جهت دهیِ آگاهانه به کانون توجه - صفحه 70 (به ترتیب امتیاز)


توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

1175 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    وحید ولاشجردی گفته:
    مدت عضویت: 1601 روز

    به نام خدای یکتا

    سلام به استاد عزیز و همه دوستان و خانوم شایسته

    روز 41ام

    روزی که انگار دوباره متولد شدم روزی که دوباره دری از اکاهی برام باز شد یا دری از نور

    انگار تازه یکم‌درک کردم قانون چیه

    انگار الان فهمیدم کجای کارم‌میلنگه

    با اینکه 2سال تو این سایتم تقریبا و یکسال هست که دوره روانشناسی ثروت رو خریدم

    الان تلنگرای خوبی زده شد تو ذهنم

    یاد حرف استاد تو اون دوره افتادم‌که میگه وقتی شما با شوق و تعهد اوایل دوره رو پیش میبری نتایج خوبه بعدش که کم کم نتایج کمرنگ میشه برای اینکه تو تعهد نداری و مثل اولش کار نمیکنی .دقیقا خود من اوایل با اشتیاق فراوان حتی فایل های رایگان‌رو دنبال میکردم و تمرین میکردم خیلی احساس خوبی داشتم ولی به بمرور دچار روزمرگی شدم و عادی شد برام که فقط فایل ها رو تو مسیر سر کار گوش بدم و اون تعهدی نیست که استاد میخواد

    مرد عمل باش تا نتایج خوب بگیری وحید

    خودتو میخوای گول بزنی؟

    من الان که این فایل رو دیدم فهمیدم که اصلا در 80درصد زمان روز اگاه نیستم به افکارم و کانون توجهم

    چیزی که بزرگترین دارایی منه تو این جهان .سرمایه ای که باید خساست داشته باشم توش خیلی راحت دارم ازش میگذرم

    بعد توقع نتایج خوب دارم؟

    در همون حدی که کنترل نیکنم توجهم رو در همون حد نتیجه میگیرم

    چرا من باید تایم طولانی حالم خوب نباشه؟ریشه توجهم به چیه

    اولین قدم تعهد هست که باید بدم تا حواسم به بزرگترین سرمایم باشه

    من باید خسیس باشم تو این زمینه

    باید اگاه باشم که توجهم روی خواسته هامه یا ناخواسته هام

    استاد انگار دوباره بالای پروازم باز شد

    انگار یه بار دیگه از نو شروع کردم

    انگار تا حالا جدی نگرفته کانون توجه رو

    انگار هنوز حواسم به عوامل بیرونی بود

    نه به ساختن باور های درست برای خواسته هام

    افسار افکارم از دستم در رفته بود خبر نداشتم

    مخصوصا این چند وقت اخیر

    خیلی به رفتارای ناخواسته اطرافیان توجه دارم

    خیلی به عدم فروش انلاینم توجه دارم

    خیلی به درست بودن یا نبودن رسالتم توجه دارم اینا همه انرژی خوارن و باعث به زدن تمرکز میشه

    شاید اونقدر سادس دارم از کنارش میگذرم که همه چیز به کانون توجه من بستگی داره نه چیز دیگه

    شاید حواسم‌پرت چیزای الکی شده

    من با کنترل توجهم و این نکته که اقاااااا تو هر لحظه داری فرکانس میفرستی و جهان میگه چشم و انجام‌میده باید بترسم از هرز پریدن تمرکزم .باید زمامشو دست بگیرم و زندگیمو بسازم

    ممنونم استاد بابت این تلنگر به موقع و عالی

    دوست دارم‌فریاد بزنم که بابا قانون درسته و ما درست عمل نمیکنیم از سمت خودمون چون امشب دیدم و درکش کردم که خودم سر جام نیستم

    خدایاشکرت بابت خلق این انسان بی نظیر سید عزیز و این فضای بهشتی

    خدایاشکرت بابت قانونمندی جهانت و بابت حضورت .درپناه الله باشید همیشه️

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  2. -
    نفیسه لقایی گفته:
    مدت عضویت: 1102 روز

    سلام بر استاد عزیزم

    خدای من چقدر خوشحالم . من همین الان به آرزوم رسیدم. و بی نهایت شاد و خوشحالم و قند در دلم آب میشه از بس که شوق و ذوق دارم.

    حالا بگید آرزوم چی بود؟ حدودا یک هفته پیش بود که گفتم کاش میشد یک صفحه ای در سایت بود که من می توانستم تمام فایل های استاد عباسمنش را یک جا و به ترتیب ببینم و منظم و مرتب فایل ها را گوش بدهم. چون وقتی می رفتم تو سایت بعضی فایل ها را چندین بار گوش داده بودم اما بعضی از فایل ها را حتی یک بار هم ندیده بودم… خیلی هم سایت را می دیدم قسمت های مختلفش اما هیچ موقع این صفحه فهرست تمام فایل های دانلودی ندیده بودم. نمی دونم هم قبلا بوده یا نه ولی خدا فقط میدونه چقدر الان خوشحالم که این صفحه را دیدم و الان دارم زیر اولین فایل کامنت می زارم.

    شاید به نظر آرزوی کوچیکی باشه اما برای من بی نهایت خوب بود بی نهایت خوشحال کننده بود دیدن این صفحه .

    و من الان می توانم تمام فایل ها را باعشق با ذوق و شوق با شادی و آرامش از اول گوش بدهم. از اولین فایل .

    استاد شما نمی دونید من چجوری فایل های شما را گوش میدم. با عشق می شینم دفترم باز میکنم و تک تک حرفهای استاد عباسمنش عزیزم رو می نویسم و نکات مهم اش هایلایت می کنم و فقط نگران یک چیز هستم و آن یک چیز آن است که زمانم رو به اتمام است و نمی توانم نوشتن صحبتهای استاد را ادامه دهم.

    و آنقدر شیرین است که به جرات می توانم بگویم در زمان نوشتن صحبت های استاد عباسمنش واقعا در لحظه حالم نه به گذشته فکر می کنم نه به آینده. فقط همان لحظه اکنون هستم و بس. و این برای من اوج داستان است . زیرا من همیشه دوست داشتم انقدر ذهن ام آرام بگیرد که بتوانم لحظه حال را تجربه کنم و اکنون در کلاس درس استاد عباسمنش این اتفاق برای من افتاده است. دیگر من چه می خواهم از خدا؟

    صبح ها ی زود وقتی با استاد شروع می کنم و واقعا مثل یک کلاس درس سراغ فایل های استاد می روم خواهرم لبخند می زند و می گوید استاد عباسمنش هر کسی که دیر بیاد رو سر کلاس راه نمی ده. و من می خندم و می گویم بله چون هر کسی نمی تونه سر این کلاس بشینه. فقط افرادی می توانند که آماده اند.

    استاد عزیزم یاد صحبت تون می افتم که گفتید از خدا خواستید دانشجوهای آماده برایتان بفرستند نه هر دانشجویی و واقعا همین محقق شده واقعا فایل های شما را هر کسی نمی تواند حتی باز کند چه برسد به اینکه ببیند . من و خواهرم حداقل 5 سال هست که داریم روی ذهنمان کار می کنیم و الان نزدیک 2 سال است که دانشجو شما در دوره ثروت یک هستیم.

    و واقعا تا کسی با شما هم مدار نشود نمی تواند کلام شما را بشنود.

    اکنون که در مورد قانون جذب صحبت می کنید به یاد روزهای اول خودم می افتم که چقدر درک خامی از قانون جذب داشتم و الان خیلی متفاوت و پخته تر.

    و اکنون قانون جذب برای من معنای شیوه حل مسائل می دهد معنای توجه به زیبایی ها می دهد معنای تحسین ثروت می دهد و این کجا و آن کجا.

    وقتی با شما آشنا شدم متوجه شدم همه چیز براساس قانون جهان هستی است و هیچ چیز در این جهان معجزه و شانسی و … نیست و همین که همه چیز قانون دارد فوق العاده احساس مرا خوب می کند در صورتی که من قبلا فکر می کردم چطور می تونم پول یادهر خواسته دیگه جذب کنم و … و به نوعی جذب برای من مثل شانس و معجزه بود. درصورتی که الان می دانم که طبق قانون برای من زندگی ام ساخته می شود. قوانین جهان هستی را اگر هماهنگ با آن پیش بروم به نتایج خوبی که می خواهم می رسم. و اگر طبق قوانین جهان هستی نروم به تضاد و ناخواسته می رسم.

    به خاطر اینکه این صفحه تمام فایل های دانلودی را ایجاد کردید بی نهایت سپاسگزارم. و خوشحالم که دانشجوی شما هستم.

    عرض احترام و ارادت و ادب به شما و خانم شایسته عزیز دارم و از خداوند برای جفت تون بهترین ها رو می خوام. واقعا بهترین ها شایسته شما هست.

    سپاسگزارم استاد مهربانم.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  3. -
    سیمین منصوری گفته:
    مدت عضویت: 1256 روز

    به نام الله یکتا

    سلام استاد عزیزم و مریم جان و همه ی دوستان گرامی و آگاهم

    خدایا تورا سپاس بینهایت برای رسیدن به روز چهل و یکم و کسب آگاهی ناب برای کنترل آگاهانه کانون توجه که تنها راه رسیدنِ به سادگی به همه ی خواسته هامون هست.

    در مسیر این سفر تا حالا که رسیدم به چهل و یکمین روزش ، آکاهیهای زیادی را به لطف خدا کسب کرده ام و بسیار تلاش میکنم که با تکرار این آگاهیها و نوشتن و حرف زدن و شنیدن برای خودم تثبیتشان کنم که بتوانم با حال خوب و شادی و شکر گزاری روزهایم را بگذرانم و با همه ی وجود سعی در کنترل ورودی و گفتگوهای ذهنم دارم و تا حدی موفق بودم و

    البته در این مدت قطعا با چالش‌هایی در زمینه های مختلفی نیز روبرو شدم که گاهی فراموش کرده ام در همان لحظه از این آگاهیها استفاده کنم و گاهی به یاد داشتم ولی زمان برده تا بتوانم به احساس خوب و در نتیجه ارسال فرکانس بهتر برای حل تضاد ها برسم و گاهی هم در لحظه حواسم بوده و توانستم از این آگاهیها استفاده کنم و به احساس خوب برسم و آرامش درون و کنترل گفتگوهای ذهنم رو در دست بگیرم و با توکل بر خدا و باور به الخیر فی ما وقع بهترین تصمیم رو بگیرم و از پس چالشها بر بیام.

    در این فایل هم نکاتی عنوان شده که بارها در فایلهای مختلف به شکل های مختلف و البته زیبا و ساده استاد عزیزم بیان کرده اند ، اونقدررررررر ساده که وقتی می‌شنویم که بله با تغییر کانون توجهتون باید فرکانس خواسته هاتون رو بدید تا بتونید بهش برسید و از کجا میفهمیم که در هر لحظه داریم فرکانس خواسته رو میدیم یا نا خواسته ؟ تنها راهش از طریق احساس ما هست ، اگر احساسمون خوبه و از درون شادم و آرام یعنی فرکانس خواسته هامون و اگر احساس بدی و نگرانی و ترس و حسادت و … داریم یعنی فرکانس نا خواسته هامون رو داریم ارسال میکنیم .

    و میرسیم به اصل قانون که :

    احساس خوب= اتفاق خوب

    احساس بد= اتفاق بد

    آره به نظر خیلی ساده میاد ، و هر بار که فایلی سر شار از آگاهی و عشق و انرژی میشنوم از استاد و یا کامنتی زیبا و آموزنده از مریم جان میخوانم ، میگم دیگههههه فهمیدم ، دیگه تعهد میدم و با تمرکز بالا حواسمو جمع میکنم و فقطططططط به احساسم توجه میکنم و هر چی که حالمو بد می‌کنه ازش اعراض میکنم . ولیییییی هنوز خیلی مونده که این آگاهیها تثبیت بشه که بتونم هر لحظه رو با قانون و با حال خوب زندگی کنم و باید تا آخر عمرم در این مسیر و‌ یاد گرفتن قانون و عمل متعهدانه بهش با کنترل ورودی و گفتگوهای ذهنم و با شکر گزاری و شاد بودن و خندیدن و توجه به آنچه میخواهم تداوم داشته باشم و از هر چه که مرا نا امید میکند و یا از خواسته ام دور میکند دوری کنم تا بتوانم با ارتعاش درستم به خواسته هایم برسم.

    البته که خودمو سرزنش نمیکنم و با عشق و ارداتی که به خودم دارم بسیار زیاد خودمو تحسین میکنم که اولا مدارم اونقدر بالا بوده که به این مسیر هدایت شدم و دوما تونستم تا اینجا ادامه بدم و تا حد توانم عمل کنم و هنوز هم امید و تعهد دارم برای ادامه دادن تا رسیدن به خواسته هام و البته که خواسته ها و اهداف تا پایان زندگی ادامه دارند و تمام نمی‌شوند.

    من در همین لحظه و در این رد پایم تعهد میدهم که مدام به دنبال راه‌هایی باشم که حالمو بهتر می‌کنه و بیشتر بتونم در احساس خوب بمونم و فرکانس خواسته هامو ارسال کنم. و همیشه با امید به خودم و توانایی‌هام و توکل و ایمان به خداوند و نیروهایش ادامه ی راه بدهم.

    برای شما استاد جانم و مریم بانو و همه ی شما همراهان عزیز بهترینها رو از خدای مهربان و وهابم طلب میکنم.

    در پناه خدا پاینده باشید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  4. -
    رضیه واحداصل گفته:
    مدت عضویت: 1131 روز

    ب نام خداوند وهاب

    سلام استادومریم بانو ودوستان هم فرکانسی

    استاد همون اوایل ک فیلم راز رو مردم دیده بودن فکری ک میکردن این بود ک تو فقط ب خواسته ت فکر کن تجسم کن اونو میتونی ب دست میاری یا جذب پول

    خیلیا خب درک نمیکردن موضوع چیه

    منم فقط میشنیدم

    اما یادمه قبل ازاینکه حرف این فیلم راز ک پیش بیادو خیلی از مردم اونو ببینن

    یک اتفاقی برای پدر تو کشور دبی افتاد و محکوم ب زندان شد

    من خیلی ب نسبت داداش و خواهرم بابامو دوست داشتم وباهاش صمیمی بودم

    کم سن و سال بودم

    ومن هرشب قبل از خواب گریه میکردم و دعا میکردم ک بابام آزاد بشه و برگرده

    هرشب خواب پدرمو میدیدم

    ماه ها میگذشت اما خبری ازاون نبود ما هیچ خبری ازش نداشتیم یکی از همکاراش ب ماخبر داد ک اون تو زندانه وگرنه اصلا بو نمیبردیم ک چ اتفاقی برای پدرم افتاده

    بعداز 8 ماه پدرم صبح زود ک درحیاط رو زدن منم بلندشدم درو باز کردم دیدم بابامه

    اونو بغل کردم و گریه میکردم از خوشحالی

    انگار دنیارو ب من داده بودن

    من اگ اونموقع قانون رو میدونستم بجای گریه و زاری ک هرشب قبل خواب داشتم میتونستم اروم باشم و بخدا توکل کنم

    وامیدوار باشم ب اینکه درست میشه همه چی و پدرم ازاد میشه

    یک سوء تفاهم پیش اومد و بابامو ب جرم شخص دیگه زندانی کرده بودن و بعد 8 ماه معلوم شد پدرم بیگناه بوده اما حرفشو باور نمیکردن

    هیچی دیگه الان وقتی اتفاق ب ظاهر ناراحت کننده ایی ک میوفته میدونم ک نباید بهش تمرکز کنم

    هی بهش میخ کنم ک چرا چرا اینجوری شد

    حرف خیلیای مردم ک چرا من

    از ادمایی ک توخیابون میبینم وقتی خوشم نمیاد رومو برمیگردونم و بهش دیگه نگاه نمیکنم و حرفشم نمیزنم

    گوشامو برای حرفای خوب تیز میکنم اما برای حرفای منفی گوشیمو میگیرم دستم میام تو سایت اگر نتونم توجهمو پرت کنم میرم جای دیگه

    چند وقت پیش یک اتفاقی تو این شهر افتاد و سرزبون همه ی مردم هست

    این اتفاق هی داره تکرارو تکرار میشه

    و هنوزم ول کنِ این حرفا نیستن

    ینی من اینروزا خداروشکر تونستم خیلی خوب توجهمو ب چیزای زیباجلب کنم

    و ازاون مباحث دور میشم

    ینی تا میبینم بحثی ک ازاتفاقات بد پیش میادمیرم جای دیگه

    خانواده ی همسرم خیلی ب این مباحث علاقه دارن..همش منفی

    وقتی ب مادرم زنگ میزنم میدونه ک درمورد حرفای خوب باید صحبت کنه

    اینو خیلی دوست دارم

    خداروشکر میکنم ک تنم سالمه

    حالم خوبه آرامش دارم

    امیدب آینده دارم

    از هرروزم لذت میبرم

    هوا امروز بی نهایت عالیه

    آسمون ابری تذکیب ابرای خاکستری باران زا

    و ابرای سفید

    امیدوارم بارون بیاد

    استاد برای وجودتون از خداوند منان سپاسگذارم

    درپناه الله مهربان و روزی رسان باشید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  5. -
    Gol Sabry گفته:
    مدت عضویت: 947 روز

    سلام به استاد عزیز وخانم شایسته مهربان ودوستان گرامی.

    فایل جهت دهی آگاهانه به کانون توجه‌.

    بخش اول:قانون جذب یک موضوع جدیدنیست ویک راز پنهان تازه کشف شده نیست.

    قانونی است که سال های سال بزرگان ما میدونستند

    حضرت علی میدونست مولانا میدونست.ودر قرآن خیلی این مورد ذکر شده است.

    قانون جذب یک موضوع را خیلی واضح بیان میکنه.

    واونم اینس که ما در هر لحظه در حال ارسال فرکانس هایی به جهان هستی هستیم و جهان هستی اتفاقات،شرایط،موقعیتهاو افراد هماهنگ ویاهمسنگ با اون فرکانس ها برامون بوجود میاورد.

    جهان هستی مانن یک سیستم است که داره یک سری اطلاعات رو از تک تک افراد دریافت میکنه.ومطافق اون فرکانس ها شرایط ومحیط رابوجود میاورد.

    ودرهماهنگی کامل با عدل خداونداست این بحث قانون جذب.

    قانون جذب میگه تمام شرایط بر اساس فرکانس های ما بوجود میاید.

    قانون جذب میگه به هر آنچه توجه کنیم ریشه آن موضوع را برای خودت بوجود میاورید.

    یعنی اگر به موفقیت توجه کنی موفقیت بدست میاد اگر به فقر توجه کنیم فقر را برای خودت بوجود میاوری.

    توجه میتونه به هر شکل باشه میتونه با فکر کردن،صحبت کردن ،نوشتن و شنیدن باشه .

    سوال:از کجا بفهمیم به چیز دلخواه توجه میکنیم یا چیز نادلخواه؟

    جوابش یک کلمه است( احساس)

    احساس تعیین کننده موضوع دلخواه یا نادلخواه است.

    اگر به موضوعی توجه کردید وعصبانی شدید حرص میخورید یا ناراحت کنند است یک چیز نا دلخواه است.

    زمانی نتایج را میبینیم که قانون جذب را درست درک کرده باشیم واستفاده کنیم .

    این قانون را تا حدی کار کنیم که جزئی از زندگی ما باشد.

    با این قانون هر چیزی بخواهی تو هر جنبه ای بدست میاوری.

    کل قرآن درمورد قانون جذب است. افعال در قرآن به شکل مضارع آمده اند.

    مضارع یعنی همواره هر لحظه.

    فرکانس به معنی تکرار است ویک فرکانس وقتی تکرار شود رخ میدهد.

    باید در فرکانس هایمان تکرار داشته باشیم تا به نتیجه دلخواه برسیم.

    پایان بخش اول این فایل.‌‌..

    تشکر از استاد عزیز وازدوستانی که کامنتم را خواندن

    وتشکر از خدایی که من رو در مسیر هدایت قرار داد ومن رو لایق این مسیر دانست خدایا شکرت

    إِیَّاکَ نَعۡبُدُ وَإِیَّاکَ نَسۡتَعِینُ

    [پروردگارا!] فقط تو را مى پرستیم وتنها از تو یارى مى خواهیم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  6. -
    زهرا محمودآبادی گفته:
    مدت عضویت: 1225 روز

    سلام به استاد عزیزم و همه همراهان سایت عباس منش دات کام

    مدام بهم ثابت میشه که توجه همه چیزه

    توجه هست که احساس رو‌میسازه

    توجه زمینه ساز باورهای مثبت و منفیه

    توجه خودش مثل یه مخزن مخروطی شکل میمونه به هرچی توجه میکنیم وقتی به انتهای مخروط یا حتی وسط مخروط میرسیم چند برابر میشه

    و چه بسا هرچی جلوتر میریم قدرت بیشتری میگیره و بازهم چند برابر میشه

    توجه یه مدل توجه به مثبت ها و زیبایی هاست و یه مدل هم ندیدن منفی ها و نادیده گرفتن یا به قول قرآن اعراض از هرآنچه که بهمون حس بدی میده

    میتونم بگم مدت سه چهار ماه تمام کانون توجهم شده بود فایلهای زندگی در بهشت و دسته بندی های مختلف فایل های دانلودی

    و توی این مدت در نهایت احساس خوب به سرمی بردم

    هرچی جلوتر می‌رفتیم احساس خوبم بیشتر و بهتر میشد

    مدتی بعد تونستم دوره 12 قدم‌رو بخرم

    بعد تونستم وارد کارم بشم و همینطور قدم های بعدی رو بگیرم

    بعد با تغییر محل کارم درآمدم بیشتر و محیط کارم بهتر شد

    دوره قانون سلامتی رو خریدم

    و تا قدم 7 پیش رفتم

    الان که به چالش خوردم به مسیرم نگاه میکنم و مدام با خودم مرور میکنم من چه کارهایی انجام دادم که این پیشرفت ها برام رقم خورد

    و دوباره انجامشون بدم برای پیشرفت های بزرگ تر و رشد های بیشتر و روز افزون

    خداروشکر میکنم که این محیط فراهم هست که یادآور روزهای خوب ماست و میتونیم با تکیه بر روزهای خوبی که قبلا ساختیم

    مجدد برای ساخت روزهای قشنگ پیش رو حرکت کنیم

    و خلق کنیم آنچه که لایقش هستیم و بهش تعلق داریم

    تنها جایی که باورش میشه اینجاست

    من امشب باورهای در مورد احساس لیاقت دریافت هدایا نوشتم و تکرار کردم

    یک ساعت پیش دوستانم اومدن و من رو برای تولدم که 20 ام بود سوپرایز کردن با یه لوازم آرایشی و یه مجسمه دختر که در حال مهاجرته

    و چقدر این نشونه برای من بود که داشتم به مسیرم شک میکردم و میگفتم نکنه این خواسته برای من نیست

    و نجواها میومد

    خدای من تو با زبون یه مجسمه با بنده ات حرف میزنی

    خدایا چجوری شکرت نکنم ؟ خدایا شکرت عاشقتم

    خدای من زهرای تو عاشقته

    همتونو به خدای مهربان تر از همه مهربان ها میسپارم دوستتون دارم شب بخیر

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  7. -
    مـــریـم گفته:
    مدت عضویت: 2469 روز

    سخته ولی امکان پذیره!

    شروع به زندگی کردن از شرایط نادلخواه تا رسیدن به شرایط دلخواه رو میگم ! سخته ولی امکان پذیره

    چرا سخته؟ چون مقصر دونستن یکی به عنوان بدبختی ما مثل آب خوردن راحته ولی مقصر دونستن خودمان به عنوان عامل خلق کننده ی شرایط نادلخواه سخت و رنجش آوره!

    پس برای خلق شرایط دلخواه نیاز داریم به (( کانون توجه مثبت، حال خوب، شکرگزاری، غر نزدن ، کنترل خشم و تاب آوری و تلاش برای خواسته ها))

    خدایا شکرت به خاطر این آگاهی️

    ممنون از استاد بی نظیرم️

    درپناه الله یکتا️

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  8. -
    محمد مهوری گفته:
    مدت عضویت: 1997 روز

    سلام به دوستان عزیز.

    خیلی خیلی خوشحالم که اینجا هستم و دارم این فایل که فایل اول روی سایت هستش رو میبینم و حسم بهم گفت بیام در موردش بنویسم و خدارو سپاسگزارم.

    دوستان من بعد از مدتها پایین و بالا شدن توی زندگی متوجه شدم هیچ جا توی دنیا بهتر از این سایت پیدا نمیکنیم که به این وضوح همه زندگی رو برامون توضیح بدید.

    فقط اینجا یه چیز میخواد : اونم تعهد و استمرار ما هستش.

    که بتونیم عمل کنیم به این آگاهیها.

    همین وسلام.

    بریم سراغ فایل.

    اولین جمله استاد:

    ما در هر لحظه در حال فرستادن فرکانس‌هایی به جهان هستیم و جهان هستی اتفاقات شرایط موقعیت‌ها و افرادی هماهنگ یا همسنگ با اون فرکانسی که داریم ارسال میکنیم رو برامون به وجود میاره.

    جهان آینه ست.

    برمی گردونه هرآنچه که ما هستیم.

    نشستن و فکر کردن نیست.

    توجه توجه توجه.

    توجه همه چیز است.

    اگر اینجا توی این سایت باشیم و دنبال موفقیت باشیم خود به خود کانون توجهمون تنظیم میشه.

    من از امروز تصمیم گرفتم که فقط وقتهای پرتم رو توی سایت بگذرونم و از فایل اول روی سایت شروع کردم در حالی که دوره ها رو هم چندتاشو دارم.

    ولی گفتم بذار از صفر و از اول اول شروع کنم.

    اینجا احساسم عالیه و همین برام بسه.

    اینجا احساس میکنم من در حال موفق شدن هستم.

    و استاد هم توی همین فایل توضیحشو می‌دهد که احساست بهت نشون میدد توی چه مسیری هستی.

    خدارو سپاسگزارم.

    ما باید تصمیم بگیریم این نوع عملکرد بشه جزوی از زندگیمون بشه.

    استاد میگه من هرآنچه رو که خواستم از طریق همین قوانین به دست آوردم.

    من غبطه میخورم به استاد

    که چرا واقعاً راهی رو که استاد رفته و نتیجه دستشه رو من نرم واقعاً!!؟؟

    استاد عزیزم دوست دارم عشق منی.

    و اونم استادی که استناد حرفاش رو میذاره روی منطق، چه منطقی؟؟ منطق قرآن

    و اونم قرآنی که استاد مو به مو نشسته روش کار کرده تا ببینه قرآن چی گفته

    و قرآن میگه ما باید همواره ایمان داشته باشیم.

    همین یه جمله ما را کافیست واقعاً.

    و باز هم توجه.

    توجه

    توجه

    توجه ماست که اتفاقات و شرایط و… رو برامون رقم میخوره.

    جهان برای فرق نمیکنه اون توجه ما خوب یا بده!!

    اون جهانی که ما باهاش داریم ساز و کار میکنیم کانون توجه ما رو برامون میاره.

    و من خوشحالم که این قانون رو در کل زندگیم شنیدم چون که اتفاقات زندگیم دست خودمه.

    چجوری ؟؟ با کانون توجهمون.

    و استاد یه اشاره ای هم به ایمانش نسبت به قانون میگه که اگر پنج سال پیش از من میپرسیدند نمی‌تونستم با این قدرت در موردش حرف بزنم ولی الآن میبینم که چقدر تأثیر گذار بوده این قانون توی زندگیم.

    اتفاق خوب از احساس خوب نشأت میگیره.

    من اینجا حالم خوبه .

    بچه ها من همه جوره امتحان کردم این حرفا رو.

    نمیشه باشی ولی قلبت و نیتت با این حرفا و قوانین نباشه.

    ما باید صددرصد خودمون رو بذاریم.

    اگر نتیجه می‌خوایم.

    نیت کنیم و پا توی راه بذاریم.

    جهان پاسخگوی این نیت و تعهد عملکردمون هست.

    خیلی سپاسگزارم از خداوند متعال ، سپاسگزارم از استاد عزیزم و عوامل سایت و سپاسگزارم از شما دوستانی که وقت گذاشتید و این کامنت رو خوندید.

    شاد و سلامت باشید ،

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  9. -
    ندا گلی گفته:
    مدت عضویت: 2080 روز

    سلام بر همه عزیزان

    این چند وقت ک فایل ها رو نگاه میکنم با خودم میگم خب دیگه گوش دادی چی میخوای بنویسی کامنت دیگه چرا میزاری؟ میخوای دو سه خط از استاد تشکر کنی و بگی این فایل هم مثل هزاران باری ک گفتی همونیه که دوره هاتون میگین اما گوش ندادم ب نجواها چون کامنت گذاشتن نوشتنه و نوشتن یعنی تمرکز تمرکز روی نکات مثبت اینکه تو ذهنم مرور کنم وتایید و تحسین و تشکر کنم بقول استاد خوبه اما نوشتن یه لول بالاتره صحبت بلند بلند با خودت ده پله بالاتر پس اینا هم رعایت کنم علاوه بر اینا باعث رد پاهام میشه چند وقت بعد میام میخونم و انگیزم بیشتر میشه برای حرکت چون واقعا یه وقتایی انگار خودم نیستم که کامنت گذاشتم کسی انگشتهامو تکون میداده یا هنوزم همینطور که بیام بنویسم همونی که راه و برام هموار کرده همونی که خیلی وقتا صدام کرده خیلی وقتا کلامش و بالا اوردم و گوش جان کردم خیلی وقتا شاید نادیده گرفتم یا اصلا نشنیدم از وقتی فایل جدید تسلیم بودن در برابر خداوند و گوش داددم اصلا یه ادم دیگه ای ام

    استاد همین چند ساعت پیش هدایت شدم به جلسه دوم ثروت 1 اهرم رنج و لذت و با خواهرم بعد مدتها باهم داشتیم یه فایل و گوش میدادیم بهش گفتم نمیدونم چرا میرم سمتش گفت بزار باهم گوش کنیم چون اونم اینروزها داره روی اهرم رنج و لذت که تو شیوه حل مسائل هستش کار میکنه و بابا چی بگم اخه من اونو هزار بار شاید گوش دادم بازم انگار جدید بود برام چی هست تو فایل ها که هربار بخدا قسم هربار که گوش میکنی حتی اگه اگاهانه یه قسمتهایی هم بزنی جلو باز یه دقیقه چند ثانیه یا چندیدن دقیقه اش و انگار اولین باره گوش میدی الله اکبر

    این فایل هم که بخدا قسم همون جلسه سوم ثروت هست که استاد سخاوتمندانه دوره های رایگان و پولی براش تفاوتی نداره و هرانچه بهش الهام میشه رو میگه اینه که ایشون خاص میکنه و نتایجشونم که مشخصه اخرین فایل از سری فایل های جهت دهی کانون توجه بود و حالا با تمرکز بیشتر میرم سمت قدم دوم و در ادامه ش ثروت تا بعدش هدایت بشم به فایل ها اینم یادم نره کانون توجه م کنترل کنم چجوری؟ از روی قطب نما (احساسم)

    خدایا شکرت بابت یه اگاهی بینظیر دیگه شکرت بابت حضور استاد واقعا هربار تشکر کنم کمه

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  10. -
    لیلا توسلی گفته:
    مدت عضویت: 1043 روز

    41مین ردپاروزشمارزندگی1403/9/15به نام خدا سلام به خدا.سلام به استادومریم جون وهمکلاسیهای عزیزم. بنده هروقت که کارتم پول داره بچه‌ها برای شرکت چیزی لازم داشته باشن تاآخرین نفسهای کارتم که موجودی داره دراختیارشون میذارم !مثلاچندروزپیش آجرنسوزلازم داشتن، سنگ لازم داشتن، اوستاکارآماده بودلوازم کم داشتن بایدبرای اینکه کارپیش بره لوازم رامهّیامیکردن!حالانمیدونم اشتباهِ یادرست؟! ولی باخودم میگم: سرمایه شرکت شده این کار تموم میشه کار بعدی روبرای کسب درآمدوگسترش جهان هستی برمیدارندومنم ازکاری که کردم راضی هستم.وامروزحالاذهنم میگه خجالت بکش که بگی بعداز4سال میخوام درک کنم،که خدادرحق هیچکس ظلم نمی‌کند !ولی قلبم میگه خجالت نداره ازتوسن بالاترهستن اصلاراضی به شنیدن این هدایتها روندارن!و ساختن زندگی من باخودمنه وحتی به خداهم هیچ ربطی ندارد.تاخلیفه دستورنده پادشاه ناخدا کشتی هیچ اختیاری نداره!ولی خداخودش رومثل خمیری نرم وانعطاف پذیرکرده که مابه هرشکلی دوست داریم دربیاریم مثل خمیربازی بچه‌ها!واولین کارشم این بوده برای سنجش اعمال مایک سیستم به شکل آینه درست کنه، که بازتاب کارمون رومدام ببینیم ومثل ترازو،که هرطرفش یک کفه گذاشته وسنجش اعمال خودم رونشون میده!اعمال دیگران به ترازوی،خودشون ربط داره!ومن باکانون توجه یعنی بهتره بگم خانه ی توجه ونگاهم به مثبت یامنفیهاروجذب خودم میکنم واین سیستم ازبیخ وبن یک مدل برنامه ریزی شده واصلابرنامه هاش تغییرنکرده،تغیرنمیکند،وتغییرنخواهدکرد.واگرساخته ی دست بشربود100٪که نه 1/000/000/000/000/000/000/_بارتغیرکرده بودپارتی بازی میکردن وهمه چیزروتغیرمیدادند!خداروشکربه خاطرماخودخدادست به کارشدگفت:این بنده ی فقیرمن به من نیازداره هرچندکه گاهی ازروی نادانی به من پشت کنه آخرش به من رجوع میکنه!استادمن تسلیمم نمیدونم اصلاچه گونه ازخداکه بماندخداحسابش جداست!فقط بایدآنچه درتوانم دارم به اندازه ی توانم خداروشکرکنم چون خداکه به سپاسگذاری من اصلانیازنداره ولی باسپاسگذاری عزت خودم روزیادمیکنم وظرف وجودم روبزرگ میکنم.و بازهم میگم من تسلیمم که چگونه از استادعزیزم جناب سید محمد عرشیانفروشماواستادعزیزم مریم جان تشکرکنم!؟استادمن وقتی توی هرجایی که میرم مثلابانک،پلیس+10هرجای دیگه که یک مدیری رئیسی باشه میرم میگم لطفاازپرسنلهاتون یک تشکرعالی و،ویژه داشته باشیدهرچندخودم تشکروقدردانی زیادمیکنم!ولی تشکراون مدیرومسئول خیلی، خیلی فرق داره!حالااینوگفتم :که ازشماخواهش کنم ازاساتیدعزیزم ودانشجویان که کامنت میگذارن ومنوبه مدارهای بالاترهُل میدن لطفاتشکرخصوصی داشته باشین نه که خواسته باشم به شمادستوربدم نه ولی خودتون میدونین توی یک برنامه من نمیدونم که این حرکت زده بشه کن فیکون کردین ودل همه دانشجویان گرم وپرش به بغل خدادارن!آخرعرضم باعرض سلام وتشکرلیلاتوسلی باچشمان پراشک احساس خوبم رابه همه ساکنین سایت الهی و بهشتی پدرم خداوباباابراهیم (استادبزرگم)وننه هاجرم (مریم جون)خخخخخ تقدیم میکنم!شب به همتون خوش اونقدعاشقتونم که فقط خدامیدونه وبس همین دونستن خدابرام کافیه!بوس به کَلّه ی الهی تون .

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای: