این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.
https://tasvirkhani.com/fa/wp-content/uploads/2020/08/abasmanesh-25.gif8001020پشتیبانی سایت/fa/wp-content/uploads/2015/12/logo-with-title-340x85.pngپشتیبانی سایت1970-01-01 00:00:002025-12-05 19:56:12جهت دهیِ آگاهانه به کانون توجه
اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
امیدوارم شاد سالم و سرحال و حسابای بانکیتون فول باشه :)
چقد جالب بود وقتی که استاد گفتن فرکانس از تکرار میاد
وقتی بخوایم فرکانسمون بالابره باید تکرارمون بیشتر بشه….
و این واقعیت محضه این جهانه
چقد خوبه که خداوند این قدرت رو به ما داده قدرت عادت آگاهانه
اینکه ما آگاهانه کار درست انجام بدیم روی خودمون کارکنیم مثبت ببینیم و… و در اثر تکرارش عادت مثبت در درون ما بوجود بیاد و این عادت مرتبا مارو بالاتر ببره
عادت به توجه کردن به نعمتها تکرارش….و بالا رفتن فرکانس…به به
خدایا شکرت
امروز من ازمون استخدامی دادم
درتمام این مدتی که قرار بود واسه ازمون بخونم مثلا دوست داشتم زبانمو تقویت کنم میگفتم نهههه من ازمووون دارم نمیشه انقد وقت بذارم
میخام رو خودم کارکنم درباره فلان موضوع
نهههه نمیشه تمرکزمو چندتیکه کنم
حالا من انقددی هم تایم نمیذاشتمااا اما ذهنم اجازه نمیداد
اما امروز تمام شد
بهانه ذهنم تمام شد
و ان شاالله و اگر خداوند عزیزدلممم بخواد میخام سعی کنم از فردا روند زندگیمو بهتر درستتر و زیباتر جلو ببرم
کلی مسیر رشد دارم و منتظر این روزا بودم ازخداوند جانم میخام کمکم کنه و من خانوادم و تمام عزیزان رو درمسیررشد و اکاهی قراربده
دوستون دارم دوستای مثبت و زیبای من
امشب شب هفتم چله من(درنهایت خواب الودگی نوشتم چون به خودم قول دادم به چلم متعهد باشم و فایل ببینم و کامنت بذارم)…
کنترل کانون توجه ،اعراض از ناخواسته ها ،توجه به خواسته ها
وقتی من تو ذهنم به موضوعی فکر میکنم اون فکر به تنهایی کاری انجام نمیده بعد اون فکر یه احساسی در درون من به وجود میاد که به صورت فرکانس وارتعاش ارسال میشه به جهان هستی حالا اون احساس یا احساس خوبیه یا بد و همین احساس و ماندن در اون و تداوم این احساس باعث میشه جهان مثل دستگاه تبدیل فرکانس همون احساس ارسالی منو همون انرژی رو به شکل ماده تبدیل کنه به صورت اتفاقات بد یا خوب آدمهای بد یا خوب شرایط عالی یا ناجالب و باعث میشه من همون احساس خودم رو بارها وبارها تجربه کنم
برای یاداوری به خودم:قانون جذب معنیش این نیس که بشینی فک کنی و بشه نه قانون جذب یعنی توجه کردن یعنی به چیزیکه توجه کنی میشه یه چیزی که صرفا فک کنی
توجه کردن از راه دیدن شنیدن گفتن به یاداورنخاطرات گذشته و تصور کردن اینده
ازاین 5راه توجه میکنی به همه چیز ورخ میده
مادرهرلحظه درحال ارسال فرکانس به جهان هستیم یعنی مادستگاه تولیدکننده ی فرکانس هستیم وجهان مثل یک ماشین این فرکانس رو دریافت میکنه و به شکل اتفاقات انسان ها ادم ها ایده ها وغیره میده بیرون
پس حواست باشه چه فرکانسی داری ارسال میکنی به چه چیزی داری توجه میکنی
واقعا کلیپ پر محتوایی هستش از همون لحظه که گوشش میکنی فرکانست عوض میشه حالت خوب میشه فقط باید به قول استاد بلعید این کلمات رو کلمه به کلمه اش پر از حس خوبه، و هر بارکه گوشش میکنم یه کد جدید برام باز میشه خدایا شکرت خدایا شکرت خدایا شکرت
این جلسه در مورد اصلی ترین وظیفه ما در این جهان یعنی کنترل کانون توجه بود.
دیشب طی پیاده روی که با همسرم داشتم، متوجه یه موضوعی شدم.
سالهای اولی که ازدواج کردیم، خیلی رابطه داغونی داشتیم.
همیشه من ایشون رو مقصر همه اتفاقها میدونستم و تقریبا با احساس بد روزها رو سپری میکردم. رفتارهای بد ایشون که آزارم میداد هم هر روز بیشتر و بیشتر میشد و من با خودم میگفتم اخه چطور میشه موضوعی که بارها در موردش دعوا کردیم باز هم تکرار بشه و اون زمان هیچ درکی از اینکه کانون تمرکزم تا چه حد میتونه رفتار همسرم رو شکل بده نداشتم. حتی طوری شده بود که از ازدواج کردن پشیمون شده بودم.
اما گذشت و گذشت تا اینکه من با استاد آشنا شدم. الان بیشتر از 5 ساله که من با استاد آشنا شدم و حدود 3 ساله که واقعا سعی میکنم کانون تمرکزم رو کنترل کنم، البته طی یک روند تکاملی هر روز دارم بهتر میشم.
تو این مدت من آگاهانه سعی کردم تمرکز کنم رو نکات مثبت ایشون و ناخودآگاه دیدن هر روزه فایلهای استاد و رفتارهای استاد و خانم شایسته، آرامش رفتار خانم شایسته، صداقت و آرامش کلام استاد، عشق و مودت این دو عزیز به همدیگه، دیدن الگوهای قشنگی مثل خواهرم و شوهرش، و تحسین روابط قشنگ بین دوستان و فامیل آرام آرام بدون اینکه بفهمم نقشش رو تو زندگی من بازی کرد.
هر روز ارتباط کمی بهتر شد. هر روز احترام بین ما کمی بیشتر شد. هر روز سدهای غرور قبلی کمی شکست و جاش رو به عشق و احساس خوب داد.
و حالا همسر من همون رفتارهایی که تو ذهنم پسندیده بود و دوست داشتم ازش ببینم رو هر روز تکرار میکنه بدون اینکه من ازش بخوام.
عشق بینمون به قدری عمیق شده و احساس لذتی که از این رابطه میبریم به قدری زیاد شده که نمیتونم هیچگونه مقایسه ای با ارتباط قبلی داشته باشم. انگار ما 2 نفر آدم دیگه هستیم تو این ارتباط.
و این نتیجه کنترل کانون توجه منه که بخشیش آگاهانه انجام شد و بخشیش ناآگاهانه.
پس وظیفه اصلی من هر روز شاد بودن و کنترل کانون توجهمه.
این رو برای خودمون اصل هر روز قرار بدیم.
بخش اول با اعراض از ناخواسته ها مثل عدم توجه و دنبال نکردن اخبار و رسانه ها حاصل میشه.
بخش دومش با آگاهانه دنبال کردن موضوعات مورد علاقه محقق میشه.
مثلا توجه به ثروت، توجه به کسب و کارهای موفق، توجه به طبیعت و سخاوت خداوند، توجه به فراوانی های جهان هستی، توجه به زیبایی ها، توجه به سلامتی، توجه به ایده های جدید، تحسین موفقیتها، تحسین افراد و …
اینها همه تمرینهای عملی هستن برای کنترل کانون توجه.
خدایا شکرت که باز هم روزم رو با فایلی ارزشمند و یادآوری این اصل زیباتر کردی.
ما با کانون توجهمون شرایط و اتفاقات زندگی خودمون رو میسازیم طبق قانون به هر چیزی توجه کنیم اصل و اساس اونو وارد زندگیمون میکنیم توجه کردن شامل صحبت کردن ، دیدن و شنیدن و تکرار این روند باعث میشه که ورودی های ذهن ایجاد بشه و در پی اون باورها شکل میگیره و فرکانس هایی که به جهان ارسال میکنیم جهان از جنس و اصل و اساس همون فرکانس ها در قالب شرایط ، افراد و اتفاقات رو در زندگیمون بوجود میاره .
از کجا بفهمیم که داریم به خواسته هامون فکر میکنیم ؟ اگر در حین فکر کردن در مورد خواسته احساسمون ، احساس شادی ، آرامش و امید و توکل و از این جنس باشه یعنی داریم فرکانس هم جهت با خواسته هامون رو به جهان ارسال میکنیم ولی اگر در حین فکر کردن احساسمون نگرانی ، ناامیدی ، اضطراب و ترس باشه یعنی داریم به نبود خواستمون فکر میکنیم و فرکانس هایی در خلاف جهت رسیدن به خواسته هامون به جهان ارسال میکنیم در اینجا طبق قانون احساس خوب = اتفاقات خوب و احساس بد = اتفاقات بد
پس مهم ترین اصل هنگام توجه کردن ، احساسمون هست فارغ از اینکه داریم در مورد خواسته فکر میکنیم یا صحبت میکنیم اون احساسی که داریم تعیین کننده رسیدن یا نرسیدن به خواستمون هست و در کل دو دسته هستن که به هدف هاشون فکر میکنن ولی هر دو گروه نتیجه متفاوت از هم میگیرن چون یه گروه هنگام توجه کردن به خواسته احساسشون خوب و طبق قانون به خواستشون میرسن ولی گروه بعدی اونا هم به خواستشون توجه میکنن ولی احساسشون در اون لحظه بد هست و در نتیجه به خواستشون نمیرسن پس مهم ترین اصل اینه که هنگام توجه کردن چه احساسی داشته باشیم چون جهان به نوع احساسمون پاسخ میده نه به حرفایی که میزنیم نه به دیدنی ها و شنیدنی ها.
کسی که هدفش ثروتمند شدن هست و همیشه به زندگی ثروتمندان نگاه میکنه ولی احساسی که داره از نوع کمبود و حسادت و ناامیدی و نگرانی هست و طبق همون احساساتش در آینده هم اتفاقات ناخواسته و کمبود پول رو تجربه میکنه و تا وقتی که این احساسات بد رو داره اوضاعش خوب که نمیشه هیچ ، بدترم میشه.
یا فردی که در روابط همیشه توجهش رو نکات منفی طرف مقابل هست از یه طرف رفتارهای بد اون طرف رو ، واسه خودش برانگیخته میکنه و چون هنگامی که به نکات منفی طرف مقابل توجه میکنه احساس ترس و نگرانی و.. رو تجربه میکنه جهان هم طبق همون احساس کاری میکنه که هر کسی که باهاش برخورد داشته باشه حالا از طرف مقابل گرفته تا دیگران همه رفتارهای بدی رو باهاش داشته باشن .
من باید باور کنم که:
من خالق صد درصدی زندگی خودم هستم چون طبق باورها و فرکانس هایی که به جهان میفرستم شرایط و اتفاقات هم جهت با همون باورها رو تجربه میکنم.
من باید هر لحظه طوری به هر موضوعی توجه کنم و از زاویه و دیدگاهی به هر موضوعی توجه کنم که بهم احساس بهتری بده.
کانون توجه من شامل ورودی های ذهنم هست و ورودی های ذهنم شامل دیده ها و شنیده هاس
باورهای من شامل افکار من میشن .
فرکانس های من = احساسات من
احساسات خوب = اتفاقات خوب
احساسات بد = اتفاقات بد
شرایط و اتفاقات زندگی من هیچ ربطی به عوامل بیرونی ندارن
از خداوند سپاسگزارم که منو در این مسیر قرار داده از استاد هم تشکر میکنم بابت تمامی آگاهی ها و از خداوند میخوام که منو در این مسیر ثابت قدم قرار بده و تا پایان عمرم بتونم در این مسیر باقی بمونم و راه و روش بهتر زندگی کردن و دست یابی به تموم خواسته ها رو در ذهنم درونی کنم الهی آمین.
چند تا سوال دارم و اگر امکانش هست خودتون جواب بدید؟
1- شما توی فایلهای صوتی می گویید که فرزندتان را از دست دادید. آیا این هم مربوط به قانون جذب هست؟ یعنی شما باوری مبنی بر از دست دادن فرزندتان داشتید؟ و اگر اینگونه بوده، چطور با احساس گناه مبنی بر اینکه علت مرگ فرزندتان باور شما بوده است کنار آمدید؟
2- جایگاه و خواست خدا در زندگی ما کجاست؟ وقتی منشاء همه اتفاقات باورهای ما باشه، جایگاه خدا کجاست؟
3- آیا این باور درست هست؟ همه چیز از آن خداست و اون اجازه داره از ما بگیره یا به ما آن چیز را بدهد؟ و چون از مال خود به ما عطا می کند باید سپاسگزار باشیم؟
شما باید این باور رو بپذیرید که هیچ تقدیر و سرنوشت از پیش نوشته ای وجود نداره… و همواره ما هستیم که با تفکرات و باورها و احساساتمون در زمان حال، آینده رو میسازیم
خداوند هیچ خواسته ای برای ما ندارد… او فقط همان چیزی را برای ما میخواهد که ما خودمان برای خود میخواهیم… هر چه بخواهیم…چه خوب چه بد…
چیزی به اسم حکمت و قسمت وجود ندارد… همون طور که منبع آفرینش ما،(خدا، روح، کائنات،حالا هرچی میخواین اسمشو بزارین ..) مارو خلق کرده، قدرت خلق هم به ما داده.. چون ما تکه ای از همان خالق هستیم…
اگر بتوانید این مسائل را درک کنید جواب تمامی سوالهایتان را خواهید گرفت.
سلام و سلام و سلام بر همه عزیزای دلم
امیدوارم شاد سالم و سرحال و حسابای بانکیتون فول باشه :)
چقد جالب بود وقتی که استاد گفتن فرکانس از تکرار میاد
وقتی بخوایم فرکانسمون بالابره باید تکرارمون بیشتر بشه….
و این واقعیت محضه این جهانه
چقد خوبه که خداوند این قدرت رو به ما داده قدرت عادت آگاهانه
اینکه ما آگاهانه کار درست انجام بدیم روی خودمون کارکنیم مثبت ببینیم و… و در اثر تکرارش عادت مثبت در درون ما بوجود بیاد و این عادت مرتبا مارو بالاتر ببره
عادت به توجه کردن به نعمتها تکرارش….و بالا رفتن فرکانس…به به
خدایا شکرت
امروز من ازمون استخدامی دادم
درتمام این مدتی که قرار بود واسه ازمون بخونم مثلا دوست داشتم زبانمو تقویت کنم میگفتم نهههه من ازمووون دارم نمیشه انقد وقت بذارم
میخام رو خودم کارکنم درباره فلان موضوع
نهههه نمیشه تمرکزمو چندتیکه کنم
حالا من انقددی هم تایم نمیذاشتمااا اما ذهنم اجازه نمیداد
اما امروز تمام شد
بهانه ذهنم تمام شد
و ان شاالله و اگر خداوند عزیزدلممم بخواد میخام سعی کنم از فردا روند زندگیمو بهتر درستتر و زیباتر جلو ببرم
کلی مسیر رشد دارم و منتظر این روزا بودم ازخداوند جانم میخام کمکم کنه و من خانوادم و تمام عزیزان رو درمسیررشد و اکاهی قراربده
دوستون دارم دوستای مثبت و زیبای من
امشب شب هفتم چله من(درنهایت خواب الودگی نوشتم چون به خودم قول دادم به چلم متعهد باشم و فایل ببینم و کامنت بذارم)…
به نام خدای وهاب من
سلام بر استاد عزیزم و مریم خانم
روز چهل و یکم دوره ی روزشمار تحول زندگی من
خدایا شکرت یه فایل پر از آگاهی دیگه
کنترل کانون توجه ،اعراض از ناخواسته ها ،توجه به خواسته ها
وقتی من تو ذهنم به موضوعی فکر میکنم اون فکر به تنهایی کاری انجام نمیده بعد اون فکر یه احساسی در درون من به وجود میاد که به صورت فرکانس وارتعاش ارسال میشه به جهان هستی حالا اون احساس یا احساس خوبیه یا بد و همین احساس و ماندن در اون و تداوم این احساس باعث میشه جهان مثل دستگاه تبدیل فرکانس همون احساس ارسالی منو همون انرژی رو به شکل ماده تبدیل کنه به صورت اتفاقات بد یا خوب آدمهای بد یا خوب شرایط عالی یا ناجالب و باعث میشه من همون احساس خودم رو بارها وبارها تجربه کنم
واین اوج عدالت خداست
سلام به استاد عزیزم
برای یاداوری به خودم:قانون جذب معنیش این نیس که بشینی فک کنی و بشه نه قانون جذب یعنی توجه کردن یعنی به چیزیکه توجه کنی میشه یه چیزی که صرفا فک کنی
توجه کردن از راه دیدن شنیدن گفتن به یاداورنخاطرات گذشته و تصور کردن اینده
ازاین 5راه توجه میکنی به همه چیز ورخ میده
مادرهرلحظه درحال ارسال فرکانس به جهان هستیم یعنی مادستگاه تولیدکننده ی فرکانس هستیم وجهان مثل یک ماشین این فرکانس رو دریافت میکنه و به شکل اتفاقات انسان ها ادم ها ایده ها وغیره میده بیرون
پس حواست باشه چه فرکانسی داری ارسال میکنی به چه چیزی داری توجه میکنی
واقعا کلیپ پر محتوایی هستش از همون لحظه که گوشش میکنی فرکانست عوض میشه حالت خوب میشه فقط باید به قول استاد بلعید این کلمات رو کلمه به کلمه اش پر از حس خوبه، و هر بارکه گوشش میکنم یه کد جدید برام باز میشه خدایا شکرت خدایا شکرت خدایا شکرت
با نام و یاد فرمانروای مطلق جهانیان
تعهد روز یازدهم، 21 مرداد 1404
با سلام به استاد، خانم شایسته و همه دوستای گلم
این جلسه در مورد اصلی ترین وظیفه ما در این جهان یعنی کنترل کانون توجه بود.
دیشب طی پیاده روی که با همسرم داشتم، متوجه یه موضوعی شدم.
سالهای اولی که ازدواج کردیم، خیلی رابطه داغونی داشتیم.
همیشه من ایشون رو مقصر همه اتفاقها میدونستم و تقریبا با احساس بد روزها رو سپری میکردم. رفتارهای بد ایشون که آزارم میداد هم هر روز بیشتر و بیشتر میشد و من با خودم میگفتم اخه چطور میشه موضوعی که بارها در موردش دعوا کردیم باز هم تکرار بشه و اون زمان هیچ درکی از اینکه کانون تمرکزم تا چه حد میتونه رفتار همسرم رو شکل بده نداشتم. حتی طوری شده بود که از ازدواج کردن پشیمون شده بودم.
اما گذشت و گذشت تا اینکه من با استاد آشنا شدم. الان بیشتر از 5 ساله که من با استاد آشنا شدم و حدود 3 ساله که واقعا سعی میکنم کانون تمرکزم رو کنترل کنم، البته طی یک روند تکاملی هر روز دارم بهتر میشم.
تو این مدت من آگاهانه سعی کردم تمرکز کنم رو نکات مثبت ایشون و ناخودآگاه دیدن هر روزه فایلهای استاد و رفتارهای استاد و خانم شایسته، آرامش رفتار خانم شایسته، صداقت و آرامش کلام استاد، عشق و مودت این دو عزیز به همدیگه، دیدن الگوهای قشنگی مثل خواهرم و شوهرش، و تحسین روابط قشنگ بین دوستان و فامیل آرام آرام بدون اینکه بفهمم نقشش رو تو زندگی من بازی کرد.
هر روز ارتباط کمی بهتر شد. هر روز احترام بین ما کمی بیشتر شد. هر روز سدهای غرور قبلی کمی شکست و جاش رو به عشق و احساس خوب داد.
و حالا همسر من همون رفتارهایی که تو ذهنم پسندیده بود و دوست داشتم ازش ببینم رو هر روز تکرار میکنه بدون اینکه من ازش بخوام.
عشق بینمون به قدری عمیق شده و احساس لذتی که از این رابطه میبریم به قدری زیاد شده که نمیتونم هیچگونه مقایسه ای با ارتباط قبلی داشته باشم. انگار ما 2 نفر آدم دیگه هستیم تو این ارتباط.
و این نتیجه کنترل کانون توجه منه که بخشیش آگاهانه انجام شد و بخشیش ناآگاهانه.
پس وظیفه اصلی من هر روز شاد بودن و کنترل کانون توجهمه.
این رو برای خودمون اصل هر روز قرار بدیم.
بخش اول با اعراض از ناخواسته ها مثل عدم توجه و دنبال نکردن اخبار و رسانه ها حاصل میشه.
بخش دومش با آگاهانه دنبال کردن موضوعات مورد علاقه محقق میشه.
مثلا توجه به ثروت، توجه به کسب و کارهای موفق، توجه به طبیعت و سخاوت خداوند، توجه به فراوانی های جهان هستی، توجه به زیبایی ها، توجه به سلامتی، توجه به ایده های جدید، تحسین موفقیتها، تحسین افراد و …
اینها همه تمرینهای عملی هستن برای کنترل کانون توجه.
خدایا شکرت که باز هم روزم رو با فایلی ارزشمند و یادآوری این اصل زیباتر کردی.
در پناه رب العالمین باشید.
به نام خدا
عرض سلام خدمت استاد و اعضای سایت
ما با کانون توجهمون شرایط و اتفاقات زندگی خودمون رو میسازیم طبق قانون به هر چیزی توجه کنیم اصل و اساس اونو وارد زندگیمون میکنیم توجه کردن شامل صحبت کردن ، دیدن و شنیدن و تکرار این روند باعث میشه که ورودی های ذهن ایجاد بشه و در پی اون باورها شکل میگیره و فرکانس هایی که به جهان ارسال میکنیم جهان از جنس و اصل و اساس همون فرکانس ها در قالب شرایط ، افراد و اتفاقات رو در زندگیمون بوجود میاره .
از کجا بفهمیم که داریم به خواسته هامون فکر میکنیم ؟ اگر در حین فکر کردن در مورد خواسته احساسمون ، احساس شادی ، آرامش و امید و توکل و از این جنس باشه یعنی داریم فرکانس هم جهت با خواسته هامون رو به جهان ارسال میکنیم ولی اگر در حین فکر کردن احساسمون نگرانی ، ناامیدی ، اضطراب و ترس باشه یعنی داریم به نبود خواستمون فکر میکنیم و فرکانس هایی در خلاف جهت رسیدن به خواسته هامون به جهان ارسال میکنیم در اینجا طبق قانون احساس خوب = اتفاقات خوب و احساس بد = اتفاقات بد
پس مهم ترین اصل هنگام توجه کردن ، احساسمون هست فارغ از اینکه داریم در مورد خواسته فکر میکنیم یا صحبت میکنیم اون احساسی که داریم تعیین کننده رسیدن یا نرسیدن به خواستمون هست و در کل دو دسته هستن که به هدف هاشون فکر میکنن ولی هر دو گروه نتیجه متفاوت از هم میگیرن چون یه گروه هنگام توجه کردن به خواسته احساسشون خوب و طبق قانون به خواستشون میرسن ولی گروه بعدی اونا هم به خواستشون توجه میکنن ولی احساسشون در اون لحظه بد هست و در نتیجه به خواستشون نمیرسن پس مهم ترین اصل اینه که هنگام توجه کردن چه احساسی داشته باشیم چون جهان به نوع احساسمون پاسخ میده نه به حرفایی که میزنیم نه به دیدنی ها و شنیدنی ها.
کسی که هدفش ثروتمند شدن هست و همیشه به زندگی ثروتمندان نگاه میکنه ولی احساسی که داره از نوع کمبود و حسادت و ناامیدی و نگرانی هست و طبق همون احساساتش در آینده هم اتفاقات ناخواسته و کمبود پول رو تجربه میکنه و تا وقتی که این احساسات بد رو داره اوضاعش خوب که نمیشه هیچ ، بدترم میشه.
یا فردی که در روابط همیشه توجهش رو نکات منفی طرف مقابل هست از یه طرف رفتارهای بد اون طرف رو ، واسه خودش برانگیخته میکنه و چون هنگامی که به نکات منفی طرف مقابل توجه میکنه احساس ترس و نگرانی و.. رو تجربه میکنه جهان هم طبق همون احساس کاری میکنه که هر کسی که باهاش برخورد داشته باشه حالا از طرف مقابل گرفته تا دیگران همه رفتارهای بدی رو باهاش داشته باشن .
من باید باور کنم که:
من خالق صد درصدی زندگی خودم هستم چون طبق باورها و فرکانس هایی که به جهان میفرستم شرایط و اتفاقات هم جهت با همون باورها رو تجربه میکنم.
من باید هر لحظه طوری به هر موضوعی توجه کنم و از زاویه و دیدگاهی به هر موضوعی توجه کنم که بهم احساس بهتری بده.
کانون توجه من شامل ورودی های ذهنم هست و ورودی های ذهنم شامل دیده ها و شنیده هاس
باورهای من شامل افکار من میشن .
فرکانس های من = احساسات من
احساسات خوب = اتفاقات خوب
احساسات بد = اتفاقات بد
شرایط و اتفاقات زندگی من هیچ ربطی به عوامل بیرونی ندارن
از خداوند سپاسگزارم که منو در این مسیر قرار داده از استاد هم تشکر میکنم بابت تمامی آگاهی ها و از خداوند میخوام که منو در این مسیر ثابت قدم قرار بده و تا پایان عمرم بتونم در این مسیر باقی بمونم و راه و روش بهتر زندگی کردن و دست یابی به تموم خواسته ها رو در ذهنم درونی کنم الهی آمین.
در پناه خداوند موفق باشین.
با سلام خدمت استاد گرامی آقای عباس منش
چند تا سوال دارم و اگر امکانش هست خودتون جواب بدید؟
1- شما توی فایلهای صوتی می گویید که فرزندتان را از دست دادید. آیا این هم مربوط به قانون جذب هست؟ یعنی شما باوری مبنی بر از دست دادن فرزندتان داشتید؟ و اگر اینگونه بوده، چطور با احساس گناه مبنی بر اینکه علت مرگ فرزندتان باور شما بوده است کنار آمدید؟
2- جایگاه و خواست خدا در زندگی ما کجاست؟ وقتی منشاء همه اتفاقات باورهای ما باشه، جایگاه خدا کجاست؟
3- آیا این باور درست هست؟ همه چیز از آن خداست و اون اجازه داره از ما بگیره یا به ما آن چیز را بدهد؟ و چون از مال خود به ما عطا می کند باید سپاسگزار باشیم؟
ممنونم اگر پاسخ بدهید
سلام
وقتی در فرکانسی باشیم شاید خود اتفاق را نخواسته باشیم ولی همسان با آن را جذب می کنیم
کتاب فکر خدا را بخوانیم را مطالعه کنید از استاد در همین سایت
برای سومین سوال نه درست نیست ولی باید سپاسگزار باشیم برای همه چیز در هر شری خیری نهفته است
البته از دوستان اگر کسی هم تجربه و جوابی داره ممنون می شوم که پاسخ بدن
سلام دوست گرامی
شما باید این باور رو بپذیرید که هیچ تقدیر و سرنوشت از پیش نوشته ای وجود نداره… و همواره ما هستیم که با تفکرات و باورها و احساساتمون در زمان حال، آینده رو میسازیم
خداوند هیچ خواسته ای برای ما ندارد… او فقط همان چیزی را برای ما میخواهد که ما خودمان برای خود میخواهیم… هر چه بخواهیم…چه خوب چه بد…
چیزی به اسم حکمت و قسمت وجود ندارد… همون طور که منبع آفرینش ما،(خدا، روح، کائنات،حالا هرچی میخواین اسمشو بزارین ..) مارو خلق کرده، قدرت خلق هم به ما داده.. چون ما تکه ای از همان خالق هستیم…
اگر بتوانید این مسائل را درک کنید جواب تمامی سوالهایتان را خواهید گرفت.
موفق باشید
آیا می توانم مقاله ای بنویسم و در سایت قرار دهم؟
خوشحالم از اینکه منم در ردیف آدمهایی قرار گرفتم که با بقیه فرق دارم
بیشتر از اینکه شما خوشحال از این باشید که من در سایت هستم ، من خوشحال هستم که با این سایت آشنا شدم.