چندبرابر کردن درآمد در یک سال | قسمت ۲ - صفحه 61 (به ترتیب امتیاز)


  • نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
  • فایل تصویری چندبرابر کردن درآمد در یک سال | قسمت ۲
    194MB
    16 دقیقه
  • فایل صوتی چندبرابر کردن درآمد در یک سال | قسمت ۲
    15MB
    16 دقیقه
توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

1243 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    مهساه گفته:
    مدت عضویت: 2084 روز

    به نام خدای مهربان

    سلام به استاد عباسمنش عزیز و خانم شایسته گرامی و دوستان خوبم

    بیستمین برگ سفرنامه

    چند برابر کردن درآمد در یکسال۲

    در ادامه فایل دیروز که استاد توضیح داده بودن پول‌فرکانس است و ما باید در مدار پول ثروت قرار بگیریم تا بهش دست پیدا کنیم. در فایل امروز استاد توضیح دادن که ما انسان ها موجوداتی هستیم که یکسری سیگنال و علائم ارتعاشی را به جهان هستی ارسال میکنیم و باتوجه به این سیگنالها و فرکانسهایی که ارسال میکنیم جهان هم یکسری شرایط را برای‌ ما به وجود می آورد.

    پس ما با فرکانس هامون زندگی خودمون را خلق میکنیم . دائم فرکانس هایی را به جهان هستی ارسال و متناسب با آن ها نتایجی را دریافت میکنیم.

    حالا اینکه چه فرکانس هایی را به جهان هستی ارسال میکنیم به ورودی های ما بستگی دارد. به چیزهایی که میبینیم ،میشنویم ، لمس میکنیم، تخیلاتی که به آینده داریم و خاطراتمون.

    بدهی هست که اگر ورودی نامناسب داشته باشیم خروجی که به جهان میدیم هم نامناسب و اتفاقاتی که ایجاد میشود هم نامناسب هستند.

    ورودی های ذهن ما از روش های مختلفی مثل خانواده فرهنگی که داریم ، تلویزیون و کتابهایی که میخونیم نشات میگیرند.

    وقتی که ما میخوایم خروجی رو تغییر بدیم و شرایط متفاوتی نسبت به حال حاضرمون تجربه کنیم یعنی باید به شدت روی ورودی ها مون کنترل داشته باشیم.

    در قدم اول باید دوستان و آدم هایی که در اطرافمون هستند و در فضای نامتناسب با آنچه که ما میخوایم در زندگی داشته باشیم هستند باید از زندگیمون حذفشون کنیم.

    و بعد تلویزیون و رسانه هایی که میتونن در ورودی های ذهن اثر مخرب داشته باشن را از زندگی حذف کنیم.

    نکته خیلی جالبی که در این فایل استاد بهش اشاره کردن این بود که ایشون در شروع کار خودشون آگاهانه باورهاشونو ایجاد کردن یعنی هرچی تا آن زمان باور داشتن را کنار گذاشتن ‌ از اون به بعد خودشون باورهایی ساختن که نتیجه فرکانسی آن خوب باشد. بعد با تکرار اون ها باورهاشون شدن و فرکانسشون قوی و به خواسته هاشون تونستن برسن. و این موضوع شامل تمام ابعاد زندگیشون بوده از روابط تا ثروت و …

    اول باید باورهای درست ایجاد کرد تا فرکانس درست شود.

    پس به صورت خلاصه برای کنترل ورودی ها باید ۱- دوستانی که با خواسته ای که داریم تضاد دارن را حذف کنیم

    ۲-تلویزیون و ماهواره را در زندگی‌ حذف کنیم.

    من هم در این مدتی که سفرنامه را شروع کردم و درواقع با استاد آشنا شدم تلویزیون را از زندگیم حذف کردم و به خصوص روی کتابهایی که میخونم دقت بیشتری دارم. قبلا هم در یکی از روزهای سفرنامه اشاره کردم که کتابهایی که میخوندم بعضی هاشون ورودی ها و در نهایت باورهای مخرب زیادی برام ایجاد کرده بودن ولی از وقتی حذفشون کردم و دیگه هر رمانی نمی خونم احساس میکنم حداقل حس مثبت تر و بهتری دارم و قطعا این به دلیل ورودی هایی است که این اواخر داشتم.

    خدایا سپاسگزارم سپاسگزارم سپاسگزارم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  2. -
    لیلا مقدم فر گفته:
    مدت عضویت: 2371 روز

    سلام

    سفرنامه روز بیستم

    شاید در نگاه اول کنترل ورودی ها سخت باشد اما به مرور ذهن خودش دنبال کنترل شدن می گردد چون به راحتی انرژی پاک را از ناپاک تشخیص می دهد

    رادیو،تلویزیون،فیلمها،کتابها،اینستاگرام،تلگرام،دوستان همکاران،خانواده،اقوام،مردم کوچه و بازار،موسیقیها،شعرها….همه اینها ورودیهای ذهن مارا می سازند و ما می توانیم آگاهانه غذای روح و ذهن و فکرمان را از بین این منابع انتخاب کنیم..

    یک مرحله سخت تر تشخیص باورهایی است که در ما به واسطه ورودیهای پیشین نهادینه شده

    این کار را با طبقه بندی می توانیم راحت کنیم

    مثلا با خودمان بگوئیم درباره پول من چه فکرهایی دارم، یک یا چند روز ذهنمان را برای این موضوع بکاویم

    بعد درباره روابط،درباره خدا، درباره ازدواج،درباره عشق،درباره دوستی،درباره خانواده،درباره جامعه،درباره زیبایی،درباره هوش، درباره قدرت

    به نظر می رسد اولویتهای هر کسی در این باره فرق داشته باشد

    کشف اولویتمان را هم از راه کشف آن چیزی که بیشتر از همه دوست داریم داشته باشیم،می توانیم انجام دهیم

    من الان ازدواج اولویت زندگیم است یا شغلی عالی با درآمدی عالی برای خدمتی عالی؟

    من بیش از هر چیزی به ثروتمند شدن فکر می کنم یا به شناخت خودم؟

    اما نکته ای که من به آن رسیده ام این است که آدمی ثروتمند نمی شود اگر خودش و خدایش را خوب نشناسد اگر به لحاظ شخصیتی رشد نکند و برای اینکه به همه اینها برسم دولتمندی و ثروتمندی را می توانم هدف اول قرار بدهم….

    خدایا شکرت

    خدایا شکرت

    خدایا شکرت

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  3. -
    مصطفی حسن زاده گفته:
    مدت عضویت: 2437 روز

    به نام خداوندی که قوانینی وضع کرد تا آینده من در دستان خودم باشد❤

    نکته های که از این فایل بینظیر آموختم

    ۱) ما موجودات فرکانسی هستیم که داریم در هر لحظه در حال فرستادن فرکانس هستیم و جهان هم داره در هر لحظه فرکانس های ما را دریافت میکنه و میکنه تجربه زندگی

    این قانون بدون تغییر خداونده ..چه خوشمون بیاد چه خوشمون نیاد ..این قانونه… همون جوری که تعهد دادم کانون توجه ام را کنترل کردم بیشتر.. از اولین روز سفر و تا الان دارم هر روز نتیجه اشو میبینم 😗خدایا شکرت …

    ۲) حالا که روز به روز دارم با قوانین بیشتر آشنا میشم باید بیشتر روی خودم کار کنم 👍فرکانس های من با ورودی های من ایجاد میشن ( انچه که میبینم میشنوم و هرچیزی که توجه میکنم) پس تعهد بعدی ام اینه که به شدت روی ورودی هام کار کنم اگه یکجا از کمبود و بیماری و.. دارن حرف میزنن آگاهانه اونجا را ترک کنم با کسی بحث نکنم ، زورم به خودم برسه و ورودی هام را کنترل کنم به شدت…

    یعنی بگم ای گوش تو فقط حق داری در مورد زیبایی ها، نعمتها ،نکات مثبت وفراونی ها و چیزهای که بهت احساس خوب میده را فقط گوش کنی حق نداری چیزه دیگه ای را بپزیری

    ای چشم تو با گوش ها فقط حق دارین به زیبایی ها ، نکات مثبت، فراوانی ها، و هر چیزی که احساس خوب میده نگاه کنی

    و از همه مهم تر ای زبان ، توهم مثل چشم و گوش فقط حق داری در مورد نکات مثبت خودت ، دیگران ، محیط و زیبایی ها و فراوانی ها و خاطرهای خوب ، احتمالات خوب آینده فقط حق داری حرف بزنی قبل از اینکه میخوایی چیزی بگی ببین تو این چارچوبه یا نه اگر نیست زیپتو ببند😀😊👍

    تلوزیون ، ماهواره ، سریال ، آهنگ های غمگین و…حذذذذذفففففففففف…‌در جهانی که فقط داره به فرکانس های من (هر آنچه که من بهش توجه میکنم ) جواب میده پس بیا روز به روز با تکامل.. فرکانس های عالی بفرست .اولین قدمش هم بعد تعهد ، کنترل ورودی هاست👏❤🌷و نکته آخر که من باید تا آخر عمرم همیشه روی ذهنم کار کنم چون این ذهن کارش نگران کردن ، ترسوندن، از کمبودها گفتن از نکات منفی افراد گفتنه من باید افسارش را بگیرم 😉😉عاشقتونم 😗😗🌷🌷🌟

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  4. -
    زهرا راد گفته:
    مدت عضویت: 2154 روز

    به نام مهربان ترین

    روز بیستم سفر

    با سلام به استاد عزیز و دوستان ارزشمندم.

    باید اینو با خودم هزاران بار مرور کنم که در هر لحظه فرکانسی رو دارم ارسال میکنم به جهان هستی ‌و هستی هم داره اون اتفاقاتی رو به من میده که هماهنگ با فرکانس های ارسالی من باشه .

    فرکانس با توجه به ورودی منه ،چقدر خوبه متعهد بشم به یک رژیم روانی که انگار یک نگهبان در راه عقلم گذاشته باشم و هر فکری رو اجازه ی ورود ندم وقتی روی این رژیم روانی پایبند باشم حتما نتایج عالی رو میبینم .

    یادم اومد از حکایتی ،کسی از امام علی پرسید تو چگونه علی شدی ؟گفت سر راه عقلم نشستم و کسی جز خدا راه ندادم.

    چقدر زیباست وقتی میبینی اون کمبودی که داشتی نه از گناهان و نه از فرایض دینی اشتباهه بلکه نتیجه ی باور هایی است که من از اطرافم پذیرفتم و نتایج با اون باورها یکی است. پس کافیست این حقیقت رو پیدا کنیم فقط کافیست باورهاتو عوض کنی و در مسیر تکامل قرار بگیری .

    تعهد یعنی ورودی که باور های منفی بهت میده حذف بشن ،دوستانی منفی ،تلویزیون و ماهواره ،کتاب های منفی ،پیج های منفی و فیلم های منفی و…

    و من این تعهد رو با تمام وجودم میپذیرم .

    با تشکر استاد عزیز و مریم خانم مهربان و دوستان ارزشمندم.

    دوستتون دارم.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  5. -
    خدیجه شریعتی گفته:
    مدت عضویت: 2281 روز

    بنام خدایی که هر لحظه هدایتگر است

    سلام به استاد عزیزم و مریم خانم نازنین و دوستان هم فرکانسی و همسفرم

    روز بیستم: ۳ برابرشدن درآمد

    استاد تک تک جملاتتون داره تو گوشم میپیچه.

    “ما سنگ نیستیم. ما حیوان نیستیم. ما آدمهایی هستیم که تونستیم تغییر بدیم. ما موجوداتی فرکانسی هستیم که هر لحظه داریم به جهان هستی فرکانسهایی ارسال می کنیم. ”

    “فرکانسهای ما در هر لحظه داره تولید میشه. ما در هر لحظه در حال بده بستون با جهان هستی هستیم. ما یه سری ورودیهایی رو به مغزمون میدیم و جهان هستی در راستای اون ورودیها موقیعتها. انسانها و شرایطی رو سر راه تو میزاره که نتیجه همون فرکانسهاست”. ذلک بما قدمت ایدیکم.

    خب پس باید بشینم حساب کتاب کنم تا ببینم ورودیهام چیا بودن که الان نتیجه ش اینه. خدارو شکر من چند ساله که تلویزیون و سریال و اخبار و همه اینا رو گذاشتم کنار. ولی اطرافم پره از آدمهایی که حرفهاشون با اونچیزی که من میخوام بسازم در تضاده. و جسارت حذفشونو نداشتم. و میدونم این از کمبود عزت نفسمه. و چقدر من آرزوی داشتن دوره عزت نفس رو دارم. و مطمئنم که همین روزها میخرمش.

    “وقتی ورودی نا مناسب باشه قطعا خروجی هم نامناسبه.”

    نمیشه که من بخوام به منبع ثروت و نعمت برسم ولی صبح تا شب تو ذهنم حرفهایی رو مرور و تایید کنم که از دیگران شنیدم. نمیشه که من بخوام تغییر کنم ولی بازم مثل گذشته رفتار کنم.

    چندین بار این جمله رو خوندم و با خودم تکرارش کردم” تمام آنچه به عنوان ناخواسته‌ و ناکامی مالی می‌شناسی‌، نتیجه فرکانس‌هایی است که از ورودی‌های ذهنت آب می‌خورد. یعنی کافی‌است ورودی‌هایی را بشنوی‌ و در گفتگوهای ذهنی‌ات تکرار کنی یا آگاهانه یا ناآگاهانه تأییدشان کنی که نتیجه فرکانسی‌شان‌، فقر باشد‌، آنوقت فارغ از اینکه چه تعهدی نوشتی‌‌، فارغ از اینکه چه می‌خواهی و چقدر تلاش می‌کنی‌، نتیجه فقط گرفتاری‌های مالی بیشتر و فاصله گرفتن از مدار استقلال مالی است.”

    و من در راستای تعهدم باااااییید تلاش کنم آگاهانه ورودیهایی به ذهنم بدم که نتیجه ش آرامش باشه. نتیجه‌ش خوشبختی باشه. نتیجه‌ش درآمد سه برابری باشه.

    استاد وقتی فکر می کنم به بالا رفتن درآمدم دلم قنج میره. میگم فکر کن اگه مثل استاد یه روزی خندم بگیره از سه برابر و پنج برابر و ده برابر چیی میشه.

    آره باید بشینم ببینم چی شنیدم و چیا رو باور کردم. چیا رو تایید کردم. چیا رو پذیرفتم که نتیجه‌ش ‌الان اینه که هستم.

    باید بشینم و باورهای غلطمو بکشم بیرون. غذاهای سمی که دادم به روحم رو بشناسم و بجاش غذای خوب بهش بدم. دقیقا مثل وقتی که دل درد میگیرم و سریع فکر می کنم ببینم من چی خوردم که دل درد گرفتم تا داروی مناسبشو پیدا کنم باید بشینم و پادزهری بسازم برای باورهای غلطم و مثل استادم‌ اینقدر این کارو تکرار کنم و تکرار کنم تا نتیجه عوض بشه. خدا رو شکر دارم راهشو یاد میگیرم. و انشاالله بتونم از این درک به عمل برسم. یعنی بااید به عمل برسم………

    خدایا هدایتم کن…

    حسبنا الله و نعم الوکیل🌷🌷🌷🌷

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  6. -
    شيدا نوید گفته:
    مدت عضویت: 2442 روز

    سلام استاد عزیز و مریم جان و دوست های هم فرکانسی عزیزم

    بعد از یک سال و چهار ماه بالاخره به درک اینکه استاد میگه ورودی هاتون رو کنترل کنید رسیدم.یعنی این آگاهی از درونم روشن شد. توصیفش واسم سخته ولی امروز درکش کردم. وای خدا جان ازت ممنونم که من رو هدایت می کنی.

    یک سال و چهار ماه همه اش گفتم باید مراقب ورودی هام باشم بدون درک اما امروز و این لحظه درک کردم و خدا رو شاکرم که اگر این زمان رو نمی گذروندم به این مهم دست پیدا نمی کردم.

    خدایا ممنونم ازت . واقعا نمی دونم چطور از خدا تشکر کنم.

    مریم جان ازت ممنونم که فایل های استاد رو در قالب روز شمار تحول زندگی من به صورت منظم برای ما قرار دادی. من هر روز دارم می نویسم و واقعا اعجازش رو دارم می بینم. تعهدی غیرقابل مذاکره دارم به دیدن این فایل ها و کسب آگاهی از آن ها و جاری کردن آن ها در زندگی ام.

    من دوستان و اطرافیان رو حذف کردم و مدت های زیادی هست که تلوزیون نمی بینم یا کم می بینم اما از امروز کاملا حذفش می کنم.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  7. -
    محمد زمانی گفته:
    مدت عضویت: 2129 روز

    سلام به استاد عزیز و خانم شایسته بزرگوار و همه دوستان.

    من زمانی که عضو سایت شدم حدودا دو هفته یا سه هفته بعد به جایی هدایت شدم که تقریبا 95 درصد مواقع کاملا تنها بودم.

    و حدود دو یا سه ماه کاملا رو فایلها روزی حتی شاید ده ساعت یا کمتر یا بیشتر کار میکردم.و واقعا متوجه میشدم که از نظر شخصیتی تغییر کردم و انگار خودم هم خودم رو دیگه نمیشناختم.تا اینکه بخاطر اینکه مادرم تنهاس و دلایل دیگه برگشتم خونه.اونموقع تلوزیون کلا اونجا نداشتیم و خود به خود حذف شده بود.و من بجای حذف تلوزیون اینستا را پاک کردم.(که در واقع تمرینی رو در راستای کمک به کنترل ورودی هام انجام داده باشم.) چون اینستا به نظرم بسیار بسیار روی ورودی های ما تاثیر میگذاره.الان خب مادرم تلوزیون میبینه ولی من نهایت یکساعت در روز یک سریال طنز هست میبینم.و شاید اخبار هفته ای یکی دوبار.که البته میدونم نباید اونم ببینم.و اینکه اگر بخام حذف کنم فقط خودم نباید ببینم و برای مادرم نمیتونم تصمیم بگیرم.البته جالبه امروز وقتی غذا میخوردم اتفاقی مادرم یکی از شبکه ها زد و من دیدم نوشته ایالت یوتا.به مادرم گفتم بزار ببینیم اینجا جای قشنگیه.فک کنم اون آرچ طبیعی داخل کوه که استاد اونجا فایل گرفتن رو هم نشون داد.یاد فایل استاد افتادم و خیلی حس خوبی بود.

    در مورد دوستانم چند نفرشون رو که واقعا هفته ای یکی دوبار باهم در تماس بودیم رو به شکلی اگاهانه حذف کردم.و معمولا در تماسهامون اونها زیاد از بدبختی و گرونی و انواع احساس های منفی صحبت میکردن.جالبه که من حدودا چهار ماه پیش اگاهانه این ارتباط رو به شکل آرام حذف کردم و اینکه ازون به بعد چندبار سر موضوعات ساده بحثمون شد و دقیقا این موضوع کمک کرد هی دورتر و دورتر بشیم.ولی الان شاید تو این یکماه اخیر من یکبار نهایتا صحبت کرده باشم که اونم معمولا سعی کردم هوشمندانه فضای صحبت رو به فضایی که حس مثبت داره ببرم.

    پس این موارد رو تا حدی من انجام دادم.ولی ازونجایی که دوست دارم هربار استاد تمرین میدن حداقل در همون حد و حتی بیشتر رو انجام بدم، میخام از فردا نظراتی که در یکی از کانالهای تلگرام استاد انتشار پیدا میکنه رو بخونم.دلیلش هم اینه که حس میکنم یقینم به قانون بخاطر اینکه در مباحث مالی هنوز نشونه ی خاصی ندیدم داره کم میشه.و میخام برای باور بهتر این کار رو بکنم.

    این درواقع تمرینی باشه که برای بهتر شدن ورودی هام انجام میدم.

    اون یکساعت تلوزیون هم ممکنه موقع غذاخوردن باشه و سعی میکنم حداقل همزمان با اون سریال طنز باشه که حس بدی بهم انتقال پیدا نکنه.گرچه ناخوداگاه ما ممکنه از همون سریال طنز ورودی هایی رو دریافت کنه که مناسب نباشه ولی خودمون متوجه نشیم.

    و انشالله سعی میکنم کاری کنم که کلا صفر بشه ارتباطم با تلوزیون.گرچه من مادرم چندین ساعت ممکنه تلوزیون ببینه و بهرحال نیازه منم زمانهایی درکنارش باشم.ولی سعیمو میکنم بازم به صفر نزدیک کنم تماشای تلوزیون رو.

    امیدوارم که در زمان مناسب باز هم به جایی هدایت شوم که بتونم بهتر ورودی هام رو کنترل کنم.

    انشالله در زمان مناسبش استاد عزیزم رو ملاقات کنم و غرق بوسه کنم.به لطف الله انشالله.

    خدانگهدار همگی

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  8. -
    ابوالفضل اولیائی گفته:
    مدت عضویت: 2632 روز

    سلام

    در مورد اطرافیان و دوستان ، از وقتی که من و همسرم با این آموزه ها همراه شدیم و سعی کردیم احساس خوبی داشته باشیم طی تکامل آنقدر درگیر آگاهی های جدید بودیم و در مورد آنها صحبت می کردیم که خود به خود دور همی ها کاهش پیدا کرد و ترجیح میدادیم روی خودمون کار کنیم تا به خونه این و اون بریم

    خیلی اخباری نبودیم اما حتی تلویزین و برنامه هاش رو حذف و انیمیشن های روز دنیا رو جایگزین کردیم ( بیشتر بخاطر دخترم)

    توی محیط کارم که همکارها دایما از آن می نالیدن سعی کردم به نکات مثبت توجه کنم و طی هدایت همسرم در بهترین زمان مهاجرت کردیم به شهری که همکارها بسیار مورد احترام و کار ببد و مسولیت پذیز بودن و بخاطر تینکه در این شهر اقوام و دوستان نیستند کنترل ورودیها از این طریق بسیار راحت شده و ما از این هدایت الهی بسیار سپاسگزاریم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  9. -
    مژگان ملکی گفته:
    مدت عضویت: 2462 روز

    سلام به استاد و خانم شایسته عزیز و

    همه ی همسفر های خوبم .چقدر فایل عالی بود ازتون سپاسگزارم،

    مغز همیشه در حال پردازش اطلاعاته ،چیز هایی که می بینیم میشنویم فکر میکنیم چقدر این جمله بهم کمک کرد با اینکه من این فایل ها رو خیلی گوش دادم اما از وقتی در سفر نامه شرکت کردم خیلی درکم بهتر شده خیلی عملگرا تر شدم،من خیلی کار ها کردم برای کنترل ورودی هام ،تلویزیون نمی بینم اهنگ گوش نمیدم ویدیو اینستا نمی بینم ،رمان که خیلی بهش وابستگی داشتمو گذاشتم کنار فیلم نمی بینم ،اما مهم ترین این ورودی ها نا مناسب از طریق خانوادم هست که دارم کم کم کنترلشون میکنم ،کنترل ورودی ها به نظر من یکی از مهم ترین نکات قانونه ،اگه فایل های استادو گوش بدیم و بعد ورودی هامونو کنترل نکنیم هیچ فایده ای نداره،ما در هر لحظه داریم فرکانس به جهان هستی ارسال میکنیم و این فرکانس ها اینده ما رو به وجود میاره بنابر این خیلی این موضوع باید برامون مهم باشه . اگه تو هر جنبه در زندگیمون قوی نیستیم باید نگاه کنیم به ورودی هایی که هر روز راجب اون موضوع داریم ذهنمون میدیم .

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  10. -
    Farshad Usefi گفته:
    مدت عضویت: 2364 روز

    😍 به نام خالق هستی😍

    خدارا سپاسگذارم هدایت شدم روز بیستم این سفرنامه رو به نحو عالی بادرک عالی قانون رب.

    خدایا شکرت برای قدم هایی که در این سفر نامه برمیدارم و تو یاریم میکنی.

    واقعا استاد جهان و ذهن ما مثل یه ژنراتور تولید فرکانسه که در هر لحظه داریم فرکانس تولید میکنیمو جهان داره پاسخ میده.

    چقد قشنگه این تعهد روز بیستم که ورودیهای ذهنمونو کنترل کنیم،دستگاهی به اسم تلویزیون نداشته باشیمو فقط بشینیم روی خودمون کار کنیمو احساسمونو خوب نگه داریم.الهی صد هزار مرتبه شکر که کل قانون توکل و باور توعه که فقط خوبیا و احساس خوبو ازمون میخوای تو این جهان.

    پس مایی که توی مسیر رسیدن به این مدارهای خداگونت هستیم رو یاری کن تا با توجهمون به چیزای قشنگ لحظه به لحظه عمرمون که مثل یه مهمونی میمونه برامون لذت ببریم.

    وای که جهانت چقدر زیبا خلق شده.

    خدایا شکرت برای فرصتی که در اختیارمون قرار دادی تا این زندگی در این جهان رو تجربه کنیم😍

    عاشقتونم دوستون دارم🌹💝

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای: