دلیل سرقت تاکسی دنده آرژانتینی ام! - صفحه 53 (به ترتیب امتیاز)


توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

724 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    علی بهره ور گفته:
    مدت عضویت: 3551 روز

    سلام به استاد عزیزم و خانم شایسته مهربان

    خیلی خودم و احساستم رو کنترل کردم تا این کامنتم رو بنویسم

    تو کامنتای قبلیم که خدمتتون گفتم من دو ماهی میشه از مشهد به کرمان مهاجرت کردم.

    و خونه مشهدم رو داد به اجاره. خونه ای که با گوش کردن و عمل کردن ها در حد خودم و ایمان در حد خودم خریدم.

    اما خونه رو چطوری و با چه قیمتی دادم اجاره؟ به قیمتی کمتر از نصف بازار.و با یک شرایط دلخوری به یکی از اقوام.

    از خودم ناراحت بودم که چرا من خونه رو با قیمت اینقد کم اجاره دادم ولی بعدش خودم راضی نبودم و بعدش یک جورایی دلخوری و ناراحتی . حالا شاید به خودتون بگین این چه ربطی داره به موضوع این جلسه.

    خوب من دوره عزت نفس استاد رو سال 98 خرید کردم و بعدش فقط با گوش دادن به فایل های استاد که بعد از یک و دوبار شد مثل آهنگ گوش کردن که یک سری تغییرات (به تعبیر استاد این تغییرات مثل رعد و برق هست )در من ایجاد شد و من هم به خیال خودم فک میکردم دارم روی خودم و دوره عزت نفس کار میکنم.

    بعد از از اینکه اومدم کرمان و با همون حالت دلخوری رفتم بیرون پیاده روی و حال و احساسم با گوش دادن به فایلهای استاد بهتر بشه.این رو هم بگم که بعد از اون قضیه اجاره دادن خونه خودم میدونستم و فهمیدم که این اتفاقاتی که افتاد به خاطر کمبود عزت نفس خودم بوده و نه چیز دیگر.

    کرمان که در محل کار جدید خودم رفتم در قسمتی بودم که بصورت اداری چند نفری بودیم مثل سابق و کارهای ادرای رو انجام میدادیم و این قضیه تا قبل از اون پیاده روی و اون اتفاقات بود در همون شب پیاده روی بود در همون شب بعد از پیاده روی یکی از همکارانم که و در 30امین سال خدمت خودش هست به من پیشنهاد داد که میایی فلان قسمت و من هم مودندم بگم که نه و اون قسمت از لحاظ کاری سنگین هست و پرمسئولیت و بخاطر همین مسئله کسی این سمت رو قبول نمی کرد.

    و این همکارم شنبه اون هفته بعد رفته بود صحبت کرده بود که فلانی رو برای این قسمت میخواهم و به من هم ابلاغ شد.

    چند روز ی با خودم کلنجار رفتم که چکار کنم نرم برم با خودم گفتم برم قسمت نشانه سایت بروی من رو هدایت کن بزنم.

    و رفتم و زدم و یکی از قسمت های سریال در بهشت استاد بود متن توضیحات یکی از دوستان رو که بعنوان متن انتخابی بود رو خوندم و یک جمله که در سرم بصورت زنگ دینگ گفت و بلد شد این بود که رها و آزاد باش و من این مفهوم رو داشتم که برم به اون قسمت جدید و خودمو اماده کنم .هر چند این دوستانی که در اون قسمت قبلی داشتم بهم گفتن نرو ما صحبت میکنیم ولی من که این نشانه رو خیلی بلد تر و بزرگ تر از حرفای دوستان می دونستم گوش نکردم و اون هم این بود که آقا کار اونجا زیاده و در حقوق مزایا هیچ تفاوتی با اینجا نداره نیاز به مدیریت و درگیری با کارمندها داره و اونم یک قسمت مهمی که قبل از این به نفراتی واگذار میشد که از لحاظ سوابق کاری یک چیزی شاید 7 8 سابقه خدمتی بالاتر از من بودن ولی با این تفاسیر به من نشانه که از سایت استاد گرفته بودم دل سپردم و رفتم به قسمت جدید البته در این حین ترس هام بود نجواها بود.

    در این مدت 3 هفته ای که به این قسمت جدید اومدم بارها با خودم میگفتم شاید من به خاطر اون اتفاقات اجاره دادن خونه و احساس بدی که داشتم برام افتاده و اومدم قسمتی که کار زیاد داره و از لحاظ حقوقی فرقی با قسمتای دیگه نداره.

    پس چه مزیتی داشت و این بگم من بخاطر این شرایط جدید مجبورشدم که روی عزت نفسم کار کنم و هر روز صبح بعد بیدار شدن یک ربع بیست دقیقه کامنتهای دوره عزت نفس رو بخونم و در طول روز به خودم و در ذهنم مطالب رو یاداوری کنم.

    این نجوا ها و افکار میومد تا اینکه امروز اتفاقی در لب تابم این فایل ارزشمند رو باز کردم و شروع به گوش دادن جریان دزدیده شدن ماشین دنده آرژانتینی استاد کردم که بابا این اتفاق که برا منم افتاده شبیه اتفاقی هست که برا استاد افتاده بوده با این تفاوت که منو مجبور به کار کردن تمرکزی و لیزری بر روی دوره عزت نفس کرده و چقدرهم عزت نفسم فرق کرده چقدر کارها و مدیریت همکاران رو بصورت عالی انجام میدم چقدر روی حرفام حساب باز میکنن چقدر بهم احترام میزارن و چقدر آرامشم بیشتر شده است و چقدر من اومدم هم رده شده ام با مدیرانی که در اواخر سال های عمر خدمتی خود هستند که هر کدام با کوله باری از تجربه هستند و کار کردن با این نفرات عزت نفس بالایی رو میطلبد.

    فهمیدم که بابا من اون شب به خدا و از خدا درخواست عزت نفس کرده بودم و شرایط طوری شده است که من رو انداختن در موقعیتی که باید عزت نفس و اعتماد بنفس بالایی داشته باشی و کسبش کنی. و نباید به صورت یک تفاق بد ببینیش.

    همزمانی این اتفاقات که برایم پیش اومد و اپدیت شدن دوره کشف قوانین زندگی باعث شد من این دوره رو این دفعه خریدش کنم و داشته باشم تا بعد دوره عزت نفس و یا در بین این دوره اش استفاده کنم.

    اینکه هم زمانی فایل دزدیده شدن پیکان دنده آرژانتینی که چندین سال پیش ضبط شده زمانی که استاد در حال تولید دوره کشف قوانین زندگی بوده برای من بسیار به نوبه خود نشانه خوبی بود.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
    گزارش نقض قوانین سایت
  2. -
    زیبا گفته:
    مدت عضویت: 2825 روز

    سلام استاد و مریم جان

    هر چی بگید گنجی از از قانون بدون تغییر خداوند

    خدایا شکرت که دادم بهتر درک میکنم

    دوره کشف قوانین رو خریدم و دارم کار میکنم

    و امروز به 60روز تحول رسیدم

    چه خوب گفتید

    یه خواسته دارم و دوست دارم بهش برسم

    دلایلش رو نوشتم و اینکه میتونم ترس اون ریخت

    و راهی باز شد و الان دلم انجام دادن است

    وقتی که طرف رنگ زد و گفت اصلا ناراحت نشدم به این موضوع فکر کردم که من میخواستم ولی چون دلم می سوخت براش می گفتم خودش درخواست بده

    میدونم خدا برایم آسان میکند

    و این مرحله میگذرد

    خدایا شکرت بابت همه چیز

    شاد موفق و ثروتمند باشید در دنیا و آخرت

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
  3. -
    Ziba گفته:
    مدت عضویت: 1401 روز

    روز شمار زندگی قسمت1

    استاد وااااقعا دم شما گرم، واقعا بیست بیستی، دلیل این همه پیشرفت فقط یک چیز میتونه باشه، “توکل محض” بر خداوند و کاشتن فرکانس های مثبت در کشتزار ذهن

    خدایا ممنون که امروز بهم اگاهی جدیدی دادی، ممنون که بهم گفتی ظاهر اتفاقات مهم نیست بلکه نتیجه مهمه، و نتیجه چیزیه که ما از قبل فرکانسشو فرستادیم

    پس چه بسا اتفاقات به ظاهر بدی که نتیجه ی خوبی داده و تعیین کننده همون فرکانسه

    پس بهتره به هر اتفاقی با دید مثبت نگاه کنم تا نتایج مثبتی ساخته بشه ️

    ممنون استاد عزیزم برای این حجم از مطالب مفیدی که اموزش میدین

    ممنون الله یکتای من برای آگاهی هایی که هر روز بهم میرسونی️

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
  4. -
    مریم گفته:
    مدت عضویت: 947 روز

    بنام خدای یکتا

    سلام به استاد عزیزم

    روز 60 ام

    خدارو شکر میکنم که 60 روز مداومت داشتم به گوش کردن فایل و کامنت گذاشتن

    استاد دلیل این همه پیشرفت شما ایمان و یقین و شما نسبت به خداوند هستش من تا به حال این حد از تعهد و ایمان به خداوند رو در هیچ کس ندیده بودم و نتیجه ی این ایمان میشه آرامش و تسلیم بودن واقعاً این حد از تعهد شما رو تحسین میکنم و از خدا می‌خوام که کمک کنه بهتر درکش کنم و ایمان اینچنینی نسبت به خودش داشته باشم

    این جمله ی شما خیلی به من آرامش داد که هیچ چیزی در زندگی تو ایستا نیست و با فرکانس هایت میتونی حتی یه دقیقه ی دیگرو رقم بزنی و نگران افکاری که در گذشته داشتی نباشی

    من هم از اینگونه تضادها در زندگیم داشتم و زمانی که ذهنم رو کنترل کردم و توکل کردم به خدا همه چیز به نفع من تموم شد

    خدارو هزاران مرتبه شکر میکنم که من رو هدایت کرد به این مسیر خیلی زیبا.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
  5. -
    امیر تابع گفته:
    مدت عضویت: 3864 روز

    به نام خدای بخشنده و مهربان

    سلام به‌ استاد عزیز و خانم شایسته و همه دوستان

    روزشمار تحول زندگی من روز 60

    چه فایل ارزشمندی الخیر فی ما وقع با دیدن این فایل و درک آگاهی اون از این به بعد میدونم اگر من خواسته ای از خدا کردم و جوابش به ظاهر برعکس خواسته من بوده حتما خدا میخاد از نقطه دیگه به من نعمت بده و یک خیریتی تو این هست و گله و شکایت نمیکنم چون دیگه قانون رو میدونم .

    تو زندگی من شده که به ظاهر اون نعمت گرفته شده اما قانون رو نمیدونستم و گله و شکایت میکردم اما چون چاره ای نداشتم بعد مدتی کاری بهتر و یا اتفاق بهتری برام رخ میداد و ناخودآگاه حس میکردم که حتما یک حکمتی داشته که اون اتفاق به ظاهر بد قبلی رخ داده .اما الان دلیلشو با قانون میدونم.

    دیگر میدونم که وقتی روی باورهام کار میکنم و وقتی درخواستی از خدا میکنم و اگر اتفاق به ظاهر بدی پیش بیاد دلیلش اینکه خدا میخاد من وارد مدار بهتری بشم که در اون نعمت و خواسته من وجود داره البته بشرطی که نا امید نشم و ادامه بدم تا اجابت خدا کامل بشه و اگه ادامه ندم و با اون اتفاق به ظاهر بد مایوس بشم و ادامه ندم وضع بدتر میشه گرچه بازهم جهان منو اینقدر مجبور میکنه که به خود بیام و راهی رو پیدا کنم و خودمو تغییر بدم.

    خداروشکر میکنم برای همه نعمتهای ریز و درشتش خدارو شکر میکنم که تو این مسیر هستم.

    درپناه الله یکتا باشید.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
  6. -
    سماء گفته:
    مدت عضویت: 3814 روز

    بنام خداوند قادر متعال

    سلام دوستای خوبم

    روز60

    چقدر این لحظات رو خود من تجربه کردم اتفاقایی که افتاده و من فکر کردم حالا چکار کنم ولی بعد دیدم چقدر به نفعم بود و به قول استاد کلی درهای نعمت باز شده برام

    واقعیت اینه که زندگی گاهی اتفاق های میفته که به ظاهر خوشایند نیست ولی در باطن و ادامه زندگی میبینیم که چقدر به نفعمون بوده این اتفاق

    از همین لحظه به این فکر کن که چقدر اتفاقات زندگی در گرو فرکانس هایی هست که ما میفرستیم چقدر زندگ

    ی روی باروهای قدرتمند کننده ما چیده میشه و زندگی ایند8ه ما را از فرکانس های این لحظه شکل میگیرخ9 و ما در هر لحظه با فرکانسهایمان خالق زندگیمان هستیم و ما زمانی میتوانیم این شرایط را تغییر بدهیم که بپذیریم شرایط حال حاضر را فرکانسهای مان رقم زده و اگر میخواهیم شرایط تغییر کند باید فرکانسهایمان تغییر کند ما توانایی خلق زنذگی ایده ال خودمان را با شرایط موجود داریم فقط گافی است فرکانس هایمان را درست ازرسال کنیم

    خدایا کمکم کن بتونم تو این راه ثابت قدم باشم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
  7. -
    مرضیه گفته:
    مدت عضویت: 1208 روز

    سلام خدمت استاد عزیز و بزرگوارم و خانم شایسته عزیز

    استاد جانم منم دقیقا دیروز با تمرکز دوره دوازده قدم رو استات زدم من سرپرست هستم و بیکار پسرم شاغل بود یه بز بود که شیر بخور نمیری برامون میداد دیروز که من دوره رو استارت زدم از کار اخراج شد

    منم گیج شدم تا هدایت شدم به این فایل صد در صد برایمان خیر و برکت هست از سوی خداوند

    میام از نتایجم براتون میگم

    این یه یادداشت بود هم برای خودم که بدونم از کجا شروع شد تا ایمانم بیشتر قوی بشه

    و برای دوستان هم گروهی عزیزم

    در پناه الله یکتا باشد

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
  8. -
    جواد رفیعی گفته:
    مدت عضویت: 551 روز

    سلام خدمت استاد عزیزم و خانم شایسته ،

    امروز سر یه دو راهی گیر کرده بودم و نمی‌دانستم که کدوم را انتخاب کنم ، بهم الهام شد وگفت ، مرا به نشانه ام هدایت کن را ببین خیلی خوشحال شدم چون تا قبلش به فکر خودم نیومده بود که اینکار را انجام بدم وقتی گفتم خدایا نمیدونم تو هدایتم کن که این ایده به ذهنم رسید ، به هر حال دیگه گفتم خودشه این فایل را باز میکنم هر چی که گفت همون کارا انجام میدم ، و وقتی که این فایل برام باز شد اول خیلی متوجه نشدم به خودم گفتم یعنی چی این انگار با خواست من جور در نمیاد ولی وقتی که بازش کردم یعنی به الله قسم اولین کلمه ای که استاد گفت من جوابم را گرفتم واقعا شوکه شدم که خدای من چقدر راحت و آسان جوابم را گرفتم ، خیلی خوشحالم خیلی ، خدایا شکرت ،

    استاد واقعا ازتون تشکر میکنم و سپاسگزارم

    وخدا را شکر می‌کنم بابت حضور شما در زندگیم خدایا شکرت ، امیدوارم که سال‌های سال خدا به شما و خانم شایسته و پسر گلتون عمر بابرکت و طولانی اعطا کنه ، خیلی دوستون دارم ، خدا نگهدار

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
  9. -
    آتنا شکیب گفته:
    مدت عضویت: 565 روز

    به نام الله که بخشاینده و با رحمت هست ، خدایی که ما رو از هیچ خلق کرد و ما رو موجود فرکانسی خلق کرد و به ما قدرت خلق زندگیمونو داد و خدا رو شاکرم بابت قوانین الهی ثابت که برامون قرار دادی تا در این دنیا سردرگم نشیم راحت بتونیم با فرکانس هایی که هر لحظه میفرستیم و با احساسی که داریم بتونیم درک کنیم چه فرکانسی میفرستیم حسم بد بود یعنی به چیزهایی که نمیخواهم فکر میکنم و حسم خوب باشه یعنی توجه ام به داشته هام و خواسته هام هست ، خدایا شکرت که از همون زمان دارم فرکانسمو تغییر میدم و پامو از ترمزها برمیدارم باورهامو تغییر میدم و کد جدید مینویسم با باورهایی که ساختم زندگیمو به همون شکلی که میخوام خلق میکنم و ربطی به گذشته من و فرکانس های قبل من نداره ، خدایا شکرت بابت این همه نعمت و فراوانی و ثروتی که برامون خلق کردی و طبیعت زندگی ما هست و درست مثل اکسیژن که همیشه هست ثروت هم به طور طبیعی در زندگیمون هست ، خودم با ترمزها و باورهایی که دارم زندگی رو محدود کردم ، خدایا شکرت بابت فصل دوم سفرنامه به پایان رسوندم و با تو قدم برمیدارم و پای تعهدم هستم و ادامه میدم چون آگاهی خداوندا که مشتاق هستم تغییر کنم و به مدار بالاتر برم ، چون میخوام هم بهشت در این دنیا و هم در آخرت با تو خدای من تجربه کنم ، سپاسگزارم بابت درس هایی که در این فصل از سفرنامه یادگرفتم و دارم عمل میکنم ، باورهامو ساختم و ضبط کردم و دارم گوش میکنم ، سناریو نوشتم و ضبط کردم ، الگوهایی رو پیدا کردم در سایت مطابق با خواستم هستن و بیشتر قانون باور کردم که میشه اگه مطابق قانون عمل کنی ، و تصمیم دارم این الگوهایی که در سایت هدایت شدم به این صفحات ضبط کنم مدام گوش کنم تا ذهنم بهتر باور کنه ، گوش دادن به فایل ها و تکرار ، در این فصل بیشتر قانون درک کردم و آرامشم بیشتر شده و هیچ چیز مهم تر از احساساتم نیست ، نتایج داشتم و دفتر درست کردم دفتر قوانین و هر روز مینویسم جاهایی که مطابق قوانین عمل کردم و نتایج مینویسم تا باورهام عمیق تر شه و ایمانم به قوانین بیشتر شه جالبه هر روز داره بیشتر میشه نتیجه ، و مطمئنم هر روز از هر جهت بهتر و بهتر هستم و به خواستم نزدیک نزدیک ترم باور کردم خواسته م شدنی هست میشه کار جهان شدن هست من میخواهم می‌توانم و می‌شود و تمام کارهام داره راحت پیش میره چون باورم شده ، میدونم بیشتر کار کنم هدف خواسته اصلی ام خیلی راحت از راهی که فکرشو نمیکنم متجلی میشه و خداوند قدم به قدم داره منو هدایت میکنه ، یاد گرفتم الخیر ما فی وقع ، همه چیز برام خیره و به نفع من پیش میره و به من خدمت میکنن ، خدا رو شکر میکنم و توکلم به خدای زنده که هرگز نمی میرد هست و هدایتم میکنه ، با خداوند هر چیزی که بخواه امکان پذیره خدا رو شکر میکنم بابت این سایت و این فایل های ارزشمند که به راحتی در اختیار ما قرار گرفته تا ما استفاده کنیم و جهان به جای بهتر تبدیل کنیم ، از استاد و مریم جان تشکر میکنم ، ایشالله که فصل سه سفرنامه با عشق و اشتیاق شروع میکنم. یقین دارم اتفاقات عالی و بهترین برام در راه هست و پیروزی نزدیک هست این وعده خداوند هست که بهم داره با نشانه ها میگه. خدایا شکرت .

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
  10. -
    Mmir- گفته:
    مدت عضویت: 781 روز

    باسلام خدمت دوستان عزیزم

    سلام خدمت استاد عزیز

    استاد همه چی درحال تغییره مانند افکاری که داریم

    اما این باورهاست که باید روش کاربشه

    این ماییم که بهش شکل میدیم با باورهامون

    خدا این توانایی رو بهمون داده که بتونیم بهش شکل بدیم

    این فایل خیلی قوی بود که دلیلشو میفهمیم

    این ماییم که باتوجه و تکامل و ایمانمون شرایط رو میسنجیم

    ما به اندازه آگاهی عقل کل آکاهی نداریم پس باید بسپریم به خودش همه چیز رو

    روزشمار تحول زندگی من روز شصتم سفرنامه

    من به خودم تعهد دادم که این مسیر رو ادامه بدم و روی باورهام کارکنم

    سپاسگذارم ازفایل شمااستادعزیزم

    وسپاسگذار خداوندم

    1403/11/6

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای: