الگوبرداری از افراد موفق | قسمت 2
دیدگاه زیبا و تأثیرگزار سودا عزیز به عنوان متن انتخابی این قسمت:
به نام خدای هدایتگرم به سمت خواسته هایم به سادگی و زیبایی و عزتمندانه وبه صورت کاملا طبیعی و بدیهی
سلام به استاد عزیزم
الگو برداری از افراد موفق: آنتونی جاشوا برنده سه دوره قهرمانی بوکس در جهان قهرمانی موفق با دیدگاه های فوقالعاده منطبق با قوانین ثابت الهی
مصاحبه بعد از شکستش مقابل حریفی که از جاشوا کم وزنتر و سبکتر و قهرمانی کمتری داشته بازی که قاعدتا باید جاشوا میبرد
کنترل ذهن و داشتن آرامش و پاسخگویی درست و صادقانه جاشوا به مصاحبه گرانی که حتی گاها سوالات نیش داری هم پرسیدند
تو لحظات سخت هست که خداوند داره غربال میکنه کسانی که میتونند تو اون لحظات ذهنشون رو کنترل کنند پاداش میگیرند افراد بسیار زیادی تو شرایط خوب از لحاظ خانوادگی ،مالی ،سلامتی حالشون خوب نیست بسیار ناسپاس هستند بسیار غر میزنند اما افرادی هستند که تو مسایل و مشکلات خانوادگی تو شکست مالی تو شکست ورزشی تو دوران بیماری ذهنشون رو کنترل میکنند کار خیلی سختی هست اما اگر باور قلبی داشته باشیم که کنترل ذهن کنترل زندگی هست میتونیم با کنترل ذهن خلق کنی اونوقت هست که نتایج متفاوتی میگیری «افراد بسیارموفق افرادی هستند که میتونند تو شرایط سخت ذهنشون رو کنترل کنند »
نکته مهم :وقتی داری رو خودت کار میکنی اوضاع از هر لحاظ بهتر میشه اما ممکنه تو مسیر تو با شرایط ناجالبی برخورد کنی به میزانی که میتونی ذهنتو کنترل کنی و به مسائل از زاویه ای نگاه کنی که به احساس خوب برسیم تو میری به سمت بالا رشد میکنی باز اونجا هم ممکنه با یه شرایط نادلخواه مواجه بشی اگر ذهنت رو کنترل کنی می ری به مدارهای بالاتر رشد میکنی و اگر نتونی ذهنت رو کنترل کنی تو سقوط میکنی
جاشوا از حریفش که کم وزنتر و سبکتر هست شکست خورده تو مصاحبه نظرش رو راجع به مسابقه میپرسند جواب جاشوا در همون ابتدا تبریک میگه به حریفش «انسانهای موفق میتونند تجربه ناگوار رو بپذیرند و فرافکنی نمیکنند انسانی میتونه موفق بشه که تجربه ها رو بپذیره و پله کنه برای پیروزی » و جاشوا یه روح بزرگی داره که میگه من تو این رقابت شکست خوردم فرافکنی نمیکنه تقصیر رو گردن عوامل بیرونی نمیندازه نمیگه دستکش ،داور ،مربی، ایراد داشت میگه من تجربه به دست آوردم تمرین میکنم رو خودم کار میکنم مسابقه بعدی جبران میکنم
کاری که اکثریت افراد تو مواقع شکست که البته بهتره اسمش رو بزاریم تجربه چون هیچ شکستی در کار نیست تجربه هست که میتونه تو مراحل بعدی کمک کنه ایرادت رو برطرف کنی و کلی درس یاد بگیری کاملا برعکس هست «ما تو زندگی مون باید شهامت داشته باشیم اگر ایده هامون جواب نداد قبول کنیم که من اشتباه کردم درسش رو بگیری تو مراحل بعدی استفاده کنی نه اینکه عامل بیرونی رو مقصر قلمداد کنی اگر بپذیری که اشتباه از خودت میتونی تغییرش بدی واگر نپذیری تغییری در درون خودت ایجاد نکنی رشد و پیشرفتی هم نداری چون عوامل بیرونی رو که نمیتونی تغییر بدی پس رشد هم نمیکنی»
تو بازی فوتبال رم و یوونتوس تیم یوونتوس برنده بازی شد و سرمربی رم خوزه مورینیو باخت رو پذیرفت و از داوری هیچ ایرادی نگرفت و گفت تیم من خیلی خوب کار کرد از بچه ها سپاسگزارم ما تجربه به بدست آوردیم این نگاه نگاه درستی هست «ما باید در مواقعی که نتیجه ناجالب میگیریم باید برگردیم به خودمون و ببینیم چی رو باید درست کنیم و از تجربه مون استفاده کنیم و ادامه بدیم »
روزهایی که اوضاع خوب پیش نمی ره کسی که باور داره که خودش میتونه زندگیش رو خلق کنه امید و انگیزه داره برای حرکت کسی که باور داره بما قدمت ایدیهم ، بما کانو یعلمون، دیگه دنبال عوامل بیرونی نمی گرده اصلا کاری به هیچ چیز بیرون از خودش نداره میاد رو خودش کار میکنه کسی مثل جاشوا مثال استاد عباس منش هست که میدونه که میتونه شرایط دلخواهش رو خلق کنه میتونه شرایط بد رو به خوب تغییر بده «چون میدونه که میتونه »
سوال بعدی که از جاشوا پرسیده شد این بود که چی تو این مسابقه اشتباه پیش رفت ؟ هیچی اشتباه پیش نرفت من راند نهم چشمام هیچی رو ندید و اولین بار بود که این مسئله برام پیش اومد و این کلی برای من درس و تجربه فوقالعاده داشت اینکه چجوری تو اینجور مواقع باید ذهنم رو کنترل کنم و ادامه بدم این نگاه متفاوت کسیه که تو دوران ورزشی خودش بهترین نتایج رو گرفته کمربند سه دوره قهرمانی جهان رو گرفته چون این نگاه رو داشته توانسته به این قهرمانی ها برسه
اون فوتبالیستهایی که در سطح فوتبال جهانی بازی میکنند از نظر فیزیکی و جسمی با دیگر فوتبالیستها فرقی ندارند اونهایی که تو فوتبال نخبه می شند مثل رونالدو مسی زیدان بنزما اینها از نظر جسمی با دیگر فوتبالیستها فرقی ندارند اینها از نظر ذهنی تفاوت دارند که تو اون سطح انقدر عالی عمل میکنند تو بوکس همه خوب تمرین میکنند چون نیاره که از نظر جسمی قوی باشی و تمرینات عالی انجام بدی اما نتیجه عالی تو تفاوت در ذهن هست تو کنترل ذهن که میتونه استرس و نگرانی رو کم کنه تو بازی نهایی تو پنالتی زدن دقیقه اخر بهترین بازیکنان که تمرین عالی دارند تو تمرین بارها پنالتی رو گل کردند اما تو بازی نهایی تو دقیقه اخر هست که به خاطر نداشتن کنترل ذهن توپ رو به اوت میزنند نه اینکه زورشون نمیرسه نتونستند ذهنشون رو کنترل کنند
سوال بعدی از جاشوا اینه که اگر چشمت تو راند نهم به مشکل نمیخورد برای ادامه راند چه پلنی داشتی میخواستی چیکار کنی ؟ جواب صادقانه جاشوا من به این روند ادامه میدادم اگر کس دیگه ای بود میگفت من اگر به مشکل نمیخوردم فلان برنامه رو داشتم فلان تکنیک رو داشتم چیزی که خیلی از افراد تو اینجور مواقع میکند مثلا مربی میگه اون بازیکن که اخراج شد همه برنامه ریزی ها رو اون کرده بودم
«صداقت چیزی که تو دنیای امروز خیلی کمرنگ شده تو فضای مجازی از عکس و اسم فیک استفاده میشه از بهترین عکسش که با کلی فتو شاپ و زاویه خاص دوربین گرفته شده استفاده میکنند چون نظر دیگران براشون مهمه آدمها خیلی فیلم بازی میکنند ادا در میارن خودشون نیستند موضوعی که استاد براشون خیلی الویت داره و تو تمام مستندها دیدیم چقدر خودشون هستندو چقدر بی ریا و واقعی هستند و نظر دیگران پشیزی براشون اهمیت نداره و خود واقعیشون هستندو گفتند که چقدر الویت هست این موضوع و اگر فردی دروغگو باشه یک ثانیه هم اون فرد رو تحمل نمیکنند و چون خودشون صادق هستند با افرادی صادق هم روبرو میشند
«اگر من متعهد بشم که صداقت داشته باشم اونوقت اگر تو محل کار از ساعت کاری من بپرسند صادقانه میگم که از هشت ساعت کار چقدر من کار مفید داشتم چقدر استراحت کردم چقدر بازی با گوشی و سرگرم گوشی شدم این تعهد به من کمک میکنه که درستکار باشم تو هر شرایطی و میزان خطا و اشتباه من کمتر میشه تو رانندگی من اگر پلیس به خاطر سرعت غیر مجاز جلوم رو بگیره صادقانه میگم صدای موزاییک بالا بود من هیجان زده شدم و سرعتم رفت بالا من درستکارتر میشم چون نمیخوام دروغ بگم چون میخوام کار درست رو انجام بدم این تعهد کمک میکنه خود به خود من کارنادرست رو انجام ندم این نگاه متفاوت کمک میکنه ما نتایج متفاوتی بگیریم یه اصولی رو ما باید تو زندگی مون بزاریم و بهش پایبند باشیم اونوقت کم کم بیایم دروغ گفتن رو حذف کنیم اگر قبلا ده تا دروغ میگفتیم بکنیم پنج تا بعد دو تا بعد کمتر و کمتر آنوقت اگر ما متعهد باشیم حتی اگر اون صداقت به ضررمون باشه باز هم صادقانه میگیم این تعهد کمک میکنه ما ناآگاهانه کار درست رو انجام بدیم تا. شرمنده خودمون نشیم ما باید صداقت رو تو خودمون و دیگران تحسین کنیم این خیلی ارزشمند هست
جاشوا صادقانه در پاسخ اون مصاحبه گر که پرسید.شما اگر خلاقتر بودید الان غافلگیر نمیشدید میگه من ضربات زیادی بهش زدم ولی اون سبکتر بود و سرعت بالایی داشت من تجربه به دست آوردم رو خودم کار میکنم من اشتباهاتی داشتم ولی توانایش رو داشتم من فقط اشتباه کردم
خبرنگار پرسید شما نباید وزنتر رو کمتر میکردی برای مبارزه با این حریف جواب جاشوا اینه من می رم تمرین میکنم به الهاماتم عمل میکنم بهم الهام میشه که چجوری باید پیش بروم اگر نیازداشت وزنم رو بیشتر یا کمتر کنم بهم گفته میشه اینها چیزی هست که تو تمرین و باشگاه بهش میرسم اون وزن مناسب برای بالاتر بردن مهارت خودش در میاد
تشخیص اصل و درگیر جزییات نشدن اگر من تو مسیر درست رو خودم کار کنم رو اصل کار.کنم من درگیر جزییات نشم این چیز هایی هست که من هدایت میشم بهش اگر قانون اصلی و اساسی مثل کنترل ذهن ،سپاسگزاری ،تغییر زاویه نگاه در مسائل ناجالب به شیوه ای که من بتونم به احساس خوب برسوم،افزایش مهارتهام، بالا بردن استانداردهام کار کنم این جزییات خودش حل میشه من تو مسیر درست باشم جزییات خودش پیش میاد اتفاق نیافته « انیشتن میگه من میخوام فکر خدا رو بخونم مابقی جزییاته» نود ونه درصد از مردم درگیر جزییات هستند و از اصل دور می شند مثلا میخوای یه فایل ضبط کنی به این فکر میکنی چه لباسی جه دوربینی چه پشت صحنه ای درست کنیم اینها جزییات هست و به اصل که مهم هست توجه نمیکنند «وقتی تو به اصل توجه میکنی چنان جزییات خودش درست از آب درمیاد که دیگران فکر میکنند تو به جزییات هم فکر کردی جزئیات وقتی تو مسیر درست هستی خودش پیش میاد هدایت میشی اصل توجه به نگاه توحیدی به بالا بردن استاندارها و مهارتها هست کنترل ذهن احساس خوب هست اونوقت تو هدایت میشی به زمان و مکان مناسب به آدمهای مناسب
منتظر نظرات زیبا و تأثیرگزارتان هستیم.
برای دیدن سایر قسمت های این مجموعه کلیک کنید
- نمایش با مدیاپلیر پیشرفته
- دانلود با کیفیت HD766MB47 دقیقه
- فایل صوتی الگوبرداری از افراد موفق | قسمت 243MB47 دقیقه














بنام خداوند بخشنده مهربان…
بنام خداوندیکه که هر لحظه در حال هدایت و حمایت من است…
نشانه خداوند….در مسیر درست قرار گرفتن..و روی اصل کار کردن….و در مسیر هدایت شدن..
چون اصل….هدایت می باشد…
اصل ..ایمان..اصل توکل..اصل روی مهارتهات کار کردن و رفتن تو دل ترسهات..و هدایت شدن به مراتب بالا….و گفته شدن..انجام دادن.و یه ورژن بالا رفتن…اگه هم توی کارت موردی پیش اومد..
اونو با نگاه صحیح و درست برای تجربه متفاوت…دیدن و عمل کردن…
و یادآوری این انوزها…و یاداوری قرآن…خداوند میگه…معنای جهاد…همین متوکل و صبر و استقامت داشتن… و در مسیر درست قرار گرفتن..
واقعا هر چقدر از این مسیر و عمل به اصول درست بگم کمه…
استاد عزیزم…من الان نزدیک به دوسال هست…که در مسیر بیزنسی و عمل به الهامتشم..
یادمه یه الهامی اومد که نمونه کارامو به فلان سایت بفرستم.و طبق اصولی که گفته میشه…کار کنم…یسری سایز بندی تصاویرا بود..
یسری نحوه قرارگیری بود..
چون کار من دستکش بود نمیتونستم با دودست بگیرم..و پلن به پلن من الهام میشد.. و هر بار بخاطر یسری قوانین در ایران…
هر بار بهم میگفت به دلیل فلان نمیتونی..
یادمه اون لحظه حالم بد شد…
یه چند دقیقه ایی گریه کردم..که چرا هر چقدر میفرستم .اینجور مسئله ایی پیش میاد..
فورا بخودم بازگشتم…
و قانون رو بخودم یاداوری کردم..
گفتم نرگس الان زمان تسلیم هست..اشکتو پاک کن..کاملا رهاش کن…
و….بعد از یه روز چند ساعت اگه اشتباه نکنم..
فهمیدم این مسیر اومده تا بهم درس بده…کیفیت خوبی رو توی نحوه قرارگیری دیتکسهام قرار بدم..
چقدر اون سایت نکات ریز عکسبرداری از جزئیات کارمو بهم نشون داد..
و من یه قسمت از اتاق کارم که..قسمت نور دهی خوب داشت..رو انتخاب کردم..و یه استودیوی عکسبرداری اونم با کارتن و مقوا درست کردم.
استادم..
تمام اون مهارتها باعث شد…چقدر کارم زیباتر بشه..
برای مراحل بعدی..
الان که یه سال خورده ایی میگذره..میبینم.فقط بخاطر کار کردن توی اون سایت بود…
و بعد قدم به یدم هدایت اومد برای سایتهای بعدی..و بازم یه ورژن عکسبرداری و تدوین بهتر..و قدم به قدم بهترینهای خودش شد…
میخام مثال خودمو بزنم..که بتونیم یوقتایی تو دل یسری مراحل ذهنمونو کنترل کنیم ..بخاطر همینه..
واقعا من همجوره بزرگ شدم..
چقدر نکاتهای پر ارزشمتد یاد گرفتم..
و هر بار کارم پروجکت میشد و اون مروجکتها بجای خوبی منتهی نمیشد…من بیشتر احساسم خوب میشد..و بیشتر یاد میگرفتم..
همین دو هفته پیش الهامی اومد…و من انجامش دادم.دیگه رهاش؟کردم.اصلا هیچ منفعتیم از لحاظ ظاهری نداشت..اگه من اون نرگس اوایل بودم صد در صد بهم میرختم و گریه میکردم.
چون من همیشه بزرگترین پاشنه ام این بود..
که اگه شرایطی که من دوستداشتم نمیشد..خیلی حالم بد میشد..
خداوند داره بهم یاداوری میکنه نرگس مواظب باشیا..تو اصل رو انجام بده..بقیه رو خداوند برات انجام داده..اون تو رو در زمان مناسبش با ادمهای مناسبش هماهنگ میکنه..
دقیقا پروجکت دستکشای من..از شخصی شروع شد..تا قدم به قدم بجاهای بزرگ فرستاده شد…
و قشنگ این رکند رو دیدم..
که یه کارافرین شدن باید همجوره کارافرین و با شهامت باشه…
چقدر غلبه بر ارس در الگوگیری..چون کار من میلی متر هست..چقدر روند پیش رفتم..یجاهایی چقدر پارچه و الگو ریختم بیرون..
ولی توی دوره عزت نفس..خداوند تاهدی باهام بست..توی همون جلسه اول…که اگه متوقف بشی کم بیاری..بجایی نمیرسی..
یه ادم موفق اینه ادامه بده کم نیاره…
و من مدام تونستم توی هر بره ایی ذهنمو کنترل کنم..
هنوزم نمیدونم میخاد دیتکشهای من به چه سمتی بره..فقط؟میدونم خداوند از طریق نشانهاش میگه تو سمتتت خودتو انجام بده بقیش با من..
استادعزیزم..راجع به صداقت گفتین..هفته گذشته یه الهامی شد برام رفتم یه ارگان دولتی برای یه صحبت…توی اون قسمت نشسته بودم و اون اقایی که من باید میرفتم باهاش؟صحبت کنم..نبودش ایشون…
و یه شخصی که ایشون کارمند بود بهم گفت برو بالا..
بعد از چند دقیقه..یه حسی بهم گفت برو طبقه بالا..
رفتم..دیدم یه شخص میخاد بره توی اتاق ..از ایشون سوال کردم..و بعد که در رئییس باز شد..اون اقایه منو میشناخت..
و من بدون ترسی..داخل شدم.
به رئیس گفتم میتونم داخل بشم.ایشون گفتن بله بفرمایید..
و من داخل شدم..راجع بکارم صحبت کردم.ایشون گفتن شما مدرک خاصی راجع به صحبتاتون داریید.گفتم نه..فقط یه تحقیقه میخام انجامش بدم.. و خیلی روک راست صحبتمو کردم..
چقدر خوبه توی هر شرایطی اینجور رفتار درستی رو انجام بدی..
حقیقتا من قبلا نسبت بکارام راجع به مشتریام..حتی استادم در دانسگاه..دروغ میگفتم..
اونم بخاطر یسری کم و کاستایی که شما استاد عزیز اشاره کردین..
تنبلیایی که انجام میشد اونم بخاطر یسری موقعیتها بود..که نمبتونستم مدیدیت خوبی رک داشته باشم..
واقعا چقدر صداقت خوبه…ولی پاشنه من بخاطر یسری ترسها از فلان شخصا بود که نمیزاشت نفس عمیق بکشم..همیشه بهم ضربه میزد..
من تو این مورد خیلی ناجور عمل کردم..واقعا وقتی متاهد میشی..که حرف درست بزنی..چقدر باعث میشه رفتار خوبی رو انجام بدی…
واقعا هر چقدر راجع به ارتباط گیری با خودم و اطرافم و شهرم و دوستان و اشنایان بگم کمه..
و میدونم چیزیه که هر بار باید بهترش کنم.
چقدر خوبه همجوره شخصیتمو و ارتباطمو توی بحث روابط با هر چیزی بهتر و بهتر کنیم..چون اصل زوایا همینه..و بعداش همه چیز درست میشه..
یه اصول درست…چقدر حال انسان رو میتونه دگرگون کنه…
انشالله که بتونیم خوب عمل کنیم..
وقتیکه خوب عمل کنیم..
جهان کبوتر با کبوتر ..باز با باز رو خوب مراعات میکنه…
روز گذشته..چند تا خرید مهم داشتم..بخودم قول دادن اولویتم با اونیکه نیازمه قرار بدم.اگه احیانا توی هر شرایطی قرار گرفتم…بتونم روک پوست کنده بخاطر یسری غرورها…رو بزارم کنار..و صحبتمو انجام بدم..
و رفتم اونچیزی که لازم بودن رو خریدم…و چشمم افتاد به یه وسیله..اون شخص بهم گفت بردارش اینقدر باهات حساب میکنم..
ولی من گفتم.بخودم قول دادن تا این چند قلم نیازمو بخرم…
اگه اون نرگس قبل بودم.بخاطر یسری غرورها و ناهنجارها و باورهایی که یاد گرفته بودم.میخریدمش..
و میگفتم زشته..ولی روک موست کنده اونچیزی که بهش اعتقاد داشتم و جزو صداقتم بود رو گفتم..
و ایشون بسیار تحسین کرد…
وبهم گفت خیلی خوبه به قولت پایبندی..بخدا چنان قدرتی گرفتم که حد نداشت..
میخام بگم!!!چقدر خوبه..توی تمام لحظات زندگیم..توی برخورد با هر چیزی…صداقتمونو زیر پا نزارییم..و همین مسیرها رو ادامه بدییم …
واقعا درک تا عمل زمین تا اسمون متفاوت..من خیلی خیلی بخاطر نگرش نادرستم توی رفتارم توی بحث رابطه..چقدر اسیبها دیدم..
ولی موقعه ایی که میخام هر کاری رو انجام بدم..فورا از خودم سوال میگیرم ..
که آیا اینکار درست هست یا نه!؟
خیلی سعی کردم دیتیلی به هر موًضوعی نگاه کنم..
واقعا..هر چقدر از صداقت بگم کمه..روی اصل ماندن و بهتر شدن..
و ذهنم ناگفته نموته..
فقط بظاهر هر چیزی فکر میکنه و خودشو با توئه وجودیش به پای مقایسه میکشونه..
همین امشب..که رفتم پیاده روی..توی یه محل باصفا و تمییز میشینم.روبرومم یه کوه بسیار بزرگیه.و با خداوند صحبت میکنم..
گفتم خدایا من هر چقدر سپاسگزارت باشم کمه..
تو خیلی بهم کمک کردی..تا من پاشنهامو ببینم..
چقدر توی قدمهای بیزنسی همیارم بودی هر چقدر بگم کمه…
خدایا اگه میخاستم این کارا رو خودم انجام بدم به این شفافی و درستی..یه زره هم عقلم نمیرسید..
چقدر درست و بجا هدایتم کردی…خدایا ببخش من خیلی سپاسگزارت نشدم.نیخام بابت تمام اون قدمها که الان ذهنم یچیز بدیهی میبینش رو ..سپاسگزارت باشم..
واقعا….اگه لطف هدایت خداوند نبود..من نمیتونستم همچنین اقداماتی رو اونم به ایصورت شفافی انجام بدم…
واقعا توی بحث ارزش خلق کردن..نیاز به یفرد با جسارت و با شهامت داره..تا یچیزی دو آماده بفروشی…
این بجز ساختش(همون مهارت)..نیاز داره از لحاظ شخصیتیم بسازیش..
نمیتونی چیزی رو خلق کنی که خودت بهش اعتقاد نداری..اصلا زمینه فروش نداره…
و این مسیر چجور بجاهای خوب کشونده میشه..فقط؟مسیر درست و هدایت االله مهربانیها..
کل موضوع همینه..که همیشه بهترینهای خودمون باشیم..تا بهترینها برامون رقم بخوره…
جهان قوانینش درست و بحا هست…وقتی توی مسیر درست قرار میگیری..و پیش میری…میبینی دلیل ابن اتفاق چی بوده!؟
بخاط بما کسبت ایدیهم…
دلیل فلان مسیر و اقدامات چی بوده!؟
بخاطر بما کسبت ایدیهم..
واقعا خدا هیچ وقت دلسوزی نمیکنه…اصلا دلش نمیسوزه.
انسانها هستند که راحت بخودشون ظللم میکنن.بخودشون ستم میکننن..
من دارم اینو توی تمام لحژات زندگیم میبینم..
مدام بخودم میگم نرگس نکنه بخودت ظللم کنیا که بد چکشو بخوری.
همین دو هفته پیش دیدم پاهام به شدت میسوزه و بدنم سنگین شده.. دقیقا الارام خداوند و هدایتهاش میاد که نرگس مواظب سلامتیت باش..من بسیار کر شده بودم..یه لحظه گفتم..نرگس زود بلند شو ..هدایت اومد که خودمو آماده کنم برای قانون سلامتی ..
هدایت برای ازمایش…وقتی انجامش دادم دیدم چربی خونم لب مرزه..
و از اون روز تا حالا با رعایت غذایی اونم در کنارش پیاده روی در مسیر عالی و با یلعت مشخص..
من تونستم وزنمو کاهش بدم.چقدر حالم بعد از اون خوب شد..
کلا موارد قندی رو کنار گذاشتم..و به خودم تاهد بستم ورزش رو….
چقدر خوبه همیشه و همیشه توی تمام لحظات زندگیمون بفکر بهبود باشیم..و از طرفی بهترین خودمون باشیم…
و از یجایی ..بخودم ستم نکنیم…
چون هر کسی خودش داره با دیت خودش خودشو گور میکنه..
من این داستان رو یه شب خداوند بهم الهام کرد.که هر کسی نتیجه اعمالشو انتخاب میورد و خودشو به کشتن میداد..هر چقدر من داد زدم تو رو خدا رحم کنید..اون شخص بهم یه تصویری نشون داد..
که گفت اینا باید نابود بشن تا این منطقه سبز بشه.
ولی خداوند بهم گفت تو جات اینجا نیست برو بیرون..وقتی رفتم یه تعداد محدودی بودن..
من همیشه مدام بخودم میگم نرگس…مواظب باش..که دچار زندگی روزمرگی و باورهای اطرافیانت قرار نگیری که بد ضرررها میبینی و نابود میشی..و قربانی دوربریات قرار میگیری.
مدام بخودم مسبرها رو یاداوری میکنم..
و من هر چی دارم چه در گذشته چه در ایتده..همه لطف هدایت الله هست…
چقدر خوبه این نوع ورژن..ولی نگهداریشش نیاز به یه کنترل ذهن بسیار قوی هست.که ما قدم به قدم پیش میرییم…
سپاسگزار خداوندم که هر لحظه ما رو توی مسیر پوش میده..منم سعی میکنم هر روز هر دقیقه و هر ثانیه و یه چشم بهم زدن تسلیمش باشم..و روی خودم و رفتارم کار کنم که بتونم ذهنمونو کنترل کنم..
انشالله…
حدودا چند دقیقه بعد الهام اومد ..که ناگفته نمونه جواب الهام قبلیم بوده ……به محض اینکه پیاممو در سایت گذاشتم پیامکش اومد گفتم” بیام لغو رو بزنم..و یادداشتش کنم که الان هدایت اومد..که نمونه کاراتونو بفرستین..الله اکبر.. دستکشهام داره توی مسیر عالی توسط یه شخص کارافرین منتقل میشه..نمیدونم چه بازخوردی بگیرم.فقط هدایت خداوند رو میطلبم..و از خودش هدابت میخام..الحمدالله رب العالمین
به امید بهترینها.میام بازخوردشو مینویسم