با هر چه بجنگی، آن را ماندگارتر می کنی - صفحه 40 (به ترتیب امتیاز)


  • نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
  • فایل تصویری با هر چه بجنگی، آن را ماندگارتر می کنی
    225MB
    19 دقیقه
  • فایل صوتی با هر چه بجنگی، آن را ماندگارتر می کنی
    17MB
    19 دقیقه
توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

671 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    علیرضا پورهادی گفته:
    مدت عضویت: 4051 روز

    با سلام

    هر بار که به سخنان شما گوش می دهم، آرامش و امیدواری من بیشتر و بیشتر می شود.

    امیدوارم که همیشه موفق و سلامت باشید و خدواند را سپاسگزارم که شما را وارد زندگی من نموده است.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  2. -
    venus MESLE.HICHKAS گفته:
    مدت عضویت: 4320 روز

    سلام استاد

    یک چیزی من منظور شمارو متوجه نمیشم!

    یعنی بشینیم تماشا کنیم فساد و فساد کاران هر روز قدرتمند تر و قدرتمندتر از دیروز بشن و ما همش بشینیم و روی بگردانیم از واقعیت ها؟؟؟؟؟؟؟؟؟

    خب اگه اینطوری بود پس اون همه جنگ با کفار در زمان پیامبر(ٌص) و امام علی علیه السلام هیچ مفهومی نخواهد داشت!!!!!

    لطفا ظریف تر به مساله اشاره کنین.

    با سپاس.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  3. -
    چتر خیس گفته:
    مدت عضویت: 4089 روز

    یک سوال از استاد دارم که میفرمایند در فرانسه همه فرهنگ ها با خوبی وخوشی زندگی میکنند پس چرا زنان مسلمان در همین پاریس که میفرمایید حق ندارند حجاب داشته باشند و اگر یک روسری ساده سر کنند باید جریمه بپردازند مگر حجاب چه خطری میتونه برای اونها داشته باشه؟ آیا این زندگی آرام و خوبیه که میفرمایید که زنان آزادی ندارند لباس بپوشند؟ حجاب نه باید اجباری باشد و نه به زور به مردم بگویی لخت باشند.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
    • -
      گروه تحقیقاتی عباس منش گفته:
      مدت عضویت: 4224 روز

      دوست عزیز چنین اتفاقی که شما از آن صحبت می کنید به هیچ عنوان در فرانسه وجود ندارد و مسلمانان زیادی در این کشور با حجابی به مراتب بهتر از خیلی از خانمهای کشورمان زندگی می کنند و هیچ ممنوعیتی ندارند. احتمالاً اطلاعات غلطی به شما داده اند.

      موفق باشید

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
      • -
        عدنان حسین پور گفته:
        مدت عضویت: 4126 روز

        وای. مسئله کاملا واضحه که تحصیل در فرانسه با حجاب ممنوعه.

        درسته غرب پیشرفت هایی داشته ولی غرب زدگی هم اصلا خوب نیست و ما بهترین ها رو برا کشورمون خواهیم ساخت.

        میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
      • -
        مجتبی دارینی گفته:
        مدت عضویت: 3919 روز

        1٫در مدارس فرانسه حجاب ممنوع است.اما در دانشگاه ممنوعیتی وجود ندارد.

        2٫یکی از اساتید(خانم) قصد سفر به فرانسه داشت اما باید به اجبار برای ویزایش عکس بدون حجاب میداشت…آیا این همان آزادی است که در شعار ملی فرانسه است؟؟؟ایشون کلی با سفیر فرهنگی فرانسه در ایران در مورد حفظ حجابشان با چادر در فرانسه بحث می کرده اند که در نهایت بدون نتیجه مانده است.

        3٫در مورد تاثیر توجه به داعش و گسترش آن حق با شماست.خواهیم دید که در آینده داعش از عراق و سوریه ناپدید و از اروپا و آمریکا سر در می آورد.چون توجه به آنها در خاورمیانه رو به کم شدن است و در بین اروپاییان رو به افزایش است.بله با گفتن و شعار دادن جنگ با تروریسم،تروریست ها نابود نمی شوند.بلکه باید عمل کرد و وارد عرصه نبرد شد.دولتهای اروپایی و آمریکایی حرفش را میزنند پس جذبش می کنند.ما عمل می کنیم و انشاالله نابودشان می کنیم.آیا آقای عباسمنش با جنگ واقعی و عملی با تروریست ها مخالفند؟به نظر من حتی اگر در قلب اروپا هم برای جنگ با تروریست به کمک نیاز باشد ما باید به آنها کمک کنیم و وارد عمل شویم.بنی آدم اعضای یک پیکرند که در آفرینش ز یک گوهرند…..چو عضوی به درد آورد روزگار دگر عضوهارا نماند قرار…….تو کز محنت دیگران بی غمی نشاید که نامت نهند آدمی…..

        میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
  4. -
    پرهام بهرامی گفته:
    مدت عضویت: 4169 روز

    سلام

    استاد با حرفاتون با دیدگاه قانون موافقم اما

    بصورت کلی نمیدونم ما درست فهمیدیم منظور شمارو؟

    یعنی اگه مثلا همسایه ما مثلا به حدود ما تجاوز کرد حالا از حد سروصدا یا مثلا یه وسیله ای جلو در نصب کرد که عبور و مرور مارو مختل کنه نریم چیزی بهش نگیم؟و بی توجهی کنیم؟میدونم اگه تو مسیر باشیم این اتفاقها نمیفته اما بر فرض اینکه حالا این اتفاق افتاده.

    یا مثلا چک دادن بما و برگشت خورد میدونم اصلا چکی نباید کار کنیم و اگه در مدار باشیم چک بد سراغ ما نمیاد اما اینا همش از بابت پیشگیریه درمان چی؟حالا اومدیم چک دستمونه نریم شکایت نکنیم؟حتی اگه مبلغش خیلی درشت بود؟باشه خودمون بریم حسمون بد میشه بدیم وکیل و حسمونم بدونیم که بد نمیشه چی؟

    استاد خواهشا جواب این سوالات رو بدید من تقریبا همه محصولاتتون رو خریدم بقیه رو هم تو چن روز اینده میخرم و سوالم تو هیچکدوم نیس و از طرفی کسی که انقد پول میده اموزش ببینه حقشه چندتا سوالم بپرسه خواهشا نخواید که توی عیل کل مطرح کنم چون هم اونجا کسی ج نمیده هم اینکه من تقریبا همه محصولات رو بدقت کار کردم جوابش نیس پس بچه ها هم بلد نیستند مطالبی که میگذارید شدیدا رو زندگی بچه تاثیر میذاره لطفا سوالمو هم انتشار بدید هم جواب خواهشا.

    فرض کنید اون اتفاق افتاد و الان چک سنگینی داریم بگذریم دیگران فک کنن ترسو هستیم یا ناتوان واسه گرفتن حقمون اصلا مهم نیس اما خودمون چی باید فک کنیم؟

    این موضوع در رابطه با داعش هم هس یعنی فرانسه بیخیال شه و با بی توجهی از کنار مرگ اتباعش بگذره؟البته شایدم اگه با کمک سازمان ملل به مبارزه واسه نابودیشون بلند شن حتی اگه هیتلر وار همه رو هم بکشن خودبخود یه داعش جدید بوجود بیاد.

    منتظر پاسخم لطفا نه اعلام طرح این پرسش تو عقل کل.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
    • -
      Amin Cheraghy گفته:
      مدت عضویت: 3984 روز

      با سلام خدمت دوست عزیز

      من یه تجربه در زمینه چک دارم با خودم گفتم با شما مطرح کنم شاید به شما هم کمک کنه.

      چند ماه پیش یه چک به مبلغ 70 میلیون تومان از من برگشت خورد که پس از بررسی متوجه شدم این چک 3 سال پیش از دسته چک من به سرقت رفته و پس از جعل اسم و امضا به شخص دیگری بابت خرید خودرو سپرده شده.

      من با شخصی که چک را برگشت زده بود تماس گرفتم و گفتم که چک از من به سرقت رفته ولی او قبول نمیکرد و میگفت که من عمدا چکم را در اختیار آن شخص سوم قرار داده ام. کاری که کردم این بود که اول خانواده را در جریان قرار ندادم چون اگه مادر و همسرم متوجه موضوع میشدند فقط از لحاظ روانی هم خودم و هم آنها تحت فشار قرار میگرفتند و فقط انرژی زیادی معطوف به خود مسئله میشد و طبق قانون جذب مسئله بزرگتر میشد و موارد مشابه بیشتری را جذب میکرد و راه حل را سختتر میکرد. از طرف دیگه بر این باور بودم که من در فرکانس مناسبی هستم و این مسئله براحتی حل خواهد شد. پس از چند روز خانواده از موضوع از طریق برادرم باخبر شدند ولی به آنها اطمینان دادم که مسئله بزرگی نیست و حل خواهد شد. آنها هم وقتی اطمینان و آرامش من را دیدند زیاد خود را درگیر نکردند.

      بعد از آن اقدام قانونی کردم و طبق شکایتی به دادگاه اعلام کردم که چه اتفاقی افتاده و دادگاه هم با شخصی که چک را برگشت زده بود تماس گرفت و از جزئیات مطلع شد ولی قاضی هم قانع نمیشد که چک بسرقت رفته ولی من بر این باور بودم که مسئله براحتی حل خواهد شد.

      پس از گذشت 3 ماه کسی که چک را در اختیار داشت با من تماس گرفت و گفت که مسئله اش با شخصی که چک را به او داده حل شده و حاضر است در قبال دادن رضایت از طرف من چک را به من تحویل دهد . پس از هماهنگی های لازم رفتم و چک را تحویل گرفتم و مسئله ای که در ظاهر داشت پیچیده میشد به همین راحتی حل شد البته هنوز آن شخص سوم را پیدا نکرده ام و اینکه از چه طریقی چک به سرقت رفته ولی مطمئنم که بزودی این موضوع را هم خواهم فهمید.

      جالب اینجاست که مسئله مشابهی برای یکی از دوستان نزدیکم بوجود آمد و او هم با راهکاری مشابه من برخلاف عملکردهای قبلیش به طور معجزه آسائی چک ش را تحویل دادند هر چند گفته بودند که باید مبلغ 10 میلیون تومان به آنها بپردازد.

      (باورهای مثبت + بزرگ نکردن موضوع + امید به حل مسئله + اقدام قانونی)

      اینها تجربیات من بودند امیدوارم به شما نیز کمک کنند.

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  5. -
    مریم افسانه گفته:
    مدت عضویت: 3986 روز

    سلام.سوال من اینه زمان پیامبرایشون به جنگ توجه میکردند که جنگهای زیادی بود یا به دشمن که دشمن زیاد داشتند ؟یا امام علی (ع)به تنهایی که کسی همراهش نشد ؟ممنون پاسخش داده بشه .موفق باشید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  6. -
    فرزانه دستوریان گفته:
    مدت عضویت: 2572 روز

    در ادامه کامنت قبلی :

    استاد میخوام بگم از کانون توجه :

    از بچگی تو خواب نمایی از اتفاقات هفتگیم رو بهم نشون در گذشته بیشتر اتفاقاتی که احساسم رو خیلی بد میکرد میدیدم ولی تو این دو-۳ سال اکثرا اتفاقات خوب درواقع خواسته هام رو میبینم وخود به خود از خوابم تنگیزه میگیرم وهدایت وادامه میدم

    چرا اینجوری شده جون ۴ ساله که سعی میکنم احساسم خوب باشه به چیزهای خوب توجه میکنم و مدل خواب های من تغییر کرد

    پارسال اتفاقات به ظاهر بدی افتاد ولی من میدونستم یا میخوام رشد کنم و هم یه درآمدی برای زندگیم داشتم وهم از این فرصت برای خوندن قرآن استفاده کردم حداقل۱۰-۱۵ دور و حرف های شمارو تطبیق میدادم با قرآن و میدیم چیزی جدا از هم نیست یک مسیر هستند . بیشتر به شما اعتماد کردم .

    کرونا اومد من این هم همون اتفاق خوبه است برای من سایتم که جراتش رو نداشتم ساختم تنهایی .

    با آدم های زندگیم در لحظه محبت میکردم .

    اردیبهشت ماه مادربزگم مریض شد من بهم ریختم خودم رو به سوره بستم که ذهنم کنترل بشه و وقتی فوت کرد من خیلی آروم بودم مراسم تو خونه ما بود من به خودم گفتم خدا میخواد یه جاهایی از وجودم رو رشد بده ببینم این اتفاق چی برام داره.

    من گریه نکرد ۴۰ روز مردم میومدن خونه ومراسم بود من فقط از زاویه قانون بهش نگاه کردم که حتی مرگ آدم ها چقدر عشق ومحبت رو بین مردم افزایش میده چقدر با همین خریدها رزق وروزی وارد زندگی آدم ها میشه حتی خونمون چقدر مرتب تر وتمیز تر شده وحتی مرگ چر از خیر وبرکت برای زنده ها داره. ازپدر ومادرم در مورد این مراسمات سوال میپرسیدم دیدم کلی ساختگی وکلی شرک درشون هست وخدارو شکر میکردم که دارم بهتر زندگی رو تجربه میکنم. یه جاهایی هم قاطی میکردم ولی خودم رو به خدا سپردم . تازه اونجا بود که مهارت پیدا کردم با کودکان ارتباط برقرار کنم وکودک بشم وباهاشون بازی کنم به جای شنیدن بقیه حرف ها.

    کودکان شده بودن دوستام .

    وقتی حالم بد میشد میرفتم برای خودم درس میدادم و به اوج خوشحالی میرسیدم وذهنم کنترل میشد وقتی دانشجو بودم استاد بیوفیزیکمون میگفت شغلی رو انتخاب کنید که وقتی حالتون خرابه و همه چی بهم ریخته برید مشغول اون بشید همه چی فراموش بشه وبه اوج شادی برسید . فهمیدم که این علاقه منه این همونه که من میخوام.

    از خدا کمک خواستم که یه شرایطی فراهم کنه بهتر بشم و آموزشگاه ها باز شدن وتو اون مدت رفتم ادامه دوره ام رو برگزار کردم و برای یک هفته فول انرژی میشدم چون حین تدریس اون موقع خیلی وصل میشم بهش یه عشق رو تجربه میکنم . تو اون ۴۰ روز من حتی یکبار قبرستون نرفتم اما ۳ ماه بعد یکبار اتفاقی رفتم وهیچ حالم بد نشد. خدایا شکر کلی رشد کردم از همون خونه وانباری خونه که داریم شروع کردم به فیلم گرفتن آموزش هام . فعلا خدا بهم گفت دست نگه دار برای آزمونت بخون . خدای من این ها همشون در یک راستا هستند.

    چقدر این شرایط الان به من کمک کرده که خدا میدونه

    الان میفهمم چرا خدا تو قالب یکی از استادها بهم میگفت تو چرا میخوای صدات و تدریست رو از بچه ها دور نگه داری تو اون خواب یکسری شاگردها رو دیدم . الان میدونم چون هم عرت نفسم پایین بود وهم کلی باور محدودکننده داشتم که دارم روشون کار میکنم.

    خوشحالم که امسالم رو سال عزت نفس گذاشتم خدایاشکرت شکرت شکرت

    الان کلی نعمت وثروت تو خونمون جریان داره خدایاشکرت

    الان رابطمون با همدیگه وبا بقیه آدم ها خیلی بهترم

    الان میدونم من معلم هستم ذاتا و میخوام معلم دانشمندی باشم

    خدایا دوستت دارم

    سپاسگزارم استاد که باز بهمون یادآوری کردی این آگاهی های و قوانین خداوند رو

    خدایا تنها تورا میپرستم وتنها از تو یاری میجویم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  7. -
    Mmir- گفته:
    مدت عضویت: 772 روز

    باسلام و درود خدمت عزیزانم دراین سایت

    قانون توجه:جز حیاتی ترین قانون زندگی و جهان و خداوند

    اگه ما بخوایم مسیرمون رو پیداکنیم به وسیله هدایتمون کانون توجه ما مارو به همون مسیر میبره

    وکاری نداره که تو چی میخای

    ما خالق زندگی خودمونیم

    بچع کانون توجه مهم ترین چیزه و این قانون با کنترل ذهنمون هربار برامون راحت ترمیشه

    یعنی ما باید بتونیم کنترل کنیم کانون تمرکزمونو و هواسمون به احساسمون باشه که راه رو تومسیر نشونمون میده

    جز فایل های خیلی مهم هست این فایل با درک عمیق گوش بدید

    روز 47 از روزشمار تحول زندگیم

    من تعهد میدم که این مسیر رو ادامه بدم و کانون توجه و تمرکزمو روش کارکنم تا به این مسیر هدایت بشیم

    سپاسگذار الله یکتا

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  8. -
    فاطمه هلالی گفته:
    مدت عضویت: 970 روز

    بسم الله الرحمن الرحیم

    سپاسگذار خدایی هستم ک من را از هیچ آفرید و ب من جسم سالمی دادی

    قلبی ک می‌تپد

    چشمانی ک میبیند

    دستانی ک دارد مینویسد

    پاهایی ک درحال حرکت است

    گوشهایی ک این سخنان توحیدی را می‌شنود

    خدایا شکرت برای اسمانی ک هرشب زیبایی های ماه و ستارگان و سیاه مخملی رو میبینم

    و روزها آفتاب درآسمان ابی و ابرهای سفید می‌بینم

    خدایا شکرت ک فرزندانم سالم هستن

    و ب من رزق فرزندانی هم پسر هم دختر بخشیدی

    خیروبرکت زندگیم را هربار بیشتر میکنی

    از وقتی تصمیم گرفتم غذاهای پروتئینی بخورم خودت هرروز برایم جور کردی و یخچالم را پر کردی

    خدایا شکرت برای همسری مهربان و نجیب و دست دلباز نصیبم کردی

    و قلب اورا برایم نرم کردی

    خدایا سپاسگذارم مادرم مدتهای طولانی است ک هرروز از راه دور برایم صبح بخیر های زیبا می‌فرستد

    استاد کاری مهربان و بسیار خوشرو با مهارت بالا ک هرروز جایی ب من می‌دهد ک فرزندم را بخابانم و اورا گرم کنم با پتو و رختخواب فرزندش و من راحت کارم را انجام دهم

    خدایا شکرت چنان توانایی جسمی ای بهم دادی ک ب تمام کارهام میرسم

    و کارهایی طی چندروز انجام میدادم را برایم در مدت زمانی کمتر وراحت تر رقم میزنی

    همزمانی ها یی ک برایم رقم زدی

    برای تمامی چیزهای عالی ک دراین مسیر یاد گرفتم مهارتهام توانایی هام استعدادهام و اعتمادبنفسم سپاسگذارم ک همه را تو بهم عطا کردی

    برای این محبتی ک در قلب دیگران قرار دادی

    زیبایی ظاهریم ک بهم دادی ک هرکس ک ب من پی ببره باورش نمیشه 31 ساله و دارای دوفرزند هستم

    برای تمام وسایل خانه و زندگی و امکاناتی ک برایم رقم زدی همین موبایلی ک دستمه

    اینترنتی ک دارم و همه را تو بهم هدیه دادی

    از وقتی این مسیر رویایی را ب من هدیه دادی این سایت توحیدی را ب من معرفی کردی بهترین روزها را برایم ساختی

    و بهترین هدیه ها را دادی هرچی ک خاستم را بدست آوردم و همه را خیلی راحت ب من بخشیدی ای وهاب ای بخشنده ای مهربان

    کمکم کن ب زیبایی های جهان زیبایت توجه کنم

    کمکم کن ب سلامتی و توانایی خودم و هر فرد سالمی توجه کنم

    کمکم کن ب ثروت خودم و ثروت هر شخص ثروتمندی توجه کنم

    کمکم کن ب آرامش ب شادی ها و افراد شاد توجه کنم

    کمکم کن ب تو توجه کنم تورا در هرچیز زیبایی ببینم و نفس هایم الهی و توحیدی باشد

    نفسی ک میکشم از روی احساسات خوب و پاکی درون باشد ن از روی ناراحتی و قضاوت و حسرت و قربانی شدن

    سپاسگذارم خداجونم دوستت دارم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای: