معلولیت ذهنی درباره ثروت - صفحه 57


توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

830 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    Fateme Falahat گفته:
    مدت عضویت: 455 روز

    کامنت روز 48

    به نام خدای عشق نور و فراوانی

    سلام به استاد عزیز و بزرگوار و همه‌ی هم‌فرکانسی‌های گل این مسیر روشن و الهی

    استاد عزیز نمی‌دونم از کجا شروع کنم

    چون وقتی پای صحبت‌های شما می‌شینم دیگه فقط مغزم نیست که می‌شنوه

    انگار روحم بیدار میشه

    کلمه‌هاتون نه فقط شنیدنی‌ان بلکه حس‌کردنی‌ان

    حرف‌هاتون مثل یه نورافکن بزرگ می‌تابه به تاریک‌ترین گوشه‌های ذهنمون

    و اون باورای قدیمی پوسیده و محدودکننده رو یکی‌یکی نشونمون میده

    که فاطمه «اینا مانع تو بودن نه کمبود نه شرایط نه دیگران فقط و فقط همین باورهست»

    مهم‌ترین چیزی که از حرفاتون گرفتم این بود

    دنیای بیرون انعکاس باورای درونه

    چقدر با این جمله زندگی کردم

    چقدر توی وجودم نشست

    چون واقعاً خودِ من یه روزی توی باتلاق ذهنم گیر کرده بودم

    پر از باورای غلط

    پر از “نمیشه”

    “نمی‌تونی”

    “تو فرق می‌کنی”

    برای تو بده

    “برای بقیه خوبه برای تو نه”

    و باور کنین وقتی آدم اینا رو از بچگی می‌شنوه

    یه‌جوری میشه که خودت هم با خودت دشمن میشی

    اما شما چی گفتین؟

    گفتین که ثروت شادی آرامش موفقیت همه‌اشون مسیر طبیعی زندگی انسان هستن

    اگه نیستن یعنی یه‌جای کار می‌لنگه

    نه تو جهان بیرون

    تو ذهنمون

    یه قسمت از حرفاتون که واقعاً مثل شوک بهم وارد شد

    اون رؤیا یا تصویر ذهنی مسابقه‌ی زندگی بود

    که همه‌ی مردم دنیا صف کشیدن برای دویدن به سمت «ثروت»

    و شما شروع کردی با تمام توان دویدن

    ولی برگشتی دیدی خیلیا معلول ذهنی‌ان

    نه که نخوان نتونن

    چون باور ندارن

    چون ذهنشون بسته‌اس

    چون یاد گرفتن که محدود باشن

    که آرزو نکنن

    که ساکت باشن

    اینجا بود که فهمیدم

    ماها از یه جایی به بعد

    نه با بقیه مردم مسابقه می‌دیم

    نه قراره خودمون رو اثبات کنیم

    ما فقط باید به یاد بیاریم کی هستیم

    از کجا اومدیم

    چی لایق ماست

    و چی حق طبیعی ماست

    ما فقط باید این چمدونِ باورای پوسیده رو زمین بذاریم

    و شروع کنیم آزاد راه رفتن

    یکی دیگه از چیزای فوق‌العاده‌ای که گفتین

    و من با گوشت و پوستم حسش کردم این بود که

    «آدمایی که خودشون به چیزی نرسیدن

    بیشتر از همه میان اون چیزو برات بی‌ارزش می‌کنن»

    وای که چقدر اینو دیدم

    چقدر بودن آدمایی که وقتی گفتم می‌خوام پولدار شم

    گفتن «عه؟ این حرفا چیه؟ پول که خوشبختی نمیاره»

    یا وقتی گفتم می‌خوام کاری کنم که عاشقشم

    گفتن «مگه نون و آب میشه»

    در حالی که خودشون از تلاش دست کشیدن

    و حالا واسه اینکه خودشون حس بدی نداشته باشن

    تلاش منو مسخره می‌کنن

    ولی فهمیدم که اونا “آینه‌ان”

    دارن اون چیزی که درون خودشون زخمیه رو نشونم میدن

    و حالا من حق انتخاب دارم

    استاد عزیز من با تک‌تک سلول‌هام فهمیدم که

    دنیای جدید از درون ساخته میشه نه از بیرون

    فهمیدم اگه دلم یه چیزایی می‌خواد

    اون خواسته‌ها آدرس خداست که داره منو صدا می‌زنه

    فهمیدم رسیدن به خواسته‌هام

    نه فقط ممکنه

    بلکه وظیفه‌مه

    چون فقط وقتی من رشد کنم دیگرانم نور می‌گیرن

    من اگه بالا نرم دست کیو بگیرم

    من الان یه نماینده‌ام از این حقیقت که

    تغییر باور تغییر زندگیه

    همین سه سال پیش اصلاً فکر نمی‌کردم یه روزی انقدر آرامش و حال خوب و احساس قدرت اونقدر رشد مالی رو

    پیش بینظیر ترین آدم زندگیم همسر نازنینم که جنسش از نور و ارامشه

    کسی که سالهاست تو همین سایت نور و آگاهی داره رو خودش و باورهای کار می‌کنه

    تجربه کنم

    یادمه وقتی تازه با همسرم آشنا شده بودم

    و اون با ذوق و شوق از سایت استاد و این مسیر روشن برام حرف می‌زد

    ذهنم نمی‌تونست بپذیره

    باورم نمی‌شد واقعاً یه نفر بتونه اینقدر درونی و بیرونی موفق باشه

    مدام ذهنم می‌گفت «نه امکان نداره اینا همش تلقینه»

    مخصوصاً وقتی همسرم می‌گفت که “ما خالق زندگی خودمونیم”

    یا اینکه “باورها می‌تونن ثروت بسازن”

    واقعاً برام غیرقابل باور بود

    اما رفته‌رفته که باهاش هم‌مسیر شدم

    اومدم داخل سایت فایل‌ها رو گوش دادم

    و باهم شروع کردیم رو باورامون کار کردن

    تازه فهمیدم اون حرفا چقدر واقعی بود

    الان که فکر می‌کنم بودنش توی زندگی من یه معجزه‌ست

    یه معجزه‌ی ساخته‌شده از باوری که با هم ساختیم

    خدای بزرگ رو هزاران هزار بار شکر می‌کنم

    که اون رو سر راهم قرار داد و منو وارد این مسیر نور کرد

    اما با کار کردن روی ذهنم

    با شخم‌زدن اون باورای پوسیده

    با تغذیه‌ی روحم از صحبت‌های روشنگرانه‌ی شما استاد عزیز

    انگار یه «منِ جدید» به دنیا اومد

    یه منِ بی‌نهایت

    یه منِ آگاه

    یه منِ عاشق مسیر و نور

    و در آخر

    از صمیم قلبم

    از همسر نازنینم که سال‌هاست در کنارم

    دوشادوش

    با عشق

    با آگاهی

    با صبر

    و با باور

    تو این مسیر نور همراه من بوده

    بی‌نهایت سپاسگزارم

    اگر اون نبود

    شاید من هنوزم توی همون تاریکی ذهنی گیر کرده بودم

    بودنش مثل فانوسیه که همیشه بهم مسیر رو نشون داده

    همراهی‌ش یه نعمت الهیه

    و من هر روز بابتش از خدا تشکر می‌کنم

    و باز هم با تمام وجود از شما استاد عزیز سپاسگزارم که

    نه فقط معلم

    بلکه پیام‌آور نورهستی هستید برای همه‌ی ما

    بودن شما

    شنیدن شما

    تجربه‌ی حضورتون در زندگی‌هامون

    یه افتخار بزرگه

    خدا قوت

    ادامه بدید

    ما بیدارتر از همیشه

    مشتاق‌تر از دیروز

    و قدرشناس‌تر از هر زمانیم

    آیه روزم

    وَ هُوَ الَّذِی خَلَقَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ بِالْحَقِّ وَ یَوْمَ یَقُولُ کُنْ فَیَکُونُ قَوْلُهُ الْحَقُّ وَ لَهُ الْمُلْکُ یَوْمَ یُنْفَخُ فِی الصُّورِ عالِمُ الْغَیْبِ وَ الشَّهادَهِ وَ هُوَ الْحَکِیمُ الْخَبِیرُ

    اوست که آسمانها و زمین را بحق آفرید؛ و آن روز که (به هر چیز) می‌گوید: «موجود باش!» موجود می‌شود؛ سخن او، حق است؛ و در آن روز که در «صور» دمیده می‌شود، حکومت مخصوص اوست، از پنهان و آشکار با خبر است، و اوست حکیم و آگاه.

    أنعام – 73

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  2. -
    محبوبه گفته:
    مدت عضویت: 1515 روز

    سلام و درود

    امیدوارم شاد و پر از عشق و مهربانی باشید و فرکانس و توجهتون روی مدار مثبت و شاد کوک باشد

    ماشین داریم و پر از ریال و دلار دنیا و همسر زیبا و فرزند سالم و دانا و مهربان کنیم ما که در این مسیر هستیم دین و خدا هم سوار میشه و در کنار هم زندگی آرام و روان و ساده و پر انرژی بسازیم چون من خالق زندگی خودم هستم وقتی پیامبران ما پولدار و دیندار بودند چرا ما نتوانیم حتما میتوانیم کافیه در مسیر و مدار مناسب باشیم ثروتمندان می‌توانند بینهایت با خدا باشند و ربطی ندارد ثروتمندان مهربان و دبندارو خیرترین وجود دارند

    باران می‌باره بستگی به ظرف وجودی تو داره و در غار نروی باید بیرون زیر آسمان باشی و ظرفت هم بزرگ باشه

    با این فایل فقط این باور را به ذهنت آگاه کن انسان ثروتمند می‌تونه باخدا باشه و ربطی ندارد اگر دیندار باشی نمیتونی ثروتمند باشی

    واگر سلامت کامل و ثروتمند و رابطه ی خوب و در آرامش و ثروت و عشق زندگی نمیکنی این از معلولیت ذهن تو و باورهای اشتباه تو در هر زمینه ای میباشد

    خداوندا من در این مسیر به یاری تو قرار گرفتم یاریم ده که معلولیت های ذهنم در مورد ثروت و سلامتی و عشق و رابطه تبدیل به باورهای قوی و سالم ثروت و عشق و رابطه و سلامتی شود سپاسگزارم

    در پناه خداوند یکتا شاد و ثروتمند و سعادتمند در دنیا و آخرت باشید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  3. -
    مرضیه حسن ابادی گفته:
    مدت عضویت: 698 روز

    به نام خداوند بخشنده و مهربان

    سلام به استادعزیزم و خانم شایسته عزیزم

    وسلام به همه عزیزان تو این سایت الهی

    روزشمار روز چهل و هشتم

    معلولیت ذهنی درباره ثروت

    وای برما که چه چیزهایی بهمون گفتند و ما باور کردیم و این همه سال این همه سختی و تلاش برای به دست آوردن پول و یه لقمه نون که به خاطر چیزهایی که شنیدیم

    وباورهایی بوجود اومد که باعث شد جلو ثروت رو بگیره ثروتی که مثل اکسیژن فراوان هست

    وما چه تقلاهایی که نکردیم و چه رنج هایی که نکشیدیم و تا به الان هم ندانسته چه راحت راه ورودیشو بسته بودیم

    دین و ثروت هیچ منافاتی باهم ندارد و خداوند بیشتر ازما دوست داره که ما ثروتمند و سلامت و خوشبخت باشیم

    همه پیامبران و امامان ما ثروتمند بودند و با ثروتشون کمک میکردن به فقرا اگر ثروت نداشتن پس چطور کمک میکردن

    ثروتمند شدن معنوی ترین کار دنیاست

    ثروتمندشدن خیرخواهانه ترین کار دنیاست

    هرچه ثروتمندتر نزد خدا محبوبتر و عزیزتر

    و خوشا به حال ما که با استاد آشنا شدیم و فهمیدیم که ثروتمند شدن معنوی ترین کار دنیاست

    فقط باید کار کنیم و کارکنیم روی خودمون تااین باورهای مخرب رو ریشه کن کنیم

    همین که الان به احساس آرامش رسیدم

    ودربیشتر مواقع احساس خوبی دارم ایمان دارم که به زودی هم نععمتهای خداوند بیشترو بیشتر و به آسانی مثل اکسیژن وارد زندگیم میشود

    من ثروتمند شدن رو انتخاب میکنم و باور میکنم که هر چه ثروتمندتر شوم مهربان تر میشوم هرچه ثروتمندتر شوم صبورتر میشوم

    هرچه ثروتمندتر شوم دست و دل بازتر میشوم هرچه ثروتمندتر شوم بخشنده تر میشوم

    وهرچه ثروتمندتر شوم به بهشت نزدیکتر میشوم

    وهرچی ثروتمندتر شوم عزیزتر و محبوبتر میشوم

    استاد جان بی نهایت سپاسگزارم

    خدایاشکرت برای یه روز دیگه

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  4. -
    علیرضا یکتای مقدم گفته:
    مدت عضویت: 1560 روز

    به نام خداوند مهربان وهدایتگر

    سلام

    پول و ثروت

    همه انسانهای کره زمین دوست دارن زندگی خوبی داشته باشند، خانه شیک ، ماشین مدل بالا، خورد وخوراک بهتر و مسافرت‌های قشنگ …. اما واقعا چی میشه که ، انتخاب می کنند گوشه عزلت را ترجیح دهند و از نعمتهای الهی فاصله بگیرند و مثل درویشها زندگی کنند .

    فقط بخاطر اینکه تمام تلاش ها را کردن ولی چون باورهای نامناسب در مورد ثروت دارن ، نرسیدن و دقیقآ مثل همان گربه عمل می کننند .

    بنابراین باید سعی کنیم به آموزه‌های استاد عباسمنش عمل کنیم و یک پکیج سالم درست کنیم از سلامتی خوب، روابط خوب ، ثروت خوب ، و احساس خوب تا بتونیم در همه زمینه‌ها عالی باشیم و هم دنیا را داشته باشیم و هم آخرت را .

    نکته اینکه ، هر داستان ، نوشته ، مطلبی را دنبال نکنیم ، که باعث ایجاد باور غلط میشه و ما محروم می کنه از داشتن نعمت و ثروت.

    خدایا شکرت بخاطر این آگاهی های توحیدی.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
  5. -
    صدف صادقی گفته:
    مدت عضویت: 856 روز

    بنام خدای فراوانی ها

    سلام به همه دوستان عزیزم

    واقعا بعد چند سال بودن تو‌سایت ‌خوندن کامنت ها و آموزه ها ، اون فشار شدید از روم برداشته شد که اصلا حوالی ثروت نرم ، اصلا به ثروت حتی فکر هم نمی کردم ….. چه برسه به ثروتمند شدن …… اصلا تو ذهنم هیچ وقت لذت هایی که بواسطه ثروت میاد تو زندگیم مرور نمیشد …….. انگار انقد ترمز قوی بود بهم حتی اجازه تجسم هم نمیداد حتی اجازه خواستن …. به شدت احساس گناه می کردم

    تا یه پولی میومد با ترس و لرز منهدم می کردم

    این الگو خیلی تکرار شد و من با بی پولی عجین شده بودم مثل استاد که میگه طبیعیه که ثروت همیشه باشه …. برای من طبیعی بود که فقر همیشه باشه

    بعد میدیدم دور و برم چطور با ثروت حال میکنن مثلا خرید و مسافرت ……. بازم ته دلم اونطوری که باید و شاید وسوسه نمیشدم ترغیب نمیشدم اصلا لذتش = یه چیز ناخوب بود که سریع رد می‌شد توسط من

    البته به شدت خودمو غرق معنویات کرده بودم ارتباط با خدا و مناجات و …..

    من تو مناجات به احساس های خوب می رسیدم ولی به محض ول شدن دوباره احساس های بد میومد ( این احساس های بد به خاطر باور اشتباه خدا و معنویت با تمام خواسته های مادی در تضاده ایجاد می‌شد )

    خب طبیعی هم هست که اگر تو زندگیت ثروت نداشته باشی چه کنترل ذهن دشته باشی چه نداشته باشی حالت بده

    مثل این می مونه یه فردی مریض و بیمار بشه ازون طرف بگه من با کنترل ذهن و خدا حالم همیشه خوبه و اصلا به سلامتی فکر نکنه و فکر کنه اگر با سلامتی بخواد خودشو خوب کنه یعنی انسان بی خدایی هست …. اگر مومنی مریض هستی بی پول هستی هم باید دنبال خدا باشی نه دنبال پول و چیزهای مادی پس تو انسانی هستی که تو این دنیا دنبال معنویات بهشت انسانیت نیستی و انسان بدی شدی

    این ها دیالوگ های ذهن من بود و منم پذیرفته بودم و همش بهش میگفتم چشم …. حق با توست …… باید فقط با خدا باشم این افتخاره نه دنبال پول بودن

    واقعا جدا و خداذمی دونستم ……

    امروز یادم اومد چقد اوضاعم داغون بود

    درسته الان ثروتمند نشدم ولی حدااقل این دنبال پول بودن ! پول خواستن و …. بهم حس بدی نمیده و حق خودم میدونم

    قبلا اصلا حتی تو ذهنم چیزهای مادی می خواستم رو گناه میدونستم حتی تو‌ذهنم هم به خودم اجازه فکر کردن بهش نمیدادم

    در واقع به خودم اجازه تعقل و تفکر نمیدادم و واسه خودم یه خدای کذایی درست کرده بودم و به خدا برچسب زده بودم و خدا رو طوری میدیدم که اونطوری نبود واقعا

    به قول استاد به چشمم عینک کبود زده بودم و میگفتم بیرون سیاهه نه نگاه من ….

    چند سال بود ورودی مالی من صفر بود

    بعد یکم رو ثروت کار میکردم یه کوچولو تکون دوباره صفر ……

    یه روز به خودم گفتم چرا من نباید ورودی مالی ثابت داشته باشم ( قبلا که باورم ناقص بود نمیتونستم به این نیازم حتی فکر کنم ! )

    ورودی مالی ثابت به عنوان یه دختر از خانواده یا به عنوان یک خانم از هر چیزی غیر کار !!! چون کارم یه جوری بود شرایطم طوری بود هنوز به ثبات نرسیده بود و من وقتی دچار مشکل میشدم عملا به مشکل میخوردم

    و تو همون روزا که کامنت های قبلیم رو نوشتم و چند روز پشت هم اومدم روی معنوی بودن ثروت و فراوانی کار کردم یه پیشنهاد کاری متفاوت از حرفه خودم !!!! بهم داده شد با تایم مناسب روزی 2-3 ساعت اونم بازه زمانی که من اون بازه زمانی کار خاصی نمیکردم و برام پرت بود با حقوق ثابت خیلی راحت بهش هدایت شدم

    و تا اون روز اینچنین بهم ثابت نشده بود که واقعا کار کردن رو باور ها از بیرون اتفاقات مالی رو رقم میزنه

    همش ذهنم تمایل داره که مهارت و فعالیت فیزیکی رو عامل اصلی بدونه

    سالیان سال اینطوری فکر کردم و این شیوه قدیمی تفکر منه …..

    الان هم خیلی انگیزه کرفتم وقتی این اتفاق افتاد و می خوام بیشتر به خودم ثابت کنم که خدا و معنویت و ثروت جدا نیستن باور کنم که خدا از دستم نه ناراحت میشه نه عصبی که طالب ثروت و مال دنیا باشم

    قبلا همین کلمه مال دنیا بهم استرس میداد حداقل میکفتم نعمت میخوام اینطوری حس معنویت قاطیش میکردم ‌احساس گناه نمیکردم

    ولی الان می خوام عاری از هر حس گناه عالی از هر رو برگردوندن خدا بگم که من طالب مال دنیا هستم اره اصلا پولکی هستم مال دنیا رو می خوام ….. ببینم با این جمله ورود من بع جهنم آیا امضا میشه ؟ آیا مال دنیا و معنویت آخرت متفاوته ؟؟؟؟ هر کس دنبال زر و زیور باشه یعنی موجود ابتدایی هست که غریزه اش بر اون فرد غالب میشه و اخلاقیات و انسانیت فراموش میشه

    خب اشکال نداره بزار تست کنم ببینم اگر ثروت زیاد داشته باشم اتفاق بدی می افته مثلا خدا رو از دیت میدم ….. چطور ؟؟

    یعنی اگر من ثروت بیاد تو زندگیم و خدا رو بیام شکر کنم از روی حس خوب و ذوق و شوق ( این نمیشه اون حس نزدیکی خدا )

    ولی اگر به فقر برسم و بیام خدا رو صدا بزنم از فرش مشکلاتم و دلم شکسته باشه و خدا به دادم برسه با چندر غاز ( این اوج وصل شدن به خدا و حس کردن خداست ؟؟؟؟)

    همین دوتا تفکیک

    قسمت دومی تجربه نزدیکی به خدا و معنویت عمیق و حس الهی

    قسمت اول یه احساس کاذب سرسری به خدا و گول زدن خودم‌

    چون از بچگی شنیدیم خدا در قلب های شکسته هست هر موقع دلت بشکنه بری سمت خدا رجه بزنی از خدا التماس کنی فرداش خدا مثل یک پادشاه یه گوشه چشمی بهت بکنه میشه آخرت معنویت

    نع !!! نه

    این از عدم لیاقت میاد

    وگرنه چرا منه انسان باید خودمو به فقر و ذلت بکشونم که ازونور خدا بهم یک نگاه بندازه !!؟ مگه من لایق نگاه و لطف های همیشگی خدا نیستم !!؟ فقط مواقعی که کارد به استخون رسیده …. به قول معروف به مو میرسه ولی پاره نمیشه

    اگر من مومن هستم و پروردگارم صاحب همه دنیا چرا همیشه نداشته باشم چرا بیش بیش از نیازم نداشته باشم اصلا چرا بی شمار و بی نهایت ثروتمند نباشم

    چرا باید تیکه تیکه هر موقع نیاز داشتم خدا بهم لطف کنه

    چرا ازین پروردگار بخشنده و ثروتمند ثروت همیشگی فراوان و بی وقفه نخوام تا هیچ وقت اصلا به مشکل مالی نخورم که بخوام برم سمتش

    چرا همیشه بهم ثروت زیاد نده که همیشه به یادش باشم و شکر بگم

    اها !!! حتما ثروت زیاد باعث میشه خدا رو فراموش کنم

    ولی اگر دقم بده و کم کم بده من همیشه سپاسگذار هستم و قدردان هستم و هیچ موقع از دهنم زیادی نیست تا فراموشش کنم …. اره اگر ثروت زیاد و فراوون و همیشگی داشته باشه دیگه نیازی ندارم برم در خونش رو بزنم

    بله دیگه تو ذهن من اینطوری شده خدا هر موقع نیاز دارم برم سمتش !!!!!! عجب ……

    من باید تو معنویات هر روز قوی تر بشم چرا باید همش مشکل ضعف تو زندگیم باشه تا خدا هم همیشه باشه ….

    من میتونم همیشه تو خوشی ثروت اتفاقات خوب حال خوب باشم ، در حالی که همیشه با خدا هم باشم …. شادی ، ثروت ، نعمت ، خوشی منافاتی با حضور خدا در زندگیم نداره

    و اون الگویی که فرد کنج عزلت اختیار میکنه و نیاز های مادیش رو به صفر میرسونه الگو اشتباه ذهن منه که اون رو فرد بی نهایت خدایی میدونه

    چرا ؟

    چون ندید الگویی ثروتمندی که همیشه ثروتمند باشه و ازونور همیشه خدایی هم باشه

    هر الگو ثروتمند زیاد مثل پادشاهان و …. تو فیلم ها نماد قساوت قلب و فراموشی از یاد خدا بوده

    بابا بزار ثروتمند بشم بعد ببینم بی خدا میشم یا نه اون موفع تصمیم میگیریم که ثروت رو از دست بدم یا نه

    منه صدف ، با ثروت ، ثروت زیاد رابطه ای با خدا ممتد ‌‌همیشگی میشه

    با فقر اما رابطه ام با خدا قطع و وصل کفر و سپاس و ….. میشه

    باشع بزار تجربه کنیم ببینیم ثروت بیاد رابطه ام با خدا چی میشه ایا خدا قهر میکنه میره ؟؟؟؟ ایا از دستش میدم ………..؟؟

    چند وقت پیش یه هو هدایت شدم به دیدن کنیسه ها و خاخام ها و بعد به فکر رفتم چقد شیک و پیک و همه جا نماد ثروت حتی روی صندلی های شیک

    کلیسا هم همینطوری روی صندلی

    ولی وقتی به مسجد های خودمون اونم در گذشته فکر کردم چون الان دیگه نرفتم سالیان سال هست این تصویر اومد تو ذهنم فرش های یکدست قدیمی ، بی پولی ، بی بودجه ای همش می خوان درست کنن پول و بودجه ندارن

    یه عامله مردم روی زمین میشینن ، سیستم تهویه و سرمایش نه چندان قوی کل خانم ها با چادر مشکی همه جا بوی نداری و فقر ……….. اینه تصویر من از بچگی از مسجد مثلا نماد دین مذهب و خدا

    یا حتی مدرسه که نماد علم هست همش مشکل داشت ، تو گرمایش سرمایش تو گچ و …. همش میگفتن بودجه ندارن پول ندارن نمی تونن برسن از پدر مادرها کمک مالی می خواستن و این نماد علم هم شده بود تو ذهنم = فقر

    خب طبیعی هست دو تا از ارزش ها تو ذهنم منافات داشت با ثروت مثل خدا و علم پس طبیعی بود کردنم پذیرفته باشم ثروت چیز خوبی نیست

    اگر ثروت خوب نباشه خب این مسجد و مدارس که با ثروت ثروتمندان ساخته میشه و اگر نباشن که نه علمی گسترش پیدا میکنه نه مردم می تونن عبادت دسته جمعی داشته باشن

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
    • -
      زینب ندرلو گفته:
      مدت عضویت: 1228 روز

      سلام صدف عزیزم

      چقدر از خوندن کامنت هات لدت بردم

      و چقدر تحسینت کردم که داری رو خودت کار میکنی

      من ایده بهم اومد رو کلید فراوانی رو باور کن، کار کنم

      برای اینکه به این نتیجه رسیده یودم که من تو فراوانی باورهام مشکل داره

      و این ایده وقتی اومد که من داشتم رو باورهای ثروت ساز کار میکردم رسیدم به سری فایل های سه برابر کردن درامد قسمت دوم رو که دیدم این ایده اومد که فایل های فراوانی رو بیین

      و حالا میفهمم چرا من هدایت شدم به این فایلها

      همه ی فایلها رو دیده بودم ولی به خودم قول داده بودم سه روز این فایل ها رو ببینم و بعد برم قسمت سوم سه برابر کردن درامد رو ببینم اون فایل رو بارها دیده بودم و میدونستم استاد درمورد معنوی بودن ثروت صحبت میکنه

      ولی اصلا انگار کر و کور بودم

      فک میکردم من مشکلی با ثروت ندارم خدا و ثروت رو از هم جدا نمیدونم

      فک میکردم حالا چهار بار این جمله رو شنیدم دیگه همه چی حله

      ولی میدونی نتایج که داشتم تو زندگیم چیز دیگه ای میگفت

      ورودی داشتم ولی فقط اگر همسرم بهم میداد

      خودم دوست داشتم بسازم

      نه اینکه حرکتی نکنم اقدامی نکنم

      هر چی به ذهنم می اومد انجام میدادم ولی هیچی صفر صفر

      بعد میگفتم خدایا چرا نمیشه چرا سه سال دارم روخودم کار میکنم به خیلی از خواسته هام رسیدم ولی چرا این ثروت نمیشه که نمیشه

      بعد میدونی به خودم چی میگفتم

      میگفتم اگر به ثروت برسم دیگه نمیام یه سایت سر بزتم دیگه خدا رو فراموش میکنم دیگه برای بهتر شدن تلاش نمیکنم

      به خودم میگفتم درسته پول تداری ولی خدا رو پیدا کردی

      مهم اینه داری برای بهتر شدن شخصیتت اقدام میکنی

      و میگفتم همه ی اینا رو انجام میدی ثروت بیاد بهتر که ثروت دیر میاد تو بیشتر میتونی تو این مسیر باشی چون ثروت بیاد احتمال زیاد خارج میشی از این مسیر

      و اصلا متوجه نبودم از کجا دارم میخورم

      حالا میفهمم چرا استاد تو اون فایل از این باور حرف میزنه

      وقتی دیدم تو اینقدر موشکافانه خودت رو بررسی میکنی و مثال هایی که زدی تازه انگار یکم گوش هام شنید

      من فکر میکردم که باور کردم ثروتمند شدن باشکوه، ثروتمند شدن معنوی

      ولی تو عمق وجودم خبری دیگه بود که 360درجه با این حرف فرق داشت

      حالا که تو خودم عمیق شدم دیدم چقدر ثروت تو ذهن من بد

      من یه مهارتی رو امسال شروع کردم به یاد کرفتن تا میحام یکم روش کار کنم میبینم ذهنم شروع میکنه برو رو باورهات کار کن وقتتو برا این نزار و من هر چند مدت کلا همه چیز رو رها میکنم میام سایت به خیال اینکه رو باورهام کار کنم و خب از مهارت به ورودی مالی نرسیدم

      و همیشه برام سوال بود چرا تا میخام جدی کار کنم این ایده میاد برو رو باورهات کار کن

      ثروت تو ذهن من مساوی با دوری از خدا

      مساوی با فراموش کردن خدا

      مساوی با دور شدن از سایت

      و برای من این رنج

      و خب چیزیکه رنج معلومه اشتیاقی نداری به سمتش

      اصلا فکر میکنم به خودم میبینم تا میخام بگم بهم ثروت بده خدا میگه ببین این اومده برای ثروت این معلومه بخاطر خود من نیومده بخاطر همین اصلا حرفش رو به خدا نمیگفتم همیشه میگفتم خدایا من خودت رو دوست دارم من میخوام به تو نزدیک بشم پول رو میخام چکار دادی دمت گرم نداری هم دمت گرم

      ولی ته دلم ثروت رو میخواستم

      خدایا من چقدر ساده از کنار این موضوع رد شدم و صدف جان با کامنتت خیلی بهم کمک کردی

      ممنونم ازت که اینقدر صادقانه نوشتی

      و منم تصمیم گرفتم با تعهد بیشتری رو این موضوع کار کنم

      هر جا هستی سلامت باشی

      حتما از تحربه هات تو این مسیر برامون بازم بنویس

      ممنونم ازت عزیزم

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
      • -
        صدف صادقی گفته:
        مدت عضویت: 856 روز

        سلام دوست عزیزم

        الان که کامنتت و کامنت خودم رو خوندم لازم بیشتر همه چیز واسم باز شد همه چیز از درون خودم

        یعنى اونجایى که نوشتى

        و میگفتم همه ی اینا رو انجام میدی ثروت بیاد بهتر که ثروت دیر میاد تو بیشتر میتونی تو این مسیر باشی چون ثروت بیاد احتمال زیاد خارج میشی از این مسیر

        یعنى منم همینطورى شده بودم ، یا بهتره بگم همچین الگویى تو ذهن من شکل گرفته بود

        شاید واسه ترس و تکرارى بود که استاد انقذ از دور شدن از سایت در ذهن من بوجود اورده بود

        الان که مدت ها از کامنتم میگذره ، من بیشتر وقت میزارم روى پول ساختن تا صرفا سایت و کار کردن روى شخصیتم

        چون می دونم بدون ثروت من نه حوصله نه انرژى و نه پول کار کردن روى خودم رو ندارم و مسیر ثروتمند شدن خودش به رشد شخصیتم کمک میکنه

        من ازت ممنونم براى این که انقذ واضح همه چیز رو باز کردى تا من دوباره نگاهى به درونم بندازم

        ببینم کجا من گیر افتادم …..

        شاد و موفق باشى عزیزم

        میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  6. -
    صدف صادقی گفته:
    مدت عضویت: 856 روز

    بنام خدای فراوانی ها

    سلام به همه دوستان

    دوباره بعدچند ساعت گوش دادن و تفکر کردن دارم کامنت میزارن و جالب اینکه تو این چند ساعت دوتا پیشنهاد کاری و مشتری خوب داشتم که از جیزی که فکر میکردم و قبلا پیش میومد فراتر بود

    واقعا تعجب کردم تغییر ذهن اگر اساسی باشه سریع نشون میده خودش رو تو جهان اطرافمون نشون میده

    خیلی راحت نیست آدم تو ذهنش ثروت و خدا رو یکی بدونه مثلا فوقش بتونه بی تاثیر بدونه نسبت به هم ولی یکی کردنش ساده نیست

    ولی می ارزه …. چون نعمت ها و ثروت ها و فرصت ها دنبال آدم میگردن تا آدم رو پیدا کنن اونم ساده و راحت

    هر موقع که سفت گرفتم تمرکزی روی باورهای ثروت سازم نتیجه گرفتم

    هر موقع که کار کردم ولی نه متمرکزانه و قوی نتیجه نگرفتم خوب فقط نشونه هایی میومد و میرفت در حد معمولی و من اینجا به اشتباه فکر میکردم قانون جواب نمیده

    ولی شاید یکی نیاز داشته باشه تا بشنوه

    قانون فقط با تمرکز کامل جواب خوب میده

    یعنی کار کردن رو ذهن اگر آلویت نباشه جواب نمیده

    اینطوری که فکر و ذکرت این باشه از چه راهی پول دربیارم و شغلم و‌مهارتم‌چی خیلی فرق داره که دغدغه ذهنیت این باشه که این افکار و چطور تو ذهنم جایگزین قبلی ها کنم و یک ذهن درست بسازم

    انسان عاقل رو‌چیزی سرمایه گذاری میکنه که بیشترین تاثیر رو داره و سرشاخه هست .. و ادامه میده ….

    یعنی من دوروز که اینطوری پر فشار ذهنم رو بمباران کردم دقیقا احساس حمله به ذهنم رو داشتم و دارم یعنی تا این حد تحت فشار همه جانبه قرارش دادم آگاهی های قبلیشو مثل دارکوب و نتیجه اش برام خیلی خیلی جالب بود

    واقعا حس کردن اومدن ثروت همیشگی راحت و زیاد شیوه طبیعی زندگی کردن ماست

    از بس که در گذشته ثروت از من دریغ شده بود به عناوین مختلف کمبود ، سختی بدست آوردن ، معنوی نبودن ، لایق نبودنم

    اره واقعا فکر میکنم آدم که به دنیا میاد نسبت به ثروت خیالش راحته که همه چیز هست چون وقتی به دنیا میاد از قبل شیر مادرش هست سیسمونی با عشق خریداری شده پدر و مادر به یه حد مالی خوبی رسیدن و …. و اینکه به مرور زمان با بزرگ شدن ما این کم‌میشه به خاطر اون فشاری هست که بیشتر از سمت خانواده به ما وارد میشه تا وجود الهی و باورهای الهی ثروتمون زو دستکاری کنن تا ما رو راضی به زندگی ضعیف و پست کنن

    برای من از بچگی از سمت خانواده شد نه اینکه نباشه بود ولی خب پدرم دوست داشت فقط جمع کنه و در جواب وظایفش واسه خانواده همیشه دم از بی پولی بدبختی ، خوب نبودن پول ، برچسب زدن به ما برای لایق نبودم پول میزد تا اینطوری ما رو ذهن ما رو کنترل کنه و لیاقت دریافت پول ما رو بکشه و راحت به خواسته اش که نگه داشتن پول بود برسه

    ولی من هیچ وقت باور نمی تونستم کنم که چرا ثروتمند نباید باشم

    شاید به دلیل همینه که الان اینجام و اینا رو دارم آموزش میبینم ….

    حالا برگردیم به پدرم ، اون اینطوری ذهن ما رو دستکاری می کرد

    مثلا خواهر بزرگم به شدت باور عدم لیاقت پیدا کرد

    خواهر وسطیم باور داره لازم نیست خانواده پدر و …. خرج خانم رو بده

    مادرم به شدت باور کمبود داره و همه این ها رو هم پذیرفتن از بچگی چون منشا این ها پدرم بود

    منم همون موقع گذاشتمش کنار ولی هیچ وقت افکارمو نپذیرفتم دوست داشتم مستقل باشم پس تو انتخاب افکارم هم مستقل عمل کردم و هر کاری کردن نتونستن بهم تحمیل کنن که باید بدبخت و ضعیف زندگی کنم

    که باید اگر می خوام به جایی برسم نخورم و نپوشم که متنفرم

    ولی یه چیز رو بهم منتقل کردن همون چیزی که نقطه ضعف کن بود

    باور عدم معنویت ثروت … چون برای من اخلاق و معنویت خیلی مهم بود و همین باعث جلوگیری از ورود ثروت به زندگیم‌شد و هر بار هم که به پول میرسیدم خودم با دست خودم هدرش میدادم و اصلا متوجه نبودم چرا …. ولی الان می دونم

    ثروت و معنویت و انسانیت و پاکی و بهشت و خدا در یک جا قرار گرفتن برای ذهن من میسر و امکان پذیر نبود

    حالا می دونم که چرا ….. چرا من انقد عشق به زندگی داشتم

    باور فراوانیم بد نبود

    باور راحتی در حد خیلی ضعیف نبودم

    ولی بازم ثروت یا نمیومد یا میومد میرفت

    چون باور عدم معنویت تو وجودم شدت زیادی داشت

    قشنگ یادمه یک روز که حالم خیلی بد بود و جالبه پول هم زیاد داشتم با خودم عهد بستم من دیگه دنبال پول دراوردن نمیرم تا بتونم خدا رو پیدا کنم و حالم رو خوب کنم

    و وقتی هم که رفتم سمت خدا انقد از عشق خدا لبریز شدم که تو ذهنم اهرم رنج و لذت ثروت و معنویت چنان بدتر شد که هر لحظه فکر میکردم الان از وقت عبادت و با خود و خدام بودن بزنم برم دنبال ثروت باز حالم بد میشه ، بازم زندگیم رنگ و بوی بی خدایی میکیره از بس که لحظات مناجات حالم خوب می‌شد

    و به همین منوال گذشت تا اینکه من هر روز غرق عشق خدا بیشتر و بیشتر تا اینکه واقعا یه جا دیدم از بی پولی زندگی مادی برام امکان پذیر نیست که اصلا بخوام واسه خدا وقت بزارم واسه سلامتی مثلا وقت بزارم و بالاجبار ذهن و قلبم افتادن دنبال ریشه بی پولی ام و واسه همینه که الان اینجام

    پس اینجام که به این ذهن چموشم بگم ، اگر تا الان خدا بود حال خوب بود و ثروت نبود

    یا ثروت بود و خدا نبود و حال خوب نبود

    چون تو اینطوری باور داشتی و حالت دیگه ای رو نمی تونستی بسازی

    الان فرق میکنه الان می دونیم که میشه هم بی نهایت با خدا بود هم بی نهایت ثروتمند این دو در کنار هم میتونن باشن و اصلا همو تقویت میکنن و من یک موجود و جسم مادی دارم و یک روح معنوی پس من بابد دوتاشو تقویت کنم و اگه یکیش ضعیف باشه باعث نمیشه اون یکی قوی بشه بلکه باعث میشه انرژیم تحلیل ضعف یکی بره و ازون یکی دیگه هم جا بمونم ‌و اونم ضعیف شه

    خب ذهنم میگه پس این مرتاض های هندی چی ؟ یکی مثل مولانا یا یه افرادی مثل درویش ها … اینا که نماد ارتباط با خدا هستن و ثروت ندارن … تو مگه خدا برات آلویت نیست و مگه حس حال این ها رو دوست نداری می دونی خودت چه لذتی داره پس ببین ثروت جایی نداره وقتی در پیشگاه خدا باشی

    منم جوابشو میدم

    اون الگوهای گذشته من بودن

    یک انسان بی پول نمی تونه با خدا ارتباط برقرار کنه ، میدونی چرا چون اون فرد در نیاز های اولیه خودش مونده مسکن ، غذا و …. و طبق غریزه خودش رفتار میکنه و نه طبق آگاهی خودش

    چون تا وقتی نیاز های اولیه هم نتونی تامین کنی دیگه بدنت تو حالت آماده باش و تعقیب و گریزه حالا با این شرایط بورو خدا رو بپرسن ببینم اصلا میتونی ؟

    فردی که غذا نخورده یا گرسنه هست

    فردی که آواره هست و خونه نداره

    فردی که بی پول هست و همش نگرانه

    چطور میتونه حتی اگر بخواد با خدا باشه ؟؟. چطور ؟؟ چرا جوابی نمیدی ؟ تو که مرتب تو گوشم می خوندی خدا خدا خدا نه پول … نه مادیات نه منافع نه ….. پس جواب منو بده

    خب خدا خودش منو جسم مادی آفریده بهم تمایل داده به سمت اهداف مادی ام وقتی خودش این تمایلات رو در درون من قرار داده مکه می تونه بد باشه؟؟

    زمانی بد میشه که من توی تمایلات مادی ام چنان افراط کنم که وقتی واسه تقویت روح و معنویت نزارم ….

    نه اینکه اصلا و ابدا به مادیات توجه نکنم با این توجیه که نمی خوام خدا رو از دست بدم !

    واقعا تو جه خدایی رو می پرستی ؟ خدایی که اگه احساس کنه درونت تمایل به ثروت داری ، از دستش میدی ؟؟ خدایی که خودش این تمایل رو در درونت گذاشته الان انقد ظالم هست که میگه نه یا من یا پول ؟؟؟؟ چرا فکر میکنی این خدات خدای واقعی هست ؟

    تو اگه مومن هستی باید هم تو مادیات بسیار بسیار ثروتمند بشی هم تو معنویات …… هر دوتاش باهم

    هر بار تو زندگیت غنی بودن تو هر زمینه رو جدا جدا تجربه کردی

    این دفعه بیا و هر دوتا رو با هم تجربه کن

    اگه ثروت بد بود که انقد می‌شد باهاش کار انجام داد ؟ اگه ثروت بد یود دسامبرها و امامان ثروت داشتن ،،،، دیگه از قرآن معتبر تر هم هست …. تو قرآن اومده ….

    اگر ثروت بد بود پیامبر با زن ثروتمند ازدواج می کرد

    اگر ثروت بد بود حضرت یوسف شغلی داشت که با ثروت و دارایی یک مملکت سر و کار داشت و بواسطه اون ثروتمند می‌شد ؟؟

    اگر ثروت بد بود که خدا تو قرآن مثل تمام چیزها که نهی می‌شد میگفت ( شراب ، قمار ، ربا ، شرک و …. ) خب ثروت رو هم میزاشت کنار اینا ولی نزاشت …. خود ثروت رو نزاشت ولی افراد ثروتمندی که مال و ثروت اون ها رو مطیع و‌مغرور کرد طوری که از یاد خدا غافل شدن رو نهی کرد ….بله نه خود ثروت رو

    بعد تو به جای خدا امر میکنی !!! که ثروت بده نمی خوام ،،،،

    اگه ثروت و مادیات مهم نبود که خدا تو رو موجود مادی نمی آفرید …… فرشته خلقت می کرد دیگه چرا جسم مادی بهت داد ؟ جسمی که برای زنده موندن نیاز به ثروت داره که باید همیشه غذا بخوره و غذا ثروته …. جسمی که نیاز به پوشاک داره که پوشاک هم با ثروت بدست میاد

    جسمی که نیاز به بودن کنار یه جنس مخالف داره که ازدواج هم با ثروت بدست میاد و ….

    وس خدا مقرر کرده که ثروتمند باشیم تا اول نیازهاتون برآورده بشه و بعد خواسته هامون تا روحمون ارضا و بعد تقویت بشه برای معنویت ……..

    وای خدا چقد نوشتم ولی خب احساس میکنم با همین نوشتنم ذهنم رو دارم خلع سلاح میکنم تا با این ضعیف کردن باورهای قبلیش بتونم باور جدیدم رو جایگزینش کنم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 10 رای:
  7. -
    صدف صادقی گفته:
    مدت عضویت: 856 روز

    بنام خدای فراوانی ها

    سلام به همه دوستان عزیزم

    حالا که دوروزه افتادم به جون ذهنم و افکارم نسبت به ثروت و ثروتمند شدن رسیدن به این فایل که نشانه ی روزم بود

    تو ذهن من ثروت یک عامل خطرناک شخصیتی هست

    یعنی ازونجایی که خودم خیلی خیلی به مسائل اخلاقی اهمیت میدم و اطرافیان من دیده بودم تا ثروت میاد یه ویژگی های زشتی از خودشون بروز میدن یواش یواش ترس از ثروت و ثروتمند شدن در درونم بوجود اومد

    و بعد آموزه هاس استاد خیلی به این مطلب دقت میکردم یعنی درونم منو میخکوب می‌کرد یه چیزی در درونم منو میکشوند که مرتب این جمله رو بخونم و با خوندنش قلبم آرام میگرفت ( البته الان دلیلش رو متوجه شدم ) — ثروت شخصیت انسان رو تغییر نمیده بلکه شخصیت انسان رو رو میکنه یه ویژکی های فرد رو پر رنگ میکنه

    ثروت فرد بخشنده رو خسیس نمیکنه بلکه فرد خسیس رو خسیس تر میکنه یا خساستش رو تو مقیاس بزرگ‌تر نشون میده یعنی هر ویژگی که داره در مقیاس بزرگ‌تر به نمایش میزاره

    امروز تو حموم داشتم به خودم فکر میکردم

    زمانی که پول زیادی داشتم به اطرافیانم میدادم

    جالبه زمانی که پول خیلی خیلی کمی داشتم بازم به اطرافیانم میدادم ……!

    و خیالم راحت شد قرار نبست ثروت بیاد منو عوض کنه یا منو تبدیل به یه فرد دیگه کنه ، واقعا ثروت ورژن بزرگ‌تری از ما رو به نمایش می زاره

    مثلا یکی از نزدیک هام خیلی جو گیر هست و فخر فروشه و دوست داره بگه من برتر هستم زمانی که پول میاد این ویژکی اش مثل یک تومور بزرگ‌تر میشع

    یکی دیگه از اطرافیان من خیلی مغرور و حسابی هم خسیس هست به پول بیشتری رسید خسیس تر شد یعنی وقتی فقیر بود فقط تخم مرغ و سیب زمینی می خورد وقتی به پول رسید اتفاقا بازم به شکمش فشار آورد ( در حالی که من توهم میزدم قراره دیگه به خودش برسه )

    واسه همین ذهنم برداشت کرده بود خب پس تو هم به پول برسی قراره به غذا و لباست نرسی که من خیلی خیلی آلرژی دارم به اینکه از شکم و وجودم بزنم واسه جمع کردن و نمایش به بقیه و فخر فروشی و ..،. احساس میکنم ارزش دیگران در ذهن من بالاتر از ارزش خودم در ذهنمه

    واسه همین نمی تونستم با همه وجود یورش ببرم سمت ثروت

    میتونستم با همه وجود برم سمت سلامتی چرا ؟ چون مقاومتی نداشتم مثلا ذهنم میگفت که سلامتی باعث میشه شخص بهتری باشی طول عمر بیشتری داشته باشی ، تو کارهات به کسی محتاج و ….

    حالا در مورد ثروت همون اول آژیر خطر به صدا در میومد که وقتی بیاد زندگیت رو کن فیکون می کنه من همون اول قیدشو زدم در حالی توانایی های خوبی برای کسب ثروت دارم و همین اینکه عزت نفس خوبی هم تو کار هام دارم

    هر چقد بخونم و ببینم که آدم های ثروت مند ویژکی های اخلاقی ممتازی دارن بیشتر عاشق ثروت میشم چرا ؟ چون اون مقاومت و الگو اشتباه ذهنم رو میشکنه که ثروت باعث رذایل اخلاقی میشع ، نه نمیشه شخصیت نامناسب داشتن و رو شخصیت کار نکردن ، شرک داشتن انسان بی ایمانی بودن باعث رذایل اخلاقی میشه نه پول …. پول که نعمت خدای بزرگه با پول ما به خواسته هامون میرسیم غذا کی خریم لباس می خریم ، مسافرت میریم ، به آدم ها کمک می‌کنیم به چرخ بیزینس جهان کمک میکنین انسان مفیدی برای خودمون و اطرافمون میشیم ، احساس دارندگی می‌کنیم احساس امنیت می‌کنیم احساس آرامش میکنی خب اینا کخ همش خداییه

    این کارهایی که ثروت ایجاد میکنه که خداییه ، پس من گول خوردم که فکر می کردم ثروت شخصیت رو‌تغییز میده روند زندگی رو تغییر میده انسان رو تغییر میده

    مرد رو خیانت کار و زن رو هوایی میکنه ………….

    نه زن و مرد نا مناسب رو از راه به در میکنه

    خیلی از زن و شوهرها تو فقر خیانت نمیکنن ولی تو ثروت میکنن

    میدونین چرا ؟ چون اون موفع که فقیر بوده هک تو ذهنش مشکلی نداشته با خیانت ، به ثروت کخ رسبده فضا برای اجرای افکارش براش بهتر ایجاد شده ….

    سالها بود که آرزو داشتم مادرم به پول برسه و بره مثلا کارهایی که دلش می خواد رو بکنه

    و خلاصه بعد سالها تو سن 60 سالگی به ارث رسید فروختش و پول رو گذاشت تو حسابش و هر ماه به یه سودی رسید

    من خوشحال یعنی خوشحال ها گفتم دیگه مادرم به آرزوش رسید دیگه دستش جلوی پدر خودخواه و خسیسم دراز نمیکنه دیگه میره واسه خوپش غذا لباس میخره به بچه هاش هم میبخشه دیگه فلان و فلان برای خودش طلا میخره و…..

    به خدا تغییر نکرد ! واقعا دچار شوک شدم

    هی یه ماه هی دوماه دیدم نه

    مادرم چند تا مشکل سلامتی هم داره که باید درستش کنه مولا دندون مصنوعی جنس بده و همش دهنشو زخم میکنه و باید عوض بشه

    معده اش مشکل داره و بایذ درمان بشه

    ترازوی داره و انگشت شصتش کج شده و باید عمل بشع

    تو تمام این سالها من فکر میکردم چون مادرم پول نداره دنبال درمان اینها نرفته و روز و شب کارم دعا بود به پول برسه و اگر پول هم داشتم‌اولین کار شوت می کردم میدادم به مادرم چون خیلی می نالید و فکر میکردم به محض اومدن پول میره همه این مشکلات سلامتیش رو درست میکنه ( چون خودم اینطوری هستم دقیقا ) باورتون نمیشه نکرد ……من دچار شوک شدم گفتم خب الان دیگه مشکل چیه بورو دندونتو عوض کن معده ات رو خوب کن و ….

    می دونین چی گفت ؟ کی منو ببره کی برام نوبت بگیره ……. گفتم یه آژانس بگیر ، پسر و شوهرتو‌ ول کن

    آقا نکرد که نکرد

    و من موندم با رویاهایی که بر باد رفت :( از بچگی انقد اخه نالیده یود من فکر می کردم تنها مشکلش نداشتن پول هست و همش آرزوم بود سریع پولدار بشم بهش پول بدم مشکلاتش رو حل کنه …. واقعا متوجه شدم من یک عمر اشتباه آرزو داشتم ….

    و وقتی به پول رسید مشکلاتش رو حل نکرد که نکرد ………………

    بعد متوجه شدم اونی که با پول برای خودش هزینه میکنه ربطی به داشتن پول که چقد هست یا نیست نداره ربط بع شخصیتش و اینکه چقد برای خودش ارزش قائله چقد داره درست زندگی میکنه داره

    یا خواهرم وقتی که ثروت نداشتن تفریح نداشتن ، خریدی برای خودشون نمیکردن ،

    وقتی به پول بیشتری هم رسیدن بدتر شدن چون سرشون شلوغ تر شد تفریح صفر …. خرید ….. بازم این ثابت میکنه بهرشخقیت ربط داره

    وقتی آدم ریز میشه تو خودش و دیگران بهتر درک میکنه اصل کاری چیه ……

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
    • -
      طاهره گفته:
      مدت عضویت: 599 روز

      سلام صدف جان واقعا سپاسگزارم که اینقدر با جزئیات نوشتی که تونستی اینجور موشکافی کنی افکارت رو امیدوارم با کلی نتایج خوب بیای دوباره بنویسی کامنتت خیلی کمک کرد بهم ممنونم ازت

      امیدوارم منم بتونم بیشتر کامنت بزارم و همینقدر رها بنویسم و بنویسم فقط و ذهنم رو خالی کنم..

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  8. -
    نرگس پرورش گفته:
    مدت عضویت: 2428 روز

    به نام خداوند هدایتگر مهربانم

    آیه 46 سوره کهف به این موضوع اشاره دارد: “الْمَالُ وَالْبَنُونَ زِینَهُ الْحَیَاهِ الدُّنْیَا وَالْبَاقِیَاتُ الصَّالِحَاتُ خَیْرٌ عِندَ رَبِّکَ ثَوَابًا وَخَیْرٌ أَمَلًا

    “مال و فرزندان، زینت زندگی دنیا هستند؛ و باقیات صالحات نزد پروردگارت از نظر پاداش و امید بهترند”

    معنای لغوی “زینت” در قرآن، به طور کلی به معنای زیبایی، آراستگی و هر چیزی است که باعث زیبایی می شود .

    خدایا شکرگزارم که به من فرصت دوباره دادی تا صدای قوانین تو رو در مورد ثروت و فراوانی بشنوم . شکرگزارم که من رو برای دریافت هرچه بیشتر ثروت و نعمت آماده می‌کنی .

    اینکه شنیدن خیلی از داستانهای این چنینی کلی باور محدودکننده به ما داده از بچگی شروع شده تاااا زمانی که متوجه شدیم که ناآگاهانه‌ چ باورهایی به ما منتقل شده و سعی کردیم ورودی های ذهنی مون رو کنترل کنیم . ورودی‌هایی که باورها رو در ما ایجاد می‌کنه .

    باورهای محدودی که جلوی دریافت طبیعی نعمتها و ثروت‌ها رو در زندگی ما گرفته .

    باورهای محدودی از جمله اینکه دین و ثروت باهم در تناقض هستند و نمیشه هم ثروتمند باشی و هم انسان معنوی و خداشناسی باشی و اینکه ما سالهای سال در زندگی شنیدیم که اگر پول ندارم اشکال نداره ، به جاش انسان خوب و خوش قلبی هستم ، یا همیشه تو فیلمها می بینیم که انسانهای فقیر با محبت و بسیار صمیمی و خوشبخت هستند درسته پول ندارن ولی آرامش دارن و دیدیم که انسانهای بسیار ثروتمندی که آرامش ندارن و خیری از زندگی نمی‌بینن و کانون خانواده شون سرد هست و افراد از هم دور هستند و یا بچه‌های اون فرد ثروتمند انسانهای ناخلفی هستند .

    ما همیشه شنیدیم و دیدیم که برای دریافت موفقیت و شادی و ثروت باید همیشه تلاش کنی ، زحمت بکشی ، موانعی رو پشت سر بذاری ،زمین بخوری و بلند بشی و کلی شرایط رو در خودت ایجاد کنی تا ب ثروت و موفقیت بتونی دست پیدا کنی در حالی ک از استاد الان و همیشه شنیدم که خداوند برای من ثروت و موفقیت و شادی میخواد و روند طبیعی زندگی اینه که ثروت و خوشبختی و شادی وارد زندگیم بشه . این طبیعیه ک من انسان ثروتمند و موفقی باشم فارغ از اینکه در چ حرفه‌ای ، در چ سنی ،در چ کشوری ، در چ شرایطی داری زندگی می‌کنی ، همون‌طور که نفس کشیدن بستگی به کشور و سن و تخصص و شرایط تو نداره و تو همیشه میتونی نفس بکشی به صورت طبیعی ، اگر ب صورت غیرطبیعی و با بیماری و یا موانع خاص جلوی نفس کشیدن خودت رو نگرفته باشی.

    چقدر مثال خوبی هست تشبیه ثروت به اکسیژن و چ دنیای قشنگی رو استاد به من نشون دادی که بهم گفتی برخلاف همه آنچه بهم گفتند ، ک طبیعی اینه ک من ثروتمند باشم و موفق ، طبیعی اینه ک من شاد باشم و خوشبخت ، طبیعی اینه که من سلامت باشم و تندرست ، روند طبیعی اینه و خداوند و جهان هم حامی این روند طبیعی هست . خدایا شکرت

    خدایا شکرگزارم که تو برای من شادی و ثروت و سلامتی و خوشبختی و نعمت میخوای . شکرگزارم که تو حامی من و خوشبخت و شاد شدن من هستی . شکرگزارم که من رو روند طبیعی جهانت آشنا کردی .

    اینکه هم میتونم در دنیا خوشبخت و شاد و راضی باشم و هم در آخرت شادی و خوشبختی و رضایت رو تجربه کنم .

    پس اگر من این خوشبختی و ثروت و نعمت رو دریافت نمیکنم ب دلیل این هست که من با باورهای خودم مانع دریافت این نعمتها و ثروت‌ها شدم . من با باورهای خودم در مداری قرار گرفتم که این خوشبختی و ثروت و موفقیت رو نمی‌بینم .

    هرآنچه هستم ، پول و ثروت اون جنبه شخصیت من رو برجسته می‌کنه .

    من به میزانی میتونم ثروت و نعمت رو دریافت کنم که من جهان و نعمت و ثروت رو در راستای هم ببینم. هماهنگ ببینم خداوند رو و ثروت رو.

    اینکه خواست خداوند برای من این هست که من ثروتمند و موفقی و شاد و خوشبخت باشم .

    خدای عزیزم ! من واقعا از صمیم قلب می‌خوام که از نظر ذهنی در مورد ثروت و موفقیت توانمند باشم نه معلول . من می‌خوام که در دسته‌ی عموم مردم نباشم و نتایج عموم مردم رو نگیرم. تو یاورم باش تا من باورهای عموم مردم ، باورهای محدودکننده مردم رو نداشته باشم و نپذیرم و نتایجی متفاوت رو در زندگی خودم خلق کنم . کمکم کن تا ثروت و خوشبختی بیشتری رو تجربه کنم تا ایمانم به تو روز ب روز بیشتر و بیشتر بشه . کمکم کن تا بتونم ثروتمند و خوشبخت باشم تا در برابر تو با فروتنی و تواضع سرتسلیم فرود بیارم و بگم که «خدایا هرآنچه دارم از آن توست » .

    خدایا شکرت که میتونم در جهان تو و در پناه تو شاد و ثروتمند و سعادتمند و خوشبخت باشم.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  9. -
    مژگان محمدشیر گفته:
    مدت عضویت: 414 روز

    درود

    روز چهل و هشتم از تحول روز شمار زندگی من

    سپاس از استاد عزیزم

    چه آگاهی های نابی داشت این فایل

    یکی از اونها این بود که

    1- روند طبیعی جهان اینه که ثروت ، نعمت خوشبختی ،سلامتی وارد زندگیمون بشه

    ثروت یک چیز طبیعیه برای این جهان

    سلامتی یک چیز طبیعیه برای این جهان

    خوشبختی یک چیز طبیعیه برای این جهان

    پس اگر سلامت و ثروتمند و خوشبخت نباشم طبیعی نیست

    2ـ به میزانی میتونی نعمت ها ثروت های خدا رو دریافت کنی که باور داشته باشی که خداوند از اینکه تو ثروتمند و خوشبخت باشی خوشحاله و حمایتت میکنه، چون به گسترش جهان کمک میکنی

    3ـ برای ثروتمند شدن فقط باید احساس خوب و باورهای درستی داشته باشیم نیاز به فشار زیادی نیست .

    4ـثروت مثل اکسیژن هست ، اگر شما طبیعی باشی دریافت می‌کنی

    5ـقوانین جهان اینه که هر چی رو باور کنی ، همون رو تجربه میکنی

    6ـ به قول قرآن اگر تو این دنیا خوب زندگی نکنیم و از نعمت های خدا استفاده نکنیم ، اون دنیا وضعیت بدتری رو خواهیم داشت

    7ـهرچقدر ثروتمند تر بشی ایمانت بخدا بیشتر میشه بیشتر خداوند رو باور میکنی و می پذیری و متواضع تر میشی .

    یاد من باشد کاری نکنم که به قانون زمین بر بخورد

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  10. -
    مریم ری را گفته:
    مدت عضویت: 1302 روز

    بنام خدای ثروت ساز

    گام چهل و هشتم از پروژه گام به گام

    در رامهرمز

    و خداوند میخواهد که جهان را گسترش دهد

    روند طبیعی جهان اینه که خداوند همواره برای ما

    ثروت سلامتی و آرامش میخواهد

    ما با ثروتمند شدن به مدار بالا تر میرویم

    و در مدار بالاتر ما به خدا نزدیک تریم

    ما به میزانی ثروت و نعمت دریافت میکنیم

    که باور داشته باشیم خدا برای ثروتمند شدن به ما کمک میکند

    قانون جهان اینه که هر چیزی رو باور کنید همون رو تجربه خواهید کرد

    خدایا من به هررر خیری که از تو به من برسه محتاجم

    خدایا شکرت

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای: