این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.
https://tasvirkhani.com/fa/wp-content/uploads/2018/03/abasmanesh-3.jpg8001020گروه تحقیقاتی عباسمنش/fa/wp-content/uploads/2015/12/logo-with-title-340x85.pngگروه تحقیقاتی عباسمنش2018-03-29 03:48:162020-08-28 08:14:21توجه به داشته ها، راهِ رسیدن به خواسته ها
اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
6.آخرین قسمت سریال من مربوط میشه به ماههای پایانی سال 96 که تصمیم گرفتم برای ارتقا مهارتهای در کلاسهای فن بیان و سخنوری شرکت کنم.
و اما چرا فکر میکنم تجربه خوشایندی بود؟???
از اونجایی که من مدرس شده بودم و باید بیشتر در جمع صحبت میکردم نیاز بود که مهارتهای سخنرانی و صحبت برای جمع را نیز یاد بگیرم.
فکر میکردم این کلاسها با کیفیت بالا فقط در تهران تشکیل میشه اما از اونجا که استاد میگن قانون درخواست خیلی خوب جواب میده برای من هم جواب داد و کلاسی با همون کیفیت بالا و هزینه مناسب در شیراز هم تشکیل شد .
من در اون کلاس ثبت نام کردم و بخوبی آموزش دیدم. من همیشه فکر میکردم برای صحبت در جمع مناسب نیستم و اینقدر استرس دارم که همه متوجه میشن و خجالت هم می کشیدم اما در اون 8 جلسه من در هر جلسه یک سخنرانی 3 دقیقه ای داشتم و جالب اونجا بود که بعد هر سخنرانی همه کلی ازم تعریف میکردن که چقدر خوب صحبت میکنم و هیچ استرسی ندارم که خودمم کلی تعجب میکردم.???
اینها را مدیون استاد عزیزم عباس منش هستم که با دوره قانون آفرینش من را با قوانین بدون تغییر الهی آشنا کرد و با دوره عزت نفس به من اعتماد به نفس داد .??
با دوره هدفگذاری اهدافم را برایم واضح کرد.???
با دوره های ثروت 1.2.3 ???باورهای اشتباهم را به من شناساند و راه تغییرش را به من گفت.
با دوره دستیابی به آرزوها مرا به خواسته هایم نزدیکتر کرد.??
با دوره عشق و مودت به من یاد داد چگونه روابط بهتری با دیگران برقرار کنم.??
با دوره شیوه حل مسائل به من یاد داد چگونه مشکلات را شکلات کنم.???
دوستان عزیز اینهایی که گفتم تنها بخشی از تجربه های جالب من در سال 96 بود چون اگر میخواستم همه را بنویسیم باید ساعتها وقت صرف میکردم و می نوشتم.
اهداف من در سال 97:
میخوام درآمدم را حداقل سه برابر از درآمد فعلیم کنم و تمرینات دوره ثروت را با جدیت و تعهد بیشتری انجام دهم.
به یاری خدا میخوام مدرسه ام را تاسیس کنم و تلاشم را برای بهبود بیشتر وضعیت آموزش بکار گیرم.
میخوام در چندین جمع بزرگ سخنرانی کنم و پا بر روی ترسهایم بگذارم.
این سه هدف ، مهمترین هدفهایم هستند که ایمان دارم با بکارگیری آموزش های استاد در سال 97 خیلی موفق تر از سال قبل عمل خواهم کرد.
با امید سالی پر از شادی و ثروت و آرامش برای دوستان گلم در این سایت.????
سلام به استاد عباس منش گرامی و خانواده بزرگ گروه تحقیقاتی عباس منش.
سال نو را به همه عزیزان تبریک می گویم.
نمی دانم به چه دلیل دو بار متن کامل تهیه کردم و خواستم در مسابقه شرکت کنم و هر دوبار به طرز عجیبی در هنگامی که زمان ارسال می رسید به صورت کاملاً عجیب از سایت خارج می شدم و پیامم حذف می شد .
چون معتقدم در هر نشدنی خیری نهفته هست اصلاً ناراحت نشدم و تصمیم گرفتم این بار فقط از اتفاقات و تجربیات امروزم یعنی 97/1/17 بنویسم .
من با تمرینات مستمر دوره های استاد از مهر 95 تا به امروز ،مخصوصاً قانون آفرینش _ راه های عملی دستیابی به آرزوها و حل مسئله ،یک دگرگونی اساسی در همه جنبه های زندگیم بوجود آمد که سال 96 را سال طلایی زندگیم نامگذاری کردم .
دیروز من به طور ناگهانی احساس ناامیدی و نگرانی خاصی از پیشامدهای بعدی پس جدایی از زندگی با همسرم که قرار هست در چند روز آینده اتفاق بیفتد را تجربه کردم آن هم به این دلیل که تمام حق و حقوقم که یک خانم می توانست بگیرد را بخشیدم در ازای رهایی و آزادی جسم و روحم و چون هر آنچه سرمایه از طلا و پول داشتم را بابت 12 سال حمایت از ماندگاری این زندگی صرف کردم را هم از دست داده ام برای همین این احساس بهم دست داد که با این اوضاع که نمی خواهم به خانه پدری برگردم و می خواهم زندگی مستقل داشته باشم اما با این توضیحات بالا چطور؟
راستی این را هم بگویم با تمرینات مداوم قانون آفرینش و دو دوره ی بعدی که نام بردم می توانم بگویم به قدری احساس وجود خدا در همه لحظاتم را قوی دریافت می کنم که در 98 درصد مواقع از سال 95 تا به امروز به واقع حال و روز روحی و جسمی ام عالیه با وجود تمام ناخواسته هایی که بود.
و اما امروز کامل به شک و تردیدها و نا امیدیم پاسخ داده شد. از اول صبح می گویم.
به خاطر سپاس گزاری مداوم از خواب عمیق شبانگاهی ام من در هر شرایط محیطی خواب واقعاً عمیقی را از سال 95 به بعد تجربه می کنم (به جز چند مورد که تعداد انگشتان دست هم نیست) برای همین بسیار سرحال ساعت 5/5 صبح به صورت خودکار از خواب بیدار شدم چون از شب قبل به خاطر پایان دادن به نگرانیم تصمیم داشتم کوه نوردی کنم و من ساعت یک ربع به 7 امروز با کمی وسیله به قصد کوه نوردی بیرون آمدم.
چون اول صبح بود و از کوه های اطراف آبشار تهران می خواستم بالا بروم در آن ساعت می شد گفت به جز رفتگران زحمتکش شهرداری کسی نبود و من صعودم با تعویض کفش ورزشیم با کفش کوه ام آغاز شد .
در همان ابتدای راه دو سگ که یکی سیاه بود و دیگری کرم رنگ و پایش لنگ می زد دنبال من به راه افتادند .با اینکه یکی از ترس های من از نوجوانی دیدن و نزدیک شدن سگ بهم بود و در تمام 3 ماه زمستان 95 روی این باور به صورت دائمی کار کرده بودم در هنگام مواجهه باهاش اما هنوز کمی احساس ناخوشایند از اینکه دنبالم می آمدند داشتم و این کلام رو به زبان آوردم که شماها موجودات نازنینی هستید و از بودنشون احساس رضایت کردم و درخواست کردم از خدا که مسیرشان را تغییر دهد و درجا به احساس خوشایند رسیدم .سگ سیاه دیگر دنبالم نیامد اما سگ کرم رنگ که لنگ هم می زد به دنبالم آمد هر جا که می رفتم و گاهی هم جلوتر از من مسیر را انگاری بهم نشان می داد کم کم به احساس خوشایندی رسیدم که دوست داشتم همراهیم کند یک جور احساس امنیت و پشتیبانی ازم در درونم بوجود آمد در مسیر رسیدن به بالای یکی از کوه ها تحت هر شرایطی با وجود سختی راه چون شیب تندی داشت و یا کسانیکه با صدا در آوردن او را از خودشون دور می کردند اما همچنان در پشت سرم یا کنارم همراهیم می کرد به اندازه ای که چند نفر گفتند سگ مال شماست که همراهیتون می کنه؟ من درک کردم که همراهی این سگ فقط پاسخ من به فرستادن یکی شدن با طبیعت و هر موجودی که در آن زندگی می کند بود چون من هیچ محرکی مثل آب و غذا به او نداده بودم . با دیدن خستگی مفرط و نبود آب و غذا برایش تصمیم گرفتم که وقتی از کوه پایین آمدم برایش به پاس این همراهی و پشتیبانی غذا تهیه کنم وقتی وارد رستوران شیک محوطه پارک شدم به لطف تمرینات درخواست قانون آفرینش درخواست عجیب برای صاحب رستوران که گوشت خام می خواستم را انجام دادم که پاسخم این بود که تخطی از قانون رستوران داران است و نمی تواند این کار را انجام دهد فقط می تواند گوشت را به صورت کبابی و آبدار بدهد و من پذیرفتم و حدود 20 دقیقه طول کشید بعد از آماده شدن غذا هزینه آن را از حساب بخشش پرداخت کردم و آمدم بیرون چند متری هنوز فاصله نگرفته بودم که دوباره همان سگ را دیدم که دنبالم می آید در صورتیکه قاعدتاً باید می رفت اما منتظرم مانده بود.
در جای مناسب ظرف غذا را گذاشتم و بهش اشاره کردم که برای تو هست و بخورد و خودم آنجا را ترک کردم .شاید بعد از 10 دقیقه یکهو دیدم پشت سرم به حالت تند دارد می آید نزدیکم شود و از سر شوق دورم چرخید و می خواست دستم را لیس بزند که من امتناع کردم و تا به حال دست به سگ نزده ام و من امروز با رفتار این سگ و دیدن طبیعت بی نظیر و رفتن به جاییکه صعود سختی بود و تمام غرب تهران زیر پای آدم بود و من تواناییم به خودم ثابت شد .پاسخ هایی بود به ناامیدی و نگرانی و دیدن مهر پروردگار به من و دلم بیشتر از قبل قوت گرفت.
حال هدفگذاری سال 97 ام که در 4 یا 5 روز با گوش دادن کامل و مکتوب کردن دوره هدفگذاری انجام شد:
_راه اندازی اتوبوس بازی های فکری که با آن به تمام نقاط ایران سفر کنم و همه اقشار ایران عزیز را با فواید این بازی ها آشنا کنم (من مدرس بازی های فکری هستم)
_در راستای یکی از اهدافم که طراح مطرح و بزرگ بازی های فکری در جهان شدن هست سفر و کسب اطلاع از بازی های بومی و محلی ایران و جهان هست که برای ایران با اتوبوس سیار بازی ها به لطف خدا اتفاق می افتد و برای جهان هم به صورت جالبی یکی از دوستانم خبر نمایشگاه بین المللی بازی های فکری را امسال در آلمان داد
_ دستیابی به مکالمه روان زبان انگلیسی
_راه اندازی کارخانه تولید بازی فکری با برند خودم
_خرید خانه مستقل در ایران و جهان
و ………
نمی دانم چطور قرار هست به اهدافم برسم چون باور دارم تجسم کنم ،حالم را عالی نگه دارم،اقدام کنم مسیر بهم گفته خواهد شد و هزاران دستها و راه های بینظیر بهم نشان داده می شود.
سپاس استاد عزیز از طرح این مسابقه و ترغیب همه دوستان در تمرکز بر خواسته هاشون .
سالی سرشار اتفاقات عالی و نتایج فوق العاده همراه با شادی ،سلامتی و ثروت را برای تک تک دوستان از خدای بی نظیر خواهانم .
سلام بر پیام اور زمانه یکی از دستان خداوند مهربان استاد عباس منش عزیز استاد امیدوارم این پیام منو خود شما بخونید استاد من از سال نو و شش روی باورهای توحیدی خیلی کار کردم یکی از باورهای غلط من این بود که یک منجی بیاد منو نجات بده تو ضمیره ناخواداگاهم شرک و شیطان موج میزد با شنیدن یک نه از طرف دیگران بهم میریختم بنظرم اگه شرک تعریفی داشته باشه اینه که منتظر باشی یکی بیاد زندگی تو رو نجات بده الان به این درک رسیدم فقط خودم هستم که میتونم اینده قشنگی واسه خودم بسازم من هستم که قدرتمندم من هستم که خداوند در درونم هست ولی راستش تا قبل سال نود شش فک میکردم که خدا کلا منو فراموش کرده یک تجربه خیلی خوبی دارم خیلی بهم کمک کرده راستش هرجا میخوام برم دست خدا رو میگیرم با خودم میبرم چقدر بهم حس خوبی میدم که شب قبل خواب با خدای خودم حرف میزنم چند شب پیش درحال مراقبه با خدا داشتم معامله میکردم دقیقا اینو بهش گفتم که خدای من میخوام برایت بنده خوبی باشم میخوام برات بندگی کنم بهش گفتم تو برای من چکار میکنی باور کنید استاد دقیقا این صدا تو سرم مثل بمب صدا داد که گفت من برای تو همه کار میکنم چه احساس قشنگیه وقتی میفهمی خداوند حرفت رو گوش میکنه و راحت جواب میده انگار یک عمر منتظر بود من بهش بگم خدای من میخوام برات بندگی کنم ممنونم استاد بخاطر اینکه هستی بخاطر اینکه مفهوم توحید رو برای من باز کردی امیدوارم هرچیزی که از خدا میخوای بهت بده راستش تو سال نود شش انقدر اتفاق خوب برام افتاده که حسابش از دستم در رفته همه اینها مدیون خدای استاد عباس منش و دستان او هستم ممنونم بخاطر همه چیز
سال 96 برای من سالی بود که با هدفگذاری شروع شد و الان که به عقب نگاه میکنم میبینم به خیلیهاش رسیدم..
وقتی دفترمو باز کردم دیدم اهداف سال 96 ام رو اینجوری نوشته بودم
1.میخوام بسته تند خوانی استاد و قانون آفرینش رو بخرم(بسته تندخوانی رو که همون روزهای اول سال خریدم و این یه نشونه بزرگ واسه من بود چون پولش به شیوه عالی بهم رسید
2.دومین هدفم قبولی تو آزمون وکالت بود که هر چند محقق نشد ولی دو تا درس خوب بهم داد : اول اینکه اونچیزی که حق الهی منه بهم میرسه ولی تو زمان خودش،و اینکه من خیلی رو کلاس رفتن و آزمونای آموزشگاهها حساب میکردم و باور مخربم این بود که تا نرم این کلاسارو موفق نمیشم و یه باور مخرب دیگمم این بود که حتما باید چندین بار شکست بخوری که موفق شی ولی با فایلهای شما استاد خوبم این باورهامو شناختم و در حال اصلاحشون هستم که انشالا نتیجشو اواخر سال واستون مینویسم.
3.نوشته بودم میخوام یه سفر کیش برم،به خدا اینارو من فقط نوشته بودمش،و اصلا یادم نبود که نوشتم .چون من عاشق سفرم وقتی امشب دفترمو نگاه کردم گریم گرفته بود چون این هدفو خیلی کمتر از بقیه بهش فکر میکردم و اوایل دی ماه بود که نه تنها کیش رفتم بلکه دوتا سفر دیگم جور شد و خدارو شکر یه عالمه خوش گذشت
4.یکی دیگه از اهدافم یادگیری زبان و موسیقی بود..وقت کافی واسه رفتن کلاس زبان نداشتم وواسه همین بهم الهام شد که یه اپ زبان نصب کنم و روزانه تو خونه کار کنم و خدارو شکر همه چی داره عالی پیش میره در مورد موسیقی هم یه اتفاق خوب برام افتاد اونم اینکه یه آموزشگاه موسیقی نزدیک خونمون افتتاح شد و چون اواخر سال بود که متوجهش شدم گفتن بعد عید شروع کلاسامونه و اینم در واقع یکی از اون اهدافی بود که پس ذهنم داشتمش
5.رابطه عالی با نامزدم..و اینکه ایشون هم وارد این مسیر بشن البته اینو میدونم من فقط مسول زندگی خودمم و نمیتونم رو زندگی هیچ کس تاثیری بذارم ولی خدارو شکر یه نشونه های خیلی خوبی دیدم مثلا میبینم که شکرگزاریهاش بیشتر شده یا یه وقتایی راجب قانون حرفهایی میزنه و من فقط تحسینش میکنم و یه صحبتهایی میکنم و خدارو شکر اینا نشونه های خوبی بود که دیدم.
6.تو دفترم نوشته بودم که من میخوام کسب درآمد کنم و خودم برای خودم تو خونه کار کنم .اواخر سال بود که فقط یک هفته رو باور فراوانیم کار کردم و فغیل رایگان چگونه تر عرض یک سال درآمد خود را سه برابر کنیمو گوش کردم که یه کار بهم پیشنهاد شد و تونستم اولین دستمزدمو بگیرم و چقدر شیرینه زمانیکه با تغییر باورهات آگاهانه به خواسته هات میرسی
سال 96 ایمانم به واسطه مقابله با ترسهام بیشتر شد،وقتی فهمیدم باید سبک زندگی خودمو داشته باشم واسه دل خوذم زندگی میکنم ،اگه بارون بیاد و دوس داشته باشم برم زیر بارون میرم بدون چتر و برام مهم نیست بقیه چی میگن،اگه بهم بگن مرجان اینکارو بکن اونکارو نکن ،برام مهم نیست من فقط از زندگیم لذت میبرم..یادمه روزی که اسم کلاس موسیقی آوردم مادرم کلی غر زد اگه اون مرجان سابق بودم یه عالمه بحث میکردم ولی اونروز چیزی نگفتم.
سال 96 اعتماد بنفسم بیشتر شد،دیگه از حرف زدن تو جمع نمیترسم،بقیه رو بهتر از خوذم نمیدونم و دنیا هم چهره جدیدش رو بهم نشون داده
سال 96 دوستای منفیم از دورم رفتن و اینم از روزی بود که من واقعا خواستم تغییر کنم و زندگیمو تغییر بدم
استاد سال 96 بهترین تجربه من درس گرفتن از آموزه های شما بود بیشتر سعی کردم یاد بگیرم و قوانینو بکار ببرم تا جایی که کار کرذم نتیجه هم گرفتم
شیرینی همه این اتفاقات خوب یه طرف و برنده شدنم تو عقل کل یه اونم روز تولد شما یه طرف،از یه هفته قبلش همش تصور میکردم که خیلی خوب میشه اگه من برنده بشم و این برنده شدنم مصادف شد با تخفیف سایت و تونستم قانون آفرینشو بخرم که الان کل زندگیم شده و نشونه هایی که میبینم مهر تاییدی میذاره رو این باور که قانون جپاب میده مرجان تو فقط باور کن و صبر کن تکاملت طی شه..
سال 96 خوب. بود ولی سال 97 سال تحول منه
روز آخر سال رفتم یه دفتر و خودکار نو خریدم
و صفحه اولش نوشتم
سال تحول من
تعهد دادم که به همه اهدافی که مکتوب کرذم برسم پس دقیقا همون چیزایی که تو دفترم نوشتمو مینویسم و تجربیاتی که میخوام کسب کنم
1.رابطم با نامزدم عالیتر بشه و وقت بیشتری برای بودن کنار هم داشته باشیم
2.قبولی آزمون وکالت با رتبه تک رقمی
3.درآمد حاصل از کارم بیشتر بشه (یه رقم ثابت که واسه سال 97 در نظر گرفتم)و پیشنهادهای کاری بیشتر و بهتری داشته باشم
4.خرید محصول عزت نفس و روانشناسی ثروت یک
5.یه سفر کیش با نامزدم با حساب و جیب پر از پول تو بهترین هتل (یه هتل خاص که خیلی دوسش دارم)
6.خرید یه ماشین 206 سفید روکش چرم به اسم خودم
7.رفتن به کلاس موسیقی و پیشرفت در زمینه موسیقی و عضویت تو اون گروهی که میخوام (البته این جز اهداف بلندمدتره )
8.رابطم با خدا بهتر و قویتر شه و هرروز رو باورهام کار کنم و با دیدن هر نشونه شکرگزار خداوندم باشم
استاد اینا هدفهای اصلی من واسه سال 97 هست،خیلی دوسشون دارم و هرروز میخونمشون و تصورشون میکنم ..میدونم منم مثل شما و هزاران نفر دیگه که به خواستشون رسیدن میرسم به اهدافم چون لایق بهترینام..فقط باید بدونم تو این مسیر باید روی خدا حساب کنم..باید تکاملمو طی کنم ..باید ناامید نشم چون پس ذهنم خیلی اهداف بزرگتری هست که باید بهشون برسم .ممنونم که این فرصتو بهم دادین که بتونم یادآوری کنم که اگه من حواسم به اهدافم نبود خدا حواسش بود اگه من به هدفی نرسیدم مشکل خودم و باورهام بودن..ممنونم استاد که بهم یاد آوری کردین که به یاد بیارم که خدا چه نعمتهایی بهم داده و چه درهایی رو به روم باز کرد ..فقط کافیه باور کنم که میشه ..ممنونم که گفتین اهداف سال جدیدتونو بنویسید چون بعد از اینکه ارسال دیدگاهو زدم میخوام یه اسکرین شات بگیرم که یادم بمونه اول سال چه حرفایی رو اینجا نوشتم و آخر سال با افتخار بیشتری از رسسدن به هدفهام بنویسم.
اگه یکم جمله ها ناقصه ببخشید چون من با گوشی تایپ میکنم و هر چی که مینویسم از ته دلم مینویسم
اونم این که : خواسته ای که از همه بیشتر و بهتر رهـــا بشه خیلی راحت تر و با کیفیت تر برآورده میشه —-> سفر کیش
که در مورد جذب خانم بهره دار هم برای من همین طور بود . پس رهایی رو خیلی بیشتر تمرین کنید
برای اینکار بهتون مطالعه کتاب های خانم استرهیکس رو پیشنهاد میکنم .
دوم این جمله : برام مهم نیست من فقط از زندگیم لذت میبرم.
هدف ما همینه . ما موجوداتی هستیم که برای شادی به این جهان اومدیم . وقـــتی با تمام وجود این هدف رو درک کنیم باورهامون خـــیلی تغییر میکنه ، احساس لیاقتمون بالا میره ، توکلمون بیشتر میشه
بهترین ها رو برای شما و نامزدتون در سال 97 آرزو دارم
حتما از راهنماییهاتون استفاده خواهم کرد در ضمن یه تشکر هم به شما بدهکارم برای ایده شرکت تو قسمت عقل کل ،چون تو قسمت نظرات یکی از فایلها گفتید تو عقل کل شرکت کردمو تونستم بسته روانشناسی ثروت رو تهیه کنم منم برای قانون آفرینش از این ایده استفاده کردم و جواب گرفتم .خداوند رو سپاسگزارم که دوستان خوبی مثل شما دارم و قطعا از این پیشنهادتون هم استفاده میکنم.ممنونم واقعا..من هم برای شما و خانم بهره دار عزیز آرزوی بهترینهارو دارم.
سلام به استاد عباس منش عزیز وهمه دوستان. من درسال 96 به یمن نتورک مارکتینگ تجارب زیادی آموختم 1- روابط عمومی خیلی عالی .قبلا توجمع دونفرهم خجالت میکشیدم صحبت کنم واز صحبت کردن فراری بودم اما تونتورک صحبت کردن بامردم ودر جمع رابخوبی بهم یاددادن ومیتونم براحتی جلوی دویست سیصدنفرهم صحبت کنم وکلا ترسم ازصحبت در جمع ریخته شد. 2- قبلا اصلا هدف داشتن ومکتوب نمودن اهداف و برنامه ریزی برای زندگی و …هیشکی بهم نگفته بود بااین که چهل ودو سال داشتم هیچکس تاحالا وهیچ جا اینها رابهم نگفته بود. 3- تعداد زیادی کتاب خوندم تو این یه سال حدود پنجاه شصت کتاب انگیزشی وموفقیت آمیز ازتونی رابینز . برایان تریسی .رندی گیج. رابرت کیوساکی و.. که خیلی بهم اطلاعات خوبی داد.4- تصمیم گیری برای اینکه بعد ازپانزده سال سابقه کارمندی وآب باریکه قیدشو بزنم و بچسبم به نتورک 5- پیداکردن دوستانی که درمدار موفقیت ومثبت اندیشی بودند وبه فکر رسیدن به موفقیت و هدف هاشون بودن و دورشدن ازفرکانس مردم عادی معمولی 6- آشنا شدن باسایت استاد عباس منش و دانلود کلیه فایل های رایگان وخرید فایل های راههای عملی رسیدن به رویا وفایل اول قانون آفرینش وکتاب های رویاهایی که رویانیست و فکر خداوند و بازشدن دریچه های جدید از قانون کیهان و روند زندگی به یمن آموزه های ایشان . اما برنامه های من درساال 97: 1- به یمن اطلاعات استاد که واقعا جدیدتر و ساده تر از نتورک بود خیال ندارم نتورک را ادامه بدم و قصد برگزاری سخنرانی انگیزشی ودوره های موفقیت درسراسر ایران رادارم واین را ازاستاد الهام گرفتم واین جرئت وجسارت راباگوش دادن به آموزه های ایشان پیدا کرد م که دل به دریا بزنم وازهیچ چیز وهیچ کس نترسم وتوکل واقعی ام به خدا باشه 2- تصمیم قطعی برای ترک کارمندی که دل وجرئت اونرا هم استاد بهم داده و مدیون ایشان هستم . 3- خرید ماشین های موردعلاقه ام 4- خرید خانه مورد علاقه ام 5- سی برابر کردن درامدم درسال 97 مهم ترین هدفم است که این قابلیت رادرخودم می بینم چون خداوند راپشتیبان خودم می دونم ومیدونم بهم کمک میکنه 6- به یمن آموزه های استاد رگه های شرک رادرزندگیم پاک کردم وفقط وفقط امیدم وتوکلم به خداست .قبلا امیدم به امامان و.. هم بود ولی فهمیدم که خدا بهم خیلی نزدیکه ودرون خودمه وبااحترام به امامان عزیز خودم مستقیم هرچی میخوام به خود خدامیگم تا برام ردیف کنه. 7- حذف کامل تلویزیون که درسال 96 تقریبا حذف بود ولی خیال دارم کلا حذفش کنم روزنامه وسایت ها و …که کلا دورش راخط کشیدم چون سیاست و.. هیچ سودی برام نداشته .
استاد عزیزم این فایل چقدر زیباست اصلا بعضی فایل ها امثال این ها خود به خود باعث میشود ادم کلی به موفقیت ها داشته ها با تغییر باور ها چه چیزهایی نصیبمون شده رو اید اوری کنیم.و کلی نعمت های خدارو .خدارو شاکرم من در اواخر سال 1403 نزدیک به سال 1404 بود با تغییر باور هام نصبت به ثروت اونم میتونم بگم با یک فایل و 10 صفحه از کامنت خوانی در یک فایلی که جند هزار کامنت داشت نصبت به ثروت و ایمان و احساس لیاقت . و خدارو شکر با نوشتن و تمرین و تکرار اون باور ها تجربه ی ثروت رو در زندگیم به خوبی لمس کردم ازادانه خرید کردن رو لمس کردم این لطف خدا بود.و خیلی نعمت هایی وارد زندگیم شد که همش با تغییر نگاهم حتی یادمه من مستاجر بودم همش میرفتم خونه های در حال ساخت رو نگاه میکردم همش تحسین میکردم میگفتم. حتی به جاهای هدایت میشدم که چندین طبقات . در چندین زمین در حال ساخت بود میگفتم خدایااا این همه خونه میسازن واقعا هر روز دقت کرده این در حال بیشتر بی نهایت شدن ساخت و ساز میشه. هر سال میگن فلان شهرک تموم شد فلان فاز یک دو سه همش ساختن.اینا از چی میاد از ثروت و نعمت از فراوانی.توجهم رو همیشه به اونا دادم که به خیلیا میگفتم که این همه دارن ساخت و ساز میشه. اونا اصلا نمیدیدن یه جورایی تلاش میردن انکار کنن که نه نیست اما واقعا بوددددد.هر روز داشت چند طبقه میرفت بالا و هنوزم داره میره و خدارو شکر با توجه به فراوانی های ساخت و ساز خدا یه جوری منو به راحتی و عزتمندانه بدون اینکه قرض بگیرم یا وامی چیزی هدایت شدم به لطف الاه حالا مسیر هایی که هدایت شدم تا ثروت بسازم برای ساخت منزلم رو در دفتم نوشتم اما بخاطر میاورم که واقعا کانون توجه به خواسته هایم با باور های درست جواب داد که این یکی از نتیجه ی مثبت من بود . آدم نمیدونه در بعض مواقع ذهن میگه چطوری اما واقعا با افکار مناسب باور مناسب توجه به فراروانی ها از جاهایی که نمیدونی یه جوری وارد زندگی میشه که آدم خودش میگه خدایا شکرت من نمیدونستم این خواسته ی من بود که خواسته ی تو هم بوده از قرار.الهی شکرت
و اکنون این سال 2018 واقعا سالی سرشار از خیر و برکت بود توی همین مدت 3 ماه نخست من در آزمون عملی گواهینامه ام همین چند روز قبل در بار اول قبول شدم و گواهینامه رو گرفتم در اروپا بسیار آزمون متفاوت است و نزدیک 50 دقیقه آزمون طول میکشه و تمامی قوانین به دست بررسی میشه از رانندگی توی اتوبان تا نحوه پارک و … و مدارک تحصیلی ایرانم به نحوی بسیار راحت ترجمه شد و ارزش گزاری شدند که تصمیم دارم دارم به امید خدا سال 2019 ادامه تحصیل بدهم و در ابتدای سال 2018 در شرکتش که مربیانی بسیار با فهم و شعور و مهربان داشت دوره آموزشی طراحی رو گذراندم و تمامی هزینه ها که چندین هزار یورو بود رو دولت به راحتی پرداخت کرد و هم اینکه بالاخره توانستم به لطف خدا در زمینه نوع رفتار و عمل و داشتن احساس خوب به سطح خوبی برسم و آن را در خود نهاده کنم دستاوردی زیبا بود و قصد دارم سه ماه دیگر یک ماشین بی آن و که مارک آنرا هم در نظر دارم بخر و میخواهم در این سال با همسر مورد نظرم ازدواج کنم و به خانه ای بزرگتر که حیاطی بزرگ داشته باشد و شرایطی بهتر داشته باشد نقل مکان کنم وم خواهم پول برای راه انداختن شرکت خودم بدست بیارم و زمین بزرگی را خریداری کنم و آن خانه ی دلخواه را مطابق با میل و نظر خود بسازم و عضلات بدنم رو بیشتر با تمرین مرتب تقویت کنم و سطح زبانم رو هم بیشتر ارتقا دهم .
. با آرزوی سلامتی و آرامش و ثروت برای همه ی شما عزیزان
همین الان که در حال نوشتن بخش زیبایی از دستاورد های 96 هستم صدای استاد توی گوشمه فایل صوتی که استاد حدود ساعت 11:20دقیقه در کانال تلگرام خود گذاشت.
استاد عزیز سلام ،دوستای عزیزم سلام فارق از هرچی هر جایزه ای و هر چیز دیگر میخواهم با دلی پر از ایمان و سپاس از خدای خودم بنویسم ؛ سال قبل این موقع 3 ماه خدمت بودم خیلی از دوران بی هدفی خدمت برام تعریف کرده بودن فک میکردم بدترین سال زندگی ام قرار است بشود، ولی اخه مگه میشه من به حرفای استاد ایمان دارم به خدای خودم به عدل خدای خودم و به قانون خداوند ایمان دارم .تصمیم گرفتم سال 96 رو بهترین سال خودم تا به ان روز کنم همان روز ها بود که یکی از دوستانم راهی دانشگاه رینو در ایالت نوادا شده بود خیلی انگیزه مطالعه برای ارشد خواندن رو در من شعله ور کرد ،با رای زنی با سرهنگ قسمت و استفاده از قانون درخواست خواستم که کمی به من کمک کنند تا بتوانم به مطالعاتم برسم نمیدونم چی شد که سرهنگ قسمتم من را در شیفت شب پادگانمون گذاشت ؛خب این یعنی که من تمام طول روز رو وقت برای مطالعه دارم ،بهتر از این نمیشد .
از فرصت استفاده کردم با مدرک کارشناسی ام به دانشگاه تهران رفتم از ریاست دانشکده فنی درخواست کردم که اجازه مطالعه در سالن مطالعه دانشگاه تهران را برایم صادر کند خیلی نا باورانه و بی چون و چرا دکتر قبول کرد و شرایط مطالعه در دانشگاه تهران هم برایم فراهم شد و الان کمتر از یک ماه بعد کنکور دارم و کماکان در حال خدمت .
اتفاق بی نظیره دیگر در سال 96 خرید اپارتمان مسکونی در محله ای خوب در تهران ان هم با 50میلیون بود خونه ای که 260 میلیون قیمتش بود و من تنها با 50میلیون رفتم جلو و در اواخر سال 96 بعد از حدود 5 ماه خرید خاته حدود 10 تا 20 درصد قیمت خانه های تهران گران شد و این هم یه اتفاق بی نظیره دیگه سال 96 من بود .
96 برای من یه سال عالی بود واقعا اصلا نفهمیدم خدمتم چطور گذشت چون تمام روز در حال گشتو گذار و مطالعه در دانشگاه تهران بودم و شب ها در پادگان سپری میشد .این بهترین و پور هیجان ترین مدل خدمت کردن بود .خیلی هدفمند بودم و وقتم واقعا تلف نشد 96 .خدایا مرسی بابت همه چی ?
سریال توجه به داشته ها
6.آخرین قسمت سریال من مربوط میشه به ماههای پایانی سال 96 که تصمیم گرفتم برای ارتقا مهارتهای در کلاسهای فن بیان و سخنوری شرکت کنم.
و اما چرا فکر میکنم تجربه خوشایندی بود؟???
از اونجایی که من مدرس شده بودم و باید بیشتر در جمع صحبت میکردم نیاز بود که مهارتهای سخنرانی و صحبت برای جمع را نیز یاد بگیرم.
فکر میکردم این کلاسها با کیفیت بالا فقط در تهران تشکیل میشه اما از اونجا که استاد میگن قانون درخواست خیلی خوب جواب میده برای من هم جواب داد و کلاسی با همون کیفیت بالا و هزینه مناسب در شیراز هم تشکیل شد .
من در اون کلاس ثبت نام کردم و بخوبی آموزش دیدم. من همیشه فکر میکردم برای صحبت در جمع مناسب نیستم و اینقدر استرس دارم که همه متوجه میشن و خجالت هم می کشیدم اما در اون 8 جلسه من در هر جلسه یک سخنرانی 3 دقیقه ای داشتم و جالب اونجا بود که بعد هر سخنرانی همه کلی ازم تعریف میکردن که چقدر خوب صحبت میکنم و هیچ استرسی ندارم که خودمم کلی تعجب میکردم.???
اینها را مدیون استاد عزیزم عباس منش هستم که با دوره قانون آفرینش من را با قوانین بدون تغییر الهی آشنا کرد و با دوره عزت نفس به من اعتماد به نفس داد .??
با دوره هدفگذاری اهدافم را برایم واضح کرد.???
با دوره های ثروت 1.2.3 ???باورهای اشتباهم را به من شناساند و راه تغییرش را به من گفت.
با دوره دستیابی به آرزوها مرا به خواسته هایم نزدیکتر کرد.??
با دوره عشق و مودت به من یاد داد چگونه روابط بهتری با دیگران برقرار کنم.??
با دوره شیوه حل مسائل به من یاد داد چگونه مشکلات را شکلات کنم.???
دوستان عزیز اینهایی که گفتم تنها بخشی از تجربه های جالب من در سال 96 بود چون اگر میخواستم همه را بنویسیم باید ساعتها وقت صرف میکردم و می نوشتم.
اهداف من در سال 97:
میخوام درآمدم را حداقل سه برابر از درآمد فعلیم کنم و تمرینات دوره ثروت را با جدیت و تعهد بیشتری انجام دهم.
به یاری خدا میخوام مدرسه ام را تاسیس کنم و تلاشم را برای بهبود بیشتر وضعیت آموزش بکار گیرم.
میخوام در چندین جمع بزرگ سخنرانی کنم و پا بر روی ترسهایم بگذارم.
این سه هدف ، مهمترین هدفهایم هستند که ایمان دارم با بکارگیری آموزش های استاد در سال 97 خیلی موفق تر از سال قبل عمل خواهم کرد.
با امید سالی پر از شادی و ثروت و آرامش برای دوستان گلم در این سایت.????
باسلام خدمت استادوخانواده بزرگم امیدوارم که مثل من شمانیزحالتون عالی باشه
سال 96من وخانواده ام تونستیم بسته ثروت 1روبخریم وخیلی ارتباطهامون باهم خوب شدهمیشه درحالذشکرگزاری شدیم وهستیم عمل سختی داشتم که به لطفدخداوتمرکزیکی ازبهترین دکترهادربهترین بیمارستان وباکمترین هزینه منوخیلی عالی عمل کردوخیلی خوب شدم صاحب خونمون ازنظراخلاقی اذیتمون میکردکه ماهمیشه تواسترس بودیم وبه لطف خدا خونه فروخته شدبه شخصی که فوق العاده انسان شریفی هستن وصاحب مغازمون اجاره مغازمواضافه نکردارتباطمون با بازارکاربهتروبهترشده وهیچی بدهی نداریم به شکرخداوندهمسرم به دخترانم ومن خیلی بیشترازقبل محبت واحترام میزاره راحت ترازقبل پول خرج میکنم واصلانگران نیستیم چون قانون روخوب درک کردیم
وحالااهدافمون درسال 97
هرگزواردحاشیه نشویم
بسته های استادروکه تاحالاتهیه کردیم هرروزگوش کرده وتمرین کنیم
مراقب ورودیهامون بشیم وبه خواسته هامون فکرکرده ودرموردشون صحبت بکنیم
دخترم واردبهترین کاربشه
صاحب یک خانه ی بزرگ وزیبا روبروی پارک محل زندگیمون که ارزوی دخترانم هستن بشیم
خریدمغازه ی بزرگ وگسترش فروشگاهمون بشیم
واردکردن جنسهای مغازمون ازطریق خودمون
خریدیک ماشین شاسی اف جی کوروز که رویای خانوادگیمون هست باشه
مسافرت خارجه که دوستدارم تجربه بکنم وتجارت نیزانجام بدم
تدارک مهاجرتم به جای که همیشه ارزودارم به اسان ترین راه ممکن
واتفاق بزرگی که همبشه تورویاهام هست دیدن استاددربزرگترین سمیناردرایران ودرتهران
درپناه الله یکتاشادسربلندوثروتمندباشید ????
بنام خدای دوست داشتنی.
سلام خدمت تمام دوستان وهمراهان گرامی .
و
سلام خدمت استاد عزیز وتیم زحمت کشش
من سال 1395 تصمیم گرفتم که یک هدف برای خودم بزام واون این بود که عید 1396 به مسافرت بروم بدون انکه
نگران هزینه های سفرم باشم وآزادانه هرکجا که دوست داشتیم بریم هرغدایی که دوست داشتیم بخوریم
یا هرجا میرویم و
ازوسایلی که برای تفریح هست استفاده کنیم واصلا نگیم وای چقدر گرونه . وفقط مسافرتی بدون نگرانی مالی داشته باشیم . و
اینو نوشتم وتکرار کردم وبطور معجزه برایم اتفاق افتاد باور کنید
احساسی که من در مسافرت عید 1396 داشتم در کل زندگی قبل از اون نداشتم
ودر تمام طول سفر اگاهانه توجه داشتم به قوانین وسپاسگزار خداوند بودم که این گونه منو هدایت میکنه
از اون به بعد تمام خواسته هایمان را باخانمم هدف گداری میکردیم وبدست می آوردیم
نه در تموم مراحل ولی زمانهایی که شاد بودیم
و وابسته به هدفهایمان نبودیم ودر یک کلام
بیخیال بودیم خداوند خیلی خیلی زیبا خواسته هایمان را اجابت میکرد .
وهمین الان که خاطراتم را مینویسم خیلی احساس فوق العاده ای دارم ( از اعماق قلبم ممنونم خدا)
واز استاد عزیز وخانواده دوست داشتنی عباس منش سپاز گذارم.
وبرای تک تک شما عزیزان امسال را سالی پر از نعمت وسلامتی واحساس خوب از خداوند مهربان دارم.
حمید رضا آزاده.
سلام به استاد عباس منش گرامی و خانواده بزرگ گروه تحقیقاتی عباس منش.
سال نو را به همه عزیزان تبریک می گویم.
نمی دانم به چه دلیل دو بار متن کامل تهیه کردم و خواستم در مسابقه شرکت کنم و هر دوبار به طرز عجیبی در هنگامی که زمان ارسال می رسید به صورت کاملاً عجیب از سایت خارج می شدم و پیامم حذف می شد .
چون معتقدم در هر نشدنی خیری نهفته هست اصلاً ناراحت نشدم و تصمیم گرفتم این بار فقط از اتفاقات و تجربیات امروزم یعنی 97/1/17 بنویسم .
من با تمرینات مستمر دوره های استاد از مهر 95 تا به امروز ،مخصوصاً قانون آفرینش _ راه های عملی دستیابی به آرزوها و حل مسئله ،یک دگرگونی اساسی در همه جنبه های زندگیم بوجود آمد که سال 96 را سال طلایی زندگیم نامگذاری کردم .
دیروز من به طور ناگهانی احساس ناامیدی و نگرانی خاصی از پیشامدهای بعدی پس جدایی از زندگی با همسرم که قرار هست در چند روز آینده اتفاق بیفتد را تجربه کردم آن هم به این دلیل که تمام حق و حقوقم که یک خانم می توانست بگیرد را بخشیدم در ازای رهایی و آزادی جسم و روحم و چون هر آنچه سرمایه از طلا و پول داشتم را بابت 12 سال حمایت از ماندگاری این زندگی صرف کردم را هم از دست داده ام برای همین این احساس بهم دست داد که با این اوضاع که نمی خواهم به خانه پدری برگردم و می خواهم زندگی مستقل داشته باشم اما با این توضیحات بالا چطور؟
راستی این را هم بگویم با تمرینات مداوم قانون آفرینش و دو دوره ی بعدی که نام بردم می توانم بگویم به قدری احساس وجود خدا در همه لحظاتم را قوی دریافت می کنم که در 98 درصد مواقع از سال 95 تا به امروز به واقع حال و روز روحی و جسمی ام عالیه با وجود تمام ناخواسته هایی که بود.
و اما امروز کامل به شک و تردیدها و نا امیدیم پاسخ داده شد. از اول صبح می گویم.
به خاطر سپاس گزاری مداوم از خواب عمیق شبانگاهی ام من در هر شرایط محیطی خواب واقعاً عمیقی را از سال 95 به بعد تجربه می کنم (به جز چند مورد که تعداد انگشتان دست هم نیست) برای همین بسیار سرحال ساعت 5/5 صبح به صورت خودکار از خواب بیدار شدم چون از شب قبل به خاطر پایان دادن به نگرانیم تصمیم داشتم کوه نوردی کنم و من ساعت یک ربع به 7 امروز با کمی وسیله به قصد کوه نوردی بیرون آمدم.
چون اول صبح بود و از کوه های اطراف آبشار تهران می خواستم بالا بروم در آن ساعت می شد گفت به جز رفتگران زحمتکش شهرداری کسی نبود و من صعودم با تعویض کفش ورزشیم با کفش کوه ام آغاز شد .
در همان ابتدای راه دو سگ که یکی سیاه بود و دیگری کرم رنگ و پایش لنگ می زد دنبال من به راه افتادند .با اینکه یکی از ترس های من از نوجوانی دیدن و نزدیک شدن سگ بهم بود و در تمام 3 ماه زمستان 95 روی این باور به صورت دائمی کار کرده بودم در هنگام مواجهه باهاش اما هنوز کمی احساس ناخوشایند از اینکه دنبالم می آمدند داشتم و این کلام رو به زبان آوردم که شماها موجودات نازنینی هستید و از بودنشون احساس رضایت کردم و درخواست کردم از خدا که مسیرشان را تغییر دهد و درجا به احساس خوشایند رسیدم .سگ سیاه دیگر دنبالم نیامد اما سگ کرم رنگ که لنگ هم می زد به دنبالم آمد هر جا که می رفتم و گاهی هم جلوتر از من مسیر را انگاری بهم نشان می داد کم کم به احساس خوشایندی رسیدم که دوست داشتم همراهیم کند یک جور احساس امنیت و پشتیبانی ازم در درونم بوجود آمد در مسیر رسیدن به بالای یکی از کوه ها تحت هر شرایطی با وجود سختی راه چون شیب تندی داشت و یا کسانیکه با صدا در آوردن او را از خودشون دور می کردند اما همچنان در پشت سرم یا کنارم همراهیم می کرد به اندازه ای که چند نفر گفتند سگ مال شماست که همراهیتون می کنه؟ من درک کردم که همراهی این سگ فقط پاسخ من به فرستادن یکی شدن با طبیعت و هر موجودی که در آن زندگی می کند بود چون من هیچ محرکی مثل آب و غذا به او نداده بودم . با دیدن خستگی مفرط و نبود آب و غذا برایش تصمیم گرفتم که وقتی از کوه پایین آمدم برایش به پاس این همراهی و پشتیبانی غذا تهیه کنم وقتی وارد رستوران شیک محوطه پارک شدم به لطف تمرینات درخواست قانون آفرینش درخواست عجیب برای صاحب رستوران که گوشت خام می خواستم را انجام دادم که پاسخم این بود که تخطی از قانون رستوران داران است و نمی تواند این کار را انجام دهد فقط می تواند گوشت را به صورت کبابی و آبدار بدهد و من پذیرفتم و حدود 20 دقیقه طول کشید بعد از آماده شدن غذا هزینه آن را از حساب بخشش پرداخت کردم و آمدم بیرون چند متری هنوز فاصله نگرفته بودم که دوباره همان سگ را دیدم که دنبالم می آید در صورتیکه قاعدتاً باید می رفت اما منتظرم مانده بود.
در جای مناسب ظرف غذا را گذاشتم و بهش اشاره کردم که برای تو هست و بخورد و خودم آنجا را ترک کردم .شاید بعد از 10 دقیقه یکهو دیدم پشت سرم به حالت تند دارد می آید نزدیکم شود و از سر شوق دورم چرخید و می خواست دستم را لیس بزند که من امتناع کردم و تا به حال دست به سگ نزده ام و من امروز با رفتار این سگ و دیدن طبیعت بی نظیر و رفتن به جاییکه صعود سختی بود و تمام غرب تهران زیر پای آدم بود و من تواناییم به خودم ثابت شد .پاسخ هایی بود به ناامیدی و نگرانی و دیدن مهر پروردگار به من و دلم بیشتر از قبل قوت گرفت.
حال هدفگذاری سال 97 ام که در 4 یا 5 روز با گوش دادن کامل و مکتوب کردن دوره هدفگذاری انجام شد:
_راه اندازی اتوبوس بازی های فکری که با آن به تمام نقاط ایران سفر کنم و همه اقشار ایران عزیز را با فواید این بازی ها آشنا کنم (من مدرس بازی های فکری هستم)
_در راستای یکی از اهدافم که طراح مطرح و بزرگ بازی های فکری در جهان شدن هست سفر و کسب اطلاع از بازی های بومی و محلی ایران و جهان هست که برای ایران با اتوبوس سیار بازی ها به لطف خدا اتفاق می افتد و برای جهان هم به صورت جالبی یکی از دوستانم خبر نمایشگاه بین المللی بازی های فکری را امسال در آلمان داد
_ دستیابی به مکالمه روان زبان انگلیسی
_راه اندازی کارخانه تولید بازی فکری با برند خودم
_خرید خانه مستقل در ایران و جهان
و ………
نمی دانم چطور قرار هست به اهدافم برسم چون باور دارم تجسم کنم ،حالم را عالی نگه دارم،اقدام کنم مسیر بهم گفته خواهد شد و هزاران دستها و راه های بینظیر بهم نشان داده می شود.
سپاس استاد عزیز از طرح این مسابقه و ترغیب همه دوستان در تمرکز بر خواسته هاشون .
سالی سرشار اتفاقات عالی و نتایج فوق العاده همراه با شادی ،سلامتی و ثروت را برای تک تک دوستان از خدای بی نظیر خواهانم .
سلام بر پیام اور زمانه یکی از دستان خداوند مهربان استاد عباس منش عزیز استاد امیدوارم این پیام منو خود شما بخونید استاد من از سال نو و شش روی باورهای توحیدی خیلی کار کردم یکی از باورهای غلط من این بود که یک منجی بیاد منو نجات بده تو ضمیره ناخواداگاهم شرک و شیطان موج میزد با شنیدن یک نه از طرف دیگران بهم میریختم بنظرم اگه شرک تعریفی داشته باشه اینه که منتظر باشی یکی بیاد زندگی تو رو نجات بده الان به این درک رسیدم فقط خودم هستم که میتونم اینده قشنگی واسه خودم بسازم من هستم که قدرتمندم من هستم که خداوند در درونم هست ولی راستش تا قبل سال نود شش فک میکردم که خدا کلا منو فراموش کرده یک تجربه خیلی خوبی دارم خیلی بهم کمک کرده راستش هرجا میخوام برم دست خدا رو میگیرم با خودم میبرم چقدر بهم حس خوبی میدم که شب قبل خواب با خدای خودم حرف میزنم چند شب پیش درحال مراقبه با خدا داشتم معامله میکردم دقیقا اینو بهش گفتم که خدای من میخوام برایت بنده خوبی باشم میخوام برات بندگی کنم بهش گفتم تو برای من چکار میکنی باور کنید استاد دقیقا این صدا تو سرم مثل بمب صدا داد که گفت من برای تو همه کار میکنم چه احساس قشنگیه وقتی میفهمی خداوند حرفت رو گوش میکنه و راحت جواب میده انگار یک عمر منتظر بود من بهش بگم خدای من میخوام برات بندگی کنم ممنونم استاد بخاطر اینکه هستی بخاطر اینکه مفهوم توحید رو برای من باز کردی امیدوارم هرچیزی که از خدا میخوای بهت بده راستش تو سال نود شش انقدر اتفاق خوب برام افتاده که حسابش از دستم در رفته همه اینها مدیون خدای استاد عباس منش و دستان او هستم ممنونم بخاطر همه چیز
سلام استاد عزیزم
سال 96 برای من سالی بود که با هدفگذاری شروع شد و الان که به عقب نگاه میکنم میبینم به خیلیهاش رسیدم..
وقتی دفترمو باز کردم دیدم اهداف سال 96 ام رو اینجوری نوشته بودم
1.میخوام بسته تند خوانی استاد و قانون آفرینش رو بخرم(بسته تندخوانی رو که همون روزهای اول سال خریدم و این یه نشونه بزرگ واسه من بود چون پولش به شیوه عالی بهم رسید
2.دومین هدفم قبولی تو آزمون وکالت بود که هر چند محقق نشد ولی دو تا درس خوب بهم داد : اول اینکه اونچیزی که حق الهی منه بهم میرسه ولی تو زمان خودش،و اینکه من خیلی رو کلاس رفتن و آزمونای آموزشگاهها حساب میکردم و باور مخربم این بود که تا نرم این کلاسارو موفق نمیشم و یه باور مخرب دیگمم این بود که حتما باید چندین بار شکست بخوری که موفق شی ولی با فایلهای شما استاد خوبم این باورهامو شناختم و در حال اصلاحشون هستم که انشالا نتیجشو اواخر سال واستون مینویسم.
3.نوشته بودم میخوام یه سفر کیش برم،به خدا اینارو من فقط نوشته بودمش،و اصلا یادم نبود که نوشتم .چون من عاشق سفرم وقتی امشب دفترمو نگاه کردم گریم گرفته بود چون این هدفو خیلی کمتر از بقیه بهش فکر میکردم و اوایل دی ماه بود که نه تنها کیش رفتم بلکه دوتا سفر دیگم جور شد و خدارو شکر یه عالمه خوش گذشت
4.یکی دیگه از اهدافم یادگیری زبان و موسیقی بود..وقت کافی واسه رفتن کلاس زبان نداشتم وواسه همین بهم الهام شد که یه اپ زبان نصب کنم و روزانه تو خونه کار کنم و خدارو شکر همه چی داره عالی پیش میره در مورد موسیقی هم یه اتفاق خوب برام افتاد اونم اینکه یه آموزشگاه موسیقی نزدیک خونمون افتتاح شد و چون اواخر سال بود که متوجهش شدم گفتن بعد عید شروع کلاسامونه و اینم در واقع یکی از اون اهدافی بود که پس ذهنم داشتمش
5.رابطه عالی با نامزدم..و اینکه ایشون هم وارد این مسیر بشن البته اینو میدونم من فقط مسول زندگی خودمم و نمیتونم رو زندگی هیچ کس تاثیری بذارم ولی خدارو شکر یه نشونه های خیلی خوبی دیدم مثلا میبینم که شکرگزاریهاش بیشتر شده یا یه وقتایی راجب قانون حرفهایی میزنه و من فقط تحسینش میکنم و یه صحبتهایی میکنم و خدارو شکر اینا نشونه های خوبی بود که دیدم.
6.تو دفترم نوشته بودم که من میخوام کسب درآمد کنم و خودم برای خودم تو خونه کار کنم .اواخر سال بود که فقط یک هفته رو باور فراوانیم کار کردم و فغیل رایگان چگونه تر عرض یک سال درآمد خود را سه برابر کنیمو گوش کردم که یه کار بهم پیشنهاد شد و تونستم اولین دستمزدمو بگیرم و چقدر شیرینه زمانیکه با تغییر باورهات آگاهانه به خواسته هات میرسی
سال 96 ایمانم به واسطه مقابله با ترسهام بیشتر شد،وقتی فهمیدم باید سبک زندگی خودمو داشته باشم واسه دل خوذم زندگی میکنم ،اگه بارون بیاد و دوس داشته باشم برم زیر بارون میرم بدون چتر و برام مهم نیست بقیه چی میگن،اگه بهم بگن مرجان اینکارو بکن اونکارو نکن ،برام مهم نیست من فقط از زندگیم لذت میبرم..یادمه روزی که اسم کلاس موسیقی آوردم مادرم کلی غر زد اگه اون مرجان سابق بودم یه عالمه بحث میکردم ولی اونروز چیزی نگفتم.
سال 96 اعتماد بنفسم بیشتر شد،دیگه از حرف زدن تو جمع نمیترسم،بقیه رو بهتر از خوذم نمیدونم و دنیا هم چهره جدیدش رو بهم نشون داده
سال 96 دوستای منفیم از دورم رفتن و اینم از روزی بود که من واقعا خواستم تغییر کنم و زندگیمو تغییر بدم
استاد سال 96 بهترین تجربه من درس گرفتن از آموزه های شما بود بیشتر سعی کردم یاد بگیرم و قوانینو بکار ببرم تا جایی که کار کرذم نتیجه هم گرفتم
شیرینی همه این اتفاقات خوب یه طرف و برنده شدنم تو عقل کل یه اونم روز تولد شما یه طرف،از یه هفته قبلش همش تصور میکردم که خیلی خوب میشه اگه من برنده بشم و این برنده شدنم مصادف شد با تخفیف سایت و تونستم قانون آفرینشو بخرم که الان کل زندگیم شده و نشونه هایی که میبینم مهر تاییدی میذاره رو این باور که قانون جپاب میده مرجان تو فقط باور کن و صبر کن تکاملت طی شه..
سال 96 خوب. بود ولی سال 97 سال تحول منه
روز آخر سال رفتم یه دفتر و خودکار نو خریدم
و صفحه اولش نوشتم
سال تحول من
تعهد دادم که به همه اهدافی که مکتوب کرذم برسم پس دقیقا همون چیزایی که تو دفترم نوشتمو مینویسم و تجربیاتی که میخوام کسب کنم
1.رابطم با نامزدم عالیتر بشه و وقت بیشتری برای بودن کنار هم داشته باشیم
2.قبولی آزمون وکالت با رتبه تک رقمی
3.درآمد حاصل از کارم بیشتر بشه (یه رقم ثابت که واسه سال 97 در نظر گرفتم)و پیشنهادهای کاری بیشتر و بهتری داشته باشم
4.خرید محصول عزت نفس و روانشناسی ثروت یک
5.یه سفر کیش با نامزدم با حساب و جیب پر از پول تو بهترین هتل (یه هتل خاص که خیلی دوسش دارم)
6.خرید یه ماشین 206 سفید روکش چرم به اسم خودم
7.رفتن به کلاس موسیقی و پیشرفت در زمینه موسیقی و عضویت تو اون گروهی که میخوام (البته این جز اهداف بلندمدتره )
8.رابطم با خدا بهتر و قویتر شه و هرروز رو باورهام کار کنم و با دیدن هر نشونه شکرگزار خداوندم باشم
استاد اینا هدفهای اصلی من واسه سال 97 هست،خیلی دوسشون دارم و هرروز میخونمشون و تصورشون میکنم ..میدونم منم مثل شما و هزاران نفر دیگه که به خواستشون رسیدن میرسم به اهدافم چون لایق بهترینام..فقط باید بدونم تو این مسیر باید روی خدا حساب کنم..باید تکاملمو طی کنم ..باید ناامید نشم چون پس ذهنم خیلی اهداف بزرگتری هست که باید بهشون برسم .ممنونم که این فرصتو بهم دادین که بتونم یادآوری کنم که اگه من حواسم به اهدافم نبود خدا حواسش بود اگه من به هدفی نرسیدم مشکل خودم و باورهام بودن..ممنونم استاد که بهم یاد آوری کردین که به یاد بیارم که خدا چه نعمتهایی بهم داده و چه درهایی رو به روم باز کرد ..فقط کافیه باور کنم که میشه ..ممنونم که گفتین اهداف سال جدیدتونو بنویسید چون بعد از اینکه ارسال دیدگاهو زدم میخوام یه اسکرین شات بگیرم که یادم بمونه اول سال چه حرفایی رو اینجا نوشتم و آخر سال با افتخار بیشتری از رسسدن به هدفهام بنویسم.
اگه یکم جمله ها ناقصه ببخشید چون من با گوشی تایپ میکنم و هر چی که مینویسم از ته دلم مینویسم
برای همه دوستانم آرزو میکنم به اهداف قشنگشون برسن
دوستتون دارم استاد گلم ?
خانم شاد سلام
از خوندن موفقیت هاتون خیلی لذت بردم
2 تا نکته خیلی مهم توی متنتون نظرم رو جلب کرد
اونم این که : خواسته ای که از همه بیشتر و بهتر رهـــا بشه خیلی راحت تر و با کیفیت تر برآورده میشه —-> سفر کیش
که در مورد جذب خانم بهره دار هم برای من همین طور بود . پس رهایی رو خیلی بیشتر تمرین کنید
برای اینکار بهتون مطالعه کتاب های خانم استرهیکس رو پیشنهاد میکنم .
دوم این جمله : برام مهم نیست من فقط از زندگیم لذت میبرم.
هدف ما همینه . ما موجوداتی هستیم که برای شادی به این جهان اومدیم . وقـــتی با تمام وجود این هدف رو درک کنیم باورهامون خـــیلی تغییر میکنه ، احساس لیاقتمون بالا میره ، توکلمون بیشتر میشه
بهترین ها رو برای شما و نامزدتون در سال 97 آرزو دارم
موفق باشید
سلام آقای فلاح مممنون و سپاسگزارم از محبتتون .
حتما از راهنماییهاتون استفاده خواهم کرد در ضمن یه تشکر هم به شما بدهکارم برای ایده شرکت تو قسمت عقل کل ،چون تو قسمت نظرات یکی از فایلها گفتید تو عقل کل شرکت کردمو تونستم بسته روانشناسی ثروت رو تهیه کنم منم برای قانون آفرینش از این ایده استفاده کردم و جواب گرفتم .خداوند رو سپاسگزارم که دوستان خوبی مثل شما دارم و قطعا از این پیشنهادتون هم استفاده میکنم.ممنونم واقعا..من هم برای شما و خانم بهره دار عزیز آرزوی بهترینهارو دارم.
سلام به استاد عباس منش عزیز وهمه دوستان. من درسال 96 به یمن نتورک مارکتینگ تجارب زیادی آموختم 1- روابط عمومی خیلی عالی .قبلا توجمع دونفرهم خجالت میکشیدم صحبت کنم واز صحبت کردن فراری بودم اما تونتورک صحبت کردن بامردم ودر جمع رابخوبی بهم یاددادن ومیتونم براحتی جلوی دویست سیصدنفرهم صحبت کنم وکلا ترسم ازصحبت در جمع ریخته شد. 2- قبلا اصلا هدف داشتن ومکتوب نمودن اهداف و برنامه ریزی برای زندگی و …هیشکی بهم نگفته بود بااین که چهل ودو سال داشتم هیچکس تاحالا وهیچ جا اینها رابهم نگفته بود. 3- تعداد زیادی کتاب خوندم تو این یه سال حدود پنجاه شصت کتاب انگیزشی وموفقیت آمیز ازتونی رابینز . برایان تریسی .رندی گیج. رابرت کیوساکی و.. که خیلی بهم اطلاعات خوبی داد.4- تصمیم گیری برای اینکه بعد ازپانزده سال سابقه کارمندی وآب باریکه قیدشو بزنم و بچسبم به نتورک 5- پیداکردن دوستانی که درمدار موفقیت ومثبت اندیشی بودند وبه فکر رسیدن به موفقیت و هدف هاشون بودن و دورشدن ازفرکانس مردم عادی معمولی 6- آشنا شدن باسایت استاد عباس منش و دانلود کلیه فایل های رایگان وخرید فایل های راههای عملی رسیدن به رویا وفایل اول قانون آفرینش وکتاب های رویاهایی که رویانیست و فکر خداوند و بازشدن دریچه های جدید از قانون کیهان و روند زندگی به یمن آموزه های ایشان . اما برنامه های من درساال 97: 1- به یمن اطلاعات استاد که واقعا جدیدتر و ساده تر از نتورک بود خیال ندارم نتورک را ادامه بدم و قصد برگزاری سخنرانی انگیزشی ودوره های موفقیت درسراسر ایران رادارم واین را ازاستاد الهام گرفتم واین جرئت وجسارت راباگوش دادن به آموزه های ایشان پیدا کرد م که دل به دریا بزنم وازهیچ چیز وهیچ کس نترسم وتوکل واقعی ام به خدا باشه 2- تصمیم قطعی برای ترک کارمندی که دل وجرئت اونرا هم استاد بهم داده و مدیون ایشان هستم . 3- خرید ماشین های موردعلاقه ام 4- خرید خانه مورد علاقه ام 5- سی برابر کردن درامدم درسال 97 مهم ترین هدفم است که این قابلیت رادرخودم می بینم چون خداوند راپشتیبان خودم می دونم ومیدونم بهم کمک میکنه 6- به یمن آموزه های استاد رگه های شرک رادرزندگیم پاک کردم وفقط وفقط امیدم وتوکلم به خداست .قبلا امیدم به امامان و.. هم بود ولی فهمیدم که خدا بهم خیلی نزدیکه ودرون خودمه وبااحترام به امامان عزیز خودم مستقیم هرچی میخوام به خود خدامیگم تا برام ردیف کنه. 7- حذف کامل تلویزیون که درسال 96 تقریبا حذف بود ولی خیال دارم کلا حذفش کنم روزنامه وسایت ها و …که کلا دورش راخط کشیدم چون سیاست و.. هیچ سودی برام نداشته .
به نام خدای عزیزم .
سلام به استاد عزیزم
استاد عزیزم این فایل چقدر زیباست اصلا بعضی فایل ها امثال این ها خود به خود باعث میشود ادم کلی به موفقیت ها داشته ها با تغییر باور ها چه چیزهایی نصیبمون شده رو اید اوری کنیم.و کلی نعمت های خدارو .خدارو شاکرم من در اواخر سال 1403 نزدیک به سال 1404 بود با تغییر باور هام نصبت به ثروت اونم میتونم بگم با یک فایل و 10 صفحه از کامنت خوانی در یک فایلی که جند هزار کامنت داشت نصبت به ثروت و ایمان و احساس لیاقت . و خدارو شکر با نوشتن و تمرین و تکرار اون باور ها تجربه ی ثروت رو در زندگیم به خوبی لمس کردم ازادانه خرید کردن رو لمس کردم این لطف خدا بود.و خیلی نعمت هایی وارد زندگیم شد که همش با تغییر نگاهم حتی یادمه من مستاجر بودم همش میرفتم خونه های در حال ساخت رو نگاه میکردم همش تحسین میکردم میگفتم. حتی به جاهای هدایت میشدم که چندین طبقات . در چندین زمین در حال ساخت بود میگفتم خدایااا این همه خونه میسازن واقعا هر روز دقت کرده این در حال بیشتر بی نهایت شدن ساخت و ساز میشه. هر سال میگن فلان شهرک تموم شد فلان فاز یک دو سه همش ساختن.اینا از چی میاد از ثروت و نعمت از فراوانی.توجهم رو همیشه به اونا دادم که به خیلیا میگفتم که این همه دارن ساخت و ساز میشه. اونا اصلا نمیدیدن یه جورایی تلاش میردن انکار کنن که نه نیست اما واقعا بوددددد.هر روز داشت چند طبقه میرفت بالا و هنوزم داره میره و خدارو شکر با توجه به فراوانی های ساخت و ساز خدا یه جوری منو به راحتی و عزتمندانه بدون اینکه قرض بگیرم یا وامی چیزی هدایت شدم به لطف الاه حالا مسیر هایی که هدایت شدم تا ثروت بسازم برای ساخت منزلم رو در دفتم نوشتم اما بخاطر میاورم که واقعا کانون توجه به خواسته هایم با باور های درست جواب داد که این یکی از نتیجه ی مثبت من بود . آدم نمیدونه در بعض مواقع ذهن میگه چطوری اما واقعا با افکار مناسب باور مناسب توجه به فراروانی ها از جاهایی که نمیدونی یه جوری وارد زندگی میشه که آدم خودش میگه خدایا شکرت من نمیدونستم این خواسته ی من بود که خواسته ی تو هم بوده از قرار.الهی شکرت
و اکنون این سال 2018 واقعا سالی سرشار از خیر و برکت بود توی همین مدت 3 ماه نخست من در آزمون عملی گواهینامه ام همین چند روز قبل در بار اول قبول شدم و گواهینامه رو گرفتم در اروپا بسیار آزمون متفاوت است و نزدیک 50 دقیقه آزمون طول میکشه و تمامی قوانین به دست بررسی میشه از رانندگی توی اتوبان تا نحوه پارک و … و مدارک تحصیلی ایرانم به نحوی بسیار راحت ترجمه شد و ارزش گزاری شدند که تصمیم دارم دارم به امید خدا سال 2019 ادامه تحصیل بدهم و در ابتدای سال 2018 در شرکتش که مربیانی بسیار با فهم و شعور و مهربان داشت دوره آموزشی طراحی رو گذراندم و تمامی هزینه ها که چندین هزار یورو بود رو دولت به راحتی پرداخت کرد و هم اینکه بالاخره توانستم به لطف خدا در زمینه نوع رفتار و عمل و داشتن احساس خوب به سطح خوبی برسم و آن را در خود نهاده کنم دستاوردی زیبا بود و قصد دارم سه ماه دیگر یک ماشین بی آن و که مارک آنرا هم در نظر دارم بخر و میخواهم در این سال با همسر مورد نظرم ازدواج کنم و به خانه ای بزرگتر که حیاطی بزرگ داشته باشد و شرایطی بهتر داشته باشد نقل مکان کنم وم خواهم پول برای راه انداختن شرکت خودم بدست بیارم و زمین بزرگی را خریداری کنم و آن خانه ی دلخواه را مطابق با میل و نظر خود بسازم و عضلات بدنم رو بیشتر با تمرین مرتب تقویت کنم و سطح زبانم رو هم بیشتر ارتقا دهم .
. با آرزوی سلامتی و آرامش و ثروت برای همه ی شما عزیزان
همین الان که در حال نوشتن بخش زیبایی از دستاورد های 96 هستم صدای استاد توی گوشمه فایل صوتی که استاد حدود ساعت 11:20دقیقه در کانال تلگرام خود گذاشت.
استاد عزیز سلام ،دوستای عزیزم سلام فارق از هرچی هر جایزه ای و هر چیز دیگر میخواهم با دلی پر از ایمان و سپاس از خدای خودم بنویسم ؛ سال قبل این موقع 3 ماه خدمت بودم خیلی از دوران بی هدفی خدمت برام تعریف کرده بودن فک میکردم بدترین سال زندگی ام قرار است بشود، ولی اخه مگه میشه من به حرفای استاد ایمان دارم به خدای خودم به عدل خدای خودم و به قانون خداوند ایمان دارم .تصمیم گرفتم سال 96 رو بهترین سال خودم تا به ان روز کنم همان روز ها بود که یکی از دوستانم راهی دانشگاه رینو در ایالت نوادا شده بود خیلی انگیزه مطالعه برای ارشد خواندن رو در من شعله ور کرد ،با رای زنی با سرهنگ قسمت و استفاده از قانون درخواست خواستم که کمی به من کمک کنند تا بتوانم به مطالعاتم برسم نمیدونم چی شد که سرهنگ قسمتم من را در شیفت شب پادگانمون گذاشت ؛خب این یعنی که من تمام طول روز رو وقت برای مطالعه دارم ،بهتر از این نمیشد .
از فرصت استفاده کردم با مدرک کارشناسی ام به دانشگاه تهران رفتم از ریاست دانشکده فنی درخواست کردم که اجازه مطالعه در سالن مطالعه دانشگاه تهران را برایم صادر کند خیلی نا باورانه و بی چون و چرا دکتر قبول کرد و شرایط مطالعه در دانشگاه تهران هم برایم فراهم شد و الان کمتر از یک ماه بعد کنکور دارم و کماکان در حال خدمت .
اتفاق بی نظیره دیگر در سال 96 خرید اپارتمان مسکونی در محله ای خوب در تهران ان هم با 50میلیون بود خونه ای که 260 میلیون قیمتش بود و من تنها با 50میلیون رفتم جلو و در اواخر سال 96 بعد از حدود 5 ماه خرید خاته حدود 10 تا 20 درصد قیمت خانه های تهران گران شد و این هم یه اتفاق بی نظیره دیگه سال 96 من بود .
96 برای من یه سال عالی بود واقعا اصلا نفهمیدم خدمتم چطور گذشت چون تمام روز در حال گشتو گذار و مطالعه در دانشگاه تهران بودم و شب ها در پادگان سپری میشد .این بهترین و پور هیجان ترین مدل خدمت کردن بود .خیلی هدفمند بودم و وقتم واقعا تلف نشد 96 .خدایا مرسی بابت همه چی ?