سریال زندگی در بهشت | قسمت 71 - صفحه 8 (به ترتیب امتیاز)

توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

230 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    Maryam💫💫💫 گفته:
    مدت عضویت: 581 روز

    به نام خدایی که هر چه دارم از آن اوست و مرا انسان آفرید

    وای که چقدر لذت بردم از این قسمت تولد ،تولد ،و دیدن موجودی جاندار که از مایعی خلق شده و خداوند با تمام نشانه ها و به هر زبانی داره با ماها حرف میزنه و حتی تولد زودتر از موعد که میتوان به وعده های خدا اعتماد کرد که زودتر از موعد هم ما میتوانیم نتیجه بگیریم با ماندن در مسیر و تقوا داشتن الهی شکر

    و چقدر لذت بردم از آرامش مریم خانم و سبک زندگی اش تمیزی ،نظم و انضباط و توجه کردن به ریز جزییات و درس گرفتن چقدر لذت بخش است این نوع تفکر و زندگی کردن

    و چقدر لذت بردم از رابطه ی عاشقانه استاد و مریم عزیز واقعا منم دلم برا استاد تنگ شده بود وقتی مریم خانم گفتن استاد نزدیک پرادایس هست قند توی دلم آب شد انگار که منم اونجام و استاد قشنگم برگشته اینقدر که من همزاد پنداری میکنم با این سریال و تولد جوجه ها خیلی بمن امید ایمان داد

    که تلاش کنم تا تکاملم طی بشود و محال است به نتیجه نرسم و بقول استاد لاجرم نعمت و ثروت بصورت طبیعی وارد زندگی ام‌میشود مثل تولد جوجه ها

    خدایا سپاسگزارام برای باران رحمت و نعمتت ،برای دیدن اینهمه زیبایی و نشانه ها و معجزاتت

    الهی شکر که هر لحظه در حال حمایت و هدایت ماها هستی و حواست به کل جهان هستی هست الهی شکر که تنها یک قدرت و منبع رزق و برکت و سلامتی و خوشبختی در جهان هست و اونم رب العالمین هست

    با سپاس از ربم و استاد قشنگم و مریم خانم خدا قوت

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  2. -
    علی بردبار گفته:
    مدت عضویت: 2196 روز

    سلام، عاشقتونم⁦❤️⁩

    ⁦✔️⁩خدارو شکر، بابت قسمت جدید زندگی در بهشت!

    ⁦✔️⁩ماجراهای خانم شایسته و جوجه ها! چقدر قابل ستایش. شستن کامل اون ظرف استیل، لونه جوجه ها رو میگم.خدا رو سپاس، بابت این درس تکراری ارزشمند. درس تا وقتی ارزشمند باشه، پس یعنی تکراری نیست. پشت گوش انداختن و تنبلی، پاشنه آشیلی هست واسه جذب نعمت که توی پارادایس جا نداره. زنده باد👍💐

    ⁦✔️⁩چه جالب. جوجه هایی که زودتر از موعد به دنیا اومدن.مهمترین قوانین دنیا، لزوما نوشته شده و مکتوب نیستن.به راحتی میشه برای تایید و توجیه تنبلی به همان قوانین مکتوب روی آورد…اینکه جوجه، بیست و یکروزه دنیا میاد، چون تو کتاب علوم ابتدایی مون نوشته شده بود!

    ولی عشق بکار ، تمام قوانین مکتوب رو ویرایش جدید میکنه، و مطالب جدیدی از اونها بیرون می‌کشه.جوجه پیشرو تابو شکن! هم حق حیات و رسیدگی داره! زنده باد خانم شایسته و دور اندیشی و نکته بینی ایشان🙏🌹

    ⁦✔️⁩زندگی پشت زندگی توی صف ورود به این دنیا.چه تلاشی! چه نظم و ممارستی! و چه عشق و امیدی برای بقا و ثابت کردن وجود خود…زنده باد زندگی!⁦❤️⁩

    ⁦✔️⁩آفرین به این مسولیت پذیری! جوجه ای که به سختی بدنیا آمد…و اصلا معلوم نیست زنده بماند یا نه!

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  3. -
    پارسا فریور گفته:
    مدت عضویت: 2828 روز

    خداااییاااا این فایل منو ازینجا برداشت و برد 😊😍

    اصلا نمیدونم ازکجا شروع کنم این همه زیبایی خدایا شکرت خدایا چجوری برای این همه فراوانی شکر کنم؟

    خانم شایسته مهربون ممنون که نکات به این ارزشمندی رو به ما میگید

    چند روزیه که دارم روی اینکه ترس هامو از بین ببرم کار میکنم و نکته فوق العادش اینه که با تمام این اطلاعات همزمان شد

    توی فایل قبلی استاد با دیدن اجساد و عمل کردن به هدایت درونی شون کلی نکته عالی یاد دادن و توی این فایل شما با تنها موندن توی این زمین وسیع و جنگلی به ترس بزرگتون غلبه کردید

    آخرش توی شب هم رفتید بیرون ، زیر بارون شب تاریک و توی زمین به این بزرگی ؛ بهشت پرادایس

    برای اینکه ترس هامونو از بین ببریم و از چیزی هم فرار نکنیم اول میپذیریمشون و خودمون رو اینجوری که هستیم میپذیریم تا اینجوری با ترس هامون روبه رو میشیم

    مرسی برای تمام این آگاهی ها خدایا شکرت😍😊🙏🏻🌹

    خانم شایسته من از صحبتهای شما یاد گرفتم که غلبه کردن به ترس ها کافی نیست ، باید با هر چیزی که ازش فرار میکنیم رو به رو بشیم ، مثل این کثیفی ها که منم مثل شما ازین چیزا بدم میاد خیلی زیاد بد دلم

    اما این بد دل بودن باعث نمیشه که من از چیزی فرار کنم بلکه باهاش رو به رو میشم و مطمئنم که هیچ آسیبی نمیتونه به من بزنه😊

    خدایا چه بارون زیبایی میباره روی چوب های جلوی خونه شما خیلی زیباست

    خیلییییی زیباست خدایا شکرت چه اردک های با فهمی هستن دارن ازین بارون لذت میبرن ، آب تازه میخورن

    😍✅😍

    ای جاااانم جوجه های نازو ببین خدای منننن نوبتی دارن به دنیا میان چقدر پرهاشون تازه هست من عااشق زمانی ام که اینا پرهای نرم و جدیدشون در میاد و دمشون هنوز تشکیل نشده و کله هاشون کوچولو و نازه خدایا شکرت

    اون جوجه هایی که میبینید یه تاج کوچیک دارن در آینده خروس میشن و اونایی ک تاج ندارن مرغ میشن

    😍🙏🏻😍🙏🏻

    توی به دنیا اومدن این جوجه ها لطف و نعمت خدا به واضحی دیده میشه ، خدا اینقدر به فکر این جوجه ها بود که براشون اون مایع رو توی تخم قرار داده تا اینا که نمیتونن غذا بخورن ازون مایع استفاده کنن بعد از هفتاد و دو ساعت هم احتمال زیاد میتونن دونه بخورن خدایا شکرت

    استاد جانم چقدر خوبه که گوشت نمیخورید ، تمام مرغ و خروس های بزرگ یه روز همچین جوجه های نازی بودن

    😊🙏🏻

    روند تکامل رو در یادگیری ببینید 😍

    برای هر کاری که انجام میدیم همینطور مرحله به مرحله به آگاهی های بیشتری هدایت میشیم تا کارو آسون تر انجام بدیم

    ولی چیزی که برای این لازم هست ، نترسیدنه

    اینکه از انجام دادن نترسم و از قدم برداشتن نترسم ؛ با ایمان و اعتماد به نفس برم تو دل کار و انجامش بدم

    نمونه این موضوع خانم شایسته هستن که از هیچ قسمتی ازین کار فرار نکردن و جهان ایشون رو هدایت کرد

    ✅🙏🏻😊

    منم عااشق تنهایی ام

    اینقدر از تنها بودن با خودم لذت میبرم که خدا میدونه

    خدایا شکرت

    سپاسگزارم

    _این مسیر رو ادامه میدم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  4. -
    حسنا ملک گفته:
    مدت عضویت: 769 روز

    سلام به به استاد عزبزم و مریم جان که حس خوبی اول صبحی برای من ایجاد کردن دیدن جوجه ها

    خداروشکر میکنم که این ویدو هارو میتونم ببینم و

    خداروشکر میکنم که همچین سایتی میتونم از این همه. راه دور بتونم دانلود کنم ببینم

    وقتی فکر میکنم که گذشته اصلا. اینترنتی نبود و حالا چقدر خوبه که اینترنت هس و میتونم چیزای جدید ببینم

    من تا بحال. ندیده بودم جوجه ها. دقیقا چطوری از تخم میان بیرون خیلی حسه خوبی گرفتم

    دقیقا من. خواب بودم صبح ساعت ٩بیدار شدم داشتم قبلش خواب میدیم که یه جوجه بزرگ مثل کاسکو. یکی داره بهش حمله میکنه و از خواب بیدار شدم چشمامو که باز کردم تصمیم گرفتم هر بار که از خواب بیدار میشم بیام فایلهای استاد گوش بدم یا ویدئوهایی که به سوی نشان من هدایت میکنن نگاه کنم که زدم روی نشانه و این قسمت از فایل واسم اومد بالا

    یه چیزی مریم جان گفتن گفتن ببین مامانش داره روش خاک میریزه اما اون فقط جاشو عوض میکنه غر نمیزنه و چقد ما. بیشتر جاها غر میزنیم

    از تمیزی مریم جان با خودش نمیگه واای حوصله ندارم میره دونه به دونه کارهاشو با عشششق انجام میده

    بر ترس هاش غلبه میکنه توی یه جنگل بزرگگگ سه شب تنها میمونه و لذت میبره

    با عشق مریم جان یاد گرفتن که چطوری اصلا باید. از جوجه ها مراقبت کنی

    میدونین من با این کلیپ. فهمیدم چقد تقلا میکنم در طول روز چقد همش میخوام بدو بدو کنم جا نمونم. یه حس آرامش و تکامل داد بهم که آرام باشم لذت ببرم از زندگی در لحظه زندگی کنم همینطور که مریم جان گفتن

    اما انگار داشتم مسابقه میدادم با کسایی که توی. رده کاری منن

    پذیرفتن اینکه اومدی به دنیا که لذت ببری همینننن

    بقیش با خداست

    خدایا ممنونم واسه هدایتم به این فایل

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  5. -
    امامعلی پورصادق گفته:
    مدت عضویت: 1318 روز

    بنام خداوند بخشنده و مهربان

    سلام و عرض ادب خدمت استاد عزیزم و خانم شایسته و همه دوستان هم مسیر

    این فایل برای من چند نکته مثبت داشت و قابل تحسین بود

    اول از همه خانم شایسته عزیز من واقعا تحسینتون میکنم این شجاعت و این دل نترسی که دارید و آگاهانه پا روی ترساتون میذارید،

    دومین نکته واقعا اینکه صادقانه راجه به شستن اون ظرف کثیف صحبت میکنید بازم من تحسینتون میکنم خیلی از خانم‌ها را من میشناسم انقدر خودشون میگیرن به قول شما حتی بچه ی خودشونم حاضر نیستن بشورن تازه از نظر جایگاه خیلی سطح پایین هم هستند

    ولی شما با اینکه میتونید چندتا خدمتکار بگیرید کاراتون انجام بده ولی با این حال با عشـق با لذت کارای خودتون را انجام میدید واقعا قابل تحسینه،

    سومین نکته اینه که انسان تو هر زمینه ای میخواد موفق بشه و به یک نتیجه ا ی خوبی برسه باید تکاملشو طی کنه باید قدم به قدم جلو بره مثل همین جوجه ها

    که 21 یک روز تکاملشون انجام میشه و بعد آرام آرام از تخم میان بیرون،

    واقعا خدایا شکرت

    و در آخر باید بگم زیبائیهای پردایس واقعا حیرت‌انگیزه هوای فوق العاده درختان زیبا آسمان صاف آب دریاچه زلال

    مرغ و خروسهای خوشکل ووو خیلی عالی بود خیلی لذت بخش بود خیلی ممنون ️

    در پناه الله یکتا شاد سلامت ثروتمند و سعادتمند در دنیا و آخرت باشیم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  6. -
    مریم گفته:
    مدت عضویت: 1327 روز

    به نام خدا

    سلام خدمت استاد و خانم شایسته

    خدایا شکرت این دو فرشته هر روز برامون درس داره داره عشق و بهمون میگه عشق واقعی از جنس خدا

    عشقی که پایداره دلیه قلبیه واقعیه ….

    حالا مریم جون داره پا روی ترس هاش می گذاره و با ایمان و توکل خودشو قدرتمند میکنه

    خدای من جوجه ها دارن بدنیا میان

    این فهمیدم تا 72 ساعت نیاز به غذا ندارن شما واقعا مهارت داری

    مادرشون یعنی مریم جون هر لحظه مواظبشونه

    ذوق میکنه بهشون تبریک میگه بدنیا اومدن به پردایس اومدن

    دختر تو چقدر قوی هستی تحسینت میکنم

    چه بارانی خدای من بوی آرامش میده قدرت خداوند نشون میده

    آسمان چه رنگی داره نارنجی د زیبا شده

    براونی هم اومده تبربک بگه جوجه ها بدنیا اومدن

    مادر مرغی خودشو زیر ماشین پنهون کرده

    داکها عاشق آبن

    خودم تجربه جوجه بدنیا اومدن دارم ولی نه این قدر که مثل خانم شایسته ذوق کنم

    چه جای تمیزی درست کردی پوشال ریختی لامپ گذاشتی….

    شما واقعا آزاد و رها هستید خودت جنس آرامشی

    قدیما می گفتن همه چیز با آب پاک میشه راست گفتن آفرین که اینو یادم آوردی

    واقعا آب مایع حیاته

    باران الهی همه چیز شسته و رفته میکنه

    این بهونه هست که نجسه و نمی تونم چندش داره باید همین طور هم روی خودمون کار کنیم ذهنمون پاک کنیم

    باران الهی همیشه در حال باریدنه

    خدا رو شکر هوا عالیه پردایس زیباست

    تحسینت میکنم مریم جون بدون وابستگی استاد و بدرقه کردی و براش دعای خیر کردی

    شما همیشه با خودتون با خداوند در صلح هستید و تسلیم خداوند و فقط روی هدایت خداوند حساب میکنید ما هم چه درس ها از شما یاد گرفتیم سپاسگزارم

    در پناه خداوند باشید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  7. -
    رویا مهاجرسلطانی گفته:
    مدت عضویت: 2534 روز

    سریال زندگی در بهشت | قسمت 71

    لَئِنْ شَکَرْتُمْ لَأَزِیدَنَّکُمْ

    شکر نعمت به جای آرید شما رو می‌افزایم

    هرگز ! از دست و زبان که برآید کز عهده ی شُکر حقیقی او به در آید؟؟؟

    خدایا هر آنچه آرامش بیشتر من در اون هست برایم مقدر فرما

    خدایا شکرت که امروزم با شادی و نام و یاد تو آغاز شد

    درود به استادان نازنینم و دوستان همراه در سریال زندگی در بهشت

    موضوع این قسمت …..

    خدایاااا شکرت که استاد عزیزمون بسلامتی و با شادی و خوشحالی حرکت کردند و خانم شایسته ی عزیز استادمون رو تا درب زمین بدرقه کردند و برای سفر استاد عزیزمون دعای خیر و برکت و سلامتی و خیر و خوشی در پناه خدای مهربون رو آرزو کردند الهی آمین

    البته من همیشه برای آنکسی که همراه مسافرمون نیست هم دعا میکنم و میگم الهی همه چی برات بسادگی و به آسونی و خیر و خوشی باشه

    البته خانم شایسته خودشون هم گفتند ما در این بهشت زیبا چند روزی تنها هستیم البته تنها که نیستیم !!! خدا هست . بچه ها هستند. جوجه ها قراره بدنیا بیان و کلی کارهای عقب افتاده است که باید بهشون رسیدگی بشه

    چقدر خوبه که از فرصت ها و از زمان های خلوت مون و برای کارهای عقب افتاده مون بطور شایسته ای برنامه ریزی واستفاده کنیم

    چقدر خوبه این مرغ و خروسا و جوجه ها در کنار همدیگر در آن غروب دل انگیز دارند خاک بازی میکنند و دوش خاک و آفتاب میگیرند

    نکته ی بسیار بسیار مهمی در مورد تضادی است که باید بلطف همکاری خداوند حلش کنم چون این تضاد بخاطر باورهای محدود کننده آن تبدیل شده به تکرار شونده و باید بطور ریشه ای حلش کنم

    بقول خانم شایسته ی عزیز بجای اینکه از مسایل مون فرار کنیم .. بیایم اون مسایل رو حلش کنیم

    اینکه یک مدت روی ذهنم کار میکنم ..و در یک مدت زمان کوتاهی همه چی خوب پیش می‌ره و همه چی گل و بلبله و اتفاقات برام عالی رقم میخورن.

    البته بعدش فکر میکنم خب دیگه حل شده !!!! میام رهاش میکنم چون فکر میکنم اون گوشه از ذهنمو که نیاز بوده تمیز کردم و دیگه نیازی به تمیز کاری نداره

    غافل از اینکه زمان این سرخوشی کوتاهه … و بعد از مدت کوتاهی دوباره اون تضاد بشکل خیلی سخت تر و بدتر اتفاق میوفته … در صورتی که حتی زمانی که همه چی داره خوب پیش می‌ره باید بیشتر روی افکارم کار کنم تا این مومنتوم مثبت جون بگیره و سرعت بگیره .. و اینجا همون قسمتی است که ازش غافل میشم.. یعنی ادامه دادن حتی زمانی که همه چی گل و بلبلی!!!!

    امروز دقیقا این موضوع رو فهمیدم در واقعا در مورد این تضاد تکرار شونده ای که مدام به دفعات در مبحث روابط تکرار شده باید بطور ریشه ای و اساسی حل بشه .. دیگه نمیتونم کوتاه بیام بلکه آنقدر می‌نویسم و آنقدر روی ذهنم کار میکنم تا این تضاد برای همیشه از زندگی من خارج بشه

    علت اینکه این باورهای محدود کننده عین علف هرز به سرعت رشد میکنن اینه که من باید باورها مو تغییر بدم و آنقدر تکرار و تکرار و تمرین کنم که در ذهنم تثبیت بشه تا دوباره اتفاقات قبلی یا بدتر از اونا واسم اتفاق نیوفته چون باید با یک تعهد محکم هر روز روی ذهنم کار کنم ..

    و باید شروع کنم به تمیز کاری و به دور ریختن آشغالهای ذهنم

    حالا اون آشغال های ذهنی چی هست؟؟؟؟؟

    ترس نگرانی .دلهره . نجواهای ذهنی از باورهای کمبود ..

    اینکه فکر نکنم اگه تنها بشم چه اتفاقی میوفته

    اینکه مدام به ناخواسته ها توجه نکنم

    اینکه اشتباهات و خطاهامو بپذیرم و ازشون درس بگیرم .. اینکه آماده ی تغییرات خوب و عالی باشم و انتظارات مثبت در مسیر زندگیم داشته باشم.. می‌دونم تغییر این باورها کار آسونی نیست چون باید تلاش ذهنی مو بیشتر کنم .. چون حل مسعلع سبب رشد و پیشرفت من میشود

    در واقع برای تغییر اون باورای محدود کننده ای که بارها و بارها و بارها تکرار شده بدین دلیل بوده که اهمیت ندادن و رهاشون کردم و آشغالا رو زیر مبل انداختم و برای مداوای این باورها دوباره .. باید کار سخت تری انجام بدم اما باید بدونم که ذهنم هر روز نیاز به تمیز کاری و رصد داره هر روز باید مواظبش باشم تا باورهای محدود کننده رشد نکنن….

    نکته بعدی که

    خانم شایسته بهش اشاره کردند و من خیلی دوسش دارم نعمت و قدرت شکرگذار بودن از داشته هامون هست

    خدایا شکرت برای این نعمت باران

    خدایاا شکرت برای این نعمت وسعت آب شفاف و زلال که به هرکجا برود پاکی و پاکیزگی رو بهمراه میاره خدایااا شکرت

    خدایااا شکرت برای این نعمت فراوانی آب و باران و دیدن این زیبایی ها

    خدایااا شکرت برای نعمت شنیدن صدای سنفونی باران .. خدایااا دلم باران میخواد!!!

    خدایااا شکرت برای این آسمان و ابرهای باران زا که وفور و فراوانی نعمت آب و این مایه ی حیات موجودات روی کره ی زمین را برامون فراهم کرده

    خدایااآاا ممنون و سپاسگذارم که از آسمان بینظیرت طلا و جواهر می‌باره خدایااآاا شکرت سپاس سپاس سپاس

    موعد بیرون آمدن جوجه ها از تخم فرا رسیده خدایاا شکرت

    خوش اومدید به پرادایس پیش این استادان عزیزمون .

    خوش اومدید به پرادایس . خوش آمدید به بهشت!!! خوش آومدید که خوب جایی بدنیا آمدید!!!! خدایااا شکرت

    دیدن تولد این جوجه ها داره به من این پیام و نشونه رو میده که برای تولد دیگر و یک شروع جدید خوب و عالی آماده باشم!!!

    خدایااا شکرت که امروز منو بسمت این قسمت از سریال زندگی در بهشت هدایت کردی تا تولد جدید رو ببینم .. ببینم که برای یک شروع و تولد دیگر تکامل رو طی کردم و الان آماده ی بیرون آمدن از تخم هستم و باید یک دنیا و یک فضای جدیدی خارج از محل قبلی ام رو تجربه کنم .. خدایاااا کمکم کن و دستان پر قدرت و محافظ و حمایت کننده ی خودتو برام بفرست که از لحظات جدیدم استفاده کنم و لذت ببرم

    .چقدر نگاه کردن به این جوجه ها درس داره . اینکه در زمان مناسب و بدون هیچ عجله ای دوران تکمیل شدن شون کامل میشه و بعد از خودشون با تلاش و کوشش خودشون از آن پوسته ی تخم بیرون میان و

    خداوند جوجه ها رو جوری آفریده که مایع دورشونو جذب میکنن و تا 72 ساعت بعد نیاز به غذا ندارن خدایاآا شکرت

    خدایاااا منم این خواسته رو دارم . دوست دارم یک فضایی مثل پرادایس داشته باشم و از این دستگاه های جوجه کشی داشته باشم و تعدادی مرغ و خروس و گل و گیاه و درختان میوه و باغ داشته باشم.. این خواسته امو اینجا به یادگار میگذارم تا روزی که به خواسته ام رسیدم هدایت بشم به این نوشته ام که برای خداوند نوشتم!!! الهی امین

    وقت موعود وصال فرا رسیده خانم شایسته ی عزیزم با موتور بسمت درب ورودی زمین رفتند برای استقبال از عشقشون و ARV و

    استاد عزیزمون . خدایااا شکرت استاد عزیزمون بعد از سه روز از مسافرت و از پیش دوستشون آقای تاد برگشتند خدایااا شکرت

    در حین انتظار برای ورود استاد به پرادایس از یه ویوی زیبای دیگه رو نمایی میکنه و در همین حین استاااد ما با ARV بطور خیلی حرفه ای وارد پرادایس شدند و خانم شایسته مدام ابراز عشق میکنه!!!

    دیدن یاری که از راه رسیده چقدر لذت بخشع!!! و انتظار مثبت آن یار و یاور دیگر برای دیدن همدیگر لذت بخش تر از هر چیز دیگری است

    واقعا این روابط عاشقانه ی استاد و خانم شایسته رو تحسین میکنم خدایااآاا شکرت

    بار الاها !!! مهربان خدایا !! ترا سپاس میگویم برای هر آنچه که در گذشته داشته ام و هم اکنون دارم و هر آنچه در آینده به فضل کرم وهابیت الهی دریافت خواهم کرد ممنون و سپاسگذارم !!! و تو خود پشتیبان و محافظ و حامی و هدایتگر من و داشته هایم هستی

    وَلَسَوْفَ یُعْطِیکَ رَبُّکَ فَتَرْضَىٰ

    و بزودی پروردگارت آنقدر به تو عطا خواهد کرد که خشنود شوی

    خدایااا شکرت تنها فقط و فقط از تو یاری می‌خوام برای هدایت بسمت باز شدن کلیدی که فقط مخصوص من و همانند اثر انگشتم که امضای خاص و ویژه ی من است پس راه حل هارا برایم آسانتر و لذت بخش تر و زیباتر کن

    خدایاا شکرت بخاطر شفای ذهن و روح و جسم و الهی ام که هم اکنون در تعادل و هماهنگی با همدیگر هستند

    IN GOD WE TRUST

    ما به خداوند اعتماد داریم

    IN GOD WE TRUST

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  8. -
    Zhila J گفته:
    مدت عضویت: 3807 روز

    سلام به همه ی دوستان خوبم وسلام میکنم به این زوج دوست داشتنی

    مریم عزیز ، کارت فوق العاده بود منکه خیلییییییییی لذت بردم که بانوی خود ساخته ای شدی از تنها موندنت ، از غلبه کردنت به ترسات ، به تاریکی،از لذت بردن از تولد جوجه ها و باران پر از رحمت الهی،از تمیز کردن جای جوجه ها و…

    همه چی عالی بود، بی نظیر بود من حس میکنم سالهاست که با شما در آمریکا زندگی میکنم وخدا میدونه که چقدر اطلاعات راجعه به کشور آمریکا ،مردم آمریکا،

    قوانین آمریکا وجهان هستی ،یاد گرفتم و تجربه کردم .

    من با شما اسب سواری ،موتور سواری ،آروی سواری جت اسکی سواری کردم .

    من به همراه شما ،درختها بریدم وهرس کردم وچوبها و آشغال کارتونها وبرگ خشکها رو سوزوندم .

    من با شما به خرید حضوری از وال مارتها وغیر حضوری از آمازون پرداختم وبا شما از دریافت وباز کردن بسته های مختلف ،لذت بردم وکلی ذوق کردم ،مخصوصا از تلویزیون 85 اینچی ،لپ تاپ و گوشی موبایل وخونه ی مرغها وگاراژ و…

    با شما سری به دنیای زیبای پروانه ها زدم وبه بالای آبشار نیاگارا رفتم وصدای زندگی را از صدای آبشار نیاگارا شنیدم .

    من با شما مار کشتم ،سنجاب و مرغ دریایی رو غذا دادم .

    من همراه شما مهمان نوازی کردم وبدون خستگی از مهمونامون لذت بردم .

    من تولد جوجه هامونو با شما جشن گرفتم و خوشحالی کردم.

    و………….

    من این زندگی زیبا رو به خودم تبریک میگم وحتما از اینم عالیتر رو تجربه میکنم .

    خیلی عوض شدم وخوشحالم که منم پارادایس خودمو ،این بهشت ایده آل خودمو دارم میسازم .

    مریم عزیز، خیلی خیلی زیاد ازت ممنونم که اینطور عاشقانه پیش میری وعاشق و شاد زندگی میکنی واینهمه تاثیر خوب

    و احساس خوب رو نثار همه مون می کنی .

    من تو خونه هم فرشتگانی دارم که این مسیر زیبا رو با من همراهی میکنن وهر وقت به خطا میرم بهم گوشزد میکنن .

    خدایا شکرت که همه باهم هستیم …..

    دیروز فایل استاد رو دیدم اونم خیلی نکته ها برام داشت ،مخصوصا قسمت تابوتها وحس عجیبی که بهم دست داد ،یه حس خاص که بهم تل انگری زد که آیا همین الآن آماده ام که بمیرم و از همه چی دست بکشم …

    حس کردم هنوز خیلی کارا دارم که باید بکنم وبه خودم گفتم بجنب ، به خودت بیا ، رفتن برای همه مون هست ولی نه با این حس ، بلکه با حس خوب ورضایتمندی ،با حس رسیدن به خدا واین مویثر نمیشه مگر با ثروتمند شدن ورشد وطی مسیر توحیدی با قوانین الهی …

    دعا میکنم واز خدای مهربونم میخوام که عملا مارو به این حس خوب برسونه .

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  9. -
    آرزو ملک زاده گفته:
    مدت عضویت: 2515 روز

    به نام نامی الله…

    به نام خدایی که زیباست و زیبایی را دوست دارد…

    سلامی پر از عشق به استاد عزیز و مریم خانومی گل و تک تک همکلاسی های نااازنینم.

    آن سفر کرده که صد قافله…دل همره اوست

    هههرکجا هست خدااایااا به سلامت دارش

    بدرقه کردیم استاد عزیز رو و با خیال راااحت عزیز دل رو به خداای ممممهربان میسپریم.برو به سلامت استاد عزیزم.

    صد قافله دل چیه…هزاااران دل..اینجا منتظر شماست که برگردین.من هم بی اختیار از اینجا براتون دست تکون دادم استاد قشنگ.

    و حالا مریم می ماند و این بهشت رویایی و برونی زییییباااا و قدرتمندترین محافظ عالم…محافظ همیشگی تک تک ما…محافظ استاد که به سفر رفت و محافظ مریمی که توو پردایس موند..محافظ من اینجا و محافظ همه ی ما ههههرجا که هستیم.هههرجا ماهستیم اون هم هست.

    خدااای من…همه ی خانم مرغی ها و اردک ها و برونی زیبا و بقیه ی بچه ها منتظرن جلوی در اتاق عمل که جوجه ها به دنیا بیان.

    واااووو چه سیسمونی ای ..چه گهواره ای واسشون آماده کردی چچقدر رنگ نقره ای قشنگی داره و چچچچقدر برقش انداختی چچچقدر باکیفیته.دستت طلاااا.

    آففرین داری مریم جانم.چچچقدر برای خودم خوشحالم که هههیچوقت از این مدل کارها فرار نکردم و شباهت هارو پیدا میکنم در خودم و در شما و در استاد که عادت های رفتاری درست رو بیشتر کنم و بابتعادات درست درونم…خودم رو تحسین کنم و یاد خودم بیارم که با چه جسارت و جراتی کارهایی رو کردم که به بزرگ شدنم و درک بهترم و استقلالم کمک کرده.

    به رسم عادتی که تااازه داره آروم آروم در من نهادینه میشه…مثل همیشه زیبایی هارو تحسین و تایید کنم تا خداوند من رو به سمت زیبایی های بیشتر هدایت کنه.

    ابرهای زیییبا و پفکی پردایس رو اووونقدر نگاه میکنم و تحسین میکنم و جوری شده که آسمون تهران که میدونین معمولا چجوریه وسط تابستون…باااارها توو روزهای مختلف…آسمان بالای سر خونه ی ما پپپپر از تکه های پفکی ابر هست و چچچناااان اشعه ی خورشید از لابه لای ابر ها دیده میشه که فففقط خدا میدونه چچچچقدر زیبا بود.امروز ساعت ۱۰ دقیقه به ۷ صبح بهرسم تشکر از خداوند… از خواب ناااز بلند شدم و گفتم به خودم که آرزو پاشو…وقت واسه خواب زیاااده…اییینهمه از عمرت رو خواب بودی…حالا وقت بیداریه..پاشو ببین چه ابرهای زیییبایی رو خلق کردی و بلند شدمو رفتم توو پارک…چه باد خنکییی…و مااات و مبهوت یکی دوساعتی به این شگفتی خیره شدم الله اکبر((این هم عادتی که فراموشش کرده بودم و مریم جان توو قسمتی که به سی ساید زیبا میرن برامون گفت که هر روز ساعت رو کوک میکرده که طلوع زیییبای خورشید رو ببینه و من هم آروم آروم دارم این تمرین رو برای خودم به عادت تبدیل میکنم)) و مردم رو میدیدم که بی تفاوت به این شگفتی…دارن در حین مثلا پیاده روی برای سلامت جسم…دارن غیبت میکنن و از داستان های تمام نشدنی بدختی هاشون رو برای هم تکرار میکنن.{{ خداوند همه ی ما رو هدایت کنه به راه درست…}}

    و با خودم گفتم وقتی متفاوت عمل میکنی..قطعا نتیجه هم متفاوت خواهد بود وجهان …جهان لیاقت هاست و وقتی جدیت تو رو در تغییر و تایید و تحسین میبینه..وقتی سپاسگزاری هات رو میبینه…وقتی ببینه که تو بینا شدی..شنواشدی..زبان ناشکری و شکوه و شکایت و غر زدن رو قفل زدی و زبان رو به سپاسگزاری بازکردی و نننمیتونی زیبایی های خداوند رو دیگه نادیده بگیری اون هم وقتی درک میکنی این رو بعد از شنیدن آواز پرنده ها که…

    گفتم این شرط آدمیت نیست….مرغ تسبیح خوان و ما خاموش…

    دیگه خاموش نننمیمونی….

    وقتی سپاسگزاری هات و جدیت تورو میبینه…ناااچار…لا جرم از اون دست زیبایی ها و نعمت ها و ثروت رو وارد زندگیت میکنه…خدااایااا ششششکرررت بابت قانون بی نقصت..

    اینجادیگه عدالت خداوند برات آشکار میشه…قدرت انتخابی که بهت عطا شده…واااضح میشه….تو ئانتخاب کردی زیبایی هارو ببینی و درباره ش حرف بزنی توو سایت…با خدا…با خودت توو خونه…با هم فرکانسی هات…اووونها هم دقیقا دارن هههمین کارو میکنن…مثل تو انتخاب کردن که از خواسته هاشون حتی اگر ناخواسته هاشون باشه همش حرف بزنن…باخودشون…با خدا….با همسایه ها و در یک کلام با هم فرکانس هاشون….

    و نتیجه مشخصه…

    واای خدای من…من عااااشق کشاورزی ام…عاششششق مرغ و جوجه…کشاورز هم هستمااا…کم الکی نیستم…خخخ…

    و خداروشششکررر …خخخخیلی حس خوبیه…چه لذتی داره وقتی از دل خاک…گیاهی با دستان تو زاده میشه و رشد میکنه و منتظر میشی که به بار بشینه و چه لذتی داره چیدن میوه یا محصولی که از روی شاخه هاش با دستای خودت میچینی و اون گاز لذتبخش رو به پوسته ی میوه یا محصولت میزنی ومزه ی دلنشیییین اون نعمت که تا پوست و استخون و تک تک سلول های بدنت میگذره و اینجا..اون حس سپاسگزاریت به اندازه ی تمااااام ناسپاسی هاته و به یک باره جبرانشون میکنی چرا که نیروی حاکم بر جهان نیروی خیره…

    این رو جدی میگم..من عاشق کشاورزی هستم…من عااشششق جوجه هستم انقدر که تا چند وقت پیش عکس پروفایل هام جوجه ی زرد رنگ بسیااار زیبا بود عزییییزم….آره من عاشششق کشاورزی هستم…نزدیک ۳۰۰تا درخت زیتون رو پرورش دادیم به لطف الله که البته هنوز بار نداده ولی عاااششششقشونم…

    چچچه باااران زیییبایی…چه مه زیییبایی وسط جنگل ..اون دووور دورا پیداست…خدااای من…تو چچچقدر زیییبایی…دیگه زیبایی هات برام تکراری نیست…حتی همین پارک دم خونه …حتی درخت ها و گل هاش…حتی پردایسی که هههر روز منتظرم ببینمش هم برام تکراری نمیشه…

    خدایا شششکرررت که درکم داره از زیبایی ها بیشتر میشه آرام آرام البته…

    تولد تولد تولدت مبااارک…منم چند روز پیش تولدم بود ..من یک مردادی ام…فصل میوه های خوششششمزه..هوووراااااا..حااالشو ببرین….

    تولد …

    لحظه ی موعود فرارسید…بعد از ۲۱ روز..جوجه های خوشششگل دارن میان بیرون…یاد جمله ی زیبا و پپپر از درسی افتادم که میگه:

    اگر یک تخم…بیرون بشکنه…نابودی به همراه داره و اگر از داخل بشکنه از درون بشکنه …یک زندگی متولد میشه…ماهم باید از درون خودمون رو بسازیم..از نو…

    من نام این قسمت از زندگی در بهشت رو گذاشتم:

    از زیست شناسی به خدا شناسی …

    واااقعا ششششگفت انگیزه…اووونقدر که ننمیشه واااقعا با کلمات وصفش کرد….فتبارک الله احسن الخالقین..

    تکامل …تکامل…تکامل….آرام آرام…آرام آرام…نکاتی که ما یااادمون میره…و همش میخوایم این قانون حیاتی رو وااااقعا حیاتی رو نادیده بگیریم…نننمیشه بخوای تکامل رو نادیده بگیری…نااابود میشی…اگر اون جوجه یک روز زودتر بخواد بیاد…یامرغی که یک روز زودتر از زمان مقرر بخواد از رو تخم مرغ هاش بلند بشه نااابودی اون جوجه یا تخم..حححتمیه…

    تکامل رو نننمیشه نادیده گرفت…چه جوجه باشی…چه کرمی در پیله ی پروانگی…چه اشرف مخلوقات….

    این قانون برای همه هست و باید بهاش رو بپردازی…

    تکامل توو این قسمت موج میزنه…

    تکانل جوجه ها…تکامل مریم جان در غلبه بر ترس ها…از یک نصفه روز تنها موندن توو پردایس شروع شده حالا مثلا شده سه شبانه روز تتتنهااایی و خدا میدونه بعدیش چیه…

    تحسین داری مریم جان ///شجاعت قبول و اغرارر به ترس .الکی فیلم بازی نمیکنی و خودتی و میگی آقا جان من مممیترسم از تاریکی و دارم روش کار میکنم…آفففرین استاد مریم…من کلی ازت چیز یاد میگیرم…

    آرام آرام…نننمیشه یهو تکامل رو بزاری زیر پا و بری توو دل جنگل ههمون اولین بار وقطعا ممشکل به بار میاد حتی گاهی مشکل جبران ناپذیر…آفففرین عزیییزم…آفففرین عزیز دل استاد…

    کنسرت زیییبای پرنده ها و مایی که با دستان مریم جان..رفتیم ردیف اول صندلی های جلو تا صدای خواننده هارو بببهتر بشنویم..ازت بییینهااایت ممنووونم بااانوی ممممهربون.

    و حالا هم میریم به استقبال استاد نااازنین.

    خدااایا ششششکررت که سلامت برگشته.

    یار آمده یاار آمده…

    خدایا شششکرررررت…

    به دستان قدرتمند خدای ممممهربان میسپارمتون.

    من باااا افتخااار یک عباسمنشی شاااایسته ام….

    آرزومند آرزوهاتون آرزو…

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  10. -
    ندا گفته:
    مدت عضویت: 3172 روز

    باسلام خدمت استاد جان وخانم شایسته عزیزم

    تولد…زیستن…تکامل…توحید

    این چهار عبارت مفاهیمیه که از تماشای این فایل زیبا به دلم الهام شد.

    -مریم جان عزیزم تو فوق العاده ای

    -چقدررر تحسینت میکنم وقتی می بینم اینطور به استقبال ترسهات میری.

    -چقدر تحسینت میکنم وقتی می بینم چطور تو دل ترمزهات میری و مثل یک کیمیاگر از دل اونها یک شاهکار میسازی.ازخودت ، از جهان پیرامونت و از کل کائنات.

    -دیدگاههایی که داری رو بینهایت عاشقانه تحسین میکنم وقتی بجای حل مساله از اون فرار نمیکنی و طبیعتا نتیجش هم یک لذته بینهایته.

    -وقتی به بهونه های مختلف که خیلی ازما از زیر خیلی ازکارها درمیریم ، شما خیلی عاشقانه دقیقا دل رو میزنی به دریا هو به دل خیلی از کارها میری .و مسایل رو حل میکنی.

    -وقتی لحظه به لحظه افکارت،اعمالت و رفتارهاتو نگاه میکنم چیزی جز زیبایی و توحید نمی بینم.و چیزی نمیتونم بگم بجز تحسین کردن،بجز آفرین گفتن.بجز حمد و ستایش پروردگارم.

    -وقتی باورهاتو ، رفتارهاتو نگاه میکنم و بانتایجی که تو زندگیت گرفتی و داری میگیری مقایسه میکنم ، چقدرررر بیشتر قوانین رو درک میکنم و چقدررر ایمانم به این قوانین وسیستم بی تغییر پروردگار بیشتر میشه.

    -وقتی میترسی و این ترس تو رو محدود نمیکنه.وقتی حتی از برداشتن قدم بعدی مطمئن نیستی و حتی به فکرتم خطور نمیکنه که به ایستی و حرکت بعدی رو انجام ندی.واوووو چقدررر تحسین برانگیزه.

    -وقتی به دل تاریکی میزنی و بااینکه میدونی چقدر میتونه برات خوف آور باشه، دوربین به دست میگیری و لذت باریدن باران و لذت نشونه دادنش رو باعشق به ما تجربه میکنی.اونوقت نمیتونم نگممم آفرین به شهامتت، آفرین به غیرتت ، آفرین به شرفت و آفرین به ایمانتتت زن.

    هیچوقت تعریفی رو که ازیک زن خوب در جامعه میشنیدم نپذیرفتم.هیچوقتتت.

    زن خوب زنیه که مادرباشه!!!

    زن خوب زنیه که آشپزیش خوب باشه!!!

    زن خوب زنیه که شوهرداری کنه!!!:))

    زن خوب زنیه که خونه دار باشه!!!

    و…

    همه اینها برای ذهن من پذیرفته شده نبود هیچوقت والان هم نیستتت.این عناوین من رو به یک محدودیتی محصور میکنه که هرگز نپذیرفتش.

    والان می فهمم چقدر این تعریفات باخود مقدسمون در تضاده.چقدر این توضیحات نشان از ناهماهنگیه ذهن یک جامعه هست باخودشون.

    -من به عنوان یک زن آزادم ، که هرطور میخوام فکرکنم،هرطور میخوام بپوشم،هرطور میخوام رفتارکنم…

    -من به عنوان یک زن نه بلکه یک انسان که خداوند اون رو باعشق و باارزش آفریده حق دارم لمس بودن رو بچشم.و غرق در خوشبختی باشم و اززندگیم بی نهایت لذت ببرم .حتی وقتی مادر نباشم.حتی وقتی در یک رابطه عاشقانه نباشم،حتی وقتی به آشپزی علاقه ای نداشته باشم و…

    ارزش من خیلیییییی بیشتر ازاینه که دراین قالبها بگنجه.من سوای این قالبها که برایم تعریف کرده اند ، در پروازی جاودانه هستم به سمت اصل خودم به سمت حقیقت.

    چون من جدای جنسیتم یک انسانم.

    وقتی شعار ایالت فلوریدا رو متوجه شدم (in God we trust) اونوقت مفهموم هدایت رو بهتر درک کردم.اونوقت متوجه شدم که چرا شما زوج فوق العاده و توحیدی به این شکل به سمت این کشور واین ایالت هدایت شدین.چون از این جهان جز این هم نمیشد انتظار داشت. هرچیزی دربهترین وجه ممکن دراین جهان سرجای درست خودشه.واین جهان بی نقص عمل میکنه.

    مریم جانم خواهش میکنم از روند تکاملی خودتون در تغییر باورها و رشد کسب وکارتون و…بیشتر برامون تصویر بگیرین.فکرمیکنم این الگوی ناب میتونه مقاومت های ذهنی مارو خیلی خیلی بشکونه و باورهایی در ذهن ما بسازه که خیلی از ترمزها توش حل بشن.

    یاحق

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
    • -
      لعیا گفته:
      مدت عضویت: 2607 روز

      عالی نوشتی هدیه عزیزم.. بله من هم از خدای درون مریم شایسته میخوام به مریم جان بگه که بیشتر از خودش باورهاش و مسیری که اومده واس خانوم های سایت بگه.. الهی آمین

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای: