این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.
https://tasvirkhani.com/fa/wp-content/uploads/2020/08/abasmanesh-23.gif8001020گروه تحقیقاتی عباسمنش/fa/wp-content/uploads/2015/12/logo-with-title-340x85.pngگروه تحقیقاتی عباسمنش2015-11-15 23:00:502025-12-08 19:58:17با هر چه بجنگی، آن را ماندگارتر می کنی
اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
خدایا شکرت که من توی این سفر همراه هستم واقعا استاد الان که چند سال از این موضوع گذشته و این گروه تقریبا نابود شده و دیگه هیچ اثری ازش نیست متوجه میشم که چقدر قانون درست کار میکنه و چقدر شما درست گفتید و چقدر خوب قانون رو درک کردید این فایل برام درس های زیادی داشت که سعی میکنم بهشون عمل کنم و وقتی به زندگی خودم نگاه میکنم میبینم که نا خود آگاه دارم به خیلی هاش عمل میکنم بدون اینکه خیلی از اگاهی ها رو بدونم فقط از خدا میخوام که من رو همیشه در بهترین زمان و مکان درست قرار بده .
.
این خیلی برام درس داشت که شما خودتون هم دارید با این اگاهی ها زندگی میکنید بر خلاف خیلی های دیگه مثلا شما تا همین چند روز پیش توی پاریس بودید ولی انقدر شما رو خدا هدایت کرده و خوب به الهامات گوش میکنید که همیشه در زمان و مکان مناسب هستید و الان از اون حادثه دور موندید و چقدر نشون میده که قانون داره درست جواب میده . و خودمم بارها این رو تجربه کردم که چقدر خدا من رو خوب هدایت کرد که همیشه در زمان و مکان درست قرار گرفتم
یه مثال خیلی کوچکش که الان یادمه ترم قبلی یکی از دوستان نزدیکم عروسی برادرش بود و ما دعوت شده بودیم و این تایم مصادف شد با امتحانات من و من نتونستم بم اولش یکم ناراحت شدم که واقعا چرا باید اینجوری بشه و خیلی ها بهشون خوش بگذره و…. اما بعدش دیدم که اون زمان همین جهش جدید همین بیماری همه گیر اومده بود و خیلی ها از مون مجلس بعدش بیمار شده بودند و یا به طرز عجیبی مریض شده بودند .
و این روب ه خودم یاد آوری کردم که ببین شاید چیزی در ظاهر خوب باشه اما در باطن بد هست که تو نمیتونی با ذهنت بفهمی و تقریبا هر روز از این شکل اتفاقات داره برای من رخ میده که واقعا خدا رو سپاس گذار هستم که دارم در مسیر یا ایها الذین آمنوا ، صراط الذین انعمت علیهم ، لا خوف علیهم و لا هم یحزنون و… گام بر میدارم و هر روز خدا داره من ر در زمان و مکان مناسب قرار میده و میبینم که روند تکاملی داره خود این هم و خدا رو سپاس گذارم که بدون اینکه من زمان و مکان مناسب رو بدونم دقیقا خدا من رو در بهترین موقعیت قرار میده که هیچ آسیبی بهم نمیرسه و چقدر این مدل زندگی خوبه که خودت رو میدی به دست کسی که گنج های آسمان ها و زمین دست اونه و فقط قبولش داشته باشی برات همه کار انجام میدی بدون اینکه از تو انتظار داشته باشه و همیشه تو تنهایی
.
هام به خدا میگم که خدایا شکرت تو چقدر مهربون هستی یا وقتی نجوا ها شروع میکنه تو ذهنم شروع به بزرگ شدن به خودم میگم که نترس خدا بهت دورغ نمگیه! و به خودم یادآوری میکنم که ببین این ذهن تو هست که محدوده و نمیتونی باور کنی فقط یکم چاشنی صبر رو بهش اضافه کن در کمترین زمان ممکن بهت جهان اثبات میکنه که اتفاق به ظاهر بد بهترین و بزرگترین اتفاق مثبت زندگی تو بوده و یه سکوی پرتاب هست برای تو
.
یه درس دیگه که من از همون اوایل خیلی خوب فهمیدمش اما هنوز هم که هنوزه یکم ایراد دارم اینکه به هر چیزی توجه کنی از همون جنس اتفاقات وارد زندگیت میشه من از اون اول انقدر ذهنم محدود بود که نمیتونستم به ماشین خارجی فکر کنم در این حد! وقتی نمیتونستم فکر کنم که یه آدم چند تا خونه ماشین بتونه داشته باشه ! چون ورودی هایی که داشتم به شدت نامناسب بود بعد با دیدن شما این باور در من پر رنگ تر شد که نه میتونی چندتا از بهترین ماشین ها رو توی زندگیت داشته باشی و چندتا خونه داشته باشی و… و اتفاقات زندگیم هم همین رو نشون میداد اینکه به طرز عجیبی با آدم های ثروتمند بیشتری من رابطه ایجاد میشد بدون اینکه کاری من بکنم
.
مثلا دوستان ثروتمندی که داشتم از قبل و مدت زیادی بود که هم رو ندیه بودیم میدیدمشون یا افراد این چنینی و… یا اینکه از هممون زمان که این باور شکسته شد که میشه چند تا از بهترین ماشین های روز دنیا رو داشت این رو به چشم دیدم که توی همین شهر خیلی کوچک خودمون ماشین های خیلی بالاتر از ماشین های معمولی که اکثر افراد سوار میشن دارم میبینم و این اتفاق افتاد یا چند ماه دانشگاهمون وسط پاندمی باز شد و من رفتم یه شهر بزرگتر تو زمانی که تقریبا همه دانشگاه ها هنوز بسته بودن من کلاس حضوری رفتم و امتحاناتم حضوری بود و در تایم های آزاد زیادی که داشتم میرفتم محله هایی که آدم های ثروتمند دارند زندگی میکردند و پیاده روی میکردم و فقط تحسینشون میکردم این افراد رو واقعا به قسمت هایی توی اون شهرستان هدایت شدم که کسی فکر نمیکنه اون مدل خونه ها و ماشین هایی توی اون شهر وجود داشته باشه و چقدر سعی کردم که بقیرو تحسین کنم و بعدش یک ماهی دانشگاهمون مجازی شد و الان دو روز دیگه قرار باز برگردیم سر کلاس ها و اتفاقت خارق العاده ای که برای من افتاد که واقعا اگر به کسی بگم میگه تو دیوونه ای با من حرف نزن اینا دورغه
.
مثلا اینها رو به یه آدم عادی بگی میگه خب که چی چهارتا ماشین خوب دیدی خودت چی داری ولی من درک میکنم که این یک مسیر و اینها یک نشونه هست که خدا داره با من حرف میزنه که نگاه کن فراوان همه دارند و به راحتی دارند این پول ها رو میسازند و الان داره این باور در من ایجاد میشه که چیزی وجود نداره توی زندگی که من نتونم برسم و به راحتی میتونم به هر خواسته ای که دارم برسم و بهشت رو در همین دنیا تجربه کنم مثل شما استاد عزیز و سعی میکنم که زندگیم رو بر اساس این آگاهی ها بسازم و اینطوری زندگی کنم نه این اینکه فقط اینجا بیام چهارتا حرف خوب بزنم البته که همیشه هم موفق نبودم که اینطوری زندگی کنم و به هرحال باید همیشه حواسم باشه که چه فرکانسی رو ارسال میکنم و حتی من دوست ندارم دیگه مدت کوتاهی مثل گذشته خودم و عموم جامعه فکر کنم و این رو برای خودم یک کار جزر آور و ناپسند توی ذهنم گکذاشتم که هر اتفاقی بیوفته حق نداری بد فکر کنی مخصوصا راجب خودت و انرژی منفی به خودت بدی
.
خودتون داخل لایو یه مثال خیلی خوبی زدید و چقدر از زندگی شما درس گرفتم که مهم نیست که چقدر بهونه داری که دستت رو بکنی داخل اتش اگر اینکار رو انجام بدی دستت نابود میشه و این مثال چقدر برای من خوب بود که هر وقت افکار شیطانی و منفی میاد نا خودآگاه این حرف شما توی گوشم میپیچه که دستت رو نکن توی آتیش مهم نیست ذهنت داره چه چیزی میگه فقط مراقب باش که به ودت اسیب نزنی و به خودت ظلم نکنی که این بزرگترین ظلم هست .
.
یه آگاهی دیگه هم که بهش رسیدم و چقدر با منطق سازگار هست اینکه تو بیا ایمانت رو تقویت کن نسبت به خدایی که هر لحظه داره همه چیز رو به بهترین حالت ممکن هدایت مکینه مثلا اینکه پروانه رو هدایت میکنه که در بهترین زمان ممکن از پیله بیاد بیرون یا سیاره ها رو هدایت میکنه که بودن ذره ای جابه جا شدن با سرعت بسیار بالا در مدار حرکت کننند یا تعداد حیوانات رو جوری هدایت میکنه که یک نسل از یک حیوان وحضی و اهلی تعداشون کم یا زیاد نشن همیشه یه نسبت خاصی وجود داره و چقدر زیبا که این تناسب بهم نمیخوره و من هم بیام از قوانین جهان استفاده کنم و همینطوری خدا هر روز زندگی من رو بهبود میبخشه و چقدر منطقی هم هست و ذهن مخالفتی باهاش نداره ! تازه منکه خیلی برتر هستم از حیوانات و من جانشین خداوند هستم روی زمین
.
و خداوند توی قرآنش قسم خورده که من زمین و آسمان رو مسخر شما کردم منکه خیلی بای راخت تر و ساده تر از حیوانات نیاز هام بر طرف بشه به خواسته هام برسم چون خدال بیشتر از من دوست داره که ثروتمند تر بشم چن همیشه با ثروتمند تر شدن من الگو میشم برای هزاران نفر و اینطوری جهان گسترش پیدا میکنه و در جهت مثبت برای این سیستم کار میکنم پس طبیعی هست که نعمت و ثروت از در و دیوار وارد زندگی من بشه به راحتی و طبیعیه که من ثروتمند باشم اگر به خدا تکیه کنم از بی نهایت مسیری که خودش بلده درهای نعمت و ثروت روی به روی من باز میکنه و بی نهایت روزی بیش از اندازه به من میده و هیچ توقعی از من نداره و فقط من باید بندگی خدا رو بکنم ولا غیر.
