزئ شخصیتشون شده و نیاز نیست پدر و مادر ازشون بخوان که بیان کمک، دیگه رفته تو ناخود آگاهشون.
و چه والدین دانایی،که نذاشتن “حسِ از دست دادن” در ذهنِ خودشون و بچه ها بمونه، حتی برای چند ساعت.
و بهم فهموندن یه شی 2زاری ، ارزش نداره بهش فک کنی و راحت می تونی یدونه نو و بهترش رو جایگزین کنی.
دوباره هم گفت خانم شایسته اون باورِ کلیدی و طلاییِ رو:
“به جای کوچک تر کردنِ خواسته ها،باور هامونو قدرتمند تر کنیم”
یعنی من عاشق اون صحنه ای هستم که پسرِ بزرگ خونواده، توی جمع خونوادگی و پیش ِ استاد و خانم شایسته مامانشو با همه وجود بغل می کنه و محکم فشارش می ده و مامانش هم دقیقا در همون لحظه حضور داره و عشق می ده و عشق فرزندش رو با جانش دریافت می کنه.
فایل 8 آرامش در پرتوی آگاهی استاد یه پکیجِ کاملِ آموزش عشششششششقِ
و در ادامه ، خانم شایسته عزیز، قبل از مصاحبه با خانم هپ،” ماهی گیری” یادمون می ده و نه که بهمون ماهی بده.
“یکی از سر راست ترین و میانبرترین راه ها ، برای موفقیت اینکه،الگوهای خوب ( در هر مورد که خواسته ای داریم و در مورد اهدافمون ، مثلا تربیت فرزند و یا….) رو ،پیدا کنیم و باورهای قدرتمند کنندشون رو بشناسیم و مثل اونها ، اون باورها رو بپرورونیم و مثل اونها عمل کنیم.”
(یاد عمل کردن استاد به همین باور، که در جلسه پنجمِ دوره ی همجت با جریان خداوند در مورد مصاحبه و استفاده از تجربیاتِ آقای عشقیار ،در مورد چگونه کنار اومدن با سوگ و از دست دادن عزیزان برامون نقل کردن افتادم)
استاد هرچی بیشتر می شناسمت بیشتر عاشقت می شم.
فرمودید من هرچیزی که براتون می گم ، قبلا بهش عمل کردم.
استاد عزیزم و خانم شایسته جانم خداقوت به شما برای تهیه این فایل
سپاسگزارم از دوست عزیز که صحبت های خانم هپ رو ترجمه کردن
منم مثل خیلی از دوستان دوست داشتم دیدگاهشون رو راجع به تربیت بچه ها بشنوم..
چقدر حواسشون به علایق بچه هاشون هست
چقدر با خودشون در صلح هستند و اجازه میدهند بچه ها جهان اطرافشون رو تجربه کنن
دو تا بچه دوقلو دارن یه جای کلیپ یکی راکت تنیسش رو پرت میکرد بالا به صورت چرخشی دوباره میگرفت…
یکی دیگه گوشی موبایلش رو همین حرکت میزد
یکی علاقش بازی فیزیکی
یکی علاقش بازی کامپیوتری
و جالب تر از همه این هست که کسی هم کار به کارش نداره برای خودش بازی میکنه ..تا خسته بشه بزاره کنار
یه قسمت فایل وقتی مادر خانواده لیوان مخصوص نوشیدنی رو گم میکنه باز میبینیم که همه بسیج میشن تا پیداش کنه اما پیدا نمیشه ودوباره میرن یه لیوان خوشگل دیگه میخرن و این یعنی زود میپذیرند و ادامه میدن زندگی رو..
زیبایی های پردایس هم تمومی نداره
خدایا سپاسگزارم برای دارکوب قشنگ پردایس
خدایا سپاسگزارم برای یاد گرفتن سپاسگزاری از دیدن زیبایی های
خدایا سپاسگزارم که دستمو میگیریم و میاری تو این بهشت زیباتون
خداروشکر برای همه قشنگی های اطرافمون
الهی شکرت
در پناه امن خداوند مهربان شاد باشید و ثروتمند و سعادتمند در دنیا و آخرت
متشکرم هم از استاد و هم از مریم جون و همگی دوستان ، واقعا که من تو این چهل روز که وقت گذاشتم و استمرار داشتم چقدر یاد گرفتم و جالبه که من اکثر قسمتها رو قبلا دیده بودم ولی ایندفعه ازشون درس گرفتم
اول فایل که با دیدن یک دارکوب کله قرمز شروع شد خدایا شکرت
بعد هم آداب خوب اینکه استاد و مریم جون برای وقت گذاشتن روی سایت خودشونو معذب نکردن بگن: ما مهمون داریم رسیدگی و خوش گذشتن به مهمونا واجب تره و این نشان از عزت نفس بالای این عزیزانِ که منم باید یاد بگیرم
چقدر خوبه که همیشه بین اعضای خانواده تقسیم کار باشه و الان میبینیم که راین صبحانه آماده کرده برای همه ( شکر خدا من از این بابت خیلی خوشحالم چون همسرم همیشه در کارهای خونه به من کمک میکنه)
وااای چه صحنه زیبایی که پسر بزرگِ مامانش رو بغل کرد و فشار میداد، چقدر دیدن این تصاویر لذت بخشه ، خدایاشکرت
آفرین به استعداد جوزف و یعقوب که مرتب خودشونو معرفی میکردن به فارسی و چقدر شیرین حرف میزدن
و در ادامه مصاحبه مریم جون با هوپ که سپاسگزارم از آقا حمید که ترجمه کردن تا ما هم ازاین صحبتها استفاده ببریم
چه مادر متعهدی که عاشق بچه هاشه و هرطوری که هستن اونا رو دوست داره و میگه: که با خوشحال بودن خودش به خانواده هم کمک میکنه و اینکه پدر هم خیلی همراهه
میگه: با اینکه به بازی کامپیوتری علاقه نداره ولی سعی میکنه که گاهی برای خوشحال کردن پسرش با هاش وقت بگذرونه و فیلم یا بازی ببینه
خدایاشکرت چقدر این قسمت پر برکت بود و چقدر برای من درس داشت
خدایا کمکم کن تا منم برای خانوادهام بیشتر وقت بزارم
خدایا شکرت برای انجام تعهدم در نوشتن کامنت برای چهل قسمت
باید همین اول بگم که واووو من تا حالا یک همچین دیدگاهی را ازیک مادر نشنیده بودم و چقدر عالی این خانم میدونه که داه چیکار میکنه و چقدر از قوانین داره تبعیت میکنه توی زندگیش.
از همون اول که گفتش که این کار رو تنهایی انجام نمیده و همسرش و خداوند هم همراهش هستند متوجه شدم که چه دیدگاه متفاوتی داره. همون چیزی که ما میگیم آمریکایی ها بی خدا هستند و کافر هستند را میبینیم که ایشون از خیلی از ماها واقعی تر ایمان دارند به خداوند. چقدر لذت بردم.
بعدش که گفتند که آیا محمترین وظیفه و کار من اینه که وظایف روزانه را انجام بدم یا اینکه از زندگیم لذت ببرم؟ متوجه شدم که چقدر واقعا فهمیده و روشن فکر هستند که اولویت را گذاشتند بر لذت بردن از لحظه ها که همین لذت بردن خوش یک ایمان واقعی میخواد.
اینکه پسر هاش را اون طوری که هستند پذیرفته. من خودم همش به این فکر میکنم که اگر که یک روز بچه دار بشم کی میخواد به فرزندم بگه که چی درسته چی غلط وقتی که دیگاه های من و پارتنر من اینقدر با همدیگه متفاوت هستش. بعد اینجا میاد ایشون میگه که من اصلا میگذارم که بچه هام خودشون باشند و نمیخوام همش بهشون دیکته کنم که چی درسته، یعنی این غروری که من دارم که نه من به یک سری حقایق رسیده ام توی زندگیم و باید دیگران هم مثل من فکر کنند حالا اگر که بچه ام باشه که دیگه هیچی احساس میکنم که من پادشاه سرزمین هستم و همه باید به حرف های من گوش بدند.
اما این خانم میگه که نه خداوند به من یک وظیفه داده که ماد باشم و بقیه کارها را سپرده دست جهان که خودش انجام بده، واقعا چقدر زیبا.
حودمون اون طوری که دوست داریم زندگی کنیم و بگذاریم بقیه هم اون طوری زندگی کنند که دوست دارند کسی کسی را مجبور نکنه به انجام کاری. خدارو شکرت
خانم شایسته چه کار خوبی کردی با انجام این مصاحبه. خیلی ممنونم ازتون که اینقدر به فکر ما هستید.
اینکه شما خیلی راحت داخل اروی خوابیدین که هم خودتون راحت باشید هم مهمانها و صبح مهمانها خودشون صبحانه اماده کردن و مشغول شدن بعد شما بیدار شدین و صبحانه خودتون شروع کردین
چقدر این سادگی عالیه
لیوان خانواده گم شد همه با هم دنبالش گشتن بعد هم که نبود رفت یکی دیگه خرید چقدر عالیه اینکه ثروت داشته باشی انقدر خوب ازش استفاده کنی
روحیه بازی و رقابت جوزف هم باعث شده همه را به چالش بکشه یک رقابت با مامانش یک رقابت پینگ پنگ و چقدر عالی که این تفاوت را میشه دید و رفتار درستش هم یادگرفت دقیقا منم این مدلم تمام تلاشمو میکنم که بهتر عمل کنم و وقتی جوزف دیدم خیلی لذت بردم چون نه تنها تونسته پیشرفت کنه بلکه بقیه هم خیلی راحت تاییدش میکنن و روزبروز عالی تر میشه
و صحبتهای عالی مادر که تربیت این پدر و مادر واقعا تحسین برانگیز بود
سلام بر عزیزان دلم فوق العاده لذت بردم مثل همیشه ،،،خدا رو شکر ،،،خدا رو شکر ،،خدا رو شکر
بسیار حس عالی از دیدن سریال. زندگی در بهشت ،بهم دست میده،چقدر همه در صلح و آرامش هستند ،،همه چی عالی و فوق العادس ،،همه چی خیلی دلچسب و قشنگه ،،ممنونم از دستان خدا در زندگیم ،،از شما که روش درست زندگی کردن را به راحتی و اسونی به ما یاد میدید و چقد الگوهای ناب و قشنگ
خدا رو هزار مرتبه شکر
ای کاش آدم ها دست از کمالگرا
یی هاشون بردارند و این قدر راحت و در لحظه زندگی کنند ،،،لحظه لحظه زندگی کردن یعنی خدا را مشاهده کردن و به اوج رسیدن
سلام به استاد عزیز و خانم شایسته و بچه های همفرکانسی عزیز (:
🔺نکته ای که خیلی نظر من روجلب کرد این رفاقت و دوستی و صمیمیت عجیب بین برادراست، واقعا عجیبن، با اینکه اختلاف سنی دارند و کلی شیطنت و شلوغ هستند من ندیدم که باهم دعواشون بشه یا از کلمات نامناسب استفاده کنند یا حتی عصبانی بشند از همدیگه. و این برام واقعا تحسین برانگیز بود و به پدر مادر این خانواده از صمیم قلب تبریک میگم بابت همچین پسرایی.
🔺این رابطه صمیمی بین یچه ها تو ذهن من یک الگو ساخت، یه مدل جدید از روابط با دوستان یا خانواده در ذهنم ساخت!
🔺بههمین خاطر از خانم شایسته عزیز سپاسگذارم که زحمت فیلمبرداری از این لحظات و تدوین بر دوش ایشونه و باز هم خستگی ناپذیر درحال ادامه دادن این کارن ایشون. واقعا ممنونم🌹❤️
بنام خداوند بخشنده مهربان..
سلام و درود خدا به سایت بهشتیم.سایتی که هر روز هر ساعت و و دقیقه ها و ثانبها..مرا به تامل کردن به خودشناسی و خداشناسی،”عمیقتر میکند…
یحرف زیبایی استاد در سفرنامه مهاجرت زدن…گفتند اینقدر ما سالها تحت تاثیر باورهای گذشتگانمون قرار گرفتیم هر چقدر روز خودمون کار میکنیم.بازم وجود دارن.ولی هر بار که میشناسمیشون.و روشون کار میکنیم بهتر و بهتر میتونیم روند خاستهامونو پیدا کنیم..
من همیشه که بچه بودم..یادمه یه تصویری از دریاچه ابی توی یه فضای باز..همه افراد زن و مرد داشتن لذت میبردن.من همیشه میرفتم نگاه به این تصویر میکردمو تجسم میکردم..
و خداوند خاستمو به استجابت رسوند…دقیقا همون صحنه یه ایتیت پارکی در امریکا بود.دقیقا صحنه ایی که استاد رفته بودن شهر اوریه در کلرادو…
خیلی دوستدارم به صورت واقعیت اون صحنه رو برای بار سوم بصورت فیزیکی ببینمش…
تا مرحله دوم به اجابت رسید..و خیلی از خاستهای دیگم.همین چند ماه لیزر فوکوس روی بیزنسم.طبق تضادی که داشتم هدایت شدم به یه مسیر صحیح آسان و راحت ..
و هنوز برای قدمهاش دارم گام برمیدارم.ولی اجازه دادم خداوند بقیه مراحل رو انجام بده…
میخام بگم…..خاسته های ما تو زمان و مکان مناسبش با ما هم مدار میشن..ولی باید کم نیارییم ادامه بدییم..
این فایل از نشانه روزم.چند نکته رو برام بصورت اساسی باز نمود…
1…جمع دوستداشتنی این خانواده زیبا و با معرفت توحیدمون..چقدر همین افکار این خانواده چقدر اون بتهای درونیمونو که مدام توی رسانه ها میگن..و بهمون قبولوندن..شکسته میشه..
من همیشه بچه که بودم عاشق این فیلمهای خارجی بودم.چون خیلی صمیمیت داشتن .خیلی افراد با شخصیتی بودن..
امان از دل قافل..مخصوصا ما دهه شصتیها همه کارامون طبق زور چپوندن. و همهمه هایی که هر کدوممون دچارش بودیم..بهمون قبولونده بودن ووووو خیلی چیزای دیگه..
ولی میبینم همین افراد چقدر هویت خانوادگی دارن .چقدر پر از ارامشن..
دقیقا همون صحنه ایی که اقای راین رفته بودن والمارت.و بعد از اون بازی..یه اهنگ گذاشتن با همدیگه میخوندن..چقدر حس لذت داشت..همین الان که میگم بدنم خوشحالیشو نشون میده..
اتفاقا اینروزا من دختر بچه برادرمو تا یه ساعت خاصی کنارمه..چقدر اینروزا حالم کنارش خوبه.چقدر کنارش لذت میبرم باهاش صحبت میکنم با هم میخندیدم چقدر حس خوبی داره..
این داره به من نشون میده.اینده من تشکیل خانواده بدم.بتونم مادر خوبی برای عرزندم باشم و بتونم نسبت به علایقش و اونچیزی که دویتداره احترام بزارم..خیلی اینروزا همین چند ساعتی که پیشمه.چقدر احساس بزرگی میکنم..
واقعا احساس خوب داشتن خیلی میتونه روی شخصیت افراد نزدیکت تاثیر گزار باشه..
که واقعا منم گذشته هام.مثل گذشته های خانواده ام زندگی میکردم.یفرد غُرغُرووو و توهینات و و غیره. که بنظرم اینم یه تکامل بوده تا قدر این لحظات ارامشبخشمو بدونم…
نکته 2…..ارامش داشتن برای یه مهمانیهای عالی و لذت بردن از لحظاتمون…که واقعا اینم خودش به یه کار کردن عمیقی داره…مخصوصا برای ماها خودش زمین تا اسمون متفاوته…
من تحسین میکنم همچنین نگاه توحیدی..که هیچ وقت برده مهمونامون نشیم…
چقدر همین بردگی کردن برای مهمونیات میتونه چه اسیب هایی رو بهت بزنه..
مخصوصا پاشنه اشیل خیلی از ماها هیت که خودش قصه سر دراز دارد…
ولی استادم یه زندگی ازاد و رها و سادگی میخاستن.و خداوند هدایتشون کرد بهمچنین افراد و اشخاصی..چقدر اینجور مهمونیا رو دوستدارم.که افراد راحتن !حالشون خوبه..تو مسیر درست هستند…
نکته بعد…رفتار این پسر جاه طلب یوسف امریکایی خودمون…
اتفاقا استاد عزیز توی دوره عزت نفس.راجع بهمجچنین شخصیتی تاکید میکنه…کسی که عزت نفس داره ادامه میده.کم نمیاره.
ادامه میده..ادامه میده…
خداوند داره مدام بهم میگه…همین فایل اول عزت نفس بهم کمک کرد که توی روند بیزنسم رشد کنم.واقعا بهش فکر میکنم برمیگردم بهمین چند ماه..تمام درسهایی که یاد گرفتم.چه از نظر مهارتی چه شخصیتی میبینم بخازر همین دوره عزت نفس بوده.که من هر بار خودمو تو مسیر قرار دادم و ادامه دادم..
الان بیزنس من ..دلیل متفاوت بودنش.این بوده که ادامه داشته هر بار یجایی یچیزی پیش اومده.و من از خداوند هدایت خاستم و بهترین خودمو ارایه دادم..
و همین باعث شده تا یکار فوق العاده تمییز:و عالی بشه..
و صحبت زیبایی خانم شایسته عزیز کردن.انگیزه در جهت خاستمون..
دقیقا این روحیه در درون استاد بود که الان در کشوری باشه که هر چیزی رو که بخاد ازادی عمل داشته باشه..وقتی تعقییر میکنی.نمیدونم افکار استاد کجا سیر میکنه.!؟.ولی خودم میدونم..
چقدر به خودش و کارکردش و عزت نفسش .افتخار میکنه که تونست ادامه بده و کم نیاره …
یه انسان جاه طلب در مسیر درست بهمچنین پکیچیم میتونه برسه…که ادامه میده و روی خودش:و خدای خودش حساب میکنه …و بخدای خودش اجازه میده که کارها رو براش چیدمان کنه.و روی افکار کار میکنه..
کل برنامه زندگی..ربنا اتنا فی الدنیا حسنه و فی الاخرت حسنه همینه…
که هم در این دنیا با عزت زندگی کنی و هم در اخرت..
و نکته بعد….صحب مادر زیبای مهمانهای پردایس زیبا!…خانم هوپ…یعنی کسی که ارامشداره
عزیزم واقعا افتخار میکنم بهمچنین مادری که اینقدر بچه هاشو خوب میشناسه..و خوب تربیتشون میکنه و نمیخاد به زور به یه سمتی بکشونشون..
دقیقا اینروزا منم با این دختر بچه نزدیکمم.بهم میگه اینکارو انجام بدم.بهش میگم هر چی دوستداری بخور هر چی دوستداری انجام بده.اینقدر خوشحال میشه..
یدفعه آروغ میزنه.بچه هست دیگه.اینقدر با هم میخندیم..
یه پلاستیک میاره براش باد میکنم باهاش:بازی میکنه
و دقت کردم خیلی گوش بفرمام هست چون اجازه میدم اونچیزی که دوستداره انجام بده..
و چیزی که درک کردم.خیلی بدش:میاد زور بهش:بگی.بهمین خاطر با من خیلی راحته..
میزارم خودش کارهاشو انجام بده..میگه خودم حورابمو بپوشم میگم اره..بهش نشون میدم و میزارم خودش تصمبم بگیره …
و چقدر این راه اومدن و صمیمیت میتونه توی خانواده نقش داشته باشه..
و بقول استاد نخاییم مسئولیت زندگی دیگران رو به گردن بگیریم..
حتی بچه هامون…و بهش بها بدییم..
جمله لذت بخشی خانم هوپ گفتن.در نهایت ..راجع به شادی…
چی بگم…ما یه عمر احساس مسلمان بودم کردیم.ولی دریغ از یه زره ارامش..که واقعا بزرگترین پاشنه خودم بود…
همیشه بیزنسو به سخت کار کردن و اذیت کردن خودم میدونستم..ولی میبینم..
چقدر زندگی و خانواده اش براش مهمه..که بعد از پیدا نکردن لیوانش بجای غُر زدن..رفت براحتی خرید و ازش لذت برد…
بقول استاد عزت نفس توی همین موارد کارهایی که خودمون پیش افتاده میدونیمش.خودشو نشون میده…
منم خیلی دارم سعی میکنم یوقتایی اونچیزی که دوستدارم پیش نمیاد بتونم این کنترل ذهن رو داشته باشم..
واقعا ذهن کنترل شده…اینجا مشخص میکنه مقدار تحمل یه انسان رو…یجاهایی آزمایش میشم.وقتی که حرف میزنم..و اونجا درک میکنم شخصیتم تعقییر کرده یا نه!..
ولی این مادر .خانم هوپ…خیلی خوب برای گم شدن اون لیوان و خاطرات خوبی که ازش داشتن یاد کنند.و خیلی جالب ازش بگذرن…خیلی حرفه…
و ایشون شادی خانواده.ش و حرمت شما دو استاد عزیز براش خیلی مهم بود..با لباس شیک و تمییز رفتن یه نو تازشو خریدن..
و چقدر داشت راجع به پیدا کردن اون لیوان..با روی باز و حال خوب صحبت کند..
افرین هوپ زیبا!بهت تبریک میگم….به شجاعتت به مادر بودنت به ارامش داشتنت..
واقعا تحسین میکنم تحسین میکنم..که همجوره احترامت راجع بخودت و خانواده ات اینقدر قوی و توحیدی هست..
الحق که اسمت مثل وجودت پر از ارامشه…
وای چقدر پردایسمون زیباست و اون برکه پر ابش..چقدر باحاله بیفتی داخلش و لذت ببری…
من عاشق تابستون و توی اب افتادنم..راسی امسال کل تابستون توی برکه های اب شیرین حمام کردیم..یه لحظاتی بود…چقدر اونجا شکرگزاری کردم..
در نهایت سپاسگزار خداوندم که هر لحظه کلام شیرین و ارامشبخشو بر قلبم میدرخشونه..
که منم در اینده بهترین خلق ثروت رو داشته باشم…وبتونم ازش لذت ببرم و سپاسگزارش باشم..
بهمین دلیل استاد میگه باوراتونو قوی کنید..
باور و ایمان خداوندی که میگه…
بگو…محبوب ترین کار نزد خداوند ثروتمند شدنه..
معنوی ترین و خداپسندانه ترین کار نزد خداوند ثروتمند شدنه…
کسیکه ثروتمنده حالش خوبه.احساسش خوبه..و از تمام لحظاتش لذت میبره و پول میسازه برای ارامشش.افرین به شعار این مردمان امریکایی..
که میگن ما به خداوند اعتماد دارییم..
همین اعتماد باعث شده که زندگیشون پر از خیرو برکت و ثروت و نعمت و ارامش باشه…
به امید بهترینها برای یه زندگی عالی و احساس عالی…و ارامش وصف ناپذیر..
همین الان هدایت شدم به استوری دوستم..که میگفت..اگه ویلا داسته باشی.کفش فلان داشته باشی .فلان ماشین رو داشته باش…چقدر خوبه که ارامش ذهنی داشته باشی..
من اینو تو ذهنم تحلیل کردم..گفتم ثروته که ارامش:میاره.احساس خوب میاره.حال خوب میاره .دستتو باز میزاره تا جهان بینیت قوی باشه…همجوره بهت عزت نفس میده..و همه اینها ارامش ذهنی بوجود میاره…
و ما رو بحال خوب و احساس خوب هم قدم میکنه.
چقدر اینروزا حرفهای عباسمنشی شده استوری امان از ان..فقط گمراه کننده شده که فقط ذهنمو قانع کنیم و الکی خوش باشیم..
باید ذهنمون با درک کردن به این نقطعه برسه..
مثل خانم هوپ….
بدون اینکه حالشو بد کنه…اونا بر این باور هستند که خوب پول بسازن و ثروتمتد باشن.و لذت ببرنند…
و همین احساس خوب عزت نفس بالا و احساس سپاسگزاری بهشون میده…
تحسین به تمام لحظات ناب بهشتیم که روی مرا بسوی خداوند باز نمود..
خدایا سپاسگزارم که تمام نعمتها رو برای بندگانت قرار دادی تا حسنه رو در دنیای مادی و اخروی شامل حالشون بشه و لذت ببرند..
خدایا هزاران بار شکرت…
خدایا شکرت بابت اینهمه استقلال مالی استاد و زمانبندی و مکان بندی زندگیش….تحسین.انشالله منم از خداوند همین درخاست رو دارم که از تمام لحظات ناب زندگیم لذت بررم.
خدایا سپاسگزارم که امروزمم بازم با صلاتت شروع کردم. انشالله به امید استقلال ارامش در تمامی جنبه های زندگیم..
.ارامش ذهنی با باورهای قوی برای رسیدن به تمام خاسته هامون..
سریال زندگی در بهشت |قسمت39
دوباره سلام میکنم . چون این دومین کامنت از کامنت قبلیم هست ..
چون نکات اول فیلم رو نوشته بودم که پرید .. اشکالی ندارد دوباره در یک کامنت دیگه مینویسم .. بخصوص اول فیلم رو خیلی دوست داشتم
خانم شایسته ی عزیز از RV پیاده شدن و اومدن از اون پرادایس زیبا برامون فیلم گرفتند.
وووااای چقدر لذت بخشع اون هوای فوق العاده لذت بخش صبحگاهی پرادایس .. آن ماشین های زیبا و گرانقیمت در آن فضای بهشتی سرسبز .. آن کلبه ی چوبی قشنگی که میهمانان آنجا هستند!¡
اون آسمان آبی رنگ شفاف و صاف .
آن دریاچه ی آب شیرین آیینه ای زلال
آن درختان سرسبز فسفری درخشان
وووااای من عاشق اون دارکوب کله قرمزی هستم که داشت روی چوب میکوبید . خانم شایسته جان چه موقع ازش فیلم گرفتید .. چقدر هم لانه ای زیبا برای خودش روی آن چوب تیر چراغ درست کرده بود چقدر از این توجه ی خانم شایسته لذت بردم مرسی.
خدایاااااا شکرت چقدر صبح دل انگیزی در پرادایس شروع شده خدایااا شکرت
چقدر خوبه آنقدر ثروتمند باشی که بهترین امکانات و تجهیزات و آرامش و آسایش و آزادی را برای میهمانان عزیزت فراهم کنی و تازه خودت هم بهترین امکانات رو توی RV داشته باشی.. خدایااا شکرت
خب میهمانان سبک غذایی و نوشیدنی های خودشون رو دارند و چقدر خوبه این آزادی عمل را در کنار شما عزیزانی که دل بزرگی هم دارید تجربه میکنند
و چقدر خوبع که شما هم مکانی رو برای آرامش خودتون و کار کردن توی سایت و سبک غذایی خودتون دارید
مثلا همین املت سبزیجات شما چقدر دلربا بود . خیلی دلم میخواد درستش کنم و یا سبک غذایی استاد که سالاد بعنوان صبحانه انتخاب کردند..
خانم شایسته به یک نکته ی خوبی اشاره کردند اینکه .. وقتی خودشون با استاد تنها هستند هم هر یک سبک غذایی خودشو استفاده میکنه و هیچ اجباری نیست که حتما هر چی خودت میخوری حتما بقیه هم باید همون غذا را بخورند .. یعنی هر چی که دوست داری رو میتونی درست کنی و این نکته ی جالبی است که توی فرهنگ ما هم باید جا بیفته!!!
چقدر خوبه میهمانان غذای خودشون را به سبک مورد علاقه ی خودشون درست کردند و خوردن و شستن و آشپزخانه رو هم آقای رایان تر و تمیز کرده و حالا داره با بچه ها روی مسیر پینگ پنگ ورق بازی میکنند.. بخدا این آقای رایان مرد فوق العاده و پُر انرژی هست واقعا تحسینش میکنم که با این بچه ها چقدر خوش میگذرونه !!!!
بچه ها هم تا خانم شایسته رو دیدن فارسی صحبت کردن .. منم داشتم از این قسمت صحنه ی فیلم میخندیدم .!!! چقدر بامزه گفتند ..سلام من یعقوبم!!!!
سلام من یوسفم!!!!
من خوشبختم!!!!!
داشتم به بچه ها نگاه میکردم که اصلا روی صندلی هم شیطونی میکردند . لوک که همش وول میخورد .. ژزف یوسف هم است صندلی رو بالا پایین میکرد!!!! لیوای هم روی صندلی چرخ دار خانم شایسته نشسته بود و هی میچرخید!!!
وای چقدر این بچه ها شیرین و شاد و خوشحال هستند!!
پسر بزرگه لوک هم که عاشق مادرشع .. رفته مادرشو بغل میکنه و میخواد مادرشو با بغل کردن بلند میکنه !!¡! آوای بخدا این بچه ها یکی از یکی دیگه شیرین ترن!!!
نکته ی بعدی اینکه ژزف یوسف چقدر برنده شدن رو خیلی جدی میگیره و براش خیلی مهمه که همیشه برنده بشه !!!!
خوب ژزف یوسف خوشکل مون با اون روحیه ی رقابت طلبانه و تلاشکر ش میخواد توی همه چی برنده باشه .. از اینکه توی مسابقه ی ماهیگیری از مادرش عقب افتاده کلافه است ….
hope ازده .. و یوسف 9…سریال زندگی در بهشت |قسمت39
دوباره سلام میکنم . چون این دومین کامنت از کامنت قبلیم هست ..
چون نکات اول فیلم رو نوشته بودم که پرید .. اشکالی ندارد دوباره در یک کامنت دیگه مینویسم .. بخصوص اول فیلم رو خیلی دوست داشتم
خانم شایسته ی عزیز از RV پیاده شدن و اومدن از اون پرادایس زیبا برامون فیلم گرفتند.
وووااای چقدر لذت بخشع اون هوای فوق العاده لذت بخش صبحگاهی پرادایس
اون آسمان آبی رنگ شفاف و صاف .
آن دریاچه ی آب شیرین آیینه ای زلال
آن درختان سرسبز فسفری درخشان
وووااای من عاشق اون دارکوب کله قرمزی هستم که داشت روی چوب میکوبید . خانم شایسته جان چه موقع ازش فیلم گرفتید .. چقدر هم زیا لانه ای برای خودش روی آن چوب تیر چراغ درست کرده بود
خدایاااااا شکرت چقدر صبح دل انگیزی در پرادایس شروع شده خدایااا شکرت
چقدر خوبه آنقدر ثروتمند باشی که بهترین امکانات و تجهیزات و آرامش و آسایش و آزادی را برای میهمانان عزیزت فراهم کنی و تازه خودت هم بهترین امکانات رو توی RV داشته باشی.. خدایااا شکرت
خب میهمانان سبک غذایی و نوشیدنی های خودشون رو دارند و چقدر خوبه این آزادی عمل را در کنار شما عزیزانی که دل بزرگی هم دارید تجربه میکنند
و چقدر خوبع که شما هم مکانی رو برای آرامش خودتون و کار کردن توی سایت و سبک غذایی خودتون دارید
مثلا همین املت سبزیجات شما چقدر دلربا بود . خیلی دلم میخواد درستش کنم و یا سبک غذایی استاد که سالاد بعنوان صبحانه انتخاب کردند..
خانم شایسته به یک نکته ی خوبی اشاره کردند اینکه .. وقتی خودشون با استاد تنها هستند هم هر یک سبک غذایی خودشو استفاده میکنه و هیچ اجباری نیست که حتما هر چی خودت میخوری حتما بقیه هم باید همون غذا را بخورند .. یعنی هر چی که دوست داری رو میتونی درست کنی و این نکته ی جالبی است که توی فرهنگ ما هم باید جا بیفته!!!
چقدر خوبه میهمانان غذای خودشون را به سبک مورد علاقه ی خودشون درست کردند و خوردن و شستن و آشپزخانه رو هم آقای رایان تر و تمیز کرده و حالا داره با بچه ها روی مسیر پینگ پنگ ورق بازی میکنند.. بخدا این آقای رایان مرد فوق العاده و پُر انرژی هست واقعا تحسینش میکنم که با این بچه ها چقدر خوش میگذرونه !!!!
بچه ها هم تا خانم شایسته رو دیدن فارسی صحبت کردن .. منم داشتم از این قسمت صحنه ی فیلم میخندیدم .!!! چقدر بامزه گفتند ..سلام من یعقوبم!!!!
سلام من یوسفم!!!!
من خوشبختم!!!!!
وای چقدر این بچه ها شیرین و شاد و خوشحال هستند!!
پسر بزرگه لوک هم که عاشق مادرشع .. رفته مادرشو بغل میکنه و میخواد مادرشو با بغل کردن بلند میکنه !!¡! آوای بخدا این بچه ها یکی از یکی دیگه شیرین ترن!!!
نکته ی بعدی اینکه ژزف یوسف چقدر برنده شدن رو جدی میگیره و برام خیلی مهمه که همیشه برنده بشه !!!!
خوب ژزف یوسف خوشکل مون با اون روحیه ی تلاشکر ش میخواد توی همه چی برنده باشه .. از اینکه توی مسابقه ی ماهیگیری از مادرش عقب افتاده کلافه است
خانم. Hope یازده .. و یوسف 9…
وووای چقدر ژزف یوسف پَکر شده ..
بعد توی بازی پینگ پنگ هم بازم میخواد آنقدر بازی کنه که همه رو ببره !!! یک روحیه ی شکست ناپذیر و پیگیر !!! تازه بازم دنبال حریف میگرده که رقابت کنه و برنده بشه . نه از باخت خسته میشه و نه از برنده شدن!!!! انگار توی ژن و خون این پسر یک روحیه ی قدرت طلبی وجود داره و میخواد رشد کنه . واقعا این بچه ها ی شیرین رو تحسین میکنم . آفرین آفرین یوسف جان که همه رو به مسابقه فراخوان میدی و یک روحیه ی خستگی ناپذیری داری آفرین !!!!
نکته ی بعدی که برام خیلی جالب بود ..
گم شدن لیوان سرد کن خانم hope بود
بچه ها رو صدا زد که برن دور دریاچه رو بگردم و اون لیوان رو براش پیدا کنند!!!
باز احساس مشارکت و همکاری و کمک به همدیگر برای یک کار و یا خواسته ی خانواده بصورت عملی فعال شده !!!
چقدر خوبه که خواسته های همدیگر احترام میزارند و بهم توجه میکنند و سریع شروع میکنند که کمک کنند.. آفرین بچه ها واقعا جای تحسین داره .. مرسی مرسی پسرای عزیز
ولی خب آن لیوان پیدا نشد ..
و خانم هوپ به اتفاق همسر جان رفتند یک لیوان یتینگ خوشکل فیروزه ای رنگ زیبا خریدند ..
بقول خانم شایسته جان افراد ثروتمند هم خوب پول در میآورند و هم پول را برای لذت بردن خوب خرج میکنند !!!
بقول استاد عزیز
بجای کوچک کردن خواسته هات باورهاتو قدرتمندتر کن
بجای اینکه از خواسته هامون بگذریم و فکر کنیم که ای بابا . این خواسته ی من نمیشه. باید فکر کنیم که تلاش بیشتری کنیم تا خواسته هامون رو تجربه کنیم
وووای چقدر ژزف پَکر شده ..
بعد توی بازی پینگ پنگ هم بازم میخواد آنقدر بازی کنه که همه رو ببره !!! یک روحیه ی شکست ناپذیر و پیگیر !!! تازه بازم دنبال حریف میگرده که برنده بشه . نه از باخت خسته میشه و نه از برنده شدن!!!! انگار توی ژن و خون این پسر یک روحیه ی قدرت طلبی وجود داره و میخواد رشد کنه . واقعا این بچه ها ی شیرین رو تحسین میکنم . آفرین آفرین یوسف جان که همه رو به مسابقه فراخوان میدی !!!!
نکته ی بعدی که برام خیلی جالب بود ..
گم شدن لیوان یتی سرد کن خانم hope بود
بچه ها رو صدا زد که برن دور دریاچه رو بگردن و اون لیوان رو براش پیدا کنند!!!
باز احساس مشارکت و همکاری و کمک به همدیگر برای یک کار و یا خواسته ی خانواده بصورت عملی فعال شده !!!
چقدر خوبه که به خواسته های همدیگر احترام میزارند و بهم توجه میکنند و سریع شروع میکنند که کمک کنند.. آفرین بچه ها واقعا جای تحسین داره .. مرسی مرسی پسرای عزیز
ولی خب آن لیوان پیدا نشد ..
و خانم هوپ به اتفاق همسر جان رفتند یک لیوان یتیی خوشکل فیروزه ای رنگ زیبا خریدند ..
بقول خانم شایسته جان افراد ثروتمند هم خوب پول در میآورند و هم پول بیشتری خلق میکنند و خوب خرج میکنند تا خواسته هامون رو تجربه کنند
البته نکات مثبت این قسمت واقعا فوق العاده زیاد بود و من مجبور شدم در دو قسمت کامنت بنویسم . هر چند بیشتر مواقع محو زیبایی ها میشدم و فقط با خودم صحبت میکردم و سر تایید تکان میدادم و تحسین میکردم خدایااا شکرت که امروز هم بلطف خداوند تونستم روی تعهدم کار کنم خدایا شکرت
خدایاااا شکرت که روی طول موج دریافت نشانه ها و هدایت های الهی هستم و هم اکنون در حال دریافت سیگنال های هدایتی و نشانه های بیشتری از دیدن این سریال های بینظیر هستم تا باورهای قدرتمند جدیدی را جایگزین باورها و شیوه ها و مسیرهای محدود کننده قبلی گذشته ام کنم و تجربه ی زندگیم بشود و ممنون که بهترین الگوهای من هستید خدایااا شکرت
خدایاااا شکرت تنها فقط و فقط ترا می پرستم
و تنها فقط و فقط از تو یاری و هدایت و آگاهی و انرژی و سلامتی و شادی و نشاط خوشحالی و پول و ثروت و نعمت و خیر برکت میطلبم
سپاس سپاس سپاس
خدایاااا شکرت
IN GOD WE TRUST
ما به خداوند اعتماد داریم
IN GOD WE TRUST
سلاااام عرض می کنم خدمت استاد عزیز و خانم شایسته بزرگوار و همه دوستانِ عباسمنشی.
باور کلیدیِ:
“به جای کوچک تر کردن خواسته ها، باورهامونو قدرتمندتر کنیم”
کامنت روشنای عزیز ، به نقل از خانم شایسته عزیز در این فایل توجهم رو جلب کرد و انگیزه ای شد تا این فایل رو ببینم.
وااااای دارکوبه خیلی خشکل و مینیاتوری بود، مثل نقاشی بود و جالبه ،اینقدر می آن و به آدما نزدیک می شن.
” راحت ترین کار اینکه خودت باشی”
واقعا این باور چقدر می تونه آدم رو از تجمل و ادا در آوردن و دنبال ادوات جنگولک بازی رفتن ،رها کنه و وقت و ذهن آدم رو آزاد میکنه تا به چیزهای مهمتری فک کنه و براشون وقت بذاره.
وای ماهییییه رو ، که خانمِ هپ صیدش کرد.
ماهیِ آمریکای هم دیدیم، چه سیبیلی هم داره قلچماق؟!
اسم این ماهی گردن کلفت چیه؟
– جالبه، همه ی بچه ها ، بازی و تفریح و مشغولیتشون رو تعطیل کردن، که مشکل مامانشون رو حل کنن و لیوان مامانشونو پیدا کنن.
سیستم و مدار عصبیِ ، همکاری و حل مساله در این بچه ها کاملا شکل گرفته و جزئ شخصیتشون شده و نیاز نیست پدر و مادر ازشون بخوان که بیان کمک، دیگه رفته تو ناخود آگاهشون.
و چه والدین دانایی،که نذاشتن “حسِ از دست دادن” در ذهنِ خودشون و بچه ها بمونه، حتی برای چند ساعت.
و بهم فهموندن یه شی 2زاری ، ارزش نداره بهش فک کنی و راحت می تونی یدونه نو و بهترش رو جایگزین کنی.
دوباره هم گفت خانم شایسته اون باورِ کلیدی و طلاییِ رو:
“به جای کوچک تر کردنِ خواسته ها،باور هامونو قدرتمند تر کنیم”
یعنی من عاشق اون صحنه ای هستم که پسرِ بزرگ خونواده، توی جمع خونوادگی و پیش ِ استاد و خانم شایسته مامانشو با همه وجود بغل می کنه و محکم فشارش می ده و مامانش هم دقیقا در همون لحظه حضور داره و عشق می ده و عشق فرزندش رو با جانش دریافت می کنه.
فایل 8 آرامش در پرتوی آگاهی استاد یه پکیجِ کاملِ آموزش عشششششششقِ
و در ادامه ، خانم شایسته عزیز، قبل از مصاحبه با خانم هپ،” ماهی گیری” یادمون می ده و نه که بهمون ماهی بده.
“یکی از سر راست ترین و میانبرترین راه ها ، برای موفقیت اینکه،الگوهای خوب ( در هر مورد که خواسته ای داریم و در مورد اهدافمون ، مثلا تربیت فرزند و یا….) رو ،پیدا کنیم و باورهای قدرتمند کنندشون رو بشناسیم و مثل اونها ، اون باورها رو بپرورونیم و مثل اونها عمل کنیم.”
(یاد عمل کردن استاد به همین باور، که در جلسه پنجمِ دوره ی همجت با جریان خداوند در مورد مصاحبه و استفاده از تجربیاتِ آقای عشقیار ،در مورد چگونه کنار اومدن با سوگ و از دست دادن عزیزان برامون نقل کردن افتادم)
استاد هرچی بیشتر می شناسمت بیشتر عاشقت می شم.
فرمودید من هرچیزی که براتون می گم ، قبلا بهش عمل کردم.
اینم یه شاهد مثالِ عینی دیگش.
استاد عششششقی عششششششق.
خدا نگهدار هممون باشه.
سلام وقتتون بخیر دوستان عزیزم
استاد عزیزم و خانم شایسته جانم خداقوت به شما برای تهیه این فایل
سپاسگزارم از دوست عزیز که صحبت های خانم هپ رو ترجمه کردن
منم مثل خیلی از دوستان دوست داشتم دیدگاهشون رو راجع به تربیت بچه ها بشنوم..
چقدر حواسشون به علایق بچه هاشون هست
چقدر با خودشون در صلح هستند و اجازه میدهند بچه ها جهان اطرافشون رو تجربه کنن
دو تا بچه دوقلو دارن یه جای کلیپ یکی راکت تنیسش رو پرت میکرد بالا به صورت چرخشی دوباره میگرفت…
یکی دیگه گوشی موبایلش رو همین حرکت میزد
یکی علاقش بازی فیزیکی
یکی علاقش بازی کامپیوتری
و جالب تر از همه این هست که کسی هم کار به کارش نداره برای خودش بازی میکنه ..تا خسته بشه بزاره کنار
یه قسمت فایل وقتی مادر خانواده لیوان مخصوص نوشیدنی رو گم میکنه باز میبینیم که همه بسیج میشن تا پیداش کنه اما پیدا نمیشه ودوباره میرن یه لیوان خوشگل دیگه میخرن و این یعنی زود میپذیرند و ادامه میدن زندگی رو..
زیبایی های پردایس هم تمومی نداره
خدایا سپاسگزارم برای دارکوب قشنگ پردایس
خدایا سپاسگزارم برای یاد گرفتن سپاسگزاری از دیدن زیبایی های
خدایا سپاسگزارم که دستمو میگیریم و میاری تو این بهشت زیباتون
خداروشکر برای همه قشنگی های اطرافمون
الهی شکرت
در پناه امن خداوند مهربان شاد باشید و ثروتمند و سعادتمند در دنیا و آخرت
به نام الله مهربونم
خدای من چقدر این خانواده خفن هستن
خدایا شکرت چون تو سریال های قبلی وقتی میدیدم این مادر انقدر کارش درسته ، با خودم میگفتم کاش میشد باهاش صحبت کرد و ببینی راز این موفقیت چیه
و خداروشکر امروز که این قسمت رودیدم، دیدم مریم جون مصاحبه کردن خیلی سپاسگزارم ازتون:)
وقتی پدر و مادر انقدر عاشق هم هستن، انقدر حالشون خوبه قطعا این به بچه هاهم سرایت میکنه
چقدر شگفت انگیز بود اونجایی که پسر بزرگ مادر روبغل کرده بود یا همه بسیج شده بودن که لیوانمادر رو پیدا کنن.
و خداروشکر این خانواده انقدر ثروتمند هستن که تالیوان پیدا نشد رفتن خریدن.
از صحبت های مامان خانواده خیلی لذت بردم
و قطعا ازشون درس میگیرم
بنام تنها فرمانروای کل جهانیان
خدایا از تو یاری میخواهم
سلام به همگی
خلاصه رسیدم به چهلمین کامنت این سریال شگفت انگیز
متشکرم هم از استاد و هم از مریم جون و همگی دوستان ، واقعا که من تو این چهل روز که وقت گذاشتم و استمرار داشتم چقدر یاد گرفتم و جالبه که من اکثر قسمتها رو قبلا دیده بودم ولی ایندفعه ازشون درس گرفتم
اول فایل که با دیدن یک دارکوب کله قرمز شروع شد خدایا شکرت
بعد هم آداب خوب اینکه استاد و مریم جون برای وقت گذاشتن روی سایت خودشونو معذب نکردن بگن: ما مهمون داریم رسیدگی و خوش گذشتن به مهمونا واجب تره و این نشان از عزت نفس بالای این عزیزانِ که منم باید یاد بگیرم
چقدر خوبه که همیشه بین اعضای خانواده تقسیم کار باشه و الان میبینیم که راین صبحانه آماده کرده برای همه ( شکر خدا من از این بابت خیلی خوشحالم چون همسرم همیشه در کارهای خونه به من کمک میکنه)
وااای چه صحنه زیبایی که پسر بزرگِ مامانش رو بغل کرد و فشار میداد، چقدر دیدن این تصاویر لذت بخشه ، خدایاشکرت
آفرین به استعداد جوزف و یعقوب که مرتب خودشونو معرفی میکردن به فارسی و چقدر شیرین حرف میزدن
و در ادامه مصاحبه مریم جون با هوپ که سپاسگزارم از آقا حمید که ترجمه کردن تا ما هم ازاین صحبتها استفاده ببریم
چه مادر متعهدی که عاشق بچه هاشه و هرطوری که هستن اونا رو دوست داره و میگه: که با خوشحال بودن خودش به خانواده هم کمک میکنه و اینکه پدر هم خیلی همراهه
میگه: با اینکه به بازی کامپیوتری علاقه نداره ولی سعی میکنه که گاهی برای خوشحال کردن پسرش با هاش وقت بگذرونه و فیلم یا بازی ببینه
خدایاشکرت چقدر این قسمت پر برکت بود و چقدر برای من درس داشت
خدایا کمکم کن تا منم برای خانوادهام بیشتر وقت بزارم
خدایا شکرت برای انجام تعهدم در نوشتن کامنت برای چهل قسمت
خدایاشکرت برای بارندگیهای این چند شب اخیر
خدایاشکرت برای آموزههای استاد عباسمنش
سلام خدمت همگی،
باید همین اول بگم که واووو من تا حالا یک همچین دیدگاهی را ازیک مادر نشنیده بودم و چقدر عالی این خانم میدونه که داه چیکار میکنه و چقدر از قوانین داره تبعیت میکنه توی زندگیش.
از همون اول که گفتش که این کار رو تنهایی انجام نمیده و همسرش و خداوند هم همراهش هستند متوجه شدم که چه دیدگاه متفاوتی داره. همون چیزی که ما میگیم آمریکایی ها بی خدا هستند و کافر هستند را میبینیم که ایشون از خیلی از ماها واقعی تر ایمان دارند به خداوند. چقدر لذت بردم.
بعدش که گفتند که آیا محمترین وظیفه و کار من اینه که وظایف روزانه را انجام بدم یا اینکه از زندگیم لذت ببرم؟ متوجه شدم که چقدر واقعا فهمیده و روشن فکر هستند که اولویت را گذاشتند بر لذت بردن از لحظه ها که همین لذت بردن خوش یک ایمان واقعی میخواد.
اینکه پسر هاش را اون طوری که هستند پذیرفته. من خودم همش به این فکر میکنم که اگر که یک روز بچه دار بشم کی میخواد به فرزندم بگه که چی درسته چی غلط وقتی که دیگاه های من و پارتنر من اینقدر با همدیگه متفاوت هستش. بعد اینجا میاد ایشون میگه که من اصلا میگذارم که بچه هام خودشون باشند و نمیخوام همش بهشون دیکته کنم که چی درسته، یعنی این غروری که من دارم که نه من به یک سری حقایق رسیده ام توی زندگیم و باید دیگران هم مثل من فکر کنند حالا اگر که بچه ام باشه که دیگه هیچی احساس میکنم که من پادشاه سرزمین هستم و همه باید به حرف های من گوش بدند.
اما این خانم میگه که نه خداوند به من یک وظیفه داده که ماد باشم و بقیه کارها را سپرده دست جهان که خودش انجام بده، واقعا چقدر زیبا.
حودمون اون طوری که دوست داریم زندگی کنیم و بگذاریم بقیه هم اون طوری زندگی کنند که دوست دارند کسی کسی را مجبور نکنه به انجام کاری. خدارو شکرت
خانم شایسته چه کار خوبی کردی با انجام این مصاحبه. خیلی ممنونم ازتون که اینقدر به فکر ما هستید.
خیلی نکات عالی امروز اشاره کردین
اینکه شما خیلی راحت داخل اروی خوابیدین که هم خودتون راحت باشید هم مهمانها و صبح مهمانها خودشون صبحانه اماده کردن و مشغول شدن بعد شما بیدار شدین و صبحانه خودتون شروع کردین
چقدر این سادگی عالیه
لیوان خانواده گم شد همه با هم دنبالش گشتن بعد هم که نبود رفت یکی دیگه خرید چقدر عالیه اینکه ثروت داشته باشی انقدر خوب ازش استفاده کنی
روحیه بازی و رقابت جوزف هم باعث شده همه را به چالش بکشه یک رقابت با مامانش یک رقابت پینگ پنگ و چقدر عالی که این تفاوت را میشه دید و رفتار درستش هم یادگرفت دقیقا منم این مدلم تمام تلاشمو میکنم که بهتر عمل کنم و وقتی جوزف دیدم خیلی لذت بردم چون نه تنها تونسته پیشرفت کنه بلکه بقیه هم خیلی راحت تاییدش میکنن و روزبروز عالی تر میشه
و صحبتهای عالی مادر که تربیت این پدر و مادر واقعا تحسین برانگیز بود
سلام بر عزیزان دلم فوق العاده لذت بردم مثل همیشه ،،،خدا رو شکر ،،،خدا رو شکر ،،خدا رو شکر
بسیار حس عالی از دیدن سریال. زندگی در بهشت ،بهم دست میده،چقدر همه در صلح و آرامش هستند ،،همه چی عالی و فوق العادس ،،همه چی خیلی دلچسب و قشنگه ،،ممنونم از دستان خدا در زندگیم ،،از شما که روش درست زندگی کردن را به راحتی و اسونی به ما یاد میدید و چقد الگوهای ناب و قشنگ
خدا رو هزار مرتبه شکر
ای کاش آدم ها دست از کمالگرا
یی هاشون بردارند و این قدر راحت و در لحظه زندگی کنند ،،،لحظه لحظه زندگی کردن یعنی خدا را مشاهده کردن و به اوج رسیدن
خدایا ازت ممنونم
سلام به استاد عزیز و خانم شایسته و بچه های همفرکانسی عزیز (:
🔺نکته ای که خیلی نظر من روجلب کرد این رفاقت و دوستی و صمیمیت عجیب بین برادراست، واقعا عجیبن، با اینکه اختلاف سنی دارند و کلی شیطنت و شلوغ هستند من ندیدم که باهم دعواشون بشه یا از کلمات نامناسب استفاده کنند یا حتی عصبانی بشند از همدیگه. و این برام واقعا تحسین برانگیز بود و به پدر مادر این خانواده از صمیم قلب تبریک میگم بابت همچین پسرایی.
🔺این رابطه صمیمی بین یچه ها تو ذهن من یک الگو ساخت، یه مدل جدید از روابط با دوستان یا خانواده در ذهنم ساخت!
🔺بههمین خاطر از خانم شایسته عزیز سپاسگذارم که زحمت فیلمبرداری از این لحظات و تدوین بر دوش ایشونه و باز هم خستگی ناپذیر درحال ادامه دادن این کارن ایشون. واقعا ممنونم🌹❤️