درک قوانین جهان در قرآن کریم | قسمت 1 - صفحه 16 (به ترتیب امتیاز)

352 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    محمد جولان پور گفته:
    مدت عضویت: 1641 روز

    درودبراستادآگاه ونازنینم

    درودبرهمه بچه های سایت عباسمنش.کام

    استادواقعاوقلباازشمابخاطراین آگاهی های نای سپاسگزارم وقدردان شمابوده وهستم، شماسهم بزرگی درتغییرنظام باورهای من ذهنیت من، نگرش من ونحوه تفکرمن داریدوازاین جهت همیشه درقلب من جاداریدوخودم روهمواره ملزم به قدردانی وسپاسگزاری ازشمامیدونم

    آگهاهی های این فایل به نوبه خودش بی نطیربودبه خصوص بامقدمه زیباودلنشین وقابل فهمی که درابتدافایل برای ماگفتید

    این نحوه بیان مطلب این توضیحات واینگونه جاانداختن نکات کلیدی تنهاازدرک بالاشماازگفته هاتون، تسلط کامل به موضوع وتجربه شماناشی میشه

    موضوعاتی که درخصوص اونهافایل میسازیدواقعافوق العاده ست که جزالهام الهی نمیتونه باشه

    این فایل واقعاآگاهی بخش وروشن کننده بود

    یه نگرش درست ویه بیان دلنشین

    من هم تجربه شماروداشتم درخانواده ای بسیارمذهبی متولدشدم واین عقایدواعتقادهاهیچ گونه توضیح وشرحی ازمنطق نداشت وتنهابخاطرپذیرش دین بود

    اینکه فقط ماشیعه هابهشتی وامورزیده میشیم

    اینکه باقی ادیان پوشالی وفریب هستند، حتی یه جاهایی تاتوهین هم پیش میرفتن وهمیشه چالش بودبین شیعه واهل سنت، تاجایی که باهم درگیرمیشدن

    بزرگترکه شدم باتوجه به شرایط بدبین شده بودم امابخاطرباورهایی که درمن شکل گرفته بودهمچنان حتی ازشک یابدبینی خودم ترس داشتم

    رفتن به حرم حضرت معصومه ودرخواست ازایشان برای سفارش من بخداکه فکرمیکنم کمترین میزان شرک ورزی من بود

    روی دیگران حساب کردن

    احترام بیش ازحدبرای افرادمذهبی به شکلی که اطاعت کنم ازخواسته هاشون

    باب میل دیگران رفتارکردن

    منتظرونگران تاییدبودن

    وحتی کوچیک وحقیردانستن خودم کمترین عواقبی بودکه برای من داشت

    فایل های اجراتوحیددرعمل خیلی به من کمک کرد

    اصلامفهوم درست معنای توحیدوبه من آموخت

    تازه متوجه شدم اینکه میگن خداوندازروح خودش درمادمیده یعنی چی، واینکه من چقدرتوانمندوارزشمندهستم تاجایی که میتونم خودم زندگی خودم وخلق کنم واین باورکه همه چی سرنوشت هست وزندگی ماازقبل نوشته شده یه باوراشتباه بوده

    وقتی خداوندبه من اختیارمیده پس چرابایدسرنوشت وزندگی من وازقبل مشخص کرده باشه ومن همون وبایدبه اجبارزندگی کنم

    درک همه اینهاروتنهاازطریق شماتونستم درخودم به چالش بکشم ومفهوم شون روتوذهنم تغییربدم

    به نظرمن هیچ انسانی تابحال ازاین دریچه به قران نگاه نکرده بودوشمابودیدکه آموختیدمیتوان قران روفقط نخواندبلکه ازاوآموخت وبه درک بالایی ازقوانین رسید

    من هرگزبه خاطرندارم کسی جزترساندن وگناهکاردانستن انسان واینکه چه کارهایی گناه هست چیزدیگری روبیان کرده باشه

    وقتی فکرمیکنم به اینکه خداوندباخلقت انسان ودادن نعمت خالق بودن به انسان بوده که به ماتوانایی خلق داده شگفت زده میشم

    هرچیزی که امروزدرزندگی ماهست روانسان خلق کرده تمام این تکنولوژی وعلم ای که امروزبه یاری بشراومده روخودماخلق کردیم ازیه سوزن ساده بگیرتاماهواره های فضایی، انسان ارزشمنده واین جهان درحال گسترش وتوسعه باانسان هابه توسعه وتکامل خودش سرعت میده وهمه ماتوانایی خالق زندگی خودمون بودن وداریم

    دیگه نگران دیروزودرسیدنم نیستم

    دیگه نگران ازدست دادن ویاجنگیدن برای به دست آوردن نیستم

    استادازشمابخاطراین فایل زیبابسیارمتشکرم وازصمیم قلبم ازشماسپاسگزارم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 9 رای:
  2. -
    سمیرا کیان گفته:
    مدت عضویت: 2587 روز

    سلام به استاد عزیزم و دوستان خوبم

    از وقتی دوباره به سایت هدایت شدم و با ایمان دارم روی خودم کار میکنم تغییر احساساتی که در خودم میبینم حال خوبی که در دل مسئله ای که برام سخت بود و به گمان خودم داشتم روی خودم کار می‌کردم درحالی که حسم بد بود باورهایی که داشتم کار می‌کردم اما منفی بود چیزهایی که فکر میکردم از سایت یاد گرفتم و بهشون میبالیدم در حالی که احساسم چیز دیگه ای میگفت و من حواسم نبود که توجه ام به باورهایی بود که از گذشته نسبت به اون موضوع داشتم و من رو در مدار سختی قرار داده بود و نتایج سخت و محدود.

    من گاری به خودم بسته بودم و داشتم حرکت می‌کردم یه سری چیزها رو بهبود داده بودم ولی خیلی چیزها رو نه.

    در حالی که وقتی تو این مسیر هستی همه رو باید بپذیری و همه جوره باید روی خودت کار کنی.

    ولی در این چند روز یه حس دیگه یه حال دیگه رو تو همون مسئله دارم تجربه میکنم باورهام دارن تغییر میکنن به وضوح این رو میفهمم و چقدر شاکر شدم چقدر قانون درسته چقدر این مسیر درسته خدایا شکرت که دوباره هدایتم کردی به مسیر اصلی رب من.

    تازه دارم باورهای اشتباهم رو میفهمم و درک میکنم که از چه باور محدودی میومد و حالا میتونم صدای خدا رو در این مسئله به وضوح بشنوم از دل صحبت‌های استاد و کامنت بچه ها و چقدر قلبم باز میشه چقدر خدا رو شکر میکنم در حالی قبلا نمیتونستم و یه جورایی ذهنم دنبال حواشی بود و من متوجه اش نبودم.

    چقدر عجله داشتم ولی الان آرومم چقدر حرص و طمع داشتم چقدر تقلا می‌کردم ولی الان فقط از احساس خوبم لذت میبرم و دارم هی رهاتر به نتیجه میشم. چقدر دنبال تایید دیگران بودم چقدر میترسیدم و چقدر در مدار کمبود بودم

    ولی الان صدای خداست که برام بلندتره صدایی که به قلبم ایمان و حس نشاط درونی میده چقدر وصلم میکنه به اصلم.

    الان میفهمم مثبت چیه وقتی که منفی رو درک کردم الان میتونم مقایسه کنم الان احساس خوبم پایدار و پایدارتر داره میشه و هر ساعت مدارم بالاتر میره احساسم روان تر میشه نه مثل قبل که به خودم گاری وصل کرده بودم.

    چقدر شک و تردید داشتم و دنبال اطمینان میگشتم در حالی که تا در اون مدار هستی پیداش نمیکنی

    چقدر می‌چسبیدم بهش ولی الان رها و آزاد در حال حرکتم.

    استاد عزیز و بی‌نظیر من تشکر از شما بی شک به کلام کافی نیست و من با نتایج بزرگتر باید که ازتون تشکر کنم ولی استاد نمیتونم این رو نگم که خدا خیلی من رو دوست داشت هوامو داشته که بار دیگه پرقدرت تر تو مسائل مهمتر زندگیم به شما هدایتم کرد استاد عزیزم ازتون ممنونم و همیشه از خدا برای وجودتون سپاسگزارم.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 8 رای:
  3. -
    خرچنگ غورباقه گفته:
    مدت عضویت: 1991 روز

    حالا فعلا تا قسمت دوم نیومده این متن رو بخونید تا یکسری تفاوتهای کلی در این دو سوره را متوجه بشید و آماده قسمت دوم، یه مسابقه هم میزاریم که جایزش با اقای عباسمنشه! بنابراین هر کی درست بگه که عباسمنش در قسمت دوم میخواد از چه تفاوتی حرف بزنه، بدون قرعه یک دوره به انتخاب خودش از توی سایت میتونه انتخاب کنه:

    داستان حضرت موسی (علیه‌السلام) در سوره‌های طه و شعراء هر دو به بخش‌های مهمی از زندگی و رسالت او می‌پردازند، اما با رویکردها و جزئیات مختلف. در اینجا برخی از تفاوت‌های کلیدی بین این دو روایت آورده شده است:

    1. رویکرد کلی و هدف بیان داستان:

    سوره طه: در این سوره، داستان حضرت موسی با تمرکز بر جزئیات رسالت او و مواجهه با فرعون شروع می‌شود. بیشتر به جنبه‌های شخصی و احساسی موسی، مثل تجربه وحی، ترس و دلگرمی خداوند به او پرداخته می‌شود. این سوره بیشتر از دیدگاه رشد و ارتباط او با خدا و تکامل شخصی‌اش روایت می‌شود.

    سوره شعراء: در این سوره، هدف اصلی از بیان داستان موسی بیشتر تأکید بر مبارزه با طغیانگری و فساد فرعون است. در اینجا موسی به‌عنوان پیامبری معرفی می‌شود که با مقاومت و مخالفت شدید فرعون و درباریانش مواجه است. محوریت داستان بیشتر بر مجادله موسی با فرعون و پاسخ‌های او به فرعون قرار دارد.

    2. جزئیات وحی و مأموریت:

    سوره طه: داستان با شرح دقیق‌تر از اولین مواجهه موسی با وحی آغاز می‌شود، از جمله دستور درآوردن کفش‌ها و نشانه‌های معجزاتی که خداوند به او می‌دهد (مانند تبدیل عصا به مار و سفید شدن دست). همچنین، گفت‌وگوی موسی با خدا درباره ترس‌هایش و درخواست او برای همراهی هارون بسیار بیشتر مورد تأکید قرار می‌گیرد.

    سوره شعراء: در این سوره، جزئیات مربوط به وحی و مأموریت موسی با اختصار بیشتری بیان می‌شود و بیشتر به مواجهه مستقیم با فرعون و پیام موسی به او پرداخته می‌شود. تأکید بیشتری بر پیام اصلی موسی برای آزادی بنی‌اسرائیل و مجادله با فرعون است.

    3. گفت‌وگوی موسی با فرعون:

    سوره طه: در این سوره، گفت‌وگوهای موسی با فرعون به‌طور مختصرتر بیان می‌شود و بیشتر بر ترس‌ها و تردیدهای موسی و سپس قوت قلب دادن خدا به او تمرکز دارد.

    سوره شعراء: در این سوره، بخش‌های مفصل‌تری از مجادلات لفظی بین موسی و فرعون آورده شده است. فرعون با اتهامات و انتقادات بیشتری موسی را مورد خطاب قرار می‌دهد و موسی نیز در مقابل، دلایل روشن و محکمی برای رسالت خود ارائه می‌کند.

    4. واکنش فرعون و قومش:

    سوره طه: در این سوره، فرعون به‌عنوان شخصی مستبد و کافر معرفی می‌شود که معجزات موسی را می‌بیند، اما باز هم طغیان می‌کند. به قوم و جادوگران اشاره مختصری می‌شود، اما تمرکز اصلی بر خود فرعون است.

    سوره شعراء: واکنش‌های فرعون، قومش و به‌ویژه جادوگران که بعد از دیدن معجزات موسی به او ایمان می‌آورند، با تفصیل بیشتری بیان می‌شود. نقش جادوگران در این سوره مهم‌تر است و ایمان آوردن آنان به‌عنوان یکی از لحظات کلیدی داستان مطرح می‌شود.

    5. موسی و قوم بنی‌اسرائیل:

    سوره طه: در این سوره، پس از شکست فرعون، موسی قوم خود را به خروج از مصر رهبری می‌کند و داستان شامل عبور از دریا و ماجرای سامری می‌شود. در اینجا توجه بیشتری به روابط موسی با قوم خود و چالش‌های او با آنان پس از نجات از فرعون پرداخته شده است.

    سوره شعراء: داستان موسی در این سوره بیشتر تا مرحله‌ی شکست فرعون و نجات بنی‌اسرائیل ادامه پیدا می‌کند و جزئیات مربوط به زندگی پس از نجات در آن ذکر نمی‌شود. این سوره بیشتر به مبارزه موسی با فرعون و نجات قومش از دست فرعون تمرکز دارد.

    ### جمع‌بندی:

    سوره طه بر رشد شخصی موسی و ارتباط او با خدا تمرکز دارد و جزئیات بیشتری از جنبه‌های انسانی و احساسی او را بیان می‌کند.

    سوره شعراء بیشتر به مبارزه موسی با فرعون و پیام آزادسازی بنی‌اسرائیل تمرکز دارد و به بیان مجادله‌ها و واکنش‌های قوم فرعون و جادوگران می‌پردازد.

    هر دو سوره در کنار هم یک روایت کامل از زندگی و رسالت حضرت موسی ارائه می‌دهند، اما با تأکیدات و جزئیات متفاوت.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 9 رای:
  4. -
    فهیمه گفته:
    مدت عضویت: 3443 روز

    سلام استاد عزیز.

    شرک در واقع به این مفهوم هست که ما این باور رو داریم ( خدا دروغگو هست ). اینکه خدا دروغ میگه که میگه من قدرت دارم ،در واقع خدا قدرتی نداره .

    یا اینکه خدا دروغ میگه ثروت داره و به منم میده ، خدا یا ثروتی نداره یا اگرم داره به من نمیده ..

    حالا در تمام مواردی که ما شرک درش داریم همین باور ریشه ای رو داریم که فکر میکنیم خدا دروغگوست . به همین دلیل شرک اینقدر کثیف هست .

    خودم مدام این جمله رو با خودم تکرار میکنم کیست از الله راستگوتر؟ هیچکس چون دروغ از ترس میاد که ترس برای خدا بی معنیه.

    من مدام این جمله رو تکرار میکنم و خیلی بهم کمک میکنه تا شرک رو درونم اون لحظه خاموش کنم.

    کیست از الله راستگو تر؟ هیچکس

    با تشکر

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 8 رای:
  5. -
    کورش گفته:
    مدت عضویت: 1469 روز

    با سلام و عرض ادب خدمت استاد عباس منش و سرکار خانم شایسته و همه دوستان عزیز

    باید بگویم از زمانی که کلمه توحید را شنیدم چون میدانستم یک کلمه ای هست که به دین ربط داره یه جورایی با این کلمه موضع داشتم ولی هیچ وقت کسی مثل استاد نبود که بیاد با صبر و حوصله با این ظرافت و شیوایی در خصوص این کلمه صحبت کنه و به این خوبی کلمه توحید را باز کنه و حتی زمانی که مدرسه بودم خداوند را اینجور به ما معرفی کردن که خداوند یک موجود بسیار بی رحم بسیار خشک که اگر کوچیکترین خطایی انجام بدیم سریع مورد خشم و لعن خداوند قرار میگیری و شاید الان بگوییم که اکثر جامعه یه جورایی دین گریز شدن همین نوع نگاه هست

    هیچ وقت کسی نبود که بیاد بگوید تقوا چیه حجاب چیه و اصلا چرا در این خصوص خدا صحبت کرده در قرآن و جایگاه صحبت کردن با خدا چیه مورادی که استاد در سرفصل های این فایل در سایت عباس منش قید کردن هیچ وقت کسی در خصوص این موارد توضیحی نداده و اما در مورد خودم باید بگوییم که درکی که از این فایل کردم تا به اینجا به چند مورد اشاره میکنم .

    در هیچ کاری نباید منتظر کسی باشم حتی اگر میدانم یک کاری را باید انجام دهم ولی الان ایده ای براش ندارم و بلد نیستم چطوری اون کار را انجام دهم . اگر از خداوند کمک بخواهم خداوند حتما در اون مسیر من را به یک شکل کمک میکنه .

    در خصوص افکار توحیدی و افکاری که از شرک نشات میگیره باید بگوییم که افکار توحیدی همیشه حال فرد و احساس فرد خوبه و یه جورایی احساس لذت و شادی را میشه در دل به وضوح احساس کرد .ولی افکاری که از شرک میاد احساس ترس را در دل ایجاد میکنه

    در خصوص شخصیت توحیدی همانطور که گفتم منتظر کس خاصی برای انجام اون کار خاص نیستیم خودمان با توکل بر خدا اون کار را در زمان درست و مکان درست انجام خواهیم داد ولی شخصیتی که مشرک باشه همیشه منتظر کمک از طرف بیرون و دیگران هست و یه جورایی همیشه به این و اون التماس میکنه که کار اون را زودتر انجام بدهند

    با سپاس فراوان از ایتاد عباس منش و به امید دیدار مجدد

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 10 رای:
  6. -
    هه‌وراز گفته:
    مدت عضویت: 1237 روز

    سلام خدمت استاد عزیز و دوستان گرامی ،

    خیلی منتظره فایلی اینچنینی بودم راجب قرآن و خداروشکر میکنم امروز صبح هدایت شدم به سمت سایت

    چقد ما باید حواسمون به این نگاه شرک آلود باشه و چقد هم از این مبحث میتونیم نتیجه خوب اعم از مالی و عاطفی و…. بگیریم ، در طول دو ماه گذشته من این قانون رو رعایت نکردم در روابط عاطفی و دچار شرک شدم و خیلی اوضاع رو هم واسه‌ی من هم واسه‌ی طرف مقابلم سخت کرد اما هفته‌ی گذشته خیلی اتفاقی هدایت شدم به یک فایل که در مورد شرک بود و استاد همین که گفت هیچ آدمی تاثیری چه مثبت چه منفی بر ما نداره یاد نگاه توحیدی افتادم کمی با خودم فکر کردم و فهمیدم مشکل از کجاست ،عمل کردم و الان شکر خدا خیلی رابطه‌مون بهتر شده به طرزی که طرف مقابلم بعدش بهم گفت الان خود واقعیت شدی .

    از طرف دیگر بخاطر عدم اطمینان به خود خیلی از هدایت ها رو شروع نمیکنیم و چون عمل نمیکنیم به نتیجه هم نمیرسه . (بما کسبت ایدیهم)

    به شخصه خیلی نگاه و دیدگاه توحیدی رو فراموش میکنم و باید خیلی بیشتر به خودم یاداوری کنم که فقط باید به الله دل ببندم

    تا یک کاری پیش میاد بخاطر افکار خانوادگی سریع به فکر نماینده مجلس اشنا و دوستای که در دولت دست دارن میوفتم و این شرک خیلی در کار هایم تاثیر میزاره

    شاید طرفشون نرم واسه حل مشکلم ولی اون فکره هست که برم بگم بهشون انگار تاثیر دارن در زندگیم و هر بار هم که گفتم بهشون فلان کارو انجام بدین برام کاره در نهایت به ضررم تموم شده

    اما از وقتی با این دیدگاه اشنا شدم همش پشتم به خدا گرمه و خیلی راحتتر کار هایم درست میشوند .

    اگر دوستان مایل بودند راهکار هایی واسه عدم فراموشی این قانون رو بهم بگویند ممنون میشوم.

    شکرگذار خداوند هستم برای هدایت به این فایل

    و

    سپاسگذار استاد هستم بابت این اموزه‌ی بسیار مفید.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 9 رای:
  7. -
    نگین گفته:
    مدت عضویت: 1300 روز

    سلام

    دو سه روزه دارم تقریبا نان استاپ فایل های 3 برابر کردن درآمد رو به توصیه یکی از دوستان گوش میدم و هدایت‌هایی تو این فاصله دریافت کردم که هر بار مقاومت نشون دادم برای نوشتنش

    ولی

    دیگه الان نمیتونم جلوش و بگیرم و باید بنویسم

    اول از همه در مورد داستان حضرت موسی باید بگم من چند سال پیش یه قسمت هایی از برنامه سمت خدا رو دنبال میکردم که اون حرفهای کلیشه ای و تکراری پوچ توش نباشه و از همه جذاب‌ ترش روزهای شنبه بود که حاج آقای عابدینی داستان پیامبران رو یکی یکی به شیرینی هر چه تمامتر و با جزئیات و نکات کلیدی میگفتن

    نمیخواستم اینجا بگم ولی الان که استاد گفتن قرآن رو بدون پیشداوری مثبت و منفی خوندن ، میگم که حالا کلاً هم دیگه گارد نداشته باشیم به یه سری افراد مذهبی که تا حالا تمام اطلاعات دینی مون رو ازشون گرفتیم و بگیم خب دیگه اینا که همه شون از دم چرت و پرت میگن و اشتباه تفسیر میکنن و…

    میشه با منطقی که استاد بهمون یاد دادن حرفهاشون رو رد یا قبول کنیم

    مثلا

    توی داستان حضرت موسی ( حالا من حافظه بلند مدت قوی ای ندارم و همه شو یادم نیست، ولی در مورد این تیکه از داستان که منجر به قتل شد یادم اومد )

    استاد اشاره کردن به اینکه حضرت موسی به طرفداری از یکی از افراد قوم خودش، یک نفر رو که از سربازان فرعون بود کشت و فرار کرد اونم چه فراری ( خب باید دنبال دلیلش بگردیم که چرا موسی که فرزند خوانده ی فرعون پادشاه مصر بود ، باید بخاطر کشتن یک سرباز اونطور فرار کنه و اونطور فرعون کل سپاهیانش رو بسیج کنه دنبال موسی بگردن که موسی مجبور بشه پدر و مادر و خانواده و کاخ فرعون و همه چیز و رها کنه و دست خالی و گرسنه و تشنه آواره ی بیابون ها بشه و حتی از ترس ریسک نکنه که یه آب و غذایی برای توشه راهش برداره ، چی باعث می‌شد موسی (که مشخصه اون زمان دیگه پیامبر شده بود که به خدا میگه خدایا من به هر خیری از تو برسه فقیرم ) با اون ترس بلافاصله پا به فرار بزاره

    آقای عابدینی اینطور گفتن داستان رو:

    موسی دیگه به پیامبری رسیده بود و چند نفر از قوم خودش ، یعنی بنی اسرائیل که همون نوادگان اسرائیل ( یعقوب نبی ) بودن از پیامبری موسی خبر داشتن ولی مخفیانه

    و هنوز اجازه ای از سوی خدا برای علنی کردن بعثت موسی صادر نشده بود

    در سال‌های قبل ، همه میدونیم که فرعون 6هزار نوزاد پسر از بنی اسرائیل رو کشته بود از ترس اینکه پیشگویی مُعبّران مصری درست از آب در بیاد

    و موسی بعنوان پسر خوانده ی فرعون در کاخ خودش زندگی می‌کرد و حتی یکبار هم که همین پیشگویان کاخ فرعون بخاطر هوش و ذکاوت موسای خردسال ، به موسی شک کرده بودن که نکنه این همون پسری هست که سلطنت فرعون رو نابود میکنه در سنین حدود 3 چهار سالگی موسی به فرعون پیشنهاد دادن که موسی رو آزمایش کنه ببینن آیا پیامبر وعده داده شده این پسر هست یا نه

    اومدن دو تا تشت آوردن جلوی موسی که کودک خردسالی بود گذاشتن و گفتن یکی از اینها رو انتخاب کن

    حالا

    چی توی اون تشت ها بود ؟؟

    تو یکی از اون تشت ها یک ذغال گداخته ی سرخ رنگ

    و توی اون یکی یک قطعه الماس یا جواهر بسیار گران قیمت سرخ رنگ بود

    پیشگویان به فرعون گفتن این بچه اگر پیامبر باشه حتی تو همین سن کودکی میتونه سنگ قیمتی رو از ذغال تشخیص بده و اون و برمیداره، اگر این کار و کرد که مشخصه پیامبره، وگرنه معلوم میشه که این یه پسر بچه ی معمولی هست

    و موسی بلافاصله دستش رو برد سمت ذغال گداخته و اون و برداشت و مشخصه که دستش سوخت و طبق ری اکشن طبیعی بدن اونم برای یک کودک 3 چهار ساله انگشتان سوخته ش که ظاهرا تکه کوچکی از ذغال داغ بهش چسبیده بود رو توی دهانش میزاره که با آب دهان سوزش اون سوختگی رو کمتر کنه و همونجا زبون موسی هم کمی میسوزه و لکنت زبان میگیره که تو آیه هایی که خدا به موسی امر میکنه برو سراغ فرعون و… موسی میگه من زبان الکنی دارم ، نمیتونم درست صحبت کنم ، برای من مشاور و دستیاری قرار بده و مشخصا از برادرش هارون یاد میکنه که فصیح سخن میگفته

    حالا این قسمتهاش مربوط به مبحثی که میخوام مطرح کنم نیست ولی گفتم

    اون قسمت مهمش این بود که

    خب موسی عزیز کرده ی فرعون و همسرش بود که بچه دار نمیشدن و یه جورایی باید اینطور استنباط کنیم که احتمال قوی جانشین فرعون هم محسوب می‌شده

    پس برای فرعون خیلی عزیز بوده ، عزیز تر از یکی از سربازانش

    پس اگر فقط ترس از قتل یک سرباز موجب چنان فراری شده باشه ، منطقی نیست

    به هر حال فرعونی که خودش دستور قتل 6 هزار نوزاد بی گناه رو داده ، حالا فرزند خوانده ش یه سربازی رو هم که ممکنه توی جنگ یا هر حادثه دیگه هم کشته بشه ، بکشه

    مگه چیه ؟؟؟

    مسلّمه که فرعون از فرزند خوانده ش دفاع میکنه و نهایت نهایتش دیه ی اون سرباز رو به خانواده ش میده

    کی میتونه رو حرف فرعون که میگه اَنَا ربُّکُمُ الاَعلی حرف بزنه ؟؟

    هیچکس

    پس موسی از ترس قتل اونطور فرار نکرد

    پس داستان چی بود ؟؟؟

    گفتیم که مدتی بود موسی مخفیانه به برخی از افراد قومش موضوع پیامبری خودش رو گفته بود و مخفیانه جلساتی هم داشتن

    توی اون دعوا ، طرفین دعوا یکی از طرفداران یا سربازان فرعون بود ، و اون طرف مقابل که موسی ازش طرفداری کرد یکی از افراد بنی اسرائیل بود که اتفاقا جزء همون معتمدین بنی اسرائیل بود که از جریان پیامبری موسی خبر داشت و توی جلسات محرمانه شون شرکت می‌کرد

    و

    این دعوا دو بار تکرار شد

    بار اول موسی اومد از اون شخص طرفداری کرد و قصد داشت اون سرباز فرعون رو با قدرت بدنی خودش فقط بترسونه که دیگه دعوا نکنن ولی قدرت بدنی موسی بقدری زیاد بود که بقول معروف یه کف گرگی زد طرف جان به جان آفرین تسلیم کرد.

    ولی موسی اون روز فرار نکرد

    چرا؟؟؟

    بخاطر همون که خب لابد فکر میکرد اولا کسی غیر از دوست خودش ندیده که اون مرتکب چنین کاری شده و خب لابد اون شخص هم انقدر مورد اعتماد بوده که حتی پیامبری موسی رو تا حالا مخفی نگه داشته

    دوما خب با فرزند خوانده ی پادشاه که کسی کاری نداره

    خلاصه خیالش راحت بود که فرار نکرد

    فردای همون روز موسی دوباره دید که همون شخص ظاهراً معتمد، دوباره با یکی از فرعونیان درگیر شده و ازش دوباره تقاضای کمک میکنه

    موسی این بار فهمید که این فامیل یا قومش ، دنبال دردسر میگرده و هر روز میخواد انگار به پشتوانه ی طرفداری موسی یه درگیری درست کنه و اصلا ممکنه تو درگیری دیروز هم خود همین شخص مقصر باشه

    و اصلا مقصر هم نباشه باز با اون قدرت بدنی بزنه یکی دیگه رو، خب اینم سَقَط میشه که

    در جواب تقاضای کمک اون شخص، موسی گفت من دیگه از تو هیچ حمایتی نمیکنم

    و…

    حالا اون شخص دیگه نتونست طاقت بیاره

    و

    به موسی گفت اگه کمکم نکنی من همه چیز و لو میدم

    و شروع کرد به داد زدن که

    ایهاالناس این موسی همون پیامبری هست که فرعون دنبالشه و قتل دیروز هم کار همین آدم بوده و….

    این شد که موسی با اون ترس از مصر فرار کرد

    نه فقط بخاطر قتل

    بخاطر اینکه حالا دیگه همه میفهمیدن که اونی که بخاطرش 6 هزار نوزاد و کشته بودن همین شخص بوده و نابودی سلطنت فرعون به دست همین شخصه

    بنابراین این استدلال منطقی تری ه ، نسبت به اون که ما میدونستیم که آقا

    موسی ققط از ترس قتلی که انجام داده بود فرار کرد

    اونم

    در سرزمینی که فقط یک فقره از جنایات حاکمش ، قتل 6 هزار نوزاد بی گناه بوده

    و حالا فرزند خوانده ش زده یک شخص که بی گناه بی گناه هم نبوده کشته

    این که فرار کردن نداره ، اونم با اون هول و ولا و با اون رعب و وحشت

    و

    حالا فرار کرده که کرده

    دلیلی نداره اونهمه سرباز دنبالش بفرستن

    جز اینکه این آدم همون کسی هست که خواب رو از چشمان فرعون ربوده و فرعون سال‌های سال اون و زیر پر و بال خودش بزرگ کرده

    در واقع

    مار تو آستین پرورش داده

    و الان طبیعیه که اینطور دنبالش بگرده تا از وسط دو شقه ش کنه

    امیدوارم این مطلب مفید باشه و حکمت های بیشتری رو بر قلب و زبان استاد گرانقدرمون که اهل تدبر و تفکر هستن جاری کنه

    آهاان یکی دو نکته ی توحیدی دیگه که از فایل سه برابر کردن درآمد و همین فایل بینظیر بهم الهام شد بگم تا باز یادم نرفته:

    اینکه ما اکثراً همیشه فکر می‌کردیم قانون جهان بر اینه که اتفاقات منفی میخواد رخ بده بخاطر خطاها. و گناههای بشر و تو باید با اعمال صالح مثلا روزه و نماز و … مدام جلوی اتفاقات بد. رو بگیری

    یه جورایی انگار خدا مثل یه میرغضب بیرحم اون بالا وایساده نگاه میکنه بمحض اینکه دست از پا خطا کردی شَل و پَل ت کنه

    حتی اگه خطایی هم نکردی ، طبق اون شعر مزخرف معروف:

    هرکه در این بزم مقرب تر است ، جام بلا بیشترش می‌دهند

    پس قانون حاکم بر جهان اتفاقات منفی و زجر هست و تو تنها کاری که میتونی کنی اینه که تا میتونی نماز شب و روزه و گریه و زاری و شرکت در انواع و اقسام مجالس گریه و توسل و… مگر اینکه یکم از غضب این خدا کم کنی بس که ماها بنده های بدی هستیم

    و حتی خشک و تر با هم میسوزن

    مثلا یه جا که سیل یا مخصوصا زلزله میومد می‌گفتیم خب اون بچه های بیگناه هم به پای گناه آدم بزرگ ها سوختن

    پس ما چه خوب باشیم چه بد اصلا اومدیم اینجا که زجر بکشیم تا به خدا ثابت کنیم هر بلایی سرمون بیاره دوسش داریم و آدم خوبی میمونیم،

    و بقول معروف دنیا یک رنج بی پایان است

    اما الان از تفکر قبلی خودم شرمنده ام

    خدایی که اونهمه از همون اولین سوره ی قرآنش بارها و بارها گفته من رحمان و رحیم‌ م ، چطور دلش میاد بی دلیل بنده هاش و زجرکش کنه که مثلا از امتحانش سربلند بیرون بیان

    خدا رو یک جلاد بیرحم میدیدیم که تا یکم بلند بلند میخندیدیم میگفتن انقدر نخند ، پشت هر خنده‌ای گریه ای هست

    انگار که خدای جلاد بیرحم تا می بینه یه بنده ش زیادی از کوپن ش میخنده به فرشته هاش میگه :

    یالّا سریع برید چهار تا غم و غصه تو کاسه ی این بنده ی پر روی من بزارید ببینم ، بی شعور هی میخنده (( استیکر غضب قرمز ))

    حالا که فکر میکنم میگم آخه بابا جان

    دنیا رو با اینهمه عظمت و شکوه توی 6 روز آفرید حتی قبل از اینکه من و تو بدنیا بیایم

    و هنوزم دست از کار نکشیده و هر ثانیه داره هزاران هزار کهکشان به جهان اضافه میکنه ، آخه مگه من و تو و همه ی 8 میلیارد جمعیت زمین از چقدر این کهکشان ها میتونیم استفاده کنیم ؟؟

    اصلا

    من و همه ی مردم روی زمین از همین الان بهمون بگن کار و زندگی تون و رها کنید و رایگان برید سفر به تمام نقاط دنیا هیچ محدودیتی هم نیست ، نه پول میخواد ، نه ویزا میخواد، وسیله ی ایاب ذهاب هم بقول معروف دم در مهیّاست (( خخخخ)) از اتوبوس گرفته تا سفینه فضایی و…

    چقدر از این دنیا رو میتونیم ببینیم و استفاده کنیم آخه ؟؟؟

    بعد چنین خدایی اینا رو آخه برای چی؟ برای کی آفریده جز اشرف مخلوقاتش؟؟؟؟؟؟!!!!!

    مگه حیوانات و پرندگان و… میتونن به فضا سفر کنن ، یا از جایی که هستن یه ذره پیشرفت کنن ؟؟

    فقط وفقط ما هستیم که لایق سجده ی اجنه و فرشتگان بودیم و هستیم

    بعضی هامون میگیم فلان نعمت مال از ما بهترونه،

    و از ما بهترون رو گاهی به اجنه میگیم

    بابااااا خداوند تو قرآن جن رو فقط جن خطاب کرده

    و

    حتی یک برهه از زمان به تسخیر انسان (سلیمان ) درآورده، یعنی در واقع برده ی انسان کرده

    ولی به من و تو گفته : خلیفه الله

    گفته: اشرف مخلوقاتم

    گفته : همه تون بهش سجده کنید

    به خودش گفته : باریک الله، چه چیزی خلق کردی ، مثل خودت زیبا، مهربان ، خالق و….

    تبارک الله احسن الخالقین

    اینهمه کهکشان خلق کرده… اینهمه گنج ها و معادن گرانبها و شگفت انگیز خلق کرده …اینهمه فرشته…

    نگفته به خودش باریکلا، بعد ما رو که خلق کرده گفته ببین چه چیزی خلق کردم ؟؟؟

    اون انسانی که ماها تا قبل از این تصورش و میکردیم که فقط هنر کنه 70 هشتاد سال ( معذرت میخوام ) مثل یه گوسفند زندگی کنه و فقط شکم خودش و اطرافیانش و سیر کنه و بخوره و بخوابه و بمیره که خب با اون آقا گوسفنده چه فرقی داره ؟؟؟

    تازه گوسفنده گناه هم نمیکنه ، غیبت نمیکنه ، دروغ نمیگه ، دزدی نمیکنه ، فحشا نمیکنه

    آخه اون زندگی بخور و بخواب اگه هدف خلقت انسان بود ، چه باریکلایی نیاز داشت ؟؟؟

    من همه سال‌های قبل از ورودم به این بهشت پر از آگاهی دنبال جواب این سوالات بودم و میگفتم خدایا من و برای زندگی گوسفندی خلق نکردی

    خودت بهم نشون بده حکمت همه ی کارهات رو

    و از همه مهمتر دلیل خلقتمو

    و

    طرح الهی و وظیفه ای که برای من در نظر گرفته بودی

    دم همه تون گرم که تا اینجا همراه بودید

    و دم استاد عزیزم از همه گرم تر که چنین محفلی رو ایجاد کردن.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 9 رای:
  8. -
    مجید بختیارپور عمران گفته:
    مدت عضویت: 1018 روز

    به نام خداوندی که هر چه دارم ازاوست

    خداوند عزیز و خداوند رحیم

    عزیز هست چون فهمیدم بالاتر از قدرت او قدرت دیگه ای نیستتتتت رحیم هست چون فهمیدم با این همه قدرتی که داره منم منم مارو میبینه و اصلاااا دلش نمیخواد ما آسیب ببینیم برای همین با مهربانی اش کمکمون میکنه تا هدایت بشیم تسلیم بشیم تا پادشاه خویش خالق زندگی خویش باشیم

    به بهههههه عجب فایل بی نظیری واقعاااا تا حالا ازاین منظر به کار حضرت موسی و تک تک پیامبران نگاه نکرده بودم که با چه جراتی تونستن تنهایی در برابر همچین قدرتهایی بایستن و این نشون میده وقتی اونا تونستن کار من دربرابر خواسته آنها هیچ هیچه که مثل آب خوردن میتونیم انجامش بدیم به شرط ایمان و جرات عبور کردن از محدوده ذهن خدایااا شکرررررت برای فایل بی نظیر جدید استادم که درس جدیدی رو بهم آموخت درس؛

    شجاعت داشتن جرات داشتن و پا رو فراتر گذاشتن یعنی یک عمر شنیدیم که پاتو از گلیمت درازتر نکن همین یک جمله کوتاه کافی بود که ما را برای ترسیدن و محدود شدن برنامه ریزی کرد امروز آموختم درکش کردم که بایددددد پامو از گلیمم درازتر کنم تا بهفمم اونورتر چه خبره تا بتونم رشد کنم وگرنه باید در زندان جهل و نادانی تا ابد اسیر باشم زندگی در زندان را نمیپدیرم و از امروز پامو از گلیمم درازتر میکنم چون هم خدارو میخوام هم خرما راااااااااا….

    بله خداروشکرررر که امروز فهمیدم که من بی قیدوشرط لایق برخورداری از بهترین نعمتهای این جهان مادی هستم

    خداروشکرررر من لایق ثروت من لایق شادی من لایق آرامش من لایق برکت من لایق آزادی مالی لایق آزادی زمانی و آزادی مکانی هستممم من لایق بهترینها بهترین امکانات رفاهی در زندگی هستمممم

    خداروشکررر

    استاد باعشقم احسن برتو درود بر اون ذهنی که تربیتش کردی برای جدب بهترین ها که تونستی به کتاب خدا به کمک خود خدا به قوانین تغییرناپذیرش دست یابی و برکت این هوشیاری و شجاعتت داره در درون ما و زندگی ما و همه جای این جهان جاری میشه استادم ممنونم بابت مثال های عالی که از قرآن و بیرون قران زدین از خودتون گفتین واقعاااا این پیامبران کولاک کردن نمونه بارز کار نشدددد و شد کردن ایلان ماسک هم در حال حاضر در عصر تکنولوژی کارهایی انجام داد که اکثر دانشمندان متحیر کرده و کاری که شما استاد عزیز انجام دادین مرا براین داشت که وقتی اینا تونستن پس تو هم میتوانی و خیلی زیبا یاد گرفتم که هرروز باید تکرار کنم که

    خداروشکررررر که من لایق برخورداری از بهترین نعمتهای این جهان مادی هستم الان دو سه روزه شب و رورم شده تکرار این جمله و حس میکنم که درونم داره اتفاقاتی میوفته تفکرم داره بزرگتر میشه نگرانی و ترس از ذهنم داره بیرون میره وقتی این جمله تاکیدی رو تکرار میکنم حالم بهتر وبهتر میشه فایل معرفی احساس لیاقت و عدم احساس لیاقت و باور فراوانی رو شب میخوابم تو گوشمه خداروشکرررر دارم تغییرات و حس میکنم و فایل امروز تیر خلاص و زده به ذهنم تا دیگه زر مفت نزنه این ذهن محدود من دیگه نمیزارم اذیتم کنه به لطف این دوره بی نظیر مریم جان عزیز گام به گام و وقفه بین این دوره فایل جدید استاد عزیزم یاد گرفتم چجوری جلوی ذهن منطقیم وایستم خداروشکرررررر

    چه نگاه قشنگی ازاین به بعد به قرآن خواهم داشت خیلی زیباتر از قبل و واقعا حضرت موسی چه دل و جراتی داشت چه ایمانی داشت چیحوری نترسیدددد چجوری تونست اعتماد کنه به اون صدای درونش واقعاااا وقتی خودتو بسپاری به او خدا خودش میدونه چه جرات و شجاعتی را کی و کجا باید در تو آزاد کنه ،

    دکمه تمام انرژی های خوبی که در درون ماست دست خداست وقتی تسلیم او باشیم و اورا تنها منبع قدرت وثروت در دنیا وآخرت بدانیم دیگه اون خودش بلده کی و کجا چقد این دکمه هارو فشار بده تا ما بتوانیم از پس چالش هامون بر بیایم و همه جا سربلند بیرون بیایم خدایااااا برای آگاهی امروزم و برای فرار از زندانی که حتی فکر کردن به آن مارو به کشتن میده ترا شکر میکنم و بهت توکل میکنم و خودم را میکشم تا زنده شوم قبل مردن میمیرم تا ابد زنده بمانم مثل همه پیامبران مثل استاد باعشقم مثل انیشتین مثل ایلان ماسک مثل بیل گیتس همیشه در جهان زنده هستن منم میخوام زتدگی کنم تا زنده بمانم.

    خداروشکررررر برای فرار از زندان به اصطلاح غیرممکن

    خداروشکرررر برای انجام عملیات به اصطلاح غیر ممکن

    خداروشکرررر برای جور دیگه نگاه کردنم

    خداروشکرررر برای امروزم که با دیروزم متفاوت تر شدم

    خداروشکرررر برای قدرتی که امروز با این فایل استاد دریافت کردم

    خداروشکررررر برای جرات و شجاعت امروزم

    خداروشکررررر که من لایق بهترینها بودم که اینجا در مدار جذب این فایل جدید قرار گرفتم

    خداروشکررررر که من لایق برخورداری از بهترین نعمتهای جهان مادی هستم

    خداروشکررررر که با آگاهی ناب فایل امروزم دیگه شرک در من نمیماند

    خداروشکرررر که فهمیدم شرک هرگز بخشودنی نیست چون مارو از زیبایی و شادی و آرامش به قعر مصیبت و بدبختی میبرد ازاونجایی که خداعاشق رشد و پیشرفت ماست ازاونجایی که خدا بیشتررررر از ما میخواد که ما ثروتمند بشیم ازاونجایی که بسیاااااار مهربان است رحمان هست رحیم هست میگه شرک و نمیبخشم چون شرک نمیزاره ما ثروتمند بشیم خوشبختی و آرامش ووشادی و زیبایی رو از ما میگیره برای همین آن خدای عزیز ورحیم میگه اگه مشرک بشین شمارو نمیبخشم این خدارو نپرستیم پس کیو بپرستیم کیوووووو خدایا تنها ترا میپرستم و تنها از تو یاری میخواهم قلب مرا هدایت کن به سمت نور و روشنایی کمک کن تا افسار ذهنم بدست قلبم که معبد توست باشه …آمییییییین….

    استادم ممنونم مریم عزیز ممنونم خیرتون قبول باشه واقعااااا این دوره داره مدارمو جابجا میکنه بسمت بالا هدایت شدم خداروشکررررر

    الهی سپااااااس الهی سپاااااس

    متشکرررررم

    دوستتون دارم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 10 رای:
  9. -
    مروارید گفته:
    مدت عضویت: 844 روز

    به نام الله یکتا

    سلام و عرض ادب خدمت استاد بزرگوارم ،مریم جون و دوستای گل

    خدایا چقدر قوانین جهانت زیباست و پر از عدل ،اینکه آدمای اطرافمون حتی پدر و مادر و … هرچقدر هم ظالم باشن یا خدا رو قبول نداشته باشن یا حتی آدمای خوبی باشن اما با خواسته های ما همجهت نباشن ما میتونیم جزو اون ها نباشیم ، این قدرت که میتونیم تک تکمون مدل زندگیمون و خودمون اجرا کنیم بی نهایت بزرگ و با ارزشه و همچین توانایی فقط از خداوند عالم برمیاد ،بنابر این هیچ بنده ای نمیتونه به بنده دیگه ای حکومت کنه و تمام قدرت دست فرمانروای کل جهان هست ، استاد جان مغزم داشت سوت میکشید وقتی از ناممکن بودن صحبت کردید و لحظه ای که توصیف کردید فرعون چه قدرتی داشت و درخواست خداوند از حضرت موسی چقدر بزرگ بود ،بی اختیار اشک میریختم ،من هیچوقت با این ظرافت به این داستان نگاه نکرده بودم ،ایمان به رب چقدر میتونه آدم و قدرتمند کنه که بتونه فرعون و به زیر بکشه چقدر ایمان پیامبرای ما زیاد بوده که بدون چون و چرا وحی خداوند و اجرا میکردن و از چه آزمایشای سختی پیروز بیرون اومدن ، خدایا هزاران بار شکرت ،وقتی صحبتهاتون و شنیدم فهمیدم چقدر خواسته ها و آرزوهای من در مقابل قدرت الله یکتا نا چیز و کوچیک هستن ،مثلا داشتن یه لپ تاپ ،داشتن در آمد ماهانه 100 میلیون تومان ،چقدر تو این یکساعت مغز من رشد کرد ،ذهنم باز شد ،زاویه نگاهم عوض شد،استاد جان بیصبرانه منتظر ادامه صحبتهای با ارزشتون هستم ، براتون آرزوی سلامتی و عزت دارم از خدای مهربانم ،خدا نگهدارتون

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 10 رای:
  10. -
    ریحانه رحمتی گفته:
    مدت عضویت: 1472 روز

    بسم الله الرحمن الرحیم

    سلام استاد جان جان جان من و مریم جان عزیزم و دوستان خوبم

    استاد بعد از دیدن فایل شما ، دیشب به قرآن مراجعه کردم و این داستان رو در دو تا سوره خوندم و یک تفاوتی رو متوجه شدم .

    داستان موسی در سوره طه خداوند به موسی می فرمایند : برو پیش فرعون اما در سوره شعرا می فرمایند: برو پیش قوم فرعون

    و این رو متوجه شدم که هر دو آنها ( فرعون و قوم فرعون ) از نگاه قرآن، از ظالمین هستند . کسی که ظلم میکنه و کسانی که مورد ظلم واقع می شوند .

    با این دو سوره ، من هم یاد فایل ظلم در قرآن و هم فایل قدم 6 جلسه 2 افتادم . در فایل ظلم در قرآن شما فرمودید :فقط ما ظلم به خود داریم و هیچ کس به کسی دیگه ایی نمیتونه ظلمی بکنه (از نگاه قرآن) و هر کسی که در مدار درست باشه مورد ظلم قرار نخواهد گرفت .

    و همچنین تو قدم 5 هم گفته بودید کسی که عزت نفس پایین داره و احساس قربانی شدن میکنه جهان یک کسی یا شرایطی را در مدار اون فرد قرار میده که این احساس قربانی شدن رو به او بده و خدا این طور در و تخته رو با هم جور میکنه .

    کسی که حس مظلوم بودن میکنه و به هر شرایطی تن می دهد و تغییر نمی کنه جهان هم افراد ظالمی رو در مدار این افراد قرار می دهد .

    ویژگی هر دو گروه این هست که با خودشون در صلح نیستند .

    ظلام و مظلوم از نگاه خداوند به یک اندازه گناهکار هستند .

    و با این قانون، پس هر کسی در هر جایی و در هر شرایطی هست در جای مناسب خودش هست.

    سپاسگزارم از شما

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 8 رای: