دلیل سرقت تاکسی دنده آرژانتینی ام! - صفحه 38 (به ترتیب امتیاز)
https://tasvirkhani.com/fa/wp-content/uploads/2018/09/abasmanesh-8.jpg
800
1020
گروه تحقیقاتی عباسمنش
/fa/wp-content/uploads/2015/12/logo-with-title-340x85.png
گروه تحقیقاتی عباسمنش2018-09-30 05:33:522024-07-14 12:05:26دلیل سرقت تاکسی دنده آرژانتینی ام!شاید این موارد نیز مورد علاقه شما باشد
1403/9/30به نام عشقم60مین ردپای روزشماربازی روزگارسلام به استادومریم جون وهمکلاسیهای عزیزم بازهم شب یلداروبه همه تبریک میگم وازخداسپاسگذارم که هرشب برام شب یلداست،وباهرنفسم یلداروتجربه می کنم واونقدرخدابهم استقلال مالی داده که همیشه نو می پوشم سفرمیکنم ،فریزپرگوشت وپروتئین روتجربه میکنم،یخچال پرمیوه های خارجی وایرانی،لبنیات روتجربه میکنم،کابینت ازحبوبات وبرنج ،روغنهای حیوانی، ادویه جات،رب،سبدپیازوسیب زمینی همشه پُرتجربه میکنم،ظرف بلورپُرآجیل7مغزوفندوقهای مکدومیاروتجربه میکنم واووووووووالی آخراینهاروتصویرسازی میکنم وهمه روبه روی خدامیارم که من اینجورزندگی رومیخوام باسلامتی کامل.وخودم ازکارتهای پرپولم استفاده کنم و بقیه درکنارمن لذت ببرن برای همه شماهم این آرزورودارم که همه چیزباهم وهمیشه ادامه داشته باشه نه که یک شب یلدارنگی بعدیک درمیان باشه نهههه !همیشه یلداوعیدباشه انشاالله. من تاالان این فایل هدیه روندیده بودم ولی باهمون کلمه ی اول که پرسیدن که اگه شرایط رومارقم میزنیم ویک اتفاق بدمی افته بگیم خیربوده!؟خودم درهمون لحظه اول گفتم:بایدمواظب باشیم اتفاق بدروبااعمالمون به وجودنیاریم!حالا که اتفاق افتاده افکارمون رونسبت به این اتفاق درست کنیم سریع الخیروفی ماوقع،ان مع العسریسری رابه کارببریم همنطورکه خداانرژیه مثل گِل ویاخمیربازی نرم ولطیفه ومن به شکل دلخواهم درمیارم بایدازاین فرصت استفاده عالی روبکارببرم خدابه خاطرهمین عقل منواشرف مخلوقات نامگذاری کردوگرنه باکل جانورهاوحشرات چه فرقی دارم روزی که منوخلق کردتمام فرشته ها تعجب کردن که خدایاازاین مدل مخلوق داشتیم!خرچنگ،قورباغه الاغ اسب پلنگ و……خداگفت:آنچه که من میدانم شمانمیدانیدکه بشه چی بشه!؟یک روزی ملانصرالدین یک کاسه ماست دستش بودتودریامیریخت واین ماست روبه هم میزد!پرسیدن ملاچکارمیکنی!؟گفت:دوغ درست میکنم!گفتندمگه بایک کاسه ماست میشه آب دریارودوغ درست کنی!؟گفت میدونم ولی اگه بشه چی میشه!؟حالابراخداکه کاری نداره!من تویک کامنتم توضیح کامل دادم ازاتفاقی که برامون افتاددزدی ازخانه ماکه باراول نفهمیدیم ونمیدانم برای چندمین باراازخانه ماتوسط شاهزاده همسایمون اتفاق افتاده بودازاینجایی فهمیدیم که گوشی پسردومم رودزدیدومن گفتم:دست دزدخیره چون قانون جذب روکه نخونده بودم ولی میدونستم که مادرم خودش یک استاددانشگاه بودمیگفت:ننه دست دزدخیره هرکاری روبه خیربگیروالان هم استادهرحرفی رومیزنن من میگم اینوکه من بلدم ولی بااون خدای قبلی بلدبودم ازوقتی که فایل انرژی که نامش راخدانامیده ایم توخط واردشدم وگرنه من قبلابااستادعزیزم سیدعرشیانفربودم حالموخوب کردآرامش وکمی شادی ازش گرفتم وبااستادهم آشناشدم تودرودیواربودم!تااین فایل سردرآوردم که خدایعنی چه اون آدم بسییییییییاااااااارررمهربون یادیگه درحدنوراصلاخداباگریه وزاری ماکارنداره یعنی چه!؟چی خدای بی تفاوت وبی عرضه ای داشتتم!من ازاستادم تاابدهانمیدانم چگونه تشکرکنم!اصلا هم استادویامریم جون روبُلدنمیکنم ازشون بت نمیسازم ولی اگه این فایلهاروبراخانه تکانی ذهن نمیدیدم اینجوری تمرین نمیکردم حتی اگه محصول میخریدم چون من ازانجام هرکاری سریع خسته میشم این پاشنه آشیلم رومیدونم خداتوانایی رفع کردنشوبه من داده واین روزشمارروپارسال دیدم اصلامتوجه نمیششدم یعنی چی!؟حالاازروزی که شروع کردم میتونم بگم آرام ترشدم وکمترحرص وجوش میزنم. وخانه تکانی ذهن هم تاگام28رومیبینم اگه مریم جون گامهای دیگه گذاشتن من بلدنیستم ازکجاپیداکنم به هرحال وقتی به کامنتهای قدیمی نگاه میکردم میگفتم :خوب اینهاکه گذشته حتمابایدبرای من وامثال من فایلهای جدیدتربیادازبس که بلدنبودم به طرزمثال:برای کسانی که جدیدبه دنیامیان یک کتاب خاص دیگه مثل قرآن بایدنازل می شد!خوب این چه توقعی بودکه من ازسایت داشتم که این فایلاقدیمیه همه رفتندموفق شدندودیگه وقت تمامه!بلاخره توبعضی کامنتهاخوندم دیدم نههههههه تاریخهای جدیدی هم کامنت نوشتن این سفره ازاول تاالان وتابی نهایتهابرای همه پهن شده الهی شکرت که سرسفره خان وکرم صراط مستقیم قرارم داده. ماجراهای فروش خانه ی 60متری در4طبقه ونیم داشتیم فروختیم به ظاهربدبودمیگفتیم کلاسرمون کذاشتن اون کسی که این کاروباماکردپسردایی عزیزدلم بودوتوی کرنااول پسرجونش وبعداز15روزخودش ساکن بهشت شدواقعاازش راضی نبودیم والان پسرکوچکم ازدواج کرده نفرینش میکنه وهمه میگفتن ازش راضی باشین بخصوص آدمهای روستافامیلهاوتوی همون روزهای به ظاهرسخت خداتوسط پسرم منوعزیزدلموکه مثل چی به هم گیرمیدادیم بااستادسیدعرشیانفرآشناکردوهمون لحظه یاروزای قبل آشنایی بااستادعزیزم اون خدابیامرزرو بخشیدمش خدارحمتش کنه همون روزهاکه فوت کردنه براختم پسرش رفتیم نه براخودش وقتی دفنش کرده بودن عزیزدلم زنگ زدپسرداییم فوت کرده مراسم خاکسپاریش الان بوده الان فامیلارودیدم گفتن بیابریم ناهارگفتم نه نمیام خانمم منتظره استاداون لحظه نمیدونین به من چی گذشت یکی اینکه بهش گفته بودم روزی که بمیری من زنده باشم زمان دفنت میام میگم من ازاین آقاطلب کارم وراصی نیستم
!ودوم اینکه تاابدازت راضی نیستم!بنده خداگفت :باشه حالامن بمیرم!فکرشونمیکردبمیره!عدوسبب خیرشدکه ازمنطقه ی متوسط به منطقه ی بهتروحالابه منطقه ی خیلی عالی توهمین شهرجابجاشدیم مستاجرهستیم ولی خوش هستیم.وماجرای کارکردن عزیزدلم روماشین8تن پسرداییم کاررانندگی انجام میداد وپایه یک داره.مدت 3الی4سال کارکردوخیلی اذیت میشدویک اتفاقاتی رخ دادکه همه مون گفتیم ماشین روتحویل بده بیاالخیروفی ماوقع هرچی اتفاقی بیفته برای ماخیره ازاردیبهشت توخانه نشسته الان میگیم ازبیکاری وکم پولی خوب بروجای دیگه رانندگی میگه نه بایدخدابه من ماشین بده!شماگفتین ازرواون ماشین بیاتاخدابه خودت بده اگه به رانندگی بودهمونجاهم راننده بودم میگم تومیگفتی که ماشینشون خرابه خیلی توگاراژم وروزهایی که توگاراژم مزدخوبی ندارم خودشون اصلابه گاراژسرنمیزنن!بالاخره اصلانبایدبراش دلسوزی میکردیم وازاونجایی که پسرسومم پایه یک داره کمک حال پدرش باهمین8تن بودوآمدگفت:بابامن برای کاراضافه انجام دادیم براشون طلب پول کردم توحرفهاشون یک کلمه بی احترامی برای راننده گفته دیگه نبایدبری.والان همین حرف روشوهرم میگه نه پسرمااشتباه فهمیده واشتباه برداشت کرده!حالاخدابه من ماشین بده براخودم کارکنم.بازهم دیشب که این حرف روبه من گفت:حال خودموخوب نگه داشتم گفتم الخیروفی ماوقع حتماخیرت داره خانه باشه سرکارنره. اتفاق دیگه حدود1ماه ونیم پیش ماشین سواری خریدیم ومسافرت رفتیم خرجمونم زیادشدپسرم گفت پول کارکردماازموقع میرسه بقیه پول ماشین باماالان سررسیدتسویه ماشین رسیدولی پول بچه نرسیدمنم گفتم خدایاکمکم کن حالانمیدونم الهام بودیااشتباه چون ازاین کارم100٪راصی نیستم!سال1390بودیک قرعه کشی داشتم وهمون موقع ثبت نام عمره800هزارتومانی بودمنم براخودم وعزیزدلم و 4تاپسرم روفیش مکه ثبت نام کردیم پسرکوچکم سنش قانونی نبودولی باامضای پدرش ثبت نام شداینجابه من فکرکنم الهام بودغصه نخورفیش مکه داری بفروش پسردومم رفت فیش خودشوداداش کوچکش روفروخت وفرداپول ماشین تسویه میشه این مابین پسرکوچکم که ازدواج کرده یک کوچولو کم توقعیش شده که چرامامان قبلا به من خبرنداده یک دفعه ای گفتین حاضرشوباشناسنامه وکارت ملی ازخونه بیابیرون جایی کارداریم ومنوبی خبربردین امصاگرفتین داداشش گفته اولاپول فیش ازمامان بوده و2تاداداشای دیگه هم برای برج بعدی بایدبفروشن برای واحدآپارتمان درحال ساخت!ولی خودمم ازاین اتفاق خیلی رضایت ندارم ولی گفتم چه کارکنم امروزهم قرآن روبازکردم که چه قدمی برابهترزندگی کردن بردارم سوره حج آمدگفتم خیره انشاالله پول دارمیشم براخودش وخانمش وبچه داربشن فیش مکه بخرم که خودم هم آروم باشم.توی تمام این اتفاقات همش میگم خیره شایداین فیش رواگه براماشین نمیدادم به صلاح بچه هام نبود!نمیدونم کارهام درسته یانه!؟استادمیگن احساست چطوره؟!متوسط شایدهم روبه بالاباشه ولی نمیدونم چطورپول بسازم که چیزی نفروشم خدایا،یاریم ده وقتی کاری روانجام میدم ذهنم کاملاسکوت کنه چون دوست دارم پسرم جلوخانمش وخانواده ی خانمش سرفرازباشه هرچندهم ازلحاظ مالی خودمون باداداشهای بزرگترش مجردن کمکش هستیم ولی بانجواهای بی حال ذهنم مواجه میشم. به امیدسفرهای اروپایی باهم بریم خرج عالی کنیم وحج واجب روهم خیلی دوست دارم.انشاالله براخداکه کاری نداره من بایدحج رودعوت کنم عاشق این زندگی سراسرنعمت مادی ومعنوی شماهستم نوشجان استادتونست راه روازبیراهه تشخیص بده و به ماهم میگه راه درست چیه مستقیم ازاین راه برین به گنج میرسین امروزرفتم پیاده روی جلوکافی شاپ خیلی شلوغ بودپیاده روپرآقاوخانمهای جوان بودیک جوان توماشین بنزسفیدنشسته بودجلورفتم اشاره کردم شیشه روکشیدپایین سلام کردم تحسینش کردم خوشحال شدوتوی مسیررفت وبرگشت چندتاماشین بنزدیدم ودعاشون کردم آخه هم خودم هم عزیزدلم ازدیدن ماشینهای سواری وباری مارک بنز خیلی لذت میبریم ودوستداریم ماهم داشته باشیم.به امیدردپاهای عمیقتری بگذارم.که ازپیشرفت کوآنتومی سلامتی وپول ورابطه عالی باخودم وخداوطبیعت بگم آمین.عاشقتونم یلدای خوب ورنگینی داشته باشین.
بنام خداوند بخشنده و مهربان که هر چه دارم از آن اوست
روز شمار تحول زندگی زیبا و ارزشمند من به سمت رشد و کمال روز آخر فصل دوم
خدایا شکر ات خدایا شکر ات خدایا شکر ات خدایا تو کمک کردی توفیق دادی سلامتی فرصت دادی که شصت روز روی شصت فایل ارزشمند و زندگی ساز کار کنم رشد کنم شخصیت ام را بهتر کنم تبدیل به انسان بهتری شوم
واقعا زمان و انرژی که برای این کار صرف کردم اقرار میکنم که بهترین زمان عمرم ام بوده من خیلی تغیر کرده ام ایمان ام خیلی قویتر شده نسبت به خداوند وجود خداوند را در قلبم احساس میکنم خدا را خیلی بیشتر از قبل در زندگی ام احساس میکنم سلامتی ام به لطف پروردگار مهربان خیلی بهتر شده شور و نشاط شادابی آرامش حال خوبم خیلی خیلی بهتر شده همه یی این نتایج از لطف کار کردن روی خودم است فایل دیدن کامنت خواندن کامنت نوشتن فکر کردن عمل کردن به این آگاهی ها تغیرات بزرگی درزندگی ام ایجاد کرده خدا ره بینهایت شکر ات میکنم باور دارم که اتفاقات خیلی خوبی در راه است که قرار است در روزهای آینده برایم رخ دهد چقدر مشتاقانه منتظر اتفاقات خوب هستم که نتیجه فرکانس های جدید ام است.
وقتی در مسیر درست هستی روی خودت کار میکنی هر اتفاقی رخ میدهد در نهایت به نفع تو خواهد شد حدود دو هفته قبل یک اتفاق به ظاهر بد برای من و دوستم رخ داد که اول خیلی بهم ریختم چند روز کنترول ذهن خیلی برایم سخت بود اما حالا همان اتفاق به ظاهر بد واقعا چقدر خیر و برکت داشته برایم درهای جدیدی باز کرده که مطمئن ام اگر این اتفاق رخ نمیداد هرگز به آن فکر نمیکردم اتفاق به خودی خود هیچ معنای ندارد نتیجه اش کاملا برمیگردد به خود ما به باورهای ما تعریف که من به اتفاقات میدهم نتیجه اش را مشخص میکند که در نهایت به نفع من خواهد شد یا به ضرر من وقتی روی باورهایم کار میکنم در مسیر درست هستم هر اتفاقی که برایم رخ میدهد در راستای هدف ام است در راستای خواسته من است حالا ممکن است این اتفاق ظاهر اش خوب نباشد ظاهر اش دزدیده شدن ماشین ام باشد یا اخراج از کار باشد ولی در نهایت همه این اتفاقات را اگر بتوانم از زاویه متفاوت ببینم به رشد و پیشرفت ام کمک خواهد کرد
خدایا شکر ات بخاطر قوانین ثابت و بدون تغیر ات که هر روز بهتر درک میکنم هر روز قانونمندی های جهان هستی را بهتر درک میکنم نظم حاکم برجهان را بهتر درک میکنم این نهایت خوشبختی است برای من چقدر سپاس گزار خداوند ام که مرا به این مسیر هدایت کرد
خدایا هرآنچه که دارم ازآن توست وتو مالک وصاحب اختیار من هستی
سلام به استادان عزیزم..
روز شمار تحول زندگی من روز آخر (فصل دوم) خدایا شکرت امروز شصتمین روز هس که من با بچه های سفر نامه همراه هستم وبه واسطه آگاهی های ناب این دوره دارم رشد میکنم وتکاملمو آروم آروم طی میکنم خدایا شکرت..
اگرماشرایط زندگی خودمونو با افکارمون رقم میزنیم پس چطور وفتی که اتفاق بدی برامون رخ میده میگیم حتما خیریتی هس؟؟ ..
نحوه ی کارکرد جهان وفرکانس های ما به این شکله که هراتفاقی که تو زندگی ما میفته به واسطه فرکانس هامون هست. به واسطه ی باورهامون اما نتیجه اون اتفاق مشخص میکنه که ما باورهای درست داشتیم یا باورهای غلط..
اتفاقات به خودی خود هیچ معنایی ندارن یعنی نه خوبن و نه بد اما نتیجه اون اتفاق برمیگرده به باورهای ما که نشون میده اون اتفاق به ما کمک میکنه یا بماضربه میزنه.
اتفاقاتی که برای مارخ میده درراستای اهداف ماهس اگر زمانی که داریم روی خودمون کارمیکنیم یه اتفاق به ظاهر بد برامون میفته این اتفاق دقیقا راه رسیدن به هدف ماهس اماموضوع اینجاست که ماقوانین ودرک نمیکنیم مااگر قوانین ودرک کنیم ما دیگه سوپرایز نمبشم.. نمیگیم عه!!! چرااینجوری شد؟ چراخدابامن اینکاروکرد؟ چرامن؟ ووو
دیگه خودمون دقیقا میدونیم که چرا این اتفاقات برامون افتاده میدونیم که خودمون هستیم که داریم اتفاقات ورقم میزنیم بنابراین وفتی اون اتفاق ناخوشایند هم میفته بجای اینکه ناراحت بشیم خوشحال میشیم ومیگیم حتما به نفع مابوده وخیریتی هس. دروافع اتفاقات معنایی ندارن ومابا باورهامون بهش معنامیدیم.. ازطرفی بعضی وقتا اتفاقات به ظاهر خوب هم میتونه معناش بلا ومصیبت وسختی باشه اگرکه باورهای ما ایراد داشته باشه ویه اتفاق به ظاهر بد هم میتونه منبع ثروت و نعمت باشه اگر که باورهای ما درست باشه یعنی همه چی برمیگرده به باورهای ما..
هیچ چیزی درآینده برای ما مقدر نشده آینده ما به دست خودماست ماهستیم که با باورهامون آینده ی خودمون ورقم میزنیم آینده یعنی به دقیقه بعد تایه روز بعد، یکسال بعد، ده سال بعد،. پس آینده ما به دست خودمونه ما میتونیم درهرلحظه آینده مونو تغییر بدیم که استاد درمورد سرنوشت وتقدیروآینده توی جلسه هفت دستیابی به طور کامل توضیح دادن..
نکته اول:اتفاقات به ظاهر بدی که برای مارخ میده بعداز کارکردن روی باورهامون،، دروافع بد نیس اون اتفاقات راه و باز میکنن که مابه خواسته وهدفمون برسیم.. وقتی که داریم روی خودمون کارمیکنیم همه چیز تغییر میکنه به سمت وجهت مثبت مگراینکه مابارمعنایی منفی بهش بدیم، پس همه اتفاقات داره به نفع مارخ میده حتی اگر ظاهرش زشت وناخوشایند باشه واین اتفاقات همگی درراستای خواسته های ماست وقتی که داریم روی خودمون کارمیکنیم.. حالاکی اینو میفهمیم؟ یه مدت بعد.. مافقط کاری که میکنیم باید تو این مسیر بمونیم وادامه بدیم به وقتش دست خداهم میبوسیم ومیگیم خدایا شکرت که این اتفاق برای من افتاد..
نکته دوم :اتفاقات آینده مادرهمین لحظه براساس باورهای ما داره رقم میخوره وهیچ چیزی ازقبل برای ما مقدر نشده سرنوشت وآینده ما فقط به دست خودمون هس ومادر هرلحظه میتونیم سرنوشت خودمون و تغییر بدیم وآینده خودمونو رقم بزنیم… خدایاشکرت برای این جهانی که براساس فرکانس های ما کارمیکنه واختیار صفر تاصد زندگیمون به دست خودمون هس به دست افکار وباورهامون.. ما هر تصمیمی بگیریم خداوند فقط اونو تأیید میکنه هرآنچه که ارسال میکنیم دریافت میکنیم ومطمئنا خداوند مهرتاییدشو میزنه خداوند مبخاد همیشه همه چی برای من عالی پیش بره.. همیشه اوضاع برای من عالی پیش میره.. برای من همیشه اوضاع بر وفق مراده… خدایا شکرت خدایا شکرت خدایا شکرت
درپناه الله یکتا شادوپیروز و ثروتمند وسعادتمند دردنیاواخرت باشید
به نام خداوند جان آفرین
سلام استاد و مریم جان
تضادها میان تا ما بهتر مسیر خود را بشناسیم
یه تایم کارم خیلی زیاد بود و درآمدم خوب بود نه زیاد نسبت به کار
منم درخواست 3برابری درآمد رو داده بودم
و یهو یکی از افرادی که باهاش کار میکردم سفارش کم شد و من مشغول مشتریان خدا شدم
و چقدر عالی تر پیش رفت برام و خداروشکر
میفهمم که از خدا آرامش در کار رو هم خواسته بودم
و تضادی در مورد اجاره خونه پیش اومد
روز اول بهم ریختم و ناراحت شدم
ولی بعدش به این فکر کردم که خانه بخرم و ایمان دارم خداوند به آسانی منو هدایت میکنه
و من چون درخواست داشتم این اتفاق افتاد برام
و خداروا شاکرم
تضادها اومدن تا ما اهداف خودمون رو بشناسیم و قوی تر بشیم
خدایا بابت قوانین زیبایی جهان هستی ازت سپاسگزارم
شاد موفق و ثروتمند باشید در پناه خداوند متعال
به نام خدای بخشنده و مهربان خداوندا من هر انچه که دارم از ان توست سلام بر استاد عزیز مریم جان و همه ی دوستان دقیقا همینطوره وقتی فرکانس ادم عوض میشه و مدار ادم به بالاتر میره چیزای قبلی که ضیعفتر و سطح پایینتره از ادم گرفته میشه و به جاش چیزای قویتر و با ارزشتر به ادم داده میشه فقط باید ما درک بالایی از این مسئله داشته باشیم تا بتونیم از اون فرصت و اتفاق جدید به نحو احسنت برای تغیر باورهامون استفاده کنیم امیدوارم سعادتمند و ثروتمند باشید در دنیا و اخرت
به نام الله که رب العالمین= فرمانروای کل عالم است
سلام بر استاد مهربانم و مریم خانم پرتلاش
روز 60=دلیل سرقت تاکسی دنده آرژانتینی ام
خدایا شکرت چقدر فایل قشنگی بود
خدایا شکرت چقدر فایل مهمی بود
خدایا شکرت چه آگاهی نابی تو این فایل به گوشم رسوندی
خدایا شکرت چقدر این عروسک قرمز قشنگه
خدایا شکرت بازم رفتیم دور زدیم تو خیابونای این شهر تمیز و سرسبز و قشنگ
خدایا شکرت به قلبم آرامش برگردوندی همین لحظه بعد از هجوم شیطان به قلبم با ترس و نگرانیهاش
وقتی روی خودت کار میکنی و یه اتفاقی میفته که ناخواسته و ناجالبه کنترل ذهن این لحظه خودش نشون میده باید الخیر فی ما وقع و خیریت و حکمت و مصلحت خدایی که دانای کل هست رو بفهمیم
اون اتفاق به خودی خود تاثیری نداره تو زندگیمون این باورهای ما و خوشبینی یا بدبینی ماست که نتایج رو رقم میزنه
واکنش ما به اون اتفاق نتایج رو رقم میزنه
وقتی من درخواست تغییر شرایطم رو دارم ،یه رابطه عاطفی قشنگ میخام،موفقیت مالی میخام باید هزینه اش رو بپردازم همون مثال معروف که هرکه طاووس خواهد جور هندوستان باید کشد
یا هرکی خربزه بخوره پای لرزش هم باید بشینه باید هم هزینه درخواست ها و تغییراتمون رو با درک خیریت اتفاقات بپردازیم
زندگی ما در دست فرکانس های هر لحظه ی ماست هیچ چیزی از گذشته برای آینده ی ما رقم نخورده و این ثابت میکنه باور غلط سرنوشت ما از قبل نوشته شده باید تغییر کنه واین اوج عدالت و مهربانی خداونده که من خالق زندگیم هستم هرلحظه و هیچ چیزی از قبل مهر وامضا نشده در پیشانی من
یه مثال ساده ای هست وقتی خونه تکونی میکنی اول همه جا بهم ریخته میشه یا اتاقی رو جارو میکنی گرد وغبار همه ی فضا رو پر میکنه ولی بعد که تمیز میشه همه جا و مرتب میشه اون موقع نتایج قشنگ خودش نشون میده مثل همین اتفاقات ناجالب که باید بدونیم بعدش اتفاقات عالی قرار بیفته برامون
چقدر مثال اون بز عالیه
فکر کنم همه ی ما یه دونه بز داریم که یا از دستش دادیم یا باید از دستش بدیم یه جورایی قربانیش کنیم برای ساختن باورهای قشنگ و مثبت خودمون
خدایا شکرت
ممنونم از مریم خانم برای این فیلم قشنگ که گرفتن برامون
به نام خدای مهربان
صدوپنجاه و هفتمین تعهد
ما در هر لحظه داریم اتفاقات زندگیمونو رقم میزنیم اینطوری نیست که از قبل باورهایی داشته باشیم و به واسطه ی اون باورها ایندمونو رقم زده باشیم و دیگه نشه تغییرش بدیم بلکه ما در همین لحظه میتونیملحظه ی بعدیمونو رقم بزنیم
اتفاقات به خودیه خود نه بدن و نه خوب بلکه این ما هستیم که با باورهامون مشخص میکنیم که نتیجه ی اتفاق برامون خوب بشه یا بد یعنی باید حتی اگه اتفاقات به ظاهر بدن اینو باورکنیم و به ذهنمون جهت بدیم که خیره و در نهایت به نفعمون هست و اگه این طور باور و فکر کنیم همینطور هم میشه یعنی درنهایت به نفعمون میشه
اتفاقات به ظاهر بد در راستای رشد و پیشرفت ما و در راستای درخواستهایی هست که از خدا کردیم
خدایا ایمانمو بخودت قوی کن و کمکم کن در این مسیر استمرار داشته باشم امین
خدای من شکرت
چقدر این فایل کمک میکنه که در اتفاق های به ظاهر بد (تضاد) بتونیم زودتر خودمون رو جمع و جور کنیم و حالمون رو خوب نگهداریم
من هم از این تضادها تجربه کردم و به لطف آموزه های شما، از دل اون تضاد هدیه های نابی بیرون اومد.
الان که دارم این کامنت رو مینویسم، به یک تصاد در کارم برخوردم
اینکه یکی از قدیمیترین سایت هام رو از دست دادم
دقیقا یک هفته بعد از اینکه ملتمسانه به خدا گفتم “کمکم کن تا توی کارم پیشرفت کنم. بهم یاد بده تا پیشرفت کنم”
و یک هفته بعد قدیمی ترین سایتم از طرف مدیر مجموعه ازم گرفته شد و به کسی دیگه سپرده شد.
روز اول احساس تحقیر و ناتوانی بهم دست داد
و احساس من رو ندیدن
تلاش هام رو ندیدن
و خلاصه احساس های بد
اما سریع توی دفترم نوشتم : خدایا ممنون که برام نقشه کشیدی
همراهت میام
مسیر رو بهم نشون بده
مطمئنم این رو ازم گرفتی که جا باز بشه برای کار باکیفیت تر
خدایا ممنونم
و بعد رفتم حرم و از امام رضا هم خواستم که حال دلم رو خوب نگه داره و کمکم کنه که به اون هدف مالی و شعلی که دارم برسم
هدف امسالم برای کار درآمد ماهی 70 م بود بههمراه قدرت علمی و اعتماد به نفس
که قبل از،ازدست دادن این پروژه ماهی 34 ت درآمد داشتم که البته 10 ت به حسابم واریز نمیشد و به جاش سهم شرکت همسرم با دوستش هست چون سایت اون دوست دست من بود و بابتش من پول نمیگیرم
درواقع درآمد پولی به کارتم ماهی 24 ت بود
که الان خیلی کمتر شده
این رو به عنوان ردپا گذاشتم که بعد بیام و ببینم چطور خدا پله ها رو روشن کرد و چطور من قدم در راه خدا گداشتم و نتایج یکی یکی پیداشون شد
امیدوارم از این مسیر الهی خارج نشم و قدم در راه داشته باشم همیشهههه
سلام استاد عزیزم.. نزدیک به یک ساله که دنبال جواب سوالهام بودم که شکر خدا بلاخره هدایت شدم به این فایل بسیار ارزشمندتون که در مقایسه با ده ها کتاب هم ارزشمند تره .. تازه دارم معنای الخیر فی ماوقع رو درک میکنم.. من تا شروع کردم به تغییر باورهام یه زلزله تو زندگیم رخ داد و خودم هم میدونستم دلیلش تغییر باورهامه ولی راستش دیگه میترسیدم ادامه بدم و اعتمادم به رب رو داشتم از دست میدادم .. ولی الان متوجه شدم که اون اتفاقها قدم اول هستن و هر اتفاقی که بیفته در جهت مسیر رسیدن به خواسته هامه. خدارو شکر که درک من از زندگی هر روز بهتر میشه و آرامشم بیشتر . سپاسگذارم استاد نازنینم .
سلام از روز شمار 60 ام
من این موضوع از ته وجودم چندباری درک کردم
یکی از این اتفاقات جداشدن من از نامزدم بود که
من بهش شکست نمیگم میگم پیروزی
پیروزی که به من آزادی و آرامش داد ک بعدش از لحاظ مالی هم رشد کردم
به خصوص آرامشی که الآن دارم
خیلی خیلی قشنگه و با هیچی نمیشه عوض بشه
آرامش یکی از مهم ترین رکنای زندگیم که خدارو هزار مرتبه شکر حالا خیلی دارمش به خصوص بعد جدا شدن مسیرم از اون شخص
من همیشه طالب رشد و استقلال مالی بودم و هستم و همیشه هستم و این اتفاق اتفاقا سکوی پرتابی شد برام شکر خدا
بعد ازین تضاد تو زندگیم من فهمیدم که دقیقا چه شخصی تو زندگیم میخوام با چه ویژگی و اخلاقایی
و همونا رو نوشتم و درخواستش کردم
که خیلی خیلی مطمئنم و عین روز برام روشنه که همون همسر دلخواه و هماهنگ و هم ارتعاش خودم جذب میکنم کسی نه زمان نه مکانش میدونم و چجوریشم اصلا نمیدونم هرچند اصلاااااا مهم نیس بدونم
من فقط ایمان دارم دیگه اینسری اتفاقا یه رابطه خیلی سالم و عاشقانه پر از احترام و محبت جذب میکنم.
رابطه ای که توش آرامش و رفاه و محبت و احترام و درک و تعهد حرف اول میزنه.
رابطه ای که عشق و ثروت کنار هم خیلی زیبا ترکیب شده
رابطه ای در نهایت آسایش و آرامش و ثروت و رشد
ایندفعه اتفاقا خیلی ریز به ریز نوشتم چی میخوام از همسر آیندم
و ایمان دارم به زمان بندی الهی که در بهترین شرایط و موقعیت بهترین فرد هماهنگ با من وارد زندگیم میکنع.
الهی شکر من خیلی مثالها دارم بزنم که شرایطم با یه اتفاق به ظاهر ناقشنگ بعدش چقدرررررر بهتر شد و راحتر شد و عالی تر شد.
شکر خدا شکر خدا شکر خدا.
در پناه حق در نهایت عشق و آرامش باشید.