https://tasvirkhani.com/fa/wp-content/uploads/2024/12/abasmanesااh.jpg8001020گروه تحقیقاتی عباسمنش/fa/wp-content/uploads/2015/12/logo-with-title-340x85.pngگروه تحقیقاتی عباسمنش2024-12-31 05:22:532025-11-16 09:22:00پروژه «مهاجرت به مدار بالاتر»
759نظر
توجه
اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
پروردگارا مارا به راه راست به راه کسانی که به انها نعمت داده ای هدایت کن
پروردگارا مارا به اسان ترین و لذت بخش ترین و طبیعی ترین راه ها برای رسیدن به خواسته هامون هدایت کن
سلام به استاد نازنینم و عزیز دلشون خیییییلی دوستون دارم ،لطفا یه قسمت جدید از سریال زندگی در بهشت بزارید دلمون براتو تنگ شده
من میخام در مورد پا شنه اشیلم صحبت کنم و تمام تمرکزم رو بزارم تا کمرنگ بشه اونم مقایسه خودم و زندگیم با بقیه هست که دیدم تهش میشه همون حرف مردم ……
خدایا من میخام برام مهم نباشن بقیه ،برام مهم نباشه حرفاشون و دیدگاهشون نسبت به من و فرزندم و زندگیم ، میخام تمرین کنم بی تفاوت باشم به زندگی بقیه که کی چیکار میکنه کی چندتا بچه داره کی چندتا ماشین و خونه داره و…. حداقل در قدم اول برام مهم نباشه چون هنوز اونقدر قلبم بزرگ نشده که تحسین کنم ذهنم جفتک میمدازه و میره تو مقایسه و احساس قربانی شدن و حس حسادت بهم دست میده ، پس قدم اول بی تفاوتیه
حتی نسبت به همسرم وابستگیمو کنار بزارم تو این مورد خانم شایسته رو الگو قرار میدم و واقعا تحسینشون میکنم، یک انسان کامل و با عزت نفس که وابسته به کسی نیست مثلا من خودم اگه باشم واقعا نمیتونم تنها بمونم اونم به مدت چند ماه ،واقعا تحسینت میکنم مریم جووون
یادمه پارسال خیلی خوب تونسته بودم ذهنمو کنترل کنم در این مورد حرف مردم و حسم عااالی بود و خداوند هم درهای نعمتش رو به روم باز کرد واقعا خدایاشکرت بخاطر تمام اون نعمتهایی که بهم بخشیدی وقتی رها بودم وقتی تسلیم بودم وقتی سرم تو زندگی خودم بود و فقط سپاس گذار لحظم بودم
زندگی فقط همین لحظه های شیرینیه که با فرزندم میگذره و خداوند در هر لحظه به لذت بخشترین و راحت ترین مسیر هدایتمون میکنه تا نیاز های لحظمون پاسخ داده بشه
خدایا مارا در مدار اسان شدن برای اسانی ها ،برای سلامتی برای شادی برای ثروت برای ارامش و احساس خوب قرار بده
خداوندا مارا در زمان مناسب و درمکان مناسب همیشه هدایت کن
سلام دوستان .. ابن اولین باری هست که من کامنت میزارم نمیدونم چرا اما یهو دلم خواست این رو براتون بنویسم . من چند وقتی میشه به نقطه ای در زندگیم رسیدم که تا حالا نرسیده بودم انگار زندگی من به دو قسمت تقسیم شده درواقع بهتره بگم شناختی که از خودم و از خدای خودم داشتم تبدیل شد به یه شناخت جدید.. این خدایی که میشناسم اصلا ربطی به خدایی که تا قبل از این باورش داشتم نداره .. هیچ ربطی هم به مذهب و دینی که من به اشتباه تصورش کرده بودم هم نداره.. الان تا یه اتفاقی می افته به خودم میگم خدا خدای الان نیست خدای 50 سال بعد و میلیون ها سال قبل و بعد هست..چیزی که تو ازش میترسی رو اون الان داره میبینه .اصلا برای اون موقعیت جغرافیایی یا اوضاع سیاسی اقتصادی مهم نیست ..50 سال بعد تقریبا خیلی از ادمایی که الان روی کره زمین هستن زنده نیستن ولی اون هست همچنان پس با دونستن این نکته مهم همه چیز برام از ترس افتاد . من هیچ وقت در زندگی م به بی معنایی نرسیده بودم شاید این حرف فانتزی به نظر بیاد شاید حتی از نگاه ادمای دورو بر خودم از سر شکم سیری به نظر بیاد ولی واقعا من چند مدتی بود و هست که دچار بی معنایی عجیبی شده بودم نه اینکه فکر کنید افسرده هستم نه ..یه چیزی متفاوت که اصلا نمیدونستم چیه ..شاید برای اینکه همیشه یه چیزی بود تو زندگیم گه برام جذاب بود و داعم فکرم بهش مشغول مثلا یه زمان درس خوندن نمره بالا کرفتن یه زمان دانشگاه و درس و کنکور یه زمان کار یه زمان مهاجرت یه زمان ماشین خریدن یه زمان مسافرت زفتن..البته اعتراف میکنم ازدواج برای من یه ارزو و یه رویایی هست که همیشه میخاستم ولی الان بعد از این همه بالا پایین انگار اون رویا برای من به وضوح کامل رسید و خواستمش از ته دل و خودم هم به موازات اون این سالها حسابی سعی کردم با تمام اشتباهاتی که داشتم خودمو برسونم به نسخه ای که لیاقت اون زندگی و اون همسری که دوست دارم رو داشته باشم .. و الان چند وقته رها کردم تا بدستش بیارم .. اما بی معنایی برای من فراتر از این بود.. در طول این 6ماه گذشته هیج وقت خودمو انقدر به خدا نزدیک ندیده بودم .این بی معنایی برای من انگار گیر کردن بین دنیای قبلی و جدید بود.. نه میخاستم برکردم به زندگی گذشته چون انگار همه راهها رو رفته بودم و اون تیک هایی که میخاستم رو زده بودم و نه راهی میدیدم برای اینده ..رباطه من با خدا هم حیلی عوض شد به مرور.. من اونو یه چراغ حادو میدیدم که هر لحظه باید چیزی رو که میخام بهم بده و خب اون هم میداد..یاد ندارم چیزی رو در زندگی خواسته بودم از ته دل و بهم نداده بود. حتی تحصیل در خارج کشور در بهترین دانشگاهها ..دیدن خیلی از جاهای دیدنی اروپا..کار خوب درامد مناسب..منتهی حس کردم به مروز که انگار معنای زندگی من در 37 سالگی انگار فقط خودش هست… خیلی در این 6 ماه ازش جدا شدم قهر کردم گفتم لعنت به من که باز بیاد سمت تو ولی به 24 ساعت نمیکشید انگار میخاستم برم سمتش ..حتی قران خوندن برای منی که سمتش نمیرفتم هم یه چیز عادی شده بود.. و به مرور از این تنش و خشم و اشکهای زیاد من کم شد کم شد .الان حس میکنم با تمام مشکلات و وضعیتی که تو زندگیم دارم و حتی در اوضاع بیرون از زندگیم ولی وقتی به این حس میکنم که دارمش حالم خوبه ..شاید مسخره به نظر بیاد تو اوضاعی که همه دارن مهاجرت میکنن من واقعا دلم نمیخاد برم . دلم میخاد بمونم تهران و با مردی که همیشه در تصوراتم دنبالش بودم ازدواج کنم و زندگی تشکیل بدم.. من واقعا از تنهایی مهاجرت کردن بدم میاد دلم میخاد اینجا بمونم زندگیمو بسازم گرچه همزمان هم تلاش میکنم که دنبال کار باشم کشوری که درس خوندم شاید صلاح خدا به اینه من دوباره برگردم .. راستش این یکی از ابهامات منه که راه درست کدومه.. اونم برای من که 4 سال خارج از ایران درس خوندم و فوق لیسانس دومم رو گرفتم و برگشتم ایران احتمالا راه درست از نظر بقیه رفتن به حارج از کشوره .شرایط کار در ایران هم مناسب نیست و حقوق ها. حتی نتونستم کار مناسبی پیدا کنم در این مدت که برگشتم ولی از یه طرف همه چی رو سپردم به خدا و دارم تلاش میکنم .گاهی وقتا کامنتای شما رو میخونم حس خوب میگیرم و میگیم خدایا شکرت در این سن تونستم درس بخونم کار داشته باشم ماشین بخرم ..الانم به ظاهر دارم از صفر شروع میکنم ولی میدونم من رو میرسونی به اون تصویری که دوست دارم و اون تصویر دوست داشتنی برای من یه زندگی مشترک هست.مادر شدن هست و کنارش پیشرفت شخصی م ..نمیدونم چرا دلم میخاد این نسخه از خودم رو تجربه کنم چیزی که هیج وقت تجربه نکردم .. نسخه مهاجرت نسخه زندگی مستقل رو تجربه کردم ولی دلم زندگی مشترک میخاد با مردی که دقیقا مشخصاتش رو میدونم شاید از بچگی میدونستم چه مردی میتونه من رو خوشبخت کنه گرچه خیلی وقتا هم ادمای اشتباه انتخاب کردم برای اینکه انقدر مثه الان با خودم و خدا و کاعنات صادق نبودم .. معنای زندگی من شده خدا اینکه حس میکنم ته تمام دلنگرانی ها اون هست.. اون بالاتر از همه چیزه ..مثه اینکه بگی تو دوران حمله مغول به ایران هیچ کس ازدواج نکرد یا هیچ کس خوشبخت نشد.. منظورم اینه خوشبخت شدن و موفق شدن ربطی به لوکیشن و شرایط اقتصادی سیاسی نداره به این بستگی داره چقدر از اون بالایی بخای و چقدر قبولش داشته باشی و من با تمام وجودم ازش این رو میخام و حس خوبی دارم باهاش.و اتفاقا ازش ممنونم که تا قبل از این ادم زندگیم رو با من مواجه نکرد شاید باید این نسخه از خودم رو میدیدم و این عقلانیت و این وضوح رو و بعدش از ته قلبم اون زندگی رو میخاستم .خدیااا شکرت واقعا شکرت که اول و اخر توهستی.. خدایا شکرت .. نه از اون شکر کردن های سر زبونی نه .از اون شکر کردنایی که خودت ته قلبت حس میکنی برات چیکارا کرده و فقط خودت ازش خبر داری. من همیشه میگم خدا هیچ وقت شرمنده بنده ش نمیشه ..یه جوری برای ادم جبران میکنه که ادم شرمنده میشه به شرط اینکه از ته قلبت بهش باور داشته باشی
سلام باکمال سپاس وتشکر به استاد عزیزم وگروه گرم وصمیمیتان بسیار شاد وخوشحالم ازاینکه باگروه اشنا شدم ودرطی این مدتی که باشما همراه بودم ودستورات وقوانین را اجرا کردم جهان برایم عوض شد بسیار بسیار بسیار زیاد درامدم روابطم تغییر پیدا کرد همه مرا بیشتر دوست دارند درکل جهان یا خداوندیاکاعنات همیشه به من لبخند میزنند دنیا برام رنگارنگ شده ومن سپاسگذارپروردگارم وقوانینش هستم با ارزوی شادی وسلامتی وموفقییت برای همه دوستان واستاد وهمه انسانهای جهان با تشکر فراوان
من تقریبا دوماهه با این فضا اشنا شدم.تا همین چند وقت پیش تنها استفاده ی من از سایت فایل های استاد بود…
اصلا به بخش عقل کل سر نمیزدم…من علم بچه هارو کمتر از استاد میدیدم!…راستش اصلا اعتماد نمیکردم به پاسخ های دوستانِ جان….
اما چند وقت پیش اتفاقی شروع کردم به مطالعه ی پرسش و پاسخ ها…و چقدر لذت بردم!
چه استاد هایی توی این بخش پیدا کردم….
کم کم شروع کردم به سوال پرسیدن و دریافت جواب های عالی…
هر وقت جوابهای دوستان رو میخونم انگار صداشون تو گوشم میپیچه!حتی میتونم تصورشون کنم….این خیلی حس خوبی رو بهم منتقل میکنه.
انقدر استفاده کردم از این بخش و آموختم که این روزا خودم شدم پای ثابت بخش عقل کل برای پاسخ دهی و چه نتایج شگفتی گرفتم!
من فک میکنم عقل کل خودش یه منبع عالی برای یادگیری قانون جذبه….هر وقت به سوالی پاسخ میدم بعدش با خودم میگم مهسا! تو این حرفا رو به دوستات زدی…پس موظفی خودتم بهشون عمل کنی…خودتم باید نتیجه بگیری….این منو موظف میکنه ک به آموزه ها عمل کنم و غفلت نکنم و فکر میکنم مهمترین و مهمترین و مهمترین تاثیر عقل کل توی این چند روزه برای من همین بود!
قبل از این همیشه یه غفلت هایی داشتم….احتیاجداشتم یکی منو فُرس کنه که آموزه های استاد رو بکار ببرم…تنبلی نکنم..عقل کل این کارو کرد…
شدم مث معلما…با خودم میگم نمیشه به دیگران یاد بدی 2+٢=4 اما خودت در زندگیت بگی ٢+٢=٣
خودتم باید همون جوابای قشنگ رو عملی کنی…
در آخر تشکر میکنم از همه ی دوستانی که میشه حاضرن در بخش عقل کل…معلم های خوب من هستید…
شاکرخداوندهستم که بعداز چنگ انداختنهای فراوان به مطالب استادرسیدم.
حدودیک سال است که باسایت آشناهستم اما درمداری قرارنگرفته بودم که بتوانم از مطالب ومحصولات استاد استفاده کنم.
بااینکه گفته های استاد پربار است واز بار معنوی وروحانی بالایی برخورداراست اما بنده سعادت استفاده وبهره از آن را پیدانکرده بودم واز کسایی تبعییت کردم که یا قابل مقایسه با استاد نبودندویااصلأ درمدار موفقیت نبودندوباعث شد شکست بخورم اما الان قضیه متفاوت شده ومداربالاتر منو به اینجا رسونده.بینهایت سپاسگذار خداوندم وتنها به موفقیت می اندیشم.سپاس از استاد گرامی وتمام زحمت کشان وسپاس فراوان از خداوند جهان
نمیدونید من چه ذوقی کردم که اسم ماهارو خوندین ، کلی ی ی ی ی کیف کردم :)
من بیشتر از اینکه به بچه ها جواب داده باشم و کمکشون کرده باشم، خودم استفاده کردم ، این یه واقعیته ، خیلی چیزای خوبی یاد گرفتم ، قانون بارها و بارها برام تکرار شد و این عالی بود
یسری از جواب ها انقدر با قدرت هستن که خیلی انرژی میدن ، واقعا اون فرکانس رو حس میکنی
من قبل از فعالیت تو قسمت عقل کل و بعد از اون هم اطلاعاتم خیلی بیشتر شد و هم ایمانم قوی تر، خیلی اتفاقات خوبی برام افتاد، میام و همه نتایجم رو میگم….
میخواستم بهتون بگم که خیلی چهره ی زیبا و جذابی دارید و صد البته که چهره ی سیرتتون به مراتب زیباتر از چهره ی صورتتان است که فقط اندکی از ان در چهره ی صورتتان است.
به شما و خانواده ی محترمتون واقعا تبریک میگویم.
هر کجا هستیم سرشار از ثروت و نعمت و سلامتی و آرامش و سعادتمند در دنیا وآخرت باشیم.
من و خانواده ( مادر پدر و برادران) من. همیشه خوب پول در می آوردیم. ولی هیچ وقت به طور مداوم پول پسنداز نمی کردیم. یعنی خوب می خوردیم. خوب می پوشیدیم. ولی پسنداز نمی کردیم. من کلی فکر کردم. دیدم واسه خورد و خوراک، لباس، رستورانهای لوکس . مسا فرت به نقاد مختلف دنیا.و…. خوب احساس لیاقت دارم. و کلی کشور رفتم. ولی پول پسنداز نمی کنم. چون در اینجایی که زندگی می کنم همیشه و مدام هر ماه پول تو حسابم می یاد. ولی پسنداز نه. حتی خونه ای که خریدم وام بود. و آثارش پای وام می ره. اکثر مهاجرینی که اینجا هستند این یا حتی نروژی ها می گن باید بدهکار بانک و دولت باشی که کمتر مالیات بدی. ولی خانواده ما از قدیم زمانی که در ایرانم بودیم پسنداز نداشتیم. من هم همیشه ناخود آگاه ولخرج بودم و نمی دونم این ترمز را چطور برطرف کنم. با استفاده از ثروت ۱ درآمدم ۳ برابر شده. ولی پسنداز ندارم. دوستان می تونن راهنمایی کنند؟
سلام به استادان عزیز و مهربانم و دوستان هم فرکانسی ارزشمندم
امروز این فایل نشانه ی من بود و من عاشق این قسمت مقدسم با دیدن این فایل قلبم دوباره به تپش افتاد خدایا سپاسگزارممم
و البته خداجونم بازم باهام صحبت کرد و گفت تو راه درستی
یادمه اون اولا که وارد سایت شده بودم که البته از طریق همین قسمت عقل کل من سایت رو پیدا کردم.
خیلی دوست داشتم خدارو کشف کنم همیشه ذهنم درگیر بود اما بخاطر چیزهایی که از خانواده دوست آشنا در مورد خدا شنیده بودم دوست داشتم به خودم بقبولونم که اصلا خدایی وجود نداره
هم دوست داشتم بشناسمش هم دوست داشتم که باور کنم خدایی وجود ندارد
هر موقع میخواستم تحقیق کنم درمورد این موضوع ذهنم مقاومت میکرد
اما یک روز که اتفاق خیلی خوبی برام افتاده بود و من از صمیم قلبم گفتم خدایاشکرت
و قلبم واقعا آروم گرفت بعد به خودم گفتم مگه من نمیگم خدارو قبول ندارم پس چرا همیشه میگم خدایا شکرت
به خودم گفتم دیوونم دیگه و برای خودم خندیدم
اونروز اون لحظه یه حسی درونم گفت توی گوگل بنویس در مورد خدا بپرس دقیقا یادم نیست چی نوشتم
اما زدم گوگل یه متنی آورد و زیرش زده بود گروه تحقیقاتی عباس منش
من وارد لینک شدم و کلی کامنت بود خوندم و باور کردم همون لحظه انگار که من اصلا اون لحظه باید توی سایت قرار میگرفتم انگار آمادگی کامل داشتم
اون لحظه خدا من رو هدایت کرد تا بشناسمش
قسمت عقل کل برای من خیلی مقدسه چون من هم از طریق عقل کل سایت رو پیدا کردم
همینکه ماه های اول من خیلی چیزها از عقل کل یاد گرفتم یادمه یک ماه فقط تو عقل کل بودم بعد عضو سایت شدم
انقدر آگاهی هایی که از عقل کل میگرفتم آرومم میکرد اصلا انگار اعتیاد پیدا کرده بودم که تو این قسمت سوال بنویسم و جواب بخونم
همون ماه های اول آنقدر خدای خودم رو عاشق شدم جوری که من شب و روز اشک میریختم اول به خاطر آگاهی های عقل کل
بعد یادمه اولین فایلهایی که گوش دادم فایلهای توحید عملی بود فایل رابطه ما با انرژی که خدا نامیدیم و فقط روی خدا حساب کن و مالک تو کیست
بین این همه فایلهای ارزشمند فقط فایلهای توحیدی رو خداجونم جلوی چشمم میاورد تا گوش بدم
الان میفهمم که من در واقع داشتم هدایت میشدم به این فایلها
و گوش میدادم از خوشحالی جیغ میکشیدم بعد یهو گریه میکردم بعد یهو بلند میشدم میپریدم هوا بعد مثل افسرده ها به فکر فرو میرفتم
همسرم فکر میکرد من دیوونه شدم جوری که حتی با مادرم تماس گرفت و گفت دخترت مریض شده
میگفتم من خدام رو پیدا کردم اینا اشک شوق جدی نمیگرفتن
و من هم برایم مهم نبود اشک میریختم و خدای خودم رو شکر میگفتم از اونروز تا امروز روزی نشده که من در مورد خدا نخونم باورم رو در مورد خدا قوی تر نکنم من هنوز هم همون نرگسم که عاشقانه به دنبال درک عمیق خدای خودشه
چند وقت دوباره هدایت شدم به عقل کل و دارم آگاهی های که ازین قسمت گرفتم رو بروز میکنم و باورهای خوب از کامنت های دوستان عزیزم انتخاب میکنم و برای خودم بکار میگیرم
من همون اولا توی عقل کل از کامنت بچه ها یک سری فایلها اسمشون رو پیدا میکردم
میرفتم میگشتم پیدا میکردم گوش میدادم
بعضی وقتها چند ساعت طول میکشید فایل مورد نظرم رو پیدا کنم اما تا پیدا میکردم انرژی میگرفتم برای گوش دادنش و کلی آگاهی هم از اون فایل میگرفتم دوباره بر میگشتم عقل کل
یه جوری اصلا ایمان داشتم خیلی سریع به فایل بعدی یا به یک قسمت دیگه از طریق کامنتهای دوستام هدایت خواهم شد . و همینطور میشد
خلاصه من میتونم بگم توی عقل کل با بیشتر قسمت های سایت آشنا شدم و عاشقانه براشون وقت گذاشتم . خدایا سپاسگزارممم
این قسمت برای من مثل یک گنجینه است و من هر روز به خدا قسم که تا سایت رو باز میکنم و چشمم به قسمت عقل کل میوفته هنوز هم هنوز اشک شوق توی چشمان من جمع میشه
سپاسگزارم خدا جونم هستم که استاد مهربونم رو هدایت کرد تا این قسمت رو اضافه کنه به سایت
استاد مهربانم از شماهم سپاسگزارم که مثل همیشه به الهاماتتون عمل کردید
و سپاسگزارم از همه دوستان عزیزم بخاطر وقتی که برای این قسمت گذاشتن و جواب دوستان نوپارو با حوصله و عشق دادن
و سپاسگزارم از دوستانم که سوالهای باارزش پرسیدن
و از خودم سپاسگزارم بخاطر تعهدی که به خودم دادم و توی سه چهار ماه میتونم بگم خیلی بیشتر از نصف عقل کل رو زیرو رو کردم و همین باعث شد توی اول راه سایت رو ول نکنم و ثابت قدم باشم
خدایا ممنونم ازت ممنونم ازت ممنونم ازت
امیدوارم که همه دوستان نو پای من به این قسمت هدایت شوند و مطمئنم که با کمک گرفتن ازین قسمت و خوندن سوال و جوابها همون اول جواب کلی از سوالهاشون رو میگیرن و ایمانشون قوی میشه
استادان من نمیدونم نمیدونم نمیدونم چطوری بهتون بگم من عاشقتونم که من زندگی را زندگی کردن رو از شما یاد گرفتم دوستتان دارم و دستتان را با عشق میفشارم در پناه خداوند باشید
به نام خداوند بخشنده ی مهربان
پروردگارا مارا به راه راست به راه کسانی که به انها نعمت داده ای هدایت کن
پروردگارا مارا به اسان ترین و لذت بخش ترین و طبیعی ترین راه ها برای رسیدن به خواسته هامون هدایت کن
سلام به استاد نازنینم و عزیز دلشون خیییییلی دوستون دارم ،لطفا یه قسمت جدید از سریال زندگی در بهشت بزارید دلمون براتو تنگ شده
من میخام در مورد پا شنه اشیلم صحبت کنم و تمام تمرکزم رو بزارم تا کمرنگ بشه اونم مقایسه خودم و زندگیم با بقیه هست که دیدم تهش میشه همون حرف مردم ……
خدایا من میخام برام مهم نباشن بقیه ،برام مهم نباشه حرفاشون و دیدگاهشون نسبت به من و فرزندم و زندگیم ، میخام تمرین کنم بی تفاوت باشم به زندگی بقیه که کی چیکار میکنه کی چندتا بچه داره کی چندتا ماشین و خونه داره و…. حداقل در قدم اول برام مهم نباشه چون هنوز اونقدر قلبم بزرگ نشده که تحسین کنم ذهنم جفتک میمدازه و میره تو مقایسه و احساس قربانی شدن و حس حسادت بهم دست میده ، پس قدم اول بی تفاوتیه
حتی نسبت به همسرم وابستگیمو کنار بزارم تو این مورد خانم شایسته رو الگو قرار میدم و واقعا تحسینشون میکنم، یک انسان کامل و با عزت نفس که وابسته به کسی نیست مثلا من خودم اگه باشم واقعا نمیتونم تنها بمونم اونم به مدت چند ماه ،واقعا تحسینت میکنم مریم جووون
یادمه پارسال خیلی خوب تونسته بودم ذهنمو کنترل کنم در این مورد حرف مردم و حسم عااالی بود و خداوند هم درهای نعمتش رو به روم باز کرد واقعا خدایاشکرت بخاطر تمام اون نعمتهایی که بهم بخشیدی وقتی رها بودم وقتی تسلیم بودم وقتی سرم تو زندگی خودم بود و فقط سپاس گذار لحظم بودم
زندگی فقط همین لحظه های شیرینیه که با فرزندم میگذره و خداوند در هر لحظه به لذت بخشترین و راحت ترین مسیر هدایتمون میکنه تا نیاز های لحظمون پاسخ داده بشه
خدایا مارا در مدار اسان شدن برای اسانی ها ،برای سلامتی برای شادی برای ثروت برای ارامش و احساس خوب قرار بده
خداوندا مارا در زمان مناسب و درمکان مناسب همیشه هدایت کن
دوستتون دارم خدایا شکرت
به نام تنها یارم که هرروز دارم بیشتر میفهمم که فقط اوست که همیشگی ست وبقیه رفیق نیمه راه
پس چرادل میبندم به بقیه چراباوجود چون تویی پروردگارم که فقط عشقت رانثارم میکنی دنبال بقیه هستم
چن هزاربار ضربه خوردم ودوباره دل بستم خدایاکمکم کن من تسلیمم ازهمه دورم کن ازهمه بذارفقط من باشم وتو دلم تورومیخواد خدایا دستم رامحکم بگیر وازشر وابستگی رهایم کن
همیشه توکمکم کردی همیشه توبودی الان توباش الان توبگو من چیکار کنم من نمیدونم
بنام خداوند بخشنده مهربان..
بنام خداییکه هر لحظه در حال هدایت من است..برای درک بیشتر خودشناسی و خداشناسی ..
بنام خداییکه هر لحظه در حال هدایت من است برای بهترینها…
بنام خداییکه هر لحظه در حال هدایت من است..برای طعم زندگی شیرین الهی
بنام خداییکه هر لحظه در حال هدایت من است.برای یه زندگی زیبا و شیرین طعم بهشتی..
به لطف خداوند …یه فرصت جدید برلی مهاجرت به سمت یه نگرش الهی گونه دیگر…
نگرشی که منو به افق بیکران خودش”مرا دعوت میکند..
اینبار با عظمی قوی مانند در آغوش تعقییر …
الحمدالله رب العالمین..
الهی امیدی به امید خودت….
خدایا …
خدایا…
خدایا…
من بسوی تو شتافتم تا خوشنودی تو را بطلبم..
خدایا
خدایا
خدایا
یاریم کن…که همیشه بقول ابراهیم حنیف….
گفت پروردگارا!!به من بنمایان که چگونه مردگان را زنده می کنی!؟
خدایا!!!به من بنمایان که تو بسیار عطاکننده ایی .اونم به شکلی که من میخام واردش بشم!
خدایا میخام بیشتر عطاکننده تو ببینم!!
میخام بیشتر وهاب بودنتو ببینم!
خدایا میخام بیشتر بدونم رحمانی…وهابی..بزرگی!!
خدایا میخام بیشتر بدونم تو خییلی بزرگی…
…….
خدایا تنها تو را می پرستم…
و فقط تو را می پرستم…
خدایا ما را براه راست راه کسانیکه نعمت بخشیده ایی هدایت کن..الحمدالله رب العالمین
سلام دوستان .. ابن اولین باری هست که من کامنت میزارم نمیدونم چرا اما یهو دلم خواست این رو براتون بنویسم . من چند وقتی میشه به نقطه ای در زندگیم رسیدم که تا حالا نرسیده بودم انگار زندگی من به دو قسمت تقسیم شده درواقع بهتره بگم شناختی که از خودم و از خدای خودم داشتم تبدیل شد به یه شناخت جدید.. این خدایی که میشناسم اصلا ربطی به خدایی که تا قبل از این باورش داشتم نداره .. هیچ ربطی هم به مذهب و دینی که من به اشتباه تصورش کرده بودم هم نداره.. الان تا یه اتفاقی می افته به خودم میگم خدا خدای الان نیست خدای 50 سال بعد و میلیون ها سال قبل و بعد هست..چیزی که تو ازش میترسی رو اون الان داره میبینه .اصلا برای اون موقعیت جغرافیایی یا اوضاع سیاسی اقتصادی مهم نیست ..50 سال بعد تقریبا خیلی از ادمایی که الان روی کره زمین هستن زنده نیستن ولی اون هست همچنان پس با دونستن این نکته مهم همه چیز برام از ترس افتاد . من هیچ وقت در زندگی م به بی معنایی نرسیده بودم شاید این حرف فانتزی به نظر بیاد شاید حتی از نگاه ادمای دورو بر خودم از سر شکم سیری به نظر بیاد ولی واقعا من چند مدتی بود و هست که دچار بی معنایی عجیبی شده بودم نه اینکه فکر کنید افسرده هستم نه ..یه چیزی متفاوت که اصلا نمیدونستم چیه ..شاید برای اینکه همیشه یه چیزی بود تو زندگیم گه برام جذاب بود و داعم فکرم بهش مشغول مثلا یه زمان درس خوندن نمره بالا کرفتن یه زمان دانشگاه و درس و کنکور یه زمان کار یه زمان مهاجرت یه زمان ماشین خریدن یه زمان مسافرت زفتن..البته اعتراف میکنم ازدواج برای من یه ارزو و یه رویایی هست که همیشه میخاستم ولی الان بعد از این همه بالا پایین انگار اون رویا برای من به وضوح کامل رسید و خواستمش از ته دل و خودم هم به موازات اون این سالها حسابی سعی کردم با تمام اشتباهاتی که داشتم خودمو برسونم به نسخه ای که لیاقت اون زندگی و اون همسری که دوست دارم رو داشته باشم .. و الان چند وقته رها کردم تا بدستش بیارم .. اما بی معنایی برای من فراتر از این بود.. در طول این 6ماه گذشته هیج وقت خودمو انقدر به خدا نزدیک ندیده بودم .این بی معنایی برای من انگار گیر کردن بین دنیای قبلی و جدید بود.. نه میخاستم برکردم به زندگی گذشته چون انگار همه راهها رو رفته بودم و اون تیک هایی که میخاستم رو زده بودم و نه راهی میدیدم برای اینده ..رباطه من با خدا هم حیلی عوض شد به مرور.. من اونو یه چراغ حادو میدیدم که هر لحظه باید چیزی رو که میخام بهم بده و خب اون هم میداد..یاد ندارم چیزی رو در زندگی خواسته بودم از ته دل و بهم نداده بود. حتی تحصیل در خارج کشور در بهترین دانشگاهها ..دیدن خیلی از جاهای دیدنی اروپا..کار خوب درامد مناسب..منتهی حس کردم به مروز که انگار معنای زندگی من در 37 سالگی انگار فقط خودش هست… خیلی در این 6 ماه ازش جدا شدم قهر کردم گفتم لعنت به من که باز بیاد سمت تو ولی به 24 ساعت نمیکشید انگار میخاستم برم سمتش ..حتی قران خوندن برای منی که سمتش نمیرفتم هم یه چیز عادی شده بود.. و به مرور از این تنش و خشم و اشکهای زیاد من کم شد کم شد .الان حس میکنم با تمام مشکلات و وضعیتی که تو زندگیم دارم و حتی در اوضاع بیرون از زندگیم ولی وقتی به این حس میکنم که دارمش حالم خوبه ..شاید مسخره به نظر بیاد تو اوضاعی که همه دارن مهاجرت میکنن من واقعا دلم نمیخاد برم . دلم میخاد بمونم تهران و با مردی که همیشه در تصوراتم دنبالش بودم ازدواج کنم و زندگی تشکیل بدم.. من واقعا از تنهایی مهاجرت کردن بدم میاد دلم میخاد اینجا بمونم زندگیمو بسازم گرچه همزمان هم تلاش میکنم که دنبال کار باشم کشوری که درس خوندم شاید صلاح خدا به اینه من دوباره برگردم .. راستش این یکی از ابهامات منه که راه درست کدومه.. اونم برای من که 4 سال خارج از ایران درس خوندم و فوق لیسانس دومم رو گرفتم و برگشتم ایران احتمالا راه درست از نظر بقیه رفتن به حارج از کشوره .شرایط کار در ایران هم مناسب نیست و حقوق ها. حتی نتونستم کار مناسبی پیدا کنم در این مدت که برگشتم ولی از یه طرف همه چی رو سپردم به خدا و دارم تلاش میکنم .گاهی وقتا کامنتای شما رو میخونم حس خوب میگیرم و میگیم خدایا شکرت در این سن تونستم درس بخونم کار داشته باشم ماشین بخرم ..الانم به ظاهر دارم از صفر شروع میکنم ولی میدونم من رو میرسونی به اون تصویری که دوست دارم و اون تصویر دوست داشتنی برای من یه زندگی مشترک هست.مادر شدن هست و کنارش پیشرفت شخصی م ..نمیدونم چرا دلم میخاد این نسخه از خودم رو تجربه کنم چیزی که هیج وقت تجربه نکردم .. نسخه مهاجرت نسخه زندگی مستقل رو تجربه کردم ولی دلم زندگی مشترک میخاد با مردی که دقیقا مشخصاتش رو میدونم شاید از بچگی میدونستم چه مردی میتونه من رو خوشبخت کنه گرچه خیلی وقتا هم ادمای اشتباه انتخاب کردم برای اینکه انقدر مثه الان با خودم و خدا و کاعنات صادق نبودم .. معنای زندگی من شده خدا اینکه حس میکنم ته تمام دلنگرانی ها اون هست.. اون بالاتر از همه چیزه ..مثه اینکه بگی تو دوران حمله مغول به ایران هیچ کس ازدواج نکرد یا هیچ کس خوشبخت نشد.. منظورم اینه خوشبخت شدن و موفق شدن ربطی به لوکیشن و شرایط اقتصادی سیاسی نداره به این بستگی داره چقدر از اون بالایی بخای و چقدر قبولش داشته باشی و من با تمام وجودم ازش این رو میخام و حس خوبی دارم باهاش.و اتفاقا ازش ممنونم که تا قبل از این ادم زندگیم رو با من مواجه نکرد شاید باید این نسخه از خودم رو میدیدم و این عقلانیت و این وضوح رو و بعدش از ته قلبم اون زندگی رو میخاستم .خدیااا شکرت واقعا شکرت که اول و اخر توهستی.. خدایا شکرت .. نه از اون شکر کردن های سر زبونی نه .از اون شکر کردنایی که خودت ته قلبت حس میکنی برات چیکارا کرده و فقط خودت ازش خبر داری. من همیشه میگم خدا هیچ وقت شرمنده بنده ش نمیشه ..یه جوری برای ادم جبران میکنه که ادم شرمنده میشه به شرط اینکه از ته قلبت بهش باور داشته باشی
به نام خدای مهربانم سلام به دوست عزیزم یگانه جانم
چقدر چقدر کامنتت حسه خوبه واقعی داشت دو بار خوندم و خیلی احساسه خوبی گرفتم
مرحبا مرحبا تحسینت میکنم که اینقدر به خدا نزدیک شدی
دوست داشتم اون صبحت کردنت با خدا رو که همه چیز اوست وقتی او رو میشناسی و پیداش میکنی همه چیز برات میشه
انشالله با همون کسی که میخوای و در تصوارتت هست ازدواج کنی و لذت ببری
اون حسه پیدا کردن خدا در وجودت زیبا بود
خدایا شکرت که منو به این کامنته دوستم هدایت کردی تا بخونم و لذت ببرم
خدایا شکرت سپاسگزارتم در پناه خداوند مهربان باشین سالم و ثروتمند باشین
سلام باکمال سپاس وتشکر به استاد عزیزم وگروه گرم وصمیمیتان بسیار شاد وخوشحالم ازاینکه باگروه اشنا شدم ودرطی این مدتی که باشما همراه بودم ودستورات وقوانین را اجرا کردم جهان برایم عوض شد بسیار بسیار بسیار زیاد درامدم روابطم تغییر پیدا کرد همه مرا بیشتر دوست دارند درکل جهان یا خداوندیاکاعنات همیشه به من لبخند میزنند دنیا برام رنگارنگ شده ومن سپاسگذارپروردگارم وقوانینش هستم با ارزوی شادی وسلامتی وموفقییت برای همه دوستان واستاد وهمه انسانهای جهان با تشکر فراوان
بسم الله النور
نقش عقل کل در زندگی من
من تقریبا دوماهه با این فضا اشنا شدم.تا همین چند وقت پیش تنها استفاده ی من از سایت فایل های استاد بود…
اصلا به بخش عقل کل سر نمیزدم…من علم بچه هارو کمتر از استاد میدیدم!…راستش اصلا اعتماد نمیکردم به پاسخ های دوستانِ جان….
اما چند وقت پیش اتفاقی شروع کردم به مطالعه ی پرسش و پاسخ ها…و چقدر لذت بردم!
چه استاد هایی توی این بخش پیدا کردم….
کم کم شروع کردم به سوال پرسیدن و دریافت جواب های عالی…
هر وقت جوابهای دوستان رو میخونم انگار صداشون تو گوشم میپیچه!حتی میتونم تصورشون کنم….این خیلی حس خوبی رو بهم منتقل میکنه.
انقدر استفاده کردم از این بخش و آموختم که این روزا خودم شدم پای ثابت بخش عقل کل برای پاسخ دهی و چه نتایج شگفتی گرفتم!
من فک میکنم عقل کل خودش یه منبع عالی برای یادگیری قانون جذبه….هر وقت به سوالی پاسخ میدم بعدش با خودم میگم مهسا! تو این حرفا رو به دوستات زدی…پس موظفی خودتم بهشون عمل کنی…خودتم باید نتیجه بگیری….این منو موظف میکنه ک به آموزه ها عمل کنم و غفلت نکنم و فکر میکنم مهمترین و مهمترین و مهمترین تاثیر عقل کل توی این چند روزه برای من همین بود!
قبل از این همیشه یه غفلت هایی داشتم….احتیاجداشتم یکی منو فُرس کنه که آموزه های استاد رو بکار ببرم…تنبلی نکنم..عقل کل این کارو کرد…
شدم مث معلما…با خودم میگم نمیشه به دیگران یاد بدی 2+٢=4 اما خودت در زندگیت بگی ٢+٢=٣
خودتم باید همون جوابای قشنگ رو عملی کنی…
در آخر تشکر میکنم از همه ی دوستانی که میشه حاضرن در بخش عقل کل…معلم های خوب من هستید…
تشکر از دست اندرکاران سایت
و یار همگی ما در این راه..سید حسین عباسمنش
الحمدلله من کل نعمه….
به نام خداوند فراوانیها
باسلام خدمت شما دوست ودوستان عزیز
شاکرخداوندهستم که بعداز چنگ انداختنهای فراوان به مطالب استادرسیدم.
حدودیک سال است که باسایت آشناهستم اما درمداری قرارنگرفته بودم که بتوانم از مطالب ومحصولات استاد استفاده کنم.
بااینکه گفته های استاد پربار است واز بار معنوی وروحانی بالایی برخورداراست اما بنده سعادت استفاده وبهره از آن را پیدانکرده بودم واز کسایی تبعییت کردم که یا قابل مقایسه با استاد نبودندویااصلأ درمدار موفقیت نبودندوباعث شد شکست بخورم اما الان قضیه متفاوت شده ومداربالاتر منو به اینجا رسونده.بینهایت سپاسگذار خداوندم وتنها به موفقیت می اندیشم.سپاس از استاد گرامی وتمام زحمت کشان وسپاس فراوان از خداوند جهان
سلام بر شما …
این خیلی عااالی ک بعد از ی مدت زمانی و یسری شکست ها دوباره تصمیم جدی گرفتید ک ب این جم معنویی بیائین و باعث رشد و پیشرفت خودتان و جهان باشید …
بهتون صمیمانه تبریک میگم …
بهترینها رو برایتان آرزومندم از خداوند متعال …
در پناه الله
سلام سلام سلام
استاد عزیزم
نمیدونید من چه ذوقی کردم که اسم ماهارو خوندین ، کلی ی ی ی ی کیف کردم :)
من بیشتر از اینکه به بچه ها جواب داده باشم و کمکشون کرده باشم، خودم استفاده کردم ، این یه واقعیته ، خیلی چیزای خوبی یاد گرفتم ، قانون بارها و بارها برام تکرار شد و این عالی بود
یسری از جواب ها انقدر با قدرت هستن که خیلی انرژی میدن ، واقعا اون فرکانس رو حس میکنی
من قبل از فعالیت تو قسمت عقل کل و بعد از اون هم اطلاعاتم خیلی بیشتر شد و هم ایمانم قوی تر، خیلی اتفاقات خوبی برام افتاد، میام و همه نتایجم رو میگم….
واقعا که قسمت عقل کل یه گنجه
خیلی دوستون دارم
عکس خودم رو هم گذاشتم:))
بیشتر برامون فایل بذارین استاد جانم
خیلی دوستون دارم
درپناه خدا باشید
سلام خدمت راضیه خانم،خواهر عزیز و دوست داشتنی ام.
میخواستم بهتون بگم که خیلی چهره ی زیبا و جذابی دارید و صد البته که چهره ی سیرتتون به مراتب زیباتر از چهره ی صورتتان است که فقط اندکی از ان در چهره ی صورتتان است.
به شما و خانواده ی محترمتون واقعا تبریک میگویم.
هر کجا هستیم سرشار از ثروت و نعمت و سلامتی و آرامش و سعادتمند در دنیا وآخرت باشیم.
در پناه خداوندی که بخشش اش از حد بگذرد.
سلام به شما دوست عزیز، سپاسگذارم از اظهار لطفتون
بی شک خداوند بی انتهاست و باران رحمتش همواره میباره ، فقط کافیه ایمانمون رو قوی تر کنیم و ظرفمون رو بزرگتر
شاد و ثروتمند باشید
سلام دوستان خوب.
من و خانواده ( مادر پدر و برادران) من. همیشه خوب پول در می آوردیم. ولی هیچ وقت به طور مداوم پول پسنداز نمی کردیم. یعنی خوب می خوردیم. خوب می پوشیدیم. ولی پسنداز نمی کردیم. من کلی فکر کردم. دیدم واسه خورد و خوراک، لباس، رستورانهای لوکس . مسا فرت به نقاد مختلف دنیا.و…. خوب احساس لیاقت دارم. و کلی کشور رفتم. ولی پول پسنداز نمی کنم. چون در اینجایی که زندگی می کنم همیشه و مدام هر ماه پول تو حسابم می یاد. ولی پسنداز نه. حتی خونه ای که خریدم وام بود. و آثارش پای وام می ره. اکثر مهاجرینی که اینجا هستند این یا حتی نروژی ها می گن باید بدهکار بانک و دولت باشی که کمتر مالیات بدی. ولی خانواده ما از قدیم زمانی که در ایرانم بودیم پسنداز نداشتیم. من هم همیشه ناخود آگاه ولخرج بودم و نمی دونم این ترمز را چطور برطرف کنم. با استفاده از ثروت ۱ درآمدم ۳ برابر شده. ولی پسنداز ندارم. دوستان می تونن راهنمایی کنند؟
ممنون از همفرکانسی های عزیز
سلام به استادان عزیز و مهربانم و دوستان هم فرکانسی ارزشمندم
امروز این فایل نشانه ی من بود و من عاشق این قسمت مقدسم با دیدن این فایل قلبم دوباره به تپش افتاد خدایا سپاسگزارممم
و البته خداجونم بازم باهام صحبت کرد و گفت تو راه درستی
یادمه اون اولا که وارد سایت شده بودم که البته از طریق همین قسمت عقل کل من سایت رو پیدا کردم.
خیلی دوست داشتم خدارو کشف کنم همیشه ذهنم درگیر بود اما بخاطر چیزهایی که از خانواده دوست آشنا در مورد خدا شنیده بودم دوست داشتم به خودم بقبولونم که اصلا خدایی وجود نداره
هم دوست داشتم بشناسمش هم دوست داشتم که باور کنم خدایی وجود ندارد
هر موقع میخواستم تحقیق کنم درمورد این موضوع ذهنم مقاومت میکرد
اما یک روز که اتفاق خیلی خوبی برام افتاده بود و من از صمیم قلبم گفتم خدایاشکرت
و قلبم واقعا آروم گرفت بعد به خودم گفتم مگه من نمیگم خدارو قبول ندارم پس چرا همیشه میگم خدایا شکرت
به خودم گفتم دیوونم دیگه و برای خودم خندیدم
اونروز اون لحظه یه حسی درونم گفت توی گوگل بنویس در مورد خدا بپرس دقیقا یادم نیست چی نوشتم
اما زدم گوگل یه متنی آورد و زیرش زده بود گروه تحقیقاتی عباس منش
من وارد لینک شدم و کلی کامنت بود خوندم و باور کردم همون لحظه انگار که من اصلا اون لحظه باید توی سایت قرار میگرفتم انگار آمادگی کامل داشتم
اون لحظه خدا من رو هدایت کرد تا بشناسمش
قسمت عقل کل برای من خیلی مقدسه چون من هم از طریق عقل کل سایت رو پیدا کردم
همینکه ماه های اول من خیلی چیزها از عقل کل یاد گرفتم یادمه یک ماه فقط تو عقل کل بودم بعد عضو سایت شدم
انقدر آگاهی هایی که از عقل کل میگرفتم آرومم میکرد اصلا انگار اعتیاد پیدا کرده بودم که تو این قسمت سوال بنویسم و جواب بخونم
همون ماه های اول آنقدر خدای خودم رو عاشق شدم جوری که من شب و روز اشک میریختم اول به خاطر آگاهی های عقل کل
بعد یادمه اولین فایلهایی که گوش دادم فایلهای توحید عملی بود فایل رابطه ما با انرژی که خدا نامیدیم و فقط روی خدا حساب کن و مالک تو کیست
بین این همه فایلهای ارزشمند فقط فایلهای توحیدی رو خداجونم جلوی چشمم میاورد تا گوش بدم
الان میفهمم که من در واقع داشتم هدایت میشدم به این فایلها
و گوش میدادم از خوشحالی جیغ میکشیدم بعد یهو گریه میکردم بعد یهو بلند میشدم میپریدم هوا بعد مثل افسرده ها به فکر فرو میرفتم
همسرم فکر میکرد من دیوونه شدم جوری که حتی با مادرم تماس گرفت و گفت دخترت مریض شده
میگفتم من خدام رو پیدا کردم اینا اشک شوق جدی نمیگرفتن
و من هم برایم مهم نبود اشک میریختم و خدای خودم رو شکر میگفتم از اونروز تا امروز روزی نشده که من در مورد خدا نخونم باورم رو در مورد خدا قوی تر نکنم من هنوز هم همون نرگسم که عاشقانه به دنبال درک عمیق خدای خودشه
چند وقت دوباره هدایت شدم به عقل کل و دارم آگاهی های که ازین قسمت گرفتم رو بروز میکنم و باورهای خوب از کامنت های دوستان عزیزم انتخاب میکنم و برای خودم بکار میگیرم
من همون اولا توی عقل کل از کامنت بچه ها یک سری فایلها اسمشون رو پیدا میکردم
میرفتم میگشتم پیدا میکردم گوش میدادم
بعضی وقتها چند ساعت طول میکشید فایل مورد نظرم رو پیدا کنم اما تا پیدا میکردم انرژی میگرفتم برای گوش دادنش و کلی آگاهی هم از اون فایل میگرفتم دوباره بر میگشتم عقل کل
یه جوری اصلا ایمان داشتم خیلی سریع به فایل بعدی یا به یک قسمت دیگه از طریق کامنتهای دوستام هدایت خواهم شد . و همینطور میشد
خلاصه من میتونم بگم توی عقل کل با بیشتر قسمت های سایت آشنا شدم و عاشقانه براشون وقت گذاشتم . خدایا سپاسگزارممم
این قسمت برای من مثل یک گنجینه است و من هر روز به خدا قسم که تا سایت رو باز میکنم و چشمم به قسمت عقل کل میوفته هنوز هم هنوز اشک شوق توی چشمان من جمع میشه
سپاسگزارم خدا جونم هستم که استاد مهربونم رو هدایت کرد تا این قسمت رو اضافه کنه به سایت
استاد مهربانم از شماهم سپاسگزارم که مثل همیشه به الهاماتتون عمل کردید
و سپاسگزارم از همه دوستان عزیزم بخاطر وقتی که برای این قسمت گذاشتن و جواب دوستان نوپارو با حوصله و عشق دادن
و سپاسگزارم از دوستانم که سوالهای باارزش پرسیدن
و از خودم سپاسگزارم بخاطر تعهدی که به خودم دادم و توی سه چهار ماه میتونم بگم خیلی بیشتر از نصف عقل کل رو زیرو رو کردم و همین باعث شد توی اول راه سایت رو ول نکنم و ثابت قدم باشم
خدایا ممنونم ازت ممنونم ازت ممنونم ازت
امیدوارم که همه دوستان نو پای من به این قسمت هدایت شوند و مطمئنم که با کمک گرفتن ازین قسمت و خوندن سوال و جوابها همون اول جواب کلی از سوالهاشون رو میگیرن و ایمانشون قوی میشه
استادان من نمیدونم نمیدونم نمیدونم چطوری بهتون بگم من عاشقتونم که من زندگی را زندگی کردن رو از شما یاد گرفتم دوستتان دارم و دستتان را با عشق میفشارم در پناه خداوند باشید