.
مثل همین آشنا شدن با سایت شما که من آدمی بودم که همیشه برام مهم بود که مثل دیگران فکر نکنم چون میدونستم که اگر مثل اونها فکر کنم مثل اونها نتیجه میگیرم ولی راهش رو بلد نبودم و از یه زمانی که تصمیم گرفتم زندگیم رو متحول کنم اولش خیلی تو در و دیوار بودم و اصلن نمیدونستم که چیزی به اسم قانون جذب یعنی چی تنها چیزی که من از احساس خوب دیده بودم اینکه توی یه سری برنامه ها دیده بودم که افرادی که بیماری سرطان داشتند خیلی هاشون با روحیه خوب و اینکه حال خودشون رو خوب نگه داشتن و حتی در بدترین شرایط بودن شفا یافتن و معجزاتی در زندگیشون اتفاق افتاده که برام جالب بود این تنها درک من بود قبل از آشنا بودن با احساس خوب= اتفاقات خوب و بعدش حرف خیلی از استاد هایی که توی ایران بودند و خیلی هاشون ادعا داشتند که ما بهترین هستیم رو گوش کردم .
.
و همشون تو در و دیوار بودند من سوالم این بود که آقا اینا میگن برای بیزینس شخصی باید این تبلیغ رو بکنی و اینجوری لباس بپوشی و اینجوری حرف بزنی و… خوب اگه یه کسی بخواد از صفر شروع کنه باید چیکار کنه؟ و اونها هیچ راهکاری برای این موضوع نداشتن و این وجه مشترک همشون بود و یه مدتی گیج بودم که اقا تهش چی درسته یه روز که خیلی نا امید بودم یهویی با خودم گفتم خدایا من میخوام موفق بشم توی زندگیم و همه چیز رو باهم داشته باشم (قبل از اینکه بدونم اصلن قانون جذب چیه) من رو با بهترین استاد موفقیت آشنا کن و به طرز عجیبی توی یه نظر سنجی یه کانال تلگرامی از اینایی بود که فایل های اساتید رو پخش میکرد برخوردم که نوشته بود بنظرتون بهترین روش موفقیت رو کدوم استاد تدریس میکنه و با یه اختلاف بسیار زیادی همه زده بودند عباسمنش نسبت به بقیه و قبلش هم یکی دوتا فایل از شما گوش دادم توی همین کانال و بعد این به ذهنم رسید که آقا این استاد حتما یه سایتی اینستاگرامی چیزی داره دیگه که داره درس میده حسم گفت برو اسمش رو سرچ کن داخل اینترنت و قبلش از خدا خواسته بودم که این استادی که میخوام آدمی باشه که واقعا خودش باشه و ادا در نیاره مثل اینا که هی منم منم کنه و چیز هایی رو به من بگه که من بتونم از صفر شروع کنم با همین شرایطی که دارم و موفق بشم توی زندگیم و ایمان داشتم که این راه وجود داره و من بلد نیستم
.
چون یه سری الگوهایی توی ذهنم بود مثل بنین ذاران موفق ترین شرکت های ایرانی و خارجی که میشناختم خیلی هاشون انسان های فقیری بودند در گذشته و هی آموزش هایی که میشنیدیم من رو کلافه که میکرد که آقا تو که انهمه ادعات میشه که استاد موفقیت هستی مگر مثلا رئیس شرکت زر ماکارون یا دیجی کالا و یا… این کار هایی که تو میگی رو انجام داده که انهمه موفقه ؟ و یه جورایی ایمان داشتم که یه چیزی هست ولی من بلد نیست بعدش خلاصه با این شرایط با شما آشنا شدم و دیدم صد ها فایل دانلودی دارید که میتونم ازشون استفاده کنم و بعد محصولات رو بخرم تمام فایل هایی که از شما داشتم رو پاک ردم از روی سیستمم حتی روانشناسی ثروت1 رو تموم کرده بودم ولی پاک کردم و از خدا خواستم که تمام چیز هایی رو که قبلا از شما از مسیر های نادرت بهدستم رسیده رو پاک کنه از ذهنم و با حس خوب نشستم فایل های دانلودی رو گوش دادم و هرفایلی که میدیدم حسم میگفت که ببین این همون چیزیه که دنبالش بودی و الان میبینم که حدا چقدر من رو خوب هدایت کرد که بیام از محصولات شما استفاده کنم منی که اصلن نمیدونستم همیچین چیزی به اسم قانون جذب وجود داره و این مسیری هست که با هیچ تبلیغی نمیشه اینکار رو انجام داد که یک نفر بیاد با محصولاتت آشنا بشه و اینهمه کار توی سایتت انجام بده و….
.
و توی ذهن خودم ساختم که ببین همین جوری که خدا تو رو هدایت کرد به سایت عباسمنش دات کام و اینقدر این استاد اعتبار داره و انقدر راحت پول مسازه و اینقدر نتایج هر روز داره میگیره تو هم میتونی اینجوری زندگی کنی و خیلی بیشتر حتی نتیجه بگیری و این مسیر برای تو روشنه و نمیخواد آزمون و خطا کنی و به همین راحتی برای بیزینس تو هم خدا میتونه آدم ها رو هدایت کنه که بیان از تو بخرند فارغ از اینکه بقیه چقدر تبلیغ میکنند و…
.
خدایا شکرت که دارم توی این مسیر حرکت میکنم و این بزرگترین سپاس گذاری من از خداست که من رو با این قوانین کیهانی آشنا کرد .
ما با حرف زدن درباره ناخواسته ها یا مبارزه با آنها نه تنها به اونا خاتمه نمیدیم بلکه به خاطر توجه به اون گسترش میدیم
تصمیم با توست چه چیزی را میخواهید تجربه کنید؟
پس به آن توجه کنید
همین یه بند رو چندین بار خوندم ،من اولین فایلی که از استاد دیدم فایل قانون تغییر ناخواسته ها در مورد مسایل اخیر ایران بود وقتی فایل رو دیدم گفتم آها پس من تا میتونم باید توجه بزارم رو خواسته حله فهمیدم چی شد یکم که گذشت دیدم نه بابا من چیزی نفهمیدم فک کردم فقط همینه من تو همه ی جنبه هام باید خیلی مواظب کانون توجه باشم گفتم اوکی توجه ام رو تو تمام جنبه ها میزارم رو خواسته ولی دیدم برای منی که مدام با ورودی مخرب احاطه شده بودم این کار خیلی سخت بود و وقتی هی که جلو تر می اومدم میدیم تو خیلی از زمینه ها حواسم به کانون توجه ام نیس مخصوصااا تو صحبت کردنم قول دادم متعهد تر باشم تو این زمینه تا میبینم صحبت دارم در مورد کمبود میکنم سریع موضوع رو عوض میکنم
امروز یه باور مخرب ومحدود کننده هم شناسایی کردم وقتی استاد گفتن به هر چیزی توجه کنی در زندگیت گسترش پیدا میکنه چیزی رو نمیخای در مورد حرف نزن ،ننویس،فک نکن
دیدم من یه باور داشتم که مشکلی پیش میاومد میگفتم خب بزار به چند نفر بگم شاید یکیشون کمکم کرد شاید یکیشون راهی بلد بود
یک بار تو زندگی به مشکلی خوردم روز نبود یا این مشاور های تلفنی حرف نزنم توگروه های تلگرامی مطرح نکنم و چقدر مشکلات بیشتر به زندگیم دعوت میکردم به این قانون ذره ای شک ندارم ولی باید خیلی متعهدانه تر عمل کنم و مواظب قانون توجه ام باشم
یه درس عالی دیگه ای که احساسمو امروز خوب کرد این بود که وقتی من حتی دارم رو خودم هم کار میکنم این انرژی رو به جریان میندازم وقتی من حالم خوبه این انرژی ام سرایت میکنه به دیگران و این چقدر امروز حالمو خوب کرد
من باید از خودم شروع کنم و خدا رو شکر میکنم در این مسیر قدم برداشتم با کسی این مسیر رو شروع کردم که 20 تا بیشتر شاگرد نداشت و خودش تازه این مسیر رو شروع کرده بود کم کم هدایت شدم به آدم های دیگه و تا الآنم این سایت عالی
وقتی قانون آنقدر دقیق برام عمل کرد تو همه ی جنبه هام اگر انرژی بیشتری بزارم هم نتیجه میدم من ایمان دارم
خدا جونممم شکرتتتتتتتتت
استاد عزیزممممم ممنون بابت این مطالب که در اختیارمان میزارید
سلام به استاد عزیزم و خانم شایسته مهربون و دوستان هم فرکانسم
روز شمار زندگی من روز 47
صبح فایلو دانلود کردم و فرصتی نشد گوش کنم همسرم و دندون پزشکی بردم منتظر دکتر نشسته بودیم من فایل و داشتم آماده میکردم که بخونم قسمت کامنت و میخواستم که شروع کنم به خوندن منشی دکتر گفت شنیدین که مدرسه ها گاز میزنن گفتم نه گفت آره فلان شد بیسار شد منم گوشی دستم بود یه لحظه کامنت استاد که اومد بالا خوندم که ما با حرف زدن در باره ناخواسته ها یا مبارزه با آنها نه تنها به آنها خاتمه نمیدهیم بلکه به خاطر توجه به آنها گسترش اش میدهیم ….
یعنی همونجا مثل این بود که استاد با دستاش صورتم و گرفت برگردون به سمت گوشی و گفت سرت به کامنتت باشه به چیز دیگه ای گوش نکن بغض گلوم و گرفت گفتم خدایا شکرت این برا الآنم بود تا من توجمو به ناخواسته نکنم و باید من در این زمان مناسب کامنتو میخوندم وقتی متعهد میشی که تو مسیر باشی این اتفاق برات میوفته که دستان خداوند میادو نمیزاره از مسیرت دور بشی من اینطور تونستم این اتفاق و به خودم تعبیر کنم یعنی در زمان مناسب من این کامنتو خوندم و به همسرم نشون دادم که این کامنت برا الآنمه چقدر خوشحال شدم و سپاسگزار خداوندم شدم بابت این اتفاق
من سعی میکنم هر روز یکم نسبت به روز قبلم بهتر بشم و این اتفاق میوفته امروز یکی دیگه از چکامه در شد بدون اینکه من استرسی داشته باشم یا نگران باشم وقتی تو خودتو تسلیم کنی و بسپری کاراتو به خدا بایدم این اتفاق بیفته قبل از این که موعد چکم برسه حسابم پر شد من رها از تمام چیزهایی که حالمو خراب کنه شدم و دارم روز به روز بهتر میشم منی که ایمان به کسی دارم که برگی بدون اذن اون از درخت جدا نمیشه نبایدم غم بخورم اینو من عین واقعیت میگم قسم به اون کسی که جانم در دستان اوست من به این باور رسیدم و اتفاقاتی که تو این سفر نامه برام رخ میده گواه حرف منه وقتی تو خودتو بسپری اون خوب بلد چکار کنه و مسیرتو هموار میکنه مثل استاد عزیزم که چقققققدر داره خوب زندگی میکنه منم شاگرد اون استادم و تو مکتبش دارم خوب زندگی کردن و یاد میگیرم کسی که حرفش و عملش ثابت میکنه.
خداروشکرکه این فایل هاچقدرباورهایمان رانسبت به جامعه دگرگون می کندوسالهابه واسطه اخبارچقدرزندگی خودراپرازآشوب کرده بودیم .
امروز ازهمه چیزهای مخرب فاصله می گیریم وتمام تمرکزخودراروی زیباییهاواین همه مواردمثبت وتاثیرگذار مثل برنامه های عالی این سایت طلایی گذاشته وبی نهایت تحول درشخصیت وزندگیمان رخ می دهد.
هرروزکه بیدارمی شوم لبریزازانرژی مثبت وهرآنچه که یادگرفته ومی گیرم می شوم وخودم راغرق درباورهایی می کنم که برای رشدوپیشرفت خودوزندگی ام مثمرثمر است همه چیزمن هستم ومن وذهنی که بایدآرام آرام درکنارش می نشستم وبهش دلداری می دادم که دنیای قشنگتری هم وجودداردکه تورها بشوی ازاین تفکرات پوچ وبیهوده وسلولهای مغزیم راباگوش جان سپردن به فایل هاو دوره هاوعمل به تک تک آنهابازسازی کردم وروزبه روزباانگیزه تربه جلورفتم ،ذهنم ترمیم اساسی شدچون من می خواستم دیگررهاباشم باطرزفکرجدیدومثبت ،متفاوت باشم وشادوروزبه روزعالی وعالی ترواین شددنیای هرروزمن کارکردروی باورهایم وزیبادیدن همه چیزوهرلحظه شاکروقدردان ازخدایم وافرادی نابی که مرابه سمت آنهاهدایت کردتاآرامش راباتمام وجودم درآغوش بکشم وزندگی رازندگی کنم ولذت ببرم ومن الان باتمام وجودم شادهستم وهمه چیزرابه خداوندسپرده ام ونتایج فوقالعاده رادارم می بینم.
خداروشکر که امروز هم در ابن روز زمستانی که در جنوبغرب هوا معتدل و خوب هست و این فایل رو دیدم و آگاهیهای اون رو دریافت کردم و استاد تو اون نکته بسیار مهمی رو بیان کردن که به هر چیزی توجه کنی بیشتر اون رو در زندگیت گسترش میدی و یا با هر چیزی بجنگی اون مورد شدیدتر میشه. پس تنها راه اون اعراض کردن هست و به جای اون به چیزهایی که دوست داریم توجه کنیم که بیشتر وارد زندگیمون بشن .
دوستان اینرو اول به خودم میگم در شروع این آگاهیهای طلا وقتی میخواهیم اونها رو عملی کنیم یعنی اجرا کنیم روز اول متوجه میشیم که سختی عملی کردن با فقط دونستن و تئوری زیاده اما اگه در عمل ادامه بدیم تا جایی که عادی بشه برامون یعنی جزو شخصیت و رفتارمون بشه دیگه همه چی حله و آدم دیگه ای میشیم و قانون جذب برای ما فقط اتفاقات دلخواه رو رقم میزنه.
از خدای بزرگ سپاسگزارم و از استاد عزیز کمال تشکر رو دارم.
یادمه چند روز پیش قسمتی از سریال زندگی در بهشت رو نگا میکردم که خانم شایسته نشون میداد پردایس غرق مه غلیظ شده بود بطوری که چند متر اونورتر رو نمیتونستی ببینی و من وقتی دیدمش بقول استاد مدهوش شدم انقدرررر که زیبا بود انقدر که فضا رویایی شده بود انگار که رو ابرا بودی واقعا احساس فوق العاده زیبایی بود بعد دیروز که جمعه بود با دوستام رفتیم روستای یکی از دوستان جاتون خالی خیلی خوش گذشت هم موقع رفت هم برگشت مه غلیظ ای بود که منو دیوانه کرده بود خونه ها باغ ها غرق مه شده بود واقعا رویایی شده بود مخصوصا خونه دوستمون که ویو سمت کوه بود اصلا نگم براتون خیلی خیلی زیبا بود بعد با خودم میگفتم ببین قانون چقدر خوب جواب میده چون به هرچیزی توجه کنی اصل و اساس همون به سمتت میاد به سمت همون جنس از موضوع هدایت میشی بعد امروز در روزشمار تحول زندگی این فایل که دیدم قلبم گفت بیام و اینو بنویسم براتون.
واقعا چقدر این حرف درسته که تر و خشک هیچ وقت باهم نمیسوزه چون ما تو جهان 2 قطبی زندگی میکنیم و یک اتفاق ثابت میتونه دو نتیجه کاملا متفاوت داشته باشه چون انسان ها باورهاشون کاملا متفاوت از همدیگه س وقتی ما باورهای خوبی داشته باشیم و به زیبایی ها و نعمت ها توجه کنیم لاجرم هدایت میشیم به در زمان مناسب و مکان مناسب بودن همینطور که در اتفاق پاریس استاد اونجا نبود شاید در نظر یکی این معجزه باشه ولی اینا معجزه نیست اینا سازوکار جهان هستی اینا قوانین بدون تغییر خداوند
بقول خانم شایسته عزیز پس بیایم در پخش کردن کانون توجه حساسیت و خساست به خرج بدیم و مراقب باشیم که به چی توجه میکنیم و اینو جزئی از زندگیمون بکنیم و نتیجه این ایمان و اعراض از نازیبایی ها رو ببینیم و اعتمادمون و باورمون به قوانین خداوند بیشتر و بیشتر بشه
سلام استاد عزیزم، مریم مهربونم و هم فرکانسی های گلم
روزشمار تحول زندگی ام برگ چهل و هفتم
استاد جانم برای من جمله طلائی این فایل ارزشمند این بودش که :
” راه حل از میان برداشتن هر مساله ای، بی توجهی به آن است، نه جنگیدن با آن”
جنگ با هر چیزی ، دقیقا مساوی هست با توجه به آن چیز.
قصد دارم درباره شرح این موضوع، داستانی از گذشته ام رو براتون تعریف کنم.
قبلا من خیلی اعتقاد عجیبی به چشم زخم داشتم و بواسطه این باور محدود کننده، اتفاقات نامناسبی جذب میکردم
من قبل ورود اون افراد، دعا میخوندم، اسپند دود میکردم، حتی بعد از رفتن شون این کارها میکردم و جالبه دقیقااا هر چی بیشتر ازشون میترسیدم و این کارها انجام میدادم ، بلای محکم تری سرم میومد
وقتی با قانون آشنا شدم و رو باورهام کار کردم، همون آدم ها وقتی میومدند خونمون من دیگه با روی باز ازشون استقبال میکردم و اتفاقی هم برام نمیفتاد.
من متوجه شده بودم ، اتفاقاتی که قبلا برام میفتاد بواسطه قدرتی بود که از فرکانس هام گرفته بودم و به اون اشخاص داده بودم
و چون ترس از بلایا داشتم و ریشه توجه من جای نامناسبی بود، جهان هم منو در شرایطی قرار میداد که اتفاقات بیشتری حول کانون توجه ام برام بیفته.
میخوام اینو بگم که من داشتم با ورود بلایا میجنگیدم که اتفاقی برام نیفته ، حال اینکه دقیقا داشتم با این کارم، سفارش اتفاقات بزرگتر و بدتر رو میدادم.
قبل ورود شون اسپند میزاشتم و این فرکانس به جهان میدادم که :
جهان هستی این آدم ها قراره پدر منو در بیارن منم برای رفع اش این اسپند آماده کردم.
جهان هستی من منتظر بلایا هستم برای همین جلو جلو دارم میترسم و تدارک میبینم
ظاهر قضیه اینه که من دارم از خودم محافظت میکنم، اما در باطن یک عالمه حرف های ناجور دارم به جهان بازگو میکنم.
حالا همین مثال رو تعمیم بدیم به زندگی مون.
کجاها ما داشتیم کاری انجام میدادیم اما با فرکانس هامون چیز دیگه ای رو به جهان سفارش میدادیم.
چند تا مثال میزنم از کارهای مختلف که چه فرکانس هایی پشت اون ها هستند :
وقتی منِ عاطفه قسم میخورم، این فرکانس دارم به جهان میدم که :
جهان هستی من لیاقت اینو ندارم که به حالت طبیعی کسی حرفم باور کنه. من بی اعتباری ام با این قسم میپوشونم
تو رابطه عاطفی ام برای نگه داشتن شخص عاطفی بهش باج میدم و این پالس به جهان میدم :
من لیاقت اینو که بصورت طبیعی دوست داشتنی باشم ندارم و باید حتما کارهای مهمی برای کیس ام انجام بدم.
یک عزیزی میبینم که خلاف قانون جهان رفتار میکنه و میخوام بزور نصیحت اش بکنم و بگم فلان رفتار تو اشتباهه و دقیقا توجه من به کار اشتباه اون این پالس به جهان میده :
جهان هستی از این مورد من سفارش میدم وارد زندگی ام کن
تو مهمونی ها دلقک بازی و جلب توجه میکنم و این پالس به جهان میدم که : جهان هستی لیاقت اینو که بصورت طبیعی، دوست داشتنی باشم رو ندارم
دروغ میگم و با فرکانس هام این پالس به جهان میدم که : جهان هستی من آدم ترسویی هستم، از فلانی میترسم و برای همین حقیقت بازگو نمیکنم.
وام میگیرم و همزمان این پالس به جهان میدم که : من لیاقت اینو که بصورت طبیعی فلان چیز رو تهیه کنم ندارم و قانون تکامل زیر پاهام میزارم با این کار
دزدی میکنم اما با فرکانس هام این پالس به جهان میدم که :
جهان هستی من لیاقت اینو که خودم این وسیله رو بصورت طبیعی جذب کنم ندارم
به یک شخص خاص وابستگی پیدا میکنم اما با فرکانس هام این پیام دارم به جهان مبدم که : جهان هستی تو فراوانی نداری و همین یدونه آدم خوب فقط وجود داره، لذا رهاش نمیکنم
وقتی دعا میکنم با حالت گریه و التماس این کار میکنم و همزمان این پالس به جهان میدم که :
جهان هستی تو سخاوت اینو نداری که بصورت طبیعی نعمتی وارد زندگی ام کنی و من باید خودمو داغون کنم که تو دست دهنده داشته باشی
برای اجابت دعاهام به اشخاص دخیل میبندم و این پالس به جهان میدم که :
لیاقت اینو ندارم که خودم بصورت طبیعی با منبع ام ارتباط برقرار کنم
و بی نهااااایت مثال های دیگه
مثال هایی که ظاهرا داریم یک فعل رو انجام میدیم ولی پشت اون فعل، دنیایی از حرف های متعدد داریم به جهان میزنیم.
بی نهایت حرف، حالا من از هر مثال یک جمله نوستم. مجموعه ای از جملات داریم میگیم به جهان.
در مورد گروه های تروریستی هم همینطور، ظاهرا داریم از خودمون محافظت میکنیم اما در باطن، اساس اش رو داریم دعوت میکنیم.
اینه که باید تنها و تنها توجه ما بر آنچه میخواهیم باشد
در کتاب : بخواهید تا به شما داده شود از استرهیکس میگه :
حتی زمانی که میخواهید دعا برای سلامتی تان کنید،
نگویید خدایا بیماری ام خوب بشه
بلکه بگو :
خدایا سلامتی مرا افزون کن.
چون میخواد توجه ناخودآگاه تو روی کلمه بیماری نباشه.
بعلاوه باید حین درخواست، احساس خوبی داشته باشیم. احساس خوب یعنی ارسال فرکانس خواسته ها.
احساس خوب و کلام خوب باید منطبق باشند.
علت اینکه به این کتاب اعتماد دارم این هست که روح راهنمای استر این کتاب رو نوشته، نه خود استرهیکس. این کتاب نوشته راهنمای استر، یعنی آبراهام هست.
بنابراین جمله به جمله اش مهمه.
استاد جانم، فایل امروز درس مهمی برام داشت تا عادت های روزانه و رفتارهام رو دوباره بازبینی کنم و چک کنم که :
آیا رفتارها و کارهای من، اون فرکانسی که مد نظرم هست رو داره به جهان میده یا نه.
استاد جانم و مریم عزیزم، بابت تهیه، تدوین و کپشن این فایل توحیدی ازتون سپاسگزارم.
از خداوند مهربونم هم سپاسگزارم که از زبان شما با من صحبت کرد و برمن جاری شدش تا این کامنت زیبا نوشته بشه.
از دوستان عزیزم هم بابت مطالعه کامنت ام سپاسگزارم.
سلام خدمت استاد گرامی و دوستان این خانواده بزرگ الهی ک با قصد و نیت خیر و صلح با خودمون و جهان وارد این سایت شدیم و ماندیم و دست در دست هم میخایم خودمونو رشد بدیم…
السلام علینا و علی عبادالله الصالحین…
راستش خجالت میکشم کامنت بنویسم.
میدونید چرا
چون ب خودم میگم خجالت نمیکشی این همه مدته ک عضو این خانواده هستی و دو هفتس ک قدم 1 رو خردیم و شروع کردم ک خودمو رشد بدم
ولی…
ولی باز دوسه روزه ک نجواهای ذهنم خیلی آزارم میده و تیشه ب ریشه ام میزنه لامصب…
ب نفس نفس افتادم از جنگ باهاش
هی میام قدم ها رو مرور میکنم
میام کامنت میخونم
میام فایل گوش میدم
برای چند لحظه اروم میشم
ولی باز …
کاری ک نباید و حرفی ک نباید رو توی عصبانیت زدم.
هرچند ک راضیه ی یک سال پیش خیلی خیلی اینطور مواقع پرخاشگر میشد و کارهای مفتضحانه ای میکرد ولی امروز هیچ کدوم از دیوانه بازی های گذشته خبری نیس ازش فقط خودمو از درون ازار میدم با افکار منفی و با زبانمم طرف مقابلم رو…
از خودم ناراحتم…
مدت هاس یه موضوعی مثل خوره ب جون افکارم افتاده و امروز اومدم مرا ب سوی نشانه ام هدایت کن رو زدم و این فایل هدایت کننده اومد.
همین ک تیتر این فایل رو خوندم گفتم بفرما…
اینم نشانه…
اروم باش
تمرکزتو بزار روی قدمها ک شروع کردی و پیش برو و از خودت انتظار بیجا نداشته باش ک یک شبه مثل یک پری بشی و لبخند تمام وجودتو بگیره.
ن.
تکاملت رو طی کن
هر روزت سعی کن یه قدم از روز قبل بهتر باشی.
کنترلت روی خشمت بهتر بشه.
خشم هس. نمیشه بگی خشمگین نشم.
ولی ببین تمکزت روی چیه ک خشمگین میشی.
ریشه رو درست کن
اساسی اروم کن خودتو
ورودی های ذهنت رو ببین چه کثافاتی هست ک اینجور روح و روانت رو بهم میریزه ک خشمگین میشی و قلبت ب طپش میفته.
فیلتر کن
پاشو با یوگا و دعا و پیاده روی و نوشتن و عمل ب انچه میدانی و داری یاد میگیری از همین لحظه تغییر بده افکارت رو…
ب قول استاد توی قدم یک میگن درسته ک افکار و ذهن ما مثل یک اسب چموش هست ولی افسار این اسب سرکش دست منه. دست خودمه.
ما با باورها و فرکانسهای خود اتفاقات زندگیمان را رقم زده و باورهای ما حاصل تکرار بارها و بارها دیده ها شنیده ها و ……است که توسط افراد مختلف در ذهن ما شکل گرفته و اتفاقات را به صورت ناخوداگاه برای ما رقم می زند. پس کانون توجه ما در رخ دادن اتفاقات موثر است. هر ان چیزی که می بینیم میشنویم به یاد می اوریم در مورد ان صحبت می کنیم خاطرات ان را مرور می کنیم و……
زمانی که به اخبار ناجالب در مورد گروه های تروریستی یا سایر اخبار بد گوش داده و به ان توجه و در مورد ان صحبت می کنیم تعداد این افراد به دلیل توجه عموم مردم افزایش یافته و فعالیت انان بیشتر می شود به گونه ای که بهترین امکانات را در اختیار گرفته و چون اکثرا دچار خلاء عاطفی بوده و دوست دارند جلب توجه کنند در کشورهای بزرگ و جهان اول این گونه اقدامات را انجام می دهند. فعالیت انان به قدری زیاد خواهد شد که هر روز اخباری از انان منتشر می شود تا جایی که توجه مردم به تدریج از روی انان برداشته شده و عادی شود. در این صورت است که انها به تدریج نابود می شوند.
همواره از خودمان اغاز کرده و به اخبار سیاسی گوش نداده و در باره ان صحبت نکنیم تا از این جنس اتفاقات کمتر رخ دهد. در قران نیز هیچگاه خشک و تر با هم نسوخته و طبق قانون بدون تغییر خداوند افرادی که با ان عذاب هم مدار نبوده اند از ان جا دور شده و هیچ اسیبی ندیدند. ما نیز اگر ورودی های ذهن خود را کنترل کرده و بر روی باورهای خود کار کنیم به تدریج مدار ما تغییر کرده و به افراد شرایط و موقعیتهای بهتر هدایت خواهیم شد.
برگ 47 سفرنامه فصل 2
.
خدایا شکرت که من توی این سفر همراه هستم واقعا استاد الان که چند سال از این موضوع گذشته و این گروه تقریبا نابود شده و دیگه هیچ اثری ازش نیست متوجه میشم که چقدر قانون درست کار میکنه و چقدر شما درست گفتید و چقدر خوب قانون رو درک کردید این فایل برام درس های زیادی داشت که سعی میکنم بهشون عمل کنم و وقتی به زندگی خودم نگاه میکنم میبینم که نا خود آگاه دارم به خیلی هاش عمل میکنم بدون اینکه خیلی از اگاهی ها رو بدونم فقط از خدا میخوام که من رو همیشه در بهترین زمان و مکان درست قرار بده .
.
این خیلی برام درس داشت که شما خودتون هم دارید با این اگاهی ها زندگی میکنید بر خلاف خیلی های دیگه مثلا شما تا همین چند روز پیش توی پاریس بودید ولی انقدر شما رو خدا هدایت کرده و خوب به الهامات گوش میکنید که همیشه در زمان و مکان مناسب هستید و الان از اون حادثه دور موندید و چقدر نشون میده که قانون داره درست جواب میده . و خودمم بارها این رو تجربه کردم که چقدر خدا من رو خوب هدایت کرد که همیشه در زمان و مکان درست قرار گرفتم
یه مثال خیلی کوچکش که الان یادمه ترم قبلی یکی از دوستان نزدیکم عروسی برادرش بود و ما دعوت شده بودیم و این تایم مصادف شد با امتحانات من و من نتونستم بم اولش یکم ناراحت شدم که واقعا چرا باید اینجوری بشه و خیلی ها بهشون خوش بگذره و…. اما بعدش دیدم که اون زمان همین جهش جدید همین بیماری همه گیر اومده بود و خیلی ها از مون مجلس بعدش بیمار شده بودند و یا به طرز عجیبی مریض شده بودند .
و این روب ه خودم یاد آوری کردم که ببین شاید چیزی در ظاهر خوب باشه اما در باطن بد هست که تو نمیتونی با ذهنت بفهمی و تقریبا هر روز از این شکل اتفاقات داره برای من رخ میده که واقعا خدا رو سپاس گذار هستم که دارم در مسیر یا ایها الذین آمنوا ، صراط الذین انعمت علیهم ، لا خوف علیهم و لا هم یحزنون و… گام بر میدارم و هر روز خدا داره من ر در زمان و مکان مناسب قرار میده و میبینم که روند تکاملی داره خود این هم و خدا رو سپاس گذارم که بدون اینکه من زمان و مکان مناسب رو بدونم دقیقا خدا من رو در بهترین موقعیت قرار میده که هیچ آسیبی بهم نمیرسه و چقدر این مدل زندگی خوبه که خودت رو میدی به دست کسی که گنج های آسمان ها و زمین دست اونه و فقط قبولش داشته باشی برات همه کار انجام میدی بدون اینکه از تو انتظار داشته باشه و همیشه تو تنهایی
.
هام به خدا میگم که خدایا شکرت تو چقدر مهربون هستی یا وقتی نجوا ها شروع میکنه تو ذهنم شروع به بزرگ شدن به خودم میگم که نترس خدا بهت دورغ نمگیه! و به خودم یادآوری میکنم که ببین این ذهن تو هست که محدوده و نمیتونی باور کنی فقط یکم چاشنی صبر رو بهش اضافه کن در کمترین زمان ممکن بهت جهان اثبات میکنه که اتفاق به ظاهر بد بهترین و بزرگترین اتفاق مثبت زندگی تو بوده و یه سکوی پرتاب هست برای تو
.
یه درس دیگه که من از همون اوایل خیلی خوب فهمیدمش اما هنوز هم که هنوزه یکم ایراد دارم اینکه به هر چیزی توجه کنی از همون جنس اتفاقات وارد زندگیت میشه من از اون اول انقدر ذهنم محدود بود که نمیتونستم به ماشین خارجی فکر کنم در این حد! وقتی نمیتونستم فکر کنم که یه آدم چند تا خونه ماشین بتونه داشته باشه ! چون ورودی هایی که داشتم به شدت نامناسب بود بعد با دیدن شما این باور در من پر رنگ تر شد که نه میتونی چندتا از بهترین ماشین ها رو توی زندگیت داشته باشی و چندتا خونه داشته باشی و… و اتفاقات زندگیم هم همین رو نشون میداد اینکه به طرز عجیبی با آدم های ثروتمند بیشتری من رابطه ایجاد میشد بدون اینکه کاری من بکنم
.
مثلا دوستان ثروتمندی که داشتم از قبل و مدت زیادی بود که هم رو ندیه بودیم میدیدمشون یا افراد این چنینی و… یا اینکه از هممون زمان که این باور شکسته شد که میشه چند تا از بهترین ماشین های روز دنیا رو داشت این رو به چشم دیدم که توی همین شهر خیلی کوچک خودمون ماشین های خیلی بالاتر از ماشین های معمولی که اکثر افراد سوار میشن دارم میبینم و این اتفاق افتاد یا چند ماه دانشگاهمون وسط پاندمی باز شد و من رفتم یه شهر بزرگتر تو زمانی که تقریبا همه دانشگاه ها هنوز بسته بودن من کلاس حضوری رفتم و امتحاناتم حضوری بود و در تایم های آزاد زیادی که داشتم میرفتم محله هایی که آدم های ثروتمند دارند زندگی میکردند و پیاده روی میکردم و فقط تحسینشون میکردم این افراد رو واقعا به قسمت هایی توی اون شهرستان هدایت شدم که کسی فکر نمیکنه اون مدل خونه ها و ماشین هایی توی اون شهر وجود داشته باشه و چقدر سعی کردم که بقیرو تحسین کنم و بعدش یک ماهی دانشگاهمون مجازی شد و الان دو روز دیگه قرار باز برگردیم سر کلاس ها و اتفاقت خارق العاده ای که برای من افتاد که واقعا اگر به کسی بگم میگه تو دیوونه ای با من حرف نزن اینا دورغه
.
مثلا اینها رو به یه آدم عادی بگی میگه خب که چی چهارتا ماشین خوب دیدی خودت چی داری ولی من درک میکنم که این یک مسیر و اینها یک نشونه هست که خدا داره با من حرف میزنه که نگاه کن فراوان همه دارند و به راحتی دارند این پول ها رو میسازند و الان داره این باور در من ایجاد میشه که چیزی وجود نداره توی زندگی که من نتونم برسم و به راحتی میتونم به هر خواسته ای که دارم برسم و بهشت رو در همین دنیا تجربه کنم مثل شما استاد عزیز و سعی میکنم که زندگیم رو بر اساس این آگاهی ها بسازم و اینطوری زندگی کنم نه این اینکه فقط اینجا بیام چهارتا حرف خوب بزنم البته که همیشه هم موفق نبودم که اینطوری زندگی کنم و به هرحال باید همیشه حواسم باشه که چه فرکانسی رو ارسال میکنم و حتی من دوست ندارم دیگه مدت کوتاهی مثل گذشته خودم و عموم جامعه فکر کنم و این رو برای خودم یک کار جزر آور و ناپسند توی ذهنم گکذاشتم که هر اتفاقی بیوفته حق نداری بد فکر کنی مخصوصا راجب خودت و انرژی منفی به خودت بدی
.
خودتون داخل لایو یه مثال خیلی خوبی زدید و چقدر از زندگی شما درس گرفتم که مهم نیست که چقدر بهونه داری که دستت رو بکنی داخل اتش اگر اینکار رو انجام بدی دستت نابود میشه و این مثال چقدر برای من خوب بود که هر وقت افکار شیطانی و منفی میاد نا خودآگاه این حرف شما توی گوشم میپیچه که دستت رو نکن توی آتیش مهم نیست ذهنت داره چه چیزی میگه فقط مراقب باش که به ودت اسیب نزنی و به خودت ظلم نکنی که این بزرگترین ظلم هست .
.
یه آگاهی دیگه هم که بهش رسیدم و چقدر با منطق سازگار هست اینکه تو بیا ایمانت رو تقویت کن نسبت به خدایی که هر لحظه داره همه چیز رو به بهترین حالت ممکن هدایت مکینه مثلا اینکه پروانه رو هدایت میکنه که در بهترین زمان ممکن از پیله بیاد بیرون یا سیاره ها رو هدایت میکنه که بودن ذره ای جابه جا شدن با سرعت بسیار بالا در مدار حرکت کننند یا تعداد حیوانات رو جوری هدایت میکنه که یک نسل از یک حیوان وحضی و اهلی تعداشون کم یا زیاد نشن همیشه یه نسبت خاصی وجود داره و چقدر زیبا که این تناسب بهم نمیخوره و من هم بیام از قوانین جهان استفاده کنم و همینطوری خدا هر روز زندگی من رو بهبود میبخشه و چقدر منطقی هم هست و ذهن مخالفتی باهاش نداره ! تازه منکه خیلی برتر هستم از حیوانات و من جانشین خداوند هستم روی زمین
.
و خداوند توی قرآنش قسم خورده که من زمین و آسمان رو مسخر شما کردم منکه خیلی بای راخت تر و ساده تر از حیوانات نیاز هام بر طرف بشه به خواسته هام برسم چون خدال بیشتر از من دوست داره که ثروتمند تر بشم چن همیشه با ثروتمند تر شدن من الگو میشم برای هزاران نفر و اینطوری جهان گسترش پیدا میکنه و در جهت مثبت برای این سیستم کار میکنم پس طبیعی هست که نعمت و ثروت از در و دیوار وارد زندگی من بشه به راحتی و طبیعیه که من ثروتمند باشم اگر به خدا تکیه کنم از بی نهایت مسیری که خودش بلده درهای نعمت و ثروت روی به روی من باز میکنه و بی نهایت روزی بیش از اندازه به من میده و هیچ توقعی از من نداره و فقط من باید بندگی خدا رو بکنم ولا غیر.
.
مثل همین آشنا شدن با سایت شما که من آدمی بودم که همیشه برام مهم بود که مثل دیگران فکر نکنم چون میدونستم که اگر مثل اونها فکر کنم مثل اونها نتیجه میگیرم ولی راهش رو بلد نبودم و از یه زمانی که تصمیم گرفتم زندگیم رو متحول کنم اولش خیلی تو در و دیوار بودم و اصلن نمیدونستم که چیزی به اسم قانون جذب یعنی چی تنها چیزی که من از احساس خوب دیده بودم اینکه توی یه سری برنامه ها دیده بودم که افرادی که بیماری سرطان داشتند خیلی هاشون با روحیه خوب و اینکه حال خودشون رو خوب نگه داشتن و حتی در بدترین شرایط بودن شفا یافتن و معجزاتی در زندگیشون اتفاق افتاده که برام جالب بود این تنها درک من بود قبل از آشنا بودن با احساس خوب= اتفاقات خوب و بعدش حرف خیلی از استاد هایی که توی ایران بودند و خیلی هاشون ادعا داشتند که ما بهترین هستیم رو گوش کردم .
.
و همشون تو در و دیوار بودند من سوالم این بود که آقا اینا میگن برای بیزینس شخصی باید این تبلیغ رو بکنی و اینجوری لباس بپوشی و اینجوری حرف بزنی و… خوب اگه یه کسی بخواد از صفر شروع کنه باید چیکار کنه؟ و اونها هیچ راهکاری برای این موضوع نداشتن و این وجه مشترک همشون بود و یه مدتی گیج بودم که اقا تهش چی درسته یه روز که خیلی نا امید بودم یهویی با خودم گفتم خدایا من میخوام موفق بشم توی زندگیم و همه چیز رو باهم داشته باشم (قبل از اینکه بدونم اصلن قانون جذب چیه) من رو با بهترین استاد موفقیت آشنا کن و به طرز عجیبی توی یه نظر سنجی یه کانال تلگرامی از اینایی بود که فایل های اساتید رو پخش میکرد برخوردم که نوشته بود بنظرتون بهترین روش موفقیت رو کدوم استاد تدریس میکنه و با یه اختلاف بسیار زیادی همه زده بودند عباسمنش نسبت به بقیه و قبلش هم یکی دوتا فایل از شما گوش دادم توی همین کانال و بعد این به ذهنم رسید که آقا این استاد حتما یه سایتی اینستاگرامی چیزی داره دیگه که داره درس میده حسم گفت برو اسمش رو سرچ کن داخل اینترنت و قبلش از خدا خواسته بودم که این استادی که میخوام آدمی باشه که واقعا خودش باشه و ادا در نیاره مثل اینا که هی منم منم کنه و چیز هایی رو به من بگه که من بتونم از صفر شروع کنم با همین شرایطی که دارم و موفق بشم توی زندگیم و ایمان داشتم که این راه وجود داره و من بلد نیستم
.
چون یه سری الگوهایی توی ذهنم بود مثل بنین ذاران موفق ترین شرکت های ایرانی و خارجی که میشناختم خیلی هاشون انسان های فقیری بودند در گذشته و هی آموزش هایی که میشنیدیم من رو کلافه که میکرد که آقا تو که انهمه ادعات میشه که استاد موفقیت هستی مگر مثلا رئیس شرکت زر ماکارون یا دیجی کالا و یا… این کار هایی که تو میگی رو انجام داده که انهمه موفقه ؟ و یه جورایی ایمان داشتم که یه چیزی هست ولی من بلد نیست بعدش خلاصه با این شرایط با شما آشنا شدم و دیدم صد ها فایل دانلودی دارید که میتونم ازشون استفاده کنم و بعد محصولات رو بخرم تمام فایل هایی که از شما داشتم رو پاک ردم از روی سیستمم حتی روانشناسی ثروت1 رو تموم کرده بودم ولی پاک کردم و از خدا خواستم که تمام چیز هایی رو که قبلا از شما از مسیر های نادرت بهدستم رسیده رو پاک کنه از ذهنم و با حس خوب نشستم فایل های دانلودی رو گوش دادم و هرفایلی که میدیدم حسم میگفت که ببین این همون چیزیه که دنبالش بودی و الان میبینم که حدا چقدر من رو خوب هدایت کرد که بیام از محصولات شما استفاده کنم منی که اصلن نمیدونستم همیچین چیزی به اسم قانون جذب وجود داره و این مسیری هست که با هیچ تبلیغی نمیشه اینکار رو انجام داد که یک نفر بیاد با محصولاتت آشنا بشه و اینهمه کار توی سایتت انجام بده و….
.
و توی ذهن خودم ساختم که ببین همین جوری که خدا تو رو هدایت کرد به سایت عباسمنش دات کام و اینقدر این استاد اعتبار داره و انقدر راحت پول مسازه و اینقدر نتایج هر روز داره میگیره تو هم میتونی اینجوری زندگی کنی و خیلی بیشتر حتی نتیجه بگیری و این مسیر برای تو روشنه و نمیخواد آزمون و خطا کنی و به همین راحتی برای بیزینس تو هم خدا میتونه آدم ها رو هدایت کنه که بیان از تو بخرند فارغ از اینکه بقیه چقدر تبلیغ میکنند و…
.
خدایا شکرت که دارم توی این مسیر حرکت میکنم و این بزرگترین سپاس گذاری من از خداست که من رو با این قوانین کیهانی آشنا کرد .
.
.
به نام خداوند قدرتمند وتوانا
سلام بر استاد عزیزم و مریم جان
روز 47 سفرنامه
با هرچه بجنگیم آن را ماندگار تر میکنی
ما با حرف زدن درباره ناخواسته ها یا مبارزه با آنها نه تنها به اونا خاتمه نمیدیم بلکه به خاطر توجه به اون گسترش میدیم
تصمیم با توست چه چیزی را میخواهید تجربه کنید؟
پس به آن توجه کنید
همین یه بند رو چندین بار خوندم ،من اولین فایلی که از استاد دیدم فایل قانون تغییر ناخواسته ها در مورد مسایل اخیر ایران بود وقتی فایل رو دیدم گفتم آها پس من تا میتونم باید توجه بزارم رو خواسته حله فهمیدم چی شد یکم که گذشت دیدم نه بابا من چیزی نفهمیدم فک کردم فقط همینه من تو همه ی جنبه هام باید خیلی مواظب کانون توجه باشم گفتم اوکی توجه ام رو تو تمام جنبه ها میزارم رو خواسته ولی دیدم برای منی که مدام با ورودی مخرب احاطه شده بودم این کار خیلی سخت بود و وقتی هی که جلو تر می اومدم میدیم تو خیلی از زمینه ها حواسم به کانون توجه ام نیس مخصوصااا تو صحبت کردنم قول دادم متعهد تر باشم تو این زمینه تا میبینم صحبت دارم در مورد کمبود میکنم سریع موضوع رو عوض میکنم
امروز یه باور مخرب ومحدود کننده هم شناسایی کردم وقتی استاد گفتن به هر چیزی توجه کنی در زندگیت گسترش پیدا میکنه چیزی رو نمیخای در مورد حرف نزن ،ننویس،فک نکن
دیدم من یه باور داشتم که مشکلی پیش میاومد میگفتم خب بزار به چند نفر بگم شاید یکیشون کمکم کرد شاید یکیشون راهی بلد بود
یک بار تو زندگی به مشکلی خوردم روز نبود یا این مشاور های تلفنی حرف نزنم توگروه های تلگرامی مطرح نکنم و چقدر مشکلات بیشتر به زندگیم دعوت میکردم به این قانون ذره ای شک ندارم ولی باید خیلی متعهدانه تر عمل کنم و مواظب قانون توجه ام باشم
یه درس عالی دیگه ای که احساسمو امروز خوب کرد این بود که وقتی من حتی دارم رو خودم هم کار میکنم این انرژی رو به جریان میندازم وقتی من حالم خوبه این انرژی ام سرایت میکنه به دیگران و این چقدر امروز حالمو خوب کرد
من باید از خودم شروع کنم و خدا رو شکر میکنم در این مسیر قدم برداشتم با کسی این مسیر رو شروع کردم که 20 تا بیشتر شاگرد نداشت و خودش تازه این مسیر رو شروع کرده بود کم کم هدایت شدم به آدم های دیگه و تا الآنم این سایت عالی
وقتی قانون آنقدر دقیق برام عمل کرد تو همه ی جنبه هام اگر انرژی بیشتری بزارم هم نتیجه میدم من ایمان دارم
خدا جونممم شکرتتتتتتتتت
استاد عزیزممممم ممنون بابت این مطالب که در اختیارمان میزارید
به نام خداوند بخشنده هدایتگرم
سلام به استاد عزیزم و خانم شایسته مهربون و دوستان هم فرکانسم
روز شمار زندگی من روز 47
صبح فایلو دانلود کردم و فرصتی نشد گوش کنم همسرم و دندون پزشکی بردم منتظر دکتر نشسته بودیم من فایل و داشتم آماده میکردم که بخونم قسمت کامنت و میخواستم که شروع کنم به خوندن منشی دکتر گفت شنیدین که مدرسه ها گاز میزنن گفتم نه گفت آره فلان شد بیسار شد منم گوشی دستم بود یه لحظه کامنت استاد که اومد بالا خوندم که ما با حرف زدن در باره ناخواسته ها یا مبارزه با آنها نه تنها به آنها خاتمه نمیدهیم بلکه به خاطر توجه به آنها گسترش اش میدهیم ….
یعنی همونجا مثل این بود که استاد با دستاش صورتم و گرفت برگردون به سمت گوشی و گفت سرت به کامنتت باشه به چیز دیگه ای گوش نکن بغض گلوم و گرفت گفتم خدایا شکرت این برا الآنم بود تا من توجمو به ناخواسته نکنم و باید من در این زمان مناسب کامنتو میخوندم وقتی متعهد میشی که تو مسیر باشی این اتفاق برات میوفته که دستان خداوند میادو نمیزاره از مسیرت دور بشی من اینطور تونستم این اتفاق و به خودم تعبیر کنم یعنی در زمان مناسب من این کامنتو خوندم و به همسرم نشون دادم که این کامنت برا الآنمه چقدر خوشحال شدم و سپاسگزار خداوندم شدم بابت این اتفاق
من سعی میکنم هر روز یکم نسبت به روز قبلم بهتر بشم و این اتفاق میوفته امروز یکی دیگه از چکامه در شد بدون اینکه من استرسی داشته باشم یا نگران باشم وقتی تو خودتو تسلیم کنی و بسپری کاراتو به خدا بایدم این اتفاق بیفته قبل از این که موعد چکم برسه حسابم پر شد من رها از تمام چیزهایی که حالمو خراب کنه شدم و دارم روز به روز بهتر میشم منی که ایمان به کسی دارم که برگی بدون اذن اون از درخت جدا نمیشه نبایدم غم بخورم اینو من عین واقعیت میگم قسم به اون کسی که جانم در دستان اوست من به این باور رسیدم و اتفاقاتی که تو این سفر نامه برام رخ میده گواه حرف منه وقتی تو خودتو بسپری اون خوب بلد چکار کنه و مسیرتو هموار میکنه مثل استاد عزیزم که چقققققدر داره خوب زندگی میکنه منم شاگرد اون استادم و تو مکتبش دارم خوب زندگی کردن و یاد میگیرم کسی که حرفش و عملش ثابت میکنه.
برگی از سفرنامه امروزم
دروداستادعزیزم ومریم مهربانم
وهمه دوستان عالیم
خداروشکرکه این فایل هاچقدرباورهایمان رانسبت به جامعه دگرگون می کندوسالهابه واسطه اخبارچقدرزندگی خودراپرازآشوب کرده بودیم .
امروز ازهمه چیزهای مخرب فاصله می گیریم وتمام تمرکزخودراروی زیباییهاواین همه مواردمثبت وتاثیرگذار مثل برنامه های عالی این سایت طلایی گذاشته وبی نهایت تحول درشخصیت وزندگیمان رخ می دهد.
هرروزکه بیدارمی شوم لبریزازانرژی مثبت وهرآنچه که یادگرفته ومی گیرم می شوم وخودم راغرق درباورهایی می کنم که برای رشدوپیشرفت خودوزندگی ام مثمرثمر است همه چیزمن هستم ومن وذهنی که بایدآرام آرام درکنارش می نشستم وبهش دلداری می دادم که دنیای قشنگتری هم وجودداردکه تورها بشوی ازاین تفکرات پوچ وبیهوده وسلولهای مغزیم راباگوش جان سپردن به فایل هاو دوره هاوعمل به تک تک آنهابازسازی کردم وروزبه روزباانگیزه تربه جلورفتم ،ذهنم ترمیم اساسی شدچون من می خواستم دیگررهاباشم باطرزفکرجدیدومثبت ،متفاوت باشم وشادوروزبه روزعالی وعالی ترواین شددنیای هرروزمن کارکردروی باورهایم وزیبادیدن همه چیزوهرلحظه شاکروقدردان ازخدایم وافرادی نابی که مرابه سمت آنهاهدایت کردتاآرامش راباتمام وجودم درآغوش بکشم وزندگی رازندگی کنم ولذت ببرم ومن الان باتمام وجودم شادهستم وهمه چیزرابه خداوندسپرده ام ونتایج فوقالعاده رادارم می بینم.
خدایابی نهایت شاکروسپاسگزارم.
استادجان هرلحظه وهرروزبابت دگرگونی وتحول ذهنم وقلبم ازشماسپاسگزارم .
درپناه خداوندمهربانم هرنفس شاد، سلامت وعالی بدرخشید.
خدایاشکرت خدایاشکرت خدایاشکرت
متشکرم متشکرم متشکرم
به نام خداوند بخشنده و مهربان
سلام به استاد عزیزم و خانم شایسته و همه دوستان
روزشمار تحول زندگی من روز 47
خداروشکر که امروز هم در ابن روز زمستانی که در جنوبغرب هوا معتدل و خوب هست و این فایل رو دیدم و آگاهیهای اون رو دریافت کردم و استاد تو اون نکته بسیار مهمی رو بیان کردن که به هر چیزی توجه کنی بیشتر اون رو در زندگیت گسترش میدی و یا با هر چیزی بجنگی اون مورد شدیدتر میشه. پس تنها راه اون اعراض کردن هست و به جای اون به چیزهایی که دوست داریم توجه کنیم که بیشتر وارد زندگیمون بشن .
دوستان اینرو اول به خودم میگم در شروع این آگاهیهای طلا وقتی میخواهیم اونها رو عملی کنیم یعنی اجرا کنیم روز اول متوجه میشیم که سختی عملی کردن با فقط دونستن و تئوری زیاده اما اگه در عمل ادامه بدیم تا جایی که عادی بشه برامون یعنی جزو شخصیت و رفتارمون بشه دیگه همه چی حله و آدم دیگه ای میشیم و قانون جذب برای ما فقط اتفاقات دلخواه رو رقم میزنه.
از خدای بزرگ سپاسگزارم و از استاد عزیز کمال تشکر رو دارم.
درپناه الله یکتا باشید.
بنام خداوند بخشنده مهربان
سلام خدمت استادان گرانقدر و دوستان عزیزم
روز چهل و هفتم از سفرنامه زندگی من
عنوان فایل:با هر چه بجنگی آنرا ماندگارتر میکنی
یادمه چند روز پیش قسمتی از سریال زندگی در بهشت رو نگا میکردم که خانم شایسته نشون میداد پردایس غرق مه غلیظ شده بود بطوری که چند متر اونورتر رو نمیتونستی ببینی و من وقتی دیدمش بقول استاد مدهوش شدم انقدرررر که زیبا بود انقدر که فضا رویایی شده بود انگار که رو ابرا بودی واقعا احساس فوق العاده زیبایی بود بعد دیروز که جمعه بود با دوستام رفتیم روستای یکی از دوستان جاتون خالی خیلی خوش گذشت هم موقع رفت هم برگشت مه غلیظ ای بود که منو دیوانه کرده بود خونه ها باغ ها غرق مه شده بود واقعا رویایی شده بود مخصوصا خونه دوستمون که ویو سمت کوه بود اصلا نگم براتون خیلی خیلی زیبا بود بعد با خودم میگفتم ببین قانون چقدر خوب جواب میده چون به هرچیزی توجه کنی اصل و اساس همون به سمتت میاد به سمت همون جنس از موضوع هدایت میشی بعد امروز در روزشمار تحول زندگی این فایل که دیدم قلبم گفت بیام و اینو بنویسم براتون.
واقعا چقدر این حرف درسته که تر و خشک هیچ وقت باهم نمیسوزه چون ما تو جهان 2 قطبی زندگی میکنیم و یک اتفاق ثابت میتونه دو نتیجه کاملا متفاوت داشته باشه چون انسان ها باورهاشون کاملا متفاوت از همدیگه س وقتی ما باورهای خوبی داشته باشیم و به زیبایی ها و نعمت ها توجه کنیم لاجرم هدایت میشیم به در زمان مناسب و مکان مناسب بودن همینطور که در اتفاق پاریس استاد اونجا نبود شاید در نظر یکی این معجزه باشه ولی اینا معجزه نیست اینا سازوکار جهان هستی اینا قوانین بدون تغییر خداوند
بقول خانم شایسته عزیز پس بیایم در پخش کردن کانون توجه حساسیت و خساست به خرج بدیم و مراقب باشیم که به چی توجه میکنیم و اینو جزئی از زندگیمون بکنیم و نتیجه این ایمان و اعراض از نازیبایی ها رو ببینیم و اعتمادمون و باورمون به قوانین خداوند بیشتر و بیشتر بشه
سلام استاد عزیزم، مریم مهربونم و هم فرکانسی های گلم
روزشمار تحول زندگی ام برگ چهل و هفتم
استاد جانم برای من جمله طلائی این فایل ارزشمند این بودش که :
” راه حل از میان برداشتن هر مساله ای، بی توجهی به آن است، نه جنگیدن با آن”
جنگ با هر چیزی ، دقیقا مساوی هست با توجه به آن چیز.
قصد دارم درباره شرح این موضوع، داستانی از گذشته ام رو براتون تعریف کنم.
قبلا من خیلی اعتقاد عجیبی به چشم زخم داشتم و بواسطه این باور محدود کننده، اتفاقات نامناسبی جذب میکردم
من قبل ورود اون افراد، دعا میخوندم، اسپند دود میکردم، حتی بعد از رفتن شون این کارها میکردم و جالبه دقیقااا هر چی بیشتر ازشون میترسیدم و این کارها انجام میدادم ، بلای محکم تری سرم میومد
وقتی با قانون آشنا شدم و رو باورهام کار کردم، همون آدم ها وقتی میومدند خونمون من دیگه با روی باز ازشون استقبال میکردم و اتفاقی هم برام نمیفتاد.
من متوجه شده بودم ، اتفاقاتی که قبلا برام میفتاد بواسطه قدرتی بود که از فرکانس هام گرفته بودم و به اون اشخاص داده بودم
و چون ترس از بلایا داشتم و ریشه توجه من جای نامناسبی بود، جهان هم منو در شرایطی قرار میداد که اتفاقات بیشتری حول کانون توجه ام برام بیفته.
میخوام اینو بگم که من داشتم با ورود بلایا میجنگیدم که اتفاقی برام نیفته ، حال اینکه دقیقا داشتم با این کارم، سفارش اتفاقات بزرگتر و بدتر رو میدادم.
قبل ورود شون اسپند میزاشتم و این فرکانس به جهان میدادم که :
جهان هستی این آدم ها قراره پدر منو در بیارن منم برای رفع اش این اسپند آماده کردم.
جهان هستی من منتظر بلایا هستم برای همین جلو جلو دارم میترسم و تدارک میبینم
ظاهر قضیه اینه که من دارم از خودم محافظت میکنم، اما در باطن یک عالمه حرف های ناجور دارم به جهان بازگو میکنم.
حالا همین مثال رو تعمیم بدیم به زندگی مون.
کجاها ما داشتیم کاری انجام میدادیم اما با فرکانس هامون چیز دیگه ای رو به جهان سفارش میدادیم.
چند تا مثال میزنم از کارهای مختلف که چه فرکانس هایی پشت اون ها هستند :
وقتی منِ عاطفه قسم میخورم، این فرکانس دارم به جهان میدم که :
جهان هستی من لیاقت اینو ندارم که به حالت طبیعی کسی حرفم باور کنه. من بی اعتباری ام با این قسم میپوشونم
تو رابطه عاطفی ام برای نگه داشتن شخص عاطفی بهش باج میدم و این پالس به جهان میدم :
من لیاقت اینو که بصورت طبیعی دوست داشتنی باشم ندارم و باید حتما کارهای مهمی برای کیس ام انجام بدم.
یک عزیزی میبینم که خلاف قانون جهان رفتار میکنه و میخوام بزور نصیحت اش بکنم و بگم فلان رفتار تو اشتباهه و دقیقا توجه من به کار اشتباه اون این پالس به جهان میده :
جهان هستی از این مورد من سفارش میدم وارد زندگی ام کن
تو مهمونی ها دلقک بازی و جلب توجه میکنم و این پالس به جهان میدم که : جهان هستی لیاقت اینو که بصورت طبیعی، دوست داشتنی باشم رو ندارم
دروغ میگم و با فرکانس هام این پالس به جهان میدم که : جهان هستی من آدم ترسویی هستم، از فلانی میترسم و برای همین حقیقت بازگو نمیکنم.
وام میگیرم و همزمان این پالس به جهان میدم که : من لیاقت اینو که بصورت طبیعی فلان چیز رو تهیه کنم ندارم و قانون تکامل زیر پاهام میزارم با این کار
دزدی میکنم اما با فرکانس هام این پالس به جهان میدم که :
جهان هستی من لیاقت اینو که خودم این وسیله رو بصورت طبیعی جذب کنم ندارم
به یک شخص خاص وابستگی پیدا میکنم اما با فرکانس هام این پیام دارم به جهان مبدم که : جهان هستی تو فراوانی نداری و همین یدونه آدم خوب فقط وجود داره، لذا رهاش نمیکنم
وقتی دعا میکنم با حالت گریه و التماس این کار میکنم و همزمان این پالس به جهان میدم که :
جهان هستی تو سخاوت اینو نداری که بصورت طبیعی نعمتی وارد زندگی ام کنی و من باید خودمو داغون کنم که تو دست دهنده داشته باشی
برای اجابت دعاهام به اشخاص دخیل میبندم و این پالس به جهان میدم که :
لیاقت اینو ندارم که خودم بصورت طبیعی با منبع ام ارتباط برقرار کنم
و بی نهااااایت مثال های دیگه
مثال هایی که ظاهرا داریم یک فعل رو انجام میدیم ولی پشت اون فعل، دنیایی از حرف های متعدد داریم به جهان میزنیم.
بی نهایت حرف، حالا من از هر مثال یک جمله نوستم. مجموعه ای از جملات داریم میگیم به جهان.
در مورد گروه های تروریستی هم همینطور، ظاهرا داریم از خودمون محافظت میکنیم اما در باطن، اساس اش رو داریم دعوت میکنیم.
اینه که باید تنها و تنها توجه ما بر آنچه میخواهیم باشد
در کتاب : بخواهید تا به شما داده شود از استرهیکس میگه :
حتی زمانی که میخواهید دعا برای سلامتی تان کنید،
نگویید خدایا بیماری ام خوب بشه
بلکه بگو :
خدایا سلامتی مرا افزون کن.
چون میخواد توجه ناخودآگاه تو روی کلمه بیماری نباشه.
بعلاوه باید حین درخواست، احساس خوبی داشته باشیم. احساس خوب یعنی ارسال فرکانس خواسته ها.
احساس خوب و کلام خوب باید منطبق باشند.
علت اینکه به این کتاب اعتماد دارم این هست که روح راهنمای استر این کتاب رو نوشته، نه خود استرهیکس. این کتاب نوشته راهنمای استر، یعنی آبراهام هست.
بنابراین جمله به جمله اش مهمه.
استاد جانم، فایل امروز درس مهمی برام داشت تا عادت های روزانه و رفتارهام رو دوباره بازبینی کنم و چک کنم که :
آیا رفتارها و کارهای من، اون فرکانسی که مد نظرم هست رو داره به جهان میده یا نه.
استاد جانم و مریم عزیزم، بابت تهیه، تدوین و کپشن این فایل توحیدی ازتون سپاسگزارم.
از خداوند مهربونم هم سپاسگزارم که از زبان شما با من صحبت کرد و برمن جاری شدش تا این کامنت زیبا نوشته بشه.
از دوستان عزیزم هم بابت مطالعه کامنت ام سپاسگزارم.
آگاهانه و عاشقانه دوستتون دارم
همگی در پناه الله یکتا باشیم.
به نام خدای مهربان و همراه
سلام خدمت استاد گرامی و دوستان این خانواده بزرگ الهی ک با قصد و نیت خیر و صلح با خودمون و جهان وارد این سایت شدیم و ماندیم و دست در دست هم میخایم خودمونو رشد بدیم…
السلام علینا و علی عبادالله الصالحین…
راستش خجالت میکشم کامنت بنویسم.
میدونید چرا
چون ب خودم میگم خجالت نمیکشی این همه مدته ک عضو این خانواده هستی و دو هفتس ک قدم 1 رو خردیم و شروع کردم ک خودمو رشد بدم
ولی…
ولی باز دوسه روزه ک نجواهای ذهنم خیلی آزارم میده و تیشه ب ریشه ام میزنه لامصب…
ب نفس نفس افتادم از جنگ باهاش
هی میام قدم ها رو مرور میکنم
میام کامنت میخونم
میام فایل گوش میدم
برای چند لحظه اروم میشم
ولی باز …
کاری ک نباید و حرفی ک نباید رو توی عصبانیت زدم.
هرچند ک راضیه ی یک سال پیش خیلی خیلی اینطور مواقع پرخاشگر میشد و کارهای مفتضحانه ای میکرد ولی امروز هیچ کدوم از دیوانه بازی های گذشته خبری نیس ازش فقط خودمو از درون ازار میدم با افکار منفی و با زبانمم طرف مقابلم رو…
از خودم ناراحتم…
مدت هاس یه موضوعی مثل خوره ب جون افکارم افتاده و امروز اومدم مرا ب سوی نشانه ام هدایت کن رو زدم و این فایل هدایت کننده اومد.
همین ک تیتر این فایل رو خوندم گفتم بفرما…
اینم نشانه…
اروم باش
تمرکزتو بزار روی قدمها ک شروع کردی و پیش برو و از خودت انتظار بیجا نداشته باش ک یک شبه مثل یک پری بشی و لبخند تمام وجودتو بگیره.
ن.
تکاملت رو طی کن
هر روزت سعی کن یه قدم از روز قبل بهتر باشی.
کنترلت روی خشمت بهتر بشه.
خشم هس. نمیشه بگی خشمگین نشم.
ولی ببین تمکزت روی چیه ک خشمگین میشی.
ریشه رو درست کن
اساسی اروم کن خودتو
ورودی های ذهنت رو ببین چه کثافاتی هست ک اینجور روح و روانت رو بهم میریزه ک خشمگین میشی و قلبت ب طپش میفته.
فیلتر کن
پاشو با یوگا و دعا و پیاده روی و نوشتن و عمل ب انچه میدانی و داری یاد میگیری از همین لحظه تغییر بده افکارت رو…
ب قول استاد توی قدم یک میگن درسته ک افکار و ذهن ما مثل یک اسب چموش هست ولی افسار این اسب سرکش دست منه. دست خودمه.
دعا کنیم برای همدیگه
و انرژی بفرستیم برای همدیگه که…
اهدنا الصراط المستقیم…
سلام به استاااااد عزیزم ومریم جاااااانم
خدایاشکرت برای نشانه ی امروزم این فایل ارزشمند
چن روزی. هستش که به هر. فایل استاااااد هدایت میشم به قانون توجه ….که مهترین اصل قانون جهان هستش.
درسته که من سعی میکنم رعایت کنم ..اماااا
با هدایت خداوند بهاین فایل من باید تلاش بهتری رو انجام بدم و توجه وتمرکزم بزارم روی زیبایی ها وخواسته هام وداشته هام
و به ناخواسته هام اعراض کنم…
خدایا کمکم کن. که. نگاه قشنگ تری به جهان اطرافم. داشته باشم… وحواسم رو بیشتر جمع کنم که دارم به چی توجه میکنم…
باید بیشتر آگاهانه مراقب اعمال ورفتار باشم…
باید این درک قانون رو بهتر عملی رو زندگیم انجام بدم.
خدایا شکرت در این مسیر الهی وپر از آگاهی هستم.
به نام خداوند مهربان
سلام استاد و خانم شایسته عزیز
ما با باورها و فرکانسهای خود اتفاقات زندگیمان را رقم زده و باورهای ما حاصل تکرار بارها و بارها دیده ها شنیده ها و ……است که توسط افراد مختلف در ذهن ما شکل گرفته و اتفاقات را به صورت ناخوداگاه برای ما رقم می زند. پس کانون توجه ما در رخ دادن اتفاقات موثر است. هر ان چیزی که می بینیم میشنویم به یاد می اوریم در مورد ان صحبت می کنیم خاطرات ان را مرور می کنیم و……
زمانی که به اخبار ناجالب در مورد گروه های تروریستی یا سایر اخبار بد گوش داده و به ان توجه و در مورد ان صحبت می کنیم تعداد این افراد به دلیل توجه عموم مردم افزایش یافته و فعالیت انان بیشتر می شود به گونه ای که بهترین امکانات را در اختیار گرفته و چون اکثرا دچار خلاء عاطفی بوده و دوست دارند جلب توجه کنند در کشورهای بزرگ و جهان اول این گونه اقدامات را انجام می دهند. فعالیت انان به قدری زیاد خواهد شد که هر روز اخباری از انان منتشر می شود تا جایی که توجه مردم به تدریج از روی انان برداشته شده و عادی شود. در این صورت است که انها به تدریج نابود می شوند.
همواره از خودمان اغاز کرده و به اخبار سیاسی گوش نداده و در باره ان صحبت نکنیم تا از این جنس اتفاقات کمتر رخ دهد. در قران نیز هیچگاه خشک و تر با هم نسوخته و طبق قانون بدون تغییر خداوند افرادی که با ان عذاب هم مدار نبوده اند از ان جا دور شده و هیچ اسیبی ندیدند. ما نیز اگر ورودی های ذهن خود را کنترل کرده و بر روی باورهای خود کار کنیم به تدریج مدار ما تغییر کرده و به افراد شرایط و موقعیتهای بهتر هدایت خواهیم شد.
خدایا شکرت
عاشقتونیم