سریال زندگی در بهشت | قسمت 44 - صفحه 3 (به ترتیب امتیاز)

توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

214 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    ساناز جمشیدیان گفته:
    مدت عضویت: 1216 روز

    چقدر صحبتهای جکوب از روی اگاهی بود و چقدر خوب بهش اموزش دادن که ارزش تو به نمره نیست و قرار نیست اگه نمرت خوب نشد پس خوب هم نباشی چیزیکه ما برعکسش بودیم و همین باعث شد هیچوقت خودمون دوست نداشته باشیم همیشه بخوایم بهتر و بهتر بشیم والدین سرزنشگر بجای تشویق کننده

    من الان تازه دارم انقدر خودمو تشویق میکنم تلاش میکنم تا حرف بقیه برام مهم نباشه که بتونم پیشرفت کنم و نصف شکستهام از همین جا بود که تایید نمیشدم و برچسب های منفی میگرفتم

    یکروزی من ریاضیم انقدر افتضاح بود که همیشه تنبیه میشدم و همیشه خانواده هم این برچسب میزدن تو در ریاضی نمیفهمی و تو درس ریاضی خوب نیستی من رفتم راهنمایی و معلم دوره راهنماییم انقدر زیبا اموزش میداد با گچ های رنگی که من از روز اول از ریاضی خوشم اومد سوال در کلاس پرسید و من جواب دادم فکر کرد من تقلب کردم گفت بیا روی تابلو راه حلتو بنویس من نوشتم و باز هم تعجب کرد چطور من انجامش دادم و کلی منو تشویق کرد منکه ریاضیم همیشه ده و یازده بود ترم اول هجده شدم و هیچ کس باورش نمیشد چطور من انقدر پیشرفت کردم و من شدم سرگروه تعدادی از بچه ها، و این فقط بخاطر تشویقهای معلمم بود برعکس خانوادم رفتار کرد من تونستم اعتماد بنفس پیدا کنم

    واقعیت زندگی ما همینه وقتی بتونیم نقاط قوت خودمون ببینیم موفق میشیم اما متاسفانه انقدر منفی بهموم میگن که اصلا حس نمیکنی خوبی و عالی هستی

    من الان دارم تازه ویژگی های مثبتمم مرور میکنم تا بتونم بپذیرم خوبم و نیاز نیست انقدر برای خوب و عالی بودن بجنگم ث خودمو اذیت کنم و این بچه سیزده ساله انقدر خوب اینو درک کرد چقدر زیباست

    واقعا باید به این خانواده تحسین گفت چقدر اگاه هستن و چقدر من لذت بردم

    ممنون استاد چقدر خوب که صحبتهاش فیلم گرفتید

    چه ایده خلاقانه ای تصویر با نور و چقدر لذت بردم و داشتم تصور میکردم من بودم چی میکشیدم

    چه تفریح عالی

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 9 رای:
  2. -
    روشنا گفته:
    مدت عضویت: 537 روز

    از همون اول که تو سریال چشم به جیکاپ افتاد از نظرم شباهت به ترامپ داشت

    فکر میکردم به خاطر رنگ موش و مدل صحبت کردنش بود

    ولی با دیدن این مصاحبه متوجه شدم این اقا کوچولو نه تنها که وقتی صحبت میکنی میمیک صورتش و و زبان بدنش مثل ترامپه بلکه طرز فکر و اعتماد بنفس و سخنوریش هم به ترامپ کشیده

    خیلی باهاش ،خوش بیان هست

    و استاد رو تحسین میکنم که اینطوری تو شکار نکات مثبت در شخصیت افراد قهاره

    من هم با بچه ها مثل یه ادم بزرگ رفتار میکنم و اونارو به چالش میکشم و دوس دارم از زاویه ی دید اونا به مسائل پیش رومون نگاه کنم

    و گاهی که غرق صحبت با کودکان بودم به خودم میومدم و میگفتم مگه تو هم سن اینایی و گاهی متاثر این سرزنش کردنام میشدم میگفتم نکنه واقعا از لحاظ عقلانی من با این بچه ی ده ساله تو یه رده هستم که انقدر از وقتم صرف هم نشینی با یه بچه شده

    حالا میبینم که اینا همش از عزت نفسه

    بچه ها قانون رو خیلی خوب بلدن چون هنوز ذهن منطقی شون فعال نشده

    هیچ وقت نگران فرداشون نیستن

    صادقن

    منفعت طلب نیستن

    دنبال زیبایی هان

    دقت کردین چرابچه ها اتاق خوابشون انقدر رنگا و رنگه یا اینکه مثلا رنگ های تیره مثل مشکی رو کمتر میپسندن

    چون ذهنشون زیبا بین هست

    ما ادم ها با باورها و افکار سالم دنیا میاییم اما به مرور زمان با ورودی های نا مناسب باور هامون تغییر پیدا میکنن و فکر میکنیم دیگه بچه هامون بزرگ شدن عاقل شدن وقتی که میبینیم نگران اینده هستند وقتی که میبینیم خسیس میشن تو داشته هاشون و و و

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 9 رای:
  3. -
    میترا گفته:
    مدت عضویت: 2724 روز

    سلام به خانواده صمیمی عباسمنش

    این فایل نشانه امروز من بود و ترجمه عالی که دوست عزیزمون انجام داد منو از حرفهای یعقوب عزیز شگفت زده کرد.

    بعد خوندن کامنتها رفتم فایلو دیدم و لذت بردم.

    برداشت من از این فایل این بود که هرچقدر هم در یک تاریکی بزرگ مثل شب پرادایس باشیم( نقاط ضعف) داشتن یه چراغ قوه یه منبع نور هرچند هم کوچیک (نقاط قوت) باعث میشه لبریز از لذت بشیم البته در صورت داشتن یک دوربین حرفه ای( سیستم ارزیابی خودمون).

    اینکه بدون توجه به نقاط ضعفمون( می دونیم که هست و می پذیریمش) تمرکز رو بزاریم رو نقاط قوتمون و وقتی که ارزیابی می کنیم هر دفعه بهتر و بهتر می تونیم تقویتش کنیم.

    نتیحه این دیدگاه چیه؟

    اینکه فارغ از اینکه نقاط ضعف و قوتم چیه از همین حالا شروع می کنم، منتطر بهترین لحظه نمی مونم تعلل و تنبلی نمی کنم. نقاط صعف و قوت مو لیست می کنم اوکی ضعفهارو می پذیرم نقاط قوت مثلا فن بیان خوبی دارم خوب بسم الله برم روش کار کنم و تمام.حالا ارزیابی این هفته برای ۵نفر سخنرانی داشتم این ماه شده ۵۰ نفر امسال شده ۵۰۰ نفر اوکی الان یه سخنران حرفه ای هستم به همین قشنگی😊😊😊

    پس چی شد هرچقدر بیشتر رو نقاط قوتم کار کنم ورزیده تر میشم نتیجه اش چیه اعتماد بنفسم بالاتر میره و موفقیت رو تجربه می کنم.

    این نگاه از کجا میاد از پذیرش خودم از در صلح بودن باخودم.

    حالا اومد اون نقطه قوت اوکی نبود چی سخنران نشدم چی؟

    اشکال نداره نقطه قوت بعدی تازه یه تجربه هم کسب کردی که میاد کمکت و مسیر رو با سرعت بیشتر و دقت بالاتری طی می کنی.

    من خواستم امروز اولین قدم رو برای برنامه ریزیم بردارم و زدم رو نشونه من بببینم چه هدایتی بهم می کنه و این نشونه خیلی حرفها برام داشت:

    ۱- نقاط ضعف و قوتتو پیدا کن و بپذیرش.

    ۲- رو نقاط قوتت کار کن

    ۳- باخودت در صلح باش.

    ۴- از همین لحظه و باهمین داشته هات شروع کن.

    ۵- تلاشت مستمر باشه.

    ۶- خودتو ارزیابی کن.

    ۷- خودتو تایید وتحسین کن.

    ۸- تمزکزت رو نکات مثبت باشه.

    ۹- از مسیری که داری طی می کنی لذت ببر.

    ۱۰- فارغ از نتیجه ای که می گیری احساس خوب داشته باش چون داری تلاش می کنی و این مهمه ( حتی به غلط😁😁البته نترس سیستم ارزیابی داری که نمیزاره به بیراهه بری)

    و در اخر به نشونه هات عمل کن خیلی ساده به نظر میان و به عبارتی دمه دستین ( عبارت بهتری پیدا نکردم) اما وقتی اجرایی شون می کنی می بینی واااااای چه خفن بود این آگاهی.

    دوستتون دارم

    شاد و پیروز و سربلند باشید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 11 رای:
    گزارش نقض قوانین سایت
  4. -
    زهرا محمدی گفته:
    مدت عضویت: 2543 روز

    به نام خدای بخشنده مهربان

    خدایی که مالک و فروانروای جهان است

    سلام به mary and seyed عزیزم

    سلام به دوستان هم فرکانسیم

    و سلام به بهشت که این ۴۴ روز مارو مهمان و دیوانه و شیدای خودش کرده😁

    خدایا با اینکه متوجه نشدم جیکاب چی گفت ولیییی اون ژست محکم و قویش و اون حالت توضیح دادنش فوق العاده بود

    چقدر که این بچه اعتماد به نفس داره

    خدایا شکرررت که در مدار آدم های ثروتمند و با اعتماد به نفس هستم.

    واییی این زندگی در بهشت و این خانواده منو وادار میکنن که برم کلاس زبان انگلیسی😁😂خداجوون اینم یه خواسته جدید

    خدایا شکرت جیکوب چه برادر خوبی داره

    چقدر هوای همو دارن ولییی کاری ب کارای همدیگه ندارن

    خدایا شکرت بابت این دریاچه زیبا

    خدایا شکرت بابت این میز و صندلی خوشگل

    وایی پسررر فکرشو بکن هروز روی این میز صبحانه و قهوه نوش جان کنییییی

    خدایا شکرت بابت دیدنِ شبِ پردایس

    خدایا شکرت بابت دوووووربین عالییییییییی و بی نظیرررر استاد

    واییی باورتون میشه من تاحالا دوربینی با این قابلیت ندیده بودممم

    اخههه چقدرررر خوووبه

    استااااد چه ایده و خلاقیت باحالییی

    وقتی اون قلب رو کشیدین و عکس نهایی ظاهر شد من متحر شدممم، فوووق العادست

    Woooow😄

    خدایا شکرت که در مدار دیدن این زیبایی ها هستم

    خدایا شکرت بابت شاسی بلند خوووووشگل

    من عاااشق این ماشینم😍

    خدایا شکرت بابت چراغ قوه صل علی

    خدایا شکرررت بابت دیدن مریم جووووونممممم😍😍بلاخره روی ماهتو دیدم

    حتی خانواده رایان هم داشتن تکاملشون رو طی میکردن هربار عکس و طرحشون بهتر میشد

    ولی عاااشق این مهارت رایان شدم همون اول اسمشو به چه زیبایی ای نوشت😍😍

    خدایا شکرت بابت پایه دوربین که کار رو راحت تر کرده

    ببین مثلا طرف اومده با دوربین عکس بگیره ولی اذیت میشده و هی به تضاد برخورده تااا بالاخره این پایه عزیز اختراع شده و کلیی ثروت ساخته😁😍

    خدایا شکرت بابت لباس زیبای مریم

    واییییی استااااد چقدر شما خودتونید آخههه

    با اون لباس که یکم کثیف شده(البته این کثیفی می ارزه به صدتا کت و شلوار😍😍) عکس گرفتید گذاشتید تو تلگرام و سایتی که هزاران نفر دنبال کننده اش هستند

    این رفتار های شما و این اعتماد به نفس عالیتون باعث شده که وقتی محصول عزت نفس تخفیف خورد بچهایی که این محصول رو نخریدند به تب و تاب بیفتند و تند تند تو دفتر خواسته هاشون بنویسند و هی با خدا خلوت کنند و بگن خدایا من این محصول رو میخواما

    خدایا شکرت بابت محصول عزت نفس

    شاد و ثروتمند باشید😘

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 11 رای:
  5. -
    فاطمه محرمی خانقاه گفته:
    مدت عضویت: 1420 روز

    بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِیمِ

    به نام خدا که رحمتش بی‌اندازه است

    و مهربانی‌اش همیشگی.

    و اعتماد به خدا ،محکم ترین امید است..

    سلام به استاد عزیزم و استاد شایسته مهربونم

    و همه ی دوستای بهشتیم

    خدایا شکرت بی نهایت شکر برای

    این رزق پراز برکت و آگاهی و زیبایی

    خدای من

    چه تحسین برانگیزن این بچه ها

    چه صحبتهای قشنگ و پراز اگاهی کرد

    جیکاپ عزیز ونازنینم

    بی نهایت دوستش دارم

    وقعا بچه ها الگوی خوبی هستن

    میشه ازشون خیلی چیزها یاد گرفت

    با چه اعتماد به نفسی داره حرف میزنه

    زبان بدن بی نظیری هم داره

    دیدگاه خودش رو راحت گفت …

    بی نهایت سپاسگزارم از آیدا جان عزیزم

    بابت ترجمه ای که تو کامنت شون گذاشتن

    وااااااییی خدایا من

    چه سرگرمی قشنگی راه انداختین استاد

    با دوربین وچراغ قوه

    چه خلاقیتی چه تصاویری …

    وااااااییی قلبی که کشیدین عالی بود

    استاد شایسته مهربونم M کشیدن

    خدایاااا آقای راین عزیز چه ناز اسمش نوشت

    و نقاشی منحنی جوزف خوشگل بود …

    ودر نهایت یه عکس دورهمی بهشتی

    در زیبایی شب پرادایس جان عزیزم ..

    بی نهایت سپاسگزارم از شما استاد عزیزم

    و استاد شایسته مهربونم بابت این فایل بهشتی

    پراز برکت و آگاهی و زیبایی

    خیلی دوستتون دارم وعاشقتونم

    خدا حفظ تون کنه

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 10 رای:
  6. -
    حامد امیری گفته:
    مدت عضویت: 2799 روز

    به نام خدای مهربان

    سلام با استاد عزیزم و خانم شایسته و دوستای خوبم در سریال زندگی در بهشت

    خدایا شکرت که فرصت دیدن یک قسمت جدید دیگه از این سریال بی نظیر بهم دست داد در کنار این خانواده صمیمی

    این قسمت با صحبت های جیکاب و دیدگاه های زیبایی که داره شروع میشه و اتفاقا خیلی هم عالی صحبت میکنه با اعتماد بنفس دیدگاهی که داره رو به اشتراک میذاره

    و توضیحاتی که جیکاب در مورد نقاط ضعف و نقاط قوت میده دقیقا چیزی هست که ما باید بهش توجه کنیم و البته استاد این موضوع رو مفصلا در جلسه یک عزت نفس در موردش صحبت میکنه و موضوع رو باز میکنه

    به نظرم صحبت های جیکاب توی این قسمت رو خانواده های ایرانی که دارن این سریال رو میبینن اگه دقت کنن خیلی میتونه کمکشون کنه که هم نسبت به خودشون هم فرزندانشون آسان گیرتر بشن

    کلیت حرفهایی که جیکاب میزنه اینه که ما باید بپذیریم که یکسری نقاط قوت داریم یکسری نقاط ضعف هم داریم و ما برای اینکه در مسیر درستی قرار بگیریم باید تمرکزمون رو بذاریم روی نقاط قوت خودمون و اگر هم در یکسری کارها ضعیف عمل میکنیم به این معنا نیست که باهوش نیستیم و دیگه نمیتونیم هیچ کاری رو انجام بدیم و نمرات در امتحانات مدرسه باهوش بودن یا نبودن رو تعیین نمیکنه

    و جیکاب واقعا چقد خوب سخنوری میکرد و به قول خودش تواناییش برای جلوی دوربین رفتن خیلی خوبه و این به نظرم دایره برتری جیکاب محسوب میشه و همچنین توانایی ارتباط برقرار کردنش با دیگران هم خیلی قویه مثلا توی ارتباط برقرار کردنش با استاد این موضوع خودش رو نشون میده که چقد تمایل داره با بزرگترها و کسانی که عملکرد دارن ارتباط برقرار کنه

    واقعا این خانواده جای تبریک دارن هم خانم هوپ و هم آقای راین که انقد باورهای خوبی در مورد تربیت فرزند دارن و اجازه دادن که بچه هاشون خودشون رو و توانایی هاشون رو بشناسن

    مثلا من خودم این ویژگی توی خانواده ما نبود که کسی بخواد توانایی ما رو تشویق کنه مثلا من از دورانی که مدرسه و دبیرستان که میرفتم تواناییم توی موسیقی خیلی خوب بود و نواختن ساز رو به خوبی یاد میگرفتم ولی پدرم تا منو میدید میگفت آخه این ساز زدن تو نون و آب نمیشه پسر برو درستو بخون تو رو به این حرفها چی میخوای بشی مثل فلان نوازنده که چی بشه و از این صحبتها

    البته اینم بگم این به این معنا نیست که کمبود عزت نفسمون رو بندازیم گردن خانواده و بگیم اینها باعث شدن ما توانایی هامون رو شکوفا نکنیم و استفاده نکنیم که استاد در مورد همین موضوع در جلسه چهارم عزت نفس در موردش صحبت میکنه

    اینو میخوام بگم که واقعا چقد تفاوت بین دیدگاه های ما هست و همین تفاوت دیدگاه ها باعث تفاوت در نتیجه ها میشه

    و اگر من با دیدن رفتار ها و باورهای خانواده راین انقد خوشحال و سپاسگزار میشم و لذت میبرم به خاطر تضادهایی بوده که خودم داشتم

    جیکاب به صحبت هاش ادامه میده و در مورد خودش توی مدرسه مثال میزنه که وقتی در مورد غورباقه ها بحث میشده خیلی خوب میتونسته جواب بده و توی این موضوع خوب عمل میکرده

    نکته مثبت و زیبای دیگه موقعیه که وقتی یوسف و لوک وارد میشن جیکاب با اعتماد بنفس به صحت هاش ادامه میده و یوسف به احترام برادرش حتی میره داخل و لوک هم چراغ قوه رو بالای دوربین میگیره این رفتار برادرها قابل تحسینه که به همدیگه احترام میذارن

    در آخر استاد از جیکاب تشکر میکنه و میپرسه چند سالته که جیکاب میگه ۱۳ سال و استاد میگه واقعا مثل یه آدم ۹۵ ساله عاقل صحبت میکنی ‌و از لوک هم تشکر میکنه

    توی قسمت بعدی استاد یه تفریح ساده رو شروع کرده و اون هم خلاقیت در انداختن عکس با دوربین عکاسی هست که لحظات لذت بخش و شا ی بخشی رو رقم میزنه

    استاد مث همیشه پیش قدم میشه و اول خودش دو تا عکس زیبا میندازه و خانواده با دیدن عکس ها مشتاق میشن که انجام بدن

    استاد یه قلب زیبا میکشه و برای خانواده صمیمی عباسمنش میفرسته 😃😘💓

    جیکاب و خانم هوپ نفرات بعدی هستن که خانم هوپ یه ستاره میکشه و همه از دیدن این ستاره خوشحال میشن

    یوسف مث‌ همیشه مشتاق و آماده برای انجام یک حرکت جدید

    لیوای هم میره و فک کنم تلاش میکنه یه کهکشان رسم کنه ☺

    آقای راین خیلی ریلکس و آروم اسم خودش رو مینویسه و واقعا هم خوب انجامش داد طوری که خودش هم لذت برد

    خانم شایسته با لباس امریکایی زیبایی که پوشیده میره اسم خودش رو رسم میکنه

    این آخر یوسف و جیکاب شکل زیبایی رسم میکنن و با تشویق حاضرین روبرو میشن 👏

    هر کدوم تکاملشون رو طی میکنن و هر‌ بار از دفعه قبل بهتر میشن و جالبه که هر کس هم که شکل زیبایی رسم میکنه میشه انگیزه و الگو برای نفر بعدی و نفر بعد با انگیزه و ایمان بیشتری عمل میکنه

    چه تفریح لذت بخشی شد و من از اول تا آخرش خنده روی لبام بود

    این تفریحات خلاقانه نشون میده وقتی در مدار شادی و احساس خوب باشی از هر چیز کوچیکی تفریح و شادی میسازی و از چیزهای کوچیک هم لذت میبری

    دو تا عکس جمعس یادگاری با کیفیت بالا گرفته شد در این شب‌ زیبای پرادایس

    خدایا شکرت به خاطر‌ این شب آرام و زیبای پرادایس با صدای جیرجیرک ها و غورباقه ها واقعا شب های پرادایس خیلی زیبا و دلنشینه و احساس خوبی داره 💓

    خدایا شکرت به خاطر تفریح لذت بخش با دوربین عکاسی که موجب شادی و خوشحالی همه شد 🌺

    خدایا شکرت که این قسمت هم پر از درس و نکته های آگاهی بخش بود و من در مدار دیدن و شنیدن آن قرار گرفتم 🌺

    خدایا سپاسگزارم که هر لحظه در حال هدایت ما هستی چون تو بهترین هدایتگری 🌺

    خدایا شکرت از این همه زیبایی در پرادایس و اتفاقات خوب و باحالی که میفته 🌺

    خدایا شکرت به خاطر وجود خانواده راین در پرادایس و سریال که الگوی خوبی برای ما بودن 🌺

    خدایا سپاسگزارم که به ما رزق میدی از فضل خودت چون تو بهترین روزی دهنده هستی 🌺

    هر روز مشتاق اینم که قسمت جدیدی از این سریال رو ببینم خدایا شکرت به خاطر وجود استاد و خانم شایسته عزیزم 💓💓

    💐 خدایا تنها تو را می پرستیم و تنها از تو یاری می جوییم

    خدایا ما را هدایت کن به راه راست راه کسانی که به آنها نعمت و ثروت دادی 💐

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 12 رای:
  7. -
    ناهید رحیمی تبار گفته:
    مدت عضویت: 1484 روز

    سلام به استادعزیزومریم جون ودوستان باحالتون .همانطورکه استادگفتن ،حرفهای جیکوب باتوجه به سنش ،عالی بود.البته ناگفته نمونه استاد،بچه های این نسل خیلی باهوش وخلاق هستن منم یه دختر۱۰ساله دارم وپسر۱۸ساله ،خیلی وقتابادلیل واستدلالهای کودکانشون منوقانع میکنن درواقع خیلی وقتهاپیام ودرس خداراازاونهامی گیرم ،اینکه هرکس باتوجه به علایق خود،توهرزمینه ای ،باهوش تریاخلاقترن ، کاملادرسته ماکامل نیستیم که توهمه زمینه هاعالی باشیم یاعالی عمل کنیم البته منم تاچندوقت پیشا،به این استدلال منطقی ،توجه نمیکردم ودوست داشتم ازهمه چی سردربیارم تایه وقت موردقضاوت کسی قرارنگیرم که فک کنن چیزی بلدنیستم دقیقامتوجه شدم این ازکمبوداعتمادبه نفسم هس وخیلی هم خطرناکه چون خیلی نقاب میزدم یه جاهایی برای یادگیری یاتومغزم گونجوندن حال خرابی می کشیدم .همیشه ترس داشتم نکنه جایی باشم یاکسی سوالی بپرسه من نتونم جواب بدم دائمادرگیری ذهنی داشتم درحالیکه خیلی جاهابه خاطرخیلی ازخلاقیتهاودانستنی هام موردتشویق قرارمی گرفتم ،بله تودوره عزت نفس استادخیلی چیزهاآموختم ومتوجه شدم نه تشویق کسی برام حائزاهمیت باشه ونه تخریب کسی .بلکه بایدیادبگیرم هرکاری رابرای کسب آگاهی جدیدوعلایق خودم ،دنبال کنم تاخودم ازدرون لذتشوببرم .واینکه لزومی نداره توهمه زمینه هامن آگاهی داشته باشم وکاری کنم. این دیدگاه راکاملاکنارگذاشتم ،استادیاددادن که تویه زمینه تبهرداشته باشی بهترازاینه که خردخردازچیزی سردربیاری ،ومنم ازاون به بعدسعی کردم تمرکزم راهمیشه به یه موضوع بزارم تاهم بهتریادبگیرم هم تواون کارپرفکت باشم .بعددوباره تمرکزکنم روموضوع وچیزدیگه ای ، تحسین وتخریب دیگران بایدبرام مهم نباشه تاهرکاری رابه خاطروجودخودم انجام بدم البته سخته براکسی که این دیگران خیلی مهم بودن براش امامیشه اصلاحش کردشایدزمان ببره اماشدنیه .دوره اعتمادبنفس استادرابایدبارهاوبارهاگوش دادتاکم کم به نتایج رضایت بخش خودت برسی وتغییراتت رابه وضوح ببینی .استادی عاشقتم خیلی ماهی عزیزم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 11 رای:
  8. -
    سعیده آقایاری شیخ نشین گفته:
    مدت عضویت: 2306 روز

    بنام خداوند مهربان و حکیم

    من از این قسمت سریال زندگی در بهشت و ساکنین بهشت چی یاد میگیرم؟؟؟

    یاد میگیرم مثل استاد همیشه مشتاقانه در جستجوی یادگیری از هر کسی و هر چیزی باشم….برام هم مهم نباشه که دارم از یه بچه نصف سن خودم یاد میگیرم یا از یه بزرگسال….دارم از یه درخت یاد میگیرم یا یه حیوون….وقتی جهان رو پیشگاه خداوند میدونم و انرژی خدا رو در هر چیزی جاری میدونم پس دیگه غرور رو کنار میذارم مثل موسی کفش هام رو از پا در میارم و بی ریا و غرور با فروتنی و مشتاقانه به کودک مشتاق درونم اجازه میدم تا در پیشگاه خدای حکیم و علیم بیاموزه

    یاد میگیرم تا هر چیز تحسین شدنی رو پیدا کنم و تحسین ام رو به جهان اعلام کنم…تحسین و تشکر درخواست بسیار قدرتمندی برای دریافت نعمتهای بیشتر از سمت من به جهان میفرسته….به خودم اینطور توضیح میدم که وقتی تشکر میکنم با صفت شکور که از اسامی خداوند هست هم راستا میشم هم ارتعاش میشم پس جهان هم مثل خدا با من رفتار میکنه و باعث گسترش من میشه

    یاد میگیرم ارزشمندی خودم رو تا حد امکان به اون فاکتورهای بیرونی مثل نمره و معدل و مدرک و سرتیفیکیت و شغل و آدمهایی که در رابطه با من هستند و هر عامل بیرونی دیگه ای گره نزنم….یاد میگیرم تا در نقاب اون استعدادهای ذاتی که نعمت خدا به من هستند خودم رو مخفی نکنم و به تمام ابعاد وجودم حتی ضعف هام اجازه نمایش بدم که من همیشه از بروز نقاط ضعف ام بیشتر یاد گرفتم و رشد کردم….حتی اگه تنها کارکرد نقاط ضعف من این باشه که حضور اونها منو بیشتر در برابر خدای خودم خاضع میکنه اونها رو ارزشمند میدونم…چه بسا که اگه عالی و بی نقص بودم هرگز طعم شیرین بندگی رو درک نمیکردم

    در مجموع باور داشته باشم هر نادانسته ای قابل یادگیری هست….هر کاری که نمیتونم خوب انجام بدم میتونم با تمرین و مطالعه توش خوب بشم…

    یاد میگیرم که زمانی که فرزندانی از سمت خداوند بهم روزی داده شد مثل هوپ و رایان محیطی براشون ایجاد کنم که مثل جیکاب و برادرانش هر کدوم به خاطر وجود و هستی شون اونقدر ارزشمند دونسته بشن که دنبال نشون دادن خودشون به بقیه نباشند…علایق و توانایی هاشون اونقدر ارزشمند هست که تفاوتهای اونها فقط باعث سرگرمی و جذابیت بیشتر میشه نه باعث سرافکندگی

    یاد میگیرم که مثل لوک همیشه اگه کاری از دستم برمیاد داوطلبانه انجام بدم…منتظر نباشم حتما کسی ازم بخواد…کوچکتر از خودم رو دست نندازم…و بهش اجازه ابراز وجود بدم

    یاد میگیرم مثل ساکنین بهشت همیشه برای تجربه های جدید ذوق زده باشم….و همیشه سپاسگزارانه با تمام داشته هام رفتار کنم

    یاد میگیرم مثل استاد آرزوها و خواسته هام رو حتی اگه یه دوربین عکاسی باشه توی دلم نکشم و نگه شون دارم…باور داشته باشم روزی یه جایی به حقیقت تبدیل میشن اگه من از قوانین استفاده کنم…چون خواسته های من به قول مولانا “طلب هستند گروگان خدا در وجودم برای اینکه رسیدن به اونها منو به مقصدی که سزاوارش هستم میرسونه” رسیدن به هر خواسته منو به جایگاهی ارتعاشی بالاتری نزد پرودگارم نزد اصل ام میرسونه

    باید وظیفه خودم بدونم که به خواسته هام برسم

    گاهی اینطور تصور میکنم که خدا مثل والدینی که گنجی بزرگ رو بعنوان میراث برای فرزندش کنار گذاشت اما براش شرطی گذاشته که فرزند لیاقت داشتن اون گنج رو نشون بده….وقتی لایق بشه بی شک اون بهش داده میشه…

    خیلی جاها که میخوام دوباره کم بیارم به یادم میارم که بهشت رو لایق ها، شایسته ها، پیروی کنندگان قانون خدا، موحدها، مومنان، صابرین و در کل به کسانی که اون ارزشمندی روح خدا در وجودشون رو درک میکنند و جوری رفتار میکنن که از خدا هستند و به سوی خدا برمیگردند…به ارث میبرند…

    بازم به خودم میگم ضعیف نباش…وارد یه کار جدید شدی کلی چیز رو نمیدونی اما میتونی یاد بگیری…اصلا اینکه بقیه راجع بهت چی فکر میکنن مهم نیست….به قول جیکاب اینکه من توی یه چیزی فعلا ضعیف هستم دلیل نمیشه که ضعیف باشم….مثل یه عالمه چیز دیگه که نمیدونستم و یاد گرفتم اینم یاد میگیرم….روی نقاط ضعف ام کار میکنم…این خواسته خودم بود که وارد این چالش بشم پس باید ادامه بدم…اگه بخوام از انجام کارهای جدید بترسم و از ترس اینکه بقیه میفهمن که من فلان کارو نمیدونم فلان موضوع رو نمیدونم هیچ وقت رشد نمیکنم….من هرگز نمیتونم جلوی قضاوت ها رو بگیرم‌..هرگز نمیتونم دهن یاوه گویان رو ببندم…پس مهم نیست بقیه چی میگن یا نمیگن…ما به کارمون به مسیر رشدمون ادامه میدیم…اگه میخوایم جز دسته قوی ها باشیم باید به خدا اعتماد کنیم و وارد دل ترس هامون بشیم و ادامه بدیم

    سپاس از این بهشت و از خالق بهشت و بندگان مومنی که خودشون رو لایق زندگی در بهشت نگه میدارند (((یادم باشه که استاد و خانم شایسته اگه سالهاست توی بهشت هستن براساس تصادف و بخت و اقبال نیست…براساس هر روز مرور و عمل کردن به قوانین خداوند هست))))

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 13 رای:
    • -
      محمدرضا روحی گفته:
      مدت عضویت: 1653 روز

      به نام هدایت الله

      سلام خدمت شما دوست عزیز سعیده دوست ارزشمند و توحیدی وفعال سایت

      از شما سپاسگزارم بابت کامنت خوبی که نوشتی چقدر لذت بردم از این درک وآگاهی خوبت وخیلی ساده وروان انرژی خوبت رو من از نوشتن شما می‌توانم حس کنم ولذت ببرم

      آنقدر خوب بودی دختر که که خوبی برای رد پا برای خودت به جا گذاشتی امیدوارم همیشه بدرخشید و بهترین نتایج را در زندگی خود داشته باشید

      در پناه الله یکتا شاد سلامت و ثروتمند باشید انشاالله

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
      • -
        سعیده آقایاری شیخ نشین گفته:
        مدت عضویت: 2306 روز

        سلام به دوست خوبم محمدرضا

        چقدر از نوشته شما شاد شدم

        چقدر درست و به موقع نوشته شما به دستم رسید…

        خوبی و زیبابینی توی نگاه خودت هست که بقیه رو خوب میدونی و تحسین میکنی

        میدونم که خدای من ازت خواست این رو بنویسی….میدونی من اون چالش رو حلش کردم و توی کارم وارد یک چالش جدید شدم که داره منو با یک دنیای جدید آشنا میکنه…شاید سالها قبل این مسیر رو دوست داشتم اما به خاطر کلی باور مخرب در مورد خودم و توانایی هام دنبالش نکردم….وارد مسیر دیگه ای شدم اما با ادامه همین مسیر بازم رسیدم به همینجا….بازم اون نجواها….بازم اون احساس که تو اصلا اینا رو درک نمیکنی….خیلی طول میکشه که بتونی توی این زمینه به مهارتی برسی که بتونی ازش پول بسازی….

        و من نیاز داشتم که این نوشته خودم رو بازم مرور کنم….چون اون موقع خواسته ام کارکردن توی همچین جای بزرگی بود…بهش رسیدم و برام عادی شد….تاکید میکنم عادی نه به معنای ناسپاسی و بدی….بلکه به معنای اینکه تکامل ام تا حدی طی شده که آماده مسیر جدید بشم…و دری از غیب برام باز شد….حالا باز ذهنم جلوی احساس خوبم رو میگیره

        الان که این نوشته شما هدایتم کرد به شرایط اون روزم که چقدر چیزهایی که الان برام ساده شده اون زمان ترسناک بودند…میفهمم که بازم باید همون باورهای عزت نفس و ایمان و توکل رو ادامه بدم

        ممنونم از محمدرضای خوش قلب برای نوشته خوبت

        ممنونم از خدای عزیزم برای هدایت های نورانی

        میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  9. -
    سجاد طبسی نژاد گفته:
    مدت عضویت: 3173 روز

    به نام آفریدگار عدالت و دانایی ها

    سلام به همگی

    اول فایل چقدر خوبه که جیکاب درمورد توانایی ها ونقاط قوت و نقاط ضعف صحبت میکنه ممنون استاد ازاینکه جیکاب رو آوردی جلوی دوربین این هم درس بود برامون هم یادآوری که نمره و همچنین عدد سن و سال

    تعیین کننده توانایی ها و ارزشمندی انسان نیست و هرکدوم ازما در حوزه هایی قوی در حوزه هایی ضعیف هستیم اما صحبتهای جیکاب رو استاد عزیز در دوره عزت نفس کامل توضیح میده دوستانی که عزت نفس رو ندارن پیشنهاد میکنم حتما تهیه اش کنن خیلی ارزشمند و مهمه واقعا چون وقتی آدم خودشو بشناسه خدارو میشناسه

    حرفهای جیکاب واقعا خیلی باارزش و آموزنده و تلنگر آمیزه بخصوص برا همچین فردی که هنوز سن و سالی هم نداره

    «واقعا،،بزرگی نه به سن و ساله نه به قد و قامت بلند،،بلکه به عقل،به نحوه ی تفکر آدمی ست،،»

    وقتی فردی مانند جیکاب میاد چنین حرفهایی رو میزنه اول اینکه بخاطر طرز تربیت کردن خانواده اش هست بعداینکه بخاطراینکه استاد درفرکانس و مدار خوبی ست که همچین آدمها و اتفاقاتی رو جذب میکنه

    ما هم باید یادمون باشه مانند جیکاب فکر کنیم که اگه شکست خوردیم مهم نیست مهم ادامه دادن برای موفقیته و اشتباهات گذشته تعیین کننده آینده ما نیست

    بلکه چیزها و کارهایی که هرلحظه برای آینده اما درخیلی زمان حال انجام میدیم براموفقیت مهمه،،

    خودمن یادمه توی مدرسه درس فارسی،املاء انشاء ،هنر،و علومم خوب بود اما درس ریاضی و زبان و….ضعیف بودم دیگه تمام اون توانایی ها و ارزشمندی هام نادیده رقم میخورد و همیشه از طرف معلم ها ،خانواده،دوستان،اقوام تحقیر میشدم که تو درس خون،کندذهن،تنبل،خنگ،و…..بحساب میومدم و خودمم باورم شده بود که من ناتوان و بااستعداد نیستم درهیچی

    همیشه هم خانواده بهم میگفتن بیین بچه فلانی چقدر درس خوان و هوشیاره اما تو فقط

    در املا ،انشا و هنر خوبی نقاشی هم شد درس تو هیچی نمیشی و….

    اما میبینیم جیکاب چقدر متفاوت از گذشته اکثرما فکر میکنه و تربیت شده واقعا تحسین برانگیزه هم براخودش هم والدینش،،

    چقدرقدرتمندن چنین افرادی که دراین سن همچین تفکر و باورهایی دارن

    و چقدر قدرتمندتر از اونها هستن افرادی که در اون سن گذشته نا زیبا و خانواده ای اینچنین نداشتن و خودشون تصمیم گرفتن و تلاش کردن برای تغییر زندگیشون مانند اکثر ما دوستان که الان اینجا حضور داریم و همیشه تلاش مون برا تغییر باورهای ناخودآگاه گذشته ست ،،

    استاد چقدر این دوربین با همچین ایده جالب و خلاقانه ای که دارین باحاله واقعا ایده و خلاقیت،فرصتها انتها نداره چونکه خداوند همیشه وجود داره خلاقیت از واژه اش معلومه دیگه از خلق میاد خلق از خالق میاد،خالق از خداست،حالا این خلق کنندگی مجوزش قسمتی از قدرت خالق هستی ست که به ماداده شده پس چرا ازش استفاده نکنیم

    دیگه دست خودمونه میتونیم این مجوز روبذاریم یه گوشه همیشه خاک بخوره و میتونیم ازش اینقدر استفاده کنیم و همیشه هم ارتقاعش بدیم به درجات بالاتر،،

    وقتی هرکدوم میرفتن یه حرکت ها و نقاشی هایی روی هوا میکشیدن بعد تو دوربین نشون میداد نتایج رو داشت اینو بهمون میگفت که درسته همیشه ما کارهایی انجام میدیم و ممکنه تمام تلاشمون هم کرده باشیم اما ممکنه دفه های اول اون نتایج دلخواه بوجود نیاد اما با ادامه دادن و باورکردن حتما اتفاق میفته و نتایج دلخواه بوجودمیاد

    و درنهایت چقدر قشنگ شدن این عکسهای دست جمعی

    موفق و پیروز باشید،،

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 13 رای:
    • -
      مصطفی باقری گفته:
      مدت عضویت: 2696 روز

      و چقدر قدرتمندتر از اونها هستن افرادی که در اون سن گذشته نا زیبا و خانواده ای اینچنین نداشتن و خودشون تصمیم گرفتن و تلاش کردن برای تغییر زندگیشون مانند اکثر ما دوستان که الان اینجا حضور داریم و همیشه تلاش مون برا تغییر باورهای ناخودآگاه گذشته ست ،،

      ممنون بابت این نگاه زیبا

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
  10. -
    ندا گلی گفته:
    مدت عضویت: 2151 روز

    سلامی دوباره

    چقدر این پسر شیرین و دوست داشتنی و البته عاقله آفرین به این عزت نفس واقعا هزاران بار جای تحسین داره

    یه مصاحبه کوتاه با چنتا جملات ساده اولا که دنیایی از آگاهی توش بود ثانیا برای شخص من کلی جای تفکر داشت جوری که نیم ساعت زل زده بودم به صفحه مانیتور و راجع به صحبتهای جیکاب فکر میکردم و با خودم صحبت میکردم و آگاهی های اونو روی زندگی خودم مثال میزدم

    من حدود 4ماهی هست که وارد شغل حسابداری شدم در صورتی که نه سررشته ای ازش داشتم و نه ذره ای اطلاعات جدول ضرب ساده هم به زور حفظ بودم و همیشه نمرات ریاضی م از بقیه درس ها پایینتر بود داستان وارد شدنم به این شغل کاملا هدایتی بود و الهامات و حسم بهم میگه قراره از تو دل اینکار به جاهای خفن هدایت بشم و اینکه اینم بگم کلی ترس داشتم از وارد شدن بهش اما خدا رو شکر همزمان با وارد شدن این کار دوره عزت نفس و شروع کردم و باعث شد برم تو دلش و نترسم خلاصه اگه بخوام از معجزاتش بگم حالاحالاها باید بنویسم

    راجع به امروز بگم با همکارام صحبت میکردیم و میگفت تو چطوری اسم مشتری ها یا چهرشون یادت میمونه اهنگ ها رو دونه دونه حفظی اما عدد ارقام و ذهنی نمیتونی حساب کنی و خیلی یادت نمیمونه منم بهش گفتم بهرحال هرکس یه نقاط قوت یا ضعفی داره من توانایی م و نیمکره مغزم که مربوط به هنر یا هنرهای تجسمی موسیقی توانایی تشخیص چهره و به یاداوردن اسامی رو دارم اما شاید 2+2 هم تو ماشین حساب جمع کنم اونم به فکر رفت احساس کردم داشت فکر میکرد که من یعنی خودش کدوم نیمکرش فعال تره و من هزاران بار خدا رو شکر کردم که تو مسیر آگاهی با شما استاد عزیزم آشنا شدم و شما منو با خودم و توانایی هام که شاید تا همین یکی دو سال پیش نمیشناختمشون اشنا کردین واقعا نمیدونم چطوری ازتون تشکر کنم و خدا رو شاکرم که تو این مسیرم هزاران بار سپاسگزار و قدردان شما هستم و تمام دستانی که خدا در مسیر رسیدن به اهداف و شناخت خودم قرار میده خدایا شکرت و مرسی از جیکاب پسر دوس داشتنی

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 14 رای: