داستان هدیه تولدم
استاد عباس منش در این قسمت، یک درس عمیق و تکاندهنده درباره قدرت تغییر درونی و تاثیر شگفتانگیز آن بر دنیای بیرون را توضیح می دهند: اینکه جهان بیرون، تنها آینهای است که کیفیت رابطه ما با خودمان و خدایمان را بازتاب میدهد که در یک کلام میزان احساس خودارزشمندی درونی نام دارد.
این فایل، نقشهی راهی است برای گذر از «نیاز و تمنا» به «بینیازی و دریافت نعمات»؛ درسی که نشان میدهد چگونه وقتی ما تغییر میکنیم، رفتار دیگران، شرایط زندگی و حتی قوانین حاکم بر جهان برای ما تغییر میکنند. در ادامه، مفاهیم کلیدی این فایل ارزشمند را با بیانی عمیقتر مرور میکنیم.
اصل اساسی و بنیادین مطرح شده در این فایل، رابطه مستقیم میان احساس ارزشمندی درونی و برخورد جهان با ما است. بسیاری از افراد سالها در حسرت توجه، احترام و دریافت عشق از سوی دیگران زندگی میکنند و بابت عدم دریافت آن، دچار رنج و عقدههای درونی میشوند. اما حقیقت این است که جهان بیرون، هرگز نمیتواند خلأهای درونی ما را پر کند. تا زمانی که انسان محتاج توجه دیگران باشد و شادی خود را به رفتار آنها گره بزند، آن توجه را دریافت نخواهد کرد. درس بزرگ اینجاست که همه چیز از «تغییرات درونی» شروع میشود.
زمانی که فرد با کار کردن بر روی دوره احساس لیاقت، به صلح درونی میرسد، خودش را فارغ از نظر دیگران دوست میدارد و توانمندیهایش را باور میکند، جهان به طرز معجزهآسایی تغییر رفتار میدهد. کسانی که روزی شما را نادیده میگرفتند، ناخودآگاه مجذوب شما میشوند و عشق و احترامی که روزی برایش التماس میکردید، اکنون بدون هیچ تلاشی و بهصورت طبیعی (خودبهخود) به سمت شما سرازیر میشود. این پاداشِ باور به ترمیم خودارزشمندی درونی است که با کمک آگاهی های دوره احساس لیاقت کسب می کنید.
نکته بسیار مهم دیگر، درک مفهوم «قانون رهایی و عدم وابستگی» است. استاد عباسمنش توضیح میدهند که پافشاری، تقلا و نگرانی برای رسیدن به یک خواسته (چه مادی و چه عاطفی)، دقیقاً همان عاملی است که آن خواسته را از ما دور میکند. وابستگی، فرکانسِ «نیاز و نبودن» را به جهان ارسال میکند. رمز موفقیت در این است که مهم ترین رابطه زندگی یعنی رابطه با خدای درونمان را بسازیم و تنها منبع قدرت و عشق را او بدانیم. وقتی انسان رابطهاش را با خداوند اصلاح میکند و فقط وابسته این نیرو می شود، دیگر نگران از دست دادن یا بدست آوردن چیزی نیست. این «بینیازی» و «آرامش»، مغناطیسی است که تمام نعمتها، ثروتها و روابط عاشقانه را جذب میکند. طبق این قانون، وقتی به چیزی نمیچسبید و از لحظه حال لذت میبرید، خواستههایتان به دنبال شما میدوند. این همان وعده خداوند است که اگر رابطهی خود را با من (منبع) اصلاح کنید، دنیا را مسخر شما خواهم کرد.
در ادامه، این فایل به تشریح «قانون سهولت و آسانی» میپردازد که در تقابل با باورهای محدودکنندهی جامعه است. برخلاف تصور رایج که موفقیت را حاصل رنج، سختی و مشقت میداند، قانون جهان بر پایه آسانی بنا شده است. استاد با استناد به شعر حافظ و آیات قرآن تاکید میکنند که اگر بر خود سخت بگیریم، جهان بر ما سخت میگیرد و اگر آسان بگیریم، جهان نیز با ما به نرمی و آسانی رفتار خواهد کرد. موفقیتهای بزرگ، ثروتهای عظیم و روابط رویایی، نتیجهی جنگیدن با دنیا نیستند، بلکه نتیجهی صلح با خود و هماهنگی با قوانین هستی هستند.
یکی از عمیقترین بخشهای این آموزش، تعریف عملی «کار کردن روی خود» است. بسیاری میپرسند چگونه باید تغییر کنیم؟ پاسخ این است: تغییر دائمی زاویه دید در هر لحظه. کار کردن روی خود یعنی در مواجهه با تضادها، رفتارهای نامناسب دیگران یا مشکلات، آگاهانه از زاویهای به آن مسائل نگاه کنیم که به ما «احساس بهتری» بدهد. این مهارت که از صلح درونی و احساس لیاقت درونی و غیروابسته به عوامل بیرونی می آید، کلید کیمیاگری در زندگی است. ما باید یاد بگیریم که حتی به گذشته و سختیهای آن به چشمِ پلههای تکامل نگاه کنیم و بپذیریم که آن تضادها برای شکلگیری خواستههای امروز ما ضروری بودهاند. وقتی نگاه ما به همسر، فرزند، جامعه و حوادث، نگاهی توحیدی و مثبت باشد، لاجرم واقعیت بیرونی ما نیز تغییر کرده و سرشار از زیبایی،عشق سلامتی خواهد شد.
در نهایت، پیام غایی این فایل دعوت به ایمان و آرامش است. تمام نگرانیها، ترسها و عجلهها ناشی از عدم ایمان به قوانینی است که خداوند وضع کرده است. اگر ما باور کنیم که خداوند بیشتر از ما مشتاق رسیدن ما به خواستههایمان است و جهان به گونهای طراحی شده که پاسخگوی فرکانسهای ما باشد، آرام میگیریم. این آرامش و لذت بردن از مسیر، شرط اصلی وقوع معجزات است.
تضادها و کمبودهای گذشته (مانند حسرت تولد) در واقع فرصتهایی برای «تکامل» و «مشخص شدن خواستهها» بودهاند. این درس به ما میآموزد که به جای حسرت خوردن، باید نگاهمان به مسائل را تغییر دهیم. به گونه ای که به احساس بهتر برسیم. کلید اصلی این است: «برای خودت زندگی کن و نه برای دیگران». وقتی نظر بقیه برایمان مهم نباشد و شادی را از درون قلبمان پیدا کنیم، نه تنها آن کمبودها رفع میشوند، بلکه بیشتر از آنچه میخواستیم به ما داده میشود.
نوشتن درک خود از آگاهیهای این فایل در بخش نظرات، به شما کمک میکند این آگاهیها به عادتهای فکری و رفتاریتان تبدیل شوند.
منتظر خواندن دیدگاههای تأثیرگذارتان هستیم.
- نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
- دانلود با کیفیت HD240MB20 دقیقه
- فایل صوتی داستان هدیه تولدم18MB20 دقیقه














به نام خداوند مهربان و بخشنده
سلام و درود خدمت همه شما عزیزان
خدا رو شکر میکنم که به قسمت 9 فایل روز شمار تحول زندگی من رسیدم که روز به روز شاهد تحول در زندگیم و وجودِ نازنیم هستم …
خانم شایسته جانم ،میگم خدایی به جریان هدایت عجیب وصلین که ترتیب فایلها اینقدر داره عالی پیش میره ،حرف نداره🩵
دمِ شما گرم
خداقوتتون بده ،خدا عمر پربرکت بده بهتون ،خدا شما رو برا ما حفظ کنه
خدا ما رو در مدار شما حفظ کنه (آمین یا ربالعالمین)
●●●●●●
در مورد مبحث تولد که خب من با عرض پوزش از خودم تا دبیرستان اصلا نمیدونستم تولدم کی هست ، و وقتی هم فهمیدم که تولدم مرداد هست خیلی بدم اومد که اصلا چرا مرداد چه ماهیه! یعنی همیشه بیزار بودم و خب منم ناخوداگاه از بعضی افراد انتظار داشتم که روز تولد من رو عزیز بدارن و… که هیچی در کار نبود و بعد از گذشت زمان تا همین امسال واقعا برام بی مفهوم شد که ولش کن روز تولد مهم نیست و… اما امسال فقط دختر قشنگم برام یه شال خرید چیز دیگه ای نبود حتی یه تبریک اصلا خیلیا هم نمیدونن ..حالا بگذریم وارد حاشیه نشیم بریم سر اصل مطلب …
●●●●●●
در مورد تغییر اگه بخوام بگم :هنوز خیلی جای کار دارم ،این رو از روی نتایج زندگیم دارم میگم چون از استاد یاد گرفتم که بیرون من نشانگر درون منه … راضی هستم از روندم ولی قانع نیستم و دلم میخواد قبل مرگم تمام خواسته هام رو تجربه کنم چون هر انچه من الان میخوام خیلیااااا دارن پس میشه من به خدا وصل میشم اون برام همه کار میکنه …
تازگیا آروم آروم دارم میبینم که یه حس خوب و عالی در مورد خودم دارم ، وقتی خودم رو در آینه میبینم نگاه محبت امیز به خودم میکنم گاهی با عشق دستامو میبوسم و از خودم تشکر می کنم …
همیشه ی خدا فکر میکردم که من هیچ توانایی ندارم اما به لطف خدا رفته رفته دارم به خودم ایمان میارم ،حتی جوری در ذهنم بستم که خیلی محکم گاها در ذهنم مرور میشه که آرزو هیچکس حق نداره و نمیتونه کوچکترین توهین و تحقیری تو رو بکنه
و مرور همه اینها به من میگه که وارد مسیر هموار شدم و به میزانی که کوله سنگینم رو بزارم رو دوش خدا به میزانی که تسلیمش بشم بهش اعتماد کنم همونجور سوت زنان میرم میرسم به قله …
میدونید حقیقتا خداوند هیچ وقت در زندگی من رو تنها نگذاشته حتی اون زمانی که تصور انسانی در موردش داشتم هم هررررر موقع با احساس تسلیم سپردم بهش لحظه ای از کمک کردن بهم درنگ نکرده لحظه ای تنهام نگذاشته
●●●●●●
صحبتِ استاد در قانون رهایی و هدایتم به کامنت دوست عزیزم (ساناز جون)
مسیر من رو روشن کرد و قدم اول رو بهم گفت …
بعد از اینکه مدت ها رو عقل خودم حساب کردم که به سلامتی برسم بعد از 14 ماه بالاخره دیروز تسلیم قلبم شدم و به خداوند گفتم من ازت تا 6 ماه سلامتیم رو میخوام و تمام راهکارهایی که قبلا به عقل خود داشتم رو میزارم کنار خودت بهم بگو چیکار کنم و رسیدم به اینکه استاد گفتن به خواستتون نچسبید رها کنید و من هم از قانون رهایی استفاده میکنم ، به خدا یه حس سبکی دارم یه حال خوشی دارم که یه روزی ارزوم بود و من تسلیمشم که خودش کمکم کنه که خودش راه نشونم بده
●●●●●●
در مورد رفاقت با قلبم با خدای درونم من خیلی کم گذاشتم ،چندین روزه با استفاده از کامنت اقای ابودردایی در عقل کل در مورد احساس فهمیدم و درک کردم که زبان جهان احساس هست و به مرور دارم رو احساسم کار میکنم و متوجه شدم که
افسار ذهنم در اکثر وقتها از دستم خارجه ویه جورایی انگار داره زور میگه و من با اینکه گاها سخته سعی میکنم کوچولو کوچولو خودم رو در احساس یه کم بهتر و بهترتر قرار بدم و وقتی حسم خوب میشه به خودم یادآور میشم که ببین داری فرکانس خوب به جهان میفرستی اتفاقات خوب در راهه ادامه بده ادامه بده بزار جهان دریافت کنه و بهت برگردونه و وقتی حسم بد میشه مثال شما رو به خودم یادآور میشم که به هر منطقی دستتو بکنی تو اتیش سوختیا ،حالا ذهنه این وسط میگه تو سرتُ کردی تو برف! بهش میگم لامصب از وقتی به زعم تو سرمُ کردم تو برف که داره اتفاقات عالی برام میفته قبلا چی ؟
قبلا که سرمون بیرون برف بود همش اتفاقات بد بود و ذهنم زیپ دهنشو میبنده به خدا به قول استاد از وقتی که رها کردم به قول استاد خونسرد و بی خیال شدم زندگی به کامم شیرین شد بابا من که وقتی وارد سایت شدم درب و داغون بودم حضرت ذهن
●●●●●●
در مورد روابط یه ضعف شخصیتی که در خودم پیدا کردم اینه که حرف بعضی افراد که خودم میدونم کیا هستن ! رو من خیلی اثر گذاره و بر فرض مثال اگر اون افراد به هر دلیلی با فردی خوب نباشن و بگن برام فلان کارُ کرد یا پشت سرم حرف زد و ازش ناراحتم ،من به زعم اینکه اون افراد رو در دستم نگه دارم با فرد مقابل بد رفتاری میکنم که فلانی بگه ببین اون طرف من رو نگه داشت در حالیکه بابا به من چه مگه استاد نمیگه به قسمت خدایی افراد باید احترام گذاشت دیگه تموم دیگه
دو نفر دیگه با هم مشکل دارن تو چرا خودتو قاطی میکنی و با همین کارت باعث میشی
روابطتت سست و ناپایدار بشه،باعث میشه بین ذهن و روحت فاصله بیفته
و باید همیشه به یاد داشته باشم که اگه وارد غیبت افراد ،وارد توهین و تاسزای افراد و … باشم کانون توجهم داره به سمت نازیبایی ها میره ها و بالطبع اون احساسم بد میشه و الی آخر ….
به خودم میگم آیا واقعا ارزششو داره به خاطر دو نفر دیگه من بیام به خودم ظلم کنم
من وظیفمه من موظفم زاویه دیدم رو عوض کنم و طوری نگاه کنم که به حس خوب برسم من اگر فکر میکنم با غر زدن قیافه گرفتن میتونم افراد رو تغییر بدم سعخت در اشتباهم
من موظفم کانون توجهم رو آگاهانه کنترل کنم
●●●●●●
در مورد خود به خود اتفاق افتادن خواسته ها ،من امسال یه الگوی بسیار منطقی رو در زندگیم پیدا کردم( مَثله آب در کوزه و ما تشنه لبان میگردیم میشه)
و این الگو رو من بعد از کار کردن رو دوره مقدس عشق و مودت خدا بهم نشون داد
همسر عزیزم ،ببینید از وقتی که ازدواج کردیم همه چیزززز برای این فرد مثل اب خوردن بود و خود به خود براش حل میشد
تنها فردیه که یه بار حرفی رو بگه حالا به هرکس حرفش عملی میشه خود باوریش زیاااده
از همون اول زندگیمون میگفت خدا هیچ وقت منو تنها نمیزاره یه باور عمیق به خداوند داره
یه فرد عجیب مهربون و ارتباطاتش واقعا عالیه اگر محبتی کنه بدون توقعه بدون منت و با عشقه
ندیدم تا بحال همچین مردی بی منت محبت کنه …
و با استفاده از اگاهی های این فایل فهمیدم که همسرم یه فردیه که خیلی با خودش در صلحه ذهن و روحش در راستای همه که هر چقدر فکر میکنم میبینم که همه چی براش راحت و خود به خود انجام شد چطور میشه یه فرد از کسی که به هیشکی هزار تومن پول نمیده هدیه میلیاردی دریافت کنه
واقعا چطور میشه !!!
شغل همسرم آزاده و من جهت امتحان بارها و بارها ازش پرسیدم که امروز کار داری جمله ش اینه که (خدا میرسونه ) و میرسونه
خدایا شکرت قبل از اینکه دیر بشه چشامو باز کردی تا قدر زندگیمو بدونم
استادان عزیزم و دوستان ارزشمندم حال دلتون عالیییییی
به نام ایزد منان
روزشمار تحول زندگی من: روز نهم
درود به استاد عزیزم و مریم خانوم گل
انچه که من از این فایل اموختم: من اگه میخوام زندگی برام اسون باشه باید منم اسون گیر باشم گیر ندم نق نزنم واسه هرچیزی یا هرچی که باهاش برخورد میکنم من خیلی تو این قضیه عالیم و همیشه تو هرچیزی تو بهترین زمان و مکان هستم چون به شدت انسان بی خیالیم و همیشه همه چیز باب میلمه اگ چیزی نادلخواه برام پیش میاد سعی میکنم حالمو منطقی خوب کنم و بهش توجه نکنم ارامش فکر و زندگیم جز لطف خدا و این بیخیالیم نمیبینم😂❤️
همین چندروز پیش گوشی خواهرم دزدین و وقتی متوجه شدیم گوشی نیس و کلا خطش خاموشه نه خواهرم من و مامانم حالمون بد شد به فال نیک گرفتیم نه غصه خوردیم نه شکایتی کردیم پیش خدا حتما خیر و صلاحی توش بوده و با خیال راحت اومدیم تو ماشین نشستیم .
و بازهم باید من بیشتر سعی کنم رابطم با قلبم بهتر کنم که حسم نسبت ب همه چیز بهتر باشه تا هدایت بشم به بهترین و قشنگ ترین راه ها.
در پناه خداوند باشید🌱
به نام خدا
نهمین روز از روزشمار تحول زندگی من
دیروز 9امین روز بود و من با شنیدن این فایل انگار دلم میخواست بیشتر واسش وقت بزارم و ده بار شنیدمش از دیروز و بغض کردم اینقدر که مقاومت داشتم تو ذهنم نسبت به همه چی یه دفه استاد گفت رها کن راحت بگیر سخت نگیر بیخیال باش انگار اون کوله پشتی سنگینی که روی دوشم بود و گذاشتم رو زمین
دلیل اینکه اون کوله پشتی برام سنگینی میکنه نداشتم اعتماد به خدا هست که اون کوله ای که پر از خواسته و رنج گذشته اس رو با خودم میبرم این طرف اون طرف ولی اعتماد نمیکنم بسپارمش به خدا 😭
فهمیدم دلیل اصرار و التماس من به خدا واسه ازدواج دلخواهم اول از همه خوشحالی پدر و مادرم هست بعدش گرفتن تایید دیگران و آخر سر دل خودم بوده
من محتاج نگاه دیگران هستم اینو از حرفای استاد خیلی خوب درک کردم .کل زندگی من شده مردم .خودمو میکشم که استخدامی قبول بشم بخاطر حرف مردم آخه میگن رفتی بهترین دانشگاه ایران درست خوندی حیفه یه کارمند نشی
بزرگ ترین پاشنه آشیل من همین چسبیدن به خواسته هام بوده چون به خدا اعتماد ندارم هی میگم بهش یادآوری کنم که یادش نره یه وقت خدارو مثل پدرم میبینم که که صدتا قول میداد ولی امروز و فردا میکرد و آخرشم نمیخرید واسم
فهمیدم من با خودم در جنگ هستم نه صلح
فهمیدم اولین قدم تغییر نگاهم هست به همه چی
من یه جایی رفتم سر کار و هی توجه کردم یه نکات منفی اون آدمهای محیط کارم و آخرشم اخراج شدم میدونم بخاطر توجه و تمرکزم روی منفی های اون آدما بوده
استاد یه جای فایل گفتن وقتی تو هرفضایی هستی بتونی همه چیو زیبا ببینی حتی گذشته تلخ و سخت خودتو و بفهمی و درک کنی اون روزها نیاز بوده تا تو رشد کنی تکاملت رو طی کنی و اون تضاد ها اومدن تو زندگیت که خواسته هاتو واضح تر کنه ،اشک از چشمام جاری شد که من واقعا همیشه به گذشته خودم نگاه حقارت آلودی داشتم که بدشانس بودم همچین گذشته ای دارم من خطاکار بودم من لایق نبودم که همچین گذشته ای دارم ولی امشب فهمیدم تغییر نگاه به زندگی یعنی چی
یه دفه به خودم گفتم رویا الان که 34سالت هست اگر با همین بینش و تفکر ازدواج کرده بودی قطعا یه زندگی داغونی تجربه کرده بودی بی حرمتی .بی احترامی ،خیانت رو تجربه کرده بودی و شاید یکی دوتا هم بچه داشتی و الان واسه کار کردن روی خودت سخت تر بود بااون شناختی ک از خودم داشتم با اون عزت نفس و احساس بی لیاقتی عمیقی که داشتم و خدارو شکر که الان میتونم با آگاهی و پختگی انتخاب کنم و چالشی ام بیاد تو زندگیم دیگه اون آدم خام و نپخته دیروز نیستم دیگه اون دختر وابسته و بی اعتماد به نفس نیستم اگرررررر دوباره دست سید رو رها نکنم اگرررررر ادامه بدم به مسیر خودشناسیم
چ زیبا و به جا بود این شعر حافظ
سخت میگیرد جهان بر مردمان سخت کوش 😭😭😭
من خییییلی زندگی رو سخت گرفتم خییییلی سختتتتتتتتتتت
خدایا ازت ممنونم که هدایتت رو از زبان استاد عزیزم شنیدم و دریافت کردم
کارهایی که من باید انجام بدم
اول از همه ارتباطم رو با خدا حسابی روش کار کنم و اون کوله پشتی رو کم کم اعتماد کنم و بسپارمش به خدا روی وابستگی هام کار کنم
روی رها کردن خواسته ها و هر بحث و مسئله ای که از عهده من خارج هست
من باید اجابت کنم خدارو تا اونم منو اجابت کنه
زمان زیادی بزارم روی کنترل ورودی ذهن و کنترل ذهنم ونگاهم رو تغییر بدم خیلی سخته ولی باید تمرین کنم
خدایا شکرت شکر
به نام تنها مالک جهان و رقم زننده همه رویداد های زندگی
روز نهم روزشمار تحول زندگی من
باز هم بولد ترین جنبه زندکی بر میگرده به نگاه توحیدی این که همه چیزو از نگاه خداوند ببینیم
و وقتی قدرتو میدیم به خداوند همه چیزو به خدا ربط بدیم به اندازه باوری که داریم اتفاقات واسمون رقم میخوره این که رها کنیم ادم ها رو احساس نیاز به ادما نداشته باشیم و فقط نیازمند حضور خدا باشیم
خداوند همه چیزو میده توجه میده پول میده شهرت میده همه چیز میده فقط روی رابطه خودمون با خدا کار کنیم تمام خلا هامون پر میشه
از چیزی ناراحت نمیشیم
رفاقت کنیم با خدا و رفتار ادما واسمون مهم باشه همین و بس
وقتی با خدا رابطه خوبی داشته باشیم اصلا ناخداگاه مثبت میشه و به همه چیز حس خوب پیدا میکنیم
این خود تقواست یه کنترل قوی
دیگه نیاز نیست بچسبیم به چیزی کلا رها میشیم
اون موقع است که جمله خود به خود معنی پیدا میکنه
تا نگردی آشنا زین پرده رمزی نشنوی
پس واقعا همه چیز سر جای خودشه
همه چیز رقم میخوره وقتی ما هماهنگ باشیم
ما در صلح باشیم
به نام خدای زیباییها💚
سلام به استاد عباس منش عزیزم
روز شمار تحول زندگی من، روز هشتم:
استاد عزیزم، چی بگم از این همه آگاهی های نابی که شما در اختیار ما گذاشتید، حالا من شاید یک سوم فایلهای رایگان سایت رو هم ندیده باشم، ولی با همون فایلهایی که دیدم، الان کلی تغییر کردم، خودمو دوست دارم، بقیه رو دوست دارم، با همه احساس میکنم که در صلحم، حرف و نگاه مردم تقریبا برام بی اثر شده و….
وقتی فکر میکنم که من چه ضربه های هنگفتی رو از جهان خوردم فقط به خاطر حرف و نگاه و قضاوت دیگران، سرم سوت میکشه…
چه ظلمها من به خودم کردم سر نداشتن عزت نفس و محتاج نگاه محبت آمیز دیگران بودن….
از وقتی که یه فایل از شما شنیدم که در رابطه با در صلح بودن با خودمان و دیگران بود ، احساس میکنم بعد از اون حالم با خودم خوبه، از دیدن خودم در آیینه لذت میبرم، برای خودم ارزش قائلم، خودم رو لایق نعمت هایی که وارد زندگیم میشه میدونم، اگه الان به دوستی زنگ میزنم و حالش رو میپرسم واسه اینه که خودم دوست دارم باهاش حرف بزنم ولی قبلاً اینجوری بودم که منتظر میشدم حتماً اون دوست هم بهم زنگ بزنه بعد من زنگ بزنم بهش و اگه زنگ نمیزد دنبال دلیل میگشتم، میگفتم چرا بهم زنگ نمیزنه؟ ازم ناراحته؟ و… یا حتی بهش گلایه میکردم که فلانی چرا ازم حالی نمیپرسی و کلاً احساسم بد میشد و یه حس وابستگی به همه داشتم، حتی تو خیابان که برای کسی که میشناختم سلام میکردم، رفتارش رو با خودم، آنالیز میکردم که چطور جوابم رو میده و نمیدونستیم که اینا همش نشونه عدم عزت نفس هست، خداروشکر، به لطف الله مهربانم با هدایت به سایت الهی عباس منش و با آموزشهای شما استاد گرانقدرم خیلی زیاد تغییر کردم، دیگه رفتار دیگران برام مهم نیست و حالم با هرکی خوب باشه، باهاش معاشرت میکنم….
استاد من قبل از آشنایی با شما تو چند مورد از قانون رهایی ناآگاهانه استفاده کرده بودم، مثل ازدواجم یا زایمانم و…. ولی بعد از آشنایی با قوانین که فهمیدم این هم یک قانون الهی هست خیلی خوشحال شدم و الان خیلی رهاتر از قبل هستم، فقط گاهی اوقات در زمینه مالی نجواها میان که اونم به خودم سخت نمیگیرم و میگم من دارم تکاملم رو طی میکنم و نباید انتظار داشته باشم که یک شبه باورام تغییر کنند…
قبلاً که این فایل رو گوش داده بودم، نمیفهمیدم که منظور شما از هماهنگی بین ذهن و روح چیه، با اینکه توضیح هم میدادید ولی الان چون همزمان کتاب “رویاهایی که رویا نیستند” شما رو میخونم کامل متوجه موضوع میشم…
الهی شکر برای بودن در این مسیر خودشناسی و خداشناسی
به نام خدا
با سلام به دوستان و استاد عباس منش عزیز
چقدر این فایل دوست داشتم این فایل من فهمیدم که اگر من تغییر کنم دنیام تغییر
می کند تغییر از درون شروع می شودمن
باید تغییر کنم.
تضادها و مشکلاتی که در زندگی با آنها روبرو
می شویم باعث رشد ما می شوند یعنی من
در زندگیم واقعا این درک کردم که شرایط سخت آمده اند تا من رشدکنم مشکلات
زندگی آمده اند تا به من بفهمانندکه
باید بیشتر روی خودم کار کنم باید
بلند شوم اگر کسی تحقیرم می کند
این ناراحتم می کند اما در احساس
بد نمی مانم روی خودم کار میکنم
انگیزه می گیرم که بیشتر روی خودم
کار کنم مشکلات و سختی های زندگی
می خواهند که از من یک انسان قوی
بسازند تضاد ها باعث می شود در من
خواسته ها شکل بگیرد
اما من باید نگاهم تغییر دهم جوری به مسائل نگاه کنم که به من احساس بهتری دهد من ذهن خودم درست کنم من قبلا در مشکلات
سختی های زندگی غرق می شدم زیاد فکر
می کردم احساسم بد می کرد اما وقتی روی
ذهنم کارکردم احساسم خوب شدبه مشکلاتم
از زاویه ای نگاه می کنم که به من احساس بهتری دهد
اگر تحقیر شوم نگاهم این است که من باید بهتر شوم باید برای خودم بیشتر ارزش قائل باشم اگر من خودم دوست داشته باشم اگر
من خودم تحقیر نکنم دیگران به من
توهین نمی کنند
اگر من عاشق خودم باشم خودم دوست
داشته باشم به افراد اجازه نمی دهم به
من توهین کنند و حتی افراد هم برای
ما ارزش قائل می شوند اگر درون من
درست شود من خودم دوست بدارم
افراد هم به من احترام می گذارند من
خودم که قبلا روی ارزشمندیم کار نمیکردنم
و حرف های منفی به خودم می زدم حتی
خودم بعضی اوقات تحقیر می کردم اصلا مراقب ذهنم و حرف هایی که به خودم می زنم نبودم
فردی دوستی حرفی به من می زد که تحقیر
می شدم ناراحتم می کرد و احساسم بدمی کرد
و زیاد فکر می کردم به دوستم هم نمی گفتم
این حرف نزن ناراحت شدم دلیل اصلی این
بودکه من خودم خیلی خودم دوست نداشتم
روی احساس ارزشمند بودنم باید کار می کردم
اما از وقتی روی ذهنم کار کردم نگاهم عوض
کردم گفتم من ارزشمند هستم آنتحقیری که
شدم باعث شدمن روی عزت نفسم
کار کنم که من بسیار ارزشمند ویژگی های مثبت
خودم به خودم می گفتم دیگر خودم اصلا تحقیر نمی کردم باشگاه رفتم به سلامت جسمم اهمیت دادم بدنی قوی ساختم
یعنی من این نگاه درون خودم به وجود آوردم
که سختی ها و مشکلات زندگی باید درس بگیرم که این سختی ها آمده اند تا من در
زندگی پیشرفت کنم یعنی سختی ها و
مشکلات انگیزه می گیرم که تلاش کنم
روی خودم کار کنم
از زاویه ای نگاه می کنم به مشکلات که به من
احساس خوبی دهد.
چون خدا دوست دارد که من به سعادت برسم
خدا دوست دارد که من موفق شوم
ما باید خودمان بشناسیم درون هر کدام از ما خدا وجود دارد خدایی که گفته از رگ گردن به ما نزدیک تر است خدا درون من است در قلبم
من ارزشمندم چون خدا را دارم که خالق همه چیز است خدای بی نهایت دارم که در قلبم است.
من روی خودم کار کنم درون خودم احساس خوب برسم خودم دوست داشته باشم باخودم
به صلح برسم تمرکزم بگذارم روی زیبایی ها
نعمت هام و توانایی هام
وقتی روی خودم کار می کنم من تغییر می کنم بیرون هم تغییر می کند
بنام خدا
سلام گرم به استاد جانم و همگی
این فایل مرور و یاد اوری دوره احساس لیاقت و هم دوره هم جهت با جریان خدا بود برای من
اگه ما بتونیم با خداوند هم جهت بشیم
اگه ما بتونیم ذهن و روحمان را هماهنگ کنیم
اگه ما بتویم تو همه چی از زاویه دید خداوند نگاه کنیم
و در یک کلام اگه مابتونیم در هر لحظه احساسمون را خوب نگه داریم
همه اتفاقات خوب و همه ان چیز خوبی که ما میخواهیم {خود به خود} برای ما اتفاق میفتد استاد منم عاشق این کلمه خودبه خود هستم تو دوره هم جهت هم اشاره میکنید اگه بتونیم از یه جایی شروع کنیم و احساسمونو خوب کنیم و مومنتوم بگیره و بمونیم تو احساس خوب بصورت کاملا طبیعی و بدیهی خواسته هامون وارد زندگیمون میشه
بنابر این درسی که میگیرم اینه که تمرکز کنم رو خودم تمرکز کنم برای بهبود باورهام و تمرکز کنم در هر لحظه لذت ببرم و نچسبم به خواسته هام چون چسبیدن به خواسته ها یعنی نگرانی یعنی عدم ایمان داشتن و جایی اگه فرکانس نگرانی و نداشتن بفرستیم همین هارو هم دریافت میکنیم در حال حاضر تو اجرای این قانون ضعف من در ادامه دادن هست ولی هر موقع تونستم مدتی ادامه بدم احساس خوب را معجزات اتفاق افتاده الان واقعا ایمان دارم که فقط کافیه لذت ببرم و بمونم تو این احساس بقیه کارها خود به خود اتفاق میفته ولی چه کنم در عین سادگی سخت هم هست همین موندن در احساس خوب این که واکنش گرا نباشم این که به هر چیزی از زاویه ای نگاه کنم که حسم خوب بشه یا به عبارتی از دید خداوند نگاه کنم در دوره هم جهت باورهای مرجع که کمک میکنه در هر لحظه در مومنتوم مثبت و هم جهت با خدا بمونیم عالیه
استاد بابت دوره هم جهت واقعا سپاسگزارم ازتون عجب اگاهیهایی داره