این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.
https://tasvirkhani.com/fa/wp-content/uploads/2016/12/abasmanesh-1-1.jpg8001020گروه تحقیقاتی عباس منش/fa/wp-content/uploads/2015/12/logo-with-title-340x85.pngگروه تحقیقاتی عباس منش2016-12-25 10:54:592025-12-03 08:29:49چندبرابر کردن درآمد در یک سال | قسمت ۱
اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
باسلام خدمت دوستان موفق ودوست داشتنی خانم شایسته سپاسگزارم ازت که هروز باعشق تلاش میکنی این اگاهی رو به اشتراک بزاری???من از سر کنجکاوی باز این فایل رو مرور کردم و فایل به نصفه نرسیده دیدم چقدر ما فراموشکاریم وزود موفقیتا از یادمون میره سید حسین کلام تو وحی منزله بخدا خداروشکر الان یکسال هم نشده به لطف خدای رزاق درامد من نزدیک ۳برابر شده وچقدر ایمانم به قوانین زیاد شد همون چیزی که همیشه میگی تمرکز روی نکات +
سلام به همه دوستان هم فرکانسی خصوصا خانم شایسته عزیز.
وقتی نظرات دوستان رو میخونم یه حسی بهم میگه حمیده چرا تو نظرتو نمیگی..بعد متوجه شدم از شهریور سال ۹۶که تعهدم رو نوشتم مانند دوستان هم فرکانسی ام چقدر افزایش درامد داشتم و خودم متوجه نشده بودم حتی بیشتر از مبلغی که تو تعهدم قید کرده بودم ..واای خداجونم شکر شکر شکر..وهمین الان دوباره تعهدم رو با ایمان قویتر نوشتم ..چقدر پول دراوردن راحته و من تو ذهنم بسبار بسیار سخت طراحی کرده بودم ..چقدر نعمت زیاده ..چقدر حالم خوبه..چقدر شوق دارم که با انرژی بیشتر ادامه بدم..واای چقدر تغییر کردم..چقدر امیدوارم..چقدر خدا همش باهامه…این احساس زیبارو تازه دارم تجربه میکنم.با اینکه این فایل رو بارها گوش کردم..انگار تازه شنیدم و گفتم خدایا این فایل رو پارسال هم گوش دادم چرا این مطالب رو نشنیدم پس…فهمیدم مدار یعنی چی..وارد مدار جدید شدن یعنی چی….واااااای که چقدر خوشحالم…از همه دوستانم تشکر میکنم به خاطر نظرات ارزشمند..و سپاس از استاد عزیزم به خدا نمونه ای…یه دونه ای…خوشحالم از انتخاب بهترین استاد دنیا..خداجونم شکرت
کلا من آدمی بودم که متعهد نبودم نسبت به خودم . یه روز یکاری انجام میدادم فردا ولش میکردم . این بی قراری و سردرگمی همیشه با من بود و هنوزم با اینکه خیلی بهتر شدم هست .
و یاد دارم میگیرم من باید اول به خودم متعهد باشم بعد دیگران . و این یعنی مسئولیت پذیری من .
خب من یبار یا دوبار این تعهد رو نوشتم ولی ول کردم اونموقع نمیدونستم اصلا باید چه چیزی در من تغییر کنه چون بار اول با همین فایل ۳برابر کردن درامد خود روزای اول شروعم در سایت استاد بود که اونم نه بصورت دائمی بصورت پراکنده بود
و علاقه شدیدم به سایت از وقتی شروع شد که فایلهای سفر به دور امریکا رو دیدم که اونم خیلی طول کشید تا خودمو راضی کنم حالا ببین شاید جالب باشه چون فکر میکردم با دیدنش حسرت میخورم و بیشتر احساسم بد میشه .
در کل تکاملم طی شده تا به اینجا رسیدم که تعهد دادم فایلهای سفرنامه رو تا روز آخر حتما ببینم و کامنت بزارم و حتما کامنتهارو بخونم مخصوصا کامنتهای برتر .
و من امروز تعهد دادم که درآمدم که در حال حاضر در ماه حدودا ۳،۵۰۰ت هست تا سال آیندهحداقل ۳برابر و بیشتر افزایش بدم .
البته این پولی که بدستم مییاد پول و حاصل دسترنج خودم نیست . پدرو مادرم و پولی که در بانک دارم بهم میرسه . که میدونم باید تکاملم طی بشه تا بجای اینکه کسی دیگه به من پول بده من خودم پول بسازم .
خب من میدونم که با درامد مالی و افزایشش حتما به یسری از خواسته هام میرسم به امید خدا و الان که به آگاهیهای بیشتری رسیدم مطمانم راحتتر به درامد میرسم .
هرچند که نجواهای شیطانی و شک و تردیدها در من هست . ولی با خوندن کامنتها کمک میشه که باورهام قویتر بشه .
یکی از تعهدهایی که من این هفته انجام دادم این بود که تنهایی رفتم کافی شاپ و یکساعت و نیم نشستم و نقاشی کشیدم در حالیکه دورتا دورم پر بود از جمعیت آدمها که یا گروههای دوستانه بودن یا دونفری بودن و من تنها اون وسط که استرس و خجالت و نجواها بودن ولی نقاشی باعث میشد هواسم پرت بشه و خیلی بهش فکر نکنم که بقیه چی دارن میگن 😂
بنظرم واقعا هم بقیه چیزی نمیگن جز اینکه دمش گرم که تنهایی اومده و داره نقاشی میکنه و چقدرم حال میکنه و خوشبحالش 😄
بهرحال باید هر هفته تکرار کنم تا این ترس و خجالتی بودن از تنها جایی رفتن در من تموم بشه .
هر وقت میخواستم دربارهی خودم تو قسمت پروفایلم بنویسم یه نجوایی میگفت، اما تو که هنوز از آموزه های استاد منش نتیجه نگرفتی، نتایج تو به قبل از استاد مربوطه و همین نجوا دست و پام میبست.
الان خدا بیادم آورد که من با این فایل استاد واقعا نتیجه گرفتم. سه ماه بعد از اینکه تعهد دادم درآمدم سه برابر بشه، درآمدم درست سه برابر شد. داشتم بال درمیآوردم. ماجرا از این قراره که، من توی کل سی سال زندگیم، هیچ وقت کار نکرده بودم و هیچ وقت درآمدی هم نداشتم. همهی وجودم پر از خشم از پدرم بود چون اونو مسئول بی پولی خودم میدیدم. چون فکر میکردم وظیفه اونه که بمن پول بده و پر از کینه بودم ازش که چرا با اینکه فقیر بود، بچه دار شده که الانم نمیتونه تامینشون کنه…. تا اینکه تابستون 1400 یه فایلی از استاد شنیدم که گفتن، این ما هستیم که انتخاب میکنیم پدر، مادر و خانوادهمون کی باشن و چه شرایطی داشته باشن. چون قبل از به دنیا اومدن ما کل مسیری رو که ما رو به اوج خودمون میرسونه رو میدونیم. اما بعدا فراموشش میکنم که این ما بودیم که اینو انتخاب کردیم چون بهترین مسیر بود برامون…. خلاصه وقتی اینو شنیدم خشمم از پدرم کم شد و گفتم پس مسیر اوج گرفتن من اینجوریه… دیگه اونو عامل بی پولیم نمیدیدم، پول به دستم میومد، پولهای خیلی زیاد اما همچنان سرکار نمیرفتم . از کار کردن میترسیدم. بشدت دوست داشتم یه کاری انجام بدم و پول بگیرم اما خودمو لایق نمیدیدم. با اینکه ارشد مهندسی متالورژی داشتم، اما بشدت خودمو بی سواد و بی علم میدونستم. اگه میدیدم کسی مهندسی خونده و شغلش مربوط به رشتهاشه بشدت حسرت میخوردم و حسودی میکردم…. تا اینکه مهاجرت کردم و هدایت شدم به یک شرکت خوب. اولش به عنوان کارآموز یک ماهه رفتم و 300 فرانک بهم پرداخت کردند در حالیکه نه زبون درست حسابی داشتم نه علم و سوادشو، رئیسم (پروفسور) ازم خواست سه ماهم به عنوان کارآموز برم و همچنان 300 فرانک میگرفتم. بعد که تعهدم رو نوشتم، پروفسور ازم خواست 4 ماه دیگه برم و ماهی1000 فرانک بهم بده. هیچ وقت یادم نمیره که روی یک برگه نوشت، ماهی 1000 فرانک، زیرشم خط کشید گفت میدونم خیلی کمه اما بهتر از هیچه… اما برای من اون مبلغ به اندازه میلیونها دلار بود، چون نتیجه تعهدم بود، نتیجهی باورم، نتیجهی ایمانم، فقط یک جمله نوشتم و رهاش کردم، هیچ انتظار دیگه ای نداشتم، تقلا نکردم به پول فکر نکردم درگیر نشدم فقط رهاش کردم…به حرف استاد عباسمنش اعتماد کامل داشتم و نتیجه گرفتم…
خداروشکر
بعد از اینکه چهار ماه تموم شد، یک قرار داد شش ماهه امضا کردم، با ماهی 2300 فرانک… هنوز یک سال نشده اما درآمد من بیشتر از 6 برابر شده…. انسان واقعا فراموش کاره که دارم خودمو با دیگران مقایسه میکنم… در حالیکه اگه همین تسلیم بودن رو ادامه بدم خدا 1000 برابرشم میکنه… تو کامنت روز هیجدهم از خدا خواستم لیاقت پول خرج کردن بهم بده، میدونم پولدار میشم و رابطه ام با پول خیلی بهتر میشه… خدایا به تو پناه میبرم از شر نجواها، ذهن و قلبم را در برابر نجواها نفوذناپذیر کن…
🌟💫سلام به استاد جان 🤴و مریم جان👸 مهربان،سلام به همهی دوستان گلم در خانواده صمیمی عباسمنش
👪👨👩👧👧👨👩👦👦👩👧👧👩👦👨👧👧🧑🤝🧑👨👦👦👨👦💑
🌹خدایا🌹 ازت سپاسگزارم بخاطر تموم لحظاتی که به من زندگی بخشیدی و من رو به مسیر الهی هدایت کردی🙏
🌹خدایا🌹 ازت سپاسگزارم بخاطر اینکه من رو به این مسیر زیبا پر از زیبایی و نعمت و فراوانی هدایت کردی🙏🙋♀️
وقتی به این فایل از روز ۱۹سفرنامه ام رسیدم نمی دونید چه ذوقی کردم
چون پارسال در تاریخ۱۳۹۹/۷/۲من بخودم تعهد دادم که درآمدم رو تا یک سال بعد سه برابر کنم
تا این تاریخ۳۰آبان ماه ۱۴۰۰ میانگین درآمدم شاید حتی از ۴برابر هم بیشتر شده باشه،چون تونستم با ثروتی که ساختم ،یکی از بزرگترین رویاهای زندگیم رو به لطف الله مهربان بدست بیارم
تونستم برای پسرم پیانوی یاماهای اورجینال بخرم
تونستم برای اولین بار در زندگیم پا روی ترسم بگذارم و خودم یک معامله ای انجام بدم، قصه اش رو خیلی دوست دارم بگم و از گفتنش و یادآوری ش لذت میبرم، از هدایت الله وواقعا اون حس استاد رو عمیقا درک میکنم و لمسش میکنم که با ذوق و اشتیاق از داستان هدایت شدنش برای هر ایده ای که بهش گفته میشه صحبت میکنه
شغل من طوری هستش که بایستی دفتر داشته باشم و ی منشی و هر روز در دفترم باز باشه،،،،اما من ماهی یه بار دفتر میرم اونم با هماهنگی قبلی که بدون داشتن منشی خودم وقت مشخصی رو جهت حضور ارباب رجوع تعیین میکنم
دقیقا ی سال پیش بود،که ندای درونم بهم گفت برو دفتر،و بدون مقاومتی گوش دادم ورفتم، تو دفتر نشسته بودم،منتظر ارباب رجوعی که مشخص نبود، نشانه ای که در راه بود……
یهو یه ایده به ذهنم رسید که بلافاصله گوشی رو ورداشتم و به همسر دوست دوران کارشناسیم که تو کار املاک بودن و ( ساکن فومن هستن، و من در خراسان) رفت و آمد خانوادگی داشتیم تماس گرفتم و با ۷۰تومن من و۶۰ تومن ایشون زمینی گرفتیم که بافروشش ۵۲۰م پول ساختیم ….و به اندازه ی درکم، قانون تکامل و رها بودن رو طی این مدت رعایت کردم
مهمترین کد موفقیت من شکرگزاری از آنچه که دارم و آنچه که خداجون قراره بهم بده🥰⭐
استاد این حرفتون که از انیشتین گفتین در هر قدمش کلمه ی سپاسگزارم رو بکار میبرده همیشه آویزه ی گوشم هستش ازتون بخاطر این سخن زیباتون سپاسگزارم 🙏💜🌟
از اینکه این فرصت به من داده شد تا تعهدم رو دراین روز از سفرنامه به انجام برسونم 🌹خدا🌹رو شکر میکنم و از خداوند مهربون آرزوی بهترینها رو برای تموم بچه های خانواده صمیمی عباسمنش، و استادجان و مریم جانم دارم🙋♀️🌹💃
سپاسگزارم بابت این حد از عشق و انرژی و احساس خوبی که بهم دادی
بابت این حد از احساس و مهربانی ت🙏🌹🙏
من هم تحسین میکنم شما رو که تمرکزتون بروی زیبایی ها و نکات مثبت هستش چرا که از دل کامنت زیبایی هاشو کشیدی بیرون و به اون توجه کردی
واقعا خوشحال و سپاسگزارخداوندم که دوستان زیبابینی چون شما دارم🙏🙏💜💫
لبخند زیبا وملیح ونگاه مهربون شمام از دل قاب کوچک پروفایلتون انرژی بخشه
کامنت زیبات رو باعشق خوندم و نکته ای که به من با این حد انرژی تون یادآوری شد این هست که ملیحه جان نتایج و موفقیت هایی که گرفتی رو به یاد بیار و با ایمانی راسخ قدم هاتو محکم بردار
برو تو دل ترسهات،برو خدا نگهبان توست فقط باور داشته باش که خواسته هات دست یافتنی هستن
وقتی طلب هدایت کنی راه نشان داده خواهد شد
اینقددر حس خوب بهم دادید که توجه ام رو بسمت نتایجی برد که تا کنون با تغییر نگاه و باورهام گرفتم،کامنتت الهه جان سخنی هدایتی در پاسخ به آنچه که در ذهنم داشتم بود انگار خدا کلامش رو از زبان بنده ی سخاوتمندش بهم خواست برسونه
آرزو میکنم هر چی زودتر شما و تمامی دوستان هم فرکانسی ام رو در کنار استاد جان و مریم جانم ببینم
با سلام خدمت استاد عزیزم و همه دوستان که در این مدار قرار دارن
من از تیرماه ۱۴۰۰ بصورت خیلی اتفاقی و از طریق کانال های فیک تلگرام با قوانین متافیزیک آشنا شدم و یه یکماهی روی باورهام کار میکردم تا اینکه دریک مهمانی توسط یکی از اقوام با استاد آشنا شدم که مطمئنم این آشنایی بخاطر کارکردن من بود.
با گوش دادن فایل های استاد دیدم ایشون نسبت به استاد قبلی خیلی مسلط تر ، گیراتر و دلنشین تر هستند.
من بصورت آزاد در کار تاسیسات کار میکردم و زیاد مشتری نداشتم البته همون هم شکر میکردم .
تا اینکه با گوش دادن به صحبت های استاد و انجام تمرینات و مطالعه کتابهای دیگه از چند شرکت بزرگ بهم پیشنهاد کار شد تا اینکه همزمان یک شرکت در تهران هم بهم پیشنهاد داد و با قبول کردن پیشنهاد حقوقیم و حتی مهیا کردن مسکن در تهران بنده به تهران هدایت شدم با اینکه اصلا نه تصمیمشو داشتم و نه فکرشو میکردم.. کارفرما یه خونه عالی خرید و تحویلم داد و شکر خدا الان مدیر پروژه هستم و از شرایط کاریم و در کل زندگیم بسیار راضیم.
واقعا چند ماهه که دنیارو خیلی زیبا و آدمهارو خیلی خوب و عالی میبینم.. از اول خرداد هم کلا به تهران نقل مکان میکنم ، با دیدن این فایل اشک تو چشمام جمع شد و اول شاکر خدا هستم که استاد رو سر راهم گذاشت و بعد هم از استاد صمیمانه تشکر میکنم که با گفته هاش زندگی منو عوض کرد
امیدوارم روز بروز مدار زندگیتون تو مسیر عالی تری بیفته و احساس خوب رو هیچ موقع فراموش نکنید.
این جمله استاد همیشه شعارمه : خواسته ها احساس خوب نمیارن بلکه احساس خوبه که خواسته هارو میاره.. شاد باشین❤❤❤❤
و در آخر متعهد میشم که در سال آینده درآمدم حداقل ۳ برابر خواهد شد.. خداشکرت خدایاشکرت خدایاشکرت🙂🙂
سلام به بچه های عزیز ابراهیم و خانم فرهادی و خانم شایسته عزیز
خدارو شکر میکنم بابت این اگاهی ناب بابت این فایل ارزشمند
خدایا شکرت که نشانه های درست بودن مسیر و هدایت به سمت مسیر دلخواه رو همواره داری به من میدی
چیزی که باعث شد کامنت بنویسم در مورد این فایل ارزشمند که چندیدن بار دارم میبینمش گوشش میدم این بود که دوباره وقتی بعد از یکسال اومدم رسیدم به این فایل و اون تعهد ارزشمند رو دادم متوجه شدم که سال گذشته هم این تعهد رو دادم
توی ی کاغذ کوچیک نوشته بودم و گذاشته بودم توی دفتر شکرگذاریم برداشتم دیدم بله دقیقا توی همون روز توی همون ماه من ی همچین تعهدی دادم و دقیقا درامدم چهاربرابر شده بود و خدا میدونه الان قراره چقدر این روند رو به رشد باشه با رفتن در فرکانس ثروت
و چقدر با دیدن این تعهدی که به خودم داده بودم انگیزه این که میشود خیلی بیشتر شده
خوب الان به لطف الله مهربان میزان و حجم خریدم خیلی بیشتر شده با شرکت های خیلی بزرگی دارم کار میکنم میزان پیشرفت در همه ابعاد زندگیم به نوعی خوب بوده
در روابطم با همسرم به طرز خیلی خوبی عاشقانه تر شده و این جاداره که خیلی بیشتر و بهتر بشه
در روابطم با فرزندانم خیلی بهتر شده و جا داره که بهتر بشه
و فقط بحث مالی نیست دادن این تعهد وقتی فشار مالی و درامد بیشتر میشه و ثروت خود بخود بدون تلاش خاصی وارد زندگی میشه دیگه همهچیز به طرز معجزه اسایی بهبود پیدا میکنه و خدارو شکر
من اولین بار که این فایل رو گوش دادم آبانماه سال 1401 بود که با خودم تعهد کردم تا سال بعد درآمد خودم رو سهبرابر کنم و همانطور که استاد گفته بودند،درآمد ماهیانه خودم رو توی یک دفترچه نوشتم؛ طی اون سال خیلی فکر کردم که چطور این کار رو میتونم بکنم و تلاش خودم رو میکردم و از طرفی هم هرروز سایت رو باز میکردم و فایلهای استاد رو گوش میدادم و وقتی آبانماه سال 1402 شد،نگاه کردم به دفترم و دیدم همونطور که استاد از زبان شاگردانشون گفتن،اصلا انگار این درآمد خودبهخود و یا بهتر بگم با خوب کردن حالم و باورهام تحقق پیدا کرد.
به این صورت که سال 1402 حقوقم برای اولین بار طی سالها کار بهیکباره بیش از دوبرابر شد،برادرم و فرزندانش برای من ماهیانه پولی به حسابم واریز میکردند که مبلغ اونهم تقریبا دوبرابر شد و سودی که از پول پساندازم در بانک هم میگرفتم بیشتر از دوبرابر شد که هرکدوم داستان خودش رو داره،مثلا مدیرمون گفت به این دلیل حقوقتون رو دوبرابر کردم که این حقوق به خودی خود کم هست و لازمه خیلی بیشتر بشه و جالبه بدونید به شخص من گفت برای شما مقداری از بقیه بیشتر واریز میکنم چون معتقدم کار خودت رو با تعهد انجام میدی!
سود پولم هم به این صورت بیشتر شد که تونستم طی اون سال پول بیشتری پسانداز کنم و از طرفی یک وام با درصد خیلی پایین به شغل ما تعلق گرفت.
حالا و در این تاریخ یعنی 16 فروردینماه 1403 که دوباره دارم فایلهای دانلودی و رایگان رو دوره میکنم،باز به این فایل برخورد کردم و وظیفه خودم دونستم به رسم ادب و تشکر از استاد و اطلاع دوستان، تجربه خودم رو بنویسم.
البته لازمه این نکته رو هم بگم که الان که حدود 4 الی 5 ماه از اون یکسال مورد تعهد گذشته،بازهم حقوق و هدیه و سود و درآمدم افزایش پیدا کرده و دائما رو به پیشرفت هست الحمدلله.
من تمرینی که گفتین رو انجام دادم استاد. توی یک دفتر زیبا نوشتم و تعهد دادم که طی یک سال آینده درآمد خود را 3 برابر و بیشتر خواهم کرد. ولی حس کردم که کافی نیست توی دفتر و یکبار نوشتن. من باید هرروز تعهد بدم به خودم. !
باید هرروز تعهد بدم به خودم که روی باورام کار کنم.
باید هرروز تعهد بدم که هرچی تمرین بلدم برای تغییر ذهنم انجام بدم.
باید هرروز تعهد بدم به خودم که ورودیهای ذهنم رو کنترل کنم.
باید هرروز تعهد بدم به خودم که نکات مثبت رو ببینم، بنویسم.
باید هرروز تعهد بدم که شکرگذار نعمتهایی که دارم باشم.
باید هرروز تعهد بدم که به خواستههام توجه کنم نه ناخواستهها.
باید هرروز تعهد بدم که یک قدم توی شکستن باورای مخربم پیشرفت کنم.
باید هرروز تعهد بدم که تنها دغدغهی من توی زندگی کنترل ذهنم باشه.
باید هرروز تعهد بدم که حواسم به احساساتم باشه که خوبه یا بده.
باید هرروز تعهد بدم که روی مهارتایی که دارم و نکات مثبتم کار کنم و پیشرفت کنم.
باید هرروز تعهد بدم که قانون تکامل رو رعایت کنم و خودمو با بقیه مقایسه نکنم.
باید هرروز تعهد بدم که باورامو نسبت به خداوند تقویت کنم.
باید هرروز تعهد بدم که اگر مرتکب اشتباهی شدم خودم رو سرزنش نکنم.
من باید هرروز صبح که از خواب بیدار میشم این تعهدارو به خودم بدم و حرفم حرف باشه ! روی خداوند حساب کنم که بهم کمک میکنه به تعهدات امروزم عمل کنم.
میخوام یک ردپا از خودم به جا بزارم واسه آینده. اگه مسیر اینه که بسم الله !
من علی شاکر، در تاریخ 11 آذر 1403، بدون اینکه جَوگیر بشم و بخوام یک تصمیم احساسی بگیرم، با تعقل و ذهنی باز تصمیم به تعهد دادن میگیرم. من تعهد میدم که، وضعیت درب و داغون زندگیم و تضادهایی که بهش برخوردم را که شامل: نداشتن یک قرون پول و شهریه دانشگاه – عدم وجود رابطه عاطفی – چند سال مسافرت نرفتن – نداشتن پول خرید اینترنت – نداشتن چند دست لباس درست و حسابی – بدهی زیادی که به بار آوردم – حسرت رستوران رفتن با خانواده و هزارتا چیز دیگه رو با : حرکت کردن، افزایش مهارتام، کار کردن روی باورهای محدودی که دارم، کنترل ورودیها، کنترل ذهنم، انجام تمریناتی که از استاد عباسمنش یاد گرفتم، قوی تر کردن ایمانم، رفتن توی دل ترسهام و رعایت قانون تکامل، رفع کنم. و تعهد میدم تا جایی که توان دارم روی باورای محدودم در مورد ثروت و پول تحقیق میکنم، الگو پیدا میکنم، فایل های استاد عباسمنش رو گوش میدم، با خودم در موردشون صحبت میکنم و اینقدر تکرار میکنم، تکرار میکنم تا ملکه ذهنم بشه.
خدایا کمکم کن سر حرفم بمونم و سال دیگه با خوشحالی برگردم این کامنت رو بخونم و یادم بیاد تمام تلاشایی که کردم، همش نتیجه داده.
خدایا کمکم کن بتونم این تعهد رو بهش پایبند باشم. خودت میدونی الان احساسی نشدم که دارم این کامنتو مینوسیم. با همهی آگاهیهایی که توی این چند ماهه داری بهم میدی این کامنتو تصمیم گرفتم بنویسم و تعهد بدم.
خداوندا کمکم کن بتونم همه کارایی که تعهد دادم رو انجام بدم هرروز و نخوام از زیرش در برم.
خدایا بهم استمرار عمل بده تا بتونم روی خودم کار کنم و روی حرفایی که زدم بمونم.
خدایا بهم شجاعت بده تا ایمانمو حفظ کنم و نجواهای ذهنم که قراره توی این مسیر با من همراه باشن، منو بی ایمان نکنن.
باسلام خدمت دوستان موفق ودوست داشتنی خانم شایسته سپاسگزارم ازت که هروز باعشق تلاش میکنی این اگاهی رو به اشتراک بزاری???من از سر کنجکاوی باز این فایل رو مرور کردم و فایل به نصفه نرسیده دیدم چقدر ما فراموشکاریم وزود موفقیتا از یادمون میره سید حسین کلام تو وحی منزله بخدا خداروشکر الان یکسال هم نشده به لطف خدای رزاق درامد من نزدیک ۳برابر شده وچقدر ایمانم به قوانین زیاد شد همون چیزی که همیشه میگی تمرکز روی نکات +
قانون جواب میده فقط ما باید رو خودمون کار کنیم
الان فهمیدم میگی جهان سیستم یعنی چی؟؟
این فایل ۳برابر کردن درامد خودش یه دورس
خدایا شکرت که تو این مسیر هستم
با این همه تفکر +
عاشقتونم
سلام به همه دوستان هم فرکانسی خصوصا خانم شایسته عزیز.
وقتی نظرات دوستان رو میخونم یه حسی بهم میگه حمیده چرا تو نظرتو نمیگی..بعد متوجه شدم از شهریور سال ۹۶که تعهدم رو نوشتم مانند دوستان هم فرکانسی ام چقدر افزایش درامد داشتم و خودم متوجه نشده بودم حتی بیشتر از مبلغی که تو تعهدم قید کرده بودم ..واای خداجونم شکر شکر شکر..وهمین الان دوباره تعهدم رو با ایمان قویتر نوشتم ..چقدر پول دراوردن راحته و من تو ذهنم بسبار بسیار سخت طراحی کرده بودم ..چقدر نعمت زیاده ..چقدر حالم خوبه..چقدر شوق دارم که با انرژی بیشتر ادامه بدم..واای چقدر تغییر کردم..چقدر امیدوارم..چقدر خدا همش باهامه…این احساس زیبارو تازه دارم تجربه میکنم.با اینکه این فایل رو بارها گوش کردم..انگار تازه شنیدم و گفتم خدایا این فایل رو پارسال هم گوش دادم چرا این مطالب رو نشنیدم پس…فهمیدم مدار یعنی چی..وارد مدار جدید شدن یعنی چی….واااااای که چقدر خوشحالم…از همه دوستانم تشکر میکنم به خاطر نظرات ارزشمند..و سپاس از استاد عزیزم به خدا نمونه ای…یه دونه ای…خوشحالم از انتخاب بهترین استاد دنیا..خداجونم شکرت
سلام دوست عزیز تبرک میگم به شما برای وارد شدن به مدار بالاتر و نزدیک شدن به اهدافتان سر بلند و پیروز باشید
روز ۱۹ از سفرنامه من
تعهد دادن درباره ثروتمند شدن .
کلا من آدمی بودم که متعهد نبودم نسبت به خودم . یه روز یکاری انجام میدادم فردا ولش میکردم . این بی قراری و سردرگمی همیشه با من بود و هنوزم با اینکه خیلی بهتر شدم هست .
و یاد دارم میگیرم من باید اول به خودم متعهد باشم بعد دیگران . و این یعنی مسئولیت پذیری من .
خب من یبار یا دوبار این تعهد رو نوشتم ولی ول کردم اونموقع نمیدونستم اصلا باید چه چیزی در من تغییر کنه چون بار اول با همین فایل ۳برابر کردن درامد خود روزای اول شروعم در سایت استاد بود که اونم نه بصورت دائمی بصورت پراکنده بود
و علاقه شدیدم به سایت از وقتی شروع شد که فایلهای سفر به دور امریکا رو دیدم که اونم خیلی طول کشید تا خودمو راضی کنم حالا ببین شاید جالب باشه چون فکر میکردم با دیدنش حسرت میخورم و بیشتر احساسم بد میشه .
در کل تکاملم طی شده تا به اینجا رسیدم که تعهد دادم فایلهای سفرنامه رو تا روز آخر حتما ببینم و کامنت بزارم و حتما کامنتهارو بخونم مخصوصا کامنتهای برتر .
و من امروز تعهد دادم که درآمدم که در حال حاضر در ماه حدودا ۳،۵۰۰ت هست تا سال آیندهحداقل ۳برابر و بیشتر افزایش بدم .
البته این پولی که بدستم مییاد پول و حاصل دسترنج خودم نیست . پدرو مادرم و پولی که در بانک دارم بهم میرسه . که میدونم باید تکاملم طی بشه تا بجای اینکه کسی دیگه به من پول بده من خودم پول بسازم .
خب من میدونم که با درامد مالی و افزایشش حتما به یسری از خواسته هام میرسم به امید خدا و الان که به آگاهیهای بیشتری رسیدم مطمانم راحتتر به درامد میرسم .
هرچند که نجواهای شیطانی و شک و تردیدها در من هست . ولی با خوندن کامنتها کمک میشه که باورهام قویتر بشه .
یکی از تعهدهایی که من این هفته انجام دادم این بود که تنهایی رفتم کافی شاپ و یکساعت و نیم نشستم و نقاشی کشیدم در حالیکه دورتا دورم پر بود از جمعیت آدمها که یا گروههای دوستانه بودن یا دونفری بودن و من تنها اون وسط که استرس و خجالت و نجواها بودن ولی نقاشی باعث میشد هواسم پرت بشه و خیلی بهش فکر نکنم که بقیه چی دارن میگن 😂
بنظرم واقعا هم بقیه چیزی نمیگن جز اینکه دمش گرم که تنهایی اومده و داره نقاشی میکنه و چقدرم حال میکنه و خوشبحالش 😄
بهرحال باید هر هفته تکرار کنم تا این ترس و خجالتی بودن از تنها جایی رفتن در من تموم بشه .
خدایا شکرت 🙏❤️
سلام
روز نوزدهم
16 فوریه
هر وقت میخواستم دربارهی خودم تو قسمت پروفایلم بنویسم یه نجوایی میگفت، اما تو که هنوز از آموزه های استاد منش نتیجه نگرفتی، نتایج تو به قبل از استاد مربوطه و همین نجوا دست و پام میبست.
الان خدا بیادم آورد که من با این فایل استاد واقعا نتیجه گرفتم. سه ماه بعد از اینکه تعهد دادم درآمدم سه برابر بشه، درآمدم درست سه برابر شد. داشتم بال درمیآوردم. ماجرا از این قراره که، من توی کل سی سال زندگیم، هیچ وقت کار نکرده بودم و هیچ وقت درآمدی هم نداشتم. همهی وجودم پر از خشم از پدرم بود چون اونو مسئول بی پولی خودم میدیدم. چون فکر میکردم وظیفه اونه که بمن پول بده و پر از کینه بودم ازش که چرا با اینکه فقیر بود، بچه دار شده که الانم نمیتونه تامینشون کنه…. تا اینکه تابستون 1400 یه فایلی از استاد شنیدم که گفتن، این ما هستیم که انتخاب میکنیم پدر، مادر و خانوادهمون کی باشن و چه شرایطی داشته باشن. چون قبل از به دنیا اومدن ما کل مسیری رو که ما رو به اوج خودمون میرسونه رو میدونیم. اما بعدا فراموشش میکنم که این ما بودیم که اینو انتخاب کردیم چون بهترین مسیر بود برامون…. خلاصه وقتی اینو شنیدم خشمم از پدرم کم شد و گفتم پس مسیر اوج گرفتن من اینجوریه… دیگه اونو عامل بی پولیم نمیدیدم، پول به دستم میومد، پولهای خیلی زیاد اما همچنان سرکار نمیرفتم . از کار کردن میترسیدم. بشدت دوست داشتم یه کاری انجام بدم و پول بگیرم اما خودمو لایق نمیدیدم. با اینکه ارشد مهندسی متالورژی داشتم، اما بشدت خودمو بی سواد و بی علم میدونستم. اگه میدیدم کسی مهندسی خونده و شغلش مربوط به رشتهاشه بشدت حسرت میخوردم و حسودی میکردم…. تا اینکه مهاجرت کردم و هدایت شدم به یک شرکت خوب. اولش به عنوان کارآموز یک ماهه رفتم و 300 فرانک بهم پرداخت کردند در حالیکه نه زبون درست حسابی داشتم نه علم و سوادشو، رئیسم (پروفسور) ازم خواست سه ماهم به عنوان کارآموز برم و همچنان 300 فرانک میگرفتم. بعد که تعهدم رو نوشتم، پروفسور ازم خواست 4 ماه دیگه برم و ماهی1000 فرانک بهم بده. هیچ وقت یادم نمیره که روی یک برگه نوشت، ماهی 1000 فرانک، زیرشم خط کشید گفت میدونم خیلی کمه اما بهتر از هیچه… اما برای من اون مبلغ به اندازه میلیونها دلار بود، چون نتیجه تعهدم بود، نتیجهی باورم، نتیجهی ایمانم، فقط یک جمله نوشتم و رهاش کردم، هیچ انتظار دیگه ای نداشتم، تقلا نکردم به پول فکر نکردم درگیر نشدم فقط رهاش کردم…به حرف استاد عباسمنش اعتماد کامل داشتم و نتیجه گرفتم…
خداروشکر
بعد از اینکه چهار ماه تموم شد، یک قرار داد شش ماهه امضا کردم، با ماهی 2300 فرانک… هنوز یک سال نشده اما درآمد من بیشتر از 6 برابر شده…. انسان واقعا فراموش کاره که دارم خودمو با دیگران مقایسه میکنم… در حالیکه اگه همین تسلیم بودن رو ادامه بدم خدا 1000 برابرشم میکنه… تو کامنت روز هیجدهم از خدا خواستم لیاقت پول خرج کردن بهم بده، میدونم پولدار میشم و رابطه ام با پول خیلی بهتر میشه… خدایا به تو پناه میبرم از شر نجواها، ذهن و قلبم را در برابر نجواها نفوذناپذیر کن…
وووووووای اینو یادم رفت بگم
آقا بچهاا من توی ذهنم بود که بابام 100تومن میریزه
وللللی 3برابر اون چیزی که فکر میکردم شد
واقعاااااا اینقدر راحت این اتفاق افتاد که اصلا یادم رفته بود که خواستم بود که یابام 100تومن بریزه به حسابم
🌏بنام خالق هستی🌏
روز نوزدهم سفر رویایی من🥰
🌟💫سلام به استاد جان 🤴و مریم جان👸 مهربان،سلام به همهی دوستان گلم در خانواده صمیمی عباسمنش
👪👨👩👧👧👨👩👦👦👩👧👧👩👦👨👧👧🧑🤝🧑👨👦👦👨👦💑
🌹خدایا🌹 ازت سپاسگزارم بخاطر تموم لحظاتی که به من زندگی بخشیدی و من رو به مسیر الهی هدایت کردی🙏
🌹خدایا🌹 ازت سپاسگزارم بخاطر اینکه من رو به این مسیر زیبا پر از زیبایی و نعمت و فراوانی هدایت کردی🙏🙋♀️
وقتی به این فایل از روز ۱۹سفرنامه ام رسیدم نمی دونید چه ذوقی کردم
چون پارسال در تاریخ۱۳۹۹/۷/۲من بخودم تعهد دادم که درآمدم رو تا یک سال بعد سه برابر کنم
تا این تاریخ۳۰آبان ماه ۱۴۰۰ میانگین درآمدم شاید حتی از ۴برابر هم بیشتر شده باشه،چون تونستم با ثروتی که ساختم ،یکی از بزرگترین رویاهای زندگیم رو به لطف الله مهربان بدست بیارم
تونستم برای پسرم پیانوی یاماهای اورجینال بخرم
تونستم برای اولین بار در زندگیم پا روی ترسم بگذارم و خودم یک معامله ای انجام بدم، قصه اش رو خیلی دوست دارم بگم و از گفتنش و یادآوری ش لذت میبرم، از هدایت الله وواقعا اون حس استاد رو عمیقا درک میکنم و لمسش میکنم که با ذوق و اشتیاق از داستان هدایت شدنش برای هر ایده ای که بهش گفته میشه صحبت میکنه
شغل من طوری هستش که بایستی دفتر داشته باشم و ی منشی و هر روز در دفترم باز باشه،،،،اما من ماهی یه بار دفتر میرم اونم با هماهنگی قبلی که بدون داشتن منشی خودم وقت مشخصی رو جهت حضور ارباب رجوع تعیین میکنم
دقیقا ی سال پیش بود،که ندای درونم بهم گفت برو دفتر،و بدون مقاومتی گوش دادم ورفتم، تو دفتر نشسته بودم،منتظر ارباب رجوعی که مشخص نبود، نشانه ای که در راه بود……
یهو یه ایده به ذهنم رسید که بلافاصله گوشی رو ورداشتم و به همسر دوست دوران کارشناسیم که تو کار املاک بودن و ( ساکن فومن هستن، و من در خراسان) رفت و آمد خانوادگی داشتیم تماس گرفتم و با ۷۰تومن من و۶۰ تومن ایشون زمینی گرفتیم که بافروشش ۵۲۰م پول ساختیم ….و به اندازه ی درکم، قانون تکامل و رها بودن رو طی این مدت رعایت کردم
مهمترین کد موفقیت من شکرگزاری از آنچه که دارم و آنچه که خداجون قراره بهم بده🥰⭐
استاد این حرفتون که از انیشتین گفتین در هر قدمش کلمه ی سپاسگزارم رو بکار میبرده همیشه آویزه ی گوشم هستش ازتون بخاطر این سخن زیباتون سپاسگزارم 🙏💜🌟
از اینکه این فرصت به من داده شد تا تعهدم رو دراین روز از سفرنامه به انجام برسونم 🌹خدا🌹رو شکر میکنم و از خداوند مهربون آرزوی بهترینها رو برای تموم بچه های خانواده صمیمی عباسمنش، و استادجان و مریم جانم دارم🙋♀️🌹💃
🍂🌟خدایاشکرت خدایاشکرت خدایاشکرت 🌟🍂
به نام الله یکتا
سلام ملیحه جانم
من عاشقتمم که اینقدر زیبا روی خودت و باورهات کار کردی و این نتایج عالی رو گرفتی
چقدر این وجود الهی و باورهای توحیدی ت رو تحسین میکنم
تحسین میکنم این اعتماد به نفس و عزت نفس بالا و والات رو
تحسین میکنم این همه باروهای ثروت سازت رو
تحسین میکنم این وجود عمل گرا به الهاماتت رو
من عاشقتم عزیزدلمم
عاشقت این عکس پروفایل زیبا و خنده ی زیباتونم
عاشق این وجود پر از ارامشتم
و چقدر این ازادی مالی و زمانی و مکانی تون روتحسین میکنم
شما قلبییی جااان دلممم
میبوسمت عشق خواهر
بزن بررریم که اومدیم توی جاده اسفالته ی خدا
و خدا کلی برامون سورپرایز داره
یوهووووووووووووووو
مووو عاشقتوووم عزیزدلوووم
سلام الهه جان 🙋♀️🍂🍁🍂🍁😍
سپاسگزارم بابت این حد از عشق و انرژی و احساس خوبی که بهم دادی
بابت این حد از احساس و مهربانی ت🙏🌹🙏
من هم تحسین میکنم شما رو که تمرکزتون بروی زیبایی ها و نکات مثبت هستش چرا که از دل کامنت زیبایی هاشو کشیدی بیرون و به اون توجه کردی
واقعا خوشحال و سپاسگزارخداوندم که دوستان زیبابینی چون شما دارم🙏🙏💜💫
لبخند زیبا وملیح ونگاه مهربون شمام از دل قاب کوچک پروفایلتون انرژی بخشه
کامنت زیبات رو باعشق خوندم و نکته ای که به من با این حد انرژی تون یادآوری شد این هست که ملیحه جان نتایج و موفقیت هایی که گرفتی رو به یاد بیار و با ایمانی راسخ قدم هاتو محکم بردار
برو تو دل ترسهات،برو خدا نگهبان توست فقط باور داشته باش که خواسته هات دست یافتنی هستن
وقتی طلب هدایت کنی راه نشان داده خواهد شد
اینقددر حس خوب بهم دادید که توجه ام رو بسمت نتایجی برد که تا کنون با تغییر نگاه و باورهام گرفتم،کامنتت الهه جان سخنی هدایتی در پاسخ به آنچه که در ذهنم داشتم بود انگار خدا کلامش رو از زبان بنده ی سخاوتمندش بهم خواست برسونه
آرزو میکنم هر چی زودتر شما و تمامی دوستان هم فرکانسی ام رو در کنار استاد جان و مریم جانم ببینم
عاشقانه منتظر روز موعود هستم
آممممین🙏🌹
با سلام خدمت استاد عزیزم و همه دوستان که در این مدار قرار دارن
من از تیرماه ۱۴۰۰ بصورت خیلی اتفاقی و از طریق کانال های فیک تلگرام با قوانین متافیزیک آشنا شدم و یه یکماهی روی باورهام کار میکردم تا اینکه دریک مهمانی توسط یکی از اقوام با استاد آشنا شدم که مطمئنم این آشنایی بخاطر کارکردن من بود.
با گوش دادن فایل های استاد دیدم ایشون نسبت به استاد قبلی خیلی مسلط تر ، گیراتر و دلنشین تر هستند.
من بصورت آزاد در کار تاسیسات کار میکردم و زیاد مشتری نداشتم البته همون هم شکر میکردم .
تا اینکه با گوش دادن به صحبت های استاد و انجام تمرینات و مطالعه کتابهای دیگه از چند شرکت بزرگ بهم پیشنهاد کار شد تا اینکه همزمان یک شرکت در تهران هم بهم پیشنهاد داد و با قبول کردن پیشنهاد حقوقیم و حتی مهیا کردن مسکن در تهران بنده به تهران هدایت شدم با اینکه اصلا نه تصمیمشو داشتم و نه فکرشو میکردم.. کارفرما یه خونه عالی خرید و تحویلم داد و شکر خدا الان مدیر پروژه هستم و از شرایط کاریم و در کل زندگیم بسیار راضیم.
واقعا چند ماهه که دنیارو خیلی زیبا و آدمهارو خیلی خوب و عالی میبینم.. از اول خرداد هم کلا به تهران نقل مکان میکنم ، با دیدن این فایل اشک تو چشمام جمع شد و اول شاکر خدا هستم که استاد رو سر راهم گذاشت و بعد هم از استاد صمیمانه تشکر میکنم که با گفته هاش زندگی منو عوض کرد
امیدوارم روز بروز مدار زندگیتون تو مسیر عالی تری بیفته و احساس خوب رو هیچ موقع فراموش نکنید.
این جمله استاد همیشه شعارمه : خواسته ها احساس خوب نمیارن بلکه احساس خوبه که خواسته هارو میاره.. شاد باشین❤❤❤❤
و در آخر متعهد میشم که در سال آینده درآمدم حداقل ۳ برابر خواهد شد.. خداشکرت خدایاشکرت خدایاشکرت🙂🙂
به نام الله یکتا
سلام خدمت استاد نازنینم
سلام به بچه های عزیز ابراهیم و خانم فرهادی و خانم شایسته عزیز
خدارو شکر میکنم بابت این اگاهی ناب بابت این فایل ارزشمند
خدایا شکرت که نشانه های درست بودن مسیر و هدایت به سمت مسیر دلخواه رو همواره داری به من میدی
چیزی که باعث شد کامنت بنویسم در مورد این فایل ارزشمند که چندیدن بار دارم میبینمش گوشش میدم این بود که دوباره وقتی بعد از یکسال اومدم رسیدم به این فایل و اون تعهد ارزشمند رو دادم متوجه شدم که سال گذشته هم این تعهد رو دادم
توی ی کاغذ کوچیک نوشته بودم و گذاشته بودم توی دفتر شکرگذاریم برداشتم دیدم بله دقیقا توی همون روز توی همون ماه من ی همچین تعهدی دادم و دقیقا درامدم چهاربرابر شده بود و خدا میدونه الان قراره چقدر این روند رو به رشد باشه با رفتن در فرکانس ثروت
و چقدر با دیدن این تعهدی که به خودم داده بودم انگیزه این که میشود خیلی بیشتر شده
خوب الان به لطف الله مهربان میزان و حجم خریدم خیلی بیشتر شده با شرکت های خیلی بزرگی دارم کار میکنم میزان پیشرفت در همه ابعاد زندگیم به نوعی خوب بوده
در روابطم با همسرم به طرز خیلی خوبی عاشقانه تر شده و این جاداره که خیلی بیشتر و بهتر بشه
در روابطم با فرزندانم خیلی بهتر شده و جا داره که بهتر بشه
و فقط بحث مالی نیست دادن این تعهد وقتی فشار مالی و درامد بیشتر میشه و ثروت خود بخود بدون تلاش خاصی وارد زندگی میشه دیگه همهچیز به طرز معجزه اسایی بهبود پیدا میکنه و خدارو شکر
عرض سلام و ادب خدمت استاد عزیز و دوستان خوبم.
من اولین بار که این فایل رو گوش دادم آبانماه سال 1401 بود که با خودم تعهد کردم تا سال بعد درآمد خودم رو سهبرابر کنم و همانطور که استاد گفته بودند،درآمد ماهیانه خودم رو توی یک دفترچه نوشتم؛ طی اون سال خیلی فکر کردم که چطور این کار رو میتونم بکنم و تلاش خودم رو میکردم و از طرفی هم هرروز سایت رو باز میکردم و فایلهای استاد رو گوش میدادم و وقتی آبانماه سال 1402 شد،نگاه کردم به دفترم و دیدم همونطور که استاد از زبان شاگردانشون گفتن،اصلا انگار این درآمد خودبهخود و یا بهتر بگم با خوب کردن حالم و باورهام تحقق پیدا کرد.
به این صورت که سال 1402 حقوقم برای اولین بار طی سالها کار بهیکباره بیش از دوبرابر شد،برادرم و فرزندانش برای من ماهیانه پولی به حسابم واریز میکردند که مبلغ اونهم تقریبا دوبرابر شد و سودی که از پول پساندازم در بانک هم میگرفتم بیشتر از دوبرابر شد که هرکدوم داستان خودش رو داره،مثلا مدیرمون گفت به این دلیل حقوقتون رو دوبرابر کردم که این حقوق به خودی خود کم هست و لازمه خیلی بیشتر بشه و جالبه بدونید به شخص من گفت برای شما مقداری از بقیه بیشتر واریز میکنم چون معتقدم کار خودت رو با تعهد انجام میدی!
سود پولم هم به این صورت بیشتر شد که تونستم طی اون سال پول بیشتری پسانداز کنم و از طرفی یک وام با درصد خیلی پایین به شغل ما تعلق گرفت.
حالا و در این تاریخ یعنی 16 فروردینماه 1403 که دوباره دارم فایلهای دانلودی و رایگان رو دوره میکنم،باز به این فایل برخورد کردم و وظیفه خودم دونستم به رسم ادب و تشکر از استاد و اطلاع دوستان، تجربه خودم رو بنویسم.
البته لازمه این نکته رو هم بگم که الان که حدود 4 الی 5 ماه از اون یکسال مورد تعهد گذشته،بازهم حقوق و هدیه و سود و درآمدم افزایش پیدا کرده و دائما رو به پیشرفت هست الحمدلله.
به نام خداوند بخشایشگر مهربان
سلام به همگی.
من تمرینی که گفتین رو انجام دادم استاد. توی یک دفتر زیبا نوشتم و تعهد دادم که طی یک سال آینده درآمد خود را 3 برابر و بیشتر خواهم کرد. ولی حس کردم که کافی نیست توی دفتر و یکبار نوشتن. من باید هرروز تعهد بدم به خودم. !
باید هرروز تعهد بدم به خودم که روی باورام کار کنم.
باید هرروز تعهد بدم که هرچی تمرین بلدم برای تغییر ذهنم انجام بدم.
باید هرروز تعهد بدم به خودم که ورودیهای ذهنم رو کنترل کنم.
باید هرروز تعهد بدم به خودم که نکات مثبت رو ببینم، بنویسم.
باید هرروز تعهد بدم که شکرگذار نعمتهایی که دارم باشم.
باید هرروز تعهد بدم که به خواستههام توجه کنم نه ناخواستهها.
باید هرروز تعهد بدم که یک قدم توی شکستن باورای مخربم پیشرفت کنم.
باید هرروز تعهد بدم که تنها دغدغهی من توی زندگی کنترل ذهنم باشه.
باید هرروز تعهد بدم که حواسم به احساساتم باشه که خوبه یا بده.
باید هرروز تعهد بدم که روی مهارتایی که دارم و نکات مثبتم کار کنم و پیشرفت کنم.
باید هرروز تعهد بدم که قانون تکامل رو رعایت کنم و خودمو با بقیه مقایسه نکنم.
باید هرروز تعهد بدم که باورامو نسبت به خداوند تقویت کنم.
باید هرروز تعهد بدم که اگر مرتکب اشتباهی شدم خودم رو سرزنش نکنم.
من باید هرروز صبح که از خواب بیدار میشم این تعهدارو به خودم بدم و حرفم حرف باشه ! روی خداوند حساب کنم که بهم کمک میکنه به تعهدات امروزم عمل کنم.
میخوام یک ردپا از خودم به جا بزارم واسه آینده. اگه مسیر اینه که بسم الله !
من علی شاکر، در تاریخ 11 آذر 1403، بدون اینکه جَوگیر بشم و بخوام یک تصمیم احساسی بگیرم، با تعقل و ذهنی باز تصمیم به تعهد دادن میگیرم. من تعهد میدم که، وضعیت درب و داغون زندگیم و تضادهایی که بهش برخوردم را که شامل: نداشتن یک قرون پول و شهریه دانشگاه – عدم وجود رابطه عاطفی – چند سال مسافرت نرفتن – نداشتن پول خرید اینترنت – نداشتن چند دست لباس درست و حسابی – بدهی زیادی که به بار آوردم – حسرت رستوران رفتن با خانواده و هزارتا چیز دیگه رو با : حرکت کردن، افزایش مهارتام، کار کردن روی باورهای محدودی که دارم، کنترل ورودیها، کنترل ذهنم، انجام تمریناتی که از استاد عباسمنش یاد گرفتم، قوی تر کردن ایمانم، رفتن توی دل ترسهام و رعایت قانون تکامل، رفع کنم. و تعهد میدم تا جایی که توان دارم روی باورای محدودم در مورد ثروت و پول تحقیق میکنم، الگو پیدا میکنم، فایل های استاد عباسمنش رو گوش میدم، با خودم در موردشون صحبت میکنم و اینقدر تکرار میکنم، تکرار میکنم تا ملکه ذهنم بشه.
خدایا کمکم کن سر حرفم بمونم و سال دیگه با خوشحالی برگردم این کامنت رو بخونم و یادم بیاد تمام تلاشایی که کردم، همش نتیجه داده.
خدایا کمکم کن بتونم این تعهد رو بهش پایبند باشم. خودت میدونی الان احساسی نشدم که دارم این کامنتو مینوسیم. با همهی آگاهیهایی که توی این چند ماهه داری بهم میدی این کامنتو تصمیم گرفتم بنویسم و تعهد بدم.
خداوندا کمکم کن بتونم همه کارایی که تعهد دادم رو انجام بدم هرروز و نخوام از زیرش در برم.
خدایا بهم استمرار عمل بده تا بتونم روی خودم کار کنم و روی حرفایی که زدم بمونم.
خدایا بهم شجاعت بده تا ایمانمو حفظ کنم و نجواهای ذهنم که قراره توی این مسیر با من همراه باشن، منو بی ایمان نکنن.
إِنَّهُۥ هُوَ ٱلسَّمِیعُ ٱلۡعَلِیمُ
قطعا او خود شنواى داناست