اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
خدای من عجب فایلی بود زبان قاصره از نوشتن هربار که گوشش میدی کمه هرچقدر کامنت هارو میخونم سیر نمیشم هر کامنتی میخونم بیشتر به حرف استاد میرسم که کامنت ها گنجه گنج
داشتم فک میکردم به تک تک جملات این فایل
تعریفی که استاد از جهنم داشتند منو دگرگون کرد جهنم اون چیزی نیست که کردن از بچگی تو مخمون اتیش و سوخته شدن جهنم یعنی دور شدن از خدا از فرکانس و مدار خدا یعنی قطع شدن رابطمون با خدا پس اسمش جهنم خود ساختس چون خدا همیشه هست هدایتش حمایتش حضورش این ماییم که ازش دور میشیم به حرف ذهنمون به حرف شیطان درونمون گوش میدیم اتفاقات ناجالب برای خودمون رقم میزنیم خشگمین عصبی میشیم وجودمون نفرت کینه میگیره حس قربانی شدن شکست بهمون دست میده درگیر جهنمی میشیم که خودمون برای خودمون ساختیم به خودمون ستم میکنیم به خدا عصیان گری گستاخی میکنیم میگیم تقصیره تو بود چرااین بلاهارو سر من اوردی؟
خدای من چقر شرک چقدر نادونی چقدر عصیان گری
حالا کی بفهمیم با خدا هماهنگیم ؟وقتی حالمون خوبه وقتی ارومیم وقتی حس عشق و سپاسگزاری و رضایت درونی وجودمونو گرفته حس خوشبختی واقعی یعنی همین بارها شده یسری خواسته ها داشتیم که حس میکردیم بهشون برسیم حس خوشحالی رضایت داریم اما به چند روز نکشیده عادی میشه درگیر خواسته های بعدی که نداریم میشیم
اما وقتی وجودمونو قلبمونو ذهنمونو پر کنیم از خدا همیشه حالمون خوبه همیشه خوشبختیم بدون نیاز به عامل بیرونی به حس بی نیازی میرسیم اینجاست که میگن ایا براستی خدا برای بنده اش کافی نیست ؟
خدایا شکرت بخاطر اینک هدایت شدم به این فایل
خدایا شکرت بخاطر کامنت های فوق العاده دوستان هم فرکانسیم
خدایا شکرت بخاطر استاد
خدایا شکرت به خاطر اینک با وجود اینهمه شرک و عصیان گری وقتی صدات زدیم دستمونو گرفتی هدایتمون کردی به سمت خودت
تو همیشه منتظری ما برگردیم به سمتت این ما هستیم که گول شیطان میخوردیم این ما هستیم که به خودمون ظلم میکنیم
سلام واحترام به استاد عزیرم و خانوم شایسته ی نازنین و دوستانم در سایت
برای دومین بار این فایل رو دارم گوش میدم بار اول فقط گوش دادم و بدون نوشتن … این بار با دقت خییلی بیشتر این فایل رو شنیدم اما این خاصیت فایلهای استاد هست که انگاری اولین باره دارم میشنوم …چندین بار به گریه افتادم چندین بار مکث کردم و سکوت کردم یهو به خودم اومدم دیدم دوساعت گذشته ….نمیدونم چی بگم…. فعلا تا دقیقه 20 گوش دادم حدود ده صفحه یادداشت برداشتم حتی نتونستم از یه کلمه اش هم بگذرم ….هی گفتم اینجا رو نمیخواد بنویسی اما دوباره میگفتم نههه این خیلی مهمه ….استاد جانم من دعای کمیل رو قبلا زیاد میخوندم اما هیچوقت هیچوقت به معنی اون دقت نکرده بودم …
حضرت علی (ع) به عنوان یکی از بزرگترین شخصیتهای تاریخ اسلام، نگاهی عمیق و متعالی به توحید و یگانهپرستی داشتند.…ایشون با وجود اینکه در زمان پیامبر زندگی می کردند ونزد ایشون بزرگ شدن و وبا دختر پیامبر ازدواج کردند اما هرگز در دعاهای خود نامی از پیامبر برا شفاعت خودشون نبردن و از ایشون درخواست نکردن که کمکشون کنه تا به خدا نزدیکتر بشه….با اینکه پیامبر مستقیما با جبرئیل در ارتباط بودن و پیامها رو از خداوند دریافت میکردن ….اما حضرت علی از خود خدا شفاعت میخواستند نه به واسطه ی شخص دیگری …. این نگاه حضرت علی به خداوند نگاه توحیدی و یگانه پرستی بوده کسی که خییلی خوب خداوند رو درک کرده …اگه ما اعتقاد به حضرت علی داریم باید از ایشون تبعیت کنیم چون ایشون بهتر از هر کس دیگه قرآن و خداوند رو درک کرده…..و بارها و بارها خداوند در قرآن میگه هیچ کس نیست که بتونه شما رو شفاعت کنه غیر از خداوند … و این موضوع رو حضرت علی به خوبی درک کردن …
خدایا، چقدر ما خطا کردیم و تو ندید گرفتی. چقدر ما گناه کردیم اما تو ابرو نبردی. چقدر راههای بیراهه را پیمودیم و تو باز هم با مهربانی، دست ما را گرفتی و به سمت راه راست هدایت کردی. چقدر بیوفایی کردیم و تو همچنان وفادار ماندی. چقدر ناسپاسی کردیم اما تو حتی یک لحظه هم از ما دل نکندی.
تو که با بخشش بیکرانت، گناهان ما را پوشاندی و با آغوش باز، همیشه در انتظار بازگشت ما بودی. چقدر ما از تو دور شدیم و تو با هر قدم، ما را به خود نزدیکتر کردی. شکر به جا میآورم برای این رحمت و گذشت بیپایانت، که در هر لحظه، ما را به سوی خود فرا میخوانی و با عشق و مهربانی، ما را به خود باز میگردانی. خدایا، شکرت که همیشه با ما مهربان بودی و هستی.
خدایا، کسی نیست جز تو که ابروی ما را نگه دارد. در این دنیای پر از فراز و نشیب، تنها تو هستی که با بخشش و مهربانی بیکرانت، آبرو و حیثیت ما را حفظ میکنی. در میان همه کاستیها و خطاهایمان، تو هستی که با عفو و بزرگواری، ما را از شرمندگی و بیآبرویی نجات میدهی. تو که با رحمتت، همه گناهان ما را میپوشانی و با مهربانیات، ما را به سوی رستگاری هدایت میکنی. خدایا، شکرت که همیشه پناهگاه امن ما هستی و تنها تو میتوانی ابروی ما را نگه داری.….
خدایا شکرت که این حس آرامشی که الان دارم یعنی به تو دارم نزدیک میشم یعنی به تو ایمان دارم یعنی باورت کردم با تمام گناهایی که انجام دادم میدونم که منو بخشیدی چون خودت هدایتم کردی به سمت راستی و درستی … خداجونم تو کمکم کن تا روز به روز بهت نزدیکتر بشم تو کمکم کن بهت امیدوارتر بشم تو کمکم کن هر روز ایمانم بهت بیشتر بشه خدایا تو کمکم کن احساسم به تو بیشتر بشه آرامشم بیشتر بشه خدایا منو رها نکن دستمو بگیر و هدایتم کن تو کمکم کن تا از انجام و تکرار گناهان دوری کنم و عادت همیشگی من در زندگیم نشه و انجام گناه برام عادی بشه…..من هرگز نمیخوام به روزهای پر استرسی که قبلا داشتم برگردم چون تورو نداشتم چون باورت نکرده بودم خدایا هیچوقت رهام نکن……..
یه پاشنه آشیلی درمن هست که هنوز دقیق نتونستم پیداش کنم اما میدونم که هست .
خودم احساس میکنم شرک هست نمیدونم
با اینکه چندماه که تصمیم گرفتم دیگه برای کسی کار نکنم و شروع کردم به یادگیری مهارت و خداهم حمایت کرد و برام روزی فرستاد
نمیدونم چرا بعضی وقتا میزنه تو سرم و فکر میکنم که باید برم برای کسی یا شرکتی کار کنم !!!!!
شاید دلیلش بخاطر مسائل مالی که وقتی صفر میشم لازمه که ایمانم و نشون بدم لازمه که ثابت کنم که به خدا توکل میکنم و نگران نشم . خوب از پسش برمیام تا حدودی خب آروم آروم بهتر میشم اما نجواها هم میاد و بازم خدارو هزار مرتبه شکر که سریع به خودم میام و میگم دلیل این نوع فکرهای تو اینه که به خدا ایمان نداری اینکه که به توانایی خودت باور نداری هنوز شرک در وجودم هست هنوز خودمو لایق نمیبینم که برای خودم کارکنم نمیدونم چرا اینقدر خودمو دست کم میگیرم. میفهمم عامل اصلی اینه که من هنوز باورهای توحیدی ام شکل نگرفته هنوز انگاری نتونستم اعتماد کامل به خدا کنم هنوز انگاری عزت نفس و احساس لیاقتم خیلی جای کار داره
بعضی وقتا خودمو انگاری نمیشناسم ولی سعی میکنم ریشه ی فکر ها و رفتارام پیدا کنم و بگم چرا داری این فکر و میکنی؟ دلیلش شرک نیست؟.دلیلش احساس بی لیاقتی نیست؟
خدایا شکرت برای این فایل عالی این روز عالی این بهتر شدنم ، این بزرگ شدنم خدایا شکرت ، خدایا شکرت ، خدایا شکرتتتتت بخدا شکرت …
وای چقدر خوبه که من در مسیر بهتر شدن هستم و هر روز دارم روی خودم کار میکنم ، روزی یک فایل از استاد عزیزم گوش میدم و سعی میکنم که خوب گوش بدم و حتما هم کامنت بگذارم تا بیشتر بره تو مغزم .
استاد این فایل چقدر خوب بود ، چقدر توحیدی تر شدم بعد از شنیدنش واقعا احساساتی شدم با بیان خوبی که داشتید من واقعا از شنیدن این فایل عالی لذت بردم .
چقدر خوب بود این دعای کمیل چقدر قشنگ بود .
به یادم آورد که اون دنیایی هم هست ، یادم بودا ولی خیلی سطحی بهش فکر میکردم ولی الان یادم اومد که اون دنیا و بهشت و جهنمی هم هست که اونجا هم این شاهه عالم ، این عشق بی انتها این رب من این هدایتگر من این عشق مطلق این رب این خدای خوب این خدای نعمتها و ثروتها این خدای قادر این خدای غفور و توبه پذیر اونجا هم اون رئیسه ، خودش صاحبه اونجا و اینجاست ، مالک هر دو جهان خودشه ، اونی که مارو از بچگی با عشق به اینجا ها رساند ، اونکه بزرگمون کرد ، همیشه کنارمون بوده و هست ، اونجا هم کنارمونه ، اونجا هم حامی ماست ، اونجا هم دست مارو میگیره ، اونجا در بی کسی ها کس ما هست ، اونجا در گم شدن ها پناهه ماست ، همه چیز ماست ، خدای ماست خدایا خدایا شکرت شکرت شکرت برای همه چیز ای رب من عاشقتم عاشقتم عاشقتم …. استاد چقد قشنگ گفتید که جایی که ترس باشه عشق نیست … دقیق بود ، من با تمام وجودم عاشق خدا شدم ، اونم نجاتم داد هدایتم کرد …
نکته ی بسیار مهم در این فایل و بسیار کاربردی که رفتم یجا نوشتم این حرفتون بود :
تنها ملاک ایمان آرامش هست ….
یک مومن واقعی آرامش دارد …
این بسیار درسته ، ممنونم ازتون برای این نکته ی بسیار مهمی که یاد آوری کردید .
خداوندا همانا از تو درخواست میکنم به مهربانیت که همه چیز را فرا گرفته و به نیرویت که بدان همه ی موجودات را مقهور ساخته ای و هر موجودی در برابر ان خاک و خاکسار گشته و به جبروتت که بدان بر همه چیز چیره شده ای و به ارجمندیت که هیچ موجودی در برابر ان نایستد و به بزرگی ات که همه ی موجودات را پر کرده است و به فرمانرواییت که بر فراز همه جیز قرار دارد و به ذاتت که پس از نیستی همه ی موجودات پاینده است و به نام هایت که همه ی کرانه ی هستی را پر کرده است و به داناییت که همه ی موجودات را فرا گرفته و به روشنی ذاتت که همه ی موجودات از او روشنایی یافته اند
ای روشنایی بسیار پاک ای ابتدای هر اغاز و ای سرانجام هر پایان
خداوندا بیامرز ان گناهانم که پرده ی پاکدامنی ها درد
خداوندا بیامرز ان گناهانم کخ عذاب و کیفر فرود ارد
خداوندا بیامرز ان گناهانم که نعمت ها را دگرگون سازد
خداوندا بیامرز ان گناهانم که اجابت دعاها باز دارد
خداوندا بیامرز ان گناهانم که بلا فرود ارد
خداوندا بیامرز ان گناهانم که امید را قطع میکند
خداوندا بیامرز هر گناهی که کرده ام و هر خطایی که از من سر زده است
خداوندا همانا من با یاد تو به تو نزدیکی جویم و به وسیله ی تو از درگاهت شفاعت خواهم و به حق بخشندگیت از تو درخواست میکنم که مرا به خودت نزدیک کنی و سپاست را بر من ارزانی داری و یاد خود را در دلم افکنی
خداوندا همانا از تو درخواست میکنم همانند فروتنی خاک و خاکسار که کار را برمن اسان گیری و به من رحم اوری و مرا به انچه به من قسمت کرده ای خشنود و قانع گردانی و در همه حال فروتنم نمایی
خداوندا همانا از تو درخواست میکنم همانند کسی که سخت تهی دست شده و خواسته اش را به گاه هجوم دشواریها نزد تو اورده است و میل و رغبتش به انچه نزد توست فزونی یافته است
خداوندا حکومت تو بزرگ و جایگاه تو بالاست و تدبیر تو نهان و فرمانت اعیان است و قدرت تو چیره و و تواناییت نافذ و کاراست و گریز از فرمانروایی تو ناشدنیست
خداوندا برای گناهانم امرزنده ای و برای زشتی هایم پوشاننده ای و برای کردار زشتم کسی را نیابم که ان را به کردار نیک گرداند مگر تو که معبودی جز تو نیست پاک و منزهی تو به ستایشت مشغولم
من بر خویشتن ستم کردم و از سر نادانی گستاخی کرده ام و دلم ارام گرفت به این که از قدیم مرا یاد کرده ای و نعمت خود را بر من ارزانی داشته ای
خداوندا سرورا بسا زشتی ها که ان را پوشاندی و بسا بلاهای گران که از من بگرداندی و بسا لغزش ها که مرا از ان نگاه داشتی و بسا ناگواریها که از من راندی و بسا ستایشهای زیبا که سزاوار ان نبودم و تو انرا بر سر زبانها پراکنده ساختی
خداوندا گرفتاریم بس بزرگ است و پریشانی ام مرا از حد صواب و اعتدال گذرانده و کردارم دست مرا از رسیدن و رستگاری کوتا کرده و زنجیرهای وابستگی مرا به بند کشیده و زمین گیرم کرده است و ارزوهای بلند مرا از رسیدن به سود حقیقی بازداشته و دنیا با فریبکاری های خود مرا فریفته است و نفسم با گناهان و سهل انگاری اش مرا به ورطه فریب فروافکنده است
سرورا از تو درخواست میکنم که به حق ارجمندیت که مبادا بدیه کردارم دعایم را از اجابت تو باز دارد
پروردگارا مرا بر انچه از نهانم اگاهی داری رسوا مساز و به واسطه ی کردار بد و کارهای ناروایی که نهانی از من سرزده و اصرار در گناه و نادانی و بسیاری شهوات و غفلتی که داشته ام در کیفرم شتاب مدار
خداوندا به حق ارجمندیت در همه حال نسبت به من مهربان باش و در همه ی کارها برمن رحم اور معبودا پروردگارا جز تو چه کسی را دارم از او درخواست کنم تا زیان و گزندم برطرف سازپ و در کارم نیک نگرد
معبودا و سرورا تو بر من فرمانی دادی ولی من در انجام ان از نفسم پیروی کردم و در این باره از فریبکاری دشمنم حذر نکردم پس او به دلخواه خویش مرا فریفت و قضا و قدر با او همراهی کردودر اثر انچه بر من رفت از پاره ای از احکام و حدودت درگذشتم و با پاره ای از فرمان هایت مخالفت کردم
پس در همه ی این احوال تو را ستایم و اینک در انچه قضای تو بر من رفته و حکم و ازمایشت مرا بدان ملزم ساخته حجت و برهانی ندارم
خداوندا اینک در حالی که به درگاهت امده ام که بر خویش تقصیر و زیاده روی کرده ام و عذرخواه و پشیمان و شکسته و معذرت جو و امرزش خواه و توبه کار واعتراف کننده و اقرارگر بر گناهانم هستم گریزگاهی بر کرده ام نیابم و پناهگاهی که در کار خویش بدان رو کنم ندارم جز اینکه پوزشم را بپذیری و مرا در عرصه ی رحمت خود دراوری
خداوندا پوزشم بپذیر و بر پریشانی ام رحم اور و مرا از رشته ی سخت گناهانم برهان
پروردگارا به ناتوانی پیکرم و نازکی پوستم و باریکی استخوانم رحم کن ای ان که به افرینش و یاد و پرورش و احسان و غذا دادنم پرداختی اینک مرا به همان بزرگواری و نیکی پیشین خود که بر من روا داشتی ببخش
معبودا و سرورا و پروردگارا ایا تو به راستی چنانی که مرا به اتش خود عذاب دهی و حال ان که به یگانگی تو باور دارم و دلم تو را شناخته و زبانم به یاد تو گویا شده و نهادم به دوستی تو پیوند خورده و از روی صداقت و راستی به وجود تو اعتراف کرده ام و مقام پروردگاریه تو را فروتنانه ستوده ام این گمان چه دور است
تو بزرگتر از انی که دست پرورده ات را به تباهی کشی یا ان را که پناه داده ای اواره سازی و یا کسی که خود سرپرستی کرده ای و به او مهر ورزیده ای به گرفتاری و بلا واگذارش کنی
معبودا و سرورا و صاحبا ای کاش میدانستم که ایا چنین است که اتش را بر رخساره هایی چیره میسازی که در برابر بزرگی تو به سجده درامده اند
وایا چنین است که اتش را بر زبانهایی چیره میکنی که صادقانه زبان به یکتایی تو گشوده اند ستایشگرانه سپاس تو گفته اند و ایا چنین است که اتش را بر دلهایی قاهر میسازی که از روی یقین به خداوندی تو اعتراف کرده اند و ایا اتش را بر نهادهایی چیره میکنی که درباره ی تو به قدری دانایی بدست اورده اند که در پیشگاهت خاک و خاکسار شده اند و ایا اتش را بر اعضایی چیره میسازی که فرمان بردارانه ره به سوی پرستش گاه هایت پیموده اند و با اعتراف به گناهان خود از تودرخواست امرزش دارند چنین گمانی به تو نداریم و با وجود فضل تو چنین خبری از تو نیافته ایم ای بزرگوار
ای پروردگار تو ناتوانیه مرا در برابر اندکی از بلاهای دنیا و کیفر های ان و ناگواری هایی که معمولا بر ساکنانش شود میدانی هرچند درنگ در این بلاها و ناگواری های اندک ماندنش ناچیز و زمانش کوتاه است پس چگونه بلای اخرت و ناگواریهای سخت ان را تاب اورم در صورتی که بلای اخرت دیرپا و پایدار است و دوزخیان را در ان تخفیفی نباشد
سرورا چگونه تاب ان ارم در حالی که بنده ای ناتوان و خوار خرد و بی نوا و درمانده ی تو هستم
صاحبا برای کدامین کار به تو شکایت اورم و سرورا و پروردگارا و معبودا برای کدامین چیز بگریم و شیون سر دهم ایا برای عذاب دردناک و سخت یا برای طول بلا و مدت ان پس اگر مرا برای کیفرها در شمار دشمنانت دراوری و با گرفتاران بلایت در یکجا گرداوری و میان من و اولیا و دوستانت جدایی افکنی گیرم معبودا و سرورا و صاحبا گیرم بر کیفر تو شکیبا باشم اما چگونه بر دوری تو شکیبایی ورزم گیرم بر سوزندگی اتشت صبر ارم اما چگونه محرومیت از نظر به سوی کرامت تو را صبر توانم نمود یا چگونه در اتش درنگ کنم و حال انکه به گذشت تو امیدوارم پس سرورا و صاحبا به حق ارجمندیت از روی راستی سوگند میخورم که مرا اگر در اتش گویا و ناطق رها کنی هر ایینه در میان دوزخیان به درگاهت شیون بر ارم همانند شیون ارزومندان و همچون فریاد خواهان به درگاهت فریاد براورم و مانند عزیز گمشدگان بر تو بگریم و تو را هرکجا باشی ندا دهم کجایی ای سرپرست مومنان ای نهایت ارمان عارفان ای فریاد رس فریاد خواهان ای محبوب دل راستگویان و ای معبودجهانیان پاک و منزهی تو ای معبودم و به ستایش تو مشغولم
ایا چنین است تو در دوزخ بانگ بنده ای مسلمان را بشنوی که برای مخالفتش به بند کشیده شده و مزه ی کیفر ان را به خاطر نافرمانی اش چشیده و به خاطر جرم و خطایش در میان طبقات ان زندانی شده است و حال ان که او همچون بنده ای امیدوار به رحمتت شیون کند و با زبان یکتا پرستان تو را ندا دهد و به پروردگارب تو توسل جوید سرورا چگونه در عذاب بماند حال ان که به انچه از بردباری تو گذشته امیدوار است و چگونه اتش او را به درد اورد در حالی که به فضل و مهربانی تو دل بسته است یا چگونه زبانه ی اتش او را سوزاند و در حالی که تو اوای او بشنوی و جایگاهش ببینی یا چگونه خروش شراره ی اتش او را فرو گیرد حال انکه ناتوانی او را دانی یا چگونه در میان طبقات اتش پریشان ماند در حالی که تو راستی و صداقت او شناسی یا چگونه ماموران اتش او را به تندی رانند و حال انکه تو را ندا دهد پروردگارا
یا چگونه برای رهایی از اتش به فضل تو امید بندد حال ان که تو او را در اتش به حال خود واگذاری
هرگز چنین گمانی بر تو نرود و فضل و عطای تو این سان شناخته نشده است وبا ان نیکی و احسانی که نسبت به یکتاپرستان داشته ای همگون و همانند نیست پس به یقین میدانم که اگر فرمان تو بر این نمیرفت که ستیزندگانت را کیفر دهی و اگر حکم حتمی نمیراندی که بدخواهانت در اتش دوزخ جاودان مانند بی گمان اتش را سرد و سلزگار مینمودی و برای کسی در انجا نه جایگاهی بود نه درگاهی ولی تو که نام هایت پاک و منزه است سوگند خورده ای که دوزخ را از ادمیان و پریان کافر انباشته سازی و بدخواهان را در انجا ماندگار نمایی و تو که از حد ستایش و الاترب در اغاز چنین گفتی به نعمت هایت بر بندگان که منت نهادی که ایا مومنان با تبهکاران یکسانند
معبودا و سرورا به حق نیرویی که تقدیر کرده ای و فرمانی که حتمی نمودی و بر هر کس راندی چیره شدی از تو درخواست میکنم که در همین شب و در همین ساعت بر من ببخشی هر خطایی که انجام داده ام و هر گناهی را که مرتکب شده ام و هر زشت و ناروایی که نهان نموده ام و هر نادانی که کرده ام خواه مخفی یا نهانش داشته ام و یا اشکار و اعیانش ساخته ام و هر کژی که به نویسندگان گران پایه ات یعنی فرشتگان فرمان دادی که ان را یادداشت کنند همان فرشتگانی که برگماشتی تا هر چه از من سرزند ثبت کنند و انان را همراه اعضایم گواهانی بر من ساختی و علاوه بران خود نیز مراقب من بودی و گواه چیزهایی شدی که بر انها پوشیده بوده است و تو با مهربانی خود انها را نهان داشتی و با فضل خود انها را پوشاندب و از تو درخواست میکنم که بهره ی مرا از هرچیزی که فرو فرستی و یا احسانی که بنمایی یا نیکی هایی که پخش کنی یا رزقی که بگستری یا گناهی که بیامرزی یا کژی و خطایی که بپوشانی فراوان کنی
پروردگارا و معبودا و سرورا صاحبا وای مالک من ای ان که اختیارم به دست اوست ای دانی پریشانی و بینوایی ام ای اگاه بر فقر و نداریم
پروردگارا به حق خودت و به ذات پاک تو و به برترین نام ها و صفاتت از تو درخواست میکنم که روزان و شبان مرا به یادت اباد سازی و به خدمتت پیوسته داری و اعمالم پذیری تا کردارم و گفتارم همه یه جهت برای تو باشد و جانم همواره در خدمت تو
سرورا ای ان که به تو تکیه دارم ای که به سوی تو از حال زارم شکایت برم پروردگارا اعضایم را بر انجام خدمتت نیرومند ساز و دلم را بر عزم و اهنگت قوی دار و در بیم از مقامت به من جهد وتلاش بخش و در پیوستگی خدمتت مداومت ده تا در میدان های پیشتازان به سویت رهسپارم و در میان شتابندگان به درگاهت شتابم و درمیان باختگان مقام قرب تو دل گشایم و همچون مخلصان به درگاهت نزدیک شوم و همانند یقین کنندگان از تو بترسم و در جوار رحمت تو همراه با مومنان در یکجا گرد ایم
خداوندا هرکه بد من خواهد بداو خواه و هرکه به نیرنگ بامن برخاست به تدبیر خویش گرفتار کن و مرا در برخورداری از بهره ات در شمار بهترین بندگان خود قرار ده ودرمقام و مرتبه ات جایگاهم را نزدیکتر از ایشان کن و تقرب مرا در پیشگاهت مخصوص تر از انان قرار بده و بیگمان چنین مقامی بدست نیاید مگر به فضل تو و بخشش و بزرگواریت را بر من ارزانی دار و به حق بزرگواریت به من لطف فرما به حق مهربانیت مرا نگه دار و زبانم را به یاد خود گویا و دلم را به دوستی ات بیتاب گردان و به نیکی اجابت خود بر من منت نه و لغزشم نادیده گیر و گناهم بیامرز که همانا پرستش خود را بر بندگان واجب کرده ای و انها را به دعایت فرمان داده ای و اجابت ان را ضمانت کرده ای
پروردگارا رو به سوی اثتو دارم و به سوی مهربانی تو دست نیاز داراز کرده ام پس سوگند به عزت و شکوها که دعایم اجابت فرما و مرا به ارزوهایم برسان و از فضل خود نا امیدم مگردان
مرا از گزند دشمنانم خواه پریان و خواه ادمیان برهان ای ان که زود از بندگانت خشنود شوی بیامرز کسی را که برگ و نوایی جز دعا ندارد و همانا تو هر چه خواهی ان کنی ای ان که نام او دارو و یاد او درمان و فرمان برداری او توانگری و بی نیازیست
رحم اور بر کسی که سرمایه ای جز امید و صلاحی جز گریه ندارد ای تمام کننده ی نعمت ها ای رفع کننده ی کیفرها ای روشنایی وحشت زدگان در تاریکی ها ای دانایی نیاموخته
بر محمد و پیروان محمد درود فرست و بامن انگونه رفتار کن که تو را سزد و درود خدا بر فرستاده و پیشوایان فرخنده خاندانش باد و سلام فراوان خدا برایشان باد
خدایا تنها تو را میپرستم و تنها از تو یاری میجویم ای مهربان ترین مهربانان
استاد جانم نمیدونم چطور شد یهو دستم روی یه چه فایلی خورد داشتم فایلهای صلح با خود رو گوش میدادم یهو اومدم به این سایت و میدونم که قبل از این هم این گوش داده بودم این فایل رو
چه نیایش نابی خدا جانم چقدر زیبا هدایت میکنی
باید مراقب همه چی باشم مراقب غرور و خودپرستی و فروتنی ام باشم
خداوندا به بزرگی ات به دانایی ات به مهربانی ات که همه چیز را در بر گرفته و به نیرویی که همه موجودات را مقهور ساخته ای و هر موجودی در برابر آن خار گشته
و به بزرگیت که همه موجودات را در برگرفته
و به فرمانروایی ات که همه موجودات را فرا گرفته و به آنها چیره شده ای و بر فراز همه چیز قرار دارد
و به ذات زنده ات که پس از مرگ همه موجودات ابدی شده
مرا هدایت کن
مرا محفوظ بدار در مسیر زندگی ام
و مرا حمایت کن در همه مسیر هایی که گام بر میدارم
ای روشنایی بخش خدای نورانی ام
ای بسیار پاک ای سبحان
سبحان الله
ای بسیار بخشنده ای رحمان ای رحیم
از تو میخواهم که مرا به من بشناسانی
از تو میخواهم که هدایتم کنی
پاکم کن از تمام آلودگی هایی که بر روح و جان من ورود کرده
خدایا از تو میخوام که توحید درونم رو گسترش بدی
توحید درونم رو تقویت کنی
خدایا کمکم کن که بیشتر و بیشتر تو رو بفهمم
خدایا کمکم کن همیشه خاشع و خاضع باشم در پیشگاهت
خدایا من فقیرم به هدایت های تو من فقیرم به حمایت های تو من فقیرم به همه لطف هایی که از جانب تو هست
خدایا من محتاج تو هستم
خدایا من به توحیدی بودن در پیشگاه تو محتاجم
خدایا من محتاجم به رزق و روزی پاکی که تو به من میدی
خدایا کمکم کن فروتن باشم
خدایا کمکم کن بزرگی حکومت و فرامانروایی تو رو در هرجایی درک کنم
نمیدونم پاسخی که میدم چقدر صحیح هست اما برداشتی که من از آموزه های استاد کردم اینه که :
خالق یعنی کسی که فقط خلق کرده
اما رب یعنی فرمانروا یعنی کسی که قدرت در دستان او هست.
فرعون به موسی میگه من قبول دارم الله خالق هست اما رب من هستم : یعنی تمام قدرت در دست منه ،یعنی باید از من تبعیت کنید از من حساب ببرید از من بترسید ، فرمان من رو اجابت کنید. من اجابت کننده هستم.
وقتی میگیم خداوند فرمانروا و رب جهانه یعنی تمام قدرت جهان در دستان اوست و در دست هیچ عاملی غیر از او نیست
و چه زمانی ما خداوند رو به عنوان رب قبول نداریم؟
وقتی که ما قدرت رو میدیدم دست هر کس و هر چیزی غیر از خداوند…
میخواهیم به خواسته مون به واسطه اطرافیان برسیم فکر میکنیم اون میتونه اون کار رو برای ما بکنه یعنی قدرت در دست اونه ،درصورتی که اون شخص دستی از دستان خداونده و خداوند اون رو واسطه کرده برای رسیدن ما به مقصودمون
زمانیکه ما شیطانی عمل میکنیم مثلا خشمگینیم ، نگرانیم، میترسیم …. قدرت رو دادیم به دست شیطان و خداوند به عنوان رب قبول نداریم به عنوان کسی که قدرت هستی در دست اونه ..
امیدوارم تونسته باشم جوری توضیح داده باشم که معنای رب رو متوجه شده باشید .
یادمه بچه که بودم چندین بار تصمیم گرفتم کتاب نهج البلاغه ی پدرم رو بخونم اما هر بار که میومدم که بخونم ذهنم مقاومت میکرد به بعضی از صفحاتش و میزاشتم کنار
شش هفت سال پیش که دوره کوانتمی رو تهیه کرده بودم و احساس نزدیکی با خدا داشتم یکی از دوستانم توی کتابخونه ش یک نهج البلاغه داشت با ترجمه محمد دشتی و به من امانت داد و شروع کردم به خوندنش و عجیب بود واقعا صحبت هایی که حضرت علی در همون ابتدای نهج البلاغه از آفرینش کرده بود . و واقعا من رو مجذوب خودش کرد ، اون نهجالبلاغه بی نظیر بود و تا انتها خوندم . اونجا مفهوم توحید رو درک نکرده بودم اما بدجور این کتاب به دلم نشست .
تقریبا یک هفته پیش دوران حضرت علی به ذهنم اومد که یادمه همیشه شنیده بودم که در دورانی که خلافت رو نداشت دوران سختی بوده و از بدی مردم اذیت میشده و …. چیزهایی که شنیده بودم که یعنی علی هم روزگارش سخت بوده و … و این افکار باعث شد فکر کنم یعنی علی در چه مداری بوده که اوضاع واسش سخته بوده و اصلا یادم رفته بود اون نهجالبلاغه رو که حضرت علی اینقدر زیبا اونجا توصیف کرده بود خداوند رو ….
این فایل امروز انگار یک تلنگر بود واسم که مقام و شرایط عالی علی رو واسم متذکر بشه ، واقعا توحید از ابتدای تا انتهای این دعا موج میزنه و چقدر باورهای توحیدی عالی در این دعا هست . و استاد شما چقدر عالی هر قسمت رو باز کردید و توضیح دادید و چه آگاهی های نابی رو به ما افزودید بی نظیر بود .
و اینکه من هدایت شدم به این فایل که اون حرفهایی این چند سال ما از بچگی شنیدیم در رابطه با دوران علی (ع) ، اصلا صحیح نبوده و علی دنیایی داشته با پروردگارش در حد اعلی
و درکی که از توحید و یگانگی داشته ،به قول استاد به این مقام والا رسیده
سپاسگزارم خداروشکر برای این فایل
اون قسمت اجابت دعا بی نظیر بود همه مطالبی بود که نگرشم رو از دیشب نسبت به پروردگارم بازتر کرد
این قدم های تکاملی در جهت نزدیک شدن به خداوند رو دارم متوجه میشم ، توی هر فصل از این تحول انگار در شناخت خداوند یک نیم پله دارم بالا میرم.
الان میفهمم که دوستان میگفتند هر چه مدارشون تغییر میکنه خدا رو یه جور دیگه ای میشناسند ،
خدای من عجب فایلی بود زبان قاصره از نوشتن هربار که گوشش میدی کمه هرچقدر کامنت هارو میخونم سیر نمیشم هر کامنتی میخونم بیشتر به حرف استاد میرسم که کامنت ها گنجه گنج
داشتم فک میکردم به تک تک جملات این فایل
تعریفی که استاد از جهنم داشتند منو دگرگون کرد جهنم اون چیزی نیست که کردن از بچگی تو مخمون اتیش و سوخته شدن جهنم یعنی دور شدن از خدا از فرکانس و مدار خدا یعنی قطع شدن رابطمون با خدا پس اسمش جهنم خود ساختس چون خدا همیشه هست هدایتش حمایتش حضورش این ماییم که ازش دور میشیم به حرف ذهنمون به حرف شیطان درونمون گوش میدیم اتفاقات ناجالب برای خودمون رقم میزنیم خشگمین عصبی میشیم وجودمون نفرت کینه میگیره حس قربانی شدن شکست بهمون دست میده درگیر جهنمی میشیم که خودمون برای خودمون ساختیم به خودمون ستم میکنیم به خدا عصیان گری گستاخی میکنیم میگیم تقصیره تو بود چرااین بلاهارو سر من اوردی؟
خدای من چقر شرک چقدر نادونی چقدر عصیان گری
حالا کی بفهمیم با خدا هماهنگیم ؟وقتی حالمون خوبه وقتی ارومیم وقتی حس عشق و سپاسگزاری و رضایت درونی وجودمونو گرفته حس خوشبختی واقعی یعنی همین بارها شده یسری خواسته ها داشتیم که حس میکردیم بهشون برسیم حس خوشحالی رضایت داریم اما به چند روز نکشیده عادی میشه درگیر خواسته های بعدی که نداریم میشیم
اما وقتی وجودمونو قلبمونو ذهنمونو پر کنیم از خدا همیشه حالمون خوبه همیشه خوشبختیم بدون نیاز به عامل بیرونی به حس بی نیازی میرسیم اینجاست که میگن ایا براستی خدا برای بنده اش کافی نیست ؟
خدایا شکرت بخاطر اینک هدایت شدم به این فایل
خدایا شکرت بخاطر کامنت های فوق العاده دوستان هم فرکانسیم
خدایا شکرت بخاطر استاد
خدایا شکرت به خاطر اینک با وجود اینهمه شرک و عصیان گری وقتی صدات زدیم دستمونو گرفتی هدایتمون کردی به سمت خودت
تو همیشه منتظری ما برگردیم به سمتت این ما هستیم که گول شیطان میخوردیم این ما هستیم که به خودمون ظلم میکنیم
پروردگارا معبودا سرورا مارو به حال خودمون رها نکن
خدایا شکرت ….
به نام خداوند بخشنده ی مهربان
خدایی که همه چیزم از آن اوست
سلام واحترام به استاد عزیرم و خانوم شایسته ی نازنین و دوستانم در سایت
برای دومین بار این فایل رو دارم گوش میدم بار اول فقط گوش دادم و بدون نوشتن … این بار با دقت خییلی بیشتر این فایل رو شنیدم اما این خاصیت فایلهای استاد هست که انگاری اولین باره دارم میشنوم …چندین بار به گریه افتادم چندین بار مکث کردم و سکوت کردم یهو به خودم اومدم دیدم دوساعت گذشته ….نمیدونم چی بگم…. فعلا تا دقیقه 20 گوش دادم حدود ده صفحه یادداشت برداشتم حتی نتونستم از یه کلمه اش هم بگذرم ….هی گفتم اینجا رو نمیخواد بنویسی اما دوباره میگفتم نههه این خیلی مهمه ….استاد جانم من دعای کمیل رو قبلا زیاد میخوندم اما هیچوقت هیچوقت به معنی اون دقت نکرده بودم …
حضرت علی (ع) به عنوان یکی از بزرگترین شخصیتهای تاریخ اسلام، نگاهی عمیق و متعالی به توحید و یگانهپرستی داشتند.…ایشون با وجود اینکه در زمان پیامبر زندگی می کردند ونزد ایشون بزرگ شدن و وبا دختر پیامبر ازدواج کردند اما هرگز در دعاهای خود نامی از پیامبر برا شفاعت خودشون نبردن و از ایشون درخواست نکردن که کمکشون کنه تا به خدا نزدیکتر بشه….با اینکه پیامبر مستقیما با جبرئیل در ارتباط بودن و پیامها رو از خداوند دریافت میکردن ….اما حضرت علی از خود خدا شفاعت میخواستند نه به واسطه ی شخص دیگری …. این نگاه حضرت علی به خداوند نگاه توحیدی و یگانه پرستی بوده کسی که خییلی خوب خداوند رو درک کرده …اگه ما اعتقاد به حضرت علی داریم باید از ایشون تبعیت کنیم چون ایشون بهتر از هر کس دیگه قرآن و خداوند رو درک کرده…..و بارها و بارها خداوند در قرآن میگه هیچ کس نیست که بتونه شما رو شفاعت کنه غیر از خداوند … و این موضوع رو حضرت علی به خوبی درک کردن …
خدایا، چقدر ما خطا کردیم و تو ندید گرفتی. چقدر ما گناه کردیم اما تو ابرو نبردی. چقدر راههای بیراهه را پیمودیم و تو باز هم با مهربانی، دست ما را گرفتی و به سمت راه راست هدایت کردی. چقدر بیوفایی کردیم و تو همچنان وفادار ماندی. چقدر ناسپاسی کردیم اما تو حتی یک لحظه هم از ما دل نکندی.
تو که با بخشش بیکرانت، گناهان ما را پوشاندی و با آغوش باز، همیشه در انتظار بازگشت ما بودی. چقدر ما از تو دور شدیم و تو با هر قدم، ما را به خود نزدیکتر کردی. شکر به جا میآورم برای این رحمت و گذشت بیپایانت، که در هر لحظه، ما را به سوی خود فرا میخوانی و با عشق و مهربانی، ما را به خود باز میگردانی. خدایا، شکرت که همیشه با ما مهربان بودی و هستی.
خدایا، کسی نیست جز تو که ابروی ما را نگه دارد. در این دنیای پر از فراز و نشیب، تنها تو هستی که با بخشش و مهربانی بیکرانت، آبرو و حیثیت ما را حفظ میکنی. در میان همه کاستیها و خطاهایمان، تو هستی که با عفو و بزرگواری، ما را از شرمندگی و بیآبرویی نجات میدهی. تو که با رحمتت، همه گناهان ما را میپوشانی و با مهربانیات، ما را به سوی رستگاری هدایت میکنی. خدایا، شکرت که همیشه پناهگاه امن ما هستی و تنها تو میتوانی ابروی ما را نگه داری.….
خدایا شکرت که این حس آرامشی که الان دارم یعنی به تو دارم نزدیک میشم یعنی به تو ایمان دارم یعنی باورت کردم با تمام گناهایی که انجام دادم میدونم که منو بخشیدی چون خودت هدایتم کردی به سمت راستی و درستی … خداجونم تو کمکم کن تا روز به روز بهت نزدیکتر بشم تو کمکم کن بهت امیدوارتر بشم تو کمکم کن هر روز ایمانم بهت بیشتر بشه خدایا تو کمکم کن احساسم به تو بیشتر بشه آرامشم بیشتر بشه خدایا منو رها نکن دستمو بگیر و هدایتم کن تو کمکم کن تا از انجام و تکرار گناهان دوری کنم و عادت همیشگی من در زندگیم نشه و انجام گناه برام عادی بشه…..من هرگز نمیخوام به روزهای پر استرسی که قبلا داشتم برگردم چون تورو نداشتم چون باورت نکرده بودم خدایا هیچوقت رهام نکن……..
خدایاا خییلی دوستت دارم ….
1403/11/29روز226
به نام خداوند بخشنده مهربان
سلام به استاد و مریم عزیز و دوستان گل
یه پاشنه آشیلی درمن هست که هنوز دقیق نتونستم پیداش کنم اما میدونم که هست .
خودم احساس میکنم شرک هست نمیدونم
با اینکه چندماه که تصمیم گرفتم دیگه برای کسی کار نکنم و شروع کردم به یادگیری مهارت و خداهم حمایت کرد و برام روزی فرستاد
نمیدونم چرا بعضی وقتا میزنه تو سرم و فکر میکنم که باید برم برای کسی یا شرکتی کار کنم !!!!!
شاید دلیلش بخاطر مسائل مالی که وقتی صفر میشم لازمه که ایمانم و نشون بدم لازمه که ثابت کنم که به خدا توکل میکنم و نگران نشم . خوب از پسش برمیام تا حدودی خب آروم آروم بهتر میشم اما نجواها هم میاد و بازم خدارو هزار مرتبه شکر که سریع به خودم میام و میگم دلیل این نوع فکرهای تو اینه که به خدا ایمان نداری اینکه که به توانایی خودت باور نداری هنوز شرک در وجودم هست هنوز خودمو لایق نمیبینم که برای خودم کارکنم نمیدونم چرا اینقدر خودمو دست کم میگیرم. میفهمم عامل اصلی اینه که من هنوز باورهای توحیدی ام شکل نگرفته هنوز انگاری نتونستم اعتماد کامل به خدا کنم هنوز انگاری عزت نفس و احساس لیاقتم خیلی جای کار داره
بعضی وقتا خودمو انگاری نمیشناسم ولی سعی میکنم ریشه ی فکر ها و رفتارام پیدا کنم و بگم چرا داری این فکر و میکنی؟ دلیلش شرک نیست؟.دلیلش احساس بی لیاقتی نیست؟
بنام خداوند بخشنده ی مهربان
سلام ،
روز 126 سفر …
الله و اکبر ،
خدایا شکرت برای این فایل عالی این روز عالی این بهتر شدنم ، این بزرگ شدنم خدایا شکرت ، خدایا شکرت ، خدایا شکرتتتتت بخدا شکرت …
وای چقدر خوبه که من در مسیر بهتر شدن هستم و هر روز دارم روی خودم کار میکنم ، روزی یک فایل از استاد عزیزم گوش میدم و سعی میکنم که خوب گوش بدم و حتما هم کامنت بگذارم تا بیشتر بره تو مغزم .
استاد این فایل چقدر خوب بود ، چقدر توحیدی تر شدم بعد از شنیدنش واقعا احساساتی شدم با بیان خوبی که داشتید من واقعا از شنیدن این فایل عالی لذت بردم .
چقدر خوب بود این دعای کمیل چقدر قشنگ بود .
به یادم آورد که اون دنیایی هم هست ، یادم بودا ولی خیلی سطحی بهش فکر میکردم ولی الان یادم اومد که اون دنیا و بهشت و جهنمی هم هست که اونجا هم این شاهه عالم ، این عشق بی انتها این رب من این هدایتگر من این عشق مطلق این رب این خدای خوب این خدای نعمتها و ثروتها این خدای قادر این خدای غفور و توبه پذیر اونجا هم اون رئیسه ، خودش صاحبه اونجا و اینجاست ، مالک هر دو جهان خودشه ، اونی که مارو از بچگی با عشق به اینجا ها رساند ، اونکه بزرگمون کرد ، همیشه کنارمون بوده و هست ، اونجا هم کنارمونه ، اونجا هم حامی ماست ، اونجا هم دست مارو میگیره ، اونجا در بی کسی ها کس ما هست ، اونجا در گم شدن ها پناهه ماست ، همه چیز ماست ، خدای ماست خدایا خدایا شکرت شکرت شکرت برای همه چیز ای رب من عاشقتم عاشقتم عاشقتم …. استاد چقد قشنگ گفتید که جایی که ترس باشه عشق نیست … دقیق بود ، من با تمام وجودم عاشق خدا شدم ، اونم نجاتم داد هدایتم کرد …
نکته ی بسیار مهم در این فایل و بسیار کاربردی که رفتم یجا نوشتم این حرفتون بود :
تنها ملاک ایمان آرامش هست ….
یک مومن واقعی آرامش دارد …
این بسیار درسته ، ممنونم ازتون برای این نکته ی بسیار مهمی که یاد آوری کردید .
خدایا هزار هزار هزار هزار میلیارد مرتبه شکرت .
به نام خدای اگاهی دهنده
تعهد220
خداوندا همانا از تو درخواست میکنم به مهربانیت که همه چیز را فرا گرفته و به نیرویت که بدان همه ی موجودات را مقهور ساخته ای و هر موجودی در برابر ان خاک و خاکسار گشته و به جبروتت که بدان بر همه چیز چیره شده ای و به ارجمندیت که هیچ موجودی در برابر ان نایستد و به بزرگی ات که همه ی موجودات را پر کرده است و به فرمانرواییت که بر فراز همه جیز قرار دارد و به ذاتت که پس از نیستی همه ی موجودات پاینده است و به نام هایت که همه ی کرانه ی هستی را پر کرده است و به داناییت که همه ی موجودات را فرا گرفته و به روشنی ذاتت که همه ی موجودات از او روشنایی یافته اند
ای روشنایی بسیار پاک ای ابتدای هر اغاز و ای سرانجام هر پایان
خداوندا بیامرز ان گناهانم که پرده ی پاکدامنی ها درد
خداوندا بیامرز ان گناهانم کخ عذاب و کیفر فرود ارد
خداوندا بیامرز ان گناهانم که نعمت ها را دگرگون سازد
خداوندا بیامرز ان گناهانم که اجابت دعاها باز دارد
خداوندا بیامرز ان گناهانم که بلا فرود ارد
خداوندا بیامرز ان گناهانم که امید را قطع میکند
خداوندا بیامرز هر گناهی که کرده ام و هر خطایی که از من سر زده است
خداوندا همانا من با یاد تو به تو نزدیکی جویم و به وسیله ی تو از درگاهت شفاعت خواهم و به حق بخشندگیت از تو درخواست میکنم که مرا به خودت نزدیک کنی و سپاست را بر من ارزانی داری و یاد خود را در دلم افکنی
خداوندا همانا از تو درخواست میکنم همانند فروتنی خاک و خاکسار که کار را برمن اسان گیری و به من رحم اوری و مرا به انچه به من قسمت کرده ای خشنود و قانع گردانی و در همه حال فروتنم نمایی
خداوندا همانا از تو درخواست میکنم همانند کسی که سخت تهی دست شده و خواسته اش را به گاه هجوم دشواریها نزد تو اورده است و میل و رغبتش به انچه نزد توست فزونی یافته است
خداوندا حکومت تو بزرگ و جایگاه تو بالاست و تدبیر تو نهان و فرمانت اعیان است و قدرت تو چیره و و تواناییت نافذ و کاراست و گریز از فرمانروایی تو ناشدنیست
خداوندا برای گناهانم امرزنده ای و برای زشتی هایم پوشاننده ای و برای کردار زشتم کسی را نیابم که ان را به کردار نیک گرداند مگر تو که معبودی جز تو نیست پاک و منزهی تو به ستایشت مشغولم
من بر خویشتن ستم کردم و از سر نادانی گستاخی کرده ام و دلم ارام گرفت به این که از قدیم مرا یاد کرده ای و نعمت خود را بر من ارزانی داشته ای
خداوندا سرورا بسا زشتی ها که ان را پوشاندی و بسا بلاهای گران که از من بگرداندی و بسا لغزش ها که مرا از ان نگاه داشتی و بسا ناگواریها که از من راندی و بسا ستایشهای زیبا که سزاوار ان نبودم و تو انرا بر سر زبانها پراکنده ساختی
خداوندا گرفتاریم بس بزرگ است و پریشانی ام مرا از حد صواب و اعتدال گذرانده و کردارم دست مرا از رسیدن و رستگاری کوتا کرده و زنجیرهای وابستگی مرا به بند کشیده و زمین گیرم کرده است و ارزوهای بلند مرا از رسیدن به سود حقیقی بازداشته و دنیا با فریبکاری های خود مرا فریفته است و نفسم با گناهان و سهل انگاری اش مرا به ورطه فریب فروافکنده است
سرورا از تو درخواست میکنم که به حق ارجمندیت که مبادا بدیه کردارم دعایم را از اجابت تو باز دارد
پروردگارا مرا بر انچه از نهانم اگاهی داری رسوا مساز و به واسطه ی کردار بد و کارهای ناروایی که نهانی از من سرزده و اصرار در گناه و نادانی و بسیاری شهوات و غفلتی که داشته ام در کیفرم شتاب مدار
خداوندا به حق ارجمندیت در همه حال نسبت به من مهربان باش و در همه ی کارها برمن رحم اور معبودا پروردگارا جز تو چه کسی را دارم از او درخواست کنم تا زیان و گزندم برطرف سازپ و در کارم نیک نگرد
معبودا و سرورا تو بر من فرمانی دادی ولی من در انجام ان از نفسم پیروی کردم و در این باره از فریبکاری دشمنم حذر نکردم پس او به دلخواه خویش مرا فریفت و قضا و قدر با او همراهی کردودر اثر انچه بر من رفت از پاره ای از احکام و حدودت درگذشتم و با پاره ای از فرمان هایت مخالفت کردم
پس در همه ی این احوال تو را ستایم و اینک در انچه قضای تو بر من رفته و حکم و ازمایشت مرا بدان ملزم ساخته حجت و برهانی ندارم
خداوندا اینک در حالی که به درگاهت امده ام که بر خویش تقصیر و زیاده روی کرده ام و عذرخواه و پشیمان و شکسته و معذرت جو و امرزش خواه و توبه کار واعتراف کننده و اقرارگر بر گناهانم هستم گریزگاهی بر کرده ام نیابم و پناهگاهی که در کار خویش بدان رو کنم ندارم جز اینکه پوزشم را بپذیری و مرا در عرصه ی رحمت خود دراوری
خداوندا پوزشم بپذیر و بر پریشانی ام رحم اور و مرا از رشته ی سخت گناهانم برهان
پروردگارا به ناتوانی پیکرم و نازکی پوستم و باریکی استخوانم رحم کن ای ان که به افرینش و یاد و پرورش و احسان و غذا دادنم پرداختی اینک مرا به همان بزرگواری و نیکی پیشین خود که بر من روا داشتی ببخش
معبودا و سرورا و پروردگارا ایا تو به راستی چنانی که مرا به اتش خود عذاب دهی و حال ان که به یگانگی تو باور دارم و دلم تو را شناخته و زبانم به یاد تو گویا شده و نهادم به دوستی تو پیوند خورده و از روی صداقت و راستی به وجود تو اعتراف کرده ام و مقام پروردگاریه تو را فروتنانه ستوده ام این گمان چه دور است
تو بزرگتر از انی که دست پرورده ات را به تباهی کشی یا ان را که پناه داده ای اواره سازی و یا کسی که خود سرپرستی کرده ای و به او مهر ورزیده ای به گرفتاری و بلا واگذارش کنی
معبودا و سرورا و صاحبا ای کاش میدانستم که ایا چنین است که اتش را بر رخساره هایی چیره میسازی که در برابر بزرگی تو به سجده درامده اند
وایا چنین است که اتش را بر زبانهایی چیره میکنی که صادقانه زبان به یکتایی تو گشوده اند ستایشگرانه سپاس تو گفته اند و ایا چنین است که اتش را بر دلهایی قاهر میسازی که از روی یقین به خداوندی تو اعتراف کرده اند و ایا اتش را بر نهادهایی چیره میکنی که درباره ی تو به قدری دانایی بدست اورده اند که در پیشگاهت خاک و خاکسار شده اند و ایا اتش را بر اعضایی چیره میسازی که فرمان بردارانه ره به سوی پرستش گاه هایت پیموده اند و با اعتراف به گناهان خود از تودرخواست امرزش دارند چنین گمانی به تو نداریم و با وجود فضل تو چنین خبری از تو نیافته ایم ای بزرگوار
ای پروردگار تو ناتوانیه مرا در برابر اندکی از بلاهای دنیا و کیفر های ان و ناگواری هایی که معمولا بر ساکنانش شود میدانی هرچند درنگ در این بلاها و ناگواری های اندک ماندنش ناچیز و زمانش کوتاه است پس چگونه بلای اخرت و ناگواریهای سخت ان را تاب اورم در صورتی که بلای اخرت دیرپا و پایدار است و دوزخیان را در ان تخفیفی نباشد
سرورا چگونه تاب ان ارم در حالی که بنده ای ناتوان و خوار خرد و بی نوا و درمانده ی تو هستم
صاحبا برای کدامین کار به تو شکایت اورم و سرورا و پروردگارا و معبودا برای کدامین چیز بگریم و شیون سر دهم ایا برای عذاب دردناک و سخت یا برای طول بلا و مدت ان پس اگر مرا برای کیفرها در شمار دشمنانت دراوری و با گرفتاران بلایت در یکجا گرداوری و میان من و اولیا و دوستانت جدایی افکنی گیرم معبودا و سرورا و صاحبا گیرم بر کیفر تو شکیبا باشم اما چگونه بر دوری تو شکیبایی ورزم گیرم بر سوزندگی اتشت صبر ارم اما چگونه محرومیت از نظر به سوی کرامت تو را صبر توانم نمود یا چگونه در اتش درنگ کنم و حال انکه به گذشت تو امیدوارم پس سرورا و صاحبا به حق ارجمندیت از روی راستی سوگند میخورم که مرا اگر در اتش گویا و ناطق رها کنی هر ایینه در میان دوزخیان به درگاهت شیون بر ارم همانند شیون ارزومندان و همچون فریاد خواهان به درگاهت فریاد براورم و مانند عزیز گمشدگان بر تو بگریم و تو را هرکجا باشی ندا دهم کجایی ای سرپرست مومنان ای نهایت ارمان عارفان ای فریاد رس فریاد خواهان ای محبوب دل راستگویان و ای معبودجهانیان پاک و منزهی تو ای معبودم و به ستایش تو مشغولم
ایا چنین است تو در دوزخ بانگ بنده ای مسلمان را بشنوی که برای مخالفتش به بند کشیده شده و مزه ی کیفر ان را به خاطر نافرمانی اش چشیده و به خاطر جرم و خطایش در میان طبقات ان زندانی شده است و حال ان که او همچون بنده ای امیدوار به رحمتت شیون کند و با زبان یکتا پرستان تو را ندا دهد و به پروردگارب تو توسل جوید سرورا چگونه در عذاب بماند حال ان که به انچه از بردباری تو گذشته امیدوار است و چگونه اتش او را به درد اورد در حالی که به فضل و مهربانی تو دل بسته است یا چگونه زبانه ی اتش او را سوزاند و در حالی که تو اوای او بشنوی و جایگاهش ببینی یا چگونه خروش شراره ی اتش او را فرو گیرد حال انکه ناتوانی او را دانی یا چگونه در میان طبقات اتش پریشان ماند در حالی که تو راستی و صداقت او شناسی یا چگونه ماموران اتش او را به تندی رانند و حال انکه تو را ندا دهد پروردگارا
یا چگونه برای رهایی از اتش به فضل تو امید بندد حال ان که تو او را در اتش به حال خود واگذاری
هرگز چنین گمانی بر تو نرود و فضل و عطای تو این سان شناخته نشده است وبا ان نیکی و احسانی که نسبت به یکتاپرستان داشته ای همگون و همانند نیست پس به یقین میدانم که اگر فرمان تو بر این نمیرفت که ستیزندگانت را کیفر دهی و اگر حکم حتمی نمیراندی که بدخواهانت در اتش دوزخ جاودان مانند بی گمان اتش را سرد و سلزگار مینمودی و برای کسی در انجا نه جایگاهی بود نه درگاهی ولی تو که نام هایت پاک و منزه است سوگند خورده ای که دوزخ را از ادمیان و پریان کافر انباشته سازی و بدخواهان را در انجا ماندگار نمایی و تو که از حد ستایش و الاترب در اغاز چنین گفتی به نعمت هایت بر بندگان که منت نهادی که ایا مومنان با تبهکاران یکسانند
معبودا و سرورا به حق نیرویی که تقدیر کرده ای و فرمانی که حتمی نمودی و بر هر کس راندی چیره شدی از تو درخواست میکنم که در همین شب و در همین ساعت بر من ببخشی هر خطایی که انجام داده ام و هر گناهی را که مرتکب شده ام و هر زشت و ناروایی که نهان نموده ام و هر نادانی که کرده ام خواه مخفی یا نهانش داشته ام و یا اشکار و اعیانش ساخته ام و هر کژی که به نویسندگان گران پایه ات یعنی فرشتگان فرمان دادی که ان را یادداشت کنند همان فرشتگانی که برگماشتی تا هر چه از من سرزند ثبت کنند و انان را همراه اعضایم گواهانی بر من ساختی و علاوه بران خود نیز مراقب من بودی و گواه چیزهایی شدی که بر انها پوشیده بوده است و تو با مهربانی خود انها را نهان داشتی و با فضل خود انها را پوشاندب و از تو درخواست میکنم که بهره ی مرا از هرچیزی که فرو فرستی و یا احسانی که بنمایی یا نیکی هایی که پخش کنی یا رزقی که بگستری یا گناهی که بیامرزی یا کژی و خطایی که بپوشانی فراوان کنی
پروردگارا و معبودا و سرورا صاحبا وای مالک من ای ان که اختیارم به دست اوست ای دانی پریشانی و بینوایی ام ای اگاه بر فقر و نداریم
پروردگارا به حق خودت و به ذات پاک تو و به برترین نام ها و صفاتت از تو درخواست میکنم که روزان و شبان مرا به یادت اباد سازی و به خدمتت پیوسته داری و اعمالم پذیری تا کردارم و گفتارم همه یه جهت برای تو باشد و جانم همواره در خدمت تو
سرورا ای ان که به تو تکیه دارم ای که به سوی تو از حال زارم شکایت برم پروردگارا اعضایم را بر انجام خدمتت نیرومند ساز و دلم را بر عزم و اهنگت قوی دار و در بیم از مقامت به من جهد وتلاش بخش و در پیوستگی خدمتت مداومت ده تا در میدان های پیشتازان به سویت رهسپارم و در میان شتابندگان به درگاهت شتابم و درمیان باختگان مقام قرب تو دل گشایم و همچون مخلصان به درگاهت نزدیک شوم و همانند یقین کنندگان از تو بترسم و در جوار رحمت تو همراه با مومنان در یکجا گرد ایم
خداوندا هرکه بد من خواهد بداو خواه و هرکه به نیرنگ بامن برخاست به تدبیر خویش گرفتار کن و مرا در برخورداری از بهره ات در شمار بهترین بندگان خود قرار ده ودرمقام و مرتبه ات جایگاهم را نزدیکتر از ایشان کن و تقرب مرا در پیشگاهت مخصوص تر از انان قرار بده و بیگمان چنین مقامی بدست نیاید مگر به فضل تو و بخشش و بزرگواریت را بر من ارزانی دار و به حق بزرگواریت به من لطف فرما به حق مهربانیت مرا نگه دار و زبانم را به یاد خود گویا و دلم را به دوستی ات بیتاب گردان و به نیکی اجابت خود بر من منت نه و لغزشم نادیده گیر و گناهم بیامرز که همانا پرستش خود را بر بندگان واجب کرده ای و انها را به دعایت فرمان داده ای و اجابت ان را ضمانت کرده ای
پروردگارا رو به سوی اثتو دارم و به سوی مهربانی تو دست نیاز داراز کرده ام پس سوگند به عزت و شکوها که دعایم اجابت فرما و مرا به ارزوهایم برسان و از فضل خود نا امیدم مگردان
مرا از گزند دشمنانم خواه پریان و خواه ادمیان برهان ای ان که زود از بندگانت خشنود شوی بیامرز کسی را که برگ و نوایی جز دعا ندارد و همانا تو هر چه خواهی ان کنی ای ان که نام او دارو و یاد او درمان و فرمان برداری او توانگری و بی نیازیست
رحم اور بر کسی که سرمایه ای جز امید و صلاحی جز گریه ندارد ای تمام کننده ی نعمت ها ای رفع کننده ی کیفرها ای روشنایی وحشت زدگان در تاریکی ها ای دانایی نیاموخته
بر محمد و پیروان محمد درود فرست و بامن انگونه رفتار کن که تو را سزد و درود خدا بر فرستاده و پیشوایان فرخنده خاندانش باد و سلام فراوان خدا برایشان باد
خدایا تنها تو را میپرستم و تنها از تو یاری میجویم ای مهربان ترین مهربانان
به نام خدا
سلام به استاد عزیز و دوستان ناب این سایت الهی
استاد جانم نمیدونم چطور شد یهو دستم روی یه چه فایلی خورد داشتم فایلهای صلح با خود رو گوش میدادم یهو اومدم به این سایت و میدونم که قبل از این هم این گوش داده بودم این فایل رو
چه نیایش نابی خدا جانم چقدر زیبا هدایت میکنی
باید مراقب همه چی باشم مراقب غرور و خودپرستی و فروتنی ام باشم
خداوندا به بزرگی ات به دانایی ات به مهربانی ات که همه چیز را در بر گرفته و به نیرویی که همه موجودات را مقهور ساخته ای و هر موجودی در برابر آن خار گشته
و به بزرگیت که همه موجودات را در برگرفته
و به فرمانروایی ات که همه موجودات را فرا گرفته و به آنها چیره شده ای و بر فراز همه چیز قرار دارد
و به ذات زنده ات که پس از مرگ همه موجودات ابدی شده
مرا هدایت کن
مرا محفوظ بدار در مسیر زندگی ام
و مرا حمایت کن در همه مسیر هایی که گام بر میدارم
ای روشنایی بخش خدای نورانی ام
ای بسیار پاک ای سبحان
سبحان الله
ای بسیار بخشنده ای رحمان ای رحیم
از تو میخواهم که مرا به من بشناسانی
از تو میخواهم که هدایتم کنی
پاکم کن از تمام آلودگی هایی که بر روح و جان من ورود کرده
خدایا از تو میخوام که توحید درونم رو گسترش بدی
توحید درونم رو تقویت کنی
خدایا کمکم کن که بیشتر و بیشتر تو رو بفهمم
خدایا کمکم کن همیشه خاشع و خاضع باشم در پیشگاهت
خدایا من فقیرم به هدایت های تو من فقیرم به حمایت های تو من فقیرم به همه لطف هایی که از جانب تو هست
خدایا من محتاج تو هستم
خدایا من به توحیدی بودن در پیشگاه تو محتاجم
خدایا من محتاجم به رزق و روزی پاکی که تو به من میدی
خدایا کمکم کن فروتن باشم
خدایا کمکم کن بزرگی حکومت و فرامانروایی تو رو در هرجایی درک کنم
یا رب
یا رب
یا رب
سلام ب استاد عزیزم
سلام به خانم شایسته عزیزم
وهمه ی دوستان خوبم
ی سوال ذهن منو درگیر خودش کرده که خدارو ب عنوان رب بشناسیم یعنی چی ؟
همه میتونن ک خدا خالق هست ولی پذیرش خدا به عنوان رب یعنی چی ؟
از پاسخگویی شما سپاسگزارم
سلام دوست عزیز
نمیدونم پاسخی که میدم چقدر صحیح هست اما برداشتی که من از آموزه های استاد کردم اینه که :
خالق یعنی کسی که فقط خلق کرده
اما رب یعنی فرمانروا یعنی کسی که قدرت در دستان او هست.
فرعون به موسی میگه من قبول دارم الله خالق هست اما رب من هستم : یعنی تمام قدرت در دست منه ،یعنی باید از من تبعیت کنید از من حساب ببرید از من بترسید ، فرمان من رو اجابت کنید. من اجابت کننده هستم.
وقتی میگیم خداوند فرمانروا و رب جهانه یعنی تمام قدرت جهان در دستان اوست و در دست هیچ عاملی غیر از او نیست
و چه زمانی ما خداوند رو به عنوان رب قبول نداریم؟
وقتی که ما قدرت رو میدیدم دست هر کس و هر چیزی غیر از خداوند…
میخواهیم به خواسته مون به واسطه اطرافیان برسیم فکر میکنیم اون میتونه اون کار رو برای ما بکنه یعنی قدرت در دست اونه ،درصورتی که اون شخص دستی از دستان خداونده و خداوند اون رو واسطه کرده برای رسیدن ما به مقصودمون
زمانیکه ما شیطانی عمل میکنیم مثلا خشمگینیم ، نگرانیم، میترسیم …. قدرت رو دادیم به دست شیطان و خداوند به عنوان رب قبول نداریم به عنوان کسی که قدرت هستی در دست اونه ..
امیدوارم تونسته باشم جوری توضیح داده باشم که معنای رب رو متوجه شده باشید .
به نام خدای مهربانم سلام به دوست توحیدیم
آسیه جانم خداوند خالق است خالق من و شما و خالق زمین و آسمان این جهان پهناور اما رب به
معنای فرمانرواست که قدرت در دستانه اوست فقط
همه چیز رو از او بخواهیم
یعنی هیچ کسی به جز او قدرته مطلق نداره که همه جهان رو اداره میکند
در همه مواقع باید قدرت رو به خدا بدهیم وقتی روی قدرت او حساب میکنیم یعنی اعتماد و ایمان به قدرتش داریم
ممنونم دوست عزیزم که این سوال مهم رو پرسیدی و دوستان نازنینم هم میان و تجربیات و آموزه هاشون رو مینویسن و چقدر کمک به هم میکنیم
در پناه خداوند مهربان باشین
سلام به شما دوست عزیز
ممنونم از پاسخگویی شما هستم
وخدارو شاکرم ک در این سایت بینظیر و استاد بینظیر ودوستان بینظیر هستم که ب بهترین شکل ممکن ب سوالاتمون پاسخ داده میشه
سپاس فراوان ️️وقتی سوالی مطرح میکنم
جوابهای اصل و زیبایی داده میشه ک من رو ب تفکر وامیداره
وباخوندنش ب جواب میرسم
و همچنین با خوندن کامنت های شما عزیزان
ب جوابی میرسم ک ممکنه اون سوال در ذهن بوده باشه ولی هنوز اون رو عنوان نکرده باشم
سلام دوست خوبم
رب یعنی فرمانروا
پرورنده
کسی که همواره داره هدایت می کنه همه چیزو ب مسیر درست
اصلاح کنندست
خدادند رب العالمینه یعنی فرمانروایی کل عالم ها مخصوص اوست
پروراندست
تو ذهنمون فقط ب رب العالمین فقیر باشیم
ربو
ربب
رب یعنی کسی که فرمانروایی میکنه
درود
روز صد و بیست و ششم از تحول روز شمار زندگی من
سپاسگزارم از استاد عزیزم
یادمه بچه که بودم چندین بار تصمیم گرفتم کتاب نهج البلاغه ی پدرم رو بخونم اما هر بار که میومدم که بخونم ذهنم مقاومت میکرد به بعضی از صفحاتش و میزاشتم کنار
شش هفت سال پیش که دوره کوانتمی رو تهیه کرده بودم و احساس نزدیکی با خدا داشتم یکی از دوستانم توی کتابخونه ش یک نهج البلاغه داشت با ترجمه محمد دشتی و به من امانت داد و شروع کردم به خوندنش و عجیب بود واقعا صحبت هایی که حضرت علی در همون ابتدای نهج البلاغه از آفرینش کرده بود . و واقعا من رو مجذوب خودش کرد ، اون نهجالبلاغه بی نظیر بود و تا انتها خوندم . اونجا مفهوم توحید رو درک نکرده بودم اما بدجور این کتاب به دلم نشست .
تقریبا یک هفته پیش دوران حضرت علی به ذهنم اومد که یادمه همیشه شنیده بودم که در دورانی که خلافت رو نداشت دوران سختی بوده و از بدی مردم اذیت میشده و …. چیزهایی که شنیده بودم که یعنی علی هم روزگارش سخت بوده و … و این افکار باعث شد فکر کنم یعنی علی در چه مداری بوده که اوضاع واسش سخته بوده و اصلا یادم رفته بود اون نهجالبلاغه رو که حضرت علی اینقدر زیبا اونجا توصیف کرده بود خداوند رو ….
این فایل امروز انگار یک تلنگر بود واسم که مقام و شرایط عالی علی رو واسم متذکر بشه ، واقعا توحید از ابتدای تا انتهای این دعا موج میزنه و چقدر باورهای توحیدی عالی در این دعا هست . و استاد شما چقدر عالی هر قسمت رو باز کردید و توضیح دادید و چه آگاهی های نابی رو به ما افزودید بی نظیر بود .
و اینکه من هدایت شدم به این فایل که اون حرفهایی این چند سال ما از بچگی شنیدیم در رابطه با دوران علی (ع) ، اصلا صحیح نبوده و علی دنیایی داشته با پروردگارش در حد اعلی
و درکی که از توحید و یگانگی داشته ،به قول استاد به این مقام والا رسیده
سپاسگزارم خداروشکر برای این فایل
اون قسمت اجابت دعا بی نظیر بود همه مطالبی بود که نگرشم رو از دیشب نسبت به پروردگارم بازتر کرد
این قدم های تکاملی در جهت نزدیک شدن به خداوند رو دارم متوجه میشم ، توی هر فصل از این تحول انگار در شناخت خداوند یک نیم پله دارم بالا میرم.
الان میفهمم که دوستان میگفتند هر چه مدارشون تغییر میکنه خدا رو یه جور دیگه ای میشناسند ،
پروردگار مهربانم سپاسگزارم
بسیار سپاسگذارم که این فایل را بصورت رایگان قرار دادید استاد. ان شالله اجرکم عند الله
سلام ممنون برای این فایل زیبا