توجه به داشته ها، راهِ رسیدن به خواسته ها - صفحه 70 (به ترتیب امتیاز)
https://tasvirkhani.com/fa/wp-content/uploads/2018/03/abasmanesh-3.jpg
800
1020
گروه تحقیقاتی عباسمنش
/fa/wp-content/uploads/2015/12/logo-with-title-340x85.png
گروه تحقیقاتی عباسمنش2018-03-29 03:48:162020-08-28 08:14:21توجه به داشته ها، راهِ رسیدن به خواسته هاشاید این موارد نیز مورد علاقه شما باشد
به نام خدای مهربونم
تمام اتفاقای خوب من در سال 1401 :
من برای عید سال 1401 صاحب به سرویس طلای بسیار زیبا با سلیقه ی خودم شدم اونم از راهی که فکرش رو نمیکردم
یه مهمانی بسیار عالی به خانواده ی عزیز خودم و همسرم دادم که بسیار لحظات زیبایی رو تجربه کردم .
همسرم بهمدت یک هفته به ماموریت کاری رفت و من در این مدت که تنها بودم کلی رشد فردی داشتم که لذت بردم .چون تونستم به آموزشها عمل کنم .
پایان سال تحصیلی کارنامه ی درخشان فرزندانم رو دیدم و کلی ذوق کردم
.
بیماری مادرم که مدتها دنبالش بودیم درمان شد و من مامور انجام این مرحله ی آخر کار بودم که در نهایت خبر خوش رو به خانوادم دادم و همه با هم خوشحال شدیم .
و با مادرم چند روزی در سفر بودم که کلی خوش گذشت.
در تابستان امسال کلی سفرهای زیبا به تهران و جاهای دیگه داشتم و در کنار چند تا از دوستای عزیزم بودم که کلی لذت بردم ..
کلی خریدهای آنچنانی در این سفرها داشتم که تا به حال هرگز این همه خرید عالی و زیبا برای خودم و خانوادم نداشتم .
صاحب ملکی در بهترین جای تهران شدیم که بسیار لذت بردم .
یه سفر رویایی به شمال ایران داشتم با کلی گردش و تفریح و خریدهای آنچنانی که لذت بردم .
در تمام این سال در کنار خانواده ی مهربون همسرم و خودم لحظات بی نظیری داشتیم .
من از نعمت داشتن پدر و مادر ومادر شوهر مهربانم خیلی لذت بردم .
ومن از داشتن خواهر و برادرهای خودم و فرزندانشان و خواهر و برادرهای همسرم و فرزندانشان و بودن در کنار اونها کلی لذت بردم.
یه جشن تولد سوپرایزی از طرف همسرم داشتم که تا به حال این چنین هدایا ی گران قیمت و تولدی نداشتم ..
من هم تولد همسرم رو خیلی زیبا سوپرایز کردم و در کنار بچه هام در کافه جشن گرفتیم که خیلی از این لحظات شاد لذت بردم .
تونستم با پولهای فراوان در کارت بانکی ام برای همسرم هدایای ارزنده و زیبایی در امسال بخرم و کادو بدم که واقعا حس عالی است که تا به حال تجربه نکرده بودم .
کلی در شهر خودم گشتم و تفریح کردم و به جاهای دیدنی رفتم و آثار باستانی رفتم که واقعا لذت بخش بود .
روابط عالی رو با همه ی اطرافیانم تجربه کردم که واقعا تا به حال نداشتم
.
کلی عزت نفسم اعتماد به نفس عالی داشتم و تونستم به بهترین شکل در مجالس شادی تولد و عروسی شرکت کنم و بسیار زیبا خوشحالی کنم که تا به حال جرات انجام دادنش رو نداشتم .
به راحتی تونستم به سبک خودم پوشش داشته باشم و لباس بپوشم که تا حالا جرات تغییرش رو نداشتم .
به راحتی تونستم به شیوه ی خودم عبادت کنم که تا به حال جرات تغییرش رو نداشتم .
کلی ایمانم و توکل رو به خدا بهتر کردم .
در دوره های زبان شرکت کردم و دارم روی زبان خارجی ام کار میکنم که قوی ترش کنم.
به یک جایی هدایت شدم برای برای لیزر کل بدنم به صورت مجانی و چقدر من از این کارم راضی هستم .
چقدر نعمتها و ثروتها ی زیادی برای من و همسرم و فرزندانم از در و دیوار برامون بارید و کل زندگیم رو متحول کرد و مورد لطف خدا قرار گرفت .
کمر دردم به بهترین شکل ممکن و به صورت هدایتی به یک دکتر عالی رفع شد و سلامتی من بیشتر شد .
در کل یک خانم قویتر و مستقل تر شدم که خودم از وجود خودم بیشتر لذت میبرم .
افتخار آشنایی با چند استاد فرهیخته رو داشتم که وجودشان در زندگیم واقعا تاثیر گذار بوده .
به تاترها و رستورانها با همسرم و بچه هام و خانوادم همراه با موسیقی زنده رفتیم و کلی لذت بردیم .
برای دخترم مشاور مدرس عالی گرفتم و در مسیر درست دخترم رو کمک میکنه و امسال کنار دخترم بوده و هست که واقعا خدا رو سپاسگزارم .
و اما آرزوهای من در سال جدید 1402:
شخصیتم رو بازم بهبود بدم وو تبدیل به فرد بهتری بشم که دنیا رو به جای بهتری برای زندگی بکنه
.
روابط عالی تر و عاشقانه تر رو با همسر و فرزندانم تجربه کنم .
به همه عشق و محبت بدم و همه هم به من عشق و محبت بدن .
از آموزشهای استاد نتایج عالی بگیرم که بتونم بیام برای استاد از نتایجم بگم و هر دومون ذوق کنیم .
دوست دارم همسرم خیلی راحت وارد این مسیر بشه و با هم قدم برداریم .
دوست دارم اندامم زیباتر بشه
شاداب و جوان و پرانرژی و سلامت باشم .
سفرهای خارجی برم
با افراد عالی در ارتباط باشم
صاحب ثروت و استقلال در مادیات بشم .
زبان خارجیم فول بشه
شاهد موفقیتهای فرزندانم در داخل یا خارج ایران باشم .
در آینده که همسرم بازنشسته میشه در کنار هم به اوج برسیم .
نعمتهای عالی رو در این دنیا به راحتی تجربه کنم مثل خونه و ماشین و ثروت و سلامتی و روابط و اندام و آرامش و حال خوب و ایمان و توکل و…عالی .که باعث لذت بیشترم در این دنیا بشه .
و کلی آرزوهای دیگه دارم که حتما بهشون میرسم
بنام خداوند مهربان
اتفاقات زیبایی که خودم و جهان برای من رقم زد:
فروردین ماه برای خودم کیک تولد مورد علاقه ام رو سفارش دادم.
تو اردیبهشت با خانواده ام یک سفر شمال رفتیم و من طبیعت زیبا و بکر و دریای زیبای خزر رو دیدم و لذت بردم.
تو تیرماه یک سفر مجردی به تهران رفتم پیش دوستام که چندسال بود همو ندیده بودیم.
کنسرت خواننده مورد علاقه ام رو رفتم با دوستم و عالی و لذتبخش بود.
خبر بارداری خواهرم رو شنیدم و کلی ذوق کردم که دارم خاله میشم.
تو شهریور گوشی آیفون 11 رو تعویض کردم و آیفون 13 خریدم.
تو مهرماه از یک اتاق کوچیک تو اداره اومدم به یک اتاق بزرگ با پنجره بزرگ رو به حیاط که فوق العاده است.
تو آبان ماه برای خودم یک رولباسی زیبای طلا خریدم.
تو دی ماه رییس مبلغ اضافه کار من رو زیاد کرد.
الانم که اسفند 1401 هستیم باز مبلغ اضافه کارم زیاد شد و تقدیرنامه گرفتم از استان بخاطر کارم.
خدایا هزاران هزار مرتبه شکرت
به نام خدای مهربونم
سلام به دوستان و استاد عزیزم
داشتم کامنتهای دوستان و میخوندم و واقعا شوکه شدم چون منم احساس اونا رو داشتم …امروز اصلا حالت روحی خوبی نداشتم و این حالت کاملا بی دلیل بود و دقیقا همون لحظه تا اومدم سراغ فایلها هدایت شدم به این فایل و خدا یادم اورد که باید چه کاری برای رسیدن به احساس خوب انجام بدم…
راستش تعجب اوره ولی به گفته شما استاد ما انقدر نکات منفی تو ذهنمون نشسته که الان فقط دارم فکر میکنم که اونهمه اتفاق قشنگی که توی سال 1401 سال قبل افتاد رو به یاد بیارم…
الان 10 روز از 1402 گذشته و من میخوام از اتفاقات قشنگ سال فبل بنویسم…
اول از همه من توی یه رابطه قشنگ و فوق العاده ای بودم که درسته به نتیجه نرسید ولی اون تایم واقعا لذت بردم و از خدای خوبم بابتش سپاسگزارم…
چندتا کنسرت عالی رفتم…
تولدم کلی کادو و گل و هدیه های قشنگ دریافت کردم…
واسه شروع کارم به مقداری سرمایه اولیه نیاز داشتم که خدا بهم رسوند و من بی نهایت سپاسگزارم چون اون سرمایه فقط انگیزه ای بود برای ادامه دادن مسیرم…
توی کارم که طراحی و دوخت لباس هستش آخرین آزمونم و دادم و آخرین مدرکمو گرفتم…
کافه و رستورانهای عالی رو تجربه کردم…
مهم تر از همهههههههه به اندازه ده سال تجربه کسب کردم
آزادتر شدم
دیگه کمتر چیزی نگرانم میکنه …کمتر از ادما انتظار دارم….کلی درس زندگی یاد گرفتم از تمام تضادهای زندگیم و این واسم بزرگترین نعمت بود…
سال گذشته با یه دوست خیلی عالی آشنا شدم…
از نظر کاری پیشرفت کردم و همین شروع دوباره کارم برام پیشرفت خوبی بود…
با کمی رسیدگی پوستم عالی شده…
یه سالن عالی با قیمت مناسب پیدا کردم برای موهام چون خیلی دنبال کار باکیفیت بودم…
وخیلی توحیدی تر شدم..خیلی بی دلیل اکثر وقتا حالم خوبه انگار همش منتظر معجزم انگار همش میخواد یساعت دیگه زندگیم تغییر کنه…و اصلا احساس میکنم از وقتی روی خودم بیشتر کار میکنم انگار بقیه بیشتر دوستم دارن
هرجا میرم همه بهم علاقه مند میشن و بعضی وقتا خودم هم متعجب میشم از این میزان لطف بقیه…
چندتا عروسی عالی دعوت شدم و کلی خوش گذروندیم…
اولین سفارش آنلاینمو قبل سال گرفتم و واسم حس خیلی خوبی بود…
به لوگو دلخواه کارم رسیدم با کلی فکر و تغییر…
یه جایی کار میکردم یه روز که توی محیط کارم بودم به یه مناسبتی واسم یه دسته گل زیبا اومد که خیلیییی خوشحالم کرد…
و الان که دارم فکر میکنم میبینم اگه ما بخوایم از لحظه لحظه زندگی لذت ببریم اتفاقات خوب بیشتری واسه گفتن داریم چون هرچی فکر میکنم انگار باز داره چیزای جدیدی یادم میاد ..
ولی میخوام از اتفاقاتی که دوست دارم توی سال جدید برام بیفته بنویسم..ذوقشو دارم چون تا این لحظه فرصتش نشد که اینکارو کنم ولی الان گویا وقتشه…
اتفاقات 1402:
میخوام پیج اینستاگرامم به 100kو بیشتر برسه
به درآمد ماهیانه 100..200 میلیون و بیشتر برسم…
ماشین موردعلاقمو بگیرم…
وهمینطور آخرین سری آیفون و مک بوک و آی پد…
با فرد ایده آلم آشنا بشم و ازدواج کنم ..چون خیلی سختگیر شدم و به مخصوص از وقتی شمارو دیدم انتظاراتم خیلی بالاتر رفته و میگم یا اونی که من میخوام یا هیچی و خدا همونیه که توی فکر منه پس اگه چیزی به فکرم رسیده قبلا به وجود اومده…
به وزن ایده آلم برسم…
یه مسافرت عالی برم…مکانشو فعلا نمیدونم اما ایشالا که تو بهترین زمان به بهترین مکان هدایت شم…
توحیدی تر عمل کنم و بتونم خواسته هامو سریعتر بهش برسم تا اعتماد به نفسم بیشتر شه و برم سراغ خواسته های بعدی…
با دوستان جدید و عالی که هم فرکانسم هستن آشنا بشم…
دوست دارم امسال معجزات واسم پشت هم اتفاق بیفته …خیلی ذوقشو دارم…احساس خیلی خوبی به امسال دارم..
میخوام ورزشمو جدی تر دنبال کنم ..
سالم تر غذا بخورم و به لایف استایلم بیشتر رسیدگی کنم…
میخوام خدارو بیشتر باور کنم و سپاسگزارتر باشم…
امیدوارم
همه دوستان و همینطور خودم آخر امسال همه چیزایی که نوشتیم و تیک بزنیم و بریم سراغ اهداف بعدی…
شاد باشید…
همیشه به خانواده م میگم میدونید چه باعث میشه که به حرفهای استاد عباسمنش شک نکنم و انقدر راحت بپذیرم بدون ذره ای مقاومت،،، دلیلش اینه که خیلی از چیزایی که توس صحبت هاشون شنیدم وقبل از اینکه بشنوم توی زندگیم با گوشت و پوست و استخونم درک کردم و حالا همون اتفاقهارو دارم از زبان ایشون وگاهی اساتید دیگه هم میشنوم و میگم انگار تمام لحظاتی که گذروندم و بقیه هم همونجور گذروندن و همون نتایج وگرفتن پس ناخودآگاه میگم این یه قانونه که اینهمه آدم در اون شرایط مشابه اون نتیجه یکسان و گرفتن…
پس هیچ شکی ندارم که این یه قانونه
با نام و یاد خدا (◍•ᴗ•◍)
من خودم به شخصه بعد دیدن این فایل تصمیم گرفتم حتما تمرینشو انجام بدم . چون خودم به شخصه بشدت دنبال تغییر و نتایج عملیم . دنبال عمل کردنم .
چیزی که این روزا ذهنمو بشدت مشغول کرده . احساس میکنم عملم به اندازه دانسته هام نیست . به طوری که حتی تو خواب دیدم دارم سوار یه اتوبوس میشم و میخوام رو صندلی بشینم . بقیه صندلی ها هم پر بود از ادم . استاد هم چند صندلی جلوتر بود . داشتم در باره مسئله ای با هاشون صحبت میکردم . و استاد هم منو تشویق کرد و گفت که این چیزی نیست من خودم برای این مسئله کلی زمان گذاشتم . قشنگ یادمه تو همون خواب تمام عضلاتمو سفت کردم و با قدرت گفتم من دیگه میخوام خیلی خیلی خیلی خیلی توحیدی زندگی کنم . دقیقا هم چند بار گفتم خیلی (◠‿◕)
یه احساسی هم بهم میگه شاید اون اتوبوس نشون دهنده همین سایته و همه ما سوار بر این مسیر به سمت مقصدی مشترکیم .
حالا من سعی دارم این تمرین رو به نوبه خودم انجام بدم . این درحالی که ذهنم مثل همیشه نجوا میکنه کدوم موفقیت و اینا . ولی میریم و مسایل حل میشه .
پارسال برای خودم خیلی سال مهمی بود . یکی از …
نه چند تا از بزرگ ترین مسایل زندگیم حل شد .
اولیش مسئله کنکور و دانشگاه . یه چند سال موندم پشت کنکور ولی این سال اخر به خاطر تغییر باور هام کلا یه تجربه متفاوت بود . اصلا واقعا بدم نمیاد یبار دیگه این سال اخر کنکورو دوباره تجربه کنم . (◕ᴗ◕)
دوستای فوق العاده. به لطف خدا . کتابخونه میرفتم . روبه دریا . زیر پامون پارک . همه جور مغازه ای دورمون بود . طبقه من بالاترین طبقه با یه ویو رویایی بود . خدایا شکرت دیوار روبروم کلا شیشه بود . و صندلی من بهترین ویو رو داشت . رو به دریا . با یه پریز هم برا گوشی و لپتاپ و شارژ و اینا .
عالی. بعضی وقت ها هم با بچه ها پایین درس میخوندیم تو الاچیق . کلا عالی بود . یکی دوتا اتفاق ناجالب افتاد اون موقع ولی اتفاقات باحالش بیشتر بود . بچه های کتابخونه هم سوالاشونو میاوردن ازم میپرسیدن .
دختر هاهم سوالاتشونو از من میپرسیدن . و همین مسئله و تعریفاتی که ازم میشد خیلی به اعتماد بنفسم کمک کرد و واقعا قبولی دانشگاه تو ذهنم ممکن شده بود . روز قبل کنکور تجربی که ما بودیم . کنکور ریاضی بود . دختر ها ازم خواستن کنکور ریاضی رو براشون حل کنم . هنوز معلمی جوابی تو اینترنت نزاشته بود . و خداییش خیلی هم خوب حل کردم . راه حل هایی که به ذهن من رسید به ذهن معلم ها نرسیده بود . اونا خیلی پیچیدش کرده بودن .
کلا جمع دوستای کتابخونه یکی از بهترین جمع های زندگیم بود . هممون ادمای متفاوتی بودیم . ولی با هم در صلح بودیم و کاری به اعتقادات هم نداشتیم واقعا زیبا بود .
البته همین کتابخونه هم برام نعمتی بود . همین کتابخونه رو قبلا مادرم نمیزاشت برم و منم کلی بحث میکردم . ولی بعد که کمکم تو همین سایت بزرگ تر شدم و خیلی چیز هارو یاد گرفتم . همین مسئله براحتی حل شد و من بدون هیچ بحثی مادرم منو میبرد کتابخونه غذای گرمم برام میاورد ظهر . واقعا دستش درد نکنه .
زمستون که شده بود . بخاری هارو روشن کردن و ما تو نماز خونه بخاری بود غذامونو گرم میکردیم .
کلا من بر روند تاریخ اون کتابخونه تاثیر غیر قابل انکاری داشتم . (。•̀ᴗ-)
رو بخاری پر قابلمه بود . همه با هم غذا میخوردیم . غذامونو تقسیم میکردیم . من ترشی میبردم . یکی از بچه ها سبزی . یکی دیگه ماست . کلا عالی بود . دوستانه .
حتی بخاطر من تابستونم بخاری رو قط نکردن . واقعا دستشون درد نکنه .
کلا کتابخونشو دوس دارم . حتما در اینده یسری امکانات که خودم نیازشو احساس میکردم رو برا کتابخونه میگیرم تا بچه های بعد من استفاده کنن .
یه مسئله شخصی و خانواگی خیلی بزرگ هم داشتم که براحتی حل شد .
دانشگاهم که قبول شدم رفتم برای جشن ورودی های جدید .
مجری گفت مسابقه داریم . منم از عمد بلند شدم تا برم تو ترس هام . اونجا هم از خواست بخونم رو صحنه . اخرش راضی شدم بخونم . جمعیت همه جیغ هوورا . یه وضعی بود . واقعا رفتم تو دل ترسهام .
برگشتنی تو اتوبوس بودم پسره بهم میگه شنیدم سال اولی ها تو مراسم ترکوندن . یکیشون جمعیته برده هوا
گفتم اره منم شنیدم ༎ຶ‿༎ຶ
من خودم وردی بهمنم . هنوز دانشگاهم شروع نشده ولی اردو هاشو شرکت کردم . جایزه بهترین خاطره روز اول دانشگاهم بردم . حالا این هنوز به دانشگاه ورود نکردم . خدا رحم زمانی بکنن که وارد شم (ノ≧∇≦)ノ ミ ┻━┻
خالم بهم یه هندز فری بلوتوثی داد که دیگه همه میتونم راحت باهاش به فایل های استاد گوش بدم . چندین بار با عمم یا دانشگاه کوه رفتم .
با ادمای خوبی اشنا شدم .
ژاپنی شروع کردم یاد بگیرم . با یه دوست ژاپنی اشنا شدم . باهم به صورت صوتی مکالمه کردیم . خیلی از لهجه من خوشش اومد . میخواست تعریف کنه گفت تو یه ژاپنی عالی هستی . باید حتما بیای ژاپن همه جارو بهت نشون بدم .
خدایا شکرت . به کشوری که ارزوی دیدنشو دارم هنوز نرفتم اونجا یه دوست دارم که میخواد همه جارو بهم نشون بده .
دارم کسب و کار خودمو راه میندازم . اولین درامد دلاریم هم هرچند ناچیز کسب کردم .
چند بار بیرون از خودم فیلم گرفتم و راحت صحبت کردم . بخاطر تعهدی که به خودم داده بودم .
یبار با دوستم بیرون رفتیم اون گیتار داشت . من ساز دهنی . و با هم یه اجرا فوق العاده داشتیم . نمی دونستم خودم اینقدر قشنگ اجرا میکنم .
گواهینامه گرفتم . خودم تنهایی پاشدم رفتم اون ور کشور برای یه کاری خونه مادر بزرگم .
کلا ازادم . زمانم مال خودمه . میزارمش رو کاری که دوس دارم .
یه کتاب دو ملیون تومنی گرفتم . یا خود خدا . تو مخیلم هم نمیگنجید این کتابو با پول خودم بگیرم .
ʘ‿ʘ
این کتابو تمام منایع انگلیسی زبان پیشنهاد میکردن و من تو ایران پیداش کردم ولی قیمتش زیاد بود اما گرفتمش .
برای قبولی دانشگاهمم یه جشن فوق العاده گرفتن . عالی بود .
کلا بزرگ تر شدم . از همه نظر . حتی الان راحت مسائلی مثل ازدواج مطرح میشه .
الان هم که رابطم با کل خانوادم فوق العادس . با برادرم عالیم . داداشم بهم میگه عاشقتم . خواهرم عاشقمه . رابطم با مادر و پدرم خیلی بهتره .
داداشم یه لپ تاپ فوق العاده گرفت و با عشق در اختیارم میزاره . خیلی کار هامونو راه انداخته .
کلی لوازم و تحریر قشنگ برا خودم گرفتم .
دیگه پول اینترنتمو خودم میدم .
یه کیف بی نظیر و اصل و مارک هدیه گرفتم.
تولدم منو به بهترین شکل تو یه رستوران مادرم سوپرایزم کرد.
گوشی هدیه گرفتم .
کلی از اپلیکیشن های مورد علاقم نسخه های قانونی و رایگانشو پیدا کردم . و از سایت های اصلی نسخه اورجینالشو میگیرم .
مسئله ای هم که بود . نماز بود . برا نماز با من بحث میشد و من کلا بحث نمیکردم و به شیوه اون ها عمل میکردم. چون به قول دوستی ارامش فکریم در اولویته. الاندیگه اصلا بحث نماز مطرح نیست و پذیرفته شده تو خونه که من متفاوت فکر میکنم و نظر خودمو دارم .
و خیلی چیز های دیگه که واقعا خدارو شکر میکنم .
بین خودمون باشه خودم نمی دونستم اینقدر اتفاق خوب افتاده (◠‿◕)
از ارزو هام بخوام بگم اول از همه از خدا یه رابطه عاشقانه میخوام . کسی که مثل خودم عاشق موسیقی و اهنگسازی باشه . با هم ساعت ها پینگ پنگ بازی کنیم . اهنگ بسازیم . رشته دانشگاهیمون یکی باشه و همکلاس باشیم . ساعت ها باهم درس بخونیم . من مطالبی رو که یاد گرفتم به اون بگم و اون تو مطالبی که من مشکل دارم کمکم کنه .
اتفاقا در راستای همین قضیه هم دارم یه سری دروسمونو پیش خوانی میکنم که حداقل یه چیزی داشته باشم که بخوام بهش بگم (◠‿・)—
و جالبه دانشکده ما فک کنم تنها دانشکده ایه که میز پنگ پنگ داره . دارم میرم کلاس پیگ پنگ که بعدا کم نیارم (≧▽≦)
دوس دارم به استقلال مالی برسم . برای خودم خونه بگیرم . یه جای سرسبز و ازاد . تبدیلش کنم به استودیو انیمیشن سازی خودم و با کسایی که عاشق هنر خودشون هستن اونجا باهم کار کنیم . با هم به فایل های استاد گوش بودیم . باهم دریم بورد ارزوهامونو درست کنیم . دوس دارم با عزیز دلم اونجا باهم هنر خودمونو خلق کنیم . یه خونه . یه گوشش میز پینگ پنگه . یه قسمت کنسول بازی . باهم استراحت میکنیم . بازی میکنیم .
یه اتاق پر کامپیوتر . برای کار های گرافیکی . هر کی با سلیقه خودش میزشو تزیین میکنه . تزیینات خودشونو رو میزشون میزارن . بالشت های بامزه . مداد های رنگی رنگی .
جدید ترین تخته های هوشمند و قلم ها . تا با بهترین کیفیت بتونن کارشونو ارائه بدن . برا خودم هم یه استودیو اهنگ سازی میزارم .یه جای فوق العاده . داستان نویسی میکنم . ایده های جدید ارایه میدیم .
دوس دارم به استقلال مالی برسم . ماشین بخرم . با عزیز دلم باهم به سفر بریم . هم من رانندگی کنم هم اون .
به استقلال مالی برسم بتونم دوره های استاد رو تهیه کنم . به شیوه دوره سلامتی زندگی کنم .
به استقلال مالی برسم بتونم برای خانوادم جشن بگیرم . تولد هاشون . یا مثلا فامیلی بود میخواست موسیقی رو شروع کنه . خیلی دوس داشتم میتونستم براش ساز مورد علاقش رو میخریدم . به بقیه هدیه میدادم .
بیرون میرفتم چیزی میددم دلم میخواست راحت میخریدم .
به استقلال مالی برسم. اون موقع راحت تر میتونم سبک زندگی خودمو پیش ببرم . کنترل زندگبم بهتر میاد دست خودم . درباره مسایلی مثل ازدواج راحت تر حرف میزنم . نظرم جدی گرفته میشه .
سازدهنی جدید بخرم . یه پیانو بخرم . یه لپ تاپ که همه جا همراهم باشه کارهامو انجام بدم .
و چیز های دیگه.
خدارو شکر که این تمرین هم انجام دادم .
امید وارم هرجا هستید شاد و ازاد باشید
(◍•ᴗ•◍)
آفرین بر تو پسر خوب لذت بردم از خاطراتت پسر که انقدر توی سن کم داری مستقل میشی هم از لحاظ مالی و فکری به امید روزهای بهتر برای تو عزیز به راهت مهدی جان ادامه بده عزیز
مطمئن ام اتفاق های بهتری برای یال بعد رقم میزنی چقدر خوبه آرزوهای بچه های سایت رو میخونیم همه یک تیکه ایی از اون آرزو رو در دل داریم در الطاف خدا غوطه ور باشید
شکر
شکر
شکر
به نام خدا
سلام
خدایا شکرت بابت چشمانم که میتوانم نعمات تو را ببینم
خدایا شکرت بابت دستانم که میتوانم زندگی خودما خلق کنم
خدایا شکرت بابت ذهنم که میتوانم رویاهام را تجسم کنم
خدایا شکرت بابت وانت مزدا مدل 87
خدایا شکرت بابت پژو پارس تیوفایو مدل 94
خدایا شکرت بابت باغ دانشجوها به مساحت 22 جریب
خدایا شکرت بابت خانواده عالیم
خدایا شکرت بابت خونه بزرگ 1133 متری
خدایا شکرت بابت لب تابم
خدایا شکرت بابت گوشی آ53
خدایا شکرت بابت کارت بانک کشاورزی،صادرات،سامان
خدایا شکرت بابت موجودی 17 میلیونی کارت صادراتی
خدایا شکرت بابت موجودی 150 هزار تومانی کارت بانک سامان
خدایا شکرت بابت مطالعه روزانه کتاب
خدایا شکرت بابت نوشتن سپاسگزاری،ستاره قطبی و جملات تاکیدی و دیدن تابلو آرزوها از ساعت 7 تا 8 صبح و مطاله کتاب و دیدن کلیپ های قانون جذبی از ساعت 8 صبح تا 11 شب و نوشتن سپاسگزاری و ستاره قطبی و جملات تاکیدی از ساعت 11 شب تا 11 و 40 دقیق و تجسم زندگی رویایی در آینده
اهدافم
خرید بنز اس 500 سفید رنگ
خرید تویوتا لندکروز سفید رنگ
خرید بی ام و سری هفت
خرید خونه در محله فرشته تهران
خرید ویلا در سلمان شهر
شرکت ساخت و ساز با ساختمان های زیاد
شرکت تولید مصالح ساختمانی
خرید اسب قهوه ای و سگ گرگی
9سلام به همگی
بله راه رسیدن به خواسته توجه به چیزهاییه که همین الان داریم ….
چیزهایی که یه روزی از خداوند میخواستیم و الان که جزوی از نعمتهای زندگیمون شدن یادمون رفته و باید دوباره به یاد بیاریم .و تلاش کنیم و ذهنمون رو آگاهانه ببریم رو مسیر لذت بردن ….
یادمه یه زمانی چقدر دوس داشتم مردی وارد زندگیم بشه که همه چیز تمام باشه .و الان مردی رو دارم که شاید همه چیز تمام نباشه ولی خیلی آدم خوبیه .چقدر دوس داشتم برم سر کار .ماشین داشته باشم .خونه داشته باشم .فرزند خوب .حقوق خوب .و الان همه ی اینهارو دارم و خداوند رو به خاطرش خیلی شکر میکنم میدونم یه وقتایی یادم میره که چقدر همین زندکی که دارم ارزشمنده چقدر فرزندم برام ارزشمنده .همسرم چقدر آدم ارزشمندیه برام .زندگیم رو چقدردوس دارم و چقدر ازش راضیم و چقدر خودم آدم ارزشمندی هستم…
خدایا ممنونم واقعا ازت به خاطر این زندگی عالی که دارم ….
خدایا شکرت واقعا …..
چقدر تلاش کردم تا بسازمش .
چقدر سعی کردم خودم رو بسازم ….
چقدر سعی کردم عادتهای خوب برا خودم بسازم
چقدر سعی کردم متفاوت تر از بقیه باشم …..
ممنونم که اخرشم تلاشهام نتیجه داد و دارم نتایج رو میبینم تو زندگیم …..
خدایا شکرت بابت نعمتهایی که در زندگیم دارم…..خدایاشکرت که هر لحظه روی پای خودم ایستادم
خدایا شکرت که هردروز و هر لحظه میام تو این سایت و من به اینجا هدایت شدم و گرنه کمتر از 1 درصد از افرادی که در کره ی زمین زندگی میکنند
این سایت رو میشناسند…..
خداروشکر در مسیر درستی قرار دارم و هر لحظه توجهم رو میذارم روی خوبی های جهان اطرافم
خداروشکر که اینقدر رو خودم دارم کار میکنم که فرزندم هم از من یاد میگیره و وقتی اندازه ی من میشه خیلی بهتر از من زندگی میکنه …..
خدایا شکرت که خداوند رو شناختم به واسطه ی این سایت….
خدایا شکرت خدایا شکرت
به نام خدایی که به تنهایی کافیست.
سلام به استاد توحیدی وعزیز دلشون.
کلید:جهت دهی آگاهانه به کانون توجه.
فایل:توجه به داشته ها راه رسیدن به خواسته ها.
خدایا شکرت شکرت که تو خدای منی تو هدایتگر من هستی به صراط مستقیم.
استاد قبل از این فایل داشتم فایل زیر دریایی از سفرنامه رو می دیدم وتوی کامنتم وذهنم مقایسه کردم سالی که اون زیردریایی با این امکانات ساخته شده با شهر خودمون که حتی آب وبرق هم نداشته وشاید یه زره حالم بد شد واز خودم می پرسیدم چرا به این شهر واین کشور وامکاناتش راضی شدی چرا بیشتر نخواستی و…
واز آنجایی که خدایی دارم که هدایتگر ومهربانه وعاشق بنده هاش فورا من رو هدایت کرد به این فایل.
وبهم گفت ببین درسته خواسته هایی در تو به وجود اومده وتو می خوای دنیای بزرگتر وپیشرفته تر رو تجربه کنی اما راه رسیدن به خواسته هات این نیست که حالت بد بشه اگه می خوای به خواسته هات برسی باید با فرکانس من هم راستا بشی باید بیای تو فرکانس من وفرکانسم من چیه شاد بودن لذت بردن ودیدن نعمتهای الانت وسپاسگزار بودن.
تو الان توی همین شهر هزاران هزار نعمت داری آیا دیدی وسپاسگزار بودی اگر تونستی از این شهر لذت ببری وسپاسگزار باشی من تو رو به بهتر از این شهر هدایت می کنم.
این شهر شهر هزار چشمه هست آب وهوایی داره که کمتر حایی پیدا می شه حتی ثانیه ای آلودگی هوا وجود نداره چشمه ها وابشارها توی این شهر روانند کوههای این شهر پراز زیبایی ونعمته دور تا دور شهر کوه هست وزیبایی مردم شهر مهربانند ودوست داشتنی.
تو توی این شهر زیبا بزرگ شدی درس خوندی دوستهایی پیدا کردی که هنوز دوستشون داری.
تو یه خونه یه جای خوب شهر داری عاشقشی چون رو به خیابون هست وتو عاشق سرو صدایی .
تو همسری داری مهربان ودوست داشتنی ودرستکار اون کار آبرومندی داره که مردم بهش احترام می گدارند اون توی همین شهر درامد داشته وزندگیتون رو اداره کرده.
فرزند تو توی همین شهر دنیا اومده فرزندی که بزرگترین هدیه خدا به توست وتو عاشقشی اون با هوشه وهیچ وقت برای درس و مشقش تو رو به زحمت نیانداخته.
تو خانواده مهربانی در همین شهر داری.
تو یه زمین کوچیک کشاورزی اما زیبا ودوست داشتنی در همین شهر داری.
پس لذت ببر وزسپاسگزار این نعمتها وهزاران نعمت دیگه که داری باش تا من تو رو هدایت کنم به بهتر از این.
این راز رسیدن به خواسته هات هست.
خدایا شکرت که هدایتم می کنی .
خدایا شکرت که من رو خالق آفریدی.
خدایا شکرت که هدایتم کردی به این سایت به استاد مرد خدا .
خدایا شکرت از زمانی که به سایت اومدم وسعی کردم قانونت رو بفهمم و عمل کنم با همین اندازه از فهمم ودرکم نعمتهای زیادی رو دریافت کردم چقدر توی این چند ماه روی خونمون کار کردیم وزیباتر شد چه چیزهای جدیدی که خریدیم چه جاهایی که تعمیر شد.
چقدر خریدهام ر احتتر انجام شد چقدر لباس و وسایل چند برابر قبل خریدم چقدر جنس با کیفیت خریدم.
دکور مغازه رو تغییر دادیم زیباترش کردیم درامدمون از مغازه دوبرابر شد .
تقریبا همه وامها رو تسویه کردیم.
چقدر سالمتر وشادابتر شدیم.
چقدر اخلاقم بهتر شده آرامتر هستم وکمتر داد می زنم.
صبحها با حال خوب بیدار می شم .
و……خدایا شکرت شکرت شکرت.
اما برای ادامه مسیر.
درامد بیشتر.
سلامتی کامل.
خوب شدن یه مریضی که دارم.
بچه دوم.
مسافرتی که پسرم دوست داره بره.
یه خونه بزرگتر.
راحتتر انجام شدن کارها.
یه مزرعه.
از بین رفتن ترس از رانندگی.
خرید وسایل خونه از بهترین وبا کیفیت ترین مارک.
بهتر شدن رفتارم .
موفقیت بیشتر پسرم.
بردنش به کلاسهایی که دوست داره.
و….
خدایا شکرت شکرت شکرت.
استاد متشکرم.
درپناه خدا.
سلام دوست عزیزم
این کامنت رو قبل از خواب دارم میخونم و کلی قبل خواب حالمو خوب کرد و فرکانسمو مثبت کرد.
ازتون خیلی متشکرم که وقت گذاشتید و این کامنت رو نوشتید به طرز عجیبی حرفاتون به دلم نشست چون توضیفی که از زندگیتون کردید در نزدیکی طبیعت خیلی زیبا بود و من عاشق صفای طبیعت هستم.
امیدوارم هممون هر روز به خواسته های بیشتری برسیم و مطمئنم که این اتفاق با رعایت قوانین زیبای خداوند به راحتی امکان پذیره .
شاد و ثروتمند باشید.
سلام صبای عزیزم.
متشکرم که کامنتم رو خوندی ونظر زیبات رو برام نوشتی.
کامنتت باعث شد باز برگردم به دیدن نعمتهایی که اطرافم هست .
به خودم گفتم تو فقط یه کوچولو از زیبایی شهرت نوشتی وصبای عزیز لذت برد فقط از خوندنش اما تو هر روز این زیبایی رو می بینی پس بیشتر شکر گزار باش.
صبا جان برات آرزوی خوشبختی ثروت وشادی وآرامش دارم .
خداوند رو برای داشتن دوستانی چون شما سپاسگزارم.
در پناه خدا.
سلام و دروووود خدایا شکرت بابت آنروز سلام استاد عزیزتر از جانم سلام خانم شایسته مهربان و عزیزم
نمیدونید چی شده امروز
من دختر ناز و نازک نارنجی بابام تصمیم گرفتم آنروز فقط روی دلم رفتار کنم ن جامعه توحیدو رعایت کنم نترسم از حرف مردم ب جلی اینکه بزم سر کاری و جامعه و خانواده تعیین کردند رفتم سر کاری که دوست داشتم و عاشقش بودم ️
پیج جدید زدم با دوست عزیزم
محصولات آرایشی وارد میکنیم و تبلیغ میکنیم و. فروش میرسونیم امروز هم بهمون ایده رسی پاشم برم هم فروشگاه های آرایشی و بخام محصولاتشون رو بفروشم و باهاشون کار کنم هم اینکه باشگاه ی سری بزنم و ورزشمم شروع کنم بعد ی عمر منطقی فکر کردن این کار شاه بود زدن تو دل ترس ها بعد گوش کردن فایل 16 نتایج دوستان صحبت استاد و آقای عطارروشن گرامی و عزیز
خدایا شکرت همه چیو داری میبینی
1.مامانم کم کم داره راضی میشه
2.کسی حواسش بهم نیست
3.امروز ی شخص معروف اینستا استوری رو براش فرستادم و دید و لایک کرد
4.یه تراکت از دندانپزشکی دلخواهم دیدم از بس بهش فکر کردم
5.پیتزا مورد علاقم مجانی بهم رسید
6.خدایا شکرتتت اسنپ فود کلی دوباره بهم تخفیف داد واو️
7.خرید کش موهای مورد علاقم
8.رفتن تو دل ترسهام و حرف زدن با فروشنده ها
فقط و. فقط با این جمله از استاد در فایل آقای عطار روشن عزیز ک شنیدم میگفتند
وقتی تو تغیییر میکنی خدا درهاشو ب روت باز میکنه وقتی تو حرکت میکنی ایده میدی عمل میکنی نتیجه میگیری خدا درهاشو بیشتر ب روت باز میکنه خدا فقط خدای ی سری آدمای خاص نیست عاشقتونم️️
شب بخیر استاد خدای عزیزم خاتم شایسته گرامی و دوستان محترمم️
به نام خدای مهربان
سلام به استاد عزیزم و دوستان گرامی
الان که اواخر سال 1402 هست، میخوام این تمرین تمرکز بر نکات مثبت رو انجام بدم
اتفاقات خوبی که سال1402 برام افتاد:
من تا سال پیش مغازه داییم کار میکردم با روزی 18 ساعت کار امسال خانوادم خودشون مغازه زدن و من تو مغازه خودمون روزی 9 ساعت کار لذت بخش و کلی وقت ازاد
امسال موبایلمو عوض کردم و چقدر راحت بدستش اوردم یعنی من تقریبا هیچ کاری نکردم فقط خواستم و شرایطی فراهم شد که موبایلمو رایگان با مدل بالاترش عوض کنم
امسال کلا دست تو جیب خودم بود وکلی عطر های خوشبو و لباس های قشنگ و ساعت و ایرپاد و عینکو… خریدم
خیلی روابطم با مردم بهتر شده
کلی وقت ازاد داشتم تا روی خودم کار کنم
هرچیز کوچکی که دوست داشتم میگرفتم واسه خودم یا خانوادم از یه جعبه شیرینی تا هدیه های کوچک برای خانوادم
کلی هدیه ها بهم داده شد لباس و عینک و محبت و..
کلی تفریح کردم رفتیم کرج و مشهد وکلی هم خوش گذشت و…
منی که تا دوسال پیش دقیقا بدون اشتباه روز در میان همیشه و همیشه سردرد بودم الان چند ماهی یکبارم شاید نگیرم
کلی اتفاقات خنده دار و تعجب برانگیز واسم افتاد
وخیلی چیز های دیگه که تموم نمیشن
الان که نگاه میکنم به داشته ها و اتفاقاتی که افتاده اصلا باورم نمیشه همه ی اینا اخه تو یه سال هر چند اتفاقات کوچیکی بودن اما واسه ی منی که تا به حال این تجربه ها به ندرت برام پیش میومد بزرگ بود
سال جدید، دوست دارم که:
دوره عزت نفس رو تهیه کنم و روی خودم کار کنم
روی باورهای ثروت ساز کار کنم
یه رابطه عاطفی قشنگ و سرشار از عشق و محبت و البته بدون وابستگی ایجاد بشه
کلی تفریح و جاهای دیدنی برم و اونقدر دستم باز باشه که هرچی خواستم بخرم و هرجا خواستم برم
دوست دارم با قانون تکامل چند ده میلیون تومن تو کارتم داشته باشم
حالم همیشه و for ever عالی باشه انشالله خدا منو به سمت یک کاری که عاشقشم هدایتم کنه و درامد داشته باشم
استخر برم، پارک برم، رستوران برم، کافه برم، خرید برم، سینما برم، کوه برم، سفر برم وکلی جاهای زیبای دیگه
از نظر مالی رشد کنم
و دوست دارم یه خونه نسبتا خوبی تو شهرمون فقط واسه خودم اجاره یا رهن کنم
باز هم کلی لباس و کفش و ساعت بخرم
با دوستام چند شب بریم بیرون چادر بزنیم و سفر کنیم
از جاهایی که فکرشو چه میکنم و چه نمیکنم ثروت برام بباره
اتفاقات خوب هرروز برام بیفته
از روستا با خانواده مهاجرت کنیم به شهر(البته خونه ایی که گفتم دوست دارم تنها داشته باشم سرجاشه)
دوستای خوب پیداکنم، یه کاری که همیشه ورودی مالی خوبی برام داشته باشه
تمام این خواسته هایی که نوشتم با قانون تکامل نوشتم وگرنه خییییییییلی چیز های بزرگ از ماشین های لوکس مثل بنتلی و بنز و بی ام و تا خونه توی برج در نیویورک و… میخوام که انشالله به همشون خواهم رسید