این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.
https://tasvirkhani.com/fa/wp-content/uploads/2018/03/abasmanesh-3.jpg8001020گروه تحقیقاتی عباسمنش/fa/wp-content/uploads/2015/12/logo-with-title-340x85.pngگروه تحقیقاتی عباسمنش2018-03-29 03:48:162020-08-28 08:14:21توجه به داشته ها، راهِ رسیدن به خواسته ها
اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
خداروشکر میکنم بابت وجود شما دو عزیز در این جهان و همفرکانس شدن من با شما که باعث شده از اگاهی هایی که در اختیارمان قرار میدهید استفاده کنیم.
امروز این فایل هدایتی من بود.
خداروشکر این یکی دو سال که با شما اشنا شدم و شروع کردم به کار کردن روی خودم خیلی تغییر کردم.
من تا به امروز فقط از قسمت دانلود ها و از اگاهی های ارزشمندش استفاده کردم و دارم تکاملمو طی میکنم.
سال 1402 تا به امروز :
به لطف خدا و اگاهی های ناب استاد من بعد از گذشت سه سال از مدرک فارق التحصیلی در رشته مهندسی عمران پا گذاشتم تو دل ترسام و از خدا خواستم هدایتم کنه و هدایت شدم به اموزش های خیلی عالی که برای بازار کار اماده بشم و شش ماه زمان گذاشتم و اموزش دیدم و منو از صفر خودم به 90 رسوند و این برای من یه دستاورد بزرگ بود . بعد رفتم برای کاراموزی اقدام کردم که بازم هدایت خدا رو خواستم به یکی دو جا درخواست کار دادم و بهم پروژه دادن بعد انجام پروژه ها اونا پیگیر کار نبودندو چند تماس برقرار کردم که گفتند حالا چک میکنیم کار رو و چند روز گذشت و خبری نشد و من اینو یه نشونه دیدم و تصمیم گرفتم برای پروانه نظام مهندسی بخونم چون این برای شرایط من عالی بود ( یه دلیلش اینکه هنوز که انگیزه و انرژی داشتم شروع کردم . سنم پایینه و این بهترین زمان بود برای یه شروع عالی. یه دلیلش پسر کوچیکمه که هنوز امادگی رفتن به مهدکودک رو نداشت و….) و من به خدا اعتماد کردم و اموزش امادگی برای ازمون نظام مهندسی رو تهیه کردم و در حال حاضر در حال خوندن برای ازمون مرداد ماه 1403 هستم .
واقعا خرید پک های اموزشی هم هدایتی بود و پولش به راحت ترین شکل ممکن جور میشد .
ببینید من صفر صفر بودم ولی حدود 10 تومن تا الان هزینه کردم نمیدونم چجوری ولی خدا برام به بهترین شکل ممکن جور کرد. خدایا شکرت واقعا وقتی برمیگردم به عقب همش معجزه میبینم و دستای هدایتگر خدای قدرتمندمو.
تواناییم روی کنترل ذهنم بیشتر شده .
ورودیامو بهتر میتونم کنترل کنم.
رابطم با خدای قدرتمندم بهتر و زیبا تر شده.
هدیه های جذابی رو که خیلی دوستشون داشتم دریافت کردم.
ارتباطم با ادم های غیر همفرکانسیم به شدت کم شده.
با نوشتن دوست شدم و بیشتر مینویسم.
شکر گذاریم بیشتر شده .
اروم تر شدم.
قوانین رو بهتر از قبل درک میکنم یعنی یه مثال براتون بزنم که ببینید چقدر تو در و دیوار بودم من ، قبلا میگفتن اون دنیا باید از روی پل صراط رد بشی و باریکیش به اندازه ی تار مو هست همش میگفتم خدایا یعنی تو این دنیا چجور تمرین ورزشی رو انجام بدم که اون دنیا بتونم از روی اون پل رد بشم .
الان به لطف الله خیلی خیلی بهتر شدم خیلی قوانین رو بهتر درک میکنم خیلی نگاهم به دنیا و اخرت خوب شده و مطمئنا بهتر و بهتر هم میشه .
یعنی همیشه سعی میکنم قانون تکامل رو به خودم یاداوری کنم هر لحظه که ناامیدی سراغم میاد به خودم میگم صالحه تو داری تکاملتو طی میکنی ادامه بده .
خدایا شکرت که فرصت اینو به من دادی که بیام از این روند تکاملیم بنویسم.
سال 1403
به امید خدا و توکل بخدا قراره
1. پروانه نظام مهندسی _ محاسبات رو بگیرم
2.برای کار اقدام کنم و به درامد برسم
3.دوره عزت نفس رو خریداری کنم
4.دوره 12 قدم رو خریداری کنم
5. اموزش زبان انگلیسی رو شروع کنم
برم به امید خدا برای ادامه دادن این مسیر لذت بخش …
دوستای عزیز همفرکانسیم در پناه خدای قدرتمند شاد سالم و ثروتمند در دنیا و اخرت باشید.
سلام دوست عزیزم براتون آرزوی موفقیت دارم و از اینکه خیلی عالی داری تکاملی را طی میکنی بهت تبریک میگم .چقدر عالی که اهداف را مشخص کردی و داری برای اون برنامه ریزی میکنی و من مطمئنم در آینده ای نزدیک به پیشرفت های بسیار زیادی دست پیدا میکنی ،پس همچنان ادامه بده و من منتظر خواندن موفقیت های شما هستم .
استاد من توهم کار کردن روی خودم داشتم اما از وقتی متعهد شدم از اول بخش فایل های دانلودی بیام روزی یک فایل فقط 1 فایل گوش کنم و نکاتش را پیاده کنم. انگار تازه دارم بعد دوسال می فهمم چی به چیه
من مثل بچه ای 6 ساله ای بودم که جمع و تفریق بلد شده عوض ضرب و تقسیم یاد گرفتن بخواهد حد و مشتق یاد بگیرد و قبولم نکند هنوز باید روی اصول اولیه کار کند.
گنج های این فایل
قانونی که ما را به سمت خواسته هامون می برد ، قانونی درهای نعمت را برای ما باز می کند قانونی که ما را به سمت خواسته هامون می برد این است:
حفظ احساس خوب
چطور
با توجه به نکات مثبت ، با شکرگزاری به خاطر داشته ها
با نوشتن تمام اتفاقات و تجربیات زیبایی که در زندگیتون بوده خاطرات خوش ، دستاوردها ،موفقیت ها، نعمت ها و توانایی هات
با بیاد آوردن هر چیزی که بهت احساس خوبی می دهد.
حفظ احساس خوب
چقدر
به اندازه ای که برود تو ناخداگاهت، بشود جزئی از زندگیت
لول اپ کنی به سمت عشق توجه خدا بهت.
به اندازه ای که با فرکانس خالق جهان هماهنگ بشوی
با خدای قادر مطلق با خدای فراوانی ،خدای آرامش خدای کن فیکون با خدایی که تو را خلیفه اش،روی زمین کرده با خدای درونت هماهنگ بشوی
وقتی هماهنگ شدی به قدرت بی نهایت الهی دسترسی داری
کی هماهنگ می شوم
زمانیکه احساس عشق احساس شادی وصف ناپذیر شادی درونی ، در احساس دائم شکرگزاری هستی
به چه اندازه به این قدرت الهی دسترسی دارم
به اندازه ای که بتوانی تو این فرکانس قرار بگیری قرار بگیریقرار بگیری
باید آگاهانه بر خلاف سیستم ذهن عمل کنی برخلاف نجواهای شیطانی مایوس کننده.
نوشتن این متن ابزاری که هر وقت احساس نا امیدی نا لایقی بدشانسی یا هر احساس بد دیگری اومد سریع با مرور اتفاقات خوش جلویش را می گیری.
نوشتن این متن کمک می کند با قدرت گرفتن از خواسته هایی که بهشون رسیدم با سپاسگزاری از اون ها به اندازه کافی قدرت تو وجودم جمع بشود فرکانس هام خالص بشود. توجهم میرود سمت دلخواه ها آماده تر میشوم برای دریافت خواسته هام در آینده.
سطلم را بزرگتر میکنم
اجازه می دهم باران رحمت الهی که بدون توقف دارد می بارد بیشتر و بیشتر وارد زندگیم بشود
این قانونی است که باعث میشود همه چی راحت بدست بیاوری.
هر وقت شیطان دست بکار شد با همون ذهنی که همیشه تمرکز می کند روی بدترین چیزها و اتفاقات و حتی بدترین احتمالات در آینده ، اینجوری خاموشش می کنید و افسار ذهنتون را در دست می گیرید
بخوانم و بیاد بیاورم چقدر اتفاقات خوب برام افتاده پس اتفاقات خوب دیگری هم تو راهه
سال 96بهترین سال زندگی من بود بهتره از روزی بگم ک واقعا متولد شدم سیزده بدر همیشه دلگیرترین روز زندگی من بود تا اینکه همون روز توی دل طبیعت ب همه روزای دلگیرم خاتمه دادم اونم شنیدن اسم عباسمنش بود اون روزو مث بقیه روزام سروگکردم تا فرداش ک رفتم سرکار و سایت عباسمنش دات کام خداوندو بخاطر اون روز شکر و بعدهم پلاس بودن توی بخش عقل کل خخخخ ،از همون موقع دبیرستان ارزوم بود بینیمو عمل کنم با پول خودم بلاخره اینکارو کردم والان چهره فوق العاده زیباییی دارم ،همون ادمی که ازش بت ساخته بودم توی ذهنم و من مدتها بخاطرش دپرس بودم و منو رها کرد حالا برگشته و از بی همتا بودن من حرف میزنه بدون هیچ رفلکس فیزیکی از جانب من ؛ ارامش بی نظیرم در سخت ترین شرایط حتی وقتی داداشم از دنیا رفت برام فوق العاده جالب بود،تولدم در بیست اردیبهشت اولین سال تولدم بود که من از خداوند بارهای بار بخاطرش شکرگزاری کردم؛خخخخ از بس زمستونا سرما میخوردم داداشم همیشه بم میگفت مریض خخخخ امسال یکبار فقط سرما خوردم بینهایت بینهایت اتفاق خوب برام افتاد امسال مخصوصا مخصوصا اینکه فهمیدم دوروبرم چخبره رابطه با خدا چجوریاس ارامش و ارامش و ارامش بی نظیرم ک قابل بیان نیس
استاد همانطوری ک توی فایل قبلیتون گفتم امسال دیگه سال هدفگذاریمه دیگه میخام درخواست کنم مطمعن باش عید 98از سه برابر شدن درامدم از رابطه عاطفی فوق العاده ام حرف میزنم و ارامش بینهایتم
عاشق همتونم از خدا بخاطر همچیز و همکس توی زندگیم سپاسگزارم
در سال 96 شکرگزاری معجزه زندگی من بود. خدایا شکرت که قوانین تغییر ناپذیرت معجزه می کنه. قانون شکرگزاری معجزه میکنه. دستاوردهای من از قانون شکرگزاری در سال 96:
1٫ رها کردن سیگار
2٫ رها کردن برخی عادات ناپسند
3٫ از همه مهمتر هدیه بزرگ خداوند به من یعنی دختر نازم. با سپاسگزاری و قانون درخواست صاحب یک دختر خوشگل و نازنازی شدم. دختری که دکتر های مدرن از آمدنش و حتی امکان آمدنش نا امید بودن اما با شکرگزاری و درخواست خداوند دری را برایم گشود که از نظر خیلی ها غیر قابل باور خواهد بود. اما من ایمان داشتم که بدست خواهم آورد چون خداوند خودش وعده داده بود. سپاسگزارم.
4٫ 1٫5 برابر شدن حقوقم.
5٫ تهیه دوره فوق العاده شیوه حل مسائل
6٫ ترفیع شغلی
7٫ حس زیبا و شیرین پدر شدن
8٫خریداری وسیله نقلیه
9٫ خریداری دستگاه تقطیر
10٫ گذراندن برخی دوره های آموزشی برای پروژه ای که در حال انجامش هستم.
11٫ خریداری کتاب های متنی و صوتی تاثیر گذار و فوق العاده و مطالعه بیشتر آنها
12٫ دریافت پاداش در سه نوبت
13٫ هدف گذاری و زندگی هدفمند، زندگی شیرینی که تا به الان تجربه نکرده بودم.
14٫ شروع به کار کردن بر روی باورها در اواخر سال. با بررسی رفتارم و با بهره گیری مثبت از احساس های ناخواسته توانسته ام تا کنون 50 باور قدرتمند در خودم ایجاد کرده ام اما هنوز نهادینه نشده اند.
15٫ عشق و عطوفت بیشتر در روابط زناشویی
16٫ رسیدن به یک آرامش نسبی
17٫ احساس خوشبختی و سعادت
18٫ بهبود روابط اجتماعی
19٫ عوض شدن همکارم و یک همکار بزرگمنش و خوش فکر و زیبا اندیش نصیبم شد.
