معلولیت ذهنی درباره ثروت
این متن خلاصهای از فایل این قسمت میباشد، اما برای درک کامل و عمیقترِ مفاهیم، حتماً خود فایل را به طور کامل گوش دهید.
آگاهی های این فایل، یکی از مخربترین ویروسهای ذهنی را به ما می شناساند که سالهاست در ناخودآگاه داریم. ویروس مخربی که مانع اصلی ورود جریان ثروت به زندگی ماست. استاد عباسمنش در این آموزش، با استناد به منطق های خداوند در قرآن، این دروغ بزرگ و تاریخی را نفی می کند: این تصور باطل که میان «ثروت» و «خداوند» تضاد وجود دارد و اگر شما مال دنیا را داشته باشید، معنویت را از دست خواهید داد. یا اگر در رفاه باشید، از انسانیت دور می شوید. منطق های قوی این فایل ثابت می کند که ثروت نهتنها مانع انسانیت و معنویت نیست، بلکه ابزاری قدرتمند برای گسترش توحید و خیر و خوبی در جهان است. در این نگاه توحیدی، پول یک انرژی خنثی است که خاصیت «تقویتکنندگی» دارد؛ اگر شما فردی بخشنده و باایمان باشید، ثروت شما را بخشندهتر و مؤمنتر میکند و اگر فردی خسیس یا ظالم باشید، پول تنها همان ویژگیهای درونی را پررنگتر میسازد. بنابراین، ترس از اینکه ثروت ما را از خدا دور کند، یک شرک خفی است که حاصل عدم شناخت صحیح قوانین بدون تغییر خداوند است.
استاد عباسمنش به ریشهیابی روانشناختیِ این دشمنی با ثروت میپردازند و مکانیزم دفاعی ذهن انسانهای فقیر را آشکار میسازند. بسیاری از افرادی که اینگونه داستانهای ضد ثروت را ترویج میکنند، در واقع کسانی هستند که خودشان آرزوی ثروت را داشتهاند اما چون به دلیل باورهای محدودکننده و قرار داشتن در مدارهای پایین، نتوانستهاند به آن دست یابند، اکنون برای تسکین درد ناتوانی خود، ثروت را بد و کثیف جلوه میدهند. این همان مصداق “گربه دستش به گوشت نمیرسد، میگوید بو میدهد” است.
روند طبیعی جهان هستی، جریان دائمی نعمت، سلامتی و ثروت است و خداوند مشتاقتر از ماست که ثروتمند شویم، زیرا ثروتمند شدن ما باعث رشد ما و در نتیجه تبدیل جهان اطرافمان به جایی بهتر نه فقط برای خودمان بلکه جامعه اطرافمان میشود. اگر فقر و کمبود در زندگی کسی وجود دارد، نه به خاطر خواست خدا، بلکه به دلیل بستن “مجاری دریافت نعمت” توسط خود فرد است. ما باید درک کنیم که همان خدایی که “ربنا آتنا فی الدنیا حسنه” را در قرآن آورده، سعادت دنیا و آخرت را در یک راستا و مکمل هم قرار داده است و هر تفکری که این دو را از هم جدا بداند، مستقیماً از سمت شیطان و برای گمراهی انسان است.
نقطه عطف این فایل، بیان یک حقیقت تکاندهنده در مورد وضعیت ذهنی اکثریت جامعه است که استاد آن را در قالب یک شهود قلبی تشریح میکنند و آن را معلولیت ذهنی درباره ثروت می نامند. معلولیت ذهنی درباره ثروت یعنی، اکثریت قریببهاتفاق مردم جهان، به دلیل پذیرش باورهای محدودکننده درباره ثروت، ذهن خود را درباره خلق و تولید ثروت معلول کرده اند. این تمثیل نشان میدهد که راهکار تغییر اوضاع مالی، رقابت با این جامعه نیست، بلکه اگر شما بتوانید با استفاده از آموزههای دوره روانشناسی ثروت ۲، ذهنیت خود را درمان کنید و باورهای قدرتمندکننده و ثروت آفرین بسازید، به سرعتی باورنکردنی از بدنه اصلی جامعه جدا شده و وارد مداری میشوید که در آن ثروت و نعمت به صورت طبیعی و بدیهی به سمت شما سرازیر میشود. شما در این مسیر تنها هستید و رقیبی ندارید، زیرا اگر مولد ثروت بودن را به یک مسابقه تشبیه کنیم، اکثریت جامعه، با باورهای محدودکننده، خود را معلول و زمینگیر کردهاند و در همان شرایطی که هستند، میخکوب مانده اند.
دوره روانشناسی ثروت ۲ عصاره و چکیدهی نابترین آگاهیهای مطرح شده در کارگاه پیشرفته دبی است که چندین سال پیش توسط استاد عباس منش برای صاحبان کسب و کار برگذار شد. مخاطبان این دوره، کسانی هستند که الفبای جذب ثروت را آموختهاند و با تکیه بر آموزههای دوره مقدماتی، بسیاری از باورهای محدودکننده آشکار خود را شناسایی و اصلاح کردهاند، اما اکنون در مسیر رشد مالی خود به یک سقف نامرئی از باورهای محدودکننده درباره ثروت برخورد کردهاند. این دوره دقیقاً برای پاسخ به این نیاز طراحی شده است: شناسایی و رفع ترمزهای مخفی ذهن درباره ثروت که در لایههای زیرین ناخودآگاه جا خوش کردهاند و با وجود تلاشهای فیزیکی و ذهنی فراوان فرد، مانع از جهشهای بزرگ مالی میشوند. این آگاهیها به مثابهی یک جراحی دقیق بر روی ذهن عمل میکنند تا موانعی را که با چشم غیرمسلح دیده نمیشوند، ریشهکن کنند.
رسالت اصلی دوره روانشناسی ثروت ۲، ارتقای سطح فرکانسی شما از «شناخت باورها» به «کدنویسی مجدد ذهن با باورهای ثروت ساز» برای تجربه آزادی مالی است. این دوره با ظرافتی بینظیر، دیدگاه شما را نسبت به مقوله ثروت چنان خالص و توحیدی میکند که درک خواهید کرد منبع ثروت نه در بیرون (اقتصاد، دولت، شغل)، بلکه تماماً در درون خودتان نهفته است و چگونه می توانید این منبع بی انتها را در تجربه زندگی خود جاری کنید. وقتی با عمل به آگاهی های این دوره، هماهنگی میان ذهن و قوانین ثروت را ایجاد می کنید، ثروت نه با تقلا و رنج، بلکه از سریعترین، سرراستترین و لذتبخشترین مسیر ممکن وارد زندگیتان میشود.
شما در این دوره یاد میگیرید با تیزبینی، استدلالهای محدودکنندهای را شناسایی کنید که سالها در ناخودآگاهتان به عنوان «واقعیت» پذیرفته بودید، و سپس آنها را با باورهای ثروتساز جایگزین کنید. دوره روانشناسی ثروت ۲ نقشهی راهی است برای تجربه آزادی مالی پایدار.
نوشتن درک خود از آگاهیهای این فایل در بخش نظرات، به شما کمک میکند این آگاهیها به عادتهای فکری و رفتاریتان تبدیل شوند.
منتظر خواندن دیدگاههای تأثیرگذارتان هستیم.
- نمایش با مدیاپلیر پیشرفته
- دانلود با کیفیت HD326MB27 دقیقه
- فایل صوتی معلولیت ذهنی درباره ثروت25MB27 دقیقه














بنام خدای فراوانی ها
سلام به همه دوستان عزیزم
واقعا بعد چند سال بودن توسایت خوندن کامنت ها و آموزه ها ، اون فشار شدید از روم برداشته شد که اصلا حوالی ثروت نرم ، اصلا به ثروت حتی فکر هم نمی کردم ….. چه برسه به ثروتمند شدن …… اصلا تو ذهنم هیچ وقت لذت هایی که بواسطه ثروت میاد تو زندگیم مرور نمیشد …….. انگار انقد ترمز قوی بود بهم حتی اجازه تجسم هم نمیداد حتی اجازه خواستن …. به شدت احساس گناه می کردم
تا یه پولی میومد با ترس و لرز منهدم می کردم
این الگو خیلی تکرار شد و من با بی پولی عجین شده بودم مثل استاد که میگه طبیعیه که ثروت همیشه باشه …. برای من طبیعی بود که فقر همیشه باشه
بعد میدیدم دور و برم چطور با ثروت حال میکنن مثلا خرید و مسافرت ……. بازم ته دلم اونطوری که باید و شاید وسوسه نمیشدم ترغیب نمیشدم اصلا لذتش = یه چیز ناخوب بود که سریع رد میشد توسط من
البته به شدت خودمو غرق معنویات کرده بودم ارتباط با خدا و مناجات و …..
من تو مناجات به احساس های خوب می رسیدم ولی به محض ول شدن دوباره احساس های بد میومد ( این احساس های بد به خاطر باور اشتباه خدا و معنویت با تمام خواسته های مادی در تضاده ایجاد میشد )
خب طبیعی هم هست که اگر تو زندگیت ثروت نداشته باشی چه کنترل ذهن دشته باشی چه نداشته باشی حالت بده
مثل این می مونه یه فردی مریض و بیمار بشه ازون طرف بگه من با کنترل ذهن و خدا حالم همیشه خوبه و اصلا به سلامتی فکر نکنه و فکر کنه اگر با سلامتی بخواد خودشو خوب کنه یعنی انسان بی خدایی هست …. اگر مومنی مریض هستی بی پول هستی هم باید دنبال خدا باشی نه دنبال پول و چیزهای مادی پس تو انسانی هستی که تو این دنیا دنبال معنویات بهشت انسانیت نیستی و انسان بدی شدی
این ها دیالوگ های ذهن من بود و منم پذیرفته بودم و همش بهش میگفتم چشم …. حق با توست …… باید فقط با خدا باشم این افتخاره نه دنبال پول بودن
واقعا جدا و خداذمی دونستم ……
امروز یادم اومد چقد اوضاعم داغون بود
درسته الان ثروتمند نشدم ولی حدااقل این دنبال پول بودن ! پول خواستن و …. بهم حس بدی نمیده و حق خودم میدونم
قبلا اصلا حتی تو ذهنم چیزهای مادی می خواستم رو گناه میدونستم حتی توذهنم هم به خودم اجازه فکر کردن بهش نمیدادم
در واقع به خودم اجازه تعقل و تفکر نمیدادم و واسه خودم یه خدای کذایی درست کرده بودم و به خدا برچسب زده بودم و خدا رو طوری میدیدم که اونطوری نبود واقعا
به قول استاد به چشمم عینک کبود زده بودم و میگفتم بیرون سیاهه نه نگاه من ….
چند سال بود ورودی مالی من صفر بود
بعد یکم رو ثروت کار میکردم یه کوچولو تکون دوباره صفر ……
یه روز به خودم گفتم چرا من نباید ورودی مالی ثابت داشته باشم ( قبلا که باورم ناقص بود نمیتونستم به این نیازم حتی فکر کنم ! )
ورودی مالی ثابت به عنوان یه دختر از خانواده یا به عنوان یک خانم از هر چیزی غیر کار !!! چون کارم یه جوری بود شرایطم طوری بود هنوز به ثبات نرسیده بود و من وقتی دچار مشکل میشدم عملا به مشکل میخوردم
و تو همون روزا که کامنت های قبلیم رو نوشتم و چند روز پشت هم اومدم روی معنوی بودن ثروت و فراوانی کار کردم یه پیشنهاد کاری متفاوت از حرفه خودم !!!! بهم داده شد با تایم مناسب روزی 2-3 ساعت اونم بازه زمانی که من اون بازه زمانی کار خاصی نمیکردم و برام پرت بود با حقوق ثابت خیلی راحت بهش هدایت شدم
و تا اون روز اینچنین بهم ثابت نشده بود که واقعا کار کردن رو باور ها از بیرون اتفاقات مالی رو رقم میزنه
همش ذهنم تمایل داره که مهارت و فعالیت فیزیکی رو عامل اصلی بدونه
سالیان سال اینطوری فکر کردم و این شیوه قدیمی تفکر منه …..
الان هم خیلی انگیزه کرفتم وقتی این اتفاق افتاد و می خوام بیشتر به خودم ثابت کنم که خدا و معنویت و ثروت جدا نیستن باور کنم که خدا از دستم نه ناراحت میشه نه عصبی که طالب ثروت و مال دنیا باشم
قبلا همین کلمه مال دنیا بهم استرس میداد حداقل میکفتم نعمت میخوام اینطوری حس معنویت قاطیش میکردم احساس گناه نمیکردم
ولی الان می خوام عاری از هر حس گناه عالی از هر رو برگردوندن خدا بگم که من طالب مال دنیا هستم اره اصلا پولکی هستم مال دنیا رو می خوام ….. ببینم با این جمله ورود من بع جهنم آیا امضا میشه ؟ آیا مال دنیا و معنویت آخرت متفاوته ؟؟؟؟ هر کس دنبال زر و زیور باشه یعنی موجود ابتدایی هست که غریزه اش بر اون فرد غالب میشه و اخلاقیات و انسانیت فراموش میشه
خب اشکال نداره بزار تست کنم ببینم اگر ثروت زیاد داشته باشم اتفاق بدی می افته مثلا خدا رو از دیت میدم ….. چطور ؟؟
یعنی اگر من ثروت بیاد تو زندگیم و خدا رو بیام شکر کنم از روی حس خوب و ذوق و شوق ( این نمیشه اون حس نزدیکی خدا )
ولی اگر به فقر برسم و بیام خدا رو صدا بزنم از فرش مشکلاتم و دلم شکسته باشه و خدا به دادم برسه با چندر غاز ( این اوج وصل شدن به خدا و حس کردن خداست ؟؟؟؟)
همین دوتا تفکیک
قسمت دومی تجربه نزدیکی به خدا و معنویت عمیق و حس الهی
قسمت اول یه احساس کاذب سرسری به خدا و گول زدن خودم
چون از بچگی شنیدیم خدا در قلب های شکسته هست هر موقع دلت بشکنه بری سمت خدا رجه بزنی از خدا التماس کنی فرداش خدا مثل یک پادشاه یه گوشه چشمی بهت بکنه میشه آخرت معنویت
نع !!! نه
این از عدم لیاقت میاد
وگرنه چرا منه انسان باید خودمو به فقر و ذلت بکشونم که ازونور خدا بهم یک نگاه بندازه !!؟ مگه من لایق نگاه و لطف های همیشگی خدا نیستم !!؟ فقط مواقعی که کارد به استخون رسیده …. به قول معروف به مو میرسه ولی پاره نمیشه
اگر من مومن هستم و پروردگارم صاحب همه دنیا چرا همیشه نداشته باشم چرا بیش بیش از نیازم نداشته باشم اصلا چرا بی شمار و بی نهایت ثروتمند نباشم
چرا باید تیکه تیکه هر موقع نیاز داشتم خدا بهم لطف کنه
چرا ازین پروردگار بخشنده و ثروتمند ثروت همیشگی فراوان و بی وقفه نخوام تا هیچ وقت اصلا به مشکل مالی نخورم که بخوام برم سمتش
چرا همیشه بهم ثروت زیاد نده که همیشه به یادش باشم و شکر بگم
اها !!! حتما ثروت زیاد باعث میشه خدا رو فراموش کنم
ولی اگر دقم بده و کم کم بده من همیشه سپاسگذار هستم و قدردان هستم و هیچ موقع از دهنم زیادی نیست تا فراموشش کنم …. اره اگر ثروت زیاد و فراوون و همیشگی داشته باشه دیگه نیازی ندارم برم در خونش رو بزنم
بله دیگه تو ذهن من اینطوری شده خدا هر موقع نیاز دارم برم سمتش !!!!!! عجب ……
من باید تو معنویات هر روز قوی تر بشم چرا باید همش مشکل ضعف تو زندگیم باشه تا خدا هم همیشه باشه ….
من میتونم همیشه تو خوشی ثروت اتفاقات خوب حال خوب باشم ، در حالی که همیشه با خدا هم باشم …. شادی ، ثروت ، نعمت ، خوشی منافاتی با حضور خدا در زندگیم نداره
و اون الگویی که فرد کنج عزلت اختیار میکنه و نیاز های مادیش رو به صفر میرسونه الگو اشتباه ذهن منه که اون رو فرد بی نهایت خدایی میدونه
چرا ؟
چون ندید الگویی ثروتمندی که همیشه ثروتمند باشه و ازونور همیشه خدایی هم باشه
هر الگو ثروتمند زیاد مثل پادشاهان و …. تو فیلم ها نماد قساوت قلب و فراموشی از یاد خدا بوده
بابا بزار ثروتمند بشم بعد ببینم بی خدا میشم یا نه اون موفع تصمیم میگیریم که ثروت رو از دست بدم یا نه
منه صدف ، با ثروت ، ثروت زیاد رابطه ای با خدا ممتد همیشگی میشه
با فقر اما رابطه ام با خدا قطع و وصل کفر و سپاس و ….. میشه
باشع بزار تجربه کنیم ببینیم ثروت بیاد رابطه ام با خدا چی میشه ایا خدا قهر میکنه میره ؟؟؟؟ ایا از دستش میدم ………..؟؟
چند وقت پیش یه هو هدایت شدم به دیدن کنیسه ها و خاخام ها و بعد به فکر رفتم چقد شیک و پیک و همه جا نماد ثروت حتی روی صندلی های شیک
کلیسا هم همینطوری روی صندلی
ولی وقتی به مسجد های خودمون اونم در گذشته فکر کردم چون الان دیگه نرفتم سالیان سال هست این تصویر اومد تو ذهنم فرش های یکدست قدیمی ، بی پولی ، بی بودجه ای همش می خوان درست کنن پول و بودجه ندارن
یه عامله مردم روی زمین میشینن ، سیستم تهویه و سرمایش نه چندان قوی کل خانم ها با چادر مشکی همه جا بوی نداری و فقر ……….. اینه تصویر من از بچگی از مسجد مثلا نماد دین مذهب و خدا
یا حتی مدرسه که نماد علم هست همش مشکل داشت ، تو گرمایش سرمایش تو گچ و …. همش میگفتن بودجه ندارن پول ندارن نمی تونن برسن از پدر مادرها کمک مالی می خواستن و این نماد علم هم شده بود تو ذهنم = فقر
خب طبیعی هست دو تا از ارزش ها تو ذهنم منافات داشت با ثروت مثل خدا و علم پس طبیعی بود کردنم پذیرفته باشم ثروت چیز خوبی نیست
اگر ثروت خوب نباشه خب این مسجد و مدارس که با ثروت ثروتمندان ساخته میشه و اگر نباشن که نه علمی گسترش پیدا میکنه نه مردم می تونن عبادت دسته جمعی داشته باشن
بنام خدای فراوانی ها
سلام به همه دوستان
دوباره بعدچند ساعت گوش دادن و تفکر کردن دارم کامنت میزارن و جالب اینکه تو این چند ساعت دوتا پیشنهاد کاری و مشتری خوب داشتم که از جیزی که فکر میکردم و قبلا پیش میومد فراتر بود
واقعا تعجب کردم تغییر ذهن اگر اساسی باشه سریع نشون میده خودش رو تو جهان اطرافمون نشون میده
خیلی راحت نیست آدم تو ذهنش ثروت و خدا رو یکی بدونه مثلا فوقش بتونه بی تاثیر بدونه نسبت به هم ولی یکی کردنش ساده نیست
ولی می ارزه …. چون نعمت ها و ثروت ها و فرصت ها دنبال آدم میگردن تا آدم رو پیدا کنن اونم ساده و راحت
هر موقع که سفت گرفتم تمرکزی روی باورهای ثروت سازم نتیجه گرفتم
هر موقع که کار کردم ولی نه متمرکزانه و قوی نتیجه نگرفتم خوب فقط نشونه هایی میومد و میرفت در حد معمولی و من اینجا به اشتباه فکر میکردم قانون جواب نمیده
ولی شاید یکی نیاز داشته باشه تا بشنوه
قانون فقط با تمرکز کامل جواب خوب میده
یعنی کار کردن رو ذهن اگر آلویت نباشه جواب نمیده
اینطوری که فکر و ذکرت این باشه از چه راهی پول دربیارم و شغلم ومهارتمچی خیلی فرق داره که دغدغه ذهنیت این باشه که این افکار و چطور تو ذهنم جایگزین قبلی ها کنم و یک ذهن درست بسازم
انسان عاقل روچیزی سرمایه گذاری میکنه که بیشترین تاثیر رو داره و سرشاخه هست .. و ادامه میده ….
یعنی من دوروز که اینطوری پر فشار ذهنم رو بمباران کردم دقیقا احساس حمله به ذهنم رو داشتم و دارم یعنی تا این حد تحت فشار همه جانبه قرارش دادم آگاهی های قبلیشو مثل دارکوب و نتیجه اش برام خیلی خیلی جالب بود
واقعا حس کردن اومدن ثروت همیشگی راحت و زیاد شیوه طبیعی زندگی کردن ماست
از بس که در گذشته ثروت از من دریغ شده بود به عناوین مختلف کمبود ، سختی بدست آوردن ، معنوی نبودن ، لایق نبودنم
اره واقعا فکر میکنم آدم که به دنیا میاد نسبت به ثروت خیالش راحته که همه چیز هست چون وقتی به دنیا میاد از قبل شیر مادرش هست سیسمونی با عشق خریداری شده پدر و مادر به یه حد مالی خوبی رسیدن و …. و اینکه به مرور زمان با بزرگ شدن ما این کممیشه به خاطر اون فشاری هست که بیشتر از سمت خانواده به ما وارد میشه تا وجود الهی و باورهای الهی ثروتمون زو دستکاری کنن تا ما رو راضی به زندگی ضعیف و پست کنن
برای من از بچگی از سمت خانواده شد نه اینکه نباشه بود ولی خب پدرم دوست داشت فقط جمع کنه و در جواب وظایفش واسه خانواده همیشه دم از بی پولی بدبختی ، خوب نبودن پول ، برچسب زدن به ما برای لایق نبودم پول میزد تا اینطوری ما رو ذهن ما رو کنترل کنه و لیاقت دریافت پول ما رو بکشه و راحت به خواسته اش که نگه داشتن پول بود برسه
ولی من هیچ وقت باور نمی تونستم کنم که چرا ثروتمند نباید باشم
شاید به دلیل همینه که الان اینجام و اینا رو دارم آموزش میبینم ….
حالا برگردیم به پدرم ، اون اینطوری ذهن ما رو دستکاری می کرد
مثلا خواهر بزرگم به شدت باور عدم لیاقت پیدا کرد
خواهر وسطیم باور داره لازم نیست خانواده پدر و …. خرج خانم رو بده
مادرم به شدت باور کمبود داره و همه این ها رو هم پذیرفتن از بچگی چون منشا این ها پدرم بود
منم همون موقع گذاشتمش کنار ولی هیچ وقت افکارمو نپذیرفتم دوست داشتم مستقل باشم پس تو انتخاب افکارم هم مستقل عمل کردم و هر کاری کردن نتونستن بهم تحمیل کنن که باید بدبخت و ضعیف زندگی کنم
که باید اگر می خوام به جایی برسم نخورم و نپوشم که متنفرم
ولی یه چیز رو بهم منتقل کردن همون چیزی که نقطه ضعف کن بود
باور عدم معنویت ثروت … چون برای من اخلاق و معنویت خیلی مهم بود و همین باعث جلوگیری از ورود ثروت به زندگیمشد و هر بار هم که به پول میرسیدم خودم با دست خودم هدرش میدادم و اصلا متوجه نبودم چرا …. ولی الان می دونم
ثروت و معنویت و انسانیت و پاکی و بهشت و خدا در یک جا قرار گرفتن برای ذهن من میسر و امکان پذیر نبود
حالا می دونم که چرا ….. چرا من انقد عشق به زندگی داشتم
باور فراوانیم بد نبود
باور راحتی در حد خیلی ضعیف نبودم
ولی بازم ثروت یا نمیومد یا میومد میرفت
چون باور عدم معنویت تو وجودم شدت زیادی داشت
قشنگ یادمه یک روز که حالم خیلی بد بود و جالبه پول هم زیاد داشتم با خودم عهد بستم من دیگه دنبال پول دراوردن نمیرم تا بتونم خدا رو پیدا کنم و حالم رو خوب کنم
و وقتی هم که رفتم سمت خدا انقد از عشق خدا لبریز شدم که تو ذهنم اهرم رنج و لذت ثروت و معنویت چنان بدتر شد که هر لحظه فکر میکردم الان از وقت عبادت و با خود و خدام بودن بزنم برم دنبال ثروت باز حالم بد میشه ، بازم زندگیم رنگ و بوی بی خدایی میکیره از بس که لحظات مناجات حالم خوب میشد
و به همین منوال گذشت تا اینکه من هر روز غرق عشق خدا بیشتر و بیشتر تا اینکه واقعا یه جا دیدم از بی پولی زندگی مادی برام امکان پذیر نیست که اصلا بخوام واسه خدا وقت بزارم واسه سلامتی مثلا وقت بزارم و بالاجبار ذهن و قلبم افتادن دنبال ریشه بی پولی ام و واسه همینه که الان اینجام
پس اینجام که به این ذهن چموشم بگم ، اگر تا الان خدا بود حال خوب بود و ثروت نبود
یا ثروت بود و خدا نبود و حال خوب نبود
چون تو اینطوری باور داشتی و حالت دیگه ای رو نمی تونستی بسازی
الان فرق میکنه الان می دونیم که میشه هم بی نهایت با خدا بود هم بی نهایت ثروتمند این دو در کنار هم میتونن باشن و اصلا همو تقویت میکنن و من یک موجود و جسم مادی دارم و یک روح معنوی پس من بابد دوتاشو تقویت کنم و اگه یکیش ضعیف باشه باعث نمیشه اون یکی قوی بشه بلکه باعث میشه انرژیم تحلیل ضعف یکی بره و ازون یکی دیگه هم جا بمونم و اونم ضعیف شه
خب ذهنم میگه پس این مرتاض های هندی چی ؟ یکی مثل مولانا یا یه افرادی مثل درویش ها … اینا که نماد ارتباط با خدا هستن و ثروت ندارن … تو مگه خدا برات آلویت نیست و مگه حس حال این ها رو دوست نداری می دونی خودت چه لذتی داره پس ببین ثروت جایی نداره وقتی در پیشگاه خدا باشی
منم جوابشو میدم
اون الگوهای گذشته من بودن
یک انسان بی پول نمی تونه با خدا ارتباط برقرار کنه ، میدونی چرا چون اون فرد در نیاز های اولیه خودش مونده مسکن ، غذا و …. و طبق غریزه خودش رفتار میکنه و نه طبق آگاهی خودش
چون تا وقتی نیاز های اولیه هم نتونی تامین کنی دیگه بدنت تو حالت آماده باش و تعقیب و گریزه حالا با این شرایط بورو خدا رو بپرسن ببینم اصلا میتونی ؟
فردی که غذا نخورده یا گرسنه هست
فردی که آواره هست و خونه نداره
فردی که بی پول هست و همش نگرانه
چطور میتونه حتی اگر بخواد با خدا باشه ؟؟. چطور ؟؟ چرا جوابی نمیدی ؟ تو که مرتب تو گوشم می خوندی خدا خدا خدا نه پول … نه مادیات نه منافع نه ….. پس جواب منو بده
خب خدا خودش منو جسم مادی آفریده بهم تمایل داده به سمت اهداف مادی ام وقتی خودش این تمایلات رو در درون من قرار داده مکه می تونه بد باشه؟؟
زمانی بد میشه که من توی تمایلات مادی ام چنان افراط کنم که وقتی واسه تقویت روح و معنویت نزارم ….
نه اینکه اصلا و ابدا به مادیات توجه نکنم با این توجیه که نمی خوام خدا رو از دست بدم !
واقعا تو جه خدایی رو می پرستی ؟ خدایی که اگه احساس کنه درونت تمایل به ثروت داری ، از دستش میدی ؟؟ خدایی که خودش این تمایل رو در درونت گذاشته الان انقد ظالم هست که میگه نه یا من یا پول ؟؟؟؟ چرا فکر میکنی این خدات خدای واقعی هست ؟
تو اگه مومن هستی باید هم تو مادیات بسیار بسیار ثروتمند بشی هم تو معنویات …… هر دوتاش باهم
هر بار تو زندگیت غنی بودن تو هر زمینه رو جدا جدا تجربه کردی
این دفعه بیا و هر دوتا رو با هم تجربه کن
اگه ثروت بد بود که انقد میشد باهاش کار انجام داد ؟ اگه ثروت بد یود دسامبرها و امامان ثروت داشتن ،،،، دیگه از قرآن معتبر تر هم هست …. تو قرآن اومده ….
اگر ثروت بد بود پیامبر با زن ثروتمند ازدواج می کرد
اگر ثروت بد بود حضرت یوسف شغلی داشت که با ثروت و دارایی یک مملکت سر و کار داشت و بواسطه اون ثروتمند میشد ؟؟
اگر ثروت بد بود که خدا تو قرآن مثل تمام چیزها که نهی میشد میگفت ( شراب ، قمار ، ربا ، شرک و …. ) خب ثروت رو هم میزاشت کنار اینا ولی نزاشت …. خود ثروت رو نزاشت ولی افراد ثروتمندی که مال و ثروت اون ها رو مطیع ومغرور کرد طوری که از یاد خدا غافل شدن رو نهی کرد ….بله نه خود ثروت رو
بعد تو به جای خدا امر میکنی !!! که ثروت بده نمی خوام ،،،،
اگه ثروت و مادیات مهم نبود که خدا تو رو موجود مادی نمی آفرید …… فرشته خلقت می کرد دیگه چرا جسم مادی بهت داد ؟ جسمی که برای زنده موندن نیاز به ثروت داره که باید همیشه غذا بخوره و غذا ثروته …. جسمی که نیاز به پوشاک داره که پوشاک هم با ثروت بدست میاد
جسمی که نیاز به بودن کنار یه جنس مخالف داره که ازدواج هم با ثروت بدست میاد و ….
وس خدا مقرر کرده که ثروتمند باشیم تا اول نیازهاتون برآورده بشه و بعد خواسته هامون تا روحمون ارضا و بعد تقویت بشه برای معنویت ……..
وای خدا چقد نوشتم ولی خب احساس میکنم با همین نوشتنم ذهنم رو دارم خلع سلاح میکنم تا با این ضعیف کردن باورهای قبلیش بتونم باور جدیدم رو جایگزینش کنم
بنام خدای فراوانی ها
سلام به همه دوستان عزیزم
حالا که دوروزه افتادم به جون ذهنم و افکارم نسبت به ثروت و ثروتمند شدن رسیدن به این فایل که نشانه ی روزم بود
تو ذهن من ثروت یک عامل خطرناک شخصیتی هست
یعنی ازونجایی که خودم خیلی خیلی به مسائل اخلاقی اهمیت میدم و اطرافیان من دیده بودم تا ثروت میاد یه ویژگی های زشتی از خودشون بروز میدن یواش یواش ترس از ثروت و ثروتمند شدن در درونم بوجود اومد
و بعد آموزه هاس استاد خیلی به این مطلب دقت میکردم یعنی درونم منو میخکوب میکرد یه چیزی در درونم منو میکشوند که مرتب این جمله رو بخونم و با خوندنش قلبم آرام میگرفت ( البته الان دلیلش رو متوجه شدم ) — ثروت شخصیت انسان رو تغییر نمیده بلکه شخصیت انسان رو رو میکنه یه ویژکی های فرد رو پر رنگ میکنه
ثروت فرد بخشنده رو خسیس نمیکنه بلکه فرد خسیس رو خسیس تر میکنه یا خساستش رو تو مقیاس بزرگتر نشون میده یعنی هر ویژگی که داره در مقیاس بزرگتر به نمایش میزاره
امروز تو حموم داشتم به خودم فکر میکردم
زمانی که پول زیادی داشتم به اطرافیانم میدادم
جالبه زمانی که پول خیلی خیلی کمی داشتم بازم به اطرافیانم میدادم ……!
و خیالم راحت شد قرار نبست ثروت بیاد منو عوض کنه یا منو تبدیل به یه فرد دیگه کنه ، واقعا ثروت ورژن بزرگتری از ما رو به نمایش می زاره
مثلا یکی از نزدیک هام خیلی جو گیر هست و فخر فروشه و دوست داره بگه من برتر هستم زمانی که پول میاد این ویژکی اش مثل یک تومور بزرگتر میشع
یکی دیگه از اطرافیان من خیلی مغرور و حسابی هم خسیس هست به پول بیشتری رسید خسیس تر شد یعنی وقتی فقیر بود فقط تخم مرغ و سیب زمینی می خورد وقتی به پول رسید اتفاقا بازم به شکمش فشار آورد ( در حالی که من توهم میزدم قراره دیگه به خودش برسه )
واسه همین ذهنم برداشت کرده بود خب پس تو هم به پول برسی قراره به غذا و لباست نرسی که من خیلی خیلی آلرژی دارم به اینکه از شکم و وجودم بزنم واسه جمع کردن و نمایش به بقیه و فخر فروشی و ..،. احساس میکنم ارزش دیگران در ذهن من بالاتر از ارزش خودم در ذهنمه
واسه همین نمی تونستم با همه وجود یورش ببرم سمت ثروت
میتونستم با همه وجود برم سمت سلامتی چرا ؟ چون مقاومتی نداشتم مثلا ذهنم میگفت که سلامتی باعث میشه شخص بهتری باشی طول عمر بیشتری داشته باشی ، تو کارهات به کسی محتاج و ….
حالا در مورد ثروت همون اول آژیر خطر به صدا در میومد که وقتی بیاد زندگیت رو کن فیکون می کنه من همون اول قیدشو زدم در حالی توانایی های خوبی برای کسب ثروت دارم و همین اینکه عزت نفس خوبی هم تو کار هام دارم
هر چقد بخونم و ببینم که آدم های ثروت مند ویژکی های اخلاقی ممتازی دارن بیشتر عاشق ثروت میشم چرا ؟ چون اون مقاومت و الگو اشتباه ذهنم رو میشکنه که ثروت باعث رذایل اخلاقی میشع ، نه نمیشه شخصیت نامناسب داشتن و رو شخصیت کار نکردن ، شرک داشتن انسان بی ایمانی بودن باعث رذایل اخلاقی میشه نه پول …. پول که نعمت خدای بزرگه با پول ما به خواسته هامون میرسیم غذا کی خریم لباس می خریم ، مسافرت میریم ، به آدم ها کمک میکنیم به چرخ بیزینس جهان کمک میکنین انسان مفیدی برای خودمون و اطرافمون میشیم ، احساس دارندگی میکنیم احساس امنیت میکنیم احساس آرامش میکنی خب اینا کخ همش خداییه
این کارهایی که ثروت ایجاد میکنه که خداییه ، پس من گول خوردم که فکر می کردم ثروت شخصیت روتغییز میده روند زندگی رو تغییر میده انسان رو تغییر میده
مرد رو خیانت کار و زن رو هوایی میکنه ………….
نه زن و مرد نا مناسب رو از راه به در میکنه
خیلی از زن و شوهرها تو فقر خیانت نمیکنن ولی تو ثروت میکنن
میدونین چرا ؟ چون اون موفع که فقیر بوده هک تو ذهنش مشکلی نداشته با خیانت ، به ثروت کخ رسبده فضا برای اجرای افکارش براش بهتر ایجاد شده ….
سالها بود که آرزو داشتم مادرم به پول برسه و بره مثلا کارهایی که دلش می خواد رو بکنه
و خلاصه بعد سالها تو سن 60 سالگی به ارث رسید فروختش و پول رو گذاشت تو حسابش و هر ماه به یه سودی رسید
من خوشحال یعنی خوشحال ها گفتم دیگه مادرم به آرزوش رسید دیگه دستش جلوی پدر خودخواه و خسیسم دراز نمیکنه دیگه میره واسه خوپش غذا لباس میخره به بچه هاش هم میبخشه دیگه فلان و فلان برای خودش طلا میخره و…..
به خدا تغییر نکرد ! واقعا دچار شوک شدم
هی یه ماه هی دوماه دیدم نه
مادرم چند تا مشکل سلامتی هم داره که باید درستش کنه مولا دندون مصنوعی جنس بده و همش دهنشو زخم میکنه و باید عوض بشه
معده اش مشکل داره و بایذ درمان بشه
ترازوی داره و انگشت شصتش کج شده و باید عمل بشع
تو تمام این سالها من فکر میکردم چون مادرم پول نداره دنبال درمان اینها نرفته و روز و شب کارم دعا بود به پول برسه و اگر پول هم داشتماولین کار شوت می کردم میدادم به مادرم چون خیلی می نالید و فکر میکردم به محض اومدن پول میره همه این مشکلات سلامتیش رو درست میکنه ( چون خودم اینطوری هستم دقیقا ) باورتون نمیشه نکرد ……من دچار شوک شدم گفتم خب الان دیگه مشکل چیه بورو دندونتو عوض کن معده ات رو خوب کن و ….
می دونین چی گفت ؟ کی منو ببره کی برام نوبت بگیره ……. گفتم یه آژانس بگیر ، پسر و شوهرتو ول کن
آقا نکرد که نکرد
و من موندم با رویاهایی که بر باد رفت :( از بچگی انقد اخه نالیده یود من فکر می کردم تنها مشکلش نداشتن پول هست و همش آرزوم بود سریع پولدار بشم بهش پول بدم مشکلاتش رو حل کنه …. واقعا متوجه شدم من یک عمر اشتباه آرزو داشتم ….
و وقتی به پول رسید مشکلاتش رو حل نکرد که نکرد ………………
بعد متوجه شدم اونی که با پول برای خودش هزینه میکنه ربطی به داشتن پول که چقد هست یا نیست نداره ربط بع شخصیتش و اینکه چقد برای خودش ارزش قائله چقد داره درست زندگی میکنه داره
یا خواهرم وقتی که ثروت نداشتن تفریح نداشتن ، خریدی برای خودشون نمیکردن ،
وقتی به پول بیشتری هم رسیدن بدتر شدن چون سرشون شلوغ تر شد تفریح صفر …. خرید ….. بازم این ثابت میکنه بهرشخقیت ربط داره
وقتی آدم ریز میشه تو خودش و دیگران بهتر درک میکنه اصل کاری چیه ……
سلام به دوست عزیزم
شاید این دلیل این خواب استاد تنها نمایش ذهن و افکار دیگران بوده و نشون دهنده اینکه چه عاملی سبب رسیدن به ثروت میشه و در قالب مسابقه به نمایش گذاشته شده تا این قضیه درک بشه ….. اینکه تفاوت در ذهنیت باعث جلو زفتن میشه
البته اگر پاداش مسابقه به نفر اول نمیرسید یعنی هر کس به میزان پیشروی خودش جایزه و پاداش دریافت میکزد تشبیه مناسب تری بود ….
سلام دوست عزیزم
الان که کامنتت و کامنت خودم رو خوندم لازم بیشتر همه چیز واسم باز شد همه چیز از درون خودم
یعنى اونجایى که نوشتى
و میگفتم همه ی اینا رو انجام میدی ثروت بیاد بهتر که ثروت دیر میاد تو بیشتر میتونی تو این مسیر باشی چون ثروت بیاد احتمال زیاد خارج میشی از این مسیر
یعنى منم همینطورى شده بودم ، یا بهتره بگم همچین الگویى تو ذهن من شکل گرفته بود
شاید واسه ترس و تکرارى بود که استاد انقذ از دور شدن از سایت در ذهن من بوجود اورده بود
الان که مدت ها از کامنتم میگذره ، من بیشتر وقت میزارم روى پول ساختن تا صرفا سایت و کار کردن روى شخصیتم
چون می دونم بدون ثروت من نه حوصله نه انرژى و نه پول کار کردن روى خودم رو ندارم و مسیر ثروتمند شدن خودش به رشد شخصیتم کمک میکنه
من ازت ممنونم براى این که انقذ واضح همه چیز رو باز کردى تا من دوباره نگاهى به درونم بندازم
ببینم کجا من گیر افتادم …..
شاد و موفق باشى عزیزم