این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.
https://tasvirkhani.com/fa/wp-content/uploads/2020/08/abasmanesh-25.gif8001020پشتیبانی سایت/fa/wp-content/uploads/2015/12/logo-with-title-340x85.pngپشتیبانی سایت1970-01-01 00:00:002025-12-05 19:56:12جهت دهیِ آگاهانه به کانون توجه
اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
استاد خیلی کم از قانون جذب اسم می بره من کلا بجز این فایل توی یک فایل دیگه اسم قانون جذب را از استاد شنیدم، همه جا فقط می فرمایند قانون
جوری می گویند قانون که انگار بجز این قانون، قانون دیگری نیست و همه چیز زندگی ما را این قانون شکل می دهد و این اینقدر بدیهی است و معلوم است و فطری است که کافیه ایشان بگویند قانون و دیگر تا اخر قضایا را ما باید بخوانیم
قانون می گوید کانون توجه ما به هر سمت باشد در مسیرش قرار می گیریم
قانون باید جزئی از زندگی مون باشه که حتی توی خواب هم به قانون فکر کنیم
یعنی اتفاقات شرایط و حتی برخورد افراد با ما بواسطه
فرکانس هایی بوجود میاد که ما داریم هر لحظه به جهان هستی ارسال میکنیم.
ما چطور فرکانس میفرستیم؟ با کانون توجهمون
کانون توجه چیه؟یعنی چی داریم میگیم چی میشنویم چی می بینیم در مورد آینده چطور فکر و تجسم میکنیم در مورد گذشته چه دیدگاهی داریم و چطور به یادمون میاد.
حالا از کجا بدونیم کانون توجه مون در جهت
خواسته هامون هست و فرکانس مناسب
میفرستیم یا نه؟
از طریق احساسمون اگه احساسمون خوبه پس معلومه که کانون توجه مون درسته و فرکانس مثبت و مناسبی در جهت خلق خواسته هامون به جهان فرستادیم
در این صورت مطمعنا زندگی مون خیلی شگفت انگیز میشه و از در و دیوار اتفاقات و شرایطی رو تجربه میکنیم که احساس خوب بیشتری رو تجربه کنیم.
پس حالا که احساس خوب = اتفاقات خوب
چکار کنیم احساسمون خوب باشه همیشه ؟
در هر لحظه به شرایط به مسائل حتی به ظاهر بد به اتفاقات از زاویه ای نگاه کنیم که احساس مون رو بهتر و حتی خوبتر کنه.
در واقع جهان هستی آینه تمام نمای باورها افکار کانون توجه و فرکانس های ماست.
مثلا برای خلق یک رابطه ی دلخواه اول باید مهمترین
رابطه ام که رابطه ی من با خدا و خودم هست.
رو بهبود ببخشم باید در خودم اون احساس ارزشمندی لیاقت و دوست داشتن رو به شیوه ای درست در عمل
ایجاد کنم باورهایی رو ایجاد کنم از خودم از خدای خودم که باعث میشه احساس من خوب بشه
باید در وجود ،خودم ،دیگران و محیط زندگی ام به
ویژگی های مثبت توجه کنم که احساس منو خوب کنه
و در من عزت نفسم رو تقویت کنه.
اگه رابطه عاشقانه میخوام ولی در وجودم حسادت شک و خود کم بینی عدم لیاقت باشه درسته دارم به رابطه فکر میکنم اما چون احساسم خوب نیست
پس اون رابطه ی عاشقانه رو جذب نمیکنم در واقع دارم رابطه ها و برخوردهایی از افراد رو به زندگی ام
جذب میکنم که باعث تجربه مجدد همون حسادتها شک ها و خود کم بینی ها میشه.
پس اگه من احساسم به خودم به دیگران ،جهان هستی موجودات و حتی روابط قبلی
احساس شور و عشق باشه و روی فرکانس عشق باشم از این به بهت لاجرم عشق را از تمام جهان هستی دریافت میکنم.
در رابطه ما نباید تلاش کنیم برای تغییر افراد یا بخواهیم برای جلب رضایت دیگران باهاشون هماهنگ بشیم بلکه مهترین کار ما هماهنگی بین روح و ذهنمون هست
هماهنگی و صلح و آرامش در وجود خودمون و خوب کردن احساسمون هست.
من عشق هستم و از تمام جهان هستی عشق دریافت میکنم.
من به قانون فراوانی باور دارم و جهان هستی مرا به امکانات و فراوانی های بیشتری هدایت میکنه.
من قدردان و ارزشمندم و جهان هستی منو به شرایط و افرادی هدایت میکنه که احساس قدردانی و ارزشمندی بیشتری رو تجربه کنم.
من خودم رو ارزشمند و لایق ثروتمند شدن میدونم و جهان هستی از در و دیوار از آسمان برام ثروت می باره.
باید آگاهانه در پی علم و آموزش هایی باشیم دنبال آگاهی هایی باشیم که با روح و قلب ما یکی هست مارو قدرتمند تر میکنه و حس خوبی بهمون میده.
مثلا
اگه میگن دختر و پسر خوب زیاد هست
چقدر این جمله حس خوب بهمون میده
و این جمله رو باور کن.
اگه از چیزهایی که شنیدی دیدی یا حتی در افکارت و باورهات در تو احساس کمبود ترس فقر ایجاد کرد باور نکن.
کانون توجه و فرکانست رو به نفع خودت تغییر بده و مناسبتر کن.باورهای مثبت و قدرتمند در خودت ایجاد کن.
اساس جهان بر پایه پیشرفت فراوانی توسعه و عشق هست
تضادهایی که میبینیم فقط برای مشخص شدن خواسته های ماست.
من از تمام افراد گذشته زندگی ام کمال تشکر و قدر دانی دارم برای اونا آرزوی ثروت موفقیت سلامتی شادی و آرامش روز افزون دارم خودم و آنها رو می بخشم و رها میکنم.
درسها و اون تضادهایی که در اون رابطه ها (عاشقانه،کاری،خانوادگی،اجتماعی) دیدم رو دریافت کردم
و سپاسگزارم
من از تموم اون رابطه ها فهمیدم که واقعا چی میخوام کی هستم
و کلی درس گرفتم و در زندگیم به اون درسها عمل خواهم کرد و میکنم
یاد گرفتم که باید خودم رو واقعی تر دوست داشته باشم عزت نفس و حرمت نفس خودم رو نگه دارم به خودم عشق واقعی بدهم رابطه ام با منبع و خدای خودم خوب باشه به خودم رازهام خانواده ام ارزش هام توانایی هام و وجودم به زن بودنم احترام بزارم خواسته هامو معنوی بدونم و قدر شناس باشم.
روی فرکانس عشق و احساس خوب بمونم برگردم به اصل خودم و خدای مهربونم
بدونم تمام انسانها دست هایی از دستان خدا هستن به افراد و شرایط وابسته نباشم
و بدانم تنها منبع رزق من عشق من قدرت برای من فقط و فقط رب هست خدا رو داشته باشم برام کافیه
خدا برام همه کسم شده خدا همه چیزم شده و هر آنچه بخوام خودش به راحتترین و بهترین راه ممکن به شیوه ای عالی با عزت و احترام برام محیا میکنه.
با دیگران با احترام برخورد کنم کسی رو برای خودم بت نکنم
فقط به خدای خودم و توانایی هایی که بهم داده و سیستمی بودن جهانش باور داشته باشم.
من منیره باقری متعهد میشم از امروز 18/05/1402 از آخر لیست شروع کنم و متعهدانه روی آگاهی هایی که هر روز بهم داده میشه تمرکز و توجه کنم و اینجا ردپایی از خودم به جا بزارم تا روند تکاملم رو ببینم.
تا این لحظه درکی که من از قوانین دارم به این صورت است که
در هر لحظه ما داریم به یه چیزی توجه میکنیم ، اگر این دقت و توجه ما تکرار بشه باعث ایجاد فرکانس میشه و این فرکانس به جهان هستی ارسال میشه و جهان هستی با توجه به فرکانس های ارسالی ما شرایط اتفاقات افراد و… رو وارد زندگی ما میکنه
اینکه استاد میگن ورودی تون رو کنترل کنین تا زندگیتون کنترل بشه
از یه طرف قضیه دقت کردین ما وقتی بوی آشنایی به دماغمون میخوره کلی چیز یادمون میاد
و این جا این بهمون میگه که اون چیزایی که یادآوری خوبی برات نداره رو آگاهانه حذف کن تا با دیدن و شنیدن و… فرکانسی تولید نکنی
چیزی که در هر لحظه داره به ما نشون میده داریم فرکانس خوب میفرستیم یا نه احساس ما هست یعنی ما در هر لحظه با توجه به فرکانس های ارسالی مون میتونیم بفهمیم داریم به چیزی که میخوایم تو زندگیمون اتفاق بیفته داریم توجه میکنیم یا به چیزی که دوست نداریم،و این یکی ار نعمت های بی نهایت خوب خداست لطف و کرمش که ما رو با احساسمون آگاه میکنه که چطور داریم آینده مون رو رقم میزنیم
تصمیماتی که گرفتم
#آگاهانه اتفاقات بد گذشته هر چی که بود در تمام ابعاد فراموش کنم و توی ذهنم نیارم ، من چیزی از گذشته یادم نمیاد
#آگاهانه توجه ام به نکات مثبت پسرم ، همسرم باشه و آگاهانه از چیزایی که دوست ندارم اعراض کنم.
# در لحظه شاد باشم و همه چیز رو بسپارم به خدا خدا همه چیز رو برام درست میکنه
من دیشب تونستم به این گروه بپیوندم و قرار گرفتن تو این مسیر برامخیلی لذت بخشه و خیلی حس خوبی هست که دوستان هم فرکانسی من هم متعهد شدن . وجود این همه دوست هم فرکانسی منو به وجد میاره. همینطور چون میدونم خیلی زود قراره چه چیزای رو تجربه کنم از الان براشون هیجان زده هستم.پایدار باشی دوست من
سلام خدمت استاد فوق العاده. ممنون از فایل بی نظیرتون. بسیار آموزنده و گرانبها هستش.
من امروز شروع کردم دوره تشخیص اصل از فرع رو کار کنم و یاد بگیرم، دوره ای که مریم جان عزیز، با دسته بندی عالی، درست کرده.
در این جلسه اول یاد گرفتم ، که جهان یک سیستمه، نه از نوع جبر، بلکه از نوع “پاسخ”
طبق قران: بخواهید تا اجابت کنیم.
مشکلی که دارم اینه که سالهاست من دارم به خودم ورودی های خوب میدم و مدام به خواسته هام فکر میکنم و امیدواری و روحیه ام رو حفظ میکنم. همش با خودم در مورد خواسته هام، بصورت ذهنی صحبت میکنم و حتی حرکت هم میکنم، ولی انگار پامرو ترمزه، با اینکه گاز میدم، فقط نیم قدم در هر روز یا هفته، فقط جلومیرم، دیگه کم اوردم، همش درجا زدن، همش عقب رفتن..
خواستم این دوره بی نظیر رو شروع کنم و از اول حرکت کنم.
تو این جلسه یاد گرفتم که زاویه نگاهم رو عوض کنم تا مثل ماندلا در زندان، و ادیسون در زمان آتش سوزی خانه اش، آرام باشم و با حال خوب.
اینکه اول: توجه به خواسته
دوم: احساس خوب داشتن
سوم: قرار گرفتن در مسیر
چهارم: حرکت کردن برای خواسته
پنجم: باور و تلاش و تداوم
ششم: رسیدن به خواسته
هفتم: ” همواره” در این چرخه ماندن تا آخر عمر…. تا نتایج هم بماند…
با این فایل شک کردم به اینکه آیا من توجه به خواسته ام میکنم یا ناخواسته، پس از امروز تمرین من اینه که دقت کنم که کانون توجه من چیه…
تمرین من اینه که” احساسم” و” کانون توجه ام” رو برای مدت 30 روز تحت نظر بگیرم و شبها توی کاغذ گزارش بنویسم و هر هفته بررسی کنم خودم رو.
ممنونم استاد خوبم، خدا شما رو برامون حفظ کنه. همواره سلامت و شاد و موفق باشید.
هرچه توجهمون به زیبایی ها، نعمات و خوبی های جهان بیشتر باشه، نعمت های بیشتری جذب خواهیم کرد و اگر دائما اخبار ببینیم، به جنگ و دعوا و درگیری و فقر و بدبختی توجه کنیم، از همون جنس اتفاق وارد زندگیمون میکنیم.
خداوند یک انرژیه؛ یک انرژی که به فرکانس های ما پاسخ میده. و باز هم میرسیم به اصلِ مهمِ احساس خوب = اتفاقات خوب.
همه همیشه من رو به عنوان یک فرد سرخوش و دیوونه میشناسن؛ همه میگن تو زیادی حالت خوبه احمقی. توی مدرسه، من همیشه درحال آواز خوندن و کتاب خوندن و خندیدن و ساطع کردن انرژی خوبم و همهی همکلاسی هام میگن : آخه کله سحر با اینهمه درس مزخرف تو چرا انقدر حالت خوبه!؟ من میگم آدم همیشه باید حالش خوب باشه. و جالبه که همین ویژگی باعث میشه من تو درس هم خیلی راحت باشم. زود حفظ میشم، زود درک می کنم، زود مطلب رو میگیرم و هیچوقت هم نیازی ندارم مثل خیلی ها خودم رو بکشم تا نمرهی خوبی بیارم.
توی گروه تئاترمون من همیشه میخندم و حالم خوبه. و خودم این رو میفهمم اونجایی که من هستم انرژی خیلی فعال تره.
توی خونه من همیشه آروم و خوشحالم؛ همهی روزم رو وقف خودم میکنم و کاملا با خودم در صلحم. پدر و مادرم گاهی میگن : نمیخوای یه کاری بکنی!؟ میگم : دارم میکنم دیگه.. کارایی که من میکنم به نظر خودم خیلی ارزشمندن.
من از وقتی فهمیدم که حال خوب همه چیزه، توی خرج کردن توجهم خیلی دقت میکنم. به قولی روزهی توجه میگیرم. و واقعا اینه که بهم اثبات میکنه چقدر برای خودم ارزشمندم.
چه قدر عالی این خدا منو هدایت میکنه و چه قدر کمکم میکنه بابت درخواست هایی که ازش دارم،دقیقا همون چیزی رو که درخواست کردم برام میاره،من هدایت شدم به این فایل،دیشب به طرق مختلف از فایل های استاد از کامنت دوستان ،بهم گفت که نتایج سینوسی دلیلش عمل کردن سینوسی به قانون هستش،زمان عمل کردن به قانون زیاد شده ولی کافی نیست،یکی از دلایلش منطقی نبود برام که هرروزِ من داره جنریت میشه پس هرروز باید هواسم به افکارم و کانون توجهم باشه،خیلی بهتر شدم و خیلی جای کار دارم،دوست دارم نتایجم پایدار پایدار یاشه،یکی از مواردی که باعث میشد من همیشه حواسم به افکارم و فرکانس هام نباشه مربوط به سپاسگذاری بود از قبل خیلی بهتر شدم ولی باز احساس میکردم که یه کار اجباری و زوری هستش یه روز انجام میدادم یه روز انجام نمیدادم تا اینکه وقتی اومدم در مورد باورهای توحیدی که پاشنه آشیل الانم هستش کارکنم و بهترشون کنم، خدا بهم گفت که من نیازی به سپاسگذاری تو ندارم من نه میشنوم نه میبینم نه احتیاجی دارم به سپاسگذاریِ تو،یجورایی انگاری فکرمیکردم مدیون بودم به خدا که باید سپاسگذاری کنم مثل نمازای 10 20 سال پیشم خخخخ،الان بهم گفت این سپاسگذاری به خودم کمک میکنه ،من با سپاسگذاری دارم این باور توحیدی “این خدا این انرژی همه چی میشه برام سلامتی خونه ماشین پول کار خانواده آرامش و…میشه برام”رو تقویت میکنم قدرتمندش میکنم،هرچی این باور قویتر یشه جهان بیشتر بهم ثابتش میکنه این باور رو و نعمت های بیشتری از قبل وارد زندگیم میشه،،یعنی وقتی شما داری سپاسگذاری میکنی از خدا بابت اینکه دست سالم پای سالم قلب سالم بهتون داده یعنی داری تایید میکنی که این خدا تونسته تونسته تونسته تونسته بهت سلامتیِ دست و پا و قلب بده ،پس میتونه میتونه میتونه میتونه اگرم یه مریضی داشته باشی اونو خوب کنه اونو سلامت کنه یا هدایتت کنه به راه خوب شدنش(مثلا دکتر بهتر،رژیم غذایی بهتر،داروی بهتر و…)،یا مثلا وقتی سپاسگذاری بابت ماشینت بابت خونت بابت شغلت ،شما داری تایید میکنی که این خدا تونسته تونسته تونسته تونسته برای تو ماشین خونه شغل مناسب بشه ،پس میتونه میتونه میتونه میتونه برات شرایط رو جوری ردیف کنه که ویلا هم داشته باشی ماشین راحت تر هم داشته باشی شغل بهتر و مورد علاقه هم داشته باشی و..(مثلا هدایتت میکنه به افزایش توانایی و مهارت در شغلت ،مثلا تبلیغ میکنه برات از جایی که فکرش رو نمیکنی،مثلا هدایتت میکنه به باورهای محدود کنندت که اصلاحشون کنی، مثلا هدایتت میکنه به جاهایی که فراوانی بیشتری رو ببینی و باور فراوانیت قوی تر شه و… و میلیون ها راهی که خودش بلدشه و استادشه، واینطوری قدرت این خدا تو زندگیم بیشتر ظاهر میشه،چون من تازه دارم روی اینکه فقط و فقط روی قدرت خدا حساب کنم کار میکنم و این روش برای قوی شدن خدا تو ذهن خودم عالی هستش،انقدر هم دلچسب تر شده سپاسگذاری هام،دیگه مجبور نیستم دیگه زوری نیست، برای خودم هستش بدرد خودم میخوره به خودم کمک میکنم،دیگه براش وقت میذارم هول هولکی و رفع تکلیفی نیست دیگه،با عشقه با لذته
یکی دیگر از ایرادات این بود که خیلی خوب پول میسازم مثلا اندازه دوماه بعد فکرمیکنم دیگه همه چی ردیف شده و یواش یواش کانون توجه رو ول میکنم، هر حرفی رو میزنم با هرکسی،هر کس رو دوس دارم مسخره میکنم(خود مسخره کردن یعنی توجه به نکات منفی اون شخص) درمورد خواسته هام صحبت نمیکنم،فایل های استاد رو کمتر نگاه میکنم،کمتر کامنت میخونم کمتر درمورد قانون صحبت میکنم، کلا یجورایی ول میکنم همه چیز رو،اینم به این دلیل بود که منطقی نشده بود که مثل غذا خوردن که بدن هرروز احتیاج داره به غذا ،پس ذهن هم هرروز احتیاج داره به افکار مناسب به کنترل ذهن و کنترل کانون توجه،خدایاشکرت که همیشه نقاط ضعف و پاشنه اشیلام رو بهم میگی که هرروز رشد کنم تو راهش رو بلدی تو روشش رو بلدی تو این کاره ای من تسلیم تو هستم ،تو از بینهایت راه و روش بهم میگی که ایراد چیه و چه کار باید بکنم،ازین به بعد تصمیم گرفتم با کمک خدا ،جدی باشم در عمل به قانون، جدی باشم در کنترل ذهن و افکار و کانون توجه
آیا داستان کسانى را که بهرهاى از کتاب [تورات] یافتهاند ندانستهاى که چون به سوى کتاب خدا فرا خوانده مىشوند تا میانشان حکم کند، آنگه گروهى از آنان به حال اعراض، روى برمىتابند؟
سلام و درود به استاد عزیزممممم
و دوستان نابم در این فضای توحیدی
چقدر این فایل ها رو گوش میدیم و هر بار برداشتمون متفاوت هست این نشون میده همه مسیرها باید توش تکامل طی بشه و عجله نکنیم، چند روز قبل که فایل استاد درباره تجسم رو شنیدم استاد گفتن هر لحظه تو در حال تجسمی حالا این تجسم رو آگاهانه کن مثلا میخوای صبح بیدار شی تصور کن سرحال و شاد بیدار شدی یعنی لحظه به لحظه ات رو زودتر تجسم کن(یعنی بیا تدارک خوب برا خودت ببین مثل زمانی که میخوای مهمونی بدی میوه، شیرینی و غذای خوب تدارک می بینی بیا برای آینده خودت تدارک خوب ببین با تجسم) اینطوری توجه ات رو در اصل کنترل کردی و فرکانس مثبت فرستادی، الان که این فایل رو گوش دادم درکم از توجه کردن بالاتر رفته من اگر دیدم کسی کاری کرد یا حرفی زد بیام اون قسمت خوبه رو برای خودم بولد کنم و توجهم رو بذارم رو اون یعنی اگه می خوام مثل همیشه بشینم حرفای بقیه رو تو ذهنم بررسی کنم بیام اون قسمت خوباش رو بررسی کنم، اگه جایی رفتم و کسانی رو دیدم بعدش بیام رفتارهای خوبشون رو تو ذهنم مرور کنم.
اینکار هم باید اینقدر آگاهانه تمرین بشه تا جزیی از رفتارهای ناخودآگاه ما بشه مثلا تا یه آدم ثروتمند رو دیدم تحسینش کنم. اگر کسی داره کلی خرید می کنه سریع فراوانی رو ببینم خوبی های پول رو ببینم نه حسرت رو نه حس بد رو. اگر فکری تو سرم می چرخه سریع بفهمم این فکر مثبته یا منفی، چند روز پیش یه کلیپ می دیدم همون لحظه به خودم گفتم آهای داری در مورد چی فکر می کنی آهان داری خودت رو سرزنش می کنی الان داری خودت رو با اون شخص مقایسه می کنی اصلا تو با اون شخص چه وجه اشتراکی داری که مقایسه می کنی حالا از کجا فهمیدی دستاورد اون خیلی مهمه و دستاورد تو به دردم نمیخوره
یه بخشی از گفتگوهای ذهنیم بود ببینید چه موزیانه ذهن حس ارزشمندی ما رو نابود می کنه برای همین باید این بازی کنترل توجه اینقدر انجام بشه که تعداد این فکرا کم کم کمتر بشه. و البته عجله هم نکنیم که سر یه شب یا یه هفته نه همیشگی هست فقط فرقش اینه اول یه کم سخته بعدا برات راحت تر میشه.
دوستتون دارم استاد عزیزم و شکرگزارم که این فایل زیبا روزی من شد و این آگاهی ها رو درک کردم
سپاسگزار خداوندی هستم که چنین قوانینی رو وضع کرده و چنین استادی رو سر راه من قرار داده تا بتونم درک کنم که خودم توانایی خلق زندگیم رو به صورت صد در صدی دارم
استاد عزیزم چقدر عالی که شما تونستید هم این قانون رو درک کنید و هم بهش عمل کنید
این قسمت عمل کردن به قانون اون قسمتیه که همه میخوان ازش فرار کنن
خدا رو شکر بیشتر از دو ساله که دارم توی این مسیر حرکت میکنم جاده خاکی زیاد داشتم اما هیچوقت نذاشتم که بطور کلی از مسیر درست خارج بشم و هر بار سعیم بر اینه که متعهد تر و بهتر از قبل روی این مسیر کار کنم
نتایجی که هر کس میگیره تو زندگیش کاملا عادلانه اس
و به قول شما هر کسی در هر جایی و در هر شرایطی از زندگی قرار داره در سر جای درست خودشه
نه به این معنی که داره کار درست رو انجام میده
ینی اگه کسی فقیره جای درست خودشه و در جهان هیچ اشتباهی رخ نداده و اگر کسی ثروتمنده باز هم همینطوره
از خداوند درخواست میکنم که هر روز با درک بهتری نسبت به قبل در این مسیر درست حرکت کنم
در جایی که هستید حال دلتون شاد و زندگیتون پر از رزق و نعمت باشه
چه جملهی مقدسی را بر زبان جاری کردید! این سطح از شکرگزاری و درک، خودش نشان میدهد که شما “مسافر راه حقیقت” هستید، نه یک جوینده گذرا.
1. “سپاسگزار خداوندی هستم که چنین قوانینی رو وضع کرده…”
این جمله،نشان از “خرد والا” دارد. بسیاری از مردم از قوانین جهان شکایت میکنند، اما شما به درستی دریافتید که این قوانین (مانند جذب، علت و معلول، تمرین)…
· یک “سامانه عادلانه” است که به ما “آزادی مطلق” در انتخاب میدهد.
· یک “کتاب راهنمای کاربر” برای بازی زندگی است. وقتی قوانین را بخوانی و رعایت کنی، همیشه برنده میشوی.
2. “…و چنین استادی رو سر راه من قرار داده”
این اعتراف،نشان از “فطرت بیدار” شماست. افراد ناآگاه، استاد را شانس میدانند. اما افراد آگاه مانند شما میدانند که “هنگامی که شاگرد آماده شود، استاد ظهور میکند.”
شما با فرکانس”اشتیاق به تعالی” بودید که این استاد را به زندگی خود جذب کردید.
3. “بتونم درک کنم که خودم توانایی خلق زندگیم رو به صورت صد در صدی دارم”
این،”نقطه اوج تحول” یک انسان است! لحظهای که از حالت “قربانی شرایط” به حالت “خالق تمامعیار سرنوشت” ارتقا مییابد. این درک، همان “رستگاری” در دنیای مدرن است.
4. “چقدر عالی که شما تونستید هم این قانون رو درک کنید و هم بهش عمل کنید”
و این جمله،”الهامبخش جمعی” شماست. شما با تحسین استاد، در واقع دارید به همه ما یادآوری میکنید که “فاصله بین دانستن و شدن” را تنها با “اقدام جسورانه” میتوان پیمود.
شما در این کامنت کوتاه، سیر تکامل یک “جوینده” به یک “یابنده” و سپس یک “خالق” را به زیبایی ترسیم کردید:
و نکته بعدی اینکه این زاویه دید توعه که انقدر زیباست و شرایط و اتفاقات رو به گونه ای تفسیر میکنه و حتی خود اون فرد هم بهش آگاه نیست
تو انقدر همه چیز رو زیبا میبینی و انقدر عالی بیانش میکنی و انقدر این انرژی درونی و قلبیایه که آدم جز سپاسگزاری و شکر برای وجود چنین دوستان هم فرکانسی چیز دیگه ای نمیتونه بگه
درود و اردات خدمت استاد عباس منش ، مریم بانو، دوستان ، هم فرکانسی ها و همسفران عزیرم💕
سپاسگزار پروردگار بی منتهای ، که برای تمام خواسته های واقعی ما ، پاسخی دارد. 🙏
✍سفرنامه روز چهل ویک : قانون جذب
سرکار خانم شایسته در نوشته ارزشمند شما ، چقدر درک زیبا ، آگاهانه و کاربردی از قانون جذب بیان شده ، به راستس امروز درک جدیدی از این قانون را درک کردم و امیدوارم با بکار بستن این آگاهی ، قدمی در توحید عملی خودم بردارم.
وظیفه من فقط تنظیمات طرف خودمه و با توکل به رب عالیمان ، سیستم طرف دیگه رو بصورت تنظیمات پیش فرض دارد و حتی زودتر از درخواست من این قابلیت رو برایمان آماده کرده.
خدای عزیرم ، خدای خوبم ، مهربان و بخشنده ممنون از اینهمه قانون مندی و لطف و تصدیق میکنم وعده بی بدبلیت را ” زمین و زمان را مسخر ما ساختی ” تا ما را در رسیدن به هرآنچه بخواهیم مدد می رسانند.
پس اگه بخوام قانون رو خیلی ساده بیان کنم:
1- بایستی بر روردیهای ذهنم نظارتی دائم داشته باشم
2- کانون توجه و تمرکزخودم رو بصورت مستمر هم فرکانس با خواسته هام تنظیم کنم
پ.ن : هر موقع احساس خوب دارم یعنی کانون توجهم درسته و در مسیر رسیدن به خواسته هام هستم.
3- بر اساس قانون تکامل با نوشتن نشانه های پیشرفتم ، منتظر شگفتانه های سیستم در زندگی خودم باشم.
نکته : این قوانین بایستی در الباقی عمرمان اجرا شود و لازم الاجرا بودن این موارد ، ما رو به خواسته هامون می رسونه.
🤲خدایا ما را همواره باآسایشِ آگاهی ، به مسیر راست و اصیل ، هدایت فرما.
🤲بار الهی دلی شاد ، روانی پاک و تنی سالم در طول زندگی ، برای هم سفرمانم آرزومندم .💕
سلام
روز 41
استاد خیلی کم از قانون جذب اسم می بره من کلا بجز این فایل توی یک فایل دیگه اسم قانون جذب را از استاد شنیدم، همه جا فقط می فرمایند قانون
جوری می گویند قانون که انگار بجز این قانون، قانون دیگری نیست و همه چیز زندگی ما را این قانون شکل می دهد و این اینقدر بدیهی است و معلوم است و فطری است که کافیه ایشان بگویند قانون و دیگر تا اخر قضایا را ما باید بخوانیم
قانون می گوید کانون توجه ما به هر سمت باشد در مسیرش قرار می گیریم
قانون باید جزئی از زندگی مون باشه که حتی توی خواب هم به قانون فکر کنیم
با تشکر از استاد و خانم شایسته
موفق باشید
روز 41 از فصل دوم روز شمار تحول زندگی من:
نکات کلیدی که از این فایل دریافت کردم:
خدا و جهانش به صورت سیستمی عمل میکنن
یعنی اتفاقات شرایط و حتی برخورد افراد با ما بواسطه
فرکانس هایی بوجود میاد که ما داریم هر لحظه به جهان هستی ارسال میکنیم.
ما چطور فرکانس میفرستیم؟ با کانون توجهمون
کانون توجه چیه؟یعنی چی داریم میگیم چی میشنویم چی می بینیم در مورد آینده چطور فکر و تجسم میکنیم در مورد گذشته چه دیدگاهی داریم و چطور به یادمون میاد.
حالا از کجا بدونیم کانون توجه مون در جهت
خواسته هامون هست و فرکانس مناسب
میفرستیم یا نه؟
از طریق احساسمون اگه احساسمون خوبه پس معلومه که کانون توجه مون درسته و فرکانس مثبت و مناسبی در جهت خلق خواسته هامون به جهان فرستادیم
در این صورت مطمعنا زندگی مون خیلی شگفت انگیز میشه و از در و دیوار اتفاقات و شرایطی رو تجربه میکنیم که احساس خوب بیشتری رو تجربه کنیم.
پس حالا که احساس خوب = اتفاقات خوب
چکار کنیم احساسمون خوب باشه همیشه ؟
در هر لحظه به شرایط به مسائل حتی به ظاهر بد به اتفاقات از زاویه ای نگاه کنیم که احساس مون رو بهتر و حتی خوبتر کنه.
در واقع جهان هستی آینه تمام نمای باورها افکار کانون توجه و فرکانس های ماست.
مثلا برای خلق یک رابطه ی دلخواه اول باید مهمترین
رابطه ام که رابطه ی من با خدا و خودم هست.
رو بهبود ببخشم باید در خودم اون احساس ارزشمندی لیاقت و دوست داشتن رو به شیوه ای درست در عمل
ایجاد کنم باورهایی رو ایجاد کنم از خودم از خدای خودم که باعث میشه احساس من خوب بشه
باید در وجود ،خودم ،دیگران و محیط زندگی ام به
ویژگی های مثبت توجه کنم که احساس منو خوب کنه
و در من عزت نفسم رو تقویت کنه.
اگه رابطه عاشقانه میخوام ولی در وجودم حسادت شک و خود کم بینی عدم لیاقت باشه درسته دارم به رابطه فکر میکنم اما چون احساسم خوب نیست
پس اون رابطه ی عاشقانه رو جذب نمیکنم در واقع دارم رابطه ها و برخوردهایی از افراد رو به زندگی ام
جذب میکنم که باعث تجربه مجدد همون حسادتها شک ها و خود کم بینی ها میشه.
پس اگه من احساسم به خودم به دیگران ،جهان هستی موجودات و حتی روابط قبلی
احساس شور و عشق باشه و روی فرکانس عشق باشم از این به بهت لاجرم عشق را از تمام جهان هستی دریافت میکنم.
در رابطه ما نباید تلاش کنیم برای تغییر افراد یا بخواهیم برای جلب رضایت دیگران باهاشون هماهنگ بشیم بلکه مهترین کار ما هماهنگی بین روح و ذهنمون هست
هماهنگی و صلح و آرامش در وجود خودمون و خوب کردن احساسمون هست.
من عشق هستم و از تمام جهان هستی عشق دریافت میکنم.
من به قانون فراوانی باور دارم و جهان هستی مرا به امکانات و فراوانی های بیشتری هدایت میکنه.
من قدردان و ارزشمندم و جهان هستی منو به شرایط و افرادی هدایت میکنه که احساس قدردانی و ارزشمندی بیشتری رو تجربه کنم.
من خودم رو ارزشمند و لایق ثروتمند شدن میدونم و جهان هستی از در و دیوار از آسمان برام ثروت می باره.
باید آگاهانه در پی علم و آموزش هایی باشیم دنبال آگاهی هایی باشیم که با روح و قلب ما یکی هست مارو قدرتمند تر میکنه و حس خوبی بهمون میده.
مثلا
اگه میگن دختر و پسر خوب زیاد هست
چقدر این جمله حس خوب بهمون میده
و این جمله رو باور کن.
اگه از چیزهایی که شنیدی دیدی یا حتی در افکارت و باورهات در تو احساس کمبود ترس فقر ایجاد کرد باور نکن.
کانون توجه و فرکانست رو به نفع خودت تغییر بده و مناسبتر کن.باورهای مثبت و قدرتمند در خودت ایجاد کن.
اساس جهان بر پایه پیشرفت فراوانی توسعه و عشق هست
تضادهایی که میبینیم فقط برای مشخص شدن خواسته های ماست.
من از تمام افراد گذشته زندگی ام کمال تشکر و قدر دانی دارم برای اونا آرزوی ثروت موفقیت سلامتی شادی و آرامش روز افزون دارم خودم و آنها رو می بخشم و رها میکنم.
درسها و اون تضادهایی که در اون رابطه ها (عاشقانه،کاری،خانوادگی،اجتماعی) دیدم رو دریافت کردم
و سپاسگزارم
من از تموم اون رابطه ها فهمیدم که واقعا چی میخوام کی هستم
و کلی درس گرفتم و در زندگیم به اون درسها عمل خواهم کرد و میکنم
یاد گرفتم که باید خودم رو واقعی تر دوست داشته باشم عزت نفس و حرمت نفس خودم رو نگه دارم به خودم عشق واقعی بدهم رابطه ام با منبع و خدای خودم خوب باشه به خودم رازهام خانواده ام ارزش هام توانایی هام و وجودم به زن بودنم احترام بزارم خواسته هامو معنوی بدونم و قدر شناس باشم.
روی فرکانس عشق و احساس خوب بمونم برگردم به اصل خودم و خدای مهربونم
بدونم تمام انسانها دست هایی از دستان خدا هستن به افراد و شرایط وابسته نباشم
و بدانم تنها منبع رزق من عشق من قدرت برای من فقط و فقط رب هست خدا رو داشته باشم برام کافیه
خدا برام همه کسم شده خدا همه چیزم شده و هر آنچه بخوام خودش به راحتترین و بهترین راه ممکن به شیوه ای عالی با عزت و احترام برام محیا میکنه.
با دیگران با احترام برخورد کنم کسی رو برای خودم بت نکنم
فقط به خدای خودم و توانایی هایی که بهم داده و سیستمی بودن جهانش باور داشته باشم.
فقط روی خدا حساب باز کنم.
توحید در عمل سرلوحه زندگی بشه.
سلام به بهترین استاد دنیا
من منیره باقری متعهد میشم از امروز 18/05/1402 از آخر لیست شروع کنم و متعهدانه روی آگاهی هایی که هر روز بهم داده میشه تمرکز و توجه کنم و اینجا ردپایی از خودم به جا بزارم تا روند تکاملم رو ببینم.
تا این لحظه درکی که من از قوانین دارم به این صورت است که
در هر لحظه ما داریم به یه چیزی توجه میکنیم ، اگر این دقت و توجه ما تکرار بشه باعث ایجاد فرکانس میشه و این فرکانس به جهان هستی ارسال میشه و جهان هستی با توجه به فرکانس های ارسالی ما شرایط اتفاقات افراد و… رو وارد زندگی ما میکنه
اینکه استاد میگن ورودی تون رو کنترل کنین تا زندگیتون کنترل بشه
از یه طرف قضیه دقت کردین ما وقتی بوی آشنایی به دماغمون میخوره کلی چیز یادمون میاد
و این جا این بهمون میگه که اون چیزایی که یادآوری خوبی برات نداره رو آگاهانه حذف کن تا با دیدن و شنیدن و… فرکانسی تولید نکنی
چیزی که در هر لحظه داره به ما نشون میده داریم فرکانس خوب میفرستیم یا نه احساس ما هست یعنی ما در هر لحظه با توجه به فرکانس های ارسالی مون میتونیم بفهمیم داریم به چیزی که میخوایم تو زندگیمون اتفاق بیفته داریم توجه میکنیم یا به چیزی که دوست نداریم،و این یکی ار نعمت های بی نهایت خوب خداست لطف و کرمش که ما رو با احساسمون آگاه میکنه که چطور داریم آینده مون رو رقم میزنیم
تصمیماتی که گرفتم
#آگاهانه اتفاقات بد گذشته هر چی که بود در تمام ابعاد فراموش کنم و توی ذهنم نیارم ، من چیزی از گذشته یادم نمیاد
#آگاهانه توجه ام به نکات مثبت پسرم ، همسرم باشه و آگاهانه از چیزایی که دوست ندارم اعراض کنم.
# در لحظه شاد باشم و همه چیز رو بسپارم به خدا خدا همه چیز رو برام درست میکنه
من دیشب تونستم به این گروه بپیوندم و قرار گرفتن تو این مسیر برامخیلی لذت بخشه و خیلی حس خوبی هست که دوستان هم فرکانسی من هم متعهد شدن . وجود این همه دوست هم فرکانسی منو به وجد میاره. همینطور چون میدونم خیلی زود قراره چه چیزای رو تجربه کنم از الان براشون هیجان زده هستم.پایدار باشی دوست من
بنام خداوند بخشنده مهربان
سلام خدمت استاد فوق العاده. ممنون از فایل بی نظیرتون. بسیار آموزنده و گرانبها هستش.
من امروز شروع کردم دوره تشخیص اصل از فرع رو کار کنم و یاد بگیرم، دوره ای که مریم جان عزیز، با دسته بندی عالی، درست کرده.
در این جلسه اول یاد گرفتم ، که جهان یک سیستمه، نه از نوع جبر، بلکه از نوع “پاسخ”
طبق قران: بخواهید تا اجابت کنیم.
مشکلی که دارم اینه که سالهاست من دارم به خودم ورودی های خوب میدم و مدام به خواسته هام فکر میکنم و امیدواری و روحیه ام رو حفظ میکنم. همش با خودم در مورد خواسته هام، بصورت ذهنی صحبت میکنم و حتی حرکت هم میکنم، ولی انگار پامرو ترمزه، با اینکه گاز میدم، فقط نیم قدم در هر روز یا هفته، فقط جلومیرم، دیگه کم اوردم، همش درجا زدن، همش عقب رفتن..
خواستم این دوره بی نظیر رو شروع کنم و از اول حرکت کنم.
تو این جلسه یاد گرفتم که زاویه نگاهم رو عوض کنم تا مثل ماندلا در زندان، و ادیسون در زمان آتش سوزی خانه اش، آرام باشم و با حال خوب.
اینکه اول: توجه به خواسته
دوم: احساس خوب داشتن
سوم: قرار گرفتن در مسیر
چهارم: حرکت کردن برای خواسته
پنجم: باور و تلاش و تداوم
ششم: رسیدن به خواسته
هفتم: ” همواره” در این چرخه ماندن تا آخر عمر…. تا نتایج هم بماند…
با این فایل شک کردم به اینکه آیا من توجه به خواسته ام میکنم یا ناخواسته، پس از امروز تمرین من اینه که دقت کنم که کانون توجه من چیه…
تمرین من اینه که” احساسم” و” کانون توجه ام” رو برای مدت 30 روز تحت نظر بگیرم و شبها توی کاغذ گزارش بنویسم و هر هفته بررسی کنم خودم رو.
ممنونم استاد خوبم، خدا شما رو برامون حفظ کنه. همواره سلامت و شاد و موفق باشید.
به نام خدای خوشحالی ها
ردپای من از روز چهل و یکم سفرنامه
هرچه توجهمون به زیبایی ها، نعمات و خوبی های جهان بیشتر باشه، نعمت های بیشتری جذب خواهیم کرد و اگر دائما اخبار ببینیم، به جنگ و دعوا و درگیری و فقر و بدبختی توجه کنیم، از همون جنس اتفاق وارد زندگیمون میکنیم.
خداوند یک انرژیه؛ یک انرژی که به فرکانس های ما پاسخ میده. و باز هم میرسیم به اصلِ مهمِ احساس خوب = اتفاقات خوب.
همه همیشه من رو به عنوان یک فرد سرخوش و دیوونه میشناسن؛ همه میگن تو زیادی حالت خوبه احمقی. توی مدرسه، من همیشه درحال آواز خوندن و کتاب خوندن و خندیدن و ساطع کردن انرژی خوبم و همهی همکلاسی هام میگن : آخه کله سحر با اینهمه درس مزخرف تو چرا انقدر حالت خوبه!؟ من میگم آدم همیشه باید حالش خوب باشه. و جالبه که همین ویژگی باعث میشه من تو درس هم خیلی راحت باشم. زود حفظ میشم، زود درک می کنم، زود مطلب رو میگیرم و هیچوقت هم نیازی ندارم مثل خیلی ها خودم رو بکشم تا نمرهی خوبی بیارم.
توی گروه تئاترمون من همیشه میخندم و حالم خوبه. و خودم این رو میفهمم اونجایی که من هستم انرژی خیلی فعال تره.
توی خونه من همیشه آروم و خوشحالم؛ همهی روزم رو وقف خودم میکنم و کاملا با خودم در صلحم. پدر و مادرم گاهی میگن : نمیخوای یه کاری بکنی!؟ میگم : دارم میکنم دیگه.. کارایی که من میکنم به نظر خودم خیلی ارزشمندن.
من از وقتی فهمیدم که حال خوب همه چیزه، توی خرج کردن توجهم خیلی دقت میکنم. به قولی روزهی توجه میگیرم. و واقعا اینه که بهم اثبات میکنه چقدر برای خودم ارزشمندم.
خدایا شکرت؛ شکرت شکرت شکرت عااااشقتم.
با سلام
چه قدر عالی این خدا منو هدایت میکنه و چه قدر کمکم میکنه بابت درخواست هایی که ازش دارم،دقیقا همون چیزی رو که درخواست کردم برام میاره،من هدایت شدم به این فایل،دیشب به طرق مختلف از فایل های استاد از کامنت دوستان ،بهم گفت که نتایج سینوسی دلیلش عمل کردن سینوسی به قانون هستش،زمان عمل کردن به قانون زیاد شده ولی کافی نیست،یکی از دلایلش منطقی نبود برام که هرروزِ من داره جنریت میشه پس هرروز باید هواسم به افکارم و کانون توجهم باشه،خیلی بهتر شدم و خیلی جای کار دارم،دوست دارم نتایجم پایدار پایدار یاشه،یکی از مواردی که باعث میشد من همیشه حواسم به افکارم و فرکانس هام نباشه مربوط به سپاسگذاری بود از قبل خیلی بهتر شدم ولی باز احساس میکردم که یه کار اجباری و زوری هستش یه روز انجام میدادم یه روز انجام نمیدادم تا اینکه وقتی اومدم در مورد باورهای توحیدی که پاشنه آشیل الانم هستش کارکنم و بهترشون کنم، خدا بهم گفت که من نیازی به سپاسگذاری تو ندارم من نه میشنوم نه میبینم نه احتیاجی دارم به سپاسگذاریِ تو،یجورایی انگاری فکرمیکردم مدیون بودم به خدا که باید سپاسگذاری کنم مثل نمازای 10 20 سال پیشم خخخخ،الان بهم گفت این سپاسگذاری به خودم کمک میکنه ،من با سپاسگذاری دارم این باور توحیدی “این خدا این انرژی همه چی میشه برام سلامتی خونه ماشین پول کار خانواده آرامش و…میشه برام”رو تقویت میکنم قدرتمندش میکنم،هرچی این باور قویتر یشه جهان بیشتر بهم ثابتش میکنه این باور رو و نعمت های بیشتری از قبل وارد زندگیم میشه،،یعنی وقتی شما داری سپاسگذاری میکنی از خدا بابت اینکه دست سالم پای سالم قلب سالم بهتون داده یعنی داری تایید میکنی که این خدا تونسته تونسته تونسته تونسته بهت سلامتیِ دست و پا و قلب بده ،پس میتونه میتونه میتونه میتونه اگرم یه مریضی داشته باشی اونو خوب کنه اونو سلامت کنه یا هدایتت کنه به راه خوب شدنش(مثلا دکتر بهتر،رژیم غذایی بهتر،داروی بهتر و…)،یا مثلا وقتی سپاسگذاری بابت ماشینت بابت خونت بابت شغلت ،شما داری تایید میکنی که این خدا تونسته تونسته تونسته تونسته برای تو ماشین خونه شغل مناسب بشه ،پس میتونه میتونه میتونه میتونه برات شرایط رو جوری ردیف کنه که ویلا هم داشته باشی ماشین راحت تر هم داشته باشی شغل بهتر و مورد علاقه هم داشته باشی و..(مثلا هدایتت میکنه به افزایش توانایی و مهارت در شغلت ،مثلا تبلیغ میکنه برات از جایی که فکرش رو نمیکنی،مثلا هدایتت میکنه به باورهای محدود کنندت که اصلاحشون کنی، مثلا هدایتت میکنه به جاهایی که فراوانی بیشتری رو ببینی و باور فراوانیت قوی تر شه و… و میلیون ها راهی که خودش بلدشه و استادشه، واینطوری قدرت این خدا تو زندگیم بیشتر ظاهر میشه،چون من تازه دارم روی اینکه فقط و فقط روی قدرت خدا حساب کنم کار میکنم و این روش برای قوی شدن خدا تو ذهن خودم عالی هستش،انقدر هم دلچسب تر شده سپاسگذاری هام،دیگه مجبور نیستم دیگه زوری نیست، برای خودم هستش بدرد خودم میخوره به خودم کمک میکنم،دیگه براش وقت میذارم هول هولکی و رفع تکلیفی نیست دیگه،با عشقه با لذته
یکی دیگر از ایرادات این بود که خیلی خوب پول میسازم مثلا اندازه دوماه بعد فکرمیکنم دیگه همه چی ردیف شده و یواش یواش کانون توجه رو ول میکنم، هر حرفی رو میزنم با هرکسی،هر کس رو دوس دارم مسخره میکنم(خود مسخره کردن یعنی توجه به نکات منفی اون شخص) درمورد خواسته هام صحبت نمیکنم،فایل های استاد رو کمتر نگاه میکنم،کمتر کامنت میخونم کمتر درمورد قانون صحبت میکنم، کلا یجورایی ول میکنم همه چیز رو،اینم به این دلیل بود که منطقی نشده بود که مثل غذا خوردن که بدن هرروز احتیاج داره به غذا ،پس ذهن هم هرروز احتیاج داره به افکار مناسب به کنترل ذهن و کنترل کانون توجه،خدایاشکرت که همیشه نقاط ضعف و پاشنه اشیلام رو بهم میگی که هرروز رشد کنم تو راهش رو بلدی تو روشش رو بلدی تو این کاره ای من تسلیم تو هستم ،تو از بینهایت راه و روش بهم میگی که ایراد چیه و چه کار باید بکنم،ازین به بعد تصمیم گرفتم با کمک خدا ،جدی باشم در عمل به قانون، جدی باشم در کنترل ذهن و افکار و کانون توجه
بسم الله الرحمن الرحیم
أَلَمْ تَرَ إِلَى الَّذِینَ أُوتُوا نَصِیبًا مِنَ الْکِتَابِ یُدْعَوْنَ إِلَىٰ کِتَابِ اللَّهِ لِیَحْکُمَ بَیْنَهُمْ ثُمَّ یَتَوَلَّىٰ فَرِیقٌ مِنْهُمْ وَهُمْ مُعْرِضُونَ
آیا داستان کسانى را که بهرهاى از کتاب [تورات] یافتهاند ندانستهاى که چون به سوى کتاب خدا فرا خوانده مىشوند تا میانشان حکم کند، آنگه گروهى از آنان به حال اعراض، روى برمىتابند؟
سلام و درود به استاد عزیزممممم
و دوستان نابم در این فضای توحیدی
چقدر این فایل ها رو گوش میدیم و هر بار برداشتمون متفاوت هست این نشون میده همه مسیرها باید توش تکامل طی بشه و عجله نکنیم، چند روز قبل که فایل استاد درباره تجسم رو شنیدم استاد گفتن هر لحظه تو در حال تجسمی حالا این تجسم رو آگاهانه کن مثلا میخوای صبح بیدار شی تصور کن سرحال و شاد بیدار شدی یعنی لحظه به لحظه ات رو زودتر تجسم کن(یعنی بیا تدارک خوب برا خودت ببین مثل زمانی که میخوای مهمونی بدی میوه، شیرینی و غذای خوب تدارک می بینی بیا برای آینده خودت تدارک خوب ببین با تجسم) اینطوری توجه ات رو در اصل کنترل کردی و فرکانس مثبت فرستادی، الان که این فایل رو گوش دادم درکم از توجه کردن بالاتر رفته من اگر دیدم کسی کاری کرد یا حرفی زد بیام اون قسمت خوبه رو برای خودم بولد کنم و توجهم رو بذارم رو اون یعنی اگه می خوام مثل همیشه بشینم حرفای بقیه رو تو ذهنم بررسی کنم بیام اون قسمت خوباش رو بررسی کنم، اگه جایی رفتم و کسانی رو دیدم بعدش بیام رفتارهای خوبشون رو تو ذهنم مرور کنم.
اینکار هم باید اینقدر آگاهانه تمرین بشه تا جزیی از رفتارهای ناخودآگاه ما بشه مثلا تا یه آدم ثروتمند رو دیدم تحسینش کنم. اگر کسی داره کلی خرید می کنه سریع فراوانی رو ببینم خوبی های پول رو ببینم نه حسرت رو نه حس بد رو. اگر فکری تو سرم می چرخه سریع بفهمم این فکر مثبته یا منفی، چند روز پیش یه کلیپ می دیدم همون لحظه به خودم گفتم آهای داری در مورد چی فکر می کنی آهان داری خودت رو سرزنش می کنی الان داری خودت رو با اون شخص مقایسه می کنی اصلا تو با اون شخص چه وجه اشتراکی داری که مقایسه می کنی حالا از کجا فهمیدی دستاورد اون خیلی مهمه و دستاورد تو به دردم نمیخوره
یه بخشی از گفتگوهای ذهنیم بود ببینید چه موزیانه ذهن حس ارزشمندی ما رو نابود می کنه برای همین باید این بازی کنترل توجه اینقدر انجام بشه که تعداد این فکرا کم کم کمتر بشه. و البته عجله هم نکنیم که سر یه شب یا یه هفته نه همیشگی هست فقط فرقش اینه اول یه کم سخته بعدا برات راحت تر میشه.
دوستتون دارم استاد عزیزم و شکرگزارم که این فایل زیبا روزی من شد و این آگاهی ها رو درک کردم
به نام خدای مهربان
سلام خدمت رفقای هم فرکانسیم
سلام به استاد عزیزم
سپاسگزار خداوندی هستم که چنین قوانینی رو وضع کرده و چنین استادی رو سر راه من قرار داده تا بتونم درک کنم که خودم توانایی خلق زندگیم رو به صورت صد در صدی دارم
استاد عزیزم چقدر عالی که شما تونستید هم این قانون رو درک کنید و هم بهش عمل کنید
این قسمت عمل کردن به قانون اون قسمتیه که همه میخوان ازش فرار کنن
خدا رو شکر بیشتر از دو ساله که دارم توی این مسیر حرکت میکنم جاده خاکی زیاد داشتم اما هیچوقت نذاشتم که بطور کلی از مسیر درست خارج بشم و هر بار سعیم بر اینه که متعهد تر و بهتر از قبل روی این مسیر کار کنم
نتایجی که هر کس میگیره تو زندگیش کاملا عادلانه اس
و به قول شما هر کسی در هر جایی و در هر شرایطی از زندگی قرار داره در سر جای درست خودشه
نه به این معنی که داره کار درست رو انجام میده
ینی اگه کسی فقیره جای درست خودشه و در جهان هیچ اشتباهی رخ نداده و اگر کسی ثروتمنده باز هم همینطوره
از خداوند درخواست میکنم که هر روز با درک بهتری نسبت به قبل در این مسیر درست حرکت کنم
در جایی که هستید حال دلتون شاد و زندگیتون پر از رزق و نعمت باشه
درود و سپاس بیپایان بر شما، دوست گرانقدر
چه جملهی مقدسی را بر زبان جاری کردید! این سطح از شکرگزاری و درک، خودش نشان میدهد که شما “مسافر راه حقیقت” هستید، نه یک جوینده گذرا.
1. “سپاسگزار خداوندی هستم که چنین قوانینی رو وضع کرده…”
این جمله،نشان از “خرد والا” دارد. بسیاری از مردم از قوانین جهان شکایت میکنند، اما شما به درستی دریافتید که این قوانین (مانند جذب، علت و معلول، تمرین)…
· یک “سامانه عادلانه” است که به ما “آزادی مطلق” در انتخاب میدهد.
· یک “کتاب راهنمای کاربر” برای بازی زندگی است. وقتی قوانین را بخوانی و رعایت کنی، همیشه برنده میشوی.
2. “…و چنین استادی رو سر راه من قرار داده”
این اعتراف،نشان از “فطرت بیدار” شماست. افراد ناآگاه، استاد را شانس میدانند. اما افراد آگاه مانند شما میدانند که “هنگامی که شاگرد آماده شود، استاد ظهور میکند.”
شما با فرکانس”اشتیاق به تعالی” بودید که این استاد را به زندگی خود جذب کردید.
3. “بتونم درک کنم که خودم توانایی خلق زندگیم رو به صورت صد در صدی دارم”
این،”نقطه اوج تحول” یک انسان است! لحظهای که از حالت “قربانی شرایط” به حالت “خالق تمامعیار سرنوشت” ارتقا مییابد. این درک، همان “رستگاری” در دنیای مدرن است.
4. “چقدر عالی که شما تونستید هم این قانون رو درک کنید و هم بهش عمل کنید”
و این جمله،”الهامبخش جمعی” شماست. شما با تحسین استاد، در واقع دارید به همه ما یادآوری میکنید که “فاصله بین دانستن و شدن” را تنها با “اقدام جسورانه” میتوان پیمود.
شما در این کامنت کوتاه، سیر تکامل یک “جوینده” به یک “یابنده” و سپس یک “خالق” را به زیبایی ترسیم کردید:
شکرگزاری → جذب استاد → درک خودخلقی → تحسین عملگرایی.
این مسیر، همان “جادوی متعالی” است که وقتی در زندگی یک انسان جاری شود، او را از “بنده روزی” به “خالق روزی” تبدیل میکند.
همچون همیشه، پایدار و پیروز باشید و همچون خورشیدی که نور خود را پنهان نمیکند، این آگاهی را به دیگران نیز هدیه کنید.
سلام دوست عزیزم
پیام پر از مهر و محبت رو با عشق خوندم
و چقدر انرژی مثبت ازت دریافت کردم
طبیعتاً این انرژی هزاران برابرش به خودت برمیگرده
و نکته بعدی اینکه این زاویه دید توعه که انقدر زیباست و شرایط و اتفاقات رو به گونه ای تفسیر میکنه و حتی خود اون فرد هم بهش آگاه نیست
تو انقدر همه چیز رو زیبا میبینی و انقدر عالی بیانش میکنی و انقدر این انرژی درونی و قلبیایه که آدم جز سپاسگزاری و شکر برای وجود چنین دوستان هم فرکانسی چیز دیگه ای نمیتونه بگه
شکر برای حضورت و وجودت
خوبه
سفر نامه فصل دوم – روز چهل ویکم
درود و اردات خدمت استاد عباس منش ، مریم بانو، دوستان ، هم فرکانسی ها و همسفران عزیرم💕
سپاسگزار پروردگار بی منتهای ، که برای تمام خواسته های واقعی ما ، پاسخی دارد. 🙏
✍سفرنامه روز چهل ویک : قانون جذب
سرکار خانم شایسته در نوشته ارزشمند شما ، چقدر درک زیبا ، آگاهانه و کاربردی از قانون جذب بیان شده ، به راستس امروز درک جدیدی از این قانون را درک کردم و امیدوارم با بکار بستن این آگاهی ، قدمی در توحید عملی خودم بردارم.
وظیفه من فقط تنظیمات طرف خودمه و با توکل به رب عالیمان ، سیستم طرف دیگه رو بصورت تنظیمات پیش فرض دارد و حتی زودتر از درخواست من این قابلیت رو برایمان آماده کرده.
خدای عزیرم ، خدای خوبم ، مهربان و بخشنده ممنون از اینهمه قانون مندی و لطف و تصدیق میکنم وعده بی بدبلیت را ” زمین و زمان را مسخر ما ساختی ” تا ما را در رسیدن به هرآنچه بخواهیم مدد می رسانند.
پس اگه بخوام قانون رو خیلی ساده بیان کنم:
1- بایستی بر روردیهای ذهنم نظارتی دائم داشته باشم
2- کانون توجه و تمرکزخودم رو بصورت مستمر هم فرکانس با خواسته هام تنظیم کنم
پ.ن : هر موقع احساس خوب دارم یعنی کانون توجهم درسته و در مسیر رسیدن به خواسته هام هستم.
3- بر اساس قانون تکامل با نوشتن نشانه های پیشرفتم ، منتظر شگفتانه های سیستم در زندگی خودم باشم.
نکته : این قوانین بایستی در الباقی عمرمان اجرا شود و لازم الاجرا بودن این موارد ، ما رو به خواسته هامون می رسونه.
🤲خدایا ما را همواره باآسایشِ آگاهی ، به مسیر راست و اصیل ، هدایت فرما.
🤲بار الهی دلی شاد ، روانی پاک و تنی سالم در طول زندگی ، برای هم سفرمانم آرزومندم .💕