معلولیت ذهنی درباره ثروت
این متن خلاصهای از فایل این قسمت میباشد، اما برای درک کامل و عمیقترِ مفاهیم، حتماً خود فایل را به طور کامل گوش دهید.
آگاهی های این فایل، یکی از مخربترین ویروسهای ذهنی را به ما می شناساند که سالهاست در ناخودآگاه داریم. ویروس مخربی که مانع اصلی ورود جریان ثروت به زندگی ماست. استاد عباسمنش در این آموزش، با استناد به منطق های خداوند در قرآن، این دروغ بزرگ و تاریخی را نفی می کند: این تصور باطل که میان «ثروت» و «خداوند» تضاد وجود دارد و اگر شما مال دنیا را داشته باشید، معنویت را از دست خواهید داد. یا اگر در رفاه باشید، از انسانیت دور می شوید. منطق های قوی این فایل ثابت می کند که ثروت نهتنها مانع انسانیت و معنویت نیست، بلکه ابزاری قدرتمند برای گسترش توحید و خیر و خوبی در جهان است. در این نگاه توحیدی، پول یک انرژی خنثی است که خاصیت «تقویتکنندگی» دارد؛ اگر شما فردی بخشنده و باایمان باشید، ثروت شما را بخشندهتر و مؤمنتر میکند و اگر فردی خسیس یا ظالم باشید، پول تنها همان ویژگیهای درونی را پررنگتر میسازد. بنابراین، ترس از اینکه ثروت ما را از خدا دور کند، یک شرک خفی است که حاصل عدم شناخت صحیح قوانین بدون تغییر خداوند است.
استاد عباسمنش به ریشهیابی روانشناختیِ این دشمنی با ثروت میپردازند و مکانیزم دفاعی ذهن انسانهای فقیر را آشکار میسازند. بسیاری از افرادی که اینگونه داستانهای ضد ثروت را ترویج میکنند، در واقع کسانی هستند که خودشان آرزوی ثروت را داشتهاند اما چون به دلیل باورهای محدودکننده و قرار داشتن در مدارهای پایین، نتوانستهاند به آن دست یابند، اکنون برای تسکین درد ناتوانی خود، ثروت را بد و کثیف جلوه میدهند. این همان مصداق “گربه دستش به گوشت نمیرسد، میگوید بو میدهد” است.
روند طبیعی جهان هستی، جریان دائمی نعمت، سلامتی و ثروت است و خداوند مشتاقتر از ماست که ثروتمند شویم، زیرا ثروتمند شدن ما باعث رشد ما و در نتیجه تبدیل جهان اطرافمان به جایی بهتر نه فقط برای خودمان بلکه جامعه اطرافمان میشود. اگر فقر و کمبود در زندگی کسی وجود دارد، نه به خاطر خواست خدا، بلکه به دلیل بستن “مجاری دریافت نعمت” توسط خود فرد است. ما باید درک کنیم که همان خدایی که “ربنا آتنا فی الدنیا حسنه” را در قرآن آورده، سعادت دنیا و آخرت را در یک راستا و مکمل هم قرار داده است و هر تفکری که این دو را از هم جدا بداند، مستقیماً از سمت شیطان و برای گمراهی انسان است.
نقطه عطف این فایل، بیان یک حقیقت تکاندهنده در مورد وضعیت ذهنی اکثریت جامعه است که استاد آن را در قالب یک شهود قلبی تشریح میکنند و آن را معلولیت ذهنی درباره ثروت می نامند. معلولیت ذهنی درباره ثروت یعنی، اکثریت قریببهاتفاق مردم جهان، به دلیل پذیرش باورهای محدودکننده درباره ثروت، ذهن خود را درباره خلق و تولید ثروت معلول کرده اند. این تمثیل نشان میدهد که راهکار تغییر اوضاع مالی، رقابت با این جامعه نیست، بلکه اگر شما بتوانید با استفاده از آموزههای دوره روانشناسی ثروت ۲، ذهنیت خود را درمان کنید و باورهای قدرتمندکننده و ثروت آفرین بسازید، به سرعتی باورنکردنی از بدنه اصلی جامعه جدا شده و وارد مداری میشوید که در آن ثروت و نعمت به صورت طبیعی و بدیهی به سمت شما سرازیر میشود. شما در این مسیر تنها هستید و رقیبی ندارید، زیرا اگر مولد ثروت بودن را به یک مسابقه تشبیه کنیم، اکثریت جامعه، با باورهای محدودکننده، خود را معلول و زمینگیر کردهاند و در همان شرایطی که هستند، میخکوب مانده اند.
دوره روانشناسی ثروت ۲ عصاره و چکیدهی نابترین آگاهیهای مطرح شده در کارگاه پیشرفته دبی است که چندین سال پیش توسط استاد عباس منش برای صاحبان کسب و کار برگذار شد. مخاطبان این دوره، کسانی هستند که الفبای جذب ثروت را آموختهاند و با تکیه بر آموزههای دوره مقدماتی، بسیاری از باورهای محدودکننده آشکار خود را شناسایی و اصلاح کردهاند، اما اکنون در مسیر رشد مالی خود به یک سقف نامرئی از باورهای محدودکننده درباره ثروت برخورد کردهاند. این دوره دقیقاً برای پاسخ به این نیاز طراحی شده است: شناسایی و رفع ترمزهای مخفی ذهن درباره ثروت که در لایههای زیرین ناخودآگاه جا خوش کردهاند و با وجود تلاشهای فیزیکی و ذهنی فراوان فرد، مانع از جهشهای بزرگ مالی میشوند. این آگاهیها به مثابهی یک جراحی دقیق بر روی ذهن عمل میکنند تا موانعی را که با چشم غیرمسلح دیده نمیشوند، ریشهکن کنند.
رسالت اصلی دوره روانشناسی ثروت ۲، ارتقای سطح فرکانسی شما از «شناخت باورها» به «کدنویسی مجدد ذهن با باورهای ثروت ساز» برای تجربه آزادی مالی است. این دوره با ظرافتی بینظیر، دیدگاه شما را نسبت به مقوله ثروت چنان خالص و توحیدی میکند که درک خواهید کرد منبع ثروت نه در بیرون (اقتصاد، دولت، شغل)، بلکه تماماً در درون خودتان نهفته است و چگونه می توانید این منبع بی انتها را در تجربه زندگی خود جاری کنید. وقتی با عمل به آگاهی های این دوره، هماهنگی میان ذهن و قوانین ثروت را ایجاد می کنید، ثروت نه با تقلا و رنج، بلکه از سریعترین، سرراستترین و لذتبخشترین مسیر ممکن وارد زندگیتان میشود.
شما در این دوره یاد میگیرید با تیزبینی، استدلالهای محدودکنندهای را شناسایی کنید که سالها در ناخودآگاهتان به عنوان «واقعیت» پذیرفته بودید، و سپس آنها را با باورهای ثروتساز جایگزین کنید. دوره روانشناسی ثروت ۲ نقشهی راهی است برای تجربه آزادی مالی پایدار.
نوشتن درک خود از آگاهیهای این فایل در بخش نظرات، به شما کمک میکند این آگاهیها به عادتهای فکری و رفتاریتان تبدیل شوند.
منتظر خواندن دیدگاههای تأثیرگذارتان هستیم.
- نمایش با مدیاپلیر پیشرفته
- دانلود با کیفیت HD326MB27 دقیقه
- فایل صوتی معلولیت ذهنی درباره ثروت25MB27 دقیقه














با نام و یاد فرمانروای مطلق جهانیان
تعهد روز هجدهم، 29 مرداد 1404
با سلام به استاد عزیزم
سلام به خانم شایسته ستودنی
و سلام به تمام دوستانم در این سایت الهی
چقدر این تعهد سی روزه برام عالی بوده. طوری شده که شبها با فکر اینکه صبح زود قراره بیدار بشم تا با عشق یه فایل جدید از سفرنامه رو گوش بدم میخوابم و لذت بخش ترین زمان روز همین ساعتیه که میشینم پای لپتاپم و در سکوت صبح گوش میدم و کامنت مینویسم.
بحث ثروت یکی از بحثهای مورد علاقه من تو سایته.
میتونم بگم انگیزاننده اصلی من از ابتدا تا الان رسیدن به آزادی مالیه.
اما اهدافم برای رسیدن به این آزادی مالی زمین تا آسمون تغییر کرده.
قبلا بیشتر برای ثابت کردن خودم به بقیه بود.
اما الان برای نزدیکتر شدن به خدا.
چون میدونم هر چی نگرانی ها و دغدغه های مادیم بیشتر برطرف بشه، میتونم به خدا نزدیکتر بشم، فرد مفیدتر و بهتری باشم و دستی از دستان خدا برای گسترش جهان مادیش باشم، میتونم جهانش رو بیشتر بگردم و نشانه های قدرتش رو ببینم، میتونم شادتر باشم، میتونم خداگونه تر رفتار کنم، دروغ نمیگم، موحدتر میشم و سر خم نمیکنم جلوی کسی.
این اهداف کجا و اهداف قبلیم کجا؟
استاد همیشه میگن برای اینکه باورهای جدید رو جایگزین کنید باید منطقی کنید اونها رو برای ذهن.
من همیشه ثروتمند شدن رو دوست داشتم و کلا از بچگی یکی از اهدافم این بود که به بی نیازی برسم. اما آدم خیلی مذهبی نبودم و اصلا ارتباطی بین خدا و ثروت نمیدیدم. شاید مثل دوستان مذهبی تر این ترمز رو نداشتم، اما از اون طرف به دلیل اینکه خداوند رو حامی خودم برای رسیدن به ثروت نمیدونستم، ثروتمند شدن رو امری سخت و زجرآور و پرریسک میدیدم.
یعنی فکرم این بود که هر کسی ثروتمند شده شب و روزش یکی شده و زجر کشیده و کلی شکست خورده و آزمون و خطا کرده تا به موفقیت رسیده.
حالا اتفاقی که افتاده تو باورهام چیه؟
جدیدا یه باوری پیدا کردم. اونم اینه که مگه من بخشی از خداوند نیستم؟
مگه من دستی از دستان خدا نیستم؟
مگه خداوند از طریق ما به گسترش جهان نمیپردازه؟
مگه ما صفات خداگونه نداریم؟
مگه یکی از صفات خدا غنی و بی نیاز بودن نیست؟
مگه ما لایق و سزاوار خوشبختی نیستیم؟
خب اگه همه اینها رو در نظر بگیریم، یه سری چیزا رو متوجه میشیم.
اگه من هدفی دارم، اون هدف بخشی از هدف خداوند برای پیشبرد جهانه. پس یعنی من دست مادی خداوند برای تحقق اون هدفم، من در این مسیر تنها نیستم. خداوند به من میگه چه کنم و من انجامش میدم. قدم به قدم به من مراحل رو میگه تا من آماده اون هدف بشم.
و چون من دستی از دستانش هستم، برای انگیزه به من نعمت و ثروت میده تو اون مسیر تا بیشتر پیش برم و ناامید نشم.
و چون من بخشی از خداوندم و خدا هم غنیه، دوست داره منم غنی باشم تا خوب زندگی کنم، لذت ببرم، کیف کنم، دنیا رو بگردم، خوب غذا بخورم، ببخشم، امکانات عالی داشته باشم.
اصلا چرا باید غیر از این باشه؟؟؟
درسته من قبل از این باور اینکه ثروت غیرمعنوی هست رو نداشتم، امااااا این باور که اصلا ثروت به خداوند چه ربطی داره کجا و این باور که خدا حامیه منه و حال میکنه بنده اش ثروتمند باشه کجا؟ همیشه استاد میگه هر باوری داشته باشه باور بهتر از اون هم هست.
خدایا شکرت که اگه همین امروز آخرین روز عمرم باشه، با آگاهی بیشتری از این دنیا میرم و از جاهلان نبودم. درسته که خیلی کار دارم، اما بسیار از مسیری که دارم میرم راضی ام.
خدایا راضی ام ازت با یه عالمه قلب گنده
در پناه رب العالمین باشید.