توحید عملی | قسمت ۱ - صفحه 139 (به ترتیب امتیاز)


توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

2053 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    زهرا صادقی گفته:
    مدت عضویت: 4315 روز

    خدایا شکرت بخاطر همین لحظه

    با سلام به همسفرهای عزیز به لطف خدا بیست و سومین روز سفرم را آغاز کردم و با دیدن این فایل وقتی به گذشته ی خود مینگرم متوجه شدم که اگر لطف خداوند نبود من هم به عنوان یک مشرک این جهان ریبا را ترک میکردم در حدود 10 سال پیش قرار بود به اتفاق برادر و پدرم به منزل خواهرم در شمال برویم تا برای نقل مکانش به تهران او را کمک کنیم ولی همسرم مخالفت کرد و من به شدت ناراحت شدم و از او دلیلش را پرسیدم و گفت نمیدانم ولی حسم بهم میگه تو نباید بری من هم آن زمان اصلا قانون را نمیدانستم گفتم حس دیگه چیه بگو زورگویی….. خلاصه باعث شد که با همسرم قهر کنم ولی این یک موهبت الهی بود چون زمانی که میخواستند به تهران بیایند تصادف شدیدی شد و خواهرم فوت شدند و بقیه هم جراحت شدیدی برداشتند و من در حدود یک هفته حالت عجیب عرفانی داشتم و خیلی آرام بودم احساس میکردم به خدا نزدیک شدم نمیدونم چه حالی بود یه چیز مثل تسلیم بودن برام اتفاق افتاده بود و حس و حال استاد را بخوبی درک میکنم خدایا شکرت با سپاس از استاد و خانم شایسته گرامی

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  2. -
    مریم گُل گُل گفته:
    مدت عضویت: 2657 روز

    سلام به برادر بزرگوارم وتمامی عزیزانم در خانواده بزرگ عباسمنش

    هربار که این فایل را گوش میدادم اشک شوق وشعف میریختم از این خوشبختی بزرگی که در زندگی ام پدیدار شده،تمامی اون ممارستها وشوری که برای شناختن پروردگارم و دنیایم داشتم منو به سایت عباس منش هدایت کرداگر قبلا قرآن میخوندم وبا معنی اش ساعتها لذت میبردم و به درون خودم میرفتم تا بیشتر خودمو پیدا کنم وبهتر بشناسم این قسمتی از وجود الٰه و ربم را.حالا هر دری که میزنم باز میشه برام،انگار او هم برای شناساندن بهتر خودش به من از من مشتاق تر است.?ومگر میشه با این اشتیاق عاشقش نباشم،مگر میشه دستش را محکم تر از قبل در دست نگیرم،مگر میشه اداره امورم را به دیگری بدهم تا او را دارم.از این که نگاه مهربانش به لحظه لحظه ی زندگی ام است حظ میکنم،باور کنید این خودِ خوشبختی است.این خودِ سعادت است.میخواستم از زبان گویایش برای خودم وشما عزیزانم بنویسم سوره رعد چه زیبا توحید را بیان کرده با عشقی بیش از دفعات قبل خواندمش، آیات ۱۹ تا ۲۹را که خواندم چهره برادر بزرگوارم استاد عباسمنش لحظه ای از برابر دیدگانم محو نشد،برایش خیر طلب میکنم که یکی از دستان خداوند برای باز کردن دری بود که زده بودم.دیدم خالی از لطف نیست بخشی از معنی سوره رعد را بذارم تا همگی لذت عشق پروردگارمان را درک کنیم.

    چرا که خداوند نعمتی را که به مردمی داده است به بلا ومحنت تبدیل نمیکند تا اینکه آنان خود،خویشتن را دگرگون سازند وبه کفر وناسپاسی روی بیاورند.

    برای کسانی که دعوت پروردگارشان را اجابت کرده اند نیکوترین فرجام خواهد بود.

    باز آمدگان به سوی خدا کسانی اند که به او ایمان آورده اند و دلهایشان به یاد خدا آرام میگیرد،بدانید که تنها با یاد خدا دلها آرامش می یابد.

    کسانی که ایمان آورده وکارهای شایسته کرده اند،چون دلشان به یاد خدا آرامش یافته است خوش ترین زندگی را خواهند داشت وبرای آنها فرجامی نیکو خواهد بود.

    پس آیا خدا که بر هر شخصی چیره است و همه امور را او تدبیر میکند شریک دارد؟

    خداست که در هر زمانی آنچه را بخواهد میزداید وآنچه را بخواهد استوار میدارد.

    زیرا تدبیرها همه از آنِ خداست .اوست که میداند هر کسی چه فراهم می آورد.

    ?????????????????????

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  3. -
    مسعود یاری گفته:
    مدت عضویت: 2712 روز

    سلام خدمت استاد عزیز

    من یک سال نیم هست با شما وسایت شما اشنا شودم.

    استاد امشب فایل شما رو دیدم

    حرف شما کاملا درست خدا هست

    خدا وجود داره حرفی شما اشک شوق بر من جاری کرد من هروز دستان خدا رو میبنم خدا هروز برای من معجزه رخ میده من همش با خدای خودم حرف میزنم من به خدا شک داشتم وارد ثایت شما شودم برای کسب ثروت ولی به خدا خدا،اینجا خدای خودم شناختم استاد من تا اخر عمرم این راه ادامه میدم

    خدایا شکرت که دستی به من معرفی کرد بنام استاد عباس منش

    ازخدایا سپاس بخاطر بنده خوبی بنام استاد منش که مسیر رو برای ما هموارکرد ومن وخیلی ازدوستان به این راحتی به خدای بزرگ وصل شیم.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  4. -
    احمد دل گرم گفته:
    مدت عضویت: 3624 روز

    سلام خدمت اعضای خانواده ام (اعضای گروه تحقیقاتی عباس منش)

    خدا را سپاس گذارم از این که منو رو با این خانواده آشنا کرد

    در مورد این قسمت از داستان زندگی استاد: انگار یک لحظه احساسی به آدم دست میده که خدا نسبت به استاد لطف ویژه ای داشته که همچین رویادی رو در زندگی ایشون پدید اورده و اگر من هم در چنین موقیتی قرار میگرفتم(یا هر کسی) این طور در مورد خدا صحبت میکردم و میپرستیدمش و موفق میشدم و . . . .(یعنی یه جورایی باور داریم که خدا نسبت به ما لطف کمتری داره) .

    اما در اصل(قران)(قانون) چنین نیست: بعد از چند لحظه تفکر مثال های افرادی(حداقل 2 نفر در روستامون) به ذهنم اومد که در وضعیتی به مراتب بدتر از استاد قرار گرفته بودند اما نتیجه ای بعد از گذشت چیزی حدود یکیشون 4ودیگری6 سال از آن رویداد در زندگی آنان مشاهده نمیکنم و ……………………….. اینطور نیست که موضوع شروع یکتا پرستی حتما باید به یک حادثه مرتبط باشه یا حتما باید فرد خاصی باشی تا یکتا پرست باشی.

    قبل از آشنایی من با این سایت یک جورایی من “طارق الصلات”بودم…….البته دلیل اینکه من اصلا نماز نمیخوندم این بود که به من گفته بودن(این باور رو داشتم) خداوند افرادی رو که اصلا نماز نمیخونن با یه توبه و برگشت به سمتش میبخشه… اما در مورد افرادی که نمازشون گهگاهیه و از روی بیکاریه یا هر وقت عشقشون کشید بخونن هروقت نه نخونن!!!!!!!! دیگه خداوند به این سادگی اونارو نمیبخشه یا جزء گناهان کبیرست

    و یا

    مثال : قران رو حفظ نکن یا بکن اما اگر قران رو حفظ کردی و بعد فراموش کردی گناه فراموش کاریت بیشتر از ثواب حفظ کردنته.(باعث میشه آدم پیش خودش فکر کنه…اصلا چه کاریه که من انجام بدم….یعنی داره به من میگه برای نزدیک شدن به خدا باید خیلی خیلی و همیشه در زحمت باشی )

    مثال: هر کسی مشروبات اکلی مصرف کنه !!!!!؟با خوردن اولین قطره!!!!!؟ ایمان وجودش مانند پیراهنی که شخص از تن خود بیرون می آورد !!!!!!؟ از وجودش خارج میشود و این شخص تا 40 روز نمازش قبول نیست و انگار با مادر و خواهر و عمه و خاله ی خود فلان کار را کرده.

    شما به من بگید یک شخص چقدر باید آگاه باشه تا بتونه پس از انجام کاری خطا…خودش رو ببخشه و خدایی رو باور کنه که با انجام تمام خطاهای گذشته باز هم با آغوشی باز و عاشق تر از مادری که فرزندش را گم کرده…منتظر توبه کردن و برگشتن بندشه.

    خیلی مثال های زیادی رو باهاش مواجه شدم ….. اما از همان دوران نوجوانی با این افکار مخالف بودم(از چیزی حدود10سال پیش) ….. اون موقه ها فکر میکردم برای توجیه این نوع افکار اشتباه باید دلایل منطقی!! داشته باشم تا بتوانم دیگران! را قانع!!کنم که حق با من است.

    خداوند را سپاس گذارم از این که من رو با این سایت و خانواده آشنا کرد.

    استاد گرامی از شما و تمام خواهران و برادرانی که نظر میزارن نهایت تشکر رو دارم

    و من هم خودم رو عامل توحید پراکنی میدونم.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  5. -
    مجید انتشاری گفته:
    مدت عضویت: 2483 روز

    سلام خدمت استاد عباس منش و تمامی دوستان گلم الان که این فایلو گوش کردم اشکم در آمد بابت قلمی که خداوند بر دست این دوست عزیز گذاشت تا

    این مطالب رو بنویسد واز زبان استاد خوبم بشنوم خدا را شکر میکنم بابت این لحظه که گوش داشتم که بشنوم و لذت ببرم

    استاد شما باید باشی که صدای خدا را به گوش بندگانش برسونی از خداوندت سپاسگذارم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  6. -
    آینا راداکبری گفته:
    مدت عضویت: 3647 روز

    سلام

    استاد، شما با تمام وجود چند سال خودتان راعوض کرده اید، این کار کار الکی و بی خودی و ساده نیست ، چون ما هم، در راه شما هستیم و رهبر ما مدیر ما شما هستید ، به همین راحتی نیست که تغییر هویت و شخصیت داد، یک راه عمیق و مسیری عمیق است آفرین به شما ، و من خیلی خوشحالم که پشت سر شما دارم می آیم و از راهنماییهای خوب شما استفاده می کنم .

    استاد شما خلاقیت زیادی به خرج دادید تا شخصیت خود را عوض کنید و خلاقیت هم ذاتی نیست و اکتسابی است خدا را شکر

    شما به دقت به همه چیز توجه داشته اید ، نعمتها و زیباییها را دیده اید و قدم برداشته اید و حالا دیگر به بودنشان عادت کرده اید و این عادت شما باعث نادیده شدن همان چیزهایی شده است که باید از بین می رفته است .

    وقتی زندگیتان شیرین بوده است گفتید ممنون و جشن شادی گرفته اید، و وقتی زندگیتان شیرین نبوده است گفتید ممنون ولی رشد کرده اید.

    شما به کار خود ایمان داشته اید و خود متکی به خود عمل کرده اید با خود و خدای خود

    شما مثل اکثر آدمها نبوده اید ، آدمهای زیادی خیلی راحت از رویای خود دست می کشند، ولی شما این طور نبوده اید، برای خیلی آدمها باخت قابل قبول است، ولی برای شما قابل قبول نبوده است.

    خداوندا تو از طریق عباس منشت:

    اصول و مبانی زندگی را که نمی دانستم یادم دادی

    خدایا تو مرا هدایت می کنی و مرا راهنمایی می کنی

    خدایا تو مرا از طریق بنده ات ؛ تغییر دادی و خواستی که به تو نزدیکتر شوم

    خدایا تو خواستی که خود کهنه ام را از این جهان بیرون ببرم و می دانم که تو انتظار داری که در جهانی تازه خود زندگی کنم .

    خدایا کمکم کن که باز هم در زندگیم تحولهای تازه داشته باشم

    خدایا تو کلبه ای دنج هستی در خلوت آرام ذهنم

    خدایا یکسره تو را مرور می کنم و شکرگزار تو هستم گذشته ام را رها کردم و می گذارم انگیزه با تو بودن مرا به اهدافم برساند و با راهنمایی بنده خوبت برق در نگاهم موج می زند.

    موفق باشید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  7. -
    مهناز سروش گفته:
    مدت عضویت: 2427 روز

    سلام به همه عزیزان

    این فایل پر از درس هست و تمام زندگی پر هستش از درس تو این فایل با توجه به توضیحات استاد اگه دقت کرده باشیم برای همه ما تو یک مرحله ای از زندگی اتفاقاتی افتاده تا ما به خودمون بیایم تا درس بگیریم اما ۹۰ درصد افراد همین که شرایط خوب میشه همه چیز رو فراموش میکنن و دوباره روز از نو روزی از نو منم یه بار یه تصادف شدیدی کردم که خیلی از این اتفاق درس گرفتم هر کاری بخوام انجام بدم یه لحظه میگم شاید فردا نباشم پس تا میتونم از امروزم بهترین استفاده رو باید بکنم و یک انسان واقعی باشم تا جایی که بتونم اون کارایی که تا حالا دوست داشتم انجام بدم اما انجام ندادم دونه دونه دارم اونا رو انجام میدم خلاصه خدا رو شکر خودم از خودم راضیم میدونم که خداهم از من راضیه خدا رو شکر به خاطر تمام لحظه های زندگیم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  8. -
    مهدی اسلامی گفته:
    مدت عضویت: 2554 روز

    سلام خدمت همه عزیزان اول از همه از خدای خوبم سپاسگذاری میکنم به خاطر هدایتم به خانواده خوب عباسمنش وبعد از استاد عزیز که با راهنمایی هاشون قرانی که تو خونه هامون بدون تفکر و تعقل خاک میخوره رو در دستان ما جای داد خدایا شکرت ممنونم ازت وارزوی سلامتی و سعادت برای تک تک عزیزان

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  9. -
    ديبا مفاخري گفته:
    مدت عضویت: 2373 روز

    سلام بر سفیر عشق

    استاد عزیزم عاشق تکاه توحیدی شما هستم

    خدا رو با همه وجودم احساس میکنم . یه جایی گفتین لازم نیست تکرار کنید من باور میکنم لازم نیست تکرار کنیم باید باور کنیم باید خداوند رو با همه وجود احساس کنیم .

    میدونیز فرق شما و اموزش شما با سایر اساتید اموزش در اینه شما ودتون هستید شما به او وصل هستید نگاه شما توحید رو فریاد میزنه

    هرگز قراموش نمیکنم وقتی سه ماه پیش اولین عکس شما رو دیدم انگار گم شده ام رو پیدا کردم نگاه شما سراسر باور بود .

    شما سراسر خلوص هستید و باور .

    امشی به دلیل اینکه نت نت ضعیف بود لب تاب را به سالن بردم کنار مادرم این ویدیو رو تماشا کردم و خوشحال بودم با مادرم میبینم کم کم شروع کردم از ترس صحبت کردم اینکه ادمی که بترسه مسلمان نیست و کلی صحبت ولی واقعا هیچ تاثیر خوبی روی مادرم نگذاشت.

    حتی از من خواهش کرد کم به این مطالب گوش دهم .

    اینج بود که خدا رو شکر کردم که من خود جوش از کودکی عاشق دا بودم اونهم به سبک خودم سبکی که دیگران من رو کم عقل میدونن خدا رو سپاسگزارم که در مسیر توحیذ قرار گرفتم و از خداوند میخواهم هرگز دست من رو رها نکنه

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  10. -
    گلابتون خوشبخت گفته:
    مدت عضویت: 3503 روز

    سلام استاد عزیزم

    وقتی راجع به حادثه اون انفجار و فرصت دوباره زندگی کردن و پیدا کردن رسالت خودتون گفتید یاد ماجرای خودم تو هفته های اخیر افتادم .ماهها است که توی نت موبایلم تو فایل درخواستها۱. از خدا میخوام که ایمانم رو قوی کنه و من آدمی باشم که توحید عملی رو در زندگیش عملی کرده .چرا خواستم ایمانمو قوی کنه چون از بی ایمانی خیلی زجر میکشم اینکه میگم زجر میکشم حقیقت محضه.انقدر آدم مضطرب و نگران و ترسویی هستم که در هر اتفاق وقتی نجوای شیطان شروع میشه من هزار بار میمیرم قبل از اینکه اون اتفاق افتاده باشه و چقدر سخته .من در تصادف برادرم رو ازدست دادم و ترس از دست دادن عزیزانم خیلی اذیتم میکنه مدتهاست که با گوش دادن به فایل ترس و ایمان شما و همچنین نوشتن سناریوهای قشنگ سعی میکنم با این حالتم مبارزه کنم و هر وقت اتفاقی میفته که منو نگران میکنه ( مثلا تلفن جواب ندادن خواهرم) شروع میکنم به نوشتن که خداوند پناه عزیزانم است.

    هیچ برگی بدون اذن خداوند نمیفتد پس نگرانی من بیهوده است و….

    ۲.ماههاست که از خداوند میخوام که تایم آزاد برام فراهم بشه که فقط روی باورهام، باورهای توحیدی،باورهای ثروت آفرین کار کنم و همینطور زبانم تا بتونم آیلتس بگیرم و مهاجرت کنم

    و اما اتفاقی که افتاد :

    تو همین گیرو دار شیوع کرونا من شروع کردم به سرفه کردن و ته گلوم داغ شدو رفتم دکتر که گفتن آنفولانزاست اما ممکنه علائم اولیه شروع کرونا باشه و بهتره از افراد مسن و باردار و بچه ها دوری کنم و دوباره طبق معمول چنان اضطرابی به جونم افتاد که داشتم میمردم سریع اومدم خونه و خودمو تو اتاق قرنطینه کردم و ظرفهامو جدا کردم و هی راجع به کرو نا خوندم ترس از بیماری یک طرف ترس از ناقل بودن و انتقال اون به خانوادم از یک طرف دیگر .

    استاد با اینکه ۴ ساله که با قوانین آشنایی پیدا کردم و سعی میکنم رعایت کنم تازه فهمیدم که چقدر کنترل ذهن سخته!!!یعنی به هر دری میزدم کرونا رو بی خیال بشم ولی ….

    حتی نمیتونستم غذا بخورم حالت تهوع داشتم ،تازه استاد لایوتون رو که دیدم راجع به این مسءله یکخورده حالم بهتر شد (واقعا سپاسگزارم که در هر موقعیتی سعی دارید ما رو به مسیر درست هدایت کنید و سپاس فراوان بابت لایوتون)چند بار گوش دادم و به توصیه هاتون را جع به گوش دادن فایل های آرامش در پرتو الهی عمل کردم تا حالم بهتر شد .خلاصه یک شب برای خدا نوشتم که آخه خدا جونم من که همش تو در خواستهام دارم مینویسم چی میخوام چرا این اتفاق افتاد خدا جونم مگه ننوشتم ۳.من دیگه میخوام ازین به بعد وقتمو صرف لذت بردن از زندگی و رشدو پرورش خودم بکنم

    خدایا یعنی داری منو هدایت میکنی ؟

    خدایا کمکم کن ،خلاصه سرتونو درد نیارم شروع کردم به سناریو نوشتن سناریو اینکه فردا صبح بلند میشمو سلامتم و هیچ حس بدی ندارم و کرونا در کار نیست و سرفه هام برای حساسیتم هست ( ته وجودم فکر میکردم حساسیتم اوت کرده باشه)ولی بازم نجوای شیطان ولم نمیکرد

    بعد از ۴ روزی که به سختی گذشت پیش دکتر متخصص گوش و حلق و بینی خودم رفتم و گفت که علائم مربوط به حساسیته نمیدونید چقدر دنیا قشنگ شد

    برای خدا نوشتم که خدایا چقدر سلامتی نعمت خوبیه و اینکه تا چیزی رو از دست ندی قدرشو نمیدونی

    خدایا چقدر همون لحظه ها و روزهای عادی زندگی زیبا هستن وقتی که هیچ خبر بدی نیست و یک روز عادیه حالا میفهمم که استاد میگن از چیزهای کوچک هم میشه لذت برد و میشه بخاطر سلامتی ،سقف بالای سر همین رختخواب گرم و نرم سپاسگزاربود و لذت برد یعنی چی

    و اما از هدایت خداوند بگم برای داشتن زمان کافی و آزادی که خواسته بودم

    بخاطر سرفه کردنم و اینکه خوب تو این شرایط همه از سرفه میترسن😷تصمیم گرفتم دورکار بشم و مدیرم هم موافقت کرد یعنی ۱۵ روز تایم آزاد و بعدش هم که تعطیلات عیده و باز هم وقت آزاد و قرنطینه خانگی و فرصت کافی برای کار کردن روی خودم بقول استاد تو زمانی که همه در جا میزنن یا کند پیش میرن بهترین زمان برای کارکردن روی خود و پیشرفت هست

    یکجورایی احساس میکنم با این اتفاق خداوند خواسته قدر نعمت سلامتیمو بدونم

    به تایم آزاد برسم

    شایدم استاد رسالتمو مثل شما تو این زندگی پیدا کنم

    چون درخواست ۴امم پیدا کردن طرح الهی زندگی و مسیر واقعی هست و یکجورایی دوست دارم طرح الهی زندگیم طوری باشه که به انسانها کمک کنم حس بهتری داشته باشن وتواناییهاشونو بشناسن و از زندگی لذت ببرن

    استاد یکجورایی حس میکنم هدایت خداونده که منو پیش میبره

    به امید روزی که من هم مثل شما با ایمان بشم و تو حید عملی داشته باشم و به هرچیزی که میخوام برسم و به بشریت کمک کنم .

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای: