با هر چه بجنگی، آن را ماندگارتر می کنی - صفحه 4 (به ترتیب امتیاز)


  • نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
  • فایل تصویری با هر چه بجنگی، آن را ماندگارتر می کنی
    225MB
    19 دقیقه
  • فایل صوتی با هر چه بجنگی، آن را ماندگارتر می کنی
    17MB
    19 دقیقه
توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

671 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    سپیده آقایاری گفته:
    مدت عضویت: 2137 روز

    با نام و یاد فرمانروای مطلق جهانیان

    تعهد روز هفدهم، 28 مرداد 1404

    با سلام به استاد عزیز و ارزشمندم

    سلام ویژه به خانم شایسته

    و سلامی گرم به همه بچه ها خوب این سایت الهی

    قانون جهان خیلی ساده است و ما از روی سادگی ما میایم پیچیده اش میکنیم.

    قانون جهان اینه که همه چیز انرژیه. جهان فقط انرژی رو میفهمه.

    دقیقا مثل زبان انگلیسی که زبان مشترک بین المللیه، زبان جهان هم انرژیه.

    هر انرژی که ساطع کنیم، جهان اون رو دریافت میکنه.

    حالا هر چی انرژی شدتش بیشتر باشه، اون انرژی با قدرت و سرعت بیشتری محقق میشه و نمود فیزیکی پیدا میکنه.

    جهان انرژی خوب و بد رو درک نمیکنه. یعنی نمیفهمه که الان انرژی ارسالی در راستای نفرت و بدیه یا عشق و خوبی.

    و از اونجایی که نفرت و بدی و توجه به ناخواسته معمولا قدرت بیشتری داره، تمامی آدمهای دنیا هر روزه در حال جذب موارد ناخواسته بیشتری به زندگیشون هستن.

    واسه همینه که درگیری و ناخواسته تو زندگی ها داره بیشتر و بیشتر میشه.

    به خاطر همینه که با ظهور تکنولوژی و گسترش ارتباطات و شبکه های اجتماعی، همه افراد هر روز میگن اوضاع داره بدتر میشه. و واقعا هم داره بدتر میشه برای اون دسته از افراد.

    چون همیشه ذهنشون پر شده از اخبار منفیه.

    گفتگوها حول محور جنگ و دزدی و قتل و بیماریه.

    و زندگی ها هم که گواه هستن.

    یادمه از یه سالی مررم شروع کردن به توجه در مورد دزدی و چه اتفاقی افتاد؟ دزدی بیشتر و بیشتر شد و همون افزادی که همیشه در خصوص دزدی صحبت میکررن حداقل یه تجربه در این زمینه کسب کردن.

    من قبل از اینکه با این موضوعات آشنا بشم، یه موضوعی که خیلی بهش توجه میکردم بحث ارتباطات بود. نقطه ضعفم بود و همیشه نگران این بودم که نکنه دعوا کنم با کسی، یعنی هفته ای یه بار رو آماده اش بودم که بحث و درگیری یا با آشنا یا غریبه داشته باشم. و دیگه نمیخواد توضیح بدم که همیشه موضوعی برای درگیری پیش میومد. حتی شده تو خیابون، موقع رانندگی، سر کار، تو خونه، با دوست و فامیل و … الان چی شده که اینها به وجود نمیان؟ آدمها خوب شدن؟ نه. من تغییری کردم. من یاد گرفتم به جای توجه به درگیری به صلح و عشق و آرامش فکر کنم.

    و باز هم از استاد خوبمون یاد گرفتیم که طبق قانون مدارها، هیچوقت خشک و تر با هم نمیسوزن. به همین دلیل منی که همیشه از فکر جنگ هراس داشتم، تو جنگ 12 روزه با آرامش و خونسردی چند روز تهران بودم و خیالم راحت بود که در امنیت کاملم و بعد که نشونه ها اومد و رفتم به یه روستای ساکت و خلوت و خوش آب و هوا و چند روز رو فقط کیف کردم و خودم رو بستم به آموزه های سایت و تو طبیعت زیبا لذت بردم و وقتی برگشتم دیدم همکارام دیگه شبها با قرص میخوابن و همه تراپی میرن تا شاید بتونن از استرسشون کم کنن و من فقط شاکر خداوندم که سالها قبل به من مسیر درست رو نشون داد تا با استفاده از اون، خودم روانشناس و روانپزشک و رواندرمانگر خودم باشم.

    استاد از اعماق قلبم که با آموزشهای شما روشن و شفاف شده و با تک تک سلولهای بدنم که الان به لطف قانون سلامتی جوان و شاداب شدن، ازتون برای تداوم در مسیر درست، آموزشهای زندگی ساز و بیان حقیقت حتی با وجود تمسخرها و مخالفتهای فراوان سپاسگزارم. براتون سعادت و عشق و ثروت و آرامش بی انتها آرزو میکنم.

    در پناه رب العالمین باشید.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
  2. -
    سیاوش گفته:
    مدت عضویت: 1851 روز

    به نام خداوند وهاب و هدایتگر

    سلام به استاد گرامی و همه دوستان

    اولین چیزی به اسم قانون که از استاد یاد گرفتم،قانون کانون توجه بود که در جلسه سوم ثروت 1 استاد مفصل توضیح دادن.از همون موقع تعهدم رو نوشتم که : تعهد میدهم که خودم هستم که با کانون توجهاتم اتفاقات زندگی ام را رقم میزنم و تعهد میدهم که توجهم را بر خوبی ها،زیبایی ها و فراوانی ها قرار دهم تا از اساس همین ها وارد زندگیم شود.

    از وقتی این تعهد رو نوشتم سعی کردم همیشه کانون توجهم رو کنترل کنم و حواسم باشه که در طول روز دارم به چه چیزهایی توجه میکنم.هروقت میبینم احساسم داره بد میشه سریع متوجه میشم که به چیزهایی توجه کردم که خلاف تعهدم هست و سریع میام افکارم رو بررسی میکنم تا ببینم چه چیزی داره رد و بدل میشه و هرجا که افکار خوبی ندارم میام اون قسمت رو تغییرش میدم و به چیزهای خوب توجه میکنم که احساسم بهتر بشه و انقدر این کار رو ادامه میدم که به احساس خوب برسم.

    کانون توجه بنظرم مهمترین قانون جهان هستی و خداوند هست که به هرچی توجه کنیم اتفاقات و شرایطی رو هم جنس و هماهنگ با همون چیزی که بهش توجه میکنیم رو وارد تجارب زندگیمون میکنیم.

    از وقتی که با این مباحث آشنا شدم آگاهانه دیگه تلویزیون ندیدم،اخبار دنبال نکردم،دیگه توی بحثای بیخودی که هیچ کمکی به رشدم و احساس خوبم نمیکنه شرکت نکردم.ارتباطم با خیلی از دوستان کمرنگ شده چون از فرکانسشون خارج شدم.تا این حد با بعضی هاشون رابطه ندارم که وقتی یکیشون تماس میگیره باهام جفتمون متوجه میشیم که هیچ صحبتی و حرفی برای گفتن نیست.با اینکه از دوستان زمان بچگیم هستن.دوسشون دارم.اما دیگه حس میکنم راهمون جدا شده. و از این بابت خوشحالم بخاطر اینکه دارم نتیجه میگیرم از این نوع نگرش به دنیا و اتفاقاتش.بخاطر اینکه میبینم که دارم رشد میکنم.بخاطر اینکه افراد دیگه ای وارد زندگیم شدن که ساعت ها هم بشینیم صحبت کنیم،باز هم وقت کم میاریم.

    خدایا شکرت

    سپاسگزار استاد عشقم و همه دوستان

    شاد و خوشبخت باشید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 9 رای:
  3. -
    mahdiyeh گفته:
    مدت عضویت: 2118 روز

    ۴۷ امین برگ سفرنامه ام

    سلام به استاد عزیزم و خانم شایسته عزیز و دوستان خوب هم فرکانسی ام

    “با هرچه بجنگی، آن را ماندگارتر میکنی”

    این قانون ثابت جهان هستی است که:

    به هر آنچه توجه کنیم، از همون جنس و اصل در زندگی ما بیشتر و بیشتر میشه!

    اگر به خوبی ها توجه کنیم، خوبی ها را در زندگی مون زیاد و زیادتر میکنیم

    و اگر به بدی ها توجه کنیم، بدی ها وارد زندگی مون میشه!

    پس چه بهتر که بیایم به خیر و خوشی و خوبی و هرآنچه که دوست داریم توی زندگی مون داشته باشیم، آگاهانه توجه کنیم، تا هرچی که برامون رخ میده و تو زندگی مون میاد، همگی از جنس و اصل و اساس اون خوبی ها باشه!

    خدایا شکرت که منو با قوانین ثابت و بی نقص ات آشنا کردی!

    از وقتی آگاهانه به خوبی ها و خواسته هام توجه میکنم و از ناخواسته ها اعراض میکنم، دقیقا جهان هستی، افراد و اتفاقاتی که از جنس ِ ناخواسته هاست، از زندگی ام خودبخود خارج کرده، بدون اینکه من کاری براش انجام بدم

    و افراد و اتفاقاتی که از جنس ِ خواسته هایی است که بهشون توجه کردم، وارد زندگی ام میکنه!

    خدایا شکرت که با این قوانین ثابت، بهم آرامش میدی!

    عاشق ِ این قوانین زیبایت هستم!

    خدایا شکرت خدایا صدهزار مرتبه شکرت

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 8 رای:
  4. -
    زهرا گفته:
    مدت عضویت: 1829 روز

    خدا رو چه شکر میکنم که هر وقت از سر راه خدا کنار میرم کارها بهتر انجام میشود

    وقت ی نجنگیدم کارها روب۰راهتر شد چون سپردم به ی کار بلد به نیرویی ما فوق خودم

    وقتی اعتیاد همسرم را سعی کردم رها کنم تغییر شروع شد البته میسپردم گاهی ولی از ترس پس می‌گرفتم

    ولی به کمک خداوند تغییر کرد و پاک شد

    و اشتباهی که میکردم قبلاً فقط جنگ بود و دعوا و هی پررنگ میشد

    وقتی به بیماری روانی دیگران به نقص هاسون توجه می‌کنی پر رنگ میشه چون من دارم توجه میکنم حالا هر چیزی می‌تونه باشه

    چون وقتی توجه می‌کنی اونو قدرتمند می‌کنی و این قانون چون توجه من قدرت داره و انتخاب با منه کدام رو میخام اعتیاد یا پاکی

    ثروت یا فقر پس به همون قدرت بده

    من گاهی به کمبود مشتری توجه میکنم و به جای قدرت خداوند کمبود میاد تو زندگیم پس به فراوانی توجه میکنم تا وارد زندگیم شود

    وقتی فرزندم تو بلوغ بود و در هیجان برام سخت بود توجه نکنم

    ولی سعی کردم عشق بدم بهش قبولش کنم که الان با من رفیق شده

    سعی کردم با اون نجنگم

    وقتی می‌جنگم فکر میکنم قدرت تغییر جهان و دیگران رو دارم الان میدونم عاجزم و دست از تغییر دیگران بر میدارم

    پس باید مدارم به سمت خوبی باشه

    دیشب فایل آخر سفر به دور آمریکا رو می‌دیدم و دیدم نشده در تاریخ ۱۴۰۱ ماه آبان ایران بیایید و تو پاریس نبودید این نشون کامل فرکانس عالی شما هست

    و این تجربه عینی که از شما دیدیم

    شما طبق این فایل سالها قبل تو پاریس نبودید

    و الان تو ایران به خاطر پاره ای مشکلات

    چون شما انتخاب کردید زمان مناسب مکان مناسب

    و چه قدر به ذوق اومدم و خدا شکر که شما اینقدر عالی عمل کردید

    من باید از خودم شروع کنم توجه به چی میکنم راجع به وی حرف میزنم

    احساس خوب و توجه جذب بیشتر خو.بیها به زندگی من

    وقتی به خرابکاری فرزندم توجه میکنم دوباره تکرار می‌کنه چون قانون

    کافیه من توجه نکنم وای داشتم مینویشتم این موضوع رو که همزمان شما هم گفتید و این نشونه است برام که تو مدار قرار گرفتم و موضوع رو فهمیدم ،😍

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 9 رای:
  5. -
    ساناز گفته:
    مدت عضویت: 1630 روز

    به نام خداوند بخشنده و مهربان

    به نام خدای معجزه ها

    یادگار 47

    استاد عزیزم سلام و سلام به مریم بانو

    سلام به همراهان این مسیر

    آی آی از این کانون توجه

    استاد چون اصلا اهل اخبار و تی وی نیستم نمیدونم دقیق داستان داعش چی بود و چی شد فقط یادمه عکس واسه کارت ملی گرفتم کلی دوستم خندید گفت شبیه داعش شدی

    و مردم جهان که کلا جنگ ستیز و جنگ دوست هستن

    این روزها ی داداشم زیاد اخبار میبینه و همش میگه جنگه

    هر سری هم میگه ایران داره خودشو وارد جنگ میکنه

    منم میگم ما استان مرکزی هستیم اصلا با ما کاری ندارن جنگ برای استان های مرزی و نهایت پایتخت نهایت استان هایی که پتروشیمی دارن

    میگه واقعا نظرت این هست گفتم نکنه انتظار داری برم جبهه؟

    انصافا اصلا بحث کردن دربارش هم گناهه به نظر من

    من خدایی دارم که همیشه و همه حال محافظ منه فرض هر اتفاقی که بیفته قبلش من هدایت میشم به مسیر و مکان امن

    حیف ذهن آدمی بخواد به این علف هرزها توجه کنه و رشد بده

    اون مراقبه اون مدیتیشن اون یوگا اون نماز اون چند دقیقه ای که در روز صرف خلوت با خدا میشه آدمو از هر بلایی نجات میده

    از هر بلایی

    تجربه کردم که دیدم

    تو رانندگی تو جاده برای چندین بار بلایی از کنار گوشم رد شده که وقتی به خودم اومدم تا چند دقیقه زبونم قفل بوده و با تک تک سلول های بدنم درک کردم که نجات من فقط ی معجزه بوده و بس

    خدایی که همیشه و همه حال محافظ ماست و هر لحظه بهترین نعمت یعنی سلامتی رو بهمون بدون هیچ چشم داشتی

    هدیه داده فقط کافیه ازش هدایت بخوایم مارو هر لحظه به بهشتش هدایت میکنه

    و من عاشق اون جمله استادم که میگفت هر لحظه که اراده کنی هدایت بشی تو هدایت شده هستی

    این یعنی همه چیز از قبل اماده و مهیا شده ست

    و وقتی هزاران نعمت الهی هست برای فکر کردن اندیشیدن حرف زدن بحث کردن چرا آدم بخواد کانون توجهشو ببره روی علف هرزها که زندگیشو به تباهی بکشه

    خدایا هزاران بار شکرت

    خدایا هزاران بار شکرت

    خدایا هزاران بار شکرت

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 8 رای:
  6. -
    ناهید رحیمی تبار گفته:
    مدت عضویت: 1460 روز

    سلام به استاد عزیزونازنینم ومریم جون عزیزم وتمامی دوستان گلم.

    «با هر بجنگی آن را ماندگار می‌کنی ».

    چرا با هر چی بجنگیم اونو موندگار میکنیم؟!همانطور که استاد عزیز فرمودن به خاطر اینکه کانون‌توجهمون رو روی اون‌موضوع میزاریم .

    جایی که قراره مبارزه وجنگ ونبرد وانتقام وتلافی باشه قاعدتا باید احساس بدی داشته باشی که دنبال چنین افکار وعملکردهای منفی ای بری .

    بنابراین نتیجه ی مطلوبی که حاصل نمیشه هیچ ! بلکه آسیب‌های فراوانی به خودمون وحتی بقیه خواهیم زد.

    خداروشکر وسپاس که افکار گذشته رو نداریم .چون منم در گذشته برای بدست اووردن هرهدف یا خواسته ای فک میکردم باید بجنگم .

    با زور گفتن ،دنبال تغییر بقیه بودن ،با خودخواهی هام ،با بی عزت نفس بودنم با له کردن ارزشهای خودم در صددبدست اووردن خواسته هام میشدم .

    وهیچ وقت به نتیجه ای نمی‌رسیم وچیزیو که میخاستم بدست نمی اووردم .

    با وجود دیدن نتایج منفی ،باز همیشه همین مسیرو انتخاب میکردم .

    اون وقتا راه دیگه ای ب نظرم نمی‌رسید .البته پیش میومدبا لطافت ومهربانی ودرخاست برم جلو ولی از اونجایی که دیگران هم سلطه جو بودن ،به نتایج مطلوبی نمیرسیدم .

    تمام افکارمون این بود که به هر طریقی که هست ، تمرکزمون روی بقیه باشه تا چیزی رو که میخواهیم بدست بیاریم .

    کاملا با این واژه که توجه وتمرکزت، روی خودت باشه ،بیگانه بودیم .

    واقعن کانون توجه ما به هر چیزی که باشه از همون جنس اتفاقات رو تجربه وجذب میکنیم .

    از وقتی که آگاهانه رو این موضوع تمرکز میکنم خیلی خوب به درکش رسیدم .بنابراین یاد گرفتم ذهنمو کنترل کنم .

    البته گاهی در لحظه این اتفاق نمیفته اما دقایقی بعد یا ساعتی بعد حتمن متوجش میشم به قول استاد حال بدی که بوجود میاد سریع بهم اخطار میده که ذهنم رو کنترل کنم .

    ما در طول روز با موضوعات ومسائلهای زیادی درگیر میشیم که خواه ناخواه ممکنه افکار ما رو به هم بریزن ویا باعث بروز رفتارهای ناجالبی بشیم .که امروز یاد گرفتیم کنترلشون کنیم .

    سریع واکنش ندیم .

    در مورد هر چیزی حرف نزنیم .

    بیکار و آتل نچرخیم .

    برنامه ی روزانه داشته باشیم .

    وقت برای مطالعه حتمن بزاریم .

    بدونیم کجا میریم و میاییم .

    با هر کسی مراوده ورفت وآمد نداشته باشیم .

    مراقب خودمون باشیم .

    قرار نیست کسی حواسش به حال خوب ما باشه .ما یاد گرفتیم متکی به خودمون باشیم وخودمون حال خودمون رو خوب کنیم .

    خداروصدهزار مرتبه شکر که افکار وباور هامون نسبت به گذشته خیلی فرق کرده .

    به قول پسرم امروز می‌گفت مامان حالم یه کم بد،واین افکار منفی خیلی داره روم سنگینی می‌کنه .دوسش ندارم .باید حال خودمو خوب کنم .

    پسرم گفت مامان اکثریت مردم با همین وضعیت زندگی میکنن بدون اینکه توجه داشته باشن الان که حالشون بد ، باید چکار کنن که حالشون خوب شه!

    وخیلیا عمدا تو همین حال میمونن .

    اونم خدا روشکر کرد که امروز می‌فهمه و درصدد برگشت احساس خوبش میشه .

    ومنم بابت این موضوع خوشحالم که پسرمم در مسیر خوبی هستش و اینکه بلد از خودش مراقبت کنه .

    دخترم امروز می‌گفت مامان فلانی نکنه بیاد بستکبال تو کلاس من ،اصلا حوصلشو ندارم .مامان یه وقت توقع نداشته باشن ما ببریم بیاریمشون .

    برگشتم بش گفتم آیدا جونم سعی کن یاد بگیری برای امروزت زندگی کنی .

    هیچ وقت برای اتفاقی که نیفتاده نگران نباش چون در هر لحظه ممکنه اتفاقات دیگه ای رخ بده .

    در ضمن بر فرض مثال این چیزی که تو میگی پیش بیاد،تو چکار به اون داری .تو کار خودتو بکن .منم شرایطشو داشته باشم میبرم میارم وگرنه که وظیفم نیست وقرار نیست ب خاطر کسی خودمو اذیت کنم .

    بازم تاکید کردم تمرکزش رو کارای شخصی خودش باشه وتو اموری که به اون ربطی نداره مداخله نکنه که ب خاطرش افکارش بهم بریزه .

    حتی بهش توضیح دادم که تمرکز کردن روی موضوعات منفی که حس بد بهت دست بده ،ینی ارزش قائل نشدن برای خودت .

    ینی اینکه خودتو دوست نداری که سر هر چیزی حال خودتو بد می‌کنی .

    باید انقد خودتو بخای ودوست داشته باشی که اجازه ندی کسی با رفتارش احساست رو بد بکنه .

    حالا دیگه خو دانی ،دلت میخاد خودتو اذیت کن .دلت میخاد از خودت مراقبت کن .

    دخترم سکوت کرد.

    مطمئنم با چن بار تکرار این جملات ،البته در شرایط وموقعیتش ،حتمن جزع افکارش میشه ودر موردش فکر می‌کنه وانشالله عمل می‌کنه .

    البته سر فرصت مناسب همانطور که به پسرم خیلی آگاهی ها دادم که الان از خودش خوب مراقبت می‌کنه به دخترمم باید یاد بدم .

    اندفع که خواستیم با هم گپ بزنیم حتمن به اندازه ی فهم ودرکش براش توضیح میدم .

    خداروشکر میکنم بچه هام از این جور گپ زدنها استقبال میکنن وانجام میدن .

    تا حالا نشده مخالفتی ازشون ببینم .

    بازم با وجود آگاهی ،اگه اشتباهاتی هم ازشون سر بزنه من میزارم پای سنشون .

    واین که همه ی ما اگه آگاهانه حواسمون نباشه مرتکب چنین اشتباهاتی میشیم .

    امروز یاد گرفتم آگاهانه تمرکزمو روی زیبایی ها ونقاط مثبت آدمها باشه .

    یادم میاد سالهای قبل ،وقتی با همسرم مشاجره میکردم تمام حواسم ،تمام حرفهام درمورد نقاط منفیش بود.

    ولی امروز مثل گذشته نیستم .خیلی زود ذهنمو کنترل میکنم .

    خیلی خیلی بیشتر از قبل آگاهانه تمرکزم رو روی نقاط مثبتش میزارم .

    واین خیلی حس منو نسبت بهش خوب می‌کنه .

    خیلی خوب خودم تغییرات مثبتم رو تو رابطه با همسرم میفهمم .اونم تو همه ی موارد .خدا روشکر خداوند لطفی که در حقم داشته اینه که همسرم با تغییرات مثبت من ،اونم تغییرات خیلی قشنگتری می‌کنه .

    گاهی فک میکنم همه چیز دست منه .این منم که با افکار وباور های درست در جهت آرامش وخوشبختی میرم وبا انتخابهای نادرستم دامن به مشکلاتم میزنم .

    قشنگ وخیلی خوب قدرت ذهن خودمو میبینم ودرک میکنم .

    پس باید عاقلانه ترو محتاط تر برخوردکنم .

    درسته خیلی آسه آسه به اینجا رسیدم اما الان خیلی راضیم .

    من به شدت با توجهم به نقطه منفی همسرم،از همسرم دور وحتی بیزار بودم .

    فقط وظایفم رو‌خوب انجام میدادم ولی از احساس خوبه درونی خبری نبود.اما امروز با جون ودل براش دعا میکنم براش خیر وخوبی وخوشی میخام .

    سعی میکنم با احساس خوب بهش توجه کنم .به شدت احترام بیشتری از قبل بهش میزارم .به خصوص تو جمع‌های فامیلی وخانوادگی وخونه .

    وقتی سر موضوعی حالم بد بشه از خونه میزنم بیرون .به آسمون نگاه میکنم به اطرافم به درخت ها وگلهای زیبا به ماشینهای شیک وخوشگل به ساختمونای بزرگ وشیک به آدمای خوش تیپ وقشنگ به هرچیزی که منو به احساس خوب ببره .

    واقعن آگاهانه باید اقدام کرد واگرنه تا خود شب باید حال بدی رو یدک بکشی .

    میدونید تغییرات جدی من ،از کارکردن دوره ی کشف قوانین واحساس لیاقت شروع شد.به خصوص دوره احساس لیاقت .

    چرا که اونجا یاد گرفتم برای ارزش قائل شدن به خودم ،راحت از مسائل ها بگذرم .

    راحت بقیه رو بپذیرم .

    بیشتر به نقاط مثبت افراد توجه کنم فقط ب خاطر اینکه حال خودم باشه اقدام به عمل بیشتری بزنم .

    ارزش وبهای خودمو تو این دوره فهمیدم .اینکه نباید اجازه بدم ذهنم باعث آزار واذیتم بشه .

    واین که مهم نباشه چقدر اون اتفاق درست یا غلطه ،مهم این باشه که باید احساس من خوب باشه .

    اینکه درک کردم با توجه من ،جهان شکل اتفاقاتش رو تغییر میده .

    باید کانون توجه من ،دور از جنگیدن ومبارزه کردن وزور زدن باشه .

    باید با خودم در صلح میشدم تا از همه ی این موضوعات دور باشم .

    باید با خودم در صلح باشم تا آرامشی که میخام رو بدست بیارم .

    البته که وقتی به ناخواسته هام توجه میکنم ،هزار ویک حرف ودلیل ومنطق دارم برای خوشبخت نبو‌دنم .

    اما امروز یاد گرفتم توجهم به داشته هام باشه واز وجود اونا لذت ببرم .

    امروز درسها وپیامهاوتجربه های زیادی در اطرافم کسب میکنم .

    اگه تضادی برای کسی پیش میاد به جای توجه بی موردم ،سعی میکنم درس وعبرت بگیرم .

    در لحظه میشه با ذهن بیمارت ،بقدری خودتو غرق افکار منفی کنی که از شدت خشم ونگرانی انگار جونتو دارن ازت میگیرن .و یا اینکه زاویه ی دیدت رو عوض کنی و با تغییر نگرش وافکار مثبت به آرامشی ازدرون برسی که انگار هیچ اتفاقی نیفتاده .

    خدایا در هر لحظه کمکمون کن تا درست فکر کنیم .

    همیشه خودت ما رو هدایت و راهنمایی کن .

    نزار رو کله ی خودمون راه بریم .

    می‌دونم که حواست به ما هس .

    خدایا در بندگی کردنت نزار سهل‌انگاری کنیم .مراقبمون باش تا از مسیر خارج نشیم .

    خدایا بی نهایت از وجودت . از خلق بنده ی شایسته ای مثل عباس منش عزیزم ازت ممنون وسپاسگزارم .

    استاد جونم عاشقتم .

    الهی باشی همیشه .

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 8 رای:
    • -
      مهــــدیه گفته:
      مدت عضویت: 1500 روز

      به نام رب العالمین

      سلام ناهید جان .

      چقدر صحبتت با دختر نازت برام درس داره ، من خودمو فراموش میکنم. انگار خیلی وقتا یادم میره چقدرررر ارزشمندم

      انگار خیلیییی وقتا بیشتر برا بقیه ارزش قائلم تا خودم

      این پاشنه آشیل رو مدتی هست پیدا کردم .

      این تیکه رو باید هر روز به خودم بگم :

      “” تمرکز کردن روی موضوعات منفی که حس بد بهت دست بده ،ینی ارزش قائل نشدن برای خودت .

      ینی اینکه خودتو دوست نداری که سر هر چیزی حال خودتو بد می‌کنی .

      باید انقد خودتو بخای ودوست داشته باشی که اجازه ندی کسی با رفتارش احساست رو بد بکنه .””

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
      • -
        ناهید رحیمی تبار گفته:
        مدت عضویت: 1460 روز

        سلام مهدیه جان.

        میدونی همه ی اتفاقات خوب وبرخوردها وواکنش ورفتارهای خوب از سمت دیگران زمانی پدیدار میشه که من برای خودم ارزش قائل باشم .

        ماها گاهی به این موضوع توجه نداریم وخیلی جاها زور می‌زنیم که کسی بهمون احترام بزاره و همیشه نگرانیم که مبادا کسی برخورد بدی با ما نداشته باشه .

        در حالی که نیازی به تقلا یا زور زدن نیست .همین که خودمون هوای خودمونو داشته باشیم باعث میشه دیگران هم به همین میزان برای ما ارزش قائل باشن .

        باید تمام تمرکزت روی ویژگیهای مثبتت باشه .

        باید توانمندیها ومهارتهاتو ،هرچند کوچیک باشه، رو ببینی .

        الویت زندگیت خودت باشی تا به اندازه ی کافی جهان برات ارزش قائل باشه.

        موفق باشی عزیزم

        میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  7. -
    مریم کارگر گفته:
    مدت عضویت: 2633 روز

    سلام به استاد عزیزم و مریم بانوی عزیز که با بروزرسانی فایل ها ،ی نشونه از طرف خداوند واسم بود تا دوباره شروع کنم به دیدن فایلها و اینبار با دقت بیشتر خلاصه نویسی کنم و فکر کنم راجع بهش

    خدایا شکرت

    اصلا این فایل کجا بوده که من ندیده بودمش واقعا هرچیزی رو زمانی میشنوی که توی فرکانسش قرار بگیری

    چندوقته درگیر موضوعات ریز و درشتی هستم که دلیلش همین توجه من بوده خدایا ممنونتم دنبال جواب بودم و جواب به این سادگی رو که بارها از استاد شنیدم و واسه خودم تکرار کردم درک نکرده بودم انگاری نیاز به تلنگر داشتم نیاز به درک بیشتر و بیشتر از قبل واسم جا افتاد

    همین ویروس کرونا از زمانی که تو کشور دیگه ای بود انقدر بهش توجه کردند تا وارد همه کشورها شد و اینقد اخبار و توجه بهش زیاد شد که شیوعش بیشتر شد توی اطرافیانم میدیدم که چطور وحشت کرده بودن و انقدر بهش توجه کردن تا مبتلا شدن من خداروشکر اصلا اخبار رو دنبال نمیکردم و هرچی میشنیدم از صحبتهای اطرافیانم بود اما شنیدن همین صحبتها ی چند روزی مریضم کرد و خداروشکر خیلی زود خوب شدم و حس کردم این واسه سلامتی من و مقاوم شدن بدنم لازم بوده اصلا نمیدونم کرونا بود یا نه فقط اینو میدونم که بدنم سالمتر شد

    بازم الان اخبار نمیبینم ولی با توجه به راحت کنار اومدن اطرافیانم و دیگه اون شدت ترس رو ندارن فک میکنم طبق قانون بدون تغییر خدا این مسئله زودتر از اونچه فکرش رو میکنیم خاتمه پیدا میکنه البته من از رفتار اطرافیانم این حدس رو میزنم

    خدایا شکرت بابت این فایل بینظیر که کلی آگاهی واسم داشت

    خدایا شکرت واسه استاد بینظیرم که این آگاهی هارو به گوش ما میرسونه

    خدایا شکرت واسه مریم عزیزم که اینقد خالصانه و با عشق تلاش میکنه و به فایلها بهبود میبخشه

    خدایا شکرت واسه این خانواده و دوستای عزیزم که تجربه هاشون رو به اشتراک میزارن و تلنگر واسمون میشه

    خدایا شکرت بابت خانم فرهادی عزیز و آقا ابراهیم بی نظیر که با پرسیدن سوالای بی نظیرش دری جدید به روی من باز کرد که اصلا عجیبه این فایل من هرروز گوش میدم و مبهوت میشم حسم بهم گفت که اینجا ازشون تشکر کنم بازم آقا ابراهیم با سولای خوبت مارو شگفت زده کن راستی خوش به سعادتت که با استاد همکلام میشی

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 8 رای:
    • -
      هاله ریاحی گفته:
      مدت عضویت: 2700 روز

      سلام دوست خوبم

      منم در محیطی هستم که تقریبا حرفی از کرونا نمیشنوم

      حدود دوماه قبل مجبور شدم جایی برم داخل یک مغازه و مدتی اونجا بمونم

      یک لحظه در خلال کارها تو ذهنم اومد نکنه کرونا بگیرم

      و اون لحظه فراموش کردم که متضادش رو بیاد خودم بیارم یعنی بگم خدا محافظت میکنه از من و …

      فردای اونروز از صبح تا شب حالم خوب نبود کمی حالت تهوع داشتم و یه حالتی بودم اما اصلا تو ذهنم نبود که نکنه کرونا باشه

      تااینکه شب بود یکم دراز کشیده بودم

      یک دفعه اومد تو ذهنم که نکنه کرونا گرفتم

      یکم نگران شدم چون از صبح هر کاری کرده بودم خوب نشدم

      خلاصه اینکه قبلا هم چند فایل شنیدم بودم از اقای امیر همتی از شاگردان استاد عباسمنش

      ایشون گفتن حتی اگر مریضم بشید ولی اروم باشید بهتون الهام میشه چی بخورید تا خوب بشید

      من اونشب بهم الهام شد سیر بخورم

      یکم سیر ترشی که خودم سرکه اش رو سرکه طبیعی روش ریخته بودم داشتیم

      نشستم همشو با معده خالی یکجا خوردم

      وقتی خوردم حس کردم داخل سرم یک مبارزه ای راه افتاد و قشنگ حس کردم ویروسها کشته شدن

      و دیگه حالت تهوع ام هم از بین رفت و خوب شدم

      واقعا خدای بزرگ کمکم کرد و هدایتم کرد

      ما بااین باور که خدا همواره هدایتمون میکنه نه ترسی داریم و نه غمی

      و البته رعایت مسائل بهداشتی هم اصل مهمیه

      ممنونم که نوشتید منم این دیدگاه رو نوشتم تا دوستانم بخونن و بدونن که هم باور مهمه که خدا محافظتمون میکنه و هر بیماری رو از ما دور نگه میداره

      پس نترسیم چون ترس دعوت کننده است

      و اگرم حتی بیمارهم شدیم

      خدا هدایتمون خواهد کرد پس هیچوقت نگران نباشیم و نترسیم

      البته که پیشگیری بهتر از درمانه 🌹

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  8. -
    معین کوه پیما گفته:
    مدت عضویت: 1622 روز

    سلام درود به همه عزیزان انشالاه که حال دلتون عالی باشه جیب هاتونم پرپپپپپررر پول باشه

    روز 47 ام روتین روزانه روز 58 ام

    به به

    چه فایلی بود

    با هرچی مبارزه کنیم همون بیشتر بیشتر میشه

    مثلا یادمه من با صورتم خیلی مشکل داشتم اقا هر کاری میکردم که جوش کمتر بزن صورتم

    بیشتر میشد نه زیاد ها خلاصه که وقتی قانون رو فهمیدم وعملیش کردم

    میدونید چی شد صورتم زیبا شد اصلا بهشون توجه نکردم دیدم کم شدن و کلن حذف شدن از روی صورتم

    و چه صورت خوبی دارم خدایا شکرت

    یادمه یک سری ما یک صاحب کار داشتیم به مشکل خورده بود و اکانت منم مشکل خورده بود و بن شده بودم

    خلاصه قانون رو میدونستم حالم رو بد نکردم و میخواست حقوقم رو نده و به عنوان خسارت برداره منم ولش کردم

    میدونستم با هرچی بجنگم بیشتر میشه خلاصه که

    من ولش کردم و فکر میکنید چی به من یک اکانت بهتر داد و یک جایی که خیلی برام راحت تر بود و لازم نبود روزانه 8 ساعت تایم بزارم برای کار و توی 2 الی 4 ساعت کارم تموم میشد و این کارخدا بود

    بهم پاداش عالی داد که باورم نمیشد

    شد درسی که برام میلیون ها ارزش داشت و داره

    خلاصه که خیلی خوب بود

    یاد گرفتم با هیچ چیزی نجنگم ولی اعتماد به نفس داشته باشم و بتونم از حق خودم دفاع کنم

    چون من شخصیتم اینجوری بود که سریع کم میاوردم توی کلام و حرف نمیزدم ولی الان

    نه

    خداروشکر دیگه اون اتفاق ها نمی افته ولی یاد گرفتم که ساکت نباشم و مظلوم نمایی نکنم و با قدرت

    حرف بزنم که جزو درس های عزت نفس بودن

    عاشقانه دوستون دارم تا درودی دیگر بدورد

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 8 رای:
  9. -
    پاکیزه بارکزی گفته:
    مدت عضویت: 1150 روز

    سلااااااااااااااام به خدای عزیزم به خدایی عاشقم سلام به عشق پاکم خدای مهربانم سلام به خدای رزاق وهاب رحیم و رحمانم سلام به استاد عزیزم سلام به مریم قشنگم سلام به بچه های عزیز دوست داشتنی سلاممم به تمام عاشقان خدااا

    استاد استاد استاد شما نمیدانن چقدر امروز از عمق دلم برایتان بهترین ها را آرزو کردم استاد مقبولم استاد مهربانم استاد عزیزم با عشق برایتان استاد میگم شما بهترین هستین استاد هر لحظه وقتی کار میکنم میگم آیا استاد عباس منش هم همین رقم فکر میکند تشکر استاد که موفق شدین تشکر که روی خودتان کار کردین تشکر که به پاکیزه شیوه درست زنده گی کردن یاد میتین و یک تشکری خاص از خدایم از خدای عاشقم که اینگونه دست های قشنگ دارد که تمام امتیاز بازم هم به خدایم می‌رسد نمیدانن چگونه خدایم برایم خدایی دارد چگونه هر لحظه برایم صحبت میکند چگونه عاشق من هست استاد در یکی از فایل هایتان گفته بودین که در بندر عباس قدم میزدم با کتونی سوراخ ولی حالم عالی بود با خدای خودم صحبت میکردم و گریه عشق گفتین هیچ چیز نداشتم استاد حال این روز های من هست استاد وقتی قدم زدن فکر کردن به این خدای عاشق اشک های من را جاری میکند حالم عالی هست باز خنده ام می‌گیرد میگم چقدر این خدا عاشق هست کاملا دیوانه وار دوست اش دارم بار اول هست عشق به خدا اینگونه تجربه کردم میدانم این عشق بیشتر بیشر میشود استاد

    چقدر این قوانین عالی هست چند روز پیش در کمنتم نوشته بودم وایفای ما خلاص میشه و خدا پولش بسازه دو باره بیایم در سایت چقدر خوشحال هستم خدایاااا شکرت خدایا شکرت که اینجا هستم و میتانم بیشتر آگاه شوم و تغییر کنم تشکر خداااایا

    سه روز پیش وایفای ما خلاص شد زیاد پشت سایت دق شده بودم پدرم پول نداشت نمتوانستم بگویم اش فعال کنه از خدا میخواستم رفتم پیش برادرم او هم اکت کرد گفت مه انترنت کار نمیکنم بیبینن خدای من را چگونه معجزه میکند در دلم همیشه میکفتم خدایا من فقط روی تو حساب میکنم و احساسم در این چند روز عالی هست عالی بود و این را هم بگویم که برای خدا خورد بزرگ ندارد این برای ما هست به خدا همه چیز آسان و امکان پذیر هست فقط باید باورش کنیم یک شب رفتم در بالکن به طرف آسمان دیدیم و از خدا خواستم این را هم استاد از شما یاد گرفتیم گفتم خدایا خودت برم برسان زور تو می‌رسد تو قدرتمندی تو رب جهان هستی چطوری اش نمیدانم چگونه نمیدانم تو میدانی علم تو بر جهان محیط هست خدایا همان رقم که به مریم غذا اوردی فرق من با مریم در چیست همان طور که به موسی دریا را باز کردی همان طور که به داود باد در تسخیر اش اوردی گریه عشق داشتم و دعا ،در این روز ها بهترین عشق بازی با خدای خودم داشتم که با عمق دل فقط گریه خوشی کردم خدایا شکرت که هر روز عاشقانه تر میشناسمت ، صبح شد یک حس در دلم گفت برو دستکول هایت بیبین پول هست بخداااااا رفتم بیبینم دستکول مه باز کردم پانزده صد افغانی بود کاملا حیران مانده بودم فقط گریه کردم شکر کردم چقدر شکرررررر گذار باید باشم خدا گفت تو با مریم هیچ فرق نداری به او که در اتاقش غذا آوردم به تو هم در دستکول ات پول همتو فقط حیران مانده بودم گریان میکردم و شکر گذاری فقط خودم میدانم یک روز رفتم پیاده روی که پول پیدا کنم وایفای فعال کنم که از سایت دور نباشم بتوانم بیشتر خود مه تغییر بتم ولی کار خدا را بیبین راستی هم خدا کار نمیکند شاهکار میکند آیااین خدا ستودنی نیست آیا این خدا عاشق نیست آیا این خدا بزرگ نیست آیا نباید شکر گذار این خدا باشم زهنم میخواست نادیده بگیرد این اتفاق و معجزه بزرگ ولی نوشتم نوشتم شکرگذاری کردم گفتم تمامش بر هر صورت همین حسم که گفت برو دستکول هایت بیبین هیچ وقت نمی‌توانم نادیده اش بیگرم به گقته استاد خداوند زیاد بزرگ هست فقط باید باورش کنم یک درخواست دیگر هم از خدا همین چند دقیقه پیش کردم برای روز مادر به مادرم میدانم محقق میشود به خدا کوچک بزرگ ندارد این که برایم شد تمام خواسته هایم میشود

    استاد امروز یک فایل تان شنیدم اشکم آمد که گفتین خدا برایم گفت ثروتمند میسازمت آنقدر که متعجب شوی استاد گفتین این را خدا برای همه گفته گفت کافی هست ما باور کنیم استاددد چند روز پیش برای من هم خدا گفت در کمنت های قبلیم نوشتیم و امروز گفتم باید میلیارد بار تکرارش کنم این اتفاق های چند روزم که عالی بودن و میخواستم به استاد مهربانم بگویم اتفاق های عالی زیاد در زنده گیم می افتد ولی نباید کمنتم دراز شود خدایااا شکرت زیاد خوشحال هستم من خوشبخت ترین هستم

    و بیایم سر فایل امروز بخدا که همین هست غیر این هیچ چیزی نیست

    استاد وقتی طالب ها آمدن به کابل و حکومت تغییر کرد واااا آنقدر مقاومت کردم خود مه به زمین زمان زدم که از افغانستان برم نشد نشد

    چون زیاد مقاومت داشتم فعلا دوسال شد اینجا ماندم ولی شکر گذار هستم شکرررر هر چی خیر هست او اتفاق های باعث شد من تغییر کنم بزرگ شوم خدای خودم بشناسم استاد عباس منش بشناسم و تسلیم ربم شوم

    و در مورد اطرافیانم بگویم خواهرم ازدواج کرده با خانواده شوهرش سراسر مشکل دارد بیشتر توجه میکند بیشتر مقاومت میکند و زنده گی اش پنج سال هست هیچ تغییر نکرده و روز به روز بیشتر میشود عادت های اونا در مقابلش و هی این بیشتر قصه میکند اوایل من که از قانون آگاه نبودم می شندیم میکفتم حالی با وجودی که زیاد دوست اش دارم میدانم کار خودش هست مسولیت اش با خودش هست خدا بالای هیچکس ظلم نمیکند هیچ کار در این دنیا اشتباه نیست فقط باید خودمان خوب شویم جهان خوب هست

    خدایا شکرت زنده گیم سراسر معجزه شده با تمام وجودم درک میکنم بزرگ شدم درکم کمی بیشتر شده تغیییر کردیم زیاددددد عالی شدیم

    خدایااااا شکرت خدایا شکرت خدایا شکرت

    میدانم فوق العاده هستم میدانم فوق العاده شدیم خدایا شکرت خدایا شکرت

    تشکر استاد عباس منش دوست تان دارم یک روز به یک مهمانی عالی شما و مریم خانم دعوت میکنم در هوتل لکس و لاکچری خودم در نیویارک

    انشالله به خداوند همه چیز امکان پذیر هست خدایا شکرت

    تشکرررررررر دوست تان دارم

    روز شمار تحول زنده گی من روز چهل هفتم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 10 رای:
    • -
      محمدرضا حسینی گفته:
      مدت عضویت: 1525 روز

      بنام خدای پاکیزه

      خواهر خوبم چقدر خدای خودت را زیبا معرفی کردی.

      من هم عاشق آن خدای که‌ گفتی و توصیف کردی. چقدر خوب خدایت را معرفی کردی. به قول استاد من ذره‌ای از خداوند هستم و تو ذره‌ای از خداوند هستی . من و تو یکی هستیم. چقدر صبت هایت از خداوند دلنشین است. واقعاً از شما تشکر می‌کنم.

      از خداوند سپاس گزارم که چنین از دست و زبان تو خودش را نشانم می‌دهد.

      با دست و زبان طبیعت خودش را نشان می‌دهد.

      من ذره‌ای از خدای هستم ،که خدای محمد هست ،خدای داوود نبی است، خدای موسی است،خدای ابراهیم است، خدای نوح است. خدای من ،خدای انبیا هم هست.

      خدای من ،خدای تمام جهان هم هست.

      خدای من،خدای قدرتمند و فرمانروای جهان هست.

      من از شما تشکر می‌کنم که یادآور تمام این نشانه ها بودید.

      چقدر از دیدگاه شما لذت بردم.

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
      گزارش نقض قوانین سایت
      • -
        پاکیزه بارکزی گفته:
        مدت عضویت: 1150 روز

        چاقو اسماعیل را نکشت

        آتش ابراهیم را نسوزاند

        نهنگ یونس را نخورد

        دریا موسی را نبلعید

        ((با خدا باش تا نگهبانت باشد )

        سلاممم محمد رضا عزیز

        ذره یی از خدا دوست عزیزم

        تشکرررر از پیام زیبایی که برایم گذاشتین

        محمد عزیز چقدر خوشحال شدم چقدر حالم عالی شد خدا صدایم زد از طریق شما برایم مهر ورزید

        محمد عزیز اگر از این خدا بگویم کم گفتم تمام وجودم خدایی شده این خدا عشق هست بخداا زنده گی با خدا زیبا زیبا بهشت میشود بنده گی این خدا سروری هست خدایا شکرت خدایا شکرت برای همه چیز

        خدااااا خیلی بزرگ هست با تمام عظمت بزرگی اش عاشق عاشقانه ما هست برای ما عالی ترین ها را می‌خواهد ما را انسان خلق کرد آیا میشود عاشق این خدا نباشی من عاشق دلبسته و وابسته خدایی خود هستم بی نظیر هست اصلا لحظه نمیتانم بی یادش نفس بکشم خدایا شکرت خدایا شکرت که هر لحظه ما را هدایت میکنی

        تشکرر محمد عزیزم

        الهی که در آغوش خداوند غرق خوشبختی شادی ثروت نعمت برکت باشی

        خداوند یار همیشه گی ات باشد

        میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
    • -
      ابوالفضل گنجی گفته:
      مدت عضویت: 1122 روز

      سلام به خواهر افغانستانی ام.

      واقعا از عمق بالای بینش و سپاسگزاری شما نسبت به خداوند لذت بردم و دوباره برایم مرور شد که در هرکجا و هر شرایطی که باشی با دیدن هر زیبایی و اندک بهبودی در شرایط زندگی میتوان شکرگزاری کرد و قطعا طبق قوانین بلاتغییر خداوند رحمان، از آن زیبایی ها و بهبودها بیشتر خواهی دید.

      خوشحالم که قوی هستی و دعاهایت از روی کمبود داشته ها نسیت و چشم به فراوانی ها داری. مطمئنم که با ادامه تلاش و تکرار و تکرار گوش دادن به فایلهای استاد و کنترل دائمی ذهن در توجه به زیبایی ها و سپاسگزاری ها نشانه ها ظاهر خواهند شد و شرایط عالی خواهد شد.

      چقدر خوب به نجواهای شیطان اشاره کردی….

      واقعا معما چو حل گشت آسان نماید.

      نجواها بعد از بهبودها خیلی زود میاییند و میخواهند همه چیز را عادی و خارج از قوانین جلوه دهند.

      ولی ما فریب نجواها را زمانی نخواهیم خورد که دائما در مسیر تقوا و کنترل ذهن و توجه به زیبایی ها باشیم.

      بقول استاد عزیزم تمام افعال قرآن در خصوص مومنین مضارع هستند.

      یعنی آنهایی رستگارند که همیشه و در حال و هر صحنه ای از زندگی با ایمان پیش میروند.

      بهترینها را برای شما و همه هموطنان شما که در این سایت کنار هم هستیم آرزومندم.

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
      • -
        پاکیزه بارکزی گفته:
        مدت عضویت: 1150 روز

        سلام به برادر خوش قلبم ابوالفضل عزیز

        تشکررررر عزیز خداوند از کمنت زیبایت برای من

        چقدر زیبا نوشتی در هر جا باشیم در هر شرایطی میتوانیم زیبایی ها را بیبینم و شکرگذار باشیم قوانین همه جا یکی هست چون آسمان خدا همه جا یکی هست

        ابوالفضل عزیز همه چیز درونی هست بیرون ز تو نیست آنچه در عالم هست از خود بطلب هر آنچه خواهی که توییی

        خداوند را صد هزار مرتبه شکرگذار هستم که لطف اش همیشه شامل حال ما بوده که اینجا هستیم

        منتظر نتایج عالی ات هستم عزیز که با خواندن آن شوق کنم

        در خدا شاد پیروز باشی

        میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  10. -
    بهترین پسر ایران گفته:
    مدت عضویت: 1179 روز

    ب نام خدای هدایتگر

    با سلام

    من میتونم ادعا کنم ک توی این درس یکی از بهترین شاگردهای استادم

    تا حالا ندیدم کسی رو انقد خوب بتونه کانون توجهش رو کنترل کنه

    رمز کار فقط ی نقل قول از استاده: وظیفه ی ما اینک جوری ب قضایا نگاه کنیم ک حالمون خوب بشه

    مثال بزنم؟مثلا اگه کسی چپ‌چپ نگاهمون میکنه باید با خودمون بگیم از بس ک خوشکل و خوشتیپ هستیم داره نگامون میکنه تا الگوبرداری کنه یا اصن از بس من ازش بالاترم داره بهم‌حسادت میکنه خدایا شکرت ک جوری خلقم کردی ک دیگران حسرتم رو بخورن

    یا مثلا ازدواج کردی چندنفر پشت سرت حرف میزنن و میخان داستان برات درست کنن با خودت بگی چون من خواهرشو،دخترشو نگرفتم یا ب برادرش و پسرش شوهر نکردم بش زور داره خدایاشکرت ک حسرت داشتنم رو میخورن

    ولی کلا اگه توجهت رو از روی نکات منفی برداری و فقط زیبایی ها و آدم های خوب و اتفاقات خوب رو ببینی و هی تحسینشون کنی اصلا اتفاقات و حرفای بد و ادم های بد رو نخاهی دید (یعنی خیلی کم میشن برای شما)اگرم احیانا ببینی و بشنوی باید ازشون اعراض کنی الان من توی ی شهری زندگی میکنم ک پر از ارازل اوباشه و ب گفته ای شهر لات و لوت نشیناس ولی حدود یکی دوساله ک من هیچ ادم الواتی ندیدم و هررررکی سر راهم قرار میگیره مثل راننده و سوپرمارکت و بوتیک و قهوه کده و حتی راننده ها و موتور سوارها و عابران پیاده ای ک میبینیم همه معدب و با شخصیت هستن اصلا انگار من و همسرم تو غرب کشور زندگی نمیکنیم‌انگار تو اروپا هستیم انقد ک هروز زیبایی و دارودرخت و ادم های خوب میبینیم

    حتی تو شخصیت های اطرافیانمون هم فقط باید نکات مثبتشون رو ببینیم و هی شارژشون کنیم با خودمون و دیگران راجبش صحبت کنیم تا ازون جور ادم ها و اخلاق ها رو جذب کنیم

    درآخر بگم ک اگر توجهتون رو نکات مثبت و زیبایی و خوشکلی و مهربانی باشه قول میدم اتفاقات بد رو نمیبینین اگرم یک درصد ی اتفاق بدی افتاد یا ادم ناجوری سر راهتون قرار گرفت یا حرفی شنیدن کافیه بهش توجه نکنین و ازش اعراض کنین(اعراض کلمه ی جادوییه)

    خدا یارو نگهدارتون

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 10 رای: