اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
سلام سلام به استاد عزیزززم و خانم شایسته ی عزیزم و دوستان گلم
استاد شما خیلی نتیجه گرفتین و دیدین نتایجتون رو و باهاشون دارین زندگی میکنید ولی یک نتیجه رو شاید فهمیده باشین ولی مطمینم به معنای واقعیش نمیتونید درک کنید، عمق احساساتیه که شاگرداتون بهتون دارن، اینو نمیتونید به معنی واقعی درک کنید باید توی قلب ما باشین که بفهمین چقدر عزیزین و وجودتون برکته و کلامتون گوهر
استاد شما اومدین تعریف درستی از خدا دادین و اولین بار تو زنذگیم بود که منطقم پذیرفت این خدا رو، عدل خدا رو، دلیل رفتارا و نتایج خودم و اطرافیان رو، ولی فکر کردم فهمیدم و تمام.اونجا که تو فایل انرژی با خدا میگین ما کار داریم شنیده ها داریم درباره ی خدا ،دیده ها داریم درباره ی خدا میگفتم که نه دیگه من فهمیدم تا اینکه چند وقت پیش متوجه شدم نه بابا استاد راست میگن شناخت خدا هم مسیر تکاملیه.
بنظرم این دیدی که میگیری درسته، کمک میکنه که در مسیر درست راه راست قدم بذاری،ولی رسیدن به خدا درک خدا،درک واقعی ها ،شنیدن نه ،یک مسیر شخصی هست که باید طی بشه ،تو باید عمل کنی بعد واکنش خدا رو ببینی،نتیجه بگیری هی ایمانت قوی بشه.
من داستان الان زندگیم رو گذاشتم که در چه مرحله ای از زندگیم هستم و دوسال هست وارد چه سفر و مسیر جدیدی شدم و چه تضادهایی دارم و سعی بر باورسازی و رفتن رو به جلو هستم
من چند وقت پیش فهمیدم که معنی توکل و تسلیم رو اشتباه فهمیدم اصن، اونم برمیگرده به ورودی هایی که قبلا گرفتم.واقعا این مسیر یک مسیر تکاملی هست و یک قسمتش رو از عزت نفس فهمیدم، یک قسمت رو دوره ی احساس لیاقت کمک کرد همینجوری هی تکه ها به هم وصل میشن،تجربیات میاد و ب درک بهتری میرسی.
من حدود چند ماه پیش بعد از یک نیم سال کردن و گرفتن نتیجه هایی از صفر و بهتر شدن قدم به قدم زندگی تو شرایط زندگی،مالی،روابط ،ایمان ، آرامش. ولی مهاجرت تا نقطه ی نهایی میرفت و استپ میشد که در آخر برای مهاجرت دومم خودم تسلیم شدم و گفتم توکل میکنم به خدا و دیگه زور نمیزنم، چون اوضاع طبق محاسباتم پیش نرفت و تمام ایده ها و زوری که خودم داشتم زدم ،که البته شرک بودن
من گفتم توکل میکنم،تسلیم شدم.
خب من از نظر فزیکی رها کرده بودم خواسته م رو،دیگه کار فزیکی انجام نمیدادم،ایده ای رو امتحان نمیکردم چون فهمیدم ترمز دارم تا برداشته نشه ،همین مدار همن نتیجه میاد و باید کار ذهنی کنم، داشتم روی ترمزهایی که از کشف قوانین فهمیده بودم کار میکردم و در کنارش هم گفتم من توکل میکنم و تسلیم.
اما چرا حال من خوب نبود هنوز اونطور که باید؟ چرا به آرامش نرسیده بودم؟ چرا هنوز با دیدن اینکه کسی کار مهاجرتش اکی میشد و میرفت بهم میریختم و طول میکشید چند ساعت تا خودمو آروم کنم وامید بدم به خودم؟
چرا حسم مثل پارسال نیست که همینجا ما تو یک خونه یی زندگی میکردیم و من بابت جز جز خونه داشتم شکر میکردم و جوری که انگار تو بهشتم و و اینم قصره، اون خونه رو هم با تحسین خلق کرده بودم تو این کشور،
بعد تو اوج اون احساس خوب یهو صاحبخونه یی که رابطه ی خوبی هم داشتیم و کلی احترام و عزت ،یهو اومد گفت امزوز 25 سپتامبره و تا آخر ماه خونه رو تخلیه کنید که من دادمش به یک نفر دیگه. ما شناخت زیادی نداشتیم ، پولمون هم به هر خونه یی نمیرسید.
بهم نریختم ،گفتم که ما فقط در حال تمزکز بر نگات مثبت اینجا و شکرگذاری بودیم و طبق قانون این آدم قدرت نداره بیاد بدبخت کنه و شرایط رو بد کنه برامون،پس جای بهتری قراره بریم چون این خونه رو هم برای گرفتنش یک دفعه تلاش فزیکی بزاش نکرده بودیم، کسی دیگه تمام کاراشو انجام داده بود. گفتم این کار خداست و قراره اتفاق خوبی بیفته
من گغتم توکل میکنم به خدا و تسلیم کاری نمیکنیم دنبال خونه نمیگردیم تا نشانه ها بیان و بگن چیکار کنیم، من آروم آروم بودم طوری که انگار اتفاق خوبی افتاده و خبر خوبی بهمون دادن و این وقعی بود ، ادا نبود،حرف نبود، مثل توکل و تسلیمی که برای مهاجرتم انجام میدم.
یکروز موتده بود به دد لاین و پس فردا که مستاجر جدید بیاد، صاحبخونه اومد گفت 29 شده و مستاجر اول آگست میاد، طوری آرام بودم ک برای خودم عجیب بود،چون واقعا متوکل بودمو تسلیم، همون عصری که آخرین مهلت بود، خود صاحبخونه یک خونه یی با چند برابر شرابط بهتر رو برامون پیدا کرده بود و در عرض دو ساعت رفتیم ، وسایل خاصی عم چون نداشتیم، خیلی سریع اتفاق افتاد
خدا کافی بود خونه پیدا کنه،دیر نکرد،با عزت و احترام و در بهترین زمان اتفاق افتاد و چون ما برای خونه قبل خیلی سپاسگزار و تمرکز بر نکات مثبت بودیم، مدارمون عوض شده بود و اومدیم خونه ای که قابل مقایسه با خونه قبل نیست از نظرراحتی.
چرا من الان توکل کردمو تسلیم بودم حس قبل رو نداشتم آروم و سپاسگزار و مطمین نبودم؟
اومدم صادقانه با خودم صحبت کردم،اینم از جلسه دوم شیوه ی حل مسایل از نحوه سوال پرسبدن خانم شایسته یادگرفتم،من مهربان بودن با خود و ترسیدن و آشغالا رو زیر مبل کردن رو قاطی کرده بودم، فکر کردم اگر با صداقت بی رحمانه ای ذهنم رو بررسی کنم و واقعا ببینم چه چیزی تو ذهنمه دارم بدرفتازی میکنم با خودم،، که اینم برمیگرده به احساس عدم لیاقت، وقتی فهمیدم که من لایقم فارغ از اینکه به هدفم نرسیدم هنوز، فارغ از شرکا و ترسها ،خودمو بپذیرم با ترس ها و نواقصم، طوری که نترسم از قضاوت خودم مثل پدر مادر یا معلمی که وقتی اشتباه میکردیم میترسیدیم از دعوا و قضاوت و دروغ میگفتیم، یاد گرفتم انقدر مهربان شدم با خودم که گفتم هاجر من دوست دارم سوای هر فکر و باوری که داری، بیا صحبت کنیم واقعا ببینیم مشکل چیه حتی اگر تو نقطه ی صفر هم باشی بعد از اینهمه کار کردن، عیب نداره، این اعراض نیست، این مساله ست باید حل بشه اینم از دوره ی شیوه ی حل مسایل یاد گزفتم ، قضاوتت نمیکنم، ببینیم چرا حست یویو هست،چرا وقتی توکل کردی تسلیم شدی، خدا نمیاد وسط چرا کمک نمیکنه چرا هدایت نمیکنه،
آقا صحبت کردیم دیدم من توکل نکردم ،من تسلیم نشدم، من فقط از روی ناچاری و استیصال که دیگه کاری از دستم برنمیاد و این خواسته نمبشه، کاری نکردم و خدا رو هم به عنوان آپشن آخر که حالا ی حرکتی زده باشم
چطور اینو فهمیدم، اول که احساس لیاقت بی قید و شرط کمک کرد خودمو بپذیرم و مهربان باشم بعد سنجیدم که نتیجه ی توکل و تسلیم باید حس آرامش و قدرت باشه، چرا من حس مظوما و بیچاره ها رو به خودم گرفتم نشستم و و میگم آره من خدا رو دارم، بقیه اسپانسر دار و ال و بل، چرا من حس مظلومیت دارم اگر که به قویترین نیرو وصلم.
اومدم سنجیدم ، من علوم آزمایشگاهی خوندمو و تو لابراتوار یک بیمارستان بین المللی که از کشورای مختلف کار میکردن،کار میکردم و چون کوچترین عضو اونجا بودم و خیلی هم بی نظم و سرکش تو مراعات کردن قوانین اداری (برا همینم سال آخر قبل از مهاجرت کلا استعفا دادمو و بیزنس خودمو زدم ) زیاد کارم به اخطار و اینا میرسید با منجیر اسیستانت، حالا اون زمان من قانونو نمیدونستم ،چیکار کرده بودم، رفته بودم رابطه مو با منیجر کل محکم کرده بودم که تصمیم نهایی رومیگرفت و حرف آخر رو میزد و خیالم جمع بود که منیجر اسیستانت که دوبار نامه ی اخراجمو نوشت ولی میدونستم که در نهایت برای مرحله ی آخر باید منیجر کل امضا بکنه ،که اون نمیکنه چون رابطه م باهاش خوبه و یه جورایی پارتیمه و خیالم جمع
چرا الان وقتی ک توکل کردم و سپردم کار رو ب خدا به اندزه ای که به اون دکتر اعتماد کرده بودم خیالم جمع نیست؟ میترسم احساس مظلومیت و بیچارگی دارم، مگر خدا قدرتمندترین نیست؟ مگه نباید کارم به بهترین نحو درست بشه.
اینم از کجا گرفته بودم باورشو وقتی فکر کردم، تو جامعه و فرهنگ وقتی یک کار هیچ ایده ی براش نبود و نظم و بزنامه ای یک کاری میکردن ، میگفتن حالا توکل به خدایی. در صورتی که توکل به خدا کار باید با بالاترین کیفیت و نظم ممکنه انجام بشه، یا چندسال پیشا که قانون رو نمیدونستم و مینشستم با مامان بابام تلویزویون میدیدیم، یک برنامه بود آدمهای اوج بدبختی و فقط رو بیماری که گوشه خونه افتادن رو نشون میداد، مثلا زنای بیوه، بچه های یتیم بعد مجری میپرسید شما خرجتون رو چیکار میکنید؟ بعد طرف با احساس حقارت و ناامیدی و بدبختی میگفت ما هیچکس رو نداریم فقط خدا رو داریم، یعتی تو مذهب و فرهنگ خدا رو فقط داشتن بعتی بدبخت بودن، اگر رییسی بود نماینده یی ، شوهر ثروتمندی یعتی چیزی هست کسی رو داریم.منم اون زمانا ناآگاه بودمو نگاه میکردم برنامه ی این چنینی رو و چقدر باور ساخته میشده در من.
اومدم به خودم و دیدم من وقتی سپردم ب خدا چرا اینطوری ام؟ چرا مثل قضیه ی خونه احساس آرامش و عزت و لذت و خاطر جمعی ندارم؟
و شروع کردم رو اصلاح این قضیه که شکر خدا داره بهتر و بهتر میشه، که این جمله ی من خدا رو دارم باید اهرمم باشه نه نقظه ی استیصالم.
و معنی تسلیم بودن رو هم تازه بعد از این شنیدن ها دارم درک میکنم، که البته چتدوقت دیگه میگم عه تازه درک کردمم،
هدایت شدم به فیل گفتگو با دوستان اون چند قسمتی که استاد با آقای عرشیانفردارن صحبت میکنن، استاد یک جمله گفتن من تازه فهمپدم چی گفتن، گفتن که وقتی تسلیم بشی خدا کمک میکنه، نشانه تسلیم بودن هم آرامش هست.
من راستش فکر میکردم تسلیم بودن یعتی استیصال و درماندگی. شاید اولش باید با این نقطه شروع بشه ولی وقتی تسلیم شدی دیگه باید آرام یاشی یعتی خودت هیچ پیشنهاد و ایده و باور محدود کننده ای نداری، نه اینکه یو سری راهکار و ایده تو ذهتت هست ولی چون تو مطابقش نیستی ناتوانی و تسلیم میشی و میگی خدایامنو فیت کن تو این ایده ها،قلب اون آدمو نرم کن اینو قبول کنه ،نه داستان این نبوده وقتی واقعا درک کنی تسلیم بودن یعنی چی یعنی تو و باورات و راهکارها و دیده ها و شنیده هات هیچن فقط، این خواسته رو میخام و میدونم که تو علم و قدرت داری،راه هایی میتونه باز بشه که من نمیدونم ولی شرطش چیه، خودم دیکه ساکت شم ،آرام باشم،اعتماد کنم، نشانه ی تسلیم آروم بودنه
خیلی لذت داره هی میری جلو میفهمی درکت بیشتر میشه، با اینکه تضادهای زیادی هست ولی همینکه دارم میفهممو حسم بهتر میشه خوش امید میده برای ادامه دادن.
استاد شما چقدر عمیق و متعهدانه کار کردین ، توهر زمینه ای که یکم درک میکنم میفهمم شما چقدر متعهد و با ایمان بودین، از خدا میخام توفیق بده که ایمان و تعهد شما رو داشته باشم و ادامه بدم و بگذرم از شرایط سخت با تغییر دید و باورهاو ایمان و آسان بشم برای آسانی ها و مثل شما بهشت رو در دنیا و آخرت برای خودم بسازم و رستگار و سربلند بشم.
سلام به همه دوستان من جدیدا با استاد آشنا شدم،این فایل استاد واقعا تاثیر زیادی تونگرشم نصبت به خدا،تصویری که از خدا تو این همه مدت تو ذهن ما خوندن و تکرار کردن،
واقعا قشنگی این دعا رو اگر از روز اول برای ما میگفتن قطعا شرایط همه ما فرق میکرد،
ولی الان با این شناختی که با فایل های استاد ایجاد شده برای خودم،مسیر تغییر و تکامل و شناخت قشنگ از خدا و زندگی شیرین و لذت بخش میشه،
با تشکر بسیار زیاد از استاد عباس منش گرامی باید عرض کنم که من برای اولین بار از خوندن معنای دعای کمیل کلی مطالب و مفاهیم بسیار عالی و اموزنده و تکان دهنده و والا کسب کردم و خصوصا در ارتباط با معنای جهنم و قطع ارتباط خداوند با ما دیدگاه خیلی جالب و متفاوتی بدست اوردم و واقعا از درک مفاهیم این دعای زیبا لذت بردم و اموزه های جدیدی گرفتم …
و در کل نگرش و دیدگاه های بهتر و زیباتری نسبت به خودم و رابطه ام با خداوند درک کردم…
این فایل نشانه چند روز پیش من بود و بعد از چند دفعه گوش دادنش، گفتم بیام و کامنتمو بذارم. اینکه شنیدن حرفای شما ی چیزه و فهمیدنشم ی چیز دیگه
من گوش میدم. گاهی اوقات میفهمم. گاهی اوقات نمیفهمم. تلاش میکنم تا حرفاتون رو جدی بگیرم و این خودش نیاز ب طی کردن تکامله… خیلی جاهارو نمیتونم ب عمق حرفایی ک حضرت علی زدن پی ببرم و اینکه شما چ نگاهیو دارین ک مدام زیبا بودن کلام حضرت روی زبانتونه ولی من چیزی ک فهمیدم و برام ارزشمنده رو میگم. و از خدا میخوام کمکم کنه تا تکاملم طی بشه و بیش تر بفهمم و لذت واقعی رو ببرم…
من از جهنم ی چیز جدید فهمیدم.. جهنمی ک فکر میکردم یه چاله ی پر از آتشه و زنایی ک حجاب ندارنو افرادی ک نماز نمیخوننو، روزه نمیگیرنو میندازن توش. خدا یه پادشاه جباره که اگه دستورهاش رو اجابت نکنی جات جهنمه و میسوزی. تمام پوست و گوشتت میسوزه و تو دوباره شکل میگیری، دوباره میسوزی و همین سیکل تکرار میشه.. کسی از یکتاپرستی با من حرف نزده بود تا الان. کسی نگفته بود شرک باعث جهنمی شدن ما میشه. کسی نگفته بود دادن قدرت ب غیر خدا باعث میشه ما جهنمی بشیم و اون هم نه جهنمی ک بقیه میگن. جهنمی ک به ما تنهایی رو میده، جهنمی ک دوری از خداونده… جهنمی که موجب بی کَسیِ ما میشه…فهمیدم احساس ترس، نگرانی و غم، خشم و افسردگی نشونه ی دوری از خداس. نشونه وجود یک سری باورهای شرک امیز در ما هست که باعث میشه ما شناخت صحیحی از خدا نداشته باشیم و در نتیجه دور بشیم ازش. بیش تر درک میکنم ایه ی قران رو ک میگه… انّ اولیاء اللهِ لاخوفٌ علیهم و لاهم یحزنون…همانا دوستان خدا کسانی هستند که نه ترسی بر آن ها است و نه آنان اندوهگین میشوند… و رسیدن به مقامی ک دوست خدا بشیم نیاز به تکامل داره استاد من از خدا میخوام من رو در برابر نجواها کمک کنه…تا به عهدم پایبند باشم. همون عهدی ک تو قران میگه… الم اعهد الیکم یا بنی آدم ان لا تعبدوالشیطان انهو لکم عدو مبین و انعبدونی هذا صراط مستقیم… ایا ای بنی ادم با شما عهد نکردم ک شیطان را نپرستید. قطعا او برای شما دشمن اشکار است و من را بپرستید این راه راست است؟ پس از مرگ ما به همراه شیطان در جهنمیم.جهنمی ک حاصل پذیرفتن وعده های شیطان هست. وعده ی کمبود، وعده بیماری، وعده هایی ک با حقیقت ما در تضاده. و در ما احساس بد ایجاد میکنه احساس بد یه نشونس برای من ک بدونم دارم ب سمت شیطان حرکت میکنم و او رو میپرستم…و خدا رو فراموش کردم. من باورهای توحیدی ندارم و از خدا دور شدم و نتیجه این دوری احساسات منفی و شرک امیزه. نتیجش این هست ک تو این دنیا جهنم رو تجربه میکنم و اون دنیاهم همانطور. خدایا کمکم کن تا باورهای توحیدی رو در خودم به وجود بیارم. ارامش، شادی و احساس خوب رو جایگزین ترس، غم و احساس منفی کنم. شخصیت توحیدی از خودم بسازم و بشم موحد. بهم کمک کن ب مقام ابراهیم برسم و سعادت دنیا و اخرت رو داشته باشم.
ممنونم استاد ک باعشق دعای کمیل رو ترجمه کردین و توضیح دادین و افرین ب شما ک به همچین جایگاهی رسیدین..
همین که خواهان توحید هستید کافیه، تا هر چه بیشتر درکش کنید
خدای ما خدای اجابت کننده است و کافی هست چیزی ازش بخوایم، تا جهانمون را با خواسته هامون بسازه
برای درک هر بیشتر کاری که خودم میکنم رو به خصوص در مورد این فایل اینه که هر جمعه این فایل رو میبینم و هربار یک درک جدید ازش دارم. شما هم مایل بودید این کار رو بکنید که نتیجه اش شگفت زده تون میکنه
سلاااام سلاااام دوستان مهربونم… استاد عزیزم…. مریم جان زیبا….
در ادامه تمرین منو دوستانم برای دوره فایل های دانلودی
رسیدم ب این فایل….
باورهای توحیدی حضرت امام علی علیه سلام در دعای کمیل….
توحیدی ترین دعا بعداز کلام خدا«دعای کمیل»است.
عظمت نگاه حضرت امام علی درباره خدا و نوع درک ایشان از خدا
«حضرت علی : از خدا میخواهد که هدایت کند اورا و میخواهد ک گناهان او را ببخشد. گناهانی که او را از نعمت ها محروم میکند گناهانی که باعث عدم اجابت دعا ها میشود و گناهانی که امید را قطع میکند و بلاها را فرو می ریزد»
درخواست می کند خدا او را ببخشد گناهانی که امیداو را میگیرد.
وقتی که انسان از خداوند دور میشود در مسیری قرار میگیرد و در مداری قرار میگیرد که…..ناامیدی در آن است.
وقتی انسان در مسیر اشتباه قرار میگیرد….خطا برای بدیعی و عادی میشود…..و شرم حیا را از دست می دهد .
وقتی که در مدار اشتباه قرار میگیریم…..در آن مدار فقط اتفاقات نامناسب وجود دارد و برای او رخ می دهد.
حضرت علی علیه السلام از خداوند طلب می کند که او را از این گناهان مصون بدارد، باور دارد که خداوند آمرزنده است .
از خدا می خواهد که شفاعتش را کند
از خدا می خواهد که به او نزدیکتر شوند
حضرت علی علیه السلام هرگز از پیامبر نخواسته که شفاعتش را کند .
خداوند در قرآن می فرماید :کسی نیست که شفاعت شما را بکند جز شما .
از خود خدا میخواهد که کمکش کند.
دیدگاه توحیدی حضرت علی یگانه پرستی اوست،این که همه چیز را از خود خدا خواست درخواست می کند….خداوندا کمک کن که همیشه یاد تو در دل ما زنده باشد
خداوند و کمک کن که همیشه متواضع باشیم خداوندا کمکم کن که بفهمیم هر آنچه داریم مال توست
تمام جهان هستی. …
از آن توست…که به ما دادی تو حق داری بگیری.
تمام آنچه در زندگی مادی است،از بین رفتنی است
فقیر به خدا باشیم
محتاج به خدا باشیم
احساس عجز داشته باشیم در نزد خداوند
حضرت علی علیه السلام در مقابل پروردگار عاجز است.
«خداوندا خطاهای ما را می پوشانی خداوند و بلا هایی را که باید بر سر ما میآمد و نیامد و تو به ما بزرگی کردی و به ما رحم کردی»
خداوند به خاطر فضل خودش به ما رحم می کند گناهان ما را می پوشاند و مرا از بلایا حفظ میکند و زندگی تازه به ما می بخشد.
حضرت علی علیه السلام از خداوند درخواست می کند که او را هدایت کند به مسیر درست.
نگاه حضرت علی علیه السلام به خودش و خدای خودش خیلی زیباست کسی که خودش را مصون از گناه نمی داند و خودش را انسان می نامد و از خدا درخواست عفو و بخشش می کند.
امید را به پروردگار داشته باشیم خداوند به ما را رحم کرده، کمک کرده که تا اینجا رسیدهایم.
خداوند است که مراقب ماست
خداوند است که راه ها را برای ما هموار می کند خداوند است که دشمنان ما را سرکوب می کند
حضرت علی علیه السلام با آن عظمت و بزرگی،خودرا نزد خدا کوچک میداند .
همه ما ذره هستیم در برابر خداوند….مابسیار کوچک و عاجز و ناچیز و نادان هستیم
خداوندا تو میخواهی به من عذاب دهید در حالی که من به یگانگی تو ایمان دارم و ما و مقام تو را ستوده ام
مهمترین رکن ایمان به ربوبیت و یگانگی خداوند است نه الوهیت خداوند
خداوند خالق است و رب است ،پروردگار است و تنها قدرت حاکم بر جهان است.
معبودی جز خدا نیست …..لا اله الا هو
حمد و سپاس خدای جهانیانرا…..الحمدلله رب العالمین
خداوند قدرت مرگ و زنده کردن دارد
خداوند قدرت اداره جهان را دارد
این خدا را باید باور کنیم
التماس کسی جز خدا را نکن
قدرت را به کسی جز خدا نده
آیا کسانی را عذاب می دهی که به یگانگی تو ایمان دارند ؟
آیا کسانی را عذاب میدهی که انقدر علم به دست آوردن که در مقابل تو خاکسار شدند؟
راسخون فی العلمرسوخ کردن در علم ……«کسی که انقدر یاد گرفته و دانست که در مقابل خداوند هیچی نمی داند در مقابل عظمت خداوند چیزی نیست»
آیات محکم«آیات مادر و اصل»
آیاتمتشابه« آیات غیر اصل»
من در زندگی مادی در مقابل سختی ها دوام نمی آورم چگونه در عذاب گناهانم تاب آورم .
خداوند سختگیر نیست بر بندگانش با هر بار توبه گناهان را میبخشد گناهانی که عذاب دارد و راهی برای گذشت نیست که در قرآن آمده.
در قرآن کلماتی که بعد از عذاب و عذاب علیم یا شدید آمده خط قرمزهای خداوند است ونابخشودنیست .
من عذاب جهنم را شاید بتوانم تحمل کنم اما دوری تو را چگونه تحمل کنم.
اگر من در دوزخ بیاندازی باز هم در همان آتش فریاد میزنم کجایی سرور من معبود من.
خدایا شکرت برای آگاهی های این فایل و نگاه توحیدی حضرت علی با خداوند خود…. خداوندا همه چیز تویی امیدمان ب توست ما را ببخش و در مسیر درست قرار بده
خداونداخودت کمک کن ومثل علی شجاعت درخواست بدون واسطه راازخودت توی وجودمون قراربده
خداونداخودت کمک کن به راهی هدایت شویم که سراسرامیدواحساس خوب ودیدن عظمت وبزرگی خودت باشه وانقدرتوی این راه گام های استوارومحکم برداریم که باخودت یکی شویم
خداونداکمک کن قبل ازهرچیزمثل علی روی متعالی شدن روح خودمون کارکنیم وخودمون رادرمقابل تونقطه ای بیش نبینیم ،اوج گرفتن مادرهمه زمینه هاتوی زندگی درگرومتعالی شدن روحمونه
خداونداتونخواه که من باسرکشی وعصیان دراین دنیا به نقطه ای برسم که جزخفت وخواری چیزی به همراه نداردپس بیاموزبه من تواضع وفروتنی را
خداونداکمک کن مثل علی تورابه خاطرخودت بخواهیم ونه چیزی غیرازتوکه سودواقعی دریکی شدن باتواست
خداونداهرلحظه مارابه آدرس خودت که همان مسیرهای زیباودیدن زیباییهاست هدایت کن
خداونداکمک کن که مثل علی یگانگی ووحدانیت توراباورکنیم ودرهمه جنبه های زندگیمون به کارگیریم
خداونداکمک کن که ازروی عشق تورابپرستیم نه ازروی ترس
خداونداکمک کن که هرلحظه به تونزدیک ونزدیکترشویم چراکه دوری ازتوزندگی رابه جهنمی سوزان تبدیل میکند
خداونداکمک کن آن طورکه شایسته تواست توراباورکنیم… الهی امین
خداونداهزاران بارشکرت
استادجانم ممنونم ازت بابت این فایل زیباممنون که هستی شکربه خاطروجودت توی زندگیم🫂️
من امروز دوباره این فایل و گوش کردم و اما با دقت بیشتری.
و هربار بیشتر عاشق این دعای زیبا و دیدگاه امام علی نسبت به الله میشم و هر بار بیشتر به قدرت و عظمت یگانه معبودم پی میبرم
خدای خوبم تو چقدر بزرگی تو چقدر وهابی تو چه قدر مهربانی و قدرتت چقدر بی انتهاست و اما چه حیف که من تازه دارم به این موضوع پی میبرم اما خوشحالم که تو منو امقدر دوست داشتی که تو مسیر آگاهی قرارم دادی
خدای خوب و مهربونم به اندازه نفس هایی که میکشیم از تو سپاس گذارم بابت هر روز آگاه تر شدنم بابت هرروز نزدیک تر شدن به تو و شناخت بیشتر تو.
قبلنا همیشه وقتی از خدا میخواستم طلب بخشش کنم برای گناهام همش از امامان یا پیامبر میخواستم که شفاعتمو پیش خدا کنن اما الان فهمیدم که تنها شفیع ما خداست.خدای خوبم مهربان ترین شفیع از تو ممنونم که آگاهم کردی.
همیشه فکر میکردم امامان ما خیلی فقیر بودند و فکر میکردم چیزی برای خوردن نداشتند که همه میگفتن آنها فقط خرما یا نمک میخوردند یعنی اینجوری بهمون گفته شده بود اما استاد جان وقتی شما گفتید که علی از ثروتمندترین مردان عرب بود تعجب کردم و فهمیدم که علی فقط در برابر خدا فقیر و تهیدست بود چقدر زیبا بود که وقتی میگفتند خدایا من در مقابل تو سخت فقیر و درمانده ام چقدر از خواندن این دعا لذت بردم.
((خدایا من در برابر تو تسلیمم و به هر خیری که از سمت تو به من برسه فقیرم مهربانم))
((خدایا همیشه و همیشه درهای رحمتت را به روی ما باز بگذار))
واقعا این خدا کیست که انقدر مهربانه من واقعا خودم بارها دیدم کسانی که کارهایی انجام داده بودند که فکر میکردم خدا رسوایشان میکنه اما دیدم همونطور مخفی باقی ماند الان میفهمم که چقدر خدا مهربان و بخشنده ست چقدر مارو دوست داره چقدر از گناهامون چشم پوشی میکنه.
«خدایا بابت بخشندگی بیش از حدت ازتو سپاس گذارم»
من همیشه فکر میکردم که امامان ما معصوم بودند و هیچ گناهی نداشتند اما وقتی در این دعا دیدم که حضرت علی خودش را در برابر خدا یک انسان عادی میدونه و از گناه میترسه و از خدا طلب آمرزش میکنه متعجب شدم
ایمانی که علی به یگانه بودن الله داره واقعا زیبا و تحسین بر انگیزه ودرس هایی زیادی به من داد که باید با ایمان قوی از خدا درخواست کنم.
«خداوندا نکند که گناهانم مانع اجابت دعاهایم شود،خداوندا تو قدرت اجابت دعاهایم را داری و اجابت دعایم را ضمانت کردی،خداوندا،آقای من،مولای من از تو در خواست میکنم که مرا به مقام قرب خویش نزدیک سازی»
((پروردگارا،پروردگارا،پروردگارا،ای کسی که قدرت مرگ و تولد به دست توست،تو تنها قدرت حاکم بر
جهان هستی از تو در خواست میکنم دعاهایم را اجابت کنی مهربانم))
اخه خدا چقدر میتونه بخشنده و مهربون باشه که با یه توبه همه گناهانم و ندید بگیره و ببخشه و چقدر ما برای اون باارزشیم که بارها فرصت توبه به ما میده.
«خدای من،الله من،رب من با این همه مهربانی ورحمانیت تو گیرم من آتش جهنم را تحمل کنم اما دوری تو را چگونه تحمل کنم»
جمله به جمله این دعا حیرت اوره چقدر یک بنده میتونه خدارو زیبا توصیف کنه خدایی که بزرگی و مهربانی آن قابل وصف نیست.
همیشه که اسم جهنم میومد فقط آتش جهنم وارد ذهنم میشد و جهنم و به صورت آتش هایی بزرگ تصور میکردم ولی نمیدونستم که دوری از خدا و قطع شدن رابطه ما با خدا هزاربار وحشتناک تر و ترسناک و عذاب آور تر از آتشه.
هر روز که آرامشم بیشتر میشه میفهمم که دارم به خدای خودم نزدیک تر میشم و هر وقت که سریع عصبی میشم ذهنم آلارم میده و میگه حواست باشه از خدای مهربونت دور نشی.
استاد مهربونم ازینکه این دعا رو انقدر زیبا برامون تفسیر کردی ازتون بینهایت سپاس گذارم و خدارا شاکرم که هدایتم کرد به سمت این دعای زیبا و پر از عشق.
استاد عزیزم بابت وجود شما تو زندگیم از ته دلم خداروشاکرم
با نام و یاد رب العالمین همونی که زندگیمون دست خودشه
سلام خدمت استاد بزرگوارم و مریم خانم و همه دوستان گرامی
امشب شب 21 ماه مبارک رمضان یکی از سه شب قدر و شب شهادت امام علی (ع)شب به فیض رسیدن این بنده ی پاک و خالص خداوند هستش
وظیفه و احساسم به من گفت این شب متعلق به
این بنده واقعیه و بهتره دیدگاهمو بنویسم تا ردپایی از اگاهیام باشه
من نزدیک 10بار این فایل و گوش دادم راستش امشب حیف سره کارم نمیتونم شب زنده داری کنم و دلم سمت و امام علی و شب قدر و داره امیدوارم شب 23 رو بتونم احیا کنم و ازین شب های بینظیر هممون بتونیم فیض ببریم و خودمونو پاک و خالص کنیم
این فایل یک فایل توحیدی بی نظیر هستش هرچی از آگاهی های نابش بگم بازم کم گفتم
ازون ستایش گفتن امام علی اول فایل که چقد به معبود خودش با احترام و تواضع یجورایی احوال پرسی میکنه و شروع میکنه به درخواست کردن و یاری جستن از رب العالمین
کلمه به کلمه این دعا آگاهی داره حتما باید معنی فارسی دعای کمیل رو خودم برو بخونم چقدر امام اولمون با تواضع و فروتنی نسبت به خداوند ازش درخواست میکنه
با اینکه این بنده عالی و بزرگوار پیش بنده های خدا کلی ارج و قرب داره و بزرگه اما خودشو در برار عظمت خداوند فقط یک بنده و نیازمند میبینه و خودشو فقیره به خداوند مینامه و بهممون یادمیده
که در برار ذات اقدس الهی فقیر و کوچک باشیم
و یک فقیر واقعی باشیم به درگاهش
بهمون یاد میده که چقد ما توی این دنیای مادی چقد پر از خطاییم و هر لحظه امکان داره لغزش کنیم و ازش دور بشیم
ولی نباید از درگاهش ناامید بشیم که ناامیدی بزرگترین گناه به درگاه خداونده
و این امام بزرگوارمون از خداوند هدایت میخاد برای لحظه لحظه زندگی کردن و میخاد همیشه پاک باشه و با اینکه خطا کاریم و جز کوچکی از روح بزرگوارشیم بهمون یاد میده ازت درخواست هدایت کنیم و به سمت خداوند برگردیم
امام علی (ع) همونقدر از بزرگیش بگم که خداوند شهادت این بزرگوارو توی این شبا قرارداده تا لیاقتشو به همه جهانیان نشون که علی یک بنده واقعی به درگاه خداوند بوده و همه باید الگو و اسوه قرارش بدیم توی زندگیمون
نه خدا توانمش خواند ،نه بشر توانمش گفت
متحیرم چه نامم ،، شه ملک لافتا را
علی ای شیر خدا شاه عرب الفتی داشته با این دلش شب
شب زه اسرار علی آگاه است
شب محرم سرو الله است
از خداوند متعال توی شبای بی نظیر در خواست میکنم تا منم توی مسیر درست و بی نظیر این بنده بزرکوارش قرار بگیرم و بتونم شبیه ایشون زندگی کنم
رفتارم و افکارم و ورودی هام شبیه زندگی و اعمال این بزرگوار باشع
تا زندگیم خدا گونه تر و توی مسیر درست و هدایتی قرار بگیرم
و مثل این بزگوار
شجاع ، عمل گرا باشم
و جز در برابر خدای متعال از کسی شفاعت نطلبم
و در برابر ذات اقدس الهی یک بنده و فقیر واقعی باشم و همیشه ازش درخواست کنم
اونم بهترین هارو ازش درخواست کنم
مثل عافیت ، عمر طولانی ، گشایش رزق
و از همه مهم تر ازش هدایت و درست زندگی کردن و رو طلب کنم
برای همه دوستان از خدای مهربون
طلب استفاده درست ازین شبهای بی نظیره قدرو دارم
و این شبای بی نظیر با شهادت و فیض بردن مولامون علی (ع)مزین شده التماس دعا
براتون ارزوی بهترین هارو دارم
ازت ممنون استاد که شیوه درست زندگی کردن و درست قدم برداشتن رو با شیوه درست خودت داری به هممون اموزش میدی
و این فایل بی نظیرت نشون از مسیر درست داره خدا حفظت کنه استاد
سلام سلام به استاد عزیزززم و خانم شایسته ی عزیزم و دوستان گلم
استاد شما خیلی نتیجه گرفتین و دیدین نتایجتون رو و باهاشون دارین زندگی میکنید ولی یک نتیجه رو شاید فهمیده باشین ولی مطمینم به معنای واقعیش نمیتونید درک کنید، عمق احساساتیه که شاگرداتون بهتون دارن، اینو نمیتونید به معنی واقعی درک کنید باید توی قلب ما باشین که بفهمین چقدر عزیزین و وجودتون برکته و کلامتون گوهر
استاد شما اومدین تعریف درستی از خدا دادین و اولین بار تو زنذگیم بود که منطقم پذیرفت این خدا رو، عدل خدا رو، دلیل رفتارا و نتایج خودم و اطرافیان رو، ولی فکر کردم فهمیدم و تمام.اونجا که تو فایل انرژی با خدا میگین ما کار داریم شنیده ها داریم درباره ی خدا ،دیده ها داریم درباره ی خدا میگفتم که نه دیگه من فهمیدم تا اینکه چند وقت پیش متوجه شدم نه بابا استاد راست میگن شناخت خدا هم مسیر تکاملیه.
بنظرم این دیدی که میگیری درسته، کمک میکنه که در مسیر درست راه راست قدم بذاری،ولی رسیدن به خدا درک خدا،درک واقعی ها ،شنیدن نه ،یک مسیر شخصی هست که باید طی بشه ،تو باید عمل کنی بعد واکنش خدا رو ببینی،نتیجه بگیری هی ایمانت قوی بشه.
من داستان الان زندگیم رو گذاشتم که در چه مرحله ای از زندگیم هستم و دوسال هست وارد چه سفر و مسیر جدیدی شدم و چه تضادهایی دارم و سعی بر باورسازی و رفتن رو به جلو هستم
https://abasmanesh.com/fa/the-logbook-of-abasmaneshs-intimate-family-5/comment-page-11/?orderby=comment_rate&order=asc#comment-1290596
من چند وقت پیش فهمیدم که معنی توکل و تسلیم رو اشتباه فهمیدم اصن، اونم برمیگرده به ورودی هایی که قبلا گرفتم.واقعا این مسیر یک مسیر تکاملی هست و یک قسمتش رو از عزت نفس فهمیدم، یک قسمت رو دوره ی احساس لیاقت کمک کرد همینجوری هی تکه ها به هم وصل میشن،تجربیات میاد و ب درک بهتری میرسی.
من حدود چند ماه پیش بعد از یک نیم سال کردن و گرفتن نتیجه هایی از صفر و بهتر شدن قدم به قدم زندگی تو شرایط زندگی،مالی،روابط ،ایمان ، آرامش. ولی مهاجرت تا نقطه ی نهایی میرفت و استپ میشد که در آخر برای مهاجرت دومم خودم تسلیم شدم و گفتم توکل میکنم به خدا و دیگه زور نمیزنم، چون اوضاع طبق محاسباتم پیش نرفت و تمام ایده ها و زوری که خودم داشتم زدم ،که البته شرک بودن
من گفتم توکل میکنم،تسلیم شدم.
خب من از نظر فزیکی رها کرده بودم خواسته م رو،دیگه کار فزیکی انجام نمیدادم،ایده ای رو امتحان نمیکردم چون فهمیدم ترمز دارم تا برداشته نشه ،همین مدار همن نتیجه میاد و باید کار ذهنی کنم، داشتم روی ترمزهایی که از کشف قوانین فهمیده بودم کار میکردم و در کنارش هم گفتم من توکل میکنم و تسلیم.
اما چرا حال من خوب نبود هنوز اونطور که باید؟ چرا به آرامش نرسیده بودم؟ چرا هنوز با دیدن اینکه کسی کار مهاجرتش اکی میشد و میرفت بهم میریختم و طول میکشید چند ساعت تا خودمو آروم کنم وامید بدم به خودم؟
چرا حسم مثل پارسال نیست که همینجا ما تو یک خونه یی زندگی میکردیم و من بابت جز جز خونه داشتم شکر میکردم و جوری که انگار تو بهشتم و و اینم قصره، اون خونه رو هم با تحسین خلق کرده بودم تو این کشور،
بعد تو اوج اون احساس خوب یهو صاحبخونه یی که رابطه ی خوبی هم داشتیم و کلی احترام و عزت ،یهو اومد گفت امزوز 25 سپتامبره و تا آخر ماه خونه رو تخلیه کنید که من دادمش به یک نفر دیگه. ما شناخت زیادی نداشتیم ، پولمون هم به هر خونه یی نمیرسید.
بهم نریختم ،گفتم که ما فقط در حال تمزکز بر نگات مثبت اینجا و شکرگذاری بودیم و طبق قانون این آدم قدرت نداره بیاد بدبخت کنه و شرایط رو بد کنه برامون،پس جای بهتری قراره بریم چون این خونه رو هم برای گرفتنش یک دفعه تلاش فزیکی بزاش نکرده بودیم، کسی دیگه تمام کاراشو انجام داده بود. گفتم این کار خداست و قراره اتفاق خوبی بیفته
من گغتم توکل میکنم به خدا و تسلیم کاری نمیکنیم دنبال خونه نمیگردیم تا نشانه ها بیان و بگن چیکار کنیم، من آروم آروم بودم طوری که انگار اتفاق خوبی افتاده و خبر خوبی بهمون دادن و این وقعی بود ، ادا نبود،حرف نبود، مثل توکل و تسلیمی که برای مهاجرتم انجام میدم.
یکروز موتده بود به دد لاین و پس فردا که مستاجر جدید بیاد، صاحبخونه اومد گفت 29 شده و مستاجر اول آگست میاد، طوری آرام بودم ک برای خودم عجیب بود،چون واقعا متوکل بودمو تسلیم، همون عصری که آخرین مهلت بود، خود صاحبخونه یک خونه یی با چند برابر شرابط بهتر رو برامون پیدا کرده بود و در عرض دو ساعت رفتیم ، وسایل خاصی عم چون نداشتیم، خیلی سریع اتفاق افتاد
خدا کافی بود خونه پیدا کنه،دیر نکرد،با عزت و احترام و در بهترین زمان اتفاق افتاد و چون ما برای خونه قبل خیلی سپاسگزار و تمرکز بر نکات مثبت بودیم، مدارمون عوض شده بود و اومدیم خونه ای که قابل مقایسه با خونه قبل نیست از نظرراحتی.
چرا من الان توکل کردمو تسلیم بودم حس قبل رو نداشتم آروم و سپاسگزار و مطمین نبودم؟
اومدم صادقانه با خودم صحبت کردم،اینم از جلسه دوم شیوه ی حل مسایل از نحوه سوال پرسبدن خانم شایسته یادگرفتم،من مهربان بودن با خود و ترسیدن و آشغالا رو زیر مبل کردن رو قاطی کرده بودم، فکر کردم اگر با صداقت بی رحمانه ای ذهنم رو بررسی کنم و واقعا ببینم چه چیزی تو ذهنمه دارم بدرفتازی میکنم با خودم،، که اینم برمیگرده به احساس عدم لیاقت، وقتی فهمیدم که من لایقم فارغ از اینکه به هدفم نرسیدم هنوز، فارغ از شرکا و ترسها ،خودمو بپذیرم با ترس ها و نواقصم، طوری که نترسم از قضاوت خودم مثل پدر مادر یا معلمی که وقتی اشتباه میکردیم میترسیدیم از دعوا و قضاوت و دروغ میگفتیم، یاد گرفتم انقدر مهربان شدم با خودم که گفتم هاجر من دوست دارم سوای هر فکر و باوری که داری، بیا صحبت کنیم واقعا ببینیم مشکل چیه حتی اگر تو نقطه ی صفر هم باشی بعد از اینهمه کار کردن، عیب نداره، این اعراض نیست، این مساله ست باید حل بشه اینم از دوره ی شیوه ی حل مسایل یاد گزفتم ، قضاوتت نمیکنم، ببینیم چرا حست یویو هست،چرا وقتی توکل کردی تسلیم شدی، خدا نمیاد وسط چرا کمک نمیکنه چرا هدایت نمیکنه،
آقا صحبت کردیم دیدم من توکل نکردم ،من تسلیم نشدم، من فقط از روی ناچاری و استیصال که دیگه کاری از دستم برنمیاد و این خواسته نمبشه، کاری نکردم و خدا رو هم به عنوان آپشن آخر که حالا ی حرکتی زده باشم
چطور اینو فهمیدم، اول که احساس لیاقت بی قید و شرط کمک کرد خودمو بپذیرم و مهربان باشم بعد سنجیدم که نتیجه ی توکل و تسلیم باید حس آرامش و قدرت باشه، چرا من حس مظوما و بیچاره ها رو به خودم گرفتم نشستم و و میگم آره من خدا رو دارم، بقیه اسپانسر دار و ال و بل، چرا من حس مظلومیت دارم اگر که به قویترین نیرو وصلم.
اومدم سنجیدم ، من علوم آزمایشگاهی خوندمو و تو لابراتوار یک بیمارستان بین المللی که از کشورای مختلف کار میکردن،کار میکردم و چون کوچترین عضو اونجا بودم و خیلی هم بی نظم و سرکش تو مراعات کردن قوانین اداری (برا همینم سال آخر قبل از مهاجرت کلا استعفا دادمو و بیزنس خودمو زدم ) زیاد کارم به اخطار و اینا میرسید با منجیر اسیستانت، حالا اون زمان من قانونو نمیدونستم ،چیکار کرده بودم، رفته بودم رابطه مو با منیجر کل محکم کرده بودم که تصمیم نهایی رومیگرفت و حرف آخر رو میزد و خیالم جمع بود که منیجر اسیستانت که دوبار نامه ی اخراجمو نوشت ولی میدونستم که در نهایت برای مرحله ی آخر باید منیجر کل امضا بکنه ،که اون نمیکنه چون رابطه م باهاش خوبه و یه جورایی پارتیمه و خیالم جمع
چرا الان وقتی ک توکل کردم و سپردم کار رو ب خدا به اندزه ای که به اون دکتر اعتماد کرده بودم خیالم جمع نیست؟ میترسم احساس مظلومیت و بیچارگی دارم، مگر خدا قدرتمندترین نیست؟ مگه نباید کارم به بهترین نحو درست بشه.
اینم از کجا گرفته بودم باورشو وقتی فکر کردم، تو جامعه و فرهنگ وقتی یک کار هیچ ایده ی براش نبود و نظم و بزنامه ای یک کاری میکردن ، میگفتن حالا توکل به خدایی. در صورتی که توکل به خدا کار باید با بالاترین کیفیت و نظم ممکنه انجام بشه، یا چندسال پیشا که قانون رو نمیدونستم و مینشستم با مامان بابام تلویزویون میدیدیم، یک برنامه بود آدمهای اوج بدبختی و فقط رو بیماری که گوشه خونه افتادن رو نشون میداد، مثلا زنای بیوه، بچه های یتیم بعد مجری میپرسید شما خرجتون رو چیکار میکنید؟ بعد طرف با احساس حقارت و ناامیدی و بدبختی میگفت ما هیچکس رو نداریم فقط خدا رو داریم، یعتی تو مذهب و فرهنگ خدا رو فقط داشتن بعتی بدبخت بودن، اگر رییسی بود نماینده یی ، شوهر ثروتمندی یعتی چیزی هست کسی رو داریم.منم اون زمانا ناآگاه بودمو نگاه میکردم برنامه ی این چنینی رو و چقدر باور ساخته میشده در من.
اومدم به خودم و دیدم من وقتی سپردم ب خدا چرا اینطوری ام؟ چرا مثل قضیه ی خونه احساس آرامش و عزت و لذت و خاطر جمعی ندارم؟
و شروع کردم رو اصلاح این قضیه که شکر خدا داره بهتر و بهتر میشه، که این جمله ی من خدا رو دارم باید اهرمم باشه نه نقظه ی استیصالم.
و معنی تسلیم بودن رو هم تازه بعد از این شنیدن ها دارم درک میکنم، که البته چتدوقت دیگه میگم عه تازه درک کردمم،
هدایت شدم به فیل گفتگو با دوستان اون چند قسمتی که استاد با آقای عرشیانفردارن صحبت میکنن، استاد یک جمله گفتن من تازه فهمپدم چی گفتن، گفتن که وقتی تسلیم بشی خدا کمک میکنه، نشانه تسلیم بودن هم آرامش هست.
من راستش فکر میکردم تسلیم بودن یعتی استیصال و درماندگی. شاید اولش باید با این نقطه شروع بشه ولی وقتی تسلیم شدی دیگه باید آرام یاشی یعتی خودت هیچ پیشنهاد و ایده و باور محدود کننده ای نداری، نه اینکه یو سری راهکار و ایده تو ذهتت هست ولی چون تو مطابقش نیستی ناتوانی و تسلیم میشی و میگی خدایامنو فیت کن تو این ایده ها،قلب اون آدمو نرم کن اینو قبول کنه ،نه داستان این نبوده وقتی واقعا درک کنی تسلیم بودن یعنی چی یعنی تو و باورات و راهکارها و دیده ها و شنیده هات هیچن فقط، این خواسته رو میخام و میدونم که تو علم و قدرت داری،راه هایی میتونه باز بشه که من نمیدونم ولی شرطش چیه، خودم دیکه ساکت شم ،آرام باشم،اعتماد کنم، نشانه ی تسلیم آروم بودنه
خیلی لذت داره هی میری جلو میفهمی درکت بیشتر میشه، با اینکه تضادهای زیادی هست ولی همینکه دارم میفهممو حسم بهتر میشه خوش امید میده برای ادامه دادن.
استاد شما چقدر عمیق و متعهدانه کار کردین ، توهر زمینه ای که یکم درک میکنم میفهمم شما چقدر متعهد و با ایمان بودین، از خدا میخام توفیق بده که ایمان و تعهد شما رو داشته باشم و ادامه بدم و بگذرم از شرایط سخت با تغییر دید و باورهاو ایمان و آسان بشم برای آسانی ها و مثل شما بهشت رو در دنیا و آخرت برای خودم بسازم و رستگار و سربلند بشم.
بهترین ها رو براتون میخام با یک دنیا عشق
سْمِ اللّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ: به نام خداوند بخشنده بخشایشگر
اَلْحَمْدُ لِلّهِ رَبِّ الْعالَمینَ: ستایش مخصوص خداوندى است که فرمانروای جهانیان است.
اَلرَّحْمنِ الرَّحیمِ: بخشنده و بخشایشگر است.
مَالِکِ یَوْمِ الدّینِ: (خداوندى که) صاحب روز جزا است.
اِیّاکَ نَعْبُدُ وَ اِیّاکَ نَسْتَعِینُ: (پروردگارا) تنها تو را مى پرستیم و تنها از تو یارى مى جوییم.
اِهْدِنَا الصِّراطَ الْمُسْتَقیمَ: ما را به راه راست هدایت فرما!
صِراطَ الَّذینَ اَنْعَمْتَ عَلَیْهِمْ: راه کسانى که آنان را مشمول نعمت خود ساختى،
غَیْرِ الْمَغْضُوبِ عَلَیْهِمْ وَ لا الضّآلّینَ: نه راه کسانى که بر آنان غضب کردى و نه گمراهان!
خدای من قلبم رو به نور ایمان وتوکل به خودت روشن کن.
خدای من، رب من، هدایتم کن به سعادت، خوشبختی، آرامش، ثروت.
خدای من، من به هر خیری که از تو ب من برسه محتاجم.
خدای من یاد خودتو در دلم زنده نگه دار.
خدای من هرگز منو به حال خودم وانگذار.
خدای من راه ثروت و برکت و رزق بدون حساب رو بهم نشون بده.
خدای من تو قدرتمندی، تو رزاقی، تو وهابی، تو بخشنده و مهربانی ومن بنده ناچیز توام به حق بزرگیت منو به حال خودم نذار.
خدای من هدایتم کن که هرروز تو رو بیشتر و بیشتر باور کنم.
خدای من، من بدون تو هیچی نیستم، رب من دست منو ول نکن.
خدای من دست نیازم فقط وفقط به سوی توئه
از فضل و رحمت بی انتهات بهم ببخش.
خدای من، تو روشنایی راه منی، تو چراغ راه منی، هدایتم کن که لحظه ای از یاد تو غافل نشم.
خدای من دردنیا وآخرت بهم سعادت بده.
خدای من تو بزرگی، تو کریمی، تو نماینده فضلی، تو سزاوار ثنایی.
خدای من آرزو رو به حال خودش رها نکن، که جز تو هیچ کسی رو نداره.
ملکا ذکر تو گویم که تو پاکی و خدایی
نروم جز به همان ره که توام راه نمایی
همه درگاه تو جویم همه از فضل تو پویم
همه توحید تو گویم که به توحید سزایی
سلام به همه دوستان من جدیدا با استاد آشنا شدم،این فایل استاد واقعا تاثیر زیادی تونگرشم نصبت به خدا،تصویری که از خدا تو این همه مدت تو ذهن ما خوندن و تکرار کردن،
واقعا قشنگی این دعا رو اگر از روز اول برای ما میگفتن قطعا شرایط همه ما فرق میکرد،
ولی الان با این شناختی که با فایل های استاد ایجاد شده برای خودم،مسیر تغییر و تکامل و شناخت قشنگ از خدا و زندگی شیرین و لذت بخش میشه،
امیدوارم همه ما در فرکانس رشد و تغییر باشیم،
با سلام و عرض ادب خدمت دوستان
با تشکر بسیار زیاد از استاد عباس منش گرامی باید عرض کنم که من برای اولین بار از خوندن معنای دعای کمیل کلی مطالب و مفاهیم بسیار عالی و اموزنده و تکان دهنده و والا کسب کردم و خصوصا در ارتباط با معنای جهنم و قطع ارتباط خداوند با ما دیدگاه خیلی جالب و متفاوتی بدست اوردم و واقعا از درک مفاهیم این دعای زیبا لذت بردم و اموزه های جدیدی گرفتم …
و در کل نگرش و دیدگاه های بهتر و زیباتری نسبت به خودم و رابطه ام با خداوند درک کردم…
سلام استاد عزیزم…
این فایل نشانه چند روز پیش من بود و بعد از چند دفعه گوش دادنش، گفتم بیام و کامنتمو بذارم. اینکه شنیدن حرفای شما ی چیزه و فهمیدنشم ی چیز دیگه
من گوش میدم. گاهی اوقات میفهمم. گاهی اوقات نمیفهمم. تلاش میکنم تا حرفاتون رو جدی بگیرم و این خودش نیاز ب طی کردن تکامله… خیلی جاهارو نمیتونم ب عمق حرفایی ک حضرت علی زدن پی ببرم و اینکه شما چ نگاهیو دارین ک مدام زیبا بودن کلام حضرت روی زبانتونه ولی من چیزی ک فهمیدم و برام ارزشمنده رو میگم. و از خدا میخوام کمکم کنه تا تکاملم طی بشه و بیش تر بفهمم و لذت واقعی رو ببرم…
من از جهنم ی چیز جدید فهمیدم.. جهنمی ک فکر میکردم یه چاله ی پر از آتشه و زنایی ک حجاب ندارنو افرادی ک نماز نمیخوننو، روزه نمیگیرنو میندازن توش. خدا یه پادشاه جباره که اگه دستورهاش رو اجابت نکنی جات جهنمه و میسوزی. تمام پوست و گوشتت میسوزه و تو دوباره شکل میگیری، دوباره میسوزی و همین سیکل تکرار میشه.. کسی از یکتاپرستی با من حرف نزده بود تا الان. کسی نگفته بود شرک باعث جهنمی شدن ما میشه. کسی نگفته بود دادن قدرت ب غیر خدا باعث میشه ما جهنمی بشیم و اون هم نه جهنمی ک بقیه میگن. جهنمی ک به ما تنهایی رو میده، جهنمی ک دوری از خداونده… جهنمی که موجب بی کَسیِ ما میشه…فهمیدم احساس ترس، نگرانی و غم، خشم و افسردگی نشونه ی دوری از خداس. نشونه وجود یک سری باورهای شرک امیز در ما هست که باعث میشه ما شناخت صحیحی از خدا نداشته باشیم و در نتیجه دور بشیم ازش. بیش تر درک میکنم ایه ی قران رو ک میگه… انّ اولیاء اللهِ لاخوفٌ علیهم و لاهم یحزنون…همانا دوستان خدا کسانی هستند که نه ترسی بر آن ها است و نه آنان اندوهگین میشوند… و رسیدن به مقامی ک دوست خدا بشیم نیاز به تکامل داره استاد من از خدا میخوام من رو در برابر نجواها کمک کنه…تا به عهدم پایبند باشم. همون عهدی ک تو قران میگه… الم اعهد الیکم یا بنی آدم ان لا تعبدوالشیطان انهو لکم عدو مبین و انعبدونی هذا صراط مستقیم… ایا ای بنی ادم با شما عهد نکردم ک شیطان را نپرستید. قطعا او برای شما دشمن اشکار است و من را بپرستید این راه راست است؟ پس از مرگ ما به همراه شیطان در جهنمیم.جهنمی ک حاصل پذیرفتن وعده های شیطان هست. وعده ی کمبود، وعده بیماری، وعده هایی ک با حقیقت ما در تضاده. و در ما احساس بد ایجاد میکنه احساس بد یه نشونس برای من ک بدونم دارم ب سمت شیطان حرکت میکنم و او رو میپرستم…و خدا رو فراموش کردم. من باورهای توحیدی ندارم و از خدا دور شدم و نتیجه این دوری احساسات منفی و شرک امیزه. نتیجش این هست ک تو این دنیا جهنم رو تجربه میکنم و اون دنیاهم همانطور. خدایا کمکم کن تا باورهای توحیدی رو در خودم به وجود بیارم. ارامش، شادی و احساس خوب رو جایگزین ترس، غم و احساس منفی کنم. شخصیت توحیدی از خودم بسازم و بشم موحد. بهم کمک کن ب مقام ابراهیم برسم و سعادت دنیا و اخرت رو داشته باشم.
ممنونم استاد ک باعشق دعای کمیل رو ترجمه کردین و توضیح دادین و افرین ب شما ک به همچین جایگاهی رسیدین..
از خلوصی که توی پیامتون بود لذت بردم.
همین که خواهان توحید هستید کافیه، تا هر چه بیشتر درکش کنید
خدای ما خدای اجابت کننده است و کافی هست چیزی ازش بخوایم، تا جهانمون را با خواسته هامون بسازه
برای درک هر بیشتر کاری که خودم میکنم رو به خصوص در مورد این فایل اینه که هر جمعه این فایل رو میبینم و هربار یک درک جدید ازش دارم. شما هم مایل بودید این کار رو بکنید که نتیجه اش شگفت زده تون میکنه
براتون استمرار در راه مستقیم رو آرزومندم
به نام خداوند آفریننده خوبی ها
سلاااام سلاااام دوستان مهربونم… استاد عزیزم…. مریم جان زیبا….
در ادامه تمرین منو دوستانم برای دوره فایل های دانلودی
رسیدم ب این فایل….
باورهای توحیدی حضرت امام علی علیه سلام در دعای کمیل….
توحیدی ترین دعا بعداز کلام خدا«دعای کمیل»است.
عظمت نگاه حضرت امام علی درباره خدا و نوع درک ایشان از خدا
«حضرت علی : از خدا میخواهد که هدایت کند اورا و میخواهد ک گناهان او را ببخشد. گناهانی که او را از نعمت ها محروم میکند گناهانی که باعث عدم اجابت دعا ها میشود و گناهانی که امید را قطع میکند و بلاها را فرو می ریزد»
درخواست می کند خدا او را ببخشد گناهانی که امیداو را میگیرد.
وقتی که انسان از خداوند دور میشود در مسیری قرار میگیرد و در مداری قرار میگیرد که…..ناامیدی در آن است.
وقتی انسان در مسیر اشتباه قرار میگیرد….خطا برای بدیعی و عادی میشود…..و شرم حیا را از دست می دهد .
وقتی که در مدار اشتباه قرار میگیریم…..در آن مدار فقط اتفاقات نامناسب وجود دارد و برای او رخ می دهد.
حضرت علی علیه السلام از خداوند طلب می کند که او را از این گناهان مصون بدارد، باور دارد که خداوند آمرزنده است .
از خدا می خواهد که شفاعتش را کند
از خدا می خواهد که به او نزدیکتر شوند
حضرت علی علیه السلام هرگز از پیامبر نخواسته که شفاعتش را کند .
خداوند در قرآن می فرماید :کسی نیست که شفاعت شما را بکند جز شما .
از خود خدا میخواهد که کمکش کند.
دیدگاه توحیدی حضرت علی یگانه پرستی اوست،این که همه چیز را از خود خدا خواست درخواست می کند….خداوندا کمک کن که همیشه یاد تو در دل ما زنده باشد
خداوند و کمک کن که همیشه متواضع باشیم خداوندا کمکم کن که بفهمیم هر آنچه داریم مال توست
تمام جهان هستی. …
از آن توست…که به ما دادی تو حق داری بگیری.
تمام آنچه در زندگی مادی است،از بین رفتنی است
فقیر به خدا باشیم
محتاج به خدا باشیم
احساس عجز داشته باشیم در نزد خداوند
حضرت علی علیه السلام در مقابل پروردگار عاجز است.
«خداوندا خطاهای ما را می پوشانی خداوند و بلا هایی را که باید بر سر ما میآمد و نیامد و تو به ما بزرگی کردی و به ما رحم کردی»
خداوند به خاطر فضل خودش به ما رحم می کند گناهان ما را می پوشاند و مرا از بلایا حفظ میکند و زندگی تازه به ما می بخشد.
حضرت علی علیه السلام از خداوند درخواست می کند که او را هدایت کند به مسیر درست.
نگاه حضرت علی علیه السلام به خودش و خدای خودش خیلی زیباست کسی که خودش را مصون از گناه نمی داند و خودش را انسان می نامد و از خدا درخواست عفو و بخشش می کند.
امید را به پروردگار داشته باشیم خداوند به ما را رحم کرده، کمک کرده که تا اینجا رسیدهایم.
خداوند است که مراقب ماست
خداوند است که راه ها را برای ما هموار می کند خداوند است که دشمنان ما را سرکوب می کند
حضرت علی علیه السلام با آن عظمت و بزرگی،خودرا نزد خدا کوچک میداند .
همه ما ذره هستیم در برابر خداوند….مابسیار کوچک و عاجز و ناچیز و نادان هستیم
خداوندا تو میخواهی به من عذاب دهید در حالی که من به یگانگی تو ایمان دارم و ما و مقام تو را ستوده ام
مهمترین رکن ایمان به ربوبیت و یگانگی خداوند است نه الوهیت خداوند
خداوند خالق است و رب است ،پروردگار است و تنها قدرت حاکم بر جهان است.
معبودی جز خدا نیست …..لا اله الا هو
حمد و سپاس خدای جهانیانرا…..الحمدلله رب العالمین
خداوند قدرت مرگ و زنده کردن دارد
خداوند قدرت اداره جهان را دارد
این خدا را باید باور کنیم
التماس کسی جز خدا را نکن
قدرت را به کسی جز خدا نده
آیا کسانی را عذاب می دهی که به یگانگی تو ایمان دارند ؟
آیا کسانی را عذاب میدهی که انقدر علم به دست آوردن که در مقابل تو خاکسار شدند؟
راسخون فی العلمرسوخ کردن در علم ……«کسی که انقدر یاد گرفته و دانست که در مقابل خداوند هیچی نمی داند در مقابل عظمت خداوند چیزی نیست»
آیات محکم«آیات مادر و اصل»
آیاتمتشابه« آیات غیر اصل»
من در زندگی مادی در مقابل سختی ها دوام نمی آورم چگونه در عذاب گناهانم تاب آورم .
خداوند سختگیر نیست بر بندگانش با هر بار توبه گناهان را میبخشد گناهانی که عذاب دارد و راهی برای گذشت نیست که در قرآن آمده.
در قرآن کلماتی که بعد از عذاب و عذاب علیم یا شدید آمده خط قرمزهای خداوند است ونابخشودنیست .
من عذاب جهنم را شاید بتوانم تحمل کنم اما دوری تو را چگونه تحمل کنم.
اگر من در دوزخ بیاندازی باز هم در همان آتش فریاد میزنم کجایی سرور من معبود من.
خدایا شکرت برای آگاهی های این فایل و نگاه توحیدی حضرت علی با خداوند خود…. خداوندا همه چیز تویی امیدمان ب توست ما را ببخش و در مسیر درست قرار بده
آمیییییین
به نام خدایی که مهربانیش همه چیزرافراگرفته
خداونداخودت کمک کن ومثل علی شجاعت درخواست بدون واسطه راازخودت توی وجودمون قراربده
خداونداخودت کمک کن به راهی هدایت شویم که سراسرامیدواحساس خوب ودیدن عظمت وبزرگی خودت باشه وانقدرتوی این راه گام های استوارومحکم برداریم که باخودت یکی شویم
خداونداکمک کن قبل ازهرچیزمثل علی روی متعالی شدن روح خودمون کارکنیم وخودمون رادرمقابل تونقطه ای بیش نبینیم ،اوج گرفتن مادرهمه زمینه هاتوی زندگی درگرومتعالی شدن روحمونه
خداونداتونخواه که من باسرکشی وعصیان دراین دنیا به نقطه ای برسم که جزخفت وخواری چیزی به همراه نداردپس بیاموزبه من تواضع وفروتنی را
خداونداکمک کن مثل علی تورابه خاطرخودت بخواهیم ونه چیزی غیرازتوکه سودواقعی دریکی شدن باتواست
خداونداهرلحظه مارابه آدرس خودت که همان مسیرهای زیباودیدن زیباییهاست هدایت کن
خداونداکمک کن که مثل علی یگانگی ووحدانیت توراباورکنیم ودرهمه جنبه های زندگیمون به کارگیریم
خداونداکمک کن که ازروی عشق تورابپرستیم نه ازروی ترس
خداونداکمک کن که هرلحظه به تونزدیک ونزدیکترشویم چراکه دوری ازتوزندگی رابه جهنمی سوزان تبدیل میکند
خداونداکمک کن آن طورکه شایسته تواست توراباورکنیم… الهی امین
خداونداهزاران بارشکرت
استادجانم ممنونم ازت بابت این فایل زیباممنون که هستی شکربه خاطروجودت توی زندگیم🫂️
به نام خدای وهابم
سلام به استاد عزیزم و مریم جان مهربونم
من امروز دوباره این فایل و گوش کردم و اما با دقت بیشتری.
و هربار بیشتر عاشق این دعای زیبا و دیدگاه امام علی نسبت به الله میشم و هر بار بیشتر به قدرت و عظمت یگانه معبودم پی میبرم
خدای خوبم تو چقدر بزرگی تو چقدر وهابی تو چه قدر مهربانی و قدرتت چقدر بی انتهاست و اما چه حیف که من تازه دارم به این موضوع پی میبرم اما خوشحالم که تو منو امقدر دوست داشتی که تو مسیر آگاهی قرارم دادی
خدای خوب و مهربونم به اندازه نفس هایی که میکشیم از تو سپاس گذارم بابت هر روز آگاه تر شدنم بابت هرروز نزدیک تر شدن به تو و شناخت بیشتر تو.
قبلنا همیشه وقتی از خدا میخواستم طلب بخشش کنم برای گناهام همش از امامان یا پیامبر میخواستم که شفاعتمو پیش خدا کنن اما الان فهمیدم که تنها شفیع ما خداست.خدای خوبم مهربان ترین شفیع از تو ممنونم که آگاهم کردی.
همیشه فکر میکردم امامان ما خیلی فقیر بودند و فکر میکردم چیزی برای خوردن نداشتند که همه میگفتن آنها فقط خرما یا نمک میخوردند یعنی اینجوری بهمون گفته شده بود اما استاد جان وقتی شما گفتید که علی از ثروتمندترین مردان عرب بود تعجب کردم و فهمیدم که علی فقط در برابر خدا فقیر و تهیدست بود چقدر زیبا بود که وقتی میگفتند خدایا من در مقابل تو سخت فقیر و درمانده ام چقدر از خواندن این دعا لذت بردم.
((خدایا من در برابر تو تسلیمم و به هر خیری که از سمت تو به من برسه فقیرم مهربانم))
((خدایا همیشه و همیشه درهای رحمتت را به روی ما باز بگذار))
واقعا این خدا کیست که انقدر مهربانه من واقعا خودم بارها دیدم کسانی که کارهایی انجام داده بودند که فکر میکردم خدا رسوایشان میکنه اما دیدم همونطور مخفی باقی ماند الان میفهمم که چقدر خدا مهربان و بخشنده ست چقدر مارو دوست داره چقدر از گناهامون چشم پوشی میکنه.
«خدایا بابت بخشندگی بیش از حدت ازتو سپاس گذارم»
من همیشه فکر میکردم که امامان ما معصوم بودند و هیچ گناهی نداشتند اما وقتی در این دعا دیدم که حضرت علی خودش را در برابر خدا یک انسان عادی میدونه و از گناه میترسه و از خدا طلب آمرزش میکنه متعجب شدم
ایمانی که علی به یگانه بودن الله داره واقعا زیبا و تحسین بر انگیزه ودرس هایی زیادی به من داد که باید با ایمان قوی از خدا درخواست کنم.
«خداوندا نکند که گناهانم مانع اجابت دعاهایم شود،خداوندا تو قدرت اجابت دعاهایم را داری و اجابت دعایم را ضمانت کردی،خداوندا،آقای من،مولای من از تو در خواست میکنم که مرا به مقام قرب خویش نزدیک سازی»
((پروردگارا،پروردگارا،پروردگارا،ای کسی که قدرت مرگ و تولد به دست توست،تو تنها قدرت حاکم بر
جهان هستی از تو در خواست میکنم دعاهایم را اجابت کنی مهربانم))
اخه خدا چقدر میتونه بخشنده و مهربون باشه که با یه توبه همه گناهانم و ندید بگیره و ببخشه و چقدر ما برای اون باارزشیم که بارها فرصت توبه به ما میده.
«خدای من،الله من،رب من با این همه مهربانی ورحمانیت تو گیرم من آتش جهنم را تحمل کنم اما دوری تو را چگونه تحمل کنم»
جمله به جمله این دعا حیرت اوره چقدر یک بنده میتونه خدارو زیبا توصیف کنه خدایی که بزرگی و مهربانی آن قابل وصف نیست.
همیشه که اسم جهنم میومد فقط آتش جهنم وارد ذهنم میشد و جهنم و به صورت آتش هایی بزرگ تصور میکردم ولی نمیدونستم که دوری از خدا و قطع شدن رابطه ما با خدا هزاربار وحشتناک تر و ترسناک و عذاب آور تر از آتشه.
هر روز که آرامشم بیشتر میشه میفهمم که دارم به خدای خودم نزدیک تر میشم و هر وقت که سریع عصبی میشم ذهنم آلارم میده و میگه حواست باشه از خدای مهربونت دور نشی.
استاد مهربونم ازینکه این دعا رو انقدر زیبا برامون تفسیر کردی ازتون بینهایت سپاس گذارم و خدارا شاکرم که هدایتم کرد به سمت این دعای زیبا و پر از عشق.
استاد عزیزم بابت وجود شما تو زندگیم از ته دلم خداروشاکرم
امیدوارم همیشه سلامت و سلامت و سلامت باشید.
با نام و یاد رب العالمین همونی که زندگیمون دست خودشه
سلام خدمت استاد بزرگوارم و مریم خانم و همه دوستان گرامی
امشب شب 21 ماه مبارک رمضان یکی از سه شب قدر و شب شهادت امام علی (ع)شب به فیض رسیدن این بنده ی پاک و خالص خداوند هستش
وظیفه و احساسم به من گفت این شب متعلق به
این بنده واقعیه و بهتره دیدگاهمو بنویسم تا ردپایی از اگاهیام باشه
من نزدیک 10بار این فایل و گوش دادم راستش امشب حیف سره کارم نمیتونم شب زنده داری کنم و دلم سمت و امام علی و شب قدر و داره امیدوارم شب 23 رو بتونم احیا کنم و ازین شب های بینظیر هممون بتونیم فیض ببریم و خودمونو پاک و خالص کنیم
این فایل یک فایل توحیدی بی نظیر هستش هرچی از آگاهی های نابش بگم بازم کم گفتم
ازون ستایش گفتن امام علی اول فایل که چقد به معبود خودش با احترام و تواضع یجورایی احوال پرسی میکنه و شروع میکنه به درخواست کردن و یاری جستن از رب العالمین
کلمه به کلمه این دعا آگاهی داره حتما باید معنی فارسی دعای کمیل رو خودم برو بخونم چقدر امام اولمون با تواضع و فروتنی نسبت به خداوند ازش درخواست میکنه
با اینکه این بنده عالی و بزرگوار پیش بنده های خدا کلی ارج و قرب داره و بزرگه اما خودشو در برار عظمت خداوند فقط یک بنده و نیازمند میبینه و خودشو فقیره به خداوند مینامه و بهممون یادمیده
که در برار ذات اقدس الهی فقیر و کوچک باشیم
و یک فقیر واقعی باشیم به درگاهش
بهمون یاد میده که چقد ما توی این دنیای مادی چقد پر از خطاییم و هر لحظه امکان داره لغزش کنیم و ازش دور بشیم
ولی نباید از درگاهش ناامید بشیم که ناامیدی بزرگترین گناه به درگاه خداونده
و این امام بزرگوارمون از خداوند هدایت میخاد برای لحظه لحظه زندگی کردن و میخاد همیشه پاک باشه و با اینکه خطا کاریم و جز کوچکی از روح بزرگوارشیم بهمون یاد میده ازت درخواست هدایت کنیم و به سمت خداوند برگردیم
امام علی (ع) همونقدر از بزرگیش بگم که خداوند شهادت این بزرگوارو توی این شبا قرارداده تا لیاقتشو به همه جهانیان نشون که علی یک بنده واقعی به درگاه خداوند بوده و همه باید الگو و اسوه قرارش بدیم توی زندگیمون
نه خدا توانمش خواند ،نه بشر توانمش گفت
متحیرم چه نامم ،، شه ملک لافتا را
علی ای شیر خدا شاه عرب الفتی داشته با این دلش شب
شب زه اسرار علی آگاه است
شب محرم سرو الله است
از خداوند متعال توی شبای بی نظیر در خواست میکنم تا منم توی مسیر درست و بی نظیر این بنده بزرکوارش قرار بگیرم و بتونم شبیه ایشون زندگی کنم
رفتارم و افکارم و ورودی هام شبیه زندگی و اعمال این بزرگوار باشع
تا زندگیم خدا گونه تر و توی مسیر درست و هدایتی قرار بگیرم
و مثل این بزگوار
شجاع ، عمل گرا باشم
و جز در برابر خدای متعال از کسی شفاعت نطلبم
و در برابر ذات اقدس الهی یک بنده و فقیر واقعی باشم و همیشه ازش درخواست کنم
اونم بهترین هارو ازش درخواست کنم
مثل عافیت ، عمر طولانی ، گشایش رزق
و از همه مهم تر ازش هدایت و درست زندگی کردن و رو طلب کنم
برای همه دوستان از خدای مهربون
طلب استفاده درست ازین شبهای بی نظیره قدرو دارم
و این شبای بی نظیر با شهادت و فیض بردن مولامون علی (ع)مزین شده التماس دعا
براتون ارزوی بهترین هارو دارم
ازت ممنون استاد که شیوه درست زندگی کردن و درست قدم برداشتن رو با شیوه درست خودت داری به هممون اموزش میدی
و این فایل بی نظیرت نشون از مسیر درست داره خدا حفظت کنه استاد
خدایا شکرت که توی این مسیرم
شاد و ثروتمند و عمل گرا باشید …
به نام خدا
سلام
تشکر از استاد و راهنمایی هاشون در این باب بسیار مهم
اگاهی که من گوش دادن به این فایل داشتم یه ندای درونی بود که فقط خداوند صاحب مالک زمین است. در قلبم به من الهام میشد که دوست داشتم به اشتراک بزارم
باامید اگاهی و هدایت های بیشتر