جهت دهیِ آگاهانه به کانون توجه
این متن خلاصهای از فایل این قسمت میباشد، اما برای درک کامل و عمیقترِ مفاهیم، حتماً خود فایل را به طور کامل گوش دهید.
در این فایل استاد عباسمنش با تشریح دقیق از مفهوم «قانون جذب»، آن را سیستم تغییرناپذیر خداوند معرفی میکنند. یعنی همان سنت های الهی که در قرآن به آن اشاره شده است. درک این قانون، شاه کلید آوردن نعمت ها به زندگی است. زیرا با این درک شما دیگر قربانی شرایط نیستید، بلکه خالق آگاهانه لحظهبهلحظهی شرایط زندگی خود هستید. جهان هستی، سیستمی کاملاً هوشمند و مبتنی بر عدل است که وظیفه آن واکنش نشان دادن به «فرکانسهای» ارسالی ماست. ما در هر لحظه، همچون یک دستگاه فرستنده قدرتمند، در حال تولید و ارسال فرکانس به جهان هستیم و کائنات دقیقاً شرایط، افراد و موقعیتهایی را به زندگی ما وارد میکند که همجنس و همسنگ با همان فرکانسهاست. این درک عمیق، مسئولیت تمام اتفاقات زندگی را، چه خوب و چه بد، مستقیماً بر عهده خود ما میگذارد و این نقطه آغاز قدرت و تحول و خلق آگاهانه زندگی است.
نکته بسیار ظریف و حیاتی، تمایز میان «فکر کردن» و «توجه کردن» است. بسیاری از افراد تصور میکنند که صرفاً با فکر کردن به پول یا روابط، قانون جذب را به کار میگیرند، اما استاد عباسمنش با توضیح این مفهوم یعنی: احساس ما، قطبنمای مسیر ماست، دانشجویان را هدایت می کنند که به جای توهم درباره قانون جذب، رفتارهای خود را با این قانون هماهنگ کنند.
طبق این مفهوم، اگر شما به پول فکر میکنید اما احساس نگرانی، حسرت یا نیاز دارید، در واقع دارید به «کمبود پول» توجه میکنید و جهان نیز طبق قانون، کمبود بیشتری را به شما میدهد. قانون جذب به واژهها کاری ندارد، بلکه به کانون توجه و جنس احساس شما پاسخ میدهد. اگر میخواهید بدانید در هر لحظه در حال جذب چه چیزی هستید، کافیست به احساس خود بنگرید؛ احساس خوب مساوی است با اتفاقات خوب و احساس بد، پیشآگهیِ ورود ناخواستههاست. این معیار ساده اما قدرتمند، به شما کمک میکند تا در هر لحظه مچ ذهن خود را بگیرید و با تغییر آگاهانه کانون توجه از ناخواستهها به زیباییها، مسیر زندگیتان را به سمت خوشبختی هدایت کنید.
استاد عباسمنش با مرور تجربهی تغییر خود از یک راننده تاکسی و زندگی در خانه ای سیمانی در بندرعباس به زندگی در بهترین شرایط در فلوریداری آمریکا، معجزه تغییر مدار با تغییر باورها را به ما مژده می دهند. ایشان توضیح میدهند که قانون جذب به معنای نشستن و منتظر معجزه ماندن نیست، بلکه به معنای تنظیم فرکانس ذهنی بر روی موفقیت است که به صورت خودکار شما را در مسیر ایدهها، الهامات و اقدامات صحیح قرار میدهد. وقتی باورها و کانون توجه تغییر میکند، جهان شما را به مدار جدیدی هدایت میکند که در آن، ثروت و موفقیت نه با تقلا و زجر، بلکه به شکلی طبیعی و از طریق هدایتهای الهی وارد زندگی میشود. این تغییر درونی، چنان قدرتی دارد که میتواند یک زندگی سراسر رنج و کمبود را در مدتی کوتاه به تجربهای از ثروت، سلامتی و آرامش تبدیل کند، به شرطی که فرد متعهد شود ورودیهای ذهن خود را کنترل کند و اجازه ندهد اخبار منفی، رسانهها و افراد ناامید، کنترل فرکانسهای او را در دست بگیرند.
در بخش عمیقتری از این آموزش، استاد با استناد به آیات قرآن کریم، ریشههای توحیدی این قانون را آشکار میسازند. استفاده مداوم قرآن از افعال مضارع (که نشانه تداوم و استمرار است) برای توصیف مومنان و کافران، نشان میدهد که ایمان و فرکانس، یک وضعیت لحظهای نیست، بلکه جریانی دائمی از کنترل ذهن و کنترل کانون توجه است. جهان هستی مانند آینهای عمل میکند که بدون هیچ قضاوتی، دقیقاً همان چیزی را به ما بازمیگرداند که ما با کانون توجهمان بر آن تمرکز کردهایم؛
آگاهی های این فایل، منطق هایی محکم دارد برای اینکه بتوانید افسار ذهن سرکش را در دست بگیرید و با کنترل کانون توجه، آگاهانه احساس خوب را در وجودتان بکارید و به خالق شرایطی تبدیل شوید که شایسته خلیفه خدا بر روی زمین است. برای درک عمیقتر این مکانیزم و یادگیری قدمبهقدم نحوه کنترل ورودیهای ذهن، حذف ترمزهای ذهنی در برابر خواسته ها و احساس کنترل کامل بر زندگی، استفاده از آموزههای جامع دوره کشف قوانین زندگی اکیداً توصیه میشود. این دوره نقشه راه کاملی برای هماهنگ شدن با قوانین بدون تغییر خداوند است.
نوشتن درک خود از آگاهیهای این فایل در بخش نظرات، به شما کمک میکند این آگاهیها به عادتهای فکری و رفتاریتان تبدیل شوند.
منتظر خواندن دیدگاههای تأثیرگذارتان هستیم.
- نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
- دانلود با کیفیت HD227MB19 دقیقه
- فایل صوتی جهت دهیِ آگاهانه به کانون توجه17MB19 دقیقه












توجه توجه توجه
واقعا چه قدر توی زندگیم به این قانون توجه بی توجهی کردم
این قانون این رو میکه که من دارم در اصل به چیزی توجه میکنم و فرکانس چه چیزی رو میفرستم
و واقعا خیلی گول زننده اس
خیلی قابل فراموشی هست
واقعا به نظرم این گول زننده ترین قانون دنیاست
خیلی وقتا من فکر میکردم دارم از مسیر درست میرم و دارم طبق قانون عمل میکنم
اما خودم میفهمم از درون واقعا نه من عمل نکردم
مثلا میرم بازار
و اونجا با دیدن لباسای خیلی خوب و با کیفیت که عاشق داشتنشون هستم
اونجا من به این توجه میکنم که در حال خرید لباسا هستم و چه قدر فراوانی هست و خدایا شکرت بابت این فراوانی بابت اینکه این لباس ها هستن و میتونن همشون به راحتی وارد زندگیه من بشن خدایا شکرت که این مغازه ها این لباس هارو میفروشن خدایا شکرت که من میتونم با ادامه ی این مسیر به جایی برسم که بیام به رااااحتی اصن بدون فکری همه همه همه ی این لباسهارو بخرم و دستی بشم از دستان خداوند برای روزی رسوندن به این فروشنده های بینظیر و فوق العاده و حتی هزار تومن هم تخفیف نخوام و تازه انعام هم بهشون بدم بابت خدماتشون و مغازه ها رو با خریدم خالی کنم و باز با همه ی خرید هام همچنان پول بیش از نیازم توی حسابم باقی مونده و دستی بشم برای جاری کردن برکت خداوند در زندگی و کاسبی این افراد فوق العاده و حس کنم و تجسم کنم که تو خونه ی خودم هستم و یه اتاق بزرگ از سر تا پاش پر از لباس و کفش های برند و با کیفیت دارم و حس داشتنشون رو حس کنم .
یا وقتی میرم بازار به این فکر میکنم که
من پول ندارم برای خرید این لباس ها
من چطور از چه راهی پول دربیارم که بتونم چن تا از این لباسا رو بخرم
چه قدر گرونه ، من با درامد یه ماه الانم یه لباس بخرم تموم میشه پولم کی میشه درامدم بیشتر بشه اصن چجور میخواد بیشتر بشه چه قدر چند ساعت باید بیشتر کار کنم تا برسه و …
واقعا واقعا
حس میکنم بیشتر وقتا همون دومیه بودم
ولی میخوام با خودم تعهد بدم که همیشه اولیه باشم
میگم این قانون واقعا از بین تمام قوانینی که شناختم گول زننده تر ، پنهان تر ، مخرب تر ، سازنده تر هست
دقیقا همون مورچه ای سیاه بر روی سنگی سیاه در دل تاریکی شب هست
.
من توی این مدت خیلی از قوانین رو تونستم به خوبی اجرا کنم
من همین چند روز پیش از مسافرت برگشتم
و ده روز تمام از صبح تا شب من وسط شیرینی ها و شکلات ها و گز ها و میوه ها و فست فود و فلافل ابادانی ها و غذای چرب و خوشمزه ی زن عامو بودم که بوش مست و دیوانه ام کرد
با این حال من تونستم طبق قانون سلامتی عمل کنم
من تونستم توی اون شرایط دقیق طبق دوره ی قانون سلامتی پیش برم و متعهد باشم و چیت نکنم و هیچ ورودی غیرمجاز وارد دهنم نکنم من اونو تونستم انجام بدم
من تونستم یک سال هیچ ورودی نامناسبی وارد دهنم نکنم
.
من تونستم قانون استمرار و پشتکار و تعهد روزانه رو انحام بدم
من تونستم روزانه برای دستیابی به اهدافم در ورزش و زبان و رقص هر روز متعهدانه تمرین کنم و براشون وقت بذارم و طبق قانون استمرار و پشتکار وعمل کنم و جا نزنم
من قول دادم هر روز یک فایل از زندگی در بهشت رو ببینم و تونستم بهش عمل کنم
من قول دادم ادمای سمی زندگی ام رو حذف کنم توی روابطم و تونستم اینکارو بکنم
.
اما از بین تمام این قوانین
در تمام این سالها
من نتونستم قانون توجه رو کنترل کنم
میدونید دلیلش چیه ؟
چون این قابل دیدن نیست
چون این در درون درون خودته و خودت فقط میفهمیش
چون حتی اگر هم بخوای ببینیش هم شیطان ظاهر خوب و خوشگلی بهش میده و فکر میکنی درسته کارت درحالیکه درست نیست
در واقع این همون قانونیه که فقط فقط خودت میتونی بفهمیش و گاهی اینقدر ریز و پنهان هست که خودت هم نمیتونی بفهمیش
اما قوانین دیگه مثل قانون سلامتی کامل قابل مشهوده حتی اطرافیانت میتونن کامل بهفمن انجامش میدی یا نه
اما این قانون توجه اینطوری نیست
ممکنه بری بازار و در حال خنده و شادی باشی و بگی وای اون لباس چه قدر قشنگه و لباس چه فراوانه
اما تهش ذهنت بهت بگه
من نمیتونم بخرمش من پول کم دارم
و این یعنی توجهت روی کمبوده
.
واقعا تا حالا بارها هم شده که فهمیدم توی اجرای این قانون مشکل دارما
اما باز فرار کرده از زیر دستم
.
تصمیم دارم در کنار تعهدم برای هر روز دیدن یکی از فایلهای زندگی در بهشت
از اول فایلای دانلودی شروع کنم و تمام فایلای استاد رو از اول شروع کنم
.
سال 1402 سال دوره ی سلامتی بود
بدون چیت کردن گذروندمش و احساس میکنم دیگه نیازی نیست روش تمرکز بذارم و فقط چون این هم فرار هست باید هر چند مدت مرورش کنم
.
دیروز یه کامنتی خوندم خیلی حال کردم نوشته بود هیچ وقت فکر نکنید درست شدید این دره ی سقوطه
من الان تونستم یک سال طبق دوره ی سلامتی عمل کنم
روزه های طولانی سه روزه بگیرم چیت نکنم حتی یک روز
اما اون شخصیت قبلیم اتیش زیره خاکستره
اما دیگه تمرکز نیاز نداره
الان فهمیدم سال 1403 رو میخوام روی ورودی ها ذهنم و احساس لیاقتم کار کنم
در تمام این سالها اینکارو نکردم چون تمرکزم روش نبود
سال 1402 به خوبی تمام ورودی هام با دقت 100درصد کنترل شد
اما اصلا ورودی های ذهنیم کنترل نشد و با تلاش من هم باز کلی ورودی مخرب ذهنی داشتم
کلی احساس نالایقی داشتم
میخوام امسال رو تمرکزم رو بذارم روی ورودی های ذهنم
و اجرای قانون توجه
و احساس لیاقت
واقعا دیگه احساس میکنم به ته خط رسیدم همه ی ادا اطفارا بسه دیگه اینهمه سال اموزش و ادا در اوردن
میخوام امسال سال 03 به اندازه ای که پارسال تمرکزم روی ورودی های دهنم بود روی ورودی ها ذهنم باشه
واقعا هم الان میفهمم استاد میگه که کنترل ورودی ذهن خیلی خیلی خیلی سخت تر از کنترل وردی دهن هست یعنی چی
.
ورودی دهن رو تو میبینی
اما ورودی ذهن رو نمیبینی
توجهت رو نمیتونی ببینی
.
فقط میخوام بگم امسال یه سری تصمیمات جدید گرفتم و اماده ی این مرحله جدید از زندگیم هستم
میدونم من انسانم و کامل نیستم
.
هر روز با خودم یاداوری میکنم
توجه فقط به خوبی ها
توجه فقط به خواسته ها به داشتنشون
.
یادمه یه دختر همسن خودم میدیدم ماشین داره میگفتم خدایا شکرت که ماشین داره خدایا شکرت برای ازادی مالی و مکانی و زمانی که داره برای مسافرت هایی که میره خدایا شکرت اما ته ته ته ته ذهنم از ته چاه این صدا میومد که چه بی عدالتیه که من ندارم اون پدر مادرش براش خریدن ولی منی که تلاشم خیلی بیشتر از اون بوده توی زندگیم ندارم
درسته صداش خیلی کمتر بود از اون شکرگزاری ولی بازم بود من میخوام نباشن
میدونم سخته این چالش
واقعا خودشناسی خیلی عمیقی میخواد
خیلی خودشناسی قوی میخواد
خیلی خداشناسی و توحید قوی میخواد
اما امسال این سال منه
کنترل ورودی ها و توجه به خواسته هام و احساس لیاقت
سلام استاده عزیییزم
الهیییی من قربوووونت برممممم که نمیدونی چهههه قدر دوستت دارم
این فایل اولین یعنی قدیمی ترین فایل سایت هست
و من بارها توی این چندین سال شنیدم این فایل رو
ولی الان خیلی درکم و در عملکردم بیشتر شده
اصلا قابل مقایسه نیست با چند سال پیشم
ببین استاد قبلا این فایل رو گوش میدادم و میگفتم اره افرین اره ولی واقعا نمیفهمیدم چجوری و یعنی چی که این توجه رو در زندگیم اجرا کنم
الان خداروشکر خیییلی اینروزا دارم توجه میکنم به خودم و کانون توجهم
استاد جونم خیییلی درکم بیشتر شده
توی این چند مدت اخیر دارم خیلی ازاشتباهاتم رو میفهمم
به خصوص الان که دارم کتاب رویاهایی که رویا نیستند رو میخونم خیلی داره بهم کمک میکنه
توی این فایل جهت دهی اگاهانه به کانون توجه در عمل ، در این عنوانش دو تا کلمه قرمز شده
اگاهانه ، عمل
و چه قدر زیرکانه و تدبیرانه این دو تا کلمه انتخاب شده
این نشون میده این دو تا اصله
باید اگاه باشی هر لحظه
اگاه باشی به این قوانین
اگاه باشی که به چی توجه کنی
اگاه باشی به چی فکر میکنی
اگاه باشی به چی نگاه میکنی
اگاه باشی درباره چی حرف میزنی
متاسفانه ما در طی سالیان زندگانیمون کارهامون ناخواداگاه شده
من نااگاهانه غیبت میکنم و موقع غیبت یا توجه کردن به یک نکته ی منفی من در اون لحظه واقعا اگاه نیستم نه به خودم نه به هیچ چیزه دیگه ای و مثل یک کاره عادی روزمره اون غیبت رو انجام میدم بدون اینکه بهش فکر کنم
و در اون لحظه کاملا از یادم میره که دارم عملی ناشایست و نادرست که ضد قوانین الهی هست و منو به زندگی نادلخواهم میکشونه انجام میدم
ولی چون در اون لحظه من اگاه نیستم
و طی سالیان زندگانیم عادت شده برام
اینو ناخوداگاه انجام میدم و یادم میره که چه عواقبی داره کارم
در حالیکه اگررررررر اگاه میبودم در اون لحظه
به یاد عواقب اینکار میوفتادم و از انجامش اگاهانه دوری میکردم
حالا در اوایل کارمون این اگاهانه دوری کردن ها فقط داره در ضمیر اگاهمون اتفاق میوفته و ضمیر ناخوداگاه ما همچنان علاقه مند به انجام عادت هاش هست
و تغییر در زندگی ما
یعنی تغییر اساسی فرکانس و باورهامون وقتی رخ میده
که عملمون ناخوداگاه بشه
اما نکته اینجاست
که اوایل شروع کار ما با تلاش کردن برای اگاهانه عمل کردن
اروم اروم لایه های قدیمی ذهن ناخودآگاهمون رو برمیداریم و لایه های جدید میذاریم
و اینکار رو خیلی باید اگاهانه مستمر ادامه اش بدیم
خیلی باید اگاهانه در تک تک لحظات زندگیمون انتخاب کنیم که چه حرفی بزنیم چه کاری انجام بدیم به چی فکر کنیم و حتی دقیقا از چه جنبه ای فکر کنیم و …
و این کار اولش سخته مقاومت داره ذهن
اما با استمرار ما
که این استمرار از چی میاد ؟؟؟
از این میاد که میدونیم این موضوع چه قدر مهمه
یعنی باورمون شده که با توجهمون زندگیمون خلق شده
اقا این نکته خیلی مهمه ها
خیلی ها وقتی میفهمن یک کاریو باید انجام بدن بعد یه مدت کوتاه رها میکنن
چرا
چون واقعا باور نکردن که اون موضوع مهمه
شاید در ظاهر بگن مثلا اره شکرگزاری خیلی خوبه
و اطلاعات داشته باشن که شکرگزاری مثلا خوبه
مثلا قانون جذب هست
و این چیزیه که 99 دردصد مردم میدوننش به خدا
ولی چرا چرا چرا یک درصد این تمرینات رو ادامه میدن و به قول استاد توی همین فایل جزویییییییی از شخصیتشوووووون میشهههههههه ؟؟؟
چون باور کردن که این موضوع اصل و اساسه و واقعا داره زندگیشون رو خلق میکنه
اگر عملت استمرار نداره یعنی واقعا باور نداری که مهمه
.
خب حالا سوال ؟
چیکار کنیم که مستمر بشه ؟
چیکار کنیم که باورمون بشه که واقعا فقط با کانون توجه و باورهامون داریم زندگیمون رو خلق میکنیم ؟
در واقع این خودش یک باور هست
که اگه این باور رو نداشته باشی نمیتونی در زندگیت به مثبت ها و خوبی ها و خواسته هات توجه کنی
اول باااید این باوره رو در خودمون بسازیم
خب چطور باور کنیم که کانون توجهمون داره زندگیمون رو خلق میکنه ؟؟؟
+ با حمله کردن از همه طرف به ذهنت
در واقع اون مقاومتی که اوایل تغییر ، حالا هر تغییری مثلا همون غیبتی که اول مثال زدم
میخوایم انجام بدیم
ذهن مقاومت میکنه
میگه حالا بابا کی گفته تو غیبت کنی از خواسته ات دور میشی حالا یکم یهکوچولو به جایی نمیرسه ، مسخرس بابا اینهمه مردم دارن میکنن کدومشون اینجور که تو میگی شده براشون ؟ ببین بچه ها دور هم جمع شدن درباره فلانی میگن بدو بدو برو ببین چیه ، نری عقب افتادی فلانی یعنی چیکار کرده یعنی چی شده ؟؟؟ یکم خنده و در حد شوخی حالا اشکالی نداره بابا چه قد سخت میگیری زندگیو
+حالا چطور این ذهن خاموش میشه ؟؟
با فکت
با الگو
با ورودی ها
باید روز و شبمون رو ببندیم به سایت به فایل
اینقدر ورودی بدیم اینقدر تکرار تکرار تکرار تکرار تکرار کنیم که قانون زندگی چیه و چطوری کار میکنه
تفکر کنیم درباره اش نمونه های عینی اش رو توی زندگیمون پیدا کنیم :)))
و اروم اروم با ادامه ی این ورودی ها این تکرار ها این الگو ها باورمون میشه که با توجهمون داریم زندگیمون رو میسازیم ( و با باورامون )
حالا اون موقع هست که وقتی باورمون شد دو تا اتفاق میوفته
یکی
اینکه به طور مستمر همیشه داریم توجه میکنیم به خواسته هامون و اینکارو ترک نمیکنیم درواقع نمیتونیم ترک کنیم ترک کردنش برامون سخته و جزوی از روتین و شخصیتمون شده
و دوم چون باورمون شده که از این کار نتیجه میگیریم پس قطعا نتایج این تغییر خیلی زود اشکار میشن …
میدونید
میخوام بگم اگه باور نکنی این قانون رو
نمیتونی مستمر توجه کنی به خواسته هات و یه روز میکنی یه روز نمیکنی
و بعدش باور نداری که این تاثیرگذاره
پس اصن حتی با این باور اگه هر روز هم به خوبی ها توجه کنی اگر مستمر به زور انجامش بدی بازم نتیجه نمیده
مثل چیزی که استاد شایسته جان به خوبی در مقاله چرا با وجود تلاش فراوان و انجام تمرینات نتیجه نگرفتم توضیح دادن
طرف شک داره که ایا واقعا مثلا من بگم وای چه ماشین قشنگی
واقعا این تاثیر داره ؟؟؟
حالا با این شک خیلی هم فیک و ظاهری و بی احساس اینکارو میکنه هر روز
و در نهایت اینه که نتیجه نمیگیره و فکر میکنه تمرینات رو انجام داده و نتیجه نگرفته از قانون
خخخخخخخخ
.
چه قدر استاد دقیق گفتن
خیلیا میگن داریم به پول فکر میکنیم
اما دارن به اینکه چرا پول تو کارتشون نیست فکر میکنن
دارن به اینکه چه قدر فرصت ها و شرایط پولسازی کمه و باید زود بجنبن و عجله کنن تا یکم پول گیرشون بیاد فکر میکنن
به اینکه چه قدر حقوقشون درامدشون کمه فکر میکنن
و همه ی این فکر ها و توجه ها کمبود بیشتر میاره به زندگیشون و فکر میکنن دارن به پول فکر میکنن باید پول بیاد
نه عزیزم تو به کمبود و نبود پول فکر میکنی و توجه میکنی
همین کمبود پول میاد تو زندگیت
.
استاد جونم الهی قربونت برممممم
چه قدررر قشنگ صحبت میکنی چه قدر دلنشینه حرفاتون
این فایل رو من خیلی باهاش احساسی میشم چونکه فایلیه که چهار پنج سال پیش هم شنیده بودمش
و نگار الان کجا اون نگار کجا
همه ی کلمات این فایل رو میدونم و برام تکراریه قبلا شنیدمش میدونم دیقه بعد چی میخواید بگید
ولی استاد جونم درکم درکم اون چیزی که الان دارم میفهمم اصن چیزیه که هیچ وقت نداشتم … کلمات تکراریه ولی انگار تاحالا نشنیده بودمش
انگار کلمات یه ظاهر دارن یه باطن که روحشونه
و من فقط ظاهرشون رو دیدم
ولی باطنشون تازه برام اشکار شده
کلمات این فایل برام مثل یک جسمه انسانه
جسم به خودی خود هیچی نیست و هیچ قدرتی نداره
اون روحه که بهش شکوه و جلال و زندگی میبخشه
انگار قبلا این جسم بی روح رو میدیدم
الان این جسم روح توش اومده
ظاهر یکیه ولی یکیش مرده است یکیش زنده و پویا
اونم به خاطر درکه منه که تازه شکل گرفته
.
استاد گفتید من پنج ساله پیش این درک الانم رو نداشتم
استاد جونم دقیقا مثل من :)))
و مطمعنم این درکی که الان دارم هم پنج سال دیگه میگم بابا اون موقع هیچی حالیم نبود و احتمالا این کامنتمو پنج سال دیگه ببینم میخندم میگم نگار تو چی نوشتی تو که هیچی همون موقع نفهمیده بودی … خخخخ
خیلی این بازیه روزگار جالبه :)))))
.
یک چیزی که اینروزا دارم به خودم میگم برای جهت دهی آگاهانه به کانون توجه ام اینه که
نگار اگه در طی روز
گلایه کردی
شکایت کردی
غر زدی
ناراحت شدی
توصیه کردی
ایراد از کسی گرفتی
این یعنی تو توجهت رو بدی بوده در واقع هیییییییچ بدی در دنیا وجود نداره اگر تو بدی دیدی مشکل از توعه
این جمله باعث شده خیلی توجهم رو کنترل کنم
مثلا داداشم رخت خوابشو مرتب نمیکنه و پتو هارو ول میکنه میره به هییییچ عنوان ایراد نگیرم شکایت نکنم
این در زندگیه منه و مسئول زندگیم فقط من هستم و من باید درستش کنم و در دنیا هیچ چیز بدی وجود نداره پس درباره اش حرف نمیزنم و ایراد نمیگیرم ازش …
هییییچ بدی وجود نداره توی این دنیا
همه چیز فقططططط خوبههههه
همه چیز فقططططط مثبته
اگر تو متوجه چیزی ناراحت کننده شدی مشکل از توووووعهههه
به قول نویسنده عزیز کتاب شفای زندگی لوییز هی
در جهان من همه چیز نیکوست خداوندا سپاسگزارم
.
.
.
تو حق نداری از هیچ چیز و هیچ کس شکایت کنی
اگر کسی حتی بهت بی احترامی کرد
این مشکل از توعه که رها نکردی و بهش توجه کردی و اون توجه کردنه خودت ناراحتت کرده نه اون اتفاق
مگه نه اون اتفاق به خودیه خود اصلاااا معنایی نداره نه مثبته نه منفی تویی که داره معنا بهش میدی و به معنایی که بهش دادی توجه میکنی
اگر ناراحتی فقط مشکل از توعه چون تو بهش توجه کردی
همه ی افراد زندگیه ما عالی ان همه فوق العاده ان
اگه نیستن یعنی تو داری به بدی شون توجه میکنی و مشکل از توعه :))))))
.
استادم عااااشقتممممممممم
میبوسمتون بوس بوس بوس بوووووووووس