این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.
https://tasvirkhani.com/fa/wp-content/uploads/2020/08/abasmanesh-25.gif8001020پشتیبانی سایت/fa/wp-content/uploads/2015/12/logo-with-title-340x85.pngپشتیبانی سایت1970-01-01 00:00:002025-12-05 19:56:12جهت دهیِ آگاهانه به کانون توجه
اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
به نام پروردگارمهربانم وسپاسگزار ش هستم به خاطر تک تک نعمتها وداده ها ونداده هایش
تشکر میکنم از استاد بزرگوار ومریم بانوی شایسته
بخاطر عشقی که به دیگران دارند..
حقا که تفاوتی عظیم است بین شنیدن فایل ها وعمل کردن به آن ها…
من سه ماه بودکه فقط فایل ها را گوش میکردم و
وگوش میکردم وگوش میکردم ودر حین گوش کردن فایل ها رابه دوستانم معرفی می کردم وکم کم متوجه شدم فقط دانشم زیاد شده ولی تغییر مثبتی را حس نکردم… به دو دلیل اول اینکه متعهد نشدم برای عمل به شنیده ها ودوم اینکه تمام تمرکزم معرفی کردن استاد وفایل هایش به دیگران بود که این کارم پیامدهای منفی داشتـ.. با اینکه چندین بار استاد تاکید کردند که تنها با تغییر زندگی ونتایج تان میتوانید مسیر را به دیگران معرفی کنید
ولی من به این تکامل نرسیده بودم…
بالاخره هدایت شدم به فهرست تک صفحه ای فایل ها و متعهد شدم از فایل یک دوباره شروع کنم…
این شروع کجا وشروع سه ماه قبل کجا
این بار با کلی تجربه والبته تعهدی جانانه شروع کردم وجالب اینجاست که من چیزهای خیلی جدیدی از فایل ها دریافت کردم واین بینظیر است…
دوست داشتم از خودم رد پایی بگذارم و تجربیاتم را در میان بگذارم..
Thomas Edison invented many things, but his work was not easy. On December 10, 1914, in the evening, a massive fire broke out in his laboratory at West Orange, New Jersey. Edison was called and quickly rushed to his lab.
توماس ادیسون چیزهای زیادی اختراع کرد، اما کار او آسان نبود. در 10 دسامبر 1914، در هنگام غروب، آتش سوزی گستردهای در آزمایشگاه او در وست اورنج، نیوجرسی رخ داد. ادیسون را صدا زدند و او سریع به آزمایشگاهش رفت.
The fire was so fierce that it burned more than half of the laboratory. It was very hard to put out.
آتش به حدی شدید بود که بیش از نیمی از آزمایشگاه را سوزاند. خاموش کردن آن کار خیلی دشواری بود.
Edison stood and watched his years of research work burn to ashes. Everyone was worried that Edison would not be able to recover from this shock.
ادیسون ایستاده بود و سالها کار تحقیقاتیاش را تماشا میکرد که تبدیل به خاکستر میشد. همه نگران بودند که ادیسون نتواند از این شوک خلاص شود.
But instead Edison peacefully walked over to his son and told him, “Go get your mother and all her friends. They’ll never see a fire like this again.”
اما در عوض ادیسون با آرامش به سمت پسرش رفت و به او گفت: «برو مادرت و همه دوستانش را بیاور. آنها دیگر هرگز آتشی مانند این را نخواهند دید.»
His son couldn’t believe it. Edison went on to say, “It’s all right. We’ve just got rid of a lot of rubbish”
پسرش باورش نمیشد. ادیسون ادامه داد: «همه چیز خوب است. ما فقط به تازگی از شر بسیاری از زبالهها خلاص شدهایم.»
“Although I am over 67 years old, I’ll start all over again tomorrow.”
«اگرچه من بیش از 67 سال سن دارم، اما فردا همه چیز را از نو شروع خواهم کرد.»
True to his word, the very next day Thomas Edison got to work rebuilding the lab.
درست همانطور که قول داده بود، روز بعد توماس ادیسون مشغول بازسازی آزمایشگاه شد.
To do incredible things, we need to be resilient enough to bear disaster and setbacks. Resilience means to get back up when we’ve had setbacks. We’ve got to love what we do in life.
برای انجام کارهای باورنکردنی، باید به اندازه کافی انعطاف پذیر باشیم تا بتوانیم فاجعه و شکست را تحمل کنیم. انعطافپذیری به این معناست که وقتی با شکست مواجه شدیم دوباره بلند شویم. ما باید کاری را که در زندگی انجام میدهیم دوست داشته باشیم.
occurs. Because of Edison’s positive thinking, he was able to start working again even with setbacks and create so many useful inventions.
ما باید در هر اتفاقی که رخ میدهد، شادی را پیدا کنیم. به دلیل مثبت اندیشی ادیسون، او حتی با مشکلاتی که داشت دوباره شروع به کار کرد و اختراعات مفید زیادی خلق کرد.
Edison’s life teaches us that everyone has challenges, but if we don’t lose hope and remain confident enough, we can move mountains.
زندگی ادیسون به ما میآموزد که همه چالشهایی دارند، اما اگر امید خود را از دست ندهیم و به اندازه کافی اعتماد به نفس نداشته باشیم، میتوانیم کوهها را جابجا کنیم.
Remember Thomas Edison next time you have something difficult happen to you and you wonder if you can keep going.
دفعه بعد که اتفاق سختی برایتان افتاد و فکر کردید که آیا میتوانید ادامه بدهید یا نه، توماس ادیسون را به خاطر بیاورید.
تمامی کسانی ک صبح ک از خاب بلند میشن ایمان رو انتخاب میکنن من یه موضوعی رو خیلی خوب درک کردم عزیزای دل این موضوع این هست که ذهن شما روی منفی کوک شده و شما باید صبح ک از خاب بیدار میشین ایمان رو انتخاب کنین بلااستثنا هروز صبح باید ایمان رو انتخاب کنید دوستان توجه داشته باشین که ایمان انتخابی هست و شما باید ایمان رو انتخاب کنید امیدوارم ک موفق باشید در تمامی مراحل زندگی
-قانونی است که سالهای سال تمام افراد موفق و بزرگ مانند حضرت علی و یا مولانا آن را می دانستند و در قرآن بارها و بارها از آن سخن گفته شده است
-قانون جذب کاملا مطابق با عدل الهی است
موضوعی که قانون جذب به وضوح آن را بیان می کند:
*ما هر لحظه در حال ارسال فرکانس هایی به جهان هستی هستیم
*جهان هستی اتفاقات شرایط موقعیت ها و افرادی هماهنگ و هم سنگ با فرکانس های ارسالی ما را برای ما به وجود می آورد
*جهان مانند سیستم عمل کرده اطلاعات و فرکانس ها ی ما را دریافت و
مطابق با آن فرکانس ها و اطلاعات،موقعیت ها و شرایط را برای ما به وجود خواهد اورد
قانون جذب به معنای:
-فکر کردن صرف به خواسته و رخ دادن اتفاقات نیست
بلکه به این معناست که:
*به هر چیزی توجه کنیم ریشه و اساس آن را در زندگی خود به وجود می آوریم
بنابراین:
زمانی که به موفقیت توجه داریم:
-از جنس همان را بیشتر و بیشتر در زندگی خود به وجود می آوریم
توجه می تواند شامل:
فکر کردن صحبت کردن نوشتن شنیدن تجسم کردن باشد
اگر به خواسته های خود فکر می کنیم اما:
توجه ما بر بدی ها و ناخواسته هاست از اساس آن را جذب می کنیم
چگونه متوجه شویم توجه ما بر خواسته هایمان است یا ناخواسته ها؟
از احساسمان
مهم ترین نکته برای درک بهتر قانون جذب این است که:
احساس ما تعیین کننده تحقق خواسته هایمان است
اگر به ثروت فکر می کنیم:
باید احساس خوبی داشته تا به ثروت دست یابیم
اگر به ثروت فکر کرده : حسادت می کنیم ناراحتیم غمگین هستیم حرص و عجله داریم در حال توجه به کمبود پول نه فراوانی آن بوده و به تدریج ثروت خود را از دست می دهیم
اگر به روابط عاشقانه فکر می کنیم:
به افرادی که روابط عاشقانه دارند: حسادت می کنیم از دیدن آنها ناراحتیم غصه ی نداشتن رابطه عاطفی را می خوریم در حال توجه به نبودن این روابط هستیم و از جنس همان را وارد زندگی خود می کنیم
بنابراین اگر به دنبال تحقق خواسته های خود هستیم:
*باید به آنها توجه کنیم
نشانه ی توجه به خواسته ها:
*داشتن احساس خوب است
زمانی که با احساس خوب به خواسته های خود توجه داریم:
*ایده هایی به ما الهام شده که با عمل کردن به آنها در نهایت به خواسته های خود دست میابیم و
*افراد شرایط موقعیت ها اتفاقات لاجرم به سمت ما برای تحقق خواسته هایمان هدایت می شوند
باید:
*قانون جذب را جزئی لاینفک از زندگی خود با تکرار و تمرین فراوان و مداوم تا ابد قرار دهیم
*زمانی متوجه می شویم این قانون جزئی از زندگی ما شده است که حتی در خواب هم از آن استفاده کنیم
*زمانی که این قانون جزء لاینفک زندگی ما شود به تمام خواسته ها و اهداف خود به تدریج دست میابیم
*قانون جذب در قرآن به شکل افعال مضارع بیان شده است که به معنای فرکانس است
*زمانی که فرکانس ها به صورت مداوم و پایدار تکرار شوند نتایج در زندگی ما رخ می دهند
*ما همواره در حال تولید فرکانس ها با افکار خود هستیم بنابراین همواره بررسی کنیم چه افکاری به جهان هستی ارسال می کنیم؟
اگر همواره در حال توجه به نکات منفی هستیم:
-از جنس همان اتفاقات و شرایط را برای خود به وجود خواهیم اورد
اگر همواره در حال توجه به نکات مثبت سپاسگزاری به خاطر آنها و داشتن احساس خوب باشیم:
-از جنس همان اتفاقات و شرایط را برای خود به وجود می آوریم
به همین دلیل باید:
*همواره مراقب کانون توجه خود باشیم
قانون:
ما با باور و فرکانس های خود در هر لحظه اتفاقات زندگی خود را رقم می زنیم*
ممکن است ارسال فرکانس ها به جهان هستی به صورت ناآگاهانه باشد بنابراین آگاهانه مراقب ورودی های ذهنی خود باشیم
*برای خود ارزش قائل باشیم و بخواهیم با کنترل ذهن و ورودی ها شرایط دلخواه زندگی خود را خلق کنیم
*حواسمان باشد در هر لحظه:
-به چه چیزی توجه داریم
-حرف های چه کسی را می شنویم
-در مورد چه چیز صحبت می کنیم
-به چه چیزی فکر می کنیم
مهم تر از همه:
*در هر لحظه چه احساسی داریم؟
اگر احساس بدی داریم:
-اتفاقات بد را برای خود به وجود می آوریم
اگر احساس خوبی داریم:
-اتفاقات خوب را برای خود به وجود می آوریم
هر زمان احساس خوب لذت و شادی داریم بدانیم:
در حال رقم زدن اتفاقات خوب و مثبت به نفع خود هستیم
افراد موفق به خوبی می توانند:
-احساس خود را خوب نگه دارند
-دیدگاه و باورهای خود را تغییر دهند
-زاویه ی نگاه خود را به مسائل تغییر دهند
-نتایج متفاوت از عموم جامعه کسب کنند
-آرامش امید و احساس خوب هنگام مواجه با تضادها و چالش ها داشته باشند
نمیدونم دقیق چی باید بگم مدت کوتاهی ست توسط ی دوست عزیز به این گروه پیوست خوردم و خیلی خوشحالم از این اتفاق هرچند که تقریبا دو سالی هست کلا مسیر زندگیم عوض شده و تو ی مدار دیگه قرار گرفتم .دقیق یادم نمیاد چی باعث شد ولی ی آن به خودم اومدم دیدم تو پله هشتادم ی رابطه ی عاشقانه با خدا هستم ولی نمیدانم چرا.ی آن به خودم اومدم دیدم کمتر از ی سال ۷۰ برابر درامدم زیاد شده چی باعث شده نمیدونم اما به وضوح میدانم این وسط من هستم و خدا …و ی رابطه خیلی قشنگ ..باورتون نمیشه ولی تمام این مدت فقط دارم با ی نفر صحبت میکنم اونم فقط خداست .حتی همین دیشب ی ان دیدم از خواب پریدم و دائم میگم خدایا سپاس گذارم که مواظب منی سپاس گذارم که حواست بهم هست سپاس گذارم که شیطان رو ازم دور میکنی نمیدونم چرا این حرفارو میزدم ولی دیگه شده زندگیم.گاها پیش میاد ی آن به خودم میام میبینم ساعت هاست دارم باهاش حرف میزنم و گریه میکنم .بعضی مواقع باورم میشه خدا پدرمه خدا مادرمه خدا داداشمه و خیلی جاها خدا خواهرمه.شاید جالب نباشه اما دلم میخواد فقط مال خودم باشه فقط مال خودم.
اما خیلی از خدا ممنونم که ی دوستی سر راه من قرار داد که به خانواده شما پیوست بخورم .
و من اسم خدا رو گذاشتم خدای معجزه هااا.چون هر دم فقط برای من معجزه کرده الهی دورش بگردم من.
برای تک تک شماها فقط میتونم معجزه خدارو طلب کنم …لحظه هاتون پر از یاد خداوندگاری
این رو استاد درفایل روز قبل گفته بود و من امروز در عمل اجراش کردم امروز بیخیالتر شدم نسبت به مسائل زندگیم و شادتر بودم و به هر مسئله ای جوری نگاه کردم که فان باشه و میخندیدم و اطرافیانم هم باهام هم مدارمیشدن و میخندیدن .امروز کمتر همه چیو جدی گرفتم ..بیشتر تفریح و گشتوگذار کردم و لذت بردم از محیط اطرافم از هوای خوب و خیابون و بازار شهرم. واقعا امروز بیشتر درک کردم که کانون توجه چه غوغایی به پامیکنه!! اصلا فکرشونمیکردم در این حد تاثیر گذار باشه.حالا که فهمیدم ، میخوام بیشتر این قانونو رعایت کنم چون خیلی لذتبخشه.میخندی و دنیا بهت میخنده.واقعاجالب بود امروز هیچ غمی به خودم راه ندادم و دیدم چطور احساسم بهتروبهتر شد و هیچ اتفاق بدی برام نیفتاد و قانون احساس خوب مساوی است با اتفاقات خوب برام کار کرد و تااخر شب کلی کارای بامزه کردیم و خندیدیم خیلی وقت بود این همه از ته دل نخندیده بودم.
روسری خریدم و اومدم خونه بعد فهمیدم کمی زدگی داره و بدون اینکه نگران این باشم ایافروشنده اونو تعویض میکنه یانه رفتم واحساسم هم خوب بود چون تااون ساعت لحظات شادی رو داشتم و کانون توجهم رو نکات مثبت بود ،فروشنده به راحتی تمام اونو تعویض کرد و جالبه وقتی داشتم از مغازش میومدم بیرون اویز کوچک روسری تودستم مونده بود و حواسم بهش نبود وقتی اومدم بیرون دیدم عه اینو باخودم کجا دارم میبرم 😂رفتم پسش دادم و دوباره کلی خندم گرفت واون فروشنده هم خندید..
کنترل کانون توجه خییییلی زیاد مهمه. گاهی نمیتونم توجهمو بزارم رو موج مثبت و میفهمم که هرتلاش فیزیکی میکنم انگار دارم درجا میزنم ..مثل این میمونه که نمیتونم حالمو خوب کنم بعد میام باعامل بیرونی مثل یه کار فیزیکی میخوام حالمو خوب کنم !! واین اصلا راه درستی نیست چون منو به نتیجه دلخواه نمیرسونه..
بعداینهمه روز عضویت بااینکه بارهاوبارها ازاستاد شنیده بودم همه چیز باوره و باور با تکرار افکار بوجودمیاد و افکار همون ورودیهای ماهستن ؛یعنی انچیزی که هرلحظه میبینیم ومیشنویم و بادیگران حرف میزنیم و وقتی تنهاییم انچیزی که در مغزمون صحبت میکنه ..بااینحال لِمه کار خیلی وقتا از دستم رفته و مدتی طول کشید تا دوباره بیام تومسیر و سرعت بگیرم .وقتی مدتی از اگاهی ها فاصلا بگیری ،انگار مدتی زمان میبره تادوباره بیای تومسیر و بخوای سرعت بگیری اما وقتی سرعت بگیری دیگه رفتی …!!و اینجاس که باااااید هرلحظه به خودت رنج دوری از مسیرو گوشزد کنی تا ذهنت جرئت نکنه به سمت تنبلی بره ..!!من دراین مسیربودم و یکبار ازش دور شدم و سیلی های ابدار از جهان خوردم و میدونم چه دردی داره میدونم برگشتن حسهای بد بخاطر کنترل نکردن ذهنت و ورودیها چه بلایی سرت میاره ؛اومدن بیماریهای قبلی ، افکار الوده ، ادمای منفی ، خلق وخوی بد ، روابط نامناسب ،بی پولی ، عزت نفس پایین ووو…..خلاصه جهان این تضادهارو بهت میده تا دوباره برگردی سرمسیر و فقط در جهت مثبت و رشد قدم برداری این برنامه خداونده نیرویی که کل همه چی رو خلق کرده ؛از هیچ …از نیروی خودش و از روح خودش
کنترل کانون توجه خییییلی زیاد مهمه. گاهی نمیتونم توجهمو بزارم رو موج مثبت و میفهمم که هرتلاش فیزیکی میکنم انگار دارم درجا میزنم ..مثل این میمونه که نمیتونم حالمو خوب کنم بعد میام باعامل بیرونی مثل یه کار فیزیکی میخوام حالمو خوب کنم !! واین اصلا راه درستی نیست چون منو به نتیجه دلخواه نمیرسونه..
گفتم دید گاه خودم رو در این باره بیان کنم:
زمانی که من حالم از دورن خوب نباشه با خودم و بخام واسه خوب شدن حالم به بیرون از خودم رجوع کنم اون موقع من میشم مشرک و این از دید من عین شرک هست
مثلا کسانی که سیگار می کشن مشروب میخورن اونا حالشون خوب نیست از نظر من از دورن حالشون خوب نیست و میخان با مشروبات حال خودشون رو به عنوان مثال خوب کنن
هر چیزی که بیرون از من باشه و من زمانی که شرایط به ظاهر سخت میشه و بخام برم سمت اون حالا گیریم یه نخ سیگار اون از دید من عین شرک هست
چون من باید این توانایی رو در خودم ایجاد کنم که بدون رجوع به عوامل بیرونی در شرایط به ظاهر سخت با تغییررر نوع زاویه دید با تغییر نوع نگرش با این نوع موارد حال خودم رو احساسم رو به سمت خوب جهت بدهم و تسلیم باشم به معنای واقعی
سلام حسین عزیز ممنونم که نظرت و به اشتراک گذاشتی ، و به من یاداوری شد که احساس خوب رو همواره باید خودت در درونت ایجادش کنی نه بوسیله عامل بیرونی ؛ من بااینکه در دوره 12قدم هستم اما مدتی بود این نکته رو فراموش کرده بودم و داشتم زورمیزدم اما بااینحال اونقدری که باید حالم خوب نبود چون حال خوبم و به نتایج گره کرده بودم وچون نتایج بزرگ هنوز نگرفتم احساسم بدوبدتر شده بود … باید به خودم بیام ؛ ادم هرچی به خواسته های کوچکش میرسه خواسته های بزرگتر سرباز میکنن واگه نتونی ذهن و کنترل کنی ، حس کمبود خودش و جا میکنه در قلبت و احساس بدمیشه و … پس داشتن احساس خوب در همین لحظه بدون عوامل بیرونی مثل سیگار یامشروب یا قرص ، وحتی بدون دردست داشتن نتایج عالی ، باید داشته باشم تا اززندگیم لذت بیشتری ببرم . من در این دام افتاده بودم ممنونم که این نکته رو یاداوری کردی دوست خوبم
اتفاقاتی برام افتاد که با کنار هم چیدن پازل این اتفاق ها و خوندن فکر خدا به این فکر افتادم که دوباره و برای چندمین بار بیام بشینم فایل های دانلودی رو از قدیمی ترین دونه دونه دوباره مرور کنم.
همیشه این کارو میکردم و تمام فایل های رایگان رو تو لپتاپ دارم و همیشه میدیدمشون و به قولی قانون رو برای خودم مرور میکردم و باور هامو تقویت میکردم.
تا این چند وقت که بنا به دلایلی یه خورده شل گرفتم و نتایج هم به همین نسبت کمرنگ تر شد.
البته خودم هم میدونستم که ایراد از همین کنترل نکردن ورودی های ذهنمه و غافلگیر نبودم و نیستم.
خلاصه که تصمیم گرفتم از قدیمی ترین فایل بشینم ببینم و اینبار بیام کامنت هم بزارم تا هم رد پایی از خودم به جا بزارم ، هم به انتشار آگاهی ها با مثال هایی از خودم کمک کنم و هم به کمک دوستان باگ ها و ترمز های مخفی که خودم نمیبینمشون رو شناسایی و رفع کنم.
🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃
قطعا همینطوره که ما انسان ها ، به عنوان دستان خداوند ، در هر لحظه در حال ارسال فرکانس هایی به جهان هستی هستیم و جهان به فرکانس های ما واکنش نشون میده و اتفاقات و شرایط و موقعیت ها و افراد و فرصت هایی هماهنگ با فرکانس ارسالی ما را برای ما بوجود میاره ، یا مارو تو مدارش قرار میده و لاجرم ما با انها برخورد میکنیم.
🌧️💸🌧️💸🌧️💸🌧️💸🌧️💸🌧️💸🌧️💸🌧️
حالا من باید سعی کنم به هر چیزی که توجه میکنم به نقطه ای از اون موضوع توجه کنم که در راستای خواسته های من باشد.
اگه دارم به پول ، سلامتی ، روابط یا هر آنچه که میخوام ، در حال توجه کردن باید حواسم باشه که به زیاد بودن آن و فراوانی آن توجه کنم ، به راحتی بدست آوردن اون توجه کنم ، به امکان پذیر بودن اون توجه کنم و …
اگه دارم به پول توجه میکنم و احساساتی مثل حرص ، طمع ، حسادت و ناتوانی سراغم بیاد ، این نشون میده که دارم به کمبود پول توجه میکنم.
اگه دیدن رابطه ی عاطفی دو نفر که خیلی با هم خوبن منو اذیت میکنه این یعنی من به کمبود و نداشتن اون دارم توجه میکنم و فک میکنم که من نمیتونم همچین چیزیو تجربه کنم و یا خودمو لایق نمیدونم و …
و اگه دارم به مشتری های خوب و دست به نقد و قرارداد های خوب و سودآور همکارم توجه میکنم و احساسم بد میشه به این معناست که به کمبود مشتری و اون موقعیت های پول ساز دارم توجه میکنم و در واقع این فرکانس رو دارم به جهان میفرستم که دیگه از این مشتری ها و فرصت ها برای من نیست و جهان هم همین رو بهم ثابت میکنه.
البته که میشه جوری به قضایا نگاه کرد که به احساس بهتر رسید.
مثلا با خودم بگم وقتی همکارم تونسته همچین مشتری های دست به نقد و خوبی داشته باشه ، پس قطعا من هم میتونم.
وقتی دو نفر باهم رابطه ی عاشقانه دارن پس من هم میتونم.
وقتی فلانی تونسته تو فلان زمینه موفق بشه پس من هم میتونم.
و تحسینشون کنم ، تحسین کنم موفقیت اونها رو ، تحسین کنم خوشبختی اونها رو و براشون آرزوی موفقیت و خوشبختی بیشتر بکنم.
البته من تو این زمینه خداوکیلی ضعف ندارم و اصلا به هیچکس حسادت نمیکنم.
ولی اینم نوشتم که یه یادآوری به خودم کرده باشم.
پس نتیجه میگیریم که احساس ما داره به ما میگه که داریم به خواسته هامون توجه میکنیم یا به ناخواسته هامون.
اگه احساس خوبی داریم یعنی اتفاقات خوبی در آینده نه چندان دور برامون رقم می خوره و بالعکس.
حتی در موضوع روابط هم ما با توجه به ویژگی های مثبت طرف مقابل ، میتونیم از همون جنس ویژگی ها در همون فرد و یا افراد دیگر بیشتر ببینیم.
واقعا باید خیلی مراقب ورودی ها بود چون تمام اتفاقات بلااستثنا توسط فرکانس هامون رقم میخوره و من دیگه اینو به به شدت بهش ایمان دارم که این هست و جز این نیست.
در مورد باور های ثروت آفرین من هر روز باور هایی که در راستای خواسته هام بود رو مینوشتم و واقعا اتفاقات فوق العاده ای برام افتاد.
درآمدم خیلی زیاد شد جوری که کمتر کسی میتونست بپذیره من چجوری انقد راحت پول در میارم ، فرصت ها و موقعیت های خوبی سر راهم قرار میگرفت ، با آدم های با کیفیت تر ارتباط برقرار کردم و نیرو های کاری خوبی که واقعا دستی از دستان خدا بودن بهم کمک کردن و کارهامو انجام دادن (کارمندان خوب و سود آور)
و کلی اتفاق خوب که آبشخور همشون کار کردن تعهدی رو باور هام و گوش کردن بی چون و چرا به فایل های استاد بود.
به جرات میتونم بگم من روزانه ۳_۵ ساعت فایل های رایگانو میدیدم و هر روز از هر جهت بهتر میشدم .
خلاصه اونقد نعمت تو زندگیم اومد و اونقد پر شدم از این حس خوب که که خودم خالق زندگیم هستم که احساس فوق العاده ای داشتم.
هنوزم وقتی که بهش فک میکنم حالم خیلی عوض میشه چون بهم یاد آوری میشه که قانون جواب میده .
ولی به خاطر تعطیلات یه خورده دور شدم و ازش فاصله گرفتم و به قولی بهونه آوردم و نتایج هم عوض شد.
(منظورم اینه که نتایج تو یه لول ثابت موند و رو به پیشرفت نیست ، نه این که همه چی داغون بشه. البته که اگه الان دوباره پشت گوش بندازم داغون هم میشه)
الان میتونم بگم که اشتباه من این بود که به دلیل بهونه ی الکی از کار کردن روی خودم دست کشیدم و اینم میدونم که اگه از همین الان دوباره برگردم به مسیر (که اینکارو کردم) خداوند رو توبه پذیر مهربان و سریع الاجاب میبینم و دوباره هر چی که بخوام رو خلق میکنم.
🔥🔥🔥🔥🔥🔥🔥🔥🔥🔥🔥🔥🔥🔥🔥
کلیت داستان هم واقعا همینه
احساس خوب = اتفاقات خوب
احساس بد = اتفاقات بد
چقدر خوبه که خودمون با کنترل افکار و ورودی های ذهنمون اون احساساتی که میخوایم رو در خودمون بوجود بیاریم و بعدش شاهد نمود عینی اون احساسات و اتفاقات تو زندگیمون باشیم.
مثل احساس ارزشمندی و لیاقت که میتونیم با به یاد آوردن توانایی هامون و ارزش هامون و اینکه ما تکه هایی از خداوند و خالق زندگیمون هستیم ، این احساس رو در خودمون ایجاد کنیم و بعدش از همین جنس احساس رو تو زندگیمون بیشتر و بیشتر تجربه میکنیم چون اتفاقاتی متفاوت از قبل برامون می افته.
🤔🤔🤔🤔🤔🤔🤔🤔🤔🤔🤔🤔🤔🤔🤔
یه اتفاقی هم که افتاد و الان که بهش فک میکنم و دوست دارم بنویسم که یادم بمونه اینه که من همیشه به تغذیه ام اهمیت میدم و همیشه اون چیزی که بهترینه برای رژیم غذاییم رو میخورم و دلیلش هم ورزشه.
یعنی اون چیزی که میدونم برای بدنم خوبه رو میخورم و اغلب هم غذای من تکراریه و اصلا هم اذیت نمیشم چون خودمو اینجوری شرطی کردم که برای خروجی مناسب یعنی عضله خوب باید ورودی مناسب داد به بدن .
خلاصه که من هیچوقت نمیزاشتم که به جایی برسم که شکمم صداش دربیاد ولی این چند وقت اخیر که از مدار خارج شدم شب قبل خواب گرسنه میشدم و با اینکه هم غذا ، هم میان وعده ، هم شیک آماده و میوه همه چی که واقعا مفیده برام بود ولی من تنبلی میکردم هیچی نمیخوردم و همونجوری گرسنه خوابم میبرد.
تا این که الان که دارم دقت میکنم میبینم که اون عملکرد من که از تنبلی سرچشمه میگرفت ، یه جورایی کفران نعمت بود و الان هیچکدوم ازون مواد غذایی مورد نیازم نیس تو خونه و من الان واقعا احساس میکنم گرسنمه 😜😋🤪😶
این اتفاق ، این شرایط از همون احساس گرسنگی قبل خواب شروع شد.
این مثالو نوشتم که همیشه یادم بمونه حتی تو جزئی ترین مسائل که ادم فکرشو نمیکنه ، قانون کار خودشو انجام میده با هیچکس شوخی نداره.
پس یادمون باشه که همیشه سعی کنیم احساسمون خوب باشه .
🌌🪐 خدایا شکرت که به من این فرصت رو دادی تا یک روز دیگه به این بهشت سر بزنم و اولین رد پای خودمو بزارم.
🌼🌺🌼🌺🌼🌺🌼🌺🌼🌺🌼🌺🌼🌺🌼
🔥از خدا میخوام کمک کنه تنها خودشو بپرستیم و تنها از خودش یاری بجوییم.
🔥از خدا میخوام هممونو به راه راست به راه کسانی که به آنها نعمت داده هدایت کنه.
دلیلش روی مسیر درست بودنه دلیلش اینه که وقتی اصل رو فهمیدی دیگه روش بمونی اگر من بخاطر یه موضوعی حالا هرچی اصلا مرگ کل خاندانم از مسیرم خارج شم این به این معناست که من متعهد نبودم من باور ندارم که تمام اتفاقات رو خودم با فرکانس هام به وجود آوردم
پس من نباید به مشکلات و شیطان ذهن اجازه نفوذ بدم چون چیت کردن به معنی مرگه برای من چیت کنم باید کلی زجر بکشم که بیام به این نقطه من اینو خوب فهمیدم چون تجربه دارم اونم چندین بار و خداروشکر
سلام داستاد و همکلاسی های عزیزم انقدر عقبگرد داشتم که امدم از اولین فایل های سایت برای گوش کردن شروع کردم تا بتونم تغییر کنم به این پی بردم که تمام این سال ها که تمام فایل های سایت رو هم تصویری هم صوتی در همه جا و تمام روز دیدم گوش دادم کامنت نوشتم نت برداری کردم با وجود همه ی اینا از بیس من باور درستی از انجام این کارها نداشتم یعنی من به این سایت وابسته بودم چون دلیلم خوب شدن حالم بود پر شدن ساعت هام و فرار کردن از کارها و قدم هایی که باید براشون برمیداشتم به بهانه ی کار کردن روی خودم
این تا ی حدی حالمو بهتر میکرد و باعث ی سری اتفاقات خوب هم میشد اما پایدار نبود مثل بردن اشغال ها زیر فرش بود که اخرشم سد پر شک و رها کردن کل این قوانین و کلی اتفاقات
الان دارم به این فکر میکنم میخوام تمام تمرکزم رو بزام روی تغییر دادن خودم و ریشه ای حل کردن این موضوع
دیگه دنبال اتفاقات لحظه ای نیستم میخوام مشکلاتمو ریشه دار حل کنم میخوام با یک دید جدید شروع دوباره ای داشته باشم
من اولین بار که قانون جذب رو شنیدم و یکم درموردش فکر کردم نمیدونم از کجا کتاب معجزه شکر گذاری به دستم رسید
این کتاب رو اصلا نمیدونستم وجوداره یکی از هم اتاقی ام گرفته بود و وقتی میرفت بیرون من کتاب رو برمیداشتم میخوندم انگار اون پسره فقط اومده بود کتاب رو به من نشون بده بره چند روز بعدش رفت و کتاب رو هم باخودش برد من تشنه ی کتاب شده بودم رفتم خریدمش اول نمیفهمیدمش اینایی که میگه یعنی چی ولی قلبم باهاش اوکی بود من چندباری که خواندم رفتم امتحانش کردم من بیست چند روز هروز امتحانش میکردم خیلی خوب جواب داده بود بهم احساس خیلی خوبی داشتم توجهم به نکات مثبت شده بود جالب اینجا بود وقتی این کتاب رو میخوندم وتموم میشد منو سوق میداد به یه کتاب دیگه با یه درجه بهتر که بعدی اسکاول شین بود بعد اوشو آخر سر هم استاد گلم که فایل های رایگان استفاده میکردم سیر نمیشدم یه مشگلی هم داشتم به استاد رسیده بودم ولی باز داشتم کتاب بقیه رو میخوندم ،الان که با آموزش های استاد دارم میرم جلو خیلی قشنگ فهمیدم اون کتابها رو کلا قطع کردم البته یواش یواش قطع کردم تکاملی تا امروز که من کلا قطع کردم خوندن کتاب های موفقیت رو چون من خیلی کتابها رو خوندن مغم همه جا میرفت این یه چیز میگفت اون یه چیز میگفت سردرگم شده بودم یواش یواش گذاشتم کنار و الان فقط استاد و دارم رو خودم کار میکنم فقط حسم گفت اینارو بنویس من قانون آفرینش قسمت اول رو گرفتم تمامش همه جملات استاده و خیلی راحت و آسون میدونم چجوری توجه کنم به خواسته هام این داستان تکامل خیلی چیز مهمیه تازه فهمیدم چون من هرچه بیشتر رو خودم کار میکنم مطالب سایت ورژنش برام عوض میشه که به خودم میگم من یکساله تو این سایتم این آگاهی این چیزها کجا بود الان فهمیدم این سایت هم ادمو تکاملی میبره بالا و چیزهایی رو بهش میفهمونه که تو مدارت هست .من وقتی داشتم زور میزدم بعضی حرفای استاد رو بفهمم نمیشد باید تو مدارش باشی بفهمیشون تا رو خودم کار نکنم هیچی بهم داده نمیشه باید کار کنم فقط همین…
خدایا سپاسگزارم که الان فهمیده تر شدن و دیگه زور نمیزنم فقط رو خودم کار میکنم بهم گفته میشه
استاد عزیزم وخانم شایسته ی مهربان از شماها ممنونم وخدا رو هر روز شکر میکنن که شما استاد من هستین.
وقتی برای اولین بار قانون جذب رو شنیدم فکر میکردم یک سری کلمات رو تکرار کنی وبنویسی اتفاقات خوب برات میوفته. برای همین خیلی دنبال این قانون در کانال ها وپیج های مختلف رفتم که بااین قانون آشنا بشم واز شرایطی که در اون بودم خودم رو در بیارم و بهتر زندگی کنم. در اصل دنبال پول وثروت بودم.
در این بین بعضی مواقع فایل هایی از شما میدیدم و خیلی حرف های شما به دلم می نشست.تا اینکه با سایت آشنا شدم و ثبت نام کردم.
بعد از ورود به سایت وگوش دادن به فایل های شما تازه فهمیدم که دنیا هم مثل همه ی چیزهای دیگه قانون داره واگه بتونی به اون قوانین عمل کنی میتونی بدونه اینکه کار خاصی انجام بدی شرایط و موقعیت هایی برات پیش میاد که میتونه تو رو در بهترین شرایط قرار بده با تعهد به انجام این قوانین میتونی به ثروت خوب و عالی روابط زیبا حال خوب سلامتی برسی.
که استاد نمونه ی بارزی هست از عمل کردن به قانون.
از همه مهمتر برای من این بود که در این سایت با خدای خودم بیشتر ارتباط گرفتم وبا شکر گزاری از خدا و شناخت قوانینش به آرامشی رسیدم که اونو با هیچی عوض نمیکنم.
از خدا میخواهم که همه ی ما را در این مسیر ثابت قدم کنه و همه بتونیم به آنچه که میفهمیم عمل کنیم.
به نام پروردگارمهربانم وسپاسگزار ش هستم به خاطر تک تک نعمتها وداده ها ونداده هایش
تشکر میکنم از استاد بزرگوار ومریم بانوی شایسته
بخاطر عشقی که به دیگران دارند..
حقا که تفاوتی عظیم است بین شنیدن فایل ها وعمل کردن به آن ها…
من سه ماه بودکه فقط فایل ها را گوش میکردم و
وگوش میکردم وگوش میکردم ودر حین گوش کردن فایل ها رابه دوستانم معرفی می کردم وکم کم متوجه شدم فقط دانشم زیاد شده ولی تغییر مثبتی را حس نکردم… به دو دلیل اول اینکه متعهد نشدم برای عمل به شنیده ها ودوم اینکه تمام تمرکزم معرفی کردن استاد وفایل هایش به دیگران بود که این کارم پیامدهای منفی داشتـ.. با اینکه چندین بار استاد تاکید کردند که تنها با تغییر زندگی ونتایج تان میتوانید مسیر را به دیگران معرفی کنید
ولی من به این تکامل نرسیده بودم…
بالاخره هدایت شدم به فهرست تک صفحه ای فایل ها و متعهد شدم از فایل یک دوباره شروع کنم…
این شروع کجا وشروع سه ماه قبل کجا
این بار با کلی تجربه والبته تعهدی جانانه شروع کردم وجالب اینجاست که من چیزهای خیلی جدیدی از فایل ها دریافت کردم واین بینظیر است…
دوست داشتم از خودم رد پایی بگذارم و تجربیاتم را در میان بگذارم..
خدایا شکرت
Thomas Edison invented many things, but his work was not easy. On December 10, 1914, in the evening, a massive fire broke out in his laboratory at West Orange, New Jersey. Edison was called and quickly rushed to his lab.
توماس ادیسون چیزهای زیادی اختراع کرد، اما کار او آسان نبود. در 10 دسامبر 1914، در هنگام غروب، آتش سوزی گستردهای در آزمایشگاه او در وست اورنج، نیوجرسی رخ داد. ادیسون را صدا زدند و او سریع به آزمایشگاهش رفت.
The fire was so fierce that it burned more than half of the laboratory. It was very hard to put out.
آتش به حدی شدید بود که بیش از نیمی از آزمایشگاه را سوزاند. خاموش کردن آن کار خیلی دشواری بود.
Edison stood and watched his years of research work burn to ashes. Everyone was worried that Edison would not be able to recover from this shock.
ادیسون ایستاده بود و سالها کار تحقیقاتیاش را تماشا میکرد که تبدیل به خاکستر میشد. همه نگران بودند که ادیسون نتواند از این شوک خلاص شود.
But instead Edison peacefully walked over to his son and told him, “Go get your mother and all her friends. They’ll never see a fire like this again.”
اما در عوض ادیسون با آرامش به سمت پسرش رفت و به او گفت: «برو مادرت و همه دوستانش را بیاور. آنها دیگر هرگز آتشی مانند این را نخواهند دید.»
His son couldn’t believe it. Edison went on to say, “It’s all right. We’ve just got rid of a lot of rubbish”
پسرش باورش نمیشد. ادیسون ادامه داد: «همه چیز خوب است. ما فقط به تازگی از شر بسیاری از زبالهها خلاص شدهایم.»
“Although I am over 67 years old, I’ll start all over again tomorrow.”
«اگرچه من بیش از 67 سال سن دارم، اما فردا همه چیز را از نو شروع خواهم کرد.»
True to his word, the very next day Thomas Edison got to work rebuilding the lab.
درست همانطور که قول داده بود، روز بعد توماس ادیسون مشغول بازسازی آزمایشگاه شد.
To do incredible things, we need to be resilient enough to bear disaster and setbacks. Resilience means to get back up when we’ve had setbacks. We’ve got to love what we do in life.
برای انجام کارهای باورنکردنی، باید به اندازه کافی انعطاف پذیر باشیم تا بتوانیم فاجعه و شکست را تحمل کنیم. انعطافپذیری به این معناست که وقتی با شکست مواجه شدیم دوباره بلند شویم. ما باید کاری را که در زندگی انجام میدهیم دوست داشته باشیم.
occurs. Because of Edison’s positive thinking, he was able to start working again even with setbacks and create so many useful inventions.
ما باید در هر اتفاقی که رخ میدهد، شادی را پیدا کنیم. به دلیل مثبت اندیشی ادیسون، او حتی با مشکلاتی که داشت دوباره شروع به کار کرد و اختراعات مفید زیادی خلق کرد.
Edison’s life teaches us that everyone has challenges, but if we don’t lose hope and remain confident enough, we can move mountains.
زندگی ادیسون به ما میآموزد که همه چالشهایی دارند، اما اگر امید خود را از دست ندهیم و به اندازه کافی اعتماد به نفس نداشته باشیم، میتوانیم کوهها را جابجا کنیم.
Remember Thomas Edison next time you have something difficult happen to you and you wonder if you can keep going.
دفعه بعد که اتفاق سختی برایتان افتاد و فکر کردید که آیا میتوانید ادامه بدهید یا نه، توماس ادیسون را به خاطر بیاورید.
سلام ب تمامی دوستان عزیز این خانواده توحیدی
تمامی کسانی ک صبح ک از خاب بلند میشن ایمان رو انتخاب میکنن من یه موضوعی رو خیلی خوب درک کردم عزیزای دل این موضوع این هست که ذهن شما روی منفی کوک شده و شما باید صبح ک از خاب بیدار میشین ایمان رو انتخاب کنین بلااستثنا هروز صبح باید ایمان رو انتخاب کنید دوستان توجه داشته باشین که ایمان انتخابی هست و شما باید ایمان رو انتخاب کنید امیدوارم ک موفق باشید در تمامی مراحل زندگی
به نام خداوند مهربان
سلام استاد و خانم شایسته عزیز
قانون جذب چیست؟
-قانون جذب موضوع جدیدی نیست
– که به تازگی کشف شده یا رازی پنهان باشد
-قانونی است که سالهای سال تمام افراد موفق و بزرگ مانند حضرت علی و یا مولانا آن را می دانستند و در قرآن بارها و بارها از آن سخن گفته شده است
-قانون جذب کاملا مطابق با عدل الهی است
موضوعی که قانون جذب به وضوح آن را بیان می کند:
*ما هر لحظه در حال ارسال فرکانس هایی به جهان هستی هستیم
*جهان هستی اتفاقات شرایط موقعیت ها و افرادی هماهنگ و هم سنگ با فرکانس های ارسالی ما را برای ما به وجود می آورد
*جهان مانند سیستم عمل کرده اطلاعات و فرکانس ها ی ما را دریافت و
مطابق با آن فرکانس ها و اطلاعات،موقعیت ها و شرایط را برای ما به وجود خواهد اورد
قانون جذب به معنای:
-فکر کردن صرف به خواسته و رخ دادن اتفاقات نیست
بلکه به این معناست که:
*به هر چیزی توجه کنیم ریشه و اساس آن را در زندگی خود به وجود می آوریم
بنابراین:
زمانی که به موفقیت توجه داریم:
-از جنس همان را بیشتر و بیشتر در زندگی خود به وجود می آوریم
توجه می تواند شامل:
فکر کردن صحبت کردن نوشتن شنیدن تجسم کردن باشد
اگر به خواسته های خود فکر می کنیم اما:
توجه ما بر بدی ها و ناخواسته هاست از اساس آن را جذب می کنیم
چگونه متوجه شویم توجه ما بر خواسته هایمان است یا ناخواسته ها؟
از احساسمان
مهم ترین نکته برای درک بهتر قانون جذب این است که:
احساس ما تعیین کننده تحقق خواسته هایمان است
اگر به ثروت فکر می کنیم:
باید احساس خوبی داشته تا به ثروت دست یابیم
اگر به ثروت فکر کرده : حسادت می کنیم ناراحتیم غمگین هستیم حرص و عجله داریم در حال توجه به کمبود پول نه فراوانی آن بوده و به تدریج ثروت خود را از دست می دهیم
اگر به روابط عاشقانه فکر می کنیم:
به افرادی که روابط عاشقانه دارند: حسادت می کنیم از دیدن آنها ناراحتیم غصه ی نداشتن رابطه عاطفی را می خوریم در حال توجه به نبودن این روابط هستیم و از جنس همان را وارد زندگی خود می کنیم
بنابراین اگر به دنبال تحقق خواسته های خود هستیم:
*باید به آنها توجه کنیم
نشانه ی توجه به خواسته ها:
*داشتن احساس خوب است
زمانی که با احساس خوب به خواسته های خود توجه داریم:
*ایده هایی به ما الهام شده که با عمل کردن به آنها در نهایت به خواسته های خود دست میابیم و
*افراد شرایط موقعیت ها اتفاقات لاجرم به سمت ما برای تحقق خواسته هایمان هدایت می شوند
باید:
*قانون جذب را جزئی لاینفک از زندگی خود با تکرار و تمرین فراوان و مداوم تا ابد قرار دهیم
*زمانی متوجه می شویم این قانون جزئی از زندگی ما شده است که حتی در خواب هم از آن استفاده کنیم
*زمانی که این قانون جزء لاینفک زندگی ما شود به تمام خواسته ها و اهداف خود به تدریج دست میابیم
*قانون جذب در قرآن به شکل افعال مضارع بیان شده است که به معنای فرکانس است
*زمانی که فرکانس ها به صورت مداوم و پایدار تکرار شوند نتایج در زندگی ما رخ می دهند
*ما همواره در حال تولید فرکانس ها با افکار خود هستیم بنابراین همواره بررسی کنیم چه افکاری به جهان هستی ارسال می کنیم؟
اگر همواره در حال توجه به نکات منفی هستیم:
-از جنس همان اتفاقات و شرایط را برای خود به وجود خواهیم اورد
اگر همواره در حال توجه به نکات مثبت سپاسگزاری به خاطر آنها و داشتن احساس خوب باشیم:
-از جنس همان اتفاقات و شرایط را برای خود به وجود می آوریم
به همین دلیل باید:
*همواره مراقب کانون توجه خود باشیم
قانون:
ما با باور و فرکانس های خود در هر لحظه اتفاقات زندگی خود را رقم می زنیم*
ممکن است ارسال فرکانس ها به جهان هستی به صورت ناآگاهانه باشد بنابراین آگاهانه مراقب ورودی های ذهنی خود باشیم
*برای خود ارزش قائل باشیم و بخواهیم با کنترل ذهن و ورودی ها شرایط دلخواه زندگی خود را خلق کنیم
*حواسمان باشد در هر لحظه:
-به چه چیزی توجه داریم
-حرف های چه کسی را می شنویم
-در مورد چه چیز صحبت می کنیم
-به چه چیزی فکر می کنیم
مهم تر از همه:
*در هر لحظه چه احساسی داریم؟
اگر احساس بدی داریم:
-اتفاقات بد را برای خود به وجود می آوریم
اگر احساس خوبی داریم:
-اتفاقات خوب را برای خود به وجود می آوریم
هر زمان احساس خوب لذت و شادی داریم بدانیم:
در حال رقم زدن اتفاقات خوب و مثبت به نفع خود هستیم
افراد موفق به خوبی می توانند:
-احساس خود را خوب نگه دارند
-دیدگاه و باورهای خود را تغییر دهند
-زاویه ی نگاه خود را به مسائل تغییر دهند
-نتایج متفاوت از عموم جامعه کسب کنند
-آرامش امید و احساس خوب هنگام مواجه با تضادها و چالش ها داشته باشند
در نظر داشته باشیم:
*جهان همواره در حال پاسخ دادن به فرکانس های ماست
*هیچ جبری حاکم بر جهان هستی وجود ندارد
*اذا سالک عبادی انی فانی قریب اجیب الدعوت الداع اذا دعان
*جنس درخواست خود را تغییر دهیم جنس پاسخ تغییر خواهد کرد
خدایا شکرت
عاشقتونیم
سلام خدمت همه دوستانی که تو این مجموعه هستن.
نمیدونم دقیق چی باید بگم مدت کوتاهی ست توسط ی دوست عزیز به این گروه پیوست خوردم و خیلی خوشحالم از این اتفاق هرچند که تقریبا دو سالی هست کلا مسیر زندگیم عوض شده و تو ی مدار دیگه قرار گرفتم .دقیق یادم نمیاد چی باعث شد ولی ی آن به خودم اومدم دیدم تو پله هشتادم ی رابطه ی عاشقانه با خدا هستم ولی نمیدانم چرا.ی آن به خودم اومدم دیدم کمتر از ی سال ۷۰ برابر درامدم زیاد شده چی باعث شده نمیدونم اما به وضوح میدانم این وسط من هستم و خدا …و ی رابطه خیلی قشنگ ..باورتون نمیشه ولی تمام این مدت فقط دارم با ی نفر صحبت میکنم اونم فقط خداست .حتی همین دیشب ی ان دیدم از خواب پریدم و دائم میگم خدایا سپاس گذارم که مواظب منی سپاس گذارم که حواست بهم هست سپاس گذارم که شیطان رو ازم دور میکنی نمیدونم چرا این حرفارو میزدم ولی دیگه شده زندگیم.گاها پیش میاد ی آن به خودم میام میبینم ساعت هاست دارم باهاش حرف میزنم و گریه میکنم .بعضی مواقع باورم میشه خدا پدرمه خدا مادرمه خدا داداشمه و خیلی جاها خدا خواهرمه.شاید جالب نباشه اما دلم میخواد فقط مال خودم باشه فقط مال خودم.
اما خیلی از خدا ممنونم که ی دوستی سر راه من قرار داد که به خانواده شما پیوست بخورم .
و من اسم خدا رو گذاشتم خدای معجزه هااا.چون هر دم فقط برای من معجزه کرده الهی دورش بگردم من.
برای تک تک شماها فقط میتونم معجزه خدارو طلب کنم …لحظه هاتون پر از یاد خداوندگاری
به نام خدا
سلام به ساناز عزیزم
واقعا تحسین میکنم رابطه شما با منبع رو واقعا بسیار بسیار تحسین بر انگیزه
هرکس هرچیزی که داره بخاطر اینه که به اصل وصل شده به منبع وصل شده
مطمئن هستم که الان که 2 سال میشه کم کم که گذشته از کامنت شما ،شما بسیار رشد کردین و بسیار زیاد موفقیت کسب کردین
واقعا سپاس گذارم از خداوند بخاطر وجود شما دوستان و برای همه عزیزان آرزوی سعادت و خوشبختی در این دنیا و در آخرت رو دارم
با سپاس فراوان از خدای متعال
در پناه خدا شاد باشید
بنام الله یکتا
روز۴۱روزشمارتحول زندگی من
بیخیالی…
این رو استاد درفایل روز قبل گفته بود و من امروز در عمل اجراش کردم امروز بیخیالتر شدم نسبت به مسائل زندگیم و شادتر بودم و به هر مسئله ای جوری نگاه کردم که فان باشه و میخندیدم و اطرافیانم هم باهام هم مدارمیشدن و میخندیدن .امروز کمتر همه چیو جدی گرفتم ..بیشتر تفریح و گشتوگذار کردم و لذت بردم از محیط اطرافم از هوای خوب و خیابون و بازار شهرم. واقعا امروز بیشتر درک کردم که کانون توجه چه غوغایی به پامیکنه!! اصلا فکرشونمیکردم در این حد تاثیر گذار باشه.حالا که فهمیدم ، میخوام بیشتر این قانونو رعایت کنم چون خیلی لذتبخشه.میخندی و دنیا بهت میخنده.واقعاجالب بود امروز هیچ غمی به خودم راه ندادم و دیدم چطور احساسم بهتروبهتر شد و هیچ اتفاق بدی برام نیفتاد و قانون احساس خوب مساوی است با اتفاقات خوب برام کار کرد و تااخر شب کلی کارای بامزه کردیم و خندیدیم خیلی وقت بود این همه از ته دل نخندیده بودم.
روسری خریدم و اومدم خونه بعد فهمیدم کمی زدگی داره و بدون اینکه نگران این باشم ایافروشنده اونو تعویض میکنه یانه رفتم واحساسم هم خوب بود چون تااون ساعت لحظات شادی رو داشتم و کانون توجهم رو نکات مثبت بود ،فروشنده به راحتی تمام اونو تعویض کرد و جالبه وقتی داشتم از مغازش میومدم بیرون اویز کوچک روسری تودستم مونده بود و حواسم بهش نبود وقتی اومدم بیرون دیدم عه اینو باخودم کجا دارم میبرم 😂رفتم پسش دادم و دوباره کلی خندم گرفت واون فروشنده هم خندید..
کنترل کانون توجه خییییلی زیاد مهمه. گاهی نمیتونم توجهمو بزارم رو موج مثبت و میفهمم که هرتلاش فیزیکی میکنم انگار دارم درجا میزنم ..مثل این میمونه که نمیتونم حالمو خوب کنم بعد میام باعامل بیرونی مثل یه کار فیزیکی میخوام حالمو خوب کنم !! واین اصلا راه درستی نیست چون منو به نتیجه دلخواه نمیرسونه..
بعداینهمه روز عضویت بااینکه بارهاوبارها ازاستاد شنیده بودم همه چیز باوره و باور با تکرار افکار بوجودمیاد و افکار همون ورودیهای ماهستن ؛یعنی انچیزی که هرلحظه میبینیم ومیشنویم و بادیگران حرف میزنیم و وقتی تنهاییم انچیزی که در مغزمون صحبت میکنه ..بااینحال لِمه کار خیلی وقتا از دستم رفته و مدتی طول کشید تا دوباره بیام تومسیر و سرعت بگیرم .وقتی مدتی از اگاهی ها فاصلا بگیری ،انگار مدتی زمان میبره تادوباره بیای تومسیر و بخوای سرعت بگیری اما وقتی سرعت بگیری دیگه رفتی …!!و اینجاس که باااااید هرلحظه به خودت رنج دوری از مسیرو گوشزد کنی تا ذهنت جرئت نکنه به سمت تنبلی بره ..!!من دراین مسیربودم و یکبار ازش دور شدم و سیلی های ابدار از جهان خوردم و میدونم چه دردی داره میدونم برگشتن حسهای بد بخاطر کنترل نکردن ذهنت و ورودیها چه بلایی سرت میاره ؛اومدن بیماریهای قبلی ، افکار الوده ، ادمای منفی ، خلق وخوی بد ، روابط نامناسب ،بی پولی ، عزت نفس پایین ووو…..خلاصه جهان این تضادهارو بهت میده تا دوباره برگردی سرمسیر و فقط در جهت مثبت و رشد قدم برداری این برنامه خداونده نیرویی که کل همه چی رو خلق کرده ؛از هیچ …از نیروی خودش و از روح خودش
درپناا الله یکتا💖
به نام خدا
سلام به زهرای عزیزم
خیلی نکته فوق العاده ایی رو توضیح دادین :
کنترل کانون توجه خییییلی زیاد مهمه. گاهی نمیتونم توجهمو بزارم رو موج مثبت و میفهمم که هرتلاش فیزیکی میکنم انگار دارم درجا میزنم ..مثل این میمونه که نمیتونم حالمو خوب کنم بعد میام باعامل بیرونی مثل یه کار فیزیکی میخوام حالمو خوب کنم !! واین اصلا راه درستی نیست چون منو به نتیجه دلخواه نمیرسونه..
گفتم دید گاه خودم رو در این باره بیان کنم:
زمانی که من حالم از دورن خوب نباشه با خودم و بخام واسه خوب شدن حالم به بیرون از خودم رجوع کنم اون موقع من میشم مشرک و این از دید من عین شرک هست
مثلا کسانی که سیگار می کشن مشروب میخورن اونا حالشون خوب نیست از نظر من از دورن حالشون خوب نیست و میخان با مشروبات حال خودشون رو به عنوان مثال خوب کنن
هر چیزی که بیرون از من باشه و من زمانی که شرایط به ظاهر سخت میشه و بخام برم سمت اون حالا گیریم یه نخ سیگار اون از دید من عین شرک هست
چون من باید این توانایی رو در خودم ایجاد کنم که بدون رجوع به عوامل بیرونی در شرایط به ظاهر سخت با تغییررر نوع زاویه دید با تغییر نوع نگرش با این نوع موارد حال خودم رو احساسم رو به سمت خوب جهت بدهم و تسلیم باشم به معنای واقعی
سپاس گذارم از زهرای عزیز
در پناه خدا شاد و موفق باشید
سلام حسین عزیز ممنونم که نظرت و به اشتراک گذاشتی ، و به من یاداوری شد که احساس خوب رو همواره باید خودت در درونت ایجادش کنی نه بوسیله عامل بیرونی ؛ من بااینکه در دوره 12قدم هستم اما مدتی بود این نکته رو فراموش کرده بودم و داشتم زورمیزدم اما بااینحال اونقدری که باید حالم خوب نبود چون حال خوبم و به نتایج گره کرده بودم وچون نتایج بزرگ هنوز نگرفتم احساسم بدوبدتر شده بود … باید به خودم بیام ؛ ادم هرچی به خواسته های کوچکش میرسه خواسته های بزرگتر سرباز میکنن واگه نتونی ذهن و کنترل کنی ، حس کمبود خودش و جا میکنه در قلبت و احساس بدمیشه و … پس داشتن احساس خوب در همین لحظه بدون عوامل بیرونی مثل سیگار یامشروب یا قرص ، وحتی بدون دردست داشتن نتایج عالی ، باید داشته باشم تا اززندگیم لذت بیشتری ببرم . من در این دام افتاده بودم ممنونم که این نکته رو یاداوری کردی دوست خوبم
به نام تنها قدرت مطلق جهانیان
سلام به همگی
اتفاقاتی برام افتاد که با کنار هم چیدن پازل این اتفاق ها و خوندن فکر خدا به این فکر افتادم که دوباره و برای چندمین بار بیام بشینم فایل های دانلودی رو از قدیمی ترین دونه دونه دوباره مرور کنم.
همیشه این کارو میکردم و تمام فایل های رایگان رو تو لپتاپ دارم و همیشه میدیدمشون و به قولی قانون رو برای خودم مرور میکردم و باور هامو تقویت میکردم.
تا این چند وقت که بنا به دلایلی یه خورده شل گرفتم و نتایج هم به همین نسبت کمرنگ تر شد.
البته خودم هم میدونستم که ایراد از همین کنترل نکردن ورودی های ذهنمه و غافلگیر نبودم و نیستم.
خلاصه که تصمیم گرفتم از قدیمی ترین فایل بشینم ببینم و اینبار بیام کامنت هم بزارم تا هم رد پایی از خودم به جا بزارم ، هم به انتشار آگاهی ها با مثال هایی از خودم کمک کنم و هم به کمک دوستان باگ ها و ترمز های مخفی که خودم نمیبینمشون رو شناسایی و رفع کنم.
🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃
قطعا همینطوره که ما انسان ها ، به عنوان دستان خداوند ، در هر لحظه در حال ارسال فرکانس هایی به جهان هستی هستیم و جهان به فرکانس های ما واکنش نشون میده و اتفاقات و شرایط و موقعیت ها و افراد و فرصت هایی هماهنگ با فرکانس ارسالی ما را برای ما بوجود میاره ، یا مارو تو مدارش قرار میده و لاجرم ما با انها برخورد میکنیم.
🌧️💸🌧️💸🌧️💸🌧️💸🌧️💸🌧️💸🌧️💸🌧️
حالا من باید سعی کنم به هر چیزی که توجه میکنم به نقطه ای از اون موضوع توجه کنم که در راستای خواسته های من باشد.
اگه دارم به پول ، سلامتی ، روابط یا هر آنچه که میخوام ، در حال توجه کردن باید حواسم باشه که به زیاد بودن آن و فراوانی آن توجه کنم ، به راحتی بدست آوردن اون توجه کنم ، به امکان پذیر بودن اون توجه کنم و …
اگه دارم به پول توجه میکنم و احساساتی مثل حرص ، طمع ، حسادت و ناتوانی سراغم بیاد ، این نشون میده که دارم به کمبود پول توجه میکنم.
اگه دیدن رابطه ی عاطفی دو نفر که خیلی با هم خوبن منو اذیت میکنه این یعنی من به کمبود و نداشتن اون دارم توجه میکنم و فک میکنم که من نمیتونم همچین چیزیو تجربه کنم و یا خودمو لایق نمیدونم و …
و اگه دارم به مشتری های خوب و دست به نقد و قرارداد های خوب و سودآور همکارم توجه میکنم و احساسم بد میشه به این معناست که به کمبود مشتری و اون موقعیت های پول ساز دارم توجه میکنم و در واقع این فرکانس رو دارم به جهان میفرستم که دیگه از این مشتری ها و فرصت ها برای من نیست و جهان هم همین رو بهم ثابت میکنه.
البته که میشه جوری به قضایا نگاه کرد که به احساس بهتر رسید.
مثلا با خودم بگم وقتی همکارم تونسته همچین مشتری های دست به نقد و خوبی داشته باشه ، پس قطعا من هم میتونم.
وقتی دو نفر باهم رابطه ی عاشقانه دارن پس من هم میتونم.
وقتی فلانی تونسته تو فلان زمینه موفق بشه پس من هم میتونم.
و تحسینشون کنم ، تحسین کنم موفقیت اونها رو ، تحسین کنم خوشبختی اونها رو و براشون آرزوی موفقیت و خوشبختی بیشتر بکنم.
البته من تو این زمینه خداوکیلی ضعف ندارم و اصلا به هیچکس حسادت نمیکنم.
ولی اینم نوشتم که یه یادآوری به خودم کرده باشم.
پس نتیجه میگیریم که احساس ما داره به ما میگه که داریم به خواسته هامون توجه میکنیم یا به ناخواسته هامون.
اگه احساس خوبی داریم یعنی اتفاقات خوبی در آینده نه چندان دور برامون رقم می خوره و بالعکس.
حتی در موضوع روابط هم ما با توجه به ویژگی های مثبت طرف مقابل ، میتونیم از همون جنس ویژگی ها در همون فرد و یا افراد دیگر بیشتر ببینیم.
واقعا باید خیلی مراقب ورودی ها بود چون تمام اتفاقات بلااستثنا توسط فرکانس هامون رقم میخوره و من دیگه اینو به به شدت بهش ایمان دارم که این هست و جز این نیست.
در مورد باور های ثروت آفرین من هر روز باور هایی که در راستای خواسته هام بود رو مینوشتم و واقعا اتفاقات فوق العاده ای برام افتاد.
درآمدم خیلی زیاد شد جوری که کمتر کسی میتونست بپذیره من چجوری انقد راحت پول در میارم ، فرصت ها و موقعیت های خوبی سر راهم قرار میگرفت ، با آدم های با کیفیت تر ارتباط برقرار کردم و نیرو های کاری خوبی که واقعا دستی از دستان خدا بودن بهم کمک کردن و کارهامو انجام دادن (کارمندان خوب و سود آور)
و کلی اتفاق خوب که آبشخور همشون کار کردن تعهدی رو باور هام و گوش کردن بی چون و چرا به فایل های استاد بود.
به جرات میتونم بگم من روزانه ۳_۵ ساعت فایل های رایگانو میدیدم و هر روز از هر جهت بهتر میشدم .
خلاصه اونقد نعمت تو زندگیم اومد و اونقد پر شدم از این حس خوب که که خودم خالق زندگیم هستم که احساس فوق العاده ای داشتم.
هنوزم وقتی که بهش فک میکنم حالم خیلی عوض میشه چون بهم یاد آوری میشه که قانون جواب میده .
ولی به خاطر تعطیلات یه خورده دور شدم و ازش فاصله گرفتم و به قولی بهونه آوردم و نتایج هم عوض شد.
(منظورم اینه که نتایج تو یه لول ثابت موند و رو به پیشرفت نیست ، نه این که همه چی داغون بشه. البته که اگه الان دوباره پشت گوش بندازم داغون هم میشه)
الان میتونم بگم که اشتباه من این بود که به دلیل بهونه ی الکی از کار کردن روی خودم دست کشیدم و اینم میدونم که اگه از همین الان دوباره برگردم به مسیر (که اینکارو کردم) خداوند رو توبه پذیر مهربان و سریع الاجاب میبینم و دوباره هر چی که بخوام رو خلق میکنم.
🔥🔥🔥🔥🔥🔥🔥🔥🔥🔥🔥🔥🔥🔥🔥
کلیت داستان هم واقعا همینه
احساس خوب = اتفاقات خوب
احساس بد = اتفاقات بد
چقدر خوبه که خودمون با کنترل افکار و ورودی های ذهنمون اون احساساتی که میخوایم رو در خودمون بوجود بیاریم و بعدش شاهد نمود عینی اون احساسات و اتفاقات تو زندگیمون باشیم.
مثل احساس ارزشمندی و لیاقت که میتونیم با به یاد آوردن توانایی هامون و ارزش هامون و اینکه ما تکه هایی از خداوند و خالق زندگیمون هستیم ، این احساس رو در خودمون ایجاد کنیم و بعدش از همین جنس احساس رو تو زندگیمون بیشتر و بیشتر تجربه میکنیم چون اتفاقاتی متفاوت از قبل برامون می افته.
🤔🤔🤔🤔🤔🤔🤔🤔🤔🤔🤔🤔🤔🤔🤔
یه اتفاقی هم که افتاد و الان که بهش فک میکنم و دوست دارم بنویسم که یادم بمونه اینه که من همیشه به تغذیه ام اهمیت میدم و همیشه اون چیزی که بهترینه برای رژیم غذاییم رو میخورم و دلیلش هم ورزشه.
یعنی اون چیزی که میدونم برای بدنم خوبه رو میخورم و اغلب هم غذای من تکراریه و اصلا هم اذیت نمیشم چون خودمو اینجوری شرطی کردم که برای خروجی مناسب یعنی عضله خوب باید ورودی مناسب داد به بدن .
خلاصه که من هیچوقت نمیزاشتم که به جایی برسم که شکمم صداش دربیاد ولی این چند وقت اخیر که از مدار خارج شدم شب قبل خواب گرسنه میشدم و با اینکه هم غذا ، هم میان وعده ، هم شیک آماده و میوه همه چی که واقعا مفیده برام بود ولی من تنبلی میکردم هیچی نمیخوردم و همونجوری گرسنه خوابم میبرد.
تا این که الان که دارم دقت میکنم میبینم که اون عملکرد من که از تنبلی سرچشمه میگرفت ، یه جورایی کفران نعمت بود و الان هیچکدوم ازون مواد غذایی مورد نیازم نیس تو خونه و من الان واقعا احساس میکنم گرسنمه 😜😋🤪😶
این اتفاق ، این شرایط از همون احساس گرسنگی قبل خواب شروع شد.
این مثالو نوشتم که همیشه یادم بمونه حتی تو جزئی ترین مسائل که ادم فکرشو نمیکنه ، قانون کار خودشو انجام میده با هیچکس شوخی نداره.
پس یادمون باشه که همیشه سعی کنیم احساسمون خوب باشه .
🌌🪐 خدایا شکرت که به من این فرصت رو دادی تا یک روز دیگه به این بهشت سر بزنم و اولین رد پای خودمو بزارم.
🌼🌺🌼🌺🌼🌺🌼🌺🌼🌺🌼🌺🌼🌺🌼
🔥از خدا میخوام کمک کنه تنها خودشو بپرستیم و تنها از خودش یاری بجوییم.
🔥از خدا میخوام هممونو به راه راست به راه کسانی که به آنها نعمت داده هدایت کنه.
به نام خدا
سلام به محمد عزیزم
دلیل نتایج پایدار چیست؟
دلیلش روی مسیر درست بودنه دلیلش اینه که وقتی اصل رو فهمیدی دیگه روش بمونی اگر من بخاطر یه موضوعی حالا هرچی اصلا مرگ کل خاندانم از مسیرم خارج شم این به این معناست که من متعهد نبودم من باور ندارم که تمام اتفاقات رو خودم با فرکانس هام به وجود آوردم
پس من نباید به مشکلات و شیطان ذهن اجازه نفوذ بدم چون چیت کردن به معنی مرگه برای من چیت کنم باید کلی زجر بکشم که بیام به این نقطه من اینو خوب فهمیدم چون تجربه دارم اونم چندین بار و خداروشکر
ازت ممنونم بابت کامنت زیبایت
درپناه خدا شاد و موفق باشید
سلام داستاد و همکلاسی های عزیزم انقدر عقبگرد داشتم که امدم از اولین فایل های سایت برای گوش کردن شروع کردم تا بتونم تغییر کنم به این پی بردم که تمام این سال ها که تمام فایل های سایت رو هم تصویری هم صوتی در همه جا و تمام روز دیدم گوش دادم کامنت نوشتم نت برداری کردم با وجود همه ی اینا از بیس من باور درستی از انجام این کارها نداشتم یعنی من به این سایت وابسته بودم چون دلیلم خوب شدن حالم بود پر شدن ساعت هام و فرار کردن از کارها و قدم هایی که باید براشون برمیداشتم به بهانه ی کار کردن روی خودم
این تا ی حدی حالمو بهتر میکرد و باعث ی سری اتفاقات خوب هم میشد اما پایدار نبود مثل بردن اشغال ها زیر فرش بود که اخرشم سد پر شک و رها کردن کل این قوانین و کلی اتفاقات
الان دارم به این فکر میکنم میخوام تمام تمرکزم رو بزام روی تغییر دادن خودم و ریشه ای حل کردن این موضوع
دیگه دنبال اتفاقات لحظه ای نیستم میخوام مشکلاتمو ریشه دار حل کنم میخوام با یک دید جدید شروع دوباره ای داشته باشم
به نام خداوند بخشنده مهربان
سلام استاد عزیزم
من اولین بار که قانون جذب رو شنیدم و یکم درموردش فکر کردم نمیدونم از کجا کتاب معجزه شکر گذاری به دستم رسید
این کتاب رو اصلا نمیدونستم وجوداره یکی از هم اتاقی ام گرفته بود و وقتی میرفت بیرون من کتاب رو برمیداشتم میخوندم انگار اون پسره فقط اومده بود کتاب رو به من نشون بده بره چند روز بعدش رفت و کتاب رو هم باخودش برد من تشنه ی کتاب شده بودم رفتم خریدمش اول نمیفهمیدمش اینایی که میگه یعنی چی ولی قلبم باهاش اوکی بود من چندباری که خواندم رفتم امتحانش کردم من بیست چند روز هروز امتحانش میکردم خیلی خوب جواب داده بود بهم احساس خیلی خوبی داشتم توجهم به نکات مثبت شده بود جالب اینجا بود وقتی این کتاب رو میخوندم وتموم میشد منو سوق میداد به یه کتاب دیگه با یه درجه بهتر که بعدی اسکاول شین بود بعد اوشو آخر سر هم استاد گلم که فایل های رایگان استفاده میکردم سیر نمیشدم یه مشگلی هم داشتم به استاد رسیده بودم ولی باز داشتم کتاب بقیه رو میخوندم ،الان که با آموزش های استاد دارم میرم جلو خیلی قشنگ فهمیدم اون کتابها رو کلا قطع کردم البته یواش یواش قطع کردم تکاملی تا امروز که من کلا قطع کردم خوندن کتاب های موفقیت رو چون من خیلی کتابها رو خوندن مغم همه جا میرفت این یه چیز میگفت اون یه چیز میگفت سردرگم شده بودم یواش یواش گذاشتم کنار و الان فقط استاد و دارم رو خودم کار میکنم فقط حسم گفت اینارو بنویس من قانون آفرینش قسمت اول رو گرفتم تمامش همه جملات استاده و خیلی راحت و آسون میدونم چجوری توجه کنم به خواسته هام این داستان تکامل خیلی چیز مهمیه تازه فهمیدم چون من هرچه بیشتر رو خودم کار میکنم مطالب سایت ورژنش برام عوض میشه که به خودم میگم من یکساله تو این سایتم این آگاهی این چیزها کجا بود الان فهمیدم این سایت هم ادمو تکاملی میبره بالا و چیزهایی رو بهش میفهمونه که تو مدارت هست .من وقتی داشتم زور میزدم بعضی حرفای استاد رو بفهمم نمیشد باید تو مدارش باشی بفهمیشون تا رو خودم کار نکنم هیچی بهم داده نمیشه باید کار کنم فقط همین…
خدایا سپاسگزارم که الان فهمیده تر شدن و دیگه زور نمیزنم فقط رو خودم کار میکنم بهم گفته میشه
استاد سپاسگزارم سپاسگزارم سپاسگزارم
در پناه ایزد…
به نام خدای بخشندی مهربان
روز 41سفرنامه
استاد عزیزم وخانم شایسته ی مهربان از شماها ممنونم وخدا رو هر روز شکر میکنن که شما استاد من هستین.
وقتی برای اولین بار قانون جذب رو شنیدم فکر میکردم یک سری کلمات رو تکرار کنی وبنویسی اتفاقات خوب برات میوفته. برای همین خیلی دنبال این قانون در کانال ها وپیج های مختلف رفتم که بااین قانون آشنا بشم واز شرایطی که در اون بودم خودم رو در بیارم و بهتر زندگی کنم. در اصل دنبال پول وثروت بودم.
در این بین بعضی مواقع فایل هایی از شما میدیدم و خیلی حرف های شما به دلم می نشست.تا اینکه با سایت آشنا شدم و ثبت نام کردم.
بعد از ورود به سایت وگوش دادن به فایل های شما تازه فهمیدم که دنیا هم مثل همه ی چیزهای دیگه قانون داره واگه بتونی به اون قوانین عمل کنی میتونی بدونه اینکه کار خاصی انجام بدی شرایط و موقعیت هایی برات پیش میاد که میتونه تو رو در بهترین شرایط قرار بده با تعهد به انجام این قوانین میتونی به ثروت خوب و عالی روابط زیبا حال خوب سلامتی برسی.
که استاد نمونه ی بارزی هست از عمل کردن به قانون.
از همه مهمتر برای من این بود که در این سایت با خدای خودم بیشتر ارتباط گرفتم وبا شکر گزاری از خدا و شناخت قوانینش به آرامشی رسیدم که اونو با هیچی عوض نمیکنم.
از خدا میخواهم که همه ی ما را در این مسیر ثابت قدم کنه و همه بتونیم به آنچه که میفهمیم عمل کنیم.
در پناه الله