20٫ پرداخت شدن هزینه های درمانی همسرم در طول بارداری از طریق بیمه تکمیلی و امکان بستری در یک بیمارستان درجه یک
خدایا شکرت برای این همه نعمت و محنتی که در زندگی من جاری است. خدایا شکرت برای استاد عباس منش، استادی که زندگی او راهنما و راهگشای زندگی من است، خدایا از راهنما و چاغ هدایتی که در زندگی ام قرار دادی سپاسگزارم. خدایا شکرت برای امکان بودن در چنین جمعی که همه ش خوبی و مثبت اندیشی است، همه ش احساس خوب و زیبا اندیشی است. هر وقت در این جمع قرار می گیرم زمان برایم متوقف می شود، گویی وارد عالمی دیگر شده ام. در کل خیلی حال می کنم و حال دلم خوب می شه.
و اما برنامه پیش رویم و درخواست های من از خداوند در سال 97:
1٫ درآمدم حداقل 3 برابر افزایش یابد.
2٫ پروژه ام به درآمدزایی برسد.
3٫ تمام سرمایه گذاری هایم تبدیل به طلا شود.
4٫ دخترم صحیح و سالم در پناه خداوند بزرگ بشه و من با عشق شاهد رشدش باشم.
5٫ همه ما در صحت و سلامت کامل باشیم.
6٫ ایجاد باورهای قدرتمند بیشتر و تغییر باورهای مخرب
7٫ در نتیجه تغییر باورها ایده هایی به من الهام بشه که دنیا رو جای بهتری برای زندگی کردن کنه.
8٫ استاد در صحت و سلامت کامل باشه تا بتونیم همه ما از وجود ایشان بهره مند شویم.
9٫ تهیه دوره های روانشناسی ثروت
10٫ به سرانجام رساندن پروژه فعلی و کسب مهارت بالا در آن و شروع پروژه بزرگ بعدی
خدایا شکرت که اینقدر بزرگی و اینقدر توانا که من می تونم ازت هر درخواستی داشته باشم. خدایا شکرت که هر چیزی رو که من می خوام از قبل برام آماده کردی و فقط کافیه اجازه ورود آنها رو به زندگیم بدم. خدایا شکرت که خدایی و بودنت برام آرامش و شنیدنت برایم آسایش است. خدایا شکرت که به پشتوانه تو دارم تمرین میکنم دلم از هیچ چیز نترسه و نلرزه، چون تو هستی و خیال من راحته. در پایان برای همه مون سالی پر بار ، سرشار از سلامت، سعادت و ثروت بیشتر آرزو می کنم.
این فایل استاد رو چندبار گوش دادم و هرسری بیشتر از قبل منو به فکر فرو میبرد که چرا تا به حال به این موضوع توجه نکرده بودم که ذهن ما بیشتر عادت داره اتفاقات بد رو خیلی برجسته نشون بده طوری که خوبی ها فراموش میشه برای همین خودم رو متعهد کردم که بیام اینجا و این نظر رو بزارم که به یاد بیارم که اتفاقات خوب زندگی من خیلی بیشتر از معدود مسائلی بوده که در زندگیم پیش اومده و حالا بریم سراغ تمرین
اول بگم که چه چیزایی بدست اوردم
1-زمانی که روی باورهای ساختن ثروت با کارهای ساده تمرکز کردم به مراتب خیلی کارهای ساده تری از قبل بهم پیشنهاد میشد که انجامشون میدادم و تقریبا 5 برابر قبل ثروت میساختم و به همینجا ختم نشد حتی یادمه توی این راه به یک نفر فقط در حد یک جمله فقط به سوالش جواب دادم و درامدی واسم داشت که در حالت عادی باید 5 ساعت وقت براش میذاشتم
2-توی مسابقات دانشگاه فقط با کار کردن روی باورهام و تلاش و اشتیاق زیاد برای بردن من و تیمم اول شدیم
3-اون گوشی که ارزوش رو داشتم خریدم
4-پیشنهاد های کاری بسیار زیادی داشتم که قبلا یادمه هر پیشنهاد کاری بهم میشد بدلیل باور های غلط با اینکه اون کار رو دوست نداشتم ولی قبول میکردم اما امسال فقط با تکیه بر خداوند و درخواست از اون کارهایی که عاشقش هستم رو دارم انجام میدم و بقیه پیشهاد های کاریم که مطابق با خواسته هام نیستن رو با خیال راحت رد میکنم چون باور کردم که هر انچه را که از خداوند بخواهم به من میدهد و تا الان هم داده که ازش سپاسگذارم
5-بازدید سایتم این ماه ده برابر شده به لطف خدای مهربان
6-سال قبل از کاری که دوستش نداشتم اومدم بیرون و با تکیه بر خدا کارهایی انجام دادم که دوستشون دادم و درامدی تقریبا 3 برابر قبل داشتم
7-در این مسیر خداوند انسان هایی سر راه من قرار داد که برای رسیدن به خواسته هام راه رو بهم نشون دادند
8-ارامشی که بیشتر توی زندگیم احساس میکنم و با اتفاقات بیرونی بهم نمیریزم و اگه چیزی ناراحتم کنه دوباره برمیگردم و روی باورهام کار میکنم
9- ایده ای بهم الهام شد که با تکیه و ایمان به الله دارم روش کار میکنم و ایشالا بزودی تمام خواهد شد.
10-میخواستم عید که میرم خرید اصلا چشمم به قیمت چیزی که میخوام بخرم نباشه و هرچی که خوشم اومد رو بردارم و به قول استاد زمانی قیمت رو بفهمم که دارم کارت میکشم و به لطف خدا این عید همینطور بود واسم
11-دانشگاه شهریه زیادی قرار بود ازم بگیره و توی اون مقطع زمانی نمیدونستم از کجا شهریه رو بپردازم اما گفتم خدا واسم درستش میکنه و من فقط باید به اون توکل کنم و ارامش خودم رو حفظ کنم که به صورت معجزه وار اتفاقی افتاد که اصلا نیازی به پرداخت شهریه نداشتم و ندارم
12-زمانی که کارم رو شروع کردم باید یه مکانی خب واسه شروع کار پیدا میکردم اما هزینه اجاره نداشتم که بازم به لطف خدای مهربان مکانی به من داده شد که حتی من هنوز 1 ریال واسه اجاره پرداخت نکردم و در واقع اصلا نیازی نیست هزینه ای بدم همچنین اب، برق، اینترنت هم بصورت رایگان بهم داده شده
13-واسه شروع ایده ام سرمایه اولیه نمیدونستم از کجا بیارم اما بازم به خدا توکل کردم و راهم رو ادامه دادم گفتم من روی ایده ام کار میکنم سرمایه اولیه خودش جور میشه که تقریبا دو ماه پیش بود که این اتفاق واسم افتاد و اسپانسر واسه کارام پیدا شد.
14- محل کارم در زیباترین قسمت شهر هست که هروقت میرم و برمیگردم خدارو بخاطر این زیبایی شکر میکنم
سلام و وقت بخیر خدمت استاد وهمه دوستان عزیز هم فرکانسم . قبل از هرچیز از خداوند سپاسگزارم که منو به این مسیر هدایت کردو اکنون در جمع شما هستم تا بهتر زندگی کنم و از زندگیم لذت ببرم. از استاد گرانقدرم هم سپاسگزارم بابت طرح این مسابقه عالی که ما رو تشویق میکنه در ابتدای سال جدید یکبار دیگه نعمتها و اتفاقات خوب سال 96 رو مرور کنیم. دیشب که برای پاسخ به مسابقه دست به قلم شدم اصلا گذر زمان رو متوجه نشدم بطوریکه به خودم اومدم دیدم ساعت 2٫5 نیمه شب شده و من هنوز دارم مینویسم، با وجودیکه اکثر این موارد رو من قبلا برای خودم در دفترچه ای که بنام دفتر سپاسگزاری تهیه کردم نوشته بودم. قطعا اتفاقات خوب سال 96 خیلی خیلی بیشتر از اون چیزی هست که من اینجا مینویسم اما بخاطر حوصله دوستان ، تا حد امکان مهم ترین هاش براتون مینویسم. پیشاپیش هم ازتون ممنونم که وقت میذارید و تجربیاتمو میخونید.
من در ابتدای زمستان 96 با تهیه دوره روانشناسی ثروت 3 و قانون آفرینش، بطور جدی کار روی باورها و تغییر مدار و فرکانس ذهنی ام رو آغاز کردم و به سرعت جریان اتفاقات خوب در زندگیم به راه افتاد و زمستان زیبایی برام رقم خورد. بزرگترین دستاورد سال 96 برای من درباره مادرم بود معجزه ای که من به چشم خودم دیدم من با مادرم زندگی میکنم. ایشون چندسالی هست که افسردگی شدید و وسواس فکری دارندو تحت درمان هستند و در کل همیشه نگران مضطرب و منفی نگر هستند و در هر موضوعی به بدترین حالت ممکن فکر میکنند. من این دوره ها رو فقط و فقط برای اصلاح خودم تهیه کردم و قصد تغییر هیچ کس یا موضوعی رو در بیرون خودم نداشتم اما به عینه دیدم از وقتی من بطور جدیتر تصمیم گرفتم روی خودم کار کنم ناخوداگاه تاثیرش روی مادرم هم چشمگیر بود. یه مدتی بود بیماری مادرم به اوج رسیده بود علاوه بر بیماریش، دچار توهم هم شده بود هر روز ضعیفتر و ناتوانتر میشد. حتی یه عارضه عصبی رفتاری هم براش بوجود اومده بود چندین دکتر مختلف عوض کردیم همگی به اتفاق گفتند درمانی نداره باهاش کنار بیاین یا نهایتا میگفتند اگر درمان هم داشته باشه بسیار سخته و چندین سال طول میکشه. اما من بی توجه به سخنان دیگران فقط به خدا توکل کردم و تمریناتم رو انجام میدادم توی خونه مرتب فایلها رو گوش میدادم ناخودآگاه مادرم هم فایلها رو میشنید بعد از مدتی دیدم مادرم هم داره به فایلها توجه میکنه احساس کردم صداقت و حقانیت سخنان استاد در مادرم هم داره نفوذ میکنه و این برام خیلی عجیب بود یکی ازجملات تاکیدی کلیدی رو انتخاب کردم و روزها با صدای بلند تو خونه تکرار میکردم. کم کم از مادرم خواستم با من تکرار کنه. اولش با کمی مقاومت ، بی اعتقادی و صدای آروم تکرار میکرد اما کم کم باورش قوی تر شد. به اونجایی رسید که هر روز خودش ازم میخواست که براش بگم و با من تکرار کنه و اگه من فراموش میکردم حتما یاداوریم میکرد. انگار هر روز یه کم حالش بهتر میشد. از طرفی خداوند منو هدایت کرد که در مورد داروهای مادرم یه سرچی توی اینتر نت بزنم و دیدم که عوارض داروها باعث توهم میشه. شروع کردم به کم کم کردن دوز 3 تا از داروها و هر روز توهم کمتر میشد بطوریکه بعد از یه مدتی به طور کامل چندتا از قرصها رو قطع کردم و دیدم هر روز داره حال مادرم بهتر میشه توهمش به شدت کم شد، شور و شوق زندگی در او بسیار زیادتر شد و اون عارضه عصبی که همه دکترا گفتند درمانی نداره و باید تا اخر عمر باهاش کنار بیایید از بین رفت، بله درست شنیدید!!! از بین رفت!!! و اینجا بود که من معنی معجزه را با تمام وجودم احساس کردم و بینهایت سپاسگزار خداوندم و هر بار در موردش صحبت کنم وجودم سرشار از یه حس خاصی میشه که واقعا واژه ای برای توصیفش نمیتونم پیدا کنم که براتون بنویسم …
من در سال 96، به لطف راهنمایی ها و سخنان پر ارزش استاد، چندین باور نادرست که خیلی بهشون قدرت داده بودم و ازادی من رو بسیار محدود کرده بودند مثل چشم زخم، سحر ، جادو و استخاره … رو شناسایی کردم و با باورهای درست جایگزین کردم و الان بسیار احساس سبکی و ازادی دارم. من در قرعه کشی بانک مبلغ 70000 تومن برنده شدم وقتی پیامکش برام اومد تعجب کردم که این چیه؟ چون حتی یادم نبود که حسابی که چندین سال پیش باز کرده بودم بصورت قرض الحسنه بوده. یکی دیگه از اتفاقات عجیب امسالم این بود که ، در محیط کارم، یه حادثه آتش سوزی ناگواراز طریق نشتی شلنگ گاز و به تبع حبس گاز در بخاری و انفجار اون در فضایی پر از مواد شیمیایی قابل احتراق و کاغذ و پلاستیک و … رخ داد ، که میتونست نتایج غیر قابل جبرانی به بار بیاره اما به طرز فوق العاده خاصی ختم به خیر شد و خداوند در بهترین زمان ممکن وارد عمل شد و کنترل اوضاع رو در دست گرفت. تا چندین روز بعد از اون اتفاق در بهت بودم و فقط خدا رو شکر میکردم که چطور به خیر گذشت بدون هیچ آسیبی در حالیکه به راحتی میتونست دقیقا برعکس باشه و تا اخر عمرم هم در موردش سپاسگزار باشم باز هم کم هست. یکی از نزدیکانم که سالها در انتظار بچه بودند صاحب یه پسر کاکل زری سالم و زیبا شدند که بنظرم این موضوع فقط نمایش قدرت خداوند هست و در تقویت باورهای من بسیار موثر بود که مریم! ببین انچه از نظر بقیه تقریبا ناممکن بود شد! پس ناممکن های ذهن تو هم ممکن میشود، صبر و احساس خوب داشته باش!
از لحاظ مالی برام سال پر برکتی بود. من در این سال از خانه ای به خانه دیگه نقل مکان کردم و از برکت هجرت توی زندگیم بهره مند شدم و در فرایند جابجایی هم خداوند به بهترین نحو همراهم بود و کمکم کرد. سند ماشینی که دارم بعد از مدتها بنامم زده شد. طلبی از کسی داشتم که مدتها بالاتکلیف مونده بود که به بهترین حالت ممکن وصول شد. یه سفر زیارتی خیلی خوب با مادرم داشتم که خیلی عالی بود و بهمون خوش گذشت.
و اما کلیات کارهایی که میخوام در سال 97 انجام بدم بصورت زیر هستند:
اول از همه شناسایی هر چه بیشتر و بهتر خداوند و اصلاح باورهاو رابطه ام درباره خداوند
آشتی با خودم و افزایش عزت نفسم
توجه و حفظ احساس خوبم در همه مسائل و امور زندگیم خصوصا در تضادها
کار روی باورهای در زمینه ثروت و ایجاد روابط رویایی
کنترل جدی و دقیق ورودی هام
مطالعه دوره ها و محصولاتی که تهیه کردم و تکرار هر روزه اونها
مروری بر اهدافی که قبلا مشخص کردم و پیرایش اونها
سرمایه گذاری مالی در مسیری که توسط الهام و درخواست از خداوند بهم گفته میشه
فعالیت کاری ام رو گسترش بدم و هر روز محصولات خلاقانه تر تولید کنم.
شرکت در نمایشگاه بین المللی جهت معرفی محصولاتم
سفر به خارج از کشور با هدف لذت، کسب تجارب عالی و ایده های خلاقانه در زندگی و کارم
خیلی زیبا نوشته بودی. امیدوارم این مسیر پرخیر و برکت را همواره دنبال کنی و به نتایج بیشتر و بزرگتری برسی و پیاپی سال های خوب و شگفتانگیزی برای خودتون خلق کنی.
سلام استاد عزیزم و دوستان گرامی خدارووووووووووووشکر ب خاطر این همه نعمت واقعا از خدا ممنونم که حالم خوبه و خدارو شکر که در مدار این خانواده قرار دارم خدارو شکر ب خاطر اینکه فهمیدم که خداوند قوانینی بر جهان حاکم کرده که ابدی هست و بدون تغیر اینکه من خالق زندگی هستم اینکه من با باور هام تعین میکنم چه نوع زندگی رو داشته باشم و ازاد هستم که انتخاب کنم،،و خدارو شکر که منو در این مدار قرار داد که توحید رو در دل خودم جاری کنم چون قبلا ها خیلی افسرده و نا امید بودم .بااینکه الا ن نتیجه چندانی نگرفتم ولی اول راهم وتازه شروع کردم ..داشتم فایل جدید رو نگاه میکردم فایلی که استاد با اتوبوس یه هتل ساختن واقعا زیبا بود اینکه استاد ب چیزی اشاره کرد گفت بعضی از دوستان نوشتن که ما فکر نمیکردیم سال96نتیجه داشته باشیم یاموفقیتی کسب کرده باشیم با خوندن نظرات دوستان فهمیدیم که ما این نتیجه رو گرفتیم یا گواهینامه یا هر چیز دیگه ای…حالا منم با دیدن اون فیلم فهمیدم که واقعا منم موفقیت زیاد کسب کردم با وجود اینکه اول سالم بود ه که رویه باورام کار کردم ولی نتیجه گرفتم ولی چون کوچک بودن حسابشون نکردم،،من سال 96 بنظرم با بقیه سال هام بهترین سالم بوده
.1ماشین خریدم2
گواهینامه گرفتم
3 با خدا بیشتر اشنا شدم و شرک رو فهمیدم چیه
4توحید و یکتا پرستی رو پیدا کردم
5سلامتیم با تغیر باورها هر روزبهتر شد
6 فهمیدم که من خالق زندگی خودم هستم من حق انتخاب دارم
7باور کردم که تک تک اتفاقات زندگیم خودم میسازم
و بخاطر شرایط بدی که داشتم خدا و خانوادم و دولت و دیگران رو مقصر ندونم این خودش بزرگترین نتیجی است که انسان می تونه بدستش بیاره وچیزای زیادی دیگر واقعا خدارو شکر…
واماخواسته هایه زیادی دارم برای امسال 97
1توحید و یکتا پرستی رو تو دلم کسترش بدم و رویه باو ر هام بیشتر کار کنم اعتما د بنفسم رو بالا ببرم
2می خوام برای خودم کسب و کاری راهندازی کنم و اونم کار زنبورداری رو شروع کنم
3می خوام اندازه زنبوری که میخرم هر چقدر باشه درامدم به بیش از 3برابر سرمایه که گذاشتم برای این کار بدست بیارم..
4بازاریابی رو بلد نیستم و کم رو هم هستم اما می خوام ب صورت حرفه ای یادش بگیرم
5می خوام ماشین مدل بالا بخرم
6می خوام اندامم وضاهرم خشگل تر و جذاب تر بشم
7می خوام روی اعتماد بنفسم بیشترو بیشتر کار کنم
٨می خوام برای خرید خونه یا خاک اقدام کنم
9نمیدونم این خواستم شاید امسال اتفاق نیفته ولی واقعا همیشه دوست داشتم اول شرایطمو عالی بسازم بعد ازدواج کنم شاید این خواسته امسال نشه ولی قطعا یکی از هدف هامه
10می خوام دوره عزت نفس و روانشناسی ثروت رو تهیه کنم،
ودر اخر م خدا رو شکر میکنم وازش می خوام کمکم کنه که هر روز ثروتمند و ثروتمند تر بشوم و از ش می خوام کمکم کنه که بتونم باور های محدود کنندمو تغیر بدم و ب زیبیای های این جهان و رویا های که دارم برسم.
وخوشحالم که با شما دوستان هستم از استادم سپاس گذارم
خیلی ممنون تشکر بخاطر تبریکتون….من توی این مدت واقعا خیلی تغیر کردم همون سا ل دوره عزت نفس روخریدم کار زنبورداری رو شروع کردم و درامدم ۳برار شد الان شغل خودمو دار م ازادم درامدم نصبت به باور هام تغیر کرده خدددددددارو شکر ..
ازلحاظ سلامتی شایت باورتون نشه اما قبلا ها هر سال حداقل ۶بار سرما می خورد م و باید میرفتم دکتر که خوب میشد م ولی خدارو شکر که سالم سالمم ..
از لحاظ ارتباط خیــــــــــــــلی پیشرفت کردم از لحاظ توحید بودن خیلی پیشرفت کردم اعتماد بنفسم خیـــــــــــــــــــــــــــــــــــــلی رفته بالا ایمانم قوی تر شده ترسام کم تر شده خدارو بیشتر باور کردم واقعا دستان خدارو می بوسم به خاطر این قوانینش بخاطر هدایتم به این مسیر بخاطر اینکه من تا ۳سال پیش اعتماد بنفس پاین داشتم روم نمیشد حتی بیام بیرون خجالت کشیدن و خیلی چیزای دیگه ،…این باور که دیگران در موردم خیلی من چه فکری چه قضاوتی چی می گویند واقعا منو فلج کرده بود اما خدارو شکر با بسته عزت نفس بین اسمان و زمین پیشرفت کردم تازه هم که بروزرسانی شده که خیلی بهتر درک میشه .البته خیلی مونده که به تغیرات چشم گیری برسم واین بخاطر تکامل ادمهاست واقعا من وقتی که خودمو با گذشته مقایسه میکنم کلا ادم دیگی شدم چون بخاطر شرایطی ک بودم خیلی باورهای غلطی داشتم ولی خدارو شکر که خیلی عالیـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــم .خدارو شکر که خیلی خووووبم.و خدارو شکر که اینا همش قدرت خداونده تو وجود ما ادما……
دوست عزیز بله میشه به همه چیز رسید به همه چی هر چی که بخوایم فقط کافیه از قوانین خداوند استفاده کنیم .از استاد عزیز دستان پر مهر خداوند هم تشکر میکنم ..تازه من فقط از فایل های رایگان ودوری عزت نفس استفاده کردم این همه نتایج گرفتم اگر دوره هایه دیگر و استفاده کنم ببین چقدر پیشرفت کنم ..به امید خدا امسال پایز شروع می کنم به دوری دوازده قدم…،راستی در مورد ارتباط عاطفی نگفتم که بخدا صفر تا ۵۰درصد تغیر کرد خودم میدونم وخدا چقدر وابسته بودم چقدر ارتباط هام به دیگران وابسته میشدم.ولی الان عاللللیم خدارو شکر
خدایا ازت می خوام همون جوری که دستمو گرفتی همون جوریم منو بالا ببری چون فقط به دستان تو خیره شدم وفقط روی تو حساب می کنم خدایــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــاشکرت
دوست عزیزم کامنتتو خوندم و بعد دیدم که دوره عزت نفس ک یکی از خواسته هات بوده رو بهش رسیدی خواستم بهت تبریک بگم و ب خودم تاکید کنم که ببین محمد میشه ب خواسته هات برسی
و من میخوام اتفاقات خوب سال ۹۹رو بنویسم اگه همش یادم بیاد….
۱.اول سال عید خیلی خوبی داشتم و یه دستگاه ایکس باکس بصورت خیلی راحت وارد خونمون شد و کلی لذت بردیمو سر گرم شدیم دور هم.۲یه ماشین اتومات داشتم که خیلی لذت برم باهاش.۳.هوای عالی بهاریو تجربه کردم و غروب زیبایی رو تو عید دیدم.۴.مغازم گسترش پیداکرد و به یه جای خیلی عالیتر منتقل شد.۵مشتریهلم چندبرابر شدن.۶.درامدم خیلی بیشتر شد.۷.خریدو فروش ماشین کردم و رو ترسهام پا گذاشتم.۸از محدوه امنم خارج شدم و رفتم اصفهان و یه ماشین خریدم و اوردم و فروختم.۹.باشگاه رو شروع کردم و تا الان ادامه دادم وبدنم خیلی خوب شده.۱۰.مسافرت خیلی عالی رفتم کاشان ابیانک و لذت بردیم از هوای عالی و مردم با صفا.۱۱.تونستم به عشقم ۲۰میلیون پول بدم که عمل کنه (این در شرایطی که من سال قبلش اصلا توان همچینکاریو نداشتم)
۲۱.از شریکم جداشدم چیزی که همیشه میخواستم
۲۲.برای خودم کلی هزینه کردم ولباس و گوشیو و….خریدم
۲۳.کلی مشتری خوب داشتم
۲۴.برای تولدم کادوهای خوب گرفتم.
۲۵.رابطهام با خانوادهام بهتر شد
۲۶.کلی غذاهای عالی خوردم.
۲۷.پیک نیک رفتم و کلی خوشگذشت
۲۸.با انسانهای با کیفیتی اشنا شدم و دوستان خوبی پیدا کردم
۲۹.یه ماشین عالی خریدم
۳۰.لحظه های خوبی با دوست دخترم داشتم
۳۱.تونستم به خانوادم کمک کنم
۳۲.دستم تو جیب خودم بود خدایا شکرت
۳۳.بسته عزت نفس رو خریدم
۳۴.قانون افرینش روخریدم
۳۵.تصمیمات زیادی گرفتم و انجامشون دادم
۳۶.رفتم استخر 😍
۳۷.خیلی شجاعتر بودم
۳۸.مسافرت رفتم قزوین و چقدر خوش گذشت و منظره های عالی دیدم
۳۹.چقدر غذاها لذیذی خوردم
۴۰.کلی خندیدم
۴۱.کمک کردم چندین وچند نفرکسب و کارشون را راه بندازن
۴۲.از راههایی که فکرشو نمیکردم پول اومد توحسابم
۴۴.یه مسافرت عالی به شمال داشتم به ویلای خواهرم
۴۵.رفتم شنا کردم تنهایی تو دریا
۴۶.کارهای عقب افتادهام رو انجام دادم
۴۷.واسه بچه خواهرم کادو گرفتم
۴۸.تو باشگاه وزنه های خوبی زدم
۴۹.کار کردن با نرم افزار ادیت فیلم رو یاد گرفتم
۵۰.تصمیم به مهاجرت گرفتم و کارمو رها کردم
خیلی اتفاقات عالیه دیگرو تجربه کردم که یادم نیست
ولی برنامه و خواسته های من واسه سال ۱۴۰۰
۱میخوام شغلی داشته باشم که نیاز به زمان و مکان خاصی نداشته باشه
۲.میخوام خونه بخرم
۳.ویلا بخرم
۴.مهاجرت کنم
۵.تجارت کنم
۶.استقلا مالی داشته باشم
۷.به دلار درامد داشته باشم
۸.رابطه خیلی عالیتری داشته باشم
۹.سلامتی جسمی داشته باشم
۱۰.مسافرتهای عالی برم
۱۱.ماشینهای با کیفیتی بخرم.
۱۲.بتونم برم پیش استاد تو پرادایس
۱۳.لپ تاپ داشته باشم
۱۴.هیجانات مثبت دلم میخواد
۱۵.برم هاوایی و عشقوحال کنم
ایناخواسته های منه واسه امسال اصلا هم ایدهای براشون ندارم و نمیدونم چجوری فقط میدونم همون قانون و سیستمی که منو به اینجا رسونده و از هیچ به این خواسته هامم میرسونه به راحتی
این خیلی تمرینه خوبیه و امیدوارم که بتونم همیشه انجامش بدم و بشه جزئی از شخصیتم
یکی از روزها از یکی از دوستانم خواستم که شماره ی تماس یکی از کارمندانش را که ماشین مورد نظر ما را دارد بدهد تا تماس بگیریم و ماشینشان را ببینیم . ایشان ما را راهنمایی کردند که ماشینی که به دنبالش هستید خوب است اما ماشینی که من دارم با کمی تفاوت ( بالاتر ) بهتر از این مدل است . به این مدل هم فکر کنید .
ما هم مدل ماشین ایشان را در اینترنت جستجو کردیم و مشخصاتش را درآوردیم و فیلم ها را دانلود کردیم و دیدیم. حالا گزینه ی ما بالاتر رفته بود . همسرم برای خرید بیرون رفته بودند که با من تماس گرفتندو گفتند ، ماشین دیگری که یک مدل بالاتر از مدل این دوستمان بود را در خیابان دیده اند و در کناری پارک شده است. گفتند که حاضر شوم تا ماشین نرفته ، با هم برویم و آن را ببینیم . من هم حاضر شدم و 10 دقیقه ای به ماشین رسیدیم. هنوز روکش پلاستیکی روی صندلیهاش بود و بوی تازگی می داد. همسرم به داخل یکی از مغازه هایی که نزدیک ماشین بود رفت تا ببیند صاحب ماشین چه کسی است ؟ وقتی بیرون آمد دیدم که سوییچ ماشین در دستش است و گفتند که ” بچه ها ، بیایید تا سوار ماشین شویم “. داشتم از تعجب شاخ درمی آوردم . از ایشان پرسیدم صاحب ماشین چه کسی است ؟ خودش کجاست؟ همسرم خندید و گفت نگران نباش ، دوستم است. کلی خدا را شکر کردم و با خیال راحت ماشینشان را باز کردیم و درونش را دیدیم .و در آخر هم از ایشان تشکر کردیم و راجع به شرایط خرید ماشین راهنمایی خواستیم. ایشان هم شرایط را گفتند و یکی از نمایندگی هایی را که نزدیک 2 ساعت تا شهر محل سکونت ما فاصله داشت را معرفی کردند که از شرایط قبلی ما بهتر بود . این بار ، تصمیم همسرم جدی تر شده بود و هر روز صبح و شب تمام فکر و ذهنش به دنبال ماشین های مختلف بود. وقتی با نمایندگی ای که ایشان معرفی کرده بودند تماس گرفتیم شرایط بهتری را معرفی کردند که دیگر نیاز به وام بانکی نبود . فقط نیاز بود که ما در قرعه کشی خانوادگی برنده شویم .
همسرم مرتب می گفت “بچه ها دعا کنید تا در قرعه کشی برنده شویم ” و مدام تکرار می کرد . من هم برعکس همیشه که در اینجور مواقع دچار استرس می شدم ، خیلی آرام بودم و می خندیدم و از همسرم می خواستم که اینقدر روی این قرعه کشی حساب نکند ، اگر اسممان در نیاید خیلی ناراحت می شود . به او گفتم که ولش کن ، هرچه خدا بخواهد همان می شود. اگر قرار است بخریم پس حتما می خریم و اگر قرار نباشد ، با زور نمی توانیم این کار را بکنیم. همچنان بحث ماشین در خانه ی ما داغ بود و در همین روزها با یک مدل بالاتر، آشنا شدیم که شرایطش مشابه ماشین انتخابی ما بود و همسایه مان دنده ی دستی اش را داشت . بنابراین همسرم هر دو ماشین را همزمان بررسی می کرد و شرایطشان را بالا و پایین می کرد . تا اینجا قیمت ماشین از 60میلیون به 96 میلیون رسیده بود . و اینکه ما این ماشین را داشته باشیم برایمان پذیرفتنی شده بود و خیلی راحت راجع به آن صحبت می کردیم.
موعد قرعه کشی فرا رسید اما …. اسممان در قرعه کشی در نیامد . و تمام بافته های همسرم پنبه شد . و من باز هم برعکس همیشه ، نمی دانم چرا اصلا ناراحت نشدم . با اینکه می دانستم ، با شرایط پیش آمده دیگر قادر به خرید ماشین نیستیم. و تازه به همسرم دلداری دادم که خدا بزرگ است و تکرار کردم که حالا اگر این ماه اسممان در نیامد حتما ماه دیگر در می آید. نگران نباش. این حرفم باعث شد که همسرم خودش را کنترل کند و با خودش گفت که :” آره اگه این ماه نشه ماه دیگه می شه . ولی دیگه شرایط عید فطر رو بر می دارن و ما نمی تونیم با این شرایط ماشین بخریم” . در اینجا من باز هم یک قانون دیگر یادم آمد و آن هم قانون فراوانیست که فرصت بی نهایت است و همیشه موقعیت های خوب برای ما مهیاست. به همین خاطر به همسرم گفتم نگران نباش . این عید تمام شود یک مناسبت دیگر پیش می آید . تقویم پر از مناسبت است و نمایندگی ها از خداشان است که ماشین هایشان را بفروشند . حتی اگر مناسبت نباشد هم چیزی خودشان درست می کنند تا ماشینهایشان را بفروشند . خدا بزرگ است.
همسرم آرام شده بود . همه ی این ها فقط دو سه ساعت طول کشید تا دوباره حالمان خوب شود . و دیگر این موضوع را که با چه شرایطی ماشینمان را بخریم رها کردیم . ولی تصمیم خرید ماشین همچنان پابرجا بود . حالا شرایط طوری شده بود که اگر خودمان هم رهایش کرده بودیم اما ، دوستانمان ول کن نبودند و ماشین های مختلفی را به ما پیشنهاد می دادند و اگر کسی را می دیدند که ماشین مورد نظر ما را می داشت به ما معرفی می کردند تا برویم و آن را ببینیم. چند تا ماشین را دیدیم و اتفاقا صاحبان آنها بسیار انسان های خوش برخورد و مهربانی بودند . من با چشمان خودم می دیدم که جهان هستی برای ما آستین بالازده . در یکی از بازدیدهایی که داشتیم ، ماشینی را دیدیم که باز هم نو نو بود و هنوز برچسب هایش کنده نشده بود ، صاحب ماشین به من گفت که تشریف ببرید داخل ماشین و پشت فرمون بنشینید تا ببینید راحت هستید یا نه ؟ و کلی تعارفمان کرد . وقتی به داخل ماشین رفتم حس خیلی خوبی به من دست داد زیرا ادکلن بسیار خوشبویی را در ماشینش استفاده کرده بود. بعد از تشکر از ایشان و خداحافظی ، رو به همسرم کردم و گفتم : ماشینش چقدر خوشبو و خنک بود . من عاشق ماشین هایی هستم که هم خنک باشند و هم خوشبو . همسرم گفت می دانی نام ادکلنش چه بود ؟ گفتم نه ، اما خیلی دوسش داشتم. همسرم گفت که این همان ادکلنی است که تو خیلی دوست داشتی ( 10 سال پیش من آن را به عنوان هدیه ، برای همسرم خریده بودم و بعد فراموشش کرده بودم ) و اسمش را گفت.
فردای آن روز ، ما به سمت یک ماشین دیگر هدایت شدیم که مدلش بالاتر از آخرین مدل مدنظرمان بود و زن و شوهری را به ما معرفی کردند که صاحب این ماشین بودند و ما برای دیدن ماشین آنها رفتیم. به قدری این زن و شوهر، مهربان و خوش برخورد بودند که دوستی خوبی بین ما شکل گرفت . خودشان ما را با خوشحالی پذیرفتند و از اینکه ما چنین درخواستی از آنها داشتیم بسیار خوشحال بودند و از ما تشکر هم می کردند . در تک تک این لحظات خدا را شکر می کردم و همه ی اینها را نشانه های رسیدن به هدفم می دانستم . این زن و شوهر، شرایط خرید ماشین از نمایندگی تهران را پیشنهاد دادند و گفتند که شرایط نمایندگی های تهران بهتر از نمایندگی های نزدیک این شهر است . ما هم از انها تشکر کردیم و به منزل آمدیم . حس خیلی خوبی داشتیم و دوباره به سراغ اینترنت رفتیم و این بار ، ماشین معرفی شده توسط این زن و شوهر را جستجو کردیم . قیمت شده بود 101 میلیون . وای خدا ، دیگر مطمئن بودم که این همان ماشینی هست که ما باید بخریم . و یادم آمد همان اوائل که بحث خرید ماشین در خانه مطرح شد، دقیقا همین ماشین را توی تلویزیون تبلیغ کردند و چون خیلی با ماشین مدنظرمان (60میلیونی با وام بانکی ) تفاوت قیمت داشت اصلا به آن فکر نکردیم.
فردای آن روزبرای خرید به خیابان رفتیم و وارد مغزه ی لوازم آرایشی شدیم. همسرم برای خودش یک ادکلن خرید و بعد به شوخی خندیدیم و گفتیم ، بیا ادکلن ماشینمان را هم بخریم تا بقیه اش بیاید . چند دقیقه ی بعد دیدم که همسرم دقیقا همان ادکلنی را که من دوست داشتم را نیز برداشت و خرید و من ماندم و کلی تعجب و البته خنده و سپاس.
وقتی به خانه آمدیم به بچه ها گفتم ” بچه ها با خریدن ادکلن ، یکی دیگه از مشکلاتمون حل شد و حالا می تونیم شاسی بلند رو بخریم. آخه توی ادکلنش مونده بودیم. و کلی از این موضوع خندیدیم. ”
در همین روزها و بنا بر شرایطی، یک سری موزیک شاد شاد به دستم رسید . من هم نشستم و یک سری دیگر دانلود کردم و به بقیه گفتم که من دارم آهنگ ها ی شاسی بلند را دانلود می کنم . حالا که ادکلنش را خریدیم ، این هم آهنگهاش . و بازهم خندیدیم. ( هروقت آهنگ ها را گوش می کردم ، خودم را در حال رانندگی با ماشینمان و شنیدن این آهنگ ها تصور می کردم و از احساس خوبی که به من دست می داد لذت می بردم. با آهنگ ها در موقع رانندگی همخوانی می کردم . گاهی وقتها یک محیط دو نفره و گاهی با بچه ها و در حال دست زدن همراه با موزیک ، گاهی تنهایی . خلاصه همه جوره تصورات لذت بخش داشتم )
بسم الله الرحمن الرحیم
سلام به استاد عباسمنش و مریم جان خوش قلبم.
خداروشکر میکنم بابت وجود شما دو عزیز در این جهان و همفرکانس شدن من با شما که باعث شده از اگاهی هایی که در اختیارمان قرار میدهید استفاده کنیم.
امروز این فایل هدایتی من بود.
خداروشکر این یکی دو سال که با شما اشنا شدم و شروع کردم به کار کردن روی خودم خیلی تغییر کردم.
من تا به امروز فقط از قسمت دانلود ها و از اگاهی های ارزشمندش استفاده کردم و دارم تکاملمو طی میکنم.
سال 1402 تا به امروز :
به لطف خدا و اگاهی های ناب استاد من بعد از گذشت سه سال از مدرک فارق التحصیلی در رشته مهندسی عمران پا گذاشتم تو دل ترسام و از خدا خواستم هدایتم کنه و هدایت شدم به اموزش های خیلی عالی که برای بازار کار اماده بشم و شش ماه زمان گذاشتم و اموزش دیدم و منو از صفر خودم به 90 رسوند و این برای من یه دستاورد بزرگ بود . بعد رفتم برای کاراموزی اقدام کردم که بازم هدایت خدا رو خواستم به یکی دو جا درخواست کار دادم و بهم پروژه دادن بعد انجام پروژه ها اونا پیگیر کار نبودندو چند تماس برقرار کردم که گفتند حالا چک میکنیم کار رو و چند روز گذشت و خبری نشد و من اینو یه نشونه دیدم و تصمیم گرفتم برای پروانه نظام مهندسی بخونم چون این برای شرایط من عالی بود ( یه دلیلش اینکه هنوز که انگیزه و انرژی داشتم شروع کردم . سنم پایینه و این بهترین زمان بود برای یه شروع عالی. یه دلیلش پسر کوچیکمه که هنوز امادگی رفتن به مهدکودک رو نداشت و….) و من به خدا اعتماد کردم و اموزش امادگی برای ازمون نظام مهندسی رو تهیه کردم و در حال حاضر در حال خوندن برای ازمون مرداد ماه 1403 هستم .
واقعا خرید پک های اموزشی هم هدایتی بود و پولش به راحت ترین شکل ممکن جور میشد .
ببینید من صفر صفر بودم ولی حدود 10 تومن تا الان هزینه کردم نمیدونم چجوری ولی خدا برام به بهترین شکل ممکن جور کرد. خدایا شکرت واقعا وقتی برمیگردم به عقب همش معجزه میبینم و دستای هدایتگر خدای قدرتمندمو.
تواناییم روی کنترل ذهنم بیشتر شده .
ورودیامو بهتر میتونم کنترل کنم.
رابطم با خدای قدرتمندم بهتر و زیبا تر شده.
هدیه های جذابی رو که خیلی دوستشون داشتم دریافت کردم.
ارتباطم با ادم های غیر همفرکانسیم به شدت کم شده.
با نوشتن دوست شدم و بیشتر مینویسم.
شکر گذاریم بیشتر شده .
اروم تر شدم.
قوانین رو بهتر از قبل درک میکنم یعنی یه مثال براتون بزنم که ببینید چقدر تو در و دیوار بودم من ، قبلا میگفتن اون دنیا باید از روی پل صراط رد بشی و باریکیش به اندازه ی تار مو هست همش میگفتم خدایا یعنی تو این دنیا چجور تمرین ورزشی رو انجام بدم که اون دنیا بتونم از روی اون پل رد بشم .
الان به لطف الله خیلی خیلی بهتر شدم خیلی قوانین رو بهتر درک میکنم خیلی نگاهم به دنیا و اخرت خوب شده و مطمئنا بهتر و بهتر هم میشه .
یعنی همیشه سعی میکنم قانون تکامل رو به خودم یاداوری کنم هر لحظه که ناامیدی سراغم میاد به خودم میگم صالحه تو داری تکاملتو طی میکنی ادامه بده .
خدایا شکرت که فرصت اینو به من دادی که بیام از این روند تکاملیم بنویسم.
سال 1403
به امید خدا و توکل بخدا قراره
1. پروانه نظام مهندسی _ محاسبات رو بگیرم
2.برای کار اقدام کنم و به درامد برسم
3.دوره عزت نفس رو خریداری کنم
4.دوره 12 قدم رو خریداری کنم
5. اموزش زبان انگلیسی رو شروع کنم
برم به امید خدا برای ادامه دادن این مسیر لذت بخش …
دوستای عزیز همفرکانسیم در پناه خدای قدرتمند شاد سالم و ثروتمند در دنیا و اخرت باشید.
به نام خداوند هدایتگر و بخشنده
سلام دوست عزیزم براتون آرزوی موفقیت دارم و از اینکه خیلی عالی داری تکاملی را طی میکنی بهت تبریک میگم .چقدر عالی که اهداف را مشخص کردی و داری برای اون برنامه ریزی میکنی و من مطمئنم در آینده ای نزدیک به پیشرفت های بسیار زیادی دست پیدا میکنی ،پس همچنان ادامه بده و من منتظر خواندن موفقیت های شما هستم .
موفق باشی
سلام استاد عزیز
همواره نعمت ها درحال بشتر وبیشتر شدن هستند
همواره فراوانی در جهان در حال گسترش هست
همواره اتفاقات مثبت بسیار بیشتر از منفی هاست
هر روز پول ساختن راحتر میشه واسانتر میشه
.چه دستاوردها ونتایجی درسال گذشته داشتم سال 1403.
به دنیا آمدن دخترم سوم هیوا که هر بار بهش نگاه میکنم
حالم دگرگون میشه خدایا صد هزار مرتبه شکرت
عوض کردن ماشینم
عوض کردن موتور سیکلت
عوض کردن مبل خونه
تعویض کابینت آشپزخانه
تعویض فرش های راه پله
خرید کولر گازی
حال خوبم بسیار بهتر از سالهای قبل
رابطه ام با خداوند
احساس خوب از درک کردن قوانین
خرید خونه روستایی پدرم
پول ساختن راحتر
اعتماد بشتر شدنم به خداوند
آرامش وحال خوب فوق العاده
راحتر پول خرج کردن ولذت بردن از آن
گرفتن گواهینامه موتور سیکلت
خونه خریدن برادرم
خریدلباس های بیشتر از سالهای قبل
وهزاران نعمت خداوند وارد زندگیم شده که باید ساعت ها بنویسم
وسال 1404 میخوام این اتفاقات توی زندگیم رخ بده
خرید خونه مورد علاقه ام
خرید ماشین شاسی بلند صفرکیلومتر
خرید گوشی اپل
بهتر شدن در درک قوانین جهان
رابطه عالی با خوانواده ام
افزایش درآمدم به 10 برابر
رفتن به ترکیه
واینکه دوست دارم روی دوش خداوند بنشینم ودیگه پایینم نیام خیلی حال میده
خدایا سپاسگزارم برای تمام نعمت های که درزندگی
به من ارزانی داشتی
خدایا تنها تورا می پرستم وتنها از تو یاری میجویم مرا به راه راست هدایت کن
زیرا تو بهترین هدایت کننده هستی
شاد وموفق وپایدار باشید
بسم الله الرحمن الرحیم
سلام استاد عزیزم
سلام استادم سلام استادم
چقدر شما بی نظیرید
استاد احساس می کنم گنج پیدا کردم
استاد نمیدونم چی بنویسم فقط می دونم خیلی خوشحالم
این فایل های هدیه شما گنج است
این کامنت های دوستان گنج است
وجود خود شما و مریم جان گنج است
استاد من توهم کار کردن روی خودم داشتم اما از وقتی متعهد شدم از اول بخش فایل های دانلودی بیام روزی یک فایل فقط 1 فایل گوش کنم و نکاتش را پیاده کنم. انگار تازه دارم بعد دوسال می فهمم چی به چیه
من مثل بچه ای 6 ساله ای بودم که جمع و تفریق بلد شده عوض ضرب و تقسیم یاد گرفتن بخواهد حد و مشتق یاد بگیرد و قبولم نکند هنوز باید روی اصول اولیه کار کند.
گنج های این فایل
قانونی که ما را به سمت خواسته هامون می برد ، قانونی درهای نعمت را برای ما باز می کند قانونی که ما را به سمت خواسته هامون می برد این است:
حفظ احساس خوب
چطور
با توجه به نکات مثبت ، با شکرگزاری به خاطر داشته ها
با نوشتن تمام اتفاقات و تجربیات زیبایی که در زندگیتون بوده خاطرات خوش ، دستاوردها ،موفقیت ها، نعمت ها و توانایی هات
با بیاد آوردن هر چیزی که بهت احساس خوبی می دهد.
حفظ احساس خوب
چقدر
به اندازه ای که برود تو ناخداگاهت، بشود جزئی از زندگیت
لول اپ کنی به سمت عشق توجه خدا بهت.
به اندازه ای که با فرکانس خالق جهان هماهنگ بشوی
با خدای قادر مطلق با خدای فراوانی ،خدای آرامش خدای کن فیکون با خدایی که تو را خلیفه اش،روی زمین کرده با خدای درونت هماهنگ بشوی
وقتی هماهنگ شدی به قدرت بی نهایت الهی دسترسی داری
کی هماهنگ می شوم
زمانیکه احساس عشق احساس شادی وصف ناپذیر شادی درونی ، در احساس دائم شکرگزاری هستی
به چه اندازه به این قدرت الهی دسترسی دارم
به اندازه ای که بتوانی تو این فرکانس قرار بگیری قرار بگیریقرار بگیری
باید آگاهانه بر خلاف سیستم ذهن عمل کنی برخلاف نجواهای شیطانی مایوس کننده.
نوشتن این متن ابزاری که هر وقت احساس نا امیدی نا لایقی بدشانسی یا هر احساس بد دیگری اومد سریع با مرور اتفاقات خوش جلویش را می گیری.
نوشتن این متن کمک می کند با قدرت گرفتن از خواسته هایی که بهشون رسیدم با سپاسگزاری از اون ها به اندازه کافی قدرت تو وجودم جمع بشود فرکانس هام خالص بشود. توجهم میرود سمت دلخواه ها آماده تر میشوم برای دریافت خواسته هام در آینده.
سطلم را بزرگتر میکنم
اجازه می دهم باران رحمت الهی که بدون توقف دارد می بارد بیشتر و بیشتر وارد زندگیم بشود
این قانونی است که باعث میشود همه چی راحت بدست بیاوری.
هر وقت شیطان دست بکار شد با همون ذهنی که همیشه تمرکز می کند روی بدترین چیزها و اتفاقات و حتی بدترین احتمالات در آینده ، اینجوری خاموشش می کنید و افسار ذهنتون را در دست می گیرید
بخوانم و بیاد بیاورم چقدر اتفاقات خوب برام افتاده پس اتفاقات خوب دیگری هم تو راهه
استاد سپاسگزارم ازتون
خدایا ایمانم را قوی کن ایمانی که عمل داشته باشد
سلامم دوستان و استاد عزیزم
سال 96بهترین سال زندگی من بود بهتره از روزی بگم ک واقعا متولد شدم سیزده بدر همیشه دلگیرترین روز زندگی من بود تا اینکه همون روز توی دل طبیعت ب همه روزای دلگیرم خاتمه دادم اونم شنیدن اسم عباسمنش بود اون روزو مث بقیه روزام سروگکردم تا فرداش ک رفتم سرکار و سایت عباسمنش دات کام خداوندو بخاطر اون روز شکر و بعدهم پلاس بودن توی بخش عقل کل خخخخ ،از همون موقع دبیرستان ارزوم بود بینیمو عمل کنم با پول خودم بلاخره اینکارو کردم والان چهره فوق العاده زیباییی دارم ،همون ادمی که ازش بت ساخته بودم توی ذهنم و من مدتها بخاطرش دپرس بودم و منو رها کرد حالا برگشته و از بی همتا بودن من حرف میزنه بدون هیچ رفلکس فیزیکی از جانب من ؛ ارامش بی نظیرم در سخت ترین شرایط حتی وقتی داداشم از دنیا رفت برام فوق العاده جالب بود،تولدم در بیست اردیبهشت اولین سال تولدم بود که من از خداوند بارهای بار بخاطرش شکرگزاری کردم؛خخخخ از بس زمستونا سرما میخوردم داداشم همیشه بم میگفت مریض خخخخ امسال یکبار فقط سرما خوردم بینهایت بینهایت اتفاق خوب برام افتاد امسال مخصوصا مخصوصا اینکه فهمیدم دوروبرم چخبره رابطه با خدا چجوریاس ارامش و ارامش و ارامش بی نظیرم ک قابل بیان نیس
استاد همانطوری ک توی فایل قبلیتون گفتم امسال دیگه سال هدفگذاریمه دیگه میخام درخواست کنم مطمعن باش عید 98از سه برابر شدن درامدم از رابطه عاطفی فوق العاده ام حرف میزنم و ارامش بینهایتم
عاشق همتونم از خدا بخاطر همچیز و همکس توی زندگیم سپاسگزارم
با سلام
در سال 96 شکرگزاری معجزه زندگی من بود. خدایا شکرت که قوانین تغییر ناپذیرت معجزه می کنه. قانون شکرگزاری معجزه میکنه. دستاوردهای من از قانون شکرگزاری در سال 96:
1٫ رها کردن سیگار
2٫ رها کردن برخی عادات ناپسند
3٫ از همه مهمتر هدیه بزرگ خداوند به من یعنی دختر نازم. با سپاسگزاری و قانون درخواست صاحب یک دختر خوشگل و نازنازی شدم. دختری که دکتر های مدرن از آمدنش و حتی امکان آمدنش نا امید بودن اما با شکرگزاری و درخواست خداوند دری را برایم گشود که از نظر خیلی ها غیر قابل باور خواهد بود. اما من ایمان داشتم که بدست خواهم آورد چون خداوند خودش وعده داده بود. سپاسگزارم.
4٫ 1٫5 برابر شدن حقوقم.
5٫ تهیه دوره فوق العاده شیوه حل مسائل
6٫ ترفیع شغلی
7٫ حس زیبا و شیرین پدر شدن
8٫خریداری وسیله نقلیه
9٫ خریداری دستگاه تقطیر
10٫ گذراندن برخی دوره های آموزشی برای پروژه ای که در حال انجامش هستم.
11٫ خریداری کتاب های متنی و صوتی تاثیر گذار و فوق العاده و مطالعه بیشتر آنها
12٫ دریافت پاداش در سه نوبت
13٫ هدف گذاری و زندگی هدفمند، زندگی شیرینی که تا به الان تجربه نکرده بودم.
14٫ شروع به کار کردن بر روی باورها در اواخر سال. با بررسی رفتارم و با بهره گیری مثبت از احساس های ناخواسته توانسته ام تا کنون 50 باور قدرتمند در خودم ایجاد کرده ام اما هنوز نهادینه نشده اند.
15٫ عشق و عطوفت بیشتر در روابط زناشویی
16٫ رسیدن به یک آرامش نسبی
17٫ احساس خوشبختی و سعادت
18٫ بهبود روابط اجتماعی
19٫ عوض شدن همکارم و یک همکار بزرگمنش و خوش فکر و زیبا اندیش نصیبم شد.
20٫ پرداخت شدن هزینه های درمانی همسرم در طول بارداری از طریق بیمه تکمیلی و امکان بستری در یک بیمارستان درجه یک
خدایا شکرت برای این همه نعمت و محنتی که در زندگی من جاری است. خدایا شکرت برای استاد عباس منش، استادی که زندگی او راهنما و راهگشای زندگی من است، خدایا از راهنما و چاغ هدایتی که در زندگی ام قرار دادی سپاسگزارم. خدایا شکرت برای امکان بودن در چنین جمعی که همه ش خوبی و مثبت اندیشی است، همه ش احساس خوب و زیبا اندیشی است. هر وقت در این جمع قرار می گیرم زمان برایم متوقف می شود، گویی وارد عالمی دیگر شده ام. در کل خیلی حال می کنم و حال دلم خوب می شه.
و اما برنامه پیش رویم و درخواست های من از خداوند در سال 97:
1٫ درآمدم حداقل 3 برابر افزایش یابد.
2٫ پروژه ام به درآمدزایی برسد.
3٫ تمام سرمایه گذاری هایم تبدیل به طلا شود.
4٫ دخترم صحیح و سالم در پناه خداوند بزرگ بشه و من با عشق شاهد رشدش باشم.
5٫ همه ما در صحت و سلامت کامل باشیم.
6٫ ایجاد باورهای قدرتمند بیشتر و تغییر باورهای مخرب
7٫ در نتیجه تغییر باورها ایده هایی به من الهام بشه که دنیا رو جای بهتری برای زندگی کردن کنه.
8٫ استاد در صحت و سلامت کامل باشه تا بتونیم همه ما از وجود ایشان بهره مند شویم.
9٫ تهیه دوره های روانشناسی ثروت
10٫ به سرانجام رساندن پروژه فعلی و کسب مهارت بالا در آن و شروع پروژه بزرگ بعدی
خدایا شکرت که اینقدر بزرگی و اینقدر توانا که من می تونم ازت هر درخواستی داشته باشم. خدایا شکرت که هر چیزی رو که من می خوام از قبل برام آماده کردی و فقط کافیه اجازه ورود آنها رو به زندگیم بدم. خدایا شکرت که خدایی و بودنت برام آرامش و شنیدنت برایم آسایش است. خدایا شکرت که به پشتوانه تو دارم تمرین میکنم دلم از هیچ چیز نترسه و نلرزه، چون تو هستی و خیال من راحته. در پایان برای همه مون سالی پر بار ، سرشار از سلامت، سعادت و ثروت بیشتر آرزو می کنم.
سلام خدمت دوستان و استاد عزیزم
این فایل استاد رو چندبار گوش دادم و هرسری بیشتر از قبل منو به فکر فرو میبرد که چرا تا به حال به این موضوع توجه نکرده بودم که ذهن ما بیشتر عادت داره اتفاقات بد رو خیلی برجسته نشون بده طوری که خوبی ها فراموش میشه برای همین خودم رو متعهد کردم که بیام اینجا و این نظر رو بزارم که به یاد بیارم که اتفاقات خوب زندگی من خیلی بیشتر از معدود مسائلی بوده که در زندگیم پیش اومده و حالا بریم سراغ تمرین
اول بگم که چه چیزایی بدست اوردم
1-زمانی که روی باورهای ساختن ثروت با کارهای ساده تمرکز کردم به مراتب خیلی کارهای ساده تری از قبل بهم پیشنهاد میشد که انجامشون میدادم و تقریبا 5 برابر قبل ثروت میساختم و به همینجا ختم نشد حتی یادمه توی این راه به یک نفر فقط در حد یک جمله فقط به سوالش جواب دادم و درامدی واسم داشت که در حالت عادی باید 5 ساعت وقت براش میذاشتم
2-توی مسابقات دانشگاه فقط با کار کردن روی باورهام و تلاش و اشتیاق زیاد برای بردن من و تیمم اول شدیم
3-اون گوشی که ارزوش رو داشتم خریدم
4-پیشنهاد های کاری بسیار زیادی داشتم که قبلا یادمه هر پیشنهاد کاری بهم میشد بدلیل باور های غلط با اینکه اون کار رو دوست نداشتم ولی قبول میکردم اما امسال فقط با تکیه بر خداوند و درخواست از اون کارهایی که عاشقش هستم رو دارم انجام میدم و بقیه پیشهاد های کاریم که مطابق با خواسته هام نیستن رو با خیال راحت رد میکنم چون باور کردم که هر انچه را که از خداوند بخواهم به من میدهد و تا الان هم داده که ازش سپاسگذارم
5-بازدید سایتم این ماه ده برابر شده به لطف خدای مهربان
6-سال قبل از کاری که دوستش نداشتم اومدم بیرون و با تکیه بر خدا کارهایی انجام دادم که دوستشون دادم و درامدی تقریبا 3 برابر قبل داشتم
7-در این مسیر خداوند انسان هایی سر راه من قرار داد که برای رسیدن به خواسته هام راه رو بهم نشون دادند
8-ارامشی که بیشتر توی زندگیم احساس میکنم و با اتفاقات بیرونی بهم نمیریزم و اگه چیزی ناراحتم کنه دوباره برمیگردم و روی باورهام کار میکنم
9- ایده ای بهم الهام شد که با تکیه و ایمان به الله دارم روش کار میکنم و ایشالا بزودی تمام خواهد شد.
10-میخواستم عید که میرم خرید اصلا چشمم به قیمت چیزی که میخوام بخرم نباشه و هرچی که خوشم اومد رو بردارم و به قول استاد زمانی قیمت رو بفهمم که دارم کارت میکشم و به لطف خدا این عید همینطور بود واسم
11-دانشگاه شهریه زیادی قرار بود ازم بگیره و توی اون مقطع زمانی نمیدونستم از کجا شهریه رو بپردازم اما گفتم خدا واسم درستش میکنه و من فقط باید به اون توکل کنم و ارامش خودم رو حفظ کنم که به صورت معجزه وار اتفاقی افتاد که اصلا نیازی به پرداخت شهریه نداشتم و ندارم
12-زمانی که کارم رو شروع کردم باید یه مکانی خب واسه شروع کار پیدا میکردم اما هزینه اجاره نداشتم که بازم به لطف خدای مهربان مکانی به من داده شد که حتی من هنوز 1 ریال واسه اجاره پرداخت نکردم و در واقع اصلا نیازی نیست هزینه ای بدم همچنین اب، برق، اینترنت هم بصورت رایگان بهم داده شده
13-واسه شروع ایده ام سرمایه اولیه نمیدونستم از کجا بیارم اما بازم به خدا توکل کردم و راهم رو ادامه دادم گفتم من روی ایده ام کار میکنم سرمایه اولیه خودش جور میشه که تقریبا دو ماه پیش بود که این اتفاق واسم افتاد و اسپانسر واسه کارام پیدا شد.
14- محل کارم در زیباترین قسمت شهر هست که هروقت میرم و برمیگردم خدارو بخاطر این زیبایی شکر میکنم
———————————————————————————————————————————————————————————-
و اما چیزهایی که میخوام بهشون برسم
1-دو تا مسابقه در سطح کشوری شرکت کردم که میخوام نفر اول باشم
2-کنکور امسال میخوام قبول بشم(مکانش و رتبه اش واسم مهم نیست فقط میخوام قبول بشم)
3-میخوام امسال 5 تا از ایده هام را اجرایی کنم و روزی 10 عدد فروش از این محصولاتم داشته باشم
4-ماشین 206 سفید بخرم
5-تجهیزات محل کارم رو با بالاترین کیفیت تعویض کنم
6-تیم کاریم رو گسترش بدم و افراد بسیار خبره و با باور های خوب رو وارد تیمم کنم که از خدا میخوام این افراد رو سرراهم قرار بده
7-محصولاتم رو بعد از شش ماهه اول سال به کشورهای دیگه صادر کنم
8-نام شرکتمون به عنوان یک شرکت خبره در زمینه کاری خودش پخش بشه
—————————————————————————————————————————————————————————
والبته اتفاقات دیگه هم در سال گذشته بوده و همچنین خواسته هایی در سال اینده که بدلیل خصوصی بودنشون توضیحی راجبشون ندادم
انشالا موفق و پیروز باشید استاد و دوستان عزیزم
خدایا مارا به راه راست، به راه کسانی که به انها نعمت داده ای نه راه کسانی که بر انها غضب کرده ای و نه گمراهان هدایت فرما
سلام و وقت بخیر خدمت استاد وهمه دوستان عزیز هم فرکانسم . قبل از هرچیز از خداوند سپاسگزارم که منو به این مسیر هدایت کردو اکنون در جمع شما هستم تا بهتر زندگی کنم و از زندگیم لذت ببرم. از استاد گرانقدرم هم سپاسگزارم بابت طرح این مسابقه عالی که ما رو تشویق میکنه در ابتدای سال جدید یکبار دیگه نعمتها و اتفاقات خوب سال 96 رو مرور کنیم. دیشب که برای پاسخ به مسابقه دست به قلم شدم اصلا گذر زمان رو متوجه نشدم بطوریکه به خودم اومدم دیدم ساعت 2٫5 نیمه شب شده و من هنوز دارم مینویسم، با وجودیکه اکثر این موارد رو من قبلا برای خودم در دفترچه ای که بنام دفتر سپاسگزاری تهیه کردم نوشته بودم. قطعا اتفاقات خوب سال 96 خیلی خیلی بیشتر از اون چیزی هست که من اینجا مینویسم اما بخاطر حوصله دوستان ، تا حد امکان مهم ترین هاش براتون مینویسم. پیشاپیش هم ازتون ممنونم که وقت میذارید و تجربیاتمو میخونید.
من در ابتدای زمستان 96 با تهیه دوره روانشناسی ثروت 3 و قانون آفرینش، بطور جدی کار روی باورها و تغییر مدار و فرکانس ذهنی ام رو آغاز کردم و به سرعت جریان اتفاقات خوب در زندگیم به راه افتاد و زمستان زیبایی برام رقم خورد. بزرگترین دستاورد سال 96 برای من درباره مادرم بود معجزه ای که من به چشم خودم دیدم من با مادرم زندگی میکنم. ایشون چندسالی هست که افسردگی شدید و وسواس فکری دارندو تحت درمان هستند و در کل همیشه نگران مضطرب و منفی نگر هستند و در هر موضوعی به بدترین حالت ممکن فکر میکنند. من این دوره ها رو فقط و فقط برای اصلاح خودم تهیه کردم و قصد تغییر هیچ کس یا موضوعی رو در بیرون خودم نداشتم اما به عینه دیدم از وقتی من بطور جدیتر تصمیم گرفتم روی خودم کار کنم ناخوداگاه تاثیرش روی مادرم هم چشمگیر بود. یه مدتی بود بیماری مادرم به اوج رسیده بود علاوه بر بیماریش، دچار توهم هم شده بود هر روز ضعیفتر و ناتوانتر میشد. حتی یه عارضه عصبی رفتاری هم براش بوجود اومده بود چندین دکتر مختلف عوض کردیم همگی به اتفاق گفتند درمانی نداره باهاش کنار بیاین یا نهایتا میگفتند اگر درمان هم داشته باشه بسیار سخته و چندین سال طول میکشه. اما من بی توجه به سخنان دیگران فقط به خدا توکل کردم و تمریناتم رو انجام میدادم توی خونه مرتب فایلها رو گوش میدادم ناخودآگاه مادرم هم فایلها رو میشنید بعد از مدتی دیدم مادرم هم داره به فایلها توجه میکنه احساس کردم صداقت و حقانیت سخنان استاد در مادرم هم داره نفوذ میکنه و این برام خیلی عجیب بود یکی ازجملات تاکیدی کلیدی رو انتخاب کردم و روزها با صدای بلند تو خونه تکرار میکردم. کم کم از مادرم خواستم با من تکرار کنه. اولش با کمی مقاومت ، بی اعتقادی و صدای آروم تکرار میکرد اما کم کم باورش قوی تر شد. به اونجایی رسید که هر روز خودش ازم میخواست که براش بگم و با من تکرار کنه و اگه من فراموش میکردم حتما یاداوریم میکرد. انگار هر روز یه کم حالش بهتر میشد. از طرفی خداوند منو هدایت کرد که در مورد داروهای مادرم یه سرچی توی اینتر نت بزنم و دیدم که عوارض داروها باعث توهم میشه. شروع کردم به کم کم کردن دوز 3 تا از داروها و هر روز توهم کمتر میشد بطوریکه بعد از یه مدتی به طور کامل چندتا از قرصها رو قطع کردم و دیدم هر روز داره حال مادرم بهتر میشه توهمش به شدت کم شد، شور و شوق زندگی در او بسیار زیادتر شد و اون عارضه عصبی که همه دکترا گفتند درمانی نداره و باید تا اخر عمر باهاش کنار بیایید از بین رفت، بله درست شنیدید!!! از بین رفت!!! و اینجا بود که من معنی معجزه را با تمام وجودم احساس کردم و بینهایت سپاسگزار خداوندم و هر بار در موردش صحبت کنم وجودم سرشار از یه حس خاصی میشه که واقعا واژه ای برای توصیفش نمیتونم پیدا کنم که براتون بنویسم …
من در سال 96، به لطف راهنمایی ها و سخنان پر ارزش استاد، چندین باور نادرست که خیلی بهشون قدرت داده بودم و ازادی من رو بسیار محدود کرده بودند مثل چشم زخم، سحر ، جادو و استخاره … رو شناسایی کردم و با باورهای درست جایگزین کردم و الان بسیار احساس سبکی و ازادی دارم. من در قرعه کشی بانک مبلغ 70000 تومن برنده شدم وقتی پیامکش برام اومد تعجب کردم که این چیه؟ چون حتی یادم نبود که حسابی که چندین سال پیش باز کرده بودم بصورت قرض الحسنه بوده. یکی دیگه از اتفاقات عجیب امسالم این بود که ، در محیط کارم، یه حادثه آتش سوزی ناگواراز طریق نشتی شلنگ گاز و به تبع حبس گاز در بخاری و انفجار اون در فضایی پر از مواد شیمیایی قابل احتراق و کاغذ و پلاستیک و … رخ داد ، که میتونست نتایج غیر قابل جبرانی به بار بیاره اما به طرز فوق العاده خاصی ختم به خیر شد و خداوند در بهترین زمان ممکن وارد عمل شد و کنترل اوضاع رو در دست گرفت. تا چندین روز بعد از اون اتفاق در بهت بودم و فقط خدا رو شکر میکردم که چطور به خیر گذشت بدون هیچ آسیبی در حالیکه به راحتی میتونست دقیقا برعکس باشه و تا اخر عمرم هم در موردش سپاسگزار باشم باز هم کم هست. یکی از نزدیکانم که سالها در انتظار بچه بودند صاحب یه پسر کاکل زری سالم و زیبا شدند که بنظرم این موضوع فقط نمایش قدرت خداوند هست و در تقویت باورهای من بسیار موثر بود که مریم! ببین انچه از نظر بقیه تقریبا ناممکن بود شد! پس ناممکن های ذهن تو هم ممکن میشود، صبر و احساس خوب داشته باش!
از لحاظ مالی برام سال پر برکتی بود. من در این سال از خانه ای به خانه دیگه نقل مکان کردم و از برکت هجرت توی زندگیم بهره مند شدم و در فرایند جابجایی هم خداوند به بهترین نحو همراهم بود و کمکم کرد. سند ماشینی که دارم بعد از مدتها بنامم زده شد. طلبی از کسی داشتم که مدتها بالاتکلیف مونده بود که به بهترین حالت ممکن وصول شد. یه سفر زیارتی خیلی خوب با مادرم داشتم که خیلی عالی بود و بهمون خوش گذشت.
و اما کلیات کارهایی که میخوام در سال 97 انجام بدم بصورت زیر هستند:
اول از همه شناسایی هر چه بیشتر و بهتر خداوند و اصلاح باورهاو رابطه ام درباره خداوند
آشتی با خودم و افزایش عزت نفسم
توجه و حفظ احساس خوبم در همه مسائل و امور زندگیم خصوصا در تضادها
کار روی باورهای در زمینه ثروت و ایجاد روابط رویایی
کنترل جدی و دقیق ورودی هام
مطالعه دوره ها و محصولاتی که تهیه کردم و تکرار هر روزه اونها
مروری بر اهدافی که قبلا مشخص کردم و پیرایش اونها
سرمایه گذاری مالی در مسیری که توسط الهام و درخواست از خداوند بهم گفته میشه
فعالیت کاری ام رو گسترش بدم و هر روز محصولات خلاقانه تر تولید کنم.
شرکت در نمایشگاه بین المللی جهت معرفی محصولاتم
سفر به خارج از کشور با هدف لذت، کسب تجارب عالی و ایده های خلاقانه در زندگی و کارم
مریم عزیز
خیلی زیبا نوشته بودی. امیدوارم این مسیر پرخیر و برکت را همواره دنبال کنی و به نتایج بیشتر و بزرگتری برسی و پیاپی سال های خوب و شگفتانگیزی برای خودتون خلق کنی.
بخدا نمیدونی چقدر از سلامتی مادرتون خوشحال شدم و چه احساسی دارم و خداروسپاسگزاری میکنم
مرسی که تجربتو ب اشتراکـگزاشتی
خیلی ممنون از لطفتون سلامت باشید?????
سلام استاد عزیزم و دوستان گرامی خدارووووووووووووشکر ب خاطر این همه نعمت واقعا از خدا ممنونم که حالم خوبه و خدارو شکر که در مدار این خانواده قرار دارم خدارو شکر ب خاطر اینکه فهمیدم که خداوند قوانینی بر جهان حاکم کرده که ابدی هست و بدون تغیر اینکه من خالق زندگی هستم اینکه من با باور هام تعین میکنم چه نوع زندگی رو داشته باشم و ازاد هستم که انتخاب کنم،،و خدارو شکر که منو در این مدار قرار داد که توحید رو در دل خودم جاری کنم چون قبلا ها خیلی افسرده و نا امید بودم .بااینکه الا ن نتیجه چندانی نگرفتم ولی اول راهم وتازه شروع کردم ..داشتم فایل جدید رو نگاه میکردم فایلی که استاد با اتوبوس یه هتل ساختن واقعا زیبا بود اینکه استاد ب چیزی اشاره کرد گفت بعضی از دوستان نوشتن که ما فکر نمیکردیم سال96نتیجه داشته باشیم یاموفقیتی کسب کرده باشیم با خوندن نظرات دوستان فهمیدیم که ما این نتیجه رو گرفتیم یا گواهینامه یا هر چیز دیگه ای…حالا منم با دیدن اون فیلم فهمیدم که واقعا منم موفقیت زیاد کسب کردم با وجود اینکه اول سالم بود ه که رویه باورام کار کردم ولی نتیجه گرفتم ولی چون کوچک بودن حسابشون نکردم،،من سال 96 بنظرم با بقیه سال هام بهترین سالم بوده
.1ماشین خریدم2
گواهینامه گرفتم
3 با خدا بیشتر اشنا شدم و شرک رو فهمیدم چیه
4توحید و یکتا پرستی رو پیدا کردم
5سلامتیم با تغیر باورها هر روزبهتر شد
6 فهمیدم که من خالق زندگی خودم هستم من حق انتخاب دارم
7باور کردم که تک تک اتفاقات زندگیم خودم میسازم
و بخاطر شرایط بدی که داشتم خدا و خانوادم و دولت و دیگران رو مقصر ندونم این خودش بزرگترین نتیجی است که انسان می تونه بدستش بیاره وچیزای زیادی دیگر واقعا خدارو شکر…
واماخواسته هایه زیادی دارم برای امسال 97
1توحید و یکتا پرستی رو تو دلم کسترش بدم و رویه باو ر هام بیشتر کار کنم اعتما د بنفسم رو بالا ببرم
2می خوام برای خودم کسب و کاری راهندازی کنم و اونم کار زنبورداری رو شروع کنم
3می خوام اندازه زنبوری که میخرم هر چقدر باشه درامدم به بیش از 3برابر سرمایه که گذاشتم برای این کار بدست بیارم..
4بازاریابی رو بلد نیستم و کم رو هم هستم اما می خوام ب صورت حرفه ای یادش بگیرم
5می خوام ماشین مدل بالا بخرم
6می خوام اندامم وضاهرم خشگل تر و جذاب تر بشم
7می خوام روی اعتماد بنفسم بیشترو بیشتر کار کنم
٨می خوام برای خرید خونه یا خاک اقدام کنم
9نمیدونم این خواستم شاید امسال اتفاق نیفته ولی واقعا همیشه دوست داشتم اول شرایطمو عالی بسازم بعد ازدواج کنم شاید این خواسته امسال نشه ولی قطعا یکی از هدف هامه
10می خوام دوره عزت نفس و روانشناسی ثروت رو تهیه کنم،
ودر اخر م خدا رو شکر میکنم وازش می خوام کمکم کنه که هر روز ثروتمند و ثروتمند تر بشوم و از ش می خوام کمکم کنه که بتونم باور های محدود کنندمو تغیر بدم و ب زیبیای های این جهان و رویا های که دارم برسم.
وخوشحالم که با شما دوستان هستم از استادم سپاس گذارم
سلام دوست هم فرکانسی ..
خیلی ممنون تشکر بخاطر تبریکتون….من توی این مدت واقعا خیلی تغیر کردم همون سا ل دوره عزت نفس روخریدم کار زنبورداری رو شروع کردم و درامدم ۳برار شد الان شغل خودمو دار م ازادم درامدم نصبت به باور هام تغیر کرده خدددددددارو شکر ..
ازلحاظ سلامتی شایت باورتون نشه اما قبلا ها هر سال حداقل ۶بار سرما می خورد م و باید میرفتم دکتر که خوب میشد م ولی خدارو شکر که سالم سالمم ..
از لحاظ ارتباط خیــــــــــــــلی پیشرفت کردم از لحاظ توحید بودن خیلی پیشرفت کردم اعتماد بنفسم خیـــــــــــــــــــــــــــــــــــــلی رفته بالا ایمانم قوی تر شده ترسام کم تر شده خدارو بیشتر باور کردم واقعا دستان خدارو می بوسم به خاطر این قوانینش بخاطر هدایتم به این مسیر بخاطر اینکه من تا ۳سال پیش اعتماد بنفس پاین داشتم روم نمیشد حتی بیام بیرون خجالت کشیدن و خیلی چیزای دیگه ،…این باور که دیگران در موردم خیلی من چه فکری چه قضاوتی چی می گویند واقعا منو فلج کرده بود اما خدارو شکر با بسته عزت نفس بین اسمان و زمین پیشرفت کردم تازه هم که بروزرسانی شده که خیلی بهتر درک میشه .البته خیلی مونده که به تغیرات چشم گیری برسم واین بخاطر تکامل ادمهاست واقعا من وقتی که خودمو با گذشته مقایسه میکنم کلا ادم دیگی شدم چون بخاطر شرایطی ک بودم خیلی باورهای غلطی داشتم ولی خدارو شکر که خیلی عالیـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــم .خدارو شکر که خیلی خووووبم.و خدارو شکر که اینا همش قدرت خداونده تو وجود ما ادما……
دوست عزیز بله میشه به همه چیز رسید به همه چی هر چی که بخوایم فقط کافیه از قوانین خداوند استفاده کنیم .از استاد عزیز دستان پر مهر خداوند هم تشکر میکنم ..تازه من فقط از فایل های رایگان ودوری عزت نفس استفاده کردم این همه نتایج گرفتم اگر دوره هایه دیگر و استفاده کنم ببین چقدر پیشرفت کنم ..به امید خدا امسال پایز شروع می کنم به دوری دوازده قدم…،راستی در مورد ارتباط عاطفی نگفتم که بخدا صفر تا ۵۰درصد تغیر کرد خودم میدونم وخدا چقدر وابسته بودم چقدر ارتباط هام به دیگران وابسته میشدم.ولی الان عاللللیم خدارو شکر
خدایا ازت می خوام همون جوری که دستمو گرفتی همون جوریم منو بالا ببری چون فقط به دستان تو خیره شدم وفقط روی تو حساب می کنم خدایــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــاشکرت
دوست عزیزم کامنتتو خوندم و بعد دیدم که دوره عزت نفس ک یکی از خواسته هات بوده رو بهش رسیدی خواستم بهت تبریک بگم و ب خودم تاکید کنم که ببین محمد میشه ب خواسته هات برسی
سلام دوستان عزیزم
من الان که این فایل رودیدم سال ۱۴۰۰هستش
و من میخوام اتفاقات خوب سال ۹۹رو بنویسم اگه همش یادم بیاد….
۱.اول سال عید خیلی خوبی داشتم و یه دستگاه ایکس باکس بصورت خیلی راحت وارد خونمون شد و کلی لذت بردیمو سر گرم شدیم دور هم.۲یه ماشین اتومات داشتم که خیلی لذت برم باهاش.۳.هوای عالی بهاریو تجربه کردم و غروب زیبایی رو تو عید دیدم.۴.مغازم گسترش پیداکرد و به یه جای خیلی عالیتر منتقل شد.۵مشتریهلم چندبرابر شدن.۶.درامدم خیلی بیشتر شد.۷.خریدو فروش ماشین کردم و رو ترسهام پا گذاشتم.۸از محدوه امنم خارج شدم و رفتم اصفهان و یه ماشین خریدم و اوردم و فروختم.۹.باشگاه رو شروع کردم و تا الان ادامه دادم وبدنم خیلی خوب شده.۱۰.مسافرت خیلی عالی رفتم کاشان ابیانک و لذت بردیم از هوای عالی و مردم با صفا.۱۱.تونستم به عشقم ۲۰میلیون پول بدم که عمل کنه (این در شرایطی که من سال قبلش اصلا توان همچینکاریو نداشتم)
۲۱.از شریکم جداشدم چیزی که همیشه میخواستم
۲۲.برای خودم کلی هزینه کردم ولباس و گوشیو و….خریدم
۲۳.کلی مشتری خوب داشتم
۲۴.برای تولدم کادوهای خوب گرفتم.
۲۵.رابطهام با خانوادهام بهتر شد
۲۶.کلی غذاهای عالی خوردم.
۲۷.پیک نیک رفتم و کلی خوشگذشت
۲۸.با انسانهای با کیفیتی اشنا شدم و دوستان خوبی پیدا کردم
۲۹.یه ماشین عالی خریدم
۳۰.لحظه های خوبی با دوست دخترم داشتم
۳۱.تونستم به خانوادم کمک کنم
۳۲.دستم تو جیب خودم بود خدایا شکرت
۳۳.بسته عزت نفس رو خریدم
۳۴.قانون افرینش روخریدم
۳۵.تصمیمات زیادی گرفتم و انجامشون دادم
۳۶.رفتم استخر 😍
۳۷.خیلی شجاعتر بودم
۳۸.مسافرت رفتم قزوین و چقدر خوش گذشت و منظره های عالی دیدم
۳۹.چقدر غذاها لذیذی خوردم
۴۰.کلی خندیدم
۴۱.کمک کردم چندین وچند نفرکسب و کارشون را راه بندازن
۴۲.از راههایی که فکرشو نمیکردم پول اومد توحسابم
۴۴.یه مسافرت عالی به شمال داشتم به ویلای خواهرم
۴۵.رفتم شنا کردم تنهایی تو دریا
۴۶.کارهای عقب افتادهام رو انجام دادم
۴۷.واسه بچه خواهرم کادو گرفتم
۴۸.تو باشگاه وزنه های خوبی زدم
۴۹.کار کردن با نرم افزار ادیت فیلم رو یاد گرفتم
۵۰.تصمیم به مهاجرت گرفتم و کارمو رها کردم
خیلی اتفاقات عالیه دیگرو تجربه کردم که یادم نیست
ولی برنامه و خواسته های من واسه سال ۱۴۰۰
۱میخوام شغلی داشته باشم که نیاز به زمان و مکان خاصی نداشته باشه
۲.میخوام خونه بخرم
۳.ویلا بخرم
۴.مهاجرت کنم
۵.تجارت کنم
۶.استقلا مالی داشته باشم
۷.به دلار درامد داشته باشم
۸.رابطه خیلی عالیتری داشته باشم
۹.سلامتی جسمی داشته باشم
۱۰.مسافرتهای عالی برم
۱۱.ماشینهای با کیفیتی بخرم.
۱۲.بتونم برم پیش استاد تو پرادایس
۱۳.لپ تاپ داشته باشم
۱۴.هیجانات مثبت دلم میخواد
۱۵.برم هاوایی و عشقوحال کنم
ایناخواسته های منه واسه امسال اصلا هم ایدهای براشون ندارم و نمیدونم چجوری فقط میدونم همون قانون و سیستمی که منو به اینجا رسونده و از هیچ به این خواسته هامم میرسونه به راحتی
این خیلی تمرینه خوبیه و امیدوارم که بتونم همیشه انجامش بدم و بشه جزئی از شخصیتم
یکی از روزها از یکی از دوستانم خواستم که شماره ی تماس یکی از کارمندانش را که ماشین مورد نظر ما را دارد بدهد تا تماس بگیریم و ماشینشان را ببینیم . ایشان ما را راهنمایی کردند که ماشینی که به دنبالش هستید خوب است اما ماشینی که من دارم با کمی تفاوت ( بالاتر ) بهتر از این مدل است . به این مدل هم فکر کنید .
ما هم مدل ماشین ایشان را در اینترنت جستجو کردیم و مشخصاتش را درآوردیم و فیلم ها را دانلود کردیم و دیدیم. حالا گزینه ی ما بالاتر رفته بود . همسرم برای خرید بیرون رفته بودند که با من تماس گرفتندو گفتند ، ماشین دیگری که یک مدل بالاتر از مدل این دوستمان بود را در خیابان دیده اند و در کناری پارک شده است. گفتند که حاضر شوم تا ماشین نرفته ، با هم برویم و آن را ببینیم . من هم حاضر شدم و 10 دقیقه ای به ماشین رسیدیم. هنوز روکش پلاستیکی روی صندلیهاش بود و بوی تازگی می داد. همسرم به داخل یکی از مغازه هایی که نزدیک ماشین بود رفت تا ببیند صاحب ماشین چه کسی است ؟ وقتی بیرون آمد دیدم که سوییچ ماشین در دستش است و گفتند که ” بچه ها ، بیایید تا سوار ماشین شویم “. داشتم از تعجب شاخ درمی آوردم . از ایشان پرسیدم صاحب ماشین چه کسی است ؟ خودش کجاست؟ همسرم خندید و گفت نگران نباش ، دوستم است. کلی خدا را شکر کردم و با خیال راحت ماشینشان را باز کردیم و درونش را دیدیم .و در آخر هم از ایشان تشکر کردیم و راجع به شرایط خرید ماشین راهنمایی خواستیم. ایشان هم شرایط را گفتند و یکی از نمایندگی هایی را که نزدیک 2 ساعت تا شهر محل سکونت ما فاصله داشت را معرفی کردند که از شرایط قبلی ما بهتر بود . این بار ، تصمیم همسرم جدی تر شده بود و هر روز صبح و شب تمام فکر و ذهنش به دنبال ماشین های مختلف بود. وقتی با نمایندگی ای که ایشان معرفی کرده بودند تماس گرفتیم شرایط بهتری را معرفی کردند که دیگر نیاز به وام بانکی نبود . فقط نیاز بود که ما در قرعه کشی خانوادگی برنده شویم .
همسرم مرتب می گفت “بچه ها دعا کنید تا در قرعه کشی برنده شویم ” و مدام تکرار می کرد . من هم برعکس همیشه که در اینجور مواقع دچار استرس می شدم ، خیلی آرام بودم و می خندیدم و از همسرم می خواستم که اینقدر روی این قرعه کشی حساب نکند ، اگر اسممان در نیاید خیلی ناراحت می شود . به او گفتم که ولش کن ، هرچه خدا بخواهد همان می شود. اگر قرار است بخریم پس حتما می خریم و اگر قرار نباشد ، با زور نمی توانیم این کار را بکنیم. همچنان بحث ماشین در خانه ی ما داغ بود و در همین روزها با یک مدل بالاتر، آشنا شدیم که شرایطش مشابه ماشین انتخابی ما بود و همسایه مان دنده ی دستی اش را داشت . بنابراین همسرم هر دو ماشین را همزمان بررسی می کرد و شرایطشان را بالا و پایین می کرد . تا اینجا قیمت ماشین از 60میلیون به 96 میلیون رسیده بود . و اینکه ما این ماشین را داشته باشیم برایمان پذیرفتنی شده بود و خیلی راحت راجع به آن صحبت می کردیم.
موعد قرعه کشی فرا رسید اما …. اسممان در قرعه کشی در نیامد . و تمام بافته های همسرم پنبه شد . و من باز هم برعکس همیشه ، نمی دانم چرا اصلا ناراحت نشدم . با اینکه می دانستم ، با شرایط پیش آمده دیگر قادر به خرید ماشین نیستیم. و تازه به همسرم دلداری دادم که خدا بزرگ است و تکرار کردم که حالا اگر این ماه اسممان در نیامد حتما ماه دیگر در می آید. نگران نباش. این حرفم باعث شد که همسرم خودش را کنترل کند و با خودش گفت که :” آره اگه این ماه نشه ماه دیگه می شه . ولی دیگه شرایط عید فطر رو بر می دارن و ما نمی تونیم با این شرایط ماشین بخریم” . در اینجا من باز هم یک قانون دیگر یادم آمد و آن هم قانون فراوانیست که فرصت بی نهایت است و همیشه موقعیت های خوب برای ما مهیاست. به همین خاطر به همسرم گفتم نگران نباش . این عید تمام شود یک مناسبت دیگر پیش می آید . تقویم پر از مناسبت است و نمایندگی ها از خداشان است که ماشین هایشان را بفروشند . حتی اگر مناسبت نباشد هم چیزی خودشان درست می کنند تا ماشینهایشان را بفروشند . خدا بزرگ است.
همسرم آرام شده بود . همه ی این ها فقط دو سه ساعت طول کشید تا دوباره حالمان خوب شود . و دیگر این موضوع را که با چه شرایطی ماشینمان را بخریم رها کردیم . ولی تصمیم خرید ماشین همچنان پابرجا بود . حالا شرایط طوری شده بود که اگر خودمان هم رهایش کرده بودیم اما ، دوستانمان ول کن نبودند و ماشین های مختلفی را به ما پیشنهاد می دادند و اگر کسی را می دیدند که ماشین مورد نظر ما را می داشت به ما معرفی می کردند تا برویم و آن را ببینیم. چند تا ماشین را دیدیم و اتفاقا صاحبان آنها بسیار انسان های خوش برخورد و مهربانی بودند . من با چشمان خودم می دیدم که جهان هستی برای ما آستین بالازده . در یکی از بازدیدهایی که داشتیم ، ماشینی را دیدیم که باز هم نو نو بود و هنوز برچسب هایش کنده نشده بود ، صاحب ماشین به من گفت که تشریف ببرید داخل ماشین و پشت فرمون بنشینید تا ببینید راحت هستید یا نه ؟ و کلی تعارفمان کرد . وقتی به داخل ماشین رفتم حس خیلی خوبی به من دست داد زیرا ادکلن بسیار خوشبویی را در ماشینش استفاده کرده بود. بعد از تشکر از ایشان و خداحافظی ، رو به همسرم کردم و گفتم : ماشینش چقدر خوشبو و خنک بود . من عاشق ماشین هایی هستم که هم خنک باشند و هم خوشبو . همسرم گفت می دانی نام ادکلنش چه بود ؟ گفتم نه ، اما خیلی دوسش داشتم. همسرم گفت که این همان ادکلنی است که تو خیلی دوست داشتی ( 10 سال پیش من آن را به عنوان هدیه ، برای همسرم خریده بودم و بعد فراموشش کرده بودم ) و اسمش را گفت.
فردای آن روز ، ما به سمت یک ماشین دیگر هدایت شدیم که مدلش بالاتر از آخرین مدل مدنظرمان بود و زن و شوهری را به ما معرفی کردند که صاحب این ماشین بودند و ما برای دیدن ماشین آنها رفتیم. به قدری این زن و شوهر، مهربان و خوش برخورد بودند که دوستی خوبی بین ما شکل گرفت . خودشان ما را با خوشحالی پذیرفتند و از اینکه ما چنین درخواستی از آنها داشتیم بسیار خوشحال بودند و از ما تشکر هم می کردند . در تک تک این لحظات خدا را شکر می کردم و همه ی اینها را نشانه های رسیدن به هدفم می دانستم . این زن و شوهر، شرایط خرید ماشین از نمایندگی تهران را پیشنهاد دادند و گفتند که شرایط نمایندگی های تهران بهتر از نمایندگی های نزدیک این شهر است . ما هم از انها تشکر کردیم و به منزل آمدیم . حس خیلی خوبی داشتیم و دوباره به سراغ اینترنت رفتیم و این بار ، ماشین معرفی شده توسط این زن و شوهر را جستجو کردیم . قیمت شده بود 101 میلیون . وای خدا ، دیگر مطمئن بودم که این همان ماشینی هست که ما باید بخریم . و یادم آمد همان اوائل که بحث خرید ماشین در خانه مطرح شد، دقیقا همین ماشین را توی تلویزیون تبلیغ کردند و چون خیلی با ماشین مدنظرمان (60میلیونی با وام بانکی ) تفاوت قیمت داشت اصلا به آن فکر نکردیم.
فردای آن روزبرای خرید به خیابان رفتیم و وارد مغزه ی لوازم آرایشی شدیم. همسرم برای خودش یک ادکلن خرید و بعد به شوخی خندیدیم و گفتیم ، بیا ادکلن ماشینمان را هم بخریم تا بقیه اش بیاید . چند دقیقه ی بعد دیدم که همسرم دقیقا همان ادکلنی را که من دوست داشتم را نیز برداشت و خرید و من ماندم و کلی تعجب و البته خنده و سپاس.
وقتی به خانه آمدیم به بچه ها گفتم ” بچه ها با خریدن ادکلن ، یکی دیگه از مشکلاتمون حل شد و حالا می تونیم شاسی بلند رو بخریم. آخه توی ادکلنش مونده بودیم. و کلی از این موضوع خندیدیم. ”
در همین روزها و بنا بر شرایطی، یک سری موزیک شاد شاد به دستم رسید . من هم نشستم و یک سری دیگر دانلود کردم و به بقیه گفتم که من دارم آهنگ ها ی شاسی بلند را دانلود می کنم . حالا که ادکلنش را خریدیم ، این هم آهنگهاش . و بازهم خندیدیم. ( هروقت آهنگ ها را گوش می کردم ، خودم را در حال رانندگی با ماشینمان و شنیدن این آهنگ ها تصور می کردم و از احساس خوبی که به من دست می داد لذت می بردم. با آهنگ ها در موقع رانندگی همخوانی می کردم . گاهی وقتها یک محیط دو نفره و گاهی با بچه ها و در حال دست زدن همراه با موزیک ، گاهی تنهایی . خلاصه همه جوره تصورات لذت بخش داشتم )
صفحه ی دوم