جهت دهیِ آگاهانه به کانون توجه - صفحه 15 (به ترتیب امتیاز)


توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

1175 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    معصومه خالقی گفته:
    مدت عضویت: 2598 روز

    سپاس خدایی که هر چه دارم از اوست

    سلام بر استاد عزیز و مریم جان و همه دوستان

    مریم جان سپاس که این سفر پر هیجبان را دوباره شروع کردید و سپاس خدا که من را به این سایت رهنمون شد.

    من این فایل رو یکسال قبل گوش داده بودم و الان تغییراتم را در درک قانون جذب متوجه میشوم .هنوز اول راه هستم و شیطان خیلی راحت افکار منفی در من ایجاد میکند اما آگاهانه سعی میکنم کانون توجه ام را عوض کنم و به احساس خوب برسم .اینکار هم فقط در سایه ایمان به خدا و سپردن همه کارها به او ایجاد میشود.من برای اینکار قرآن و نماز میخوانم و به یکی از فایلهای استاد مثل جلسه ششم جهان بینی توحیدی یا روی خدا حساب کردن و….گوش میدهم تا بر شیطان پیروز شوم.

    خیلی هم موثر که همه اینها رو اول از خدا و بعد از آموزه های استاد دارم.استاد و مریم جان بینهایت سپاس گزارم..

    در پناه خدا شاد و سعادتمند باشید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 10 رای:
  2. -
    عارفه محمودی گفته:
    مدت عضویت: 1705 روز

    سلام درود بر استاد عزیز وخانم شایسته.

    کانون توجه کنترل ورودی ها اصل اساس وپایه خلق اتفاقات زندگی ماست. که هرکدوم از ما می تونیم رد پای اتفاقاتی که در زندگی مون افتاد باکانون توجه پیدا کنیم و متوجه میشیم که چقدر حقیقت داره و چقدرر دقیق عمل می کنه حالا متوجه میشم چرا استاد اینقدر تاکید داشتن پای درد کسی نشینیم و حتی با خدای خودمون هم درد دل نکنیم و درمورد مشکلات صحبت نکنیم. چون لاجرم داریم فرکانس ناخواسته می فرستیم. چقدر باید در جایگاه شاهد بودن تسلیم بودن تمرین کنم وقتی نجواها و افکار در ذهنم مرور میشن رو فقط نگاه کنم رد بشه تمرکز توجه نکنم.تا بره.نمی دونم میشه اسم شو شیطان گذاشت یا نجواها ذهنی که باید کنترل بشن.تاارسال فرکانس درست رو به جهان هستی ارسال کنم اول هر کاری رو که می خواهی استارت بزنیم سخت اما کار نشد نداره باید جهاد اکبر راه بی اندازم درمورد کانون توجه.هرچقدر که خوب عمل کنم خوب هم نتیجه می گیرم.

    استاد بابت آگاهی هایی که دراین فایل با ما به اشتراک گذاشتید سپاسگزارم.

    خدایا خودت بال پروازم باش.

    ایاک نعبد وایاک نستعین خدایا تنها تورا می پرستم و تنها از تو یاری می جویم.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 11 رای:
  3. -
    مهدی زارعی گفته:
    مدت عضویت: 4284 روز

    عزیزم به اصل مطلب توجه کن !چراهمش دنبال ایرادمیگردید؟آره استادباخودش مصاحبه کرده.حالاکه چی دنبال ایراد میگردی؟من هم به ذهنم رسید اما دلیلی نداره هرچی به ذهنمون رسید بیانش کنیم.چراازاستاد توقع دارید که همه کارها ش طبق یک قانونمندی خاص پیش بره .به نظرمن استاد هرچی داره گذاشته درطبق اخلاص وداره به ما لطف میکنه .سعادتمند وثروتمند باشید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 11 رای:
  4. -
    صدیقه گفته:
    مدت عضویت: 2205 روز

    به نام یگانه قدرت هستی

    قانون جذب چیست؟

    چیز جدیدی نیست، در گذشتگان هم کسانی به این قانون آگاه بودند و به آن عمل می کردند.

    در واقع جهان به فرکانس های ما پاسخ می دهد و مانند همان را در زندگیمان پدیدار می کند.

    به هر چیزی که توجه کنیم

    توجه کردن با

    صحبت کردن

    فکر کردن

    نوشتن

    تجسم کردن

    وارد زندگیمان می شود.

    گاهی ما به پول فکر می کنیم

    اما در واقع به کمبود پول توجه داریم

    و همین باعث میشه کمبود و فقر بیشتری را تجربه کنیم

    یا از روابط عاطفی خود گله مندیم و اگر رابطه ی عاشقانه ای ببینیم تحسین نمی کنیم

    پس روابط عاطفی مون بهتر که نمیشه هیچ، بدترهم میشه

    یا بجای توجه به سلامتی به بیماری توجه می کنیم و نبود سلامتی

    مانند جوش روی صورت و نازیبایی ها

    بنابراین بیماری و نازیبایی را به زندگی مان دعوت میکنیم

    اگر می خواهیم خوشبخت و سعادتمند باشیم باید قانون را درک کنیم و به آن عمل کنیم

    باید حواسمون به کانون توجه مون باشه و آگاهانه زندگی مون رو خلق کنیم

    باید احساس خوبی داشته باشیم در هر لحظه و به زیبایی ها و نکات مثبت زندگی توجه کنیم

    این یعنی سفارش به کائنات که لطفا از همین بیشتر

    باید هر لحظه بر خود آگاه بود و اجازه نداد که توجه از خواسته ها به سمت ناخواسته ها برود

    و همیشه باید ادامه داد تا آخر

    سپاسگزارم برای این آگاهی ها

    سپاسگزارم برای این حضور

    سپاسگزارم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 10 رای:
  5. -
    نرگس گلی گفته:
    مدت عضویت: 2097 روز

    سلام به خوبان

    استاد میخکوب این فایل شدم از دیشب تا الان فکر کنم یه ده باری گوشش دادم و احساس میکنم که کلمه به کلمشو دارم اولین بار میشنوم طوری که باخودم گفتم اینو من شنیده بودم؟ واقعا دارم میفهمم و درک میکنم که هم خدا و جهان سیستمه و هم خودم خالق زندگی خودم هستم چون من به شدت رو این دو مورد اشیل دارم طوری که داشتم گوش میدادم ده بار وسط فایل خوابیدم هی کلافه بودم ولی گوش دادمو گوش دادم گوش دادم تو کاغذ به شکل بازی کشیدمش به شکل نمایش اجراش کردم به شکل ریاضی توضیح دادم به خودم و انقدر برا خودم جا انداختم که تا میخوام حرف بزنم میگم نرگس ببین حرفی که میخوای بزنی قراره چه فرکانسی ایجاد کنه و از اونجایی که تازه این قانونو درک کردم از صبح حرف نزدم😃😃😃و فقط گوش دادمو تمرین کردم و به مرحله اجرا دراوردم چقدر حال کردم با این قانون اگه تمام تمرکزمو بزارم رو این قانون فکر میکنم که بقیه فایلاتون رو راحت تر درک کنم چون زیر شاخه این قانون مهمه بقیه قوانین و منم وقتی قرانو خوندم دیدم که همش این قانون تکرار شده چقدر خوشم اومد که خودم خالق زندگیمم یه جورایی ارامش گرفتم که بازی رو دارم یاد میگیرم و این اتفاق وقتی افتاد که دیشب فقط داشتم دوره دوازده قدم شمارو میخوندم مطالبشو با اینکه دوره رو نخریدم ولی همون نوشته هاش یه تکون عجیبی بهم داد که تصمیم گرفتم یا به عبارتی هدایت شدم به کلیدها اونم جهت دهی اگاهانه به کانون توجه و خدارو شکر میکنم بابتش دمت گرم استاد عزیزم مرد قانون و عمل خداروشکر بابت این سایت و گوش شنوایی که دازم و میشنوم و درک میکنم خدایا شکرت بابت همفرکانسی با شما و رفتن به یک پله بالاتر که باعث درکم شده صد هزار مرتبه شکرت😍😍

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 11 رای:
    • -
      Abby گفته:
      مدت عضویت: 2052 روز

      سلام به دوست عزیز نرگس گل

      خدایا سپاسگزارم برای این هدایت، برای خوندن کامنت این دوست عزیز.

      دوست عزیزم ممنون و سپاسگزارم از شما برای نوشتن این کامنت.

      من در دل این کامنت اون نکته که گفتین ” از صبح حرف نزدم ، فقط گوش کردم و تمرین کردم” .

      من متوجه شدم من فکر میکردم مطالب رو میفهمم ولی برای عمل کردن به اون احساس میکردم باید راجع بهش باید با دیگران حرف بزنم و توضیح بدم. چقدر خوب گفتید که حرف نزدن باعث میشه بیشتر تفکر کنم و عمل کنم. خدایا شکرت از این فهم و درک امروزم. خدایا سپاسگزارم برای بودن در این مسیر و با گوش کردن حرفهای ناب استاد و خواندن متن های بسیار زیبا و عالی و پر از انرژی و محتوای دوستان بسیار عزیزم. باز هم سپاسگزار شما دوست عزیز برای نوشتن این جمله که واقعا برام عالی بود. آرزوی موفقیت و شادی و آرامش بیشتر و بیشتر در این مسیر ناب براتون دارم.

      خدایا سپاسگزارم 🙏

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
      • -
        حسین دانش خواه گفته:
        مدت عضویت: 1016 روز

        به نام خدا

        سلام به دوست عزیزم

        سپاس گذارم که به من یاد آوری کردی که باید عمل کرد به حرف زدن نیست جهان به کلام من کاری نداره به احساس من کارداره به جنس باورهایی که ارسال میشه کار داره پس اگه نتیجه میخایم باید عمل کرد و ادا در نیاورد

        واقعا سپاس گذارم که بهم یاد آوری کردی

        بی نهایت سپاس گذارم

        در پناه خدا شاد و موفق باشید

        میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  6. -
    علی رضا مومنی گفته:
    مدت عضویت: 2223 روز

    سلام به همه دوستان عزیزم و خانواده عباس منش من میخواستم درک خودم را از قوانین توضیح بدم و شرح بدم من حدوداً دوسال است که با مبحث قانون جذب آشنا شدم که آشنایی ام بدون هیچ دعوتی از سوی خود استاد عباس منش بودم اینجوری آشنا شدم که داشتم کانال های جدیدی که داخل ماهواره پیاده کرده بودم برسی بالاو پایین میکردم که فایل دستیابی به رویا هارا اگر اسمشو درست بگم دیدم .

    خوب درک من از قانون اینه که هرکدام از ما انسان ها خالق زندگی و شرایط و موقعیت های زندگی مان هستیم ما هرکدام تمام واقع های زندگی و تجارب زندگی را خلق میکنیم خوب چه جوری با افکارمان .

    هرکدام آزما انسان ها یک دستگاه تولیدکننده انرژی .(حالا اسمش می‌تونه ارتعاش فرکانس امواج و

    . باشه )اما اصل اینکه ما انسان ها داریم یکسری پیام ها درخواست ها خلاصه یک چیزی را به جهان عرضه میکنیم جهان متناسب با این چیزی که می‌فرستیم شرایط و کل زندگی مارا به وجود میآورد

    خوب حالا افکار چیه ؟ که داره زندگی ما را خلق می‌کنه .؟! افکار=گفت وگو ها صدا ها یا صحبت هایی که داریم در هر لحظه با خودمان میکنیم البته در ذهن خودمان .خوب ما میدانیم که یک فکر یه گفت‌وگوی لحظه ای تاثیر بر دنیای ما نمی گذارد آقا یک فکر دو فکر سه فکر تاثیر چندانی ندارد اون چیزی که تاثیر می گذارد باور های ما است (باور =افکارغالب است افکاری است که بیشتر اوقات روز در ذهن ما فعال است یک کلام افکاری بیشتر در ذهن ما جاری است و درحال پخش است گفتم افکار ما گفتوگو‌هایی بودند که در هر لحظه در ذهن مان درحال بخش است . گفت وگو هایی که در هر لحظه با خودمان داریم .حالا باور یک یک ژنراتور تولید فکر است که مدام درحال تولید افکاری ازنوع خودش و از جنس خودش است .باور آفریننده ی تک‌تک اتفاق های زندگی ماست .

    باور ها هستند که کانون توجه مارا کنترل یک کنند باور هستند که می گن کانون توجهت را کجا ببندی باور هاهستند که میگن تو به چی فکر کن وقتی که مثلاً یک منظری زیبا را می‌بینی یا یک دعوا و جروبحث در خیابان را یا یک ماشین گران را یا ..

    خوب این یعنی چی یک مثال میارم من تو خیابان یک بنز آخرین سیستم میبینم و باور شروع می‌کنه درباره این تصویر فکر تولید کردن (عی بابا این پول و ازکحا آورده حتما دزده یا قاچاق مواد می‌کنه .حتما باباش براش خریده رانت داره البته اینم بگم کسی که این باور هارا داشته باشه که پول نیست پول کمه فقط از راه خلاف میشه به ثروت رسید ازاین فکر هارا تولید می‌کنه و حالا خلاف این کسی که باور داره پول معنویه پول ازطرف خداست همه از راه درست به ثروت می رسند یا همه‌ی ثروت مندان ازراه درست به ثروت میرسن یا کلا باور های خوب درباره‌ی پول و ثروت این افکار به ذهنش میرسه چه قدر ماشین زیبایی چه خوشگل ه این نشون میده پول زیاده ثروت زیاد حتما این فرد کلی کارمند داره نون میده .ووو .ازین فکر های خوب درباره‌ی ثروت .)پس باور است که کنترل افکار مارا دردست دارد .

    خوب حالا من چجوری افکارم‌ و باور ها مو چه جوری تغییر بدم که زندگیم تغییر کنه .

    اول باید این رو برسی کنیم که باور ها چه جوری به وجود می‌آیدند تا بتونیم تغییرش بدیم

    یک باور از تکرار بسیار زیاد یه فکر ساخته میشه افکار غالب، افکاری زیاد در طول روز تکرار میشن باور هارا میسازن .

    خوب افکار چه جوری به وجود می آیند افکار از ورودی های ذهن به وجود میان .حالا ورودی ذهن چیه . ورودی ذهن =چیز های که میبینم چیزهایی که میشنویم چیز های که لمس میکنیم صحبت های که باخومان ،دیگران داریم تخیالات و گفتوگو های که در ذهن باخودمام داریم ورودهای ذهن است .برای هرکدام یک مثال میزنم وقتی من یک ماشین را میبینم ذهن شروع می‌کنه به نظر دادن و حرف زدن درباره‌ی اون که این صحبت ها میشه یک فکر میشه یک ورودی ذهن یا یه خبری را می‌شنوم دوباره ذهن شروع می‌کنه به نظر دادن یا گفت و گو کردن درباره‌ی اون که میشه فکر میشه ورودی ذهن. البته بگم این حواس بویایی یا لامسه ورودی زیادی به ذهن نمی‌دن در اصل ورودی های ما آن چیزی های است که میشنویم یا میبینم همان چشم و گوش است .خوب حالا یک چیزرا لمس میکنم یا بو میکنم ذهن شروع می‌کنه به حرف زدن و نظر دادن درباره‌ی اون بو یا اون جسم که میشه یک فکر یاورودری ذهن . خوب پس

    باور از تکرار بسیار زیاد یک فکر ساخته میشه

    فکرها از گفتوگو های ما درباره‌ی چیزهایی که میبینم یا میشنویم یا گفتم گو هایمان درباره‌ی خاطرات تخلایت داریم ساخته میشوند .

    درنتیجه باور ها از تکرار بسیار زیاد ورودی های ذهن درباره یک موضوع خاص به وجود می آید

    .

    حالا یک نکته ریز اگر ما قصد تغییر باورهاداربم باید آگاهانه شروع کنیم به تغییر گفت وگو های ذهنی در مورد مسائل مختلف .

    چون باورهای ما ناآگاهانه در هر لحظه درحال تولید گفت وگو های ذهنی در مورد مسائل مختلف است

    مثال من این باور را دارم که نمی شود از راه درست و حلال به ثروت و پول زیاد رسید این باور ناآگاهانه شروع می‌کنه به حرف زدن در مورد یک فرد که ماشین خونه یا پول زیاد داره .

    (دزده قاچاق یه ….)

    خوب من این باور را دارم می‌خوام تغییر بدمش من آگاهانه شروع میکنم به گفت وگو ذهنی باخودم (این فرد آدم خوبیه عجب ماشینی چه قدر ثروت زیاده و. …)

    و این کار را باید زیاد تکرار کنم این میشه تغییر باور .

    بالا گفتم که باور ها هستند که کانون توجه مارا کنترل میکنن حالا می‌خوام کانون توجه را بگم چیه کانون توجه = صحبت های که در هر لحظه درمورد موضوع های مختلف در ذهن داریم

    من یک ماشین زیبا را میبینم باور یا باعث میشه من کلا به ماشین توجه نکنم یا گفتو گو هایی بد موردش داشته باشم

    یا دارم از کنار منظریه ی زیبا رد میشم باور باعث میشه که یا توجه کنم سریع رد بشم یا کلا توجه نکنم اگه باور خوبی نداشته باشم مثلاً توجه نکنم بگم خدایا شکرت که چه زیبا است چه قشنگه ووو.

    باور عینکی است که ما با آن دنیا را میبینم درمورد همه مسائل

    .

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 10 رای:
  7. -
    ناهید رحیمی تبار گفته:
    مدت عضویت: 1413 روز

    به نام خداوندی که گفتارش درست وکردارش راست است.

    سلام به استادعزیزوگرامی خودم .

    جهت دهی آگاهانه به کانون توجه.

    واااااای چقدلذت بردم ،عجب فایلی بود.دورت بگردم استادعزیزم که بعضی ازفایلهات راباطلاهم بنویسن،بازکمه .

    انقدکه باارزشن .جمله به جملش محشربود،بعضی ازصحبتاتون ، واقعن توذهن آدم غوغابه پامیکنه.

    دمتون گرم .

    ندیدم و نشنیدم ، کسی مثل شما،انقدقشنگ وواضح وشیواوخیلی ساده قانون جذب راتوضیح بده .

    برای من که خیلی جالب ودلنشین بود.

    استادگفتن ،مادرهرلحظه ،فرکانسهایی به جهان ارسال میکنیم و جهان هستی مطابق اون فرکانس ،محیط وشرایطی را برای مامهیامیکنه .وگفتن ،این نهایته ،عدالته .

    استادعرض کردن که به هرآنچه توجه میکنیم ،درواقع داریم اون موضوع راخلق می کنیم .

    استادتوجه بافکرکردن راجداازهم تفکیک کردن .

    وگفتن،فکرخوبه ،بایدببینیبه چی داری فکرمیکنی . اگرفکرزیادمیکنیم درموردموضوعات وبعدشاکی هستیم که چرارخ نمیده ،این ایرادازخودماس.مابه چیزی که توجه میکنیم ازهمون جنس ،اتفاق راخلق میکنیم حالااین توجه مامیتونه شنیداری باشه ،یادیداری .

    وهمه ی این توجهات ،ازطریق احساس خوب وبدما،نشون داده میشن .اگه توجهاتمون بااحساسات خوبی ،همراهه،ینی داریم یه قدم به خواسته هامون نزدیکترمیشیم .

    وقتی احساساتمون خوب باشه خودبه خود،تومسیری قرارمی گیریم که ناخودآگاه به اون سمت حرکت میکنیم .

    به نظرم کاملادرسته ،بامروری به اتفاقاتی که برامون افتاده ،متوجه میشیم که کجای کاریم .!آیا درست عمل کردیم ؟آیاتوجهاتمون به چیزای مثبت وخوبی بوده؟

    اگه جوابمون مثبته که هیچ .

    ولی اگه جوابمون منفیه ،بهتره ،بیشترروی خودمون کارکنیم .

    در طول روزخیلی ازافکارهاورفتارهای ما،ناآگاهانه ،بدون اینکه خودمون متوجش باشیم ،ماراازخواسته هاواتفاقات خوب دورمیکنه .

    راحت به هرچی که بخاییم نگاه میکنیم ،درموردخیلی چیزای منفی صحبت میکنیم .گاهی به چیزهای ناجالبی که نبایددقت کنیم ،دقت میکنیم .خیلی وقتها ناراحت، موضوعات ومسائلی میشیم که اصلن ارزشش رانداره وفقط طبق عادتهای قبل ،خوشمون میادالکی ،درگیریه موضوعی باشیم .

    خداروشکرکه الان یادگرفتیم ،آگاهانه فکرکنیم وتوجه وتمرکزبه چیزی داشته باشیم .

    ازخبرهاوهرچیزی که حالمونو،بدمیکردواحساس بد،بهمون میداد،دوری میکنیم .

    سعی میکنیم درموردچیزهایی که میخایم صحبت میکنیم نه ناخواسته هامون .

    ازوقتی پی بردیم که هیچ کس تواتفاقاتی که برامون میفته،مقصرنیس الی خودمون .خب طبیعیه که نکاتی را که استادمیگن رارعایت کنیم .تاهمه چیزطبق استاندارد مارخ بده.

    اگه من اتفاقات راخلق میکنم ،دوست دارم چیزای خوبی راخلق کنم که بهم آرامش وسلامتی وخوشبختی وثروت بده .

    تنها کاری که باید بکنم اینه که درهرلحظه حواسم باشه که چ فرکانسی رادارم به جهان میفرستم .به خاطر خودمم که شده ازموضوعاتی که ناجالب ویاناخوشایندهستن ،اعراض ودوری کنم .وبدون توجه بهشون ،ازشون بگذرم .نترسیدهیچ اتفاق خاصی نمیفته .ازهیچ چیزی هم عقب نمیوفتید.نمیخادتوهرکاری مداخله داشته باشیدوبرای هرچیزی احساس ازخودتون نشون بدید.که موردتاییدبقیه ،قراربگیرید.

    سعی کنیدمتفاوت بابقیه باشید.دریک کلام احساس خوب رابه هر طریقی توخودتون حفظ کنید.

    زرنگ باشیدواگه برعکسش رخ داد،مچ خودتونوبگیریدواصلاحش کنید.

    برام جالب بود که استادگفتن ،کل قرآن طبق قانون جذب صحبت شده .حالاکه دقت میکنم ،میبینم کاملادرست میگن .ماتاحالا، دقت وتوجهی نکرده بودیم که متوجه ی،اصل به این مهمی بشیم .

    ضرب المثل استادهم جالب بود که (مارازپونه بدش میاددرخونش سبزمیشه).

    واقعن ماباافکاروباورهاوتوجهاتمون ،خیلی راحت نازیبایی هایی رابه زندگیهامون دعوت میکنیم .پس خیلی بایددقتم کنیم ببینیم چی به جهان ارسال میکنیم وقراره چی دریافت کنیم .

    چیزسختی نیس ،باکمی دقت وتمرین ،میتونیم بش غلبه کنیم ویادبگیریم که فقط زیبایی هاونکات مثبت هرچیزی راببینیم .

    اگه شکستهاوناکامیهاواتفاقات بدزندگیمون رابه یادبیاریم ،حتمن متفاوت عمل میکنیم چون دیگه حوصله ی اون همه دردسرها وعذابهارا،نداریم .

    کلاممون خیلی مهمه ،اینکه چی توذهنمون میادوچی ازدهنمون خارج میشه ،خیلی مهمه .

    استادگفتن جهان جبرنیس ،وچیزی تحمیلی به ماوارد نمیشه .

    جهان یک سیستمه که فقط پاسخ میده به هرآنچه من وشمابهش توجه داریم وانجامش میدیم.

    باپی بردن به این اصل ،چقدرازرنجشهاوتوقعاتمون ازخداوندودیگران ،رفع شد،چون همیشه یه نفرو،داشتیم که تقصیرهارابه هر دلیلی ،گردنش بندازیم .درواقع توجیه وبهانه های زیادی برای اتفاقاتی که برامون میفتاد،داشتیم .

    خداروشکرکه آگاهیمون بالاتررفته ،انشالله که هرروزبیشتروبیشترازروزقبل هم میشه .

    ازخداوندسپاسگزارم که منوتواین مسیرقرارداد

    .ازاستادعزیزم که بااستدلالهای خوب وقشنگش کمکمون کرده،وماراوارددنیای تازه ای کردن ،هم بینهایت تشکر میکنم .

    سپاس به خاطروجودشون .

    خیلی عزیزن، خداحفظشون کنه درهمه حال .

    استادجونم عاشقتم .

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 11 رای:
  8. -
    سعید صادق زاده گفته:
    مدت عضویت: 1440 روز

    سلام بر استاد نازنین

    سلام بر دوستان خوب خودم

    من در هر لحظه در حال ارسال فرکانس به جهان هستی هستم

    به هر چیزی توجه می کنم ریشه همان جنس وارد زندگی من می شود

    باید این نکته را من هزاران بار گوش بدهم و هزاران بار بشنوم و با خودم تکرار کنم

    پس این بسیار مهم است که من به چیزی فکر می کنم

    نکته اینجا است که من وقتی به چیزی فکر می کنم و احساس من خوب می شود این بدان معنی است که من راه درست را انتخاب کرده ام

    و مهم این است که باید توجه کنم به آنچه که می خواهم و نشانه آن داشتن احساس خوب است

    من با ارسال فرکانس های خوب خودم به جهان هستی اتفاقات خوب را به زندگی خودم دعوت می کنم

    از همه مهمتر اینکه می توانم با ارسال این فرکانس ها در جهت باورهای خوب خودم باشد و به این ترتیب من بهترین را برای خودم رقم می زنم و مسیر رسیدن به خواسته خودم را نزدیک و نزدیک تر می کنم

    واقعا این فایل را ده ها بار هم نگاه کنم باز کم است

    جبری در این جهان وجود ندارد

    همه چه است بخاطر باورها و افکار و فرکانس های خود من است

    یکی از بی نظیرترین فایل هایی بود که شنیدم

    ممنونم استاد مهربان

    ممنونم خدای خوب خودم

    سپاس از خدای فراوانی ها

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 10 رای: