این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.
https://tasvirkhani.com/fa/wp-content/uploads/2020/11/abasmanesh-17.jpg8001020گروه تحقیقاتی عباس منش/fa/wp-content/uploads/2015/12/logo-with-title-340x85.pngگروه تحقیقاتی عباس منش2020-11-17 08:19:382020-11-19 08:10:59سریال زندگی در بهشت | قسمت 97
233نظر
توجه
اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
یه روز زیبا با اتفاقات زیبا خدایاشکرت من خالق زندگی خودم هستم
تحسین میکنم این پردایس زیبا با اتفاقات با حال هر روزش خدایاشکرت
چه کامنت زیبایی گذاشتن اقا رضا که واقعا ما رو به فکر فرو برد خدایاشکرت
ما تو وسط خوشبختی لذت هستیم باورتون میشه حالا غرق زندگی استاد شدیم من که انقد از این مسیر لذت میبرم به قول یکی از دوستان معتادش شدم چقد انرژی میگیرم باور کن که زندگیم از همه چیز عالیه باید فقط چشمامو باز کنم ببینم این همه خوشبختی و نعمت و فراوانی و سوپرایز های خداوند رو خدایاشکرت امروز یه معجزه که قرار بریم برای اولین بار یه ویلا استخر دار خدایاشکرت چقد خوش بگذر خدا میدونه نزدیک دریاست تولد پسرم هست چقد خوبه خدا این جسارت رو بهم داد تا بتونم هر جور دوست دارم زندگی کنم خوب قبلا این طوری بود حتما باید تولد میگرفتم دعوتی میدادم کلی هزینه میکردم که دیگران بهشون خوش بگذره پسرم تنها نباشه و اخرشم خسته و کوفته الان خودمون هستیم فقط دو تا خواهر زاده هام که باپسرم بازی میکنن و چقد من خیالم راحته حالا اگه مهمون بود کلی چی درست کنم چی خوششون میاد یا کم نیاد واقعا سپاسگزارم از خدا که منو با استاد اشنا کرد کلا سبک زندگیم تا اونجایی که درک کردم اونجوری هست که خودم دوست دارم و کلا لذت میبریم دیگه الان هر هفته خونه مادرم نمیرم خودمون میریم لذت میبریم و الان هم حاضرم برم تهران مهاجرت کنم و تجربه کنم این خواسته از بچه گی داشتم
تحسین میکنم این رابطه ی زیباتون رو این ازادی تون رو چقد این رودخونه زیباست چه ویویی داره این کلبه چوبی واقعا زیباست خدایاشکرت
چقد این مرغ وجوجه داشتن برام لذت بخش شد خیلی دوست دارم یه فضای سرسبز داشته باشم من هم کلی مرغ و جوجه داشته باشم و تخم بزارن و ازش هم استفاده کنم هم کسب درامد به سادگی خیلی حسش خوبه من عاشق مرغ و جوجه هستم خدایاشکرت
چقد اسمون ابی و زیباست با ابرهای سفید تپل خدایاشکرت
چقد عالی گفتین استاد که لوبیا و نخود خوردن ما الان تو دوره سلامتی داریم یه سر گوشت میخوریم خیلی لذت میبریم اما یه وقتایی میگیم مثلا دیگه نمیشه ماکارانی خورد با این که بهترین غذاست اما وجدانن لذت بخشه الان بعد 48ساعت امروز میخوایم بخوریم خیلی برامون لذت بخشه خدایاشکرت یکی از شکرگزاری بزرگمون غذا خوردن شد این سبک غذایی هم از نظر سلامتی خاصیت داشت از نظر روحی هم خیلی بزرگمون کرد و شکرگزار خدایاشکرت سپاسگزارم از شما دو عزیز در پناه خدا شاد باشید دوستون دارم
منم فکر میکردم چون نژادشون فرق داره با هم نتونن حرف بزنن شاید زبانشون فرق کنه مثل ما ادمها که نژادها و زبانهای مختلف داریم اما در حیوانات این مدل نیست و جالب بود که با اینکه متفاوت بود اما اومد تغییرشون داد بهشون یاد داد شنا کنن و نترسن و اونها را به سمت خونه جدید اورد
واقعا چقدر این بخش از طبیعت درس داشت اینکه شاید لازم بود این اردک مهاجر بیاد تا ببینن اینها هم میتونن درسته پر پرواز ندارن اما شنا میتونن بکنن
و یک تونستن توی ذهنشون ایجاد کرد
مثل شما استاد عزیز که تو ذهن من تونستن ایجاد کردین و الان میدونم هر کاری ممکنه و دیگه ترسهام خیلی کمشده
الگوی این اردکها شد اردک مهاجرکه براشون نتیجه عالی هم داشت و کلی محیط جدید دیدن
و چقدر جالب بود
مرغ ها و جوجه های عزیز چقدر شیطون و فعالن حالشون عالیه و زود زود دارن بزرگ میشن
طبیعت بی نظیز و مراقبه استاد چه کیفی داره
چقدر صحبتهای استاد زیباست
دقیقا وقتی من انتخاب میکنم نخورم تا وقتی مجبور باشم نخورم دو تا حس متفاوته
شاید خنده دارترین چیزی که همیشه بهش فکر میکنم اینه که ارزو داشتم بزرگ بشم برم کلی پول خوراکی بدم و کلی خوراکی بخرم و بخورم و همیشه توی ذهنم این بود چرا ادمهای پولدار کم خوراکی میخورن من پولدار بودم هزاران خوراکی میخوردم مخصوصا وقتی برنامه کودک، کارخانه شکلات، دیدم. همش توی ذهنم ابن بود یک کارخونه دارم و کلی خوراکی میخورم و یا مثلا برنامه کوفته قلقلی که از اسمون خوراکی میریخت میگفتم چقدر خوبه.
کلا فانتزی ذهنیم همیشه خوراکی ها بود همون موقع هم خیلی خوراکی میخوردم اما بنظرم کم بود
الان بزرگ شدم کلی پول دارم که میتونم باهاش هر روز کیلو کیلو خوراکی بخرم اما من انتخابم اینه که غذای سالم بخورم برام مهمه چاق نشم بیمار نشم و خودم نمیخورم
همین الان یک پلاستیک تنقلات کنارمه اما من دست بهش نزدم همش خودم خریدم اما الان خودم انتخاب کردم نخورم اما بچه بودم چون میکفتن نخور و همیشه بخاطر خوردن تنقلات زیاد بهم گیر میدادن بیشتر ولع به خوردنشون داشتم حتی خواب خوراکی میدیدم.
استاد خیلی زیبا گفتید که وقتی انتخاب کنی که بااینکه پولشو داری انجامش ندی تا وقتی که مجبور باشی زمین تا اسمون فرقه
چقدر این حرفتونزیبا بود
ما اول باید به ثروت برسیم بعد میتونیم انتخاب کنیم پول اولویتمون نباشه وقتی من هنوز پولدار نیستم انتخابی نمیمونه
یا من اول باید موفق بشم در شغلم و پیشرفت کنم بعد میتونم انتخاب کنم که کمتر کار کنم یا نه
خدوند دانا و توانا را سپاس بخاطر اینکه به درخواست بندگانش پاسخ میدهد و هدایتش میکند، بندگان صالح و صادق مانند استاد عباسمنش که از کلامهایش گوهر ناب و نصایح زندگی ساز می بارد، خدا یا شکرت که در زندگی ام برای اولین بار با استادی برخورده ام که در صداقت کلام، الگو و نمونه هست.
از روزیکه با اســتاد و سایت زندگی سازش آشنا شده ام، اندیشه هایم مانند لالـههای بهار، زیبا و رنگین شده و مانند ثمرهی درختان تابستانی، مملو از شیرینی نعمت، اندیشه هایم در اوایل آشـنایی با این سایت باور ساز و ثروت آفرین، برای باز سازی و نو سازی آماده شد و من با هدایت ایزد منان، ادامه دادم، افکار بی فایده یکی یکی مانند برگ های خزان دور ریخت و در تحت برف های سرد و سپید زمستانی له شدند و اینک بسوی بهشت زندگی که با اندیشههای غلب ام ساخته شده است در حرکت است.
تشکر فراوان از خالق چنین استاد ممتاز که در شجاعت و صداقت گفتار بینظیر است و با سخنانش، همه روزه هزاران انسان را
به سمت بهین سازی باور و دیدگاه راهنمایی میکند.
دیشب با هدایت خداوند، طرح مارشال را مطالعه کردم که یکی از موفقیت آمیز ترین پروژههای سیاست خارجی آمریکا برای بازسازی اروپای بعد از جنگ بود، خواندن طرح مارشال برایم پیام زیبایی داشت و باور های ثروت آفرینم را تقویت کرد، در طرح مارشال نگاشته شده است ( انسانیکه زندگی مرفه داشته باشد یا باورمند به زندگی مرفه باشد بسوی تمامیت خواهی نمیرود). این جمله را بار ها با خودم تکرار کردم بعد دوبار آمدم سایت و دیدم تاریخچه زندگی استاد عباسمنش از کودکی تا نوجوانی و از بندر عباس تا فلوریدای امریکا، بهترین الگوی برازنده برای ساختن زندگی مرفه است، به قول استاد عزیز ، داشتن زندگی مرفه و ثروتمند، معنوی ترین کار زندگی است، استقلال مالی و زندگی مرفه نه تنها برای انسان عزت و آزادی میسازد بلکه تجربهی لذت بردن از بهشت را در هر دو جهان به ارمغان می آورد.
لحظه های شیرین و عسلی برای همهی این خانواده صمیمی آرزومندم
این قسمت سریال چقدر مثل همیشه زیبا ،لذت بخش و پر بار بود…این سریال بقدری من رو محوخودش و زیبایی هاش و شخصیت های جذابش که بهترین الگو برای من هستند، میکنه و حس من رو خوب میکنه که گاهی اصلا یادم میره توی اتاق خودم نشسته و انگار دقیقا من هم تو اون فضا و در کنارشون هستم خدایا شکرت….
بجز تمام صحنه ها چند دقیقه اخر بینهایت برای من درس داشت و برای من تاثیر گذار بود…..♥︎یک عمل یکسان با حق انتخاب و بدون حق انتخاب دو احساس کاملا متفاوت خلق میکنه♥︎
☆احساس خوشبختی یا احساس بدبختی☆
چه جمله پرباری که در همه بخش های زندگی میتونه مصداق داشته باشه….
من چون پاشنه آشیلم در روابط بوده که البته با اموزه های استاد متوجه شدم همگی ریشه در کمبود عزت نفس داره و در صلح نبودن با خود،همیشه از هر مثالی برای بهبود روابط استفاده میکنم…..
یاد حرف استاد در قانون آفرینش افتادم که گفتن خانوم جان وقتی درخواستی از همسرت داری مثلا میخوای بری یه مهمونی یه جنگ و جدل راه ننداز که همسرت رو مجبور کنی ،بیا و به همسر جان بگو من خیلی دوست دارم بریم اون مهمونی ،اگه نریم من احساس تنهایی میکنم،همین جمله رو بگو ،همین …….فقط احساست رو بگو و رد شو ازش ،دیگه مثل کنه گیر نده ……و میبینی به طرز عجیبی پس فردا همسر میگه میریم اون مهمونی……
تو حالت اول تو میتونستی همسرتو مجبور کنی بیاد اون مهمونی و در حالت دوم تو احساست رو گفتی و بهش حق انتخاب دادی و نتیجه حالت اول کجا و نتیجه حالت دوم کجا…..
در حالت اول همسرت ممکنه بیاد مهمونی ولی با حس اجبار و اعصاب خورد وغرور له شده بخاطر مجبور شدن به اومدن و مطمئن باش از دل و دماغت به موقعش در میومد این اجبار و در حالت دوم همون عمل یکسان رفتن به مهمونی انجام شد ولی همسر جان با عشق انتخاب کرد که بیاد و نیاز تنهایی تو رو تامین کنه و چقدر حسش عالیه که غرورش حفظ شده و به خودش افتخار میکنه که آزادانه و باعشق خواسته ی همسرش رو اجابت کرده و نیازش رو تامین کرده…..واقعا اقایون قلب مهربونی دارن و لذت میبرن از تامین نیاز خانوم هاشون….
با این جمله استاد اینها اومد به ذهن من و یادآوری شد برام که نه کسی رو مجبور کنم به خواسته من تن بده و نه خودم به اجبار کاری رو برای کسی انجام بدم و به خودم و دیگران این فرصت رو بدم که آزادانه انتخاب کنیم نه از سر اجبار،نه از سر ترس،نه بخاطر جبران کردن…..بلکه با عشق….عشق بدون قید و شرط….
یاد خودم افتادم که یک عمل یکسان رو گاهی انجام دادم ولی گاهی به اجبار و از روی نگرانی اینکه خیلی خوب به نظر بیام و قشنگ از خودم کندم و دادم به طرف و تو دلم همش انتظار تشکر داشتم و سپاسگزار بودن و اتفاقااااااااااا وقتی توقع داری به طرز عجیبی توقعت اجابت نمیشه هیچی نصیبم نشده جز یه قلب شکسته و گاهی همون کار رو از سر عشق انجام دادم بدون اینکه اصلا برام مهم باشه اون طرف فردا به من فحش میده یا ازم تشکر میکنه و فقط بخاطر حس خوب خودم که عاشق عشق ورزیدن و محبت کردنه اون کار رو انجام دادم و چقدر احساس من عالی بود و احساس خوشبختی و آزادی و رها بودن……
و من قشنگ توضیح چند دقیقه ای استاد رو با عمق جانم درک کردم ….
در هر دو حالت یک عمل یکسان انجام میشه ولی یکی احساس خوشبختی و احساس قدرتمند بودن که آزادانه و با عشق انتخاب میکنی و رابطه رو روز به روز گرم تر و عاشقانه تر میکنه و یکی احساس بدبختی و قربانی شرایط بودن داره و روز به روز رابطه رو سرد تر و میکنه و شاید هم نابودی یه رابطه …
خدایا شکرت بخاطر یادآوری این اگاهی…..
و حالا که این صحبت های تاثیر گزار استاد باعث شد اینها رو برای خودم یاد آوری کنم جا داره این جمله رو هم ثبت کنم تا همیشه یادم بمونه که یه جاهایی که به یاد اوردمش به من قدرت داده زیر بار حرف زور نرم واحساس خوب خودم و هماهنگی با خود مقدسم رو ترجیح بدم به هر چیزی و اگه احساس خوبی ندارم به زور چیزی رو قبول نکنم :
☆اگه کسی رو خواستی مجبور کنی به انجام کاری بدون از هماهنگی با منبع خارج شدی و اگه کسی خواست با هر ابزاری تو رو مجبور کنه کاری رو انجام بدی اون از هماهنگی خارج شده و اگر تو زیر بار رفتی بدون هر دوی شما از هماهنگی با منبع خارج شدید…☆
استاد خوبم ازتون سپاسگزارم برای این به اشتراک گذاشتن این اگاهی ها و دوره فوق العاده عشق و مودت در روابط….
احساس میکنم روز به روز دارم بیشتر با خودم در صلح قرار میگیرم…..و خدا میدونه چه اتفاقای خوبی در انتظارمه……
هم فرکانسی عزیز واقعا تحسینت میکنم از این درک عمیق از اجبار و اختیاری که مثال زدی و بیان کردی و برای خیلی ها باور سازی کردی که عوارض اجبار چیه و قدرت بیان پیشنهادگونه مثل حس هدایت پرودگار چیه ؟! واقعا گل گفتی و دستی از دستان خدا شدی از حس هدایت ها و رفتار ها قشنگ وروابط درست و حق انتخاب دادن به همسر و عزیران دل و چقدر جالبه وقتی حق انتخاب میدی و انتظار و توقعی نداری تاثیر جالبی گذاشتی و تحت تاثیر تو قرار گرفته طرف مقابل و به دلش میشینه و انجاممیده واقعا تحسینت میکنم از این ریز رفتار های الهی که یادآوری میکنی و برداشت قشنگت از گفته ی استاد عزیزمون 😍
فراوانی آب و علاوه بر دریاچه زیبا رودخانه ای دل انگیز که فضای زیبایی بوجود آورده
جوجه ها و اردک های زیبا که هر کدوم قدرت و بزرگی خداوند را متجلی میکند
جرثقیل و دکل هیولا که نشان میدهد انسان تا بی نهایت می تواند رشد و پیشرفت کند و جهان را گسترش دهد
روابط عشقولانه و توجه به زیبایی ها و تار عنکبوت های فوق العاده و عظمت پروردگار با خلق این موجودات جادویی
انرژی مثبت و خوشحالی و شادی و لذت از لحظه به لحظه زندگی و زندگی در زمان حال
و آگاهی با ارزش قدرت انتخاب و آزادی داشتن در هر موردی لذت را برایمان به ارمغان می آورد
آزادی زمانی و آزادی مکانی و آزادی پولی و ماشین زیبا
و درنهایت موفقیت در همه جنبه های زندگی و شجاعت و رسیدن از کارگری به استقلال کامل و قدرت خلق کنندگی و پولساز ی و مولد ثروت بودن
واگر استاد توانسته با کنترل افکار و عمل به قوانین بدون تغییر خداوند به این جایگاه برسد پس من هم میتوانم چرا که در جهان فراوانی بسر میبرم و هرچه را بخواهم به وفور در اختیار دارم از ثروت و نعمت و روابط و سلامتی و همه چیز فقط کافیست شجاعت عمل به آگاهی ها را داشته باشیم
واااای خدایا شکرت سلام میگم به استادم و مریم جان عزیز و همه ی هم فرکانسی های عزیزم
چقدر قابل تحسینه که نکته ی جالب اول این قسمت به اتفاق های مثبت بهتر بگم بامزگی های مثبت طبیعت تمرکز شده و تین درس رو میده که ماهم توی هرکجا هستیم تمرکز کنیم روی زیبایی ها الهی صدها هزار مرتبه شکر
دوم اون داک مهاجر یه درسی رو به من داد که چقدر جالبه که وقتی بشی نترس یا به ترس هات غلبه کنی و وارد رود خونه بشی و دو تا داک دیگه بهت نگاه کنن و طمتیع بشن به قول استاد میشی استاد و صاحب خونشون و دوست دارن ازت چیز ی تا د بگیرن کاری که ما با ذهنمون و ضمیر نا خود آگاهمون میکنیم الهی هزار مرتبه شکر
وااای تحسین میکنم استاد رو که چقدر زیبا هوارو توصیف میکنه و از این بهتر که کار های بد یه داک رو دیونه بازی و کرمریزی میدونی چه زیباست از اینکه طوری به این کاراشون نگاه میکنه که احساس خچب باشه براشون خدایا الهی هزار مرتبه شکر بابت این دیدگاه تحسین میکنم
تحسین میکنم مریم جان رو که همیشه و در هر لحظه چه با دوربین چه بی دوربین حس قشنگ زیبایی هارو میبینه و الهی شکرت میگه ، و همچنین استاد
چقدر زیبا چقدر قشنگ این طبیعت که هوا چیلی شده و استاد و مریم جان با جوجه ها اونس گرفتن الهی شکرت خدایا صد هزار مرتبه شکرت
خدایا هزار مرتبه شکرت که پیاده روی رو بهترین کار میدونن برای تقویت باور و ذهن و باور سازی خدایا صد هزار مرتبه شکرت
عاشقتم خدا
من تحسین میکنم که به تک به تک قسمت طبیعت ، سطح آب هوا توجه میکنند و هر روز رو اولین روز حضورشون توی اون لحظه میدونن واااای باور دارم که این یه قانون و تمرین و عادت مثبته العی صد هزار مرتبه شکرت
و چقدر قشنگ به رودخانه و نکته های جالبش رو میگن و تحسین میکنن واقعا چقدر جالبه که به طبیعت دستی نمیزنند و مسیر رود خونه رو میسپارند دست خود خدا و من مریم جان رو تحسین میکنم بابت این حس قشنگ توحیدیش که هر موهبت طبیعت و کار خودشون رو از کار خدا میدونند واقعا سپاسگزارم از خدا و تحسین میکنم الهی صد هزار مرتبه شکر
واااااااای که دیوانه شدم از عنکبوت های قشنگ و زیبا که چقدر ناز و دقیق و معمار گونه و با چه عظمتی و قدرتی طولانی ترین تار رو بسته بودند و به خودشون این رو راه ندادند که نه نمیشه تار زد دوره یا هرچی خدایا عاشقتم که با طبیعت باهام حرف میزنی واقعا لین اسپایدرها چقدر ریز و قشنگ تار دوختند و با آرامش و حس خوبشون لذت میبردند در این بارون ، وااای حتی بارون هم اومده بود ولی به خودشون نه نگفته بودند چقدر قشنگ
و اون عنکبوت زیبا و قشنگ و حیرت انگیزی که هیولایی بود و تارش زرد بود ای جان دل چقدر طولانی تار بسته بود الهی هزار مرتبه شکرت خدا الهی هزار مرتبه شکرت دارم بغض میکنم
و چه قشنگ و زیبا گفتند از کار جرثقیلیه که گفتند خیلی دوست دارم بدونم چیکار میکنند (حس کنجکاو بودن در لحظه) که بی شک میریم سراغ الگوی استاد که آلبرت انیشتن هستش که گفتند همیشه کنجکاو باقی بمانید الهی هزار مرتبه شکرت الهی هزاران مرتبه شکرت تحسین میکنم استاد رو و چقدر جالبه که هیولاهای بزرگی برای کار برج آوردند و چقدر زیبا و فراوانی در عظمت یک کار میدونستند و شکر دست خدا میکردند که چه ها که نساخته ای جان دل الهی صد هزار مرتبه شکر
تحسین میکنم تک به تک لحظات قشنگ پرادایس رو و یک موضوع قشنگ که چقدر زیبا غذای جوجه هایی که پسندشون نشده هدایت شدند از اینکه تقدیم کنند به پرندگان پرادایس، خدای من چقدر شما خدا صفتانه و بخشنده و مهربان هستید الهی صد هزار مرتبه شکرت خدا خدایا شکرت
و چه زیبا استاد حتی با صدای جوجه ها و نشستن در کنار جیک جیکاشون مدیتیشن و پاکسازی میکنه و سطح ارتعاشش رو بالا میبره الهی هزار مرتبه شکر خدای من خدای من
و دیگه نگم از هیولای آخر که مریم جان رو تحسینش میکنم از سوال خوبی که پرسیدند و چه پاسخ زیبایی استاد دادند و چه قشنگ گفتند الهی هزار مرتبه شکرت خدا خدایا دیگه زبانم قصار هستش و تشکر میکنم از خدای یگانه که چه الگویی زیبایی رو مانند استادمون و مریم جان توی زندگیمون درخشاندند و مارو هدایت کردند الهی صد هزار مرتبه شکرت
درود خدمت تمامی دوستان امیدوارم در پرتو حق تعالی شاد و پیروز باشیم همگی!
خدا قوت آقای عباسمنش، خانم شایسته، خانم فرهادی و سایر کادر اجرایی سایت!
بسیار قسمت جالب و مهیجی بود!
در ابتدای داستان، ۳ اردکِ شناخته شده را مشاهده می کنیم که دارن با هم معاشرت می کنن!
با اینکه ما تقسیم اراضی کرده بودیم ولی با این حال، اردک ها زیاد با این محدودیت، حال نمی کردن!
داستان از این قرارِ که:
اردکِ مهمانِ قصه ی ما (که دیگه الان صاحب خونه شده)، به اون سمتِ دریاچه رفته و با دو تا اردکِ خودمون، صحبت کرده و تشویق شون کرده که روی دریاچه شنا کرده و به سمتِ مخالف بیان!
تا هم بیشتر حال کنن!
و هم از اون شاهینِ پرنده دور بشن!
آقا اون پوستِ هندوانهِ، مثل توپِ یه لایه ی پلاستیکی شده بود!
امروز هوا یکم سرد بود و تو یک روز و شب، ۱۸۰ درجه دما، متفاوت شد!
از نظرِ استاد عزیز هم که امروز، روزِ عجیبی بود و …!
این داستانِ اردک ها، از زبان استاد، خیلی جالب بود!
دمِ این اردک جدیدِ گرم، که اینقدر خوب دستگاهِ گوارشش کار می کنه!
خب برنامه اینِ که می خواهیم چند روزی به تمپا رفته و برای مرغ و خروس های اینجا، آب و دون گذاشته و به دست خدا بسپاریمِ شان!
خب خدا رو شُکر، ارتفاعِ آب دریاچه مناسب است!
در آینده پروژه ای به نام (رودخانه) رو می خواهیم که استارت بزنیم!
با اینکه هوا سرد است، اما آبی که از لوله به بیرون می ریخت، گرم بود!
این رودخونهِ رو فکر کنم تا الان ندیده بودیم!
مگر اینکه، اون موقع با ریک رفته باشیم اونجا!
استاد هم که یک دستی بر سر و صورتش کشید و امیدواریم که سَرِ حال اومده باشه!
در آینده اینجا بر لب رود می نشینیم و گذر عمر را تماشا می کنیم!
اون تیکه ای که تپه بود و ازش اومدیم بالا، خیلی حال داد!
حالا بریم سرِ لوله ی دوم که قطرش هم زیاد بنظر می آید!
وقتی که طوفان شده، کلا آب رفته بالایِ بالا و اصلا لوله اینا، حالیش نبوده!
آقا این عنکبوت اولیِ، چقدر زیباااااا بود!
خدای من؛ نگاه کن، انگار نقاشیش کرده بودن!
با چه دقت، ظرافت و اصولی هم تارِ خودش رو در هم تنیده بود!
دمش گرم؛ خدایا شُکرت با این جهانِ زیبایت!
این آخرش هم خواستیم یکم، انگولَکش کنیم که یه تحرکی هم داشته باشه!
😂😂😂😂😂😂😂
واقعا از خداوند بخاطرِ این طبیعتِ زیبا متشکّریم!
حالا بریم سرِ عنکبوتِ دومی که اصلا حرفی برای گفتن نگذاشت و تارش هم زرد بود!
اندازه یک موبایل بود!
یعنی عملا من فقط نگاه…!
خب بریم سر موضوع بعدی:
چه جرثقیلی بودددد، مثل این نقاشی هاست، که یه نرده بان وصل کردن به ماه!
تو این انیمیشن ها زیاد هست!
ولی کلا بگیم که خیلی خیلی خفن بود!
و واقعا خداوند رو بخاطر این مغز و ارداه ای که به ما داده ممنونیم!
کلی هم ماشین و دَم و دستگاه اومده بود؛ ماموریت شون هم این بود که سطح پوشش دهی دکل و اینترنت رو تقویت کنن!
حتی شب ها هم کار می کردند!
احسنت واقعا!
خب الان اوایل پاییز است و همه چی در عالی ترین حالت قرار دارد!
یک سری غذا برای جوجه ها گرفتیم که زیاد باب میل شون نبود!
در اصل هم این غذا، برای پرندگانِ جنگلی است!
اشکالی نداره چون عوضش، میبخشیم به پرندگانِ پرادایس، که همیشه بدونِ منت برامون آواز خونده و زیبایی پرادایس رو دو چندان می کنند!
خدایا شُکرت!
اینا همش لطفِ خداوند است!
خب بریم پیشِ استاد که دارند پیشِ جوجه بوقلمون ها، مراقبه می کنند!
و رویِ صندلی خانم شایسته هم نشستند!😂😂😂😂😂😜
خب پیش به سویِ تمپا، اونم با کوروِت!
توی کوروِت هم مثلِ بیرونش، خیلی خوشگل بود!
حالا بپردازیم به سوالِ خانم شایسته و داستان غذاهای آب پَز!
بحث، بحثِ نوع شرایط نیست!
بحثِ، قدرت انتخاب، اشباع شدن و نوعِ دیدگاه است!
فضا یکسان است، اما احساس فرق می کند، چون قدرتِ انتخاب وجود دارد!
باید آگاهانه و آزادانه زندگی کنیم، چون این حق طبیعی همه ی ماست!
مثل ثروت، که هممون لایقش هستیم!
و در آخر این رو هم بدونیم که خوشبختی یعنی: انتخابِ چیزی که آن را دوست داریم و تجربه کردنش!
بسیار قسمت زیبایی بود و کلی درس و جای گفتگو داشت!
سپاسگزار خداوند هستم که من را به مسیر ثروت، پاکی، ثبات، یکتاپرستی و صبوری هدایت می کند!
ممنونم آقای عباسمنش، خانم شایسته، خانم فرهادی و سایر اعضای سایت!
در پناه خدا؛ شوخ طبع، آسان گیر، ماجراجو، تحسین کننده، سپاسگزار و آگاه باشیم همگی در دنیا و آخرت!
آرین عبّاسی ۱۷ ساله از تهران!
خدای من بهترین است؛ چون قدرت خلق زندگیم را به خودم داده؛ پس من بهترینم؛ چون به نحو احسنت از این نعمت، استفاده می کنم!
سلام استاد امیدوارم همیشه کنارم حستون کنم شما مثل پیامبر زمانه من هستید من و عزیزدلم چندتا دوره شمارو گرفتیم و خداروشکر روزبروز داریم پیشرفت میکنیم. من جوشکار و اهنگرم بعداز یه ورشکستگی کلا ناامید شدم و شروع به التماس کردن اطرافیانم کردم چهارسال گذشت ولی باحس وحال بدم هیچیزی عوض نشد و هروز بدتر شد تا اینکه دورهای شما رسید و معجزه شروع شد هموناییکه هیچکاری برام نکردن به محض اینکه خدارو همه کاره دونستم شروع کردن برام همه کاری بکنن اصلا باورم نمیشه چجوری ازکجا همه دارن کمکم میکنن استاد الان دارم گریه میکنم از خوشحالی که من چند ماهه خدارو شاهد گرفتم و ازش کمک خواستم و اون هروز بیشتر کمکم میکنه واقعا ازتون یاد گرفتم هرکی به جایی رسیده نه دزده نه کلاه بردار فقط قانون رو رعایت کرده استاد دوستدارم یروزی از نزدیک ببینمت و ازت تشکر کنم ممنونم که مارو بخدا نزدیک میکنی.
اینکه این حیونای زبان بسته(از نظر ما)دارن با هم صحبت می کنند و ادوایس میدن بهم که چه نشسته اید که بهشت اون وره آبه،سره شما رو اینجا گرم کرده ان!
و اون هدف بزرگ برای اردک ها یعنی رفتن به سمت این ور رودخونه،انگیزه ای بهشون داده بود که عرض این دریاچه رو شنا کرده بودند در حالیکه قبلا چنین کاری رو از ترس لاک پشت ها انجام نمیدادند ولی اون انگیزه و اون خواستنه اون قدر زیاد بوده که یا موفقیت رو می خواستند و یا مرگ رو که قانون طبیعت بهمون این رو یاد آور میشه که اگه نترسی و عمل کنی و وارده هر آنچه که ازش میترسی بشی،اون تضاده و ترسه تو رو و وجودت رو بزرگتر میکنه!
خداوند به شجاعان پاسخ میده!
هر چقدرم ترسو باشی و خطر دمه گوشت باشه تو باید از هدفات و انگیزه هات بزرگتر باشی!
چقدر درس داره این سریال زندگی در بهشت و همین طبیعتی که خودمون در اون در حاله زندگی کردن هستیم!
و چون داک مهاجر لیدر شده بود برای اردک ها،پس حکومت قلمرو رو هم در دست گرفته بوده و اون اردک ها بعنوان مهمان داشتند از همان نعمت های قبلی استفاده میکردند ولی با یه نگاه دیگه!
چون اول اینا جایگاهشون اینجا بوده ولی بعده تبعید،فکر کردند که اینجا رو داک مهاجر براشون پیدا کرده و دیدشون نسبت به زندگی تغییر کرده بوده!(الله اکبر)
اون داکه مهاجر صاحبخونه شده،احساس غرور میکنه و بقول مریم جان،طوری قضیه رو پیچوند که این اردکا فکر می کنند در حقشون لطف کرده!
اعتماد بنفسش بالاتر رفته،دو تا زیر دست داره که بهشون هینت میده و کلا جایگاهش رو در این بهشت زیبا دائمی کرده و دیگه هیچ کس نمیتونه تو سرش بزنه و غذا بهش نرسه!
قدرت خداوند در آفرینش اون عنکبوت کوچک،که به زیبایی هر چه تمامتر سازه ای درست کرده بود که حتی اون طوفان های شدید با اون بارانی که هر روز میاد هیچ خطری رو برای خودش و خونه اش نداره و چقدر هماهنگ و منظم رشته ها رو تنیده بوده!
خیلی زیاد نگاه میکنم به این شگفتی هایی که در طبیعت است و خدا با هر نشانه ای ،قدرت خودش رو نمایان تر میکنه!
کلا تنها چیزی که بخوام از طریق تلویزیون ببینم همین مستندهای حیات وحش هست و بشدت لذت میبرم و غرق میشم در معجزات خداوند و درک و شعوری که به هر موجوده زنده ای داده،تا از طریق اون،حیات خودشون رو نگه دارند!
و در کناره سازه ی عنکبوت،سازه ی پر قدرت انسان رو می بینیم که چقدر دارای ابعاد وسیعی از درک و استفاده ی قانون هستش که در ارتفاع بسیار بلندی در حال کار کردن هستند و این قدرت خالق بودن انسان رو که خدایش بهش هدیه داده رو نشون میده!
همون کار و معماری که عنکبوت کرده بود همون رو در استیل بزرگتر انسان بر روی دکل مخابرات پیاده کرده بود!
خدایا شکرت برای اینکه مرا انسان آفریدی و احساس غرور میکنم وقتی می بینم که انسان دارای چنین قدرتی هست!
یه مهمونی داشتیم از امریکا که می گفتند خیلی دوست دارند شب توی باغ ما در اون خونه ای که اونجا داریم بخوابند و ما هم تو خیالمون می گفتیم اینا اینقدر ثروتمندن،دلشون چقدر برای چیزهای ساده که برای ما بدیهی شده داشتنشون،ذوق می کنند که مثلا میخواد با اون دبدبه بیاد تو باغ و با امکانات کم ،شب رو اونجا بگذرونه!
احساس ما نسبت به چیزی یا موضوعی باعث میشه تفاوت ها ایجاد بشن!
این نگاه ما و زاویه ی دیده ما که باعث میشده فکر کنیم که ثروتمندان یه تافته ی جدا از دیگران هستند و باید لذت هاشون و خورد و خوراکشون و حتی محل زندگیشون،متفاوت تر از دیگران باشند و الان فهمیدیم که این یه انتخابه که بخوای چطوری فکر کنی!؟
زاویه ی دیدت به زندگی و لذت بردن چطوری باید باشه!
این فایل های رایگان که از هزارن دوره ارزشمندترن،باعث شده دیده ما به زندگی کلا عوض بشه و از هر چیزی که داریم لذت فراوان رو ببریم و خودمون رو با زندگی هیچ کس مقایسه نکنیم!
من روزهای اول که زندگی استاد رو میدیدم فکر میکردم باید کلا سبک زندگیم این مدلی باشه،جدا از همه،در یک مکان خلوت،همیشه در سفر و هزارن فکره دیگه که الان به لطف آموزش های این سریال ها،یاد گرفتم از هر چیزی که تو زندگیم هست از کوچکترین تا بزرگترینشون لذت و لذت و لذت ببرم و صرف یه دستاورد و نتیجه ی خاص،نباشم که لذت بردن رو موکولش کنم به آینده!
استاد جان و مریم عزیز که هر روز و هر روز در حال یادگیری و بهبود خودمون در این بهشت زیبا هستیم!سپاسگذار وجوده باازرشتون هستیم.
به نام خدای مهربان خداوندا هر چه دارم از ان توست
یه روز زیبا با اتفاقات زیبا خدایاشکرت من خالق زندگی خودم هستم
تحسین میکنم این پردایس زیبا با اتفاقات با حال هر روزش خدایاشکرت
چه کامنت زیبایی گذاشتن اقا رضا که واقعا ما رو به فکر فرو برد خدایاشکرت
ما تو وسط خوشبختی لذت هستیم باورتون میشه حالا غرق زندگی استاد شدیم من که انقد از این مسیر لذت میبرم به قول یکی از دوستان معتادش شدم چقد انرژی میگیرم باور کن که زندگیم از همه چیز عالیه باید فقط چشمامو باز کنم ببینم این همه خوشبختی و نعمت و فراوانی و سوپرایز های خداوند رو خدایاشکرت امروز یه معجزه که قرار بریم برای اولین بار یه ویلا استخر دار خدایاشکرت چقد خوش بگذر خدا میدونه نزدیک دریاست تولد پسرم هست چقد خوبه خدا این جسارت رو بهم داد تا بتونم هر جور دوست دارم زندگی کنم خوب قبلا این طوری بود حتما باید تولد میگرفتم دعوتی میدادم کلی هزینه میکردم که دیگران بهشون خوش بگذره پسرم تنها نباشه و اخرشم خسته و کوفته الان خودمون هستیم فقط دو تا خواهر زاده هام که باپسرم بازی میکنن و چقد من خیالم راحته حالا اگه مهمون بود کلی چی درست کنم چی خوششون میاد یا کم نیاد واقعا سپاسگزارم از خدا که منو با استاد اشنا کرد کلا سبک زندگیم تا اونجایی که درک کردم اونجوری هست که خودم دوست دارم و کلا لذت میبریم دیگه الان هر هفته خونه مادرم نمیرم خودمون میریم لذت میبریم و الان هم حاضرم برم تهران مهاجرت کنم و تجربه کنم این خواسته از بچه گی داشتم
تحسین میکنم این رابطه ی زیباتون رو این ازادی تون رو چقد این رودخونه زیباست چه ویویی داره این کلبه چوبی واقعا زیباست خدایاشکرت
چقد این مرغ وجوجه داشتن برام لذت بخش شد خیلی دوست دارم یه فضای سرسبز داشته باشم من هم کلی مرغ و جوجه داشته باشم و تخم بزارن و ازش هم استفاده کنم هم کسب درامد به سادگی خیلی حسش خوبه من عاشق مرغ و جوجه هستم خدایاشکرت
چقد اسمون ابی و زیباست با ابرهای سفید تپل خدایاشکرت
چقد عالی گفتین استاد که لوبیا و نخود خوردن ما الان تو دوره سلامتی داریم یه سر گوشت میخوریم خیلی لذت میبریم اما یه وقتایی میگیم مثلا دیگه نمیشه ماکارانی خورد با این که بهترین غذاست اما وجدانن لذت بخشه الان بعد 48ساعت امروز میخوایم بخوریم خیلی برامون لذت بخشه خدایاشکرت یکی از شکرگزاری بزرگمون غذا خوردن شد این سبک غذایی هم از نظر سلامتی خاصیت داشت از نظر روحی هم خیلی بزرگمون کرد و شکرگزار خدایاشکرت سپاسگزارم از شما دو عزیز در پناه خدا شاد باشید دوستون دارم
97
چقدر جالب شد داستان این اردک مهاجر
منم فکر میکردم چون نژادشون فرق داره با هم نتونن حرف بزنن شاید زبانشون فرق کنه مثل ما ادمها که نژادها و زبانهای مختلف داریم اما در حیوانات این مدل نیست و جالب بود که با اینکه متفاوت بود اما اومد تغییرشون داد بهشون یاد داد شنا کنن و نترسن و اونها را به سمت خونه جدید اورد
واقعا چقدر این بخش از طبیعت درس داشت اینکه شاید لازم بود این اردک مهاجر بیاد تا ببینن اینها هم میتونن درسته پر پرواز ندارن اما شنا میتونن بکنن
و یک تونستن توی ذهنشون ایجاد کرد
مثل شما استاد عزیز که تو ذهن من تونستن ایجاد کردین و الان میدونم هر کاری ممکنه و دیگه ترسهام خیلی کمشده
الگوی این اردکها شد اردک مهاجرکه براشون نتیجه عالی هم داشت و کلی محیط جدید دیدن
و چقدر جالب بود
مرغ ها و جوجه های عزیز چقدر شیطون و فعالن حالشون عالیه و زود زود دارن بزرگ میشن
طبیعت بی نظیز و مراقبه استاد چه کیفی داره
چقدر صحبتهای استاد زیباست
دقیقا وقتی من انتخاب میکنم نخورم تا وقتی مجبور باشم نخورم دو تا حس متفاوته
شاید خنده دارترین چیزی که همیشه بهش فکر میکنم اینه که ارزو داشتم بزرگ بشم برم کلی پول خوراکی بدم و کلی خوراکی بخرم و بخورم و همیشه توی ذهنم این بود چرا ادمهای پولدار کم خوراکی میخورن من پولدار بودم هزاران خوراکی میخوردم مخصوصا وقتی برنامه کودک، کارخانه شکلات، دیدم. همش توی ذهنم ابن بود یک کارخونه دارم و کلی خوراکی میخورم و یا مثلا برنامه کوفته قلقلی که از اسمون خوراکی میریخت میگفتم چقدر خوبه.
کلا فانتزی ذهنیم همیشه خوراکی ها بود همون موقع هم خیلی خوراکی میخوردم اما بنظرم کم بود
الان بزرگ شدم کلی پول دارم که میتونم باهاش هر روز کیلو کیلو خوراکی بخرم اما من انتخابم اینه که غذای سالم بخورم برام مهمه چاق نشم بیمار نشم و خودم نمیخورم
همین الان یک پلاستیک تنقلات کنارمه اما من دست بهش نزدم همش خودم خریدم اما الان خودم انتخاب کردم نخورم اما بچه بودم چون میکفتن نخور و همیشه بخاطر خوردن تنقلات زیاد بهم گیر میدادن بیشتر ولع به خوردنشون داشتم حتی خواب خوراکی میدیدم.
استاد خیلی زیبا گفتید که وقتی انتخاب کنی که بااینکه پولشو داری انجامش ندی تا وقتی که مجبور باشی زمین تا اسمون فرقه
چقدر این حرفتونزیبا بود
ما اول باید به ثروت برسیم بعد میتونیم انتخاب کنیم پول اولویتمون نباشه وقتی من هنوز پولدار نیستم انتخابی نمیمونه
یا من اول باید موفق بشم در شغلم و پیشرفت کنم بعد میتونم انتخاب کنم که کمتر کار کنم یا نه
الان انتخابی ندارم برای پیشرفتم باید کار کنم
و برای تمام هدفهامون همینه
اول باید به اوج برسیم بعد رها میشیم
بقول شما استاد برای گذر از پول باید اول پولدار شی
در مسجد و در کعبه به دنبال خداییم
از حس خدا در دل مان دور و جداییم
خدوند دانا و توانا را سپاس بخاطر اینکه به درخواست بندگانش پاسخ میدهد و هدایتش میکند، بندگان صالح و صادق مانند استاد عباسمنش که از کلامهایش گوهر ناب و نصایح زندگی ساز می بارد، خدا یا شکرت که در زندگی ام برای اولین بار با استادی برخورده ام که در صداقت کلام، الگو و نمونه هست.
از روزیکه با اســتاد و سایت زندگی سازش آشنا شده ام، اندیشه هایم مانند لالـههای بهار، زیبا و رنگین شده و مانند ثمرهی درختان تابستانی، مملو از شیرینی نعمت، اندیشه هایم در اوایل آشـنایی با این سایت باور ساز و ثروت آفرین، برای باز سازی و نو سازی آماده شد و من با هدایت ایزد منان، ادامه دادم، افکار بی فایده یکی یکی مانند برگ های خزان دور ریخت و در تحت برف های سرد و سپید زمستانی له شدند و اینک بسوی بهشت زندگی که با اندیشههای غلب ام ساخته شده است در حرکت است.
تشکر فراوان از خالق چنین استاد ممتاز که در شجاعت و صداقت گفتار بینظیر است و با سخنانش، همه روزه هزاران انسان را
به سمت بهین سازی باور و دیدگاه راهنمایی میکند.
دیشب با هدایت خداوند، طرح مارشال را مطالعه کردم که یکی از موفقیت آمیز ترین پروژههای سیاست خارجی آمریکا برای بازسازی اروپای بعد از جنگ بود، خواندن طرح مارشال برایم پیام زیبایی داشت و باور های ثروت آفرینم را تقویت کرد، در طرح مارشال نگاشته شده است ( انسانیکه زندگی مرفه داشته باشد یا باورمند به زندگی مرفه باشد بسوی تمامیت خواهی نمیرود). این جمله را بار ها با خودم تکرار کردم بعد دوبار آمدم سایت و دیدم تاریخچه زندگی استاد عباسمنش از کودکی تا نوجوانی و از بندر عباس تا فلوریدای امریکا، بهترین الگوی برازنده برای ساختن زندگی مرفه است، به قول استاد عزیز ، داشتن زندگی مرفه و ثروتمند، معنوی ترین کار زندگی است، استقلال مالی و زندگی مرفه نه تنها برای انسان عزت و آزادی میسازد بلکه تجربهی لذت بردن از بهشت را در هر دو جهان به ارمغان می آورد.
لحظه های شیرین و عسلی برای همهی این خانواده صمیمی آرزومندم
بویژه استاد ارجمند.
بدرود تا دیدار در فلوریدا
به نام خدای هدایتگرم
سلام به استاد خوبم و مریم عزیزم و همه دوستانم
این قسمت سریال چقدر مثل همیشه زیبا ،لذت بخش و پر بار بود…این سریال بقدری من رو محوخودش و زیبایی هاش و شخصیت های جذابش که بهترین الگو برای من هستند، میکنه و حس من رو خوب میکنه که گاهی اصلا یادم میره توی اتاق خودم نشسته و انگار دقیقا من هم تو اون فضا و در کنارشون هستم خدایا شکرت….
بجز تمام صحنه ها چند دقیقه اخر بینهایت برای من درس داشت و برای من تاثیر گذار بود…..♥︎یک عمل یکسان با حق انتخاب و بدون حق انتخاب دو احساس کاملا متفاوت خلق میکنه♥︎
☆احساس خوشبختی یا احساس بدبختی☆
چه جمله پرباری که در همه بخش های زندگی میتونه مصداق داشته باشه….
من چون پاشنه آشیلم در روابط بوده که البته با اموزه های استاد متوجه شدم همگی ریشه در کمبود عزت نفس داره و در صلح نبودن با خود،همیشه از هر مثالی برای بهبود روابط استفاده میکنم…..
یاد حرف استاد در قانون آفرینش افتادم که گفتن خانوم جان وقتی درخواستی از همسرت داری مثلا میخوای بری یه مهمونی یه جنگ و جدل راه ننداز که همسرت رو مجبور کنی ،بیا و به همسر جان بگو من خیلی دوست دارم بریم اون مهمونی ،اگه نریم من احساس تنهایی میکنم،همین جمله رو بگو ،همین …….فقط احساست رو بگو و رد شو ازش ،دیگه مثل کنه گیر نده ……و میبینی به طرز عجیبی پس فردا همسر میگه میریم اون مهمونی……
تو حالت اول تو میتونستی همسرتو مجبور کنی بیاد اون مهمونی و در حالت دوم تو احساست رو گفتی و بهش حق انتخاب دادی و نتیجه حالت اول کجا و نتیجه حالت دوم کجا…..
در حالت اول همسرت ممکنه بیاد مهمونی ولی با حس اجبار و اعصاب خورد وغرور له شده بخاطر مجبور شدن به اومدن و مطمئن باش از دل و دماغت به موقعش در میومد این اجبار و در حالت دوم همون عمل یکسان رفتن به مهمونی انجام شد ولی همسر جان با عشق انتخاب کرد که بیاد و نیاز تنهایی تو رو تامین کنه و چقدر حسش عالیه که غرورش حفظ شده و به خودش افتخار میکنه که آزادانه و باعشق خواسته ی همسرش رو اجابت کرده و نیازش رو تامین کرده…..واقعا اقایون قلب مهربونی دارن و لذت میبرن از تامین نیاز خانوم هاشون….
با این جمله استاد اینها اومد به ذهن من و یادآوری شد برام که نه کسی رو مجبور کنم به خواسته من تن بده و نه خودم به اجبار کاری رو برای کسی انجام بدم و به خودم و دیگران این فرصت رو بدم که آزادانه انتخاب کنیم نه از سر اجبار،نه از سر ترس،نه بخاطر جبران کردن…..بلکه با عشق….عشق بدون قید و شرط….
یاد خودم افتادم که یک عمل یکسان رو گاهی انجام دادم ولی گاهی به اجبار و از روی نگرانی اینکه خیلی خوب به نظر بیام و قشنگ از خودم کندم و دادم به طرف و تو دلم همش انتظار تشکر داشتم و سپاسگزار بودن و اتفاقااااااااااا وقتی توقع داری به طرز عجیبی توقعت اجابت نمیشه هیچی نصیبم نشده جز یه قلب شکسته و گاهی همون کار رو از سر عشق انجام دادم بدون اینکه اصلا برام مهم باشه اون طرف فردا به من فحش میده یا ازم تشکر میکنه و فقط بخاطر حس خوب خودم که عاشق عشق ورزیدن و محبت کردنه اون کار رو انجام دادم و چقدر احساس من عالی بود و احساس خوشبختی و آزادی و رها بودن……
و من قشنگ توضیح چند دقیقه ای استاد رو با عمق جانم درک کردم ….
در هر دو حالت یک عمل یکسان انجام میشه ولی یکی احساس خوشبختی و احساس قدرتمند بودن که آزادانه و با عشق انتخاب میکنی و رابطه رو روز به روز گرم تر و عاشقانه تر میکنه و یکی احساس بدبختی و قربانی شرایط بودن داره و روز به روز رابطه رو سرد تر و میکنه و شاید هم نابودی یه رابطه …
خدایا شکرت بخاطر یادآوری این اگاهی…..
و حالا که این صحبت های تاثیر گزار استاد باعث شد اینها رو برای خودم یاد آوری کنم جا داره این جمله رو هم ثبت کنم تا همیشه یادم بمونه که یه جاهایی که به یاد اوردمش به من قدرت داده زیر بار حرف زور نرم واحساس خوب خودم و هماهنگی با خود مقدسم رو ترجیح بدم به هر چیزی و اگه احساس خوبی ندارم به زور چیزی رو قبول نکنم :
☆اگه کسی رو خواستی مجبور کنی به انجام کاری بدون از هماهنگی با منبع خارج شدی و اگه کسی خواست با هر ابزاری تو رو مجبور کنه کاری رو انجام بدی اون از هماهنگی خارج شده و اگر تو زیر بار رفتی بدون هر دوی شما از هماهنگی با منبع خارج شدید…☆
استاد خوبم ازتون سپاسگزارم برای این به اشتراک گذاشتن این اگاهی ها و دوره فوق العاده عشق و مودت در روابط….
احساس میکنم روز به روز دارم بیشتر با خودم در صلح قرار میگیرم…..و خدا میدونه چه اتفاقای خوبی در انتظارمه……
♥︎♥︎عاشقتوتمممم♥︎♥︎
سلام و درود میفرستم به منبع اصلیتون در درونتون.
هم فرکانسی عزیز واقعا تحسینت میکنم از این درک عمیق از اجبار و اختیاری که مثال زدی و بیان کردی و برای خیلی ها باور سازی کردی که عوارض اجبار چیه و قدرت بیان پیشنهادگونه مثل حس هدایت پرودگار چیه ؟! واقعا گل گفتی و دستی از دستان خدا شدی از حس هدایت ها و رفتار ها قشنگ وروابط درست و حق انتخاب دادن به همسر و عزیران دل و چقدر جالبه وقتی حق انتخاب میدی و انتظار و توقعی نداری تاثیر جالبی گذاشتی و تحت تاثیر تو قرار گرفته طرف مقابل و به دلش میشینه و انجاممیده واقعا تحسینت میکنم از این ریز رفتار های الهی که یادآوری میکنی و برداشت قشنگت از گفته ی استاد عزیزمون 😍
شایسته ی رشد و پیشرفت و ثروتی در دنیا و آخرت
الهی هزار مرتبه شکرت
سلام
ممنونم از توجه و نگاه زیباتون ……
آرزو می کنم شما ،خودم و همه آدم ها روز به روز بیشتر با خودمون در صلح قرار بگیریم و رابطه هامون زیباتر شه و جهان رو جای زیباتری برای زندگی کردن کنیم….
در پناه خدا شاد و سالم و ثروتمند باشید…
به نام خداوند بخشنده و مهربان
سلام و درود به استاد عزیز و خانم شایسته مهربان
خدایا شکرت برای بهشت زیبا
خدایا شکرت برای این دریاچه واین کلبه و درختان هیولا ،،خدایا شکرت
ببین چه شکاری کرده بانو
ببین چه ترجمه زیبایی از اردک ها داشت
واقعا لذت بردم از این همه آرامش درونی
جوجه ها رو ببین چه کردن با هندوانه خدای من
ببین چه هوای خفنی خداااااایا شکرت
چقدر استاد جان زیبا حرف میزنه لذت میبرم
چقدر طرح خوبی اجرا کردن اون زمان
واقعا تحسین برانگیز است
چقدر تجهیزات و امکانات فراوان است در این جهان
خدایا سپاسگزارم ازت
چقدر زیبا و چقدر کامل در مورد لوبیا موضوع رو شرح دادین ،،خدایا شکرت
چه صفایی داره داخل کوروت با عشق
موفق و پیروز و سربلند باشید
بنام خدای زیبایی ها
چه فایل لذتبخشی
پرادایس زیبا و هوای تمیز و ابرهای گوگولی
فراوانی آب و علاوه بر دریاچه زیبا رودخانه ای دل انگیز که فضای زیبایی بوجود آورده
جوجه ها و اردک های زیبا که هر کدوم قدرت و بزرگی خداوند را متجلی میکند
جرثقیل و دکل هیولا که نشان میدهد انسان تا بی نهایت می تواند رشد و پیشرفت کند و جهان را گسترش دهد
روابط عشقولانه و توجه به زیبایی ها و تار عنکبوت های فوق العاده و عظمت پروردگار با خلق این موجودات جادویی
انرژی مثبت و خوشحالی و شادی و لذت از لحظه به لحظه زندگی و زندگی در زمان حال
و آگاهی با ارزش قدرت انتخاب و آزادی داشتن در هر موردی لذت را برایمان به ارمغان می آورد
آزادی زمانی و آزادی مکانی و آزادی پولی و ماشین زیبا
و درنهایت موفقیت در همه جنبه های زندگی و شجاعت و رسیدن از کارگری به استقلال کامل و قدرت خلق کنندگی و پولساز ی و مولد ثروت بودن
واگر استاد توانسته با کنترل افکار و عمل به قوانین بدون تغییر خداوند به این جایگاه برسد پس من هم میتوانم چرا که در جهان فراوانی بسر میبرم و هرچه را بخواهم به وفور در اختیار دارم از ثروت و نعمت و روابط و سلامتی و همه چیز فقط کافیست شجاعت عمل به آگاهی ها را داشته باشیم
In god we trust
به نام هدای هدایتگرم
واااای خدایا شکرت سلام میگم به استادم و مریم جان عزیز و همه ی هم فرکانسی های عزیزم
چقدر قابل تحسینه که نکته ی جالب اول این قسمت به اتفاق های مثبت بهتر بگم بامزگی های مثبت طبیعت تمرکز شده و تین درس رو میده که ماهم توی هرکجا هستیم تمرکز کنیم روی زیبایی ها الهی صدها هزار مرتبه شکر
دوم اون داک مهاجر یه درسی رو به من داد که چقدر جالبه که وقتی بشی نترس یا به ترس هات غلبه کنی و وارد رود خونه بشی و دو تا داک دیگه بهت نگاه کنن و طمتیع بشن به قول استاد میشی استاد و صاحب خونشون و دوست دارن ازت چیز ی تا د بگیرن کاری که ما با ذهنمون و ضمیر نا خود آگاهمون میکنیم الهی هزار مرتبه شکر
وااای تحسین میکنم استاد رو که چقدر زیبا هوارو توصیف میکنه و از این بهتر که کار های بد یه داک رو دیونه بازی و کرمریزی میدونی چه زیباست از اینکه طوری به این کاراشون نگاه میکنه که احساس خچب باشه براشون خدایا الهی هزار مرتبه شکر بابت این دیدگاه تحسین میکنم
تحسین میکنم مریم جان رو که همیشه و در هر لحظه چه با دوربین چه بی دوربین حس قشنگ زیبایی هارو میبینه و الهی شکرت میگه ، و همچنین استاد
چقدر زیبا چقدر قشنگ این طبیعت که هوا چیلی شده و استاد و مریم جان با جوجه ها اونس گرفتن الهی شکرت خدایا صد هزار مرتبه شکرت
خدایا هزار مرتبه شکرت که پیاده روی رو بهترین کار میدونن برای تقویت باور و ذهن و باور سازی خدایا صد هزار مرتبه شکرت
عاشقتم خدا
من تحسین میکنم که به تک به تک قسمت طبیعت ، سطح آب هوا توجه میکنند و هر روز رو اولین روز حضورشون توی اون لحظه میدونن واااای باور دارم که این یه قانون و تمرین و عادت مثبته العی صد هزار مرتبه شکرت
و چقدر قشنگ به رودخانه و نکته های جالبش رو میگن و تحسین میکنن واقعا چقدر جالبه که به طبیعت دستی نمیزنند و مسیر رود خونه رو میسپارند دست خود خدا و من مریم جان رو تحسین میکنم بابت این حس قشنگ توحیدیش که هر موهبت طبیعت و کار خودشون رو از کار خدا میدونند واقعا سپاسگزارم از خدا و تحسین میکنم الهی صد هزار مرتبه شکر
واااااااای که دیوانه شدم از عنکبوت های قشنگ و زیبا که چقدر ناز و دقیق و معمار گونه و با چه عظمتی و قدرتی طولانی ترین تار رو بسته بودند و به خودشون این رو راه ندادند که نه نمیشه تار زد دوره یا هرچی خدایا عاشقتم که با طبیعت باهام حرف میزنی واقعا لین اسپایدرها چقدر ریز و قشنگ تار دوختند و با آرامش و حس خوبشون لذت میبردند در این بارون ، وااای حتی بارون هم اومده بود ولی به خودشون نه نگفته بودند چقدر قشنگ
و اون عنکبوت زیبا و قشنگ و حیرت انگیزی که هیولایی بود و تارش زرد بود ای جان دل چقدر طولانی تار بسته بود الهی هزار مرتبه شکرت خدا الهی هزار مرتبه شکرت دارم بغض میکنم
و چه قشنگ و زیبا گفتند از کار جرثقیلیه که گفتند خیلی دوست دارم بدونم چیکار میکنند (حس کنجکاو بودن در لحظه) که بی شک میریم سراغ الگوی استاد که آلبرت انیشتن هستش که گفتند همیشه کنجکاو باقی بمانید الهی هزار مرتبه شکرت الهی هزاران مرتبه شکرت تحسین میکنم استاد رو و چقدر جالبه که هیولاهای بزرگی برای کار برج آوردند و چقدر زیبا و فراوانی در عظمت یک کار میدونستند و شکر دست خدا میکردند که چه ها که نساخته ای جان دل الهی صد هزار مرتبه شکر
تحسین میکنم تک به تک لحظات قشنگ پرادایس رو و یک موضوع قشنگ که چقدر زیبا غذای جوجه هایی که پسندشون نشده هدایت شدند از اینکه تقدیم کنند به پرندگان پرادایس، خدای من چقدر شما خدا صفتانه و بخشنده و مهربان هستید الهی صد هزار مرتبه شکرت خدا خدایا شکرت
و چه زیبا استاد حتی با صدای جوجه ها و نشستن در کنار جیک جیکاشون مدیتیشن و پاکسازی میکنه و سطح ارتعاشش رو بالا میبره الهی هزار مرتبه شکر خدای من خدای من
و دیگه نگم از هیولای آخر که مریم جان رو تحسینش میکنم از سوال خوبی که پرسیدند و چه پاسخ زیبایی استاد دادند و چه قشنگ گفتند الهی هزار مرتبه شکرت خدا خدایا دیگه زبانم قصار هستش و تشکر میکنم از خدای یگانه که چه الگویی زیبایی رو مانند استادمون و مریم جان توی زندگیمون درخشاندند و مارو هدایت کردند الهی صد هزار مرتبه شکرت
الهی صدهزار مرتبه شکرت ❤️😍🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹
عاشقتونم ❤️
سلام بر خداوند رزاق و وهاب!
درود خدمت تمامی دوستان امیدوارم در پرتو حق تعالی شاد و پیروز باشیم همگی!
خدا قوت آقای عباسمنش، خانم شایسته، خانم فرهادی و سایر کادر اجرایی سایت!
بسیار قسمت جالب و مهیجی بود!
در ابتدای داستان، ۳ اردکِ شناخته شده را مشاهده می کنیم که دارن با هم معاشرت می کنن!
با اینکه ما تقسیم اراضی کرده بودیم ولی با این حال، اردک ها زیاد با این محدودیت، حال نمی کردن!
داستان از این قرارِ که:
اردکِ مهمانِ قصه ی ما (که دیگه الان صاحب خونه شده)، به اون سمتِ دریاچه رفته و با دو تا اردکِ خودمون، صحبت کرده و تشویق شون کرده که روی دریاچه شنا کرده و به سمتِ مخالف بیان!
تا هم بیشتر حال کنن!
و هم از اون شاهینِ پرنده دور بشن!
آقا اون پوستِ هندوانهِ، مثل توپِ یه لایه ی پلاستیکی شده بود!
امروز هوا یکم سرد بود و تو یک روز و شب، ۱۸۰ درجه دما، متفاوت شد!
از نظرِ استاد عزیز هم که امروز، روزِ عجیبی بود و …!
این داستانِ اردک ها، از زبان استاد، خیلی جالب بود!
دمِ این اردک جدیدِ گرم، که اینقدر خوب دستگاهِ گوارشش کار می کنه!
خب برنامه اینِ که می خواهیم چند روزی به تمپا رفته و برای مرغ و خروس های اینجا، آب و دون گذاشته و به دست خدا بسپاریمِ شان!
خب خدا رو شُکر، ارتفاعِ آب دریاچه مناسب است!
در آینده پروژه ای به نام (رودخانه) رو می خواهیم که استارت بزنیم!
با اینکه هوا سرد است، اما آبی که از لوله به بیرون می ریخت، گرم بود!
این رودخونهِ رو فکر کنم تا الان ندیده بودیم!
مگر اینکه، اون موقع با ریک رفته باشیم اونجا!
استاد هم که یک دستی بر سر و صورتش کشید و امیدواریم که سَرِ حال اومده باشه!
در آینده اینجا بر لب رود می نشینیم و گذر عمر را تماشا می کنیم!
اون تیکه ای که تپه بود و ازش اومدیم بالا، خیلی حال داد!
حالا بریم سرِ لوله ی دوم که قطرش هم زیاد بنظر می آید!
وقتی که طوفان شده، کلا آب رفته بالایِ بالا و اصلا لوله اینا، حالیش نبوده!
آقا این عنکبوت اولیِ، چقدر زیباااااا بود!
خدای من؛ نگاه کن، انگار نقاشیش کرده بودن!
با چه دقت، ظرافت و اصولی هم تارِ خودش رو در هم تنیده بود!
دمش گرم؛ خدایا شُکرت با این جهانِ زیبایت!
این آخرش هم خواستیم یکم، انگولَکش کنیم که یه تحرکی هم داشته باشه!
😂😂😂😂😂😂😂
واقعا از خداوند بخاطرِ این طبیعتِ زیبا متشکّریم!
حالا بریم سرِ عنکبوتِ دومی که اصلا حرفی برای گفتن نگذاشت و تارش هم زرد بود!
اندازه یک موبایل بود!
یعنی عملا من فقط نگاه…!
خب بریم سر موضوع بعدی:
چه جرثقیلی بودددد، مثل این نقاشی هاست، که یه نرده بان وصل کردن به ماه!
تو این انیمیشن ها زیاد هست!
ولی کلا بگیم که خیلی خیلی خفن بود!
و واقعا خداوند رو بخاطر این مغز و ارداه ای که به ما داده ممنونیم!
کلی هم ماشین و دَم و دستگاه اومده بود؛ ماموریت شون هم این بود که سطح پوشش دهی دکل و اینترنت رو تقویت کنن!
حتی شب ها هم کار می کردند!
احسنت واقعا!
خب الان اوایل پاییز است و همه چی در عالی ترین حالت قرار دارد!
یک سری غذا برای جوجه ها گرفتیم که زیاد باب میل شون نبود!
در اصل هم این غذا، برای پرندگانِ جنگلی است!
اشکالی نداره چون عوضش، میبخشیم به پرندگانِ پرادایس، که همیشه بدونِ منت برامون آواز خونده و زیبایی پرادایس رو دو چندان می کنند!
خدایا شُکرت!
اینا همش لطفِ خداوند است!
خب بریم پیشِ استاد که دارند پیشِ جوجه بوقلمون ها، مراقبه می کنند!
و رویِ صندلی خانم شایسته هم نشستند!😂😂😂😂😂😜
خب پیش به سویِ تمپا، اونم با کوروِت!
توی کوروِت هم مثلِ بیرونش، خیلی خوشگل بود!
حالا بپردازیم به سوالِ خانم شایسته و داستان غذاهای آب پَز!
بحث، بحثِ نوع شرایط نیست!
بحثِ، قدرت انتخاب، اشباع شدن و نوعِ دیدگاه است!
فضا یکسان است، اما احساس فرق می کند، چون قدرتِ انتخاب وجود دارد!
باید آگاهانه و آزادانه زندگی کنیم، چون این حق طبیعی همه ی ماست!
مثل ثروت، که هممون لایقش هستیم!
و در آخر این رو هم بدونیم که خوشبختی یعنی: انتخابِ چیزی که آن را دوست داریم و تجربه کردنش!
بسیار قسمت زیبایی بود و کلی درس و جای گفتگو داشت!
سپاسگزار خداوند هستم که من را به مسیر ثروت، پاکی، ثبات، یکتاپرستی و صبوری هدایت می کند!
ممنونم آقای عباسمنش، خانم شایسته، خانم فرهادی و سایر اعضای سایت!
در پناه خدا؛ شوخ طبع، آسان گیر، ماجراجو، تحسین کننده، سپاسگزار و آگاه باشیم همگی در دنیا و آخرت!
آرین عبّاسی ۱۷ ساله از تهران!
خدای من بهترین است؛ چون قدرت خلق زندگیم را به خودم داده؛ پس من بهترینم؛ چون به نحو احسنت از این نعمت، استفاده می کنم!
بدرود!
سلام استاد امیدوارم همیشه کنارم حستون کنم شما مثل پیامبر زمانه من هستید من و عزیزدلم چندتا دوره شمارو گرفتیم و خداروشکر روزبروز داریم پیشرفت میکنیم. من جوشکار و اهنگرم بعداز یه ورشکستگی کلا ناامید شدم و شروع به التماس کردن اطرافیانم کردم چهارسال گذشت ولی باحس وحال بدم هیچیزی عوض نشد و هروز بدتر شد تا اینکه دورهای شما رسید و معجزه شروع شد هموناییکه هیچکاری برام نکردن به محض اینکه خدارو همه کاره دونستم شروع کردن برام همه کاری بکنن اصلا باورم نمیشه چجوری ازکجا همه دارن کمکم میکنن استاد الان دارم گریه میکنم از خوشحالی که من چند ماهه خدارو شاهد گرفتم و ازش کمک خواستم و اون هروز بیشتر کمکم میکنه واقعا ازتون یاد گرفتم هرکی به جایی رسیده نه دزده نه کلاه بردار فقط قانون رو رعایت کرده استاد دوستدارم یروزی از نزدیک ببینمت و ازت تشکر کنم ممنونم که مارو بخدا نزدیک میکنی.
به نام خدا
سلام خدمت ساکنین این بهشت سراسره زیبایی!
اول فایل،نگاه خانم شایسته برام خیلی زیبا بود!
اینکه این حیونای زبان بسته(از نظر ما)دارن با هم صحبت می کنند و ادوایس میدن بهم که چه نشسته اید که بهشت اون وره آبه،سره شما رو اینجا گرم کرده ان!
و اون هدف بزرگ برای اردک ها یعنی رفتن به سمت این ور رودخونه،انگیزه ای بهشون داده بود که عرض این دریاچه رو شنا کرده بودند در حالیکه قبلا چنین کاری رو از ترس لاک پشت ها انجام نمیدادند ولی اون انگیزه و اون خواستنه اون قدر زیاد بوده که یا موفقیت رو می خواستند و یا مرگ رو که قانون طبیعت بهمون این رو یاد آور میشه که اگه نترسی و عمل کنی و وارده هر آنچه که ازش میترسی بشی،اون تضاده و ترسه تو رو و وجودت رو بزرگتر میکنه!
خداوند به شجاعان پاسخ میده!
هر چقدرم ترسو باشی و خطر دمه گوشت باشه تو باید از هدفات و انگیزه هات بزرگتر باشی!
چقدر درس داره این سریال زندگی در بهشت و همین طبیعتی که خودمون در اون در حاله زندگی کردن هستیم!
و چون داک مهاجر لیدر شده بود برای اردک ها،پس حکومت قلمرو رو هم در دست گرفته بوده و اون اردک ها بعنوان مهمان داشتند از همان نعمت های قبلی استفاده میکردند ولی با یه نگاه دیگه!
چون اول اینا جایگاهشون اینجا بوده ولی بعده تبعید،فکر کردند که اینجا رو داک مهاجر براشون پیدا کرده و دیدشون نسبت به زندگی تغییر کرده بوده!(الله اکبر)
اون داکه مهاجر صاحبخونه شده،احساس غرور میکنه و بقول مریم جان،طوری قضیه رو پیچوند که این اردکا فکر می کنند در حقشون لطف کرده!
اعتماد بنفسش بالاتر رفته،دو تا زیر دست داره که بهشون هینت میده و کلا جایگاهش رو در این بهشت زیبا دائمی کرده و دیگه هیچ کس نمیتونه تو سرش بزنه و غذا بهش نرسه!
قدرت خداوند در آفرینش اون عنکبوت کوچک،که به زیبایی هر چه تمامتر سازه ای درست کرده بود که حتی اون طوفان های شدید با اون بارانی که هر روز میاد هیچ خطری رو برای خودش و خونه اش نداره و چقدر هماهنگ و منظم رشته ها رو تنیده بوده!
خیلی زیاد نگاه میکنم به این شگفتی هایی که در طبیعت است و خدا با هر نشانه ای ،قدرت خودش رو نمایان تر میکنه!
کلا تنها چیزی که بخوام از طریق تلویزیون ببینم همین مستندهای حیات وحش هست و بشدت لذت میبرم و غرق میشم در معجزات خداوند و درک و شعوری که به هر موجوده زنده ای داده،تا از طریق اون،حیات خودشون رو نگه دارند!
و در کناره سازه ی عنکبوت،سازه ی پر قدرت انسان رو می بینیم که چقدر دارای ابعاد وسیعی از درک و استفاده ی قانون هستش که در ارتفاع بسیار بلندی در حال کار کردن هستند و این قدرت خالق بودن انسان رو که خدایش بهش هدیه داده رو نشون میده!
همون کار و معماری که عنکبوت کرده بود همون رو در استیل بزرگتر انسان بر روی دکل مخابرات پیاده کرده بود!
خدایا شکرت برای اینکه مرا انسان آفریدی و احساس غرور میکنم وقتی می بینم که انسان دارای چنین قدرتی هست!
یه مهمونی داشتیم از امریکا که می گفتند خیلی دوست دارند شب توی باغ ما در اون خونه ای که اونجا داریم بخوابند و ما هم تو خیالمون می گفتیم اینا اینقدر ثروتمندن،دلشون چقدر برای چیزهای ساده که برای ما بدیهی شده داشتنشون،ذوق می کنند که مثلا میخواد با اون دبدبه بیاد تو باغ و با امکانات کم ،شب رو اونجا بگذرونه!
احساس ما نسبت به چیزی یا موضوعی باعث میشه تفاوت ها ایجاد بشن!
این نگاه ما و زاویه ی دیده ما که باعث میشده فکر کنیم که ثروتمندان یه تافته ی جدا از دیگران هستند و باید لذت هاشون و خورد و خوراکشون و حتی محل زندگیشون،متفاوت تر از دیگران باشند و الان فهمیدیم که این یه انتخابه که بخوای چطوری فکر کنی!؟
زاویه ی دیدت به زندگی و لذت بردن چطوری باید باشه!
این فایل های رایگان که از هزارن دوره ارزشمندترن،باعث شده دیده ما به زندگی کلا عوض بشه و از هر چیزی که داریم لذت فراوان رو ببریم و خودمون رو با زندگی هیچ کس مقایسه نکنیم!
من روزهای اول که زندگی استاد رو میدیدم فکر میکردم باید کلا سبک زندگیم این مدلی باشه،جدا از همه،در یک مکان خلوت،همیشه در سفر و هزارن فکره دیگه که الان به لطف آموزش های این سریال ها،یاد گرفتم از هر چیزی که تو زندگیم هست از کوچکترین تا بزرگترینشون لذت و لذت و لذت ببرم و صرف یه دستاورد و نتیجه ی خاص،نباشم که لذت بردن رو موکولش کنم به آینده!
استاد جان و مریم عزیز که هر روز و هر روز در حال یادگیری و بهبود خودمون در این بهشت زیبا هستیم!سپاسگذار وجوده باازرشتون هستیم.